Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
ولیعهد گمشده
(قسمت 7)
آروم باش
بانوی من
تو بک گو هستی
...بانویی که بهش خدمت میکنی
...پس تو
خدمتکار پزشک سلطنتی چوی هستی؟
جوابمو بده
برای خانواده پزشک سلطنتی چوی کار میکنی؟
خدمتکارته؟
بانوی من
بانوی من
نبضش طبیعیه
...فکرکنم جا خوردن
بانوی من
خوبی؟
نمیدونستم چیکار کنم
تظاهر کردم بیهوش شدم
کارت خوب بود
زیرک تر از منی
به هرحال، الان چی شد؟
باید صبرکنیم ببینیم
اونا مستقیما به اتاقم رفتن و دزدیدنت
پس میخواستن انتقام دزدیده شدن رو بگیرن
ولی چطوری خونه ما رو پیدا کرد؟
چی؟
اگه میدونست کجا پیدامون کنه، پس حتما درمورد من میدونست
پس چرا ازم پرسید خدمتکار پزشک سلطنتی چوی هستم یا نه؟
بنظرت عجیب نیست؟
مطمئن نیستم
ولی فکرنکنم دنبال انتقام باشه
بنظرت چرا منو دزدیدن؟
تا بدشگونی سرنوشت دخترش رو از بین ببره
گفتید بک گو اینو گفته
فکرمیکنی هدفش من نبودم؟
یک مرد رو به این دلیل دزدیدن
و تصادفا من بودم
پس وقتی چوی سانگ روک فهمید شمایید
شرط میبندم نزدیک بوده از شوک بیهوش بشه
...میگی منو دزدیدن
تا پدر دوباره نگیرتشون؟
...باور دارم اون مرد فکر کرد منم شمام
میخواستن منو گروگان بگیرن
مطمئنی؟
بله
...ولی اون محقق جذاب گفت
ترجیح میده بمیره ولی مثل یک ترسو گروگان زن نگیره
گفت منو سریعا ول کنه
وقتی اینو گفت خفن بود
خفن بود؟
وقت برای اینکارا نداریم
بانوی من، زودباشید بریم
باهم فرار کردنمون سخته
ولی میتونید تنهایی برین
بهم اهمیتی نمیدن، برای اونا، تو مهمتری
حالا که فکرمیکنن تو منی، و نمیدونیم میخوان باهات چیکار کنن
قبول نمیکنم تنهایی فرار کنم
از اینجا برین و به ارباب چوی همه چیز رو بگید
بعد برگردین نجاتم بدین
پس میرین؟
منظورتون اینه، باید بریم؟
پس چی؟
نمیدونستم همچین آدمی هستید
نمیدونستم کسی هستید که
یک زن رو بدزدین
...مراقب حرفات باش، چطور جرات میکنی
هر دلیلی داره
نمیتونید منکر بشید که کمکتون کرد و میخواست نجاتتون بده
چطور تونستید اینکارو کنید؟
اگه میدونستن همچین آدمی هستید
میذاشتن بمیرین
پشیمونن بهتون کمک کردن
...این
حرفی برای گفتن ندارم
بهشون بگید متاسفم
زودتر با بانوی جوانتون برین خونه
برو داخل وسایلمون رو بردار
چشم ارباب جوان
ببخشید
هرکاری میکردی به دستور بانوی جوانت بود
کار اشتباهی نکردی
ولی عصبانیتم رو سرت خالی کردم
معذرت میخوام
بخاطر من
سختی های زیادی رو متحمل شدین
و بخاطر پدرم
همه دنبالتون افتادن. معذرت میخوام
پیامی بود که ایشون گفتن
که اینطور
دیگه میریم
جایی برای رفتن دارین؟
بک گو، تنها کسی که نگرانمه تویی
میدونید چطوری از دروازه جنگلی بگذرین؟
راهی پیدا میکنم
صبرکنید
یک راهی دارم که کمک میکنه
بدون گیر افتادن از دروازه جنگلی بگذرین
میخوای بشنوید؟
دخترتون بهم گفت
نامزده کرده
درسته نامزد کرده
ولی دخترم میونگ یون
با ولیعهد خلع شده نامزد نکرده
اون قراره همسر ولیعهد بشه
چرا بین این همه آدم
تو دختر پزشک سلطنتی چوی هستی؟
شما چی شاهزاده؟
چرا بین این همه آدم فرزند پادشاه هستید؟
اگه میونگ یون رو برای خودتون میخواید
ولیعهد بشید
ارباب جوان
چی باعث شده بیاید اینجا؟
کمی پیش امروز
نگهبانان ولیعهد رو در نزدیکی
معبد جونگ میو گم کردن
باور دارن که
در اطراف اون منطقه پنهان شدن
چیکار کنیم؟
اگه ولیعهد خلع شده گیر بیوفتن
و همه چیز رو بگن، تو دردسر میوفتیم
به همه گفتم از چانگ سونگ بنگ در شمال رو بگردن
ولی اگه
مشاور جناح چپ بفهمن، دردسر میشه
بهش بگید یون هوان بنگ رو بگردن
چی؟
فکرمیکنید اگه برادر برگردن میذارن زنده بمونیم؟
از زندان بیرونشون آوردم
پس وظیفه ام رو انجام دادم
...برادر و من
نه
...ولیعهد خلع شده و من
الان دشمن هستیم
نمیتونیم تاابد نگهشون داریم
پس به شاهزاده دو سونگ بگید باید ولیعهد رو پیدا کنیم
شاهزاده دوسونگ دنبال ایشون میگردن
این اخرین خونه هست؟
بله شاهزاده
دوباره گمش کردین؟
میترسیدم مردم نگران بشن
بهشون نگفتم افرادمون دنبال ولیعهد خلع شده هستن
جست و جوی محتاطانه ای داشتن
و در آخر به نتیجه ای نرسیدن
این بهونه توئه؟
بعد این چطور میتونم
کارهای مهم رو بهت بسپرم؟
ببخشید
بهم یک فرصت بدین، من حتما
ولیعهد خلع شده رو میگیرم
شنیدم، لطفا برو
چشم
نمیدونم کجا میرم
یا کجا میخوام بمونم
ولی وقتی انتخاب همسر ولیعهد تموم شه برمیگردم
وقتی برگشتم، مجازاتی که بهم دادین رو قبول میکنم
لطفا تا روزی که دوباره همو ببیینم مراقب خودتون باشید
دختر ناخلف شما، میونگ یون
جاهایی که میونگ یون قبلا میرفت
و جاهایی که زیاد میره
همشونو بگردین
همه گوشه ها رو بگردین
چشم - باید قبل مراسم انتخاب همسر ولیعهد -
هرچی ام شد، پیداش کنیم
فهمیدی؟
چشم ارباب
چی داری؟ جنازه اس یا بیمار؟
بیمار هستن
بهتره فاصله بگیرین
طاعون دارن
بهشون میگیم بیمار، ولی رسما جنازه هستن
اون ها رو از منطقه عمومی بیرون میبریم
تا بیماری پخش نشه
فکرکنم منم با بیمار ارتباط داشتم
نجاتم بدین
رد شید
کارت خوب بود
رایگان اینکارو نکردم
این طلای واقعیه
علامت دندون رو روش میبینید؟
برو دیگه
چشم خواهر
اگه چیزی لازم داشتید بهم بگید
نمیتونم کمکی که کردی رو جبران کنم، ولی هیچوقت فراموش نمیکنم
بابت همه چیز ممنونم
باید بریم
شما هم
با بانوی جوانتون برین
...من و اون
با شما میایم
چی؟ - چی؟ -
لازم نیست
به اندازه کافی کمک کردین، ما دیگه میریم
تازه از پایتخت بیرون اومدیم
هنوز باید محتاط باشید
باشه
مراقب هستم
...خب - چیه؟ -
چیزی میخوای بگی؟
راستش
بانوی من - بانوی من -
گفت باید تا وقتی امنیت شما تضمین شه
پیشتون بمونیم
چون کاریه که شده
ایشون گفت؟
بله، همین رو میخوان
...خب
ممنون بابت پیشنهاد محبت آمیزتون
خواهش میکنم، دیگه میریم
هرکاری میکنن
دوست دارن تا تهش پیش برن
چیکار میکنید؟
...حالا که
تصمیم گرفتن کمکتون کنن
میخوان تا مقصدتون باهاتون بیان
و امنیت شما رو تضمین کنن
لازم نیست بخاطر پدرتون عذاب وجدان داشته باشید
به این دلیل نیست
ربطی به ارباب جوان چوی نداره
خودتون اینو گفتید، نه بانوی جوان؟
به هرحال سفر با مردا راحت نیست
...نمیخوام که باهام بیاید چون
داوطلبانه میخوان کمک کنن
چرا رد میکنید؟
الان نمیتونیم ردشون کنیم
ممنون
خیلی خوب و راحت همراهیتون میکنم
بریم
بیا بک گو
گپ سوک
بک گو
بانوی من
بانوی من
دارن دنبالمون میان
هیجان زده ای؟
هیجان زده نیستم
گروگان لازم داشتیم، سر جونم قمار کردم
بدزدمش
ولی تصمیم گرفت خودش دنبالمون بیاد
دنیا داره بهمون کمک میکنه
چرا هی میچرخید؟
برای اینکه نگرانم
اونا زن هستن، نمیتونیم مدت طولانی راه بیان
نمیدونیم چقدر طول میکشه به مونگ یونگ برسیم
امشب کجا قراره بخوابیم؟
او وول
ازم عصبانی هستی؟
عصبانی نیستم
فقط نمیتونم بفهمم چی تو فکر شماست
گفتید چون فکرمیکردن شما هستم منو دزدیدن
پس میخواستن شما رو بدزدن
چرا بهشون کمک میکنید فرار کنن؟
همینطور که گفتم، همه چیز بخاطر من شروع شد
اگه سرنوشت متفاوتی داشتم، از اول دزدی ای نبود
بدون اون هم، وضعیت الانش فرق داشت
او وو
ببخشید که باعث شدم اذیت بشی
میشه بخاطر من صبوری کنی؟
میدونی نمیتونیم برگردیم خونه
پس بیا یک سفر کوتاه در نظر بگیریمش
دوتایی بدون اونا میتونیم بریم سفر
یک چیز خیلی مهم رو یادم رفت
زخم محقق
درمان زخمی که چرکی کرده سخته
میدونی
تا وقتی زخمش خوب بشه
کافیه، شنیدم
...هرچی بیشتر حرف میزنید
هرچی بیشتر حرف میزنم چی؟
بیشتر مشکوک بنظر میرسید
مشکوک؟ کی؟
من؟
بله
خوب گوش کن
...دلیلی که میخوام - باشه -
فهمیدم، کافیه
بریم
منتظر ما هستن
بریم
مو بک منو میکشه
تکون بخور
...چرا تو
...تو
واقعا که
تسلیم میشم
همه چیزو میگم، منو لطفا نزنید
به اون دو نفر و دو مرد
کمک کردم از دروازه بگذرن
مرد؟ - بله -
یکیشون این مرد بود؟
فکرکنم
اگه دروغ گفته باشی
سرت رو قطع میکنم
چی گفتی؟
میونگ یون با ولیعهد خلع شده اس؟
بله ارباب - چی؟ -
چه خبره؟
...نگو که
میونگ یون از خونه فرار کرده
بره دیدن اون؟
پیداشون کن
به هر قیمتی پیداشون کن، فهمیدی؟
چشم ارباب - اگه میونگ یون -
با ولیعهد خلع شده دیده بشه
همه چیز خراب میشه
هرچی ام شد پیداشون کن
فهمیدی؟
اینجا میخوابیم؟
بله
یخ میزنیم
میرم چوب جمع کنم
بریم - چشم -
اگه خیلی برات سخته لازم نیست دنبالمون بیای
بانوی جوانت رو متقاعد کن و برگردین
الان که از دروازه رد شدی
برات مزاحم شدیم؟
اینطوری نیست
...براشون سخته برای همین
خوب مراقبشون هستم، نگران نباشید
حتما برای تو هم سخته
مشکلی برات پیش نمیاد؟
بله
بهترن؟
دارم میپرسم حالشون بهتر شده؟
ما رو بکشید
میتونید برین
بانوی دربار چو، بیرونی؟
بله ملکه
احمق بودم که بهشون اعتماد کردم و منتظر موندم
اونا کی هستن؟
مال شفاخونه سلطنتی هستن
مطمئنم همشون به چوی سانگ روک
مرتبط هستن
ببخشید ملکه
باید تو رو برای کاری بفرستم
ارباب جوان
یکی از قصر اومده
مادر فرستادتت؟
بله شاهزاده
دنبال یک پزشک هستن که
ربطی به چوی سانگ روک نداشته باشه
مردی که پشتت هست کیه؟
با لباسی که داره بنظر از قصر نیست
کی اجازه داده وارد بشه؟
بهتون ربطی نداره
پس برین کنار
اگه رد کنم چی؟
روی مراقبت از قصر ملکه دواگر تمرکز کنید
مسائل قصر ملکه رو به من بسپرید
اگه اینجا قصر ملکه بود
چشم پوشی میکردم
ولی اینجا قصر اصلی هست
ملکه کسی هستن که مسئول قصر اصلی هستن
و اینکه ملکه دواگر، مسئول دربار اصلی نیستن
ملکه هستن
اعلیحضرت خوب نیستید؟
اعلیحضرت
میتونی نگهش داری
دو سونگ داره میره
براتون گربه آوردم احساس تنهایی نکنید
کنارشون بمون و باهاشون بازی کن تا احساس تنهایی نکنن
این دستور سلطنتیه
اگه فهمیدی میو کن
همسرم راحت گریه میکنه، چیکار باید بکنم؟
گریه نکن میو
ملکه، ملکه دواگر اومدن
مشاور جناح چپ و ژنرال بازرسی نیز اومدن
میتونن بیان داخل
اون مرد کیه؟
چطور جرات میکنه به اعلیحضرت دست بزنه؟
من خبرشون کردم
پزشک هستن، گفتم به قصر بیان
ملکه
نمیتونید اینکارو کنید
رییس خواجه ها، منتظر چی هستی؟
بیرونش کن
پدر
پدر
تصمیم عجولانه ای گرفتی
حتی پیشینه اون رو نمیدونیم
چطور میتونید بذارین به اتاق اعلیحضرت بیان؟
میدونم ملکه هستید
ولی کارتون قابل قبول نیست
پس باید چیکار کنم؟
هیچکدوم از پزشکان ماهر
از شفاخونه سلطنتی نمیتونن درمانشون کنن
چقدر انتظار دارین صبرکنم و اعتماد کنم؟
ملکه، اعلیحضرت اینجا هستن
لطفا صداتون رو پایین بیارین
ملکه
مشاور جناح چپ درست میگن
از قوانین باید اطاعت بشه
نمیتونید قوانین رو نادیده بگیرین و یک غریبه رو راه بدین
...اگه نمیتونید به پزشکان شفاخونه سلطنتی اعتماد کنید
درسته، بهشون اعتماد ندارم
چطوری اعتماد کنم؟
تقصیر کنه که اعلیحضرت اینطوری شدن؟
ملکه
منظورتون چیه؟
این واقعا سوال بود؟
خوب میدونید ولی بازم کنارشون هستید
چرا تظاهر به بیگناهی میکنید؟
چرا اعلیحضرت رو نگاه نمیکنید؟
توانایی شما بهتر از بقیه پزشکان هست، نه؟
چشم
فرمانده بیرونه؟
بله ملکه
...اگه اون دستش
به اعلیحضرت خورد و صدمه ای دیدن
بکشیدش
چشم
چرا اینقدر زیاده روی میکنید ملکه؟
نبض اعلیحضرت کند هست
ولی نیازی به نگرانی نیست
نگران نباشید
انگار ملکه میخوان با من حرف بزنن
تنهامون بذارین
...اینقدر
از من متنفری؟
بله، اینقدر متنفرم که پایانی نداره
هرشب، خواب میبنیم که در اتاقتون
شما رو به قتل میرسونم
ولی همینقدر میتونم
بلد نیستم اشک تمساح بریزم
نمیتونم تظاهر کنم زنا نوعی عشق هست
هیچوقت نمیخواستم
به آدم بیگناه بخاطر جاه طلبی صدمه ای بزنم یا کسی رو بکشم
با دیدن شما میترسم
ازتون دوری میکنم و پنهان میشم
ولی وقتی شما رو میبینم
بجای ترس، بیشتر عصبانی میشم
اونقدر که نمیتونم نفس بکشم
ملکه
...هرچی ام بگم - حرفی نزنید -
من یک آدم هستم
من حرف میزنم
درسته
شما از انسانیت فاصله زیادی گرفتید
با استفاده از من، همسرشون
اعلیحضرت رو به این روز انداختید
پاپوش دوختید و ولیعهد مهربون رو خلع کردین
یک انسان همچین کاری نمیکنه
فقط یک هیولا اینکارو میکنه
ملکه - با اون چشم ها نگاهم نکنید -
هیچوقت دوباره گول نمیخورم
دوباره وارد اتاق اعلیحضرت نشید
نزدیک شاهزاده دوسونگ عزیزم نشید
دنبال ولیعهد نرین
اگه به خانوادم دوباره صدمه بزنید
هیچوقت نمیبخشمتون
...بعدا
وقتی آروم شدین
حرف میزنیم
مهم نیست
چقدر ضعیف هستم
یادتون باشه ملکه این کشور هستم
ملکه
ملکه - پزشک خبر کنید -
چی میگی؟
"اعلام ولیعهد را به تعویق بندازیم؟"
مهر سلطنتی و ملی گم شده ان
بدون اون
چطور میتونیم نامه انتصاب ولیعهد رو مهر کنیم
گفتم که حواسم هست
ملکه کله شق هستن
چیکار میخواید بکنید؟
خوب خوابیدین؟
شما چی؟ خوب خوابیدین؟
بله، بانوی جوانت کجان؟
کل شب ذهنشون درگیر بود
هنوز خواب هستن
خیلی خب
خیلی خب
فکرمیکنی چیکار میکنی؟
مشخص نیست؟
تمومش کن
اون چی بود؟
بیمار هستید محقق
اگه زخمتون عفونت کنه چی؟
صبرکن
ببینش، احمق هستید؟
هرچی ام شده، احمق صدام نکن
پس کله پوک هستید؟
اینطوری نمیشه
پارچه نخی بازار رو لازم داریم
با من بیا
(اگه پیداشون کردین، به مامورین دولتی خبر بدین)
خیلی خطرناکه
نظرتون چیه؟
اگه از نزدیک نگاهمون نکنید
سخته متوجه بشید کی هستم
یک لحظه
به عنوان خدمتکار
بیش از حد سفید و ظریف هستید
باید بپوشونیمش
درسته که خوش قیافه ام
چشمای تیزی داری بک گو
درسته
این چیه؟
از نزدیکتر
خوش قیافه تر شدم؟
...همونطوری بمون، اینا رو گفتم
چون بخاطر هرروز خونه موندن پوست سفیدی داری
دیدی؟
گفتم آروم بمون
بدش من
خودتون میزنیدش؟
تمومش کنید
تو هم نسبت به خدمتکار بودن زیادی خوشگلی
باید بپوشونمش
با گفتن اینکه زیبا هست لاس زدین
در اون لباس خیلی فرق کرده
درسته، خوشگله
ارباب جوان؟
بله؟ چیه؟
خیلی خب
حالا که لباس عوض کردیم
از الان به بعد
بک گو و من مثل یک زوج متاهل هستیم
...چرا تو
زوج متاهل نمیشه
اصلا شبیه نیستی - چی؟ -
بجای زوج متاهل
بهتره خواهر برادر باشید
بیشتر بهتون میاد
اینطوری بهتره
اصلا شبیه نیستن
والا - کافیه -
این تصور متعصبانه رو کنار بذارین
خواهر برادر لازم نیست حتما شبیه باشن
یکی شبیه پدر میشه
و یکی شبیه مادر
ولی زوج متاهل قابل باورتر از
برادر و خواهر بودن هست
بیاین اینطوری بگیم
اون داروی بدی خورده
صورت من کجاش زشت هست؟
ساکت
خواهر برادر، باشه؟
دیگه بریم
سفر طولانی ای در راهه
چه منظره زیبایی هست
بیاید یکم استراحت کنیم
چطور در این موقعیت از منظره لذت میبرین؟
باید در این زمان آرامش ذهن داشته باشیم
گرمه
دود سمت من میاد
باید آتش روشن کنم
پس درست انجامش بده
وای سرم
زودباش برادر
زودباش بیا اینجا
برو پیشش
کله خر
بیا اینجا
زودباش
ممکنه لیز بخورین
گون، یونگ
مراقب قدماتون باشید، صدمه نبینید
چشم مادر، نگران نباشید
دردت گرفت؟
ادامه بده
منو هول دادی، واستا
یکجای دیگه بازی کنید
ماهی رو میترسونید
صبرکن بگیرمت
کله خرا
صبرکنید بگیرمتون
بیا اینجا
میکشمت
بیا
خیلی خب
بگیرش
بیا
بذارش پایین با من بیا
میشه؟
سریع نیست
تمومش نمیکنیم
...من
دوباره
همه چیز رو درست میکنم
سرم گیج میره
چرا تنهایی؟
ارباب جوان رو اونجا گذاشتین؟
نه
اونجاست
سرده، دارم یخ میزنم
حتما اونجا خیلی سرد بوده
اشک میریختید
وقتی سردم میشه، منم اشک میریزم و دماغم میاد
اینطوری نشده
...کی
راستی
اسمی ندارین صداتون بزنم؟
اسم - درسته -
حالا که خدمتکارین، باید جور دیگه ای صداتون بزنم
نمیتونیم جلوی بقیه محقق یا ارباب جوان صداتون بزنیم؟
نکته خوبی بود
اسم؟
با توجه به رنگ پوستتون هوانگ بهتون میاد
هوانگ؟
صورت شما مثل ماه گرد هست
پس گو بعدش بیاد
چطوره بگیم هوانگ گو؟
هوانگ گو درست حرف بزن
ممکنه یکی بشنوه
درسته بانوی من
باورم نمیشه
صبرکن
چطوره شب رو اینجا بمونیم؟
خب
بنظر میرسه کلبه ای هست که گیاهان دارویی توش جمع میکنن و شکارچیان میمونن
توی غار خوابیدیم
این بد نیست
هولم نده
خیلی نزدیک شدیم
هرچی که لازمه دیدن
چرا خجالت میکشید؟
موقع درمان زخمم
فقط بخشی از سینه ام رو دیدن
که اینطور
اون سینه لخت شما رو دیده
پس لمس باسن چیز مهمی نیست
صدات رو میشنویم
حتی اگه یک خدمتکار زمزمه کنه
باید تظاهر به نادانی بکنه
...ارباب هم
منظوری نداشتم
درسته
کیک برنج
سوخت
همونجا نشین
گفت کیک برنج سوخته
(دیدین؟)
(چی؟)
(گفت باشه)
(مراقب باش)
(یهویی گفتم)
(...چی)
ببینیم چطور شدن
کسی رو پیدا کردی کمک کنه؟
بله در روستای پایین تپه اس
ولی خطرناک نیست؟
نجات زندگی یک نفر مهمتره
بدنشون در تب میسوزه، چیکار کنم؟
ببخشید میایم داخل
نمیتونه چشماش رو باز کنه
باید یک پزشک رو ببینه
بذارشون پشت من
من حملشون میکنم
لازم نیست، برو پایین و منتظر باش
(شفاخونه)
(گرفتن نبض)
(گرفتن نبض)
سرما خوردن، نگران نباشید
بخاطر سرما خسته شدن
ممکنه حرکت زیاد وضعیتشون رو بدتر کنه
بهتره چندروزی استراحت کنن
بنظر از این اطراف نیستید
جایی دارین بمونید؟
جعل؟
میخواید مهر سلطنتی و ملی رو جعل کنید؟
اگه کسی بفهمه چی؟
برای همین کسی نباید بفهمه
اگه حقیقت مشخص بشه
متهم به شورش میشید
...این
درست نیست ارباب یون
نگران نباش
وقتی شاهزاده دوسونگ ولیعهد شدن
هیچکس جرات نمیکنه زیر سوال ببرتشون
با دیدن این مشکل
ملکه هم یک گوشه نمیشینن ببینن صدمه ببینیم
وقتی مربوط به پسرشون بشه
چاره ای ندارن جز اینکه مهر سلطنتی رو بدن
اگه فهمیدی، فکر بدردنخور نکن
روی پیدا کردن ولیعهد خلع شده تمرکز کن
وقتی ولیعهد شدی
...ما میخوایم
دختر چوی سانگ روک رو همسر ولیعهد کنیم
تا وقتی پدر زندگیشون در خطره
نمیخوام این جایگاه رو داشته باشم
حرفای بچگونه کافیه
یادت رفته اعلیحضرت چطوری به تخت نشستن؟
ملکه دواگر و چوی سانگ روک
میتونن با بقیه خانواده سلطنتی دست به یکی کنن
و با پاپوش ما رو بیرون کنن
وقتی ملکه دواگر هستن
...سرنوشت تو و ملکه
و همینطور اعلیحضرت
در دستای چوی سانگ روک هست، فراموش نکن
چه دوست داشته باشی چه نه
باید با دختر چوی سانگ روک
به عنوان همسر ولیعهد بمونی
اشتها ندارین؟
آره، ولی تو بخور
اطراف رو میگردم، لازم نیست دنبالم بیای
صبرکنید
میشه نصفش رو بهم بدین؟
نوش جون
(بررسی نبض)
او وول، آب میخوام
ارباب جوان
ارباب جوان؟
بک گو
بگیریدش - چشم -
(ولیعهد گمشده)
ولیعهد رو گرفتن
مرگ من حقیقت رو نمیپوشونه
این مهر سلطنتی هست
این جعل نیست؟
مراسم انتخاب ولیعهد انجام میشه
ترجیح میدم دنبالتون بیام
دنبالم نیا، بجاش همراهیم کن
نمیخواید ولیعهد بشید؟
...همه اینا
میخوان شاهزاده دوسونگ مجازات بشن
وقتی که خشم من کل خانوادشو در بر گرفت
میخوام اون در جای دیگه ای در امنیت باشه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.