Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[بر اساس یک داستان واقعی]
[گرفته شده از پروندههای محرمانهی وینستون چرچیل که در سال ۲۰۱۶ رفع محرمانگی شدند.]
[ اقیانوس اطلس - آبهای تحت کنترل نازیها - ۱۹۴۲ ]
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
از کجا میاین؟
سوئد
انگلیسی بلدین؟
من... سوئدیام
ولی یکم انگلیسی بلدم
ما میایم تو قایق
همه خوش اومدین. همه خوش اومدین
حتی اون کوچولوئه. اونم میتونه بیاد
خوش اومدین
چرا اینجایین؟
برای تفریح اومدیم قایقرونی
یه سفر پسرونهی دلچسب
دستاتو بکش
مدارک؟
پاسپورت؟
بفرمایید
کس دیگهای هم تو قایق هست؟
فقط خودمون دو تا
کس دیگهای اون پایینه؟
نه
همه جا رو خوب بگردید
بیا، بیا، ما کلی غذا داریم...
دستای کثیفت رو به من نزن!
برو عقب!
و تو
دستاتو ببر بالا
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
اوه!
دیگه بدبخت شدی رفت!
دیگه خیلی شیطونی کردی!
صد فرانک بهت میدم که بزنیش
منو نزنین!
از آلمانیها متنفره. یه گلوله حرومش کن
ببخشید. شما خیلی ترسناکین
بفرستش تختهپیمایی که بپره تو آب
عاشق چوبه
حیوون مست کثیف!
حرف حق جواب نداره
همیشه برای اینجور مواقع
یه حلبی نفت همراهم دارم
مال خیلی وقت پیشه
ولی آخرین باری که کسی بهم خندید
وقتی وارد کشتیش شدم
بهش حق انتخاب دادم
اینکه یا تا ساحل شنا کنه
یا تو یه کشتی در حال سوختن بمونه
من و هانس برامون سوال بود که کدوم گزینه رو انتخاب میکنن
مرگ با آب یا آتش
در کمال تعجب جفتش رو انتخاب کردن
تا آخرین لحظه منتظر موندن
تا اینکه موهاشون آتیش گرفت
و پوست تاولزدهشون از روی انگشتشون بلند شد
تازه بعدش پریدن توی آب
به این امید واهی که
برسن به ساحل
یکیشون...
بلافاصله غرق شد و مرد
اما در کمال شگفتی، اونی که گنده بود
روحیه قویای از خودش نشون داد
با وجود نزدیک غیرممکن بودنش
هل بده
به زحمت خودش رو به ساحل رسوند
ما هم دنبالش رفتیم و تشویقش کردیم
و بعنوان جایزهی این دستاورد تحسینبرانگیز
یه گلوله کاشتیم
پس کلهش
خندهدار نیست؟
چرا نمیخندین؟
«وزارت جنگ ناجوانمردانه»
« مترجمان: حسین رضایی و علیرضا نورزاده » ::. HosseinTL & MrLightborn11 .::
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
راضیم ازت لاسن
اینا بازم میان
آره
فکر نکنم باورشون شده باشه لاسن
ناخداشون آشفته بنظر میاد
دارن سلاحهاشون رو هدف میگیرن
به زودی بُرد مناسب رو پیدا میکنن قربان
فردی، باید نگران باشیم؟
فکر نکنم قربان
بمب خیلی بزرگیه، برای همینم فتیله خیلی بزرگی براش گذاشتم
گذاشتمش بیرون اتاق باروت
پس وقتی منفجر شه
خوب منفجر میشه
نزدیکتر شد
دیگه الانها میترکه آقایون
فردی؟
آفرین فردریک
ممنون ناخدا
حالا احیانا میشه بهمون بگین
اینجا چیکار داریم میکنیم قربان؟
[ ـ۲۵ روز قبل ]
جنگ در اروپا زبانه میکشد
هیتلر و گلهی نازیاش همهچیز را در مسیرشان نابود میکنند
لهستان، بلژیک و حالا فرانسه
همگی در برابر رژیم فاشیست هیتلر سقوط کردند
تا بریتانیا آخرین امید آزادی
در اروپا را زنده نگه دارد
آمادهای وطن، برای نبرد تن به تن
اما تنها از پسش برنمیآییم
و همچنان امیدی به ملحق شدن برادران آمریکاییمان
از آن سوی اقیانوس اطلس
وجود ندارد
به علت وجود سلاح مخفی آلمان، او بوت
این زیردریاییهای مرگبار
آزادانه در اطلس شمالی شکار میکنند
او بوت، تمام کشتیها را غرق میکند
چه حامل مهمات باشند، چه تدارکات
و غیرنظامیانی که
از کشورهای دوست آن سر اقیانوس میآیند
تا زمانی که او بوتها به اقیانوس حکمرانی میکنند
رسیدن سربازانِ...
دلیر آمریکایی به ساحلهای ما همچنان ناممکن است
آیا بریتانیا ناچار خواهد شد در برابر برنامههای هیتلر سر خم کند
یا ویرانیِ حاصل از حملهاش را به جان میخرد؟
لندن میسوزد و دریاهایش سرخ میشوند
در حالی که بمبها از بالا و اژدرها از پایین
انگلیسیها را از پا درمیآورند
و حالا که هیچ دفاعی در برابر این او بوتهای مهلک وجود ندارد
شاید دیگر امیدی به برقراری
صلح در اروپا نباشد
آلمانیها زنجیره تأمینمون رو با او بوتها قطع کردن
ما هم زنجیره تأمینشون برای او بوتها رو قطع میکنیم
از طریق مأموران اطلاعاتمون
یه راهی پیدا کردیم
تمامِ...
خدماترسانی، تعمیر، و تجدید تسلیحاتِ...
ناوگان او بوت اطلس هیتلر
از طریق دو تا کشتی یدککش
[ بیبوندی ]
[ لیکومبا ]
و یک کشتی تدارکات ایتالیایی در «فرناندو پو» انجام میشه (نام قدیمیِ بیوکو)
[ دوشس ائوستا ]
افرادی رو نیاز دارم که حاضر باشن برن اونجا و کشتیهاشون رو غرق کنن
چرا به فرناندو پو حمله هوایی نکنیم
و کشتیهاشون رو غرق کنیم؟
چون آلمانیهای موذی موذیبازی درآوردن
و تو یکی از مستعمرههای اسپانیایی موضع گرفتن
فرناندو پو یه قلمروی بیطرفه
اگه به اون مستعمره حمله کنیم
بقیهی اروپای اشغالنشده به نازیها ملحق میشن
و دیر یا زود
یهو میبینیم
فقط یه شلوار چرم آلمانی پامونه
و داریم سوسیسهای صورتی بزرگ سرخ میکنیم
هیتلر مقررات رو توی بازی رعایت نمیکنه
ما هم نمیکنیم
البته که این یه عملیات بدون اجازه
تأییدنشده و غیررسمی خواهد بود
اگه انگلیسیها بگیرنشون
میفتن زندان
ولی اگه نازیها بگیرنشون
شکنجه و مرگ در انتظارشونه
آدمِ مناسب این کار رو میشناسم
که میتونه بحثبرانگیز باشه
اما متأسفانه
در حال حاضر به خواست اعلیحضرت در حبسه (به مدت نامعلوم)
[ مرکز فرماندهی عملیات ویژه - لندن ]
شاید طرز برخوردش رو دوست نداشته باشیم
اما جسوره، قاتله
و افراد همهجا دنبالش میرن
مطمئنیم که ایده خوبیه؟
البته که نیستیم
اما درموندهایم
بفرستینش داخل
به پیش!
اونجا وایسا سرگرد
ممنونم گروهبان
گاس مارچفیلیپس
ایشون ناوسروان...
فلمینگ هستم. ایان فلمینگ
قبلا تو اطلاعات نیروی دریایی بود
الان برای من کار میکنه
من چرا اینجام اِم؟
یه مأموریت دارم که میخوام رهبریش کنی
چرا میخوای به من بسپریش اِم؟
یه فنجون چای میل کن سرگرد
جفتمون میدونیم که من...
خیلی توی دستگاه دولت محبوب نیستم
دقیقا به همون دلیلی که برای اونا جذابیت نداری
برای من جذابیت داری
مأموریت؟
عملیات پستمستر
برای خنثیسازی او بوتهای آلمانی
در اطلس شمالی
و برنامه چیه؟
او بوتها نیاز به...
- سوخت و اژدر دارن - اوه
ولی به فیلترهای کربندیاکسید
هم نیاز دارن برای اکسیژن
بدون فیلتر نمیتونن برن زیر آب یا شکار کنن
روی سطح آب هم که بیاستفاده میشن
هدف؟
«دوشس ائوستا»
یه کشتی ایتالیاییه که آلمانیها برای سوخترسانی،
تجدید تسلیحات و گرفتنِ فیلتر کربن دیاکسید
برای کل ناوگان ازش استفاده میکنن
نزدیک ساحل آفریقای غربی مخفی شده
تو یه جزیره کوچیک به نام فرناندو پو
میخوایم بری غرقش کنی
نقش ماهیگیر رو بازی میکنید
و میرید به سمت ساحل غربی
با یه کشتی ماهیگیری که اونقدر مواد منفجره داره
که دوشس رو نابود کنه
اینها مأموران هرون و استوارت هستن
قراره بصورت مخفی در جزیره کار کنن
آقای هرون الانش هم اونجا جا افتاده
و تجارتهای مختلفی رو اداره میکنه
چه تجارتهایی؟
یه کازینو بار دارم، صادرات غیرقانونی هم انجام میدم
سود توشه؟
وضعیت خوبی دارم
نازیهای رده بالا باارزشترین مشتریهای من هستن
آفرین بهت
خانم استوارت، بازیگر و خواننده
طی دو سال گذشته با ما آموزش دیده
در نقش یک...
تاجر طلای اهل نیویورک ظاهر میشه
مأموریتش اینه که افسر فرماندهی جزیره
هاینریش لور رو اغوا و حواسش رو پرت کنه
خیلی تواناست و انگیزه بالایی داره
از چه نظر انگیزه داره قربان؟
خانواده مادریم یهودیهای آلمانی بودن
اولین قربانیها بودن
ناراحت شدم شنیدم
حتما ناراحتیتون برطرف میشه
ـ۴۴ روز وقت داریم
تا زمانی که نازیها عملیاتشون رو جابهجا کنن
دیگه پیداشون نمیکنم
اگه بخوام این کارو بکنم تیم خودم رو لازم دارم
ازشون خوشتون نمیاد، همهشون...
دیوونهن
بایدم باشن. اسمشون رو بگو
هنری هیز
یه ایرلندی باهوش و جوون که از نازیها متنفره
چون برادر بزرگترش
که از دوستان نزدیکم بود
بعد از اینکه یه او بوت کشتی ماهیگیریش رو غرق کرد، تو آب مُرد
از اون زمان زیر پروبال گرفتمش
زیرک، ساکت و مکاره
در کنار اینها
ملوان معرکهایه و بهش اعتماد دارم
اگه بخوایم یه کشتی بزرگ رو غرق کنیم
به فردی فراگمن ملقب به «باز» نیاز داریم
پاهاش رو ببندی هم میتونه کانال مانش رو شنا کنه
درسته که...
بابت ایجاد حریق تو زندانه و خیلی بدبخته
مگه اینکه در حال نابود کردن چیزی باشه
اما توی منفجر کردن چیزها خیلی ماهره
بعدش، به چکش دانمارکی نیاز داریم
آندرز لاسن
تو بچگی تو ملک خانوادهش
با خرسها کشتی میگرفته و گوزن شکار میکرده
اسطورهست
هم با چاقو، هم با تیر و کمون
تو ۱۸ سالگی فرار کرد که با نازیها بجنگه
اونم بعد از اینکه گشتاپو برادرش رو انقدر شکنجه کرد تا مرد
فیله کردن ماهیها رو ول کرد تا دل و روده نازیها رو دربیاره
بعد تو ساحلهای ما پیداش شد
و حاضر بود در کنار ما بجنگه
یه سگ دیوانهی غیرقابلکنترله
که صد روش خلاقانه میشناسه
برای کشتن یه آدم
و در نهایت
و مهمتر از همه، جفری اپلیارد رو نیاز داریم
بله، فکرش رو میکردیم
برای همین فرستادیمش به
مأموریت شناسایی توی فرناندو پو
متأسفانه
وقتی داشت برمیگشت نازیها گرفتنش
پس بودنش مهمتر هم شد. چیزی رو میدونه که ما نیاز داریم بدونیم
یه برنامهریزِ خبره
یه پوستکلفت خبره، استاد بزرگ شطرنج
و جراح تیغ به دست
دو هفته تو سنگر دانکرک با همدیگه بودیم
و اگه اپل نبود، من هنوز هم اونجا بودم
اپل نباشه مأموریتی نیست
متأسفانه غیرممکنه
چرا؟
چون توسط یه پادگانِ...
آلمانی توی لا پالما نگهداری میشه
لا پالما تو مسیره
- دیوانگیه - اونو بسپر به من
باید یکی از اون کتها بگیرم واسه خودم
احیانا میتونین بگین
اینجا چیکار میکنیم قربان؟
خودت رو خشک کن فراگمن تا بهت بگم
کنجکاوی به جون همهمون افتاده قربان
بابت مخفیکاریها عذرخواهی میکنم آقایون
[ هجده روز تا فرناندو پو ]
اما این...
یه مأموریت بدون جواز، غیررسمی و تأییدنشدهست
اگه انگلیسیها دستگیرمون کنن
همه میریم زندان
اگه آلمانیها دستگیرمون کنن
شکنجه و مرگ
پس فقط خودمون چهار تاییم؟
و ناخدا اپلیارد
اون مسئول بدست آوردن این اطلاعاته
اگرچه الان تو مخمصه افتاده
آلمانیها تو جزیره لا پالما حبسش کردن
اولین کارمون آزاد کردنشه
- پس همین دیگه، نه؟ - نه
باید اطلاعات اپلیارد رو تأیید کنیم
برای همین دو تا مأمور دیگه هم هستن
که همین الان دارن با قطار میرن به فرناندو پو
دقیقا چیکار میکنن؟
اطمینان حاصل میکنن
که اون کشتیها پر از منابع باشن
که ارزش منفجر کردن داشته باشن
[ منطقه تحت کنترل نازیها - ساحل عاج - غرب آفریقا ]
فتح دنیا یه چیزه
ولی لازمه حتما آشپزخونهها رو هم فتح کنن؟
همش سوسیس، کلم و نون چاوداره
کی رو ترجیح میدی؟
فرانسویها یه سبک کلاسیک و ناب ارائه میدن
دندهی مرغوب، پنیر، کره (به فرانسوی)
همین کافیه!
خودجوشیِ روستاییگونه ایتالیاییها چطور؟
روغنهاشون، لینگوئینی، گوجههاشون
من باشم از لینگوئینی عبور میکنم تا به فتوچینی برسم
اما از چینگیاله غافل نشو
هوم
گراز رو که گفتی قانع شدم
اما بازم، اسپانیاییها...
اسمورگسبوردی از... (انواع مختلف)
پائیاها و تاپاسهای محلی ارائه میدن
بعلاوه خامون ایبریکو آندالوسیا
خب؟
تو موقعیت سختی گیر کردیم
اگه انگلیسیها جنگ رو ببرن
مجبوریم همش فیش اند چیپس بخوریم
اگه آلمانیها پیروز بشن
گیر همین منو میفتیم
خب؟
سوسیس، کلم و...
نون چاودار رو بیارید لطفا
بسیارخب. مرسی
وضعیتمون؟
بیحرکت
بیحرکت
حالا
بهت میخوره تو این بازی خوب عمل کنی
دوستهام بازی نمیکنن. لطفا
تو یه فرشتهای که خدا فرستاده کمکم
خیلی خستهام
نه. خیلی جوون، زیبا و پرشور و نشاط بهنظر میرسی
آقایون
خیلی آسونه. فقط باید یهکم نوشیدنی بخوری
کافیه
و برقصی، همین
چیه؟ چی شده؟
منو ببخشید لطفا
ایست!
جنایتی صورت گرفته
کیفتون رو بدین
مشکلی هست؟
تا وقتی آقایون هستن
یه خانم هرگز نباید خودش کیفش رو حمل کنه
اجازه بدین من براتون بیارمش
خودم میتونم ببرم، ممنون
حرفش هم نزنین
اجازه بدید خانم استوارت
میبینم که هنوز جوانمردی نمرده
اجازه بدید
ممنون
به سلامتی
در؟
قفله
کیف؟
دارم روش کار میکنم
[ کپی - خصوصی و محرمانه ]
[ مرکز فرماندهی عملیات ویژه - لندن ]
قربان، تماس
تماس
در انتظار پاسخ
فهرست محمولات دوشس. آماده؟
- آماده - ۴۰۰ اژدر درجه ب. چک
ـ۴۰۰ اژدر درجه ب
چک
چک
پنج هزار تن دیزل. چک
پنج هزار تن دیزل. چک
- ستوان - بله قربان؟
چک
چک
ده هزار فیلتر کربن دیاکسید. چک
پایان پیام از استورک، قربان
رسید رو تأیید کنید
رسید تأیید شد
اضطراری، برای نخست وزیر
ماشین رو آماده کن. به فلمینگ هم اطلاع بده
جمع کنیم
دزدی از بانک فایده نداره
وقتی طلایی تو خزانهش نباشه
ممنونم
واقعا مایه تسلی خاطره که...
دست کم یک جنتلمن تو دنیا وجود داره
ابله!
عذر میخوام
روز خوش
سوسیس، کلم و نان چاودار
هیتلر یه پیشنهاد بهمون داده
پیشنهاد مماشات
اما باید ارتشمون رو خارج کنیم
نیروی دریاییمون رو تسلیم کنیم و حکومت نازی رو بپذیریم
[ چکرز - اتاق جنگ نخست وزیر ]
وگرنه قول داده
که بریتانیا و امپراطوریش رو به کلی نابود کنه
بهترین گزینهمون اینه
که پیشنهاد هیتلر رو بپذیریم تا پسش نگرفته
مارشال هوایی هم با بنده موافقه
بمب، افراد و ماشینآلات بیشتری داره
زیاد دووم نمیاریم
باید با خیال راحت تنها تصمیمی که ممکنه
رو بگیرید جناب نخستوزیر
از دست شما دخترا. چی دارید میگید؟
این مماشات نیست، تسلیم شدنه
هنوز متوجه نشدید که با کی سروکار داریم
با کمال احترام، شمایید که متوجه نیستید
هیچ امیدی به شکستش نداریم
هیتلر شاهفنر شره
یه بچهی بیصاحبه
مردی نیست که بتونیم باهاش مذاکره کنیم
من کتابش رو خوندم دریاسالار پاوند
طرف یه آرمانپرداز خبیث و قربانیه
قابلاعتماد نیست
اگه فکر میکردم میشه با تسلیم شدن
به صلح رسید
تا الان تسلیم شده بودم
باید جلوی گرسنگی کشیدن مملکتمون رو بگیریم
نیاز داریم هر ماه سه میلیون تن
منابع از اقیانوس اطلس بهمون برسه
در حال حاضر داریم پنجاه درصدش به بخاطر او بوتها از دست میدیم
یک دلیل دیگه برای قبول توافق
آلجرنان، حرفم تموم نشده قشنگم
به آمریکاییها نیاز داریم
هرگز وارد جنگ نمیشن
اگه ما از الان بازنده ظاهر بشیم
پایان دادن دشمنیها با آلمان
بهترین راه خروج از این آشفتهبازاره
ما همه همنظریم جناب نخستوزیر
ممنونم آقایون
بله، ممنونم آقایون!
ام، فلمینگ، به نفعتونه خبر خوبی داشته باشید
جناب نخستوزیر
فهرست محمولات رو در دست داریم قربان
تأیید شده که
دوشس اونقدر بار منابع داره
که تا مدت نامحدود او بوتها رو سرپا نگه داره
اگه میخوایم غرقش کنیم، الان وقتشه
الان تو راهن
شانسشون چقدره؟
خب اگه کسی باشه که از پسش بربیاد، اونان
اما اگه لو بریم
پارلمان شما رو برکنار میکنه
خب
پس بهتره حواسمون جمع باشه لو نریم
[ لا پالما - جزایر قناری ]
از پرتگاه میریم
یه پرتگاه ۲۵ متری و عمودیه
یه کشتی ماهیگیریِ...
کوچیک و بیضرر نباید به چشم کسی بیاد
تو جنگل مستقر میشیم تا ببینیم با چی طرفیم
بعد شبونه یورش میبریم
بیسروصدا میریم داخل، اپل رو پیدا میکنیم و سریع میزنیم بیرون
تعدادشون؟
اطلاعات میگه یه پادگان پنجاه تا شصت نفرهست
یعنی پونزده نفر به ازای هر نفر ما
لاسن، سعی کن طمع نکنی. این کارات معروفه
دوران آدمکشیم تموم شده
فقط اومدم برای حفظ صلح
فردی، لوازم رو جمع کن، صداخفهکن بذار برای تفنگها
کِی میریم؟
ساعت دو
اول برجها رو میزنیم، بعد میریم تو اتاق رادیو
بعدم سربازخونه و آخر به اتاق کنترل میرسیم
اینجا چی داریم؟
گشتاپو
از کجا فهمیدی؟
هر چی بدتر باشن، بهتر لباس میپوشن
واقعا باید یکی از اون کتها بگیرم
حتما برای اپل اومدن
یا برای شکنجه یا استخراجش
اگه استخراجش کنن اپل کارش تمومه
دیگه هیچوقت نمیبینیمش
آقایون، متأسفانه
فرصت نداریم کارو به شب موکول کنیم
باید همین الان وارد عمل بشیم
اونجا چی شد الان؟
بنظر میاد
تیر خورده بهشون هیزی
خب تیرها کجا رفتن؟
ازشون رد شدن
اون سمت دو تای دیگه هم بودن
الان کجان؟
همونجا که این دو تا هستن
بهشت نازیها
خب، کمتر از هفت دقیقه دیگه
متوجه غیبتشون میشن
آژیرها و سگها میان وسط. هیچکدوم خوب نیستن
نزدیک موتور پناه میگیریم
فقط وقتی که سروصدا شد از پوشش درمیایم
یه ایده فوقالعاده دارم لاسن
چطوره خودت قدمزنان بری
و اون آلمانیها رو تیربارون کنی؟
فردی، سیمچین رو بردار و اون فنس رو براش سوراخ کن
چشم قربان
هیزی، تو با من میای. میریم سمت چپ
فردی، لاسن، شما برید راست
از خودتون پذیرایی کنید آقایون. نوش جان
تو برج میبینمتون
یادتون باشه آقایون، سعی کنید خوش بگذرونید
تا اینجا که خوب بوده
خوب داری کار میکنی هیزی
خیلی ممنون قربان
اون سگ نیست. اون زنمه!
خیلی خندهداره
انگار دیگه نمیشه یواشکی ادامه داد
هیزی، بخواب!
نه! نه! نه!
همدیگه رو میشناسیم؟
نه
اون قلبه لاسن؟
برای محکمکاریه
سلام اپل جون
- گاس - میبینم که با هم آشنا شدید
این هیزیـه
- خوشوقتم هیزی - همچنین
گفتم شاید این لازمت بشه
خیلی لطف کردی
پیداش کردین؟
اوه، ایول
پشمام، پستونهات چی شده؟
حالت خوبه؟
احیانا میشه منو از برق بکشی؟ باتریش هنوز روشنه
[فرناندو پو] [بندرگاه سانتا ایزابلا]
دوشس رو دیدی؟
و یدککشها رو؟
به همراه کلی سرباز نازی
چرا این تو گزارشت نبود؟
چون اون سربازها و اون سلاحها
و اون اس بوتها همه جدیدن
خیلی بیشتر از اونیه که پسرا انتظارش رو دارن
یه ماه پیش کلا ده دوازده تا مکانیک بودن
با شیش تا ملوان مست
و دو تا اسپانیایی چاق
و یک نازی در درخت گلابی
من که میگم کمک بیشتری نیاز داریم
اونو بذار به عهده من
البته
اما الان...
باید با اون مرد آشنا بشی
مرد تو. دلیل اینجا بودنت
تنها چیزی که از یه نازی بدتره
اونه
- آقای لور، هرون اومده شما رو ببینه قربان - بفرستش داخل
خیلی ناامید شدم هرون
ـ۱۶ تا صندوق تو انبارم هست
که هنوز به مقصد ارسالشون نکردی
نیازی به نگرانی نیست هر لور (هر: آقا در آلمانی)
در تاریخ مقرر تحویل داده میشن
ممکنه
اما فضای ارزشمندی رو اشغال میکنن
بابتش انتظار دارم
دستمزدت تا حد زیادی کاهش پیدا کنه
میتونم ۵ درصد کاهش بدم
بعنوان نشونه حسن نیت
بیست. وقت ارزشمندم رو هم با چونه زدن هدر نده
خب، در حقیقت
نباید هیچ کاهشی در کار باشه
چون هنوز تخلفی از قرارداد صورت نگرفته
پنج درصد خیلی هم مودبانهست. بیست دیگه ناخوشاینده
گوشخراشه
گوشخراشه؟
داری بهم اتهام نداشتن هارمونی میزنی؟
این رو یه توهین شخصی برداشت میکنم
فکر نمیکنم منشی باشین
خانم استوارت همون آشناییه که گفتم جور میکنم
آها، همون آشنای طلای تو نیویورک؟
بهت که گفتم
خودم یه توافق راضیکننده دارم
بفرما بشین
ممنونم
سه تا اسپریتزر و یه کوچولو موزیک
خب، امیدوارم ناامیدتون نکنم
نمیتونم بر اساس این ارائه تصمیم بگیرم
روزهای اوله
خب، اگر روزهای نخست زود آمدند
فصلها با ماه کامل پیش میروند
آنگاه که شب از راه میرسد و صبح سرد است
ماه نقرهای به طلا بدل میشود
هوم
هوم
باید بگم هرون
با وجود تمام ایراداتت
بعضی وقتا خوب از تو کلاهت خرگوش بیرون میکشی
خب، چقدر طلا میخواین جابهجا کنین
خانم استوارت؟
هر قدر به دستتون برسه
همونطور که قبلا گفتم
همین الانش هم یک قرارداد خیلی پرسود دارم
و با وجود نظری که دادید
من افتخار میکنم که همیشه هارمونی رو حفظ میکنم
حالا، چرا باید به شما فکر کنم؟
چون پول بیشتری درمیارین و در این حین
کلی خوش میگذرونین
اگه به قولم عمل نکردم، پولم رو ندین
من برادرتم
تو برادر من نیستی
پس کی هستی؟
من خواهرتم
براوو
با دوستانم صحبت میکنم، بعد قرار ملاقات میذاریم
بسیار عالی
آنگاه که گربه سرخ و مکار در سپیدهدم پارس میکند
و فقط میکُشد تا لذت ببرد
چه کسی وعدهای که گربه دزدیده بود را سهیم میشود
در حالی که هر دو
به امید دیدار
باید اقرار کنم که باهوشه
شاید یکم زیادی باهوشه
معمایی که پرسیدی خوب بود
رفتی تو فکرش
حالا مراقب باش که چجوری جذبش میکنی
من کاری میکنم وقتی پسرا رسیدن
بندر خالی باشه
چجوری اینکارو میکنی؟
تو کلوبم یه پارتی راه میندازم
یه کاستوم پارتی برای افسرها
و یه پارتی دیگه تو لنگرگاه برای سربازها
مردم مهمونیهای منو دوست دارن
همه به جز لور
اون به عهده توئه
تمام موشها به دنبال نینواز میرن
[پانزده روز مانده به فرناندو پو]
خب، اگه درست فهمیده باشم
الان اینجا تو لا پالما هستیم
آفریقایی که دست آلمانیهاست رو دور میزنیم
تا برسیم به فرناندو پو
که تو مرز شمالی خط استواست
نزدیک ساحل آفریقای غربی
پس کوتاهترین مسیر اینه؟
بله، ولی نباید کوتاهترش کنیم
اولویتمون دیده نشدنه
منظورت دوباره دیده نشدنه
دوباره؟ داری شلختهبازی درمیاری برامون گاسی؟
به همین زودی دیدنتون؟
ما رو ول کن اپل جون
دوباره بگو ببینم
چجوری شد که پستونهات وصل شد به باتری ماشین
بله. تقصیر من نبود
اطلاعات اشتباه دادن. تازه تقریبا ارزشش رو داشت
که قلبقاپ رو در حال کار ببینم
من بیشتر به عاشق بودن معروفم تا مبارز بودن
یا خدا
اگه اینجوری میجنگی، اصلا نمیخوای عاشق شدنت رو ببینم
لازم نیست نگرانش باشی
تو زیادی برام خوشگلی
اما فردی...
باید اول دستت بهم برسه
میدونی که شکار دوست دارم
تو خواب ببینی
جدی جدی دارم یکم داغ میشم
بگذریم، پیشنهاد من اینه که از این مسیر دورتر بریم
قطعا درازتره
اما احتمالا وارد مکالمات معذبکننده
با او بوتهای آلمانی یا رزمناوهای انگلیسی نمیشیم
بسته به آب و هوا
حدوداً 15 روزه میرسیم
موافقم
هیزی، بنظرت از پسش برمیای؟
بسپرش به من قربان
[کازینو بارِ ریچارد هرون]
فقط گوش کن به حرفم
و یه نوشیدنی دیگه برام بریز!
سروان
میتونم براتون غذا بیارم؟
اجازه هست... بیاین با من
دستتو بکش ببینم
میدونی
ازت خوشم میاد فمی
ولی یه بار دیگه دستت بهم بخوره میفتی زندان
فمی
من حلش میکنم
لطفا به خانم استوارت رسیدگی کن
میدونی چی نیاز داری سروان بینیا؟
من میدونم چی نیاز دارم
ولی تو میدونی ریکاردو؟
یه نوشیدنی دیگه نیاز داری
مارتی
خوبش رو بریز
ریکاردو، واسه همین دوستت دارم
درک میکنی
اینجا فرناندو پوـه
از همه استقبال میکنیم
آره... همه
همه یکم زیادی شدن بنظرم
آرماندو؟
رابطهت با دوستای جدیدمون شکراب شده؟
انصاف نیست ریکاردو
این بندر منه
رئیسش منم
تو کارت دخالت کردن؟
دخالت نه، کلا کارم رو گرفتن!
به سروان بینیا هیچی نمیگن
تازه الان باید بشنوم
که دوشس داره زودتر از موعد از بندر میره
خب، شرش کم
بندر دوباره مال تو میشه
کِی از اون کشتی زشت خلاص میشی؟
سه روز زودتر
پس باید یه نوشیدنی دیگه هم بزنیم
برای جشن گرفتن مارتی
یه راند دیگه برای بندردار
خب سروان، میدونی میخوان به کجا برن؟
نه گربهست، نه سگ که برای خوشگذرونی میکُشه
فقط و فقط روباه ماده
فقط دو تا موجود برای لذت موجودی رو میکشن
دوست خوشگل من
روباه و برادر انسانش
فکر میکنم معمای کوچیکت رو حل کردم
تبریک. بازیت خوبه
حرف روباه شد
هاروویتز و مایر، خیابان 47ام غربی
اسمشون رو شنیدی؟
فکر نمیکنم، نه
بزرگترین تاجران طلای
میدتاونِ نیویورک هستن
اونوقت اسمشون رو نشنیدی؟
متأسفانه نشنیدم، نه
البته با هاروویتز و هایم آشنایی دارم
اما اونا سمت غربی شهر هستن
اما خب...
مطمئنم خودت اینو میدونستی، مگه نه؟
کنجکاوم
از نظرت معامله با یهودیها چطوره؟
ای خدا
از چاله دراومدم
که بیام تو چاه بیفتم
چطور بگم؟
متأسفانه رهبر زیرک شما
تبار باستانی یهودا رو اشتباه توصیف کرده
اینکه تونستن نهتنها...
سه هزار سال دووم بیارن در حالی که یه چکمه رو گردنشون بوده
بلکه حتی پیشرفت هم بکنن...
بنظرم حسادت شیطانی رهبرتون رو برانگیخته
در نتیجه
بنظر میرسه
که بانو بیش از حد اعتراض میکند (اشاره به هملت)
این سبزهی کفرآمیز، قراره گلی هم بهش اضافه بشه
یا حرفات تموم شد؟
باید اعتراف کنم
نهتنها یهودیها رو تحسین میکنم و بهشون احترام میذارم
بلکه خودم یهودیام
شوخی کردم!
یه سری موش حریصن
بنظرم این میتونه
آغاز یه دوستی زیبا باشه
پس من هم براش یه مهمونی برگزار میکنم
من مهمونی دوست ندارم
ای برج زهرمار! همه مهمونی دوست دارن
دوشس قراره
سه روز زودتر اونی که فکر میکردیم حرکت کنه
اگه به مِید آنر نگیم...
دیر میرسن
تماس دریافتی
تماس
آلمانیهای جزیره بیشتر از اونیان که تصور میکردیم
قوطی گوشت نمکی سه روز زودتر
از انباری خارج میشه
من میبرمش
محرمانهست قربان. فقط برای ام
وقتی برای استخراج میاد...
باید خیلی...
قربان. پیام دارید
آلمانیهای جزیره بیشتر از اونیان که تصور میکردیم
قوطی گوشت نمکی سه روز زودتر
از انباری خارج میشه
سریعتر حرکت کنید
بله، اما مشاهدهی او بوتها در منطقه افزایش داشته
قربان
مأموریت هنوز در حال پیشرویه
پس سربازهای جزیره بیشتر شدن
و کشتی هم داره زود راه میفته؟
بله
خب چجوری باید سریعتر حرکت کنیم؟
نمیتونیم
داریم با تمام سرعت حرکت میکنیم
این کشتی ماهیگیریه، نه کشتی تندرو
نخست وزیر
دوشس دوازده روز دیگه فرناندو پو رو ترک میکنه
مطابق برنامهی حال حاضرمون
سه روز دیرتر میرسن
همچنان شدنیه؟
هنوز منتظر جوابِ
سرگرد فیلیپس هستیم
،اگه نتونیم سرعتمون رو بیشتر کنیم میتونیم میونبر بزنیم
در عرض دوازده روز میتونیم بریم جزیره فرناندوپو
وایسا ببینم، تو که گفتی میونبر نمیخوره
نه، گفتم بهتره میونبر نزنیم
گفت که یه زیردریایی او بوت بهمون حمله میکنه
یا حتی بدتر؛ بریتانیاییها میان سر وقتمون
ناوگان ناوشکنها اونجان
اونجوری عملا روی او بوتها خواهیم بود
شرمنده رفقا، باید میونبر بزنیم
[ دوازده روز تا فرناندو پو ]
[ خیابان دهم دانینگ - لندن ]
...سه، دو، یک
آقایون، همین الان که دارم باهاتون صحبت میکنم
لندن، دوباره
تحت حملهی هواییِ بیامانِ نازیهاست
و توی همچین مواقعی
قلب مردها، به هوس خدمت به میهن میتپه
ولی شما همچین مردهایی نیستید
شما بهخاطر شرافت قابل توجه
و یا آرمانهای بزرگتون انتخاب نشدید
شما چون آخرین چارهمون بودین
انتخاب شدین
ماموریتی که به شما محول شده
تا کنون مشابهش انجام نشده
لازمهی این ماموریت مردانی هست که در صورت لزوم
قوانین جنگی رو بیدرنگ زیر پا بذارن
مردانی که دست به هرکاری میزنن
مردانی مثل شما
ولی با اینحال، با وجود تفاوتهاشون
باهم و کنار هم بجنگن
مردانی که بدونن ممکنه برنگردن و ککشون هم نگزه
باید تحت هر شرایطی پیشروی کنید؛ نه بهخاطر شهرت
یا وظیفه، یا بهخاطر من
بلکه بهخاطر اینکه شما مردانی هستید که تا وقتی تموم نشه
دست از جنگیدن برنمیدارید
خدا به همراهتون، آقایون
[ دو روز تا فرناندو پو ]
...آقایون
این یک ناوشکنِ بریتانیاییه
باید بریم
نمیتونیم از دستِ این فرار کنیم
،وقتی ما دیدیمشون یعنی اونا هم دیدنمون
بایست، ساقدوش
داریم یک گروه تفتیش میفرستیم
سلام ناخدا
توی کشتی ما چیز خاصی نیست
ما یه مشت ماهیگیرِ سوئدی هستیم
بیا جلو یورگنسن
یورگنسن، تو سوئدی هستی
بپرس ببین کجا دارن میرن
واسه ماهیگیری اومدیم اینجا
تو حرف نزن، لاسن
...آه
میخوام از زبونِ مارچ فیلیپس بشنوم
آه
منصفانهست
بازی درنیاریم، فرمانده
بایستی تلاشم رو میکردم
اقدام خوبی بود، سرگرد
ولی متاسفانه باید باهامون بیای
میشه بپرسم به فرمان کی
جلومون رو گرفتید؟
به دستور دریاسالار پوند
ستوان یکم
شما درحال انجامِ
فعالیتهای غیرقانونیِ
در آبهای بینالمللی هستید
اینجوری دردسر درست میکنید
بهنظرم کار از دردسر گذشته، فرمانده
استیونز، چی دستگیرت شد؟
یه سیگنال دریافت کردم، قربان
مرتیکهی فسقلیِ نازی
اشغال اکثر اروپا براش بس نیست
حالا دنبال سرزمین سرسبز و دوستداشتنیِ ماست
خب پس خدا رو شکر که
با کشتی جنگیِ چوبیت
و ارتش پنجنفرهت اینجایی
یک زیردریایی اوبوت، در جهت ۲۷۳ هست
آژیر رو بزن
بیاید توی کشتی
یک او بوت از طرف راست شناور داره بهمون نزدیک میشه، قربان
آماده باشید
سرگرد، اگه عاقل باشی میدونی که بهتره
برگردید خونه - بسیار عالی، فرمانده -
هیزی، هرچه سریعتر از این مهلکه
دورمون کن
.چشم قربان اپل، خدمه رو ببر عقب کشتی
فردی، بادبان اصلی کشتی با تو
.لاسن، برو قسمت سینهی کشتی اون قسمت با تو
چشم
زود باشید رفقا
بادبانِ پایین رو بکشید بچهها
بادبان اصلی آمادهست
خیلیخب فردی، حالا بادبان اصلی رو بکش
چشم
گزارش صدا
جهت ۱۶۳
لاسن، بادبان اصلی رو تنظیم
و سفتش کن
چطور میشه انتظار داشت که خوب پیش بره؟
گزارش صدا
جهت ۱۱۵
بمبهای زیر آبی رو منفجر کنید
خب، این همون رفیقته که اهل عمله؟
.اسمش کمپ بیلیه یه دونه "ک" داره
تحصیلکردهی مدرسهی شبانهروزیِ بریتانیاست؟
.اون هم نه هر مدرسهای مدرسه ایتن
مدرسهی شبانهروزیِ معروف
...صحیح
پس اینجا چی کار میکنه؟
طرف شاهزادهست
شاهزادهی کجاست اونوقت؟
شاهزادهی فرناندو پو
پس هم دزد دریاییه هم اشرافزاده؟
چه شیک
راه چارهمون هم هست
«آر اچ»
«کب»
برگشته
رئیس
بهنظر میاد هر سری که میای با خودت هدیه میاری
خانومه واسه منه؟
زهی خیال باطل
واسه تو نیستم
ولی اینا واسه توئن
جون، چه خوشمزه
...آدی - رئیس -
یالا یالا
پس خوش سلیقهای
بد سلیقه نیستی
خب، آر اچ بهم گفته که
اگر دنبال مرد عملی
باید بیای سراغ کب
چرا حس میکنم از شکارچی بودن
به خودِ شکار تبدیل شدم؟
عجب ورودی داشتی، بانوی جوان
...بهتره همین الان
مزهشون کنیم
آدی، میز رو بچین
چشم رئیس
بعدش دوک گفت
اونقدر فرو کن، تا تموم بشه
عجب سلاحِ قدرتمندی هستی
درست فکر میکردم
شکار شدم
بهتون کمک میکنم چون از نازیها خوشم نمیاد
،نه بهخاطر اینکه نازیانها بهخاطر اینکه ناشیان
یک یدککش دریایی و دوازدهنفر از افرادم
اعم از خودم رو در اختیارت قرار میدم
ولی حالا که من قراره به تو کمک کنم، کی به من کمک میکنه؟
چون تو سرباز نیستی، آر اچ
نه، ولی ایشون سربازه
توی تیراندازی از ماهرترین آدمت هم ماهرتره
بهت که گفتم
نه - نه -
تحویل استورک، بررسی شد
بررسی شد
بیست و سه پسر، بررسی شد
...تحویل استورک
بیست و سه پسر
هفده دختر
بیست کیلومتریِ فرناندو پو محل دیداره
دیدار با هرونه
میتونی ببریمون اونجا؟
اگه آب و هوا اجازه بده
میتونم قربان
فـ.ــیــلــمـ ـکـــیــو رو تو گوگل سرچ کن
بیست پوند باهات شرط میبندم که این، آخر و عاقبت خوشی نداره
برای کی؟
برای اونا
.نمیشه روی خودت شرط ببندی که، هیزی تقلب حساب میشه
قبوله
هرون، خیلی وقته که همدیگه رو ندیدیم
از دیدنت خوشحالم، گاس
اپل
،ایشون کمپ بیلی هستن شاهزادهی فرناندو پو
اعلیحضرت
قبول کرده که بهمون کمک کنه
...ببخشیدها، ولی
بهطرز عجیبی حس میکنم که قبلا همدیگه رو دیدیم
.خیلیها این رو بهم میگن آخه به جاهای زیادی سفر کردم
نه، احساسم فراتر از این حرفهاست
احیاناً کریکت بازی نمیکردی؟
از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۲ کاپیتانِ تیم دانشگاهی ایتن بودم
میدونستم میشناسمت
عکست کنار قفسه جامهاست
یه تابلوی عکس ۲.۵ متریه
آره، خودِ خودشه
یه نگاه به بازی
یه نگاه به میخونه
بهشدت خوشحالم که همراهمون هستی
بهشدت خوشحالم که اینجام، رفیق عزیز
از اینکه این نازیها
اینقدر مایهی زحمت شدن خسته شدم دیگه
واسه کسب و کارمون، بهشدت بده
خوشحال میشم کمکتون کنم
که دهنشون رو سرویس کنید
به این میگن روحیه
خب، نقشهتون چیه؟
اپل
دوشس رو غرق میکنیم
به اضافه دوتا یدککشها
ناوگان او بوتهای اقیانوس اطلسِ هیتلر رو فلج میکنیم
بسیار عالی
مسئله اینجاست که نازیهای عزیز
شرایط رو برامون خیلی سخت کردن
تعدادمون، دویست به پنج به نفع اوناست
نسبت به اون چیزی که فکر میکردیم سربازهای بیشتری دارن
فکر کنم باید چندتا
مرد قوی دیگه جذب کنیم
...آدی
صحیح
آره، بهنظرم کافیه
با خودمون یهسری سلاح داریم
.نگهشون دارید ما خودمون سلاح داریم
هی، سلاحها رو نشونشون بدید
خارقالعادهست
در جریانی که دوشس
بیش از شصت متر از بندرگاه فاصله داره
و کاملا در معرض نوره
بدون جلب توجه
نمیشه غرقش کرد
درسته. واسه همینه که هرون میره بمبها رو کار میذاره
تا قبل از ورود ما برای کارگذاری بمب توی بدنه کشتی
چراغها رو بترکونه
وقتی بمبها منفجر بشن
ما تو راه خونهایم
،اگه به روش من انجام میشد یه تیر هم شلیک نمیشد
و هر چند وقت یکبار به روش خودت پیش میرین؟
بستگی داره از کی بپرسی، رفیق عزیز
...آقایون
آدی - رئیس -
افراد رو آماده کن
وقتشه بیست پوند رو رد کنی بیاد، فردی
دوشس تا فردا صبح غرق میشه
از پسش برمیای؟
دوتا سیمه و یه تایمر
مطمئنم از پسش برمیام
باید نگران یکی دیگه باشی
تاحالا یک نازی رو به پارتی نبردم
حواست باشه تهش به پارتیهای اون نری
نگرانِ من نباش
پارتی خودم رو راه میندازم
پادشاه، بچهها رو نوشیدنی مهمون کرده
طبق معمول، باید با کمال میل بپذیرمش
چرا که همیشه عاشق پول بودم
ولی بعضی وقتها
من نوشیدنی رو حساب میکنم
...هرچند
اگه پادشاه، بهم ...مقام افتخارآمیز ببخشه
تو خودت شاهزادهای، رفیق عزیز
...شاهزاده فرناندو پو که هستم، ولی
ولی مقام شوالیه، قدمت خاصی داره
برخیز، سر کمپ بیلی
تو مرد خوبی هستی، گاس
موفق باشی، بیلی
سلام
عصر بهخیر همرزمان
ظاهراً یک موش، بین دستگاههاست
اینجا چی کار میکنی؟
اینجا چی کار میکنی؟
سرورم، مهمان دارید
تا دا
کلئوپاترا به سزارش نیاز داره
پپوشش
ممنون تیموتی
یه لحظه
...تیموتی
یک پیشنهاد متقابل دارم
بیا این لباس مبدل پوشیدن رو بذاریم کنار
کار بچگونهایه و ما هم بچه نیستیم
بیا پارتیِ خودمون رو راه بندازیم
یه پارتیِ دارک
یه پارتی دارکِ نازی
با موسیقی، به صرف نوشیدنی و با حضور یک نازیِ خوشتیپ
از وقتی اومدم اینجا
همهجور جونوری گازم گرفته
عقربها توی کفشهام قایم میشن
و شبها بهخاطر صدای زوزههای توی جنگل، خوابم نمیبره
...امشب
من به اون پارتی میرم و تو هم من رو میبری
حالا بپوشش
اوه
بسیار خب
[ پارتی اول: جشن لباس مبدلِ افسران ]
آه، سلام
[ پارتی دوم: آبجوخوریِ سربازان ]
وقتی چراغها خاموش شدن، میریم
خیلیخب ریکاردو
امروز تو ناخدایی
آرماندو، میخونه در اختیارته
هرجور دوست داشتی ازش استفاده کن
واسه همینهاست که دوستت دارم
همراهم بیا، آقای خوشتیپ
ازت میخوام مردها رو راضی نگه داری
در چه حد؟
هوم
موشها توی لونهن؟
امشب، افسر آلمانی اسپانیایی یا ایتالیایی
جای دیگهای پیدا نمیکنی
با وجود آبجوخوریِ بندر
و این دورهمیِ کوچیک
نود درصد سربازها از اسکله دور خواهند بود
بمب تا سی دقیقه دیگه منفجر میشه
و چراغهای بندر رو میترکونه
میتونی تا اون موقع اینجا نگهش داری؟
.عجب سوال احمقانهای پرسیدی، پسرهی احمق لباسم رو ببین
سلام
تو به این میگی پارتی؟
تازه اولاشه بابا
یه اجرا، مخصوص خودت تدبیر دیدم
خودم میتونم یه پارتیِ درست حسابی نشونت بدم
ژولیوس سزار
امیدوارم بیشتر از دوشس زیبای من مواظبِ این موجود زیبا باشی
مگه با دوشس زیباش چی کار کردی؟
خیلی چابک بود
ولی حالا با زره فولادینِ مسخرهش از ریخت انداختهاتش
الان دیگه هیچجوره غرق نمیشه
ولی خب دیگه هیچجوره نمیشه دوستش داشت
به من چه، اسپاگتی؟
پیتزا
بنده باید برم دست به آب
دوباره؟
.نترس سزار ایتالیاییت رو قوی کن
هدایات باید کادوپیچ بشن
افسرها رو مست کن لطفا
چشم - ممنون فمی -
بدنه دوشس رو تقویت کردن
غرق نمیشه
باید ماموریت رو لغو کنیم
انجامش سخته
گوش کن
ماموریتمون شکست میخوره
مواد منفجره موثر نیست
چون جوری تقویتش کرده که نشه غرقش کرد
باید فوراً جلوشون رو بگیری
ولی الانهاست که بمب چراغها رو بترکونه
جلوی بمب رو نمیتونی که بگیری
حداقل جلوی افراد رو بگیر
لور نباید پارتی رو ترک کنه
.من سرش رو گرم میکنم فوراً برو
بزنید بریم
گاس، وایسا
،از استورک به ساقدوش جواب بدید
کانال پنج
.از کشتی ساقدوش صحبت میکنم میزنم بیست
بفرما
کنسرو گوشت قورمه رو نمیشه شکوند
کشتی رو نمیشه غرق کرد
مواد منفجره موثر نیستن
استورکه، قربان
بذارش روی بلندگو
کنسرو گوشت قورمه رو نمیشه شکوند
استورک، ام هستم
.بیخیال گوشت قورمه یه راهی پیدا کن
تمام - پوند داره میاد قربان -
...تکرار میکنم - خاموشش کن -
...باید فوراً
تمومش کنیم
فوراً دست از این کارتون بکشید
وگرنه تکتکتون محاکمه میشید
شیرفهم شد؟
نمیدونم از چی حرف میزنید، قربان
درسته گروهبان؟
موضعتون رو حفظ کنید
چقدر مونده استورک؟
منتظر دستورم - بدش من -
منتظر باشید
مارچ فیلیپس
من دریاسالار پوند هستم و این یک دستوره؛
فوراً ماموریت رو لغو کنید
کاری میکنم که دیگه
آفتاب رو به چشم نبینید
تا آخر عمرتون توی زندان خواهید بود
و چراغ سبز پادشاه رو هم میگیرم
این قضیه شامل همهتون میشه
جفری اپلیارد
آندرس لاسن
...فردی باز - متاسفم -
و هنری هیز
...درست... متوجه نمیشم
که چی... میگید
خدانگهدار
مفهوم بود؟
ببخشید؟ چی؟
صداتون رو درست نمیشنوم
لطفا... برو درت رو بذار
سرتیپ دوم، بسیار بیملاحظهای و عملیاتت هم محتاظانه نیست
خودم شخصاً به مجلس پیشنهاد میکنم
که نخست وزیر رو عزل کنن
تو رو هم میکشم پایین
پیغامتون واضحاً دریافت شد، قربان
پیشنهاد میکنم که تو هم بری درت رو بذاری، گروهبان
فلمینگ، با مارچ فیلیپس تماس بگیر
لیلی، با خط تلفن ویژه با نخستوزیر تماس بگیر
الساعه قربان - جواب بده، صفر یک -
جواب بده، صدام رو میشنوی؟
بله؟ - جناب نخستوزیر؟ -
متاسفانه لو رفتیم
یک خبرچین بینمون بود
و دریاسالار پوند دستور داده
که ماموریت رو لغو کنیم
میخواد به مجلس بگه که عزلتون کنن
ماموریت باید ادامه پیدا کنه
.از پایگاه به صفر یک تمام
به پوند بگو اگه باهام مشکلی داره
آدرسم رو بلده
به افراد بگو که پیشروی کنن
متاسفانه ارتباطمون بهطور کامل قطع شده
بایستی یه کاری ازمون بربیاد
فقط میتونم بهتون یادآوری کنم
که چون مارچ فیلیپس از دستور کسی پیروی نمیکنه
انتخابش کردیم
پس بیا امیدوار باشیم که انتخابمون درست باشه
بدنهی دوشس تقویت شده
و این یعنی غرق نمیشه
اقلاً با میزان مواد منفجرهای که همراه داریم
برام سواله که کِی و چطور تقویتش کردن
.اینش مهم نیست تقویت شده دیگه
یهجورهایی مهمه، گاس
حبس خوردن برام مهم نیست
ولی تموم کردنِ کاری که شروع کردیم، برام مهمه
ممنون فردی
بایستی اشتباه شده باشه
...همینطوری نیومدن
اشتباهی درکار نیست، هیزی
صرفا نمیدونم که کِی ...و چطور
بسه
چطوره یدککشها رو غرق کنیم؟
اینجوری ارتباط لاجستیکیِ او بوتها رو مختل میکنیم
کافی نیست
در عرض یه هفته، جایگزینشون میکنن
چطوره بدزدیمشون؟
میتونیم با کشتی بیلی
دوشس رو از بندر بکشیم بیرون
و اون دوتا یدککش آلمانی که به او بوتها
خدمات میدن رو هم باهاش میدزدیم
چطور بدزدیمش آخه؟
حالا که بهش زره چسبوندن نهتنها سنگین شده
بلکه برای جابجا کردن یک کشتی با این اندازه، به کلی خدمه نیازه
یدککشها حکمِ خدمهمون رو دارن
دوشسا رو میکشونیم توی اقیانوس
و خب میدزدیمش
بعدش چی؟ نمیتونیم غرقشون کنیم
نیازی نیست
باهاش میریم به آبهای بینالمللی
و همهچیز رو تحویل نیروی دریایی میدیم
همهجا دارن دنبالمون میان
پس خوشحال میشن که دوباره ببیننمون
لنگرش چی؟
اندازهش رو دیدی؟
اگه بخوایم جابجاش کنیم
اس بوتهاشون جلدی میگیرنمون
خب فردی، میخوای با این همه
مادهی منفجرهای که آوردی چی کار کنی؟
واسه ترکوندن لنگر ازشون استفاده میکنیم
توی اس بوتها و ذخایر سوختیشون
بمب کار میذاریم تا نتونن بیان دنبالمون
بعدش میزنیم همهشون رو میترکونیم
انفجار ذخایر سوختی، باعث میشه
همه بریزن توی بندرگاه
جوری تنظیمش میکنیم که وقتی
از بندرگاه خارج شدیم، بترکه
بعدش قایمکی میریم
بدک نیست
خیلی طماعانهست
من که پایهم - ...خب -
من هم تا وقتی مادر نازیها رو به عزاشون ننشونم، از اینجا نمیرم
هرکاری بگی میکنم، قربان
...آقایون
بیاید چندتا کشتی بدزدیم
بهنظر میاد که بدنهش دوتا زره داره؛ واسه همین نقشه عوض شد
بهجاش کشتیها رو میدزدیم
همچین چیزی ممکنه اصلا؟
کاملا مطمئن نیستم
،ولی اگه شما مایل به انجامش باشید ما هم حرفی نداریم
و میدونی که این یعنی چی
کلی خون بیشتر و عرق بیشتری قراره ریخته بشه
امیدوارم خون و عرقِ ما ریخته نشه، رفیق عزیز
بعید میدونم بدونِ تو از پسش بربیایم، بیلی
اگه تو باشی، من هم هستم
فکر کنم به یدککشت نیاز داریم
من و هیزی میریم توی بندرگاه
و سربازهای درحال گشت رو ناکار میکنیم
فردی، قایق کوچولوش رو میاره
و ترتیبِ اس بوتها رو میده
پیش یدککشها میبینیمتون
دوشس چی؟
اون به عهده من و اپله
ما ترتیب خدمه رو میدیم و لنگرش رو میترکونیم
خطوط ارتباطیشون رو هم از کار میندازیم
معلوم نیست قراره با چی مواجه بشید
دست راستم و دوتا دیگه از افرادم رو با خودتون ببرید
آقایون، بیاید آماده بشیم
♪ اوه عزیزم، نمیدونی که کوسه ♪
♪ چه دندونهای تیزی داره ♪
♪ دندونهای مروارد مانند سفیدش رو نشون میده ♪
♪ مکهیثِ پیر ♪
♪ یک چاقوی جیبی داره، عزیزم ♪
♪ و به کسی نشونش نمیده ♪
♪ میدونی، وقتی اون کوسه با دندونهاش ♪
♪ گاز بگیره، عزیزم ♪
♪ امواج دریا، سرخ میشن ♪
♪ مکهیثِ پیر، دستکشهای شیک میپوشه ♪
♪ تا هیچوقت اثر خون باقی نمونه ♪
♪ توی پیاده رو ♪
♪ در صبح روز یکشنبه، نمیدونی ♪
♪ که یک جسد بیجان ♪
♪ دراز به دراز افتاده ♪
♪ و یک نفر، گوشه خیابون پرسه میزنه ♪
♪ امکان داره مکهیثِ چاقو بهدست باشه؟ ♪
♪ یه کشتی یدککش ♪
♪ ته رودخونه هست، مگه نمیدونی؟ ♪
♪ که یک کیسه سیمان، ازش آویزونه ♪
زوده
قربان
شب بهخیر، پروانههای من
...هیزی
♪ و بیوهی بچه سالی ♪
♪ ...که ♪
♪ ...همه ♪
♪ اسمش رو میدونن ♪
«گفت «همه میدونن
به زبان ییدیش گفت، نه آلمانی
♪ یه یهودیِ کوچولو گیر انداختیم ♪
اون بالا سمت چپ، قربان
بله
چه باحال افتاد
.میتونیم با ماشینه بریم، قربان کفشهامون دیرتر خراب میشن
♪ مواظب باش، مکی پیر برگشته ♪
برقها دوباره کِی وصل میشن؟
از دست این اسپانیاییهای تنبل
این هفته بار سومه که برقها قطع میشن
یکی داره میاد
مدارک لطفا
فرمانده - اوضاع ردیفه، فردی؟ -
قربان، وقتی از خلیج
خارج بشیم، بمبها میترکن
بیاید ادامه بدیم پس
هدیهت رو دوست داشتی؟
هوم
بهنظرم وقتشه که روباه نر
لونهش رو نشونِ روباه ماده بده
هرون، چرا چراغها هنوز روشنن؟
فانوس روشن کردم
تا وقتی برق قطع شد متوجه نشن
مواظب باش
فردی، یه بمب به این فلاک ۸٫۸ وصل کن
و با هیزی، اولین یدککش رو بردار و برو
شب بهخیر - شب خوش -
شب بهخیر
واقعا متاسفم، رفیق عزیز
اجازه هست؟ بهنظر میاد
چاقوم رو گم کردم
لعنتی
ممنون بیلی
اوه
امیدوارم این خونِ خودت نباشه، لاسن
من هم همینطور
خیلیخب بچهها، وقت رفتنه
بیاید این کشتی رو از اینجا ببریم
...برو، برو
برو
سهتا اتاق دیگه مثل این هست
این بایستی تا شش ماه آینده عملکرد او بوتها رو مختل کنه
بیاید این کشتی رو از اینجا ببریم
رسیدیم بچهها
بیاید بی سر و صدا، هشدار بدیم
ازت میخوام بری جلوی کشتی
و ولکان رو به دوشس وصل کنی
من و لاسن میریم به پل فرماندهی
باشه
سمت راست با شما
برو بالا و راهش بنداز
گاسه
همه سر جاهاشونن
چیه؟
نکنه فکر کردی قراره عملی بشه؟
نقشه خودت بود
خب، بیا وظیفه خودمون رو
انجام بدیم
،تو هم بهش سیگنال بده من حرکت میکنم
خب، الان چی میشه؟
منتظر انفجارِ لنگر میمونیم
کِی منفجر میشه؟
بهزودی
بعدش میتونیم ببریمش
هرچند، مسابقه اصلی زمانی شروع میشه که مخزن سوخت بترکه
بعدش تمام سربازهای جزیره سروکلهشون پیدا میشه
نباید اینجا بمونیم و شاهدِ همچین اتفاقی باشیم
فیتیله بمبی که به لنگر وصل کردی
اندازهش چقدر بود؟
بهزودی میفهمیم
وایسا، طناب میاد دستت
یالا
اولین دومینو افتاد
اون یکی طناب رو ببند - چشم رئیس -
عجله کنید
باید قبل از منفجر شدن مخزن سوخت باید حرکتش بدن
هرون، باید مارجری رو ببریم
مارجری رو بسپار به من
بهتون میرسیم
بسیار عالی
بریم
...خانمی، باید اقرار کنم
که عملکردت خوب بود
مکار بودی
فقط دو دسته آدم هستن که مثل روباه
مکار هستن؛
...آلمانیها
و یهودیها
و تو آلمانی نیستی
...بهنظرم الان وقتِ
یک پارتیِ درست حسابیه...
این قرار نبود الان منفجر بشه
دست و پاش رو ببندید
بعدش دنبالم بیاید
به بندرگاه حمله شده
دارن «دوشس» رو میدزدن
دارن میان
راه بیفت برو
خیلی سنگینه - عجله کنید -
نذارید دوشس رو ببرن
...وایسا
دارن دوشس رو میبرن
حرکت نمیکنه
آتش، آتش، آتش
صبر کنید
تندتر برو
تندتر، تندتر
خودشه، همینه
همینه
بشین پشت فلاک ۸٫۸ سم
نباید کشتی رو ببرن
آماده
هیزی
آتش بس
سوار اس بوتها بشید
سوار اس بوتها بشید
دیگه از محدوده خارج شدیم
متخصص نیستمها
ولی سوراخ گندهای توی شونهت درست شده، هیزی
هیچکس نمیدونه که کی «دوشس» رو برده
یونیفرم تنشون نبوده
تمام گازولینمون رو
به همراه منبع برقمون، نابود کردن
داریم روش کار میکنیم
...ناخدا
میشه برام توضیح بدی که اینجا چهخبره؟
برقمون قطع شده
مخزن سوختمون رو ترکوندن
و هیچکس نمیدونه که چهخبره
اما تقصیر شماست
کشتیم کجاست؟
دوشس کجا رفت؟
وقتی که شما حواستون پرت بود یه نفر اومد دزدیدش
ای ابله
همیشه باید بد موقع
دهنت رو باز کنی
واسه تو همیشه بد موقعست
طمع و انحرافت
باعث شده حواست از وظایفت پرت بشه
حالا بندرگاهم نابود شده
کشتیم هم بردن
.الان خودت هم مُردی ممنون
تمام آذوقههای موردنیاز او بوتها توی دوشس بود، اگه از دستش بدیم
کنترلمون بر اقیانوس اطلس رو از دست میدیم
بعدش خود پیشوا پا میشه میاد بازخواستمون میکنه
،اس بوتها رو بفرست در عرض چند ثانیه میگیرنشون
تحسین برانگیزه
ظاهراً چاشنیهات موثر بودن
دستخوش، بانو
.خوب بلدی بازی کنی الحق که ماده روباهِ مکاری هستی
واقعا؟
خب، دستم رو شده
حالا چی میشه؟
حالا توی چنگمی
و بابت تمام کارهایی که باهام کردی
هزار برابر بدترش رو سرت میارم
فهمیدی؟
آره
ولی نه
بخواب رو صندلی
گاس، بیشتر از این نمیتونیم صبر کنیم
الان میان
اگه اینجا بمونیم
ارتباطمون با بقیه قطع میشه
صبر کن، بیلی
هرون، خوب بلده گلیمش رو از آب بکشه بیرون
از مارجری هم که نگم برات
این یه قایق گشتیه که داره میاد سمتمون
گاس، باید فوراً بریم
...وایسا
خودشونن
آر اچ
کب - مارجری -
لباسهات زیادی شیکن و هم زیادی کژوال
بیا تا دستبندت رو باز کنیم
جواب بده، وایولت
اچاماس وایولت
جواب بده، وایولت
از کشتی ساقدوش صحبت میکنم
صحبت کن، ساقدوش
بذار روی بلندگو
ببخشید که این وقتِ شب مزاحم شدم
ولی یکی دوتا وسیله پیدا کردیم
که شاید براتون جالب باشن
میخواید بهتون تحویلش بدیم؟
دریاسالار پوند رو خبر کن
بله؟ - قربان -
هم خبر خوب دارم، هم بد - باشه، بگو -
خبر بد اینه که غرقش نکردن
خبر خوب اینه که
دزدیدنش
تبریک میگم، جناب نخستوزیر
ایست
فرمانده
دریاسالار پوند بهتون دستور داده بود
که ماموریت رو لغو کنید
ولی نکردید
در نتیجه باید به انگلیس برگردید
.تا محاکمه بشید تو
با بقیه اعضای گروه شبه نظامیت به یدککشت برگرد
ببریدشون داخل کشتی - چشم قربان -
من هم از دیدنت خوشحالم، فرمانده
بذاریدشون توی سلولهای جداگونه
دنبالم بیاید
یالا، زود باشید
آر اچ - کب -
یالا
یالا، زود باشید
یه لحظه، ملوان
بیلی
...یه نگاه به بازی
یه نگاه به میخونه
یه روز بابت این کارتون ازتون تشکر میکنن
بعید میدونم
هدفمون این بوده باشه
درسته، اعلیحضرت؟
در مغازه همیشه به روت بازه، سرگرد
جناب نخستوزیر، ببخشید مزاحم شدم
ولی ام گفت که بهتره این رو ببینید
سه کشتی ایتالیایی در آبهای بینالمللی در نزدیکی ساحل غربی آفریقا پیدا شدند
ممنون گلوریا
[ زندان نظامیِ گلاسهاوس - الدرشات ]
به صف، رو به جلو
[ چهار هفته بعد ]
به صف، رو به جلو
به صف، رو به جلو
نیازی به داد زدن نیست
صاف بایستید
میشه یه فنجون چای بهمون بدید؟
هی، برگرد سمت دیوار
دست به کتم نزن
صاف بایستید
تاحالا ندیده بودم مقامان ارشد ارتش
و فرماندهان ارشد نیروی دریاییِ این کشور
در مخالفت با یک چیز اینقدر اتفاق نظر داشته باشن
اونا معتقدن
انضباطی که نیروهای مسلحمون
ازش پیروی میکنن
توسط مردانی سرکش که پیروی
عطششون برای خون قتل و آشوب هستن، تضعیف شده
مردانی که از دستور مستقیمِ
دریاسالار ناوگان سرپیچی کردن
و بهجاش تصمیم گرفتن
به هوس و فراست مردی که
کنارشون ایستاده اعتماد کنن
چطور جرات کردن؟
درحالی که امروز صبح
اولین سربازان آمریکایی وارد خاک بریتانیا شدن
و حاضرن تا دوشادوش ما
در اروپا بجنگن
متحدانی که با عبور از اقیانوس اطلس خطر مرگ رو به جون خریدن
و بهطرز معجزه آسایی
او بوتهای نازیها نرفتن سر وقتشون
یک شرایط راضیکننده
که توضیحی براش نیست
اما مسیر ورود به اروپا رو برای ایالات متحده آمریکا
برای شرکت در جنگ اروپا هموار کرد
و میدونم که
رئیسجمهور روزولت بهشدت بابتش قدردانه
ولی سوای از
این اقبالِ بیتوجیه
باید با این گروهان یاغی که سرکشی میکنن
چی کار کرد؟
کسانی که بهنظر میاد
وزارت جنگ ناجوانمردانهی خودشون رو راه انداختن
از الان به بعد برای من کار میکنن
« ادامه دارد »
« مترجمان: حسین رضایی و علیرضا نورزاده » ::. HosseinTL & MrLightborn11 .::
سرگرد جی .اچ گاس مارچ فیلیپس، دارای نشان خدمات ممتاز عضو والامقام امپراتوری بریتانیا
به پاس رهبری عملیات پستمستر، نشان خدمات ممتاز
و عضویت والامقامی امپراتوری بریتانیا به وی اعطا شد
گفته میشود که مارچ فیلیپس شخصیت کلیدیست که ایان فلمینگ
شخصیت داستانی خود، جیمز باند را بر اساس او ساخته است
سروان جان جفری اپلیارد دارای نشان خدمات ممتاز و صلیب نظامی
پس از عملیات پستمستر، اپلیارد ماموریتهای سری بیشمار دیگری را رهبری کرد
.که یک نشان خدمات ممتاز را برای وی به ارمغان آورد ،هنگامی که برای دریافت آن نزد پادشاه جرج ششم رفت
پادشاه با تعجب پرسید: باز هم شمایید؟
سروان گراهام هیز، دارای نشان صلیب نظامی
صلیب نظامی را برای نقشش در عملیات پستمستر ،دریافت کرد. سروان هیز در ماموریت بعدی خود
توسط گشتاپو دستگیرشد و بیش از یک سال اسیر بود و توسط آنها مورد بازجویی قرار گرفت
اما هرگز زیر فشار شکنجه کم نیاورد
سروان آندرس لاسن دارای نشان صلیب نظامی، صلیب ویکتوریا
به پاس خدمات ارزندهش در عملیات پستمستر
نشان صلیب نظامی را دریافت کرد و به درجه سروانی ارتقا یافت
،وی با دریافت نشان صلیب ویکتوریا ،بالاترین مدال شجاعت نظامی بریتانیای کبیر
به پرافتخارترین عضو سازمان اجرایی عملیات ویژه و سرویس هوایی ویژه بدل شد
مارجری استوارت
در طول جنگ همچنان به عنوان یکی از مامورین سازمان اجرایی عملیات ویژه خدمت کرد
پس از آن، وی در فیلمهای همچون طرح اصلی و ضعیف و شرور نقشآفرینی کرد
،مارجری مدت کوتاهی پس از عملیات پستمستر با سرگرد گاس مارچ فیلیپس ازدواج کرد
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.