Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
اینجا هیچوقت شهر معرکهای نبوده
هیلدا ون در کوی از ما گرفتش
با این روش کنترلش رو حفظ میکنه
بهش میگن کشتار گزینشی
هر ساله در یک روز اتفاق میفته
نمایشی شیطانصفتانه برای القای ترس در مردممون
هرسال، لیستی از تمام دشمنانش تهیه میکنه
...اگه اسمت توی اون لیست باشه
پیدات میکنه
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«مترجمان: سینا اعظمیان و علیرضا نورزاده» ::. Sina_z & MrLightborn11 .::
هیلدا همهچیزم رو گرفت
و وقتی تبدیل به برترین جنگجو شدم
تلافیش رو سرش در میارم
...ولی فعلا، زنده زیر خاک مدفونم
خرچسونه میخورم
شکست خوردم
برمیگردم به چاله
نباید زیاد عصبانی باشم
خودم این راه رو انتخاب کردم
فکر کنم انتظار داشتم تمرینات شامل... خاک و کثیفی کمتری باشه
« پسر جهان را میکشد »
دوباره
شمن میگه برای اینکه تبدیل به جنگجوی بزرگی بشم
دیگه نباید مثل پسر بچهها رفتار کنم
پسر بجهها زود حواسشون پرت میشه
پسر بجهها از انجام کارهای خونه متنفرن
من نه
من یه قاتل منظم و دقیقم
بسیار تمیز و کشنده
اه
توی اوقات فراغتم دوست دارم با دوستای صمیمی وقت بگذرونم
گیب و آلفونزو قهرمانان باشگاه مبارزه سوسکها
تا وقتی که مسابقات رو تعطیل کردن
شمن میگه جنگجوها نیازی به دوست ندارن
یا غذا، ظاهرا
به خوندن واژهنامه ادامه بده
باید دست از فکر کردن به غذا و مینا بردارم
هر روز صبح غلات صبحانه «فراستی پافز» میخوردیم
حرف نداشت
...میدونم مامانم یهکم
خشن بود
چیز زیادی از قبل از حادثه یادم نمیاد
ولی مینا رو یادم میاد
واسه همین نقشهای واسه فرار از این جهنم دره استبدادی کشیدم
[ نقشهی بی نقص ]
کُلش رو توی این طرح پیاده کردم
باهامی؟
همیشه
یادم نمیاد صدام اونموقع چهطوری بود
نیروی ضربت ابر اژدهای دو
بازیکن شماره دو وارد بازی شد
واسه همین این صدای خفن رو واسه خودم گذاشتم
از بازی ویدیوئی مورد علاقهمون برداشتم
بازیکن شماره دو برنده شد
اون موقع خوشحال بودیم
فراموش کردن بعضی چیزها سخته
«آستانگی» [ لیمینال ]
یعنی مابین دوحالت بودن
همزمان مابِین خواب و بیداری بودن
این روزها همچین احساسی دارم
مخصوصا وقتی میریم شهر
نمیدونم کدوم یک از چیزهایی که میبینم واقعی
میشه چندتا سیب بهم بدین؟
کجاست؟ - این چیه؟ -
این چیه حمل میکنی؟ - صبرکن، وایستا -
این بازار جای پسر بچهها نیست
بدو برو پیش مامانت
[ کر و لالم، لب خونی بلدم ]
ناشنوائم ولی لب خونیم داره بهتر میشه
بهتر از حرف زدن با این کون نشستههاست
مینا
هنوز هرجا میرم میبینمش
زندگی رو لذتبخش میکرد
اون دلیل به فنا رفتن همه چیزه
همه ازش میترسن، ولی من نه
نگاه کن
پنج بار بهش انگشت وسط (فاک) نشون دادم
چون پنجتا انگشت رو باهم بهش نشون دادم
امتحانش کن
اون خواهرم بود
از هیچ چیز و هیچ کس ابایی نداشت نه حتی هیلدا ون در کوی
سادهلوح بودیم
شمن میگه خاطرات آدم رو ضعیف میکنه
دیگه بچه نیستی
هرچی که قبلا بودی مرده
یه جنگجو نباید ضعیف باشه
اه
من ابزاریم که فقط برای یه هدف ساخته شده
کشتن هیلدا ون در کوی
راه رو نشونم بده
♪ لا، لا ♪
♪ لا، لا ♪
♪ لا، لا ♪
هیلدا ون در کوی رو میکشم
باعث افتخارت میشم
همین الان هم بهت افتخار میکنم
و دوستت دارم
واقعا این رو نمیگه، نه؟
آره، همهش توی ذهنمه
تخم چشم
♪ لا، لا ♪
...اوه
ارتقاء
بهتر شدن و پیشرفت کردن در مواجه با مبارزه سخت
آمادهم
هوم
!اه
آماده نیستی، پسرجون
تمرکز کن
...تمرکز کن روی
این چی بود؟
محلش نده
...فقط به
باشه، اینها فقط توی ذهنته
اهمیتی نداره، تمرکز کن
خیلیخب، چرا ذهنت بهش چیپس داده؟
فقط باهاش چشم تو چشم نشو
اگه نگاه نکنی، انگار اصلا اونجا نیست
لعنتی
ذکرت رو تکرار کن
من سلاحی هستم که فقط برای یک هدف ساخته شدم
نذار خواست پرس بشه
تمرکز کن
چی؟
اوه
غرا
به داشتن خصیصههای درخشان و دوستداشتنی گفتن میشه
خانواده ون در کوی
دارن میان
!برو
باشه، اینجا، از این طرف، بریم - ...همه باید همکاری کنید -
من عاشق کشتار گزینشیم، تو نیستی؟ - و از دستور العملها پیروی کنید -
...تمامی شهروندان باید
چه مرگته؟ - در فعالیتها ثبت نام کنن... -
مقامات محلی ...
نظم باید رعایت و حفظ شود
هر اقدام مختل کنندهای مستوجب عواقبی سخت خواهد بود
تمامی شهروندان باید از قوانین تعیین شده توسط خانوده ون در کوی تبعیت کنند
هر گونه مقاومت یا اقدامی جهت زایل کردن
...اقتدار خانواده ون در کوی - مقاومت نکن -
بریم
یالا - برو عقب -
مطابق با قانون ون در کوی
تمامی شهروندان باید میدان بیایند
با هرگونه مقاومتی برخورد میشود
روز خوبی داشته باشید
برنگرد
تکون بخور
!برو
آقای ون در کوی
میشه این رو برام امضا کنین؟
حتما، عزیزم
ممنون - اسمت چیه؟ -
آنا، بله - آنا -
ممنون بابت کارهای که برای شهر میکنین
خواهش میکنم - !پاینده باد هیلدا -
آره
وقت سخنرانیه، آره
بیا قالش رو بکنیم
درل، این آهنگ ترسناک رو قطعش کن
یالا - بله، قربان -
یهوهو
شاد باشید و قدر دان، مردمان نیکو سرشت
امروز تداوم سرسپردگیتون به دودمان ون در کوی رو جشن میگیریم
با تنبیه کردن و درس عبرت ساختن
...از کسانی که تهدیدی برای
...و خطر
کسانی که تهدید و خطر "برای روش زندگیمان محسوب میشوند
...لعنت، نه، این
گیدیون؟ - بله؟ -
" تهدید و خطر؟ "
جفتشون هم معنیاند، داداش
خدایا
مثل جغدی که در آسمان پرواز میکند" و همهچیز رو میبیند
و به دنبال موشهای کثیف میگردد "...خانواده ون در کوی
نمیتونم
متأسفم
جغد؟
کسی از شما تاحالا جغد دیده؟
اگه تاحالا جغد دیدین دستتون رو ببرین بالا
همین فکر رو میکردم
باشه؟ - متن سخنرانی مشکلی نداره -
شاید مشکل از اون کس مشنگیه که داره بیانش میکنه
آره؟ تو داری کس مشنگم میکنی
آخه چهطور من کس مشنگت میکنم؟
تو... برادر زن خودم
سر جدت فقط متن سخنرانی رو بخون
بیخیالش. همهتون من رو میشناسین
میدونین چرا اینجائیم، باشه؟
لیست بچههای شیطون رو داریم
اسم دوازده نفر هم توشه
آره، داریم
دوازده داوطلب خوششانس برای نمایش بزرگ امشب
خب، کی میخواد نفر اول باشه؟
شما، جناب
در اختیار داشتن غیرقاونی سلاح گرم
کجا قایمشون کردی؟ یالا، بهم بگو، الان همراهت نداری؟
یالا، هودینی جون
نه، همهش مال منه
مال اونها نیست - همهش مال توئه؟ -
آره، مسئولیتش رو کامل به عهده میگیرم - نه -
...نه، این - پس اون تنها نبوده؟ تو هم دست داشتی؟ -
فکر کنم میخواد اول بره، آقا - نه -
خانومها مقدمترن، شاید بهتر بذاریم اول بره
دست از سرمون بردار - خدای من -
این عالیه، خانومها و آقایون
به این میگن عشق واقعی نمیتونن تصمیم بگیرن
...شماها - ولشون کن -
نامردا اون فقط یه بچهست ولشون کن
وسط حرفم نپر - چه مرگتونه آخه؟ -
سرم داد نزن
تو کس مشنگی بیش نیستی، جنده
جرأت داری یه بار دیگه بهم بگو کس مشنگ، جنده
کس مشنگ
لعنت - خط دفاعی رو حفظ کنین -
!دستت رو بکش
حادثه بود
مردم، قصدی نبود یه حادثه بود
جون ۲۷، آماده باش
...حادثه اتفاقی بود، گیدیون
درستش میکنم
!کشتار گزینشی رو متوقف کنین
خیلیخب، اسلحهم رو میذارم زمین
بیا یهکم آبنبات بخورین، یوهو - !کشتار گزینشی رو متوقف کنین -
چه آبنباتهای خوشمزهای - !کشتار گزینشی رو متوقف کنین -
گاییدمت - بیاین دست جمعی آهنگ بخونیم -
حالا، همه باهم - !کشتار گزینشی رو متوقف کنین -
!کشتار گزینشی رو متوقف کنین
...گلن گند
گلند گند زد
وضعیت رو جمع و جور کنین
[ گلن، بیخاصیت ]
بذار رد شم
!نه
!نه
خدای من بهنظرتون بیش از حد آدم نکشتین؟
از تعداد مشخص شده بیشتر شد
باید ۱۲ تا زندانی برای کشتار گزینشی دستگیر کنیم
ترجیحا زنده
ما ۱۲نفر میخوایم
میتونیم این بچه رو بگیریم
و اون
بچه نمیشه
حالا واسهمون اسوه اخلاق شدی؟
باید بهت یادآوری کنم رئیست کیه؟
مطمئنا تو نیستی
[ بچه نمیشه ]
خیلیخب، اینجا رو جمع و جور کنین
بیا
دیگه صبرکردن بسه
دیگه نمیذارم کسی رو بکشن
...اون امروز
میمیره
حالا کی کس مشنگه، هان؟
بیا، اینها رو بگیر، تحویلشون بده
خدایا
بد نمیشه یهکم ازم حمایت کنی
داره اتفاق میفته من یه جنگجوئم. در یه مأموریت، مأموریت غاییم
دیگه راه برگشتی نیست
خجسته به معنی نوید بخش موفقیت و پیروزیه
آماده برای هرچیزی که سر راهش قرار میگیره
لعنتی
ببخشید
!صبرکن
دیوونه شدی؟
خیلیخب - به حرکت ادامه بده -
یالا - بریم -
یالا، از سر راه برین کنار
اوه، تف توش، جسد
چه دوستداشتنی
سلام
برو اونور
مرده، مثل خیلیهای دیگه
بقیه هم در ترس زندگی میکنن
این شهریه که هلیدا ساخته
تا وقتی بکشمش همینجوری باقی میمونه
امشب، امپراتوریش فرو میریزه
شش تاست؟
نمیتونستی ششتا دیگه پیدا کنی؟
یا خدا، ملانی بدجور عصبانی میشه
چی شده گلن؟
از زنت میترسی؟
نه، نمیترسم - آره -
آره، از دلش در میارم، باشه؟
غیر مستقیم داری میگی میخوای کاسه کوزهها رو سر من بشکنی
تو مثل داداشمی، باشه؟
هیچوقت این کار رو باهات نمیکنم
همین؟
شش ماه برای ترتیب دادن مراسم امشب وقت گذاشتم
و نتونستین ۱۲تا خس و خاشاک برام پیدا کنین ببرم جلوی دوربین؟
تقصیر داداشت بود، عشقم
این کاسه کوزهای که گفتم - بهش گفتم -
داره آبروی خاندان رو میبره درمورد سخنرانی شنیدی؟
نه، چی شده؟ - پشت تریبون بودم داشت سخنرانی میکردم -
خیلی خوب داشت پیش میرفت
یه پاراگراف کامل درباره جغد توش بود
جغد؟ - آره -
این مردم تاحالا جغد ندیدن
تاحالا ندیدن - اگه میخوای برینی توی اثر هنریم -
بهتر نیست قبلش یه بار بخونیش؟
بخش مربوط به جغد با بخش پایانی مرتبطه و باعث انسجام کل سخنرانی میشه
این که کاردستی هنری نیست، گیدیون
میذاریم سخنرانیهای مزخرفت رو بنویسی
تا اینقدر بابت کار اصلیت غر نزنی
واسه همینه بخش فیزیکی با توئه و حرف زدن با اون
درسته - پس دفعه بعدی، به گلن جونم -
جملاتی بده که بتونه ارائه کنه
...گلن بدون راهنمایی حتی نمیتونه
توی دستشویی برینه - خدای من -
میخوای باهام بیای دستشویی؟
با اینحال، مردم اون رو میخوان ببینن و بهش اعتماد دارن
پس به شوهر مشنگت بگو
اینقدر به هواداراش شلیک نکنه
آره، خب همهمون از حادثه کوچیک امروز خبر داریم
اتفاقی بود، عشقم - آره -
گلن الان داره شیطونی میکنه
تا بعدا موقع کشتار گزینشی پسر خوبی باشه
مگه نه، عشقم؟
آره، عشقم
،قراره هر کاری بهت بگم بکنی
و جلوی دوربین سر جاهای مشخص شده وایستی و پسر خوب و میزبان دلربایی باشی؟
همیشه، اره
درسته، واسه همینه خیلی فتوژنیکی و مخاطبا عاشقتن؟
لباسهاش رو عوض و تر تمیزش کنین شب بزرگی پیشرو داره
این رو میگی؟ میتونم پاکش کنم، عشقم
...با - برو -
شش نفر دیگه برای امشب میخوام برام مهم نیست از کدوم گوری میاریشون
...هی، شکسپیر برو در یه جغد بذار
سیکتیر کن بابا
ببخشید، اینها رو به من گفتی؟ - آره، به تو گفتم -
حالا؟ - آره -
نمیتونم، الان روخوانی و تمرین فیلمنامهای که نوشتم رو داریم
کسی نوشتههات به تخمش هم نیست، گیدیون
هی
چه کوفتیه؟ چهطور اومدی اینجا؟
نمیدونم - الان حرفم میزنی؟ -
البته که حرف میزنم
تو هیچوقت سوالی ازم نپرسیده بودی
حالا که اون پیری بد اخلاق رو پیچوندیم هر کاری بخوام میتونم بکنم
ازش خوشم نمیاد بوی شیر مونده میده
واسه خاله بازی اینجا نیستم توی مأموریتم
اوه، من عاشق مأموریتم
بیا لباس مبدل بپوشیم و تغییر چهره بدیم
من میخوام نینجا بشم منتها با بالهای پروانهای
یه پروانه نینجائی، صبرکن، نینجای پروانهای
...صبرکن - ساکت باش -
چرا؟ اونها که نمیتونن صدام رو بشنون
اگه دلم بخواد میتونم جیغ هم بکشم
ببین - !نه -
هوم
لعنتی
خیلیخب لباس مبدلم رو پوشیدم
حالا، علاوه بر اینکه نینجای بی سر وصدائم میتونم پرواز هم بکنم
ساکت شو
صبرکن، من باید اول برم چون لباس مبدم پوشیدم
به این که نمیگن پوشش مبدل پروانهها همرنگ جماعت نمیشن
دقیقا، اینجوری بیشتر توی چشمم و نمود میکنم
بعید میدونم اصلا بدونی پوشش مبدل چهطوریه
فکر نمیکنم بدونی پروانهها چی کار میکنن
...این اصلا مگه قرار نشد ساکت شی؟
باید یه جایی همین اطراف باشن
فکر کنم از این طرفی رفتن - صبرکن -
امنه
بیا - نه، حرکت کن -
نه، قربان - احمق -
خشتکش خیلی تنگه
تنها چیزی که اینقدر باید نزدیک خشتکم باشه
لبهای زنمه
اون چه خریه؟
اون چه خریه؟
!حرکت کنین
!برگرد
فکر کنم عصبانیشون کردی
خیلیخب، من میتونم
بهیاد بیار شمن چی بهت گفت
...تو یه مفتخورِ بهدرد
نه، این یکی نبود
!این طرف - بیاین این پایین -
باید قایم شیم
!هی
چی کار میکنی؟
کوشا - این عادلانه نیست -
گذاشتن تموم تمرکز و هم و غم روی یک کار
لعنتی
!عقب نشینی
نقشه جدید، بدون اسلحه نیازی بهش نداری
صبرکن، همین رو گفت؟
تو سلاحی
من خودم سلاحم
دست نگه دار
!آه
اوه
!هی، پسر
بگیرش - ممنون -
خواهش میکنم
ناموسا؟ - تف توش ببخشید -
سلام، رفیق - سلام گوش کن -
میشه گفت با دادن اون بهت هوات رو داشتم
پس شاید الان وقتشه لطفم رو جبران کنی
میخوای اون لاشیا رو بکشی من میتونم کمکت کنم
میتونم
!اوه
هیلدا رو میخوای
،باشه، میتونم ببرمت پیشش اگه آزادم کنی
مشکوک یعنی غیرقابل اعتماد ظاهر شدن
چی کار میکنی؟ تو رو خدا این زنجیرها رو بشکون
درسته، ببخشید
باشه
!وای
باید تیم شیم، باشه؟
تیم تاحالا توی هیچ تیمی نبودم
تو با این ماسماسک برو جلو و بوم بوم کن
منم میرم پشت اون چرخ دستی
چرخ دستی بازی میکنم
باشه؟ باشه، برو
بیخیال
من رو نگاه، جزء تیمم
صبرکن ببینم، همتیمیم کو؟
درسته، چرخ دستی بازی میکنه
راند دو، مبارزه کن
مشت متوسط، مشت قوی
ضربه فنی
چه خفن بود
هی قراره اینجوری هم رو ببینیم، نه؟
آره، اسم من «باشو»ئه
اینجور «باشو» ، هان؟ فهمیدی؟
میخواستم توی مبارزات کمکت کنم ولی مشکل زانو دارم
پس میچسبم به کاری که بلدم
گاری بازی میکنم - درسته، چرخ دستی، بهش نیازی داریم؟ -
بهنظر بهش نیاز دارم
!مراقب باش
آره
!این دیوه، آره، یارو مخش تاب داره
میتونی شکستش بدی، موفق باشی
راند سه، مبارزه کن
گاییدمت، دیو
!غودا
اوه
لعنت
بازیکن شماره یک برنده شد بازی تمام شد
آره
بازی تمام نشد؟
آره، همونطور که گفتم، مخش تاب داره
!آره
!آه
بازیکن شماره دو، دیوانهی زنجیریه
ضربه کشنده
یه جورایی
باشه، صبرکن
موفق شدیم
!!موفق شدیم
...موفق شدیم، میدونستم ما
گفتم قطعا کلکمون کندهست
!اوه
...بهم شلیک کردی! بهم شلیک کردی
تیم خوبی میشیم، نه؟
برو بریم - خدای من -
لعنتی! مث سگ درد داره
...نمیتونم پام رو حس کنم، تیر
!نه، نکشش
...نکشش! بهخاطر اینکه اطلاعات داره
با یکی از اعضای خانواده ون در کوی ازدواج کرده. گلن بودی، آره؟
آره، اطلاعات دارم - آره؟ آره -
اطلاعات دارم
راستش مخفیانه نفوذ کردم توی ون در کویها
...تا ناموس نفوذ کردم - خفه شو بابا! چرت نگو نفوذی نیستی -
نه، نیستم ولی میتونم باشم
!وقتشه با گیره نجاری آدمت کنم
میتونم نفوذیتون بشم توشون
!تو رو خدا، نه
باشه، آره! درسته - یا خدا، نه -
آمادهای؟ - نه -
هیلدا کجاست؟
توی عمارته! توی عمارت ون در کویهاست
اوه، نه، کسشر میگی
هیلدا سالهاست اونجا نرفته داره دروغ میگه، داری دروغ میگی
نه، دروغ نمیگم
هر سال قبل از مراسم کشتار گزینشی
هیلدا واسه کل خاندان روانیشون ضیافت بزرگی برگزار میکنه
همهشون میان اونجا
اگه میخوای بکشیشون میتونم شما رو وارد اونجا کنم
من میتونم ردیفش کنم میبرمتون اونجا
باشه، ببین، من مثل اونها نیستم
چند روز قبل، پیش روانشناسم بودم
و ازم خواست عمیق به درونم نگاه کنم
میدونم، تا اعماق وجودم رو بررسی کردم و فهمیدم من همچین آدمی نیستم
من این نیستم، میدونی؟
ذات واقعیم این نیست مجبورم کردن این کار رو بکنم
آره، مجبورم کردن
بهم رژیم آب کرفس و میوههای سالم دادن و اسمم رو عوض کردن
حتی لباسهام رو هم زنم انتخاب میکنه
اصلا از آبمیوه خوشم نمیاد
آره
میدونی چیه؟ کون لقشون
کمکتون میکنم
آره، کمکتون میکنم
میبرمتون توی عمارت باهم میریم اونجا
!اوه
اوه، گوه توش
لعنتی
...اوه، وای
دستام عرق کرده بود - ملتفتم -
...احتمالا اصلا قرار نبود کمکمون نمیکرد
بهنظر میرسید میخواد کمکمون کنه
اوه، لعنت
♪ لا، لا ♪
♪ لا، لا ♪
اوم
اوه، آره
مبارز قابلی هستی، رفیق قدیمها بهکارم میاومدی
بیا
سه سال توی اون خراب شده براشون اسلحه ساختم
ولی چندتاشون رو دست کاری کردم تا موقع شلیک منفجر بشه
میدونی اولین چیزی که سعی میکنن ازت بگیرن امیدته
ولی من هیچوقت امیدم رو از دست ندادم
و ببین چی شد، باشو آزاد شده، عشقم
دیگه وقتش بود، خیلیها روم حساب میکنن
من با گروه مقاومتم
آره
اون، سعی دارن با استفاده از کشتار گزینشی
تا مردم رو بترسونن تا به آرمانمون نپیوندن، ولی نه
همهش دروغ و توهمه و همه این رو میدونن
ما هنوز قویایم، هنوز سرپائیم
آره
بیا، بیا، درسته
اگه بخوایم هیلدا رو بکشیم نیاز به یه ارتش داریم
اه
بفرما، رفقای من اینجائن
...خوش اومدی به
مقاومت ...
!اهوم
صبرکن
خیلیخب، صبرکن یه لحظه وایستا
چه کوفتیه؟
هی، بنی! بنی، نه! اون با منه
کمک کرد فرار کنم
هی، منم
هی
بذارش زمین، منم
منم
چهطوری، رفیق؟
بقیه کجائن؟ بقیه تیم کجائن؟
افرا سیب شتر
افرا سیب چی؟ شاید درست لب خونی نکردم
همهشون؟
هی؟
چهطوری؟
نان دودو برای لامپهای بلند
اوه، نمیتونم حرفاش رو لب خونی کنم
به یه زبون دیگه زمزمه میکنه؟
صبرکن
ینمای کجاست؟ اون کجاست؟
ینمای
پارکینگ مومو
احتمالا این رو نمیگه ...شاید اگه تمرکز کنم، میتونم
یه کیف کپسولی بردار - یه چیزی درمورد خیارشور -
اشنوگلبوب بدون سقف - ...اصلا اینا کلمهاند؟ من نمی -
نان دودو برای لاکپشت پرنده
نان دودو بهنظر چیز باحاله
اوه
اوه، صبرکن نان دودو اصلا باحال نیست
تاحالا صدای گریه یه مرد گنده رو نشنیدهم
نمیدونم صداش چهطوریه
نه، نمیتونه اینجوری باشه
بابت نانهای دودو متأسفم
آی
اون جنده تقاصش رو میده
آه
میدونی چیه، بنی؟
خودمون انجامش میدیم ما یه سلاح مخفی داریم
درمورد من حرف میزنه
دیدم این مرد یه جوخه کاملِ
سربازای ون در کوی رو کشت
این کار رو کردم
بیش از صد نفر رو - یهکم داره اغراق میکنه -
با دست خالی کشت - اصلا اینطور نبود -
چاخان نمیکنم
آره، این فرصتمونه
آره
میدونی چیه؟ برای اولین بار پس سالها
میدونی چی میدونم؟
میدونم هیلدا قراره کجا باشه
آره
آره، فقط باید یه راه ورود به اونجا پیدا کنیم
میدونی وقت چیه؟
وقت نقشه چیدن
اون تمی تم رو زد
شیاطن تقاص زدن تمی تم رو پس میده
آره، ماشالا تیم - باشه -
برو بریم
هرکسی که از هر فرمانی تخطی کند
فورا دستگیر میشود
مکان بینقص و جادوییمون رو پیدا میکنیم و تا ابد اونجا میمونیم
باهامی؟
بنا به دلایل محکمی باور داریم کل خانواده ون در کوی توی اون عمارتاند
خانواده ون در کوی شامل سه خواهر و برادره
گیدیون خیابونها رو میچرخونه
ملانی تجارت و روابط عمومی رو عهده داره
جون ۲۷ رئیس تیم امنیتیه
و گلن، دیگه نمونده سر براش
بهخاطر دستهای عرقیته
اونها از هیلدا دستور میگیرن
مراسم کشتار گزینشی ساعت ده شروع میشه
که یعنی تا ساعت هشت خونه رو ترک میکنن
که بهمون دو ساعت فرصت میده تا تو رو بفرستیم اونجا
نمیتونی با تنفگ بری اونجا
امنیتش بهشدت بالاست
!سالن غذاخوری
اینجاست که نقشهی بنی کاربرد داره
بفرما بنی جون
برو برو ربات، برای بیسکوییت
وایسا ببینم
با بشقاب گوشت میرقصی
این چی کسشعر میگه؟
هوم
آره، ردیفه، ردیفه - نه -
لازمه بفهممش؟
موفق میشیم، درسته؟ - بهنظر مهم میاد -
این کل نقشهست
شاید بهتر باشه وانمود کنی که فهمیدیش
.فقط سر تکون بده وانمود کن که تحت تاثیر قرار گرفتی
آره
تمیز میکنیم سپر
کاپلینکی؟
حتما. کاپلینکی
.باشو بهنظر خوشحال میاد بایستی نقشه خوبی باشه
از این نقشه خوشم نمیاد
شرط میبندم وقتی نقشه اجرا بشه، با عقل جور دربیاد
مثل یه حقه جادویی
...قبلش از کلی وسایل عجیب استفاده میشه
اما بعدش یک اتفاق خارقالعاده میافته
با این تفاوت که الان من جادوگرم و نمیدونم قراره چه جادویی کنم
.هیچکس نمیدونه واسه همین جادوییه
صحیح. پس این ایرادی توش نیست
ایرادی توش نیست
هوم
خیلیخب، از اونجور نقشههاست
.سلاح، خطر میریم جنگ
.وقت جنگه ...بهم یه سلاح بدید تا
حالا با بخش سختش مواجه میشیم
تمبر خراب با جای جای چرخ اتومبیل
«حیران گشتن» یعنی بهشدت گیج شدن
خیلی خیلی گیج شدم
چه عجب، لباس مبدل
.آره، من آشپزم من چرا آشپزم؟
بهزودی وقت شام میرسه
کرم بروله رو آماده کنید
نمیدونم یعنی چی
چطور کرم آماده کنم؟ چرا باید کرم آماده کنم؟
خودت رو لو نده
مثل آشپزها رفتار کن
اوه، ماکارون
یکی بخور
آشپزها از خوراکیها میخورن
باشه. یه دونه ماکارون میخورم
...ولی بعدش باید
این چی بود دیگه؟
ماکارونه
خوشمزهست
باز هم بخور، ناسلامتی آشپزی
اوه اوه
توت فرنگی
کارامل
وانیل
چه نرم و آبکیه
اوه - اوه اوه -
بهنظر ناراضی میاد
.شب بهخیر کشتار گزینشی مبارک
گیدیون لذیذترین غذاها رو براتون آماده کرده
من ابزاریم که فقط برای یه هدف ساخته شده؛ کشتن
شبیه ابزار نیستی
.من میرم ترتیب یه چیزی رو بدم تنهایی
تو اینجا بمون و هرچی ماکارون پیدا کردی رو جمع کن
وقتی کارم تموم شد
میبریمشون به مکان بینقص و جادوییمون
خوبه؟
ماموریت پذیرفته شد
ولی میخوای چی کار کنی؟
میخوام مثل آشپزها رفتار کنم
...هنوز منتظر کرم
موفق شدم! ایول
بازیکن شماره یک، پیروز شد
وایسا
بهنظر متفاوت میان
چرا اینقدر متفاوت بهنظر میان؟
زد سرش رو برید
یهجای کار میلنگه
هیلدای اشتباهی رو کشتم؟
گرفتمت
اوه، اوه، اوه
.من واسه این چیزها نیومدم اینجا من رفتم
وایسا
بذارش زمین
همهتون خفهخون بگیرید
برگردید توی شخصیتتون
بشینید
ممنون
درسته، همه بازیگرن
میدونستیم دیر یا زود یه نفر سعی میکنه
ملکه رو توی روز کشتار گزینشی بکشه
در نتیجه، بنده سناریوی این شام ساختگی رو
براتون نوشتم
چیزی که احمقها راحت گولش رو میخورن
اوه، آروم باش
حالا چون گولِ دیالوگهای طبیعی
و ماهرانهم رو خوردی، دیگه عصبانی نشو
.بچهها، واقعا دستخوش کارتون عالی بود
به جز تو دنیس
...من
دیگه نمیدونم چی بهت بگم
اصلا نمیفهمی
یهکم احساس داشته باش، دنیس
یهکم فکر کن
مثل یه پوستهی تو خالی میمونی
هنوز داری درباره نمایش مسخره و بچگونهت حرف میزنی؟
.تو خودت رو ناراحت نکن، مادربزرگ بشین انبهت رو بمک
.مادربزرگ، شخصیت واقعیه نگه داشتنش آسونتره
آره، این ولگرد رو بکش تا برم سریالهام رو ببینم
دارم حلش میکنم، مادربزرگ
...تو بشین
اشتباه بزرگی کردی، اسکل
تفنگت رو بنداز تا ناکارت نکرده
خیلیخب
بیاید یهکم به خانمی فضا بدیم، باشه؟
یالا
همهش همین؟
آه
یالا
اوه، چه خوشگله
آه
کل زندگیم، پیشنیاز این لحظه بوده
و من شکست خوردم
مادرت رو میشناختم
انتقامش رو میگیری
هی
...سبک جنگیدنت
برام خیلی آشناست
.تو رو شمن تعلیم داده کجاست؟
بهتره هرچی میخواد بدونه رو
بهش بگی، تا جرت نداده
لب خوانی کن
کون لقت
واسه خنده نگفتم
...یعنی اشتباه لبخوانی کرد یا
اوه، نه، نه - نه، درست فهمیده -
خیلیخب
.آروم باش، جون باید ازش جواب بکشیم
این کار ظرافت میخواد
یهکم تنهامون بذار، باشه؟
اوه
خیلیخب، بیا مرد و مردونه حرف بزنیم
لطفا مجبورم نکن به زور متوسل بشم
شکنجه، باعث میشه خون دماغ بشم
تو عصبانی هستی و زدی چند نفر رو کشتی، میفهمم
هیلدا خواهرمه. فکر کردی نمیدونم چهجور آدمیه؟
من هم به اندازه تو از این کشتار گزینشی خسته شدم
...هر سال
باید بریم دشمنهای خانم رو
براش جمع کنیم
سالها پیش، دشمنهاش ته کشیدن
الان دارم آدمهای هیچ به دست رو براش جمع میکنم
خیابونها پاک شدن
،ما جنگ رو پیروز شدیم ولی سیرمونی نداره
متوهمه و توی پناهگاهش قایم شده
اونوقت چرا؟
چون اون هنوز زندهست
اون عنتر جنگلیِ لاشی
شمن رو میگم
.دیگه خسته شدم حالم داره میخوره
میخوای به این خشونتها خاتمه بدی؟ جای شمن رو بهم لو بده
هیلدا لاشیه، ولی شمن هم دستکمی از اون نداره
تا وقتی یکیشون نمیره این قضیه تموم نمیشه
دیگه هیچکدومشون برام مهم نیستن
برای من مهمه
حاضری بهخاطرش بمیری، هان؟
روحیهت رو عشق است
یادم رفته بود روحیه داشتن چه حسی داره
به درک
وقتشه اون یکی روش رو امتحان کنم
بذار ببینم تا کی قراره سرسخت باشی
آمادهای دهنت سرویس بشه، حرومزاده؟
باز هم تنت میخاره؟
هنوز کارم باهاش تموم نشده
بهنظر میاد هنوز شروع هم نکردی
آه، چی شده؟
گیدیون رو خون دماغ کرد
برو اونور ببینم
.شب شلوغی داشتی نقل مجالس شدی
.از اون چیزی که فکر میکردم جوونتری ولی همین خوبه، کار راه بندازه
.باهم آشنا نشدیم من ملانی هستم
اونجور که میدونم، سر شوهرم رو با گیره نجاری له کردی
ولی یه اشتباه کوچیک کردی
ون در کویِ اشتباهی رو کشتی
...هیچ میدونی پیدا کردن میزبان
یه ساعت قبل از پخش برنامه چقدر سخته؟
سالهای سال، مشغول پرورش گلن بودم مرتیکهی ستیزهجو
فکرکردی برنامهم رو خراب کردی
ولی بیشتر انداختیش سر زبونها
میخواستی تبدیل به یک سمبل بشی، نه؟
خطری برای سلسلهمون
شتر در خواب بیند پنبه دانه
یادت رفته کی داستان رو کنترل میکنه
اوه، حسابی براشون خوشگلت میکنم
...اونا تو رو در حالتی ضعیف
و با شمایلی زنونه خواهند دید
و شاهد مُردنت خواهند بود و همزمان خوشحالی هم میکنن
ببریدش استودیو
باید بدون میزبان، برنامه رو پیش ببریم
این یعنی باید دوربینها راوی داستان باشن
میخوام روی دوربین سه خون بپاشه
اگه لنزها خونی نشن
هیچ فایدهای نداره
شروع رو بازنگری میکنیم
...هیلدا از طریق استیج وارد میشه - هیلدا اینجاست؟ -
آره. بالاخره از غارش اومد بیرون
گلن مُرده و درباره مرگش یه سری سوالات پرسیده میشه
میخوان تضمین بدیم که کنترل اوضاع، هنوز دستمونه
فقط هیلدا میتونه این تضمین رو بهشون بده
بهش نگید اسپانسرمون کیه و تفنگ دم دستش نذارید
سالهاست که از پناهگاه خارج نشده
.اصلا ثبات روانی نداره ...نمیتونیم کنترل
ببخشید، چی رو نمیتونم کنترل کنم؟
طی سالهایی که هیلدا روانی و شکاک شده
کی جلوه فعلیش رو توی ذهنِ اهالی شهر ساخته؟
،اون انقلاب راه انداخت ولی کی بهاش رو پرداخت کرد؟
من از میوی گربه، غرش ببر میسازم
تو دیگه باید بهتر از هرکس دیگهای این رو بدونی
هرچی نباشه، من بودم که باعث شدم ازت بترسن
حالا زود باش
بیا ببین چطور اون هرزهی دیوونه رو دوباره به غرش میندازم
این لاشی رو هم واسه برنامه آماده کن
بهتر بود شمن رو تحویلمون میدادی
اوه، فکر کنم آقای بدعنق رو باید خوشحال کنیم
نظرت درباره یهکم غیبت کردن چیه؟
میتونستم بکشمش
چرا سد راهم شدی؟ - نمیدونم -
این که نشد جواب
تو قرار بود به من کمک کنی
به کشتار گزینشی خوش اومدین
به مدت بیست و پنج سال ترقی این شهر رو
با پاک کردنش از کسانی که مانع پیشرفتش شدن، گرامی داشتیم
رسم افتخار آمیز تلویزیونیمون شروعی متواضع داشت
یک زن شجاع که عهد بست تا برای احقاق یک رویا
نظم رو به خیابانها برگردونه
...اون رویا امشب محقق شده
از این روز مسخره متنفرم - از قلب شهرمون، رهبر شجاعتون
هیلدا ون در کوی
استقبال کنید
خیلیخب، اومدش
و نور
هیلدا، خیلی خوشگل شدی
هیلدا - دوستت داریم -
بیست و پنج سال
از بازپسگیری شهرمون از اشرار و قاتلانی
که خیابونهامون رو به خون آلوده کرده بودن میگذره
دیگه با این بازی حال نمیکنم
یک هدف
میخوام برم خونه
ساخته شدم، ساخته شدم، ساخته شدم
یک هدف، یک هدف
فقط یک هدف، فقط یک هدف
کشتن هیلدا ون در کوی
کشتن هیلدا ون در کوی
کشتن، کشتن، کشتن
...با مجازاتِ...
اونایی که مانع پیشرفتش شدن
عین خودمونن، نه؟
بهخاطر همین بینمون پرسه میزنن
این بیماریِ نامرئی، از درون شایع میشه و همهچیز رو آلوده میکنه
...هرجا میرم میبینمش و
چی داره میگه؟
من بهتون روشنایی دادم
من برای شفا دادنتون میجنگم
متن لعنتی رو بخون
آبی که ریخته شده رو نمیشه جمع کرد
دندون لق، به درد نمیخوره
دیوونهست
...باید
باید الواتور رو برداری
...دندون رو لق کنی
...و در نهایت
...دندون کوچولوت رو
گفتم بهش تفنگ ندید
کی بهش تفنگ داد؟
میکروفون لعنتی رو بده من
صدای در زدن میاد
هیلدا ون در کوی، عزیزان
از اینجا ببرش
خیلیخب
.خب دیگه انتظار بسه اومدیم اینجا تا چی رو تماشا کنیم؟
کشتار گزینشی
چی شهرمون رو پاکسازی میکنه؟
کشتار گزینشی
وایسا
بذار ببینم تا کی قراره سرسخت باشی
این خانواده، باید پیشِ یه روانپزشک بره
اسپانسر برنامه امشب کیه؟
فراستی پافز
چه غلطها؟
اومدن
رفیق آناناسی
رفیق آناناسی
اختاپوس دزد
شیر بریزی کافیه، معتادِ فراستی پافز میشی
کی باهامون به صخره یخزده میاد؟
رفیق آناناسی و اختاپوسِ دزد رو داریم
دالی موشه
بیاید با گری بزه، وقت بگذرونید
و شیطونترینشون یک سورپرایز ویژه
از جناب دوست پشمالومون، گری بزه
گیرش میاد
گری، گری
و ملوان غلهی فراستی پافز
ناخدا فراستینگتون اومده
روانآشفتگی
یک حالت روانی بیمارگونه که ممکنه منجر
به توهمات بصری بشه
این حلقههای شیرین، دیوونهمون میکنن
با یک، دو، سه، همه آدم بدها دستگیر میشن
با خوردن فراستی پافز، خوشحال میشید
تشکری کوچک برای تعهد مداومتون
نسبت به سلسله ون در کوی
یوهو
کشتار گزینشی رو شروع میکنیم
کی رو اول بکشیم؟
این چطوره؟
برگرد اینجا
یوهو
لطفا نه، لطفا
عجله کن
عجله کن
باید از اینجا بریم
کل بدنش بیفته
قلاده اون حرومزاده رو به ریموت وصل کنید - چشم خانم -
من ابزاریم که فقط برای ...یک هدف، ساخته
دوربین دو زوم بشه
به به
پرتت میکنم توی دریا
نه، نه
هی، تمومش کن
گری اومد
مرگ توسط یک بز
نمیخواستم اینجوری بمیرم
گری، گری، گری
سرش رو له کن، گری
باشو؟
من یه بزم، رفیق
کلی سوال برام پیش اومده
بیا اینجا
بنی
تیمم برگشته
لاشیها
این کیه؟
آماده میشیم - به سلامتی پایانها -
.یالا، از این طرف یالا
.لاشیِ شاخک دار نرمتنِ عنتر
دیر جنبیدیم
ولی نقشهمون به خوبی اجرا شد
یالا. بوم
یالا، راه بیفتید
اول، لباس مبدل پوشیدیم
،بعدش وقتی جلب توجه کردی گذرنامه امنیتی خدمتکاره رو برداشتیم
بازیکن شماره یک برنده میشه
.عالی پیش رفتی آفرین
بعدش توی میعادگاه اومدیم دنبالت
...اگه لنز رو خونی نکنین
پروتکلهای امنیتی رو بررسی کردیم
.بعدش بنی، جادو کرد گور پدرتون
سبد به دست رو سرنگون
و مردهای نونی نقشهدار
وای، دوباره نه
پای کشاورز طویله رو قطع کردیم
آره، واسه اسکنر
قسمت خوش، همینجا بود
ارباب سیب روی دودو معلق گرفت
حالا هم اینجاییم
منطقی بود؟
یه بخشیش آره
کار لعنتی رو تموم کن
ما خودِ انقلابیم
امشب، تموم میشه
آماده؟ آره
بجنگید، بجنگید
بگیر که اومد
آه
آه
...خب
نمایش بچگونهت چطور پیش میره؟
گور پدرت
.افرادت رو بیار این گند رو جمع کن
...میدونی
...وقتی یکی برینه تو اوضاع
دیگه من درستش نمیکنم
بدون کمک بقیه، نتونسته خودش رو آزاد کنه
.میدونم چی کار کردی درستش کن
درستش کردم
برگرد اینجا
حق نداری به من پشت کنی
به درک
گم شو
بنی، بنی
آه
آه
خیلیخب، دزد دریایی غلهای آشغال
خدمت شما
هیچکس حق نداره گند بزنه به برنامهی من
آه
بنی
مربای انگشت طلایی
نه
لعنتی
فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن
من یه مسئول پخشم که معجزه میکنه
میدونی چقدر سخته که یه شرکتِ غلات صبحانه رو
اسپانسر یه برنامه قتل عام کنی؟
من کردم
اوه
با این کارت، فقط بینندههام رو بیشتر کردی
یالا، جلوی دوربین انجامش بده
ازم یک شهید بساز
کجا میری؟
بزدل
وایسا
نه، نه، نه، نه، وایسا
هی پسر، دستخوش
به اندازه کافی وقت داریم؟ میخوام یه چرت کوتاه بزنم
.بینندههای سختگیری بودن هی، نه
.نه، طوری نیست رفیق طوری نیست
اوپس
گفته بودم میبرمت پیش هیلدا
و قراره ببرمت
یادته اولین چیزی که سعی میکنن ازت بگیرن چیه؟
امید
هیچوقت امیدت رو نباز
یالا
بهزودی میبینمت، بنی
میدونی، الان متوجه شدم که خیلی کم حرفی
ویژگیِ خوبه
برو
برو
.پشت سرت هم نگاه نکن پدرشون رو دربیار. برو
«ریشهکن کردن»
یعنی نابود کردن هر حرومزادهای که سد راهم بشه
پدرشون رو دربیار
به مکان بینقص و جادوییمون
آه
میبینیش؟
هوم
آه
احتمالا انتظارِ رویارویی داشتی
غول مرحله آخر
باید ببخشی. خواهر ملانی هرزه از پشت بهم شلیک کرد
خواهر خوبهست
این لازمت میشه
اینجا رو تخلیه کردن
.توی پناهگاهن اونجا پیداش میکنی
...آره، خب
کاری که لازمه رو بکن
اون کمکمون کرد
دیگه نباید حواسمون پرت بشه
نمیتونی دائم همه رو بکشی
تو واقعی نیستی
گوش کن، من خواهرتم
خواهرِ من مُرده
دیگه بهت نیازی ندارم
دینگ دانگ
به مقصد نهاییت رسیدی
تا چند لحظه دیگه، نیروی زمینِ دوست داشتنیمون درها رو باز
و کلی گلولهی پاد زره به سمتت شلیک میکنن
تیکه پاره میشی
تنهایی میمیری و به فراموشی سپرده میشی
بابت هیچ و پوچ
نه، بابت هیچ و پوچ نیست
این بهخاطر اونه
«میخواد ببینتت» *
یک هدف، یک هدف
.من یک ابزارم من یک ابزارم
برای یک هدف ساخته شدم
،فقط یک هدف فقط یک هدف
کشتن هیلدا ون در کوی کشتن هیلدا ون در کوی
کشتنش، کشتنش
،ابزار، ابزار هدف، هدف
کشتن هیلدا ون در کوی
واقعا خودتی، نه؟
واقعا متاسفم
واقعا متاسفم که نشناختمت
قانعمون کرده بود که مُردی
با اینحال الان اینجایی
اوه
من رو یادته، نه؟
منم
مادرت
اون، این بلا رو سرت آورد
باعث شد هویتت رو فراموش کنی
لابد خیلی بلاهای بدی سرت آورده
تصورش سخته
این مادرته؟
مادرت مُرده، پسر
این مادرته
مادرت مُرده
هیلدا این بلا رو سرت آورد
هیلدا خانوادهت رو کشت
من نجاتت دادم
منم
مادرت
آره
میبینیش؟
من هم میبینمش
نگاهش کن
این مرد، پدرت رو کشت
سربازانی رو تعلیم داد تا خانوادهمون رو نابود کنن
فکر میکرد ما ضعیفیم
ما ضعیف نیستیم، درسته؟
ضعیفیم؟
آره، همین شکلی
همونطور که تمرین کرده بودیم
لطفا به بچهها رحم کن
لطفا
لطفا
لطفا
نه
آه
خانوادهت رو مفتخر کن
تمومش کن
یالا، بگیریدش
یالا - برید کنار -
طوری نیست، طوری نیست
واسه ترتیب دادنِ انتقامجویی خودش ازت استفاده کرد
تو رو علیه من و خانوادهت شوروند
علیه خواهر خودت
مینا
بهخاطر خودمون انجامش دادم
بهخاطر تو
چون دوستت دارم و اون تو رو از من گرفت
سالهای آزگار، دنبالش بودم
هرجا میرم میبینمش
...مثل سم
مثل اخگر، پشت چشمهامه
ولی امشب، فرق داشت
بین تماشاگرها بود
بگو
واقعا متاسفم
.ببخشید، متاسفم تقصیر تو نیست
نه، اون طلسمت کرد
طلسمی که تا وقتی نمیره تموم نمیشه
فقط لطفا نشونم بده که هنوز خودتی
پسر عزیزم
برگرد پیشم لطفا
لطفا
این برادرت نیست
دیگه هیچ شباهتی به اون آدم نداره
اون به ما غریبهست
شمن میخواد ما سر به تنمون نباشه
این سلاحشه
از شرش خلاص شو
تمومش کن
بگیریدشون
تنها راه خروج، راه وروده
باید بدوئیم
خیلیخب
خیلیخب
بریم تو کارش
لعنتی
هی، یالا
اونجا، اون پایین
یالا
هیچوقت دست از جستجوت برنداشتم
.بهم گفتن شمن کشتت ولی من دست بردار نبودم
اگه پیدات میکردم، هیچکدوم از این اتفاقات نمیافتاد
«آستانگی» [ لیمینالیتی ]
یعنی ملعق بودن بین دو حالت
بابت اینکه تو رو ازم گرفتن ازشون نفرت داشتم
از همهشون
میخواستم زجر بکشن
و زجر کشیدن
تکتکشون تقاص پس دادن
هی
هی
حالت خوبه؟
کارت رو خوب انجام دادی
به چیزی که میخواستی رسیدی
اون مرده
همهشون مردن
همهشون نمردن
هی، حرومزاده
این قضیه همینجا تموم میشه
آه
آه
آه
آه
آه
آه
«مترجمان: سینا اعظمیان و علیرضا نورزاده» ::. Sina_z & MrLightborn11 .::
هی
نگرانِ من نباش
میدونی که اینجوری بهتره
.الان دیگه آزادی پس برو
بیخیال این زندگی شو
نمیتونم
یه قولی دادم
این دفعه، موفق میشیم
از الان به بعد، خودمون قوانینمون رو وضع میکنیم
هیچکس حق نداره برامون امر و نهی کنه
از این جهنمی که حکومتش تمامیتخواهه تا جای ممکن، دورت میکنم
میدونم نمیتونیم اینجا بمونیم
ولی حالا یه چیزی داریم که نمیتونن ازمون بگیرن
یک لحظه فوقالعاده
فقط خودم و خودت، باهم همینجا
اگه یه لحظهای به اندازه کافی خاص باشه، مدام مرورش میکنی
پس بیا لحظهای خاص رو رقم بزنیم
باهامی؟
تا ابد
بازیکن شماره دو، وارد بازی شد
بعد از تیتراژ ادامه داد
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
هوم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.