All language subtitles for سریال کره ای ولیعهد گمشده قسمت 1 (2024 Missing Crown Prince) با زیرنویس فارسی

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کانال تلگرام:phoenixx0o0@

(قسمت 1)

ملکه، هنوز هم احساس خفگی در قفسه سینه دارین؟

بعد از خوردن دارویی که بهم دادید بهتر شدم

ولی امروز عصر علائم سابق دوباره برگشتن

ممکنه بخاطر آب و هوا باشه

پس لطفا آروم باشید و خودتون رو نگران نکنید ملکه

همینکارو میکنم

علائم دیگه ای ندارین؟

نه، با تشکر از شما احساس بهتری دارم

وظیفه منه ملکه دواگر

الان رفع زحمت میکنم و برای شما یک جوشونده گیاهی درست میکنم

(ملکه دواگر سوسو)

(هه جونگ، پادشاه)

اعلیحضرت

بیرون چیکار میکنید؟

به دلایلی احساس نگرانی داشتم

برای همین اومدم بیرون هوا بخورم

به هرحال، ملکه دواگر چطور هستن؟

نبض تندی دارن

ولی نیازی به نگرانی نیست

خیالم با شنیدنش راحت شد

اعلیحضرت

چی شده؟

خبر بدی دارم، گروهی از شورشی ها به قصر حمله کردن

وضعیت خیلی وخیمه؟

...بهمون حمله شده. و باور دارم که

برخی از نگهبانان قصر هم که سر وظیفه بودن درگیر هستن

بهتره برین داخل و پناه بگیرین

(زندگی طولانی و درخشان)

(زندگی طولانی و درخشان)

زودباشید، نگهبانان قصر بزودی میرسن

اون دنیا میبینمتون

بریم

سربازها هر لحظه ممکنه برسن

اگه میخواید زنده بمونید، شمشیرتون رو زمین بذارین و برای زندگیتون التماس کنید

وقتی به اینجا اومدم

انتظار نداشتم بتونم زنده بیرون برم، جون یونگ

تو کی هستی؟

...تو

اون نگهبانان سلطنتی پادشاه فقید رو رهبری میکرد

(پادشاه فقید: پیه جو)

شنیدم وقتی با پادشاه فقید فرار کردی کشته شدی

مجدد به دنیا برگشتم تا شما دزدان تاج و تخت رو بکشم

مخصوصا تو، خائن بزرگ

دهنت رو ببند

...پادشاه فقید که بهش خدمت میکردی

مادرشون رو بیرون کردن و برادران و خواهرانشون رو کشتن

از مردم باج میگرفت و خرج لذات نفسانی میکرد

اون یک ظالم احمق بود

نمیدونستی؟

ساکت شو

هر بهونه ای بیاری

این حقیقت رو که خائن هستید و تاج و تخت رو دزدیدین عوض نمیکنه

الان، بهای اینکارو میدین

بمیرید

پزشک سلطنتی صدمه دیده، برین یک پزشک خبر کنید

...اعلیحضرت، شما باید

خوبم، برین پزشک خبر کنید

!همین الان

اعلیحضرت

لازم نیست نگران من باشید

قصر شرقی، سریعا یکی رو به قصر شرقی بفرستید

مطمئن شید حال ولیعهد خوبه

فرمانده نگهبانان سلطنتی، به قصر شرقی برین

مطمئن شید حال ولیعهد خوبه

ولیعهد

ولیعهد کجاست؟ - چی شده؟ -

ولیعهد داخل هستن؟

داخل هستن، چی شده؟

ولیعهد

ولیعهد خوابیدن، لطفا برین

ولیعهد

الان خواب هستن

بهتره فردا صبح برگردین

تو محافظ ولیعهد هستی

(سه جاگونگ بیول گام: محافظ و منشی درباری ولیعهد)

چرا اینجا هستی؟

ولیعهد کجان؟

حقیقت رو زودتر بگو

...خب

...قضیه اینه

"یک محقق روستای برای آزمون دولتی در شهر بود"

"در نیمه شب اطراف گوری گه میچرخید"

"بعد نوشیدن با دوستانش"

(گو ری گه: نزدیک اولجیرو-دونگ در سئول جدید)

"ناگهان چهار مرد ظاهر شدن و او را زدند"

(مجموعه داستان های قدیمی)

چقدر ترسناک - خدای من -

سپس او را در گونی انداختن و گفتن

"یک کلمه دیگه حرف بزنی، در حد مرگ میزنیمت"

خدای من - چقدر ترسناک -

اینطوری تهدیدش کردن - تهدیدش کردن -

بی شرم ها - خدای من -

(بعدش با محقق بر روی شونه اشون شروع به دویدن کردن)

"بعدش محقق رو بر روی شونه انداختن و فرار کردن"

"اون محقق نمیدانست کجا قراره ببرنش"

وای خدا، گروگان گرفتنش

ساکت باش، میشه؟ - ساکت -

خدای من - ای بابا -

خب تمرکز کنید

"بعد از یکمدت دویدن، بیرون آوردنش"

"وقتی از گونی بیرون اومد"

"یک عمارت بزرگ رو در برابر چشماش دید"

"بعدش وارد یک اتاق شد"

"یک زن زیبا رو دید که جز لباس خواب چیزی تنش نبود"

بقیه داستان در این کتاب هست

چی؟ - اگه کنجکاو هستید -

چی میگه؟ - بیاید یک نسخه بخرین -

بیخیال

نباید اینکارو کنی - باید بخریمش؟ -

حیف شد

چطور میتونی اینکارو کنی؟ - خیلی ظالمی -

(مجموعه داستان های قدیمی)

صد نسخه میخرم

نیمه شب در عمارت نام سانگول

به دیدنم بیا

یک سوالی دارم

چه بلایی سر محقق اومد؟

با اون زن زیبا خوابید؟

مطمئنم خوابید، مگه نه؟

که اینطور، پس واقعا خوابید

چیه؟

از اینطرف

یک لحظه

سلام کنید

ایشون فرزند مخفی اعلیحضرت هستند که به ناحق

بعد از اینکه خائنین تاج و تخت رو گرفتن طرد شدن

شاهزاده هه سونگ

شنیدم به عمارت جولا اومدین

بله جناب شاهزاده - خوشحالم اینجایید -

حتما جزئیات رو به شما گفته

پس میرم سر اصل مطلب

اگه کمک کنید بودجه ارتش رو بدست بیارم

و همراهیم کنید ارتش خودمو بسازم

تا وقتی به تخت بشینم

میتونید زندگی ای پر از ثروت و آزادی داشته باشید

بودجه ارتش؟ چقدر لازم دارین؟

هزار نیانگ کافیه؟

هزار نیانگ؟

چی شده؟ خیلی کمه؟

کم نیست، ولی بیشتر باشه بهتره

...پس

ده هزار نیانگ چطوره؟

باید زودتر همو میدیدیم

وفاداری شما در تاریخ ثبت میشه

وظیفه ماست جناب شاهزاده

راستی، پول کجاست؟ پول رو آوردین؟

...خب

در جایی هست که زندگی میکنم

پس زودتر بریم اونجا. کجا میمونید؟

بهتره امروز نریم، فردا پول رو براتون میارم

نمیشه

باید هرچه زودتر پدر رو نجات بدم

با اون پول میتونم سریعا ارتش رو سازمان دهی کنم

خائنین که تاج و تخت پدرمو دزدیدن پایین بکشم

چیکار میکنی؟

هیونگ نیم - چیه؟ -

این رذل به پدر گفت خائن

به عنوان پسرشون، چطور میتونم عقب بمونم و کاری نکنم

از دست تو و اخلاقت

بااینحال، چطوری میتونی بهش مشت بزنی؟

باید تشویقشون میکردیم بگن کی حامیشون هست

واقعا فکرکردی این موش های رذل همکاری میکنن؟

مشخص نیست؟

کلاهبردارایی هستن که از آدمای پولدار

پول به جیب میزنن

اشتباه میکنم؟

کی هستی؟

...من کسی نیستم جز

ولیعهد

اون ولیعهده - خدایا، ولیعهد؟ -

قبلا ندیده بودمش - چرا اینقدر جذابه؟ -

(لی گون، ولیعهد)

آدمای وقیح

بهتره برای بخشش التماس کنید

چطور جرات میکنید دروغ بگید که اشراف زاده هستید

حقتون هست صدها بار بمیرین

چیکار باید بکنیم؟ - میخواید چیکار کنیم؟ -

باید باهاشون مبارزه کنیم

پس پسر لباس سبزه با منه - صورتیه با من -

با شماره سه مشت میزنیم

...یک دو - ...یک دو -

اون مبارز خوبی

دارین دیوونم میکنید

لطفا آروم باشید - صدمه دیدم -

برو مبارزه کن - تو اول برو -

از سر راه برو کنار

...توی

بگیرش

بهش مشت زدم، واقعا مشت زدم

دو سونگ، برادرت داره میمیره

انتظار نداشتم اینقدر مبارز خوبی باشی

اگه واقعا دعوامون میشد

معلوم نبود چه اتفاقی میوفته

قطعا الان مرده بودین، من هنوز نزدمتون

ولیعهد - من نزدمتون -

من فقط یکم مشت زدم

تو زدی، من نزدمشون

تحویل افسرا بدینشون

چشم ولیعهد

ولیعهد بهمون ارزش بدین

منظورت "رحم کنید"هست؟

لطفا بهمون رحم کنید

واقعا که

منتظر چی هستید؟ ببریدشون

چشم

ولیعهد لطفا زندگیمون رو بگیرید

نمیخوام بمیرم

همینطوری گفتمش

اگه واقعا ما رو بکشه چی؟ - نه، نمیکشه -

گفتی مطمئنی که قراره شورش کنن

ولی فقط کلاهبردار دستگیر کردیم

بهت افتخار میکنم برادر من

(شاهزاده دو سونگ، برادر ناتنی ولیعهد)

قبول میکنم این بار اشتباه کردم

شایعات میگفتن بعضیا در دروازه شمالی

پنهان شدن

باید اون ناحیه رو میگشتیم

ولی اینبار اشتباه کردم، قبول میکنم

من که چیزی نگفتم

دیگه وقتشه بریم

میخوای اینطوری برگردی قصر؟

مگه چه شکلی هستم؟

خیلی خوبه

چقدر خوبه

واقعا که

عقلت رو از دست دادی؟

میدونم دوست داری خوش بگذرونی

ولی چرا اومدیم گیسانگ خونه؟

بخاطر وضعیت الانت

آوردمت چون یک نقشه دارم

پس در سکوت دنبالم بیا

جدی هستی؟

بله - باید انجامش بدم؟ -

این تنها راه حل ماست؟

درسته، راه حل دیگه ای نیست

من دلقک نیستم، چرا باید آرایش کنم؟

پس چی؟ اینطوری برمیگردی قصر؟

اگه پدر و مادر ببینتت، بیهوش میشن

اگه ازت بپرسن چی شده

چی میخوای بگی؟

اگه راستشو بگی

هیچوقت بهت اجازه نمیدن دوباره از قصر بری

باشه، هرکار میخوای بکن

باشه باشه

باشه، روی صورتم بزنشون

خدای من

باید جاخالی میدادی

باورم نمیشه اون موش های رذل کتکت زدن

چه اتفاقی افتاد که چابک بودنت رو از دست دادی؟

وقتی اساتید سلطنتی از صبح تا غروب

بهت درس بدن و باسنت تاول بزنه

مثل من میشی

تو کسی نیستی که هرکاری بهت میگن انجام بدی

درست مثل مدرسه سلطنتی باید از هوشت استفاده کنی

میخواستم

ولی درمورد کشور

و امنیت چوسان صحبت میکنن

چطور میتونم ازش فرار کنم؟

ولیعهد بودن راحت نیست

دقیقا منظور منم همینه

بااینحال

یکبار هم نشنیدم بگی میخوای کناره گیری کنی

اگه یکم اذیت بشم

مردم چوسان میتونن در آرامش زندگی کنن

چطور میتونم عقب بکشم؟

من برادر بزرگترتم

چیزی نگفتم

...جوری که الان نگاهم میکردی

به هرحال فراموشش کن

کافی نیست؟

تمومش کن

عطر قوی ای داره

همینطوری واستا

اگه میخوای قبل بیدار شدنشون برگردی قصر

باید عجله کنیم

آرومتر باشه؟

حتی به کبودی هات دست نزدم

خیلی لوس هستی

(یون یی کیوم، مشاور جناح چپ)

شنیدم ولیعهد گم شدن

طبق حرف منشی ولیعهد

مطمئن هستم با لباس مبدل بیرون رفتن

با لباس مبدل بیرون رفتن؟

از قصر رفتن؟

میدونم ایشون هنوز نابالغ هستن

...ولی در این لحظه حساس

ایشون وظیفه ولیعهدی رو درک نمیکنن

نگرانشون هستم

مراقب حرفایی که میزنید باشید

ولیعهد خیلی بافکر هستن

اگه بافکر خوبن

هیچوقت مخفیانه از قصر نمیرفتن

الان مهم نیست

جناب قاضی

نگران امنیت ولیعهد نیستید؟

چی؟

بخاطر نگرانی این حرفا رو میزنم

وقت نداریم

باید سربازها رو بفرستیم

ولیعهد رو پیدا کنیم

ولیعهد برگشتن

دیشب اتفاقی افتاد

درموردش میدونی؟

بله

پس حتما میدونی خیلیا

بخاطرت نگران بودن؟

بابت نگران کردنتون عمیقا معذرت میخوام پدر

چرا بدون گفتن بهم مخفیانه بیرون زدی؟

درمورد زندگی مردم کنجکاو بودم

...برای دیدن احساسات و زندگی مردم

!شوخیت گرفته؟

این تنها دلیلش بود؟

بله

بوی چیه؟

بوی لوازم آرایش حس میکنم

عذر میخوام

لوازم آرایش نیست

کیسه عطر منه

حتما بوی اینه

ملکه دواگر

کل شب بیدار بودن و منتظرت بودن

بیا دنبالم

چشم اعلیحضرت

در این لحظه حساس

...مخفیانه بیرون رفتن

تا شب رو با یک زن باشن؟

شاید چون هم خون جناح نامین هستن؟

نگران امنیت و آینده کشورم

منم همینطور

به هرحال

نمیتونیم کسی رو جایگزین ولیعهد کنیم

درصورت لازم

باید انجامش بدیم

پسر ملکه، شاهزاده دو سونگ هستن

(یون یی کیوم، پدرخونده شاهزاده دو سونگ)

از دست شما

کافیه، بیاین بریم

در این لحظه اولویت ما رسیدگی به خائنین هست

همه نگران هستیم

بریم

کل شب کجا بودی؟ چیکار کردی؟

بهم بگو

رفتم دیدن دو سونگ

دو سونگ؟

چرا یهویی رفتی دیدنش؟

اون تنهایی بیرون دیوارهای قصر زندگی میکنه، حس بدی داشتم

میخواستم بدونم حالش چطوره

(ملکه، مادر دو سونگ)

شما برادرها صمیمی هستید

خیلی از دیدنش خوشحال شدم اعلیحضرت

واقعا صمیمی هستن

فکرمیکنم حتی باهم به گیسانگ خونه رفتن

ببخشید؟

ولیعهد، حقیقت داره؟

...رفتیم اونجا چون

اگه راستشو بگی

هیچوقت نمیذارن از قصر بیرون بری

معذرت میخوام

...پس با لباس مبدل بیرون رفتی

تا با دخترها خوش بگذرونی؟

مسئولیت ولیعهدی رو سبک شمردی؟

باید شاهزاده دو سونگ رو ولیعهد کنم؟

اعلیحضرت خیلی خشن هستید

آروم باشید و باهاشون صحبت کنید

...اون در بیرون قصر آزادانه زندگی میکرد

برای همین اینجا احساس خفگی میکنه

مطمئنم اینکار رو تکرار نمیکنه

همیشه طرفش رو میگیرین

برای همینه نمیتونه کار درست رو انجام بده

رفتارش از کنترل خارج شده

اون ولیعهد چوسان هست

باهاشون مهربون باشید

شورشی های حامی پادشاه فقید

دنبال فرصتی برای نابودی اعلیحضرت هستن

نباید دوباره تنهایی از قصر بیرون بری

میفهمی؟

بله ملکه مادر

از الان به بعد

همیشه اول اجازه پدر رو میگیرم

چی گفتی؟

هنوز درست رو یاد نگرفتی

چرا؟ میخوای دوباره بری گیسانگ خونه؟

دلیلش این نیست

ساکت شو

چطوره ازدواج کنه؟

اگه دلیلی برای توی قصر موندن داشته باشه

مخفیانه بیرون نمیره

...نکنه

خانواده ای هستن که مناسب باشن؟

معلومه هست

حتما منظورتون پزشک سلطنتی چوی سانگ روک هست

درسته

اگه دیشب ایشون نبودن

دیشب ممکن بود صدمه ببینید

درسته

همیشه متوجه وفاداری ایشون شدم

ولی ایشون یک افسر ارتش نیستن

نمیدونستم حاضرن بخاطر اعلیحضرت جلوی شمشیر بیان

وظیفه یک زیردست محافظت از پادشاهه

مشکل اینجاست همه بخاطر کوچکترین وظیفه اشون

انتظار دارن جبران بشه

پزشک سلطنتی چوی یک کار بزرگ کردن

و بین همه افرادی که اونجا بودن

و به عنوان پزشک سلطنتی همچنان کار میکنن

...باور دارم ایشون

جاه طلب نیستن

دنبال قدرت و پول نیستن

انگار ملکه و من هم نظر هستیم

نظرتون چیه اعلیحضرت؟

اون مرد صادقی هست

لازم نیست نگران خانوادش باشیم

که بعد به تخت نشستن ولیعهد ایشون رو کنترل کنن

پس بنظرم بهترین تصمیمه

پس الان هر سه موافق هستیم

باید زودتر حکم رو اعلام کنید

تا ولیعهد رو منصوب کنید

درسته

با وزیرا صحبت میکنم و روز رو تعیین میکنم

ببخشید وسط حرفتون میپرم

...نمیخواید که

نظر منو بپرسید؟

گفتم ساکت باش

چشم اعلیحضرت

دختر پزشک سلطنتی چوی خیلی زیبا و با وقار هستن

قبل اینکه به سن ازدواج برسن

خیلی خانواده ها خواستگاری کردن

شنیدم دلال های ازدواج هنوز به دیدنشون میرن

مسخره ام کردین؟

حرفای مسخره نزن

چه حرف مسخره ای؟

الان بدن لخت منو دیدی

باید مسئولیت قبول کنی، درست میگم؟

ساکت شو

دندون هات رو بهم فشار بده

چرا؟

آرومتر

لوس نباش

گفتم نوشیدنی نخور، ممکنه عفونت کنه

آرومتر

اگه ننوشم پس چیکار کنم؟

چرا؟

اگه ننوشم همسرم میشی؟

فراموشش کن. یک سگ همیشه باید مدفوع کنه

بانوی من لطفا

مردم ممکنه بشنون

مشکلی نیست. همه میدونن

حتی اگه تظاهر کنم بازم کسی باور نمیکنه

تمومه، بعدی

خواهر

گه تونگ، چی شده؟

برگشتن، میخوان پدر رو ببرن

چی؟ اون رذل ها رو ادب میکنم

بیا بریم - چی؟ -

صبرکنید بانوی من

به همسرم قول دادم دیگه قمار نکنم

لطفا بذارین برم

فقط همین یکبار قمار کن

قمار بزرگیه

ببین

فکرکردین چرا انگشت من قطع شده؟

لطفا بذارین برم

دست چپت مشکلی نداره

فقط یک دور بازی کن

مطمئن میشم برنده بشی

ببخشید؟ - هوی -

هوی؟

اینجا شفاخونه نیست

گفتم دوباره نبینمت

کری؟

نشنیدی چی گفتم؟

اروم باشید بانوی جوان

دوباره شروع شد

بیا جلو - ادبش کنید -

بیا جلو - بزنیدش -

از دست تو

...چرا تو

...توی آشغال

بریم - بریم -

موش های رذل - پدر -

پسرم

بهتره دوباره نبینمتون

چیه؟

هرروز نمیتونید بیاید مراقبشون باشید

دوباره برمیگردن، خودتون میدونید

پس چه سودی داره؟

پدر

پدر

اون دختره بیشعور

همیشه یک جا رو مشت میزنه

دفعه بعد

چشماش رو درمیارم

چی درمورد چشمای من گفتی؟

باز چیه؟

بیا بیرون

تازه رسیده بودم اینجا

بیرون؟ کجا؟

اگه قبل من بیهوش بشید

دیگه نباید مزاحم پدر گه تونگ بشید

ولی اگه من شکست خوردم

دیگه به پدر گه تونگ اهمیت نمیدم

فهمیدی؟ - شماها ؟ -

نه فقط من؟

میخوای با همه رقابت کنی؟

عقلت رو از دست دادی؟

اگه ترسیدی، برو بمیر

ترسیدم، ولی نمیخوام بمیرم

از کجا یاد گرفتی اینطوری حرف بزنی؟

باشه

بیا اینکارو بکنیم

خوبه

به چی زل زدی؟ - خیلی ریزه میزه ای -

ولی میتونی شراب رو تحمل کنی

چرت نگو و بنوش

شکست خوردم - چی؟ -

شکست خوردم

از الان به بعد

خواهر بزرگه صدات میزنم

خواهر بزرگه و کوفت

اینطوری صدام کنید مضحکه عالم و آدم میشی

کی براش مهمه؟

بهتر از من مبارزه میکنی و مینوشی

پس خواهر بزرگه ای

درست میگم؟

همه باهم

خواهر بزرگه

خواهر بزرگه

خواهر بزرگه

خوبه

...پس همگی

تعظیم کنید

الان؟ - اینطوری نمیشه -

برام یک لیوان بریز

تمومش کنید بانوی جوان

مست شدین

نگران نباش او وول

من مست نیستم

اگه ارباب بفهمن چی؟

واقعا که

اینقدر بده؟

دخترت میونگ یون

در سرنوشتش بیوه شدن و بدبختی نوشته شده

با مراسم مقدس میشه جلوی اتفاقات بد رو گرفت

ولی سرنوشت بیوه شدن

که شوهرش کشته میشه، قابل جلوگیری نیست

اگه میونگ یون با ولیعهد ازدواج کنن

ولیعهد خیلی زود میمیره

میونگ یون در جوانی بیوه میشه

راه دیگه ای نیست؟

یک راه هست

ولی نمیدونم میتونی انجامش بدی یا نه

چیکار باید بکنم؟

احتمالش هست که هرچی بدست آوردی

همه باهم از بین بره

بازم مشکلی نداری؟

چون به حرف شما گوش نکردم

زندگی من سخت بود

...نمیخوام که

زندگی پر از پشیمونی داشته باشم

لطفا بهم بگید

صبرکن

چی؟ هوشیار شدین؟

هوشیار و کوفت

بانوی جوان

خیلی کارتون درسته

من مست نیستم، شنیدی؟

بله، پس لطفا بلند شید

باید قبل خواب پاهاتون رو بشورین

پاهامو؟

باید بشورمشون

قبل خواب باید بشورمشون

او وول

جانم؟ - او وول -

چی شده؟

پاهام گم شدن

...پاهای من

پاهای من کجاست؟ نمیدونم کجان

جورابتون رو دربیارین، پیداشون میکنید

پس اینجان

تشنمه او وول

از تشنگی الان میمیرم

باشه، براتون آب میارم

این آب هست

ننوشید - باشه -

واقعا که

صبرکن

میونگ یون صبرکن

منتظرش بمون میونگ یون

بانوی جوان

بد شد بانوی جوان

ارباب دنبال شماست

پدر؟ - بله -

الان چیکار کنیم؟

مست بنظر میرسم؟

...صورتتون

مثل گوجه قرمز شده؟

قرمز تر از گوجه اس

چیکار کنیم بانوی جوان؟

ارباب حتما میفهمن

بانوی جوان

پدر

سفر خوبی داشتید؟

بله

شنیدم دوباره بیرون دروازه شمالی رفتی

درسته

اینقدر شفاخونه نرو

چرا ناگهانی؟

چیزی نگفتم چون بد نیست

ولی از الان به بعد باید مراقب رفتارت باشی

قبلا بهت گفتم

تو همسر ولیعهد هستی

از امروز به بعد

شفاخونه نرو

نمیشه مطمئن بود که همسر ولیعهد میشم

هیچ احتمال قطعی ای نیست

میخوام در شفاخونه کار کنم

لطفا اجازه بدین

میونگ یون - بله پدر؟ -

...تو

به عنوان همسر ولیعهد انتخاب شدی

چی؟

دستور انتخاب همسر در حال بررسی هست

ولی اعلیحضرت تصمیمشون رو گرفتن

خواستم بدونی

بانوی جوان

ارباب فهمیدن؟

ولی چطوری؟

دیگه قرمز نیستید

بخاطر بو هست؟

نه بوی الکل نمیدین

چی؟ همسر ولیعهد؟

واقعیت داره؟

همسر ولیعهد

بانوی من همسر ولیعهد میشن

تبریک میگم بانوی من

چی شده؟

چرا آه میکشید وقتی موقعیت فرخنده ای هست؟

اینطوری نبودین که

اگه خوشحالید بخندین

خوشحالی؟

معلومه

بانوی جوان من همسر ولیعهده

این یعنی وقتی ولیعد پادشاه بشن

بانوی جوان من

ملکه این کشور میشن

حس میکنم خواب هستم

...بانویی که بهش خدمت میکنم

بین تمام زنان کشور جایگاه بالاتری داره

او وول - بله؟ -

وقتی رفتم تو قصر

تو هم باید بیای

نمیتونی ازدواج کنی

باید تنهایی پیر بشی، مشکلی نداری؟

ازدواج کردن چه سودی داره؟

حتی اگه بچه بدنیا بیارم

کل زندگیشون باید خدمتکار باشن

میخوام با شما بیام قصر

و زندگی خوبی داشته باشم

...ببینید

بانوی جوان، منو میبرین؟

بدون شما من بدردنخورم

منو میبرین؟

هیجان زدم

راستی بانوی جوان

کنجکاو هستم

شما چی؟

منظورم ولیعهده

چطوری هستن، چه قیافه ای دارن؟

جذاب هستن؟

...فرزندان شما و ولیعهد

خوشگل و جذاب میشن

چند فرزند قراره داشته باشید؟

بخاطر اربابم

وضعیت خوبی ندارم

ولی یکی از ماهیگیری لذت میبره

زندگی خیلی ناعادلانست

گپ دول

با تشکر از اون ارباب، دیگه خدمتکار نیستی

الان محافظظ ولیعهد هستی

یادت رفته؟

گپ سوک هست نه گپ دول

درسته گپ دول

وقتی از خدمتکاری عزلت کردم

این اسم رو بهت ندادم؟

ولیعهد شیر مادر من رو خوردین

من چیزی نداشتم بخورم

حافظه ضعیفی دارم

همیشه بحث این رو پیش میکشی

فکرنمیکنی خیلی کارت غلطه؟

ماهی افتاد تو تله

حتما بزرگه

بیا کمک - چشم -

این چیه؟

بیا

...این

روحه؟ روح آبی هست؟

روح نیست، جنازه است

جنازه؟ - بله -

ولیعهد

سروصدا نکن، برو بقیه رو صدا بزن

دختر رو میشناسید؟

(کالبدشکافی)

بله

حس بدی نداشته باشید

وقتی کالبدشکافی انجام شد

بهم خبر بدین

چشم

جرم بزرگی کردم

یاک گا دوست داری؟

چی؟

بیا بخور

من خوردمش، مشکلی نداره

امیدوارم از حدم فراتر نرفته باشم

ولی میشه اینو برای مادرم ببرم؟

چندروز دیگه باید به تعطیلات معمول برم

(تعطیلات معمول:ده روز تعطیلی)

اینو برای مادر و برادرانم

پنهونش میکنم

دختر شیرینی هستی

برای این دختر شیرینی آماده کنید

چشم ولیعهد

امیدوارم مادر و برادرانت لذت ببرن

شنیدی؟

چشم ولیعهد

ولیعهد

از پزشک خبری رسیده

اون خودکشی کرده

خودکشی بوده؟

بله

جونگ گیوم کسی نبود که خودکشی کنه

...دختری که یاک گا

برای خانوادش مخفی کرده بود

جونش رو نمیگیره

درسته

کجا میرین؟

(گزارش کالبدشکافی)

(خودکشی)

(جونگ گیوم، خدمتکار ملکه دواگر)

(هه جین سو:ثبت کننده)

ولیعهد

تو پزشک هه جین سو هستی که

جنازه جونگ گیوم

خدمتکار ملکه دواگر رو بررسی کردی؟

درسته

اینجا نوشته شده یک معاینه اولیه انجام دادی

چرا ادامه ندادی؟

مرگشون مشخصا خودکشی بود

... پس بنظرم لازم نبود

ملکه دواگر رو بخاطر پرونده بیشتر اذیت کنم

برای همین کالبدشکافی مجدد انجام ندادم

مطمئنی که

خودکشی بوده؟

بله ولیعهد

اینجا نوشته یک خدمتکار درباری دیگه

از اقامتگاه ملکه دواگر خودکشی کرده

(ثبت کننده:هه جین سو)

کالبدشکافی بازم دست تو بوده

این درسته؟ - بله -

بنظرت عجیب نیست دو خدمتکار

خودکشی کردن؟

منو ببخشید

ولی من یک افسر نیستم

بلکه پزشک هستم - ای گستاخ -

من جنازه رو بررسی کردم

مرگشون بنظرم خودکشی بوده

اون یک انسان بوده، باید حداقل کنجکاو باشی

در طول کالبدشکافی

باید دقیق بررسی کرد

جنازه خودش مشخص میکنه

که اینطور

حرفت رو شنیدم

میتونی بری

چشم ولیعهد

ولیعهد

بنظرتون مشکوک نیست؟

وقتی بررسی کردیم

متوجه میشیم

ولیعهد

بازم میگردم

ولیعهد

چی باعث شده بیاید اینجا؟

وقتی شنیدم که پزشک قصر رو بازجویی کردین

سوالاتی برای من بوجود اومد

برای همین مجدد کالبدشکافی کردم

چیزی فهمیدی؟

منو ببخشید

ولی با بررسی اولیه موافقم

اون خودکشی کرده

احتمال قتل نیست؟

یکی ممکنه که

مثل خودکشی نشونش داده باشه

هیچ زخمی و مدرکی نیست

براساس آب داخل ریه هاش

بنظر میرسه خودکشی باشه

ولی یک چیزی مشکوکه

...برای بار سوم کالبدشکافی میکنم

هنوز حتما تردید دارین

لازم نیست. شک من چیزی رو عوضض نمیکنه

با یک نمایش احمقانه نمیشه مدرک پیدا کرد

کارتون خوب بود

لطف دارین ولیعهد

ممنون بابت تلاشتون

حتما سرتون شلوغه، نگهتون نمیدام

حتما درمورد مرگش اشتباه کردیم

حتما خودکشی کرده

حرف نزن و با من بیا

حس میکنم وقتمون رو هدر میدیم

عمارت بو یونگ، دومین ساعت شب

از دومین ساعت شب گذشته

باید برگردیم

بیا اینکارو کنیم

چیزی که دیدم رو دیدین؟

ممکنه اشتباه دیده باشم؟

چیکار کنیم؟

باید به اعلیحضرت خبر بدیم؟

ولیعهد؟

اون چیه؟

این برای طب سوزنی هست

که دست پزشک ها هستن

هر بسته بندی طب سوزنی متفاوت هست

ارزشمند هستن و از عاج درست شدن

بعضیا از چوب و بامبو درست شدن

درست مثثل من

که از مس و نیکل درست شده

ولیعهد

میشه به راحتی تهیه اش کرد؟

فکرنکنم

وقتی که

به شفاخونه سلطنتی اومدم

به عنوان هدیه از پزشک چوی گرفتمش

ولیعهد

غذای عصرونه آمادست

حالم خوب نیست، نمیخورم

به پزشک خبر میدم

یکم معده ام درد میکنه

پس خودتون رو اذیت نکنید

چشم ولیعهد

لطفا زودتر برگردین ولیعهد

به هرحال، کجا میرین؟

تا کسی که درمورد طب سوزنی میدونه ببینم

ببخشید؟ کی؟

پدر اومدین خونه

مو بک، اونجایی؟

منو صدا زدین؟

دیگه نذار بانو میونگ یون

به شفاخونه بیان

ولی پدر

چشم ارباب

با من بیا

نمیخوام ازدواج کنم

چی؟ - من -

سرنوشتمو میدونم

کسی که باهام ازدواج کنه میمیره

اشتباه کردم؟

چطور ممکنه که

همسر ولیعهد بشم؟

میخوام کل زندگیمو

در شفاخونه کار کنم

خیلی قابل ستایش هستی

ولی یک راهی دارم

حواسم به همه چیز هست

پس فقط هرکار میگم بکن

هیچوقت نافرمانی نکردم

ولی همین یکبار میکنم

گفتم حواسم به همه چیز هست

نگرانی هات رو کنار بذار

آماده شو بری قصر

ولی پدر - باید استراحت کنم -

میتونی بری

بهش رسیدگی کنید، پول خوبی میدم

نباید کوچکترین اشتباهی کنید

فهمیدین؟ - نگران نباشید -

نتیجه بدی نخواهد داشت

بهش رسیدگی میشه

روی حرفتون حساب میکنم

چشم

بانوی جوان، کجا میرین؟

اگه نمیای دنبالم پس نپرس

هوای شب سرده، باید بریم داخل بانوی جوان

میتونی نادیده بگیری؟

معذرت میخوام

پس حداقل میشه بهم بگی

پدر چه نقشه ای دارن؟

همه درموردش میدونن

بگو چی هست

منو ببخشید، نمیتونم بگم

...بااینحال، لطفا بدونید

همه چیز به صلاح شماست

میشه بهم قول بدی

این روش به کسی صدمه نمیزنه؟

چون قلبم راحت نیست اینو میگم

چرا نباید فرار کنم؟

جلوی پدر رو بگیرید

اگه بخاطر من مسیر خطرناکی رو انتخاب کنه

چطور میتونم بعد ازدواج

زندگی راحتی داشته باشم؟

کمکم کن

لطفا

پزشک سلطنتی چوی خونه نیستن

میدونی کی برمیگرده؟

تا آخر روز برمیگردن

خسته نباشی. بیا برات شراب بریزم

ممنون

ارباب لی؟

...چرا تو

بیا اینجا

ارباب جوان لی؟

ارباب جوان لی؟

ولیعهد

ارباب جوان لی؟

(ولیعهد گم شده)

مطمئنی ولیعهده؟

بنظر نمیرسه ولیعهد باشه

نمیدونیم

چه خطری ولیعهد رو تهدید میکنه

ولی نشونه ای ازشون نیست

چطور میتونی که یهویی

از ولیعهد دست بکشی؟

باید انتخاب کنی

ولیعهد

یا تاج و تخت؟

لطفا خوب فکرکنید اعلیحضرت

بنظرت کشتن من

کارای کثیفتون رو پنهون میکنه؟

اون از ولیعهد دست میکشه

پدر بهت دستور داده

تا منو بکشی؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.