Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان
برترین های سینمای هند در بالیوود وان 1Bollywood1.INFO
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
درباره شیاطین چیزهایی شنیده بودم
تا اینکه برای اولین بار یکی شون رو دیدم
هیچکس نباید در این مورد چیزی بنویسه یا بخونه
نباید نام و نشانی از اون
! در تاریخ وجود داشته باشه
من ارتش رو می فرستم
و حکم مرگ بزرگترین
جنایتکار هند رو صادر می کنم
"راک استار یاش"
این مسخره اس
چطور کسی ممکنه چنین بی دقتی کرده باشه؟
اونم یه خبرنگار ارشد
باورم نمیشه
که اون اینو نوشته
!میخواستند کتاب رو هم منتشر کنند
ولی دولت
بعد از توقیف کتاب اونو سوزوند
همه نسخه ها رو سوزوندند
الان از منبع پلیسم
یک نسخه اش به دستم رسید
دیپا
برای مصاحبه خبرش کن
قربان ، میدونم یک خبرنگار ارشده
ولی در این کتاب
من حقیقتی رو نمی بینم
در دهلی مصاحبه ای دارم
و پروازم داره دیر میشه
اگه خود دولت کتاب رو توقیف و ممنوع کرده باشه
یعنی منافعی در کاره
شاید حقیقتی توش باشه ، نه؟
شاید مالک این کانال تلویزیونی باشم
ولی اینجا رو با تو می شناسند
و تو باید تصمیم خودتو بگیری
ولی طی این پنجاه سال
دیدم که آناند حتی وقتی که
یک کلمه می نویسه
صدبار بهش فکر می کنه
!حالا یک کتاب کامل نوشته
بهتون نیم ساعت زمان میدم
بعدش میتونید یکی دیگه رو برای این کار پیدا کنید
شام- آقا-
مصاحبه ای در اتاق بایگانی ترتیب بده
همه رو بفرست بیرون- سلام به همه-
هیچکس نباید در این باره بدونه- لطفا اتاق رو ترک کنید-
برین ، برین
پخش زنده نمی خوام
!بسیار خب ، آقا
ما خبرنگاریم
کوچکترین چیزها رو
از سوراخ بیرون می کشیم
این کتابی که نوشتین
این کتاب بزرگ
سوالات زیادی ایجاد می کنه
این چیزها ، مستقیما آدم های بزرگ رو درگیر می کنه
با این فکر که افسر بزرگی می شم به بنگلور اومدم
گفتم اینجا بمونم تا یه سری کارهای قدیمی رو انجام بدم
که این عوضیا تو دفترم مزاحمم شدن
از یه طرف ، بدون پول نمیتونم به روستام برگردم
چون نمیتونم قرضی که پدرم گرفته بود رو پس بدم
چیزی می خورین ، آقا؟
!هی ، گمشو
الهه یلاما از سودوتی
به این مرد بیچاره شجاعت بده تا از خودش دفاع کنه
خانم ، برای تجاوز
فقط مردها رو سرزنش می کنند
خفه شو ، آقای ناگاراج
امروز به اندازه کافی چرت و پرت شنیدم
اوه خدا ، این زنه مثل الهه دورگا می مونه- یه میان برنامه ببینیم-
برای خانم دیپا در اتاق بایگانی
کی چایی می بره؟
این بر اساس داستان واقعی نوشته شماست
برای این تخیلات چه مدارکی دارید؟
مردم همه اینا رو می خونند؟
باور می کنند؟
اون کتاب رو به من بده
حالا می خونند؟
تو میدونی ال دورادو یعنی چی؟
منظورتون شهر گمشده ی طلاهاست؟
هزاران ساله که
که همه میدونن قلمرویی طلایی با شاهان وجود داره
ارتش های زیادی
در جستجوی اون نابود شدند
یک نفر هم نجات پیدا نکرد
اگه کسی پیداش می کرد
به بزرگترین پادشاه دنیا بدل می شد
اینطور نیست؟
ممکنه
من اون کتاب رو درباره چنین کسی نوشتم
ولی
تخیلات نیست
برای اثبات واقعی بودنش
فقط یک مدرک در دنیا هست
که در خاک ها ، مدفون شده
!سنگ حماسی نمادین
سنگ حماسی نمادین؟
اون سنگ برای شستن لباس ها در کنار آب بود
!نه اون سنگ
درون سنگ
اگه تصویر کسی حک می شد
اون شخص به مدارج بالایی می رسید
سنگ حماسی نمادین شما
هرچقدر هم عمیق دفن شده باشه
میخوام ببینمش
میخوام اونو ببینم
سنگ رو
اگه وجود داره
یک تیم حفاری رو آماده کنید
هر هزینه ای لازمه تقبل کنید
بیایید درش بیاریم
کجا بفرستیمشون آقا؟
سنگ حماسی نمادین شما کجاست؟
کجاست؟
ال دورادوی شما
کجاست؟
مترجم : فواره
ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان Bollywood1.Co
"زمین های طلای کولار : قسمت اول" (مخفف زمین های طلای کولار = منطقه ای حاوی معادن در هند)
هجده کیلومتر که از شهر "زمین های طلای کولار" رد کنید به بگنور می رسید
از اون جا ، در جاده بیندور
بعد از 12 کیلومتر به چپ می رین
بعد از 4 کیلومتر ، تپه ای در سمت چپتون دیده میشه
بعد از تپه ، یک درخت نخل می بینید
بعد از 35 فوت
سنگ حماسی نمادین رو پیدا می کنید اون اینو گفته قربان
یه تیم حاضر کن
امروز برین
برین و درش بیارین
آقا ، شما جدی می گین؟
سه روز دیگه عروسی منه
فقط بخاطر حرف اون پیرمرد باید سفر بریم؟
اون مرد که داخله ، اسمش آناند اینگالینی هست
و من خیلی هم جدی ام
آقا
همه روزنامه های چاپ شده در
سال های 1950 تا 1980 اینجان
روزنامه های خوب دیگه ای هم خواسته بودم
ولی تو اینا که درباره "زمین های طلای کولار"هستند
حتی یک مقاله کوچک هم نیست
خیلی خب ، اصلا روزنامه رو ولش کن
کتاب رو هم ول کن
بزارین از خودتون بشنویم
از زبان خودتون بشنویم
اون شخص کیه؟
اون یک قهرمانه؟
یا یک شرور؟
تو اون مکان چه اتفاقی افتاد؟
طلایی که در "زمین های طلای کولار" هست بهای زیادی داره
ولی پشت دستانی که درش میاره
!تاریخچه بزرگی نهفته اس
دردنیا ، هر بار که طلا کشف میشه
به صورت اتفاقی کشف میشه
در سال 1951
در 18 کیلومتری "زمین های طلای کولار"بود
که کشاورزان در حین حفر چاه
سنگی عجیب پیدا کردند
برای بررسی اون مقامات دولتی اومدند
سوریاواردان هم همراه اونا بود
!مادر
دست تقدیر بود
اون شب
دو حادثه رخ داد
اون مکان کشف شد
و اون هم متولد شد
پیدا کردن طلا به سادگی پیدا کردن ِ
سنگ و تخته سنگ نیست
ولی سوریاواردان
متوجه شد که در همه سنگ ها ، طلا وجود داره
نگذاشت حتی اتم های موجود در گرد و غبار از اونجا خارج بشن
پسری رو به دنیا آوردی که شبیه امپراتوره
عزیزم
اون پدر نداره
مادرش خیلی رنج می کشه
پدر میخوای؟
سوریاواردان اون زمین رو
بعنوان معدن سنگ آهک
برای 99 سال اجاره کرد
برای محافظت از راز
به زور افراد رو می آورد
و شروع به استخراج می کرد
بچه
برای نجات زندگی مادرت
این مقدار پول کافی نیست
در 14 سالگی ازدواج کرد
در 15 سالگی بچه دار شد
یک زندگی پر از غم
و در سن 25 سالگی
مرگ به سراغش اومد
ولی تنها یه چیز داشت که
برای پسرش باقی بگذاره
آخرین کلماتش
همه فکر میکنن که با پول
میتونن یک زندگی با آرامش داشته باشن
ولی
بدون پول ، حتی نمی تونی در آرامش بمیری
!کسی به این فکر نمی کنه
بهم قول بده
نمیدونم چطور زنده می مونی
ولی هنگام مرگت
باید بعنوان
یه فرد ثروتمند ، بمیری
من خیلی پولدار میشم ، مامان
اون فقط هدف رو نشونش داد
ولی وسیله رسیدن به اون هدف رو
خودش باید انتخاب می کرد
!بهم پول بده ! پول ! پول
ندارم
پول نداری؟
بیا ، پول بگیر
هی
این برام کافی نیست
بیشتر میخوام
کافی نیست؟
برای چیزای جزیی باید التماس کنی
برای چیزای بیشتر باید به زور متوسل بشی
قدرت
فقط با قدرته که پول میاد
قدرت
از کجا پیداش کنم؟
افراد قدرتمند از مکان های قدرتمند میان
برای اون رویا
اون به شهر بمبئی رفت
کثافت ، پاشو
اینجا جای منه
بمبئی بهترین جا برای
بازار سیاه طلا بود
این ناحیه
دو قاچاقچی طلا داشت
عنایت خلیل از دوبی
و شتی از بمبئی
بین اون دو تا جنگ بی پایان در جریان بود
یک شخص دیگه وارد این جنگ شد
حتی با اینکه شماره پاش کوچک بود
راهی که بهش قدم می گذاشت بزرگ بود
برو
اسمتو بگو
راجا کریشناپا بریا
در بمبئی باید کار بزرگ انجام بدی تا اسم بزرگ در کنی
و گرنه اسم کوچک هم به یاد نمی مونه
برو
واکس ، واکس
شتی
همه بهش سلام می کنن
اون پادشاه بمبئیه
اون شینده لعنتی
خیلی مزاحم برادر شتی شده
باید سرشو بشکونیم
خلی؟
کی جرات داره یک بازرس رو بزنه؟
تو می زنی اش؟
کسی تو بمبئی اونو می زنه؟
یا میخوای این بچه ها بزنن؟
هیچکدوم شما بازرس رو می زنید ، بچه ها؟
چنین کسی اینجا نیست؟
!یک نفر رو پیدا کردم ، کثافت
هی ، رییس اصلام شوخی کرد
و تو واقعا اومدی بزنیش؟
!هی ، بیا مرد
بزار هرکی دوست داره بهم وحشی بگه
بزار همش منو اینطور صدا کنن- هی بچه -
چی شد؟
فرار کن ، زود باش
اون
اون اسم منو نمیدونه
چی؟
اون
اون اسم منو نمیدونه
اون پسر کیه؟
میخوامش
پسر نیستم
اسم من راکیه
یادت می مونه . نه؟
!راکی
قربان ، اون برای من کار می کنه
مجبورش کرده بودم تو آندری باشه
شوخی شوخی بهش گفتم بره یه پلیس رو بزنه ولی اون
نگران نباش مرد
از دست پلیس آزادش می کنم
!هی
کجا رفته بودی؟
! رفته بودم اسم در کنم
چرا یک پلیس رو زدی؟
اگه کسی رو بزنی
یه پلیس دنبال آدم میاد
اگه یک پلیس رو بزنی
یه آقا مثل شما دنبال آدم میاد
هی
چی میخوای؟
جهان رو
در سال 1978
در بحران بین ایران و افغانستان
دشمنی بین ایالات متحده
و اتحاد جماهیر شوروی بیشتر شد
نتیجه اش تمام دنیا رو تحت تاثیر قرار داد
به جز قیمت نفت ، قهوه ، آهن و پنبه
! قیمت طلا هم سر به فلک کشید
اون زمان ، سوریاواردان
به بالاترین حد موفقیت رسیده بود
برای استحکام بخشیدن به این امپراتوری
پنج شریک رو بعنوان پنج ستون کاری برگزید
بعد از فوت بارگا ، پسرش کمال
مواد خامی که از "زمین های طلای کولار" می اومد رو تحویل می گرفت
و با استفاده از اونا در کارخانه طلا استخراج می کرد
طلایی که از اونجا خارج می شد
به بنگلور برده میشد و مسئولیت توزیع اون در جاهای مختلف
به عهده راجندرا دسای بود
اندروز
بخش غربی در کنترل اون بود
گروپاندیام
قدرت سیاسی که اون داشت
توسط سوریاواردان حمایت و
و وارد سیاست های ملی میشد
!اون دولت رو در دست گرفت
بزرگترین نقطه قوت سوریاواردان
برادرش ادهیرا بود
با زیرکی اون در این دژ
پسر سوریاواردان ، گارودا هم عهده دار سمت شد
بخاطر هر دوی این ها ، زمین های طلای کولار
اونقدر قوی شده بود که کسی نمیتونست با انگشت بهش اشاره کنه
ولی یک روز اون سکته کرد و در بستر بیماری افتاد
در حالی که سوریاواردان در بستر مرگ بود همه افرادی که زیر نظرش کار می کردند
شروع به رویاپردازی برای "زمین های طلای کولار" کردند
برای اولین بار در تاریخ زمین های طلای کولار
فریادهای سرکشی شنیده می شد
بخاطر افزایش قیمت طلا
طمع عنایت خلیل بیشتر شد
فکر کرد الان وقت خوبی برای ورود به بمبئیه
عنایت خلیل با رقیب شتی ،دیلوار
شروع به همکاری کرد
و از بندر ناگپد بمبئی
طلاهاش رو می فرستاد
ولی قبل از این امر
دیلوار تلاش کرده بود که کنترل بمبئی رو به دست بگیره
این دستور دیلواره
باید کل باند شتی رو بکشیم
!نباید کسی رو زنده بزاریم
شما افرادمون رو به زندون انداختید؟
اونا کی هستن؟ می شناسی شون؟
برای اولین بار بعد از استقلال
بمبئی در وضعیت خطر بود
دیلوار داشت کنترل شهر رو به دست می گرفت
ولی مشکلی بزرگ داشت
آقا ، ولی راکی؟
جلوی برادر سلیم رو بگیر
هنوز پیداش نکردیم
همینکه پیداش کنیم خبر می دیم
شما فعلا صبر کنید
پیداش کردین؟
هنوز پیداش نکردیم
بگو ، بگو راکی کجاست؟
ولی باید بقیه رو به زندان بندازیم
چه فایده
اول اونو بگیرید ، برین
!دنبالش بگردین
همه جا رو بگردین
چیه؟
اونا راکی رو گرفتن ، رییس
پیداش کردیم ، بیایید
!بکشیدش
پدرم درباره اش اینطور می گفت
! پسرم
با طوفان در نیفت
هی ، برو مرد
! به پدرم بگو
پسرت
طوفان رو آویزون کرد
چی شده اصلام
چرا چهره ات عبوسه؟
کسی مُرده مگه؟
هی بچه جون
برو و برنج بریانی بیار
چرا اونطور نگاه میکنی؟
!برو پسرم
اونا راکی رو گرفتند
اونا راکی رو پیدا کردند
وسایلو بردارید و بیایین
هی
زود باشین
قایق های عنایت خلیل به بندر ما می رسن
بمبئی به ما می بازه
امروز تولدمه
بعنوان هدیه
قلبش
و چشماش هردو رو میخوام
بهم بگین چی میخواین؟
!بکشیدش
بچه جون
کوشکا رو کنسل کن
یه بریانی خوب بیار
پیازشم زیاد باشه
حالا برو
!بکشیدش !بکشیدش
بوی خون باعث شده
همه ماهی های پیرانا ، جمع بشن
کاری رو که در 15 سال نتونسته بودین انجام بدین
پسرتون در یک روز انجام داد
ولی اون ماهی ها نمیدونن
که اون خون
مال کوسه ای بوده که شکارشون می کنه
!تولدت مبارک- بکشیدش-
!تولدت مبارک
کجاست؟
آویزونش کردن
تولدت مبارک- اون نه ، پسرم کجاست؟-
پسرتون
!روبروش وایساده
!تولدت مبارک
...تولدت مبا
هی ، تو طوفان رو آویزون نکردی
به چی زل زدین؟
!بکشیدش
تولدت مبارک- ما از طوفان ، اجتناب می کنیم-
اونا که ادعای مالکیت بمبئی می کردن رو
همه رو یه جا جمع کرد
همه ، یک جا
اونا رو شکار می کنه و می کشه
انگار خون من هم قرمزه ، بچه ها
وقتی بچه بودم به بمئبی اومدم
مثل سقوط در یک کوره بود
تو همین جاده ها
وقتی دو وعده غذای روزانه میخواستم منو می زدند
وقتی دو متر فضا واسه خوابیدن میخواستم منو می زدند
ولی بمبئی اون موقع نمیدونست
چیزی که داخل کوره میره ، آهنه
بارها بهش ضربه می زنن
و باز هم می زنن
تا بشه چاقو
چاقو فقط یک چیز رو میدونه
مگه بمبئی مال باباته؟
نه مرد
مال بابای توئه
و بابای تو
!منم
!بکشیدش
!بکشیدش
چرا مرد؟
از دیدن کتک خوردنشون ، ترسیدی؟
برای اونا فقط به سلامتی گفتم
برای تو لیوانم رو بالا میارم
و مزه مزه می کنم
!بدو
!زود باش ، بیا مرد
!بیا ، بیا
زود باش
!جلوشو بگیرین
داره میاد ، جلوشو بگیرین
! داره میاد
! داره میاد
سینمای جنوب هند با زیرنویس فارسی در بالیوود وان
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
! داره میاد
! برادر
! برادر
هی
چاقوی قصابی کجاست؟
اگه یه طرف بمبئی اقیانوس باشه- هی ، وایسا ، وایسا-
طرف دیگه اش راکیه
حتی موج هایی که به ساحل میان
و برمیگردن
باید اجازه شو بگیرن
! دور بزن
!برو ! برو
بهم بگو
تنها کسی که در بمبئی همه کار ازش بر میاد رو پیدا کردیم
!راکی
کشتی عنایت خلیل داره برمیگرده رییس
بله رییس؟
بمبئی نجات پیدا کرد؟
" ! ایست"
"اون کنترل زندگی ، دستشه"
"کنترل مرگ هم دستشه"
"اون روح بمبئیه"
"همین مرد رو می گیم"
"یه وقت به چشماش خیره نشی"
"صاعقه می زنه ، فرار کنید"
"هر بار که طوفان و آتش متحد بشن"
"دینامیتی مثل اون متولد میشه"
"ای خدا"
"اینجا رو ببین"
"اگه بحث حکمرانی باشه ، امپراتوره"
"اگه مقابلش بایستی ، شیطانه"
"ای خدا"
"لطفا جلوشو بگیر"
"اونی که قایم شده رو پیدا می کنه"
"اونی که شورش کرده رو دستگیر می کنه"
"در خیابان های بمبئی"
"با وحشت میگن"
"سلام جناب راکی"
"را ، را ، راکی"
"سلام جناب راکی"
"سلام جناب راکی"
"سلام جناب راکی"
"اینجا متعلق به شماست"
"تو رییس همه ای"
طلا مستقیما از آمریکا
بوسیله محافظین ساحلی می اومد
در بندر بمبئی بارگیری میشد
و از اونجا تحت حفاظت پلیس
با کامیون حمل می شد
معمولا راکی اجناس رو تحویل می گرفت
جعبه های مهر و موم شده در غیاب اون هرگز باز نمی شدند
همه شون رو بررسی می کرد
خودش شخصا به وسیله قطار باری توزیعش می کرد
بدون دستور راکی
هیچ تصمیمی در بمبئی گرفته نمیشد
"اونی که انگشتات رو می گیره و راه می بره"
"اونی که اولین کلماتت رو یادت میده"
"کلماتش مقدس هستن"
"کسی که با آتش بزرگ شد"
"مدام به حرکت رو به جلوش ادامه میده"
"جنگجوییه که قسم خورده"
"از کجا میشه یه لشکر برای متوقف کردنش پیدا کرد؟"
"میشه جلوی یه موج خروشان رو گرفت؟"
"پر از شخصیته و دستاش شبیه آهن هستند"
"فروشنده ی ترسه و به زندگی اهمیت نمیده"
"رد میشه"
"این خطره"
"اونی قایم شده رو پیدا می کنه"
"اونی که شورش کرده رو دستگیر می کنه"
"در خیابون های بمبئی"
"همه با وحشت میگن"
چیه مرد؟
اومدیم لباس هامونو برای شستشو بدیم
منم فقط برای شستشو اومدم
! بریز
"سلام جناب راکی"
"را ، را ، راکی"
"سلام جناب راکی"
"سلام جناب راکی"
"سلام جناب راکی"
"اینجا معتلق به شماست"
"شما رییس همه ای"
از این به بعد افراد عنایت خلیل ، مزاحم ما نمیشن
همه چیز خوبه
به لطف راکی
اون تیراندازت
کارهای زیادی انجام داده
بخاطر شتی اینکارو می کنه یا بخاطر بمبئی؟
ما هم با شماییم جناب شتی
ولی فقط چون راکی با ماست
ما همه بی پروا شدیم
اسم راکی ، نه تنها در بمبئی
بلکه در کل ساحل جنوبی شنیده میشه
برادر راکی
خب برادر راکی
امروز چند نفر رو کشتی؟
بعد از پایان روز
می شمرم و بهتون میگم !حالا برید
!درود جناب- !درود جناب-
!درود جناب-
در بمبئی مردم به غیر از راکی
به تو سلام می کنند
راکی از صندلی ات خیلی خوشش میاد
اگه فکر می کنه چنین حقی داره
پس قضیه مشکل ساز میشه
فقط تا ساختن لانه
عمر کرم ابریشم ادامه داره
بعدش
اونا رو تو آب جوش میندازن
!هی پاتان
بله رییس
در این شهر بمبئی
حتی اگه آدرسمون کد پستی نداشته باشه
بهمون نامه میدن
میدونی چرا؟
چون اسم ما خیلی معروفه
بله رییس
مگه همه میتونن مثل تو بشن ، رییس؟
بعضیا ده نفر رو می زنن
و فکر می کنند کلمه جناب برازنده شونه
!راکی
باید یه کاری رو در بنگلور برام تموم کنی
اگه اینکارو بکنی
کل بمبئی
مال تو میشه
نامه رسیده
نه بخاطر اینکه آدرس روی پاکت نامه اس
بخاطر اینکه نشانگر نقشه اینجاست
با وجود این نشانگر ، کد پستی رو فراموش کنید
حتی استمپ هم لازم ندارید
یک بانک طلا
دارن سکه ها رو نقد می کنن
هی پاتان
بله رییس
من کسی نیستم که 10 نفر رو بزنم و خودم رو جناب بدونم
همه اون ده نفری که زدم ، جناب بودند
بله رییس
شتی برای اولین بار
به یکی دیگه سلام داد
ظاهرا تصمیم گیری درباره بمبئی با اونه
اون شتی ما رو ول نمی کنه
اون یا اون یکی ، یک کاری می کنن
که چی ؟
مگه ما النگو پوشیدیم؟- خفه شو-
نگران شتی نباشید
همه افراد با شما هستند
شما همیشه پرسیدین که
آیا من بمبئی رو میخوام؟
الان وقتشه
حالا تو
تو پادشاه بمبئی میشی
اقیانوس چقدر عمیقه؟
چی؟
بدون دونستن عمق نمیتونی بهش حکمرانی کنی
بیایید شیرجه بریم و بفهمیم
برای ادامه رویاهام برای نزدیک شدن به ال دورادو
یه مشکل داشتم
ماشین رو کنار بار نگه دار
الان وقت انتخاباته آقا حتی بار الان باز نیست
چرا اینطور می دوی؟
چی شده؟
دخترا راجندرا دسای ، آقا
تو یه هتل ، چون نوشیدنی سرو نکردن
جاده رو بسته و اونجا پارتی راه انداخته
هرکی رو بهش نگاه می کنه ، می زنن
از اونور نرین آقا اینوری بیایید
!کمکم کنید !کمکم کنید
آقا
آقا ، لطفا بهم کمک کنید
کسی که داره میاد
تیرانداز حرفه ایه؟
نه
نه ، حتی نمیدونم تیراندازی اش چقدر خوبه
پس چطور میتونی بهش اعتماد کنی؟
وقتی یک هدف تعیین میشه
روش های زیادی دنبال میشه
آقا ، آقا ، بیایید آقا
سعی نکنید نجاتش بدین ، آقا
اونا آدم های خوبی نیستن بیایید اینور
چشم ها باید پلک نزنند
دست نباید بلرزه
نفس باید حبس بشه
باید موقعیتی که در اون ایستادیم رو بررسی کنیم
اینکه باد از کدوم طرف می وزه رو
باید به ذهن بسپاریم
اون
مستقیما به پیشانی می زنه
و ماشه رو می کشه
تیرانداز حرفه ای
فقط واسه المپیکه
این کارمون خیلی ریسک داره
حتی اگه ریسک نکنیم
بازم ریسک بزرگیه ، نه؟
"بیا دود کن"
"بزار غم هات بپره"
"در طول روز بگو"
"ستایش از آن پروردگار کریشناست" "ستایش از آن پروردگار راماست"
تبریک میگم
چرا؟
عاشقتم
چطور جرات می کنی؟
!چه تو دل برویی
به چی زل زدین؟
بیایید بزنیدش
کجا بودم؟
من قبلا مُردم ، عزیزم
هی بچه ها ، برین بزنیدش
چی شده بچه ها؟ حمله نمی کنید؟
!برید بچه ها
بچه ها ، بزنیدش
حالا بیا ، مرد
!به چی زل زدی ، برو
!مرتیکه دغل
! مشروب رو هدر میدی ! مشروب رو هدر میدی
اصلا قیمتش رو میدونی؟
فقط آدم های مست ارزش مشروب رو میدونن
ظاهرا اولین باره که به بنگلور اومدی
تو هنوز منو نمی شناسی
! وقتی شناختی ، در نرو و قایم نشو
پدرم هرجا که هستی پیدات می کنه
و میاردت به همین جاده و تو رو می زنه
ما اهل فرار کردن نیستیم
ولی اهل تعقیب کردن هستیم
در سفر من
من کلی آدم باهوش دیدم
ولی
خانمی که آدم بکشه رو
اولین باره که می بینم
من عمیقا عاشق تو شدم
!خفه شو ، راکی
!خفه شو
گفتی پدرت کی بود؟
راجندرا دسای
چه تو رو در ناز و نعمت هم بزرگ کرده
! من بهتر هواتو دارم
نگران نباش
میرم ولی جای دوری نمیرم
زود میام
از اونجا که پدرش ، پدرزن منه
و من شوهرخواهر شمام
...از خواهرتون
ازش خوب مراقبت کنید
! ازش خوب مراقبت کنید
این آدرسیه که گفته بودید آقا
کارتونو تموم کنید و بیایید
دوباره به بنگلور نرید ، آقا
کمال
چی شده؟
ظاهرا بنگلور خیلی بزرگه
پیدا کردنش سخته
باید آدم جدیده ، بوده باشه
یه تنه کل افرادمون رو زد
مست بود
و با رینای من بود
فرودگاه ، راهن آهن ، ایستگاه اتوبوس ، بزرگراه ها
همشو بررسی کنید
اون حرومزاده
به هیچوجه نباید فرار کنه
حتما به رینا تیکه انداخته
!میدونم
دوباره اینجا نیارش ، دایا
کمال ، اگه شانس باهات یار نباشه
بازم اون بالاخره یه جا گیر می افته
میدونی کیا رو زدی و اومدی؟
میدونی دختره کی بود؟
کی بود؟
دختر راجندرا دسای
رینا
بدون پرسیدن اسمش برگشتم
!رینا
چه اسم نازی
فکر کردی واسه چی گفتیم بیای اینجا؟
از وقتی اومدم
داریم بحث های غیرمرتبط می کنیم
میشه بریم سر اصل مطلب؟
کارم چیه ، بهم بگید آقا
باید یه ماموت رو بکشی
نقشه مون رو
دایا برات توضیح میده
طی چند روز آینده
یه گردهمایی مهم پیش میاد
قبل از رسیدن به اونجا
باید در جاده ، کشته بشه
برای رسیدن به اونجا
فقط دو جاده هست
به نظر من
فقط از جاده اصلی میره
جاده بزرگیه
حتی مردم هم زیاد اونجا نیستن
تراکم ترافیکی هم وجود نخواهد داشت
اون یکی جاده چطور؟
اونا جاده های کوچک هستن
اطرافشون ساختمونه
ایستگاه اتوبوس ، بازار
حتی برای راه رفتن فضا نیست
حس من اینه که
عمرا از اون جاده نمیره
این گردهمایی کجا برگزار میشه؟
دفتر حزب جوانان هند
اعضای مجلس
مادیا پرادش
قضات عالی رتبه
و سر وزیرها
همه اونجا میان
بالاترین حد امنیت اونجا برقراره
قراره نام سروزیر اعلام بشه
هی
لیمو بیار حاجی
قراره نام سروزیر اعلام بشه
اونجا دستمون بهش نمی رسه
عکسشو داری؟
عکس نمیخواد
اگه اون بیاد ، کل بنگلور می فهمن
!رینا
!گیر می افته
چون ما دنبالشیم
از الان مسئولیت تو با منه
من ازت خوب مراقبت می کنم
تو اینو به پدرم گفتی ، درسته
!که ازم خوب مراقبت می کنی
!کمال
تو کی هستی؟
اون خیلی سرسری اش گرفته ، جناب اندرو
اینجا چه خبره؟
کی قراره اینجا بیاد؟ ..هنوز نفهمیده که
اینجا چه خبره؟
اگه میدونست کی تو راهه
هیچکس در این دنیا نمی اومد
بزار کارش رو بکنه
فقط کافیه از کمال دور نگهش داری
دو روز پیش
چهل و پنج دانش آموز برای امتحان اومدن
و در هتل بل هستند
کلی آدم اونجا بودند
از اونجا که همه پسرا در بیمارستانن
کسی نیست که شناسایی اش کنه
یک نفر هست
کسی رو در هتل جا نزارید
تک تک اتاق ها باید چک بشن
در رو باز کن
چی میخواین؟
چیه؟- نه-
در رو باز کن
نه
!نه
خانم
اونه؟
!نه
اون چطور؟
!نه
هی ، تو کی هستی؟
هی ، تو کی هستی؟
از کجا اومدی؟
کارت چیه؟ بگو؟
تو
اومدی
که منو ببینی؟
حتی نتونستی ازم دور باشی ، عزیزم
باورت نمیشه
همین الان تو سرویس به فکرت بودم
دوش می گرفتم
! من میخوام بکشمت
من قبلا مُردم ، عزیزترینم
حالا بیشتر ازت خوشم اومد
بخاطر یک نوشیدنی ، جاده رو بستی
بخاطر من با افرادت اومدی
به جایی که من ساکن هستم
!حتی تهدید کردی جونمو می گیری
!هی ، در رو باز کن
حالا درست پیشم هستی ، عشقم
!عشقم
من مثل یک قطار سریع السیرم
تو مثل ریلی
هردوی ما با هم دیگه
با هم "هوهو چی چی" می کنیم
و ادامه می دیم
!هی ، در رو باز کن
!هی ، تو کی هستی
یک دقیقه ببخشید عزیزم
وقتی خواهر و شوهر خواهرتون در اتاق هستن
نباید مزاحمت ایجاد کنید
اینقدر هم نمی فهمین؟
چیه؟
!بزنیدش
!بکشیدش !بزنیدش
!راننده
!اوه خدا
راننده رو هم زدی؟
چرا بخاطرش ناراحت میشی ، عزیزم؟
!من اینجام
بیا می رسونمت
تیپ راننده بهم میاد؟
خوشت اومد؟
اراده کنی نگهبان هم میشم
با اینحال ، راننده ات هم عجب جراتی داشت
حتی بعد از اینکه اون همه آدم رو زدم
بازم شجاعانه اومد جلوم وایساد
از این به بعد اینطوری نیا عزیزم
می فهمم که کار فوری داشتی
!بیا بزودی ازدواج کنیم
و بعد از ازدواج
مجبورت نمی کنم به ظرف برنج لگد بزنی
یه بطری آبجو اونجا میزارم
به بطری لگد می زنی
!ترمز کن
!چی شده عزیزم
چی شده؟
چطور جرات می کنی اینطور باهام صحبت کنی
!احمق
تو حتی لایق ایستادن جلوی من نیستی
بعد اومدی کنارم نشستی
اصلا از وضعیت من خبر نداری
از مردی مثل تو خوشم بیاد؟ اصلا چطور چنین فکری کردی؟
حالا 4 نفر رو زدی فکر کردی قهرمانی؟
!جانور بی سواد
یه لحظه عزیزم
چه مرگته ، مرد
ماشینو بردار
ماشین کوفتی تو بردار
!برش دار ، مرد
اگه هشت کفش رو واکس می زدم یک نان می گرفتم
برنجش رو بقیه جدا می کردن
و می خوردن
...نانی که تو گل ها افتاد
می فهمم که چرا برای اون ، تلاش می کنی
من وضع شما رو می فهمم
خودخواهی در جهان حکمفرماست
من برای هیچکس متوقف نمیشم
ما باید جلوشو بگیریم و متوقفش کنیم
نگران اونا نباش
هیچکدوم اونا اندازه تو قوی نیستند
در کل جهان ، هیچ سربازی از یک مادر ، قوی تر نیست
عزیزم؟ می فرمودی؟
منو به خونه ات ببر
باشه
یکی اومد
اون ماشینو بردارین
!هی ماشینت رو بردار
آقا
درود
اسم من آناند اینگلاگیه
بهتون زنگ زده بودم
من یک خبرنگارم
با هرکی حرف می زنم جرات حرف زدن نداره
اگه حداقل شما- بیا تو-
نگران نباشید آقا
اسمتون در روزنامه منتشر نمیشه
اسم منو پررنگ بنویسین
ناگاراجو
پسر کالوگودا
!بنویسش
حالا بپرس
آقا
قبل از اینکه سرکش بشه
وقتی در بمبئی بود ، شنیدم که اسم دیگه ای داشت
راجا کریشناپا بریا
چطور تبدیل به راکی شد ، آقا؟
دی موند
از سال 1925
یعنی چی؟
منظورش سال تاسیس شرکته
پس چرا می نویسنش؟
بخاطر برند اینکارو می کنن
برند چیه؟
اسمی که ارزش داره
فقط همینو میدونم
در سنین کم ، تصیمیم گرفت که تبدیل به یک برند بشه
یک برند؟
بهت درباره یه حادثه میگم ، گوش کن
قربان ، اون ماشین رو سرعت زیاد صد کیلومتر می روند
حتی با ایست بازرسی تصادف کرد
نه مدارک ماشین رو داره
نه گواهینامه
فکر کنم زنگ زده که
یکی براش مدارک رو بیاره
وقتی اسمشو می پرسیم جوابی نمیده
شناختی؟
چطور جرات می کنی تو پاسگاه من سیگار بکشی؟
اون سر صاعقه هم داد می زد
فدای سرم که پولداری
هرکی هستی ، در وهله اول برده ی قانونی
! یک برده
برای گفتن اسمت هم تیزبازی در میاری؟
!حرف بزن
اون یک بار از کوره در می رفت
درستت می کنم ، یاغی
کل پاسگاه تکان خورد
گواهینامه رانندگی
هی ، یه صندلی بده
کجاست؟
پیداش کردم
با اینکه آدم های زیادی ندیدنش
اسمشو همه میدونن
!راکی
از سال
1951
آقا ، اون یک برند جنایتکاری بزرگه؟
چطور اینو قبول می کنید؟
من یک حلقه طلایی در انگشت قانون کردم
باهام دست میده
و سلام هم میده
پلیس سوت زد و یک یاغی رو گرفت
ولی مردم براش سوت و کف زدن و اون تبدیل به پادشاه شد
بعد از اینکه قبول کردن که
برده نیستیم
ما کی بودیم که مخالفت کنیم؟
!رییس
!پادشاه !پادشاه
آقا
از داستان دور شدین
چقدر دور شدم؟
خیلی دور
من کی قهوه خواستم؟
ببخشید خانم
راکی کنجکاو شده بود
کامیون های نشانه گزاری شده ای که قرار بود در بندر بمبئی باشند
در بنگلور تحت حفاظت پلیس چه کار می کردند؟
این رازی بود که ازش سر در نمیاورد
رفت که متوجهش بشه
در بمبئی
جعبه های طلا در بمبئی هرگز از زیر دست راکی در نمی رفتند
راکی که مشغول باز کردن قفل بود
اصلا فکر نکرد که چه کسی ممکنه قفلش کرده باشه
با دیدن جعبه ها در انبار
یک چیز بهش ثابت شد
طلا از آفریقا نمی اومد
بیشتر از اینکه نگران محرمانه بودن این قضیه باشه
تنها سوالی که در ذهنش وجود داشت این بود که
طلاها از کجا میان
و دست چه کسانی تو کاره؟
خبر فوری: حزب جوانان هند
در انتخابات ایالتی در گوا
ماهاراشتا و کارناتاکا
برای پنجمین بار متوالی به پیروزی رسید
پرچم این حزب که به رهبری گوروپاندیان بالا رفته
! ظاهرا قصد پایین آمدن ندارد
نتایج انتخابات رو گفتند
وقت خیلی کمه
ولی فقط اسم سروزیر مونده که در یک گردهمایی کوچک ، اعلامش می کنند
آیا اون خطرش رو می کنه و برای اینکار به بنگلور میاد؟
اینکه از اینجا بهش زنگ بزنیم یه ایده دیگه اس
اول باید بهش خوش خدمتی کنیم
چطور؟
یک مجسمه از پدرش می سازیم
مجسمه؟
میگذاریمش جلوی دفتر حزب
و میگیم قراره افتتاحش کنیم
بی درنگ میاد
تا وقتی در اون قلعه اس
دست احدی بهش نمی رسه
حتی اگه بیرون بیاد
به این معنی نیست که ارتشی نداره
!هی ، کافیه
اگه برادر اونجا نباشه میتونید به جنگیدن با خودتون ادامه بدین
جناب وانارام
جان
ارباب جوان قطعا به بنگلور میره
تو هم باید اونجا بری
فراموش نکن
این آخرین فرصت ماست
تیراندازت در بمبئی
حاضره؟
کجاس؟
کجاس؟
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"!احتیاط کن"
"مثل درخت تاک ، می درخشم"
"چشم هام مثل لبه شمشیرن"
"این یک تله است ، وقتشه تو دام بیفتی"
" این توطئه رو کشف می کنی؟"
"احتیاط کن "
"مثل درخت تاک ، می درخشم"
"چشم هام مثل لبه شمشیرن"
"این یک تله است ، وقتشه تو دام بیفتی"
" این توطئه رو کشف می کنی؟"
"وقتی کمر باریک ، قر میده"
"وقتی تاب می خوره"
"اون موقع اس که نشئه میشی"
"تیرهای این لبخند موزیانه"
"وقتی به توی باهوش ، برخورد کردند"
"اون موقع اس که زندانی من میشی"
"وقتی کمر باریک ، قر میده"
"وقتی تاب می خوره"
"اون موقع اس که نشئه میشی"
"تیرهای این لبخند موزیانه"
"وقتی به توی باهوش ، برخورد کردند"
"اون موقع اس که زندانی من میشی"
"یک زن زیبا"
"مثل زنبور عسلیه که شهد رو می لیسه"
"ولی"
"بعدش"
"وقتی مستی رو حس می کنی"
"کم میشه ، کم میشه"
"احتیاط کن"
"مثل درخت تاک ، می درخشم"
"چشم هام مثل لبه شمشیرن"
"این یک تله است ، وقتشه تو دام بیفتی"
" این توطئه رو کشف می کنی؟"
راکی به بار رفته ، آقا
راکی اونجا چه کار می کنه؟
اوضاع از کنترل خارج شده
باید الان بیای
"اون چیه که دنبالش می گردی؟"
"زیبایی منو ببین"
"زن از من زیباتر میخوای؟"
"قبل از اینکه بری"
"یه بار دیگه منو ببین"
"اشاره هام رو درک کن ، عزیزم"
"اون چیه که دنبالش می گردی؟"
"زیبایی منو ببین"
"زن از من زیباتر میخوای؟"
"قبل از اینکه بری"
"یه بار دیگه منو ببین"
"اشاره هام رو درک کن ، عزیزم"
"هشدار"
"هشدار"
"لامپ خاموشه ، اینجا تاریکه"
"از تله ی تاک"
"بیا فرار کنیم و با هم بریم" "آروم آروم"
"احتیاط کن"
"مثل درخت تاک ، می درخشم"
"چشم هام مثل لبه شمشیرن"
"این یک تله است ، وقتشه تو دام بیفتی"
" این توطئه رو کشف می کنی؟"
این یارو
این یارو رو می گفتین؟
!حتی ازش کتک خوردین
نمیدونم از کجا اومدی
بعد از اومدن به بنگلور
قبل از فهمیدن محل ویدانا سودا
وضعیت هوا اینجا و این چیزا
باید می فهمیدی ، من چقدر بد هستم
!اشتباه کردی
و حالا دیگه دیره
!گلوله رو حروم نکن
ارزشش رو نداره
میدونی چرا همشون رو خبر کردم؟
!برای زدن تو نیست
فقط برای اینکه ارزشت رو بهت حالی کنیم
طوری که آرزو کنی
کاش ارزشی داشته باشی
اونم در برابر دختری مثل من
بازم بهت فرصتی میدم
فرصتی به مردونگی ات
جلوی همه اینا ، اگه بیای و دستت رو بهم بزنی
من مال تو میشم
!هی
برو پی کارت مرد
! گمشو
!نیاز به عرضه داری ، حاجی
!برو ، برو
!هی بچه
برو به بالپت و اسممو بگو
بهت ده تا النگو میدن آخه مغازه ی عموی منه
آتیش داری؟
بنزین
میگن عاشق ها ، حسودترین هستن
هرکسی که دست به سلاح ببره تیرانداز نیست
هرکی هم به یک دختر دست بزنه ، مرد نیست
ارزش من رو
به جز کسانی که دوستم دارند
کسی دیگه درک نمی کنه
هی ، اون النگوفروشی در بالپت کجا بود؟
مغازه عموم
مشتری نداره ، کاسبی اش کساده
بخاطر همین تبلیغشو کردم
!متاسفم برادر
و راستی
کی گفت من عرضه ندارم؟
من عاشقتم عزیزم
یه ایده خوب بهم دادی
کسی که از شهر بازدید می کنه
در این باره می فهمه
میاد که به شهر حکومت کنه
به شهر میگه که کی هست
اگه فکر می کنی بدی
من باباتم
تو - کمال-
پدرزنم اومد
همه برن بیرون
این دفعه قسر در رفتی
اونا برای نجات من نیومدند ، اسکل
اومدن تو رو از دست من نجات بدن
اون کیه؟
اونیه که اومده گارودا رو بکشه
این؟
چرا تماس گرفتی
و داری چه کار می کنی؟
من اونا که حرفمو تو گوششون فرو می کنن ، نمیخوام
میخوام حرفمو تو مغزشون فرو کنند
بخاطر همین به بار رانجندرا دسای اومدم
و کاری کردم راجندرا دسای بیاد
چه نقشه ای چیدی؟
گارودا فقط از جاده دوم میاد
در جاده ای که افراد بیشتری هستند
مغازه های تازه تاسیس
مشتری هایی که اطراف می چرخند
خونه های مجاور با مردمی که
اونجا اجاره نشین هستند
خیلی از روزا ماشین های داغون اونجا پارکه
تاکسی های خاله
هرکی اونجاست از افراد اونه
اونجا نمی تونیم بکشیمش
پس چی؟
من داخل دفتر حزب جوانان می کشمش
چی داری میگی؟
توی راه پلیس هست
حتی توی دروازه ، پلیس هست
اونجا حتی شخص وزیر هم بازرسی می کنن
ارباب جوان داره میاد
همه باید بازرسی بشن
میخوای اون تو بکشیش؟
!ما هم بازرسی می شیم
اونم بازرسی میشه
...اون داخل اگه دستم به سلاح برسه
سلاح
قطعا خواهی داشت
مجسمه رو بعنوان طعمه اونجا گذاشته بودن
اونا منتظر گارودا بودند
پدرم به همه تون خیلی باور داشت
به خاطر همین ، به نمایندگی از اون
این همه راه اومدم
پدرم یک پادشاهی عظیم ساخت
ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان Bollywood1.Co
من از اونم بزرگترش رو میسازم
مجسمه ای که ساخته بودن سوریاواردان بود
ولی چیزی که اونجا گذاشته بودند
گارودا بود
بریم ، بریم
اونو نکشت؟
یعنی قهرمانت شکست خورد؟
!اون باخت
حالا قهرمانت چه کار می کنه؟
تسلیم میشه؟
نفس شیر زخمی
از غرشش خطرناک تره
منظورت چیه؟
صفحه 128
با کلی دردسر یک شعر نوشتم
دروازه رو بررسی کردین؟
به حراست خبر دادین؟
کسی رو داخل راه ندین
!اون به این سادگی ها کسی رو نمی کشت
بلکه بهش شلیک می کرد و جلوی ویدانا سودا آویزونش می کرد
بعد از این همه دردسر برای بردن اسلحه به داخل
اگه همینقدر
برای حفاظت از تلاش کرده بودیم
یه ارتش بزرگ اون بیرون بود
بین اونا ، نصف کسایی که اسلحه گرفته بودند
کسایی بودن که فکر می کردم افراد ما هستن
اون یارو اهل بمبئی کجاست؟
داخله
فکر کردم اگه بکشیمش
اگه بکشیمش اونجا مال ما میشه
بهشتی که در اون زندگی می کنیم تبدیل به قبرستان میشه
با این فکر که میتونیم بر دنیا حکومت کنیم
دنیا رو
ولی
چرا از ما گذشت؟
قدرت
اون میتونه هروقت بخواد ما رو بکشه
ولی اومده بود قدرتشو به جهانیان نشون بده
حالا منتظر مرگ پدرشه
وقت کمه
اگه گارودا الان نمیره
همه ما قطعا می میریم
اگه اینطوریه
تو میری اونجا؟
به اون مکان؟
بین اونا؟
کسی جرات رفتن به جهنم رو داره؟
اصلا میتونی بهش فکر کنی؟
اینجا این بلا رو سرمون آورد
خدا میدونه اونجا چه کار می کنه
درون سینه اش خروشی بر پا بود
از ترس ، عرق بر تنش نشسته بود
شهاب سنگ های خروشان در آسمان پراکنده شدند
بقیه ظاهرا سوختند
در یک جنگ
این که کی اول می زنه ، حساب نمیشه
کسی که اول می افته ، برنده رو نمایان می کنه
کسی که گفتی رو می کشم
بدون کشتن اون برنمی گردم
هرجا باشه
هرجور باشه
میرم اونجا و می کشمش
امواج در انتظار سیدن به زمین هستند
خورشید صبورانه منتظر غروب در آسمانه
رعد و برق به تپه برخورد می کنه
با اراده ی خودش
!برو
سرنوشت زود می چرخه
اینا چی هستن مادر؟
من به خدا باور ندارم
به من باور داری. نه؟
هیچوقت اینو گم نکن
سلام
نقشه رو حاضر کن
اینم نقشه ای که خواستی
همین که اونجا بری ارتباط ما قطع میشه
نقشه ای که در دست داری فقط نیمی از اطلاعات رو داره
بقیه رو اونجا که رسیدی باید تکمیل کنی
همینکه آماده شدی علامت بده
یک علامت بزرگ
فقط یک راه برای رسیدن به اونجا هست
جان ، کامیون هایی به شهر فرستاده
تا مردم رو مثل ماهی در تور بندازند
باید بعنوان یکی از مردم سوار کامیون ها بشی
ولی یادت باشه قاتل های آموزش دیده ای کل شهر رو محاصر کردند
باید از بین اونا بگذری
آقا
درباره راکی چیزی فهمیدین؟
هی
هی بچه جون یک چای داغ برای رییس شتی بیار
پدر
راکی کجا رفت؟
از 25 سال پیش
براش کار می کنم
ولی اینقدر خوب درباره اش نمیدونم
عمو ، میگی یا بگم؟
ولی یک جنگل بزرگ هست
اون یارو
عشقش
از جایی که رفته ، برنمیگرده
بهش میگی؟
یا من بگم؟
اینجا ، بین گوسفندا راکی مثل راما بود
ولی در جنگل
اون فقط یک حشره اس
درباره اش زود قضاوت نکنید ، عمو
اون رفته
!دیگه برنمیگرده
!هی ، نه مرد
من نگران راکی نیستم
پریروز که اومده بود برای بچه ها شیرینی آورده بود
بچه ها عاشقش شدند
خواستم بدونم از کجا گرفته بود؟
نگران اون نباش ، مرد
که تو می شناسی اش
شما نمی شناسید ، آقا؟
هی بنشینید ،همه تون
هی ، سوار کامیونشون کن
یکی به سمتتون میاد
به سمت ما؟
بزار بیاد
نمیزاریم بره
اون هدفش رد شدن نیست
داره راهشو به زور باز می کنه
چی؟
همینکه دستش به کامیون برسه ، تمومه
احدی جلودارش نمیشه
دعای خیر پشت سرشه
نمیدونم پسر کیه
راکی مثل آتشه
دشمن ، براش
بنزینه
با افزایش تعداد دشمن ها
روشنتر می سوزه
گفتین رفته به جنگل
لطفا اونجا نرید
من به خدا قسم می خورم
جنگل به آتش کشیده میشه
رییس ، چای سرد شد
هی بچه جون یه چای داغ واسه آقا بیار
امروز به بچه هام راسگولا دادم
برو تو
هی چی شده؟
کی بود؟
یک نفر
انگار در نبرد با هم کشته شدند
اول کامیون ها رو بفرستید
اونا منتظرن
اون رفته
درباره راهی که رفته بود ، نمیدونست
مقصدش رو نمیدونست
درباره تاریخ ترسناکش هم نمیدونست
سوریاواردان به جایی رسیده بود که دست کسی بهش نمی رسید
ولی یه روز بعد از سقوطش
فریاد وراثش بلند شد
با کلی تلاش این امپراتوری رو ساختی
باید یک نفر رو انتخاب کنه
بگو ، کی باید بعد از تو حکمرانی کنه؟
پسرت گارودا
یا برادرت ادهیرا
ادهیرا
!برادر
اینجا سیاست و فریب از میلیون ها شمشیر ، قوی تره
که تو ازشون سر در نمیاری
بدون کوچکترین علاقه ای به زمین های طلای کولار
کنار من ایستادی
همینطور باید در کنار گارودا بایستی
هی
وقتی برادر حرف می زنه دیگه بحثی نباشه
تا وقتی گارودا زنده هست من جاشو نمی گیرم
همون تصمیم
پایه های قلعه ای که اون ساخته بود رو لرزوند
ادهیرا به گارودا حمله کرد
ولی به هدف نزد (شکست خورد)
گارودا به ادهیرا حمله کرد
اون خطا نزد
گارودا حاکم شد
و شروع به حکمرانی به کل "زمین های طلای کولار" کرد
ولی خوب میدونست خیلی از مردم رویای "زمین های طلای کولار" رو در سر دارند
با اینکه میدونست دشمنانی در کنارش داره
قسم خورد تا وقتی پدرش زنده است ، منتظر بمونه بعد دشمنانش رو نابود کنه
سوریاواردان برای حفاظت از امپراتوری اش
سه جور امنیت تدارک دیده بود
اولی دیوار عظیم بود
یک در عظیم
و برای محافظت از این دو یک فرمانده ارشد بی رحم
وانارام
تعداد 201 مرد
پانزده زن
در کل 216 نفر
بله
این سال ها
این دسته چهل و یکمه
ببرشون سرکار
بعد از ریختن کلی خون سوریاواردان این قلعه رو ساخت
فقط یک دغدغه داشت
اینکه مبادا کسی وارد این قلعه بشه و خونش رو بریزه
سوریاواردان اسم اونجا رو ناراچی گذاشته بود
ناراچی یعنی
ترازوی اندازه گیری زرگر
که فهم و هوشش رو یک طرف
و ترس رو طرف دیگه می گذاشت و اندازه گیری می کرد
سگ های جدید رسیدن
ببرشون
برادر ، کی ما رو از اینجا می فرستن؟
من 20 ساله که همین سوالو می پرسم
اومد
اومد ، بهتون گفته بودم ، گفته بودم
اون ما رو نجات میده- هرکی میاد همینو میگی-
اون ما رو نجات میده- برو ، برو-
کی اونو زده؟
من زدم برادر
روی زخمش مرهم بگذارید و بهش غذا بدین
از یک طرف آدم می کشه
از طرف دیگه همدردی نشون میده
برادرم رو درک نمی کنم
همدردی؟
تازه از لندن برگشتی
با گذشت زمان ، بیشتر می فهمی
گفته بود از این سه نفر باید محافظت بشه
اونا که برای کشتن گارودا اومده بودند
میدونی چرا زنده نگهشون داشت؟
این دفعه برای مراسم الهه ها
راما خریداری نشده
که چی؟
شما تازه اینجا اومدین
ولی کسی وقت برای پاک کردن اشکش نداره
باید یاد بگیرید چطور سر خم کنید
خیلی چیزا رو باید یاد بگیرین
شما دیروز رسیدین؟
شما دیروز رسیدین؟
چه فیلمی عرضه شده؟
چه فیلمی عرضه شده؟
نمی دونید؟
نمی دونید؟
!برین
!برین
ما رو اینجا آوردند
تا در معدن کار کنیم
هرکسی باید در یک شیفت 12 ساعته کار کنه
کسی نباید سر بلند کنه و به نگهبان ها نگاه کنه
اونا نگاه کردن رو تحمل نمی کنند
بهتون شلیک می کنند
شما 900 پا زیر زمین کار می کنید
روز اول کمی می ترسید
دنیای بیرون رو فراموش کنید
بیا بیرون
بیا
انفجار
حله ، بیا سر کار
...به جای کار نشستی
هی ، هی ، اون تازه وارده
یک تازه وارد
بهش میگم
!کار ، کار
میخوای روز اول کارت بمیری؟
کارت چی بود؟
اون بیرون چه کار می کردی؟
!ساخت و ساز
زخم های پشت دستت بهم میگه
اون بیرون چه کاری می کردی
هرچه سریعتر روال کاری اینجا رو یاد بگیرید
براتون راحت تره
ببخشید
در کامیونی که پریروز رسید
قبل از رسیدن دسته 49
یک حادثه در دسته جان رخ داد
رامانا بهم گفت
چی شد؟
افرادمون با هم درگیر شدند
راستش نمیدونم چطوری اینطور شد
ولی اونا همدیگه رو در درگیری کشتند
بین اونا کسی زنده نمونده؟
وقتی اومدم فقط یک نفر زنده بود
چیزی نگفت؟
با آخرین نفس هاش گفت ، یک نفر
من چیزی نفهمیدم
یک نفر؟
جناب وانارام
آقا
یک نفر
تجربه ی سینمای جنوب هند در سایت بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
ما شطرنج بازی می کردیم
ولی ظاهرا فقط با یک سرباز بازی می کردیم
تو دروازه نگهبان داریم
داخل معدن هم نگهبان داریم
تو برج های دیده بانی هم نگهبان هست
روی دیوارها هم نگهبان داریم
نگهبان های گارودا
تو نگران نباش
امنیت ما زیاده
حتی اگه امنیت سفت و سخت باشه راکی از بیلیگر می گذره
و با استفاده از تونلی که زیر برج دیده بانیه وارد خونه میشه
و گارودا رو می کشه
ما فقط نقشه خونه رو به راکی دادیم
ولی خودش باید بفهمه تونل زیر کدوم برج دیده بانیه
پیداش می کنه؟
اتاق تجهیزات
همه اطلاعات ناراچی رو اونجا می برن
هیچکس بدون بازرسی دقیق اونجا نمیره
هی
همینجا وایسید
ولی بالاترین امنیت در اونجاست
پس چطور؟
در دریای خون ، خونریزی بیشتر رخ می دهد
خون راما جریان پیدا می کند
میگن این بار به جای راما ، سه نفر رو قربانی می کنند
وقتی برق اینجا قطع میشه
نگهبانا با عجله از همه جا میان
نمیدونم چطور
حتی اگه همه نگهبانا بی سیم داشته باشند
در اون زمان از نبود سیگنال رنج می برند
راکی بعد از گذشتن از کلی معدن به ناراچی رسید
و در حال یادگیری درباره اونجا بود
اگه 20 هزار کارگر
توسط 400 نفر نظارت میشن
پس قانون حاکم بر اونا باید سختگیرانه باشه
با توجه به اتفاقی که اون روز افتاد راکی
یکی از مردم اونجا شده بود
شانکرا
مال منو ول کن
من میگیرمش ، بده به من
ولش کن ، جای خودمه
یه روز بعد از اینکه فهمیدند اون کوره
باید خاک بشه
هی ، خاک رو بریز
بریز ، بریز
بریزین بچه ها ، بریزین
اگه بفهمن اینکاره نیستی
روگا وارد میشه
حتی نمی تونه بغل دستیش رو بزنه
آدم ها ، حیوانات رو در قفس می کنند
و اینجا حیوانات ، آدم ها رو در قفس کردند
اینجا نه جهنمه نه بهشت
نه خوبی هست نه بدی
هیچ اعتقادی وجود نداره
ولی روگا فقط یک نسخه کوچکتر گاروداست
احساساتی نشو
براشون ارزشی نداره
این روی بی رحم ها ، اثری نداره
من دارم ساز و کار جهان رو در اینجا می فهمم
تنها دو نفر در ناراچی سفت و سخت ایستادند
اون کثافت ها ، معقول نیستند
اون مادر و پسری رو به جرم گذشتن از بیلیگر کشتند
امروز به هیچکدوم غذا ندین
زندگی بقیه
به نظر ریشه کن شده
هی
کنچا رو خبر کن
بزار یه داستان بگه
بچه ها گریه از سر گرسنگی رو متوقف می کنند
ولی در جایی که اعتقادات مُرده بود
یک مرد دیوانه
داستان هایی که خلق کرده بود رو تعریف می کرد
هی ، همیشه همینو میگی
یک داستان دیگه بگو
تو خیلی فیلم دیدی
یه داستان جدید بگو
!یه داستان بگو
من بهتون داستان جنگل رو میگم
بهتون داستان اون قهرمان رو می گم
داستان قهرمان
در مسیر مدانا زیر تپه
یک جنگل زیبایی بود
قبایلی مهربان در
میان درختان صندل باشکوه زندگی می کردند
امیدوارم پسرت خوشگل و قوی باشه
هی مادربزرگ
چرا پسر؟
من فقط دختر میخوام
!دوباره دعای خیر کن
خیلی خب امیدوارم دختردار بشی
باران آتش در جنگل بارید
هرجا می دیدی ، رعد و برق بود
چه شیفتی بهت دادن؟
شیفت شب
به من شیفت صبح دادن
!وایسا ، ازشون می پرسم و میام
نه ، نرو
نمیدونم چه کار می کنند
لطفا نرو
حالا کی ازت مراقبت می کنه؟
جنگل سرسبز ، تبدیل به برهوت شد
امیدوارم پسر نصیبت بشه ، عزیزم
چرا؟
کسی بهت نگفته
که اینجا چطوره؟
اگه بچه دختر اینجا متولد بشه
ما خودمون می کشیمش
!اوه ، خدا
! تورو خدا بچه پسر باشه
لطفا بهم بچه پسر بده
اونجا تبدیل به قبرستان بیگناهان شد
چرا همه جیره رو اونجا گذاشتی؟
ببین الان چی میشه
هی
جیره رو ببرین
شیاطین پست که خون مردم رو می مکیدند
شیاطین بی رحمی گوشت مردم رو می خوردند
روح اون مردم بدبخت رو
هم از بدنشون بیرون کشیدند
با عزت نفس جسد رو برداشتم
و به قبرستان رسیدم
با قدم های متزلزل و سری خمیده
با کلی لعنت به تقدیری که باعث شده بود
اونا اعتقادشون رو به خالق از دست بدن
باعث شده بود ایمانشون رو از دست بدن
ولی
زنجیرهای پروردگار رو پاره کرد
سینه رو با افتخار جلو داد
در حالی که خدا مشغول شیاطین خشمگین بود
اعتقاد اونایی که تحت ظلم و ستم بودند
از یک مادر متولد شد
"منو در رحم خودت داشتی"
"وقتی توی شهر راه می رفتی"
"ظاهرا در یک ارابه زیبا نشستی ، مادر"
"وقتی حس می کنم یک روح کنارمه"
"و از ترس میخکوب میشم"
"ساری تو ازم محافظت می کنه" "ای مادر"
"به خدای نادیده"
"تعظیم و کرنش نمی کنم"
"نفس تو برای من خودش یک عبادته"
دیگه نمیتونم تحمل کنم
بعد از تولدت
باید یک مرد قوی بشی
باید مواظب من باشی
و اونایی که مثل من در دردسرن
باید مواظب اونا باشی
زود بیا عزیزم
!سریع بیا
متفرق و هراسان و خیس عرق
وقتی همه زیر ساری قایم شده بودند
یک زن آتشین مزاج یک آتشفشان رو به دنیا آورد
مثل باران هایی که با شدت می باریدند
کسی که در خانه ی خود مرگ مرگو شکست میده
مثل شورش علیه ثروتمندان
مثل یک تیر و کمان که با دیوی ده سر روبرو میشه
گذشته از خشم ذاتی اش
میگه من همه چیز هستم و پروردگار رو زیر سوال می بره
کسی که غرش کرد
این داستان چنین قهرمانیه
داستان شجاعدلی که از سرنوشت فراتر رفت
بعدش
چی به سرش اومد؟
من زنده می مونم تا دستاتو بگیرم و بهت راه رفتن یاد بدم
بهت بهت یاد میدم دستمو ول کنی و علیه دشمنان با قدرت بایستی
مثل زمانی که استوار ، علیه مرگ ایستاد
کوچکترین قدیمی برداشت ، بکشیدش
مثل پادشاهی که خود مرگ رو شکست میده
جای پاش گدازه میشه
و روی شمشیر بران قدم برمیداره
ترس رو در دلش می کشه
مثل شجاعدلی مجازاتگر قدم برمیداره
شکارچی ها رو شکار می کنه
جنگجویی در بین شکارچی ها قیام می کنه
"صاعقه رو دستگیر کن " "زود باش ، پادشاه"
"از زندگی بی نوایان حفاظت می کنی" "ای پادشاه"
"مثل شعله ای سرکش ، پخش میشی"
" !رسیدی"
هی
"صاعقه رو دستگیر کن " "زود باش ، پادشاه"
"از زندگی بی نوایان حفاظت می کنی" "ای پادشاه"
"مثل شعله ای سرکش ، پخش میشی"
" !رسیدی"
"آیا یک جنگجوی شجاعی؟"
"آیا شجاع دلی؟"
"یا یک شیطانی؟"
"آیا یک جنگجوی شجاعی؟"
"آیا شجاع دلی؟"
"یا یک شیطانی؟"
دمش گرم. میدونستم میاد
"شجاع دلی که منتظر بودم"
"در رویاها ، اونو میخواستم"
"سکوت ، داره همین الان"
"منو می کشه"
"پادشاهی که ازش شکست خوردم"
"در اعماق افکارش هستم"
"هرجا هستم"
"به یادتم"
"ترس که میاد کنارش می زنی" "ای پادشاه"
"صاعقه هرچقدر پرصدا بیاد ، پایدار ایستادی" "ای پادشاه"
"مثل شعله ای سرکش ، پخش میشی"
" تو رسیدی"
"ترس که میاد کنارش می زنی" "ای پادشاه"
"صاعقه هرچقدر پرصدا بیاد ، پایدار ایستادی" "ای پادشاه"
"مثل شعله ای سرکش ، پخش میشی"
" تو رسیدی"
"آیا یک جنگجوی شجاعی؟"
"آیا شجاع دلی؟"
"یا یک شیطانی؟"
"آیا یک جنگجوی شجاعی؟"
"آیا شجاع دلی؟"
"یا یک شیطانی؟"
خوشامد آبرومندانه
یک خوشآمد آبرومندانه
یک خوشآمد آبرومندانه
شما خیلی شجاعین آقا
بدون اینکه کسی بهتون بگه پا پیش گذاشتید
برای اینکار باید شجاعت داشته باشی ، مرد
مقاله ات چاپ نمیشه
چرا؟
اون اجازه شو میده؟
بدون اینکه کسی ببیندش
یه جا نشسته و قرار مدار میزاره
یعنی اینقدر بزدله؟
حتی اگه سه شاه بیارم
حریف باید سه آس بیاره دنیا اینطور فکر می کنه
ولی اون نمیزاره مردمی که روبروش هستند آزارش بدن
اون با دروغ یک مرد کور برنده شد
یه حادثه دیگه هم برات میگم گوش کن
یک دفعه به بار حمله شده بود
حدود بیست نفر مسلح
شروع به تیراندازی کردند
کل بار نابود شد
هی ، تامین کننده
گفتی اسمش چیه؟
ام 16 اتوماتیک ، آقا
چرا این همه آدم بهش حمله کرده بودند؟
هی
اشتباهه
اونجور ننویسش
!آقا ،دارن میان
اون 20 نفر به اون حمله نکرده بودند
اون اومده بود به اون 20 نفر حمله کنه
برای اطمینان از اینکه کسی فرار نمی کنه جلوی در نشست
تا اسلحه هایی که براش آورده بودن بررسی کنه و بعد مستقیم رفت داخل
تنها
هی
ما اینجا بیشتریم همه اسلحه داریم
اون تنها اومده
چرا می ترسین؟
با اینکه ما بیشتریم
با اینکه اسلحه داریم
بازم اون تنها اومده
میخوای نترسم؟
یه ذره هم در زندگی تون نمی ترسید آقا؟
درسته مرد
در زندگی باید ترس هم باشه
ترس باید در قلب باشه
ولی قلبی که در اون ترس باشه نباید قلب ما باشه
باید قلب رقبای ما باشه
میشه بیام تو؟
اینقدر گانگستر بزرگیه؟
کسی که با افرادش بیاد گانگستر حساب میشه
کسی که تنها بیاد
!هیولاست
آناند
بازم از داستان پرت شدم؟
در زمین های طلای کولار
جنگ های داخلی و نزاع جریان داشت
سوریاواردان میدونست
در روزهای پیش رو
نبردهای بزرگتری هم
در داخل درهای زمین های طلای کولار رخ میده
چی شده آقای دسای؟
این همه راه تا دهلی اومدین
شمشیری که در کوره حاضر شده بود
حالا زیر گردن منه
دلیلش اینه
همش بخاطر همین بود؟
عمو رفت
حالا بابا هم داره میره
تا ریختن خونمون رو نبینی دست بردار نیستی؟
نمیدونم رییس چند روز دیگه دووم میاره
فکرشو کردین بعد از رفتنش چی به سر ما میاد؟
به جای من فکرهاتونو کردین
یک ماهی در دست گرفتین
و سعی دارین کروکدیل شکار کنید
ولی برای کروکدیل ، دست شما از ماهی خوشمزه تره
اگه می ترسی این دست خون آلود رو ببین
قبل از اینکه دریای خون راه بیفته
از اینجا خارج شو
کرکس ها اطراف ناراچی پرواز می کنند
نگران امواج کوچکتر نباش
ما نگرانی های بزرگتری داریم
بعد از مردن من
سونامی بزرگتری میاد
عنایت خلیل
سال ها منتظر بود
وقتی بیاد
دیگه نمیره
وقت انتخاباته میدونی کی شرکت می کنه؟
رامیکا سین
ما برای ادای احترام پول میدیم
ولی مردم با شنیدن اسم اون
خودشون بلند میشن و ادای احترام می کنن
اگه اون به قدرت برسه
همین دو تا کافی هستن
که قلمرو رو آلوده کنن
درباره شون فکر کن
الان چطوری؟
اون بود دختربچه رو کشته بود؟
کبریتم کجا رفت؟
یکی هلم داد
آتش ، آتش
هی ، وایسا
باید 105 نفر باشن
اول آمارشون رو بگیر
1,
2,
3,
4,
5,
6,
7,
8,
9,
10,
11,
12,
13,
14,
19,
16,
17,
18,
15,
20,
21,
22,
23,
24,
25,
26,
27,
28,
29,
30,
31,
32,
33,
34,
35,
36,
37,
91,
92,
93,
94,
95,
96 - لوری-
97, 98 - لوری-
99,
100,
101,
102,
103,
104,
105,
درسته
غذای امروز
خوشمزه پختیش
! ما رو هم ببر
کجا؟
بیرون
من میدونم
اگه دهنت رو باز کنی می کشمت
به پات می افتم
یک نفر پشت حادثه ای که در نزدیک اتاق تجهیزات افتاده ، هست
حس می کنم یک نفر
!حس می کنم یک نفر با چکش زده تو سرم
با وجود امنیت شدید
یک نفر به داخل نفوذ کرده
و نقشه رو دیده
اون گروه که دو رو قبل رسید
حس می کنم ، یکی از اونا برای کشتنت اومده
کشتن من؟
اینجا؟
از خوردن حریره خسته شده
رفته از انبار
یک نان برداره
ما نمیتونیم چنین ریسکی بکنیم
پس
هرکی رو در اون منطقه کار می کرده صدا کن
الو؟ الو؟
رییس جوان به کلبه ها نزدیک میشه
!تمام
کی وارد اتاق تجهیزات شد؟
اگه خودت رو معرفی کنی
فقط خودت می میری
در غیر این صورت
همه می میرن
اسلحه
اگه میدونید کیه ، بهم بگین
از زندگی تون می گذرم
کسی که شمشیر گرفتن هم بلد نبود رو
برای کشتن من خبر کردن؟
کسی که به اتاق تجهیزات رفته بود کشته شد
رییس جوان حالا به قصر برمی گرده تمام
الو آدمت گیر افتاد
!بهش شلیک کردند
چی؟
چی شد؟
! ظاهرا راکی رو کشتند
اون روز بهتون گفتم
که به اونی که در بمبئی هست زنگ بزنید
حالا میخواین چه کار کنید و چه راه حلی براتون مونده؟
یک دختر کوچولوئه
بخاطر این بچه هم که شده
دیروز پدرش ، جونشو داد
! ما رو با خودت ببر
دیروز اگه اون پا پیش نگذاشته بود
اونا زن حامله اش رو می کشتند
ولی حالا اونو هدف قرار میدن
اون از ما مراقبت می کنه
"در کاخ رویاها"
"من یک نگهبان میشم" "ای مادر"
"برای گاوآهنی که زمین رو شخم می زنه"
"شانه های قوی من هست که اونو نگه داره" "ای مادر"
"وقتی شعله ای سوزان زبانه می کشه"
"جهان رو می سوزونه"
"بارانی تسکین بخش میشم ، ای مادر"
یک بارم که شده
امیدوارم داستانی که میگه حقیقت داشته باشه
مامان
مامان
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
هی
بزار کارمونو تموم کنیم و بریم
برین ، برین
سرتون پایین باشه
!سریعتر برین
!سریع تر !سریع تر
بدویید ، فرار کنید
!رییس
چی شده رییس؟
عمامه ات رو در بیار
برادر
!گفتم عمامه ات رو در بیار
اگه عمامه ات رو در بیاری و داخل این سبد بندازی
! می گذارم بری
Please don't...
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
برین ، برید به چی زل زدین؟
! برین ، برین
اون میدونستن که اون کوره
ولی قهرمان شما کاری نکرده
خیلی ریسک داشت ؟
آقا
چرا اینقدر ساکته؟
چرا ساکته؟ بهم بگین
گوش کن ، داری میری رو اعصابم
یک دقیقه خانم !یک دقیقه
آقا ، اون برمیگرده؟
چرا کاری نمی کنه؟
ما نمیتونیم کاری بکنیم
نمیتونی شتابزده تاریخ رو بنویسی
!برین دیگه
!برین به جهنم
!ولشون کن
مگه کاری میشه کرد؟
هی ، برین
امروز می کشمش
ساکت باشید ، امروز می کشمش
اون پیر شده
وایسا ، مرد ، وایسا
مگه چقدر زنده می مونه؟
بزار بمیره و با آرامش در بهشت زندگی کنه
هی
بزارین خودش تصمیم بگیره ولش کنید
روی ظرف هرکی پا بزاره
اون می کشدش
اسمتون رو روی ظرف ها بنویسید
هی ، اسمم رو بنویس
چه فایده داره وایسادی نگاه می کنی؟
برو
به حرفاشون اهمیت نده
! فقط برو
تا حالا کسی دستش به اونا نرسیده
کسی دستش به اونا نمی رسه
برین ، برین یک قبر برای پیرمرده و بچه ، بکنید
گریه نکن عزیزم
گریه نکن
نمیتونی شتابزده تاریخ رو بنویسی
این معنی نداره که
برای تاریخ ، نقشه بکشی
و اون نقشه رو روی کاغذ بکشی
تجربه ی سینمای جنوب هند در سایت بالیوود وان
فقط به یک جرقه نیاز داره
چرا وایسادی؟
اونو بزار و برو
اون روز
جنگل به خشم آمد
"گدازه ای که آزاد کرده ، در اعماق وجودشه" "شیردل ، شجاع دل"
"خشم غیرقابل کنترل اون جنگجوی شجاع" "تک تک ذرات رو در بر می گیره"
دیگه "خفه شو ، راکی" در کار نیست
"با سلسله جنگجویان در می افته و اقیانوس رو به خشم میاره" "چنین شجاع دلی ، همین امپراتوره"
"با سلسله جنگجویان در می افته و اقیانوس رو به خشم میاره" "چنین شجاع دلی ، همین امپراتوره"
تا حالا دیده بودین کسی اینطور بپره؟
اومد
"جنگجوی شجاع" "جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"جنگجوی شجاع" "جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"جنگجوی شجاع" "جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"جنگجوی شجاع" "جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
راه بیفت
نه ، از ظرف من رد شد
از مال منم رد شد
رد شد
هر دفعه شانس میاره
!قایم موشک
جنگل و لونه
یک کیسه پر از دونه
چرخید ، افتاد
پرنده ام در رفت
گذاشتم پرواز کنه
پرنده رو
!بگیریدش بچه ها
هی ، برق چی شد ، مرد؟
برین ببینید چی شده؟
کی فیوز رو قطع کرد؟
کنچاست ، فرار کنید
هی ، کی زدش؟
ناگا کجاست؟
کی ماتا رو کشت؟
هیچکدومشون رو نمی بینم ، بچه ها
!افراد ، بکشیدش
اونجاست؟
18,
19,
20,
21,
22,
با تو میشن 23 نفر
درست شمردم؟
تو همه رو زدی؟
یکی رو گذاشتم
برای صف
"آیا در آخرین نفس هات هم" "قولت رو به یاد میاری؟"
"در این راه فقط مسیرهای دشوار ، پیش روته"
"حتی اگه زمین مثل یه مانع ، شعله ور بشه"
"ازش بگذر و بیا"
"بدون اینکه تسلیم بشی"
"ایستادگی کن"
"یک جنگجوی شجاع ، یک جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"یک جنگجوی شجاع ، یک جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"یک جنگجوی شجاع ، یک جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"یک جنگجوی شجاع ، یک جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"یک جنگجوی شجاع ، یک جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
"یک جنگجوی شجاع ، یک جنگجوی شجاع"
"امپراتور ، یک جنگجوی شجاعه"
امروز به سیم آخر زدند
یک نفر ، شانسش ته کشیده
اون
بخاطر پیرمرده
بخاطر بچه
بخاطر درد اون ها
یا بخاطر خودش
همه اونا رو زد
ولی
نسبت به اونا
حداقل گاهی حس تسکین و آسودگی داشت
تو همه فیلم های سینمایی همیشه یک نفر هست. نه؟
من هروقت تورو می بینم یاد اون شخص می افتم
تو قهرمانی؟
نه
!شرور
نگران نباش
ما دفنش می کنیم
بسوزونیدش
چرا؟
من الان حاضرم
بقیه کجان؟
به دفتر بگو که هیچکس اینجا نیست
با پایان بازار روستایی
ما میخوایم یه جای دیگه فرار کنیم
تو هم به یک کشور دیگه برو
اینکه فقط به یک نفر اعتماد کردیم
اشتباه بزرگ ما بود
راکی
اون هنوز زنده اس
علامت فرستاده
همینکه آماده شدی علامت بده
یه علامت بزرگ
یه علامت بزرگ
نزدیک کلبه ها ، یه آتش بزرگه
بیست و سه نگهبان معدن هم گم شدند
همه سریعا به سمت کلبه ها
اون 23 نگهبان گم شده احتمالا توسط راکی کشته شدند
و احتمالا برای اطمینان از اینکه جسدشون پیدا نمیشه اونا رو می سوزونه
این یعنی ، باید یه کاری بکنیم
باید جلوی اون جیپ ها رو بگیریم
و گرنه همین که بفهمن راکی پشت این قضیه اس
بی درنگ اون 20 هزار نفر رو می کشن
باید جلوی اون جیپ ها رو بگیریم
!یک کاری باید بکنیم
!یک کاری باید بکنیم
پدر مُرد
نگهبانان دارن به اینجا میان
اگه ببینن داریم 23 نگهبان رو می سوزونیم ، چی؟
اون موقع چه کار کنیم؟
هی
!رییس بزرگ ، مُرد
!رییس بزرگ ، مُرد
پدر
رییس
!رییس مُرد
بالیوود وان Bollywood1.Co
یه چیز سر جای خودش نیست
تو کلی دشمن داری
بقیه رو ول کن
بهتره که اون مراسم هفته دیگه برگزار نشه
مجتهد
رییس
همین امشب مراسم الهه ها رو ترتیب بده
تا طلوع فردا
من نباید دشمنی داشته باشم
از طرفی وانارام مشکوک شد و حلقه امنیتی اش رو تنگ تر کرد
از طرفی برادر گارودا ، ویرات منتظره
کسی نزدیک اتاق رییس جوان نشه
تا طلوع ، با توجه به این امنیت
حتی اگه گارودا رو بکشه
چطور میخواد فرار کنه؟
فرکانس بی سیم رو تنظیم کردم
باید به یکی خبر بدیم
!هرکی
بریم
اگه نکشتش پس سرنوشتش چی میشه؟
سرنوشت اون مردم چی میشه؟
برای یک کار فوری خبرم کردین
چیه؟
چی بود که پشت تلفن نمیشد بگین؟
پدر
تو بهش میگی؟
یا من باید بگم؟
هرجا باشه
هرکی اونجا باشه
اون شخصی که رفت ،عشق من خواهد بود
تو میگی
یا من بگم؟
!دارم می ترسم
مگه جز ترس کاری ازمون بر میاد؟
از زمان ساخت این دیوارها
من همینجام
ما مثل برده زندگی می کنیم
!فکر می کردم بعنوان برده می میریم
ولی حالا شجاعت پیدا کردم
!اعتقاد پیدا کردم
هی به میخ آویزونش کن- برو کنار-
آویزونش کن- باشه ، بیایید ، بیایید-
اون کیه؟
نمیدونم چرا به اینجا آمده
حالا می فهمم
اومده داستان رو به واقعیت بدل کنه
یه اتصال کوتاه بود
در کل ناراچی ، برق قطع شده
کنار بیلیگر هم همینطوره نگهبانان مستقر هستن
به سمت اتاق رییس برین
نگهبانان جلوی اتاق رییس جوان مستقر شدند
داریم از اینجا به مراسم الهه ها اسکورتشون می کنیم
!تمام
کجا رفت؟
در رفت؟
اون در رفت؟
اونجا در مراسم ، بی سیم قطع میشه
کلی آدم اونجاست
ولی گوش به زنگ باشید
هیچکس نباید نزدیک رییس جوان بشه
برین
بگین آقا
اگه راکی ، گارودا رو نکشه
سرنوشت مردم چی میشه؟
اونجاست. درسته؟
مادرمون
الهه ماریمان
در مراسم الهه ها
در مراسم
در مراسم اونو می کشه
اتصال کوتاه نزدیک بیلیگر پیش اومده
چون یک نفر سیم مسی رو دور سنگ پیچونده
و به سمت کابل برق پرتش کرده
اتصال کوتاه باعث قطعی برق کل ناراچی شد
طی ده ثانیه بعد از خاموشی برق چراغ جیپ ها و مشغل هامون روشن شد
تو این ده ثانیه
غیرممکنه کسی رد بشه و ما نفهمیم ، آقا
تونل کجا میره؟
در کل ناراچی ، فقط همین تونل
مستقیما به خونه رییس راه داره
حتی اگه کسی برق رو قطع کرده باشه
تو از این تونل که کنار بیلیگر هست ، رد بشه
بازم کلی زمان لازم دارند
بعدش ، چون شما اونا رو خبر کردین
همه نگهبانا در کاخ هستن
و به اتاق رییس جوان رفتن
و اونو تا مراسم ، اسکورت کردن
دیگه کجا ممکنه رفته باشه؟
ترومپ
وقتی برق قطع شد
نگهبانانی که اینجا بودن هم به اتاق رییس جوان رفتن
نگران نباشید آقا
به محض پایان مراسم و بازگشت رییس
کل کاخ رو ایمن می کنیم
سه زندانی رو جلو بیارید
پانجو
اون با اتصال کوتاه موجب قطع برق شد
نه برای ورود به کاخ ، بلکه برای ورود به اینجا
رامانا ، اون هنوز اونجاست
رامانا ، سیگنال رو دریافت نمی کنم
همه به سمت مراسم
ولی به سربازخانه هم خبر بدین و از همه بخواین بیرون بیان
رامانا
رامانا
!اون هنوز اونجاست
هنوز اونجاست ، رامانا
رامانا
سلولی که 3 زندانی بودند
یک
یک زندانی ، هنوز اونجاست
هی
شانتاما؟
هی ، همونجا وایسا- مامان ، ولم کن-
پسرت از کنترل خارج شده
یه گروه تشکیل داده و رفته اونا رو بزنه
اینکارو که کرده ، هیچ
بلکه بچه های ما رو هم برده
! یکم پسرت رو نصیحت کن
اون هر روز منو در مدرسه شکنجه میده ، مامان
بخاطر همین که میخوام بزنمش ، مامان
هی ، تو یک گروه جمع کردی و رفتی
!تنها برو
!یا پروردگار شیوا
سلام
آقا
به کولکارنی بگو
اون کشتش ، آقا
چی گفتی؟
دوباره بگو؟
اون جناب گارودا رو کشت
همه درباره مرگ گارودا فهمیدن
همونطور که سوریاواردان گفته بود ترومپت ها در انتظارند
از هند خبری رسیده
اونا منتظر نابودی "زمین های طلای کولار" بودند
خانم در زمین های طلای کولار
برادر
!گارودا مُرد
!همینطور منتظر ادعای مالکیتش بودند
!ادهیرا
برادر
تا وقتی گارودا زنده هست من جاشو نمی گیرم
برادرم گفت من سیاست بلد نیستم
ولی هیچکس اینو نفهمید که جای پای کسی دیگه
اونجا بود
مردم قدرتمند از جاهای قدرتمند میان
وقتی اندروز گفت بمبئی رو مثل شیرینی تحویل میده
برای راکی هم اقیانوس تبدیل به یک چاه آب شد
اون با این تفکر که اقیانوس یه جای دیگه اس به دنبالش رفت
وقتی راکی ، گارودا رو دید ، براش تایید شد که
این مردیه که از یک جای قوی اومده
پس با اینکه شانسش رو داشت
کارشو تموم نکرد
ولش کرد
برای گرفتن زمین های طلای کولار یک ارتش لازم داشت
بخاطر همین راکی
جلوی همه گارودا رو کشت
و شجاعت رو در وجود همه شاهدین غوطه ور کرد
و همه شون رو به سربازان خودش تبدیل کرد
هی
به چی زل زدین؟ بکشیدش
اگه 400 نفر اسلحه به دست حاضر بودن به دستور وانارام ، آدم بکشن
از اون طرف هم 20 هزار آدم شجاع بودند
که حاضر بودن برای راکی بمیرند
اگه هزاران فرد شجاع پشت سرت باشن
میتونی یک نبرد رو پیروز بشی
ولی اگه این حقیقت که تو رهبری شون می کنی
به هزاران نفر که پشت سرتن شجاعت ببخشه
!کل دنیا رو می بری
!برو
!تنها برو
اومد
این هنوز قسمت اوله
...داستان
من ارتش رو می فرستم
و حکم مرگ
بزرگترین جنایتکار هند رو صادر می کنم
تازه اول داستانه
"اکران قسمت دوم : 21 دسامبر 2019" برای دانلود به سایت بالیوود وان مراجعه کنید
مترجم : فواره
سینمای هند در بالیوود وان Bollywood1.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.