All language subtitles for Outlaw.Johnny.Black.Farsi_Persian-WWW.MY-SUBS.CO

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

"چیان"

« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::

"چیان"

"بانک"

"برت کلیتون"

انتخابش با تو نیست، با منه

به زودی

می‌خوای بری تگزاس؟ - آره، مسیر طولانی‌ای در پیشه -

بیا بگیرش، یالا

نه

بلند نشو دیگه سرخپوستِ احمق

...من و تو - نه -

اوه

ول‌شون کنید

کی باشی که درخواست کنی؟

درخواست نکردم، امر کردم

اگه سریع‌تر گورتون رو گم نکنید

پشیمون می‌شید

اونی که قراره پشیمون بشه، تویی

جدی؟ یه کار نکن طرحِ کفِ کفشم رو روی صورتت حک کنم

...حک کن ببینم، احمقِ کاکاسـ

می‌خواستم بگم کاسکو بابا

آه

نه، نه

نه، نه

سریع‌تر برید

وای خدا، یه چیزی بگو - برید -

کلانتر رو کشت

خیلی وقت بود دنبالت می‌گشتم، جانی

حالا که قتل هم مرتکب شدی

این انتظار حسابی ارزش‌ش رو داشته

«جانی بلکِ تبهکار»

داشتم علوفه می‌خریدم که دیدمش

خودِ خودِ جانی بلک بود

داشت می‌رفت توی میخونه و با عکسش توی پوستر تحت تعقیب، مو نمی‌زد

ولی کلاهش فرق داشت - بعدش چی کار کردی؟ -

رفتم کلانتر رو خبر کردم

.عاقبت خوبی هم نداشت کلانتر رو درجا کشت

سیسل بی‌چاره

به‌گمونم «سیسل» اسم کلاهش بوده

چون من فقط به کلاهش شلیک کردم

و این دستبندها هم خیلی تنگن

حقته، چون توی آماریلو

دستبندهات رو شکوندی

این یکی رو عمراً بتونی بشکونی

قبل‌تر گفتم، باز هم می‌گم

برت کلیتون می‌خواد بیاد به بانک‌تون دستبرد بزنه

و اومدم که بکشمش

.نه که به کلاه شلیک کنم چون من به کلاهش شلیک کردم

خدا لعنتت کنه تبهکار، خفه شو - خدا لعنتم کنه؟ -

خدا کلانترتون رو لعنت کرده بود

چون اون بود که خدا جونش رو گرفت

به‌نظر میاد بابتش هم دارید من رو سرزنش می‌کنید

اگه اسم خدا رو با لحن بدی بیاری

اوضاع رو برای خودت بدتر می‌کنی، تبهکار

بدتر؟ از این بدتر هم می‌شه؟

می‌خواید واسه شلیک کردن به یه کلاه، اعدامم کنید

راست می‌گی، من یه تبهکار لعنتی‌ام

لعنتی‌ام، خدا لعنتت کنه

درباره دستبندت، بهت هشدار داده بودم

کاری نکن با تفنگ‌های باکلاست، بکشمت

حقیقتا قشنگ‌ترین کلتِ

شیش تیریه که دیدم - پول خوبی بابتش می‌دن -

دیگه بهش نیازی نداره که

سریع بیاید، برت کلیتون به بانک دستبرد زده - چی؟ -

لعنتی! واسه سر کلیتون

.پنج هزار دلار جایزه گذاشتن چه زنده، چه مرده

بریم سراغش

یالا، بریم

بریم

متاسفم پدر

و حالا، چیزی که خیلی منتظرش بودیم؛

بولزآی بلک و خانواده‌ش

آره، اومدن

بولزآی بلک اومد

آقایون و خانم‌ها، عصرتون به‌خیر

اکثرتون من رو به اسم رورن بلک می‌شناسید [ کشیش سیاه ]

می‌خوام با همسر زیبام، ورن

و پسر خوش‌تیپ‌مون جانی، آشناتون کنم

قبل از پایان امشب

متوجه می‌شید که چرا به ما می‌گن

اولین خانواده‌ی ماهر در تیراندازی

آماده‌ای جانی؟

آره

پسر خودمه‌ها

بریم تو کارش

وای پسر

...اوه

هر دفعه گول می‌زنم‌ها

همون‌طور که می‌بینید، یه سری پاسور عادی دستمه

بیا

ورن

عزیزم، هروقت آماده بودی پرت‌شون کن توی هوا

یوهو

اوه

.تو، آره خودت بیا ببینم

ببین ورق‌ها تیر خوردن یا نه

خب، چطور شده؟

ای وای بر من

سرباز و آسِ پیکه

سرباز - سرباز -

خیلی‌خب. خانم‌ها و آقایون، خیلی ممنونم

و یادتون نره، امشب می‌خوایم توی مراسم کلیسا ببینیم‌تون

بهتون گفته بودم

انصافاً بهترین تیراندازی‌ای

که تا الان دیدی، نبود؟

اگه با چشم‌های خودم نمی‌دیدم، باور نمی‌کردم

اون کاکاسیاه حتی تیراندازیش از تو هم بهتره، برت

به‌گمونم حقه‌بازی بود - در هرصورت، تیراندازیش خیلی خوب بود -

سرعتش بالا بود

هی جد؟

اگه یه‌بار دیگه جلوی من از اون کاکاسیاه، تعریف کنی

مغزت رو متلاشی می‌کنم

فهمیدی؟

آره رئیس - خوبه -

شامل بقیه‌تون هم می‌شه

کاکاسیاه‌ها نباید توی زمینِ سفیدپوست‌ها باشن اصلاً

درسته

اینجا هم سرزمینِ چروکیه

واقع در دره‌ی چاپلواست

غربِ رودِ چکتاواچکیه

و صد در صد سرزمینِ سفیدپوست‌هاست

.ما خودمون کار داریم نیومدیم اینجا تا تردستیِ

.یه مشت کاکاسیاه رو ببینیم بیاید بریم

همگی گوش کنید و خفه خون بگیرید

خیلی‌خب، خفه شید

می‌شه لطفا خفه خون بگیرید؟

خانم‌ها، جیغ زدن، کمکی بهتون نمی‌کنه

همه‌ش همینه برت، بریم - باشه -

خیلی ممنونم

.وایسا ببینم ...تو

تو ورق پخش می‌کنی، درسته؟

پاسور همراهت هست؟

.یه دقیقه بیا اینجا می‌خوام یه کاری برام بکنی

همین‌جا خوبه

ورق‌هات رو دربیار

یالا، درشون بیار

یه دستِ فول ازش دربیار و آس رو بذار بالای همه

آروم باش

.آروم باش، طوری نیست نمی‌خوام بهت آسیبی بزنم

آفرین، خوبه

نشون‌تون می‌دم روالش چطوریه

تا سه می‌شمارم

بعدش پخش‌شون کن توی هوا

باشه؟

خوبه

...یک

...دو...

سه...

لعنتی

دیدید مجبورم کردید چی کار کنم؟ دیدید؟

.گفتم پرت‌شون کن توی هوا نگفتم بریز بپاش کن

کسخل خر

حالا باید ۹ تا فشنگ دیگه رو هم هدر بدم

نه، نه

خیلی‌خب، بریم

این دم آخری، حرف یا دعایی نداری؟

من و خدا باهم قهریم

تازه کلماتم رو حرومِ مردم شهری

که آدم رو به‌خاطر شلیک به یه کلاه اعدام می‌کنن، نمی‌کنم

پدر، مناسک رو اجرا کن

خدا عیسی رو از دستِ احمق‌هایی مثل شما نجات نداد

فکر نکنم به من هم کمکی بکنه

ولی به‌نظرم خیلی شوخ طبعه

جانی بلک

این یک لیست

از جرائمیه که مرتکب شدی

،دستبرد زدن به قطار، دزدیدن اسب ...نگاه ناشایست

به زنان سفید پوست - بیل -

لطفا بگو که برت کلیتون رو گرفتید

و کشتیدش

نشد، از ما زودتر دست به کار شده بود

خزانه‌ی بانک رو خالی کرده بود و چهارتا از بچه‌های بانک رو کشته بود

عجب شوخ طبعیه - سوء استفاده از هنر کنگ فو -

تقلب

چیزی نیست، کارت رو بکن

یالا

گفت از زندان دزدیده

این پول رو از توی خورجین برنداشته، نه؟

آه

من هم فکر می‌کنم از همونجا دزدیدتش

خب، مهم نیست

لازم نبود جاسازم رو نگه دارین

تازه، کمک کردین زنده بمونم و بتونم یه روز برت کلیتون رو بکشم

خدانگهدار

خدانگهدار

هان؟

هوشه

هوشه

اینا چجور سنگ‌هایی هستن - خب، مشخصا -

سنگ چخماقن

همین فکر رو می‌کردم

فرار کنید

انتخابش با تو نیست، با منه

با منه

...کدوم‌هاتون هنوز از کسایی

که بهتون بدی کردن، کینه دارین؟ - بله؟ -

چند نفرتون می‌خواد تلافی کنه؟

چند نفرتون به بخشش، اعتقادی نداره؟

بله خداوند - دارم از بخششِ -

.درون قلب‌تون حرف می‌زنم بخشش چیه؟

هوم؟

بخشش یه انتخابه

آره - بله -

یه تصمیمه

تصمیمی برای رها کردن یک شخص

از مسئولیت، قید و بند

و بدی کردن‌شون به شماست

درسته - بخشش، یعنی آزاد کردن یک زندانی -

نفست حقه

...اما بعدش می‌فهمید

زندانیه شما بودید...

آمین - آمین -

خدا رو شکر

ممنون که تا این وقت از شب

پیش‌مون موندید

به‌گمونم یه‌کم از خود بی خود شدم

هفته بعدی می‌بینم‌تون

موعظه‌ی خیلی خوبی بود، بابا

ممنون، جانی

یه دقیقه اونا رو بذار زمین

می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

بگو ببینم پسرم

بگو ببینم از مراسم، چی یاد گرفتی

به‌گمونم بخشش، به نفعِ خودِ بخشنده‌ست

هوم - ولی عدالت چی می‌شه؟ -

اگه مدام، افراد شرور رو ببخشیم

شرورتر نمی‌شن؟

سوال خوبی بود، پسرم

ولی بعضی چیزها رو باید سپرد به خدا

می‌دونی، من از اولش که آدم درست کاری نبودم

ولی خدا رو شکر که یه چشمم رو ازم گرفت

تا بتونم خوبیِ درون آدم‌ها رو ببینم

تا ببینم که برای همه‌مون یه برنامه‌ای داره

همون‌طور که برای تو یه برنامه‌ای داره، جانی

واسه‌ت برنامه داره، ولی فعلا متوجه‌ش نمی‌شی

می‌خوام همیشه به چیزی که درون قلبته اعتماد کنی، پسرم

مهم نیست اوضاع چقدر سخت و بد بشه، تو خواسته قلبت رو دنبال کن

به راه غلط هدایتت نمی‌کنه

فهمیدی؟ - فکر کنم آره -

برید کنار، اومدیم واعظه رو پیدا کنیم

کجاست؟ - همین‌جا بمون -

بیاریدش بیرون

خب، عجب آدم حقه‌بازی هستی

اولش تیرانداز بودی

حالا شدی کشیش؟

خب قربان، بهت تضمین می‌دم که من هم مثل خودت، فرزند خداوندم

فرزند خداوند

شنیدین؟

اصلا من رو نمی‌شناسه

ولی من تو رو می‌شناسم

شاید بتونی این آدم‌ها رو گول بزنی ولی نمی‌تونی من رو گول بزنی

به‌نظر تشنه میاین

براتون آب بیارم؟

...جن

برای این افراد آب بیار

آب کاکاسیاهیت رو نگه دار

و بهم بگو چطور این افراد رو گول زدی تا فکر کنن که یه آس و سرباز اسپیک رو

توی هوا زدی؟

قربان، تضمین می‌دم که گول زدنی درکار نیست

صرفا، مدت زمان زیادی رو به تمرین

و تیر اندازی پرداختم. تیراندازی به آشغال‌هایی که بلا استفاده بودن

خب، امیدوارم بتونی

به من هم نشون بدی

...خب، قربان

.متاسفم، نمایش تموم شده دیر اومدی

تازه، من اصلا عادت ندارم

که تفنگ و پاسور به کلیسا بیارم

خب خوبه، چون من عادتش رو دارم

رفتم از مزرعه‌ت آوردمش

کلت ویتنی‌ویلِ ۴۴ئه

تفنگ‌های قشنگی‌ان. بهتره که قایم‌شون کنی

همه که مثل ما متمدن نیستن

آره

خودت بشمار، واعظ

...قربان، محض رضای عیسی مسیح، لطفا

ول‌مون کن - من به عیسی، جواب پس نمی‌دم -

و به کاکاسیاه‌ها هم جواب پس نمی‌دم

،پس یا بندازش دور کمرت یا چندتا قبر کن

خیلی‌خب، خیلی‌خب

حتما

آفرین

عزیزم

دوستت دارم

...جیمز

جانی، مواظب مامانت باش و هر اتفاقی که افتاد

ایمانت رو از دست نده

...بابایی، نه بیا - نه -

کاری که گفتم رو بکن

بقیه‌تون برید خونه

واعظ، یه نمایش بدون تماشاگر که به درد نمی‌خوره

اینکه نمایش نیست

هوا خیلی تاریکه

توی روز روشن هم برام سخته

احتمالا حق با توئه

خب، بذار برات آسونش کنم

...ببینیم می‌تونی به چیزی شلیک کنی

که اون هم قابلیتِ شلیک کردن داشته باشه یا نه

وای، نه قربان

توی جنگ به اندازه کافی به آدم‌ها شلیک کردم

قسم خوردم دیگه این کار رو نکنم

چه قشنگ

یعنی داری می‌گی انتخابت اینه که بهم رحم کنی، درسته؟

گوش کن

انتخابش با تو نیست، با منه

چون در وادی سایه موت نیز راه روم

از بدی نخواهم ترسید

یا خدا

جیمز

طاقت بیار پسر جون

بهتره یه‌کم آب پیدا کنیم

انتخابش با تو نیست، با منه

اوه

آب. همین‌جا بمون

این سطل رو پر می‌کنم و بعدش می‌ریم

هان؟

برت کلیتون، می‌کشمت

انتخابش با تو نیست

...انتخابش با تو نیست

با منه

انتخابش با تو نیست، با منه

می‌کشمت

خب، به‌گمونم خدا صلاح ندیده که به این زودی‌ها بری خونه

خدا خیلی وقت پیش من رو فراموش کرد

پس چرا نجاتت داد؟

ای بابا، آدابم کجا رفته پس؟

من پرسی هستم

دقیق‌تر بخوام بگم؛ کشیش پرسی فیرمن جونیور هستم

اسم تو چیه؟

جانی

خب جانی، اینکه بدون اسب

و پیاده اینجایی، عجیبه

احتمال می‌دم که فراری باشی

جای شرمساری نداره

همه‌‌مون یه گذشته‌ای داریم

ولی تا وقتی که مسیرت

با مسیر الهی، موازی باشه

رستگاریت تضمینه

توی راه هوپ اسپرینگزِ اکلوهوما بودم

قراره کشیشِ کلیسای کوچیکِ اونجا بشم

کشیش‌ش مُرده و توی راه تو رو دیدم

و خوب هم شد، چون همه‌ش داشتی

از یه مردی به اسم کلیتون حرف می‌زدی

،انگار که دلیل زندگی کردنت تنفر از اون آدمه

می‌دونی توی سوره‌ی یوحنا ۲:۱۱ نوشته اگر مردی کورکورانه، تنفر بورزد

مسیرش را گم می‌کند چون نفرت، چشمانش را کور می‌کند

...می‌دونی، انجیل می‌گه - گوش کن واعظ -

برام مهم نیست که تو، سوره یوحنا یا انجیل چی می‌گه

این حرف‌ها رو بذار به گوسفندهات بزن

پس به‌گمونم تو یه گرگی

چون فقط گرگ، دستی که نجاتش می‌ده رو گاز می‌گیره

ازت نخواستم نجاتم بدی

یه دقیقه پیش گفتی که خدا نجاتم داده، نه؟

مشکل شما واعظ‌ها اینه

که هرجور به نفع‌تون باشه از اسم خدا استفاده می‌کنید

تنهات می‌ذارم

بسی لی پرایس

بدش من

پرسیوال عزیزم

این همه سال انتظارت رو کشیدم

ولی ارزش حس خوبِ دیدنت رو داره

چون می‌دونم جفت‌مون توی هوپ اسپرینگ خوش‌حال خواهیم بود

شاعرانه‌ست

،خب من شاید گرگ باشم ولی کشیش، تو یه سگ کثیفی

اوه

...حس می‌کنم سرنوشت ما

می‌دونی، به عنوان یه واعظ

محکم مشت می‌زنی

از اولش که واعظ نبودم

قدیم‌ها یه مشت‌زنِ حرفه‌ای بودم [ کسی که برای پول، مبارزه می‌کند ]

،با توجه به اینکه بعد از مرگ یه کشیش قراره بری پیش یه زن توی هوپ اسپرینگز

جور درمیاد، نه؟

پس می‌خوای بری اونجا و جای طرف رو بگیری، هان؟

نه

من و بسی، دو ساله که داریم مکاتبه می‌کنیم

قراره توی لیسبرگِ جورجیا ببینتم

وقتی کشیشه مُرد، به‌نظرم کار درست این بود

که به مسیحیانِ هوپ اسپرینگز کمک کنم

می‌دونی که بسی، اسم زن‌های چاقه؟ - جدی؟ -

اوهوم - خب، این بسیه -

نگاه‌ش کن

خب، من اشتباه کردم

عجب مرد خوش‌شانسی هستی

راست می‌گی

به محض اینکه رسیدم

ازش خواستگاری می‌کنم

خب، از خودت براش عکس فرستادی؟

نه راستش

منطقیه

،من هم اگه مثل تو زشت بودم براش عکس نمی‌فرستادم

یه جای کار می‌لنگه. باید بریم - چی می‌گی؟ -

اینجا زیادی سوت و کور شده

حیوانات دروغ نمی‌گن

من چیزی نمی‌بینم

الان دیدی؟

سرت رو بدزد

نه

نه - پرسی، برو کنار احمق -

نه، باهاتون دشمنی نداریم

باهاتون دشمنی نداریم

آخ

هو

هان؟

بی‌خیال ناموسا

اکنون زیر برگ حیات، جمع شدیم

تا ازدواج دخترم «پاپا» رو جشن بگیریم

که معنی اسمش «درخت کوچک»ئه

...اینی که می‌بینید، درخت بلوطه

درخت ماموتیه واسه خودش

ببین چه خوشگله

...خدای خورشید

بهم نشونه داد

هدیه‌ای بود برای دختر خوشگلم

مثل گلی می‌مونه که آماده‌ی چیده شدن و کاشته شدن توی گلدونه

مردی که دارم بهت می‌دم از الان به بعد، مال خودته

.مرد غریبه و پاپا رو به عقد هم درمیارم الان دیگه زن و شوهرید

"هوپ اسپرینگز"

هوشه

"هوپ اسپرینگز"

بنوشید، دوستان

هوشیار باشید، به درد نمی‌خورید

البته اگه مست باشید هم به درد نمی‌خورید

ما بل، تحملت خیلی سخته

.عزیزم، تحمل من سخت نیست تو ظرفیتم رو نداری

آه

خوب بلدی آدم رو اذیت کنی

تازه بلدم کجاش رو هم اذیت کنم

♪ .هیچ عنی نیستی ♪ ♪ تو هم هیچ عنی نیستی ♪

♪ تو هم کلا هیچ عنی نیستی ♪

♪ زمستون، تابستون ♪

♪ بهار و پاییز ♪

♪ .هیچ عنی نیستی ♪ ♪ تو هم هیچ عنی نیستی ♪

♪ هیچ شکی درش نیستی ♪

♪ هیچ عنی نیستی ♪

♪ .این هم هیچ عنی نیست ♪ ♪ تو هم هیچ عنی نیستی ♪

...من یه

...باور کنید، من

خدا و عیسی و این چیزها سرم می‌شه

اسمت چیه واعظ؟

.پرسی فری‌من چیز، کشیش پرسی فیرمن جونیور

اهل کجایی؟

.لیسبرگِ جورجیا کشیشِ اونجا بودم

چرا همه‌ش صدات رو عوض می‌کنی؟

این سوالیه که همه‌مون هر از گاهی از خودمون بپرسیم

احیاناً حین سفر، تبهکاری به اسمِ

جانی بلک رو ندیدی؟

شبیه‌ش هست

کلاه‌ش فرق داره

کدوم واعظی دوتا کلتِ ویتنی‌ویل رو حمل می‌کنه؟

خب، اونجا کلی مار، گرگ و سرخ‌پوست هست

در رابطه با این ماجرا، کلت‌های شیش‌تیر از یه انجیل، موثرتره

می‌دونی، من هم آدم خداترسی هستم

واسه همین با انجیل، آشنایی دارم

نظرت چیه یه آیه یا یه متن از انجیل، برامون بخونی؟

بسی پرایس

دقیقا با عکست که توی نامه‌ـه برام فرستادی، مو نمی‌زنی

پرسیوال فیرمن جونیور

چرا باید به محض رسیدن به شهر

به همچین جای فاسدی بیای؟

کل روز توی کلیسا منتظرت بودیم

خب، می‌خواستم ببینم گناهکاران شهر کجان

تا بدونم برای چند نفر باید دعا کنم و اینا

اوه

خب، باید بگم هیکلت، از چیزی که فکر می‌کردم، ورزیده‌تره

وای خدا، مثل یه اسب کَت و کلفتی

خب، می‌شه بریم کلیسا؟ - آره -

یه لحظه وایسا، هنوز کارم با کشیش خوب‌مون، تموم نشده

بسی، این یارو رو می‌شناسی؟

تا حالا از نزدیک ندیده بودمش، ولی دو ساله که مکاتبه می‌کنیم

از کجا می‌دونی خودشه؟

...خب، من - ...چون -

بسی، چیزهایی که

توی نامه نوشته بودی

توی قلبم نقش بسته

نوشته بودی

پرسیوال عزیزم

،این همه سال انتظارت رو کشیدم ولی ارزش حس خوبِ دیدنت رو داره

چون می‌دونم جفت‌مون توی هوپ اسپرینگ خوش‌حال خواهیم بود

اوه - آخی -

اوه

حالا می‌شه بریم کلیسا؟

ایرادی نداره من هم بیام؟

حتما، جناب مارشال

کم‌کم داشتم فکر می‌کردم که من رو به یه زن دیگه فروختی

اگه می‌شه یه‌کم آب و غذا بهم بدین

تا بعدش برم

.گوش کنید، یه اشتباهی شده ...من

تو خیلی خوشگلی، ولی من باید با یکی دیگه ازدواج کنم

کسی انگلیسی بلد نیست؟

اشتباه شده

نه

بذارم زمین

گفتم اشتباه شده

اومدش، اومدش

اومدش، اومدش

اومدش، اومدش

بلندش کنید

...برام

سورپرایز

اوه

حالا، اگه دست‌هامون رو با همین سرعت به سمتِ

...خداوند بلند کنیم...

...ما... - رستگار می‌شیم؟ -

رستگاری خوبه

...و با

با؟ - ...مطهر -

چی؟

با قلبی مطهر می‌تونیم به بهشتش راه پیدا کنیم

دقیقا

موعظه کن - آره -

...و همچنین، ما - ...ما -

...باید نام مقدسش رو با - آمین -

با؟ همه باهم بگید

رقص تسبیح را بخونیم و با بربط و عود او را بسراییم

چطور از اون بخشِ دوغش خبر نداشتید؟

عود - عود -

عود - عود -

یه متنه - یه متنه -

...یه متنه که

نه متن نیست - متن نیست -

آیه‌ی‌ای از مزامیره - آیه‌ای از مزامیره -

...که موسیقی

آیه‌ای از مزامیره

مزامیر ۱۴۹:۳ئه - که برام مثل موسیقی می‌مونه -

اوه

...آیه‌ش اینجوریه که

نام او را

با رقص تسبیح بخوانند

با بربط و عود

او را بسرایند - خدا را حمد باد -

خدا را حمد باد

!خدا را حمد باد! واسطه‌ش شو بذارید واعظ، واسطه‌ش بشه

واعظ - الان خسته‌ست -

خداوندا، می‌دونم کارهات عجیبه و کسی سر از کارت درنمیاره

ولی دلیلش چیه؟

شاید کاری کردم که یادم نمیاد

،ولی هرچی که بوده قول می‌دم دیگه تکرار نکنم

فقط از اینجا خلاصم کن

خدا، یه نشونی بهم بده

عیسی جان ممنون

خیلی‌خب، برات پتوی اضافه گذاشتم

تا وقتی خونه‌ی ترینگتون رو برات جور می‌کنیم

می‌تونی همین‌جا بمونی

خدا بیامرزتش

چطور مُرد؟

توسط افراد تام شیلیِ شرور که کلی زمین داره مُرد

کلنسی، ما که از این بابت مطمئن نیستیم

هرکسی که اینجا چشم بینا

و عقل داشته می‌دونه

که اون کشیش رو کشته

و اموالش رو دزدیده

هر وقت که یه سیاه‌پوست یه شهری رو آباد می‌کنه

سفیدپوست‌ها میان

ازمون می‌گیرنش و می‌کننش شهر سفیدپوست‌ها

اسمش سفیدسازیه

سفیدسازی

درسته

کشیش، اون خونه رو خرید

و به کلیسا اهداش کرد

باشه؟ و اگه تام شیلی سعی نداشت بالا بکشتش

الان توش بودی

اگه به‌خاطر جسی لی نبود الان بالا کشیده بودش

جسی لی کیه؟

رئیس شورای شهر

قانون رو بلده

طی این سه سال گذشته

جسی لی، ما رو از حقه‌های تام شیلی

در امان نگه داشته

باید شهردار بشه

خب، به عنوان خواهر جسی لی

باید بگم چشم بسته غیب گفتی

بذار بهت بگم باید چی کار کنیم

باید شهردار ابله فعلی رو

برکنار کنیم

...و جسی لی رو شهردار کنیم

.خیلی‌خب، کلنسی بسه دیگه

لازم نیست کشیش این چیزها رو بشنوه

باید مستقر و واسه یک‌شنبه آماده بشه

آماده؟

پنج‌تا انجمن دارن میان

تا موعظه و مراسم اولیه‌ت رو در روز یک‌شنبه رو ببینن

حتی از شهرستان کوک هم آدم داره میاد

اوهوم - درسته -

فردا کامل در اختیار خودته تا آماده بشی

خیلی وقته که موعظه‌ی

درست و حسابی و سنتی نشنیدم

یالا پسرها - بایستی چندتا آیه -

از انجیل بشنویم

واسطه‌ش شو

هیکلِ مشتی‌ای داره، نه؟

آره

می‌دونی، می‌تونم یه‌کم دیگه بمونم

مطمئن شم که به خوبی مستقر می‌شی

.نه، تو برو من ردیفم

خب، از اینکه بالاخره دیدمت خوش‌حال شدم

باید گم شم از اینجا برم

...کشیش، یادم رفت بهت کلیدِ

چی کار می‌کنی؟

مثل عیسی مسیح، پاهام رو آویزون کردم

چی؟

آدم باید با پا بره بهشت دیگه، نه؟

آره، به‌گمونم همین‌طوره

می‌دونم مریم به عیسی می‌گفت که پاهاش رو بشوره

صرفا تاحالا جلوی پنجره نشستمش

وای خدا

یه‌کم پاهام رو آویزون کنم

این هم از کلیدت

کلیدِ چیه؟ - صندوق امانات -

صندوق امانات؟

آره، صندوق اماناتِ بانک

هوم

چقدر پول توشه؟

حدوداً ۵ هزار دلار، پول کلیسا توشه

که الان دیگه اختیار خرج کردنش با توئه

بانک هنوز بازه؟

نه

تا دوشنبه باز نمی‌کنه

خب به‌گمونم بتونم تا اون موقع صبر کنم

هان؟ - هان؟ -

چی؟ - چی چی؟ -

تو... خیلی‌خب

کشیش، تا کِی باید پاهامون آویزون باشه؟

هروقت زمان جمع کردن‌شون برسه، می‌فهمیم

می‌فهمیم

.می‌خوام همین الان بفهمم پاهام یخ زدن

می‌دونی

یه جای کارِ این واعظ جدیده می‌لنگه

می‌خوام ببینم چه ریگی توی کفششه

لعنت به جسی لی

پیشنهادی که بهش دادم، دوبرابرِ ارزشِ کل این شهر بود

.آره، قطعا همین‌طوره می‌شه تام صدات کنم؟

این نگاهِ سردت یعنی نه

تام صداش نکن - نه -

آقای شیلی

جسی لی و بقیه‌ی اهالی شهر

حس می‌کنن از اونجایی که اینجا رو آباد کردن

اون هم خیلی قبل از اومدن جنابعالی

حس می‌کنن اینجا خونه‌ی قانونی‌شونه

...و خب باید موافقت کنم

با چی موافقت کنی؟

خیلی خوبه که یه نفر

ازم نظرم رو می‌پرسه

خب قربان، بنده با اینکه

پیشنهادت رو قبول کنن، موافقم

جنابعالی با این چشم‌های آبی خوشگلت

دو برابر ارزش این زمین رو بهشون پیشنهاد دادی

...من هم همه‌ش بهشون گفتم

پس چرا دارن به حرف جسی

گوش می‌دن؟

شهردار لعنتی شهر تویی

خب، جسی حقوقدانه

و یه مهارت عجیبی داره

...که

نمی‌دونم چرا شما دوتا رو

انتخاب کردم

همون‌قدر برام فایده دارید که شهردار ترینگتون داره

اون که مُرده

درسته

منظورش اینه که مثلِ یه آدم مُرده، بی فایده‌ایم

ساعت چنده؟

وقتشه بریم هرجایی جز اینجا

عالیه - روز خوش -

.عالیه، خیلی‌خب ...بذار

بذار رد شم، آره

بخونش - ببخشید -

.با صدای بلند بخونش بذار کمکت کنم

نوشته دادگاه فدرال، در رابطه با امضای

کشیش ترینگتون، به یک نتیجه رسیده

طبق ارزیابی ما، امضایی که آقای شیلی اخذ نموده

جعلی می‌باشد

افرادی که در این جعل امضا

مسئول بوده‌اند

می‌بایست مجازات شوند

خب، نمی‌دونم چطوری اینجوری شده

جلوت امضاش کرد یا نه؟

نه، یکی از افرادم رفت امضاش رو گرفت

ولی قبلا چیز دیگه‌ای گفته بودی

...خب، به‌نظرم - می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟ -

به‌نظرم جسی لی کار درستی کرد که من رو فرستاد اینجا

به‌نظرم داری سعی می‌کنی زمینِ یه آدم مُرده رو بدزدی

و کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که توی مُردنش نقش داشتی

و اگه داشته باشی

ثروتی که داری

جلوی اعدام شدنت رو نمی‌گیره

گوش کن ببین چی می‌گم

نه، خوب تماشا کن

.حواسم بهت هست شیلی اگر بفهمم توی مردنش

نقشی داشتی

می‌بندمت به کون اسبم

و توی شهر می‌گردونمت

بعدش می‌ندازمت زندان

یالا پسرها

روز خوش

این جسی لی، بلای جونم شده و باید کلکش کنده بشه

به کرک‌شات بگو

لیاقتش رو اثبات کنه

حله رئیس

صبح به‌خیر

تو اینجا چی کار می‌کنی؟

این چه طرز حرف زدن

با همسر آینده‌ته؟

اومدم که واسه صبحونه

...بهت ملحق

خدا را حمد باد

یه چیزی آوردم که واسه صبحونه بخوری

همه عاشق نون رولی‌هام هستن

واسه همین گفتم برات بیارم

گفتم خیلی وقته که از اینا نخوردی

گذاشتم‌شون توی پارجه

.تا داغ، سفت و آبدار بمونن همونجوری که مردها دوست دارن

...تازه عسل و خامه گرم هم دارم

که می‌تونی بریزی، لیس بزنی بخوری و هرجا خواستی بریزی

البته اگه دوست داشتی

باور کن من خودم راضی‌ام

...حالا - خب -

...امیدوارم ناراحت نشی، صرفا

موظفم بابت غذا، تشکر کنم

فقط یه حسی بر من غلبه کرد

بر من هم غلبه کرده

بذار این نون‌ها رو بذارم زمین تا برات زانو بزنم

نه، بسی. توی همین حالت بمون

تو برو بدون من شروع کن

خب، تو که از اشتهای من خبر نداری

تا چشم به‌هم بزنی

...همه خامه رو ریختم توی حلقم و

بسی، بسی

می‌شه بدون من شروع کنی

و حرف نزنی؟

اوه

اوه

باب

باب، شلیک نکن

مارشال کُو هستم

جریان چیه؟ - کرک‌شات باب اومده -

گفت باید جسی لی رو ببینه

وگرنه تمرین تیراندازی می‌کنه - مارشال کجاست؟ -

ازت می‌خوام تفنگ‌هات رو بدی، باب

داری زن‌ها و بچه‌ها رو می‌ترسونی

تو بخواه، ولی من به تیراندازی ادامه می‌دم

هیچ قانونی نمی‌تونه من رو از تمرین تیراندازی منع کنه

تویی که از قانون خبر داری باید این رو بدونی

بی‌خیال، باب. اگه به یکی شلیک بکنی، چی؟

اگه نشونه بگیرم، بهشون تیر می‌خوره

می‌خوای روم اسلحه بکشی؟

پس یا دست به اسلحه شو

یا برو جسی لی رو برام بیار

کشیش، چی کار می‌کنی؟ - تمرین تیراندازی -

تو که بدت نمیاد

خیلی جلو اومدی

گفتم وایسا

جلوم رو بگیر

به کرک‌شات باب شلیک کردی

خب، اون اول روم اسلحه کشید

خب، اقلاً سعی داشت

،دوباره از این کیری‌کاری‌ها بکنی به ترتیب حروف الفبا، به تخم‌هات شلیک می‌کنم

ولی من کرک‌شات بابم

حالا دیگه شات خالی هستی [ تیر خوردی ]

...ببین

متاسفم که شاهد همچین چیزی بودید

صرفا تحملِ قلدرهای حرومزاده رو ندارم

یعنی خداوند، تحملِ قلدرهای حرومزاده رو نداره

تو دیگه چجور واعظی هستی؟

تو چجور قانونمندی هستی؟

...گوش کن ببینم - پشت مرد مقایم شدی -

من کارم اجرای قانون ایالات متحده‌ست - ...می‌تونستی صبر کنی -

منظورت چیه دقیقا؟

جسی لی داره میاد

اوه

طوفانی در راهه

...مردان، زنان، بچه‌ها

...تنها چیزی که داریم دست‌هامون

و پاهامون برای قدم زدنه

بارون میاد و دیگه برنمی‌گرده

آهان

...ما می‌دونیم که سرنوشت رو

نمی‌شه عوض کرد

ولی ما می‌تونیم عوض بشیم

می‌تونید؟

تو سرنوشتِ غیرقابل تغییر هستی؟

درسته

مهم نیست قانون چی می‌گه

مهم نیست چی توی جیبته

نه خیر

مهم اینه که جیبت

چی توی تو داره

مهم مردی که گاو رو می‌دوشه نیست

مهم گاویه که مرده رو می‌دوشه

اون گاو می‌خواد چی بهم بگه؟

مااا؟ - درسته -

ولی ما می‌دونیم که پاسخش

عمیق‌تر از این حرف‌هاست

شاشم میاد

آره، باید همین الان بشاشم

مارجی، شریل، می‌شه به برادرم رسیدگی کنید؟

جسی لی اینه؟

درسته. بهترین اتفاقیه که برای این شهر افتاده

هم خوشگله، هم باهوش

خدا برای خلق کردنش بیش‌تر از بقیه، وقت گذاشت

این دختره؟

آره

ممنون، ممنون

...پس این کیه که

برادرش المره

یه قاطر، جفتک زد به کله‌ش

از اون موقع به بعد عقلش رو از دست داده

پس جسی لی دختره

جسیکا لی پرایس، صرفا یه دختر نیست

خانومیه برای خودش

خانوم خیلی باکمالاتیه

راست می‌گی - آره -

ببخشید جناب واعظ

کشیش، یا هر اسمی که داری

پس، تو کشیش جدیدی؟

به‌گمونم

کشیش قدیمی‌مون تفنگ حمل نمی‌کرد

اگه حمل می‌کرد، شاید دنبال کشیش جدید نمی‌گشتین

نمی‌دونم فکر کردی چی کار کردی

ولی بهت تضمین می‌دم که ما رو دو سال عقب انداختی

چطور؟

اصلا دل‌مون نمی‌خواد که یکی

با مرد سفید پوست جنگ راه بندازه

باید خودمون رو با علوم حقوقی مسلح کنیم

و شرایط‌مون رو باهاش

عوض کنیم، آقای فیرمن

،نمی‌دونم می‌دونی یا نه ولی قدرت قلم از شمشیر بیش‌تره

وقتی به شمشیر نیاز داشته باشی این‌طور نیست

الان شیلی افراد بیش‌تری می‌فرسته

خب تا اون موقع، لازم نیست

نگران اصابت گلوله‌ی این ابله

به زن‌ها و بچه‌ها باشیم

آره

دیگه همه‌مون باید نگران باشیم

مگه توی انجیل ننوشته اگر بهت سیلی زدن، بگو یکی دیگه هم بزنن؟

نمی‌دونم. یعنی احتمالا. آره

ولی توش این هم نوشته که می‌تونی با تفنگ، به یه قلدر شلیک کنی

این هم تفنگ منه

اگه نمی‌دونی، بدون که

سفیدپوست‌ها یه ارتش دارن

خب، ترجیح می‌دم ایستاده بمیرم تا اینکه روی زانوهام زندگی کنم

ولی شاید فقط من اینجوری‌ام

شماها هرطور می‌خواید باشید

می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

به‌نظر من تو اصلا واعظ نیستی

بسی لی، مطمئنی این همونیه که واسه‌ش نامه عاشقانه می‌نوشتی؟

می‌دونست که توی نامه‌ها چی نوشتم

آقای فیرمن، می‌دونی توی انجیل درباره «انبیای کَذَبِه» چی نوشته؟

:اول پیتر، آیه یک تا بیست و دو ...لکن در میان قوم

لطفا بقیه‌ش رو بگو

دوست ندارم کسی امتحانم کنه

بلدمش

...ولی - ...لکن در میان قوم -

...انبیای کَذَبِه نیز

حضور داشتند

چنانکه در میان شما هم معلّمان کَذَبَه خواهند بود

که بدعتهای مهلک را خُفیةً خواهند آورد

و آن آقایی را که ایشان را

خرید انکار خواهند نمود

تشنه‌مه

این مرد شرم‌آور رو

می‌شناسی، کشیش فیرمن؟

کشیش فیرمن؟

بهش صدمه نزنید، چرا که او هم فرزند خداوند است

اینکه بوی صاریغ مُرده‌ی خداوند رو می‌ده

تو کشیش فیرمن نیستی

من کشیش پرسی فیرمن جونیور هستم

...اسم تو - ساکتش کنید -

نه به حرف‌هاش آگاهه، نه به هویتش

.عزیزم، من می‌ترسم این یارو، آدمِ فاسدی به‌نظر میاد

بسی لی

وای خدا

تو خواهر کوچیکه‌ی منی

و دوستت دارم

ولی این آدم، اون مردی که می‌گه نیست

چه مردیه پس؟

مرده دیگه، نه؟

...اگر فرق داشته باشه

یا اصلا کشیش هم نباشه، مَرده

و مال خودمه

خیلی یه‌دنده‌ای

.این تویی که می‌گی به مردها نیازی نداری من دارم

پس ولم کن تا اشتباهاتم رو مرتکب بشم

و می‌خوام امشب و فردا شب

اشتباهاتم رو با این مرد تکرار کنم

ولم کنید

می‌رم یه تلگراف بزنم

واسه مقامات می‌فرستم که بیان به این مسئله رسیدگی کنن

...تا اتفاقی نیفتاده

که از پسش برنیایم

المر، بس کن

یالا المر

آقای فیرمن، واقعا امیدوارم

که درباره‌ت اشتباه کرده باشم

برای شنیدن موعظه‌ی فردات لحظه‌شماری می‌کنم

من هم همین‌طور

حالا اگه این وحشی

قول بده که خونسرد باشه

می‌تونیم براش آب بیاریم

و می‌تونم خصوصی باهاش حرف بزنم

تا اشتباهاتش رو نشونش بدم

آهان

آروم شدی؟

اسمم، کلیسام و احتمالا

عروس آینده‌م رو تصاحب کردی

بعد انتظار داری آروم باشم؟

آخرین‌باری که دیدمت

تیر خورده بود توی سینه‌ت

فکر می‌کردم مُردی

و دزدی کردن از یه مُرده

ایرادی نداره؟

اصلا چرا اینقدر طولش دادی؟

بعد چرا همچین ریختی به خودت گرفتی؟

اصلا نمی‌خوام درباره‌ش صحبت کنم

در حال حاضر، می‌خوام زندگیم رو پس بگیرم

توئه کافر هم می‌تونی مثل قبل

بری سراغ دزدی و سرقت - فعلا نه -

باید چند روز دیگه اینجا باشم

چی؟

من می‌شم کشیش فیرمن

تو هم می‌شی شماس‌م [ شماس: دستیار کشیش ]

می‌گی از جورجیا اومدی تا به کلیسای جدیدم، ملحق بشی

آره. همین رو می‌گیم

می‌گیم رفتار عجیبت، به‌خاطر خستگیِ سفر طولانی‌ت بوده

فهمیدم

بهشون می‌گم

که صدام رو از دست دادم

چون به درگاه خدا التماس کردم

تا توئه کافر رو نجات بده

و یک‌شنبه می‌تونی به‌جام موعظه کنی

روز دوشنبه که بانک باز شد

می‌رم پولم رو برداشت می‌کنم

و بعدش می‌رم

و می‌ذارم به زندگیِ باب میلت برسی

چرا باید زیر بار همچین کاری برم؟

چون تو ذاتاً فرصت‌طلبی و من هم همین‌طور

من هم یه هدف دارم

و اگه نذاری بهش برسم

با یه گلوله خلاصت می‌کنم

خوش‌وقتم، کشیش فیرمن

آره، این یه گلوله‌ی چهار کالیبره

که از یه کلت ویتنی‌ویلِ شلیک شده

آخه کدوم واعظی

یه کلت ویتنی‌ویلِ با خودش حمل می‌کنه؟

تو چطور گذاشتی بهت شلیک کنه؟

خودش هم نمی‌دونه

چون تا الان یازده بار بهش توضیح دادیم

تازه خودش مستقیم داشت به یارو نگاه می‌کرد

چی شد؟ - می‌بینی؟ -

قبل از اینکه اسلحه‌ت رو دربیاری به اسلحه‌ت شلیک کرد

بعدش یه تیر زد توی پات و نقش بر زمین شدی

مثل دختر بچه‌های مدرسه‌ای گریه می‌کردی

تو چی کار کردی؟

کدوم‌تون کار مفیدی کرد؟ هان؟

ازت می‌خوام بفهمی که

این واعظ کیه و خلاصش کنی

حرف‌هایی که زدم رو یادت باشه

از کشتنت ناراحت می‌شم

ولی خیلی زودتر از اون چیزی که فکر می‌کنی، فراموش می‌کنم

فـــیــلــمـــکـ ـیـو رو سرچ کن

اوه

...درمان کردن اون مرد

انرژی زیادی ازم گرفت...

ولی مهم نیست بهاش چقدر باشه

به‌نظرم نجات دادن روح یک مرد ارزش‌ش رو داشته

اون سفر طولانی، اون روی بدش رو بالا آورده بود

و حالا بهتر از همیشه‌ش شده

...آماده‌ی ملاقات با

شماس بشید

خدا رو شکر - خدا را حمد باد -

اومدش

اسمش چیه؟

شماس

فهمیدیم

اسمش چیه؟

اسمش هم شماسه

اسم کوچیک یا خانوادگی‌ش؟

اسم کوچیک - خانوادگی -

هم اسم کوچیکشه

هم فامیلی‌ش

پس شماس شماسه؟

...راستش، شماس، شماسِ شماس‌زاده‌ی

سومه...

...از نسل شماس‌ها اومده

...که اسم‌شون شماس بوده و

شماس بودن - شماس -

خیلی‌خب

اوه، اوه

اوه

کشیش فیرمن می‌گه

که خداوند بابت نجات دادنِ من

صداش رو ازش گرفته

و فردا، صبح یک‌شنه

منِ شماس

شماسِ شماس‌زاده

اینجا موعظه می‌کنم

اوه - ولی کی می‌خواد موعظه‌های -

یه شماس، که همین یه ساعت پیش

از عصر حجر اومده رو بشنوه؟

انجمن‌هایی قراره از راه دور مثل شهر هاگزوادل بیان

چطور قراره بهشون بگیم که یه غارنشین، کشیش‌مون شده؟

توی سوریه‌ی یوحنا فصل ۷ و آیه‌ی ۲۴ نوشته

بحسب ظاهر داوری مکنید بلکه به راستی داوری نمایید

زیرا که به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار

سوریه‌ی دوم قرنتيان فصل ۵ آیه‌ی ۷ـ

سوره‌ی متی، فصل هفت، آیه‌ی یک

حکم مکنید تا بر شما حکم نشود

زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد

تا بر جهان داوری کند

بلکه تا به‌وسیلهٔ او جهان نجات یابد

این هم مال سوره‌ی یوحنا، فصل سوم و سوره‌ی هفده بود

لهذا پیش از وقت به چیزی حکم مکنید

تا خداوند بیاید که

خفایای ظلمت را روشن خواهد کرد

و نیّتهای دلها را به ظهور خواهد آورد

آنگاه هرکس را مدح از خدا خواهد بود

اول قرنتيان، فصل چهارم، آیه‌ی پنج

خیلی قشنگ بود، شماس شماسِ شماس‌زاده - آمین -

.خیلی ممنونم ...به قشنگیِ تو

تو روی تخت بخواب

واسه من زیادی نرمه

تازه، بعد از دوشنبه برای همیشه مال خودته

منظورت اینه بعد از اینکه پول کلیسا رو از بانک دزدیدی؟

اونا از کجا دزدیدنش؟

از کسایی که خواستن رستگاری رو بخرن

عشریه پردازی، با خرید فرق داره

البته تو که نمی‌دونی

برای تویی که پول کلیسا رو می‌دزدی

باید یه جای مخصوص توی جهنم، کنار بذارن

یه ساختمانی که انسان ساخته هیچی‌ش مقدس نیست

پس چرا داری پچ‌پچ می‌کنی؟

خفه شو

مردم این همه پول رو اهدا کردن که چی بشه؟

تا واعظ بتونه

یه همچین صندلی باکلاسی داشته باشه؟

.یه صندلیه فقط نمی‌ذاره کونم بخوره روی زمین

این میز چوب افرا چی؟ به‌گمونم خدا نیاز داره

که واعظه‌ش همچین میزی داشته باشه تا وزنِ انجیل رو تحمل کنه؟

یا این مرکبدان زینتی

...می‌خوای بگی که خدا

چیه؟

این رو کشیش ترینگتون فقید نوشته

چی توش نوشته؟

بعد از وفات من، لطفا این نقشه رو پیدا کنید

چون نقشه‌ی یه گنج مخفیه که توی ملکم هست

خب؟ - هیچی نیست -

بگیر استراحت کن

فردا روزِ بزرگی در پیش داری

.می‌دونم صدات رو از دست دادی پس زحمتِ حرف زدن به خودت نده

بسی به جات حرف می‌زنه

می‌دونم کجام و دارم چی کار می‌کنم

دفعه قبل، دلت من رو می‌خواست

...و این رفیقت

اوه

می‌گه الان هم دلت من رو می‌خواد...

درسته؟

پس تویی

چی شده که ساعت دوازده شب بیای اینجا؟

می‌بینم که صدات برگشته

میاد و می‌ره

چرا اومدی؟

خونه‌ی من همین بغله

نور به چشمم خورد، اومدم

تا مطمئن بشم که افراد شیلی نیومدن اینجا فضولی

تنهایی؟

امیدوارم مدادت رو آورده باشی

پاک‌کنم رو هم آوردم

تو چی؟ تو چرا اومدی؟

خب، از اونجایی که قراره اینجال مال خودم بشه

گفتم بیام اینجا

و منظره رو ببینم

نظرت چیه؟

خوشگله

احتمالا خوشگل‌ترین چیزیه که به عمرم دیدم

ستاره‌ها، چشم‌انداز

حرف نداره، نه؟

کم‌کم داشتم فکر می‌کردم که همچین چیزی، وجود نداره

من هم همین‌طور

زندگی سرشار از غافلگیری‌هاست

آدم از فرداش خبر نداره

خب، مطمئنم که برای اتفاقات آینده لحظه‌شماری می‌کنم

جسی

لعنتی - جسی -

نه المر، حالم خوبه

دوباره افتادم توی تله‌ها

...ببین، باید - باشه -

!می‌سوزه درد می‌کنه

.دوباره گیر افتادم تله‌ـه کونم رو گرفته

کونم رو گرفته. آره

عطر؟

امروز سرحال بیدار شدی

هر روز باید سرحال بیدار شد

خدا رو شکر، شب فوق العاده‌ای داشتم

من هم همین‌طور

می‌دونی، دلم بابت یه سری چیزهای این شهر، تنگ می‌شه

به مرور فراموش‌ش می‌کنی

آره، به‌گمونم حق با توئه

تازه، باید مسیر انتقام‌جویی‌م رو ادامه بدم

شکار خوش بگذره

...آره، و

...حیف که باید اینجوری با پول کلیسا

بذارم برم - خدا می‌بخشتت -

جماعت کلیسا، اصلاً متوجه نبودش نمی‌شن

هی، چی رفته توی جلدت؟

روح القدس

و ثمره‌ی روح‌القدس

عشق، شادی، آرامش ...صبر، خودداری

البته خودداری‌ش، شامل همیشه نمی‌شه

.ولی بی‌خیال و ایمان داشتنه...

در برابر همچین چیزهایی قانونی وجود نداره

روی منبر می‌بینمت

یک‌شنبه‌ت به‌خیر و خوشی، خواهر جسی

متوجه‌م

گوش کن

نمی‌دونم دیشب چه حسی بر من غلبه کرد

...چند وقته که با کسی

راستش، هیچ‌وقت با کسی رابطه نداشتم

و ممکنه پام رو از گلیم‌م درازتر کرده باشم

متوجه‌م که واسه خواهرم ...نامه عاشقانه می‌فرستادی و

...خب

بسی قبول کرده که امشب مواظب المر باشه

...پس اگر اینقدر تمایل زیادی داری

خیلی دوست دارم کارِ ناتموم دیشب رو از سر بگیریم

امشب می‌بینمت پس

هوم

.دوستم ایناهاش دلش برام تنگ شده

.آره، آره اوه

.آره، در رو ببند عزیزم بعدش کمک کن لباسم رو دربیارم

...می‌تونیم سریع

همون‌طور که همه‌مون می‌دونیم

کشیش پرسیوال فیرمن جونیور

دچار التهاب حنجره شده

و قادر به اجرای

موعظه‌ی ابتدایی‌ش

نخواهد بود

اوه - اوه -

می‌شه آمین بگید؟

آمین - چون -

دلیلش هم عزیمت خوانی

برای روح گمشده‌ی شماس جدید و دوست‌داشتنی‌مون

شماسِ شماس‌زاده‌ست

اوه - اوهوع -

و قراره به‌جاش موعظه کنه

خیلی‌خب، کافیه

حالا گروه کُر، تفسیر "پروردگار، چشمانم" رو

برامون می‌خونه

عطر؟

خدا رو شکر، شب فوق العاده‌ای داشتم

.دوستم ایناهاش دلش برام تنگ شده

...خودداری البته خودداری‌ش، شامل همیشه نمی‌شه

ولی بی‌خیال

پرسی، چه غلطی کردی تو؟

یعنی چی؟

خودت رو به‌جای من جا زدی

و از بسی خانم

سوء استفاده کردی؟

بیش‌تر اون بود که

داشت از من سوء استفاده می‌کرد - چی؟ -

بدنش تعریفی نداره، ولی عشقش قویه

پسر، باید می‌بودی و می‌دیدی

خب، به‌گمونم یه‌جورهایی بودی

ولی از اینکه دیشب، خودم رو جای تو جا زدم، بدم نیومد

البته، در اصل خودم بودم

ولی به‌گمونم نتونستم خودم رو کنترل کنم

و فقط به خودم کمک کردم - چه غلط‌ها؟ -

تو بایستی آدم دین‌داری باشی

بعد از این کارها می‌کنی؟

...بعد کاری کردی که جلوه‌ی من

معجزه شده

خداوند صلاح دیده

که صدای کشیش فیرمن رو به موقع بهش برگردونه

تا موعظه‌ی ابتدایی‌ش رو خودش انجام بده

خدا رو شکر

آمین

ممنون، عیسی مسیح

یالا کشیش

...شماها

...حالا

خیلی اهل عذرخواهی نبودم و نیستم

شماها به‌نظر آدم‌های خوبی هستید

...پس امیدوارم که

...بتونید

بخشش کنید

بخشش

بخشش - بخشش -

بخشش چیه؟ - بخشش چیه؟ -

بخشش یه انتخابه - بخشش یه انتخابه -

اوهوم

یه تصمیمه - ...تصمیمی -

...برای رها کردنِ

یک شخص از مسئولیت و قید و بندیه...

آره - که نسبت به شما دارن -

...رها کردن‌شون از بدی‌ای که

آره - به شما کردنه -

از بدی‌ای که به شما کردن

‫- متی، فصل ۶ آیه‌ی ۱۴ ‫- متی، فصل ۶ آیه‌ی ۱۴

زیرا هرگاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید

پدر آسمانی شما

شما را نیز خواهد آمرزید

درسته

...چند نفرمون - کلام خداست -

...دردی که... - دردی که بقیه بهمون دادن رو -

یادمون می‌مونه؟

بخشش، یعنی آزاد کردن یک زندانی

...اما بعدش می‌فهمید

...زندانیه شما بودید...

...زندانیه...

خودتون بودید...

می‌خوام همیشه به چیزی که درون قلبته اعتماد کنی

به راه غلط هدایتت نمی‌کنه

هان

بایستی زخم گذشته‌مون رو درمان کنیم

آره

به‌نظرم تنها راه درمان کردنش، عشقه

باید اونقدری خودمون رو دوست داشته باشیم تا بتونیم دشمنان‌مون رو ببخشیم

برای پیشرفت کردن

باید گناهان‌شون رو ببخشیم

...تا بتونیم زندگیِ پرهیزکارانه‌ای

آره - عاری از گناه، داشته باشیم -

آمین، آره - آره -

بگید آزادش کن - آزادش کن -

آزادش کن - آزادش کن -

...و قرضهای ما را ببخش

چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم

...خوشابحال رحم‌کنندگان

زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد

...اگر تقصیرهای مردم را نیامرزید

پدر شما هم تقصیرهای شما را نخواهد آمرزید

همه بگید آزادش کن

آزادش کن - آزادش کن -

آزادش کن

...مارشال، اگر امکانش هست

بهم دستبند بزن

...پروردگارا، لطفا بهم قوتی بده

آره - تا خودم رو -

از دستبند اعمالم، رها کنم

خودت رو رها کن

دوستان، ما بهتر از هرکسی با دستبند آشناییم

آره. آمین

اگه از کسی کینه به دل دارید

پس دستبند گذشته، دست‌تونه

اوهوم. آمین - آمین -

دستبند تاریخچه‌تون - آره -

و اگر دستبند تاریخچه‌تون دست‌تون باشه، برای مالکیت بر آینده

...و سرنوشت‌تون

آزاد نیستید

آره

بگید آزادش کن - آزادش کن -

آزادش کن - آزادش کن -

ما نمی‌تونیم گذشته رو عوض کنیم

نمی‌تونیم - روح‌مون هم جوری خلق نشده که بخواد حملشکنه -

درباره‌ش صحبت کن

حالا بخشش هم

گذشته‌تون رو عوض نمی‌کنه

خیلی‌خب، خیلی‌خب

ولی مطمئناً می‌تونه آینده‌تون رو عوض کنه

درسته! آمین

برنامه‌ای که خدا برامون داره

خیلی بزرگ‌تر از گذشته‌مونه - درسته -

دستبندهاتون رو بندازید پشت سرتون

و دست‌هاتون رو بیارید بالا تا ببینید خداوند

.چه برنامه‌ای براتون داره آزادش کن

آزادش کن - آزادش کن -

!آزادش کن آزادش کن

آزادش کن

"کلیسای هوپ اسپرینگز"

چطور دستبند رو درآوردی؟

پرسی - با آوردن اسم خودت، کمکی به خودت نمی‌کنی -

شماس شماس شماس‌زاده

چطور جرات کردی

دیشب رو پیش من مشغولِ اون کار باشی

بعد بری پیش خواهرم؟

برام عجیبه که اصلا بعدش انرژی‌ش رو داشتی

اون من نبودم

ولی خیلی شبیه تو بود

نه، اونی که پیش خواهرت بود من نبودم

یعنی اون من نبودم

اتاق تاریک بود، یادته؟

پس یادت میاد؟ - نه -

...من اونی

اونی که باهاش بودی نبودم

یعنی می‌گی من نمی‌دونم توی خونه‌ی کلیسا، با کی می‌خوابم؟

دقیقا

اوه

پس کی طیِ این دو سال اخیر

برام نامه می‌نوشته؟

من؟

و دیشب، کی بود

که زیر ستاره‌ها باهام دیدار کرد

و برنامه چید که امشب کارش رو ادامه بده؟

اون که من بودم، ولی ...می‌تونم توضیح بدم

اصلا نمی‌تونم نگاه کنم - توضیح دادی -

می‌تونم، ولی زیاد نگاه‌ش کنم عذاب می‌کشم

یه لطفی بهم بکن

و از این به بعد، از من

و خواهرم، دور باش

شنیدی؟

...جسی، لطفا

وای خدا - دیگه تا آخر عمرت، نه حق داری به من -

دست بزنی

نه به خواهرم، آقای کشیش

بسی لی

دارم میام

بسی لی - اصلا... نمی‌دونم -

می‌دونم

پرسی، کدوم گوری هستی؟

بهاش برام مهم نیست

برام مهم نیست چقدر طول می‌کشه

فقط می‌خوام «راف‌رایدر»ها بیان اینجا

و اگر لازم شد، این شهر رو

با خاک یکسان کنن

نباید خواسته‌ی من رد بشه

برید بیرون

پرسی - سلام شیطان -

شرط می‌بندم فکر کردی نفهمیدم که کی هستی

ساقی، به این یارو آب نده

من بهش آب دادم، زندگیم رو سیاه کرد

پرسی، باید به بسی بگی

...اون شب با تو بود، وگـ

وگرنه چی؟ بهم شلیک می‌کنی؟

می‌دونم برات مهم نیست

چون دوشنبه که برسه

پول کلیسا رو برمی‌داری و می‌ری

نه گوش کن، یه‌کم دیگه می‌مونم

این شهر قراره ثروتمند بشه

و می‌خوام مطمئن بشم که تام شیلی

و افرادش نمی‌دزدنش

تا خودت بدزدیش

آه

پرسی، اشتباه برداشت کردی

شیطان هم همین رو گفت

می‌دونی، شیطان هم فرشته بود

واسه همین انجیل رو بلد بودی - نه -

بابام واعظ بود و یه‌کم از این وردها رو بلد بودم

ورد؟

واقعا شیطانی‌ها

می‌دونی توی جهنم، یه جای اختصاصی

برای تو نگه داشتن

حالا از جلوی چشمم دور شو

و نزدیکم نشو شیطان

تا یه بار دیگه نزدم توی صورتت

مستی

مستم

ولی اونقدر مست نیستم که نتونم این کار رو بکنم

واعظ، باید بیرون باهات صحبت کنم

شماها داخل بمونید و نظاره‌گرِ تمیزکاری‌شون باشید

می‌خوای بگی جریان چیه؟

این رو دیروز از مطبوعات گرفتم

جانی بلک، دوتا کلت ۴۴ ویتنی‌ویلِ مخصوص با خودش حمل می‌کنه

برات آشنا نیست؟

چیزی که می‌خوام بهت بگم از خودم خیلی مهم‌تره

خودم رو تحویل می‌دم

ولی باید به حرفم گوش کنی

می‌دونم چرا تام شیلی دستور داد که کشیش رو بکشن

و برای به‌دست آوردن ملکش سماجت به‌خرج می‌ده

سراپا گوشم

باید چیزی که کشیش فقید کشیده رو نشونت بدم

اینجوری به جواب سوال‌هات می‌رسی

ولی بهم قول بده

که در رابطه با حقوق مالکیت قانون رو اجرا می‌کنی

به خدا قسم می‌خورم

...بعد از شنیدن موعظه‌ی امروزت

نظرم رو جلب کردی

می‌رم بیارمش و برمی‌گردم

اگر بخوای می‌تونی باهام بیای

نه. بهت اعتماد دارم، کشیش فیرمن

جانی صدام کن

می‌دونی که قابلیت عفو کردن هم دارم؟

مشخصه که متحول شدی

و به‌خاطر اینکه می‌خوای کمک کنی شیلی رو دستگیر کنم

...کاری می‌کنم

که گذشته‌ت، گریبان‌گیرت نشه

الان برمی‌گردم

شب به‌خیر مارشال

تفنگ‌ها رو بهم بده

پیش واعظ، تنهاش گذاشته بودیم

چطور از تله‌هام رد شدی؟

با تمرین زیاد

مگه بهت نگفته بودم دیگه بهم نزدیک نشی؟

قضیه من و تو نیستیم

پس شیلی همچین قصدی داشته؟

توی ملکِ کلیسا، نفت هست؟

می‌دونی این یعنی چی؟

آره. شیلی هم می‌دونه

این یعنی هرکاری بتونه می‌کنه تا به‌دستش بیاره

لازم باشه، هرکی که سد راهش باشه رو می‌کشه

پس باید مطمئن بشی که بچه‌های دولت

از این شهر محافظت می‌کنن

کجا می‌ری واعظ؟

.باید بهت بگم چون خودت می‌فهمی

می‌رم بومانت که گنگم رو خبر کنم

اسمم جانی بلکه

من نه آقای متشخصی‌ام، نه واعظم

از دست قانون فراری‌ام و احتمالاً سعی می‌کنن

که قتل مارشال کُو رو هم بندازن گردنم

ولی بی‌گناهم

پس تموم حرف‌هایی که بهم زدی، دروغ بود

همه‌ش نه

به خدا قسم، تو خوشگل‌ترین چیزی هستی که به عمرم دیدم

آفرین ادی

با یه سنگ، دو نشون زدی

دیگه کسی نمی‌تونه جلومون رو بگیره

به‌جز جسی لی

براش برنامه‌ها دارم

اون دوتا حیف نون رو بیارید

آقای شیلی

به جسی بگید که پیشنهادِ آخرم رو آماده کردم

اگه سندِ ملک ترینگتون رو ...تا ۲۴ ساعت دیگه

...به نامم نزنه

راف‌رایدرها رو می‌ریزم توی شهر که با خاک، یکسانش کنن

...خبر می‌دن که

مردان سیاه‌پوست، به زنان سفیدپوست تجاوز کردن

...آقای شیلی - نه، نه -

.هیچ‌کس براش مهم نیست حتی دولت

پس اگه امضای سند رو برات بگیریم

راف‌رایدرها رو می‌فرستی برن؟

شک نکن

بعدش شما دوتا می‌تونید از معروفیتِ

ناشی از انتخاب شدن به عنوانِ رهبران این شهر، لذت ببرید

صحیح

ولی مطمئن بشید که سند امضا می‌شه

سرنوشت این شهر دست شماست

مطمئن شو که فاز دوم نقشه به خوبی انجام می‌شه

جانی بلک تبهکار

همین‌جا نوشته

.تحت تعقیب؛ مرده یا زنده کافیه، کافیه

.همین‌جا، روی پوستر نوشته جانی بلکِ تبهکار

هیس، هیس

همه ساکت بشید و بذارید توضیح بدم

درسته، بذارید شماس شماس شماس‌زاده حرفش رو بزنه

...اسم من شمـ

من کشیش فیرمن هستم

...ولی خب

من و جانی، قبل از اینکه بیایم اینجا

توی صحرا باهم آشنا شدیم

سرخ‌پوست‌ها بهمون حمله کردن

اون هم فکر کرد من مُردم

و واسه دور زدن قانون اسم من رو روی خودش گذاشت

قانون رو دور بزنه؟

عملا به مارشال‌مون شلیک کرد

ای کم‌ایمانان

شاید گذشته‌ی جانی، بحث‌برانگیز باشه

ولی اصلا و ابداً

یه قاتل بی‌شرافت نیست

دیشب این رو برام آورد

خیلی چیزها رو مشخص می‌کنه - هی -

این همون نامه‌ایه که شنبه پیدا کرد

و به‌خاطر نیمه‌شب، زد بیرون

هوم

پس نیمه‌شب

کی اینجا بود؟

من یه فاحشه‌م

اوه، نه

توی اون ملک، نفت پیدا شده

اونقدری هست

که این شهر رو به مدت یک قرن

در سعادت نگه داره

خدا را حمد

هی، هی

و همین برای تام شیلی کافی بوده

تا کشیش فقید رو بکشه و حقیقت رو از ما مخفی کنه

واسه همین، باید همه‌مون مسلح و برای بدترین اتفاقات

آماده بشیم

خشونت؟ مگه خودت نمی‌گفتی

که قدرت قلم، از شمشیر بیش‌تره؟

وقتی به شمشیر نیاز داشته باشی این‌طور نیست

سگ‌های شیلی اومدن

گم شو، کلنسی بی‌تربیت

گم شو - گورت رو گم کن -

جسی

متاسفانه اگه سند رو

امضا نکنی

شیلی، شهر رو با خاک یکسان می‌کنه

شایعه‌ی ت‌م‌س‌ب‌ز‌س رو پخش می‌کنه

تجاوز مردان سیاه‌پوست به زنان سفید پوست؟

متاسفانه آره

این دروغ محضه

لازم نیست حقیقت داشته باشه

نانوشته‌ست و به‌نظر میاد که

به تمام قوانینِ قانون اساسی ارجحیت داره

لعنتی، اگر حتی زن سفیدپوستی توی شهر نباشه

باز هم موثره

...کافیه اسمش رو بیارن تا

...واسه همین، باید

آه

...واسه همین، باید

جلوی بچه‌هام نه

...واسه همین

باید تصمیم بگیریم...

که می‌خوایم روی زانوهامون زندگی کنیم

یا سرپا بمیریم

به‌نظرم یه زندگی با ارزش

زندگی‌ایه که ارزش دفاع کردن داشته باشه

خدا را حمد باد

کی با منه؟

کی با منه؟

.همچنان دارم سعی می‌کنم مرد پیدا کنم ...مردی توی زندگیم ندارم و

...وقتی می‌گی کی با منه

آره - منظور کیه؟ -

...باید شیر بدوشم

احتمالا نمی‌دونی

ولی من، استخوان‌هام مثل پرنده، ضعیفه

اگه مشت بزنم، ستون فقراتم می‌شکنه

...تازه زانوهای من - بچه هم ندارم -

هنوز چند سال دیگه، واسه‌ی بچه‌دار شدن وقت دارم

زانوهام افتضاحن - پیچ می‌خورن -

اونا هم مثل پرنده، رو به عقب خم می‌شن

تاحالا دیدی یه پرنده با زانوی خم شده، راه بره؟

...به این فکر می‌کردم برم میخونه

پیشنهاد می‌کنم اونایی که ...پوست روشن‌تری دارن

پیش‌قدم بشن...

اوه

چی شد؟

غش کردی

شماس، لابد خیلی درباره‌م فکرهای بد می‌کنی

درباره قند عسلم، فکر بد بکنم؟

بادهای تغییر، مسیر بادبان‌هایم را" "عوض نمی‌کنند

پرسی؟ خودتی پس

اوه

.همگی گوش کنید فکر کنم جانی رو پیدا کردن

.فکر کنم پیداش کردن یالا

جانی رو پیدا کردن؟ بی‌خیال

یا خدا

چیزی نمونده بود به بومانت برسی‌ها

امیدوارم با خونه‌ی جدیدت حال کنی، جانی

جایزه‌ی روی سرت، به‌خاطر کشتن مارشال بایستی سه‌برابر بشه

سه شیفته کشیک می‌دیم تا مارشال‌های فدرالی با پول جایزه بیان

کلیدهای سلولش رو بده بهم

نه که بهت اعتماد نداشته باشم، کلانتر اما بهت اعتماد ندارم

بهتره برید خونه

فردا می‌تونید اعدام شدنش رو ببینید

البته بعد از اینکه پولم رو گرفتم

یالا، برید دیگه

به عنوان یه کشیش، می‌تونم بهش پیشنهاد رستگاری بدم؟

سلام کشیش

به‌گمونم این ته خطه

بهتره بگم متاسفم

مطمئن شو این آدم‌ها در حق این شهر، جفا نکنن

...می‌دونی، ممکنه حق با تو باشه

شاید توی جهنم، یه جای مخصوص برای من کنار گذاشته باشن

این حرف رو از ته دلم نزدم

ببین، متاسفم

نه پرسی، بس کن

من با اعمالم باعث شدم که کارم به اینجا بکشه

خیلی قبل‌تر از اینکه

با تو آشنا بشم سرنوشتم اینجوری شد

فقط از اینکه نتونستم کاری که برام

مقدر شده بود رو بکنم، پشیمونم

کشتن برت کلیتون؟

نه پرسی

توی این چند روز اخیر، به قول شما کشیش‌ها دچار کشف و شهود شدم

می‌دونی، خیلی وقته که با این حجم از نفرت، زندگی کی‌کردم

نفرتی که توی قلبم، از قاتل‌های بابام

و از پدرم، بابت شلیک نکردن بهشون دارم

...با این نفرت زندگی کردم

چون تنها چیزی بود که داشتم...

و وقتی صحبت‌های بابام رو ...از زبون خودم شنیدم

...نمی‌دونم، یه چیزی

یه اتفاقی درونم افتاد...

بالاخره فهمیدم که دلیلش از اون کارش چی بوده

و همین آزادم کرد

...کل زندگیم رو صرفِ

پرسه زدن با اون نفرتی که مثل زغال سنگ بود و کسی جز خودم رو نمی‌سوزوند کردم

و وقتی رهاشون کردم، برداشتن‌شون برام احمقانه بود

اون کاری که گفتی براش مقدر شدی، چی بود؟

به‌گمونم قرار نبود تنهایی زندگی کنم

می‌دونی، اینکه با نفرتم زندگیش کنم

...باید قبل از مردن، با جسی لی

یه حسی رو تجربه کنم

خب، هنوز تموم نشده

کار خدا هنوز باهات تموم نشده

سر کی رو شیره می‌مالی؟

دلیل اینکه همین الانش نکشتنم

اینه که هنوز جایزه‌ی قتلِ مرگ مارشال کُو رو روی سرم نذاشتن

...اینجا رو ببین

این اولین انجیلمه

داستان جالبی پشتش هست

روزهایی که مبارزه می‌کردم، یه سری از مبارزهای سفیدپوست اومدن به شهر

گفتن می‌خوان قهرمان رو به چالش بکشن

اون موقه من قهرمان بودم

هر مرد سیاه‌پوستی می‌دونه که اگر یه سفیدپوست به چالش بکشتت

بهتره به محض اینکه زدت خودت رو بندازی زمین و بلند نشی

البته اگه دنبال دردسر نیستی

من هم همون کار رو کردم و بعدش اون سفیدپوست، بالا سرم ایستاد

می‌خندید و دست‌هاش رو تکون می‌داد

...و همون موقع به فکر افتادم

...به مردم‌مون فکر کردم

که مجبور بودن بشینن و همچین چیزی رو ببینن

ولی قدرت این رو نداشتن که کاری بکنن

و همون‌جا تصمیمم رو گرفتم و گفتم بسه

پس بلند شدم، شلوارم رو تکوندم

و افتادم به جونش

پسر، اون سفیدپوست رو تا می‌خورد زدمش

سفیدپوست‌ها از تعجب دهن‌شون باز مونده بود

سر و صداها خوابید

جوری که می‌تونستی

صدای شاشیدن یه سوسک رو از ده کیلومتر اونورتر بشنوی

سیاه‌پوست‌ها شادی می‌کردن

سفیدپوست‌ها چی کار کردن؟ - خودت می‌دونی چی کار کردن -

از درخت آویزونم کردن

هنوز زخمش روی گردنمه

رفتن و من رو آویزون ول کردن

من هم گفتم، خدایا نذار اینجوری بمیرم

گفتم خدایا، اگر نجاتم بدی تا آخر عمرم، بهت خدمت می‌کنم

درست همون موقع شاخه‌ی درخته شکست

خوردم زمین

خدا می‌دونه چند وقت اونجا دراز به دراز افتاده بودم

ولی به‌هوش اومدم، دست و پام رو ...باز کردم و

این کتاب، جفتم بود

لابد یکی از کسایی که آویزونم کرده بود جاش گذاشته بود

درهرصورت برش داشتم

و مسیرم رو شروع کردم

و از اون موقع به بعد، مبلغ آزادی و مسیح شدم

...خب

فکر نکنم این شاخه بشکنه، کشیش

آدم از فرداش خبر نداره

سوره یوحنا، فصل ۸ آیه‌ی ۳۱ و ۳۲ رو بخون

فکرکنم برات آسودگی بیاره

باید برم

پرسی، کجا می‌ری؟

اومدم جانی بلک رو ببینم

اومدم ببینمش و می‌خوام باهاش صحبت کنم

ببخشید - بسی؟ -

می‌شه بذارید بیاد؟

پرسی کجا رفت؟

دیروز رفت و برنگشت

بسی، نمی‌دونم

...نگفت کجا و می‌ره و منم

خیلی نگرانشم

حال خودت چطوره؟ رفتارشون باهات چطوره؟

به‌گمونم طبق انتظار

جسی چطوره؟

خوبه

هوم

می‌دونی، تاحالا ندیده بودم خواهرم جسی

به هیچ‌کس، مثل تو نگاه کنه

...وقتی اومد ملاقاتت، لطفا - نه -

بهم قول بده که نمی‌ذاری نزدیکِ اینجا بشه

نمی‌خوام اون زن، به یه روح وابسته باشه

خودت هم می‌دونی حرفم درسته

درباره اون قضیه‌ـه با مقامات تماس گرفته؟

همین الان تلگراف می‌زنه

تنهایی؟

نه. المر باهاشه

چی؟

لطفا این رو

فوراً بفرستید

.عجله نکن باید باهامون بیای

هوم

آقای شیلی، دیدنت همیشه باعث افتخارمه

همیشه باعث افتخاره

نه - صحیح -

...صحیح. قربان، ما

به اهالی شهر و جسی

آه، ۲۴ ساعت وقت دادیم

همون‌طور که گفته بودی - دقیقا همون‌طور که گفته بودید، قربان -

دقیقا به همون شکل. البته فکر نکنم زیر بار برن

آقای شیلی، چرا تمرکزت رو نمی‌ذاری روی یه زمین دیگه؟

چون همون زمین رو می‌خوام

و همون رو هم به‌دست میارم

آدم نمی‌تونه خواسته‌ش رو عوض کنه، آقای شیلی

ولی اهالی این شهر رو نمی‌شناسید

زیر بار نمی‌رن

جسی رو هم که می‌شناسید

اون عمراً زیر بار بره

خب، ببینیم جسی زیر بار رفته یا نه

ببینیم جسی یه ذره

زیر بار رفته یا نه - جسی -

هرچقدر دلت می‌خواد دست و پا بزن

وقتی فرصتش رو داشتی

سند رو امضا نکردی و به زور وادارم کردی

پس به اهالی شهر بگو

اگه تا غروب امروز، سند امضا شده‌ی

ملک ترینگتون رو بهم ندن

به جسی لی شلیک می‌کنم

و شب‌هنگام، به خورد کایوتی‌ها می‌دمش

فهمیدی؟ - بله قربان -

و وقتی سند امضا و زمین قانوناً مال خودتون بشه

جلوی راف‌رایدرها رو می‌گیرید دیگه؟

امضا رو بگیر

چشم قربان

هوم

متاسفم جسی

چاره‌ای نداشتم

...کلنسی، بذار

بریم

واسه جایی که قراره بری

بهت کمک می‌کنه، تبهکار

کاملا موافقم، بیل

یه‌کم مواظب جانی باشید

برم پیغام رو چک کنم ببینم ارزش‌ش چقدره

بهش آسیبی نزنیدها

شاید اگه زنده تحویلش بدیم تا دق دلی‌شون رو سرش

خالی کنن، پول بیش‌تری بهمون بدن

حاضری؟

بفرما

حرومزاده‌ی کثیف

عمراً اگه قسر در بری

قسر در رفتم

یه نگاه به خودت بنداز

حیف شدها

همیشه تحسینت می‌کردم، جسی

...جدی می‌گم. بابت شجاعت، هوش

و بقیه‌ی کمالاتت

کال

می‌شه یه‌کم آب بهم بدین؟

خفه شو پسر

اگه جای تو بودم، ساکت می‌شدم

.پسری اینجا نیست شنیدی که بیل چی گفت

...اگه از تشنگی بمیرم

ممکنه کامل به پول‌تون نرسید

....برام مهم نیست بیل چی گفـ

خیلی‌خب، همه‌تون پا شید

تفنگ‌هاتون رو بذارید روی میز

آروم

برید عقب

...جریان چیـ

بایستی می‌کشتیم

ترجیح می‌دم با شیطان هم‌بستر بشم تا تو

نه. برداشت اشتباه نکن، عزیزم

توی کل این شهر

من و تو بیش‌ترین نقاط مشترک رو داریم

ما تحصیل‌کرده، مصمم

و رهبر گروه‌ها‌مون هستیم

شما گله‌اید، نه گروه

!من رو تحریک نکن، زن اگر بخوام، می‌تونم همین‌جا

لخت و تصاحبت کنم

...پس حواست

به حرف زدنت با من باشه - نمی‌تونی من رو تصاحب کنی -

من فرزند متعهد خداوندم، آقای شیلی

و از بدی نخواهم ترسید

هوم

بقیه‌ی اهالی شهر چی؟

می‌دونی، به راف‌رایدرها گفتم

که بیان این شهر رو به همراهِ

گروه کوچولوی با ارزشت نابود کنن

می‌خوای نجات‌شون بدی؟

پس اینقدر یک‌دنده نباش

اگه فکر کردی حرف شغالی مثل تو رو قبول می‌کنم

پس سخت در اشتباهی

ادی، برو سراغِ

راف‌رایدرها

و بهشون بگو که دست به کار بشن

این هم ببر به اتاق خدمتکارها

آه

بهت وقت بیش‌تری می‌دم تا بهش فکر کنی

اگه جای تو بودم، از زمانم به خوبی استفاده می‌کردم

چون شاید کلا چند دقیقه زنده باشی

یه حسی می‌گه قبل از مردنم مجازات شدنت رو می‌بینم

هوم

خیلی‌خب

می‌بینم که مشکل رو از سرم باز کردی

چی می‌گی؟

شیلی، جسی لی رو گرفته

باید بری نجاتش بدی - اگه تله باشه -

اول از همه میام سراغ خودت

فکر کردی کی کلید زندون رو

بهت رسونده؟

تازه اینا رو هم برات آوردم

هوم

بریم تو کارش

شیلی رو بیارید بیرون

چِت شده کلانتر؟

برو سند رو بیار ببینم

نه

اگه این سند رو می‌خوای

باید به حرف‌هام گوش بدی و کارهایی که می‌گم رو بکنی

چی؟

ورق برگشته

و وقتی ورق برمی‌گرده

آدم به پیروزی نزدیک می‌شه

جایگاه‌ها عوض شده

می‌دونی، من قبلا پادوت بودم

ولی الان دیگه خطت رو نمی‌خونم

جانی، کمکم کن

در واقع گوش کن

وقتی این رو بهت بدم

باید قبول کنی که جلوی غارتگرها رو بگیری

البته اگه نتونی هم درک می‌کنم

چون اینکه بخوای جلوشون رو بگیری، آسون نیست

ولی می‌دونین چیه؟ همه‌ی شما سفیدپوست‌ها بازداشتید

نمی‌دونم صدام رو می‌شناسید یا نه

ولی اگه تا وقتی جمله‌م تموم نشده ...اسلحه‌هاتون رو نندازید

جمله‌ت رو تموم نکردی که

پس تو جانی بلکِ تبهکاری

و تو هم همون حرومزاده‌ای هستی که قراره لذت اعدام شدنش، نصیبم بشه

حدس بزن قراره خونه‌ی کی بهم برسه

.خیلی دیر کردی چون الان‌هاست که راف‌رایدرها برسن

راف‌رایدرها؟

آره، بهشون پول داده که شهر رو نابود کنن تا بتونه نفت رو غصب کنه

می‌خواد اتهامِ تجاوز مردان سیاه‌پوست به زنان سفید پوست رو مطرح کنه؟

مثل هر دفعه

و برت کلیتون، رهبر جدیدشونه

دست و پاش رو ببند

و ببرش به شهر

من جلوتر می‌رم که استراتژیِ حمله بچینم

جسی، تو کجا می‌ری؟ - خودت چی فکر می‌کنی؟ -

تو کدوم گوری می‌ری دیگه؟

هی، هی

خب

اینجا رو ببینید بچه‌ها

بامزه‌ترین چیزیه که دیدم

بهتون می‌گم قراره چی کار بکنم

اول جوون‌ترها رو می‌کشم

تا ببینید که چقدر آدم با رحمی‌ام

وایسا ببینم

وایسا

این شهر، قراره ثروتمند بشه

پس هرچقدر که شیلی بهتون پول داده

ما دو برابرش رو می‌دیم

می‌خواد دو برابرش کنه

متوجه یه چیزی نیستی

اون هم اینه که بعضی وقت‌ها مسئله پول نیست

بعضی وقت‌ها مسئله‌ی لذت بردنه

آره، الان از این لذت بردم

دیدن چهره‌ی کاکاسیاهی که سرجاش می‌نشونیش

برام لذت‌بخشه

برت کلیتون

تو دیگه کی هستی؟ - ...می‌دونی -

الان بیش از بیست ساله که یه گلوله، با اسمت روش دارم

و رویای این رو داشتم که یه روزی بهت شلیکش کنم

ولی الان می‌دونم که ارزش باروتش رو نداری

می‌دونی، طی این چند روز اخیر یه چیزی رو یاد گرفتم

می‌دونم که با کشتنت بابام زنده نمی‌شه

آسیبی که زدی هم جبران نمی‌شه

با بخشیدنت، جبران می‌شه

اونجوری، برای همیشه از شرت خلاص می‌شم

از طرف خودم و پدرم

و به نام عیسی مسیح می‌بخشمت، برت کلیتون

درسته - حالا -

اگه تو و افرادت از اینجا برید

خونریزی‌ای به‌پا نمی‌شه

اوه

"خونریزی‌ای به‌پا نمی‌شه"

دور و برت رو ببین

ما سی مرد مسلحیم و شما پنج نفرتون مسلحه

دوباره بشمار

نیروی کمکی آوردم

چطور صدام رو شنید؟

آکوستیک - چی؟ -

کوستیک چیه؟

خب، باز هم کمید

الان چی؟

بی‌خیال

به لطف دکتر که گلوله رو از پشتم در آورد

حالا می‌تونم لطفت رو جبران کنم، ادی

از جرائمت مبرات کردم

دیگه آزادی

ولی برت کلیتون، تو زنده و مُرده‌ت ده هزار دلار می‌ارزه

مهم نیست، باز هم ما هفت‌تا بیش‌تریم

الان چی؟

حرومزاده

توی بومانت، دل‌مون برات تنگ شده بود

شنیدیم که اینجا در خطر افتادی

این هم از رئیست

واسه گرفتن پولت، موفق باشی

می‌دونی، بعضی وقت‌ها مسئله پول نیست

قبل‌تر هم گفتم

ناموسا؟

هی ادی

ایول

کار درست رو بکن

از بدی نخواهم ترسید

انتخابش با تو نیست، با منه

جانی، جانی

!مجبور نیستی این کار رو بکنی خداوند می‌گه

...انتقام مال منه

خب، امروز هم عدالت مال منه

برت رو ببر بوردر تاون

و شصت درصد پول جایزه‌ش رو بردار

و چهل درصدش رو بده به ما

همه‌ش مال خودت، بیل

من جایی نمی‌رم

...یعنی من همین‌جا

شصت درصدم رو ازت می‌گیرم

و اونقدری به این شهر تزریق می‌شه که ندونیم باهاش چی کار کنیم

خب، من فکر کنم بدونم باید باهاش چی کار کنیم

این شهر، شهر ممتاز آینده خواهد بود

جایی که سیاه‌پوست‌ها، سفیدپوست‌ها مکزیکی‌ها، سرخ‌پوست‌ها، چینی‌ها و کسایی

که شبیه چینی‌ها هستن

می‌تونن خانواده‌شون رو توی مکان سالمی بزرگ کنن

که پذیرای تفاوت‌های فرهنگی‌مون هست

و با استفاده ازش، اجتماع و نحوه زندگی رو پیشرفت می‌ده

به سلامتی هوپ اسپرینگز

به سلامتی هوپ اسپرینگز

و به سلامتی کلانتر جدیدمون، جانی بلک

جانی بلک

یوهو

پسره کارش خوب بود

آره

« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.