Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ولیعهد گمشده
فکرکردین
میتونین منو گول بزنین؟
خیلی زود بیدار شدین
یکم بیشتر بخوابین
اعلیحضرت
چون قرار بود بیوه بشم چاره ای نداشتن
...لطفا بهشون رحم کنید
...بخاطر من - رحم کنم؟ -
میتونی بعد اینکه پدرت یکی رو به قتل رسوند، همچین چیزی بگی؟
(قسمت 11)
....پدرم کسی بودن که
اعلیحضرت رو مسموم کردن؟
شنیدم بازپرس در اتاقشون بوده
حقیقت رو پنهون نکنید، لطفا بهم بگید
...پدر من بودن که
....پدر بودن که
باعث شدن اعلیحضرت اینطوری بشن؟
بله
پدر شما همه اینکارا رو کردن
بانوی من، کجا بودین؟
فکرکردم اتفاقی برای شما افتاده
میدونید چقدر نگران بودم؟
بانوی من
خوبین؟
ملکه دواگر دنبال شما هستن
لطفا با من بیاید
همراهیتون میکنم
یک بانوی جوان زیبا شدی
وقتی بچه بودی همو دیدیم، یادته؟
نه، معذرت میخوام
لازم نیست
بچه بودی، و خیلی کم همو دیدیم
طبیعیه یادت نیاد
همیشه کنارت میمونم
من رو مادر خودت بدون
وقتی به مشکلی خوردی
به دیدن من بیا
باعث لطف شماست ملکه
...درمورد مراسم عروسی
من حواسم به همه چیز هست
نگران نباش، برگرد استراحت کن
...هم ملکه هم شاهزاده دوسونگ
مهربون هستن
نگران نباش
...به تصمیم پدرت
اعتماد کن
گریه نکن
...چرا وقتی یک اتفاق خوش یمن افتاده
بیا نزدیکتر
زود بیدار شدین
یکم بیشتر بخوابین
اعلیحضرت
از من میترسی؟
میدونم چرا همچین حسی داری
ولی امروز آخرین روزی هست که به عنوان دخترم کنارمی
گریه نکن
میشه لطفا نگاهم کنی؟
...راستش
دلایل زیادی هست که مجبورت کردم
برخلاف خواسته ات همسر شاهزاده دو سونگ بشی
ولی نمیتونم درحال حاضر توضیحی بدم
بااینکه اگه به شخصیت شاهزاده دو سونگ اعتماد نداشتم
هیچوقت مجبورت نمیکردم
اینکارو بخاطر اینکه بهت اهمیت میدم انجام دادم
میدونم با شخصیتی که شاهزاده دارن
حتما خوشحالت میکنن
برای همین عروسی ممکن شد
نمیخوام منو درک کنی
ولی
...هیچ والدینی نمیخواد که
فرزندشون ناراحت باشه
(اینجئونگ مون)
(گوانگهوا مون)
زانو بزنید
چهار بار تعظیم کنید
بلند شید
حکم سلطنتی رو دریافت کنید
زانو بزنید
چرا هنوز نیومدن؟
میان
حتما میان
ملکه گفتن
"برای تقویت کشور"
"باید تاجگذاری صورت بگیره"
"هیچکس بهتر از شاهزاده دو سونگ برای این جایگاه نیست"
"رسما اعلام میکنم"
"ایشون ولیعهد هستن"
"شاهزاده دو سونگ، لی یونگ"
"امیدواریم پادشاه خوبی باشید"
"با توانایی های زیادی بدنیا اومدین"
"ذات خوبی دارین و مهربون هستید"
"خودتون رو وقف خانواده کردین"
"وهمیشه عاشق برادر خودتون بودین"
"طبق قانون"
"با توجه به حقوقی که داریم"
"الان رسما ولیعهد هستید"
"دختر خانواده چوی"
"بزرگ شده"
"خون اشرافی داره"
"زنی باهوش و وفادار هست"
نمیتونید برین داخل
دروازه رو باز کنید
نمیتونید برین داخل
بذارین بریم داخل
چشم
بریم
"بااینحال"
"با توجه به مسائل رسمی"
"...رسما شما رو"
"همسر ولیعهد خطاب میکنم"
وقتی حکمی دریافت بشه، نمیشه از بین بردش
چرا هنوز نیومدن؟
تمومش کنید
چی؟ - چی شده؟ -
من، ولیعهد کشور، زنده هستم
این مهر اعلیحضرت هست
...کی جرات کرده مهر رو جعل کنه
و مراسم ولیعهد جدید رو بگیره؟
چه خبره؟
خدای من
خیالت راحت
برادر برگشته
بلند شو
چی شده؟
قضیه چیه؟
...این
تقلبی هست
درسته؟
چرا جواب نمیدین؟
مهر واقعی هست؟
پس تا الان مهر تقلبی در دستانشون بوده؟
...پس
کی مهر سلطنتی رو جعل کرده؟
به خودتون بیاید
چه مهر سلطنتی واقعی باشه چه نه
ایشون ولیعهد نیستن
خائنی هستن که اعلیحضرت رو میخواستن به قتل برسونن
خائن هستن - خائن؟ -
درسته
باید بکشیمشون
نگهبانان
خائن رو بگیرین
ساکت شو
شاهزاده - ساکت باشید -
به حرفای ولیعهد گوش بدین
فهمیدین؟
چشم شاهزاده
مجرم رو بیارین
این بانوی دربار نبودن که بخاطر سم مردن؟
چی؟ - شنیدم مردن -
...اینکه بانوی دربار نمردن
خودش ثابت میکنه
پاپوش برای ولیعهد بوده
کی جرات کرده دروغ بگه بانوی دربار مردن
و از قصر بردنش بیرون؟
کی خائنی هست که
اعلیحضرت رو مسموم کردن و چرا؟
چرا برای ولیعهد پاپوش دوخته شد؟
باید از دفتر دادگستری بخوایم
درمورد همه چیز تحقیق کنه
درسته
...حقیقتی که زندست
نشون میده که ولیعهد
ربطی به مسموم شدن اعلیحضرت ندارن
درسته
ولیعهد بیگناه هستن
فوران باید حکم برگشت ولیعهد داده بشه
ملکه
هنوز مطمئن نیستیم
زود نیست که برگردن؟
اول باید بازجویی کنیم
بفهمیم چه اتفاقی افتاده
موافقم
...ملکه دواگر
شوکه شدن
بعدا درمورد مسئله حرف میزنیم
بریم به تالار اصلی
بریم
بریم - باورم نمیشه -
برادر
خیالم راحت شد جاتون امنه
حتما سخت بوده
تنهایی مراقب مادر و پدر باشی
درسته، چرا اینقدر طول کشید؟
...من
منتظر برگشتتون بودم
ببخشید
باید به مادر بگم
برگشتید
میرم بیارمشون، منتظر بمونید
مدتی شده
خوب بودی؟
بله ولیعهد
لطفا باهامون بیاید
ولیعهد، دیدین؟
بک گو...یعنی
...خدمتکار پزشک چوی نیست - میدونستم -
ببخشید؟
کی فهمیدین؟
ولیعهد
ولیعهد
مادر
خداروشکر خوبین، خداروشکر
ممنون کمک کردین ولیعهد سالم برگردن
مادر
خوبین؟
ممنون نگرانم بودین
حتما
بخاطر من اذیت شدین
نگرانم نباشید
خوشحالم سالم برگشتید
مادر
چرا توی روز به این خوبی گریه میکنید؟
باید بخندیم
چطوری مشاور جناح چپ با ولیعهد متحد شد؟
...غیرممکنه که ندونن ملکه
بزودی گیر میوفتن
مطمئنم ولیعهد بودن که مدرک بردگی
مادربزرگ یون کی کیوم رو داشتن
بجز این
دلیلی ندارن همکاری کنن
چقدر اون بانوی دربار میدونه؟
همه چیز رو میدونه
ولیعهد
فرمانده نگهبانان قصر
شنیدم زندگی پدر رو نجات دادین
ممنونم
لطف دارین ولیعهد
بریم داخل
چرا صورت پدر رو پوشوندین؟
بازپرس برای درمان ایشون استفادش میکنن
چوی سانگ روک؟ - بله ولیعهد -
وقتی اعلیحضرت در شرایط خطرناک بودن اینکارو کردن
و اعلیحضرت بهتر شدن
برای همین برش نداشتیم
برش دارین
باید صورت پدر رو ببینم
چشم ولیعهد
پدر
پسر احمق شما
گون برگشته
میتونید
صدای منو بشنوید؟
منو سرزنش کنید
"چرا دیر برگشتی؟"
"چرا زودتر برنگشتی؟"
باید سرزنشم کنید پدر
تمومه
لطفا
یکم دووم بیارین پدر
ولیعهد برکنار شده برگردن؟
ملکه دواگر به شاهزاده دو سونگ
جایگاه ولیعهدی رو دادن
میدونید که مراسم کامل نشده
ولیعهدی که اعلیحضرت انتخاب کردن
هنوز زندست
بخاطر شورش و تلاش برای کشتن اعلیحضرت
خلع شدن
چرا مهمه؟
مشخص شده که پاپوش دوخته
هنوز تحقیقات تموم نشده
چی مشخص شده؟
با یک دست نمیشه آسمون رو مخفی کرد
چی گفتید؟
ارباب
کافیه
همه حرف ها بی معنی هست
باید به ملکه دواگر بگیم
که از فردا
بازجویی از بانوی دربار شروع میشه
باید اینکارو کنیم
دیگه میریم
به خودتون بیاید
ما ولیعهد رو با دستای خودمون
خلع کردیم
اگه ایشون پادشاه بشن
فکرمیکنید زنده بمونیم؟
...تنها راهی که میتونیم زنده بمونیم
اینه که شاهزاده دو سونگ ولیعهد بشن
تنها راه ماست
فهمیدین؟
اگه میخواید درمورد بانوی دربار یون صحبت کنید
به اندازه کافی شنیدم
بحثش رو پیش نکشید
به ولیعهد اینقدر اعتماد دارین؟
هرچی ام بشه
برادر مراقب من و مادر هست
پس من چی؟
وقتی با برادر به قصر اومدین
قراری باهاش نذاشتید؟
میدونید چرا با ولیعهد به قصر اومدم؟
...دیشب ولیعهد
اومدن و با جد مادربزرگم
منو تهدید کردن
تا بانوی دربار یون رو پیدا کنم
چطوری دراینمورد میدونن؟
...نامه ثبت شده ای که کسی نمیدونه وجود داره
ناگهان ظاهر شد
کسی که دستش بود
و گزارشش داد
حتما جانگ هیون موک بوده
منظور منو فهمیدین؟
ولیعهدی که بهش اعتماد دارین، میدونستن که
اگه این حقیقت لو بره
شما و ملکه
یک خدمتکار میشید
ولی این حقه رو انجام دادن
این هدف برادر نبوده
میدونستن این حقیقت راحت فاش نمیشه
شاهزاده دو سونگ - به برادر اعتماد دارم -
...سعی نکنید دیگه
بین من و برادرم قرار بگیرین
اینکارو نمیکنم که بهشون اعتماد نکنید
فکرکردین نمیدونم ولیعهد چه ذاتی دارن؟
دارم بخاطر شما از شر ولیعهد خلاص میشم
جانگ هیون موک هرکاری میکنه
فقط به نامه بردگی ختم نمیشه
ولی از شما بخاطر نوه اش خلاص مشیه
مهم نیست چی بگید، به برادرم اعتماد دارم
ببخشید
پدر رو دیدین؟
بله
پس باید بنوشیم
بریم یک جای دیگه
باید جای دیگه ای هم بریم
منتظر چی هستید؟
بگید ولیعهد اومدن
میخواستم شما رو ببینم
تصادفا هردو اینجا هستید
چرا احترام نمیذارین؟
...شما دوتا
به ملکه احترام نذاشتید
چی؟ - بشین -
فردا صبح
بازجویی موقتی صورت میگیره
تا از مجرم بازجویی بشه
باور دارم اجازش رو دادین
بعد اون دادگاهی شروع میشه
تا کسایی که
پدر رو مسموم کردن
جلوی همه حکم بگیرن
اگه به جرم خودتون اعتراف کنید
و پدر رو به حال سابق برگردونید
به شرف شما به عنوان ملکه دواگر
صدمه ای نمیزنم
وگرنه
احساساتتون و زنای شما
با این مرد فاش میشه
...شما
در تاریخ به عنوان شرورترین زن
شناخته خواهید شد
جرات نکنید درمورد ما
و سالهایی که دور بودیم
با دیدگاه خودتون قضاوت کنید
حتی اگه بخاطر احساسات و زنا متهم بشیم
احساسات ما
صادقانه است
تا لحظه آخر خجالت نمیکشید؟
اگه اینو بگید
سرتون در خیابون آویخته میشه
هنوز تموم نشده
بااینکه بانوی دربار یون دستگیر شدن
اتهام شما و خلع شما به عنوان ولیعهد
تغییری نمیکنه
میتونید تضمین کنید بانوی دربار یون حرف میزنن؟
بگیم حرف میزنن
...مطمئن هستید که
درمورد شاهزاده دو سونگ و ملکه
حرف بدی نمیزنن؟
این آخرین امید شماست
ولی بیاید تا آخر مبارزه کنیم
هرکاری میخواید بکنید
با هرچی دارم
مبارزه میکنم
درک میکنم
برادر؟ - بجاش -
بهتون قول میدم
نه کمتر نه بیشتر
هرکاری باهامون کردین
هرچقدر بهم صدمه زدین
هرچقدر دو سونگ زجر کشیده
هرچقدر مادر و پدر ناراحت بودن
کاری میکنم بهاشون رو بدین
جناب مون هیونگ
و وزیر آموزش داخل منتظر هستن
فرمانده هم اومدن
فهمیدم
بریم داخل - نه -
حتما میخوان با شما حرف بزنن
برین
چیزی نیست که جلوی تو نشه گفت
باهام بیا
میدونید که چقدر متنفرم
ساعت ها بشینم
شب رو در قصر میمونم و فردا میرم
چطوره امشب نوشیدنی بنوشیم؟
باشه، میبنیمت
چشم برادر
راستی
بانوی میونگ یون
حواسم بهشون نبود
حرفی نزنید
طرز فکر ما یکسانه
جدی؟ که اینطور
...نمیدونم چطور فکرمیکنی ولی
نگران نباشید، برین داخل
حواسم به بانو میونگ یون هست
باشه، بهت میسپرمشون
چئول دو
بله؟
ببین بانو میونگ یون کجاست
خیالم راحت شد
مراسم انجام نشد
لغو شده؟
بانوی من؟
چیه؟
درسته
...داشتید فکرمیکنید محقق
یعنی ولیعهد چطورن؟
طبیعی نیست، باورم نمیشه
حتما شما حالتون بدتره
خیالم راحت شد
ایشون ولیعهد بودن
چطوری اینطوری شد؟
شنیدم که دستگیر شدن
و در زندان هستن
اخبار دروغین بود
حالشون خوب بود
راستی
ارباب چوی چی شدن؟
مشخص شده که
ولیعهد رو دزدیدن
تقصیر منه
اونموقع
وقتی گفتید از شر بانوی دربار یون خلاص بشم
باید بهتون گوش میکردم
اینطوری نگید
من تصمیم گرفتم که
زنده بذاریمش
نه
من التماس کردم
برای همین این تصمیم رو گرفتید
...بخاطر من شما - ملکه -
قوی بمونید
هیچی نشده
درسته
تحمل کنید
راهی پیدا میکنم جلوشون رو بگیرم
حتی الان
کشتن بانوی دربار تنها چاره هست
راحت نیست
میدونن اینکارو میکنیم
نمیذارن بمیره
تنها کسی هستید که بهش اعتماد دارم
نمیدونم ملکه دواگر چیکار میکنن
مراقب بانوی دربار باشید
چشم ولیعهد
باید بگم، بانوی دربار حرف میزنن
و اسم ولیعهد رو پا میکنن
...ولی قصر ملکه
...منظورم اینه
مسئولیتش با مشاور جناح چپ یون هست
درسته ایشون باید برکنار بشن
برای ولیعهد پاپوش دوختن
هنوز بحث ملکه هست
بخشیدن ایشون مشکل ساز هست
نباید استثنا قائل شیم
و همه مجازات شن
چه ملکه باشن چه نه
هرکسی وارد عمل شده گناهکاره
قبول نیست
ولیعهد - این اتفاق نمیوفته -
بحثش رو پیش نکشید
مادر نمیدونستن چه اتفاقی افتاده
ایشون بخاطر ملکه دواگر گول خوردن
...قصر ملکه
مسئول این پاپوش هست
مشاور جناح چپ تنهایی انجامش دادن
...ولیعهد
گفتم حرفی نزنید
هدف ما ملکه دواگر و چوی سانگ روک هست
نه ملکه
برای مجازات یون یی کیوم
از جایگاهش خلع میشه
شنیدین؟
بله ولیعهد
جناب
بدون من برین
چون ولیعهد گفتن ساکت باشم
نتونستم حرفی بزنم
...ولی
فاش کردن رابطه ملکه دواگر و چوی سانگ روک
ما رو نجات میده
ملکه دواگر
کمک کرد اعلیحضرت به تخت بشینن
و حکومت قبلی رو فروپاشوند
فکرمیکنید چی میشه
اگه یک جادوگر باشن؟
به دولت صدمه میزنه
درسته
مشروعیت اعلیحضرت زیر سوال میره
شورشی ها
فرصت پیدا میکنن به تخت بشینن
برای همین
باید قوی بمونیم
چشم
پدر
برادر برگشته
خیالون راحت
الان
همه چیز مثل سابق میشه
الان برادر برگشته
من هم
دو سونگ آزاد میشم
زندگی خودمو میکنم
من در اینمدت خیلی سختی کشیدم
ولی باید کمی سرزنش بشم
چه ملکه چه نه
هرکسی که وارد عمل شده مقصر هست
تموم شد؟ - بله -
چیه؟ چیزی میخواید بگید؟
نه
باید برم
مراقب زندان باشم
مدتی شده
انتظار نداشتم تحت این شرایط ببینمتون
حرف های الکی نمیرم
میرم سر اصل مطلب
اگه میخواید اعلیحضرت خوب بشن
پس باید از قضیه
بانوی دربار بگذرین
شنیدین چی میگید؟
چطور جرات میکنید از زندگی اعلیحضرت برای مذاکره استفاده کنید؟
همه خوب میدونید که
چه کاری بخاطر ملکه دواگر میکنم
بهش فکرکنید
اگه زندگی ملکه دواگر در خطر بیوفته
اعلیحضرت
زنده نمیمونن
پس
رفع زحمت میکنم
اینجا رو ببین
هرچی ام بگید پیشنهاد من همینه
پس سعی نکنید متقاعدم کنید
نمیخوام اینکارو کنم
بنظر میرسه گیج شدین
میخوام براتون روشنش کنم
بفرمایید
اعلیحضرتی که میشناسم
بخاطر ولیعهد از زندگیشون میگذرن
نه اینکه با بدبختی بیشتر عمر کنن
و مثل یک زندانی باشن
بااینحال
اگه ایشون بمیرن
شما مسئول خواهید بود
نه تنها شما و ملکه دواگر
بلکه دخترتون هم بهاش رو میده
فهمیدین؟
اگه میخواید ملکه دواگر زنده بمونن
باید پادزهر رو
تحویل بدین
میترسم که
چاره ای نداشته باشیم
ولی پادزهر رو دارین
با اون زندگیشون نجات پیدا میکنه
اگه بدیمش، ما رو میکشن
گفتم که بخشیده نمیشیم
حتی اگه بخاطر پادزهر اعلیحضرت بمیرن
حرف ولیعهد درسته؟
اون حرفای مون هیونگ
خوب شخصیتش رو میشناسی
حتی توی دنیای جدید
خم نمیشه
فقط یک چاره داریم
باید با سو ریون از قصر فرار کنم
میتونی کمکمون کنی؟
راهی هست در امنیت برین؟
هیچوقت کاری نمیکنم که موفق نشم
ولی بهش سالها فکرکردم
درسته
شنیدم
سو ریون بخاطر زندگی من
حتما مخالفت میکنه
سعی میکنم متقاعدشون کنم
روی من حساب کنید
وقت میخرم فرار کنید
اینطوری نباشید
...اگه بمونید، ممکنه
به زندگی خودم اهمیت نمیدم
زندگی ملکه دواگر در خطر هست
پس نقشه و اعتماد رو به شما میپرسم
آمادشون میکنم و منتظر دستورات هستم
با اجازه
میخواید فرار کنیم؟
...بازپرس چوی گفتن
این تنها راه چاره اس
ملکه
این رویای شما بود که
در بیرون قصر زندگی کنید
...بازپرس چوی گفتن
وارد عمل میشن
و رویای سی سالشون رو واقعی میکنن
بااینحال
...اگه ما رو بگیرن
ملکه
بهشون ایمان داشته باشید
امنیت شما برای ایشون اول هست
کار احمقانه نمیکنن
تو چی؟ - به دنبالتون میام -
...کی جز من
میتونه به شما خدمت کنه؟
باید عجله کنی
سانگ روک کجاست؟
بپوششون
بین افراد قصر میری
این برای خروج از قصر هست
درموقع لزوم استفادش کن
هرچی میگم گوش کن
و طبق دستور عمل کن
آماده ام هر نوع مجازاتی رو قبول کنم
...اگه بذارین دخترم
با امنیت از قصر بره
شما هم
پادزهر رو میدین؟
اگه میونگ یون در امنیت بیرون بره
بله میدمش
انتظار دارین باور کنم؟
عروسی لغو شده
ولی ایشون همسر شمان
...لطفا رحم کنید
نذارین بخاطر جرم پدرش
زجر بکشه
کمکم کنید
اگه کسی خواست وارد بشه خبرم کن
چشم ولیعهد
میدونم که برای تو راحت نبوده
ولی برای منم نبوده
وقتی امروز چشمام رو باز کردم
میخواستم به قصر برگردم
...نمیدونم مراسم عروسی رو میخواستم لغو کنم
یا مراسم
انتخاب ولیعهد رو
بااینحال وقتی دیدمت
جوابمو گرفتم
منو ببخش
نباید همچین چیزی میگفتم
اعلیحضرت رو دیدین؟
دیدم
بهترن؟
درمورد پدرم
خبر داری؟
میدونم کار پدرم بوده
مسمومشون کرده
دو سونگ گفت؟
وقتی وارد اتاقشون شدم
فهمیدم
وارد اتاقشون شدی؟
چرا اینکارو کردی؟
اگه گیر میوفتادی
میدونستی چه عواقبی داشت؟
باتوجه به اینکه کار پدرمه
باید مجازات بشم
چرا باید نگران باشم؟
به فکرت نرسید که
نگران میشم؟
باید اوضاع رو آروم کنیم
شاید بدونی
وقتی بانوی دربار حرف بزنه
کل قصر در هرج و مرج میره
باید از قصر فرار کنی
...فرصتی پیدا میکنم فرار کنی، پس
منو ببخشید
ولی نمیخوام از قصر برم
نمیتونم
چی میگی؟
...اگه بمونی، تو - میدونم -
برای همین نمیتونم برم
بانو میونگ یون - پدر من بود که -
جرم نابخشودنی کردن
چطور دخترشون میتونه بره
و زندگیشو نجات بده
میگی تماشا کنم
بااینکه میدونم با چه سختی ای روبرو میشی؟
اگه فرار کنم
باید با عواقبش روبرو بشین
چطور میتونم فرار کنم؟
عواقبش گردن منو میگیره
عقلت رو از دست دادی؟ نباید بیای اینجا
ولی ضروریه
ولیعهد
گفتم مزاحم نشو
ولیعهد
انگار بازپرس
با ملکه دواگر فرار کردن
ساعت دوم شب هست (سخن مترجم:بین نه تا یازده شب)
باید بریم
تنهایی؟ نمیتونم
منتظر بازپرس میمونم
دستور دارم دراین زمان
بیرون ببرمتون
گفتم نمیام
جای دیگه ای رو برای ملاقات انتخاب کردن
با بانو میونگ یون به دیدن ما میان
اگه نتونن چی؟
بعدش چی؟
اینطوری نمیشه
بااینحال
اگه نرین
ارباب چوی زندگیشون به خطر میوفته
و مجبور میشن به قصر برگردن
باید برین
چه گستاخی ای
من ملکه دواگر کشور هستم
احترام بذارین
برای همین سعی کردین ولیعهد رو بکشید؟
نباید بحث کنیم کی ولیعهد قانونی هست؟
وقتی گفتم نمیخوام صدمه ای ببینی
جدی بودم
قول دادی باهم پیر بشیم
...در زندگی بعدی - ملکه -
جانگ هیون موک شاهزاده دو سونگ رو میکشه
بانوی دربار کیم به قتل رسیده
شنیدم ولیعهد خلع شده اینکارو کرده
درسته، کار من بود
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.