All language subtitles for Sans_Mobile_Apparent_(Without_Apparent_Motive)(1971)_720p_x264

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بدون انگيزه‌ آشکار

داستان ما درباره ماجراجويِ مردي‌ست که" ... به دنبال يک حقيقتِ پنهان مي‌گردد

و ماجراجويي‌اي در کار نخواهد بود اگر براي ... "مردي مناسبِ ماجراجويي اتفاق نيافتد ريموند چندلر

سلام آقاي کارِلا. سفرتون خوب بود؟

الآن قصد داريد بريد اداره؟

.باهام در تماس باش

هر وقت خواستي حاضر بشم فقط سوت بزن، باشه؟

روز اول

لطفاً يه تست صدا انجام بديد، آقاي سابِرنو

اسم من ژولين سابرنوه و از اين !شوي احمقانه حالم به هم مي‌خوره

يکبار ديگه براي دوربين 5

اسم من ژولين سابرنوه و از اين شوي احمقانه حالم به هم مي‌خوره، درسته؟

!سلام خورشيد خانوم - سلام -

مي‌دوني که بايد از نوکِ گوش تو به عنوان شئ مرموز بعدي استفاده کنيم

مي‌توني سؤالاتش رو تصور کني؟

.ببخشيد

ساندرا، اگه مادرت در اين باره بفهمه

!نه، دوباره موعظه کردن رو شروع نکن

حداقل ميشه امروز موقع ناهار بياي؟

.اين چيزيه که هر روز صبح مادر به تو ميگه

.به نظر مياد ناپدريم از تو خوشش نمياد

.اين يه ماجراي قديميه

به خاطر يه زن بود؟

نميدونم توي چه زمينه‌اي بانک ممکنه براي ما مشکل ايجاد کنه

ما خيلي راحت مي‌تونيم يه وام بلندمدت بگيريم

فقط به اون مِلک رو نگاه کن نمي‌توني همچين چيزي رو پيدا کني

همونطور که داشتم مي‌گفتم، مي‌دونم ... ميتوني ترتيبش رو بدي

تو ميتوني وام بگيري، مشکلي به وجود نمياد

ببين، پيش‌قرداد رو با خودم آوردم

... خودت مي‌توني ببيني که خطر اصلي

!مراقب باش، کمکم کن، کمکم کن

!آروم، آروم، مراقب سرش باش

!با احتياط

بعد اون افتاد روي شما؟ - آره، من نگه‌اش داشتم

حتماً از صداخفه‌کن استفاده کردن - !چه جالب -

شما گفتيد داشت دنبال کيفش مي‌گشت؟

نه، اون داشت دنبال چيزي مي‌گشت

چيزي نگفت؟ - به چندتا کاغذ اشاره کرد -

چه کاغذي؟ - اينجاست، آقاي کارلا -

ممنون، دي‌بوزو

هي، شما دوتا کسي رو ديديد؟

ما اينو هم داخل کيفش پيدا کرديم

بله "دومه"؟ - پوکه فشنگ -

22LR کاليبر !تصور کن چندتا از اينا توي فرانسه وجود داره

!کار آسوني نيست

[نماد صلح]

به خانواده‌اش خبر بدم؟

نه، بهتره بذاري خودم انجامش بدم من همه‌شون رو از قبل مي‌شناسم

فکر مي‌کنم چندتا از جزئيات اين بخش رو جا انداختي

آقاي بارويه؟ - بله -

.نقش اصلي رو چِک کن

... با شما کار دارن

ميگه کار شخصي داره - خيلي ممنون خانوم -

الو؟

سلام، چطوري؟

شوهرت؟

بگو

خوبه، پس توي باشگاه مي‌بينمت

!ميام، دوستت دارم، خداحافظ

چي شده؟ درباره اون کار قديمي دوباره مشکلي پيش اومده؟

نه خانوم فورِست به خاطر اون اينجا نيومدم

در مورد ناپدريتونه متأسفانه اون کشته شده

به وسيله يک تک‌تيرانداز

چه خبر وحشتناکيه براي مادرم

آخرين‌بار کي ديدينش؟

يک ساعت، يک ساعت و نيم پيش

کجا ديدينش؟ - ... اون با ماشين اومده بود -

من با ژولين سابرنو سرصحنه برنامه تلويزيوني " شئ مرموز" بودم

و وايساد باهاتون حرف زد؟ - بله -

چي گفت؟ - چيز مهمي نبود -

ببينيد خانوم فورست ... اين ممکنه آخرين چيزي باشه که گفته

.بنابراين مهمه

فکر مي‌کنم از بودن من با ژولين سابرنو خوشش نمي‌اومد

سابرنو، مجري تلويزيون؟

فقط همين؟

!يه چيزي بپوش ساندرا - !الآن وقتش نيست مادر -

!برو لباستو عوض کن

گفته بوديد اين پرونده تموم شده

مسئله مربوط به همسرتونه، خانم فورست

... شما بايد قوي باشيد خانم فورست عزيز

اما مي‌خوام بدونيد که من و همسرم در اين شرايط بسيار سخت کنار شما هستيم

... متشکرم، اين لطف شماست اما

من تنها نيستم، الآن نمي‌تونم باهات صحبت کنم

تا حالا همسرتون تهديد شده بود؟

تهديد؟ ... توسط کي؟

اون دشمني نداشت

... بايد منو ببخشيد براي اين سؤال خانم فورست

آيا همسرتون به شما وفادار بود؟ - منظورتون رو متوجه نميشم -

شما فکر مي‌کنيد تمام چيزهايي که بهش مربوط ميشه رو مي‌دونيد؟

!همسر من شخصيت بي‌نقصي داشت آقا

آره، اتفاق واقعاً وحشتناکيه

نه، متأسفم، الآن نميشه باهاش حرف بزنيد

بهش مي‌گيم، باشه

الآن نه لطفاَ

خيلي ممنون، خيلي لطف کردين

اون مرد تحسين‌برانگيزي بود؟ - به نظرم تحسين‌برانگيز بود -

چطور مگه؟

چرا اينقدر زندگي ناپدريم براتون جالبه؟

خانوم فورست، زندگي خصوصي همه، بخشي !از زندگي منه

سوابق "پرونده‌ي آدرياني" رو بهم بده

توي بخش مواد مخدر پيداش مي‌کني

همون که به دختر فورست مربوط ميشه

فکر نمي‌کنم ارتباطي بين اين دوتا پرونده وجود داشته باشه

!بهت پول نميدن که فکر کني سوابق رو بهم بده

چرا اينو همراهش مي‌بره؟

اين کمکش ميکنه روي حشرات جنگل تحقيق کنه

!اين به روشن کردن آتيش هم کمک مي‌کنه

امروز کارهاي مهمتري براي انجام دادن داريم

بعداً مي‌بينمت؟ - به محض اينکه از دست شوهرم خلاص بشم -

!نگاه کن! خون

چي شد؟

اينو مچاله توي وسايلش پيدا کرديم

خب؟

فکر مي‌کني طبيعيه؟

... اوه، نه خانوم! خيلي متأسفم

مي‌دونيد "شئ مرموز" توي آپارتمان شما پيدا نميشه

!حيف شد - اما از تلاشتون متشکريم -

خودتون رو معرفي کنيد آقا - آقاي رمي -

آقاي رمي؟ خب آقاي رمي

... آقاي سابرنو من مي‌تونم همسرم با اون شئ بزنم

منظورم شئ مرموزه؟

همسرتون رو بزنيد؟ نه آقا، خيلي متأسفم

همون مدل آدم، همون مدل زخم

و مطمئنم نتيجه آزمايشات هم يکسان ميشه

احتمالاً يه جور آدم روانيه

... پس اين قاتل دنبال

آدم‌هاي چهل‌ساله‌اي مي‌گرده که متأهل و پولدارن

!اميدوارکننده‌ست

ما بايد درباره گذشته‌شون تحقيق کنيم

گذشته سياسي؟ - سياسي، جنسي، مالي -

خبرش توي شهر مي‌پيچه - و احتمالاً توي کل فرانسه -

من يه قرار مهم امشب دارم - !يه کم پرهيزگاري بهت ضرري نميزنه -

بازم داري؟ - !البته -

همه‌اش همينه؟

پنجره رو باز کن

صحبتي ندارم، لطفاً

با احترام، جناب بخش‌دار

خب، چه خبر؟ - گلوله‌هاي يکسان، شيوه جنايت يکسان

!اين کافيه؟ - ما تازه تحقيقات رو شروع کرديم، جناب بخش‌دار -

چيز ديگه‌اي نداري؟

عذر ميخوام عاليجناب، پرونده ساندرا فورست

متشکرم، دي‌بوزو رو برام بگير؛ پيش خانم فورسته - چشم قربان -

روي اين خط مي‌گيرمش

بله جناب بخش‌دار، من دوتا جسد دارم

!جالبه

!سياسيه، دارم بهت ميگم قضيه سياسيه

الو؟ - ... دوتا مسئله جالب -

يک: فورست و بارويه همديگه رو نمي‌شناختن

... دو: خانوم فورست يه قرار ملاقات با

طالع‌بينش در زمان قتل داشته

به اسم هانس کِلاينبرگ

هانس چي؟ - کلاينبرگ -

يه لطفي به من بکن، همه سازمان‌هاي چپي رو چک کن

!همينطور کاري که اونا دارن با من مي‌کنن

:مي‌دونم روش اصليشون چيه

از طبقه متوسط ترور کن، همه رو به وحشت بنداز ... و بعدش

دولت رو گير بنداز

شايد سازمان سيا پشت اين قضيه‌ست !يا شايدم ناتو

نظرتون در اين باره چيه؟

بيايد در اين مورد جدي صحبت کنبم جناب بخش‌دار

من دارم جدي صحبت مي‌کنم آقاي کارلا

کي شما رو به اين آقاي کلاينبرگ معرفي کرد؟

شوهرم

شوهرتون به طالع‌بيني علاقه داشت؟

نه، يه سري کسب و کار باهم انجام مي‌دادن

... مي‌دونستي که در زمان جنگ الجزاير

فورست عضو يک سازمان شبه‌نظامي بوده؟

و بارويه ...؟

وقتي 18 سالش بوده به عنوان يه کمونيست دو آتيشه مي‌شناختنش

و مي‌دوني چرا چهار سال بعد انداختنش بيرون؟

براي کتک زدن فرمانده سلول

اين چي رو ثابت مي‌کنه؟

منم توي جوونيم يه آنارشيست متعصب بودم نمي‌تونستم نظام مستقر رو تحمل کنم [آنارشيست‌ها به طور کلي با حاکميت هرگونه دولت مخالفند]

... فورست و بارويه همديگه رو نمي‌شناختن با اين حال

يه چيزي وجود داره که دوتاشون رو به هم وصل مي‌کنه

محرمانه‌ست - گوشم با شماست -

هر دوشون توي سوئيس حساب بانکي محرمانه داشتن

اگر مي‌خوايد در مقابلش من هم يه رازي ... رو به شما بگم جناب بخش دار اينه که

نصف طبقه متوسط اهل نيس

!توي سوئيس حساب بانکي محرمانه دارن

پس من شما رو يه راهنمايي ديگه مي‌کنم، آقاي کارلا

... به عنوان يه لطف شخصي، بايد بگم که

من شخصي که پول‌ها رو قاچاق مي‌کرده مي‌شناسم ... بايد بگم که شغلش تا حدودي غيرمتعارفه

بذاريد اينجوري بگم که اون ميتونه بخت و ثروت افراد رو پيش‌بيني کنه

!و به طور همزمان هم بذارش توي بانک

کلاينبرگِ طالع‌بين؟ - !درسته -

سعي کن آروم باشي

تآثير زحل اگرچه چندان مهم نيست

... و در صور فلکي شما چندان اهميتي نداره اما به سختي

شما به نظر ميرسه که ... حواستون اينجا نيست

بيايد تأثير زحل رو فراموش کنيم، باشه؟

... خيلي جالب‌تره اگه به من بگيد که

چطور پول آقاي فورست و آقاي بارويه رو به سوئيس منتقل مي‌کرديد

اين يه کار تک‌نفره‌ست سوئيس کشور منه

و صادقانه بگم، من فقط مي‌خواستم کمکي بکنم

اگر من قبول نمي‌کردم اونا اين کار رو به کس ديگه‌اي مي‌دادن تا انجام بده

.ببخشيد

،آقاي دي‌بوزو دستيارم آقاي کلاينبرگ طالع‌بين سوئيسي

!شما اين بالا هدف قشنگي هستين

!جناب - با هم در تماس خواهيم بود -

و حالا يک شرکت‌کننده جذاب و دوست‌داشتني

خيلي خب خانوم، شما هيچ نظري دارين که شئ مرموز چي مي‌تونه باشه؟

بفرماييد خانوم، بلند صحبت کنيد

"دو قتل مرموز"

همه‌چي رو ول کنيد، ما فقط رو اين تمرکز مي‌کنيم

منو به پاريس وصل کن - همين حال -

به نظرت اين قضيه سياسيه؟ ميتونه يه انتقام قديمي باشه-

مسخره‌ست! اينجا توي فرانسه مافيا وجود نداره

و بازرس کارلا؛ مي‌شناسيش؟

!بي‌شک

مي‌دونم که اون بهترين پليس تيراندازيه که تا حالا داشتيم

... و يه چيز ديگه

اون تنها عامل فروپاشي باند قاچاق "مواد مخدرِ "آندريانيه

... اما ظاهراً دخترخوانده فورست

قاطيِ اين باند آندرياني بوده؟

!خب اينم يه شيوه گفتنشه

در واقع اون بود که اونها رو به بازرس کارلا لو داد

!اوه، چه جالب

يه اسلحه با يه ذره‌بين اينجا فهرست شده؟

متأسفانه فقط فروش اسلحه‌هاي کمري ثبت شده

!خيلي هم خوب

متشکر

آقاي کارلا - بله -

سريع بيايد اينجا، يه دزد بيرون توي باغه

مادرتون کجاست؟ - توي اتاقش -

همه درها رو قفل کنيد من همين الآن ميام

بيا بيرون وگرنه شليک مي‌کنم - !حماقت نکن -

وقتي به اين فکر مي‌کنم که چقدر مادرم قبولش داشت

وقتي زندگي يه نفر رو وارسي مي کني

نمي‌دوني چه چيزهايي ممکنه بفهمي

چه خبره؟ - هيچي مادر، برگرديد به تختتون

الو؟

الو، کيه؟ - الو، ژوسيلين تويي؟ -

!امکان نداره! کارلا

چي شده؟ نظرت تغيير کرده؟

مي‌خواستم بدونم در چه حالي

فردا وقت داري؟ - کجا؟ -

خونه من - باشه، ميام -

برام ناهار ميخري؟ - حتماً، تا فردا، خداحافظ -

من اينو نگه ميدارم

روز دوم

... اميدوارم ناراحت نشي ساندرا، اما

در حال حاضر فکر ميکنم بهتره با هم ديده نشيم

ناراحت نميشم

.داماد آينده‌ام قطعاً متولد برج دلو و دخترم متولد برج ثوره [برج دلو : بهمن‌ماه / برج ثور: ارديبهشت‌ماه]

!فهميدم که مادرِ داماد آينده‌ام متولد برج حَمَله، فکرش رو بکنيد [برج حَمَل: فروردين‌ماه]

!فقط نتونستم بفهمم پدرش متولد چه ماهيه

... خب، تنها چيزي که الآن من مي‌تونم بهتون بگم خانوم

اينه که براي من نشانه‌هاي فلکي شما گيج‌کننده و بسيار پيچيده‌ست

اما مي‌دونيد که ماه گذشته بهتون گفتم

اما شما گفتيد که آينده رو پيش‌بيني مي‌کنيد

اوه،نه، نه، هرگز

!کمک

!بيا، کمکم کن

برامون غيرممکنه که روي همه پشت‌بام‌هاي اين شهر آدم بذاريم

از "کن" و " مارسي" نيروي کمکي مي‌گيريم

"همين الآن يه کميته تحقيقات توي راهه از "ژِنِو

.از پاريسه قربان

!از وزارتخونه‌ست !خيلي طولي نميکشه که ميان اينجا، حالا مي‌بيني

بله ... بله

اداره مرکزي پليس بفرماييد؟

خانواده، دوست، آشنا، مستخدم ... معشوق، همرزم ارتش

بايد همه کساني که فورست، بارويه و کلاينبرگ رو مي‌شناسن، بررسي کنيم

!اين مربوط به گذشته‌شونه، مطمئنم - آدم به اندازه کافي نداريم -

مثل چي 24 ساعته نصفِ نيروهاي فرانسه مي‌ريزه اينجا

ژوسيلين، من براي ناهار دارم ميرم بيرون

تو درها رو قفل مي‌کني، نه؟

بعداً مي‌بينمت - !نوش جان، دکتر -

بله

درسته

.بهتره بررسيش کني

خيلي خوبه که بهم زنگ زدي، غالگير شدم

فکر مي‌کردم شايد همه چيز تموم شده

!که ديگه جذابيتم رو از دست دادم

!البته فيزيکي منظورمه

... ول کردن زنِ جوانِ دوست‌داشتني‌اي

!که دو سال سعي کردي باهاش زندگي کني، سخته

ممنون

توني فورست رو مي‌شناختي؟

!کثافت

به خاطر اين به من زنگ زدي - آره -

مي‌شناختيش؟

راستش تا قبل از اينکه تو رو بشناسم ... مرداي ديگه هم بودن

و بايد اعتراف کنم که توني فورست هم يکي از اونها بود

خب اينو چطور توجيح ميکني که اسمت با رنگ قرمز توي دفترچه يادداشتش نوشته شده؟

تازگي‌ها ديديش؟ - آره، يه هفته‌اي ميشه -

چرا؟

چرا که نه؟

توني فورست چيزي به تو نگفت که شايد براي من جالب باشه؟

... چرا

!گفت عاشقمه

و بارويه، اونو مي‌شناختي؟

!براي اينکه ممکنه ازم بپرسي، نه هيچوقت باهاش رابطه‌اي نداشتم

چي فکر مي‌کني؟ اينکه هردوتاشون رو طلسم کردم؟

.اما مي‌شناختيشون

!خب، آره، اينکه جرم نيست

بارويه رو توي دانشگاه مي‌شناختم

توني فورست هم اونجا بود

من پزشکي مي‌خوندم

کلاينبرگ، اونم اونجا درس مي‌خوند؟

... راستش امروز فقط به يه دليل اينجا اومدم

به طرز احمقانه‌اي فکر مي‌کردم از زمان تعطيلاتمون تا حالا نظرت عوض شده

!انتظار اين اعتراف گرفتن رو نداشتم

تو گفتي کلاينبرگ؟ - آره، چيزي يادت نمياد؟ -

ژوسيلين، اون هم باهات توي دانشگاه بود؟

!بذار برم! لطفاً منو تنها بذار

توي 48 ساعت گذشته هيچ سرنخي براي کشف انگيزه اين سه تا قتل نداشتم

!اونم مُرده؟

بيا، بهتر هرچه سريعتر راجع بهش صحبت کنيم

چي ميخوري؟ ويسکي يا مارتيني؟

آقاي کارلا، کاري مي‌تونم براتون بکنم؟

زنگ بزن پليس و بگو منطقه رو مسدود کنن

!خيلي خب

اين زن رو مي‌شناختي؟ - دوستمه -

از خونه تو اومده بود بيرون؟ - آره -

چيزي مي‌دونست که به درد ما بخوره؟ - !اثبات دونستنش -

نگاه کن، مثل اينکه بار اول تيرش خطا رفته

تو گفتي هيچ صداي شليکي نشنيدي - نه -

ظاهراً وقتي اون با تو بوده، جاي نشانه‌گيريش رو تغيير داده

منظورت چيه؟

!اوه، تمومش کن - !نه تمومش نمي‌کنم -

اگه من يه فرصت شکليک بهش رو داشته باشم !امکان نداره خرابش کنم

ميشه ازتون بپرسم چرا از دوستتون خواستيد بياد اينجا؟

چيکار مي‌کني؟ - متوجه نشديد؟ -

همه يا توي اين محل کشته شدن يا در نزديکيش

ما تنهاتون ميذاريم - نه، نه، صبر کن -

الآن چي ازم پرسيدي؟

مي‌خواستم بدونم براي چي ازش خواستيد بياد اينجا؟

اسمش توي دفترچه يادداشتِ فورست بود - کدوم دفترچه يادداشت؟ -

... آره، دفترچه يادداشتي که توش

اسم و شماره تمام دخترهايي رو که مي‌شناخته، نوشته

رتبه‌بنديشونم کرده - و اون چه رتبه‌اي گرفته بود؟ -

!يه رتبه خيلي خوب

ما بايد همه اون آدرس‌ها رو بررسي کنيم

و از همه اون زن‌ها پرس‌وجو کنيم

اين شايد اولين سرنخمون باشه براي پيدا کردن ارتباط مقتولين

دوباره بايد برگرديم سر وقت فورست بايد از همسرش حرف بکشيم

و با دخترخوانده‌اش ساندرا هم صحبت کنيم

يالا، بيايد بريم سر کارمون

گوش کن، مسئله خيلي جديه خيلي برام سخته توضيح دادنش

من نفر بعدي ليست قاتلم

تو چه ربطي به اين قضيه داري؟

!من شديداً پام وسط اين داستانه

اونها هرگز سعي نمي‌کنن کسي مثل تو رو بکشن

منظورت چيه مثل من؟

جدي نگير

وقتي تو حقيقت رو بدوني مي‌فهمي که اتفاقاً ديگران هم مي‌تونن به اين بدي باشن

چي باعث ميشه که نري پيش پليس؟

نه، تنهام بذاريد امضا کافي

گوش کن، اگه تو کمکم کني ديگه در معرض خطر نيستم

کمکم مي کني؟ مي‌توني يه چيزي رو برام بياري؟

چي رو؟

روز سوم

[چهار مرگ مرموز] [سازمان امنيت ملي نيروهاي خود را براي کمک مي‌فرستد]

و حالا اعلام اخبار

چهارمين قتل تک‌تيرانداز در شهر نيس به وقوع پيوست

... امروز مطلع شديم که خانم ژوسيلين روکا

هنگام خروج از منزل بازرس کارلا مورد هدف قرار گرفته است

... به نظر مي‌رسد که خانم روکا خودخواسته

براي دادن اطلاعاتي در مورد قاتل مرموز به آنجا رفته است

آيا پليس مي‌تونه سرنخي رو پيدا کنه؟

بگذاريد اميدوار باشيم، چرا که شهر نيس ... از ديروز

در بهت و وحشت فرو رفته است؛ که قرباني بعدي چه کسي خواهد بود

چه خبر از دختر فورست؟ - مشغول تمرينه -

توي نمايشي که در دانشگاه اجرا ميشه يه نقش داره

پالومبو کارگردانشه

اون توي دانشگاه معلم نمايشه

بيا بريم

توي 24 ساعت گذشته اين دومين‌باره که يه نفر به اين دانشگاه اشاره مي‌کنه

اولين نفر، ديروز، ژوسيلين بود

اون از اونجا فورست، بارويه و کلاينبرگ طالع‌بينمون رو مي‌شناخت

و امروز ساندرا فورست قراره اونجا باشه

جالبه، ها؟

دومه " کجاست؟" - توي اداره مونده -

آقاي کارلا ... مي‌تونم ازتون بپرسم چرا اينقدر دستاتون رو مي‌شوريد؟

!آره، مي‌توني فقط بپرسي

"پس تو من رو ترک مي‌کني، براي هميشه"

"چرا خاطرات با خودشون چنين غمي به همراه ميارن؟"

!نه، وايسا - واقعاً سخته -

... ميشه دوباره اجرا کنيم؟ بد نيست اما

ساندرا، چي شده؟ - نميدونم -

... تو خيلي نگراني. اگه اينطور ... خب

ميشه دوباره شروع کنيم؟ - آره وقت داريم -

ما اينجاييم که تمرين کنيم

کي نمايشنامه رو نوشته؟ - !همون پيرمرد احمقي که داره کارگردانيش ميکنه -

نمايشش ملودارمه؟ - !"نه يه "ملوچِرته -

خيلي خب بچه‌ها، شروع مي‌کنيم

اسمش نمايش چيه؟ - !معلوم نيست، خيلي عوضش ميکنه -

منظورت چيه؟

... پالومبو ايندفعه تصميم گرفته اسمش "ساندرا" باشه، اما

هشت يا ده‌سال پيش که براي اولين بار ... اجراش کرد

اسمش "ژوليت" بود

ژوليت

ژوليت

ژوليت، عزيزم وقتش نشده که بري پيش پليس؟

حرف‌هايي که براي گفتن داري براشون جالبه

توني فورست رو مي‌شناختي؟ - آره، توني فورست رو مي‌شناختم -

... اما بقيه‌شون رو سخت به خاطر ميارم چونکه

دانشجوهاي قديمي زيادي بودن که توي کارهاي فرهنگيم با من همکاري مي‌کردن

سلام آقايون

آقاي پالومبو، امروز بازم به من احتياج داريد؟

نه، ممنون خانم فورست

چه روحيه‌اي داره

... اون بايد خيلي ناراحت باشه بعد از

اتفاقي که افتاد. اما موافقت کرد که بياد و تمرين بکنه

آقاي پالومبو، ما دنبال کوچکترين سرنخ ممکن در اين ماجرا مي‌گرديم

اگر شما چيزي مي‌دونيد الآن وقتشه که حرف بزنيد

اما چرا، چرا من؟

... هيچوقت هيچوقت ژوسيلين روکا رو مي‌شناختين؟

مي‌شناختينش؟ - بله، مي‌شناختمش -

و هانس کلاينبرگ، کلاينبرگ؟ - کلاينبرگ، بله، هردوشون رو مي‌شناختم -

مي‌خوام ازتون بخوام که با ما به اداره مرکزي پليس بيايد

امروز بايد بدون من تمرين بکنيد، بچه‌ها

بايد کتم رو بيارم - بفرماييد لطفاً -

!تو ببرش، منتظر من نباش

اگه دستگيرت کنم چي؟ - براي چي؟ -

مثلاً براي ورود غيرقانوني به يه ساختمون اداري

کي ازت خواسته بياي اينجا و اين اتاق رو بگردي؟

خب، خانوم فورست

اين اولين بار نيست که به ما سر نخ ميدي

قول دادم که به کسي چيزي نگم

به يه نفر توي تلويزيون، مثلاً؟

!مثلاً

مي‌دوني چه زماني برنامه اجرا ميشه؟ - ظهر -

دومه - اوه بله، من اين صدا رو مي شناسم؛ بازرس کارلاست -

بله - کارلا. بهتره يه موتورسيکلت برداري -

با اين ترافيک ظهر اگه با ماشين بري نمي‌توني به موقع برسي

"با موتورسيکلت برو به "پلاس روزتي

جايي که برنامه "شئ مرموز" رو دارن ضبط مي‌کنن

هرکاري مي‌توني انجام بده تا برسي به اونجا و از سابرنو محافظت کني

مي‌دوني کيه؟ - آره، همون مجري تلويزيون؟ -

خودشه، از سابرنو محافظت کن

حتي اگه به جاي اون تير هم خوردي بايد ازش محافظت کني

اين مسئوليت توه، فهميدي؟ - چرا؟ -

براي اينکه اون نفر بعدي ليسته - کدوم ليست؟ -

!عجله کن، خِنگ ... صبرکن! بهتره به دي‌بوزو بگي

خيلي مهمه که با بيشترين سرعت ممکن اون منطقه رو ببنده

!برو

هميشه سر و کله‌ات پيدا ميشه، نه؟

نظري داري که قاتل کي مي‌تونه باشه؟ - نه -

برنامه "شئ مرموز" موقتاً قطع شد

و حالا دوباره سرنخ‌ها رو يادآوري مي‌کنم

... شئ مرموز کاملاً کوچيک و گرده

و رنگش بسيار تيره‌ست

... چيزيه که شما مي‌تونيد از مغازه بخريد

و مذکره، آقا؟

... آقاي سابرنو، شئ مرموز لوله سياه اسلحه‌اي

که اين فرد ناشناخته ميخواد همه‌مون رو باهاش بکشه، نيست؟

اوه جناب! بيايد فقط به مسابقه بپردازيم

[عذرخواهي مي‌کنيم براي اختلالِ موقتِ پيش آمده]

.مدارکتون

ببخشيد، امکانش هست به من توجه کنيد

جناب بخش‌دار، جناب کميسر، کلنل آقايون، خانم‌ها

... اين برنامه نمايش اجرا شده

در دانشگاه فرهنگي نيسه، که 8 سال پيش روي صحنه رفته

:چهار بازيگر آماتور اول

آنتوان فورست، پي‌ير بارويه هانس کلاينبرگ و ژوسيلين روکا

به همون ترتيبي که روي صحنه رفتن، به قتل رسيدن

همونطور که توي ليست برنامه مي‌تونيد ببينيد

بنابراين مشخصه که پنجمين قرباني ژولين سابرنو خواهد بود

اون الآن توي اين ساختمون تحت حفاظته

"فرانسيس پالومبو؛ نويسنده نمايش "ژوليت

يه کار تاحدودي غير مغرضانه، يک سايکودرام که من چندساعتي رو صرف خوندنش کردم

فرانسيس پالومبو هم اينجاست تحت بازجويي

همچنين دو شخص ديگر حاضر در نمايش؛

هلن واله و ژوليت وودرويل تحقيقات براي پيدا کردنشون رو آغاز کرديم

... نکته اينجاست که چرا بعد از گذشت 8 سال

پرفسور پالومبو ناگهان تصميم گرفته که دوباره نمايش رو روي صحنه ببره

اين نکته‌ايه که الآن پروفسور پالومبو رو به خاطرش دارن بازجويي مي‌کنن

و هنوز پاسخ رضايت‌بخشي نداده

... در هر صورت مشخصه که بين اين 8 نفر

حادثه يا حوادثي اتفاق افتاده که منجر به اين قتل‌هاي زنجيره‌اي شده

پيدا کردن اين دو زن مي‌تونه تا حدودي .سخت باشه

اين احتمال زياده که هردوي اونها ازدواج کرده باشن

و ديگه از اسم زمان مجرديشون استفاده نکنن

در هرصورت ما اطلاعيه‌هايي رو پخش کرديم

پليس پاريس رو دست کم نگيريد اونا کاملاً کارآمد هستن، مي‌دونيد

من به کارلا اعتماد کامل دارم، ببخشيد

ببين، ما هم اين الآنم چهارتا جنازه روي دستمون داريم

ديگه نمي‌تونيم بيشتر از اين اشتباه بکنيم

کارلا، تو که اين مسئله رو به خاطر خانم روکا شخصي نمي‌کني؟

کجا ميري؟

ميرم والدين ژوليت وودرويل رو ببينم

دي‌بوزو فهميده اونا کجا هستن

تيتر بزن: " بازرس کارلا اظهار کرد قاتل "شخص ديگري را نخواهد کشت

آره، پايان نقل‌قول، اينو بزن تيتر اصلي

بازرس کارلا؟ - بله خانوم -

هلن دومُن

ببخشيد عجله دارم - "هلن دومن"، اسم مجرديم "واله"

هلن واله

چي باعث شده که به ديدن من بيايد خانوم واله يا خانوم دومن؟

فکر نمي‌کنيد که اون ميخواد همه آدمهاي توي اون نمايش رو بکشه؟

شما مي‌دونيد اون کيه؟

من نميدونم

تمام اين مدت کجا بوديد خانوم دومن؟

"توي " سنت تروپه

و به گمانم الآن ترسيديد؟ - البته که ترسيدم -

... به همسرم گفتم که قطعاً يه نفر

داره سعي مي‌کنه که همه آدمهايي که توي "ژوليت" بودن رو بکشه

و همسرتون در اين باره چي گفت؟

به نظر مي‌رسيد فکر مي‌کنه که من ديوونه شدم

نظرش اين بود که من فقط مزاحم پليس ميشم و شما به حرفم گوش نمي‌کنيد

کار خوبي کرديد که به اينجا اومديد، خانوم دومن

ميشه همراه من بيايد؟ - بله -

تو رانندگي کن

امن‌تر نيست که اون رو هم کنار بقيه تحت حفاظت قرار بديم؟

!بشين جلو

واقعاً به زحمت مي‌افتيد اگه فقط يه بار يکي از سؤالهامو جواب بديد؟

نمايش رو بازي کرديد و ... وقتي اجرا تموم شد

همه‌تون رفتيد خونه آقاي پالومبو که يه نوشيدني بخوريد

درسته، ما نوشيديم

ژوليت وودرويل هم اونجا بود؟ آره، تمام دخترا اونجا بودن -

شما مي‌دونيد از اون موقع تا حالا ژوليت اردواج کرده يا اصلاً چه بلايي سرش اومده؟

نظري ندارم

توي مهموني به همه خوش گذشت؟ فکر مي‌کنم -

ما تمام شب رو اونجا مونديم

،اما پالومبو خسته بود و زود، سر شب رفت خوابيد

و هيچ اتفاق بخصوصي اون شب نيا‌فتاد؟

چرا، ما عشق‌بازي کرديم - ما" يعني کيا؟" -

همه

اما اين اتفاق ... طبيعي شروع شد؟

منظورم اينه، حتي کسي شروع به لاس زدن نکرد؟

به جز يک نفر فکر مي‌کنم همه با هم صميمي شديم ... البته نه يک دفعه با هم

خب؟ - خب -

اول دوتا شروع کردن، بعد شديم چهارتا و بعد شيش‌تا

بعد از مهموني دوباره همديگه رو ديديد؟

ما ارتباطمون رو نگه داشتيم البته به غير از ژوليت

براي اون خوشايند نبود

خب ما فکر مي‌کرديم به احتمال زياد ... اون اين خاطر ول کرد که

اونا مجبورش کردن خيلي بنوشه

اونا يعني کيا؟ - پسرها -

و پسرها مجبورش کردن - مجبورش کردن يا تجاوز کردن؟ -

تجاوز کردن - و شما؟ -

من؟ نه، هيچکس به من تجاوز نکرد

و تو چيکار کردي؟ - هيچي -

نگاه کردم

هلن واله در مورد اون عياشي کوچيکت به من گفت

چي باعث شد که در موردش چيزي به من نگي؟

گفتن اينجور چيزها آسون نيست

من سعي کردم چيزي که اتفاق افتاد رو فراموش کنم

اما برام تداعي ميشه حالم ازش به هم مي‌خوره

تو شرمسار بودي بنابراين بايد از شرشون خلاص مي‌شدي

مي‌ترسيدي تمام دنيا رازت ... رو بفهمن، بنابراين

شاهدين ماجرا بايد حذف مي‌شدن

!شما ديوونه‌ايد من کسي رو نکشتم

من قادر به اين کار نيستم من نمي‌تونم ماشه بکشم

اگه نمي‌توني ماشه بکشي پس چرا يه کُلت 9 ميليمتري داري؟

من يه کلکسيونرم - اون پُر بود -

کنار ميز عسلي نگه‌اش داشتي چرا؟

براي محافظت - محافظت از چي؟ -

از همه چي

بعد از کشته شدن فورست و بارويه بود که ترسم شروع شد

و بعد از کلاينبرگ فهميدم داستان از چه قراره

تو بايد براي محافظت از خودت زودتر به اينجا مي‌اومدي

همينطوره، اما يه رسوايي بود ... زندگي‌ حرفه‌ايم

تو ترجيح ميدي نگران زندگي حرفه‌ايت باشي ولي نگران کُشته‌شدنت نباشي؟

بعد از 8 سال تصميم گرفتي دوباره نمايشت رو اجرا کني

و نقش اصلي رو به دخترخوانده فورست دادي، چرا؟

اتفاقي بود ... اتفاقي

و اين اتفاقييه؟ ما اين عکس رو توي آپارتمانت پيدا کرديم

شناختيش؟

بله، اين ژوليت وودريله

،و اين ساندرا فورست فکر نمي‌کني با هم شباهت دارن؟

وقتي ساندرا فورست رو توي کتابخونه ديدم نمي‌تونستم باور کنم

من نمايشنامه رو براي ژوليت نوشته بودم

من عاشق ژوليت بودم؛ يه عشق افلاطوني ... اما بعد از اون شب

قسم خوردم که اون نمايش احمقانه رو دوباره ... اجرا نکنم ولي

ديدن ساندرا برام گرون تموم شد

:آقاي پالومبو، سه تا سؤال

... فکر مي‌کنيد ارتباطي بين قتل‌ها

و اجراي مجدد نمايش شما وجود داره؟

اگر نه، پس لطفاً توضيح بديد چرا تا قبل از امسال شاهد چنين اتفاقاتي نبوديم

آيا ژوليت وودرويل قادره ماشه رو بکشه؟

!نمي‌دونم

يکبار قبل از اين، اون تحت يه دوره درمان طولاني‌مدت قرار گرفت

من بودم که بهش گفتم به کلينيک بره

آره، مي‌دونيم

خيلي ناراحت‌کننده بود، از يه ضربه جسمي رنج مي‌بُرد

ضربه جسمي و روحي بود

ژوليت عزيزم، من بينهات متأسفم که بايد ... اصرار کنم، اما

فکر مي‌کنم بهتره که بري پيش پليس

!اما ژوليت

تو توي خطر جدي هستي عزيزم .و من مطمئنم براي اونها جالبه

من نميتونم براشون تعريف کنم

خيلي خب، تو نياز نيست بهشون هيچي بگي

اما اونا ازت محافظت مي‌کنن - اما من جايي نميرم بنابراين هيچ خطري وجود نداره -

... تو به ندرت بيرون ميري اما

هنوز اين امکان وجود داره که قاتل پيدات کنه

اونا نمي‌تونن به من آسيبي برسونن چون تو اينجايي پِري

پِري؟

... آره

آره، البته

من ازت محافظت مي‌کنم

روز چهارم

... گزارشگران، عکاسان و تماشاگران کنجکاو

شب گذشته، ساعت‌هاي زيادي را بيهوده در جلوي اداره مرکزي پليس منتظر بودند

بعد از يک بازجويي طولاني هيچ ... سرنخ يا اطلاعات جديدي

توسط بازرس کارلا و همکارانش، گزارش نشد

... ،امروز صبح، مردمِ نيس همچنان منتظر

به پرسيدن سؤالات بي‌پاسخ خود ادامه مي‌دهند

خبر جديدي داري؟ - نه، خبرهاي معمولي -

يه قتل از پليس سنت ژوئن گزارش شده

جسد يک پيرمرد

رفتگر بوده؛ توي اسکله نزديک لنگرگاهِ اصلي پيدا شده

ببين مي‌توني جزئيات بيشتري برام به دست بياري

در حال حاضر تمام اجساد براي من جالب توجه‌ان

اون چيزي به جز يه پيرمرد بدبخت نيست

ظاهراً خفه شده

دکتر گفته زمان مرگش ديروز چهار بعدازظهر بوده

هيچ اثري از اسلحه و اينجور چيزا نيست

اين پيرمرد هيچ ربطي به پرونده ما نمي‌تونه داشته باشه

مظنونينت الآن اينجان آماده‌اي بازجوييشون کني؟

،صبح بخير آقا ديشب خوب خوابيديد؟

اوه، ببخشيد کارلا ميخواستم بگم صبح بخير

چرا کسي بايد يه پيرمرد بدبخت رو کشته باشه؟

ممکنه اون چيزي ديده باشه

... اين فقط يه نظريه‌ست

اما تو سه تا شاهد براي بازجويي داري که نظريه نيستن و واقعي‌ان

پالومبو بيشتر از بقيه نظرم رو جلب کرده هيچکدوم از اظهاراتش با دوام نبودن

خب، پس با اون شروع کن

فکر مي‌کردم تو مي‌توني هرکسي رو !به حرف بياري

با اين وجود، ما به اطلاعات بيشتري در مورد اين قتل جديد نياز داريم

لطفاً ميشه منو به بازرس کارلا وصل کنيد؟

اوه نه، ما اصلاً همديگه رو نمي‌شناسيم

اسم من پِري روپرفوته من انگليسي هستم

همچنين من همسر ژوليت وودرويلم

مي‌خوام از همسرم محافظت بشه

بله، همين

اوه نه، بهتره شما بيايد

هتل رُژينا، پارک سينيه آپرتمان 296، از پله استفاده کنيد

بازرس، آخرين نکته بايد با همسرم خيلي ملايم باشيد

اون بسيار حسّاسه

همسرم يه لحظه ديگه ميان

ميشه دست‌هام رو بشورم لطفاً؟ - البته -

اونجا

امکانش هست؟ - بفرماييد -

... آقا

ازش مراقبت مي‌کنيد؟

روي من حساب کنيد آقاي روپرفوت ما خيلي خوب ازش مراقبت مي‌کنيم

"اينجا نگه‌دار "دومه

ميشه ازتون بپرسم چند وقته با همسرتون عشق‌بازي نکرديد خانوم روپرفوت؟

يا شايد هرگز با همسرتون عشق‌بازي نکرديد

اما اون عاشق شماست بنابراين ميخواسته انتقام شما رو بگيره

،اون ميخواسته اين هتک حرمت رو پاک کنه اين بي‌آبرويي رو بشوره

بنابراين شروع کرده به حسابشون رسيده؛ يکي پس از ديگري

با يا بدون موافقت شما

اما شما از چيزي باخبر بوديد، مگه نه؟

شما بايد به چيزي مشکوک شده باشيد

دارم درست حدس مي‌زنم خانم روپرفوت؟

دارم درست حدس مي‌زنم خانم روپرفوت؟

من ديگه نمي‌تونم اينجا بمونم

بگيريد، اين کمک مي‌کنه ديگه برنگردم - اميدوار بودم که از پيش ما نميري -

اين پرونده براي شما يه موفقيته اما براي من يه فاجعه بوده

نمي‌تونم برگردم

کارلا، نگاه کن، ما اينا رو نزديک صحنه جنايت پيدا کرديم

همسرِ ژوليت کسي بوده که اون پيرمرد رو خفه کرده، حق با تو بود

خب، اين باعث نميشه دلت بخواد پيش ما بموني؟

خداحافظ آقا

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.