Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت - این میتونه -
روند گردش آلزایمر الیزابت رو .تغییر بده
.این به خاطر توئه
.نه، به خاطر خودته
.اون ده سالشه
.به هوای تازه نیاز داره
حالا دید وسیعی .به پروژهی نوح داریم
سیرا تامپسون اوایل امروز
.در یه تصادف ماشین فوت کرد
.کشتنش
چرا نظرت رو دربارهی
اعدام تغییر دادی؟
روی هر مبتلاشده .36 میلیون دلار سرمایه گذاری شده
به گمونم هیچکس نمیخواد .این همه پول رو نابود کنه
.یه نفر روی پشت بومه
.ایمی، ایمی
.مبتلاشدهها قرار نیست برن بیرون .خودمون آزادشون میکنیم
!نه
.نمیخوام بمیرم - .پس نمیر -
!آنتونی
اون خون کیه؟
اون کیه؟
.هورس گیلدر
،معاون رئیس .وزارت دفاع
.هفتهی سختی داشتی، مارک
این اطراف چیه خبره؟
.تو منطقهی شناخته نشده قرار داریم
.باید این قضیه رو شدنی کنیم
.یه میلیارد دلار پول خوابوندیم
.یه جور نتیجهی مثبت میخوام
.متوجهم
چندین برنامهی تکنولوژی تاکتیکی
.خیلی گرون درست کرده
به تصاحب اعتبار .و اجتناب از تقصیر مشهوره
شرطم اینه به خاطر اتفاقی که .برای پائولسن افتاد اومده
.خوشم نمیاد
میخوای بازم بگم؟
.نه
.فقط میخوام حقایق رو بدونم
.تو این مورد تفاهم داریم
چه حسی دربارهی بیرون زدن از اینجا داری؟
نقشهای داری؟
میدونم باهاش
ارتباطی داری، ولی چرا برد ولگست
جوری این اطراف میپلکه انگار برگشته به تیم؟
توافق عام بود
که باعث میشه دختر کوچولوئه .بیشتر احساس راحتی کنه
گفتی اسمش چی بود؟ - .ایمی -
.ایمی
،وقتی تو اون خونهی درختی بودیم
دیدم یه در بیرون .سالن غذاخوری بود
آشپزها واسه سیگار کشیدن .بازش میکنن
.سیگار کشیدن چندشه
.هست .هیچوقت نکش
پس احتمالاً هشدار اون در رو ،غیرفعال کردن
...که یعنی - .ازش برای فرار استفاده میکنیم -
بعد چی؟ .فقط بیرون ایستادیم
.از اون مغزت استفاده کن
لولهی قدیمی لجنی حاشیهی محوطهی چمن؟
،لجنی نیست .و لوله هم نیست
.یه تونل زهکشیه
احتمالاً سالهاست دیگه .از کار افتاده
.ما رو از اینجا خارج میکنه - عنکبوتها چی؟ -
.عنکبوت نداره
.عنکبوتهای بیوهی قهوهای
.الان داری بهشون فکر میکنی
تارهاشون وارد دهن و
روی صورتت میان وقتی داری تو اون
.تونل لنجی چهار دست و پا میری - .باشه، بسه -
هستی یا نه؟
.هستم
.باید تنهایی ایمی رو ببینم
.ولگست رو ازش دور کن
میتونم دوباره بگم فکر میکنم کاری که داری میکنی دیوانگیه؟
.من در معرض خون کارتر قرار گرفتم
...پس اگه تبدیل بشم - .قرار نیست بشی -
.امنترین جا برام 4بی هست
قرار نیست مسئول .مرگ یه نفر دیگه باشم
...تازه
حالا که گیلدر اومده .بیکار میشم
.ترجیح میدم پایین پیش خونآشامها باشم
".ما نمیگیم "خونآشام
.حالا هرچی
میخوای به گیلدر چی بگی؟
.حقیقت رو
ما از دانشی که درک نمیکردیم
برای ساخت یه گونهی کشنده با داشتن اَبر قدرتهایی استفاده کردیم
که نمیتونیم کنترلشون کنیم، که .بر نابود کردنمون مصمم به نظر میان
.آره
.بهم خبر بده تهش چی میشه
.گوش کن
...اگه تبدیل شدم
.قرار نیست بشی
...اگه شدم
.هوات رو دارم
.یه شلیک
.اونجا .خودم انجامش میدم
.صبر نکن
.برای قرنطینه آمادهای
میخوام قبل از رفتن .یکی رو ببینم
کمبریج، ماساچوست - 2012
ارائهای مشترک از iMovie-DL.Co & NightMovie.Co
گـذرگـاه
ترجمه از: مـریـم ، امیـرعلـی illusion , careless whisper
.نباید مدت زیادی توقف کنیم
کجا هستیم؟
لیسی، خوبی؟
حس میکنم اتفاق ناجوری .قراره بیوفته
.در حد کتاب مکاشفه [ آخر الزمان ]
وقتی حس میکنی خودت رو گم کردی چیکار میکنی؟
.بر میگردیم به چیزهای اصولی
،از اول شروع میکنم .میفهمم چی رو نادیده گرفتم
.به آموزشم بسنده میکنم
.باشه
.پس بیا اونکار رو انجام بدیم
چیزهایی در مورد
سوژههای آزمایشی هست .که تا به حال ندیدیم
مدارک نشون دهندهی ،ارتباط ذهنی هستن
نه فقط با همدیگه .بلکه با ما
.و استراتژیکه
.شدیداً مردم رو هدف میگیرن
.به نظر ترسیدی
،نادیده گرفتنم براتون خطرناکه .رئیس گیلدر
به نظر من، تنها انتخاب
پایان دادن آزمایش و از بین بردن .سوژههای بی4 هست
دختره هم؟
.نه .نه، البته که نه
.ایمی یه استثناست
.حالش خوبه
.دختره ایدهی من بود، قربان
هنوز در محدودهی بحرانی ،پس از تزریق به سر میبره
.ولی خیلی خوشبین هستیم
گرچه، نمیتونیم شروع به ساخت یه واکسن کنیم
تا وقتی مطمئن بشیم از هیچگونه .عوارض جانبیای زجر نمیکشه
دکتر سایکس، من دنبال .عوارض جانبی هستم
میدونستی اخیراً وزارتم رو عوض کردم؟
حالا معاون رئیس
.وزارت سلاحهای ویژه هستم
وزارت سلاحهای ویژه چه ربطی
به پیدا کردن یه درمان برای آنفلوآنزای مرغی دا ره؟
ما نه تأسیسات دیگه دارمی که دارن .روی آنفلوآنزای پرندهای کار میکنن
اومدم پروژهی نوح رو .به مسیری جدید ببرم
کار شما به احتمالی دست یافته در سطحی
که دهههاست سعی داریم .بهش برسیم
...اگه این دختر بتونه ذهن مردم رو بخونه
ایمی هیچ توانایی .تلپتاتیکی نشون نداده
مطمئنی؟ آزمایشش کردی؟
هرگز به یه بچه ویروسی نمیدم
.که بشه ازش به عنوان یه سلاح استفاده کرد
اکتشافات علمی همیشه .تصادفی اتفاق میافتن
ویاگرا به عنوان یه داروی قلبی .ساخته شد
چه تمثیل .به شدت نامناسبی زدین
من در پروژهی نوح آغاز به کار کردم
به خاطر وعدهی ،ریشهکن سازی بیماریها
.دنیا رو به جای بهتری تبدیل کردن
،ولی حالا میخواید اون کار رو بردارید ،که، در ضمن
،یه شکست بزرگ بوده و تبدیل به سلاحش کنید؟
اینجا هیچکس نمیخواد .بخشی از اونکار باشه
.همه نگران گاز گرفتن هستن
.ولی من یه نظریه دارم
،با تحریک مغزی عمیق .ممکنه بتونیم کنترلشون کنیم
.امکان نداره جدی باشی - ،فرآیند پیچیدهایه -
ولی میتونه به نتایجی که میخواید .برسه
،رئیس گیلدر .لطفاً اون رو نادیده بگیرید
.ما رو تعطیل کنید
...دکتر پت
بهت 24 ساعت وقت میدم .که ثابت کنی در اشتباهه
.باشه
آشپزخونه قراره .به زودی خالی بشه
...برای رسیدن به در باز - ،پایین راهرو -
...در سمت راسته .صد بار گفتی
.تا حالا یه بارم نگفتمش
...ایمی
داری ذهنم رو میخونی؟
.ممنون
الان دارم به چی فکر میکنم؟
.ایمی
.بیسبال
.26 .آبی
کِی شروع شد؟
.فقط گاهی پیش میاد
،سعی میکنم جلوش رو بگیرم ولی انگار ذهنم
.به حرفم گوش نمیده - .آره -
.لطفاً عصبی نباش
.نیستم .عصبی نیستم
...فقط
چرا بهم نگفتی؟
...من - .ولگست -
.وقت رفتنه
چی؟ چرا؟
.ایمی یه ملاقات داره - با گیلدر؟ -
.نه. امکان نداره - !بس کنید! نه -
.یه قراری داشتیم - .راه بیوفت -
.قرار عوض شده
!ازت متنفرم
.بستنیت رو بخور
.خون مسیح
.خون مسیح
.میبینم که یه نفر در پشتی رو باز گذاشته
.واسه دعوا نیومدم، خواهر
.این دوستم لایلاست
.یه جا واسه موندن نیاز داریم
.تو دردسر افتادیم
،اینجا یه صومعه است .نه یه مسافرخونه، لیسی
نمیتونم اجازه بدم هر مچلی که خودت رو درگیرش کردی
اوضاع اینجا رو .مختل کنه
لیسی دربارهی تمام کارهای خوبی که شما
،در انجمنتون انجام میدید گفته و خیلی خوشحال میشیم در ازای
مهماننوازیتون .کمک بدیم
.میتونید واسه یه شب بمونید
.برگها به زودی زرد میشن
.جواب نداد
.هیچکدوم اینکارها تو رو بهم برنگردوند
.خیلی متأسفم
.کلارک
ایمی رو فرستادی که تنهایی با گیلدر حرف بزنه
بدون اینکه با من صحبت کنی؟
.اون رئیسمه
میدونی هدفش چیه؟
.من از دستورات پیروی میکنم
درست همونطور که ازم خواستی
یه بچه برات پیدا کنم .تا روش آزمایش کنی
دلیل علاقهی گیلدر به ایمی
.چیز خوبی نیست
میتونه اون بچه رو برداره و .تبدیلش کنه به یه سلاح
و فکر میکنی ارتش به هر حال
از این آزمایش میخواست به چی برسه؟
.به وزارت دفاع زنگ زدم
اونها اعدام ببکاک رو .لغو نکردن
حالا آمارم رو میگیری؟
.کلارک
.اینجا فقط من و تو هستیم
و دارم به عنوان کسی که بهت اهمیت میده
ازت میپرسم شانا ببکاک تو ذهنته؟
.یادمه چطوری بود
اون توانایی جذب مردم ،به سمت خودش رو داره
و اگه این اتفاق برات افتاده، کمکت .خواهم کرد
.میتونیم باهمدیگه حلش کنیم
.نمیدونم از چی حرف میزنی
امیدوارم اوضاع .برات ناجور نشه، دکتر لیر
.آره
دوباره در حین انجام بررسیها ،بهت سر میزنیم، ولی
.فقط... بهش نگاه نکن
.فنینگ رو میگم
.فقط... نگاهش نکن
.فارغالتحصیلی فرمالیته است
سختکوشی و خلوص نیتتون [ کمبریج، ماساچوست - 2012 ]
چیزیه که این حق رو به شما میده .که خودتون رو دکتر بنامید
.درسته، درسته - .نوش -
وقتی در دنیا ...پیشرفت میکنید، شما
،وقتی شروع به حرف زدن کرد .دیروز بود
.سعی دارم حمایتش کنم
باشه. میشه حداقل قبول کنیم
یه جورایی طولانی شده و یکم حوصله سر بره؟
.بله. در این قبول دارم - .ممنون -
.این کمک میکنه
.ممنون
.هی، تو نمینوشی
.نه، من ترکم .سه ماهه
.وای
.هی، عالیه
چطوریاست؟
.افتضاحه
.ازش متنفرم
هی، واقعاً دوباره داره میره اُروپا؟
.فردا
این سری تا نزدیکهای تعطیلات
.بر نمیگرده
اوضاعت چطوره؟
.چیزی که شغل ازشون میخواد...
زندگی زناشویی .بالا و پایینهای خودش رو داره
...امشب
اگه هرگز دست از حرف زدن بر نداره چی؟
.مجبور میشیم اینجا شغل پیدا کنیم
تا حالا پیشخدمتی کردی؟
پس اون تابستونی رو یادم انداخت .که تو چیدن سیب کار گیر اوردم
.وای نه .داستان سیب رو نگو
.زودباش .بذار از اینجا ببرمت
.بریم - .نه. نمیتونم. نمیتونم -
.بیادبی میشه
.بیادبی نیست
بیادبی اینه آخرین شبش در ایلات متحده رو
.تنها با تو نگذرونه .این بیادبیه
.اینجا رو ببین .هی، جوناس
.ببخشید .میخوام زنت رو ببرم خونه
.باشه
.ممنون، تیم .ممنون که کارت ویزات رو جا میذاری
،دکترها بهم میگن چه
.دختر قدرتمند و سلامتی هستی، ایمی
تو تمام آزمایشهاشون .با نمرهی 20 قبول شدی
رو آزمایش پزشکی .نمرهی عددی نمیذارن
.ببخشید دیر اومدم
.نمیدونستم قراره بیای
.حاضر نبودم از دست بدمش
.لطفاً .ادامه بدید
.ممنون
خب، از اینجا در پروژهی نوح خوشت میاد، ایمی؟
دوستی پیدا کردی؟
با کی حرف میزنی؟
.مأمور .دکتر سایکس
.و حالا با تو
آنتونی کارتر چی؟
دکتر پت میگه .دوست بودین
.شاید هنوز الانم باهاش صحبت میکنی
.غیرممکنه کارتر رفته
...خب
اینجا به نظر از اونجور جاهاست
.که اتفاقات غیرممکن رخ میده
.تو آدم بدی هستی
چی باعث شده این رو بگی؟
ایمی؟
الان ذهنم رو خوندی؟
میتونی اینکار رو بکنی؟
...چون اگه میتونی - .نمیتونم -
،خب، اگه میتونستی
باعث میشد آدم .به شدت ویژهای بشی
و مگه هر بچهای نمیخواد اینجوری باشه؟ ویژه؟
.کافیه
.این ملاقات تمومه
.وقتی من بگم تموم میشه
.نه، رئیس .من هنوز رئیسم
حالا، اگه میخواید درجه صلاحیتم رو ازم بگیرید
،و از انجام وظیفه خلعم کنید ،راحت باشید
ولی الان داری بیمارم رو .ناراحت میکنی
.پس کارمون تمومه
میتونم یه اعترافی بکنم؟ .از اون آدم خوشم نمیاد
.اصلاً بهش اعتماد ندارم
.جفتمون داری چیکار میکنی؟
دارم اون تراشهی کوچیک توی گردنت رو آفلاین میکنم
.تا هیچکس نتونه پیدات کنه
چه حسی داری تو و مأمور ولگست
از اینجا بزنید بیرون؟
دروغ نمیگم، قبلاً داشتیم .روی اون نقشه کار میکردیم
.خوبه
.میخوام کمک کنم
اینجا کجاست؟
من کجام؟
.مانتروز، تگزاس یه جوابشه
.بشین
آنتونی، دوستت چیزی واسه نوشیدن میخواد؟
.بله، خانوم .ممنون
.ممنون
.آنتونی اون خانم رو نکشته
.واسه کاری که نکرده زندونیش کردن
،چیزی نیست .چیزی نیست، مامان بزرگ
.چیزی نیست
.دوستت دارم
.سه ساله که مُرده
.به گمونم یکی از مزایاش همینه
.هر وقت بخوام میتونم بیام اینجا
،کوچه رو تماشا کنم .چایی بخورم
.نمیدونستم پروژه نوح چقدر بد بوده
.در مورد فنینگ نمیدونستم
.فنینگ تنها مشکلت نیست
.گیلدر میخواد ایمی رو به یه سلاح تبدیل کنه
فکر میکنن میتونن .چیزی رو که هستیم کنترل کنن
.حالا میبینیم چطور پیش میره
.دختره رو میارم بیرون .نجاتش میدم
.نجاتدادنی نیست
تنها فرصتت برای نجات دختره .تو پرورشگاه بود
.ببین، بازی عوض شده، داداش
.هیچ چیزی اونطور که فکر میکنی نمیشه
.ایمی ناجیِ همهس
و چرا باید بهت اعتماد کنم؟
.بخاطر ایمی اومدم
،نه برای فنینگ .و یقیناً نه برای تو
.فکر نکن فراموش کردم، مامور
.تو منو به این جهنم آوردی
.از اونجا میارمش بیرون
تا جایی که میتونیم .دور میشیم
چطور میخوای از پایان دنیا جلو بزنی؟
.قسمت آسونش دور کردن دختره از گیلدر ـه
قسمت سختش .آماده کردنش برای اتفاقات پیشرو ـه
.الان وظیفه توئه، مامور
.شاید یه سوژه مونث قابل کنترلتر باشه
.این کار تجربه زندگیم نبوده، امیلی
،وینستون یه رابطه با پاولسون داشت
.پس میدونیم اون پایهس
.آره، انجامش میده
نتونستی پول متصدی پارک ماشین رو بدی، ها؟
.بیخیال .همین بالای خیابون ـه
.خوبه .پاهام خیلی درد میکنه
.این کفشها شوخی بردار نیستن
،بدون فکر یه کاری کردم
.و نظر تو رو میخوام
.راستش به تاییدت نیاز دارم
.یه ماشین خریدی
.نه
...یه مدل 1969، کاملاً تعمیرشده
.یه ماشین قرمز با نوار مشکی خریدی
.آره
چیکار میکنی؟
گاهی سخته بخوام قبول کنم
.که تو یه دانشمندی
،فقط یه دانشمند نیستم ...از لحاظ فنی، نابغهم، پس
،خیلی به خودت میبالی
با اون دوست دخترهای سی سالت
.و این ماشین مسخرهات
.به نظرم خیلی بامزهای
متوجه هستی که واقعاً عاشقتم؟
و تا حالا تو عمرم عاشق کسی
.نبودم
...تیم
.خدا لعنتت کنه
اینا احساسات جانبی بود و
.الان شد اصلی
.برام مهم نیست
.هی
.رو برام نمیزنی "Rumours" دیگه آهنگ
چی شده؟
.باید بهم میگفتی ازش خوشت میاد
.التماست کردم منو بکشی
.بجاش، منو انداختی تو زندان
.پس آنچنان حس حرف زدن باهات رو نداشتم
قضیه همینه؟
یا تازه فهمیدی چطور باهام حرف بزنی؟
.خیلی باحاله
...تو رو نکشتم چون
.فکر میکردم میتونستم نجاتت بدم
خب، الان من اونی نیستم که باید نجاتش داد، نه؟
و نمیتونم باور کنم گذاشتی .وضع الیزابت اینقدر وخیم بشه
.من نذاشتم .خودت میدونی بیماری پیشروندهای داشت
اصلاً میتونی تصور کنی چه وضعی داره؟
.احتمالاً دلتنگترین جای دنیاست
بهش فکر نکردی؟
.تک تک روزها بهش فکر میکنم
.و با اینحال میتونستی برش گردونی
با تزریق ویروس؟
تا یکی مثل تو بشه؟ .من هرگز همچین کاری نمیکنم
میدونی، شاید بهتره ازش بپرسیم .خودش چی میخواد
.آره، درسته .نمیتونی باهاش ارتباط بر قرار کنی
.شرط میبندم من میتونم
.به الیزابت کاری نداشته باش
تا حالا بهت گفته یه شب رسوندمش خونه؟
،تو سرگرم دانشجوهات بودی
.و اون تک و تنها بود
.دوباره
.من این کار رو نمیکنم
.کارتر پیامت رو به دستم رسوند
.گفتی ما همین الانشم دنیا رو تغییر دادیم
منظورت از این حرف چی بود؟
.حالا میبینی
چیکار میکنی؟
.میبرمت پیش ایمی
.تا یه ساعت دیگه شیفت عوض میشه
،میتونم کارت عبور قسمت تخلیه بار رو برات بیارم
.اما اونجا دوربین داره
.مشکلی نیست
.دکتر استوارت راس تو استنفورد ـه
.پیشگام بیماریهای عفونی ـه
.کسی که بهش اعتماد دارم
.ایمی رو میبرم پیشش .قول میدم
.میترسیدم موفق نشی
و شب فرار رو از دست بدم؟
!عمراً
.گیلدر در مورد یه چیز حق داشت
.تو دختر کوچولوی خیلی خاصی هستی
.همون دقیقه که دیدمت میدونستم
.یه نوری درونت هست، ایمی
.هیچ وقت اینو فراموش نکن
.خداحافظ، دختر نترس
.باشه، بذار مطمئن بشم همه چی درسته
چطوری، وینستون؟
.بیهوش ـه
.ـ یه عضلهش هم تکون نخورده ـ و نمیخوره
.تا اینکه من بهش بگم
.باشه
.الان وقتشه ارتباط تلپاتی بر قرار کنیم
.امواج مغزی داره هماهنگ میشه
بدترین حالت چیه که ممکنه تو 30 ثانیه اتفاق بیفته؟
چطوری، رفیق؟
دیوید وینستون؟
.بیخیال .دوستام دیو صدام میکنن
.واسه دکتر بودن زیادی جوونی
.دست و پاهاش رو باز میکنم
میدونی
.من هرگز تو زندگی قبلیم مریض نشدم
،خوب میخوری، خوب زندگی میکنی
،زیاد دعا میکنی
.در آخر همه چیز جواب میده
.نه، قربان .حامل ـم تمیز بود
تو چی، دکتر؟ حاملت
حاملت تمیزه؟
.بلند شو، وینستون
.اشکال نداره اگه بلند بشم
.دست راستت رو بالا ببر
.بذارش پایین
.دست چپت رو بالا ببر
.تا حالا همچین آزمونی نداشتم
...وینستون
الان به چی فکر میکنم؟
لایه کمربندی قدامی .کلید ارتباط با پیشگوه مغز ـه
پیشگوه؟
این دیگه چه کلمه کثیفی ـه؟
.وینستون، بشین
.موفق شدی
.من نابغهم
.بیا، ژاکتت رو بپوش سردت نیست؟
.نه
.تب ندارم
فقط یه کار عجیب دیگهس .که میتونم انجام بدم
،میتونم سریع بدوم ،ذهنخوانی کنم
و بدون کاپیشن .میتونم تو یخچال بمونم
میخوام بدونی .میتونی هر حرفی بهم بزنی
باشه؟ .مجبور نیستی خودت تنهایی با این وضع کنار بیای
.رازداری آدم رو تنها میکنه
اتفاقی افتاده؟
.شانا ببکاک رو دیدم
.ترسناک بود
.میگه بخشی از خانوادهشون هستم
...نه. ایمی
،میگه وقتی عوض بشم .تو دیگه منو نمیخوای
.هی، نه .من هیچ جا نمیرم
،باشه، خانواده میخوای .منم
.نه اونا .منم
چرا اینقدر باهام مهربونی؟
.یه زمانی عزیزم رو از دست دادم
،و اونایی که بهم اهمیت میدادن رو از خودم روندم
.چون فکر میکردم اینطوری آسونتر میشه، میدونی
،و بعدش فهمیدم کسی رو ندارم
.و یه کارایی کردم که نباید میکردم
بعدش چی شد؟
.با تو آشنا شدم
.و بهت باور دارم
.و بعدش کم کم به خودم باور پیدا کردم
.افکار زیادی رو میشنوم
...نه فقط مال تو رو
.بلکه مال اونا رو
چی میگن؟
.چیزای بد
چی میشه اگه داستان خودتو بگی؟
میدونی؟ .اونطوری مجبور نیستی به دیگران گوش کنی
.من هیچ داستانی ندارم
.بیخیال .همه داستان دارن
.بهترین روزی که داشتی .بگو
.یه بار یه دوچرخه داشتم
.ایناهاش
آره؟ چه جور دوچرخهای؟
بود BMX مثل یه دوچرخه
،یا دوچرخه کوهستان یا جاده؟
.کوهستان
از نزدیک، به بیآزاری
.قاتل زنجیرهاییه
این جواب میده؟
.حاضر باش تا برق از سرت بپره
.وقته ارتباط تلپاتی ـه
.روشنه .با حداکثر قدرت
.ببخشید
،مدیر گیلدر .اطمینان خاطر میدم جواب داد
.امیلی هم شاهد بود
.ـ بهش بگو دیدی .ـ دیدم
.واقعاً تحسینبرانگیز ـه
اگه چیزی دستت اومد .بهم خبر بده، پت
.سلام
منو یادت میاد؟
.متاسفم، نه
.حتی مطمئن نیستم خودم کی هستم
خیلی وقت پیش
.از خونهم گذاشتم رفتم
.و الان گم شدم
.گم نشدی
.همش حس میکنم یه چیزی رو فراموش کردم
.من کمکت میکنم
.پیشت میمونم چطوره؟
.خیلی سرد ـه
.باید ژاکتم رو میاوردم
.خب، هوا عوض شد
از کجا باید میدونستی؟
.شاید من بتونم کمک کنم
.واو چطور این کار رو کردی؟
.یه بار نشونت میدم
،اسمت الیزابت ـه
،و یه نویسنده با استعداد خارقالعادهایی
.و زن باهوش، زیبا و بامزهای هستی
.و خیلی عزیزی
.هیچ کدوم از اینا رو یادم نمیاد
.عیب نداره
همدیگه رو میشناسیم؟
.بله
.یه زمانی دوست بودیم
.من تیم هستم
.و از اینجا میارمت بیرون
یکی باید توضیح بده
.چطور مامور ولگست و دختربچه هر جفتشون گم شدن
،همهی درها رو قفل کنید .پیداشون کنید
.یه خبرایی دارم
.حاملهم
میخوای چیکار کنی؟
.شوخی میکنم
.معلومه... ما حتی سکس نداشتیم
.واسه این چیزا وقت ندارم
نیکول واقعا باعث شده .وجه بدی پیدا کنی، کلارک ریچاردز
.حتی اسمش رو به زبون نیار
.میدونم ایمی و مامور رو کجا برده
چرا باید حرفت رو باور کنم؟
،چون خیلی زود از اینجا میریم بیرون .کلارک ریچاردز
...و وقتی بریم
.تو رو با خودم میبرم
.تو سردکن خون مخفی ـشون کردیم
.پاشو بریم
تا حالا به این فکر کردی این چیزا رو از کجا آوردن؟
.شنیدم، خرگوشها
.پس خون یه عالمه خرگوش مردهس
خوبی؟
.من نگران تو هستم .قلبت داره تاپ تاپ میکنه
.ـ برای سنت خوب نیست ـ به نظرت چند سالمه؟
.جواب نده
!هی اینجا چیکار میکنی؟
.همه دارن دنبالت میگردن
.زود باش
.نمیتونیم منتظر سایکس بمونیم .بریم
،اون موقع وقتی که اینجا زندگی میکردم
."خواهر آرنته بهش میگفت، "مهیج
.احساسی که برای هدفی والاتر داشتی
،حقیقت رو بخوام بگم .خیال میکردم یه مشت اراجیف ـه
.یکی از دلایلی که گذاشتم رفتم
،اما امشب .فهمیدم الان داره این اتفاق برام میافته
.ایمی رسالت من شده
وظیفهم محافظت از اون بچه
.و تمام امیدیه که برای این جهان داره
...معلوم نیست چطور این کار رو میکنم ولی
لعنت به من .بالاخره یه حس مهیجی دارم
.لطفاً نذار بلایی سر برد بیاد
.لطفاً نذار بلایی سر ایمی بیاد
نمیخوای بهم بگی چه خبر شده؟
.نمیدونم
میخوام بری طبقه بالا .تا ایمی و برد رو پیدا کنیم
.امیدوارم هیچ وقت پیداشون نکنی
.باشه، وینستون
.من و تو
.هی، برادر
.حتی هنوز محرک رو تزریق نکردم
بازم میخوای چند سوالی بازی بکنی؟
.زود باش
.ـ ازم بخواه افکارت رو بخونم .ـ نه
واقعاً پشیمون میشی تنهایی اومدی اینجا، نیست؟
.قبلا اینطور نبودی
خب، میتونی خیلی چیزا دربارهی یه نفر بگی
وقتی به طرف اجازه بدی .فکر کنه از خودت قویتر ـه
،با اون فاحشهها همین کار رو کردم
.و هر بار جواب میداد
باشه، الان چی شد؟
.داشت پدرم در میاومد .ممنون
کی لامپها رو خاموش کرده؟
.تو، دکتر
کی در رو باز کرد؟
.خودت، دکتر پت
.پیشنهاد میکنم بدوی
.جوناس
.جوناس، کمک
.کمکم کن
ـ چی؟ .ـ لطفاً کمکم کن. کمک کن
.ای وای
!کمک! کمک !یه نفر کمک کنه
ـ این آژیر بخاطر ماست؟ .ـ شاید
ـ حالا چیکار کنیم؟ .ـ سریعتر بریم
.کتابم .جا موند
.نمیشه برگردیم .بریم
.خب، این دیگه غیرمنتظره بود
.واسه تو بده .واسه من بده
.برو بیرون
.خبرای خوب دارم
.تو آلوده نشدی
الیزابت همه چیو .در مورد اون شب با تو گفت
.آره، من خبر داشتم
.اون به هم ریخته بود
.و بعدش درستش کردیم
اون قضیه رو بین خودمون حل کردیم چون همدیگه رو دوست داریم
و زندگی زناشوییمون
.از یه اشتباه مسخره خیلی مهمتر ـه
.و بعدش برگشتیم سر زندگیمون
.معلومه تو فراموش نکردی
و کم کم دارم فکر میکنم
.دلیل همهی این اتفاقات همینه
،تو باختی
.و هیچ وقت فراموش نمیکنی
.اون هیچ وقت عاشقت نبود
.و نخواهد بود
مطمئنی؟
!هی، نگهبان .نگهبان، بذار بیام بیرون
!بذار بیام بیرون
الیزابت؟
.الیزابت
جوناس؟
چی؟ چطور؟
...نمیدونم
.اما اینجام
.نه
.از اونجا نه
.این راه میرسه به آشپزخونه
.ما رو میبره به سمت تونل خشکشده
.زود باش
.صداشو میشنوم
!ایمی، بدو
!ایمی، برو
.تو این کار رو کردی
.آره من کردم
.ما خوبیم. خوبیم
متـرجم: مریم ، امیرعلی illusion, careless whisper
ارائهای مشترک از iMovie-DL.Co & NightMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.