Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(ولیعهد گمشده)
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
(قسمت 6)
بهت قول میدم
اعلیحضرت در امان هستن
جواب سوال رو بده
پاپوش دوختن
یا نه؟
...من
...اونموقع من
بیرون قصر بودم
بااینحال
اگه ملکه گفتن کار منه
پس درست میگن
گناهت رو قبول میکنی؟
...اونموقع
بیرون قصر بودم
گناهکاری یا نه؟
بیرون قصر بودم
انگار که
چیز دیگه ای نمیگن
باید شکنجه اشون کنیم؟
نظراتتون رو بگید
ممکنه شورش کرده باشن
ولی یک زمانی ولیعهد کشور بودن
شاید بهتره تمومش کنیم
اینطوری
مشکلات بیشتری نمیشه؟
منکر نشدن گناهشون
یعنی قبول کردن گناهشون
باید به حرف ژنرال بازپرس چوی گوش بدیم
اگه خون بریزیم
و اعلیحضرت بپرسن چی شده چی؟
کی عواقبش رو قبول میکنه؟
چطورن؟
بهترن؟
منو ببخشید
فکرکنم ملکه اشتباه کردن
بنظر بنده
یک عکس العمل موقتی بدنی نسبت به درمان بوده
نه
با چشمای خودم دیدم
میدونم چی دیدم
انگشت اعلیحضرت
اینطوری تکون خورد
آروم باشید مادر
مادر دیشب تونستید بخوابید؟
کل دیشب بیدار بودن
باید استراحت کنید
تو هم باورم نمیکنی؟
منظورم این نیست
میتونین برین
مادر - میخوام تنها باشم -
گفتم زودتر برین
صبرکن
ملکه میخوان جداگانه منو ببینن؟
بله - با اینحال -
این مسیر قصر ملکه نیست
دنبالم بیاید تا متوجه بشید
منو آوردی دفتر سلطنتی
چرا ملکه اینجا باشن؟
لطفا برین داخل
چرا جا خوردین؟
حتما میدونید که
بزودی به تخت میشینم
درسته شاهزاده
بهش فکرکردم
به ذهنم رسید که
بزودی به تخت میشینم و به چوسان سلطنت میکنم
باید یک فرد قابل اعتماد
در کنارم داشته باشم
و این افکار
باعث شد کنجکاو بشم
ببینید
این سوالات کل شب منو به فکر واداشت
وزیر یون
گفتم بیاید تا کنجکاویمو رفع کنم
لطفا هرچی میخواید
بپرسید
وزیر یون
به من وفاداری
یا
به پدربزرگم؟
من، یون جونگ ده
سگ وفادار شما هستم
میتونم به وفاداریت
اعتماد کنم؟
اگه دستور بدین میمیریم
و اگه بخواید زندگی میکنم
بیا نزدیکتر
یک لطفی بهم بکن
لطف؟
این حرف جالب نیست
دستور بدین تا انجام بدم
با زندگی خودم
تضمین میکنم
وقتی شاهزاده دوسونگ ولیعهد بشن
مشاور جناح چپ یون پدر رو میکشن
بعدش
شما و چوی سانگ روک رو میکشن
باید این حرف رو میزدین
ولی چیزی نمیدونستید
الان چی؟
ممکنه فردا به شما سم بخورونن
ولی ایشون ولیعهد هستن
فکرنکنم بکشنشون
در بدترین حالت تبعید میشن
بعد این همه اتفاق
نمیبینی چه هیولاهایی هستن؟
برای ولیعهد پاپوش دوختن
تا ایشون رو بکشن
برای گرفتن زندگیشون تهمت شورش زدن
چرا بذارن زندگی کنن؟
ولیعهد
وقتی صبح شد
به مشاور جناح چپ یون و پزشک چوی
بگید هیچی نمیدونید
شنیدین؟
پدر چی؟ - برای زنده موندن -
ملکه دواگر ازشون محافظت میکنن
میتونن
باایتحال
نباید سر زندگی پدر ریسک کنم
باید بری برادر
سانگ سو رو ببر
باید عجله کنی
تو باید عجله کنی
وقتی از زندان فرار کنم
چطوری عواقب رو تحمل کنی؟
فکرمیکنی چرا ماسک پوشیدم؟
منظورم این نبود
...پس چی
باید به قصر برگردم
به عنوان دشمن همو خواهیم دید
نه برادر
چه بخوایم چه نه
باید به روی هم شمشیر بکشیم
بازم حاضری کمک کنی فرار کنم؟
گذاشتن برای اینکه بمیری هم راه حل خوبی نیست
عواقب رو میذاریم در زمان خودش
تو احمق مهربونی هستی
بهم فحش میدی
ولی نظرم عوض نمیشه
بیا عجله کنیم، ممکنه گیر بیوفتیم
برای بار آخر
ازت میپرسم
پشیمون نمیشی؟
همیشه نگران جزئیات هستی
درسته
ممکنه پشیمون بشم
ولی تلاشمو میکنم تا خانوادمو نجات بدم
بازم باید بپرسم
ولی میذارم برای روزی که برگشتم
کاری که کردی خطرناکه
...وقتی حرف میزدیم - وزیر یون -
مطمئن میشه کاری نکنن
نگران سانگ سو نباش
تا وقتی خوب بشه
حواسم بهش هست
باشه، بجای من مراقبش باش
دو سونگ
لطفا برو
دو سونگ - چیه؟ -
یک پسر جذاب هستی
برادر کوچیک من - برادر -
وقت شوخی نیست
معلوم نیست در آینده کی همو ببینیم
نمیخواستم که
بی خدافظی
پشت سرت برم
لطفا سالم و خوب بمون
برادر
تو هم همینطور
مراقب خودت باش
چیه؟
اون کیف برات سنگینه؟
معلومه که نه
اینطوری نیست
نمیدونم قراره کجا بریم
فقط نمیدونم
بیا بفهمیم کجا بریم
ولی وقت نداریم
وقتی بفهمن فرار کردیم
میان بگیرنمون
ارباب چوی
ارباب چوی
بانوی من
چی شده؟
حتما اتفاقی برای محقق افتاده
منظورت چیه؟
از مو بک شنیدم
اتفاقی در بخش قضایی افتاده
بنظر میرسه ارباب چوی باید زودتر برن
...چرا تو
چطوری نگهبان گذاشت اینطوری بشه؟
نگهبان کجاست؟
نگهبان رو خبر کنید
چشم
ارباب یون
...ارباب یون ولیعهد فرار کردن
چطوری اینطوری شد؟
درسته
طبق حرف نگهبانان
وقتی که زنگ خاموشی رو زدن
اینجا بود
مطمئنید؟
بله
وقت نداشتن که از قصر برن
حتما هنوز داخل قصر هستن
همه سربازان رو
بسیج کن
زندانی رو پیدا کنید
چشم
باید قبل اینکه از قصر برن پیداشون کنیم
سربازا باید کل قصر ررو بگردن
کل قصر رو بگردین
چشم
پیداش نکردین؟
بزودی پیدا میشه، نگران نباشید
بهتر از هرکسی میشناسمش
برای همین گیج شدم
ولیعهد کسی نیست که در رو باز کنه
و بخواد فرار کنه
موافقم
یکی کمکشون کرده
...یکی
...اون
شاهزاده دوسونگ هست؟
تنهایی اینکارو نکردن
حتما یکی بهشون کمک کرده
میتونی بفهمی کی؟
باید بتونم
ملکه، بانوی دربار کیم هستم
بیا داخل
...دیشب شاهزاده دوسونگ
نزدیک دروازه بودن
ایشون بیرون قصر زندگی میکنن
عجیب نیست که از در خارج بشن
مشکلش چیه؟
وزیر یون دو تخت روان قرض گرفتن
شاهزاده دو سونگ با اونا رفتن
وزیر یون جونگ ده از وزارت هان سونگ
ولی ایشون به جناح چپ یون وفادار هستن
حتما میخوان از یک قایق شکسته
به یک قایق تازه رفتن
ممکنه که
هردو طرف هم باشن
اگه درست باشه
باید بترسن
شاهزاده دو سونگ مجبورش کرده
اون باید بیشتر بترسه
شما بودین شاهزاده دوسونگ؟
لطفا حرف بزنید
پدربزرگت میپرسه
شما ولیعهد رو فراری دادین؟
بله
من بودم
چرا همچین کاری کردین؟
من همه کار کردم
ولی احمقانه رفتار کردین
شاید خانواده شما نباشه
ولی برادر منه
اگه ولیعهد بعدا برگردن
ممکنه بمیریم
تو، ملکه و من
پس جلوش رو بگیرین
جلوی برگشتن برادر رو بگیرین
قدرت دارین
ولی نمیتونید؟
نشونم بدین که
میتونید بجای من
به کشور حکومت کنید
من منتظرم
داخل رو نگاه میکنم
دارن دیوونم میکنن
میخوام یچیزی بپرسم
چیه؟ - مشکلی در -
بخش قضایی اتفاق افتاده؟
کی هستی که میپرسی؟
برادرم یک بازجو در اینجاست
نگرانم کی برمیگردن خونه
حرکت سربازا نشون میده اتفاقی افتاده
بانوی من
صبرکنید
میدونید فرار کرده، همین کافیه
بیاین برگردیم خونه
نمیدونیم محقق فرار کرده یا نه
شاید یکی دیگه باشه
ارباب این وقت شب مجبور شدن با عجله برن
...حالا که میدونید زنده ان
ممکنه بازم گیر بیوفته
بانوی من
امروز روز خوبیه
باز چیه؟
اومدم چون گفتید که امن تره
وسط شهر بریم و جایی نداریم
ولی چیه؟
اون دوست پدرم بود، یک بازیگر دوره گرد بود
ولی از مرگ پدرم ندیدمش
نمیدونم آدم مناسبی هست یا نه
اینطوری در امان میمونیم
بریم داخل
پدر
...من
حتما برمیگردم
تا اونموقع
فقط تا اونموقع
منتظرم بمونید
پدر
مجرم لی گون
از ولیعهدی خلع شدن
این جایگاه نباید یک روز هم خالی باشه
شاهزاده دوسونگ ولیعهد میشن
آمادگی های مراسم انتخاب ولیعهد رو انجام بدین
باید یک فرزند پسر در خانواده سلطنتی باشه
دفتر موقت عروسی درست میشه
تا به همسر ولیعهد خوشامد بگن
و مراسم اعلامیه برگزار بشه
و زمان اتمام منع ازدواج مشخص میشه
رد میکنم
رد میکنی؟
نمیتونی تصمیم بگیری
ولیعهد بشی یا نه
اگه نتونم
میتونم مثل برادرم فرار کنم
...تو
ولیعهد شدن چیش خوبه؟
مشخصه که یک دست نشانده میشم
که ملکه دواگر کنترلش میکنن
این برای همیشه نیست
تا وقتی هست که به تخت بشینی
بیاین بگیم ولیعهد میشم
فکرمیکنید ملکه دواگر به راحتی تسلیم میشن
و منو به تخت میشونن؟
با اینکه میدونن کشته میشن؟
مگه نگفتم حواسم به ملکه دواگر هست؟
اگه شکست بخورین چی؟
...من
نمیخوام مثل پدرم در تخت بیوفتم
هیچقوت اینطوری نمیشه
بهم ایمان داشته باش
اگه میخواید اعتماد کنم
کاری کنید پدر دوباره سرپا بشن
اگه پدر منو ولیعهد کنن
نه ملکه دواگر
من بیشتر مشتاق میشم
تا قبولش کنم
هنوز دست نکشیدین؟
اگه از پایتخت نرفته باشن
بالاخره گیر میوفتن
این آخرین درخواست منه
مادر
مادر
مادر
پسرم
نه
سانگ روک
نرو
سو ریون
باید باهاش برم
سو ریون
سو ریون
سانگ روک
چندروز گذشته وزن کم کردی
دیشب بیدار بودی؟
خوبم
پزشک باید مراقب خودش باشه
ولی رنگت پریده
خوبم، نگرانم نباش
برو خونه استراحت کن
ملکه
چی شده؟
باید گزارشی بدم
بیا داخل
چی شده سرپرست خواجه ها؟
به ملکه بگو
مهر سلطنتی
گم شده
منظورت چیه گمشده؟
چطوری اینطوری شد؟
بریم دفتر مسائل سلطنتی
بزودی ملکه میان
صندوقچه مهر سلطنتی و مهر ملی گم شده؟
بله ارباب
کی درموردش میدونه؟
اگه نمیخواید بمیرین
برین کنار
من به دستور ملکه عمل میکنم
از شر آدماش خلاص بشید
بکشیدشون
این اخرین هشداره
برو کنار
مگر اینکه از جنازه من رد بشید
نمیتونید برین داخل
شلیک کنید
بذارین بیاد داخل
با مهر سلطنتی چیکار کردی؟
اعلیحضرت اینجان
لطفا بشینید
دارم میپرسم مهر سلطنتی کجاست
هیچی نمیدونم
ملکه
اعلیحضرت
ملکه من
بله اینجام اعلیحضرت
مهر سلطنتی
مهر سلطنتی
پدر، این بی حرمتیه
تمومش کنید
کجاست؟
مهر سلطنتی رو بده
ملکه
بدون مهر سلطنتی
نمیتونیم کاری بکنیم
میدونید مسئله جدی ای هست؟
نمیتونیم به نیازمندان برنج بدیم
مردم از گشنگی میمیرن
اگه اینطوری بشه
مجازات میشید
مهم نیست چی بگید، جوابم عوض نمیشه. نمیدونم
بیاریدش داخل
ملکه
پدر
ملکه، خودتون باعث شدین
بگید
مهر سلطنتی کجاست؟
هیچی نمیدونم
پدر
جادوگر
چطور جرات میکنی چشمات رو بچرخونی؟
راستشو بگو
ارباب لطفا
لطفا پدر
اعلیحضرت اینجان
چرا اینطوری هستید؟
مهر سلطنتی رو بده
وگرنه این جادوگر تا وقتی حقیقت رو بگه
شکنجه میشه
کجاست؟
ببریدش
شکنجه اش بدین تا حقیقت رو بگه
چشم
ازم بگذرین
واقعا هیچی نمیدونم
ازم بگذرین
کافیه
فرمانده نگهبانان قصر چطور جرات میکنی
وقیح هستید
ولش کنید و از اتاق برین
به چی نگاه میکنید؟
میخواید بهم بی حرمتی کنید؟
به اعلیحضرت و دربار سلطنتی هم؟
ملکه اینطوری نیست
ملکه
مهر سلطنتی کجاست؟
بگید
تا همه چیز حل بشه
خیلی بی رحمید
اینکارو میکنید تا زودتر منو بکشید؟
منظورتون چیه؟ درست نیست
وقتی شاهزاده دوسونگ ولیعهد بشن
میخواید اعلیحضرت رو بکشید
چی میگید؟
چرا بکشمشون؟
نمیتونید منو گول بزنید
حرفاتون با ولیعهد در زندان
همش رو شنیدم
اگه میخواید بکشیدشون
باید منم بکشید
مهر سلطنتی گم شده
میدونستید؟ - ببخشید؟ -
مهر سلطنتی؟
پس نمیدونستید
نمیدونستم
افسران دفتر امور سلطنتی چیکار میکنن؟
چطوری مهر رو گم کردن؟
بنظر میرسه که
قبل گم شدن ملکه به اونجا رفتن
مادر؟
....پس مادر
میدونید کجاست؟
نه، خیلی یهویی بود
باید فکرکنیم ببینیم کجاست
مهر سلطنتی لازمه
تا شما ولیعهد بشید
پس نگران نباشید
خیلیا میخوان که ولیعهد بشم
همه یچیز رو میخوایم
بزودی پیداش میکنیم
منو ببخشید
وقتی ولیعهد خلع شده با لباس مبدل بیرون رفتن
زخمی شدن، حتما درموردش میدونید
نمیدونم چی میخواید بگید
ولی علاقه ای به شنیدنش ندارم
میدونید کی زخمشون رو درمان کرد؟
دختر من
میونگ یون
من نامزد دارم
بهتره تسلیم بشید و یکی دیگه رو پیدا کنید
دخترتون
نامزد برادره؟
نه
حتی در قدیم همو نمیشناختن
...پس چطور - تصادفا -
باهم روبرو شدن
دخترتون گفت نامزد شدن
درسته که نامزد شدن
بااینحال
دخترم میونگ یون، با ولیعهد خلع شده نامزد نیست
اون بزودی همسر ولیعهد میشه
یعنی هرکسی ولیعهد باشه
همسر میونگ یون میشه
اگه میونگ یون رو میخواید
باید ولیعهد بشید
ولیعهد ملت بشید
با همسر ولیعهد ازدواج کنید
فقط باید مهر سلطنتی رو پیدا کنید
فراموش نکنید
بیا اینجا
چرا اینقدر طول کشید؟
شاید اتفاقی افتاده
خودشه
بگیریدش
بگیریدش
از اونطرف رفت
بگیریدش
واستا
بگیریدش
واستا
بگیریدش
گمش نکنید
واستا
واستا
بگیریدش
بگیریدش
اونجاست
واستا
برین دنبالش
احمقا
من محافظ ولیعهد هستم
لی گپ سوک
اونجاست، بگیریدش
بگیریدش
بگیریدش
بگیریدش
بیاین
یک جراحت کوچیکه، چیزی نیست
یجوری رفتار میکنی انگار دارم میمیرم
خوبین؟
نه
درد داره، انگار دارم میمیرم
ولیعهد
صدام کن ارباب جوان
چشم ارباب جوان
فکرکنم
بهتره پزشک رو ببینید
چرا منو نمیبری شفاخونه سلطنتی؟
خیلی وقته حرکت نکرده بودم، خسته ام
باید دراز بکشم، تو هم استراحت کن
ولیعهد
همه آماده اید؟
افراد قابل اعتماد رو پیدا کردم. آماده هستن
در قدیم اونجا پنهون شده بودن، با اینجا آشنا هستن
راحتتر میتونن با شاهزاده دوسونگ در ارتباط باشن
جای بهتری نسبت به اونجا
به ذهنم نمیرسه
موافق
گیسانگ خونه جای عادی ای نیست
خیلیا حواسشون هست
پس تا جای ممکن بی سروصدا باشید
اطاعت میشه
اون بانوی جوان
که میومدن بقیه رو درمان کنن
امروز اینجا نیستن
کی؟ - میدونید -
اون؟
چندروزی هست ندیدمش
پس میدونید کجا زندگی میکنن؟
میشه بدونم کجا میتونم ببینمشون؟
چطوری بدونم؟
وقتشه بازم بیاین
فردا بیاین دیدنشون
از اینطرف برین
بقیه اتون
...اون مرد
چشم
(نمیدونم کجا میرم)
(از طرف دختر ناخلف شما، میونگ یون)
او وول خوب خوابیدی
زودباش بیدار شو
خواب نبودم
ببخشید بیدارت کردم
لباست رو عوض کن و بخواب
بانوی من، باز میخواید چیکار کنید؟
فرار میکنم
فرار؟
یک ماه تا انتخاب همسر ولیعهد مونده
یکماه باید پنهان بشم
نمیتونید از خونه فرار کنید
چرا اینکارو با من میکنید؟
معذرت میخوام
او وول قضیه اینه
وقتی که منع ازدواج تموم بشه و همسر ولیعهد انتخاب بشه
نمیتونم از پدر سرپیچی کنم
توی این اتاق زندانی میشم
در آخر به قصر برده میشم
کسی نیستید که به زور ازدواج کنید
ترجیح میدین زبونتون رو گاز بگیرین و بمیرین
ولی به زور ازدواج نکنید
درسته
پس باید اینجا بمونم
و وقتی گفتن با ولیعهد ازدواج کنم زبونمو گاز بگیرم و بمیرم
باشه
ولی با شما میام
یکماه باید دور بمونیم
ولی یک روز بدون من نمیتونید بمونید
این درست نیست
ولی وقتی رسیدم اونجا بهت خبر میدم
باید الان باهم بریم
نه
باید برام وقت بخری
تا در امنیت بیرون برم
پس حتما بهم خبر بدین
وگرنه به ارباب چوی همه چیز رو میگم
تا دنبالتون بگرده
باید عجله کنیم
باید قبل برگشت پدر برم
میدونم ملکه دواگر نگران هستن
پیدا کردن ولیعهد
از دست ما خارج شده، نمیشه کاری کرد
فکرکردم امروز نمیاید
بخاطر ولیعهد خلع شده برگشتید
خوب بنظر نمیرسید
اگه ملکه دواگر ببینن، نگران میشن
بهتره گیاه دارویی بخورین
درسته
ممنون بابت نگرانیتون
در این حین برای شما جوشونده گیاهی درست میکنم
وزیر یون باید سالم بمونید
تا بتونید که
شاهزاده دوسونگ رو حمایت کنید
درسته
دیگه رفع زحمت میکنم
به کسی نگو که
ارباب جوانم اینجاست
میفهمی؟
چی؟ چرا توی خونه منه؟
اگه از اینجا بره، وارد باغ اصلی میشه
اومده دیدن من؟
غیرممکنه
نمیدونه کی هستم
پس چرا اومده خونه من؟
کیه؟
روحی؟
چیکار کنم؟
اگه برگردم، نمیتونم برم
درسته
کمک
کمکم کنید
کمک
منو بذار پایین
او وول؟
عقلت رو از دست دادی؟
چطور تونستی اینکارو کنی؟
گوش بدین - ساکت باش -
ببرش خونه
نمیدونیم چه کاری ازشون برمیاد
محض احتیاط
باید یک سلاحی باشه تا باهاشون بجنگیم
این سلاحه؟
دزدیدن یک زن بیگناه و سواستفاده ازش؟
اون بیگناه نیست
دختر دشمن ماست
گفتم ببرش خونه، بهونه میاری؟
این چیزی نیست که میخوام
تنها راهی بود که میتونیم در امنیت بریم
اگه دخترش رو گروگان بگیریم
...نمیتونن بهمون صدمه بزنم - گفتم نمیشه -
نمیذارم همچین کار شرورانه ای بکنی
هرکار میگم بکن
قبول نمیکنم
چی گفتی؟
حتی بخاطر وضعیت الان
تو هم دست کمم میگیری؟
برام مهم نیست چی میگی، نمیتونم انجامش بدم
وظیفه من محافظت از شماست
پس بذارین اینبار روش منو عمل کنیم
بازش کن - الان نه -
وقتی از جنگل گذشتیم میذارم برن
جدی؟ پس خودم انجامش میدم
برو کنار - نمیتونم -
لطفا اینکارو نکنید
نکنید
برو کنار
تا اینجا آوردمش - کمک -
اینکارو نکن
چی شده؟ منو ترسوندی
بانوی جوان - بیا بیرون -
باید کارمو بکنم
بازم کتک میخوای؟
ضروریه
من برده اون شدم؟
برو اونطرف
تو هم اونطرف
ولم کن - چرا اینطوری هستید؟ -
ولم کن - نمیتونم -
جدی میگم، اینکارو نکن
زودباشید پیداشون کنید
ول کن - نه -
اونا کی هستن؟
فکرمیکنی میتونی یکی رو بدزدی؟
خودشه، بررسی کنید
چشم
چی بود؟
بگیریدش
کجا بردنش؟
...چی
...تو
بذار بریم
ما میریم، بریم زودباشید
بلند شو
نمیتونیم شکستش بدیم
زودباشید
ساکت باش
فکرکنم اراذل بودن
میرم اطراف رو محض احتیاط بگردم
آروم باش
بانوی جوان
تو بک گو هستی
...بانویی که بهش خدمت میکنی
...پس تو
خدمتکار پزشک سلطنتی چوی هستی؟
(ولیعهد گمشده)
ولیعهد رو نزدیک
معبد جونگ میو گم کردیم
یک ایده دارم که کمک میکنه
بدون گیر افتادن از جنگل رد بشید
ولیعهد خلع شده و من دشمن هستیم
اگه میونگ یون با ولیعهد خلع شده دیده بشه
همه چیز خراب میشه
انتصاب ولیعهد به تعویق بیوفته؟
میخواید مهر سلطنتی بسازیم؟
هرچی ام بشه ازت محافظت میکنم
پس با من بمون
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.