Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
ولیعهد گمشده
قسمت 8
ارباب جوان
گپ سوک
ارباب جوان
ولیعهد
بیاین فرار کنیم، نظرتون چیه؟
نمیتونیم
اگه الان فرار نکنیم، کی میتونیم فرار کنیم؟
گفتم نمیتونیم، نگفتم؟
دارم میمیرم
ولیعهد
چیکار میکنی؟ بلندشون کن
چشم
این چیه؟
محقق
بریم - بانوی جوان چی؟ -
او وول - الان وقتش نیست -
گپ سوک با بانوی جوانت هست
برین دنبالشون، بقیه با من بیاید
چشم
(شفاخونه)
ببخشید که یک آدم مریض رو اینجا آوردم
جای امن دیگه ای به ذهنم نرسید
مطمئن برگشتی اینجا چون اونا عمرا حدس بزنن
دوباره اینجا پنهون شدی
اینجا یکم صبرکن
بیا اینجا
چطوری؟
خوبم
مطمئنم گپ سوک با بانوی جوانت فرار کردن
نگران نباش
دیدی که چقدر سریع هست، نه؟
راستش رو بخوای در هنرهای رزمی از من بهتره
سردته؟
خوبم
ببخشید مزاحمت شدم
یکم بخواب
منم استراحت میکنم
شبیه سگایی شدی که دنبال دستشویی کردنن
چی؟
نمیتونم فکرکنم، یک جا واستا
چون نمیتونم یک جا واستم اینطوری شدی
فکرکردی چون آرامش دارم نشستم؟
من ناراحت از چیزی که بنظر میاد هستم
کی گفت دنبالمون بیای؟
کی رو سرزنش میکنی؟
فکرمیکنی چرا او وول مریض شد؟
...یک غار و کلبه کثیف
مگه من گفتم بیای؟
گفتیم برگردین ولی به ما چسبیدین
چسبیدیم؟
فکرکردی میخواستیم؟
پس چرا اومدین؟
از کجا میدونستم آدم های بدجنسی هستید که گروگان میگیرین؟
فقط من بودم که گروگان گرفتم؟
پدرتون اول شروع کرد
نه تنها سعی کرد ایشون رو بدزده
بلکه میخواست بکشتشون
اگه ما بدجنس هستیم، پدرتون قاتله
دستات یخ کرده
بک گو، صدای منو میشنوی؟
♫در مسیر خاطرات قدم میزنم♫
♫دنبال یک هاله از تو میگردم♫
♫خاطرات قدیمی در اعماق قلبم حک شده♫
♫در لحظات گذشته باقی مونده♫
♫کجا ممکنه باشی؟♫
♫مثل یک بچه گمشده، همه جا آواره ام♫
♫آرامتر♫
♫بهت نزدیکتر میشم♫
♫تا بتونم به پایان این نسیم گذرا برسم♫
♫سعی میکنم تا به سمتت قدم بردارم♫
♫هرجایی که میخواد باشه♫
♫در مسیر خاطرات قدم میزنم♫
♫دنبال یک لحظه میگردم♫
♫در اعماق قلبم، اون خاطرات باقی موندن♫
♫چرا حتی به دنبال این تنهایی هستم؟♫
حتما برات سخته
مشکلی برات پیش نمیاد؟
♫مثل یک بچه گمشده، آواره ام♫
♫آرومتر♫
چرا اینقدر درد میکشید محقق؟
پدرمه؟
میخوام کنارتون بمونم
بذارین به عنوان بک گو خدمتکار بمونم
و بهتون کمک کنم
احتمالا بخشیده نمیشم
پس بذارین کنارتون بمونم
♫نمیتونم به گذشته برگردم، میخوام باهات بمونم♫
♫به هرحال، روزهای تاریک میگذرن♫
♫آرومتر♫
♫بهت نزدیکتر میشم♫
♫تا به پایان این نسیم برسیم♫
♫سعی میکنم به سمتت قدم بردارم♫
♫آرومتر♫
♫بهت نزدیکتر میشم♫
♫چون تویی♫
چطوری؟ هنوز سردته؟
نه، خیلی بهترم
ببخشید
خوبه که حالت بهتره
هنوزم میخوای با من بیای؟
ببخشید؟ - دیشب نزدیک بود بمیری -
ممکنه دوباره در خطر بیوفتی
باهاتون میام
اگه مشکلی نداری
میخوام با بانوی جوانت حرف بزنم و تا دیگه خدمتکارشون نباشی
نظرت چیه؟
اینطوری میگم چون خیلی بااستعدادی
اگه دیگه خدمتکار نباشی، میتونی زندگی آزادی داشته باشی و هرکار میخوای بکنی
خوشبختانه پول کافی برای اینکار دارم
اگه خواستی بهم بگو
بابت پیشنهادتون ممنونم
ولی باید از اینجا بریم و اون دو نفر رو پیدا کنیم
فکرنکنم وقتش باشه درمورد جایگاهم فکر کنم
میشه بعدا بهتون جواب بدم؟
درسته
میتونی راه بری؟
بله
نباید دنبال مهر سلطنتی بگردیم؟
انتصاب ولیعهد بدون مهر ممکن نیست
باید تا جایی که میتونیم انتصاب ولیعهد رو به تعویق بندازیم
اگه شاهزاده دو سونگ ولیعهد بشن و بعدتر پادشاه بشن
مشاور جناح چپ میتونن اعلیحضرت رو بکشن
حرف ولیعهد خلع شده رو باور میکنید؟
...بله برای همینه که
دنبال مهر سلطنتی نیستم
...اگه بتونیم طبق نقشه در امنیت از قصر فرار کنیم
ملکه، مشاور جناح چپ رسیدن
بذارین بیاد داخل
این مهر سلطنتی نیست؟
ملکه بهتون پس داد؟
ملکه رو مسخره میکنید؟
این تقلبی هست
که چی؟
اگه ملکه دواگر بگن واقعیه، پس واقعیه
مهر سلطنتی یچیزه
مهر ملی چی؟
اگه بفهمن برای انتصاب ولیعهد از مهر ملی تقلبی استفاده شده
چطوری میخواید خشم امپراطور رو تحمل کنید؟
باید چیکار کنیم؟
باید باهم بمیریم؟
با زندگیم سر این قضیه قمار میکنم
انگار شما دو تا اینطوری نیستید
اگه اوضاع بد پیش بره، به عنوان خائن کشته میشیم
آمادم با کشیدن شمشیرم بمیرم
میخواید تلاش کردنم رو ببینید؟
ستاره شناس سلطنتی اومدن
اولین روز ماه بعدی روز خوش یمنی هست
در اون روز انتصاب ولیعهد انجام میشه
این رویداد فرخنده ای است که آینده چوسان رو رفم میزنه
به سرعت باید گروه نظارت بر مراسم انتصاب شکل بگیره
و برای خوشامدگویی به وارث کشور آماده بشید
چشم
چی شده؟
ملکه، بانوی دربار جو هستم
تبریک میگم ملکه
ضیافت انتصاب ولیعهد بزودی انجام میشه
مطمئنی؟
شهردار هانیانگ در حال همراهی شاهزاده ارشد هستن
چیزی شده ملکه؟
لطفا بمیر
اگه طبق دستور شما بمیرم مشاور جناح چپ
پدر هدف بعدی شما میشه
درست میگم؟
تا وقتی پدر زندن
دو سونگ نمیتونه پادشاه بشه
مجرم ها اینجا هستن
باید در خلوت ببینمشون، بفرستیدشون داخل
بله؟
چشم
مجرم رو اینجا بذارین و برین بیرون
چی؟
گفتم برو بیرون، چیکار میکنی؟
گپ سوک
صدمه ندیدین؟
خوبم
از کجا میدونستی دستگیر میشیم؟
چطوری قبل اون اومدی اینجا؟
دیشب وقتی کسی نبود اومدم اینجا
یعنی کل شب اینجا پنهون شده بودی؟
بله
سعی کردم بیدار بمونم
و وقتی که
این قاضی اومد داخل
گروگان گرفتمش
دوباره نجاتم دادی، ممنونم
یک در دیگه اینطرف هست
بریم ارباب جوان
بانوی جوان چی؟
...اون مرد - دست راست چوی سانگ روک هست -
هست؟
بله
فقط دنبال محقق میام
فقط برو
...بخاطر تو
مطمئن میشم مشکلی پیش نیاد
اگه پیش اومد، کمک میکنم
چه کمکی؟ با اون اورابونی مثل خواهر برادر بزرگ شدم -
میتونید در صورت لزوم منو گروگان بگیرین
زخم محقق
اگه دوباره عفونت کنه چی؟
باید کنارشون باشم درمانشون کنم
خوب مبارزه میکنم
از برادر هنرهای رزمی یاد گرفتم
به راحتی چند مرد رو شکست میدم
لطفا بذارین دنبالتون بیام
دنبالم نیا
همراهیم کن
بک گو - ارباب جوان -
ممنون هوانگ گو
محقق
کجا پنهون شده بودی؟
خیلی کارت درسته
از کجا میدونستی دستگیر میشیم؟
نباید از دستش میدادیم
برای بدترین چیز آماده شده بودم
برای بدترین احتمال آماده شده بودین
پس چرا سعی میکنید دختره رو باهامون همراه کنید؟
خدمتکار پزشک سلطنتی چوی هست
...حتی اگه خدمتکار باشه - درسته خدمتکاره -
بدون اینکه بخواد به عنوان خدمتکار یکی بدنیا اومده
اون فرد برخلاف خواسته اش چوی سانگ روک بود
این گناه اون نیست، درسته؟
گپ سوک
من حتما انتقامم رو میگیرم
همه چیز چوی سانگ روک رو میگیرم
و با خاک یکسان میکنم
وقتی خشم من تمام افراد خونه اونو در بر بگیره
صادقانه امیدوارم اون دختر اونجا نباشه
وقتی چوی سانگ روک رو نابود میکنم
نمیخوام اون دختر همراهش کشته بشه
اینقدر بک گو رو دوست دارین؟
چی شنیدی؟ همچین چیزی نگفتم
مهم نیست آره یا نه، اون با ما میاد
همین لازمه نه؟
اینو پشتت بکن
بریم
بک گو منتظرمونه
لطفا سوار بشید
چرا؟ میترسید نخوام بیام؟
با من بیا
من؟ - بله -
همیشه میگفتی به گپ دول حسودیت میشه
وقتی داریم اوج میگیریم، مقامی کسب کن
ممنون شاهزاده ارشد
مشکلی نیست؟
وقتی که به تخت بشینید، چوسان برای شماست
جایگاه یک بادیگارد چیزی نیست
هرکار میخواید بکنید
اون صندلی رو فراموش کن، خفه کنندست
بیا اسب سواری کنیم
برای بردن ولیعهد به قصر قوانینی وجود داره
گفتید هرکار خواستم بکنم
الکی گفتید؟
برین عقب
ایشون شاهزاده ارشد دو سونگ هستن
برین عقب
ایشون شاهزاده ارشد دو سونگ هستن
برین عقب
ایشون شاهزاده ارشد دو سونگ هستن
برین عقب
ایشون شاهزاده ارشد دو سونگ هستن
ولیعهد بودن کار آسونی نیست
همینو میگم
ولی هیچوقت نخواستید عقب بکشید
تنها رنج من به مردم چوسان آرامش میده
چطور میتونم عقب بکشم؟
من برادر بزرگت هستم
ایشون شاهزاده ارشد دو سونگ هستن
برین عقب
ایشون شاهزاده ارشد دو سونگ هستن
انگار امسال شکوفه های هلو زودتر شکوفه دادن
برای همه چیز وقتی تعیین شده
نگرانم بخاطر این شکوفه دادن ناگهانی، خیلی زود پژمرده بشه
نگران نباشید
مطمئن هستم نتیجه تلاش هاتون رو میبینید
انگار به نور خورشید نیاز داره
بذار در زیر نور خورشید بمونه
چشم
این درخت هلویی هست که ملکه دواگر
همانند شاهزاده ارشد گوانگ چانگ گرامی میدارن؟
بله
بذار ببینمش
میشه بپرسم چرا؟
فکرمیکردم به هرچیزی دست میزنید نابود میشه ملکه دواگر
ولی این بطرز معجزه آسایی زنده مونده
لطفا بدش به من
ملکه خیلی بهش اهمیت میدن
جدی؟
فکرمیکردم فقط به مسائل بین زن و مرد علاقه دارین
ولی انگار به درخت هم علاقه دارین
دارین زیاده روی میکنید
زیاده روی؟
گفتی زیاده روی کردم؟
چیکار میکنی؟
به راحتی سعی کرد برای ولیعهد، وارث ملت پاپوش درست کنه
بانوی دربار کیم خیلی گستاخ و پوست کلفت هستن و خونریزی نمیکنن
ولی انگار اشتباه کردم
الان که به قصر برگشتم، بیشتر به دیدنتون میام
بازم همو خواهیم دید
خوبی؟ - بله ملکه -
زخم کوچکی هست، نگران نباشید
عمدا اینکارو کرد تا عصبانیتون کنه
لطفا نذارین پیروز بشن
اگه اذیتتون میکنه، با مشاور جناح چپ صحبت میکنم
میخواستید منو ببینید؟
شنیدی که فرماندار موک چئون پیامی فرستاده؟
بله
حالا که به سمت شمال میره
حتما پیش پدربزرگ مادری خودش در میونگ یئونگ میره
پیامرسونی رو به میونگ یئونگ فرستادیم
...نگاش کن
فکرکردی نمیدونم؟
اینو میگم چون دستگیر کردنش کافی نیست
...منظورتون اینه
حواسم به بقیه اش هست
صدمه دیدین
چه خبره؟
برو به مو بک بگو تا به مونگ یئونگ بره
چشم
...میونگ یون
خوب هست؟
بله ارباب
اون مرد سعی کرد بهش صدمه بزنه و انتقام بگیرن؟
اونا فکرکردن من بانوی جوان هستم
تو چی؟
بلایی سرت نیومد؟
خوب هستم
بنظرت
حالش چطور بود؟
منظورتون چیه؟
میونگ یون بخاطر انتخاب همسر ولیعهد از خونه فرار کرده؟
بله
گفتن وقتی انتخاب همسر ولیعهد تموم شد برمیگردن
...احتمالا ولیعهد
فراموشش کن
استادتون رسیده
چی باعث شده بیاید اینجا؟
دلیلی داره که به کلاس نیایم؟
خوابم میاد
شما هم
بهتره بخوابید
چطور میتونید با کتاب هایی با کلمات مقدس اینطوری رفتار کنید؟
بخاطر احترام به این کلمات هست که
کشور در صلح و آرامشه؟
شوخی کردم
حالا که درمورد صلح کشور کنجکاو هستید
بیاید در کلاس فردا درموردش صحبت کنیم
هرطور صلاحه
بنظر میرسه براتون سخت هست به ساختمان آموزش سلطنتی بیاید
برای همین فردا به عمارت ولیعهد میایم
چی شده؟
ملکه، جونگ یونگ هستم
برو کنار
چه خبره؟
...اون
چیکار میکنه؟ جلوش رو بگیرین
...چه خبره
باید همه رو بفرستیم برن؟
فکر خوبیه
همگی برین
چیکار میکنید؟ برین
عمارت ولیعهد رو ببندین
اگه تونستم به قصر برگردم
دیگه برادر نیستیم، دشمن هستیم
ولی نمیتونم بذارم بمیری
باید قوی بمونی برادر
تلاشمو میکنم تا از خانواده ام مراقبت کنم
تو هم قوی بمون
سبکی
لطفا شاهزاده دو سونگ رو بخاطر نقض اصول کنفوسیوس مجازات کنید
لطفا مجازاتش کنید
لطفا شاهزاده دو سونگ رو بخاطر نقض اصول کنفوسیوس مجازات کنید
لطفا مجازاتش کنید
این نامه ها میخوان شاهزاده ارشد دو سونگ مجازات بشن
از زمان تاسیس چوسان، هیچوقت همچین اتفاق ناگواری نیوفتاده بود
در آینده هم اتفاق نخواهد افتاد
حالا که اعلیحضرت هنوز در رخت خواب هستن
حتما شاهزاده ارشد عصبانی و نگران هستن
ولی این راه درستی نیست
تا نشون بدن پسر خوبی هستن
ایشون بزودی ولیعهد میشن
باید الگوی تمامی اشراف کشور باشن
ولی به تمامی کسایی که کنفوسیوس میاموزند توهین کردن
حرف بازرس درسته
باید از خرافات که مردم رو فاسد میکنن دوری کنیم
اما یک شمن رو به قصر مقدس آوردن
لطفا آروم باشید
ولیعهد رو مجبور میکنم قول بدن تکرار نشه
میخوام این اتفاق رو کنار بگذاریم
ملکه، ایشون کلاس هاشون رو شرکت نمیکنن
شنیدم ایشون بانوی دربار قصر شما رو رنجوندن
این درسته؟
من، کیم ده سونگ، زندگیمو به شما تقدیم میکنم
لطفا انتصاب شاهزاده دو سونگ به ولیعهد رو پس بگیرین
با اون چشما نگاهم نکن
هیچوقت دوباره گول نمیخورم
جرات کردی به اعلیحضرت صدمه بزنی
و از من، همسرشون استفاده کردی
با پاپوش دوختن، ولیعهد مهربون رو خلع کردی
ولی نمیتونم هربار به صورتت نگاه میکنم کاری کنم
اگه اشتباهی پیش بره، به هرحال به عنوان خائن کشته میشیم
ساکت شو
لحظه ای که با چوی سانگ روک زنا کردی
دیگه یک ملکه نبودی، بلکه یک زن فاسد بودی
فکرکردی نمیتونم بکشمت؟
منو بکش
اگه بتونیم طبق نقشه از قصر فرار کنیم
تمام لحظاتی که با من مهربون بودین
تظاهر و دروغ بود؟
اگه انسان بودین هیچوقت نمیتونستید همچین کاری بکنید
شما یک هیولایید
اینقدر سختته؟
دیگه نمیدونم کی هستم
چطوری اینطوری شد؟
چطوری همچین زن شروری شدم؟
اصلا عوض نشدی
اگه عوض شده بودی، اینقدر زجر نمیکشیدی
خوب یادمه
برای پیدا کردن من به دوسولام اومدی
...تو
...هنوزم
همون آدمی
معذرت میخوام
و ممنونم
بزودی تموم میشه
پس یکم بیشتر صبرکن
اورابونی (مثل اوپا در زمان های گذشته)
اینبار آزمون کشوری رو قبول میشم
باهات ازدواج میکنم
و همه کارهایی که برام کردی جبران میکنم
بااینکه هنوز رسما ازدواج نکردیم
خیلی وقته شما رو همسرم میدونم
فکرمیکردم شما هم همینطوری هستید
ولی حتما اشتباه کردم
چطور ممکنه؟
نمیدونی که از لحظه ای که عاشقت شدم
همسرم میدونمت؟
پس چطور میتونید مثل غریبه ها حرف از جبران کردن بزنید؟
وظیفه ام به عنوان یک همسر رو انجام داد
الان دیگه برمیگردم
حتما حرف اشتباهی زدم
منظورم این نبود
ناراحتت کردم
دفعه بعد، من اول میام دنبالت
با لباس و کلاه درباری بر روی سرم
و با نامه ازدواج در دستم
در خونه اتون رو میزنم
اورابونی
برای عروسی هنوز دیر نیست
بهت که گفتم
اگه نخوای بانو سو ریون رو از دست بدی
باید با اون ازدواج کنی
وقتی آزمون رو قبول شدم ادواج میکنم
اگه شکست بخوری، نمیخوای ازدواج کنی؟
حتما قبول میشم
اگه قراره قبول بشی
پس مهم نیست کی ازدواج کنی
آزمون کشوری نزدیکه
توی این چندروز چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟
اتفاقات بد مثل دزد شبونه میاد
اگه کارت رو به تاخیر بندازی، بانو سو ریون رو از دست میدی
ارباب جوان حتما آزمون رو قبول میشن
خیلی خوبه
بااینکه صیغه هست ولی ملکه اس
باید تمامی این کارها رو انجام بدیم؟
خیلی عاشق دخترم شدین و شخصا اومدین دیدنمون
ازتون اینقدر ممنونم که نمیدونم چی باید بگم
ولی دخترم نامزدی داره که قراره همسرش بشه
که اینطور
چیکار میکنی؟ زودباش به اعلیحضرت احترام بذار
چشم
زمین سرده
امروز با دیدن صورتت خوشحالم
اینکارو کنار بذار
چشم
درمورد نامزد اون دختر تحقیق کن
چشم
بریم
بانوی من
نباید به ارباب جوان خبر بدیم؟
آزمون کشوری نزدیک هست
...ولی بانوی من
حتی اگه اورابونی الان بفهمه
چیکار میتونه بکنه؟
اگه حواسش پرت بشه، نتیجه ده سال تلاشش از بین میره
میخواید چیکار کنید؟
الان صبرمیکنم
تا آزمون کشوری تموم بشه
به اعلیحضرت احترام بگذارین
ارباب جوان
ارباب جوان
چرا اومدی اینجا؟
حکم سلطنتی اومده که ایشون باید به قصر برن
اگه ایشون به اونجا برن همه چیز تموم میشه
چیکار کنیم؟
اتفاقات بد شبونه مثل دزد پیداشون میشه
اگه تاخیر کنی، بانو سو ریون رو برای همیشه از دست میدی
اورابونی - بله -
قبل اینکه کسی ببینن باید برین
چطور جرات میکنی مسخره ام کنی
و چیزی که مال منه بدزدی
جرمت رو میدونی
من هیچوقت چیزی ندزدیدم و دنبال چیزی نبودم
دختر اون خانواده دختری است که سالهاست عاشقش هستم
و نامزد من هست و قول ازدواج دادیم
چطور جرات میکنی
پاش رو بشکنید - چشم -
بانوی من
اعلیحضرت
لطفا ازش بگذرین
سو ریون، اینطوری نباش، برگرد
اون کار اشتباهی نکرده اعلیحضرت
همش کار منه
گفتم تمومش کن
باید زبونم رو گاز بگیرم تا برگردی؟
اون هنوز میتونه حرف بزنه
چیکار میکنید؟
اعلیحضرت
من احمق بودم و جرم بزرگی کردم
لطفا جرم کنید
برای یکبار، رحم کنید
لطفا از زندگی اون مرد بگذرین
بکذرم؟
اگه از زندگیش بگذرم
چه کاری برای من میکنی؟
اعلیحضرت
مجرم اینجاست
ببریدشون
سو ریون
سو ریون - برو عقب -
سو ریون
برو عقب
اورابونی
از سر راه برو کنار - سو ریون -
اورابونی
سو ریون
اورابونی
سو ریون
اورابونی
اورابونی - سو ریون -
سو ریون
سو ریون
اورابونی
سو ریون
اورابونی
وقتی بعد از مدت طولانی دیدمت
اگه عوض شده بودی، ازت دست میکشیدم
ولی چون مثل قدیم هستی
کنارت موندم
اورابونی
چطور تونستید اینکارو کنید؟
نمیخواید ولیعهد بشید؟
همه حرفای قدیم شما دروغ بود؟
گوش کن فرماندار
بله - چرا باید ولیعهد بشم، و بدنمو به نجاست بکشم؟
چی گفتید؟
منظورتون چیه؟
مهر سلطنتی تقلبی هست
مهر ملی نیز تقلبی هست
حتی اگه الان جواب بده
اگه کسی منو زیر سوال ببره
و امپراطور درموردش بشنوه
چیکار باید بکنم؟
وقتی با عجله بخوریم، خفه میشیم
بعد از خلع ولیعهد سابق
کی بجز من میتونه پادشاه بشه؟
گوش کن
نمیخوام مسیر پادشاه شدنم کثیف باشه
نتونستم افکار عمیق شما رو درک کنم
و عجول و احمق بودم
نگرانی های بی دلیل نداشته باشید
برین دنبال ولیعهد خلع شده
این حکم ملکه دواگر هست
حرکت کنید - چشم -
گوش بدین
گوش بدین
پدربزرگ
گون هستم
گون اومده
پدربزرگ
ولیعهد
ولیعهد؟
ولیعهد
این مدت چطور بودین؟
♫این سرنوشت ماست♫
♫باید در این مسیر قدم برداریم♫
♫زندگی تکرار میشه، این مسیر تکراریه♫
♫درست مثل سابقه، و ما بهش نزدیکتر میشیم♫
♫میخوام اینجا باشی♫
(ولیعهد گمشده)
من میونگ یون، دختر پزشک سلطنتی چوی که شما رو دزدید هستم
هیچوقت اسم پدرت رو جلوی من نیار
ایشون در وضعیت حساسی هستن
چوی سانگ روک تنها کسی هستن که میتونن درمانشون کنن
تصمیم گرفتم طبق خواسته اونا ولیعهد بشم
لطفا منو ببخشید بدون خدافظی رفتم
خائن لی گون، دستگیر میشی
ولیعهد خلع شده دستگیر شده
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.