Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زیر نور فیلمی از ژانگ ییمو
:ترجمه و زیرنویس محمدرضا محبوبی
mahboubi.r99@gmail.com Telegram: mahboubi24
ون هویی رئیس بخش جنایی پلیس شهر جینجیانگ
چندتا از افراد رو اونجا مستقر کنید
لیو بو رئیس پلیس شهر جینجیانگ
موانع عکاسی رو برپا کنید
تک تیرانداز، موضع بگیر
[لی هوییلین]
[سو جیانمینگ، معاون قسمت تکنولوژی بخش جنایی]
[سون هیانگ]
دیدیش؟
اون چیه؟
شبیه یه چاشنی انفجاری منسوخشدهست
خودم میدونم چاشنی انفجاریه
واقعیه؟- میتونه واقعی باشه-
مطمئنی؟- نه-
شاید هم اسباببازی پلاستیکی باشه
[ژنگ گانگ، معاون شهردار شهر جینجیانگ]
!وایسا
نزدیکتر نیا
!وایسا
آقای معاون شهردار
لازم نیست
!من اینجام
میخواستی منو ببینی
معاون شهردار جینجیانگ
ژنگ گانگ
چی میخوای؟
پدرت خیلی خایه داره که به اون اتوبوس نزیک شده
بر خلاف پسر عزیزش
که دور از خطر قایم شده
بحث خایه نیست؛ شجاع انفجار مهمه
،اگه از پیشنهاد شما خوشم نیاد کل این اتوبوس رو میفرستم هوا
!همهتون خواهید مُرد
!میمیرید- آروم باش-
بلندگو رو بده به من
بیارش اینجا؛ زود باش
!آروم آروم
فقط بلندگو؛ چیز دیگهای همراهت نباشه
همونجا وایسا
پرتش کن داخل؛ زود باش
!برو عقب
سریعتر
همین الان
یکم آب میخوای؟
میتونم برات آب بیارم
فقط آروم باش؛ میتونیم حرف بزنیم
لازم نیست
گوش کن
زن و بچه هم توی اتوبوس هست
بذار برن
من تا هر وقت بخوای اینجا میمونم و باهات حرف میزنم
نه
هیچکس بیرون نمیره
خودت هم زن و بچه داری
در موردش فکر کن
بذار زنها و بچهها برن
بعدش با هم حرف میزنیم؛ باشه؟
به اون بگو بره
بگو
!از اینجا برو
!از اینجا برو
!برو
داره میره
رفت
ما کاملا جدی هستیم
گوش کن
تو حتما دلایل خودت رو برای این کار داری
بذار زنها و بچهها برن
وگرنه مذاکره بی مذاکره
مردها باید بمونن
آقایون، همونجا که هستید بمونید
لطفا همکاری کنید
همه زنها و بچهها از اتوبوس پیاده شدن
خودم دیدم
ممنون که همکاری کردی
حالا بیا صحبت کنیم؛ چی میخوای؟
فقط میخوام دوتا چیز بگم
این رو به شما میسپارم و خودم رو تسلیم میکنم
صحبت کن
تو آدم بدی هستی
یه آدم بد توی شهرداری
همین رو میخواستی بگی؟
فقط همین؛ همونطور که گفتم فقط 2 کلمه
امروز این بلبشو رو راه انداختم
تا همه صدای من رو بشنون
خبرگزاریها
و رهبر
فقط همین
،هر مشکلی با من داری
چه من صلاحیت این شغل رو داشته باشم یا نه
تو حق نداری مردم رو گروگان بگیری
حالا مثل مرد سر حرفت بمون
کیف رو بده به من
همین الان
به من گوش کن
همین الان کیف رو تحویل من بده
و ما قضیه رو فراموش میکنیم
تو رو مسئول هیچی نمیدونیم
این حرف کیه؟ تو؟
همه چی رو فراموش میکنی؟
خدای بزرگ
حرف معاون شهردار رو قبول نداری؟
بهت قول میدم
باشه
شانسم رو با تو امتحان میکنم
هی، مراقب اون باش- منفجر نمیشه-
من نمیترسم؛ تو چرا میترسی؟
گفتم که قلابیه
بیا
خودت بگیرش- باشه، میام-
آروم
برو جلو و پایین
اون نقطه قرمز رو میبینی؟
[هی شیولی، همسر معاون شهردار]
پات چطوره؟
خوبه
فقط ضرب دیده
[لی ژیتیان، رئیس گروه جینوو و عضو شورای شهر]
معاون شهردار این رو فرستاده [ لیو فنگ، رئیس دفتر گروه جینوو ]
نگفت برای چی؟
نه
این خوراک دنده خیلی خوبه
نمیتونم اینقدر بخورم؛ امشب مهمونی شام دارم
نباید اینقدر شام بری بیرون
... میدونی اونا فقط
یه چیزی از پدرت میخوان
نگو که میخوای بری پیش اون دختره هوییلین
اون به درد تو نمیخوره
نه
دیگه کاری باهاش ندارم
پس قراره با کی شام بخوری؟
لی ژیتیان
از کی تا حالا با اون رفت و آمد داری؟
من نرفتم سراغش؛ اون اومد سراغ من
ظاهرا از دوستهای قدیمی شماست
پس نرو
میرم
همیشه در مورد زندگی میلیاردرها توی این کشور کنجکاو بودم
مطمئنی میخوای با من بازی کنی؟
منظورت چیه؟
چرا وقتی میگم نرو اینقدر اصرار به رفتن میکنی؟
میخوای با آدم بحث برانگیزی مثل اون شام بخوری؟
به چی فکر میکردی؟
همکارات در موردت درست میگن
!تو یه سبک مغزی یه احمق
اگه اون توی انفجار نقش داشته باشه چی؟
تو پسرمی
اینقدر منو آزار نده
پسر خوانده
ژنهای تو واقعا توی بدن من نیست
نیازی نیست احساس بدی داشته باشی حتی اگه تو رو خجالتزده کنم
مامان، یه چیزی بگو
امروزِ من و آقاجون رو بساز
بازم از این مزخرفات بگو
،تا به جای پدرت خودم بزنم توی گوشت
تا یه دقیقه دیگه میرسم اونجا
منو سرافراز کن
بابا، میدونی چیه؟
این سالن توی نیس مشهوره و مدرسهمون قراره اونجا کنسرت برگزار کنه
قراره به زودی مامان بشی
ولی هنوز ازدواج نکردی؟
هر چه سریعتر برگرد خونه- با موبایلت گوش کن-
دارم گوش میدم- بزن روی بلندگو-
باشه، روی بلندگو هست
نگران نباش، حتی یه نُت رو هم از دست نمیدم
لی [ لی جینشو از منطقه توسعه بیآن ]
باشه، از الان شروع میکنیم
رییس سو
سلام- ببخشید که شما رو منتظر گذاشتم-
دختر من؛ در حال نواختن پیانو در نیس فرانسهست
حالا اجازه بدید شما رو به هم معرفی کنم
رئیس لی از منطقه بیآن
از دوستان قدیمی پدرت آقای معاون شهردار
سو جیانمینگ
پسر معاون شهردار آقای ژنگ
البته فرزندخواندهش
ما مدتهاست همدیگه رو میشناسیم
کی رو نمیشناسی؟
منو؟ من لی ژیتیان هستم
دیگه کی رو؟ لال رو؟
اون پسر عموی منه؛ خانوادهش لنج داشتن
خیلی هم پولدار بودن
هر روز گوشت میخوردن
اما خانواده من فقیر بودن
تو بچگی جثه بزرگی داشت
و از این استفاده میکرد
مدام به من سیلی میزد
مجبورم میکرد بین پاهاش سینهخیز برم
اول سال نو به آشپزخونه اونها میرفتیم
یه تکه گوشت بخارپز به سمتم پرت میکرد
و خزیدن من روی زمین رو نگاه میکرد
... و موقع پرتاب میگفت
مادر جنده
و من با صدای بلند و واضح میگفتم بله
مادر جنده؟ بله
درسته؟
میتونه بشنوه
بعدها من پولدار شدم و لنج اونا رو خریدم
مجبورش کردم برام آشپزی کنه
با هم گوشت خوک بخارپز میخوردیم
... با این تفاوت که
دیگه نمیتونست بهم بگه مادرجنده
چون نصف زبونش رو بریدم
داشتم شوخی میکردم
اون بعد از یه تب شدید صداش رو از دست داد
... امروز
شما رو به یه دلیلی به اینجا دعوت کردم
میخوام یه چیزی نشونت بدم
چی؟
بگیرش لی
اول تو ببین
بعدش به سو نشون بده
برو تو اون گوشه نگاه کن
لی
من چه کار اشتباهی کردم؟
آیا توهینی بهت کردم؟
چرا با من همچین کاری میکنی؟
میتونم این رو پخش کنم
یا بیخیالش بشم
بگو دقیقا ازم چی میخوای؟
ما دوستیم
... و دوستها
به همدیگه کمک میکنن
ممنونم، ممنونم
اگه چیزی لازم داشتید فقط کافیه بگید
هر چیزی میخواد باشه- ... امکانش هست-
یه نفر کارت حافظه رو بازیابی کنه
پس میشه برش دارم؟
البته، برش دار
با دستات
دست راستت
قبل از نرم شدن خمیر ماهی برش دار
برش دار
داری تهدیدش میکنی؟
من تهدیدت کردم لی؟- نه، به هیچ وجه-
ایشون داره کمکم میکنه
خودت رو بکش کنار؛ لطف کن خودت رو بکش کنار
دخالت نکن
زنگ میزنم پلیس- این کار رو نکن-
ولم کن- خواهش میکنم لطفا-
برای چی همچین نمایشی به راه انداختی؟
حالا تو به من گوش کن
اول پدرت فیلم انفجار رو برام فرستاد
برو بهش بگو اون انفجار هیچ دخلی به من نداره
... دوم اینکه
تو هم کلیپ ویدئویی رو دیدی
برو از پدرت بپرس اون رو میخواد یا نه
پس منم باید یه چیزی بهت بگم
آوردن من به اینجا یه اشتباه بود
فقط یه دشمن جدید برای خودت جور کردی
بیا رئیس لی بریم
میبرمت بیمارستان
عملیات ویژه علیه جرایم سازمانیافته
دو اصل اساسی داره
اول باید ته و توی تمام پروندههای مربوطه رو دربیاریم
و فسادی که پشت آن نهفتهست
و دوم تحقیق اساسی از مجرمانی که
به دولت مرتبطن
هیچ ملاحظهای در کار نخواهد بود
اینجا مرکز حمل و نقل شهر جینجیانگ هست [اسکله شهر جینجیانگ]
در دهه 1990 مرد جوانی به نام لی ژیتیان
که از نظر مردم محلی یه باربر بود
از چهارتا از رفیقاش خواست که هر کدوم 70 یوآن هزینه کنن
و یه کسب و کار کوچک راه بندازن با تمرکز بر مهارتآموزی کارگران ساده
[تانگ دانیان، نایبرئیس گروه جین وو]
سی سال بعد
شرکت جینوو با ریاست لی ژیتیان
... تبدیل به غولی در حوزه املاک و مستغلات
[ دیوید، دستیار رییس گروه جینوو ]
،خدمات انبارداری
،هتلداری
،معدن
،سرگرمی
گردشگری و بخشهای دیگر شده است
گردش مالی سالانه شرکت به رقم عظیم 47.5 میلیارد یوآن رسیده
چوبهای بامبویی که مورد استفاده لی ژیتیان جوان بود
تبدیل به یکی از باارزشترین داراییهای گروه شده
خیلی لوس و دمدهست
به یه شرکت تبلیغاتی دیگه سفارش بدین
و از اسم من استفاده نکنید
چند وقت پیش چکآپ شدم و باید بگم بالا رفتن سن اصلا شوخی نیست
پس تصمیم گرفتم
که بازنشسته بشم
جانشین من از طریق رایگیری بین اعضای هیئت مدیره انتخاب خواهد شد
خودم شخصا
دیوید رو توصیه میکنم
باید شرکت رو در اختیار نسل جوان بذاریم
با وجود اینکه پختگی کافی رو ندارن
اگه اونا رو در چالش قرار ندیم چجوری میتونن رشد کنن؟
تانگ، تو چی میگی؟
... شاید من آخرین نفر از پنج موسس شرکت باشم
که هنوز اینجا کار میکنن
ولی هیچوقت جاهطلبی رهبری شرکت رو نداشتم
رهبر خوبی هم از من درنمیاد
لی، یه بار گفتی عملکرد من به عنوان سرپرست بهتره
منم با حرفت موافقت کردم
دیوید شگفتانگیزه و البته عضوی از خانوادهست
انتخاب خوبیه
... با این وجود
من فقط یه درخواست دارم
بگو
بهش بگو فورا با شاشا ازدواج کنه
وگرنه اول باید توی جشن تولد یکماهگی بچه شرکت کنیم
معاون شهردار ژنگ
لی، رئیس بزرگ، لطفا بشین
در مورد مدرکنمایی دیروزت شنیدم
شگفت انگیز بود
اون فقط یه تفریح بود
تفریح؟- همینطوره-
خیلی خُب پس
گوشیت رو بنداز تو قابلمه
من هم برش میدارم؛ منم دوست دارم بازی کنم
چرا این بازی احمقانه رو اینقدر جدی گرفتید؟
مطمئنم از منم فیلم داری
چطور ممکنه؟
این غیر قابل قبوله
!تو از حد خودت فراتر رفتی
انگار خانوادگی به سفره احترام نمیذارید
بدهش به من
چی رو؟- ویدئوهای لی کجاست؟-
حتما یه کپی ازش داری
همینطوره
و واقعا میخواستم بدمش به شما
این تنها کپی موجوده
فقط نابودش کن- چنگ-
آقای لی یک فایل افشاگرانه آوردند
به کمیسیون بازرسی شورای شهر تحویل بده
منبع رو هم توضیح بده
[ چنگ یو، منشی، شورای شهر جینجیانگ ]
بله قربان
آقای لی
مشخصه که شما جینجیانگ رو قلمرو خودتون میدونید
... ولی باید بهتون یادآوری کنم
شما فقط رئیس دنیای خودتون هستید
در چشمان من
و اعضای شهرداری
تو هیچی نیستی
ژنگ
ژنگ- تو فیلمهای انفجار رو برای من فرستادی-
منظورت چی بود؟
تو مدتهاست من رو میشناسی
چجوری تونستی؟
منم میخواستم همین رو ازت بپرسم
چطور تونستی؟ انفجار؟ ناموسا؟
ما توی جامعهای با حاکمیت قانون زندگی میکنیم
اونوقت تو فکر میکنی با مخفی کردن مواد توی ماشینم میتونی منو محکوم کنی؟
مدرکت کجاست؟ چه مدرکی داری که انفجار کار منه؟
مدرک میخوای؟
باشه، فقط صبر کن
مظنون، کونگ سانچون
سه سال پیش به زندان محکوم شد
به جرم خشونت و تخریب در طی یک پروژه جابجایی
در زندان تشخیص داده شد که مبتلا به مرحله آخر سرطان کبد هست
و در 16 می آزادی مشروط پزشکی گرفته
اون مقداری مواد منفجره دزدید
و قصد انتقام از جامعه رو داشت
انفجار منجر به مرگ خودش هم شد
و 3 نفر دیگه هم به شدت مجروح شدن
... پس از مرگ مظنون، ما تحقیقاتی رو
روابط و ارتباطات اجتماعی اون انجام دادیم
و هیچ اثری از همدستی در جرم پیدا نکردیم
کلی حرف پشت این سرفهست
چیه؟
با سروان ون مخالفی؟
بله
بر چه اساسی؟
اگه بهتون بگم، اجازه هدایت تحقیقات رو به من میدید؟
منظورت چیه؟
پس من سکوت میکنم. نظرم هیچ اهمیتی نداره- کاملا درست میگی-
معاون شهردار توی پرونده دخیله
باید خودت رو بکشی کنار؛ برامون دردسر درست نکن
دقیقا به همین دلیل باید من رو مسئول پرونده کنید
من فورا پرونده رو حل میکنم
جیانمینگ، بهمون بگو چه اطلاعاتی داری
این تصاویر پهپادی اون شب هست
تصویر رو زوم میکنم تا همه ببینند
زوم
... از حالت چهره میشه گفت
که مظنون نمیدونسته بمب منفجر میشه
نگاه کنید
به چشمهاش نگاه کنید
اون ترسیده و هراسانه
همچنین بررسی آوار بعد از انفجار نشون میده که کسی چاشنی رو از راه دور فعال کرده
این مرد فقط یک آلت دست بوده که برای خلاص شدن از دست کسی استفاده شده
کی؟
خواست با کی صحبت کنه؟
یه نفر میخواسته معاون شهردار رو بکُشه
تو چجوری پرونده رو حل میکنی؟
قاتل اون کسی هست که با پلیس تماس گرفته
چقدر زمان نیاز داری تا محل تماسگیرنده رو پیدا کنی؟
،خب، اگه خوششانس باشم
قبل از ساعت 21 فردا
فکر نمیکنی کارت یکم خودنمایانهست؟- نه واقعا-
چقدر مطمئنی؟
حدود 75 درصد
خوبه
فردا 9 شب
افراد حاضر در این جلسه دوباره برمیگردن
اگه تو تماسگیرنده رو پیدا کرده باشی چیزی که میخوای رو بهت میدم
تو میخوای قهرمانبازی در بیاری؛ مشکلی نیست
ولی ما رو با خودت پایین نکش- ما مثل تو پارتی نداریم-
آها
تقاطع خیابون شونی
زوایای مختلف
این چه ربطی به پیدا کردن تماسگیرنده داره؟
چرا داریم این رو میبینیم؟- آروم باش، من دلایلی دارم-
تا حالا پروندهای رو حل کردی؟
حتی جیببری هم حسابه
تعقیب کردن دوست دخترم ... و فهمیدن خیانتش به من
حساب میشه؟- خودت چی فکر میکنی؟-
شما پروندهای رو حل کردید قربان؟
برخلاف تو، اون سعی کرد یه دختر رو قال بذاره
بمب در زمان معین شده منفجر شده
نه زودتر و نه دیرتر
ما ثابت کردیم که مهاجم چیزی از انفجار نمیدونسته
... این یعنی- یه نفر ازش سوءاستفاده کرده-
و چاشنی انفجاری رو از راه دور فعال کرده
اون آدم کجا بوده؟
مطمئنا سر صحنه بوده وگرنه نمیدونسته کِی بمب رو منفجر کنه دقیقا کجا بوده؟-
بیا
جایی که با لیزر بهش اشاره میکنم رو میبینی؟
آخر شب 22 می یه مرد حدودا 40 ساله
خواست توی اتاق 204 هتل جیانگهان پذیرش بشه
اون از هویت جعلی استفاده کرده ... ولی ما میتونیم
از طریق تصاویر دوربین نظارتی اون رو شناسایی کنیم
لیو مینگلی، شخص حقوقی از بازرگانی شینژونگ
صاحب یک شرکت عمرانی با مجوز تخریب هست
این دسترسی اون به مواد منفجره رو توضیح میده
هنوزم قبولش برای من سخته- اون بعد از انفجار 23 می ناپدید شده
اینکه کجاست هنوز مشخص نیست
این برای اثباتش چطوره؟
این انفجار توجه عمومی رو به خودش جلب کرده
و به گوش مقامات بالا رسیده بهتره هر چه زودتر حلش کنیم
فکر نمیکنم الان زمان خوبی برای رفتن به عمق ماجرا باشه
چرا اینقدر اصرار به گرفتن این پرونده داری؟
میخوام برای مردم یه پلیس واقعی باشم
چرا؟
تو بخش تکنولوژی فکر میکنی پلیس واقعی نیستی؟
منظورم این نبود
... نمیدونم
... همونطور که ون هویی گفت
این پرونده اهمیت خیلی زیادی داره
تیم میتونه تقویت بیشتری داشته باشه
بدینوسیله اعلام می کنم ... که رفیق سو جیانمینگ
از الان هدایت تحقیقات رو به صورت اثر بخش برعهده خواهد داشت
اون متخصص تکنولوژیه؛ تجربه کارآگاهی نداره
شما کار خودتون رو ادامه بدید؛ سو جیانمینگ به صورت مستقل کار میکنه
و مستقیما به من گزارش میده
مشکلی نیست که اجازه بدی مهارتهاش رو توی تیم تقویت کنه
اما انتظار نداشتم اون رو دومین فرد مهم پرونده کنی
حالا قراره مستقیما به تو گزارش بده؟
نمیدونی بقیه ممکنه چه فکرایی کنن؟
رویکرد جیانمینگ رو دوست دارم
توجه به جزئیات و پروسه تحقیقات؛ بهش ایمان دارم
چطور پیش میره؟- مشکلی نیست-
ما 3 تا سرنخ داریم که یکیش شامل لی ژیتیان، لیو فنگ و دیوید میشه
یکی مربوط به همسر لیو مینگلی و یکیش همونی هست که تو درخواست کردی
این ماشینی هست که لیو مینگلی رهاش کرده
فکر میکنی برگرده سراغش؟
یه چیز دیگه هم پیدا کردیم
اون کیه؟
دختر لی ژیتیان نیست
یه نفر دیگهست
دارن چی میگن؟
تو که میتونی لب خونی کنی- نیازی به لب خونی نیست-
همه میتونن بفهمن
به این میگن زنای محصنه
کارگروه ویژه اینجاست تا از مسئولین شورای شهر بازرسی کنه
چن ویمین، سرپرست گروه] [ویژه مبارزه با جرایم سازمان یافته
ما حمایت کامل خودمون رو از بازرسیها اعلام میکنیم
با دقت به حرفم گوش نکردی
... وقتی میگم مسئولان شهری
منظورم همه بود
از جمله خودم
همه
ماه گذشته به استان گوآنچینگ رفتم به امید اینکه اطلاعاتی از پدر و مادر بیولوژیکم به دست بیارم
میخواستم بدونم اونا چجور آدمایی بودن
این کار بیهوده بوده
زمانی بهم گفتید اسم اونا سو ژیهاهو و وانگ لیفن بوده
و اونا در مبارزه با یه کارتل مواد مخدر کُشته شدن
رفتم تحقیق کردم
و فهمیدم که اونا بچه نداشتن
این یعنی من بچه اونا نیستم
اصلا این چیزا اهمیت داره؟
تو پسر مائی- والدین من قهرمان نیستن-
اونا قاچاقچی مواد بودن؛ مگه نه؟
تو پسرمی
پس چرا همیشه خدا از من خجالتزدهای؟
حالا حرفهای بابا رو گوش کن
چه قهرمان چه قاچاقچی مواد؛
فقط میدونم من و مادرت والدین تو هستیم
... هر اتفاقی در آینده بیوفته
این تغییر نخواهد کرد
... و یه چیز دیگه
هیچوقت لازم نیست ثابت کنی که لایق عشق من هستی یا نه
این چه ربطی به شرکت ما داره؟
لیو مینگلی، یکی از مظنونین انفجار الان مفقود شده
به کمک شما برای دستگیر کردنش نیاز داریم
میشه یه چیزی ازتون بپرسم؟
این چه ربطی به ما داره؟ ما باید این کار رو بکنیم؟
نه
پس شرمنده؛ نمیتونیم کمکتون کنیم
نمیتونید یا نمیخواید؟
چطوره که شما از ما کمک میخواید؟
چون شرکت لیو مینگلی یعنی بازرگانی شینژونگ
رابطه نزدیکی با گروه جینوو داره
میشه این بخش رابطه نزدیک رو با جزئیات شرح بدی؟
روابط تجاری و شراکت پیچیدهای وجود داره
فکر میکردم توی آمریکا درس اقتصاد خوندی
ادامه بده؛ عذر میخوام فعلا نمیتونم بلند صحبت کنم
روابط اقتصادی که مثل روابط انسانی نیست
حرفهاتون اصلی منطقی نیست
رئیس سو
شما این شخص رو از من خواستید
ولی ما اصلا نمیدونیم اون کجاست
شما اشتباه متوجه شدید
ما میدونیم اون کجاست
،وقتی گفتیم به کمک شما نیاز داریم
منظورمون در مورد پیگیری تحقیقات و جمع آوری مدارک بعد از دستگیری اون بود
اوه، که اینطور
دوباره برمیگردیم
همیشه در خدمتیم
... متوجه نمیشم
این چی بود؟- از چی حرف میزدی؟-
اونقدر باهوش نیستید که بفهمید فقط کاری که میگم رو انجام بدید
باشه آقای همه چیز دان! میشه این چالش هوشمندانه رو برای ما توضیح بدی؟
ما به اینجا اومدیم تا فرمانی رو صادر کنیم
حالا منتظر پاسخ سیستم میمونیم
پس توی ماشین چکار میکنیم؟
صبر میکنیم
از این رفتارت که مثل همهچی دونها رفتار میکنی و بقیه رو در جریان نقشههات نمیذاری متنفرم
به چی زل میزنی؟ رانندگی کن
هوییلین، میشه توضیح بدی؟
گوش کن، ما اونا رو مجبور به واکنش میکنیم
... لیژیتیان که میبینه ما چقدر آرومیم
چه نمایش ما رو باور کنه یا نه سعی میکنه مطمئن بشه
ولی اون نمیخواد توی دید باشه
پس یه نفر دیگه رو میفرسته که به لیو مینگلی هشدار بده
پس ما دیوید رو تعقیب میکنیم- که به لیو مینگلی برسیم. -آره
از اون یکی ورودی میریم داخل- باشه-
احتمالا سرنخی برای لیو مینگلی گذاشته
سون هییانگ، برو یه نگاهی بنداز
رئیس، از مسئول اینجا بخوایم درش رو باز کنه؟
نیازی نیست، بذار یه نگاهی بندازم
گندش بزنه، نباید میومدیم این پایین
حالا اونا ما رو تعقیب میکنن
لی ژیتیان احتمالا فهمیده که ما هیچ سرنخی از لیو مینگلی نداریم
بچهها شما باید فورا از اینجا برید
لی ژیتیان مثل یه کشتی غرقشدهست
فقط مسئله زمانه
یه نگاهی به این بنداز
من هیچی نمیدونم
جدی میگم- باور میکنم-
فقط یه سوال دارم
بهم جواب بده تا موقع غرق شدن کشتی بهت کمک بشه
چون پدرت معاون شهرداره اینو میگی؟- هیچ ربطی نداره-
تو به لیو مینگلی نزدیکی؟
آره فکر کنم- با هم چکار میکنید؟-
چیز به خصوصی نیست؟
ازم خواست براش یه دارو توی آمریکا پیدا کنم
من یه سری اطلاعات جمع کردم
فقط همین
چیز دیگهای نیست
قسم میخورم هیچی نمیدونم؛ اصلا نمیدونم الان کجاست
چه دارویی؟
[ریسپریدون]
... اون روز
در مورد مدیری که برام قلدری میکرد بهت گفتم
یادت هست؟
امروز منتقل شد
به شعبه شرکت توی جیانگبی تنزل مقام داده شد
باید قیافهش رو موقع رفتن میدیدی
فکر کنم این یعنی زندگی من آسونتر میشه
تو این کار رو کردی؟
دارم پیاده میشم
[لی شا، دختر لی ژیتیان]
بابا، چرا دوباره زنگ زدی؟
دلم برات تنگ شده- مسخره بازی درنیار-
تو که به زودی منو میبینی
بلیت خریدی؟- آره-
شماره پرواز رو برای عمو لیو فنگ هم بفرست
بچه چطوره؟
!بیقرار دیدن پدربزرگشه
بابا، حال دیوید چطوره؟
حالش خوبه؟- فکر کنم بد نباشه-
بابا اون خودش رو ثابت کرده
باید بهش فرصت بدی؛ اون شوهرمه
حتما، حتما
وزنت بیشتر شده؟
آره، دارم افراط میکنم
یه بوس به بابا بده
چطور بود؟- دریافت شد-
عالی
بیا داخل
جیانمینگ
بذار معرفی کنم ایشون رفیق چن، سرپرست کارگروه نظارت هستن
چن ویمین هستم- چه سعادتی-
سو جیانمینگ هستن- بفرمایید-
میدونستم پرونده سادهای نیست؛ ناظر از ردههای بالا فرستادن
وضعیت اینه
فردا، وقتی لیو مینگلی به مغز متفکر ماجرا یعنی لی ژیتیان اشاره کرد
اون رو بازداشت میکنیم
بعدش چی؟
منظورتون چیه؟
تو واقعا فکر میکنی تحقیقات بدون هیچ مشکلی به پایان میرسه
چیزی هست که باید بدونم؟
کمیته مرکزی این عملیات رو انجام میده
اونا نه تنها بخش سیاسی ... و قانونی رو بسیج کردن
بلکه بخش تبلیغات، سازماندهی و نظارت هم بسیج شدن
و حتی بخشهای دیگه؛ فکر میکنی چرا؟
قضیه خیلی پیچیدهست
ما با چیزی فراتر از یه پرونده جنایی ساده مواجهایم
،جیانمینگ
... اگه راستش رو بخوای
تو نباید عضوی از این عملیات میبودی
ولی به خاطر موقعیت خاصی که داری
تو قادر به مشاهده جزئیات و ... جمعآوری اطلاعاتی خواهی بود
که بقیه به اونا دسترسی ندارن؛ باید با احتیاط عمل کنی
به هیچکس اعتماد نکن
هیچکس؟
این یعنی؟
هیچکس، از جمله من
نقش من تو این بازی چیه؟
یه سرباز پیاده که میتونه از رودخونه عبور کنه
،و وقتی از اون عبور کنی هیچ راه برگشتی نیست
بریم؛ باید یکی رو دستگیر کنیم- کی؟-
لیو مینگلی- اون کجاست؟-
فقط دنبالم بیا
اگه چیزی نگی نمیام
میشه وقتی رسیدیم اونجا بهت بگم؟
باشه، برای آخرین بار توی بازی معمایی تو بازی میکنم
وقتی رسیدیم اونجا از دستورات من پیروی کنین
ماشین رو توی تقاطع پارک کنید
چراغها رو خاموش کنید؛ فقط از بیسیم برای برقراری ارتباط استفاده کنید
،اگه ماشین رو الان بازرسی کنیم فورا متوجه میشه
مطمئنم از همین نزدیکیها داره تماشا میکنه
من که میگم امکان نداره لیو مینگلی اینجا باشه
لیو مینگلی همین اطرافه
ماشین همین جا پارک شده
یه طعمه برای ما؟- آره-
یه نفر میخواد اونو تحویل ما بده- کی؟-
دوباره داری مخفیبازی درمیاری؟
... دارویی که لیو مینگلی دنبالش بود
ریسپریدون
بهش میگن لی پی تونگ
تو آمریکا برای درمان بیماریهای روانی استفاده میشه
بررسی کردم؛ هیچکس از اطرافیانش همچین مشکلی نداشته
خونه و هتل لیو مینگلی تحت نظارته
پس اون یه جای امن برای اقامت نیاز داره
و اونجا مریضی هست که به اون دارو نیاز داره
یه جایی در شعاع 1 کیلومتری ماشین
... پس نتیجهگیری تو اینه که
افراد کمی تو این شهر همچین شرایطی دارن
اسم همشون رو لیست کردم
سهتا از اونا تو این منطقه زندگی میکنن
سروان وِن- چقدر دیگه باید صبر کنیم؟-
ما میریم بررسی کنیم
شما همونجا باشید
کیه؟- پلیس-
باید یه چیزی رو بررسی کنیم
،باز کنید ما پلیسیم
دارم میام
همینجا بمون
سلام، این کارت شناسایی منه
لیو مینگلی
لیو مینگلی، بیا بیرون
ما پلیسیم
افراد ما تمام جادههای اطراف رو محاصره کردن
هیچ راه فراری نداری
،بهتره مقاومت نکنی نمیخوام بچه آسیب ببینه
[ لیو مینگلی، شخصیت حقوقی بازرگانی شینژونگ ]
،لیو مینگلی
کسی با تهدید کردن فرزندت تو رو مجبور به کارهایی کرد
پسرت زندگی درازی در پیش داره
ترجیح میدی به پلیس و دولت اعتماد کنی تا ازش محافظت کنی
یا به بقیه اعتماد داری؟
داری چکار میکنی؟
مینگلی
مینگلی
مینگلی
دلت برام تنگ شده بود؟
دخترم شوهر کرده و بابای پیرش رو از یاد برده
بیا بریم
شاشا، کدوم یکی از این لباس عروسها رو ترجیح میدی؟
همشون رو دوست دارم
بذار دیوید انتخاب کنه
هر کدوم که شاشا دوست داره
مرد خونه توئی؛ انتخاب کن- بله درسته-
مرد خونه توئی
جرم تو اونقدرها هم جدی نبود
من همه چی رو میدونم
،اگه اعتراف کنی تخفیف خوبی میگیری
در موردش فکر کن
چرا با وجود اینکه میخواستن تو رو بکُشن هنوز ازشون حفاظت میکنی
لیو مینگلی اعتراف کرد
فردا ساعت 7 بعد از ظهر اعتراف میکنم
بهتون میگم کی پشت این قضایاست
کی، کجا، کِی
همه چی رو
بفرمایید
ممنون
خونه چیزی میخوری؟
نه زیاد
پس بیشتر بخور
شاید تو رو از شر قلدری خلاص کرده باشم
ولی تو هم باید خودت رو جمع و جور کنی
رابطهت با همکارهات چطوره؟
به کارت مسلط شدی؟
نیازی به آموزش خاصی داری؟
به این چیزا فکر کن
چرا اینقدر با من مهربونی؟
یه نفر ازم خواسته مراقب تو باشم
اون کیه؟
نپرس
لازم نیست بدونی
مسائل مربوط به رفقای قدیمیه
موبایلت کجاست؟- چرا لازمش داری؟-
آروم باش، نمیخوام فضولی کنم
این قاب سیلیکونی مات خیلی باریکه؛ لمسش حس خوبی میده
بقیه متوجه نمیشن
اینجا میتونی با خیال راحت استراحت کنی
گاردت رو بیار پایین
حتما
سیر شدم
باید برم
باید به یه کاری برسم
دوباره کِی میبینمت؟
منتظر تماسم باشم
همیشه ازم مراقبت میکنی؛ مگه نه؟
فردا 7 بعد از ظهر، اعتراف میکنم
بهتون میگم کی پشت این قضایاست
کی، کجا، کِی
همه چی رو
بیا اینجا
چرا به اینجا نقل مکان کردی- همینطوری-
چراغها منو یاد دیسکو میندازه
اینجا یه جای موقته تا وقتی که دکوراسیون خونه جدیدم تکمیل بشه
امن هست؟- معلومه-
زیر چشمی نگاه کن
بعد از نیمه شب اومدی خونه دوست دختر سابقت؛ قرار نیست که احساساتی بشی؟
نه بابا
نمیتونستم بخوابم- عه، این جدیده-
تا حالا اینجوری ندیده بودمت
چیز خاصی نیست حقیقتا
همینجوری بهت سر زدم
همونجایی که هستی بمون
دراز بکش
ادامه بده، چی شده؟
درست به نظر نمیرسه
چی درست به نظر نمیرسه؟- همه چی-
مثلا چی؟
انفجار 23 می
سوءقصد متزلزلی علیه جان پدرم بود
اون یارو اون همه هیاهو رو فقط برای چند کلمه به پا کرد؟
و بلافاصله بعد از اون لیو اعتراف کرد
خیلی دراماتیکه
حتی زمان دقیقش رو هم تعیین کرده
به نظرم یه ارتباطی وجود داره
... فکر نمیکنی
... فکر نمیکنی
بیشتر شبیه یه نمایشه
بس کن، کافیه
بعضی از جعبهها هیچوقت قرار نیست باز بشه
ولی به محض باز شدن دیگه کسی نمیتونه اونا رو ببنده
راستش دلیل اصلی به هم زدنم با تو مخالفت والدینم نبود
تو هم هیچ تقصیری نداری
مسئله اینه که من مشکل تعهد دارم
چه دوستم باشی و چه معشوقهم
قبل از خواب در رو قفل کن
اون انفجار هیچ ربطی به من نداره
یه نفر داره تو رو متهم میکنه
کار کیه؟
من
لیو مینگلی همیشه به من وفادار میمونه
برای همین بقیه فکر میکنن اون داره از دستورات تو پیروی میکنه
چرا داره از تو دستور میگیره؟- هرکسی یه نقطه ضعفی داره-
اونا میتونن فقط براساس اظهارات اون علیه من پرونده درست کنن؟
با سابقه تماسهای شما دوتا
معاملات پولی و روابط تجاریتون
مدارک کافی در دست دارن
فردا 7 بعد از ظهر
بلافاصله بعد از اعتراف لیو مینگلی ... و دریافت مدارک
فورا میتونن تو رو دستگیر کنن
به جرم اقدام برای قتل یه مقام دولتی
جنایت وحشتناکی که تمام جامعه رو بهتزده میکنه
حداقل حکمش اعدام تعلیقی هست
چی میخوای؟
میخوام بری
برم؟
از این کشور برو
هزار بار بهت گفتم ولی هیچوقت گوش نکردی
پس متاسفم ولی این تنها راهحله
منو مجبور به رفتن میکنی؟
وقتشه با ملاحظه عمل کنی
این بار راحت قسر در نمیری
... یکی از ما باید
متوجه شدم
سقوط کنه
اگه به موندن پافشاری کنم چی؟
انفجار به پای تو نوشته میشه
،ژنگ
میخوام باهات رو راست باشم
اگه قراره کسی بره اون توئی
من هیچ جا نمیرم؛
قراره توی یه جزیره وسط ناکجاآباد چکار کنم؟
حموم آفتاب بگیرم؟
اگه قراره بمیرم ترجیح میدم اینجا بمیرم
،هر کاری میخوای با من بکنی انجامش بده
صبر کن
حرفم تموم نشده
یه انتخاب دیگه هم داری
بگو
اوایل امسال تو رو با یه تاجر به نام گائو جین معرفی کردم
یه جورایی اون رو نادیده گرفتی و از یاد بردی
ژنگ
قصد نداشتم تو رو شرمسار کنم
ولی معامله خوبی نبود
اون یارو گائو جین ازم خواست که 60 درصد از سهام شرکتش رو بخرم
با 2.2 میلیارد ین از سرمایه خودم
بعدش قرار بود با شرکت غیرفعالش کار کنم
یه جورایی مثل اینه که پول رو به خودش برگردونی
... خلاصه بگم
اون در نهایت 4/8 میلیارد ین به جیب میزد
خُب این برای تو ضرر محسوب نمیشه
گائو جین یه جای دیگه برات جبران میکرد
... ژنگ
چطور تونستی؟
همیشه پولی هست که باید گرفت
و قدرتی که باید بهش چنگ زد
این یه چاه بیانتها هست
از این خسته نشدی؟
اونا به منم مشکوک شدن
پس با کمک به گائو جین میتونی به زندگی آزادت ادامه بدی
آره
آره
فردا 7 بعد از ظهر
،بعد از امضای قرارداد با گائو جین
لیو مینگلی اعترافی نخواهد کرد
روز بعدش چطور؟
و روز بعد از اون؟
باشه
تو بردی
راستش اون اینجاست
شما دوتا باید همدیگه رو ببینید
باشه
[گائو جین، رئیس شرکت ژونگ چوآنگ]
آقای گائو
ژنگ
آقای گائو
قبلا شروع خوبی با هم نداشتیم
ژنگ همیشه از شما صحبت میکنه
من از توانایی و اعتبار شما خبر دارم
و اینکه کثافتکاریها رو پاک میکنید
واقعا آدم باهوشی هستید
فردا ساعت 7 توی وستین قرارداد امضاء میکنیم
قرارداد رو مدتها قبل آماده کردم
خیلی خُب
در آینده وقتی کمتری توی شرکتها صرف کنید و بیشتر با من باشید
دیگه میرم
مشکلی نیست
زمان 7 بعد از ظهر دهم ژوئن
مکان: تخت شماره 17 بخش مراقبهای ویژه بیمارستان عمومی جینجیانگ
من ژائو گوچیانگ از دادستانی هستم
براساس اطلاعات ارائه شده توسط پلیس
بدین وسیله گفتگویم با مظنون لیو مینگلی رو ضبط میکنم
الان ساعت 7 بعد از ظهر هست؟
آره
تو خیلی با من رو راست نیستی
امروز صبح گفتی که برای امنیت من برام یه اتاق جدید پیدا میکنی
اتاقی که روی دیوارش ساعت داره
اگرچه با زمان روی تجهیزات پزشکی تطبیق داده شده
ولی یه چیزی رو فراموش کردی
به ساعت پرستاری که برای تحویل دارو اومده بود نگاه کردم
ساعت اینجا 30 دقیقه جلوتر بود
بهت گفتم 7 بعد از ظهر
چرا باید دقیقا 7 بعد از ظهر باشه؟
من وسواس فکری دارم
این ربطی به شما نداره
معاون شهردار، لی ژیتیان اومده
اینجا
تموم شد؟- زود تموم میشه-
فقط باید چندتا عدد و رقم رو تایید کنم
امضاء کرد
... آقای لی
بریم؟
چرا نمیره؟
ساعت از 7 گذشته؛ حرف میزنی یا نه؟
امروز حوصله حرف زدن ندارم- این چه بازیای هست که راه انداختی؟-
من خیلی درد دارم؛ چیه؟
نگه دار
زوم کن روی صورتش
به پلیس زنگ بزن؛ ... بگو فورا به بیمارستان
نیرو بفرستن- بله قربان-
پس یه زمان دیگه برمیگیردیم
به امید دیدار- ممنونم-
بابا- گوش کن-
فورا اون بخش رو ترک کن
چرا؟ هنوز کارم تموم نشده
برو طبقه همکف؛ نیروهای ویژه توی راهن
زود باش
میخوایم لیو مینگلی رو ببینیم
!پولمون رو پس بده
!پولمون رو میخوایم
!پلیس! بیحرکت
چه خبره؟
!نرید داخل وگرنه شلیک میکنیم
بریم بالا، از پلهها میریم
!ما پولمون رو میخوایم
ببخشید، از سر راه برید کنار
ببخشید
!تیم 2، لابی رو امن کنید تیم 1 دنبال من بیایید
نزدیکتر نشو وگرنه ولش میکنم
!این کارو نکن
از جام تکون نمیخورم
!شلیک نکنید
!لطفا آروم باش
همه چی درست میشه؛ بذار در موردش صحبت کنیم
نپر، میتونیم صحبت کنیم
تو به من گوش کن
لیو مینگلی ما رو مجبور به جابجایی کرد ولی پول ما رو نداد
همچین چیزی رو نمیپذیریم
اومدیم اینجا تا حقوقمون رو ازش بگیریم
درست میگم آقای لیو؟
!آروم باش بذار صحبت کنیم
!بیا با هم بریم به جهنم
کاری رو اشتباه انجام دادم؟
تو هیچ اشتباهی نکردی
باید ادامه بدیم؟
!صورتهاشون رو ببین
!اینقدر جدی نباش
نمیخواد افسرده باشی
فکر نمیکنم یه سرباز باشم
سربازها مصمم میتازن؛ من فقط یه اسبم
یه اسب کور
چی گفتی؟
میخوای بکشی کنار؟
همه شما فکر میکنید من مهره سرباز بازی شطرنجم
لی ژیتیان انگار تمام حرکات من رو میدونه
معاون شهردار زودتر زنگ زد تا من رو بیرون بکشه
کاملا معلومه که یه چیزی میدونست
... شما
... شما عمیقتر از اون هستید که بشه شناختتون
من اصلا نمیدونم کیها تو این ماجرا دخیلن؛ من فقط مهره پیاده شطرنجم؛ چطور افسرده نباشم؟
مهره پیاده؟
تو باید توی بازی باشی که مهره پیاده محسوب بشی
فقط با بازی کردن میتونی بفهمی بازی از چه قراره
درست میگم؟
من به قضاوت تو اعتماد دارم
در نهایت خواهی فهمید اقدام درست چیه
شما حرف من رو باور دارید؟- البته که باور دارم-
... فعلا
تمام سرنخها از دست رفته؛ نمیتونم ادامه بدم
بهم بگو به چی فکر میکنی؟- من به اندازه اون باهوش نیستم-
ولی یه گمانهایی دارم
ولی ممکنه اصلا منطقی نباشه
اشکال نداره؛ بهمون بگو
وضعیت فعلی مثل یه قابلمهست
که آب داخلشه
و زیر قابلمه آتش روشنه
آب داخل قابلمه دیر یا زود به جوش میوفته
پیشنهادت چیه؟- صبر کنیم-
جالبه
صبر میکنیم
خوشبختانه جیانمینگ نتایج رو ندید DNA نتایج آزمایش
ازت خواستم به ماجرا رسیدگی کنی
ولی تو یه چیزی باقی گذاشتی تا بعدا ازش سوءاستفاده کنی
،اگه همچین قصدی داشتم جسد رو فریز میکردم
مگه همچین کاری چقدر سخته؟
ماجرا اینه که یکی از افرادم گند زده
تو فقط زیادی به ماجرا فکر میکنی- توقع داری باور کنم که یه اتفاق بوده؟-
!تو این نقشه رو کشیدی مادر جنده
داری مثل همیشه زود نتیجه گیری میکنی
شاید این نشانهای از طرف خدا باشه تا بهت بفهمونه من و تو توی یه قایق هستیم
آقای معاون شهردار
تو یه اسلحه با مالکیت غیرقانونی رو به سمت من نشونه گرفتی
میخوای منو بکشی؟ فکر میکنی قسر در میری؟
چطور میخوای قسر در بری؟
چیه؟
باید این رو ببینی
دیوید با یه زن دیگه خوابیده
در هتل ژیگوآنگ
این یه فاحشهست؟
نه
دوست دختر سابقش قبل از اینکه برای تحصیل به خارج بره
اونها دوباره با هم قرار میذارن- این اتفاق کِی افتاده؟-
بعد از ظهر امروز
یه کپی برام بفرست
چیز دیگهای هست؟
سیر شدم- جدی؟-
تاریخ زایمانت کی هست؟
هفده ژوئن
کِی میری به بیمارستان؟
نمیخوام برم بیمارستان؛ هتل رو ترجیح میدم
شاشا، بچهگونه رفتار نکن
نباید همچین کاری کنی- چرا نه؟-
این امکانپذیره
ما تجهیزات، پرستارها و دکترها رو به هتل میاریم
واقعا؟- البته-
شاشا، تو باید استراحت کنی؛ من و دیوید یه گپی میزنیم
مربوط به مسائل کاریه
باشه
مراقب باش
ممنون بابایی
کف زمین لیزه- مراقبم-
مراقب باش
پدر، چی شده؟
،آدمایی مثل ما هرکاری بخوان میکنن از دروغ تا انواع حیلهها
این چیزا غیرقابل اجتنابه
اینطور نیست؟
ولی وقتی مردم بهت اعتماد میکنن و باهات مثل یکی از خودشون رفتار میکنن
و حتی تو رو از خانواده خودشون میدونن
نباید کار اشتباهی انجام بدی
یا بهشون دروغ بگی
اینطور نیست؟
من به این میگم وفاداری
و برای من این زیربنای همه چیزه
پدر، من صد درصد به شما وفادارم- خفه شو-
حالا به من گوش کن
فردا به صورت عمومی اعلان میکنی که برای سفر کاری به لس آنجلس میری
تا وقتی بهت نگفتم برنگرد
ولی شاشا قراره به زودی زایمان کنه- خفه شو-
اونموقع یکم پول بهت میدم
و تو ناپدید میشی
منظورتون از ناپدید شدن چیه؟
خودت چی فکر میکنی؟
شاشا چی میشه؟ من شوهرشم
من پدر بچه هستم
دیگه نیستی
یادت باشه
حق نداری یه کلمه هم از گفتگوی امشبمون به شاشا بگی
خودت عواقبش رو میدونی
سلام؛ اتاق 2588؟
غذای گرمتون رو آوردم
میشه بیایید پایین تحویل بگیرید؟
به شماره اشتباه زنگ زدی
دیوید کجاست؟
توی رستوران کنار جادهای داخل خیابون گوتیان
خودم میخوام به این کار رسیدگی کنم
نمیخواد اول اطلاعات بیشتری به دست بیاریم؟
به جز اون دیگه کی به این کارتها دسترسی داره؟
بگو کی؟
به چی زل زدی؟ تو کی هستی که به ما زل زدی؟
دنبال دردسر میگردی؟
زیادی حرف میزنی
!چه غلطی میکنی آشغال
یه کلمه دیگه حرف بزن تا بزنم بکُشمت
اگه جرئت داری بیا جلو چاقال
اینم سهم تو
اینم مال تو
لیو شونزی بیشتر مینوشه
ولی بقیهتون کمتر بخورید
شبیه دعوای زمان مستی صحنهسازی کنید
چندتایی آچار دور و بر محل ساخت و ساز قرار داره
و این چاقو
مطمئن بشید که توی دستش باشه
لیو شونزی 8 تا 10 سال میره زندان
ولی بقیه 1 تا 3 سال حکم میخورید
این دفترچه حسابه؛ خوب بهش نگاه انداختید؟
آره
من اینا رو براتون نگه میدارم- رئیس-
بابام هفته دیگه میخواد یه خونه بسازه
میتونی چند نفر رو بفرستی کمکش؟
یعنی اینقدر احمقی؟ همین الان 3 میلیون گیرت اومد
بیخیال خونه
در اون منطقه دوربین نظارتی وجود نداره
سروان وِن داره از اون 4 نفر بازجویی میکنه؛ اونا خودشون تسلیم شدن
اعترافات، تصاویر دوربین مدار بسته رستوران و اظهارات شاهد همه تطابق دارن
بیعیب و نقصه، مگه نه؟
سلام
فکر کنم زندگ زدی ببینی هنوز زندهم یا نه
حیف شد
داماد خوبی بود
تو پشت همه این اتفاقها بودی؟
اینقدر ساده لوح نباش
اون زیادی از تو میترسید
برای همین کمک میخواست
در موردش فکر نکردی که اون تخم کُشتن تو رو داره یا نه؟
،اینجور نبود که بعد از مرگ تو اون جای تو رو بگیره
،اونایی که واقعا قصد کشتن تو رو دارن
هم از داخل و هم از خارج شرکت هستند
تعدادشون هم زیاده
یکیشون هم منم
،دامادت، اون قربانی بیچاره فقط یه مرد جوان ترسیده بود
لی
لی
تو در آینده هم ارواح و سایهها رو خواهی دید
فقط صبر کن
اومدم
خواهر، مدت زیادیه که ندیدمت
خانم ژانگ، برو یکم گوشت بخر
،اگه به خاطر پدرت نبود ژنگ تبدیل به آدمی که امروز شده نمیشد
جدیدا کلهشق شده و غیرمنطقی رفتار میکنه
،راستش
وقتی حرف از بینش سیاسی میشه
،خواهر
تو خیلی از ژنگ بهتری
خُب؟
... اول از همه
متنفرم که میبینم پیرمرد تو مسائلی دخالت میکنه که میتونه به نقطه غیرقابل برگشت برسن
و دوم اینکه
... خواهر
امیدوارم با حرف زدن بتونی ژنگ رو سر عقل بیاری
در چه مورد؟
شرایط باخت - باخت به نفع هیچکس نیست
این ضربالمثل رو نشنیدی؟
نباید با زن یک مرد سر شاخ بشی
به صورت عادی دو نوع همسر وجود داره
یکی زنی هست که دهها سال از مردش حمایت میکنه
تا بتونن به سختی کار کنن و به موفقیت برسن
و یک دسته زنهایی که ... تمام عمرشون توسط
شوهری که فقط به فکر کار هست نادیده گرفته میشن
... پس
برای هر 2 گروه چیز زیادی توی این دنیا نیست که بشه اونا رو باهاشون تهدید کرد
اونا میتونن از مردها سرسختتر باشن
خُب؟
خُب گورت رو از خونه ما گم کن
و یادت نره که تو یه تاجری
فهمیدی؟- آره-
خوبه
حالا گمشو
باشه
تمام این مدت بهت گفتم خواهر
نه خواهر زن
میدونی که همیشه بهت احترام گذاشتم
پس لطفا منو بابت اتفاقی که امروز افتاد سرزنش نکن
فقط تظاهر کن هیچوقت اینجا نبودم
... اینم چیزی نیست
برای من فایدهای نداره
فقط چندتا عکس اتفاقیه
میتونی نگهش داری
این عکسها رو کِی گرفتی؟
دو هفته پیش
عجب تشابه عجیبی
این خواهرزادهش هست
چقدر زود بزرگ شده
زمان به سرعت میگذره
دختره رو سر به نیست کن
میتونی انجامش بدی؟
معلومه که میتونم
خواهر
حالا برو
چقدر من احمقم
چی شده؟
چطور این به فکرم نرسیدم
سریع لیست مرگهای غیرطبیعی شهر در اون بازه رو دربیارید
این کار رو کردیم؛ علت مرگ تمامشون مشخصه
دوباره بررسی کن؛ مشخص بودن علت مرگ کافی نیست
رو مقایسه کنید DNA نمونههای
چرا؟
یه نفر قبل از سوزاندن جسد جنازهها رو عوض کرده
میتونید اطلاعات رو بررسی کنید
افسر سو، شیائو وی اونجا هستن
ژو لی
یه اجرا کننده در مجموعه اپرای شهر
کارش رو حدودا 10 سال پیش ترک کرد
تا یه چایخونه تاسیس کنه
... و اون- خاله منه-
اون هیچوقت ازدواج نکرد؛ شما الان تنها فامیل اون هستین
طبق اسناد ما خاله شما سال 2004 توی یه تصادف رانندگی فوت کرد
طبق بررسی اداره راهنمایی و رانندگی
اون کنترل ماشین رو از دست داد به گاردریل برخورد کرد و توی رودخانه افتاد
راننده اون یکی ماشین متواری شد و هیچوقت پیدا نشد
بدنش به شدت آسیب دیده بود
انجام دادند؛ DNA اونا آزمایش بعد جسدش رو سوزاندند و پرونده بسته شد
ولی اون جسد خاله شما نبود که سوزانده شد
این عکس جسد خاله شماست
شما یه نمونه دی ان ای توی اداره راهنمایی و رانندگی دارید
... و از طریق مقایسه
جسد DNA فهمیدیم که با شما مشابه هست
کی جسد خالهم رو پنهان کرده بود؟
و کی رو به جاش سوزانده بودن؟- در حال تحقیق هستیم-
خاله شما این مرد رو میشناخت؟
نمیدونم
یادت میاد
متوجه هیچ نشانهای قبل یا بعد از تصادفش نشدی؟
نشانه؟- آره-
در موردش فکر میکنم- خوب بهش فکر کنید-
خاله شما، برای مدتی طولانی توی یه مکان تاریک دفن شده بوده
هیچکس نمیدونه چه اتفاقی براش افتاده
عدالت باید اجرا بشه
اگه چیزی به فکرتون رسید یا چیزی پیدا کردید
به من زنگ بزنید
یک نوار ویدئویی از اجرای خالهتون در اپرای شهر پیدا کردیم
یه کپی براتون گرفتیم
احتمالا میخواید یه نسخه ازش داشته باشید
♪ بچه کوچولو ♪
♪ امروز گریه کردی؟ ♪
♪ همه دوستات رفتن؟ ♪
♪ تنهات گذاشتن؟ ♪
♪ ای کودک زیبا ♪
♪ امروز گریه کردی؟ ♪
♪ لباس قشنگت چرک شده؟ ♪
♪ کسی نیست باهاش حرف بزنی؟ ♪
♪ ای کودک باهوش ♪
♪ امروز گریه کردی؟ ♪
♪ هدیه گرانبهایت گم شده؟♪
♪ و در باد شدید دنبالش گشتی؟ ♪
♪ از طلوع تا غروب ♪
♪ ای فرزند عزیزم ♪
♪ چرا نمیذاری من یه نگاهی بندازم؟ ♪
♪ آیا باد شمعها رو خاموش کرد؟ ♪
♪ و مجبور شدی در تاریکی، تنها قدم بزنی؟ ♪
♪ ای فرزند عزیزم ♪
♪ حالا اشکاتو پاک کن ♪
سلام
یانگ شیائو وی هستم؛ شما افسر سو هستید؟
خودم هستم
گوشی قدیمی خالهم رو پیدا کردم
لیو بو خبر داره
الان از حاشیه شهر برمیگردم؛ به هیچکس راجعبه تلفن نگو
بذارش همونجایی که بود و بذار همونجا بمونه
یادت باشه، توی خونه بمون همونجا منتظرم باش
اومدم
مشکلی پیش نمیاد لی
امشب قراره پدربزرگ بشی
ژنگ
ژنگ
دستورالعملی داری؟
مگه نگفتی هر دومون سوار یه قایقیم؟
یه طوفان در راهه
داری فروتنی میکنی
ما قایقهای کوچولو هستیم ولی تو قایق بزرگه هستی
،موبایلی که اون زمان پیدا نکردیم حالا پیدا شده
،اگه جیانمینگ اون رو روشن کنه
همه قایقها غرق میشن
چه بزرگ باشن و چه کوچک
خُب
من مرد شرافتمندی هستم
به این رسیدگی میکنم
فقط یادت باشه
،بعد از تموم شدن تمام این ماجراها
باید بهم اعتماد داشته باشی
!تکون نخور
اون کیه؟- احتمالا رئیس سو، داره میاد اینجا-
آقا سریعتر رانندگی کنید
قبل از اینکه بیاد گوشی رو تحویل من بده
بعدش من میرم ... وگرنه
اول بهت تجاوز میکنیم و بعدش میکُشیمت
چرا جواب نمیدی؟
لیو بو هستم- ژنرال-
جیانمینگ، داری چه کار میکنی؟
آب داخل قابلمه به جوش افتاده
اگه همه چی درست پیش بره امشب پرونده رو میبندیم
مطمئنی؟
احتمالا
احتمالا؟
در این صورت، بازم صبر کن
جیانمینگ
چقدر زمان نیاز داری؟
تا یه ساعت دیگه شما رو در جریان میذارم
خوبه
من نیروهای ویژه، راهنمایی رانندگی و واحد ارتباطات رو در آمادهباش میذارم
در دسترس باش- باشه-
مراقب خودت باش- دریافت شد-
میدونم منظورت چیه
،ولی در همچین شرایطی متاسفانه نمیشه دختره رو زنده نگه داشت
نه، توافق ما این نبود
باید یه راهی پیدا کنی که بدون آسیب زدن بهش موبایل رو ازش بگیری
شنیدی؟
خودت رو خیس کردی؟
عیبی نداره
من مشکلی ندارم
شما دوتا
مال توئه؟
حساب بانکیت رو دارم
بازش کن
چسب رو باز نکن
برو بیرون
دست به چسب نزن
فهمیدی؟
بیا
این رو میبینی؟ دو میلیون یوآنه
گوشی رو بده به من
بعدش خودت دکمه تایید رو بزن
فقط یه بار بهت همچین پیشنهادی میدم
تو چیزی برای از دست دادن نداری
ولی میتونی همچین پولی به جیب بزنی
من بارها همچین چیزایی دیدم
هیچکس نمیتونه تا آخر مبارزه کنه
تو مقصر نیستی
دنیا اینجوریه
آخرین فرصتته
هوشمندانه عمل کن
ده میلیون
ده میلیون
پول رو بگیر
و از اینجا برو
گوشی مشترک مورد نظر خاموش میباشد
یانگ شیائو وی
ژنرال- بگیرش-
امضاء کن
درخواست استفاده از سلاح گرم؟
موافقت میشه
به روش خودتون انجامش بدید
نیروهای ویژه در آمادهباش هستن
گوشی مشترک مورد نظر خاموش میباشد
فکر کنم اون گوشی رو به دست آورده
چطوری؟- نمیدونم
ولی اون به یه موبایل فروشی رفت و یه شارژر مدل قدیمی خرید
الان چکار کنیم؟
اون نباید موبایل رو روشن کنه
بهم گوش بده
نباید بهش آسیب بزنی
میدونم؛ حواسم هست
و
با دختره چکار کنیم؟
دستتون بهش نخوره
بازم میگم
دستتون بهش نخوره
به کدوم یکیتون باید گوش بدم؟
جدی کدومتون؟
من
خواهر
بزنش به شارژ
چرا اول نمیریم اداره؟
خونه تو نزدیکتره؛ باید مطمئن بشم
تا اینجا منو تعقیب کردن؟
به اداره زنگ بزن
آروم باش؛
هنوز گوشی رو روشن نکردن
نه جایی میتونن برن و نه میتونن به کسی تماس بگیرن
اونا هیچ دفاعی ندارن- پس منتظر چی هستی؟-
عجله کن
رئیس
با وجود این همه قایق توریستی حتما لو میریم
افراد توی قایق گرفتار شدن
بله، تمام سیگنالها رو مسدود کردیم
فقط موبایل ماهوارهای کار میکنه
اصلا سیگنال نمیده؛ خیلی عجیبه
تونستی کاری کنی؟- اصلا سیگنال نمیده-
احتمالا از جمر (مسدود کننده سیگنال) استفاده کردن
این کشتی هم فلزی هست
اصلا چرا اینجا زندگی میکنی؟
چرا بعد از رفتن این کشتی شروع نکنیم؟
نظرتون چیه؟
آقای لی، دکتر میگه بچه از سر خارج نمیشه
ممکنه خطرناک باشه- بقیه دکترهای بیمارستان رو هم بیار-
رئیس- کل بخش زنان و زایمان رو بیار اینجا-
صبر کن؛ فعلا وقتش نیست
شارژر موبایل رو گرفتی؟- چی؟-
شارژر موبایل رو گرفتی؟
این تفنگ از کجا اومده؟- از طرف ژنرال-
موبایل تنها روش خبر کردن بقیه نیست
رئیس، یه گلوله شلیک شد
شروع کنید
خدا رو شکر که رفتیم تو یه اتاق دیگه
زود باش
این گوشی دیگه عتیقه شده
سریعتر از این شارژ نمیشه
چی میگی؟
نمیتونم لبخونی کنم
گفتم این عتیقهست
لب هم نزدم
وضعیت قرارگیری بچه نرمال نیست
باید ایستاده ادامه بدیم
باهام همکاری کن؛ باشه؟
خوبه، فعلا زور نزن
نترس، مشکلی نیست- حالا میتونی فشار بدی-
زود باش، زور بزن
خیلی خوبه
بابا
من میمیرم؟
چیزی نمیشه عزیزم؛ بابا اینجاست؛ شجاع باش
همه چی درست میشه- به دیوید زنگ زدی؟-
آره، یکم پیش پیداش کردم؛ موبایلش رو گم کرده بوده
چرا بهمون چیزی نگفت؟
اون میدونه؟
معلومه که میدونه
اونم توی لسآنجلس نگران توئه؛ آروم باش
رئیس، کلی اتاق اینجاست
باید در تک تک اونا رو بشکنیم؟
آره
منتظر چی هستی آخه؟
اونا هنوز اینجان
اینو بگیر
و تفنگ رو بده به من- منو از فرصت محافظت کردن ازت محروم نکن- مردم به این میگن عشق
!بیا بیرون
بیا بیرون- چکار میکنی؟ بذار برم-
بخواب رو زمین
دستت رو بده به من
بپر
نمیتونم شنا کنم- ولی باید بپری-
یک
دو
سه
عجله کن
حالا یه نفس عمیق بکش
فشار بده 1 , 2 , 3
از اول
دوباره نفس عمیق
فشار بده
تموم شد
دختره؛ ساعت تولد 2 و 53 دقیقه
دیگه تموم شد عزیزم؛ حالت خوبه
گریه نمیکنه؛ کشش عضلانی هم نداره
آماده احیاء بشید
ضربان قلبش چطوره؟- ضربان نداره-
احیاء رو شروع کنید: 1 , 2 , 3
1 , 2 , 3 - بازم ضربان نداره-
1 , 2 , 3 - مشکلی نیست-
یک، دو ، سه، تنفس
یک ، دو ، سه، تنفس
ضربان قلب رو بررسی کنید- یک، دو ، سه، تنفس-
یک، دو، سه، تنفس- دکتر خواهش میکنم؛ لطفا-
همین الان دیدمشون ولی دوباره ناپدید شدن
!بازم بگردید
با دقت بگردید- نگران نباشید-
هیچ راه فراری وجود نداره
روشن شد
بیا بریم
!پلیس
!اگه نزدیکتر بشید شلیک میکنم
!سلاحت رو بنداز
اون عقب بررسیش کن
رئیس
دو نفر از ما کُشته شدن؛ هنوز نمیتونیم وارد بشیم
رئیس
گوشی رو روشن کرد
چی؟ روشنش کرد؟
به من گوش کن
حالا باید چه کار کنیم؟
بریم؟- صبر کنید؛ همونجا منتظر باشید-
آماده برای لوله گذاری
ضربا قلبش برگشت
بچه برگشت
بفرما؛ همه چی مرتبه
بیخیال بشیم؟
افراد ممکنه از کنترل خارج بشن
مسئولیتش رو میپذیریم یا نه؟
خودت اصرار به فرزندخوندگی اون داشتی
من نمیخواستم
،ولی حالا که من بزرگش کردم اون پسر منم هست
جیانمینگ، نمیدونم این رو میشنوی یا نه
وقتی تو رو حامله بودم تصمیم گرفتم اسمت رو بذارم جیانمینگ
نام خانوادگیت ممکنه در آینده هرچیزی باشه ولی مادرت این اسم رو بهت داده
اسمت به معنی امید برای فردای بهتر هست
روزی نبود که دلتنگت نباشم یا از اینکه تو رو ول کردم پشیمون نباشم
ژنگ گانگ هیچوقت تو رو به عنوان پسرش نمیپذیره
اون لیاقت اینو نداره که پدر تو باشه
بزرگترین اشتباه من در زندگی اعتماد به اون بود
و حالا متوجه شدم که اون چیزی به جز یه سیاستمدار فاسد نیست
و یه جنایتکار
خدا میدونه اون و لی ژیتیان در چقدر اعمال فاسدانه با هم همدستی کردن
امروز برای آخرین بار رفتم تا با ژنگ گانگ مذاکره کنم
،هر اتفاقی برای من بیوفته
قاتلم کسی به جز ژنگ گانگ و لی ژیتیان نیست
در یک سند داخل این گوشی
مدارک جرمهای اونها رو نگه داشتم
جیانمینگ، یادت باشه مامان همیشه عاشقته
!سو جیانگمینگ، بخواب رو زمین
!هوییلین
!هوییلین
!هوییلین
!برو کمکش کن، بجنب
نوبت توئه
یه مدتی منو تنها بذار
!تو آدم ژنگ گانگ هستی
!متاسفم لی
!ژنگ گانگ میخواد تو بمیری
!پلیس، بیحرکت دستا بالا
یه سوال دارم
چرا؟
چرا اینقدر مطمئن بودید که من همچین انتخابی میکنم؟
چون خودت یه زمانی گفتی میخوای یه پلیس واقعی برای مردم باشی
لی ژیتیان، من برای بازجویی از تو اینجا نیستم
فقط اومدم ملاقاتت
بچه الان 6 ماهی داره؛ مگه نه؟
یکم شبیه توئه
ممنون
اون چوب بامبو که توی اتاق منه
یه سوراخ داخلشه
اونجا میتونید یه فلش دیسک پیدا کنید
که یه فایل ویدئویی داخلشه
اون روز بارون میبارید
در اتاق مدیریت روی مبل نشسته بودم
در حالی که ژو لی روی زمین دراز کشیده بود
مُرده بود
باید میکُشتیمش تا ما رو لو نده
کاری کردم ژنگ گانگ باور کنه هیچ دوربین مداربستهای توی اتاق نیست
آخه چطور ممکنه نباشه؟
تمام مدت دوربین روشن بود
دهها هارد دیسک دارم
ولی باارزشترین اطلاعات روی اون فلشه
باید بهت یادآوری کنم
اطلاعاتی فراتر از شخص ژنگ گانگ پیدا میکنید
کلی آدم دیگه هست
پس قبل از نگاه کردن فلش با دقت فکر کنید
تو نگران نباش
من برای بررسی همین چیزا اومدم اینجا
ژنگ بانگ برای قتل عمد، رشوهخواری و حفاظت و تبعیت از سازمانهای جنایی متهم شناخته شد
او به اعدام و محرومیت از تمام حقوق سیاسی و مصادره تمام اموال شخصی محکوم شد
درآمد حاصل از رشوه خواری و سود آن نیز مصادره شد
هی شیولی برای قتل عمد، رشوهخواری و پیشنهاد رشوه متهم شناخته شد
او به حبس ابد همراه با محرومیت از تمام حقوق سیاسی و مصادره تمام اموال شخصی محکوم شد
درآمد حاصل از رشوهخواری و سود آن نیز مصادره شد
،لی ژیتیان برای سازماندهی و رهبری سازمان خلافکاری، قتل عمد تهییج و دردسرسازی و معدن کاری غیرقانونی متهم شناخته شد
او به اعدام و سلب تمام حقوق سیاسی محکوم شد و تمام اموال شخصی او نیز مصادره شد
لی ژیتیان و سایر اعضای گروه جینوو به عنوان گروه جنایتکار شناخته شدند و مطابق قانون به شدت مجازات خواهند شد
گائو جین به ظن استفاده غیرقانونی از اموال دولتی تحت بازجویی قرار گرفت
چند مقام رسمی دیگر که در پرونده ژنگ گانگ و لی ژیتیان دخیل بودند از ترس پیگیری قانونی به خارج از کشور گریختند
پس از تلاشهای بسیار زیاد، 6 نفر از آنها برای محاکمه قانونی به کشور برگردانده شدند
یانگ شیائو وی که جان خود را برای محافظت از مدارک کلیدی به خطر انداخت توسط پلیس نجات یافت
به لی هوییلین توسط وزارت امنیت عمومی مقام شهید اعطا شد
قانون مبارزه با جرائم سازمان یافته جمهوری خلق چین که به طور رسمی از یکم ماه می سال 2022 اجرا شد اولین تلاش قانونی تخصصی، سازمان یافته و جامع علیه جرائم سازمان یافته هست
این یک دستاورد قابل توجه در کمپین کمیته مرکزی حزب علیه جرم و جنایت است
با هدف جلوگیری از گسترش جنایات سازمان یافته ترویج توسعه چین ایمن براساس رهبری قانون
،تضمین رفاه مردم، ثبات اجتماعی و همچنین امنیت ملی در دراز مدت است
این قانون تضمینهای حقوقی قدرتمند و موثر ارائه میکند
فیلمی از ژانگ ییمو
!احتمالا بازم نمیخواد تو رو ببینه
!یه دقیقه مونده
منتظر میمونم
امیدوارم از تماشای این فیلم لذت برده باشید
:ترجمه و زیرنویس محمدرضا محبوبی
E-mail: mahboubi.r99@gmail.com Telegram: mahboubi24
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.