Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
...این یه جا سوزنی طب سوزنیه
که پزشکا همراهشون دارن
به نظر آشنا نمیای
برای شرکت در آزمون دولتی سفر کردی اینجا؟
درسته
خیر
برات آرزوی موفقیت در امتحان رو دارم
از نوشیدنیت لذت بردی؟
خوب بود
آماده شو
استاد لی
هی
برو اونور عوضی
جلوشونو بگیر
لعنتی بس کن
دیگه بس کن
(قسمت 2)
مورد حل شد
مردات؟
به اونام رسیدگی کردم
خسته نباشی
برو اوه وول رو بیار
بانوی من
موبک هستم
چیکار داری؟
ارباب چوی اوه وول رو خواسته
اوه وول؟
اوه وول تو اتاق نیست؟
...پدرم این موقع شب
با اوه وول چیکار داره؟
اوه وول کجاست؟
دو ساعت پیش رفت بخوابه
(سیجین: 2 ساعت)
من الان از اتاق اوه وول اومدم
ارباب منتظرشه
اوه وول اگه اونجایی سریع بیا بیرون
راستش فرستادمش درمانگاه دنبال یه دارو
نصف شبی؟
آخه می دونی دل و روده ام به هم ریخته
خیلی حالت بده؟
اگه اینطوره به ارباب چوی خبر بدم
نه خیلی بد نیست
اوه وول الان می رسه
همونو بخورم خوب می شم
وقتی اوه وول برگشت بفرستش پیش ارباب
هنوزم نمی تونم متقاعدت کنم بهم کمک کنی؟
کاری که ارباب چوی انجام می ده صرفاً به خاطر شماست
برادر
بانوی من شما نباید منو اینطوری صدابزنی
براتون ممنوع شده اینجوری منو صدا بزنی
...الان مسئله این نیست
ما باید نظام طبقاتی رو رعایت کنیم
اگه یکی صداتو بشنوه
باید با جونم جواب پس بدم
دوست داری مرده منو ببینی؟
چرا اینقدر طولش داد؟
عجله کن، اوه وول
مو باک
بانو میونگ یون بهم گفت زودتر برم خونه
اما خوابم نبرد
- راست میگم - دنبالم بیا
ارباب چوی باهات کار داره
اگه متوجه شدی سریع اقدام کن
بله ارباب
...سرنوشت بانو میونگ یون
بستگی به کلماتی داره که تو میگی
یادت نره
دنبالم بیا
این جوشونده یهو از کجا اومد؟
...خب
به مو باک گفتی که سوء هاضمه داری.
ارباب چوی گفت اینو بدم بخوری حالت بهتر بشه
موباک یهو پیداش شد و دنبال تو می گشت
...اینو بهانه کردم
...موباک
بیرون وایساده
باشه فهمیدم
اول بگو چطور شد
چی گفتن؟ کاری که گفتم می کنن؟
اول اینو بخور
یالا دیگه
آخیش الان خوب می شی
آفرین
خدای من
وای نه
...واسه چی
باورم نمیشه همشو خوردی
مگه چیه ، خودت گفتی بخورم
...آخه این
وای نه
اصلا خبر ندارم
...واقعا که
مگه میشه تو خبر نداشته باشی؟
بهت گفتن بگو تو درست کردی؟
داری منو می کُشی
چی شد؟ قبول نکردن؟
نمی تونن کمک کنن؟
نه، این نیست
- ...میدونی چیه - چیه؟
پول بیشتری خواستن؟
دست بالا گرفتن؟
سرنوشت بانو میونگ یون بستگی به کلماتی داره که تو میگی
یادت نره
اوه وول
چی شده؟
اتفاقی افتاد؟
بانوی من
کناه بزرگی مرتکب شدم لطفا منو بکش
امکان نداره
...نکنه اون عوضیا
بهت آسیب رسوندن؟
...الان میرم خدمتشون
چی؟
بانوی من
بانوی من
نگران نباش
...الان میرم
...یه درس حسابی
بهشون میدم
!بانوی من
- همه چیز آمادست - پسره چی؟
طبق دستور شما باهاش برخورد شد
اگه نگاهش به صورت میونگ یون بیفته
همه چی به هدر میره
هیچ خطایی نباید رخ بده
حتی اگه بتونه از خواب بیدار بشه
نمی تونه چیزی رو ببینه
مواظب میونگ یون هم باش
اگه احتمالا قبل از خروس خون بیدار شه
ممکنه برنامه مون خراب بشه
به اوه وول بگو
باید بیرون اتاقش نگهبانی بده
چشم ارباب
در ضمن فقط تو و اوه وول
می تونین در مورد اتفاقاتی که افتاده بدونین
هیچ کس از کارکنان داخلی نباید به اتاقش نزدیک بشه
مطمئن شو به اونجا نزدیک نشن
همینجا نگهبانی بده
اگه صدای عجیبی از اتاق شنیدی
فورا منو خبرکن
متوجه شدی؟
آره
این دوتا باید لباس داماد و عروس بپوشن
و با هم تو رختخواب بمونن
تا روح و انرژی اونها به هم وصل شه
وقتی این دو در نهایت با هم متحد شدند
نفرین میونگ یون برداشته میشه
اما اگه پسره صورت میونگ یون رو ببینه
هر کاری که کردی بیهوده میشه
...تو باید
اینو در نظر داشته باشی
(گواسوکسالسویولبو)
(انحلال سرنوشت یک زن)
(که مقدر شده تا بیوه شود)
(بووهابو)
(دعا برای زن و شوهر شدن زن و مرد)
اعلیحضرت ولیعهد
اعلیحضرت
آی سرم
اعلیحضرت ولیعهد
اعلیحضرت
ای خدا
اعلیحضرت ولیعهد؟
شمایی
- ایوای - خدای من
همه ی اینها اینقدر سریع اتفاق افتاد
که هیچی یادم نمیاد
مردایی بودن که تا حالا ندیده بودمشون
زنده و سلامت باشید اعلیحضرت
لطفا
لطفا
اعلیحضرت ولیعهد
اعلیحضرت ولیعهد
لعنت بهش
شنیدم مردی که باهاش ازدواج می کنم با مرگ نابهنگام روبرو می شه
من یه راه دارم
من حواسم به همه چی هست
تو فقط کاری که من میگم بکن
بانوی من؟
اوه وول تویی؟
بله بانوی من
بانوی من
من مرتکب گناه کبیره شدم
ارباب چوی دستور داد
منم چاره دیگه ای نداشتم
اشکال نداره
تو که نمی تونستی از پدرم سرپیچی کنی
اشکال نداره زود باش درو باز کن
نمیشه باز نکنم؟
...همچین بزنم
اون روی منو در نیار
باشه بازش میکنم
کاری که سفارش کردم چی شد؟
آخرش بهم جواب ندادی
...آهان
اونها منتظرتونن
باید عجله کنیم
اینکارو نکن بانوی من
تو از دستورات پدرم سرپیچی کردی
درو باز کردی
الان هر کاری هم بکنی فایده نداره
- یالا کمک کن - این نیست
حتی اگه قرار باشه بهش کمک کنیم
بازم اون نباید صورت شمارو ببینه
نباید بفهمه کجاست
زود باش لخت شو
جان؟
میخوای دوباره با من لباس عوض کنی؟
باید ببرمش یه جایی که پدرم پیداش نکنه
با این لباسها چطوری از خونه برم بیرون
لخت هم که نمی تونم برم
نمیشه بذاریم خودش بره؟
فقط باید کمکش کنیم از دیوار بپره اونور
چطور میتونه از روی دیوار بپره
وقتی اینجوری بستنش؟
خب دستاشو باز کن
اگه رفت بالای دیوار و چشم بندشو باز کرد چی؟
مگه نگفتی نباید بفهمه کجا بوده
حتی می تونه دهنشو باز کنه
بعدش می تونه داد و بی داد راه بندازه
پس بذار من ببرمش
تو بلدی اسب سوای کنی؟
لباسامو در میارم
بانوی من
نمیشه حداقل اینو در بیارم؟
اعلیحضرت
بانوی من
نمیشه
اگه یه وقت بابام خواست بهمون سر بزنه
اینجوری با دیدن این لباس برای من وقت می خری
کم غر بزن اینو بیدارش کن
ببین آقا
نگاه کن آقا بلند شو
برو کنار
چیکار میخوای بکنی؟
بانوی من؟
!بانوی من
خدای من
عجبا
بانو میونگ یون مریضه و باید استراحت کنه
نشنیدی
گفتن کسی داخل اندرونی نشه
خب آخه
یکی اومده دیدن ارباب چوی
ولی نمیدونستم چیکار کنم
گفتی کی اینجاست؟
نگهبان کاخ ولیعهد
نگهبان کاخ ولیعهد؟
چرا نگهبان کاخ ولیعهد
این وقت شب اومده دیدن من؟
...داره دنبال
ولیعهد می گرده
این مزخرفات چیه
منظورت چیه که یهو غیبش زده؟
معذرت میخوام ولی همینه که بهتون گفتم
موقعی مشروب خوردن تو میخونه یهو بیهوش شد
...همون موقع هم یکی زد تو سرم
منم بیهوش شدم
وقتی بهوش اومدم
اعلیحضرت ولیعهد رفته بود
میخانه؟
کدوم میخانه؟
میخونه ای که در تقاطع جینگوکه
من میخونه و اطراف اونجارو گشتم
اما هیچ اثری ازش نبود
این اولین بارش که نبوده
اون مرد باهوشیه پس مطمئنم حالش خوبه
حالا چرا اومدی اینجا؟
...به جای اینجا
بهتر نیست به قصر خبر بدی؟
با این فکر داشتم به سمت قصر می رفتم
اما یهو یاد شما افتادم و اومدم اینجا
اصلا برای این اومد بیرون قصر
چون یه کار فوری داشت که به دست شما حل میشد
- من؟ - بله
برا همین فکر کردم شاید اومده باشه اینجا
ببخشید این وقت شب مزاحم شدم
اشکال نداره
منم دنبال یه راهی میگردم
پس عجله کن و برگرد قصر
سفرتون بی خطر
اعلیحضرت
پس میگی دزدیده شدم
برای شستن بدشانسی
و اگه بمونم
ممکنه منو بکشن تا ساکت بمونم
حالا بانوی جوان این خانواده دلش برام سوخته و میخواد من برم
درسته
مثل خاموش کردن آتشی می مونه که روشن کردی
باشه فهمیدم
حالا لطفا بازم کن
قبل از اینکه بازت کنم
باید یه چیزی رو یادت بمونه
تنها کسایی که تو این خانواده می تونیم کمکت کنیم
من و بانوی من هستیم یادت بمونه
در ضمن من فقط یه خدمتکار جزء بیشتر نیستم
سعی نکن از من به عنوان گروگان استفاده کنی
حالا بازت می کنم
اونو از میخانه سر چهارراه دزدیدی؟
- بله - مطمئنی اون واقعا ولیعهده؟
احتمالش نیست شخص دیگه ای باشه؟
با مشروب منتظرش بودن
یهو یه خدمتکار پیداش شد
اونو زدن و اینو با خودشون آوردن
باید ولیعهد باشه
چطور ممکنه؟
مردی رو دزدیدیم تا جلوی بدبختی رو بگیریم
کسی که مقدر شده بود
اما اگه اون خود ولیعهد باشه چه اتفاقی میفته؟
چه کار باید بکنیم؟
...چند ساعت مونده
قبل از سحر؟
ایوای
...لعنتی
دهنتو ببند
قبل از اینکه دستتو ببندم
عمدی نبود
اشتباهی شد
اگه دوباره اشتباه ازت سر بزنه اونوت مچتو می شکنم
خب اینو باز کن
اگه باز کنی کشته می شی
بریم
باید از دیوار رد بشی
این نردبونه
باید بری بالا ، زود باش
- عجله کن - زود باش لطفا
ایوای
عجله کن
- وای نه - صبر کن
برو
ساکت باش
کیه؟
چی؟
...معلوم نیست
کی این نردبونو اینجا گذاشته
عجبا
- برم دنبالشون؟ - نیازی نیست
در هر صورت خروس خون شده
خودمون رو از فاجعه نجات دادیم
به هر حال نباید ببینیم ولیعهد حالش خوبه یا نه؟
اوه وول می برش یه جای امن
حتما میونگ یون کامل براش گفته
- درست - اما برای اطمینان
مواظب میونگ یون باش
وقتی اوه وول برگشت
ازش بپرس چه اتفاقی برای ولیعهد افتاد
چشم
مراقب باش سراشیبیه
پله ست
ایوای
خدای من
بیشتر از این نمی تونم برم
باید عجله کنیم
وضعیت منو نمی بینی؟
مچ های محکمی داری که انرژی زیادی دارن
نمیشه منو کول کنی؟
دست از حقه بازی بردار
چی؟
چه حقه ای؟
میدونم زخمی و خسته ای
اما اگه همین الان نری
میمیری
اگه می خوای زندگی کنی بی سر و صدا دنبالم بیا
لازم نیست هر بار تهدیدم کنی
باشه میام
دارم سعی میکنم نجاتت بدم
تحمل کن یه ذره دیگه می رسیم
بذار تا صبح بمونه
بعد از این سرو صداها باید استراحت کنه
قراره از کدوم طرف بیاد
خدایا
خانم ...اینجا اینجا
لطفا اینجا منتظر باش
باشه
سلام
موضوع چیه؟
اون یارو کیه ، این چه لباسیه پوشیدی؟
شوخی میکنی؟
بهت حسابی پول دادم
به جای اسب برام الاغ آوردی؟
قوی تر از اون چیزیه که به نظر میاد
اگه نمیخوای میرم
افسارشو بده گورتو گم کن
...بعدا بیا
یه لبی با هم تر کنیم خانم
دارم میرم
"مشروب؟"
از این طرف
اسبه ، سوار شو
حالا دیگه می تونم چشم بندمو بردارم؟
نه نمیشه
پس کی قراره اسب رو برونه ؟
نگو که به عنوان یه خدمتکار اسب سواری بلدی
یه زن خدمتکار که آموزش سوارکاری دیده؟
معلومه تو یه خانواده حسابی بزرگ شدی
سرورم یه پیام از قصر اومده
به قصر میرید؟
بله، یهو احضارم کردن
بذارید برای محافظت ازتون بیام
نیازی نیست
به محض طلوع آفتاب، استاد رو بیارید
بهش بگید سئوالی ازشون دارم
بله سرورم
(اینجونگمون)
بانوی من، بانوی دربار کیم هستم
زود بیا داخل
چی شد؟
ولیعهد رو پیدا کردین؟
فکر کنم اسب دیگه توان نداره
...لطفا پیاده شو
حالتون خوبه؟
میخوام بگم حالم خوبه
اما اصلنم خوب نیستم
مچ پات صدمه دیده؟
خوردی زمین که اینجوری صدمه دیدی؟
آره
باید زودتر بهم میگفتی
...مگه نگفتی سعی نکن گولم بزنی
مچت به نظر قوی و پر انرژی میاد
چرا منو کول نمی کنی ببری؟
سعی نکن حقه بزنی
چی؟
حقه کدومه؟
فکر کردم داری گولم میزنی
دیگه میتونی چشم بندتو برداری
چرا انقدر تعجب کردی؟
چی؟
کی گفته تعجب کردم؟
انقدر تهدیدم میکردی فکر کردم قیافت باید شبیه دیو و جن باشه
از چیزی که فکر می کردم خوشگلتری
...خوب یعنی
از چیزی که فکر می کردم بهتری
حالا مگه چیزی گفتم
...اگه یه خدمتکار این شکلی باشه
!ببین بانویی که بهش خدمت میکنه چقدر خوشگله
خوب شبیه فرشته ای چیزیه؟
... انقدر چرت و پرت نگو
جای دیگه ـتم آسیب دیده؟
اینجام
قلبم
ای بابا از دست تو
انقدر سر به سرم نذار
اگه جای دیگه ـت آسیب دیده بهم بگو
سر به سرت نمیذارم
همینجام
درد میکنه
سرورم سرورم
.... دنده اش مو برداشته
یا شکسته
با این حالش اسب سواری کرده حتما خیلی درد داشته
چطوری این دردو تحمل کرده؟
فکر کنم باید یه محقق باشه
یا پزشکه؟
نمیدونیم الان چه خطری ولیعهدو تهدید میکنه
هنوز هیچ ردی پیدا نکردین؟
نگهبانان قصر چیکار می کردن؟
اداره شهربانی چه غلطی می کرد؟
هرچه سریعتر سربازهای آموزشی رو بسیج کنید
(دوگامگون: سربازان در حال آموزش)
ولیعهد رو پیدا کنید
"بله اعلیحضرت" "بله اعلیحضرت"
حتما دوباره رفته یکی از این خونه های گیسانگ
اصلاً خبر نداره که داریم دنبالش می گردیم
فکر کنم زیادی داریم مسئله رو جدی میگیریم
ببینید جناب دادرس
ما داریم در مورد ولیعهد این کشور صحبت می کنیم
... لطفاً
با احترام صحبت کنید
خیلی خوب
اولویتمون پیدا کردن ولیعهده
باید عجله کنیم
چیکار می کنی؟
بهوش اومدید؟
برای درمان زخمتون دارم داروی گیاهی درست می کنم
راستی، شما پزشکید؟
پزشک؟
این مال شماست، نه؟
احتمالا باید براتون مهم باشه سرورم
درسته
از این به بعد
منو «ارشد» صدا نزن
به جاش «آقا» صدام کن
بله؟ - ...چه دزدیده باشنم چه نه -
بالاخره با یه خانم جوان یک شب پیش هم بودیم
پس من الان آقاتونم
نشنیدی چی گفتم؟
عقلتو از دست دادی؟
اوهووو
فقط هرچی میگم گوش بده
بگو: آقامون
... اگه بهم نگی آقا
منم نمیذارم درمانم کنی
بله، متوجه شدم
جناب ارشد
خوب شد - ... آخه چرا -
خدای من
ولیعهد رو برکنار کنید؟
منظورتون چیه پدربزرگ؟
چرا انقدر تعجب کردی؟
...خیلی ها تائیدش نمی کنن
چون مادر مرحومش از طایفه نامین بوده
...فقط چند روز بعد از اون حادثه
دوباره همچین اتفاقی افتاده
پس طبیعیه که این گزینه رو هم در نظر بگیریم، نه؟
با این حال، درست نیست پدر
این از حیطه اختیاراتتون خارجه
ای بابا شما دوتا خیلی دل رحمین
دوتاتون خوب گوش کنید
وقتی به قدرت برسه
چون شما کاندید دوم تاج و تخت هستید دیگه در امان نخواهید بود
برادرم هرگز همچین کاری نمی کنه
تو این دنیا هرگزی وجود نداره
بعنوان مثال شاهزاده گوانگ چانگ پسر ملکه مادر
فکر می کنی چرا مرد؟
شاه مخلوع هم از اول مخالف بود
...اما جناح نامین به خیانت متهمش کردن
و کشتنش
اگه باهم واقعاً برادر بودن این اتفاق می افتاد؟
درست مثل شاه مخلوع و شاهزاده گوانگ چانگ
... تو و ولیعهد هم
برادر واقعی نیستین
... من حتی یکبار هم
بین دو شاهزاده فرق نذاشتم
میدونم ، خوبم میدونم
بخاطر همین هم اونها باهم رابطه خوبی دارن
...اما با این حال
شما نمیتونید این واقعیت که خون از آب غلیظ تره رو تغییر بدید
اگر ولیعهد در نهایت به تاج و تخت برسه
خانواده مادریش و جناح نامین به قدرت میرسن
و اگه این اتفاق بیفته
به نظرت اونها میذارن شاهزاده دوسونگ قسر در بره؟
لطفا تمومش کنید
وانمود می کنم هیچکدوم از این حرفاتون رو نشنیدم
کجا میرید؟
باید برادرم رو پیدا کنم
لطفا من رو ببخشید
اون زیادی دل رحمه
پدر، فکر نمی کنید بیش از حد نگرانید؟
شاید، حق با شماست
...با این حال
آینده خانواده به این بستگی داره
... ملکه مادرو ببینید که چطور
یک دهه در باغ مخفی گیر افتاده
...کی میتونه
...تضمین کنه اتفاقی که برای ملکه مادر افتاد
برای شما نیفته؟
عجله کنید
از اینطرف
مطمئنی اینجا بوده؟
بله
چون بسته بودنش، صاحب رستوران خوب ندیدشون
توهم چون غش کردی چیزی ندیدی؟
چقدر عجیبه
اینجارو دوباره خوب بگردین
بله قربان بله قربان
الان میخوای کجا بری؟
دیگه رسیدیم - بله؟ -
خدایا
به لطف شما به سلامت رسیدم، ممنونم
اما اینجا که بن بسته
...نگو که
میخوای بری تو قصر، اینطور نیست؟
درسته
پس یه پزشک معمولی نیستی، بلکه پزشک سلطنتیی؟
(نِیی وون: پزشکانی که در درمانگاه سلطنتی خدمت می کنند)
نه نمیشه
چرا؟
پدر بلافاصله میفهمه که اون تو درمانگاه سلطنتی کار میکنه یا نه
فعلا تو وضعیتی نیستی که بتونی وارد قصر بشی
بعنوان یه پزشک، باید بدونی که چقدر خون از دست دادی
دنده هاتم شکسته و ممکنه ریه هات رو سوراخ کنه
میتونه خطرناک باشه
باید برید جونگ یانگ و کمی استراحت کنید
(جونگ یانگ: جایی برای استراحت جسمی و روحی)
نگران نباش تو بیمارستان سلطنتی تحت درمان قرار میگیرم
خوب دارم میگم نباید بری درمانگاه سلطنتی
منظورت چیه که نباید برم درمانگاه سلطنتی؟
در هر صورت اگه الان بری قصر توی دردسر میفتی
بهت پیشنهاد میکنم بری جونگ یانگ
خودم همراهی ـتون میکنم
...ممنون که نگرانمی ولی
یه کاری دارم که باید انجام بدم
حالا همین امروز که نباید انجام بدی
...اول باید جراحتتو درمان کنی
هرچی فکر میکنم خیلی داری عجیب رفتار میکنی
احتمالاً چیزی رو داری ازم مخفی میکنی؟
خیلی خوب، هرچی که هست نمیتونی بهم بگی
به هر حال من دارم میرم داخل
توهم دیگه باید برگردی
سونبه نیم - اوهو -
"آقامون"
... احتمالاً اگه دوباره
اتفاقی افتاد برگرد پیش من
... من منتظر میمونم
مثلاً چه اتفاقی؟
منظورت چیه؟
دارم محض احتیاط بهت میگم پس یادت نره چی بهت گفتم
ایست... سروم
میدونم که سخت مشغول کارین
معذرت میخوام که باعث زحمتتون میشم اما حالم خیلی خوب نیست
میتونین کمکم کنین؟
بله، عالیجناب
برو به همه بگو که عالیجناب برگشتن
بله، قربان
...ولیعهد
...شنیدم که
علیا حضرت من هستم، بانوی اعظم دربار
موضوع چیه؟
ولیعهد برگشتن
علیاحضرت
اگر اعلیحضرت شاه بو ببرن
دیگه هیچ راه برگشتی نیست
ملکه مادر
میرم تالار اصلی
چرا انقدر ناگهانی دارین بهم میگین که باید از ولیعد قطع امید کنم؟
منظورتون چیه؟
اون جنایتکاره و چیزی رو دیده که نباید میدیده
و چیزی رو فهمیده که هیچ وقت نباید ازش سر درمیاورده
بیشتر از این چیزی نپرسین
فقط کاری رو که بهتون گفتم انجام بدین
من پادشاه این کشورم
میدونم شما ملکه دوآگر هستین، اما دیگه سوار بر قدرت نیستین
امپراطور
من کسی بودم که شما رو به تخت پادشاهی نشوند
پس میتونم از تخت هم پایین بکشمتون
این رو هیچ وقت فراموش نکنین
من مدیون شما هستم، پس وانمود میکنم که هیچ کدوم از این حرفها رو نشنیدم
همین الان از اینجا برید
خواجهی اعظم، اونجایی؟
(سانگسون: خواجهی اعظم)
کسی اون بیرون هست؟
پادشاه خلع شده
میدونین من توی این 10 سال چی کار کردم
وقتی به خاطر اون شرور حقیر
توی باغ زندانی شده بودم؟
تکتک آدمهایی که توی این قصر هستن رو
سمت خودم کشیدم
هر زمان به کسی برخوردم که نمیخواست از من حمایت کنه
یه لیست از بهانهای که به ذهنم میرسید درست کردم
و اونها رو با کسایی که از من حمایت میکردن، جایگزین کردم
فقط روی نقشهم تمرکز کردم تا برگردم سر وقت پادشاه خلع شده
میدونین بعد از اون چی کار کردم؟
به سرآشپز سلطنتی دستور دادم
(دریونگسوکسو: سرآشپز سلطنتی)
تا به پادشاه خلع شده
ذره ذره تریاک بخورونه
به مرور زمان باعث شد جنونش بدتر شه
اولش توی این فکر بودم
اگر تریاک جواب نداد از سم استفاده کنم
اما دیدم نیازی به این کار نیست
باورم نمیشه
خواجهی اعظم، اونجایی؟
بله، علیا حضرت
بانوی اعظم دربار، اون بیرونی؟
بله، ملکهی مادر
سرآشپز سلطنتی و مسئول چشیدن غذا و نوشیدنی امپراطور، شما هم اونجایین؟
بله، علیا حضرت- بله، علیا حضرت-
از این لحظه، شما باید حواستون به هر کاری که اعلیحضرت شاه انجام میدن باشه
و به من گزارش بدین
بله، ملکهی مادر- بله، ملکهی مادر-
همهتون مرخصید
بله، علیا حضرت- بله، علیا حضرت-
حالا حرفم رو باور میکنین، مگه نه؟
شما باید انتخاب کنین
انتخابتون ولیعهده
یا تخت پادشاهی؟
مجبورین این کار رو بکنین؟
فقط باید از ولیعهد دست بکشین
گذشته از اینها، اون تنها پسر شما نیست
شما فرزند پسر دیگهای هم دارین
بذار برای بار آخر ازتون بپرسم
انتخابتون تخت پادشاهیه
یا ولیعهد؟
بهم یکم وقت بدین تا فکر کنم
حتما، اما
نمیتونم زیاد منتظر بمونم
شرم نمیکنید؟
مراقب حرفهایی که میزنید باشید
فکر میکنید کشتن من
معشوق پنهانی کثیفتون رو از شناخته شدن، حفظ میکنه؟
اگر کشتن شما کافی نیست
من تکتک کسایی رو که از این راز خبر دارن
میکشم
چیه؟
فکر میکنی نمیتونم همچین کاری کنم؟
امپراطور خلع شده فقط دست نشاندههای بیوفا رو دور خودش جمع کرده بود
به خاطر همین فکر میکردم توی شناخت و قضاوت شخصیت افراد خوب نیستن
اما به گمونم، هر چی که بود در مورد شما درست میگفتن
حقیقت اینه که، ولیعهد گوآنگچانگ
خون کثیف معشوق پنهانی شما رو توی رگهاش داشت
دهنت رو ببند
به نظر میاد واقعا آرزوی داری که کشته شی
به هر حال شما قراره من رو بکشین، اشتباه میکنم؟
بارها بهت هشدار دادم که حواست باشه چی میگی
فراموش نکن
زندگی امپراطور، ملکه
و شاهزاده دوسانگ بستگی به این داره که چی از دهن تو بیرون بیاد
چه هیولای فریبنده و نفرتانگیزی
میخواین چی کار کنین؟
اول
قبل از اینکه ملکه مادر بفهمن
ما باید صاحب این قوطی طب سوزنی رو پیدا کنیم
مردی که ملکه باهاش رابطهی پنهانی داره باید نقطه ضعفشون باشه
میبینی که چطور ناامیدانه سعی داره این موضوع رو پنهان کنه
اما من به هیچ یک از آدمهای توی قصر اعتماد ندارم
کی میدونه وقتی با بیاحتیاطی عمل کردیم
و ملکه از این قضیه بو برد، چی کار بکنه؟
طبیب سلطنتی چوی چطور؟
مطمئن نیستم
من میتونم به شخصیت و تواناییهاش اعتماد کنم
اما مطمئن نیستم که اون طرف ماست یا نه
بهش این قول رو بدین که دخترش میتونه با من ازدواج کنه
و اون میاد طرف ما
ممکنه ملکه مادر این نقشه رو خراب کنه
اما برای پیدا کردن صاحب این قوطی سوزن طب سوزنی
ما واقعا به کمکش نیاز داریم
پس منم سعی میکنم تا بفهمم اون چی فکر میکنه
مراقب باش
تو باید خیلی مراقب باشی
به بهانهی درمانم، احضارش میکنم
تا ملکه مادر به چیزی شک نکنه
خیالم راحت شد که از آسیب جدیای رنج نمیبرین، سرورم
معذرت میخوام، باید مراقب میبودم
مطمئنم که دلیل قابل درکی وجود داشته
به خاطر اینکه قراره دامادتون بشم از همین حالا طرف من رو میگیرین؟
نه، به این خاطر نیست
حال دخترتون خوبه، درسته؟
بله
کسی که من بیشتر از همه توی این قصر بهش احترام میذارم و اعتماد میکنم
پدرزنم خواهد بود
این عمیقا باعث خوشحالی منه
ممنون به خاطر جملات محبت آمیزتون، این وظیفهی من هست
اعلیحضرت
...می خوام بدونم
احیانا شما چیزی در مورد این قوطی سوزنهای طب سوزنی میدونین؟
من این رو به طبیبهای درمانگاه سلطنتی دادم
از کجا آوردینش؟
خیلی اتفاقی به دستم افتاد
به هر حال
ای کاش بتونم صاحب این قوطی رو پیدا کنم
شما میتونین کمکم کنین؟
من از این قوطیها به خیلی از اطبا دادم
اول میرم به درمانگاه سلطنتی
تا بفهمم کسی اونجا قوطیش رو جایی جا نذاشته
بعدا دلیلش رو بهتون میگم
لطفا با احتیاط به این مسئله رسیدگی کنین
بله، چشم
حالتون خوب نیست؟
خوبم، اگر کوچکترین اتفاقی برای عالیجناب افتاد
بدون فوت وقت به درمانگاه سلطنتی پیغام بفرستین، باشه؟
چشم، لطفا نگران نباشین
امپراطور چه تصمیمی میگیرن؟
تصمیم میگیرن تا از ولیعهد دست بکشن
اگر انتخاب کنن تا از ولیعهد محافظت کنن
چیزهای خیلی زیادی رو از دست میدن
عالیجناب، خوابیدین؟
کیه؟
من هستم، سر خواجه
چیکار داری؟
اعلیحضرت میخوان شمارو ببینن
این وقت شب؟
بله، اعلیحضرت
چند لحظه صبر کن تا لباس بپوشم
گفتم صبر کن
اجازه بدید کمکتون کنم
پدرم بهت دستور داده
منو بکشی؟
اعلیحضرت ولیعهد
اعلیحضرت
اعلیحضرت ولیعهد
اینجا کجاست؟
بیا داخل، باید سریع قایم بشین
لطفا منو ببخش، اعلیحضرت
(ولیعهد گمشده)
من باید از قصر برم
من نمی تونم به کسی اعتماد کنم
قبل از پادشاه، ولیعهد رو پیدا کنید
همگی طبق این عمل کنید
هرطور شده پیدات میکنم
ولیعهد رو تحویل بدید
ولیعهد زنده ست؟
می دونید که همه چی بستگی به رفتار شما داره
بیخیال ولیعهد بشین
تا همه چی به حالت قبل برگرده
...دارن از این فرصت استفاده میکنن
برای برکناری ولیعهد؟
خون زیادی از دست داده
اگه الان متوقف بشیم اون مطمئنا موفق نمیشه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.