All language subtitles for Shogun_(miniseries)4-020950

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

با ممنوعيت ازدواج با ماريکو ، از سوي لرد توراناگا

دنياي بلک تورن در غم و اندوهي ، فرو رفت که هرگز چنين نديده بود

، شکست خورده در سرزميني بيگانه

و تنها چند روز قبل از اينکه .لرد توراناگا دربرابر شوراي نايب السلطنه ظاهر شود

.فوجيکو سان

چطوري اومدي اينجا؟

.دوزو

.دومو

ولي پاهات

.نشونم بده

، باورنکردنيه که سوختگي انقدر سريع خوب بشه.چطور...؟

.نه، فوجيکو سان، بدون گريه

، اما فوجيکو از شرم مي گريست

شرمساري از اين بابت که به وظيفه اش .در قبال او عمل نکرده بود

.اوه، چقدر دلم برات تنگ شده بود

.و منم دلم برات تنگ شده بود

.حرف هاي زيادي براي گفتن هست

.نه

، فقط اينکه تو را با تمام وجودم دوست دارم .و من هنوز برايت دلواپسم

.نترس

.همه چيز درست ميشه

.اين چيزيه که به خودم ميگم

اما امروزه، پذيرفتن کارما و .خواست خدا غير ممکنه

.تو خيلي سردي

.اين اِدوئه، عشقم

.و آنسوي پل اول

و باز هم؟

.بله. و بازهم

، تصميم لرد توراناگا براي تسليم شدن .بي شرمانه و بي فايده است

.هيچ وقت فکر نمي کردم بتونم با صداي بلند اينو بگم

.ولي بايد اينو بگم .ضعف منو ببخش

و وقتي او به اوساکا بره چه اتفاقي براي تو مي افته؟

.همه چي تموم ميشه

.براي من

.براي همه ما

، اگه لرد توراناگا بميره .ما نميتونيم زنده بمونيم

.پس تو بايد با من بيايي .ما بايد فرار کنيم

.راه فراري نيست .تو بايد اينو قبول کني

.اگه لرد توراناگا اجازه اين کار رو بده چرا اجازه چنين کاري رو بده؟

چون اگر کشتي سياه را تصرف کنم ، اين هديه ويژه خوبي براي سالِ بعده

، بعد لرد توراناگا ميتونه کشيش ها را وادار کنه

تا تمام اربابان مسيحي به .او بپيوندند

اين کار او را قدرتمندتر از ايشيدو و .شوراي نايب السلطنه مي کند

.اين کار او را شوگان خواهد کرد

.من نمي فهمم عشقم .همه چيز به پول بستگي داره

.يسوعيان بايد پول داشته باشند اسپانيا و پرتغال بايد پول داشته باشند

گرفتن کشتي سياه ثابت مي کند .که من مي توانم اين کار رو بکنم

فقط يه مرد هست که ميتونه مرا .از گرفتن کشتي سياه منع کنه

.لرد توراناگا

آنها در ازاي مسير امن .بايد از او حمايت کنند

تو واقعا اين رو باور داري؟ !من اينو ميدونم

کمکم ميکني؟ .نميتونم به کليسا خيانت کنم

من فقط ازت ميخوام که با لرد توراناگا .صحبت کني يا کمکم کني باهاش حرف بزنم

.ميدونم که درک ميکنه

.ميدونم که ميتونم قانعش کنم

.لرد توراناگا منتظره

.پس بايد زود بريم

، مهم نيست چي ميشه :فقط اين رو يادت باشه

.دوستت دارم

.پل اول نميتونه تغيير کنه .هيچ چيز نميتونه آن را تغيير بده

لرد يابو مي گويد که ، اربابم حالش خوب نبود

.پس او به جايش آمده

.دومو

.اينا اولين سامورايي هاي تو هستند .لرد يابو ازت خواهش ميکنه که آنها را قبول کني

اگر قبولشون نکنم چي ميشه؟ .سرشون رو از دست ميدن

ولي لرد يابو مي گويد .که در آن دخالت نکن

.همه شان را قبول مي کنم

(هاجيمه(در ژاپني به معناي شروع يا اولي

، به شرافتم به عنوان يک سامورايي، سوگند مي خورم

، دشمنان شما دشمنانم هستند .و اطاعت کامل

.لرد يابو پيشنهاد ميده که اين مرد رو رد کني

فکر ميکني که بايد تو رو رد کنم اورانو سان؟

.تمنا مي کنم منو قبل کن آنجين سان .هر کاري که بخواهيد انجام خواهم داد

.يا هر چيزي که پدر آلويتو بخواهد

خواهش مي کنم به محض اينکه به وفاداري .مطلقم شک کرديد، مرا بکشيد

مي خواهي کمي بيشتر سرت رو نگه داري؟

.من آرزوي خدمت به شما را دارم، آنجين سان

.قبولت مي کنم، اورانو سان

او ميگه لرد اونوشي، لرد کياما را

در حين جشن سن برنارد مقدس امسال .مسموم ميکنه

آنها هر دو لرد هاي مسيحي هستند .هردو آنها هم عضو شوراي نايب السلطنه هستند

و او گفت

، لرد ايشيدو ميدونه و با آن موافقه .به شرط اينکه ارباب من پيش از اين مرده باشه

ولي اگه اين حقيقت داشته باشه

کيکو سان اين اطلاعات رو از کجا به دست آورده؟

اون ميگه مردا نياز دارن .يه سري رازها رو در شب بگن

يابو ساما ميگه اربابم کشتي ات را .بهت برگردونده

کشتي ام؟ حالا؟

.بله، حالا

يابو ساما ميگه تو بايد فورا باهاش بري و .کشتي ات را سريعا به آنجيرو ببري

اون چي بود؟ اوساکا؟

.من فردا بايد برم چرا؟

.نميدونم، آنجين سان

.تا اوساکا

.تا اون موقع

.تا اون موقع

.خدا را شکر، شماييد چه اتفاقي داره مي افته، کاپيتان؟

خواب بوديم، بعد درب با شدت .از هم باز شد و ميمون ها ما را آوردند اينجا

.فکر مي کردم اين ها مي خواهند ما را بکشند .ما اِراسموس را به آنجيرو برميگردونيم

.ما مردان کافي نداريم که حرکت کنيم .بهم گفتن با اين کشتي بکسل ميشيم، به دست اين کفار

.ما کشتي خودمان را پس گرفتيم .بحث نکنيد، فقط کاري رو که ميگم بکنيد، گِنزو برو جلو

.وينک، سکان رو بگير

.جان روپِر، کنار چرخ طناب کشي بايست .سالامون و کروک، در عقب کشتي

خدا اون رو لعنت کنه .و همه ملواناني که باهاش حرکت مي کنند

.بجز يکي، پدر

.يکي از افراد ما با اين کشتي حرکت مي کند

.بله، يه سرباز خدا

مي ترسم که اين مرتد به طرز وحشتناکي .به ما آسيب بزنه، مايکل

.شايد هم نه، پدر

چه دليلي داره که لرد توراناگا کشتي را بهش پس داده؟

.براي آزار دادن ما و حمله به کشتي سياه

، خدا به ما کمک کنه .لرد توراناگا هم ما را رها کرده

.ما او را رها کرديم، پدر

ولي اون هنوز به ما قول .کليساي جامع رو داده

.بله، کليساي جامع، کارش شروع شده

ماريکو سان؟

.منم، پدر آلويتو

.من فقط اومدم تو رو ببينم

چه کاري ميتونم برات بکنم؟

.مي خواهم اعتراف کنم

.پس بذار اينجا باشه

بگذار اولين اعتراف در اينجا ، از آنِ تو باشد

.هر چند اين زمين هنوز متعالي نشده

در پيشگاه خداوند .قبل از اينکه شروع کنم، پدر، استدعاي مرحمتي دارم

از من يا خدا؟

.در پيشگاه خدا استدعا مي کنم

استدعاي تو چيه؟

زندگي آنجين سان .در ازاي اطلاعات

.من نميتونم چنين استدعايي را عطا کنم

.اين مالِ من نيست که بدم

.تو نميتوني با خدا معامله کني

بسيار خوب

.پس لطفا منو ببخش...

من اين درخواست را قبل از حضور .پدر بازديد کننده تقديم مي کنم

.اين کافي نيست

، من آن را در مقابل او خواهم گذاشت .و با نام خدا به او التماس خواهم کرد

.که به درخواستت رسيدگي کند

لرد اونوشي، لرد کياما را در حين

.جشن سن برنارد مقدس مسموم ميکنه

پسر لرد اونوشي همه زمين هاي .لرد کياما را تصاحب کرد

، لرد ايشيدو هم با اين موافقت کرده

مشروط بر اينکه مقام اربابم .فاقد اعتبار بشه

.اين ممکن نيست

علاوه بر اين، چه کسي ميتونه چنين اطلاعاتي رو بدست بياره؟

اورانو

.اورانو اقرار شنو لرد اونوشي بود

!اوه، مريم مقدس

اورانو حرمت جايگاه .اعتراف را شکسته

و اون مرد انگليسيه

.کافر حالا ارباب اوست...

ولي شما بايد قولت را .نزد خدا نگه داري

.بذار اعتراف تو را بشنوم

.منو ببخش پدر، من گناه کرده ام

اما فقط ميتونم اعتراف کنم .که شايسته اعتراف نيستم

، دختر خدا

از خدا مي خواهم که گناهان تو را ، ببخشد

، و بگذار من، به نام او

تو را مبرا کنم و .تو را در ديدرس او قرار دهم

ميتونم باهات صحبت کنم، آنجين سان؟ .الان نه اورانو

.ولي نميشه صبر کرد چي شده؟

من فکر مي کنم که ممکنه در ميان سامورايي هاي شما .مسيحياني وجود داشته باشند

.اين خيلي مهمه که فورا متوجه بشي .تو دشمن آنها هستي

.با اجازه شما، آنجين سان

اين واسه چيه؟

.خواهش مي کنم، آنجين سان

.به سامورايي ها دستور بديد که همين کار را انجام بدن چرا؟

.اگر مسيحي باشند، اونا را پيدا مي کنيد

.خيلي خب، دستور بده

.شماها هم همين کارو مي کنيد براي چي؟

، تا بهشون نشون بديد. زودباشيد .قبل از اينکه اردنگي رو براتون بيام

!ما کافرهاي بت پرست بوگندو نيستيم

.اونا کافرهاي بت پرست بوگندو نيستند .اونا سامورايي هستن، به خدا

.من اولين نفر خواهم بود

.هاي، يابو ساما

.تو وينک و اورانو، با من بياييد پس ما کاپيتان؟

.شما فردا صبح به ادو ميري .لرد توراناگا دستور ميده که فردا صبح کشتي براي برگشت اينجا باشه

چطور به اِدو برسيم؟ .از خشکي

وقت برگشتنت کِي هست کاپيتان؟ .بعد از اوساکا و ناکازاکي

.بعد از اينکه يه خدمه خريدم خدمه، پس اونا چي هستند؟

.اونا ملوان نيستند .اما بايد بتونم بيست مرد رو در ناکازاکي پيدا کنم

از کجا بدونيم تو براي ما مي فرستي؟

.يک کلمه ديگه تو مُردي

زبانت رو نگه دار وگرنه اون سامورايي ها فقط .به خاطر رفتار بدت سرت رو مي گيرند

.در رو باز کن

کِي مي تونيم براي ماکائو حرکت کنيم؟ يک ساعت. چي شده؟

.بدترين چيزي که ميتوني تصور کني انگليسي؟ پاش به دريا بازشد؟

.ولي اون نه خدمه داره، نه آدم آموزش ديده

حالا اون ميتونه باهاشون دست و پا شکسته صحبت که؟ چرا از ميمون ها استفاده نکنه؟

.به اندازه کافي دزد دريايي ژاپني هست .نه، کاپيتان

.اون بايد افرادش رو از ناکازاکي بخره

با تعهد کشتي سياه، او ميتونه .همه مردان مورد نيازش رو بخره

!شايد بتونه تو رو هم بخره .مراقب حرف زدنت باش

!اي حرومزاده بي مادر اسپانيايي .تقصير تو بود که اون احمق هنوز زنده است

.دوبار بهش اجازه فرار دادي !تو بايد اون رو با قدرت مي کشتي

شايد

.ولي اين به خاطر شب زنده داري من بود... .مي خواستم بکشمش

.واقعا؟ گفتنش آسونه

!بيست بار بهت گفتم گوش نداري؟

يا تو گوشات هم مثل دهنت گُه اسپانيايي هست؟

، در پيشگاه خدا بهت ميگم

.که انگليسي بايد يه شيطان واقعي باشه

ميبيني چيکار کرده؟ .او همه ما را طلسم کرده

.بله

.به نظر ميرسه

.حرکت کن رودريگز، حرکت کن براي ماکائو

قلعه چه شکليه کاپيتان؟ .مثل چيزاي که قبلا ديدي نيست

.دعا کن آن را از نزديکتر نبيني

.همينجا به اندازه کافي نزديکه

چقدر اينجا ميمونيم؟ .يکي دو روز، ما بايد تحمل کنيم

به اندازه کافي مناسب هست که يابو سان .ترتيب انتقال امن ما را به ناکازاکي بده

.اين کشور نفرين شده براي ما خوب نيست .آره

.ما يه روز دوباره در خانه خواهيم بود، وينک .هر وقت اون روز برسه

.آره

و همينطور ثروتمند، کاپيتان، نه؟ اين چيزي نبود که تو گفتي؟

.آره

.بپرس کيه

.لازم نيست بپرسم، قربان

اين شاهزاده اوگاکي از دربار .امپراطوري است

او اينجا چه غلطي ميکنه؟ .نميدونم قربان، اما افتخار بزرگيه

.لرد ايشيدو ميدونه ما اينجاييم .بله قربان، اينطوري به نظر مياد

لرد يابو دستور داده .سريعا به قلعه بريد

او مي گويد شما به مراسم رسمي دعوت شده ايد که

لرد ايشيدو به مناسبت سالگرد تولد .بانو اوچيبا ترتيب داده

.يه اسکورت فردا مياد سراغت !من ديگه پامو توي اون قلعه نميذارم

اين بانو اوچيبا کيه؟

او قدرتمندترين بانو در .سراسر ژاپن است

دعوت شدن به جشن تولد او .واقعا مايه افتخار است، قربان

افتخار؟

پوشيدن کلاه و رداي ، راهبه بودايي به منظور پنهان کردن هويت است

اورانو آن روز را ، بيرون قلعه اوساکا گذراند

.براي مشاهده کساني که وارد مي شوند

سپس، در شب هنگام، او از ميان .نگهبانان لرد ايشيدو عبور کرد

.و به کشتي بازگشت

کاپيتان

.اونجا رو نگاه کن، کنار انبار

.سعي کردم بيشتر مراقب باشم .لطفا منو ببخشيد که اون رو نديدم

.حالا ديگه کاري نميشه کرد

من اين کشيک رو تموم مي کنم .و صبح بيدارت مي کنم

.آره، کاپيتان، هرطور ميل شماست

.کم کم داشتم نگران مي شدم چي شده؟

من تا بعد از تاريک شدن هوا .بيرون قلعه منتظر ماندم

واسه چي؟ .تماشا، قربان

بسياري از رهگذران در کاسه گدايي من .سکه گذاشتند

.بانو تودا را ديدم که وارد شد

.يوشيناکا گروه اسکورت رو هدايت ميکنه .ادامه بده

اونا ميگن که شوراي نايب السلطنه .قراره در 19 روز تشکيل جلسه بده

، اعليحضرت امپراطور .در آنجا خواهد بود

لرد توراناگا چاره اي جز .حضور در مقابل او نداره

.اين روزِ مرگِ لرد توراناگا خواهد بود، قربان

.و، در آن روز، همه ما خواهيم مرد

ولي قبل از آن روز، من يک خدمه .از ناکازاکي ميخرم و کشتي من حرکت خواهد کرد

اِراسموس در دريا ميتونه .همه چيز رو تغيير بده

.همه چيز به جز يک چيز، قربان

.کارما را نمي توان تغيير داد

.آره...کارما

!اورانو

چه اتفاق مزخرفي داره ميفته، کاپيتان؟ !مراقب باش

اورانو

.يا مرگ

.اگه من جاي تو بودم، کاپيتان، نمي رفتم

.چاره ديگه اي ندارم، وينک

من بايد چيکار کنم؟ .صبرکن

اگه اين به من مربوط بود، همين الان .از اين جهنم بيرون مي رفتم

ما مي مونيم. نمي فهمي؟ .تا وقتي که اجازه خروج رو نداريم مي مونيم

.ما مي مونيم تا ايشيدو بگه مي تونيم بريم الان اينو فهميدي؟

مي فهمم، اما بد شانسي ميارم !اگه از اين خوشم بياد

.به خدا، بهتره برگردي پيش من

.من اينجا مثل يک پروانه تو بطري هستم

.مثل يه پروانه تو بطري

.امروز به خاطر حضور تو زيباست

لطفا به بانو اوچيبا بگو که در سرزمين من

رسم است که هديه اي به يک بانو .در روز تولدش بدهند

.حتي يک ملکه. عينا بهش بگو، لطفا

، بانو اوچيبا ميگه که او ملکه نيست

فقط مادر وارث و بيوه .لرد تايکو است

.ولي به عنوان يک بانو در روز تولدش

بانو اوچيبا درخواست اجازه ميکنه .که هديه شما را قبول کنه

دوزو، اوچيبا ساما

.دوزو

!من وحشي نيستم

!من سامورايي هستم

، در پيروي از دستورات لرد توراناگا ، ماريکو به آنها گفت

که او دستور دارد بانو کيري ساما را .به بيرون از قلعه همراهي کند

"!غيرممکنه! تو نبايد بروي" .لرد ايشيدو پاسخ داد

پس شما مانع از انجام" .وظيفه من مي شويد" ماريکو گفت

".من نمي توانم با اين شرمساري زندگي کنم"

اين خراب شده چه خبره؟

لطفا گوش کن و براي .لحظه اي سوال نکن

لرد توراناگا به من دستور داده که بانو کيري سما را .براي ملاقات با ايشون همراهي کنم

.دستور او اين بود که فردا حرکت کنيم پس چي شد؟

لرد ايشيدو قبول نکرد .که بهش اجازه بده

، او مي گويد که ما نمي توانيم اينجا را ترک کنيم

به همين خاطر او مانع من مي شود .تا وظيفه ام را در قبال سرورم انجام بدم

.من نميتونم با اين شرمساري زندگي کنم

و مگر اينکه لرد ايشيدو ، تصميمش رو عوض کنه

من به شرافتم مقيد هستم، که تا قبل از .غروب آفتاب عمل هاراگيري را انجام دهم

!نه

.تو بايد درک کني، عشق من چي؟که تو مي ميري؟

!نه .گوش کن، عشقم، من بهت خواهم گفت

ميشه بريم اونجا بشينيم آنجين سان؟

.اونا ميتونن صدامون رو بشنون .بله

.صدات رو ملايم نگه دار .و بهم بگو که دوستم داري

من تو را دوست دارم، و نميتونم .فکر مرگ تو را تحمل کنم

، قلبم سرشار از شادي است .شادي و عشق براي تو

پس چرا؟

اين نقشه بود؟ تهديد تو از دستورات لرد توراناگا بود؟

.اين تهديد نبود، اما فرمان او بود

.پس بهت خيانت کرده .تو فقط يه طعمه براي دام او هستي

، تو و من و لرد يابو .به عنوان يک قرباني اينجا فرستاده شديم

.اشتباه ميکني. متاسفم

من به تو مي گويم که تو زيبا هستي .و من تو را دوست دارم، اما تو دروغ گويي

بيا درباره چيزهايي که نميشه .تغيير داد بحث نکنيم

.آنها قابل تغيير هستند !من ميتونم آنها را تغيير بدم

.نه، عشقم

.پس مرگ هدف توئه

.زندگي اربابم هدف منه

.و زندگي تو راه فراري نيست؟

.صبور باش .آفتاب هنوز غروب نکرده

!من هيچ اعتمادي به خورشيد ندارم

.ايمان بيار، عشقم

.باور کن که فردايي وجود داره

"تو اينقدر مشتاقي که بميري؟"

اين هم مجوز براي تو" "!که فردا سپيده دم حرکت کنيد. همتون

.هاي

عليرغم عشقشان کيکو گريست

.لرد توراناگا قرارداد او را خريده بود

.ديگر به او تعلق داشت

حالا او و اومي .هيچوقت نميتونن با هم باشن

.هرگز

، لرد يابو" ميل داري تا فردا زنده بموني؟

، حالا شايد" ".بهتر باشه گوش کني

.بازم بخواب، عشقم نه

.ترجيح ميدم با تو باشم...

.خوشحالم که زنده اي

.من تو رو مرده ديدم

قبلش فکر کردم که ديگه .هرگز تو را به خواب نخواهم ديد

.من فقط مرگ رو ديدم

.مالِ تو، مالِ من...همه

، ولي بعدش نقشه ات رو فهميدم

.اين يه نقشه دراز مدت بود

.بله

.از روز زلزله

.خواهش مي کنم منو ببخش .مي ترسيدم تو درک نکني

اين سرنوشت من بود که گروگانها را از .قلعه اوساکا بيرون بيارم

.و حالا تموم شد

.اين پيروزي از آن توست

با وانمود کردن براي نگهبانان ، که کاپيتان يوشيناکا رفته بخوابه

يابو از دستوراتي که لرد ايشيدو .به او داده بود پيروي کرد

يابو نمي توانست از آنچه .قرار بود اتفاق بيفتد جلوگيري کند

تنها شانس او براي زنده ماندن .ايستادن در کنار قدرت است

و لرد ايشيدو ارباب .قلعه اوساکا بود

امروز بيش از هر چيزي يابو متقاعد شده بود

، که سرنوشتش زنده ماندن است .مهم نيست که چه هزينه اي دارد

.هر جاني، کم ارزش تر از مالِ خودش بود

!بدويد

!سونو

اين خراب شده چه خبره؟

.اين...اين اتاق مخفي لرد توراناگا هست

اون چي گفت؟ .در رو باز کن وگرنه اونا منفجرش مي کنند

ميگه اونا فقط تو رو به عنوان .گروگان ميخوان

.بقيه آزادند

!نه! اين يه حقه است

.اونا رو باور نکن .اونا تو رو نمي خوان، اونا منو ميخوان

چرا؟ !متوجه نيستي؟ منم

.اونوقت همه اينها براي هيچ بوده .لرد توراناگا بايد بياد

!برگرد

!سعي کن معطلشون کني

!به حرف زدن ادامه بده

من، تودا ماريکو

به اين حمله شرم آور اعتراض دارم...

.با مرگم... !نه

!ماريکو

!ماريکو

!خدايا

اون اينجاست؟

.هاي

.ايه، واکاريماسِن

کيه؟

.من برادر مايکل هستم، آنجين سان

.من با پدر آلويتو در يوکوسه بودم .ما با هم سفر کرديم

.برادر جوزف، اورانو تاداماسا دوست من بود

چي ميخواي؟

.من راهنماي شما هستم، آنجين سان

من فرستاده شدم تا شما را براي بازگشت .به کشتي راهنمايي کنم

.ما بايد هرچه زودتر اينجا را ترک کنيم

کي تو رو فرستاده؟

لرد ايشيدو از درخواست عاليجناب .پدر بازديد کننده، اطاعت کرد

.دکتر ميگه چشمات داره خوب ميشه

.به زودي ميتوني دوباره ببيني

.ميگه تو بايد صبور باشي

دوباره ميبينم؟ .بله، آنجين سان

دومو.دومو

ميتونم کمکتون کنم؟ آنجين سان؟ .نه، متشکرم. ميتونم انجامش بدم

شمشير هايم

.برات ميارمشون

درسته؟ .بله، آنجين سان

، اگه دستت رو روي شانه ام بذاري .من راهنماييت ميکنم

منو ميبري به کشتي؟ .بله. اينا تعاليم من هستند

جاي ديگه اي نيست؟

.ميتوني بهم اعتماد کني، آنجين سان .به نظر نمياد انتخاب زيادي داشته باشم

قراره تنها بريم؟ .يه اسکورت سامورايي هست، آنجين سان

قهوه اي يا خاکستري؟ .هيچکدام

.اونا سامورايي کياما هستند .سامورايي مسيحي

اونا اينجا چيکار مي کنن؟ .پدر روحاني پسر عموي لرد کياماست

.ما همه مسيحي هستيم .مسيحيان دوستت اورانو را کشتند

.قاتلان اين کار رو کردند، آنجين سان .آنها محاکمه خواهند شد

اين درست است که بدي بزرگ در زمين .با نام خدا رخ مي دهد

، چه اتفاقي براي کشتي مي افته برادر مايکل؟

.نميدونم، آنجين سان

تو همين الانشم خيلي چيزا رو ميدوني .توي اين مدت کوتاه

.ماريکو ساما معلم خوبي بود

.تو يک سامورايي شايسته هستي، آنجين سان

تو اينجا مقام شامخِ نادري داري .که غير قابل پيشبينيه

، تايکو داشت .توراناگا ساما هم داره

مي بيني، ما معمولا افراد .بسيار قابل پيش بيني هستيم

تو چي؟ .بله

.پيش بيني کن که آيا ميتونم از اين دام فرار کنم .هيچ راهي نداره آنجين سان

منو کجا مي بري؟

.همانطور که گفتم، به کشتي

اما اول، در هيئت مبلغين .يسوعي توقفي مي کنيم

، به من گفته شده که در حين گذشتن پدر بازديد کننده .عاليجناب را مطلع کنم

.تو قبلا گفتي که حق انتخاب کمي داري .حتي از اين هم کمتر

خواهش ميکنم

.آنجين سان، شونه منو بگير...

، از ديدنت خوشحالم .کاپيتان ارشد بلک تورن

.بله، ميتونم تصورش رو بکنم

برادر مايکل به من گفت که چشمان شما .خوب مي شوند و به زودي خواهيد ديد

.اگه به اندازه کافي زنده بمونم

کِي تفتيش عقايد شروع ميشه؟ تفتيش عقايد؟

اين چيزيه که تو فکر مي کني؟ چه چيز ديگه اي براي فکر کردن هست؟

فقط مي خواهم بابت امنيت .شخص شما اطمينان بدم

چرا؟ .کشتي سياه اينجا در اوساکاست

!تو که منو سوار کشتي نميکني .البته که نه

من فقط مي خواهم که شما را صحيح .و سلامت روي عرشه کشتي ات ببينم

بريم؟

!اي مادر مقدس چي شده؟

.متاسفانه حق با تو بود .اين تفتيش عقايده

کي؟ .کاپيتان فِريِرا و افرادش

هيزم براي سوزاندن هم هست(براي سوزاندن بلک تورن)، و .افرادش همه مسلح هستند

برادر مايکل، اينجايي؟ .بله آنجين سان، من اينجام

گوش کن برادر، قبلا تو گفتي که .من يک سامورايي شايسته هستم

اينو جدي گفتي؟ .بله آنجين سان. اون و بقيه چيزا

.پس به عنوان يه سامورايي بهم لطفي کن چه لطفي؟

.براي مردن به عنوان يک سامورايي

.مرگ تو در دستان من نيست

.اين به دست خداست، آنجين سان

مي خواهي چيکار کني؟ .راه ديگه اي براي عبور نيست

.بيا، کاپيتان بلک تورن

.عصربخير، عاليجناب

اين فکر توئه؟ .بله، عاليجناب

.برگرد به عرشه کشتي ات .اين يه تصميمه نظاميه، عاليجناب

!برو به کشتي خودت !نه

.منتظرت بودم، انگليسي

.اين اصلا منو خوشحال نميکنه

، امشب، تو در جهنم خوشحال ميشي !کافر

!اي نامرد ترسو

.خلع سلاحش کنيد .اسلحه ات رو بذار زمين

.در پيشگاه خدا، بهت دستور ميدم بس کني .بريد عقب، همتون

.من اون مرد رو ميخوام !تو نميتوني اون رو داشته باشي

.به افرادت دستور بده سوار شن .بهت دستور ميدم که برگردي و بري

تو بهم دستور ميدي؟ !بله، من بهت دستور ميدم

، من کاپيتان کشتي سياه هستم ، فرماندار ماکائو

.افسر ارشد پرتغال در آسيا

و آن مرد تهديدي براي ، دولت، کليسا

!کشتي سياه و ماکائو است

.اين مرد نابيناست

!بروکنار! بروکنار

در پيشگاه خداوند، من، تو و تمام ، خدمه ات را تکفير مي کنم

.اگر اين مرد آسيبي ببينه

مي فهمي؟

، من فرمانده نظامي آسيا هستم

!و مي گويم که او يک تهديد است

.اين مسئله کليساست، نه ارتش .دوباره بهت هشدار ميدم

، همانطور که خداوند قاضي من است !من به ليسبون گزارش خواهم داد

اگر الان به افرادت دستور ندي که ، سوار کشتي بشن

من تو را از کاپيتاني کشتي سياه .عزل مي کنم

!تو اين قدرت رو نداري

من اين قدرت رو دارم که تو را ، تکفير و نفرين کنم

و هرکسي که به تو خدمت ميکنه !به نام خداوند

او ميتونه اين کار رو بکنه کاپيتان .و، به مريم مقدس، او اين کار رو خواهد کرد

.به افراد دستور بده سوار شن

کاپيتان، مي شنوي؟

.خدا لعنتت کنه، انگليسي

به نام پدر و پسر .و روح القدس، آمين

چي شده؟ کي مرده؟

.کاپيتان، انگليسي

.اين کاپيتانه .تو طالع شيطان رو پشت سرت داري

!برادر مايکل

.اين وظيفه من بود، عاليجناب، که از شما محافظت کنم

!وظيفه من

.بله، مايکل، بله

پس کشتي سياه چي؟ .ما بايد در جزر و مد کشتيراني کنيم

.پس حرکت کنيد ولي بدون کاپيتان؟

.تو کاپيتان ميشي، رودريگِز .من مراحل لازم رو انجام خواهم داد

.سهميه کاپيتان مال تو ميشه

کاپيتان؟ من؟

و فرماندار ماکائو؟ .بله کاپيتان ارشد، و فرماندار ماکائو

، خب کاپيتان، طالع شيطان پشت سر تو هم هست .ولي اين کافي نخواهد بود

منظورت چيه انگليسي؟ .بعد از تو و کشتي سياه منم که کشتيراني مي کنم

.با چي؟ تو که کشتي نداري، انگليسي

.در آنجيرو. چشمام هم داره خوب ميشه !من تو دريا شکارت مي کنم

.نه انگليسي. اِراسموس مرده .چهارچوبش سوخت

!آرزوي اسپانيايي

.اين حقيقت داره، اين دست خدا بود

!دروغ ميگي .نه کاپيتان بلک تورن، اون راست ميگه

.يه موج جزر و مدي کشتي شما را يک بر کرد چراغ هاي نفتي روي عرشه کشتي آتش گرفتند

!حرفت رو باور نمي کنم .در پيشگاه خداوند

.تو گير افتادي انگليسي

.تو تک و تنها شدي

.تو تا ابد اينجايي

.تک و تنها. براي هميشه

، الهي که بادها تو رو به جهنم بفرستن !رودريگز

.ممکنه، انگليسي، ممکنه

.ولي تو ديگه هرگز کشتيراني نخواهي کرد

خداي من، کاپيتان، چه بلايي سرت اومده؟

کاپيتان کجاست؟

، بهش بگو حالا بادبان رو تنظيم کنه .ما به آنجيرو بر مي گرديم

.ولي تو گفته بودي ناگازاکي !حالا، وينک، لعنت به تو، همين حالا

.تو اينجا جات امنه، کاپيتان بلک تورن .حالا تو را ترک مي کنم

چرا؟ چرا نجاتم دادي؟

براي روحت و مالِ من و و چي؟

.همين دليل کافيه

.خداحافظ، آنجين سان

.خدا به همراهت

.بهش گفتم کاپيتان، بازگشت به آنجيرو

.محض رضاي مسيح، کاپيتان

چيزي از دست رفته؟

بهم گفتن

.بهم گفتن اِراسموس از دست رفته

!کشتي ما از دست رفت!آتش گرفت

!اوه، خدايا، بذار يه دروغ باشه

بالاخره ديديش؟ .نه، کاپيتان. هنوز به اون نقطه نرسيديم

چيه؟ !ميتوني ببيني وينک؟ بهم بگو

بهم بگو، لعنتي! حقيقت داره؟

.آره، کاپيتان

.حتي از اين هم حقيقي تره

.بهم بگو چي مي بيني

، اون دقيقا پخش شده رو زمين

، چيزي که ازش باقي مونده

.به گل نشسته

، دکل از دست رفته

.عرشه ها مخروبه شدند

!همه چيز، خداي من

ستون فقرات کشتي چطور؟ ميتوني ببينيش؟

.آره

.به نظر مياد اونا کشوندنش به ساحل

ميمون ها

و تو آتش نفرين شده خدايي و تو در ساحل نفرين شده خدايي

.تو اون رو به اينجا آوردي تا باهاش بجنگي

.حتي اين بت پرستها هم اينو ميدونن

.تو هرگز نبايد اين رو به اونا واگذار مي کردي

حالا بايد چه کار کنيم؟

چطوري بريم خونه؟

.تو بايد اون رو توي اِدو ول مي کردي

.شايد اونا به گل نشوندنش آره

ولي پشگل خورها آتش را... !خاموش هم نکرده بودند

!خدا همشون رو تو جهنم لعنت کنه

تو نبايد هرگز اجازه ميدادي که !ژاپني ها روش بيان

.ما الان بيچاره ايم. ما مرديم

.کشتي مرده

.اِراسموس...اين نفرين آلويتو بود

چي؟

، کشيش، پدر آلويتو .او گفت که مرگ تعيين شده

در مورد چي حرف ميزني؟

.او گفت که من هرگز اين جزاير را ترک نخواهم کرد

، ما تا آخر عمرمون يکه و تنهاييم مگه نه کاپيتان؟

که براي اين بت پرست هاي نفرين شده دولا و راست بشيم!و تا آخر عمرمون با اين پشگل خورها زندگي کنيم

و چقدر طول ميکشه، وقتي همشون درباره جنگ صحبت مي کنند؟

.جنگ، جنگ! جواب بده، کاپيتان

!آره، وينک. حالا خفه شو

خفه شو، هان؟

.نه

هر وقت بخوام حرف بزنم !هر مزخرفي رو که بخوام مي گم

!تقصير توئه! خودِ تو

!تو ما را به اين مکان متعفن آوردي

".تو گفتي،" بيا به ژاپن

چند نفر مردند؟

.جواب بده، اگه ميتوني

!خدا لعنتت کنه! تو مقصري !آره

.تقصير منه

اين باعث ميشه حس بهتري داشته باشي؟ چي ميخواي بهت بگم؟

.متاسفم، وينک

.متاسفم

متاسف "؟"

همش همين؟

چطوري بريم خونه؟ .نميدونم

.ولي تو بايد بدوني !لعنت به تو، تو کاپيتان هستي

تو از من توقع داري اتفاقي که افتاده رو تغيير بدم؟

اگر ميتونستم

قلبم تکه پاره شده، وينک نميتوني اينو بفهمي؟

.کشتي از دست رفت، روياهايم با او از دست رفت

!همه چيز

اونا همه چيز با ارزش رو از !زندگي من گرفتند

، اون از دست رفته وينک .و نميتونم تغييرش بدم

.از دست رفته

يکي ديگه از کشتي هاي ما .روزي به اينجا خواهد آمد

.ما فقط بايد صبر کنيم

صبر؟

چقدر بايد منتظر بمونيم؟

پنج سال ذله کننده؟

بيست؟

بقيه زندگي نکبت و خراب شده ما؟

با اين ميمون هاي چشم سياه؟

!اين چيزيه که اونا هستند! ميمون ها

!هميشه زرزر مي کنند و بهت خيره ميشن

!من ديگه طاقت نگاه کردن بهشون رو ندارم

!عيسي عزيز

!عيسي

.حالا اونا در جنگ هستند

اين چيزيه که تو گفتي، نه؟

همشون با اون شمشيرهاي لعنتيشون !اين ور و اونور مي دوند

!ميخوان ما را بکشند! مارو بکشن

!ما مرديم، کاپيتان، مرده

!به خودت مسلط باش، وينک

!ميمون ها دارن ميان دنبال ما

اونا ميخوان سر ما رو ببرن و !بذارن براي خوراک پرنده هاشون

!پرنده ها چشمامون رو در ميارن

!دارن ميايند

!دارن ميايند

!وينک

!وينک

وينک...وينک، کجايي؟

!وينک

وينک

آنجين (هاي، سوکوشي(در ژاپني يعني يکمي، البته از چتتو رسمي تر است

.هاي، واکاريماس

.آلويتو

!کشيش! اون کشتي منو سوزوند

آنجين

.هاي، توراناگا ساما

آنجين ساما

ماريکو؟

اييه، آنجين ساما

.کُنباوا، فوجيکو سان

.هاي...ايکيماس

اوه، آنجين کا؟

لرد توراناگا درباره سوزاندن .کشتي شما از من سوال کرد

من به او گفتم، نه من و نه کسي را .مي شناسم که دستور خرابکاري کشتي شما را داده باشد

.اون شايد تو رو باور کنه...من نميکنم

لرد توراناگا درخواست کرده که من .به شما و او سوگند مقدس ياد کنم

.که من دارم حقيقت رو ميگم

.او اين را مي خواهد

يا او مي گويد که از پشتيباني اش از .من و کليسا صرف نظر خواهد کرد

.پس قسم بخور، کشيش .مقدس ترين سوگندت را قسم بخور

و بعدش حرفم رو باور ميکني؟

مي کني؟

من با خلوص نيت در پيشگاه خداوند، پدر ، پسر و روح القدس سوگند ياد مي کنم

نزد تمام مقدسات و چيزهاي تعالي .که من حقيقت را مي گويم

نه من و نه کسي را مي شناسم .که دستور سوزاندن کشتي شما را داده باشد

.اين را در پيشگاه خدا سوگند مي خورم

لرد توراناگا مي پرسه .هم اکنون به حرفم ايمان داري

.هاي، توراناگا ساما

.من دشمن تو نيستم، کاپيتان

در واقع، من نسبت به آنچه فکر مي کنيد .دوست بهتري هستم

اومي

کيکو

.هاي

لرد توراناگا قرارداد اين بانو را .فقط به تو داده

.اون الان به تو تعلق داره تعلق "؟"

لرد توراناگا گفت که هر کاري .دلت ميخواد با او بکن

منظور او از "تعلق" چي بود؟

.اون مال توئه

.تو صاحب اين خانوم هستي

اومي سان

هاي، آنجين سان؟

هاي؟ اييه؟

.هاي

.آنجين ساما...هاي

درخواست لرد توراناگا .يک چيز ساده بود

آيا لرد يابو ميتونه توضيح بده که" "چرا کاپيتان يوشيناکا رو کشته؟

"چه کسي جرات داره منو متهم کنه؟" .يابو با عتاب پرسيد

.متاسفم، نمي خواستم شما را هول کنم

.من صبح بايد برم

، نميدونم، اگر باز هم حرف بزنيم .چيزهاي هست که دلم ميخواد بگويم

.پس بگو

، ميخواستم قبل از اينکه برم بدوني

که من ميدونم از دست رفتن .ماريکو سان چه معني براي تو ميده

و مي خواستم بدوني که

.که ميدونم منظورت از اون چي بود...

از کجا ميدونستي؟

اون اومد پيش من

.شبي که تو اِدو رو ترک کردي...

متاسفانه سرنوشت ما به هم .گره خورده، کاپيتان

آيا ماريکو سان اصلا اينو بهت گفته؟

.اون بهم گفت

ديگه چي بهت گفت؟

.ازم خواست که دوست تو باشم

.اگه بتونم، ازت محافظت کنم

.و سعي خواهم کرد

مي بيني

.تو هرگز اينجا رو ترک نمي کني، آنجين سان...

من قبلا اين رو بهت گفتم، و دوباره .بي هيچ بدخواهي ميگويم، واقعا

، تو مرد شجاعي هستي، و يک دشمن خوب .و من به تو احترام مي گذارم

.اما بايد بين ما صلح و آرامش وجود داشته باشد

چطور ممکنه؟

آنجين دونو

لرد يابو ميگه که شمشيرش را براي ، گراميداشت ورودت به آنجيرو به شما مي دهد

و به خاطر تشکر از شما براي لذت بردن

لذت بردن از آن وحشي که در اختيارش گذاشتي... .تا با آب جوش سوزانده شود

لرد يابو ميگه هيچ کدام از اينا

.پِهِن خورها، لياقت اين تيغه رو ندارند...

.تو سزاوار آني

.بگيرش، لطفا

.دومو، يابو ساما

.او ازت ميخواد که شاهد او باشي

.هاي

لرد يابو مي گويد که حالا خواهيد ديد .چطور يک سامورايي واقعي ميميره

.اين شعر مرگ لرد يابو بود :مي گذرد

.آسمان آبي بالاي زمين"

.ابرهاي سفيد به سمت بهشت بالا مي روند"

.زندگي فقط روياي يک پروانه است"

".مرگ راهي براي زندگي جاودانه است"

اومي

.هاي، تونو

.لرد توراناگا در حال تغيير تيول(ملک اربابي دوران فئودال در ژاپن) شماست

.او داره آنجيرو رو بهت ميده

.هاي، توراناگا ساما. دومو

لرد توراناگا تو را به يک سامورايي .و هاتاموتو تبديل کرد

او مي پرسد چرا شما که اينجا ايستاده ايد .انقدر احمق و ضعيف هستيد

.سومي مَسِن، توراناگا ساما

آنجين

، قبل از اينکه ماريکو اِدو رو ترک کنه .اين رو به لرد توراناگا داد

او گفت که اگر بعد از اوساکا زنده بودي .ميتوني اون رو داشته باشي

.لرد توراناگا ميپرسه که آيا شما هنوز زنده هستيد

(هاي، ايکيته ايماس(بله، زنده ام

!لرد توراناگا گفت، پس زنده عمل کن

.تو، من دوستت دارم"

، اگر اين نامه توسط تو خوانده شود" ، پس من در اوساکا کشته شدم

و شايد به دليل منه که" .کشتي تو هم مرده

ممکن است اين با ارزش ترين بخش زندگي" ، شما را به خاطر ايمانم فدا کنم

.تا از کليسايم محافظت کنم"

، اما بيشتر براي نجات جان توست" که براي من از همه چيز گرانبها تر است

حتي با اهميت تر از..." .سرورم توراناگا

:شايد لازم باشد که انتخاب کنم، عشقم" .تو يا کشتي ات

.متاسفم اما زندگي را براي تو انتخاب مي کنم"

، کشتي تو به هر حال محکوم به فناست" .با تو يا بدون تو

من کشتي تو را به دشمن واگذار مي کنم" .تا تو زنده بماني

.اين کشتي هيچي نيست"

.يکي ديگه بساز. تو ميتوني اين کار رو بکني"

لرد توراناگا تمام صنعتگران و" .نجاراني که تو نياز داري را بهت خواهد داد

.او به تو و کشتي هاي تو نياز داره"

و از املاک شخصي ام، تمام" .پول لازم را براي شما وصيت کرده ام

کشتي ديگري بساز و" .زندگي ديگري بساز، عشقم

، سال آينده کشتي سياه را بگير" .و براي هميشه زندگي کن

، گوش کن عزيزم"

روح مسيحي من دعا مي کند تا دوباره" .تو را در يک بهشت مسيحي ببيند

هاراي ژاپني من دعا ميکند که" ، در زندگي بعدي

من هر چيزي که لازم باشد" خواهم کرد تا تو را خوشحال کنم

و هر جا که هستي" .با تو باشم

.مرا ببخشيد"

.اما زندگي تو بسيار مهم است"

".دوستت دارم"

، يوشي توراناگا، لردِ کوانتو ، به خودش گفت

، بله، کشتي ات را بساز، آنجين سان"

و من اون رو نابود مي کنم" .همانطور که آن يکي رو نابود کردم

وقتي زمانِ مناسب فرا برسه" .به تو خواهم گفت که چرا

.اين کشتي تو بود يا زندگي ات" .منم همينطور، زندگي تو را انتخاب مي کنم

، تو چيز زيادي داري که به من ياد بدي، آنجين سان"

، هنگامي که برنده شدم" ، اگر من بردم، وقتي که من بردم

.آن وقت آرمان واقعي برنده خواهد شد"

ماريکو، اين سرنوشت تو بود که" .با شکوه از دنيا بري و تا ابد زندگي کني

آنجين سان، دوست من، اين سرنوشت توست" .که هرگز اين سرزمين را ترک نکني

، سرنوشت من" سرنوشتيه که، من انتخاب نکردم

".سرنوشت من شوگان شدن است"

آن سال، در سپيده دمِ ، روز بيست و يکم از ماهِ دهم

(ماهِ بدون خدايان(اين ماه در تقويم سنتي ژاپني، چنين ناميده مي شود .ارتش هاي اصلي درگير شدند

در کوههاي نزديک به سِکيگاهارا .در دو سوي جاده شمالي

تا اواخر بعد از ظهر، توراناگا در نبرد .پيروز شده بود، و کشتار آغاز گرديد

.چهل هزار سر بريده شد

، سه روز بعد .ايشيدو زنده دستگير شد

توراناگا او را در غل و زنجير ، براي بازديد عمومي به اوساکا فرستاد

دستورش کاشتن او در زمين بود .طوري که فقط سرش پيدا باشد

رهگذران براي ديدن مشهورترين گردن ، در قلمرو پادشاهي دعوت شدند

.با يک اره بامبو

ايشيدو سه روز دوام آورد .و بسيار فرتوت مرد

، در آن سال ، امپراطور يوشي توراناگا را دعوت کرد

تا لردِ کوانتو .تبديل به شوگان بشود

.و، با بي ميلي، توراناگا موافقت کرد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.