Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*مترجم: لیدا* کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
سریال تو من هستی
خلاصه قسمت قبل
*قسمت بیست و یکم*
پی شت
امشب بابا براش یه پرواز اضطراری پیش اومده
یکم دیگه میره
میتونی تا اون موقع همینجا بمونی؟
کجا میخوای بری که داری چمدون میبندی؟
چقدر زود برگشتی،عشقم
ببخشید که تلفناتو جواب ندادم.امروز همش درگیر بودم
و امروز دوستم توی استرالیا بازم باهام تماس گرفت
گفت که واسه رستوران یه مشکلی پیش اومده
باید هر چه سریع تر برم ببینم چه خبره
ببخش که یه دفعه ای شد
توی تمام این نوزده سالی که با هم بودیم
حتی یه بارم نشد بود که باورت نداشته باشم
من بهت اعتماد داشتم
بهت فرصت دادم
ولی تو چطور تونستی به همه ی عشق و علاقه ای که بهت داشتم پشت پا بزنی؟
چه خیانتی،خون پا؟
اومم...کسی چیزی بهت گفته؟
لازم نیست کسی چیزی بهم بگه
من خودم با چشمای خودم دیدم
که چطوری توی اون آپارتمان خراب شده نانگ پرادتا رو بغل کرده بودی
خونه ای که با پول من برای اون زنیکه خریدی
چطوری تونستی اون کارو بکنی ،هان؟چطور تونستی خون ویست؟
آروم باش
فکر کنم برات سوءتفاهم پیش اومده
برعکس کاملا همه چیو فهمیدم
نانگ پرادتا همه چیو بهم گفت
از این به بعد ،دیگه حق نداری اونو ببینی
چون من اونو از زندگیت بیرونش کردم
پی شت
مامانمم اینجاست
مثل اینکه مامان و بابا با هم بحثشون شده
بنظر میرسه طول بکشه
میتونی همینجا بمونی؟
با پرادتا چیکار کردی؟
جوری زدمش که دیگه هیچ وقت حد و حدود خودشو فراموش نکنه
دیگم نمیزارم باهات در ارتباط باشه
و اونو از شرکتم میندازمش بیرون
اصلا میفهمی چیکار کردی؟
کاری رو که باید میکردم کردم
تو شوهر منی
تو متعلق به منی
نمیزارم هیچکسی تو رو از چنگم دربیاره
اینو تو مخت فرو کن
تو مال منی
این رفتارتو که توصاحب منی تمومش کن
که من نون خور توام
از اینکارت متنفرم
هر دفعه که بهم میگی عاشقمی دلم میخواد بالا بیارم
درسته
تو منو دوست داری
چون تو این دنیا من تنها کسیم که هر کاری بگی بی چون و چرا بهت میگه چشم
فقط منم که راضی میشم تو باهام بدرفتاری کنی و جیکمم درنیاد
بزار یه چیزی بهت بگم
اگه حاضرم هرکاری که میگیو انجام بدم
واسه خاطر این نیست که دوستت دارم
بخاطر اینه که پولاتو دوست دارم
پس اینطوریاست
پس واسه همین بود که گفتی اون پولارو از شرکت کش برم؟
و بعدش رفتی واردات غیرقانونیه ماشین راه انداختی
بعدشم وانمود کردی که این پولو واسه افتتاح رستورانت توی استرالیا لازم داری
تعجبیم نداره
که حتی یه بارم منو دخترتو نبردی تا اونجا رو ببینیم
چون اصلا رستورانی درکار نبوده
از کجا اینو فهمیدی؟
از اینجا
این مدرکشه
مدرکی که نانگ سیریا و نای تی واسه دستگیر کردنت جمع کردن
حتی اگه اینو هم دور بندازم
مطمئنم آدم کار درستی مثل نای تی حتما یه کپیه دیگه ازش داره
همین حالاشم اهالی خونه سوتاراک همشون از این جریان خبر دارن
اصلا این چیزا برام مهم نیست
خودت برو این مسئله رو حلش کن
مطمئن نباش نمیزارم منو دستگیر کنن
چون اگه دستگیر بشم ،فقط من نیستم که بدشانسی آورده
این بدبختی گریبان تو و نام نئونگم میگیره
چطوری میتونی این فکرو بکنی؟
چطوری میتونی من و دخترتو تنها بزاری و بری؟
میخوای ما رو تنها بزاری تا وجهه خودتو حفظ کنی؟
واقعا دلم میخواد بدونم
اگه دخترمون بفهمه
که باباش معشوقه داره
و تازه خودشم به تنهایی میخواد فرار کنه
هنوزم مثل قبل بابا جونشو دوست داره و میگه بهش اعتماد داره یا نه
خون پا
نای پی شت
نئونگ
اینطوری که شما فکر میکنید نیست
تو از اتاق دختر من اومدی بیرون
تو با دخترم چیکار کردی؟
هان؟
بابا
بابا،لطفا کاری با پی پی شت نداشته باش
مقصر منم!من اونو آوردم اینجا
ولی واقعا هیچ اتفاقی نیفتاد !بابا
بابا
بابا
همین الان از خونه من گمشو بیرون
وگرنه زنگ میزنم پلیس تا بیاد جمعت کنه
من هیچکاری با دخترت نکردم
گمشو
من همین الان بهت گفتم که هیچ اتفاقی نیفتاده
چرا منو باور نکردی بابا؟
من تو رو خیلی خوب بزرگت کردم
ولی چرا اینکارو کردی؟
ازت ناامید شدم واقعا
اگه میخوای دخترتو مواخذه کنی،قبلش برگرد و یه نگاهی به خودت بنداز
مثل یه آدم خوب و با اتیکت اخلاقی رفتار نکن
نئونگ
به بابات بگو
بهش نگاه کن
بابای عزیزدلت
معشوقه داره
تازه کارای غیرقانونیم میکنه،میدونستی؟
و وقتیم میخوان دستگیرش کنن.میخواد خودش تنهایی بزنه به چاک
دختر و زنشم ول میکنه به امون خدا
ببینش
این حقیقت نداره بابا،مگه نه؟
چیزایی که مامان میگه
حقیقت نداره،درسته؟
حالا روت میشه بگی همش دروغه؟
بابا
درسته
میخوام همه چیو ول کنم و برم
زنم که دیوونه قدرته!دخترمم که هیچ پشتکاری نداره
من اصلا اینو تحمل نمیکنم
باشه
تحمل نکن!به درک که تحمل نمیکنی
بابا نئونگ
هنوزم باباتو دوست داری و براش میمیری؟
میبینی کارای باباتو؟
بابا
ببخشید
بابا،لطفا نرو
لازم نیست بهش التماس کنی بابا،غلط کردم
هر گورستونی میخوای بری برو
برو و هیچوقتم برنگرد
بابا،غلط کردم برو به درک
بابا
نرو بابا
بابا
چرا خون پا و خون ویست هنوز نیومدن؟
نکنه فرار کرده باشن؟
هی،نا
خب درباره مدارک میخوای چیکار کنی؟
چیزی که خون ناتایا میگه درسته
اگه مدرک نداشته باشی
چطوری میخوای ثابت کنی که اون مظنونه؟
ولی از چیزی که فهمیدم
خون ویست اصلا خون پا رو دوست نداره
پس امکانش هست؟
که اگه ما بخوایم همه ی اطلاعاتو به خون ویست بدیم
در عوضش اونم بهمون بگه که خون پا اون کسیه که به پی یا صدمه زده یا نه
پی نوان
میشه موبایلمو بهم بدی؟
خون چانات
میتونی جای خون ویستو برام پیدا کنی؟
که الان دقیقا کجاست؟
پرادتا
پرادتا
پرادتا
چی؟
سیریا زنگ زده و ازت خواسته جای پی ویست رو بهش بگی؟
خون نا
چرا نمیزاری منم باهات بیام؟
احتیاجی نیست
بزار خودم تنها برم
اگه توهم باهام بیای بالا اون موقعست که خون ویست میفهمه اینا همش یه نقشست
ولی من نگران اینم که جونت در خطر باشه
من خوبم
امشب،میخوام خودم به همه ی این جریانات خاتمه بدم
اینو بهم بده
ما باید وارد اون خونه بشیم
ما باید کسی که تو رو به این حال و روز انداخته گیر بندازیم
کاری که توی گذشته درحقت کردم که خیلی کمه
اگه میخوای حقیقتو بفهمی
که من کسی بودم که بهت شلیک کرده
و تازه جعبه روغن ترمز ماشین خون کریتو سوراخ کرده
خون کریت!مراقب باش
و همینطور باعث شدم خائو سوآی بیفته توی آب
پس منو دستگیر کن
زودی بگرد و مدرک پیدا کن تا بتونی منو بگیری
من منتظرم
سیریا،کجایی؟
خون تی
خون ویست
مرده
سیریا
سیریا،چرا حرف نمیزنی،سیریا؟
صدامو میشنوی،سیریا؟
سیریا
سیریا!سیریا
سیریا،سیریا
الو
سیریا
حالت خوبه،سیریا؟
هی
من به پلیس خبر دادم.اونا تو راهن باشه!باشه
چی شده؟
یکی توی طبقه هفتم صدای شلیک شنیده
خون نا
آه،خون
اتاق خواب کجاست؟
اونطرفه
خون نا
خون پارادی
خون ویست
خون نا
آقای بیمار،کجا داری میری شما؟
هنوز نمیتونی جایی بری
هنوز حالت خوب نشده
باید برم
چی شده؟ تو باید اول اجازه ترخیص بگیری
پی تی،کجا داری میری؟
باید برم سیریا رو پیدا کنم
ولم کن برم!ولم کن
پی تی
الو،سیریا
خون کریت،چه بلایی سر سیریا اومده؟
پی تی
چرا داری دنبال سیریا میگردی؟
چی شده؟
سیریا تیر خورده
چی؟
نا تیر خورده؟
چی؟
حال مائه نا خوبه؟
بزارش رو اسپیکر.منم میخوام بشنوم چی میگه
خون نا فعلا توی اتاق عمله
حتما حالش خوب میشه
خون یا،نگران نباش
من الان میتونم راه برم
من خودم میرم خونه سوتاراک
خودم از خواهر کوچولوم مراقبت میکنم
هنوز وقتش نشده
اگه الان بیای
مسئله بزرگتر از اینی که هست میشه
تو ازم انتظار داری همینجوری اینجا بشینم و دست رو دست بزارم تا تو بهم خبر بدی؟
من طاقتشو ندارم
من نگران نا هستم
من نمیزارم یه بار دیگه کسی بخاطر من جونشو از دست بده
خون یا،آروم باش
اگه اینکارو بکنی.خون نا توی دردسر میفته
این یه مسئله حاده عزیزم.فکرتو به کار بنداز و عجله نکن
درسته!اگه الانم بری هیچ کاری از دستت بر نمیاد
بزار فعلا دکتر کارشو انجام بده
اگه نا چیزیش بشه،من باید چه خاکی تو سرم بریزم خاله؟
خیلی بهش فکر نکن خون یا
مطمئن باش حال خون نا خوب میشه
درسته
آدم قوی ای مثل نا
به این راحتیا نمیمیره
بزار اول حال نا خوب بشه
بعدش درباره کاری که میخوایم بکنیم فکر میکنیم
من مراقب خون نا هستم
لازم نیست نگران باشی خون یا
بهم اعتماد کن
باشه
همه چی درست میشه عزیزم.نگران نباش
پی تی
خون ریزی داری
بزار دکتر پانسمانتو عوض کنه
من خوبم
پی تی
حداقل برو توی اتاقت استراحت کن
اگه مسئله ای باشه،خون کریت میاد بهت میگه
لطفا خبرارو بهش برسون
میخوام همینجا منتظر بمونم
پی تی
لطفا اینقدر لجباز نباش
نانگ دا
من که بهت گفتم حالم خوبه
شما به خون سیریا شلیک کردید،درسته؟
من نمیخواستم اینکارو بکنم
پس چرا رفتید اونجا؟
و چه رابطه ای بین خون ویست و مالک اون خونه یعنی خون پرادتا وجود داره؟
و شما کسی هستی که خون ویستو کشته،خون پارادی؟
نه!خون ویست!خون ویست!خون ویست
تو خیلی پستی!تو خیلی پستی
دکتر!حال زنم چطوره؟ حال خون سیریا چطوره؟
خوشبختانه گلوله به جای حساسی برخورد نکرده بود
و الان خطر رفع شده و حالش خوبه
فقط همین
سیریا
من میرم اداره پلیس تا پی پا رو ببینم
مراقب سیریا باش
منم باهات میام
هنوز حالت خوب نشده
اگه به کمکم احتیاج داشتی،بهم خبر بده
نانگ...حال نانگ یا چطوره؟
الان حالش خوبه
پس الان کی پیش خائوسوآی هست؟
خائوسوآی خواب بود واسه همین منم اونو به پی ارن و پی لرت سپردمش
خب...من...معذرت میخوام..برم ببینم حال یا چطوره
توی اون اتاقه باشه
تی
چی شده؟
چرا سیریا تیر خورده؟کی بهش شلیک کرده؟
پی ویست
مرده
چی؟
چطوری این اتفاق افتاده خون تی؟
چی شده؟ خب
چطوری مرده؟کی کشتتش؟
یا یه تصادف بوده؟
پلیس مشکوکه که نکنه پی پا اینکارو کرده باشه
و همینطور کسی باشه که به سیریا شلیک کرده
حقیقت نداره.غیرممکنه
مامان،آروم باش
پا کجاست؟منو ببر پیش پا.من میخوام پا رو ببینم
هی،نات
تی
سلام،مامان
حال پا چطوره؟
خون پا هنوز راضی نشده که باهامون همکاری کنه و بهمون اطلاعات بده
همش گریه میکنه و میگه خون ویست عوضیه
احتمالا خون پا اینقدر بخاطر اتفاقی که افتاده وحشت کرده که هنوزم تو شوکه،مامان
یعنی حقیقت داره که پی پا خون ویستو کشته؟
از اونجایی که خون پا توی محل وقوع جرم بوده
و تفنگی که ازش شلیک شده هم توی دستش بوده
در حال حاضر همه ی مدارک بر علیهش هست
این درست نیست!من که باور نمیکنم
قبول دارم که پا یه آدم حسوده
ولی دیگه اونقدر سنگ دل نیست که بتونه کسی رو بکشه
من دخترمو خوب میشناسم
آروم باش،مامان
ما هر طوری شده پا رو از اینجا میاریم بیرون
هی،نات
خب الان ما باید چیکار کنیم؟
اگه خون پا هنوزم راضی نشه که باهامون همکاری کنه،همه چی به ضرر خودش تموم میشه
خب من میرم باهاش حرف میزنم.میتونم همین الان ببینمش؟
البته
*مترجم: لیدا* کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
این رفتارو که انگار تو صاحب منی رو تمومش کن
اینکه من نون خور توام
هر دفعه ای که میگی عاشقمی دلم میخواد بالا بیارم
اگه خودمو بازیچه دستت کردم
واسه این نیست که عاشقتم
واسه اینه که عاشق پولاتم
حالت خوبه عزیزدلم؟صدمه ندیدی؟
مامان
اون...اون...اون دوستم نداره.اون ازم متنفره،مامان
پا
تو که شوهرتو نکشتی،نه؟
یه اتفاق بود،درسته؟بهم بگو
بهم بگو،عزیزم
پا- اون منو دوست نداره-
هیچوقت دوستم نداشته- پا-
پا اینکارو با خودت نکن،عزیزدلم.دوست ندارم اینطوری ببینمت دخترم
به خودت بیا
من که نمیدونم چی بهت گذشته
ولی اگه بهم راستشو نگی.ما هم نمیتونیم کمکت کنیم
بهم بگو چه اتفاقی افتاد
پا
حرومزاده.همشون حرومزادن
پا!پا!عزیزدل مادر
پاتو از این قضیه بکش بیرون
اینکارو با خودت نکن
تو میخوای خودتو هم همراه با جنازه ویست دفن کنی؟
بنظرت اون نامرد ارزششو داره؟
عزیزدلم!یادت باشه که هنوز دخترت برات مونده
دختر - درسته-
نام نئونگ عزیزدلم.دخترت،نام نئونگ
الان اون کسیو نداره،عزیزم
پا تو الان یه مادری.نمیتونی دخترتو ول کنی.نباید ولش کنی
پا
پا
پا
چی شده،خاله؟
پی تی؟
خون پا چیزیم گفت،مامان؟
مائه یای!بنظرم نام نئونگ میتونه پی پا رو به خودش بیاره
درسته
اون یه مادره!من به غریزه مادریش ایمان دارم
نام نئونگ.بیدار شو دختر قشنگم
نام نئونگ!بیدار شو ،عزیزم
بابا
بیدار شو عزیزم
بابا
خون نو نام نئونگ!خون نو
بابا و مامان هنوز برنگشتن؟
مامان بزرگ
دایی تی
صبح به این زودی اینجا چیکار میکنید؟
نئونگ
بابا
کی این بلا رو سرت آورده؟
بابا!بهم بگو ؟کی اینکارو باهات کرده؟
منو ببخش بابا!لطفا منو ترک نکن
منو ترکم نکن،بابا
نئونگ
نئونگ، عزیزدلم! اینکارو نکن مادرجون! بابات نگرانت میشه ها
نرو بابا،لطفا
تو هنوز منو داری،عزیزم
من ولت نمیکنم
تو هنوز مامان بزرگو داری فدات شم
بابایی،نرو
من چطوری دیگه زنده باشم
نگران نباش،پی ویست
من و مائه یای هواسمون به نام نئونگ هست
یا!هنوز خوابی،عزیزم؟
یا
حالت خوبه عزیزم؟
دارم میام تو،باشه؟
کجا گذاشته رفته؟
یا
آی فوک
تونستی پیداش کنی؟
نه،خاله
همه جا رو گشتی؟
همه جارو وجب به وجب گشتم
فقط مونده زمینو بکنم و زیر زمین دنبالش بگردم
اوه،درست حرف بزن دیگه
خب راست میگم دیگه ،خاله.همه جا رو گشتم
از هرکیم تو روستا پرسیدم ازش خبر نداشت
...از همه،از سیم،سور،هیا،کو
بسه !بسه!اینقدر ور ور نکن
یعنی کجا میتونه گذاشته رفته باشه؟
نکنه- نکنه-
خون یا اومده بانکوک؟
مطمئنی،خاله؟
مطمئنم
منو و فوک همه جا دنبالش گشتیم ولی پیداش نکردیم
بنظرم حتما اومده بانکوک
خون یا
یا یه آدمیه که از درون غد و یه دندست
من میدونم که چقدر احساس مسئولیت میکنه
بنظرم یه قصدی داره که میخواد بیاد پیش نا
میخواد با گفتن همه ی حقایق مسئولیت این اتفاقو به گردن بگیره
پس من اونو به تو میسپارم
هر وقت پیداش کردی،به منم خبر بده
باشه
شما نگران چیزی نباشید،خاله اون
من خیلی زود یه راه واسه تماس با خون یا پیدا میکنم
باشه
ازت ممنونم خون کریت
نانگ یا اومده بانکوک،خون کریت؟
آره
وای!خدای من
اگه کسی از سوتاراکا نانگ یا رو ببینه،مشکل بزرگی پیش میاد
پی نوان
تو حواست به خون نا باشه
منم برم بیرون دنبال خون یا بگردم
نگران نباش
چون دکتر نا گفت که خیلی زود بیدار میشه
باشه
نا
زودی بیدار شو
میدونستی الان اینجا همه چی به هم ریخته؟
ببخشید؟- بله؟-
میشه بهم بگید سیریا روتانون توی کدوم اتاق بستریه؟
چند لحظه صبر کنید
میشه بهم بگید سیریا روتانون توی کدوم اتاق بستریه؟
چند لحظه صبر کنید
توی طبقه هفتمه.میتونید شماره اتاقو از ایستگاه پرستاری همون طبقه بگیرید
خیلی ممنون
قوی باش،عزیزدلم
مائه نات
چی شده؟
من از دا خواستم که توی تشریفات واسه مراسم تشییع جنازه خون ویست کمک کنه
نگران نباشید خاله
همه چی آمادست
ممنون
پس میتونیم جنازه خون ویستو با خودمون ببریم؟
چانات گفت که کار کالبد شکافی رو تموم کردن
واسه همین میتونیم جنازه رو واسه تشییع ببریم
خوب!مسئله پی پا چی؟
لطفا درباره مسئله زندانی شدن پا هم با خون کریت مشورت کن
چشم،مائه یا
در اینباره،من خودم با خون کریت هماهنگ میکنم
خون تی هنوز حالش خوب خوب نشده
بهتره بزاریم خون تی استراحت کنه
پس به تو میسپارمش
مگه مامان چیکار کرده؟قضیه چیه مامان بزرگ؟
مامانم کجاست؟
گریه نکن !گریه نکن!مامان بزرگ اینجاست
مامان بابا رو کشته؟
حدس پلیس اینه نام نئونگ
ولی من باور ندارم،عزیزدلم
چرا،مامان بزرگ؟ چرا مامان باید بابارو بکشه؟
نام نئونگ
درحال حاضر کسی جز پی پا از حقیقت خبر نداره
عزیزم ،نئونگ.گوش کن ببین چی میگم
میدونم که ناراحتی،عزیزم
ولی الان باید هممون به هم کمک کنیم تا مامانت حقیقتو بگه
باشه؟تا بتونیم بهش کمک کنیم
حقیقت نداره
بیا اینجا ببینم،جان دلم
مامان بابا رو کشته،مامان بزرگ
مامان و بابا،نگران نباشید
من مراقب پی یا هستم
من باید مراقب تو باشم
من باید هم مامانت باشم هم بابات
تنها چیزای مهمی که الان برام مونده فقط خائوسوآی و تو هستید
باید بهم قول بدی که حالت خوب میشه
من همین الانم میتونم راه برم
من میرم خونه ی سوتاراک
میرم تا خودم از خواهر کوچیکترم مراقبت کنم
خون کریت
با من بیا،خون یا
نمیخوام برم
با من بیا ،خون یا
ولم کن،خون کریت
بیا بریم
خون کریت !خون کریت- بیا بریم
خون یا
خون کریت،بهت میگم ولم کن
خون یا
تو الان نمیتونی درست تصمیم بگیری
هر کاریم میکنی از روی احساساتته
میتونی اینو بفهمی؟
ولی من دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم
اگه قرار به مردن باشه.بزار من اون یه نفری باشم که میمیره
دیگه نمیتونم تحمل کنه که اونایی که دوستشون دارم جلو چشمام بمیرن
خون یا تو خودت داری واسه خودت میبری و میدوزی
اصلا فکرم میکنی؟که اونایی که تو رو دوست دارنم واقعا نگرانتن
خون نا روی زندگیش ریسک کرد تا از تو مراقبت کنه
نذار همه ی تلاشای خون نا بی نتیجه بمونه
ازت خواهش میکنم
بیا بریم
اینجا برات امن نیست
بیا بریم
خون تی
سیریا هنوز بیدار نشده؟
هنوز نه
ولی دکتر گفت خیلی زود بیدار میشه
بنظرم تو بهتره بری خونه و استراحت بکنی
من خودم حواسم بهش هست
ولی بنظر خسته میای
از دیشب تا حالا ،تونستی هم استراحت کنی؟
بنظرم باید بری و یکمی استراحت کنی
من خوبم ،پی نوان
پس من میرم و زودی برمیگردم
من برگشتم
هی،نا
نا
نانگ یا!بیدار شدی؟
ای وای!خداروشکر که سالمی
خب...خوبی یا نه؟
منو یادت میاد؟
سیریا
حالت چطوره؟
دردت زیاده؟
الان بهترم
اینجور زخما به قلب نزدیک نیستن.واسه همین حالم خوبه
تو چی؟
خوب شدی؟
معلومه که خوب شدم
خیلی خیلی خوبم
مگه نگفتی خوب شدی؟
پی نوان،زود برو دکترو خبر کن
باشه
خیلی ممنون،پی نوان
پی نوان میگه که خون نا بهوش اومده
جدا؟
دکتر گفته که طی یکی دو روز آینده میتونه مرخص بشه
خداروشکر که نا حالش خوبه
بزار اول حال خون نا خوب بشه
بعد درباره اینکه چیکار باید بکنیم باهم حرف میزنیم
و دفعه دیگه هم،خواهشا از این کارای عجولانه انجام نده
وقتی اینطوری جدی حرف میزنی،آدم ازت میترسه
واسه خاطره اینه که با یه بچه لجباز و یه دنده طرفم
واسه همین نمیتونم سخت نگیرم
متوجه ام
از حالا به بعد،دیگه لجبازی نمیکنم
اگه هر چیزی بود،قبلش مشورت میکنم
حالا راضی شدی؟
آره
پس فعلا همینجا بمون
من زنگ میزنم و به خاله اون خبر میدم
خیلی ازت ممنونم
خواهش میکنم
خوشبختانه زخمت باز نشده
وگرنه باید دوباره بخیش میکردیم
دفعه دیگه اینقدر سرکش و لجباز نباش *همین نبینم دیگه از این غلطا بکنیه خودمونه*
دفعه دیگه اینقدر سرکش و لجباز نباش
هی تو!هنوزم میخوای منو دست بندازی
مرسی که نگرانم بودی
خون تی
خوب در مورد اتفاقه،چی شده بود واقعا؟
سیریا
پی پا کسیه که بهت شلیک کرد؟
*مترجم: لیدا* امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.