Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
(ولیعهد گمشده)
(قسمت 4)
کی هستی؟
چطوری اومدی اینجا؟
باید عجله کنیم
بریم
...کی
دقیقا کی هستی؟
واقعا کی هستی؟
زودتر راستشو بگو
میشه اول ولم کنی؟
اول بگو کی هستی
کی هستی؟
باشه
پس حداقل بهم بگو، چطور میدونستی اینجا گیر افتادم
بانوی جوان بهم گفتن
منم از دستور ایشون اطاعت کردم
...هرکاری برای من کردی
دستور بانوی جوانت بود؟
درسته؟
بله - ...از کحا بانوی جوانت
میدونه که در خطرم و میفرستت نجاتم بده؟
تا حالا براتون دردسری درست کردم؟
همینطور که گفتید،فقط کمک کردم
چرا اینطوری رفتار میکنید؟
حداقل بدونم طرف کی هستی
که دنبالت کنم
میشه لطفا بریم؟
دوباره گیر میوفتیم
وقتی از اینجا رفتیم
میتونید همه چیز رو روشن کنید
باید یکم استراحت کنیم
خوبین؟
درد رو میشه تحمل کرد، نگران نباش
بذارین زخمتون رو ببینم
فراموشش کن
اینطوری نیست که خودم دوست داشته باشم کمکتون کنم
پس خودت رو اذیت نکن
هیچکس کمکت رو نخواست
لطفا بچه بازی درنیارین
چی؟ - اگه این بچه بازی نیست -
پس چی هست؟
با این رفتار باعث نمیشید بگم کی هستم
صبرکن
تو پزشکی
اسب سواری بلدی، مبارزه کردن بلدی
کلمات قلمبه سلمبه میگی
هیچ خدمتکاری در چوسان مثل تو نیست
لطفا یکم بخوابید
باید انرژیتون برگرده
برای بار آخر
ازت میپرسم
....واقعا بانوی جوانت
گفت اینکارو کنی؟
بله
بانوی جوانت دستور دادن کمکم کنی
و هیچکدوم از کارهات
به خواست خودت نبود؟
درسته
باشه
میتونی بری
میخوام استراحت کنم
نباید گاردمو پایین میاوردم
باید بیشتر دقت میکردم
من مقصر هستم
منو لطفا ببخشید
باید به اون جواب پس بدی
چطور تونستی مانع راهشون بشی؟
من مقصرم که دخترمو زیر نظر نگرفتم
...اگه بفهمم کجا بردنشون
چطوری میخوای اینکارو کنی؟
میخوای شکنجش کنی؟
پدر
منم میونگ یون
خجالت نمیکشی؟
باور داری کشتن من
باعث میشه راز های کثیفت مخفی بمونه؟
اگه کافی نباشه
هرکسی که این راز رو میدونه
به قتل میرسونم
تو هیولای شرور
درمورد این ظرف سوزن طب سوزنی چیزی میدونید؟
اون رو به پزشکان شفاخونه سلطنتی میدم
امیدوارم صاحبش رو پیدا کنید
حاضرین کمکم کنید؟
همه اینکارها رو برای کمک به شما کردم
چرا اینطوری رفتار میکنید؟
باید حداقل بدونم طرف کی هستی
تا دنبالت بیام
فراموش نکنید
زندگی پادشاه، ملکه
و شاهزاده دو سونگ به شما بستگی داره
درسته
کمک کردم فرار کنن
اون مرد خوش شانسی هست
هربار زندگی اونو نجات میدی
اگه شانس باهاش یار بود
اون اول دزدیده نمیشد
بخاطر خودت دزدیدمش
خودم میدونم
میدونم بخاطر من تصمیم سختی گرفتید
و به همین دلیل
کمک کردم فرار کنه
کل زندگیتون مردم رو نجات دادین
نمیتونستم بشینم ببینم
بخاطر من دستتون به خون آغشته بشه
چون میدونم کی هستی
تقصیری گردنت نمیندازم
بااینحال
تا همینجا فقط میتونستی پیش بری
کجا قایمش کردی؟
پرسیدم
باهاش چیکار کردی؟
چطور میتونید بخواید به کسی صدمه بزنم
که کمک کردم؟
واقعا نمیدونی؟
لحظه ای که حقیقت رو بگه
...شانست برای همسر ولیعهد شدن
من در مراسم انتخاب همسر ولیعهد
شرکت نمیکنم
چه اجباری باشه چه نه، با مرد دیگه ای در تخت بودم
میتونی بری
پدر - گفتم -
زودتر بری
پدر
زمین و آسمان میدونن
حقی برای همسر ولیعهد شدن ندارم
چطور میتونید گولشون بزنید؟
مو بک، اونجایی؟
بانوی جوان رو به اتاقشون ببر
...من
ترسیدم
التماس میکنم
چون از عواقب اینکار میترسم
چطور ممکنه بتونم با ولیعهد ازدواج کنم
درحالیکه میدونم دارم گولشون میزنم؟
...من
کل عمرم رو درکنار شما بیماران رو درمان میکنم
برای اینکه سعی کردم خانواده سلطنتی رو گول بزنم
و به یک مرد بیگناه صدمه بزنم
با محکوم کردن خودم به تنهایی بهای گناهمو میکنم
میخوام اون مرد رو رها کنید
ارباب چوی خیلی خشن هستن
کار اشتباهی نکردین
من مقصرم
همه این اتفاقات بخاطر من اتفاق افتاد
مسخرست
...همش بخاطر ارباب چوی هست که
محقق رو دزدیدن
اگه با این سرنوشت نحس بدنیا نمیومدم
پدر لازم نبود یکی رو بخاطر من بدزدن
بانوی جوان
گفتید باورتون نمیشه سرنوشت نوشته شده باشه
باور ندارم
اصلا باور ندارم
...ولی با توجه به اتفاقات قبل عروسی
ثابت میشه سرنوشت خوبی هم ندارم
بانوی جوان
نگران نباشید
کل شب جلوی اتاق بانوی جوان نگهبانی میدم
لازم نیست
ولی اینطوری میتونیم ولیعهد رو پیدا کنیم
اون دختر باهوشی هست
اگه متوجه بشه کسی مراقبش هست
وارد عمل نمیشه
پس باید چیکار کنم؟
...باید بذاریم
حس کنه در امنیت هست
تا به دیدن ولیعهد بره
اعلیحضرت
...منشی سلطنتی
به قتل رسیدن
منظورت چیه؟
به قتل رسیدن؟
...چطور
چطور این اتفاق افتاد؟
دیشب این اتفاق افتاده
جزئیات رو هنوز نمیدونم
با کس دیگه ای
درمورد گفت و گومون گفتی؟
منظورتون رو نمیفهمم
اون روز بهت گفتم که
با منشی سلطنتی به ژنرال آموزشی پیامی بدی
به کس دیگه ای هم گفتی؟
چرا جوابمو نمیدی؟
گفتی یا نه؟
راستش رو بخواید
مادر دیشب نگران بودن
بهشون گفتم تا آروم بشن
اگه ملکه میدونست
پس مشاور جناح چپ هم میدونست
برای همین این اتفاق افتاد؟
منشی سلطنتی به قتل رسیده
قبل اینکه به ژنرال آموزشی پیامی بده
به قتل رسیده
شما به پدربزرگ گفتید؟
چی رو؟
...درمورد پیام پدر به منشی سلطنتی
فقط به شما گفتم
پرسیدم چون انگار پدربزرگ هم میدونن
...من
پدر اومدن دیدنم
ولیعهد هم نبودن
ایشون نگران بودن
توی قصر مشکلی باشه
برای همین - منشی سلطنتی به قتل رسیده -
یادت نره با ملکه حرف میزنید
صداتون رو پایین بیارین
یکی منشی سلطنتی رو کشته
تا اعلیحضرت ارتشی نداشته باشن
یعنی یکی از ما، یعنی پدر، مادر، من
و شما پدربزرگ بودین
یکی از چهار نفری که میدونستن
این دستور رو دادن
پدر
چرا اینکارو کردین؟
دستور ملکه دواگر بود؟
در ازای این کار کثیف
به چی میرسید؟
درسته
چیزی نصیبم میشه
کنجکاوی چی بهم میرسه؟
قول دادن تو و مادرت در امنیت باشید
شما هیچ نمیدونید
چقدر ملکه دواگر ترسناک هستن
میدونید پادشاه سابق چطوری خلع شدن؟
اگه بخوان کاری بکنن
میتونن در چشم بهم زدن اعلیحضرت رو خلع کنن
باورتون میشه
کسی مثل اون از شما بگذره؟
اولویت من ولیعهد یا پادشاه نیستن
شما
و ملکه هستید
پدر، چطور میتونید اینطوری بگید؟
ملکه
باید از هوشتون استفاده کنید
طرف پادشاه بودن
به شاهزاده دو سونگ کمکی نمیکنه
پدر
مراقب حرفاتون باشید
فقط حرفایی که ملکه دواگر گفتن
بهتون میگم
اگه ساکت بمونیم و کاری نکنیم
شاهزاده دو سونگ، ولیعهد میشن
نه
نمیخوام که
مثل شما بازیچه ای بشم
که ملکه دواگر کنترل میکنه
شاهزاده دو سونگ
کافیه
خیلی ساده اید
ولیعهد الان گم شدن
الان زندگی ولیعهد در خطره
چطور ممکنه ندونید که
وضعیت شما فرق داره؟
منظورتون چیه فرق داره؟
...شما
منو دارین
منظورتون چیه؟
ملکه دواگر؟
وقتی شاهزاده دو سونگ پادشاه شدن
ایشون رو از بین میبریم
چرا بیرون هستید؟
میخواستم هوا بخورم
بهترین؟
خوب شدم و بهترم
اون نسبت به یک خدمتکار جوان بودن زیادی لطیفه
چی؟
منتظر نیستید بک گو برگرده؟
چرا منتظرش باشم؟
چطور پیش رفت؟
تونستی با سانگ سو صحبت کنی؟
پس دوباره همو دیدیم
همش تصادفا این اتفاق میوفته
نتیجه ای هست که نمیشه ازش دور شد
وقتی اینطوری باهم روبرو میشیم
حس میکنم
سرنوشت ما بهم گره خورده
میشه من رو قبول کنید؟
یکی ممکنه فکر کنه
دارم مزاحم یک بانوی جوان میشم
باز کسی مریض شده؟
دیگه رفع زحمت میکنم
میشه برین کنار؟ مردم نگاه میکنن
درست مثل داخل خونه هستی
باد زمستانه اینقدر مثل شما سرد نیست
باید بگم ناراحت شدم
نمیدونید چرا اینقدر از شما توجه میخوام؟
میدونم چرا
درمورد احساساتتون میدونم
پس چرا باهام سرد هستین؟
چون بهم علاقه ای ندارین؟
من الان
با یکی دیگه ازدواج کردم
به همین دلیل
باید یک بانوی دیگه پیدا کنید
بانو جوان، لطفا اِه شیم رو معاینه کنید
چرا؟ مریض هست؟
حتما مشکل گوارشی داره
سینه بند رو محکم بسته
مشکل گوارشی هست
باید طب سوزنی انجام بدم
بانوی جوان
اینجاست؟
کجاست؟ - نمیدونم -
دیدین، ایشون رفتن
اگه باورتون نمیشه، خودتون بگردین
ولیعهد رفتن
انگار که گمشون کردیم
به اندازه کافی سریع نبودیم
معذرت میخوام
متوجه شو شاهزاده دو سونگ کجا هستن
دستور ملکه دواگر بود؟
چی در ازای این کار کثیف
به شما میرسه؟
درسته، چیزی به من میرسه
قول دادن تو و مادرت زنده بمونید
شما نمیدونید که
ملکه دواگر چقدر ترسناک هستن
باورتون میشه
یکی مثل اون از شما بگذره؟
لطفا بذارین بیام داخل
چی باعث شده بیاید اینجا؟
برای معاینه آمده بودم، شنیدم اینجا هستید
برای همین گفتم به دیدنتون بیام
جدی؟
بشینید
راستی، حتی در گیسانگ خونه معاینه میکنید؟
پزشک هرجا بیمار باشه میره
برای همین مردم
شما رو دوست دارن
یک لیوان مینوشید؟
نه
بعد پرسیدن سوال میرم
احتمالش هست که
احساساتی به میونگ یون داشته باشید؟
درمورد دخترم صحبت میکنم
واقعا رفته؟
نمیتونه بدون هیچ حرفی بره
چطور میتونه اینکارو کنه؟
ترسیده؟ یا احمقه؟
اگه پدر بفهمه، کارش تمومه
به چی فکرمیکنه؟
نمیتونم بیشتر از این منتظر برگشتش باشم
بهش یک درس عبرت میدم
فراموشش کن
امیدوارم بلایی سرش نیاد
منو بکشید ولیعهد
لازم نیست
همه چیز رو از گپ سوک شنیدم
سرت رو بالا بیار
نه
باید با زندگیم به ولیعهد خدمت میکردم
ولی به شما صدمه زدم
حقمه بمیرم
منو بابت گناهم نبخشید، منو بکشید
فهمیدم
ازت سوالات زیادی دارم
بعد شنیدن جوابت
تصمیم میگیرم بکشمت یا زنده نگهت دارم
برای الان
جوابمو بده
چی گفتی؟
نه تنها منشی سلطنتی مرده
بلکه بانوی دربار قصر ملکه هم
مسموم شده؟
بله ولیعهد
...مادر
مادر حالشون خوبه؟
...بله ولی
شوک بزرگی براشون بوده
استرس دارن
بانوی دربار کیم از قصر ملکه دواگر
با جناح چپ در ارتباط هستن
این یعنی مرگ بانوی دربار
در قصر ملکه کار ملکه دواگر بود
تا از خیانت مشاور جناح چپ اجتناب کنه
باید مراقب باشید
وقتی بفهمن کمکم کردی زنده بمونم
میکشنت
برام مهم نیست چه بلایی سرم میاد
حتی اگه جاسوسی ملکه دواگر رو بکنم
هیچی نمیشه
انگار درموردش نمیدونن
خیالم راحت شد
بهتون باید بگم ولیعهد
ملکه دواگر دوباره در عمارت بو یونگ
به دیدن یک مرد رفتن
یک مرد؟
وقتی پزشک هو مرده
به دیدن یک مرد رفتن
مطمئنی؟
بله
بانوی دربار قصر ملکه شاهد بودن و گفتن
شکی نیست
بانوی دربار قصر ملکه
حتما طرف ایشون هستن
چطور میتونیم باورش کنیم؟
یا حقه اس یا تله
ولیعهد بانوی دربار
کسی بودن که خبرتون کردم
ملکه دواگر بر ضد شماست
ولیعهد
بخاطر اینکه به ملکه دواگر خدمت میکنیم
به این معنی نیست که طرف ایشون هستیم
دستورات باید اطاعت بشه
چون ما آدمای بدبخت
باید ازشون اطاعت کنیم
...من، فکرنکنم که
همه در قصر طرف ایشون باشن
بااینحال
اگه حرفای بانو دربار واقعیت داشته باشه
...مردی که دیدم
قلبتون آروم میتپه
بذارین براتون طب سوزنی انجام بدم
انجام بده
شاه خلع شده فقط زیردست های بی وفا داشتن
ایشون قضاوت بدی داشتن
ولی درمورد شما درست میگفتن
حقیقت اینه که شاهزاده گوانگ چانگ
خون کثیف معشوقه شما رو داشتن
ساکت شو
انگار که میخوای بمیری
به هرحال که منو میکشید، درسته؟
یک سوزن
در رگ ایشون قرار بده
کافیه
همه بجز پزشک برن
ملکه
میخوایم خلوت داشته باشیم
چشم ملکه
اگه حرفی بزنید
زبونتون رو از دهانتون درمیارم
و چشمانتون رو کور میکنم
فهمیدین؟
بله
بیا نزدیکتر
چرا اینکارو میکنید؟
تا الان خوب تحمل کردین
...یکم دیگه - بیشتر از این نمیتونم -
سعی کردم تحمل کنم
ولی هربار چشمانم رو میبندم
مرگ پزشک هو و منشی سلطنتی
به خاطرم میاد
نمیتونم نفس بکشم
سو ریون
سانگ روک
میشه فرار کنیم و یک جایی پنهان بشیم؟
بیا اینکارو کنیم
فقط به تو نیاز دارم
گفتی فقط کنارم باشی کافیه
فکرمیکنی بهش فکر نکردم؟
وقتی با پادشاه خلع شده ازدواج کردی و ملکه شدی
وقتی توسط شاه خلع شده زندانی شدی
وقتی به عنوان ملکه دواگر برگشتی
همیشه میخواستم همراهت فرار کنم
الان هم برای فرار کردن دیر نیست
بیا فرار کنیم، باشه؟
میتونیم از این قصر بریم
ولی تا آخر
اونا دنبالمون میکنن
پیدامون میکنن و ما رو میکشن
برام مهم نیست
حتی اگه برای یک روز باشه
میخوام که
در ارامش
درکنارت به عنوان همسرت باشم
اینطوری با خوشحالی میمیرم
چطور میتونی راحت درمورد مرگ حرف بزنی؟
این سی سال عمرم رو بی ارزش میکنه
سانگ روک
...همه اون سال ها
میدونی چطوری اون سالها پر از بدبختی رو تحمل کردم؟
نمیذارم بمیری
حتی اگه سرمو جدا کنن و در خیابون آویزون کنن
مطمئن میشم جات در امان باشه
حالا که یون یی کیوم، مشاور جناح چپ طرف ماست
پادشاه نمیتونن کاری بکنن
ولی میتونیم به مشاور جناح چپ اعتماد کنیم؟
اگه شاهزاده دو سونگ ولیعهد بشن
میتونیم اعتماد کنیم
تا وقتی که بخواد شاهزاده دو سونگ پادشاه بشن
بهمون خیانت نمیکنن
ولی شاهزاده دو سونگ
بدون شورش حرف شنوی میکنن؟
به ولیعهد مثل برادر خودشون اهمیت میدن
وقتی مردی عاشق بشه
خیلی چیزا عوض میشه
میتونن چیزایی که هیچوقت ترک نمیکردن، رها کنن
کارهایی میکنن که هیچوقت فکرش رو نمیکنن
هیچ مردی در دنیا نیست
که مثل تو عاشق باشه
نگران نباش
بررسی کردم و میدونم
شاهزاده دو سونگ عاشق کیه؟
چطور مطمئنی؟
دخترم میونگ یون
میونگ یون؟ ولی قرار بود همسر ولیعهد بشه
...پس
حالا که عاشق همسر ولیعهد شدن
پس باید ولیعهد بشن
نمیتونن رد کنن
وقتی بهشون بگم میخواین ولیعهدشون کنید
میونگ یون مطمئنا
کاری میکنه شاهزاده دو سونگ از ولیعهدی دست بکشن
اینطوری نمیشه
کاری میکنه شاهزاده به ولیعهد از پشت خنجر بزنن
اگه پزشک هو نیست
پس یعنی اون جعبه طب سوزنی مال کیه؟
گشنمه
شما هم گشنه اید
چرا پزشک هو خودشون رو یهویی کشتن؟
چرا؟ - بریم غذا بخوریم؟ -
...دیروقته، ولی
نباید با شکم خالی بخوابید
باید دارو هم بخورین
داروی خودتون رو درست کنید
ازم عصبانی هستی؟
چرا باشم؟
پس عصبانی هستی
خیلی منتظرت گذاشتم؟
چرا منتظرتون باشم؟
پس چرا هنوز اینجایی؟
کل روز کجا ول میچرخیدین
ول میچرخیدم؟
از اینجا رفتید، اگه اتفاق میوفتاد چی؟
بعد درد کشیدن هنوز براتون درس عبرت نشده؟
درد کشیدن؟ - فراموشش کنید -
برام مهم نیست بمیرین
هرکار میخواید بکنید
بک گوی من
فکرمیکنم نگران من بودی
بله
تازه زخمتون خوب شده
ولی بدون هیچ حرفی ناپدید شدین
بیشتر از یکساعت خبری از شما نبود
نگران بودم فکرکردم مریدن
مراقب زخمتون باشید تا خوب بشه
داروهاتون رو سروقت بخورین
امیدوارم سالم باشید
ببخشید
باید میرفتم جایی
فکرنمیکردم نگران بشی
معذرت میخوام، لطفا منو ببخش
اگه متاسفید
پس قول بهم بدین
چه قولی؟ - قول بدین -
هیچوقت جایی نرین، مگه اینکه من بگم امنه
باشه قول میدم
...ولی
یک لطفی بهم بکن
چی؟
میشه یکبار دیگه برم بیرون؟
...چرا، شما - دارم خوب میشم -
فقط یکبار دیگه، باشه؟
(خاکسپاری پزشک هو جین سو)
میخوای گیر بیوفتی و بهت بگن دزد؟
میشه بری؟
صبرکن
میخوای گیر بیوفتی و بهت بگن دزد؟
نترس
من اینجام
اینطوری نیست
هیچوقت کالبدشکافی نکردم
ممکنه اشتباه کنم
همینطور که گفتم
فقط متوجه بشو
قتل بوده یا خودکشی
براساس لکه های بدنی که پس از مرگ ایجاد شده
خودکشی نیست
ببینید
باور دارم یکی مسمومشون کرده
و آویزونشون کرده تا خودکشی جلوه کنه
چرا وقتی شنیدین باید به دیدن دو سونگ برم
شوکه شدی؟
نباید الان به دیدنشون برین
همه در قصر میدونن
صمیمی هستید
پس حتما مراقب دو سونگ هستن
...حالا که میدونید پس چرا
الان فقط میتونم به دو سونگ اعتماد کنم
ولی خطرناکه
...اگه کسی که دنبالشونه بیاد چی
میدونم دو سونگ
میتونه اونا رو بپیچونه
ولی چطوری میخواید بهشون بگید کجا و کی
میخواید ببینیدشون؟
این رو دارم
با این چطوری میخوان بفهمن؟
...ما باید
یک جای مخفی داشته باشیم
که فقط دو تامون بدونیم
جای مخفی؟
(تونگ بو چوسان)
نباید گمش کنی
در مواقع ضروری از نشونه قولمون استفاده کن
نشونه قول؟ - درسته -
اگه یکی از ما
اینو به اون یکی بده
یعنی باید همو اینجا ببینیم
مخفیانه، هیچکس متوجهش نمیشه
چت شده؟ داری منو میترسونی
ترس؟ چرا ترسیدی؟
چرا یهویی بحث مکان مخفی پیش میکشی؟
این سکه قضیه اش چیه؟
همه چیز رو توضیح دادم، چرا میپرسی؟
چون درک نمیکنم، چرا لازمه اینکارو کنیم؟
نمیدونی که
مردم به تهمت شورش کشته میشن؟
پدر هم ممکنه بهشون تهمت بزنن
باید خودمون رو آماده کنیم
برادر
صدمه دیدین؟
چرا زودتر پیامی نفرستادین؟
میخواستید من عقلمو از دست بدم؟
باید بریم داخل
درهرصورت
باید اول دیدنت میومدم
ببخشید برادر
جدی هستی؟
ببخشید
دارم میپرسم هنوزم طرف منی؟
برادر
شنیدم مشاور جناح چپ
با ملکه دواگر متحد شدن
اینو میخواستید بشنوید؟
چون پدربزرگ بهتون خیانت کردن
میخواستید بدونید منم با ملکه دواگر هستم؟
هستی؟
چرا میخواستید منو ببینید وقتی بهم اعتماد کامل نداشتید؟
میخواستید بینید تحویلتون میدم یا نه؟
میخواستید خودتون حقیقت رو متوجه بشید
نزدیک قلبم بود
...این
نتیجه اعتماد به کسی هست که
هیچوقت توی خوابم بهش شک نکردم
برای همینه که
به برادرتون شک کردین؟
ترجیح میدم به دست تو بمیرم
نمیخوام بخاطر تو بمیرم
متوجه شدی؟
نه
هیچوقت نمیفهمم
برام مهم نیست بخاطر شما بمیرم
حتی اگه بگید باهاتون به اون دنیا میام
...پس چرا
ببخشید دو سونگ
درمورد ساختن قصر موقت
نزدیک جنگل کوهستان بوکهان شنیدم
میرم اونجا رو بررسی کنم
آماده باشید
چشم اعلیحضرت
ناگهان میخوان برن جنگل کوهستان بوکهان؟
این روزا حتما درحال نقشه کشیدن بودن
مطمئنم برای کارهای رسمی اونجا نمیرن
نمیرن اونجا قصر موقت رو بررسی کنن
میخوان سربازهای آموزشی ارتش رو ببینن
پس باید چیکار کنیم؟
قدرت نداریم که
با ارتش پادشاه بجنگیم
نباید بذاریم قدرت نظامی داشته باشه. باید راهی پیدا کنیم
ولی ایشون مصمم هستن
راهی هست پایین بکشیمشون؟
باور دارم زمان
خودش حلش میکنه
پزشک سلطنتی چوی سانگ روک
عشق مخفی ملکه دواگر هست؟
اولش باورم نمیشد
ولی بهش فکرکردم
این تنها جواب ممکن هست
مدرکی هست؟
جعبه سوزن های طب سوزنی
در عمارت بو یونگ پیدا شد
جایی که قرار ملاقات مخفی داشتن
درمورد این جعبه طب سوزنی میدونید؟
به پزشک های شفاخونه سلطنتی میدمش
از کجا پیداش کردین؟
درموردش میدونم
به دیدن چوی سانگ روک رفتم و درمورد صاحبش
طبق دستور پدر پرسیدم
حتما گفته مال پزشک هو هست
وقتی به دیدن پزشک هو رفته بودی
اون مرده بود
درسته
ولی بیشتر نتونستم تحقیق کنم
برای اینکه خودش رو مخفی کنه
دمش رو قطع کرد
پزشک هو خودکشی کرد
خودکشی نکرد، به قتل رسید
مطمئنید؟
چیزای دیگه رو نمیدونم
ولی مطمئنم خودکشی نیست و به قتل رسیده
این حقیقت که به قتل رسیده
مدرکی برای این نیست که چوی سانگ روک معشوقه ملکه اس
هردوی اونا پزشک هستن
که حق دارن وارد اتاق ملکه دواگر بشن
روزی که چوی بهت گفت اون مال هو هست
هو
به قتل رسید
چطور ممکنه تصادفی باشه؟
اگه چوی سانگ روک معشوقه مخفی نبود
پس حتما میدونست معشوقه واقعی کجاست
یکی از اون دوتاست
با اینحال
مدارک واضحی نیستن
نمیتونیم ثابت کنیم
اگه چوی سانگ روک منکر بشه، باید چیکار کنیم؟
راهی پیدا میکنیم تا اعتراف کنه
میتونیم راهی پیدا کنیم؟
بهم اعتماد داری؟
برعکس تو، من اعتماد دارم
پس چطوره باهم مثل روزای قدیم کار کنیم؟
حتما، بگو چیکار کنم
چقدر طول میکشه که
برگردی به قصر و سپس به داروخانه عمومی
نصف روز
پس باید حرکت کنی
ملکه دنبال من بودین
بله
کل شب فکرکردم
فقط به تو میتونستم فکرکنم
من بدون اینکه بدونم
خیلی بهت تکیه کردم
لطف دارین ملکه
هیچکس در دربار مهربون تر
و دوست داشتنی تر از شما نیست
برای همین
شجاعتمو جمع کردم
تا برای بار آخر کمکم کنید
ملکه، در این لحظه باهاتون
به عنوان ملکه دواگر حرف نمیزنم
بلکه به عنوان یک زن حرف میزنم
ازتون میخوام لطفا
به عنوان یک دوست بهم گوش بدین
چشم ملکه
پادشاه حتما بهتون
درمورد معشوقه مخفی من گفتم
ببخشید؟
...اون
درسته
مردی که خیلی وقت بود عاشقش بودم
از بچگی عاشق هم بودیم
ما نامزد بودیم
ولی سرنوشتمون نبود که ازدواج کنیم
انتخاب شدم تا همسر پادشاه سابق بشم
و زندگی من در قصر شروع شد
بعد سالها
دوباره همو دیدیم
...ده، بیست
سی سال
عشق من به اون
هیچوقت عوض نشد
و باعث شد این سالها تحمل کنم
اشک ریختم
گریه کردم
بارها سعی کردم
زندگی خودمو بگیرم
برام مهم نبود چه بلایی سرم بیاد
حتی اگه کسی منو سنگ سار میکرد
بهشون میگفتم آماده مرگ هستم
نمیتونستم زجر کشیدنش رو ببینم
کار اشتباهی نکرده بود
زندگی خودشو برای نجات عشققش
فدا کرد
کار اشتباهی نکرد
ملکه آروم باشید
قدرت، پول یا چیزی نمیخواستم
فقط میخواستم با اون باشم
بهش بیشتر از زندگیم علاقه داشتم
میخواستم از همه چیز بگذرم
تا ازش محافظت کنم
ملکه
ملکه
کمکم کنید
اگه با پادشاه صحبت کنید بهتون گوش میدن
نمیخوام در قصر حموم خون راه بیوفته
نمیخوام پادشاه یا شاهزاده دو سونگ صدمه ببینن
میدونم
اگه اجازه پادشاه رو داشته باشم
ولیعهد میتونن به قصر برگردن
...من
من میرم
...از قصر میرم
من و اون در سکوت میریم
بقیه زندگیمون رو
جایی زندگی میکنیم که کسی پیدامون نکنه
تا لحظه مرگ مخفی میشیم
لطفا پادشاه رو متقاعد کنید
بذارن از قصر بریم
بخاطر پدرمه
اعلیحضرت از من فاصله گرفتن
نمیتونم حتی اگه بخوام کمکتون کنم
پس
باید اینکارو کنیم
اعلیحضرت
ملکه میخوان شما رو ببینن
میتونن بیان داخل
چی باعث شده بیای اینجا؟
شنیدم هیچی نمیخورین
...برای همین
براتون غذا باز درست کردم اشتهاتون باز شه
ملکه
وقتی دروغ میگید
در صورتتون مشخصه، میدونستید؟
ببخشید؟
چطور جرات میکنم دروغ بگم؟
اومدین درمورد موضوعی حرف بزنید
بگید
نه اعلیحضرت
واقعا غذا درست کردم
باشه
میتونین بیاریدش
اعلیحضرت بچشیدش
بخور
باید بخوری و زود خوب بشی
باز کن
بیا
شنیدم پزشک سلطنتی اینجان
پزشک سلطنتی؟
اون پشت هستن
بانوی جوان
ارباب چوی میخوان بیماری رو ببینید
بیمار کجاست؟
میبرمتون پیششون
بیمار ضروری هست، باید عجله کنیم
چرا هیچی نمیپرسی؟
جوابمو میدین؟
همه چیز رو میدونید برای همین اومدین
من احمق نیستم
میخواستم در این لحظه منکر بشید
کسی که ملکه دواگر در عمارت بو یونگ دیدن
شما بودین؟
خودم بودم
...من معشوقه ملکه دواگر
کسی هستم که عاشق اون زن هستم
مین سو ریون سالهاست عشق منه
من معشوقه اون هستم
چطور میتونید اینقدر اعتماد به نفش داشته باشید؟
با ملکه دواگر مخفیانه رابطه داشتید
زندگی خیلیا رو بخاطرش گرفتید
این عشق نابخشودنی هست
هرکار میکنم تا مراقب اون باشم
سی ساله عاشقش هستم
ساکت باش
لحظه ای که تصمیم گرفتید رابطه نامشروع داشته باشید
به اعلیحضرت بی حرمتی کردین
حکومت رو خوار کردین
چطور میتونید اسم عشق رو بیارین؟
اون نامزد من بود
حتی قبل اینکه به عقد پادشاه دربیاد
مال من بود
شما میخواستید ملکه دواگر کشته بشن؟
باشه
مطمئن میشم روحتون همو ببینینن
شما دو تا رو تیکه تیکه میکنم
بقایای شما رو در کوهستان میریزم
تا حیوانات وحشی بخورنشون
(شفاخونه عمومی)
لی گون خائن اومد، بگیریدش
(ولیعهد گمشده)
ولیعهد رو بردن
میدونی دنبال من هستن
بی معنیه
پدر سقوط کردن
به ملکه دواگر تعظیم کنید
چوی سانگ روک رو ژنرال تحقیقاتی میکنم
لغوش کن
قبل اینکه بکشتون
زودباش بکش
لطفا بمیر
نمیدونم وقتی بمیرم
چطور باید بهای پسر نالایق بودن رو بدم
واقعا میخوای اینطوری بمیری؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.