All language subtitles for USS.Seaviper.2012.720p.BluRay.

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه ی"وقت نمایشه"تقدیم میکند مترجم : Hadis ashowtime4.org

اگوست , 1994 اوایل صبح کیل , المان

سپتامبر , 1944 ساعت 7:00 نزدیک جزیره ی سوماترا

دوباره همون سمت پرواز می کنیم یه مشکلی اونجا بوجود اومده

-?جرج , لنگرگاه رو میبینی -اماده باش

ده درجه به راست بپیچ

انجام شد

انجام شد

-بهمون شلیک شده -فرود بیا

-موافقم -بال 1. به من وسیله ی اورژانسی رو بده

ورودی چپ گاز بسته شد برش سطح متوسط

لولوی کوچک. مرکز , مرکز .ژاپنی ها

19.30 مرکز فرماندهی ,اوهایو

-فرمانده -کاپیتان , بشین

به خاطر تعلیق عذر خواهی می کنم

-لورا چطوره؟ -خوبه , قربان

-ویسکی ؟ -نه , ممنون میل ندارم

-رو نجات بدی؟ (افعی دریاSEAVIPER چقدر سریع می تونی -ظرف 24 ساعت

تو 12 ساعت فرصت داری

ما یه پیغام از لحطات سقوط هواپيما رو داریم

لولوی کوچک مختصاتش یه جزیره کنار سوماترا است

پیغام متلاشی شده بنابراین نتونستیم کاملا متوجه بشیم

در اینجا شرح مفصل، از آنچه ما فکر می کنیم در این جزیره اتفاق می افتد , هست

رییس جمهور روزولت از من خواست تا کاپیتان بهترین زیر دریایی رو بفرستم

-متوجه شدید؟ -بله , قربان

موفق باشید

سقوط کرده . جزیره ای نزدیک سوماترا c-47 خلبان های هواپیما های

تکون نخور

-جانی تکون نخور -دیدیش؟

-تو زیردریایی المانی رو دیدی؟ -مهم نیست , تو نباید حرف بزنی.

مادر , مری...

مشکلی نیست فقط دووم بیار

با من بمون, جانی.

لعنتی!

جانی! !جانی

05:00. هتل رویال هاوایی

این خیلی بده بو گندو ها. مادرت نسبت به غمار کردن بهت هشدار نداده؟

ولی مطمئنم که حتما گفته که خدا رو بپرست.

-دهنتو ببند , کارتر -تو دست بده

این واسه تو

منم هستم

دلم میخواد شما بچه ها احساس تنهایی کندی

یا مسیح

به من هم 2 تا بده

مواظب باش

- کارت بی کارت - نه

من با سه تا شروع می کنم نوبت تو هست و فندکتم بده به من.

- من این3 تا رو می بینم - من این3 تا رو می بینم

و 3 تا دیگه هم افزیش می دم

پس من میکشم بیرون. امیدوارم امتیاز کامل رو بگیری

- این به تو بستگی داره - من به اندازه کافی برای برد ندارم

- چطوره تقلب کنم؟ - درست بازی کن تا کسی بهت شک نکنه

یادته سر چی عهد بسته بودیم و شرط چی بود...

- چطوره از ساعتی که از من دزدیدی شروع کنیم... - دزدیده بودم

من?

پس تو می خوای ساعتت رو پس بگیری

می دونی , اینو راحت میشه از قیافت فهمید بچه خوشگل

چطوره من کارت هامو رو کنم.

نمی تونی و این کار رو هم نمی کنی

هی رییس , بزار ساعت رو ببینم

هی انجا یه چیزی نوشته شده میکه "برای ساموئل کاتر از طرف رابرت ای لی

"1864"

الانی که سال 1944 و سپتامبر لعنتی میشه...

- 80 سال. - واقعا , رست میگی?

می دونی چیه کاتر? تو مرد بزرگی هستی.

- بگو ببینم رییس ,این ساعت رو چجوری گیر اوردی? - دزدیدش.

رییس دزدید? کی امتیاز کامل رو گرفت?

- من تو اخرین بازیمون اون رو بردم. - میشه ببینم?

این واقعا از طرف رابرت لی هست از دوران جنگ داخلی?

- مثل اینکه دارم به تاریخ دست می زنم. - ژنرال لی این رو به عنوان هدیه به پدربزرگم داد.

- چند تا جنگ رو کنار هم بودن. - خیلی خوب میولی , بدش به من.

ژنرال لی قهرمان منه. خوانوادم بعد از جنگ رفتند به کارولینای شمالی

- مزاحم های زیادی اون موقع به شمال می رفتند. - به خوانواده ی من میگی مزاحم?

مشکلی نیست, میولی.

خوب چی کار می خوای بکونی? مثل یه بازنده جا می زنی -

- یا هممون رو با از بین بردن ساعت سورپرایز می کنی.

رییس بیخیال شو , دیگه دیروقته

تو چی داری? نشونم بده.

تو خیلی ساده هستی مرد.

- بزار کارت ها رو ببینم کاتر. - داغون شدنت رئ می بینم.

تو یه بازنده ای , همیشه باختی و الان هم می بازی.

بزار ببینمشون.

دست کامل, سه تا شاه , دو تا سرباز

یه چهارتایی. چهار تا ده.

- تو باختی. - اون ساعت یه گنجه خوانوادگیه.

دیگه نیست. تو باختی - و راستی

- ؟پدرت , فرمانده ویرجینیا بهت هشدار نداده بود که بازی نکنی

به تو همهشدار داده نشده بود که به دور از زنهای مردم بمونی?

- وگرنه میشی شبیه پدرت? - ای حرومزاده!

- بسه دیگه, اروم باش رییس. - از نصیحت کردن هات خوشم نمیاد.

میدونید چیه الان وقته یک صحبت مردونه با کاپیتان جوش اورده هست.

امطمئنا دوست دارید که راجع به خانم کولپپر و رییستون بدونید.

- داری منو تهدید می کنی? - این ساعته منه.

دو هفته بعد. 06.00. جنوب سوماترا.

دیدبان ها برین پایین. عرشه‌ رو تخلیه کنید. شیرجه بزن! برو پایین برو پایین.

پیام ورودی قربان نمی تونم دریافتش کنم

عمق پریسکوپ.

دریچه ی اصلی بسته و امنه.

یه گروه رو در 5,500 متری داریم. پریسکوپ رو ببر بالا.

- میولی, فاصله تا هدف? - قربان.متر , 3,600

- می تونیم بزنیمشون و از صحنه محو شیم. - قربان نمی تونیم پیغام رو تفسیر کنیم.

ما اومده ایم تا اون خلبان سقوط کرده رو پس بگیریم

ما اون بدبخت رو می گیریم و می فهمیم که تو این جزیره لعنتی چه خبره

پریسکوپ رو ببر بالا

- فاصله تا هدف رو تایید کن. - 2,700 متر.

پسرا , مثل اینکه یه جشن پر از خشونت داریم یه تانکر 10,000 تنی داریم -

- و یه کشتی باری , یا مهمات , یا جهنم.

و 2 تا ژاپنی احمق که زنهاشونو می برن اتاقشون پریسکوپ پایین .

نطرت چیه? میگم اول تانکر رو بگیریم و بعد کشتی باری رو?

- ذهنم رو خوندی. - پریسکوپ رو بیار بالا.

محفطه های 1 ,2 , 3 , 4 و در خروجی رو باز کن.

محفطه های 1 ,2 , 3 , 4 و در خروجی رو باز کنید.

اول تانکر رو میزنیم با 36 درجه از سمت راست شروع کن.

قفل روی هدف. با دو سوم سرعت.

با سرعت دو سوم رو به جلو

اخرین کشتی پشت تانکر هست.

- داریم به برد. 1800 متر می رسیم - تا قبل از ضربه چقدر باید نزدیک بشیم?

یه چند صد متر تا بتونیم موشک رو شلیک کنیم. پریسکوپ بالا.

اونها دیدنمون.

- فاصله , 1800 متر. - قربان یه تخریب کننده داره با سرعت بهمون نزدیک میشه.

موقعیت 80 درجه ای سمت راست کشتی چنده?

- 2-5-5. - اژدر رو اماده کن.

من دستورات نهایی رو میدم پس اماده باشید برای شلیک محفطه های 1 و2 و3 و4

- حول محور0-5-5. -محفطه های 1 و 2و 3و 4 اماده اند.

- اژدر اماده است. - هدف نهایی علامت گذاری شه.

- هدف 2-7-0. - هدف 2-7-0 قفل شد

فاصله.

1.370 متر. تخریب کننده تقریبا پشت سرمونه قربان.

- اولی رو شلیک کن - اولی شلیک شد.

- دومی رو شلیک کن - دومی شلیک شد.

- مخرب .تا 2 دقیقه ی دیگه بهمون میرسه - پریسکوپ پایین.

- فرمانده , تا به حال قایقرانی کردی? - قربان?

تا به حال قایقرانی کردی?

من و برادر کوچکترم جک وقتی بچه بودیم قایق درست می کردیم

با هم تو پارک مرکزی قایق سواری می کردیم

وقتی جنگ تموم شد می تونیم بریم قایق سواری ... با قایق من

- در اطراف کیپ کاد و مارتا .

خیلی خوبه قربان.

- سومی رو شلیک کن - سومی شلیک شد.

- چهارمی رو. شلیک کن - چهارمی شلیک شد.

- مهمون داریم قربان. - به عمق 76 متری می ریم اماده ی بمب دریایی.

اماده سازی برای بمب دریایی در عمق 76 متر

- قربان , صداهایی به گوشم می خوره.. - فرمانده , وضعیت شلیک اول؟

10 ثانیه.

- 45 متر. - 5 ثانیه.

- 53 متر. - صبر کنید.

به تانکر خورد , قربان.

- اژدر دوم برخورد کرد ,قربان. - موشک دوم قربان.

- خوبه ادامه می دیم. - 68 متر.

اژدر 3 برخورد نکرد.

اون نزدیک بود . 76 متر.

.2تا از 4 تا بد هم نیست

- برخورد کرد قربان. - شلیک خوبی بود , قربان.

سه تا از چهار تا . بد نبود . اصلا بد نبود .

از انجا میریم, بریم به عمق 84 متری

ببرش به عمق 84 متری

قربان , به نطر عجیب مید ولی تخریب کننده داره میره

میولی میگه ناو شکن جهتش رو عوض کرده

- چرا؟ کسانی که موندن رو نجات بده - شاید چیز مهم تری باشه.

همچنین قربان , ما خلبانی داریم که باید نجاتش بدیم

میریم به سمت لولوی کوچک. باید توی جزیره ی کوچک اونو نجات بدیم.

وقتی رسیدیم اسلحه و مهمات می خوایم. فرمانده , من و گالاهار برای اطمینان میریم.

- شلیک نکن ممکنه که خلبانمون باشه. - بله ,قربان.

- لولوی کوچک تویی? - اره منم. ممنون که اومدید.

- زود باش باید از اینجا بریم. - نه , فعلا نمیتونیم بریم .

- چرا؟ منطورت چیه؟ - من 2 تا از سربازهای خودی رو به عنوان زندانی توی یه پایگاه ژاپنی ها وسط جنگل دیدم

من هرروز میومدم اینجا تا ببینم کسی میاد سراغم یا نه؟. باید بریم و اونها رو برداریم بسیار خوب , بیاید اونها رو از اینجا برداریم و بریم.

زندان سربازهای در طول جنگ جنوب سوماترا.

تو بمن دروغ گفتی , انگلیسی حرومزاده لوییز زنده می خواستش.

من خوابم برد بعد تو سیگارم رو دزدی و کشیدیش و

اونو کشتی نیپ . تو به کشورت خیانت کردی , حرومزاده.

قدم بعدی پیه؟ رادیو رو درست کنی و به ما نگی؟

من بهت لطف هم کردم تازه, اون جونه لعنتیت رو هم نجات دادم.

من به اون زرد پوست لعنتی اهمیتی نمی دم.

من دیگه به این جنگ اهمیتی نمیدم.

من یه انتخابی کردم گاوچرون درست مثل جپس

اگه راه نری میمیری و اون نمی تونست راه بره.

تازه , خیلی وقته که رفته. کی میدونه که بر می گرده.

شما انگلیسی ها شبیه هم هستید, خود خواه جون عزیز لعنتی.

من چی? نمی تونم راه برم.

منم میمیرم? تو منو اینجا تنها میزاری ?

شما امریکاییها چیزی بیشتر از گانگستر های لعنتی و گاوچرون نیستید.

گاوچرون ها و گانگستر ها؟ به اندازه کافی جا تو کشتی هست که ببریمتون خونه.

میریم دمه ساحل . با قایق بر می گردیم به زیردریایی.

- چه بلایی سر جپس اومده؟ - دیگه میشه غذای میمون ها.

- این دو تا رو از کجا میشناسی? - تو ساحل دیدمشون.

اونها چند روز بعد از من سقوط کردC-47 هواپیمای

- کاپیتان , جپرسون مرده . اطلاعات دیگه ای؟ - انگار گفت نه!.

کاپیتان 3 ساعت وقت داریم. تا قبل از طلوع خورشید باید بریم.

- باید سریع حرکت کنیم. - اونجا پر گشته.

گالاهر , برو سراغ لباس جپرسون ببین چیز بدرد بخوری پیدا می کنی.

- یه بار دیگه بهم بگو فکر می کنی اون ور چه خبر باشه? - من از هر چیزی که دیدم مطمئنم کاپیتان.

من وقتی اون ها رو توی لنگرگاه‌ دیدم عکس هم گرفتن

رفتم جلوتر ولی اونها مارو دیدن و شروع کردند به شلیک کردن

کمک خلبانم نجات پیدا نکرد. یه ژاپنیه اونو کشت.

- مرکز فرماندهیشون شامل اطلاعاتی میشه. - جپرسون چیز خاصی نداشت.

- عکس های کیا رو با هم گرفتی? - یه ناو شکن ژاپنی و یه زیردریایی المانی.

یه زیردریایی , اینجا? المانها وسط اقیانوس ارام چه غلطی می کنند?

اون المانی نازی قبل از انکه به مقصدش برسه , سوخت تموم کرده ,

من یه دستور مستقیم از طرف رییس جمهور روزولت گرفتم تا مختصات رو جابجا کنم

- این یه ماموریت محرمانه است. - میدونی که نمیتونیم انجامش بدیم , مگر اینکه اطلاعات رو داشته باشیم فرمانده , گالاهر و بقیه رو ببر سمت قایق

ستوان لوییز و من هم جزیره رو جست و جو می کنیم

کاپیتان , بهتره که شما برگردید سمت قایق و من اینجا بمونم ریسکش خیلی بالا است قربان و با تمام احترم این مربوط به یک زیردریایی مهم هست

- و اون یه کشتی سفری بیش نیست. - فرمانده , می خوام تو و گالاهر برگردید به قایق

- فرمانده ,می تونم یه اسلحه داشته باشم؟ - البته . به من بگو لوییز

شاید تو برادرم جک کینان رو بشناسی . خلبان نیروی دریاییه - به مدت دوساله که مرده فرض میشه. - شرمنده , با توجه به اسم چیزی دستگیرم نمیشه.

- اسلحه جی شد ? - بله , حتما.

- به دقت گوش بده , فرمانده. - بله , قربان.

جانشین فرمانده ادم خوبیه, می تونی بهش اعتماد کنی, وگزارش بدی, -

- ولی نزار کسی گزارشاتت رو متوجه بشه. کاتر کسیه که باید مراقبش باشی.

- کارش زمان خاص خودش رو داره. - بله قربان

موقعیت فعلی و سکوت رادیویی رو در نظر بگیر رندوز 3.00 فردا روی ساحل اگر من شکست خوردم اطلاعات رو توبرسون

حمله نکن , تکرار می کنم به زیردریایی حمله نکن.

با اون حروزاده ها قراری دارم که خودم به هیئت مدیره اطلاع میدم.

- این یه دستور مستقیم هست , متوجه ای؟ - بلند و واضح , قربان.

از عرشه صحبت می کنم. یه ناوگان در 90 متری در سمت راست داریم.

قربان یه مخرب در 3600 متری ماست . در جهت 1-2-0.

عرشه به گوش باش, یه ناو شکن مخرب در 3600 متری ماست . در جهت 1-2-0.

موقعیتت رو حفظ کن. به خودمون نزدیکش می کنیم. اماده ی درگیری باش

لعنت به تو. اون هممونو به کشتن میده

- اون نباید جون مارو به خطر او زیردریایی به خطر بندازه. - کاپیتان توی کشتی هست.

دیدبانی بره پایین عرشه رو تخلیه کنید. برید پایین , پایین

- خوش اومدی فرمانده. - کاپیتان کجاست؟

شناسایی می کنه از طریق پریسکوپ نگاه کن.

- محفظه های 1 و 2و 3 رو پر کنید - عمق پریسکوپ و محفظه های 1 و 2 و 3 رو پر کنید

- محفظه های 1 و 2و 3 پر شد. - فرمانده , زاویه 2-5 به سمت پورت قفل شد.

- مختصات. - 1-1-2.

- با دو سوم سرعت. خروجی ها رو باز کنید - به سرعت داره نزدیک میشه.

- مختصات 60 درجه چیه؟ - 1-0-5.

- فرمان اخر رو من میدم , بعدش شلیک می کنیم. - خروجی ها رو باز کنید.

- محفظه های 1 و2و3 اماده باش - محفظه های 1 و2و3 اماده باش

- علامت گذاری نهایی. - 1-0-0 قفل شد.

- شلیک کنیم? - 1,800 متر.

رو هدف قفله شلیک کنیم؟

- 1,371 متر قربان. - قربان , داریم از دستش می دیم...

- پریسکوپ بره پایین. - دقیقا بالا سرمونه قربان.

- همون موقع باید شلیک میکردیم. حالا باید پرواز کنیم! - زیردریایی رو ببر به106 متری

محدودیت این زیردریایی 90 متر است , قربان .

76 متر.

بمب ها رو رها کردند.

91 متر!

میلشی و بارتیمو برید به اتاق کنترل , الان!

فرمانده , جواب نمیده

اون بیهوشه.

یا احتمالا بهوشه باید ببریمش به خوابگاهش.

جدی؟ من باید دستور بدم ها!.

99 متر. فشار و تخریب تهدیدمون می که.

- بهتر نیست تو 99 متر بایستیم , قربان؟ - فرمانده , ببرش به 106 متری.

موتور ها رو خاموش کنید و سکوت را رعایت کنید صبر می کنیم , بعدش اون محفطه های لعنتی 1 و 2 روشلیک می کنیم

الان دیگه نوبته منه که بترکونم و برم جلو!!!

Doc.

هی دکتر ؟ دکتر؟

- تا بحال ایلیوی تو هاوایی بودی؟ - نه , چطور مگه؟

دکتر زن. با موهای بلند مشکی و چشم های تیره.

تمووم روز بوی نارگیل و گلهای وحشی میدن!

و از دختراش بگم. همهی حقه ها رو بلدن میدونن چه جوری یه مرد رو ارضا کنن!

می تونی یه دونشو داشته باشی تا این جنگ لعنتی رو فراموش کنی حتی برای یه لحظه هم که شده.

سازدهنی من کوش؟

اینجا پر از یونیفرم نظامی و باباهای که گیر میدن ویه سریا هم فقط زر میزنند

اون دهنتو میبندی و گرنه به خدا قسم میخورم که میزنم -

- گردنتو میشکونم و میزارم جایی که بتونی مدفوعت رو بو کنی!!! اررزو میکردم که الان تواون جزیره ی وایکی بودم-

- توی هتل رویال هاوایی با یه ظرف بامبو و یه گیلاس ابجو و هیچ کاری نکنی به جز اینکه بخوری و بخوابی و شنا کنی و رو ساحل دراز بکشی

و تمام نامه های عاشقونم رو بخونم و دوباره بخونم.

به پشتت هم نخوابی تا یه وقت از رو مبل نیفتی پایین بیدار شی مثل یه تیکه از بهشته هی؟ فهمیدی چی گفتم؟

قافیه سازی می کردم درست مثل اشعار تو

- تو شاعر نیستی! -بارتیمئو بارتیمئو!

بوی اون بد تر از گذاشتن گیریس توی تواته!!!

- خفه شو - بارتیمئو , این یارو رو باید تکونش بدی

- من نمیتونم بوی گندش رو تحمل کنم - اون راست میگه , بارتیمئو

تنفر انگیزه بد تراز نفس کشیدنش

- چرا نمی بریش به انبار - هی نه , امکان نداره.

- نمیشه اون اینجا میمونه. - پس جاتو بهش بده.

هی دخترا بیخیال شید. خفه شید این فقط بوئه

تو انجا بو زیاده و بهتره بهش عادت کنید

- درست مثل بوی بدن خودتون

مطمئن میشم که یه وقت داد نزه محفطه های سوکت دار ممکنه مارو تو رادار بگیره - گوش کن. -ساکت صدات رو میشنوم.

- صدا داره بیشتر میشه. - مواظب باشید الان اتفاق میفته.

میشه خفش کنی

بارتیمئو یه فکری برای سوراخ پاش بادی بکنی

ولش کن

دکتر؟ این دیگه چیه؟ استخوانش؟

پوستش سیاه شده. می تونه قانقاریا باشه؟ نمی دونم, حدس می زنم یه مریضی مربوط به نواحی گرمسیر باشه

گوش کن

دارن میان

صبر کن

- بارتیمئو , باید ساکت نگهش داری - اون خیلی داره درد میکشه.

- و پاش؟ - خوب نیست

- گری هم زیاد خوب به نظر نمیرسه - شوک موشکی بوده

من نمی تونم نفس بکشم

- نمی تونم نفس بکشم - اروم

- اروم باش گری , مشکلی نیست - نمی تونم نفس بکشم!

مشکلی نیست

اروم باش اروم باش

- حالت خوبه؟ - نه حلم خوب نیست

من دیگه بمبی رو نمی تونم تحمل کنم

- فشار توی مغزم داره منو میکشه - اروم باش , اروم

من هیچوقت طوفان صاعقه رو دوست نداشتم

ولی جک , برادرم دوست داشت وهمیشه منو دست می انداخت

اون خیلی از اذرخش خوشش میومد

به من گوش کن فرد . تو باید تحمل کنی این میگذره

محض تفریح!!!

یه عکس از برادرم جک دارم

الان دو ساله که ازش خبری نیست

شاید دیده باشیش؟

تو خانواده ای داری؟

تو انگلستان

- برادری توی جنگ؟ - نه

- یه خواهر - یه خواهر؟

اون به خاطر اینکه توی المان نازی جاسوس بود اعدام شد

جاسوس?

اون و همسرش توی جبه ی فرانسه بودند

شوهرش رو هم کشتند

- مطمئنی که جک رو ندیدی؟ - اره

اکثر زندانی ها توی خط اهن بریتانیایی بودند

چند تا المانی و استرالیایی امریکایی ها رو به خاطر نمی ارم

- خلبان بود - اره.

هواپیماش... کجا؟

- گینه نو . 1942 - گینه نو . 1942...

از بتس پرسیدی؟

اینو میشناسی؟

مطمئنی?

10.30. نزدیک محدوده ی سوماترا

- اون رادیوی لعنتی رو می تونی درست کنی؟ - شاید

اره یا نه؟؟؟

اره

بیا برگردیم به کلبه. تا رادیو رو درست می کنیم

- باید فرمانده رو روی پاش وایسونیم..چجوری؟ - اون ضربه مغزی شده.

باید حواسم کاملا بهش باشه. ممکنه خونریزی مغزی کرده باشه

حافظه ی کوتاه مدش رو از دست داده, که البته ممکنه از بین بره. نمیدونم!!!

تعادلش صدمه دیده, من باید صبر کنم...اون هم همینطوره.

- میدونم که میتونی اونو تا یه ساعته دیگه روی پاش بایستونی - نه فرمانده , قضیه خیلی جدیه

جدیه؟ بگو که اون فقط یه سردرد معمولی گرفته و باید رو پاش بایسته

اون نمیتونه بلند شه و همینجوری فرمان بده

راجع به چی داری حرف مزنی؟ الان وقت کاغذ بازی نیستش که!

وضعیت این زیردریایی خیلی جدیه و کاتر کسی نیست که بتونه فرماندهی کنه

من مطمئنم که سرگرد کاتر کارشون رو بلدن

اون غیرقابل پیشبینی تو خودت می دونی که اون می تونه حتی به پدرش هم خیانت کنه

پدر مقدس , که هنر اسمان ها در پادشاهیه تو است...

و همانطور که ما قرضداران خود را میبخشیم ...

پدر مقدس , که هنر اسمان ها به ما روزی میرسانی.

و ما را در معرض مشکلات قرار نده و بلکه از شر دور بگردان...

بس کن

به اندازه ی کافی شنیدم. اون پدر مقدس تو هست نه من و گوش هم نمید

- چرا , گوش می ده. - اهمیتی نمیده.

- تو ایمان نداری - دیگه نه

کاشاوسکی , اگه می خوای دعا کنی

- ارومتر باش یا برو یه جای دیگه - هی , این جا ماله تو نیست و تو یه مهمونی

اگه می خواد میتونه دعا کنه. تو می تونی بری بیرون

به علاوه , از همه چی میتونیم کمک بگیریم حتی بیشتر از اون بالایی

- فکر می کنی چه جور کمکی می تونی بگیری؟ - یه راه خروج

خیلی رومانتیکی

ادامه بده به دعا کردنت کاشاوسکی

اره...

دعات رو بکن.

دعا کن که قط برای چند ساعت دیگه... زندگی کنی

- دعا می کنی که بمیری - اشتباه می کنی!

من بهت قول میدم که میتونیم ستاره های طلایی بشیم تو ذهن کشور

- ولی الان نه. - کافیه.

تو من و هر کسی که تو این اتاق بود رو اذیت می کنی باید انرژیمون رو ذخیره کنیم نفس کشیدن سخت شده

اروم دعا کن , باشه؟

و با گریس موافقم

از هر چیزی به عنوا کمک باید استفاده کنیم

گریس , با کاشاوسکی برید و میلچی رو پیدا کنید

دستگاه فشار رو بردار و با اتاق اژدر شروع کن

بزن بریم , کاشاوسکی.

- حال بتس چطوره؟ - اون راحته!

همه ی کاریه که می تونم فعلا انجام دبمه

- بهتر نیست که پاش رو قطع کنیم؟ - بله حتما توی یک کشتی امکان پذیره.

نمیتونیم این کار رو بکتیم تو باید همین جا کار رو انجام بدی

- فهمیدی که مشکل پاش چیه؟ - زخم تروپیکام.

- چی? - یه زخم برای نواحی گرمسیریه.از تو یکی از کتابهام فهمیدم

فرمانده , تمام انتیبیوتیک هامون یا اسیب دیدند یا بدرد نمیخورند

من فقط چند تا ویتامین دارم در حالیکه پای او قانقاریای بدی گرفته

بر هر حال باید اتاق افسران رو برای عمل اماده کنیم

نه نه , من نمیتونم پاش رو قطع کنم

امکان نداره من این کار رو قبلا نکردم. و نمی خوام هم اونو بکشم

پس بزاریم همین جوری سر جاش بمیره ببین , تنها امیدش الان تویی

- فکر می کنم تو موفق بشی - عمرا.

- مشکلی براش پیش نمیاد. - امکان نداره , وضعیتش برای عمل خیلی خطرناکه

- اینجا اصلا تمیز نیست. - یه کاری براش بکن.

من تقریبا هیچی راجع به جدا کردن عض بلد نیستم

عفونت های گرمسیری و ...

به محض اینکه پاش رو قطع کنم پاش هزار جور عفونت میگیره

تو نگران چی هستی دکتر؟

من از این جور کار ها دیدم

خیلی زیاد

اون ها همشون جیغ میزنند

- بدون مسکن درد؟ - بدون مسکن دردبدون مسکن درد.

فقط سیگار یا دهنه ی یه وسیله ای

یا یه تیکه چوب بامبو که میزارن تو دهنت وقتی که چهار نفر دارن روت کار می کنن

- مواد توی سیگار... - اونا دیگه چه کوفتین؟

تنباکوی محلی. یه چیز موثر. همه رنگش هست.از نارنجی تا سیاه

هر تیره تر بهتر حتی اگه یه روز ازش استفاده کنی , ممکنه فلج شی

تو از اون سیگار ها داری؟

نه

فردریک , میتونم از کمکت استفاده کنم؟

-به چه وسیله ای نیاز دارید؟ - تقریبا هیچی.

منظورت چیه؟

انگشت هایی که قانقاریا گرفته بود با قیچی بریده میشد . بدون بیهوشی

و ما خوش شانس بودیم. یه دکتر خوب برای نیروهای زمینی. یه مرد المانی

و من نمیدونم از کجا چاقوهای رو میزی و چاقو های کوچیک و انبر گیر اوردیم

- ما از چنگال برای باز گذاشتن زخم استفاده میکردیم. - پس استخون چی میشه؟

اون از چی استفاده کرد تا به استخون برسه

یه اره از قصابی که تو اشپزخونه بود قرض گرفتیم

قصاب هم از یه نجار قرض گرفته بود

لطفا , به کمکت نیاز دارم

من دکتر نیستم

بتس میمیره بدون تو نمیتونم این کار رو بکنم

- تو باید کمک کتی. تو تنها کسی هستی که اون عمل رو دیدی - من میتونم یه رادیوی خراب رو تعمیر کنم.

اما من نمیتونم یه بدن شکسته رو تعمیر کنم!

همون طور که گفتم , من دکتر نیستم اونهایی رو هم که کمکشون کردم , مردن

من یاد گرفتم که از مرگ دور باشم

توی اردوگاه , مریض ها رو از مریضترین ها جدا می کنن

مریضترین ها میرن بیرون تا کار کنن چونکه میدونند که قراره بمیرن

حله

- اروم کار کن - میولی , چی میشنوی ؟

هیچ صدایی از کشتی نیست , قربان ناو شکن حتما رفته

به نظر می رسه که رفته ولی من میگم که هنوزم اون بالا منتظره

اگه سریع باشند , راحت می زننمون من پیشنهاد میکنم که همینجا زیر اب اروم بمونیم

از طریق پریسکوپ می بینیم

اگه ژاپنی ها ما رو ببینن بهمون حمله می کنند

- از طریق پریسکوپ می بینیم - قربان , صدمات زیادی از طرف بمب ها دفعه ی قبل بهمون وارد شد

- می تونیم با شیرجه از دستشون فرار کنیم؟! - از طریق پریسکوپ یه نگاهی میندازیم

پس مارو ببر به16 متری و مواظب باش حباب نره روی سطح اب!

دید از طریق تلسکوپ KG 45 تخلیه هوا تا

امنه و دریچه ی منفی بسته شد عمق پریسکوپ در 16 متری

پریسکوپ رو ببر بالا

هیچ دشمنی دیده نشد پریسکوپ بره پایین

- باره دومه که جهتشون رو عوض کردند , چرا؟ - شاید فکر می کنند که مارو زدند

- فرمانده , میریم روی اب - واقعا می خواید که تو روز بریم روی اب؟

- میلچی , یه پیغام گرفتم - یک پیغام نا مشخص رسیده

- قربان , من یه چیزی رو رزو رادار می بینم - میتونی تشخیصش بدی؟

- به نظر میرسه که از طرفه مخرب باشه - قربان , ما یک سیگنال رادیوییه ضعیف رو دریافت کردیم

- می تونی بفهمی چیه؟ - می تونی بفهمی چیه کاشاوسکی؟

- می تونه المانی باشه - المانیه قربان . احتمالا المانیه

- المانی؟ میولی , جهت ناوشکن چنده - مختصات 0-6-5.

- فاصله؟ - همین گوشه قربان , حدود 6400 متر

فرمانده , این قایق رو ببر روی اب و مختصات ناوشکن رو هم در نظر بگیر

- این کار بر خلاف دستور مستقیم فرمانده هست - تخریب کننده رفت به مختصات 0-5-5.

فاصله 6,400 m

پیغام رو کاملا در یافت کر دیم ,قرباK المانی است

مختصات ناوشکن همچنان 0-5-5.

فرمانده , این زیر دریایی رو ببر روی اب و مختصات ناوشکن رو هم در نظر بگیر. این یه دستوره

کاپیتان یه دستور مستقیم به من داد که در همین موقعیت زیردریایی رو نگه دارم

عرشه , عرشه

مختصات 0-5-5, مقاومت بیشتری رو ببینم, از عرشه میندازمت بیرون

من دستورتون رو شنیدم و بعد از در دادگاه بر علیه شما شهادت خواهم داد

این یه تهدیده؟ یک کلمه ی دیگه بگو تا بندازمت بیرون

میلچی, گزارش باتری های جلو رو بگو.

سطح باتری ها پایینه . هنوزم داریم اب دریا رو خالی می کتیم

ناوشکن در 6400 متری با قیمونده فکر نکنم تکون بخوره قربان

- نمی تونیم همینجوری اینجا بشینیم - حواست به ناوشکن باشه

مختصات در نطر گرفته شده 0-5-5.

من از این خوشم نمیاد. دستور این بود که در رندز ووس سر ساعت 00;3 حضور داشته باشیم تا عکس ها رو بگیریم

چه عکس هایی؟ چه اتفاقی تو اون چزیره داره میوفته؟

دریچه ی رو به عرشه رو باز کن

اماده است

- ناوشکن رو روی رادار دارم. در 3600 متری - زیر دریا امنه

ناوشکن در دید 3600متری مختصات 3-5-0 و اماده برای رفتن به زیر اب

دیدبان ها برید پایین . عرشه رو خالی کنید برید پایین , برید پایین

پریسکوپ رو اماده کن در مختصات 2-7-0.

فرمانده , ما یه سیگنال قوی داریم پیام به المانی هست.

- بسیار خوب , چی توی اون شبه جزیره است - یک بندرگاه رها شده

ما باید برگردیم و در مختصات اصلی که فرمانده گفته بود قرار بگیریم

- یه باره دیگه می پرسم. توی اون جزیره چه خبره؟ - یک بندرگاه رها شده

چند تا هواپیمای سقوط کرده و یه انبار قدیمی که احتمالا ژاپنی ها ازش استفاده می کردند

- و البته , کاپیتان - پریسکوپ بره بالا

پریسکوپ بره پایین

فرمانده , عمدا داری فرماندهی من رو اذیت می کنی. در دید من یک زیردریایی المانی و یک ناوشکن ژاپنی وجود داره -

- و منم میرم دنبالش. کاپیتان هم باید صبر کنه تنها دستوری که فعلا هست , اینه که اون ها رو غرقشون کنیم

پریسکوپ بیاد بالا

- زاویه ی شانه... پورت 90 - در جهت 3-1-5.

نمی تونیم بزاریم این اطلاعات تو دریا غرق بشه! جهت این زیردریایی رو برگردون

ما نمیتونیم در قبال ازدست رفتن اطلاعات ریسک کنیم

- فاصله؟ - فاصله متر 2,700

پریسکوپ پایین . با دو سوم سرعت این موقعیت رو حفظ کن 3-4-5.

با دو سوم سرعت

- لوله های 1و2و3 رو پر کنید. خروجی ها رو هم باز کنید - این یه اشتباهه

اول ناوشکن رو میزنیم بعدش زیردریایی رو

لوله های 1و2و3 رو پر کن. خروجی ها رو هم باز کن این یه دستوره سرگرد

لوله های 1و2و3 رو پر کنید و خروجی ها رو هم باز کنید وقتی که خروجی ها باز شدند من دستور نهایی رو مبنی بر شلیک میدم.

پریسکوپ بره بالا

جهت چیه؟

- جهت 0-3-5. - جهت 0-3-5.

لولمونو دیدند. پریسکوپ پایین . اولی رو شلیک کن

- اولی شلیک شد - دومی رو شلیک کن

- دومی حرکت نکرد . شلیک نشد - خطا در پرتاب دومی

- سومی رو شلیک کن - سومی شلیک شد

زیردریایی رو ببر جلو تر

- میلچی , زمان برخورد اولین بمب چیه؟ - 22ثانیه ی دیگه برخورد می کنه.

اژدر دوم شلیک نشد محفظه اش داره اتش می گیره!

- بمب های 1 و 3 مستقیم دارن به هدف می خورند , قربان - عمق 60 نتر

- راحت می تونن بزننمون , پیشنهادی ندارین؟ - 8ثانیه ی دیگه بمب اولی برخورد میکنه.

اژدر اولی از دستگاه محو شد ناوشکن 914 متر با ما فاصله داره

- میلچی , زمان برخرد سومین موشک؟ - باید طی ... 3, 2, 1 ..

- اژدر تا الان باید به هدف برخورد کرده باشه - لعنتی.

ناوشکن خیلی بهمون نزدیکه , قربان؟ اون دنبالمونه.

- در 60 متری می تونیم بزنیمشون؟ - داره نزدیک میشش

محفظه های اژدر مشکلی نداره , قربان دومی هنوز توی محفظه است

یه صداهایی داره میاد صبر کنید

خروجی لوله ی 2 بازه. فکر نمی کنم که اژدر 2 خود به خود شلیک شده

باید اون اژدر رو شلیک کنیم ممکنه براثر فشار این بمب ها منفجر بشه

- ازتون درخواست می کنم که برم سمت اژدر خونه تا بمب رو رها کنم - اون اژدر رو باید تو محفظه اش حفظ کرد

- یک زیردریایی هست که باید بهش شلیک کنیم - یه زیردریایی؟ ببین هیچ جایی نمیتونیم بریم , تو ما رو تو تله انداختی

اون سوکت های محفظه دار نمی زارند که ما بریم وضعیتمون خوب نیست

- ما نمیتونیم اژدر رو تو محفظه اش نگه داریم - زیردریایی رو باید 5 درجه بچرخونیم

- شاید اونجوری بتونیم از شرش خلاص شیم - انجامش بده

اتاق کنترل چرخش 5 درجه ای زیردریایی

اژدر خونه;زیردریایی 5 درجه داره میچرخه از دهنه اطمینان حاصل میکنی؟

فرمانده , تمام تلاشمون رو داریم میکنیم لوله تنگه و موشک گیر کرده

بچه ها همه چی به شما بستگی داره شما میتونید انجامش بدید

- اژدر اصلا تکون نمی خوره - اون میله رو سفت تر بچرخونید

داریم تلاشمون رو می کنیم فرمانده

- داره تعقیبمون میکنه - پسرا...

اون داره تعقیبمون میکنه اگه نتونیم از شر اژدر خلاص بشیم , میمیریم

- چه اتفاقی داره میوفته - سیگنال قوی تر شده قربان. داره بهمون میرسه

میلچی , برو به اژدر خونه و بهشون کمک کن

صداتون رو نمیشنوم پسرا میلچی داره میاد تا بهتون کمک کنه

با من حرف بزن

- داره تکون می خوره , قرابن - بهش فضا و مهلت ندید

اون رو ما قفل شده

- بمب های بیشتر ... - بمب های تو اب دارن بهمون نزدیک میشن

تقریبا داره تموم میشه یه ددقیقه وقت می خوام

هیچ وقتی نمونده تا چند ثانیه دیگه میرسن

امیدوارم که موفق شده باشید دیگه باید حرکت کنیم

- فرمانده , چه اتفاقی داره اونجا میوفته - رفتند قهوه بخورند و استراحت میکنند , قربان

- می دونی فرمانده , از حرفات دیگه دارم خسته میشم - و من هم از فرماندهی تو خسته شدم

- اصلا میفهمی چی داری میگی؟ - من دقیقا میدونم که چی دارم میگم

قربان , موفق شدیم لوله امنه

- حرکت می کنیم - حرکت می کنیم

- برو به جهت 3-0-0. - همه ی خروجی ها رو ببندید

قربان , نمی تونیم به این نمودار ها اعتماد کنیم ممکنه هرچیزی باشه. از هدست گوش بدیم؟

- اره ما که نمی خوایم الکی از دستشون بدیم - از فرمانده به اژدر خونه ; میلچی بگوش باش

- اب زیادی داره واررده زیردریایی میشه - میلچی , فضای زیردریایی رو بررسی کن

میولی , برو کمکش کن

سوراخی که بود بررسی شد وامنه و مشکلی نیست

بریم به عمق 106 متری . سطح خارجی ممکنه کم باشه

- اروم ببرمون به 3-5-0. - فرمانده , سکوت در حرکت رو رعایت کنید

میریم به عمق 106 متری همه ی بخش ها اماده و سکوت رو هم در حرکت رعایت کنیم

در اون پیغامی که المانی ها دادند یه کلمه بود که من متوجه نشدم

اورانیوم U-235 . تا بحال شنیده بودید

نه!

من مجبور بودم که اونکار رو بکتم

همه چی داشت می سوخت

من سعی کردم بیارمش بیرون ولی اون میله خیلی سنگین بود

اتش... دود...

من زنده زنده می سوختم اونم زنده زنده داشت می سوخت

اون التماسم می کرد که بکشمش ولی من نتونستم

من نتونستم

اوه خدای من... من گذاشتم اون زنده بسوزه

اتش... دود...

نگران نباش , به من گوش کن.

وقتی که فرمانده عکس برادر گمشده اش رو نشونت داد

زدیش کنار میشناختیش , مگه نه؟ یه خلبان بود که موهای قرمزی داشت

اونا از موی قرمز بدشون میاد

چشماش رو بسته بودند و شمششیر داشتند

اونا قصاب بودن , نه سامورایی اونا قصاب بودن...

هیچی به جز قصاب.

مئو...

- حال بتس چطوره؟ - به هوشه

به سختی نفس می کشه و ضربانش هم ضعیفه

سطح اکسیژن خیلی پایینه

نمیدونم فقط امیدوارم که کار درست رو کرده باشم

تو کار درست رو کردی

لویی , تو وضعت خوبم وقتی بریم توی قایق و هوای ازاد بهتر هم میشی

تو باید دووم بیاری

- فرمانده... - ساکت , استراحت کن

- لطفا... - مئو , من میرم به اتاق کنترل

- گری , یه ذره استراحت کن - مربوط به جک میشه

فرمانده...

برادرتون جک...

جک.

جک...

برادرم جک...

اره...

- موهاش قرمز بود... - اره موهاش قرمزه

- چه اتفاقی افتاد.... کی؟ - اونها از موی قرمز بدشون میاد

منظورت چیه؟

بتس....بتس ,دووم بیار

بگو منظورت چیه

اون ها سامورایی نیستن

اون ها قصابند

- من کشتمش - اونها معتقد اند که اون شایسته ی مرگه

- برادرت جک , هیچ شانسی برای زنده موندن نداشت - من کشتمش

نه تو نکشتیش تو کاری که فکر می کردی درسته رو انجام دادی

یه زندانی هر روز از خودش می پرسه.. چجوری میشه زنده موند

- بدون اینکه دیوونه بشی

و بعضی وقت ها یه کاری می کنیم که بقیه بتونن زنده بمونن

و من دوست دارم اینطوری فکر کنم که اقای بتس اون کار رو کرد

- خب , چی فکر می کنی؟ - نمی دونم

میکروفون کاملا از بین رفته باید روش مورس رمزی زو امتحان کنم.

- و رمزی کار کردنت چجوریه؟ - داغون!!!

می تونم از دکمه ی میکروفون برای فرستادن پیام استفاده کنم چی می خوای بفرستم؟

لولوی کوچک , لولوی کوچک , مورد ضروری

زیردریایی و ناو شکن یا ناوشکن در جنوب سوماترا هستند

سه درجه به جنوب , نود و نه درجه به شرق

تمام محموله باید گرفته بشه

- خب , بیا امیدوارم باشیم که یکی این رو دریافت کنه! - اره. دوباره بفرستش

مطمئنی؟ اونا ممکنه رد سیگنالمون رو بزنن

میدونم , دوباره بفرستش

داریم تعقیب میشیم

- باتری ها چی میشن؟ - اونا دیگه تقریبا دارن تموم میشن

فرمانده , کاتر با زیردریایی داره چی کار میکنه؟

اون مارو انداخته تو تله. داره به قسمت موتور هم اب وارد میشه

خب , یه کاری باید بکنیم و اگر نه هممون تو این دریای لعنتی میمیریم

- وضعیت این قایق چطوره؟ - بحرانیه!

به خاطر میزان ابی که وارد اژدر خونه شده یه 20 درجه ای رو به بالا رفته

فشاری که وارد میشه , مشکل ایجاد میکنه و اتاق تلمبه رو هم میبره زیر اب

و دیکه چی؟

- و هوای داخل هم داره تموم میشه - فرمانده , شما که میدونید این یعنی چی

ما دیگه هرگز عرشه رو نمی بینیم

چقدر از فشار هوا میدونی که از دست رفته؟

به اندازه ای که 30 متر از سطح اب فاصله داشته باشه

- پیشنهادی نداری؟ - یکی دیگه باید فرمان صادر کنه. خودت رو به اون راه نزن...

- تو که میفهمی چی داری می گی؟ - بله متوجهم

کاپیتان چی میشه؟ همینجوری ولش کنیم وقتی تو جزیره بودین یه سری دستورات رو بهتون داد

کاپیتان به من دستور داد که سر ساعت 3:00 برش داریم

- و اطلاعات رو به فرماندهی بدیم

پس من درخواست میکنم که از دستوراتشونن پیروی کنیم ولی باید اول از شر کاتر خلاص بشیم

اون حرومزاده هممون رو به کشتن میده

- گرفتمش - چی رو?

پیام رو , که یه فهرست بار هست. گزارش روزانه از موقعیت یک زیردریایی

که شامل لاستیک , تنگستن , قلع , طلا , گرافیت و اورانیوم میشه. اینها چی هستند فرمانده؟

نمیتونه شامل گرافیت هم باشه

به المانی هست , که یعنی اورانیومuran یه فلز فوق رادیواکتیو شدهU-235

- رادیواکتیو شده؟ - بله , گرافیت...

یک نوع فلزه که در ساخت اهن و فولاد ازش استفاده میشه

ازش استفاده میکنند تا اسحه های سخت تر و بهتری بسازند

حالا هرچی که اینها هستند ما باید فورا این اطلاعات رو به فرماندهی بفرستیم

- و کاپیتان رو هم برگردونیم به زیردریایی - بزار یاد بیارم که , من اینجا دستور میدم

تصمیمات رو من میگیرم و تو هم نمیتونی زیردریایی من رو صاحب شی

زیردریاییه تو؟ این زیردریایی برای کاپیتانه تو نه به کشتی اهمیت میدی و نه به خدمش

تو به تنها چیزی که اهمیت میدی مدال ها و این ساعت لعنتیه

مدالی که می تونی باهاش یه جا تو سنا جفت و جور کنی درست مثل پدر عزیزت

- !ای حرومزاده ی خود خواه - بسه دیگه

- با این ساعت و رابرت ای لی خداحافظی کن - شماها اینجا چه غلطی دارید می کنید؟

من فقط داشتم به اقای کاتر فرمان مستقیم کاپیتان رو بهتر می فهموندم!

- از بالا سرمون پاررازیت هایی میشنوم قربان. - چه نوع پارازیتی

- مثل رگبار میمونه - رگبار؟

قربان , شما رسما از اتاق مریض ها اومدید بیرون؟

رگبار , بهترین نوع پوشش میتونیم این قایق رو ببریم به سطح اب؟

اگه بارتیمئو نگفته که می تونید رو پاتون وایسید من رسما فرمانده هستم

فقط میتونیم هوا رو فشرده کنیم تا به 30 متری سططح اب رسیم

روشن کردن موتور کار خطرناک و در واقع دیوانه واریه ولی ممکنه که بتونیم به کارش بگیریم

- انجامش بده - باید با گریز صحبت کنم

- میلچی , با گریز تماس بگیر - تصمیم با منه. میشنوی چی میگم؟

و تا وقتی که بارتیمئو نگه که میتونی رو پات وایسی و دستور بدی

- بهت دستور میدم که برگردی به اتاق مریض ها - کنار بایست اقای کاتر و دهنت رو هم ببند

- گریز , میتونی موتور ها رو روشن کنی؟ - الان؟ وقتی که تو ابه!؟

- اره - اونوقت هرچی هواست رو از حلقت میکشه بیرونا!!!.

اگر هوای فشرد شده مارو به 30 متری سطح دریا برسونه میتونی مارو ببری روی اب؟

من میبرمتون بالا ولی یادت باشه که نفست رو حبس کنی!

اگر موتور رو برای رسیدن به 30 متر روشن کنیم یک بی هوایی یا وکیوم رو ایجاد میکنه

- ولی این احتمال هم هست که ما رو ببره به روی اب

- این دیوونگیه - قربان؟

- اون در شرایطی نیست که دستور بده - تسلیم شیم یا ادامه بدیم؟

انجامش بدید. اماده برای رفتن به روی اب

وقتی که رسیدیم به سطح اب دریچه ی عرشه رو باز می کنیم و حالت جنگی می گیریم

وقتی برسید به سطح اب , اون ناز شکن ناوشکن منتظره نمیتونید توی رگبار محو شید , اون موقعیت ما رو میدونه

- تو ایده ی بهری داری؟ چند تا موشک دیگه داریم - تو نمیتونی سر موقع به اونها شلیک کنی

- بنظرم شما باید برید اقای کاتر؟ - تو در شرایطی نیستی که فرماندهی کنی

- کافیه؟ دیگه به یک کلمه از حرفات گوش نمیدم - داری تهدیدم می کنی؟

- نه اقای کاتر , این یه دستوره - من فکر میکنم بهتر که برید اقای کاتر

- این یه شورشه - میلچی , اقای کاتر رو ببر به کابینشون

ما میمیریم قبل از اینکه به سطح اب برسیم . این خودکشیه

من میتونستم این زیردریایی رو نجات بدم

- فرمانده , موشک ها چی میشن - ما سه تا موشک دیگه داریم.

محظه ی 2 قبل از اینکه اژدر شلیک بشه دود کرد

باشه , لوله های 1و3 و4 رو پر کنید

همه گوش کنید, وقتی رسیدیم به سطح اب ناوشکن در دید ماست و منتظره

پس اماده باشید و چشاتون هم باز تا به ناوشکن نزدیک شیم

اژدر خونه ب گوش لوله های 1و3و4 رو پرکنید

به محض اینکه دستور دادم شلیک کنید

اونا فقط یک رخنه دارند پس فقط یک شانس برای ازبین بردنشون داریم

- میولی , چی میشنوی؟ - فقط رگبار , قربان

نفس هاتون رو حبس کنید, وقتی که موتور روشن شد نفس کشیدن سخت میشه

اگر همه چیز خوب پیش بره در عرض چند دقیقه هوای تازه برای نفس کشیدن دایم

اماده ی رفتن به سطح اب ایستگاه های نبرد اماده باش

- لوله های 1و 3و 4و پر شدند - قربان همه ی محفظه ها پر شدند و اماده ی شلیک هستند

تانکر های ماسه رو ازاد کن فورا , 20 درجه به بالا

رو 20 درجه به سمت بالا نگه دار

داریم به 76 متر میرسیم

68 متر.

60 متر.

- فرمانده به موتور خونه بگو اماده باشه - موتور خونه اماده باش.

45 متر.

- 38 متر - سرعتمون داره کم میشه.

موتور ها رو روشن کنید , با تمام سرعت رو به جلو

گریز , موتور ها رو روشن کن با تمام سرعت رو به جلو, مثل قطار سریع السیر.

میلچی , دریچه ی خروجی همین که رسیدیم به سطح اب بازش کن

الان!

- اومدیم روی سطح اب. - ایستگاه های نبرد.

ناوشکن درست رو به روی ماست پورت کناری, 1,828 متری

تیرانداز ها

1.370 متر

- مختصات 3-5-0. - دریچه های خروجی 1 و 3و 4 رو باز کن

914 الانه که بهمون حمله کنه ... متر

اولی رو شلیک کن ... سومی رو شلیک کن

چهارمی رو شلیک کن

1و 3 و 4 همشون دارن مستقیم دارن میرن سمت هدف

اژدر اول , 7 ثانیه تا هدف

3 ثانیه

اژدر اول به خطا رفت

اژدر سوم

هیچی این هم خطارفت

اژدر چهارم , 6 ثانیه

2, 1 ..

ما تسلیم نشدیم

خدایا شکرت

فرمانده , به اشپز بگو یه قوری قهوه ی تازه درست کنه

- قهوه ی تازه و هوای تازه - قهوه میل دارید قربان؟

فکر میکنم یه چیز سنگین تری میتونیم استفاده کنیم

من یه ویسکی بد مریلندی و یه کنیاک کالیفورنیایی

هممون یه گیلاس می نوشیم به محض اینکه کاپیتان رو سوار زیردریایی کردیم

داریم میریم خونمون

ناوشکن امریکایی-یو اس اس ساتون اقیانوس هند , جنوب غربی سوماترا

از کاپیتان کول پپر به زیردریایی ناوال زیردریایی المانی و ناوشکن ناوشکن ژاپنی در جنوب سوماترا

سه درجه به جنوب , 99 درجه به شرق همه ی کالاها گرفته بشه

کاتر!

پروژه ی لوس الاموس. ورودی اصلی پذیرش خود را به نگهبانان نشان دهید.

تیم ترجمه ی وقت نمایشه ترجمه و زیرنویس Hadis

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.