Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
(ولیعهد گمشده)
(قسمت 3)
لطفا منو ببخشید ولیعهد
منتظر چی هستی؟ کار رو تموم کن
ولیعهد
ولیعهد
ولیعهد خودتون رو جمع و جور کنید
گپ سوک، تویی؟
بله
الان به اعلیحضرت خبر میدم
پزشک رو میارم
نه
...من باید
از قصر برم
ببخشید؟
باید عجله کنیم
الان میبرمتون شفاخونه
گفتم که، نمیتونم برم اونجا
در این لحظه
نمیتونم به کسی اعتماد کنم
درک میکنم، ولی باید درمان بشید
جناب محقق
...ولی
اگه چیزی شد، حتما برگردین اینجا
منتظر هستم
فقط محض احتیاط میگم، فراموش نکنید
منو ببر دان پونگ مون
دان پونگ مون؟
فکرمیکنی بدون اینکه کسی ببینه
بتونیم مخفیانه بریم؟
یک سوراخ کوچک سگ هست که میشه ازش بیرون رفت
باید عجله کنیم
اینجاست، اینطرف
باید مراقب باشیم
از اینجا کجا بریم؟
ولیعهد
محقق؟
...کی
منم محقق
...تو واقعا
منتظرم موندی
زخمتون باز شده؟
غرق خون هستید
زخم شمشیر هست
باید برین دیدن پزشک - نه -
نمیتونم
چرا؟
دلیلش رو نمیتونم بگم
...میتونی
کمکم کنی؟
باشه، لطفا بیاید دنبالم
ممنون
بیاین کولتون کنم
کیه؟ - بعدا بهت میگم -
بریم دنبالش
میشه بهش اعتماد کنیم؟
ولیعهد
ارباب جوان لی
ارباب جوان لی
حالش چطوره؟
باید بره دیدن یک پزشک
شفاخونه نزدیک میشناسم، اگه ببریمشون اونجا
نشنیدی چی گفت؟
شنیدی گفتن نمیخوان پزشکی ببینن
چیکار کنیم؟ بذاریم بمیرن؟
زخم یچیزه، ولی خون زیادی از دست دادن
اگه اینجا بچرخیم، نمیتونن تحمل کنن
وقت بحث نداریم
اگه میخوای نجاتش بدی، باید ببریمش شفاخونه
چیکار کنم؟
لطفا بیدار شو
ملکه خوب هستید؟
با سوزن زخمی شدم، چیزی نیست
سروصدا نکن
درمورد ولیعهد
بزودی پیداشون میکنیم، نگران نباشید
میدونم اونا خواجه هستن
ولی چطور باعث این وضعیت شدن
از ولیعهد بیشتر بودن، چطور نتونستن بکشنش؟
معذرت میخوام ملکه دواگر
...رییس خواجه ها گفت
زخمی شدن، اگه پزشکی ایشون رو نبینه
حتما امشب جون میدن
بگو همه شفاخونه ها رو بگردن
باید قبل پادشاه، ولیعهد رو پیدا کنیم
چشم ملکه
پادشاه
ولیعهد
ولیعهد کجاست؟
چرا اینجا دنبال ولیعهد هستین؟
با ولیعهد چیکار کردی؟
جوابمو بده
دارم میپرسم باهاش چیکار کردی؟
آروم باشید و بشینید
آروم آروم توضیح میدم
از عواقبش نمیترسی؟
برای سرپوش گذاشتن روی راز کثیفت
...جرات کردی
به ولیعهد کشور صدمه بزنی
...این
همون چیزیه که میخواید؟
...واقعا
میخواید برعلیه من بشین؟
ولیعهد رو تحویل بده
تسلیم شو
از ولیعهد دست بکشید
همه چیز به شکل سابق برمیگرده
شکل سابق؟
...پس ولیعهد رو میکشی
و انگار هیچی نشده
و دوباره ملکه عقل کل و محبوب میشی؟
همیشه منو متعجب میکنی
میدونستم میتونی اینکارو کنی
ولی هربار که صورتت رو میبینم
میخوام بالا بیارم، فکرنکنم بتونم به حرفت کنم
مراقب حرفاتون باشید
وگرنه پشیمون میشید
کی از تصمیمش پشیمون میشه؟
باید به آخر برسه تا متوجه بشیم
ملکه
حالم خوبه
نمیدونیم چیکار میکنه، پس زیر نظر بگیریدش
چشم ملکه
منشی سلطنتی گوش بده
بله پادشاه
یک دستور اضطراری و مهم سیاسی رو اعلام میکنم
بله پادشاه
دستور سیاسی و مهم؟ همین رو گفت؟
بله ملکه
همه چیز اینطوری شد؟
میخواستم به هر قیمتی از این فاجعه جلوگیری کنم
باید قوی بمونید ملکه
درسته
میدونم من تنها کسی هستم که
میتونه مراقبش باشه
سرآشپز سلطنتی رو صدا بزن
...این صدا
طبل تصمیم سیاسی و مهمه
حتما در قصر اتفاقی افتاده
لباس رسمی منو بیار
صدای طبل اومده
اونم این ساعت؟
چرا این ساعت به صدا درآوردنش؟
افراد پادشاه خلع شده دوباره به قصر هجوم بردن؟
میگن ولیعهد توسط یک سری رذل
دزدیده شدن
دزدیده شدن؟ - بله -
ولیعهد آخرین بار در قصر شرقی بودن
ولی الان هیچ جا پیدا نمیشن
ممکنه دوباره با لباس مبدل بیرون زده باشن
موافقم
بعضی از وزرا اینطوری فکرمیکنن
ولی طبق حرف منشی سلطنتی
پادشاه باور دارن اینطوری نیست
...شنیدم که
اعلیحضرت به دیدن ملکه دواگر رفتن
قبل از اینکه بخوان تصمیم سیاسی مهمی بگیرن هم با ایشون دعوا کردن
میدونید ممکنه چه قضیه ای باشه؟
حتما باید به دیدار اعلیحضرت برم
الان کجا هستن؟
زنده بمون
هرچی ام شد پیدات میکنم
پیدات میکنم و در امنیت نگهت میدارم
..پس لطفا
لطفا زنده بمون
اعلیحضرت
مشاور جناح چپ و وزرا
میخوان شما رو ببینن
میتونن بیان داخل
صدای طبل رو نشنیدین؟
باید جلوی دروازه آماده باش باشید
چرا به قصر شرقی اومدین؟
اعلیحضرت
شنیدم بخاطر ولیعهد
دستور دادین به صدا دربیاد
درسته
میدونم در حال حاضر هیچ جا نمیتونید پیداشون کنید
ولی مدرکی نیست که دزدیده شده باشن
و شنیدم هیچ شاهدی نبوده
با تمام احترام
...فکرمیکنم
دوباره با لباس مبدل بیرون رفتن
مطمئنم اینطوری نیست
متقاعد شدم که ولیعهد دزدیده شدن
...اعلیحضرت پس میشه دلیلش رو بگید
چطور مطمئن هستید؟
...با دونستن دلیل
...میتونیم که
بهتر بگردیم اعلیحضرت
ازتون میخوام
به قضاوت من اعتماد کنید
و حمایتم کنید
چشم اعلیحضرت
ممنون
اعلیحضرت یک لطفی بهم بکنید
بگو
وزرا و من بزودی ولیعهد رو پیدا میکنیم
پس اعلیحضرت لطفا این دستور سیاسی مهم رو پس بگیرین
شنیدن صدای طبل کل شب
و دیدن سربازها که گشت میدن
ممکنه مردم رو نگران کنه
برای همین نگران هستم
مشاور جناح چپ، نگرانیتون رو درک میکنم
ولی نگران امنیت ولیعهد هستم
اعلیحضرت
...این حکم فقط وقتی باید استفاده بشه
که بحث ملت هست
اعلیحضرت حکم رو پس بگیرین
لطفا بهش فکرکنید
کافیه
...ولیعهد
از قصر ناپدید شدن
اگه ضروری نیست، پس چیه؟
بگید وزرا
ولیعهد کشور گم شده
فکرنمیکنید مسئله ضروری ای هست؟
...اعلیحضرت ولیعهد ایشون
هرچه زودتر پیداشون میکنیم اعلیحضرت
میخوام تنها باشم، میتونید برین
خدایان بهش لطف دارن
...پس ولیعهد
منظورم اینه، ارباب جوان حالشون خوب میشه؟
موقعیت خطرناک رو رد کردن
ولی خون زیادی از دست دادن، خیالمون نباید راحت باشه
پس باید چیکار کنیم؟
چیه؟ کجا میرین؟
حالا که نمیتونیم پزشک خبر کنیم
خودم باید برم گیاه دارویی بیارم
که اینطور، باهاتون میام
میخوای تنهاشون بذاری؟
سریع برمیگردم، مراقبشون باش
صبرکن
...نباید به کسی بگید
ارباب جوانم اینجاست، فهمیدین؟
بله فهمیدم
نصفه شب باز چه مسخره بازی ای هست؟
ولیعهد حتما یک بهونه هستن
شورشی ها اینجا هستن
پادشاه میخوان دربار رو تحت شرایط سخت بذارن
بنظرت عجیب نبود؟
چی؟
...اگه مشخص بشه با لباس مبدل بیرون رفتن
و دزدیده نشدن
دردسر میشه، اعلیحضرت خوب میدونن
چرا اعلیحضرت اینقدر اصرار داشتن؟
باید بگم، بنظرم عجیبه
...ملکه
شاید بدونن چی توی سر اعلیحضرت میگذره
...چطوره
از ملکه بپرسید؟
ملکه، براتون خوراکی آوردم
گفتم گشنه نیستم
ببرشون - ملکه -
شما شام هم نخوردین
خوردن در وضعیت ضروری مثل الان
خیلی مهمه
بیاریدشون - چشم -
خوب هستید؟
خوب هستید؟
خوبین؟
چی شد؟
خوبین؟
چیکار کنیم؟
ملکه
ملکه، به خودتون بیاید
آروم باشید
اگه به خودتون استرس بدین
نفت روی آتش خواهد بود
ببخشید اعلیحضرت
سعی دارم آروم بمونم
ولی قلبم تند میتپه
حس میکنم نمیتونم نفس بکشم
اعلیحضرت
ملکه دواگر اینجا هستن
میتونن بیان داخل
ملکه من، شما آروم بشینید
...ولی - مشکلی نیست، گوش بده -
پزشک سلطنتی چوی سانگ روک کجاست؟
چرا نیومده؟
دیشب سرکار بودن
امروز صبح زود رفتن
الان زمان حساسی هست
بزودی میرسن
به عنوان پزشک، افراد ماهری هستن
نگران نباشید
چون زمان حساسی هست
مردم و ارتش بزودی میرسن
نباید اینجا باشید
مراقب ملکه هستم، شما برین
بذارین لباستون رو مرتب کنم
چی گفته بودم؟
گفتم کاری نکنید
مگه نه؟
میتونید برین
گفتم برین بیرون
ولیعهد هنوز زندست؟
دراین لحظه بله
ولی بستگی به رفتار شما داره
اینبار یک هشدار کوچک بود
ولی تضمین نمیکنم کسایی که برای شما مهم هستن
دفعه بعد
زنده بمونن
این یعنی چی؟
درک نمیکنم
شما دوتا چی میگید
بهتره بخاطر خودتون هم شده در تاریکی پنهون شید
سعی نکنید کاری کنید
اعلیحضرت
رییس خواجه ها، اونجایی؟
بله اعلیحضرت
به منشی سلطنتی بگو
بره و
حکم رو لغو کنه
چشم اعلیحضرت
الان مشکلی نداریم؟
از اول باید هشدار منو جدی میگرفتید
حواسم به خدمتکار هست
نگران نباشید
انگار ملکه شوکه شدن
ملکه خودتون رو آروم کنید
و دلداریشون بدین
این یک شوخی هست؟
حکم ضروری میدن و بعد لغو میکنن؟
بعد این کی جدی میگرتش؟
اعلیحضرت حتما شک هایی در دل دارن
...مطمئن هستم فکرنمیکردن که
ولیعهد دوباره بعد اتفاقات دیشب
با لباس مبدل بیرون برن
ولی بارهای زیادی اینکارو کردن
این یک مشکل بزرگه
درسته
موافق نیستید؟
میخواستید منو ببینید پدر؟
ملکه چطورن؟
دارو خوردن و حالشون خوبه
به هرحال، چی شده؟
از مادر میپرسم ولی پاسخی نمیدن
چیزی هست که نباید بدونم؟
...بیا
نزدیکتر
...پس برادر بزرگتر - ملکه دواگر -
جایی اونو پنهون کرده
وگرنه، حتما فرار کرده
میرم پیداش کنم
نمیدونی کجاست
مخفیانه افراد اطراف ملکه دواگر رو
بازجویی میکنم
اول باید از رییس خواجه ها بازجویی کنم
اگه ملکه دواگر بفهمه چی؟
گفتم که
باید آروم باشی
معذرت میخوام
باید امنیت ولیعهد رو تضمین کنیم
نمیدونی باید با دقت این مسئله رو بررسی کنیم؟
چیکار کنیم؟
نباید که کوتاه بیایم
و هرکار میگن بکنیم
باید ضعف ملکه دواگر رو پیدا کنیم
برو دیدن پزشک سلطنتی چوی سانگ روک
اطلاعات صاحب سوزن های طب سوزنی رو پیدا کن
اون فرد نقطه ضعف ملکه دواگر هست
ولی به سادگی میتونه رهاش کنه
حالا که همه چیزو میدونیم
باید از ریشه مسئله رو حل کنیم، درسته؟
باید خیلی وقت پیش ترکش میکرد
دراون صورت وضعیت اینطوری نمیشد
حقیقتی که تا اینجا پیش اومده
یعنی که
فرد مهمی برای اونه
بازم بیرون میرین؟ - بله -
بانوی من
چرا اینطوری شدین؟
اگه ارباب چوی بیان خونه چی؟
برای همین قبل اومدنشون باید برم
دارین دیوونم میکنید
چیه؟ چی دیوونه ات کرده؟
گفتی پدر متوجه هیچی نشدن
درسته
تونستم بدون گیر افتادن انجامش بدم
...اگه دوباره بیرون برین - سریع برمیگردم -
بانوی من لطفا - بعدا میبینمت -
صبرکنید
اینطوری میرین؟
گفتم که، فکرمیکنن تو هستم
مشکلی دارین اینطوری دیده بشید؟
آها
بیا
این بهتره؟
قبل رفتن منو بکشید
به هرحال که قراره بمیرم
پس بهتره به دست شما بمیرم
او وول
قضیه اینه
جزئیات رو نگفتم تا نترسی
راستش، به محقق حمله شده
چی؟
کی همچین کاری کرده؟
نگید که کار ارباب چوی هست
نیست؟
غیرممکنه نه؟
امیدوارم اینطوری نباشه
اگه محقق بمیره
ارباب چوی قاتل میشن
درسته
باید بخاطر پدر هم شده نجاتش بدم
درسته
باید نجاتش بدین
برای ارباب چوی بهونه میارم متوجه نشن
ممنون
قبل از طلوع آفتاب باید بیام خونه درسته؟
خدانگهدار
بانوی من
لطفا اینکارو با من نکنید
منو نشناختی؟
مطمئنم شناختی
چرا اومدین خونه من؟ - خونه تو؟ -
پس دختر ارباب چوی هستید؟
نیومدین دیدن من؟
دلتنگتون بودم
ولی اسمتون
و محل زندگیتون رو
بهم نگفته بودین
چطوری باید پیداتون میکردم؟
اومدم دیدن پزشک سلطنتی چوی
داخل هستن؟
بخاطر حکم سیاسی برگشتن قصر
بعدا برگردین
حکم لغو شده
بزودی برمیگردن
باید امروز ببینمشون
پس منتظرشون میمونم - حتما، منو ببخشید -
صبرکنید
میدونم مرد و زن باید از هم فاصله بگیرن
ولی ما همدیگه رو میشناسیم
حالا که پدرتون نیست
شما دخترشون باید به مهمون رسیدگی کنید
ببخشید، عجله دارم جایی برم
با من هنوز سرد هست
ولی میدونم کجا زندگی میکنه
نمیتونه از دستم فرار کنه
مارگزیدگی؟ - خوبین؟ -
مار نیشش زده - مار؟ -
خوبید؟ - چی شده؟ -
چطوری اینطوری شد؟
جای گزیدگی رو ببین
مار میتونست بکشتش
چی شده؟
شاهزاده
چطور جرات میکنی
میدونی ایشون کی هستن؟
خنجر رو بذار کنار
اگه سم بیرون کشیده نشه
میمیرن
خون سیاه شده، پس حتما سم مار هست
سم مار؟
منتظر چی هستید؟
پزشک خبر کنید
چشم
جلوی پخش شدن سم و گرفتم
ولی باید اینجا بمونید
تا پزشک برسن
فهمیدین؟
امروز اینقدر درس خوندم
که بخاطر کاغذ دستم زخمی شد
ببینید خونریزی دارم
سرم گیج میره
اگه بتونم به شونه شما تکیه بدم حس بهتری بهم دست میده
به طب سوزنی نیاز دارین
طب سوزنی؟ لازم ندارم
سرما خوردم
این برای سرماخوردگی هست؟
میخورید؟
...درسته
این بزرگترین هست
سئو هی
دهنت رو باز کن
لطفا
چطور نمیدونستی حامله ای؟
توی این سن کار اشتباهی نکردی
چرا باید میمردی؟
ببخشید سئو هی
چی باعث شده به خونه من بیاید شاهزاده؟
مدتی شده
خوب بودین؟
بله
شما هم خوب بدین؟
بله
ممکن نیست بلایی سر مردی بیاد که
جز نوشیدن کاری بلد نیست
شوخی نکنید
یادم اومد
دخترتون رو یکم پیش دیدم
میونگ یون؟
بله
پدر
چرا سعی کردین به یک آدم بیگناه صدمه بزنید؟
باید اینقدر پیش میرفتید؟
...تو
پس تویی
بهترین؟
همراهم چی شد؟
کجاست؟
ببخشید
ولیعهد
ارباب جوان لی
خوبید؟
سینه ام
ببخشید
خوش شانس بودی، نزدیک قلبت بود
تونستی نجات پیدا کنی
شانس نبود
از عمد به قلب نزدن
منظورتون چیه؟
...بخاطر سانگ سو اومدم
بعدا براتون توضیح میدم
میرم پوره درست کنم
چه سریع میگیره
دقیقا کی هست؟
خدمتکار خانواده ای که منو دزدیدن
چی؟
چرا اینجاست؟
مهم نیست
چند وقته بیهوشم؟
یک روز هم نشده
من کجام؟
گیسانگ خونه
گیسانگ خونه؟
اون کیه؟
معشوقه ات که از خانواده ات پنهون کردی؟
اینطوری نیست
اون مردی که شب و روز دنبالته
چی میشه؟
کی؟
همون محقق که مار گزیدش
منظورت محقق خوش قیافه اس؟
تلاش هاش به هدر میره
درسته
سانگ سو
اون بهت خبر داد؟
بخاطر اینکه سانگ سو بهم گفته بود
تونستم نجاتتون بدم
(دستشویی)
(وضعیت اضطراری)
منو ببخشید ولیعهد
من با تشکر از سانگ سو زنده ام
درست نیست
چطور جرات کرد شما رو زخمی کنه؟
ببینمش میکشمش
...آدمایی مثل ما
هرکاری بالادستی ها میگن باید انجام بدیم
کاملا مشخصه
با خانوادش تهدیدش کردن
چاره ای نداشته
ساکت شو
همیدم
دیگه حرف نزن
چشم
راستی
نباید به شاهزاده دو سونگ خبر بدیم؟
اگه اون بفهمه
مستقیما پیش ملکه دواگر میره
اوضاع اینطوری بدتر میشه
مگه الان بد نیست؟
ولیعهد زخمی شدین
چطور میتونه بدتر بشه؟
چی باعث شده بیاین اینجا؟
ولیعهد حتما به شما
یک ظرف سوزن طب سوزنی نشون دادن
یادتونه؟
درسته
اون روز
...شنیدم قول دادین پرس و جو کنید
که کی در شفاخونه سلطنتی گمش کرده
فهمیدین؟ - بله -
متعلق به پزشک هو جین سو
پزشک ملکه دواگر هست
پزشک ملکه دواگر؟
درسته، مشکلی هست؟
چیزی نیست
راستی میدونید کجا زندگی میکنن؟
ارباب مهمون دارین
ارباب؟
ارباب
ارباب
پزشک هو مردن
ملکه
ملکه
ملکه
انگار برای محافظت از ملکه، جون خودش رو گرفته
نگران هستم وقتی بفهمن
چیکار میکنن
نگران نباش
منم
میتونم وارد عمل بشم
با استفاده از منشی سلطنتی
پیامی رو به ژنرال آموزشی فرستادم
...درصورت لزوم ژنرال آموزشی
سربازها رو میاره و همشون رو نابود میکنه
شنیدین؟
پدر نقشه های خودشون رو دارن
نگران نباشید مادر
چطور نگران نباشم؟
بزودی در قصر حمام خون راه میوفته
ممکنه شما و پادشاه در خطر بیوفتید
ترسیدم
همش چهره اون خدمتکار که خون بالا میاورد یادم میاد
چرا حرفایی از روی ضعف میزنید؟
پدر و من رو دارین
درسته؟
مادر
راستش یک زنی رو دوست دارم
واقعیت داره؟
بله مادر
از کدوم خانواده هست؟ چندسالشه؟
مادر
بگو، منتظر جوابت هستم
چه عجله ای هست؟
دختر ارباب پیل دونگ رو دوست نداشتی
برادرزاده محقق ارشد رو دوست نداشتی
همه زن ها رو رد کردی، نگران بودم
دلال ازدواج رو میفرستم
مادر
چی شده؟
تا الان نگفتم چون میدونستم اینطوری رفتار میکنید
بذارین اول به مسئله ملکه دواگر رسیدگی کنیم
بعدش بهتون میگم
درسته، ولیعهد اول باید ازدواج کنن
تا تو بتونی ازدواج کنی
ولیعهد چیکار میکنن؟ کجا هستن؟
امیدوارم جاشون امن باشه
چرا اینطوری نگاهم میکنی؟
دفعه پیش بخاطر وضعیت متوجهش نشدم
ولی الان مشخصه آموزش دیده ای
به عنوان یک خدمتکار کی علم پزشکی رو یاد گرفتی؟
با دیدن یادش گرفتم
اینقدر خدمتکار صدام نکنید
به دل نمیشینه
پس اسمت رو بهم بگو
نمیدونم بدون اسمت چطوری صدات بزنم
خوب میدونید نمیتونم بگم
پس
میشه بهت یک اسم بدم؟
هرطور دوست دارین
پوستت به سفیدی برفه
بک به معنی سفید
صورتت به گردی ماهه
گو به معنی ماه
بک گو؟ - بک گو -
بک گو چطوره؟
عالی نیست؟
میخواید بمیرین؟
بک گو، ما خیلی خشن هستی
هرطور دوست داری
درد گرفت بک گو
بک گو
بک گو
راستی
نگران نیستی؟
منظورتون چیه؟
ممکنه دختر ازدواج نکرده یک خانواده اشرافی نباشی
...ولی به عنوان یک زن
لباس منو باز کردی
میخواستم بپرسم نگران نیستی
پزشکم، شما بیمار منید
ممکنه پزشک باشی
ولی من بیشتر از یک بیمارم
شوهر بانوی جوانتم
تمومش نمیکنید
سرسختی ویژگی همه مرداست
درست میگم بک گو؟
شوخی کردم
اینطوری میخواستم نشون بدم چقدر از ترک کردنت ناراحتم
عصبانی نشو
ترک کردن؟
منظورتون چیه؟
یک جایی هست که
باید برم
نمیتونید با این وضعیت برین
ممکنه مشکل جدی ای پیش بیاد
بابت نگرانیت ممنونم
ولی نمیتونم بیشتر صبرکنم
نمیشه برین
نمیدونم چیکار باید بکنید
ولی هیچی باارزش تر از زندگیتون نیست
برای همین نمیتونم بذارم برین
حتی اگه کسی که به دیدنش میرم
پزشک سلطنتی چوی باشه؟
ببخشید؟
پزشک سلطنتی چوی؟
حتی اگه وضعیت من بدتر بشه
مطمئنم ایشون درمانم میکنن
الان که میدونی، میشه برم؟
نمیتونید برین
چی؟
به تواناییش ایشون شک داری؟
اینطوری نیست
اگه نگرانمی
میتونی با من بیای
...باشه حتما
چی؟
چرا یهویی شوکه شدی؟
هیچی
گفتید ضروری هست، پس آماده شید برین
منم دیگه میرم
سرنوشت اونها بهم گره خورده
اگه ولیعهد زنده باشن، دخترتون میمیرن
اگه دخترتون زنده باشه، ولیعهد میمیرن
راه دیگه ای نیست؟
اینبار راهی نیست
فقط باید سرنوشتش رو قبول کنین
نذارین دخترتون همسر ولیعهد بشه
نمیتونم
اگه دخترتون همسر ولیعهد بشه
یا ولیعهد یا دخترتون میمیرن
حرفای منو باور نمیکنید؟
چطور ممکنه باور نکنم؟
ولیعهد بودن یک لقب هست
نه یک آدم
چی؟
...میخوای بگید که
این حقیقت هست که زندگیمو نجات دادی
بااینکه بدون دونستن اسمت
نمیخوام خدافظی کنم
هنوزم بهم نمیگی؟
هیچوقت دوباره همو نمیبینیم
چرا میخواید اسممو بدونید؟
بدونید من بک گو هستم
سرنوشت دو نفر رو با راه های مرموزش روبرو میکنه
شنیدم کسایی که در لحظه حساس روبرو میشن، سرنوشت همن
معلوم نیست که
سرنوشت کی ما رو بهم میرسونه
این اتفاق نمیوفته
کسایی هستن که
نباید از اول باهم روبرو میشدن
روز شلوغی دارین
بهتره برین
نه، تو اول برو
بعد بدرقه شما میرم
کی براش مهمه کی اول بره؟
فقط زمان بر هست
پس
من اول میرم
مراقب خودتون باشید
ممنون
سفرت به سلامت
وقتشه بریم
شنیدم کله شق
منو به عجله ننداز
حتی یکبار هم عقب رو نگاه ننداخت
بنظر میرسه دلتنگشون شدین
برای یک ولیعهد درست نیست که
عاشق یک خدمتکار بشه
ساکت باش
بریم
بانوی من - هنوز نیومده؟ -
بله، ارباب چوی هم نیومدن
منظورم ارباب جوانه، همونی که دزدیدنش
چرا بیاد اینجا؟
گیر افتادین؟
نه اینطوری نیست - بیا جلو -
اومد
وای نه
بیا جلو
بیا جلو
تو دردسر میوفتیم اگه گیر بیوفتیم
چیکار کنیم؟
برو بهش سلام بده و بپرس چرا اومده
من؟ - پس من؟ -
باید تو بری
ولی صورت منو میشناسه
صورتتون رو نشون دادین؟
باید صورتتون رو میپوشوندین
چاره ای نداشتم، منو دیده بود
برو بهش سلام بده و بپرس چرا اومده
بانویی که میاد حتما همسر اینده شماست
لطفا بیاید داخل
حتما
میگن اون کسی هست که کم میخوره
...با دیدنش
به چه حقی مردم رو قضاوت میکنی؟
ایشون لایق شهرتشون هستن
مطمئنم قلب یک فرشته رو دارن
باشه
عطر خوبی داره
چه چایی هست؟
ببخشید؟
...فقط چایی که بهم دادن سرو میکنم
چای جاکسول هست
باید با پزشک چوی درمورد مسئله ضروری ای حرف بزنم
میدونین کی برمیگردن؟
ببخشید؟
نمیدونم
لطفا ولش کنید
همونطوری اونجا نشین - ببخشید؟ -
چشم
چیزی هست بخواید بگید؟
...خب
...خدمتکار ما گفت
اومدین دیدن پدر
میشه بپرسم چی شده؟
ارباب جوان بهتون گفتن
باید از خود پزشک چوی بپرسن
فکرکنم عقلمو از دست دادم
درسته
حتما میخواید از پدرم چیزی بپرسید
ممکنه بدونه خانواده ما دزدیدنش؟
چای خوب دم کشیده
عطر و طعم خوبی داره
صبرکنید
چیکار میکنی؟
عقلت رو از دست دادی؟ چرا لباس بانوی جوان تنته؟
ارباب جوانی که دزدیدین داخل اتاق مهمان هست
سرنوشت اونها بهم گره خورده
اگه دخترتون زنده بمونن، ولیعهد میمیرن
اگه ولیعهد زنده بمونن، دخترتون میمیرن
بررسی کردین که
اون جعبه سوزن مال کیه؟
بله ولیعهد
مال کیه؟
منو ببخشید اینو میگم
...ولی صاحب اون جعبه
زندگی خودشو گرفته
ولیعهد
هو جین سو بود
پزشک ارشد ملکه دواگر
پزشک هو جین سو
کسی که بدن جونگ گوم رو بررسی کرد
پزشک ملکه دواگر هستی؟
درسته
میگن بررسی اولیه کردین
چرا بررسی بیشتر نکردین؟
مرگشون مشخصه خودکشیه
...لازم نبود که
ملکه دواگر رو نگران کنم
برای همین کالبدشکافی ثانویه نکردم
بنظر خوب نمیاید
بهتره بمونید استراحت کنید
نمیتونم
میخوام استراحت کنم، ولی کاری هست که باید بکنم
پدر
اینبار کجا رفته بودی؟
چی بهتون گفت؟
اگه زندگی کنه، تو میمیری
اگه اون بمیره
تو زندگی میکنی
...حرفای استاد هستن
چه باور کنی چه نه
هرکار میکنم زنده بمونی
پدر
چطوری میتونید کسی رو بکشید
بخاطر کسی که سرنوشت رو میبینه
چطوری میخواید بهای گناهتون رو بدین؟
پدر برای نجات فرزندش همه کار میکنه
اون مرد پسر ارزشمند یکی دیگه اس
پدر داره
چطور جرات میکنی به پدرت پشت کنی؟
کافیه
چیه؟
فکرمیکنی نمیدونم که
چطوری کمکش کردی فرار کنید و باهم بودین؟
ولی نمیتونی کار دیگه ای بکنی
پس خودت رو به ندونستن بزن
وقتی حکم انتخاب همسر ولیعهد اومد
تا اونموقع خونه بمون
ولیعهد چی؟
طبق دستور بهشون رسیدگی کردم
بعد بیرون زدن آفتاب برو دیدنشون
تا وقتی دستور بدم نگهشون دار
چشم
وقتی در خونه نباشم
کی مراقب بانو میونگ یون هست؟
بهش دستور دادم کاری نکنه
فکرنکنم مشکلی داشته باشیم
میدونی کجاست؟
بله بانوی من - پدر چی؟ -
رفتن قصر
تکون نخور، باشه؟
باید فکرکنم
به چی؟
باید بفهمیم
کی ما رو آورده اینجا
باید فکرکنید؟
جز ملکه دواگر کی میتونه باشه؟
چطور میدونست کجا هستیم؟
حتما از قصر دنبالمون کردن
دراینصورت، چرا الان وارد عمل شدن
نه توی گیسانگ خونه؟
چرا صبرکردن پزشک سلطنتی چوی رو ببینم؟
درسته
ممکنه مراقب عمارت پزشک سلطنتی چوی بوده باشن
از کجا میدونستن میرم دیدنشون؟
منطقیه
با ولیعهد چیکار میکنید؟
باید کشته بشه
ولی اعلیحضرت عصبانی میشن
گروگان بگیریدشون
یادتون رفته چرا قبول کردم که
میونگ یون همسر ولیعهد بشه؟
الان
برای اینکه همسر ولیعهد بشه
باید ولیعهد حال
کشته بشه
چیه؟
کی هستی؟
چطور اومدی اینجا؟
باید عجله کنیم
بریم
...کی
کی هستی؟
تو واقعا
کی هستی؟
(ولیعهد گمشده)
من کسی هستم که
سالها عاشق ملکه دواگر بودم
باید بدونم طرف کی هستی
تا بهت گوش بدم
عاشق کسی شده که قراره بزودی همسر ولیعهد بشه
وقتی بهشون میگید ولیعهد بشن
نباید ردش کنن
کمک کردم فرار کنن
کجا قایمش کردی؟
بانوی من
اینجاست؟
لی گون، خائن اومده، ببندینش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.