Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم و ویراستار: Nadia
[وحشت نیمه شب: شش شب]
'غریبه هایی در سوپرمارکت'
یک، دو، سه
یه مرد جوون معتادِ سیگاری
من یهو برام سوال شد که این قفسه های بيسکویت واقعا تا پنج سال دوام دارن یا نه.
بعد اونا دوباره با کارتشون حساب میکنن.
یک
دو
سه
چهار
من میتونم فقط با نگاه کردن به چهره های افراد بگم کی حالش خوبه و کی نیست
عذرمیخوام!
چهره شناسی یه نوع علمه.
بهم یه فرصت بده.
به جای ۵٠٠ وون بهم سکه بده.
چشم.
زود باش.
زود باش.
بجنب دیگه.
گفتم زود باش.
بدو.
زود باش، زود باش، زود باش.
مشکلی وجود داره؟
چه اتفاقی افتاده؟
اوه... اونجا یه...
تو به ما زنگ زدی چون قضیه فوری و حیاتی بوده.
اونجا یه مرد بود...
کجا؟
هیچ کس دیگه ای اینجا نیست.
بیرون هم همینطور.
ولی اون سرو مرو گنده اینجا بود.
همینطوری الکی زنگ اورژانسی رو به صدا در نیار، خب؟
ولی...
امروز زود اومدید، رئیس.
منم یه تماس فوری داشتم.
اوه نه!
بهت گوشزد نکردم چهرت یجوریه که به راحتی میتونه تو دردسر بندازدت؟
تو باعث میشی یه مشت حیوون که نصفه شب دارن تو جامعه ول میچرخن بهت جذب بشن.
پول درآوردن آسون نیست.
دنبالم بیا.
(مظنون دزدی و تحت تعقیب ویژه)
چرا انقدر تعجب کردی؟
بجنب بیا بریم فیلم های دوربین رو با هم ببینیم.
هیچ جایی مناسب تر از اینجا نیست واسه وقتی که میخوای یه کلکسیون از چهره های افراد ناشناس راه بندازی.
پشمام!
این خیلی خوب گیرش انداخت.
یه نگاه بنداز.
پیشونی و استخون بندی بزرگ گونه.
این نمونه چهره یه خلافکاره.
و اینکه،
متوجه شدی که بینیاش مثل خوکه؟
و اینکه ایشون وحشی ترین قاتله.
از بین انواع مختلف جرم.
به دندونهاش نگاه کن.
چهره منم اینجوری نگه داشتی؟
هوش مصنوعی تصویر همه کسایی که تو فروشگاه ـن رو حفظ میکنه.
که شامل خودمم میشه.
بهرحال،
بیا اینجا یه نگاه بنداز.
یه شکوفه هلو و یه ظاهر که خواستار ثروته.
اون جا بین ابروهات، جاییـه که میتونه هرکسی رو جذب خودش کنه.
این خودش یه درآمدزایی خوب واسه فروشگاه ـه.
هر چند که...
هیچ اهمیتی نداره.
رئیس، من...
یه دهن کوچیک و بینی باریک
میتونه خطر به همراه داشته باشه.
چهرهات یه ترکیب از خوب و شر ـه.
خیلی کنجکاوم میکنه
درباره تاثیری که این میتونه روی زندگی واقعی بذاره.
رئیس، من...
میدونم اینجا داری تجربه کسب میکنی و میدونم چقدر خطرناکه.
ولی من بازم باهات راه اومدم.
ولی امروز واقعا ترسناک بود.
قرارمون یک هفته انجام دادن این کار بود.
و پنج برابر حقوق نرمال ساعتی.
مگه جوونای نسل ام زد از این خوششون نمیاد؟
مطمئن نیستم.
من فقط میخوام یه مهماندار هواپیما بشم.
اگه یه مهماندار شده بودی،
حتی اگه هواپیمایی که اونجاست یه هواپیمای عالی میبود
بازم سقوط میکرد.
بهت توهین نمیکنم.
این چهرهات ـه که اینو بهم گفت.
البته که چهره ها رو میشه تغییر داد.
بعنوان یه انگیزه.
دو میلیون وون
برای هر آزمایش چهره.
اون یه
هندونهست.
میدونی، نه؟
'سوباک'
خب...
اگه میخوای یکم ازش بخور.
این چیه؟
این چه کوفتیه؟
(شوکر برقی)
(اضافه کردن به سبد خرید)
لطفا بر روی صندلیهاتون بنشینید، هواپیما رو به پروازه.
از تمامی اعضای خدمه درخواست میشه که بنشینند و برای فرود آماده شوند.
(موارد زیر بازم بحث این موضوع رو که چقدر مهمه که یه ظاهر حرفه ای از خودتون نشون بدید رو پیش میکشن.)
ترجمه شده توسط: Nadia
هی سلام.
چرا بعد این کار نریم مرغ و آبجو بزنیم؟
امروز شیفت شب رو توی سوپرمارکت کار میکنم.
مگه نگفتی استعفا دادی؟
صاحب کارم گفت پول بیشتری بهم میده.
چیکار میتونم بکنم دیگه؟ باید پول شهریه رو هم بدم.
یه همچین اتفاقی برات افتاده... تو حالت خوبه؟
با مشتری های بیشتری با مهربونی رفتار کن تا دلشون رو بدست بیاری.
این همون رفتاریه که یه مهماندار هواپیما باید داشته باشه، نه؟
منو ببین.
نظرت راجع به چهرهـم چیه؟
چهره ـت؟
یجوریه که انگار همیشه چهره های مشتری های دردسرسازِ رو مخ رو به خودش جذب میکنه.
چی میشه اگه
یه چهره تو جهان وجود داشته باشه که باعث بشه یه هواپیما سقوط کنه؟
چی؟
شاید افرادی باشن که با این مشکل رو به رو میشن، درسته؟
مصاحبه کننده ها باید بتونن خودشون افراد رو کنار بذارن و در کنارش افراد خاصی رو انتخاب کنن.
الان داری از چی حرف میزنی؟
بیخیالش.
من میرم که اول پول دربیارم.
خداحافظ.
چی؟ به این زودی میری؟
متاسفم.
در اصل،
تو باید دنگ خودت رو واسه این ته مونده های غذا بدی.
کدوم آدمی واسه ته مونده غذا پول میده؟
بهت گفتم فقط بدش بهم.
من مجانی از شرش خلاص میشم.
متاسفم.
مهم نیست چی میگی،
ما بنتو* نداریم، شما هم که میخوای بخوری... *پک غذای ژاپنی
هی، من از این بو خوشم میاد.
هی، این بوی گوشته؟ ها؟
هی، بهم بدش.
گوشته، آره؟
گوشته، مگه نه؟
صورتت نمیتونه طمعی که داری رو کنترل کنه.
چون پولی برای خرید غذا نداری.
صورتی که داره تو سوپرمارکت التماس میکنه.
ولی حداقلش
من مابقی کار ها رو انجام میدم.
چطوره؟
باعث میشه دهنت باز بمونه، نه؟
چهرهاش یجوریه که ارزش اضافه شدن به کلکسیون رو داره.
رئیس، من میخوام تمومش کنم.
حتی اگه حقوقمو بهم ندی هم مشکلی نیست.
لطفا، من واقعا میخوام که برم.
قیافهـت نحسی و بدبختی میاره.
منم اینجا بودم.
خیلی ناراحت کنندست.
دیگه راجع به چهرهـم حرفی نزن.
چهره ـت
هنوزم شبیه همون چهره ای ـه که توی جعبه بود.
بخاطر ترکیب شما دوتاست که
اون یارو کله خوکی به اینجا جذب شده.
من فقط سعی دارم که این چهرهٔ خطرناکت رو درستش کنم.
حتی نتیجه آخر بازم بدبختی های بیشتره.
تو عقلت رو از دست دادی!
اولا،
چشمای تو مشکل اصلیه.
میخوای اون داخل چیکار کنی؟
ها؟
چه کار دیگه ای میتونی انجام بدی؟
سوهیون.
نظرت درباره صورتم چیه؟
صورت میتونه واقعا...
زندگیت رو تغییر بده.
بخاطر همینه که صورت من...
جنسیت و صدا
اونا همشون به چیز بهتری تغییر پیدا کردن.
خودم تغییرش دادم.
کمکت میکنم.
[غریبه هایی در سوپرمارکت]
ارتباط با مترجم از طریق ایمیل Dazaisilvia@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.