Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Czech
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کمکم کنید
نگهبابنان شب
پسرم تو خوبی؟
بازم داشتی خواب افتادن از اون ساختمون را میدیدی؟
شاید بهتر باشه کل شب را بیدار بمونم
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و
ترجمه و ز
ترجمه و زی
ترجمه و زیر
ترجمه و زیرن
ترجمه و زیرنو
ترجمه و زیرنوی
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس:
ترجمه و زیرنویس:م
ترجمه و زیرنویس:مع
ترجمه و زیرنویس:معی
ترجمه و زیرنویس:معین
ترجمه و زیرنویس:معین
مسافرین محترم لطفا آرامش خودتون حفظ کنید قطار تا چند لحظه دیگه حرکت میکنه
لطفا بیاد داشته باشید که قطار در ایستگاه سوکول توقف نخواهد کرد
آلبوم جدید کمک کن
عصر بخیر پست مسکو نامه دارید
بر طبق سایت رسمی دنا کنسرت رسمی اون
امروز صبح کنسل شد
شما میتونید اطاعات دیگری را در مورد این خواننده در وبسایت ما پیدا کنید
با این حال منتقدان موسیقی بر این باورند که
این کنسل شدن فقط حیله ای برای
فروش بیشتر آلبوم این خواننده محبوبه
پس از چند پیام بازرگانی بر میگردیم
با ما بمونید
روزتون بخیر
یه اتاق میخوام
بله خانوم فقط چند لحظه صبر کنید
هی خیلی ممنون
مرسی
کمکم کن
شماره اتاق اون چنده؟
شما که نمیخواهید نگهبان را خبر کنم؟
اون دناس همون خواننده هه من عکسش دارم
نمیتونم بهتون اطلاعات شخصی ایشون را بدم
این تموم چیزیه که دارم
فقط میخوام واسه یه لحظه ببینمش اون خواننده مشهوریه من طرفدارشم
اگه باور نداری اسم را سرچ کن دانا لوکز
بزنش
دانا لوکز
کس دیگه ای نمیخوای برات پیدا کنم؟
منظورت چیه؟
این کار رو فقط واس خاطر تو انجام میدم اتاق 1307
متشکر
هی یادت نره یکی بهم بدهکاری
کیه؟
پستچی هستم ،نامه دارید
من که چیزی سفارش ندادم
بله خانوم میدونم میشه لطفا در را باز کنید؟
من میدونم شما کی هستید میخوام کمکتون کنم
از اینجا برید
شاید احمقانه بنظر برسه ولی من شما را توی خوابم دیدم
بسیار خب
بابت مزاحتم عذر میخوام
اصلا فراموش کنید
تو شوالیه ای؟
چی؟
پرنسس
پرنسس
دختر کوچولوی من
عزیزم تو دست مایی بهتره تسلیم شی ترجیح میدم بمیرم ولی با شما نیام
تمومش کن ولم کن
ولم کن بذار برم آروم باش عزیزم
الان کارمون باهات تموم میشه بذار برم
آروم باش گلم ردمون را زدن عجله کن خونش را میخوام
تو خوبی دستت بده من به من دست نزن
داره میاد بیا بریم
از این طرف
واسم بیارش
عجله کن
اینجا چخبره؟ تو کی هستی؟
تو اونا را اینجا آوردی؟ من؟،من اصلا نمیدونم اونا کی هستن
زود باش
منتظر چی هستی؟
باید بریم
نه نه عمرا بیام
من معطلشون میکنم
مایکل
یانکول اونا ول کن روی هدف اصلیمون تمرکز کن
گامایون صحبت میکنه هدف بالای ساختمانه شد
اونا دیدی؟
تو مایکل را کشتی؟
تو یه شوالیه هستی
اسمت چیه از کدوم قبیله ای؟
من پاشام،نامه رسونم
خیلی وقته منتظرت بودم پاشای نامه رسون
باید بریم
وایسا،صبر کن چرا؟میخوای بمونی؟
من نمیتونم بپرم چرا نمیتونی؟
اگه میخوای ازم محافظت کنی پیدام کن
داری چیکار میکنی؟دست نگه دار
کجا رفتی>؟
مایکل،نه
خونت مال منه
گوش کن مرد بیا با حرف زدن حلّش کنیم
اون کار من نبود یانکول
کشتن اون چیزی رو عوض نمیکنه دختره رفته
اونها دارن میان بیا بریم
نه لطفا بس کنید،شلیک نکنید
تو این کارو کردی؟
خودش با خودش اینکارو کرد
اسمت چیه پسر؟
تو کی هستی اینجا چه خبره؟
دوست داری سوال را با سوال جواب بدی؟ چرا؟
اون دختره کجا رفت؟ کی؟دانا
این یعنی میدونی
بنظر میاد تو بیشتر از ماجرا خبر داری
خیلی خب یواش برو من همین الان تو را دیدم
من یه نامه رسونم اون را توی تلویزیون دیدم
بعدش اونا پیداشون شد
بعدش یکیشون در را شکست و به من حمله کرد و بعد خاکستر شد
دیوونه کننده بود
اون چش شده؟ چیز خاصی نیس
اون آدما کی بودن؟ اونا اصلا انسان نبودن
منظورت چیه؟
اینو واسم نگه دار یه چیزی رفته تو چشمم
تو خوبی؟ این کابوسای لعنتی ولکنم نیستن
مامان،من چجوری رسیدم خونه
هزار بار بهت گفتم
کارت داره باعث میشه عقلت رو از دست بدی
سرم داره به همون اندازه دیوونم میکنه
نصفه شب زنگ در خونه خورد
تو بودی افتادی بودی دم در و بیهوش بودی
این کاریه که داره شغلت باهات میکنه وایسا
پاشا، چه بلایی سرت اومده؟
پیدام کن
خیلی خب پسر میخوای یه دوری باهم بزنیم؟
بذار برم،ولم کن،کمک
دیروز هم تو را دیدم تو کی هستی؟
مهم نیست من کی هستم بیا بفهمیم تو کی هستی
خیلی واقعی بنظر میرسه،چقد واست خرج برداشته
هدفت از اومدن به مسکو چیه؟ من اینجا زندگی میکنم
دستت بکش لعنتی داری خفم میکنی
دست خودته که از راه آسون بریم یا بخوای سختش کنیم
کولا ببرمون میدون تاگانکا
نظرت راجبه پسره چیه؟ من که چیز خاصی نمیبینم
عکس العمل هاش طبیعی ان
یه چیزی در مورد اون وجود داره
این میتونه باعث مرگشون بشه
داری میگی اون
خواهیم فهمید
قهوه میخوری؟
من مامور گامایون عضو انجمن امنیت فدرال مسکو بخش اس هستم
میتونی ایگور صدام کنی
پاشا اسمونکیو نامه رسونم
میتونی پاشا صدام کنی فدرال مدارلم نیستم
اس یعنی چی؟
سوپر نتچرال(غیر طبیعی)
ارگان من وظیفه نظارت بر عملرد متناوب زندگی
غیر طبیعی بخشی از ساکنین مسکو هست
داری منو دست میندازی نه؟
مامور مبارزه با حوادت ماورالطبیعه
قهوت را بردار و بیا میخوام یه چیزی را نشونت بدم
نیام چی؟
نیای یه اسپری فلفل خالی میکنم تو صورتت
که دست ساز خودمه
میتونه حافظت هم پاک کنه
خیلی خب باشه باهات میام
باید چی را برداری؟
قهوه را
اینجا سرّیه
چطورید رفقا
توی پارک بتیستا رویت یه مرد مارمولکی بوسیله یه پیرمرده 70 ساله گزارش شده
راجر
کریل اگه دوباره خواست تغییر شکل پیدا کنه
بیارش پیش من خودم بهش رسیدگی میکنم و با اون پیرمردی هم که این گزارش رو داده خوب رفتار کن
مسافرین محترم لطفا آرمش خودتون حفظ کنید قطار بزودی حرکت میکنه
تکرار میکنم مسافرین محترم
یه مرد مارمولکی؟
خیلی چیزها تو این دنیا هست که حتی نمیتونی تصورشم بکنی
بیا بگیرشون یه نگاهی بهشون بنداز اینا همش افسانه اس
داستان های افسانه ای زیادی این تو وجود داره ولی همشون بر اساس واقعیتن
تمامش واقعیه
حدود 40 نوع زندگی متناوب غیر طبیعی توی مسکو وجود داره
خودشون، خودشون رو جنس دوم صدا میزنن شغل من اینکه اونها را بگیرم و تحت کنترل در بیارم
چرا اینجوری شدن؟ بعضی وقتها یه سری چیز ها سیر طبیعی خودشون را دنبال نمیکنن
قبل از قرون وسطا ما دشمنانی داشتیم که اونها بودن
برای اتمام جنگ باهاشون معامله ای کردیم
گزاشتیم زنده بمونن بشرط درست رفتار کردنشون
حالا هم باید مطمئن بشیم اونها همین کار رو میکنن اون آدمای دیروزی کیا بودن؟
سادیستیک ها،شکارچی های انسان
مثل خونآشام و این چیزا؟
خونآشام مال توی فیلم هاس
اونها گرینه ان
اون داناس؟
اون فقط یه گرگینه نیس
شاهزاده لوکیس
نوه و وارث ظاهری یکی از قدیمی ترین
قبیله گرگینه خونآشام های مادره
با وانمود به خواننده بودن با تور هایی به سراسر کشور سفر میکنه
واسه همین ما هم باید دنبالش کنیم
به لطف یک میزبان تونستیم مکانش را ردیابی کنیم
کسی که با قدرت خارق العاده غیرطبیعیش توی هتل حضور داشت
درست جاییکه با حضور گرگینه ها مورد حمله واقع شدیم چیزی که دیگه نباید هرگز رخ بده
و بعد شخصی را از اون گروه پیدا کردیم
که به وسیله یه مرد خاکستر شده بود
اتفاقی که توی این 140 سال واسه اولین باره که میوفته
اون یه نفر من بودم؟ اون یه نفر تو بودی
بعد اینکه دختره را به ما دادی هدف ما شناسایی
باند اصلیشون قرنطینه و جدا سازیشون و تحویلشون به همکاران اوروپاییمونه
هدفتون؟
من بهت نیاز دارم نامه رسون
تو یه در هم شکننده ای من چی هستم؟
خواب های عجیب میبینی همه خواب های عجیب غریب میبینن
آره ولی نه مکرر اونم دیدن این چهره خاص
...پس من ازخانواده اینش مهم نیس
ممکنه از یکی از اجدادت این قدرت را گرفته باشی
گفتنش سخته
گرگینه ها نمیتونن توی آینه به خودشون نگاه کنن یا بازتاب نور اون را تحمل کنن
اینجوری باعث میشه خاکستر بشن اینجوری میتونی از قدرتت استفاده کنی
کسه دیگه ای هم مثه من هست؟ نه
توی یه میلیون فقط یه نفر با قابلیت های تو وجود داره
بزرگش کن
این چهره را به خاطر بسپار ما داریم تلاش میکنیم بفهمیم اون کیه
موضوع زمانه
اون کسیه که درهم شکننده قبلی من را راهی بیمارستان کرد
بدون اون مثل خفاش ها کوریم(دست و پامون بسته اس)
شغل جالبیه،باعث چندین لیتر آدرنالین توی بدنت به جریان بیوفته
نباید یک کلمه هم از این چیزا با کسی حرف بزنی
تو ما رو ندیدیما وجود نداریم،ما نامرئی هستیم و خواهیم موند صبر کن
من چیزایی که دیدم را به کسی نمیگم پس کمکمون میکنی نامه رسون؟
ببخشید ولی این یجورایی مثه یه جور شوخیه
من به جادوگرها و خونآشام ها و گرگینه ها اعتقادی ندارم ولی چند دقیقه پیش دیدیشون
خب که چی؟میتونه همش الکی باشه ممکنه تمام اینجا دوربین نصب کرده باشید و اینم بخشی از فیلمتون باشه
میتونه یه شوی تلویزیونی یا مستند باشه اشکال نداره اگه ترسیدی
بازم بهش فک کن فردا باهم حرف میزنیم
خودت متوجه میشی
تو یه شوالیه ای؟
اسمت چیه؟
من خیلی وقته که منتظرت بودم پاشای نامه رسون
تو مردّدی؟چرا؟
پیدام کن
تموم چیزی که توی نامه رسونی بوده را امتحان کردم حالا میخوام یه چیز جدیدی را امتحان کنم
بهت تبریک میگم خوشحالم که اینو میشنوم
زندگی در حال گذره وقتی گذشت دیگه پشیمونی فایده ای نداره
پس بدون پشیمونی از انتخاب هات زندگی کن
جمله قشنگی بود
آوت ورسی اینو گفته نمایشنامه نویس؟
یه کمونیست جوان
به گروه خوش اومدی
بهترین راه غلبه به یه تغییر شکل دهنده استفاده از ترس خودش و ایمان خودته
ایمان به خودت تضمینی برای پیروزیته امتحانش کن
بپوشش
باید بتونی فکر حریفت را بخونی
بهت اطمینان میدم بقای زندگیت وابسته به این کاره
حالا دستات را مشت کن
زود باش بهم حمله کن واسه چی؟
پس از خودت دفاع کن
باید حواستو جمع کنی
تو که نمیخوای منو بکشی
یه چاقو فقط یه تیکه استیله
تویی که باید اونا به یه سلاح کارآمد تبدیل کنی
چجوری میخوای از اون دفاع کنی وقتی حتی نمیتونی از خودت دفاع کنی
داری انگشتم رو میشکنی مزاحم که نشدم رئیس؟
چیه؟ موقعیت نامرئی را پیدا کردیم
بعدا ادامه میدیم بیا بریم سر وقتش
یه نامرئی توی این شهر چی میخواد؟
خیلی وقت پیش بیرون از کالاگو توی جنکل زندگی میکرد
بعد اینکه جنگل ها رو آتیش زدن اومد اینجا
نامرئی ها از پوشش هم رنگ سازی و تغییر قیافه استفاده میکنن
و برای برخی دلایل ترجیح میدن که توی جمعیت کارهاشون را انجام بدن
و ترجیحشون بیشتر مستخدم یا دربان بودنه
نامرئی که اینجاس در بین مردم همرنگ شده
که پیدا کردنش هم اونقدرا آسون نیس
اون ها از همه چیز اطرافشون خبر دارن
نامرئی ها استاد همرنگ کردن خودشون با محیط هستن
یه تمرین عالی واسه آزمایش حسّت
پیداش کن
اون یارویی که داره میرقصه؟
اگه فک میکنی خودشه پس برو جلو
سلام نفهمیدم تو اومدی بیا اینجا کارت دارم
کدوم گوری بودی؟ نه بس کن
ترست را بهم بگو
دیگه نمیتونم تحمل کنم از چه کسی میترسی؟
هر چی میدونستم بهت گفتم ایگور چرا داری زرد میشی؟
فشار خونم افتاده فشار خونت افتاده؟
من از هیچکی نمیترسم حالا ولم کن برم
اگه بهت بگم میذاری برم؟
بهت میگم
قبیله درآکولا
اینا؟ آره واقعا مورمور کننده ان
اگه بفهمن اینجام کارم تمومه میشنوی چی میگم؟
چرا اونا دنبال دانا ن چی؟
چرا دنبال دانان
دانا.....لوک پیر مرده حالا دیگه پرنسس و ورارث تاج و تخت اونه
هر کسی باهاش ازدواج کنه رهبر گرگینه ها خواهد شد
نامرئی تو که اینجا نیومدی که با گفتن این چیزا اونا تحریک کنی
هر جور میخوای فک کن ولی خودت بهتر میدونی که
همه چی قراره تغییر کنه
منظورت چیه؟
یه تغییر بزرگ تو راهه
روز جای خودش را به شب خواهد داد
شاهزاده تاریکی ناپدید خواهد شد
شاه از خون شاهزاده خواهد چشید
و قدرت زندگی در نور روز را
بدست خواهد آورد
خودت به این چرندیاتی که میگی باور داری؟
تمام گرگینه ها متحد میشن و تحت فرمانروایی اون قرار میگیرن
جنگ بزرگ عظیمی در برابر انسان ها روی خواهد داد
همتون خواهید مرد
همتون محکوم به فنایید
بزودی تغییر بزرگ روی خواهد داد همه انسان ها نابود خواهند شد
همکاران رومانیمون اطلاعات جدیدی از یانکول بدست آوردن اون یه اسپرینکتور یا چاک دهنده اس
یکی از پیروان تغییر بزرگ جنگ علیه نژاد بشر
و جالبه بدونید اون پشت اون قتل عام خونین قرن 19
توی لندن بوده
اینهمه سال کجا بوده؟ معتقده که از گور برخواسته چون مرده بوده
وقتی گرگینه ها تصمیم به صلح با انسان ها گرفتن اون تنها کسی بود که
با اون مخالفت کرد
واسه شورای قبیله تصمیم گرفته که اون را بکشن
حداقل این چیزیه که خودشون به ما گفتن پس اگه اینجوریه که دروغ گفتن
اونا باید اون را قرنطینه میکردن اما یه مشکلی بوجود اومد
خب حالا این شکاف دهنده
داره همینطور واسه خودش تو شهر ول میچرخه؟،پیداش کن
مسلما تو به تخت خواهی نشست
اما اول باید ببینیم کجا میتونیم دختره را پیدا کنیم
اما یادت باشه برادر
اگه بخواهیم زندگی جدیدی را به گروه بدیم
باید با مردم مذاکره کنیم نه اینکه علیه شون وارد جنگ بشیم
مذاکره کنیم؟
اون ها عشق تو را کشتن
مایکل جنگ نمیخواست
جنگ نمیخواست
من 140 سال از عمرم را توی تاریکی گذروندم
حتی بدتر از مردن بود خواهر
و حالا تو ازم میخوای
بر اساس قوانینی زندگی کنم که مثه یه حشره بی ارزشم میکنه
من تو را از این اسارت رهایی میبخشم
فقط با خوردن خون اون دختر میتونم نفوذ ناپذیر بشم
اما این کار باعث جنگ میشه یادت نیست پدر بهمون چی گفت پدر ضعیف بود
و اون ضعف در تو هم ریشه دُوونده اما من مثل اون نیستم
پدر میگفت فقط وقتی به هدفمون میرسیم که
تو و من متحد بشیم
اگه بخوای تنهایی به جنگش بری همه چیز را خراب میکنی اما اگه صبر کنی خودش میاد پیشت و وقتی حاکم شدی
با هم میتونیم گروه را متحد کنیم و انسان ها را هم فریب میدیم
اونموقع ما و انسان ها در برابری خواهیم بود
ما هیچوقت با انسان ها برابر نخواهیم بود اونها پایین تر از ما هستن
میتونم روت حساب کنم برادر
یا ترجیح میدی دوباره توی سیاه چالی که ازش برونت آوردم بندازمت؟
مسلما میتونی روم حساب کنی طبق نقشه تو پیش میریم
اون کندلاوه خبر چینم
چطوری ایگور عزیز سلام خپلو چه خبر کلونل
دختره را توی ایستگاه راه آهن پیداش کردم
چرا ازش عکس نگرفتی؟ گرفتم بیا ببین
یکی از خبر چین هام داشته تعیقبش میکرده ولی بعد یهو در مه
ناپدید شده
مه؟پس داره تاریکش گسترش پیدا میکنه
فک میکنی کسی هم کمکش میکنه؟
اون خودش منشا تموم تاریکی هاس
من که میگم یه هم دست هم داره
خب باید اینو از روباه بپرسی اون همه چیز را میدونه
بذار من باهاش حرف بزنم خودم ازش اطلاعات میکشم بیرون
دوست داری مال بقیه را بدزدی نه؟
سکه هم دو رو داره دوست من
باید یه طرف را انتخاب کنی
اون گفت روباه؟
آروم باش بچه جون دارم میبینم
درسته یه چشم دارم ولی به تیزی عقاب کار میکنه
چن وقته اینجوری هستی؟
ببین پسر ازت میخوام ساکت باشی و توی چشماش هم نگاه نکنی
لو_ون بیا بیرون نیاز به پنهان شدن نیس
پنهان شدن وجه بارز من نیس بازرس
یه درهم شکننده جدید؟
پسره رو ول کن ما برای کار دیگه اینجا اومدیم
قبلا عادت داشتی فقط واسه عشق و حال بیای
و پشیمونم
من نیستم
تاریکی وجود دانا در حال گسترشه میدونی کجاس؟ میتونی واسم پیداش کنی؟
دهان من با قسم مهر و موم شده بودن اون اینجا غیر قانوینه
یه چیزی رو فراموش کردی بازرس قوانین اداره شما برای ما هیچ مفهومی نداره
ما میخواهیم کمکش کنیم
اگه بچه خوبی باشی بهت میگم کجاست
اما برای این کار باید بذاری لمست کنم
کافیه فقط بگو کمکمون میکنی یا نه؟
و یادت باشه اگه نکنی جیک ثانیه حرم سرات را میبندم و اون موقع اس که باید با چمدونات دوباره برگردی به اسرائیل یعنی چین جاییکه ازش اومدی
شوخی نمیکنم
دانا؟
دیگه دوسم نداری؟
به خاطر قسمم نمیتوستم چیزی بگم اما تونستم نشونت بدم
حالا دیگه خودت همه چی را میدونی
من یه سوال دارم
اون الان توی مسکوئه؟توی این شهره؟
سوال درستی کردی اون الان توی مسکوئه اما نه توی این شهر
نمیفهمم
اون توی قلب توئه
به صدای قلبت گوش کن تا بتونی پیداش کنی
کمکش کن و اگه بهم نیاز داشتی
در چهار راهی بایست و سه بار اسمم را صدا بزن
و به ایگور بگو همیشه میتونه روی کمک هام حساب کنه
توی مسکو هس ولی نه توی شهر
شبیه یه جور معمای چینیه
دقیقا بهت چی گفت؟
همین الان بهت گفتم:گفت به صدای قلبم گوش بدم
چی دیدی؟ تاریک بود
یه سری چراغ اونجا بود
و یه سری نقاشی در مورد چی؟
بعضی هاش شکل
پرندگان غاز ها یا قو بود
فهمیدم به کلونول زنگ بزن بله قربان
بگیرش
به نظرت آشنا میاد؟
نه راستش
اما همین نزدیکی هاس میتونم حسش کنم
اونجا
پاشا
فقط قلبت میتونه تو را به طرف من راهنمایی کنه
چی شده؟
سرویس امنیت ملی بازرس گایامون
دانا لوکیز تو بازداشتی
گوش کن من همه چی رو واست توضیح میدم
اینجوری بهتره نه نیس
دانا آروم باش
من بهت اعتماد کردم
چرا اونها را آوردی اینجا؟
انجامش بده بچه
ولش کن یا یه گوله تو سرت خالی میکنم
چرا بهم خیانت کردی؟ جنگجو
من جنگجو نیستم
همگی عقب برید
پاشا قطار را سریع ترش کن زود باش
برید عقب از دختره محافظت کنید
پرنسس
عزیزم
بیا پیش بابایی تو نمیتونی از سرنوشت خودت فرار کنی
اون مال منه گروهبان
بیا جلو
لعنتی
خیلی خب پاشا
نظرت چیه از مهمونامون پذیرایی کنیم
به مسکو خوش اومدید
ایگور
ایگور کمکم کن
گامایون
یانکول
تقریبا رسیدیم
زود باش کمکم کن
زودباش دیدار به قیامت خواهر
التماست میکنم من خواهرتم سفر خوبی داشته باشی خواهر
نه
نه
خداحافظ خواهر کوچولو
اونا ازش جون سالم بدر برن
یاتون باشه نباید با گفتن اینکه ما با اونها برابریم ما رو فریب بدن
اونها باید
تاوان تمام کاری که باهامون کردن را پس بگیریم
همگی گوش کنید
گزارش یه حمله اظطرای توی یه پارتی بهمون رسیده
چه کسی پشت این ماجراس؟
مشخص نیس اما باید سریعا دست به کار بشیم
اجازه کد عملیاتی آ را میدم
پاشا تو همین جا بمون چرا؟
این یکی خیلی جدیه نمیتونم ریسک کنم و یکی دیگه از درهم شکننده هام هم از دست بدم
واسه تماس با من از یه خط امن استفاده کن فهمیدی؟
بله حالا دیگه تو مسئول تامین امنیت دانا هستی
بیایید بریم
اینو تو هتل جا گذاشتی
این مال مادرم بود مرسی شوالیه
منظورم اینکه
چی باعث میشه بهم بگی شوالیه؟
توی رویاهام دیدمت،میدونی چی میگم یه رویایی که مدام تکرار میشه
آینده توی رویاها رمز گذاری شده
چی توی رویاهت میبینی
جنگجوم رو
چهرش را نمیبینم اما وقتی اتفاق بدی میوفته و
وقتی هیچ امیدی نیس میبینم که میاد که نجاتم بده
فک کردم اون باید تو باشی چون مایکل را شکست دادی
پاشای نامه رسون
اون اتفاق تصادفی بود
من حتی قدرت خاصی هم ندارم حتی به خودمم ایمان ندارم
من یه شخص عادی ام شاید بی ربط باشه
چی میخوای بگی
ولی تو شوالیه منی پاشا میشنوی
بهت نیاز دارم
پاشا یه حمله جدید گزارش شده
از اتاق فرمان جزئیتات را بفرس
گوشت با من؟
یه ایستگاه مرکزی حمله شده
اینجا که چیزی نیس
زود باش بچه تو همین الانشم توی ایستگاه بروتشری
مسیر را برمون پاک سازی کن
خط راه آهن را در ریل همگام با قطار شماره دو قرار بده
راجر ثبت کن اطلاعات را به سیستم بدم
پاشا نیاز داریم تا 40 بلوک را برامون یه مسیر صاف بکشی
چی شده؟
ایستگا های راه آهن،مخابرات،پارک مرکزی و جاهای دیگه دارن میبرنشون اونجاها
اونا را ول کن ببین یانکول داره کجا میره
داره میاد اینجا
میخواد تیمش بیاره اینجا هی ما اینجا یه مشکل داریم
یانکول میدونه ما کجاییم اون از جای ما خبر داره
زود باش راه بیوفت راه بیوفت
بیا بریم
چهل تاشون را به اینجا منتقل کردیم بقیشون هم داریم میاریم
باید یه ساعته همشون را جمع کنید
من بهت اعتماد کردم بچه ولی تو گذاشتی ببرنش
شاید بهتر بود همون نامه رسونیت را میکردی
بازرس فیلمشون را پیدا کردم
از در اصلی خارج شدن
عوضی های آشغال
از کجا پیدامون مردن اون مرد کیه اون گوشه
میتونی از یه دوربین دیگه یه نمای نزدیک بهمون بدی بله یه لحظه
خوک،اون عوضی اینجا چیکار میکنه
کل تیم میخوام تا دو دقیقه دیگه حاضر بشید،میریم دنبالش
باید دانا را پیدا کنیم باید بری خونه
از الان به بعد به دلیل اصلاح عملیات به حالت تعلیق در میای
کریل از الان به بعد تو مسئولی من باید اونا نجات بدم
کافیه ضرر تو بیش از نفعته منم میخوام کمک کنم
فقط خواستن به دردی نمیخوره باید بشه بهش عمل هم کرد و تو ثابت کردی که نمیتونی
به نفع خودته دیگه اینجا نبینمت
نگران انسان های هم نسل خودت نیستی نه
این طبیعت منه نمیتونم بدون خیانت زندگیم نمیچرخه
وقتی کارت تموم شد بقیه سهمم یادت نره
هر موقع بهم نیاز داشتی توی 4 راه وایسا و سه بار اسمم را صدا بزن
لی لی ون لی
نیازی نیس داد بزنی
لی گوش کن ایگور من را از تیم انداخت بیرون
یانکل هم دانا را دزدیده نمیدونم چیکار کنم
به صدای قلبت گوش کن و برو نجاتش بده
فقط تو میتونی اینکارو بکنی/ من اونم تنهایی؟
من شوالیه نیستم لی من فقط یه انسان عادی ام
تو چیزی هستی که خودت انتخاب کردی که باشی
در تمام این سالها خون تو مخلوطی از خون اجدادیت و
و گرگینه ها شده
هر کسی توانایی ویژه ای داره اما همه نمیتونن مثل تو اون را به کار ببندن
اما چطوری؟
همه ی ما بوسیله عشق ها و ترس هامون راهنمایی میشیم
عشق به ما انگیزه میده و ترس ما را به شکست سوق میده
یه شوالیه کسیه که ترس هاش را دور بریزه عشقه که به اون قدرت میده
خیلی وقت پیش ترس از قبیلم من را از عشقم جدا کرد
اشتباه من رو تکرار نکن وقتی چیزی رو از داست دادی دیگه پشیمون شدن فایده ای نداره
کجا باید برم ردش
سعی کن به یاد بیاری
چاقالو
به دوست قدیمت سلام نمیکنی ایگو داشتی زهره ترکم میکردی
انتظار دیدنت اینجارو نداشتم من هم همینطور
میتونم یکمیش هم بدم تو
اونقدی داری که به همه برسه
همش مال تو
تانیا برو دنبالش
نقشه شماره دو
تو واقعا یه خوک کثیفی
و مطمئن باش مطئن میشیم که همه بفهمن تو چیکار کردی
توسط مردم خودت تیکه تیکه میشی
دیگه دیره هیچ کاری از دستت برنمیاد
بزودی همه چیز در شعله های آتش فرو خواهد ریخت
تغییر هم الانشم شروع شده
روز در حال شب شدنه همه چیز در حال تغییر و دگرگونیه
ماه گرفتگی
آمادگی کامل مبارزه را داشته باشید
قراره ماه گرفتگی بشه
اگه خون اون در طول خسوف
با خون دانا ترکیب بشه
اون قدرت نامیرایی پیدا میکنه
بنظر آخرالزمان رسیده
باید هر جور شده متوفقشون کنیم
متوقفشون کنیم؟ما حتی نمیدونیم کجا باید دنبالشون بگردیم
باید به سرشون شلیک کنی بچه های ما هم تا 15 دقیقه دیگه میان
کافیه فقط زامن را خلاص کنی و ماشه را بکشی
امیدوارم بتونی باهاش کار کنی چون اگه نتونی دهنت بدجوری سرویسه
موفق باشی
وقتشه
وقتشه عزیزم
من یه شوالیه ام
ایمان من ترسم را تضعیف میکنه
من یه شوالیه ام یه شوالیه ام آره
کی هستی پست مسکو یه بسته سفارشی دارید
داره چه اتفاقی میوفته؟ شوالیه من اینجاس
داره میاد که به حسابت برسه
برید کارشو بسازید پاشا
زمان زیادی برات نمونده عجله کن
تاریکی،ممنون لی
کمکم کن
نکاه کن،نگاه کن
پاشا
از من نترس
فقط یه بوسه
پاشا من رو ببوس
یه جنگجو
بلند شو پرنسس بیدار شو
خدایا واقعا که خیلی سریشی
بلند شو وقتشه با من یکی بشی
ایمان ترس را به تسخیر خودش در میاره
بمیر
اون حالش خوب میشه
بیداره
پاشا پسرم خدایا شکرت
مامان
کریل
من کجام؟
چیزی نیس حالت چطوره
من خوبم
من خوبم
مامان میشه یه لحظه تنهامون بذاری
حتما همه چی درست میشه
سلام
منو یادت میاد؟
دانا کجاس؟
اون حالش خوبه
درست به خوبی تو
چطوری من؟
ایگور؟
نه
نه
نه این امکان نداره
نه نه نه نه
نه
آروم باش پاشا نه
چطوری من زنده موندم ایگور؟ نموندی
از لحاظ تکنیکی تو مردی
باورم نمیشه به جنبه مثبتش نگاه کن
حالا دیگه نامیرایی
دیگه پیش گرگینه ها جایگاه خاصی داری چرا
خب تو و دانا توی نیمه ماه با هم یکی شدید
شما جالب ترین زوج روی زمینت بعلاوه دیگه لازم نیس توی سرویس کار کنی
این یعنی آزادم؟
سازمان ما به کسی مدال نمیده پس این جایزه تو
مثل جونت ازش محافظت کن چرا اینجوری لباس پوشیدی
روز تعطیمه
با لی قرار داری به تو مربوط نیس بچه
حالا باید چجوری زندگی کنم؟
نمیدونم
فقط زندگی کن
و یادت باشه دیر سر قرارت نرسی
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و
ترجمه و ز
ترجمه و زی
ترجمه و زیر
ترجمه و زیرن
ترجمه و زیرنو
ترجمه و زیرنوی
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس:
ترجمه و زیرنویس:م
ترجمه و زیرنویس:مع
ترجمه و زیرنویس:معی
ترجمه و زیرنویس:معین
ترجمه و زیرنویس:معین
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.