Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم و ویراستار: Nadia
دنبال یه آدم گمشده میگردم.
(فرد گمشده؛ سن: ٣۶ ساله، نام: لیم چول شیک، شغل: نگهبان کمپانی، آخرین بار با لباس فرم کمپانی دیده شده)
[استاکر شب]
آژیر شماره ٣۵. آژیر توی طبقه ششم ساختمان گلکسی، آپارتمان شماره ۶١١ به صدا در میاد.
من الان فورا شروع به حرکت میکنم.
آژیر شماره ٣۵. دریافت شد.
لطفا وقتی رسیدی اونجا اطلاع بده.
دریافت شد.
آژیر شماره ٣۵ تایید شد.
اونجا خبر خاصیه؟
هیچ سوژه ای اینجا نیست، بنظر میاد آژیر اشتباهی زده شده.
دریافت شد.
لطفا آژیر رو به حالت اولیه برگردونید.
بله، دریافت شد.
اتاق کنترل، آژیر شماره ٣۵ هستم، به گوش باشید. اینجا یه مشکلی پیش اومده.
اتاق کنترل!
اتاق کنترل!
اتاق کنترل، یه مشکلی پیش اومده!
اتاق کنترل.
(سیگنال موجود نیست)
مدیر تیم؟
خیلی سوپرایز شدی؟
این جشن خوشآمد گویی ماـه.
جشن خوشآمد گویی؟
هی، ما فقط داریم محض خنده کرم میریزیم.
این بعنوان یه شوخی زیادیه، نیست؟
اتاق کنترل، مدیر کانگ داره صحبت میکنه.
لطفا آژیر خطر شماره ٣۵ رو به حالت اولیه برگردونید.
خیلی گرمه.
پس تهوو چی میشه...
این خون نیست.
سس کچاپه، کچاپ.
شما بچه ها واقعا...
شماها فکر میکنید این خنده داره؟
سو-این، جوری که یکم پیش حرف زدی.
من امروز یه بار دیگه فهمیدم نیروهای ویژه چیان.
اون با حرفاش کاری میکنه ارواح بیان این دور و بر.
راستش من یکم از ارواح میترسم.
شاید چون گروهمون یه همچین گرایشی داره،
ما بیشترین روحیهٔ کار تیمی رو داریم. (داره میگه چون از روح میترسیم تیمی کار میکنیم)
این واقعا اذیتم کرد.
نزدیک بود که واقعا باتونام رو بکشم بیرون.
ولی چطوری از سِمت نیروهای ویژه اومدی بیرون؟
چون باید خارج از کشور بمونم.
ولی حال مامان و داداشم خوب نیست.
اون یارو هم تو نیروهای ویژه نیست؟
منظورت همون مردیـه که پارسال غیبش زد؟
چی میگن بهش؟
اتاق پشتی؟
هی.
واقعا به همچین چیزایی اعتقاد داری؟
یه اتاق پشتی؟
چی هست؟
اون روز،
شنیدم که اگه اینجا در روت قفل بشه دیگه هیچوقت نمیتونی بیای بیرون.
مثل اینکه به بُعد های دیگه فرستاده میشی یا یه همچین چیزی.
هی، اینا همش چرت و پرته.
فقط گاهی اوقات صاحبکارها و نگهبان ها یه همچین ضرر هایی میکنن.
ولی حداقلش این حقیقته که اون غیبش زد.
بنظر من،
باید یه کلک واسه پول بیمه بوده باشه.
بعضی وقتا، مردم تظاهر میکنن گمشدهان که پول بیمه رو بگیرن.
بهرحال
در صورتی که امروز دوباره این اتفاق بیفته، یادتون باشه این همراهتون باشه.
مثل یه دوربین مداربسته ست.
ویدئو رو دقیقا همونموقع میفرسته.
دریافت شد.
ترجمه شده توسط Nadia
ماشینم همون جا پارک شده.
اوه، خیله خب.
مراقب خودت باش.
فردا میبینمت.
باشه، تو هم مراقب خودت باش.
(کارمند گارد امنیتی گم شده)
(کارمند نگهبانی بدون هیچ دلیلی ناپدید شد و آخرین مکانی که در آنجا دیده شده بود زیرزمین بوده است)
(حدودا ساعت یازده شب در بیست و پنجم ماه ژوئن)
(در آخر)
(بنظر نمیاد هیچکس اونجا بوده باشه)
(نه دوربین امنیتی ای، نه اثری از ورود و خروج و نه چیزی که به سرقت رفته باشه یافت نشد)
(گمشدهٔ ٣۶ ساله، لیم چول شیک، نگهبان کمپانی و آخرین بار با همان یونیفرم کمپانی دیده شده است)
(یک ماه ـه که اون گم شده)
(پلیس یک تصمیم کلی برای)
(انتشار بی پردهٔ بیانیه مطبوعاتی گرفت)
(اتاق های پشتی)
(اتاق های پشتی یک افسانهٔ میان مردمی ست؛ مارپیچی تصادفی از اتاق های اداری)
سلام، مامان.
سو-این.
فقط میخواستم بهت بگم که مواظب باشی.
من خوبم، نگرانم نباش.
نسبت به کار کردن توی ارتش، این مثل خاله بازی میمونه.
ولی بازم...
این حسیـه که یه مادر داره.
جونگ این کجاست؟ خوابیده؟
آره.
اون نگرانته چون تازه صبح میای خونه.
نگران نباش.
من یه کارمند خودیام. خودمو نمیندازم تو دل خطر.
خیله خب، بهتره که در امان بمونی.
ممنون، مامان.
مامان، تو خونه میبینمت.
باشه.
خب.
(یون ته-هو)
بله.
بله.
یون ته...
(یون ته هو)
چی باعث شده بیای اینجا؟
نمیدونی که آژیر روشن شده؟
اوه.
شاید یه اشتباه بوده.
اینجا معمولا گربه های ولگرد زیاده.
گربه؟
بله.
میو.
گربه.
اگه اینطوره، خوب میشه اگه برم داخل و یه نگاه بندازم.
ببخشید...
اما
چیزیت نمیشه؟
الان...
همون وقتیـه که باید رفت تو دلش.
اگه در قفل شد چیزیت نمیشه؟
شاید مجبور شی یه مدت منتظر بمونی.
منتظر چی بمونم؟
چرا حس اینو میده که انگار ترتیب به هم ریخته؟
هیچی.
نگران نباش، برو داخل و یه نگاه بنداز.
قضیه چیه؟
عذرمیخوام.
با شما ـم!
مدیر تیم، بازم شمایی که داری کرم میریزی؟
بهتون که گفتم، این دیگه حد و مرزِ شوخی رو رد کرده.
با شما ام!
اتاق کنترل.
اتاق کنترل.
بازم میخواین این کار رو بکنین؟
اتاق کنترل.
بله، بفرمایید؟
مدیر تیم.
بازم قراره این کار رو انجام بدی؟
خود این کار همین الانشم یه جرم محسوب میشه.
از چی حرف میزنی؟
من اینجا توی پنجمین اتاق برق زیرزمینِ ساختمان الف گلکسی ـم.
پنجمین اتاق برق زیرزمینِ ساختمانِ الف گلکسی؟
هیچ اتاق برقی توی ساختمان الف نیست.
لطفا دیگه مسخره بازی در نیار.
الان کجایی؟
الان کجایی؟
الو؟ مدیر تیم...
مدیر تیم، صدامو داری؟
چرا رفتی اونجا؟
مدیر تی...
ترجمه شده توسط Nadia
اتاق کنترل.
سلام، اتاق کنترل داره صحبت میکنه.
چرا نظم به هم ریخته؟
بنظر میرسه یه اشتباهی رخ داده.
چیکار باید کنیم؟
(مخزن ذخیره آب)
مامان.
جونگ این.
فکر نمیکنم بتونم برم خونه.
[استاکر شب]
ارتباط با مترجم از طریق ایمیل Dazaisilvia@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.