All language subtitles for @ANTEN_MOVIE The.Lucky.Man.2018.WEB-DL.Fa[UTF-8]_140418142311

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تـقـدیـم بـه .شـمـایـی کـه درحـال دیـدن ایـن فـیـلم هـسـتـیـن

دانلود فيلم و سريال در کانال تلگرام ..::T.me/ANTEN_MOVIE::..

::. ساب دی‌ال | مرجع دانلود زیرنویس فارسی .:: « SubDL.TV »

« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر » ::. BPersia.Win | بی‌پرشیا .::

!ای حرومی

،آره، اون منم .جانی جونز جونیور

.همونطور که می‌بینید، عاشق کوکائین‌ام اون خط بزرگی که الان وارد

دماغم شد... اولین خط بین خیلی‌ها .برای روزم بود

اشتباه نکنید، کوکائین هم یه چیز لازمه .و هم بعلاوه یه گناهه

.ولی، من درست رو از غلط می‌شناسم .هیچکس بی‌نقص نیست... خصوصاً من

.اون ربکاست، دوست‌دختر لاتین جذابم نذارید موهای بلوندش

...گول‌تون بزنه .بدجوری شیطونه

.اون دوست‌دخترمه، عشقم

.مهم‌تر، ویدای منه

به انگلیسی عملاً یعنی اون ،عشق زندگیمه

.زیباترین دختر جهان

.از پیش‌دبستانی همدیگه رو می‌شناسیم

.از اون موقع نمی‌تونستیم از هم جدا بشیم

.فکرکنم میشه گفت به هم وابسته‌ایم چیزی که بابتش مطمئنم

.اینه که بدون اون می‌میرم

...یکم مادی‌گراست ولی زیباترین‌ها همیشه

هستن، درسته؟

!وای... مادرجنده

،اون بابامه .جانی جونز سینیور

.یه شیطان مجسم واقعی

شرورترین مردی که تا حالا .رو زمین زندگی کرده

اغلب فکر می‌کردم رو سرش .شاخ داره

نمی‌دونم چرا مامان این همه سال

...باهاش مونده .حس می‌کنم بخاطر ترس اسیر شده بود

!حروم‌زاده

،مادر مهربونم .نمک زمین

...هیچ بدی‌ای درش وجود نداشت روحانی‌ترین زن خدا ترسی

.که میشه دید فکرمی‌کنم معنی زندگیم رو

...همین‌جوری فهمیدم ،هر چهارشنبه و یکشنبه‌ای که بگی

.توی کلیسا بودیم

...بذارید برگردیم به اول

...حالا که یکم درباره‌ام می‌دونید بیاید برگردیم به

جایی که من و ربکا تصمیم گرفتیم یه سفر کوچیک

.به غرب بریم

مـرد خـوش‌شـانـس

illusion مـترجم: امیرعلی

!خدایا شکرت

.خدایا شکرت

یه آمین میگید؟

!آمین

،خدا گفته بذارید بیمار سالم بشه بذارید فقیر پول‌دار بشه

و بذارید قلب‌های شکسته .تجدید بشن

،حالا امروز به شما میگم ،مردم خداپرست

اگه بین بیمارها هستید، اگه بین فقیرها هستید، اگه

بین اشخاص شکسته هستید، می‌خوام بلند بشید و بیاید

.جلوی من به نام پروردگار

.بلند بشید .زودباش، مسیح می‌خواد حال‌تون رو خوب کنه

.مسیح میگه شیطان بیماری از بین برو به دیگری میگه باشد که

.روزی‌ات دوبرابر شود .شفا پیداکنید فرزندان خدا

می‌گویم شفا پیداکنید و به نام مسیح .تجدید شوید

،خدا داره وارد وجودتون میشه برادران و خواهران

می‌تونید حسش کنید؟

!آره

،شیطان می‌خواد در مقابلش ایستادگی کنید

.بهش اجازه ندید بذارید آتش خدای متعال شما رو در خون

...مسیح مقدس در بر بگیره

!خدایا شکرت

!خدایا شکرت می‌تونید حس کنید امروز

توی این کلیسا مردم دارن بهبود پیدا می‌کنن؟ .من می‌تونم حسش کنم

خواهر، اعتقاد داری؟ می‌خوام آتش مسیح مقدس رو که

از دست‌های من ساطع میشه رو ...حس کنی

خدای متعال این زن رو از مشکلاتش

رها کن. آتش مسیح رو در .پاهایش قرار بده. خداوندا صدای من رو بشنو

.این زن رو شفا بده ...ممنون خدا، برای

.حالا، خواهر، به خدا اعتماد کن .همه چیز درست میشه، زودباش

.خدا هوات رو داره .نترس. درسته

،خدایا - .شاهد باشید برادران و خواهران -

.دارم راه میرم... دارم راه میرم

،کشیش .من رو شفا دادی

،نه خانوم، نه خانوم .خدا نجاتت داد

من فقط وسیله‌ای برای .روح‌القدوس هستم

.خدمت‌گزار خدای متعال .خدایا شکر

دیدین مردم خداپرست؟

!آمین

معجزه‌ی شکوه خدا رو دیدین که

جلوی چشم‌هاتون اتفاق افتاد؟ .مسیح را شکر. خدا رو شکر

.خدا رو شکر

دستان شفابخش خدا .از طریق من متشعشع میشن

ضعیف‌ رو قوی می‌کنه و مردم رو .فروتن می‌کنه

.از تمام شر نجات‌مون میده .اون سنگه، سنگ سال‌ها

.ستایش برای مسیح است .ستایش برای خداست

.ستایش برای خداست

حالا من دوست ندارم بدون تشکر از خدا

،حرف‌هام رو تموم کنم پس همینطور که سبدهای پیشکش دارن امروز

راه‌شون رو بین شما باز می‌کنن، می‌خوام هرکدوم و همه‌تون رو تشویق کنم که

ببخشید، و دوباره ببخشید، و بعدش یکم دیگه ببخشید تا وقتی

قلب‌تون راضی بشه چون یادتون نره ،خدا چی میگه

بذری که امروز می‌کارید 100 برابر .پس خواهید گرفت

فروتنانی مقدس می‌باشند که به خدا .اعتقاد داشته باشند

میشه بگید خدایا شکرت؟

!خدایا شکرت

...بیاید دعا کنیم

،باشد که عشق خدا همیشه مال شما باشه که سایه‌اش

،روتون بیوفته، زیرتون که به بالا بلندتون کنه جلوی شما که راهنمایی‌تون کنه، و

پشت شما تا ازتون محافظت کنه... به نام مسیح، ناجی‌مون، که شکوهش

،برای حالا و همیشه ادامه پیداکند .من میگم آمین

.به سلامت برورید برادران و خواهران

!ای حرومی

هی عزیزم، فکر می‌کنی چقدر کاسب شدیم؟

چرا اینطوری میگی؟ می‌دونی که خدا

.روزی میده، عزیزم

.انگاری چندهزارتایی میشه یه چندهفته‌ای

.باهاش سر می‌کنیم

اگه اینقدر اهمیت میدی .چطوره خودت بشماری‌شون

!جانی کصکش .نصف این قراره از دماغ تو بالا بره

.هیچوقت عنم واسه‌ام نمی‌خری یه کیف جدید و چندتا از اون

چکمه‌های جدید که دخترها ...پوشیده بودن

خیلی شانس آوردی زنی رو داری که

...با عن و گوهات می‌سازه .سفیدپوست

یه چیزی بهت میگم عزیزم، قراره بعدش ،بریم آلباکرکی

،توی فروشگاه یا جایی توقف می‌کنیم .هرچی بخوای برات می‌خرم

.ولی، قبلش باید چندجای دیگه برم

کلیساهای خوب و کوچیک زیادی .توی این بخش از کشور هستن

.می‌تونیم مثل راهزن‌ها پول در بیاریم

هی عزیزم، تولد 15 سالگیم رو یادته؟

.آره، مهمونی رو یادمه عموت مست شد و

با چوب بیسبال زد پنیاتا رو ترکوند، درسته؟

،همه‌ی بچه‌ کوچولو آبنبات گیرشون اومد عموت هم یه درکونی

.از بابات خورد

.آره، تیو چویی .خیلی دوستش داشتم

عاشق ما بچه‌ها بود. بعد از اینکه پدرم کشته شد، اون

.مراقب من و مامانم بود .همیشه بابت اون کارش دوستش دارم

.آره، آدم خوبی بود

،زنش رو خیلی زود تو زندگی از دست داد و فقط باعث شد... که

.یه دائم‌الخمر بشه

.آره، می‌فهمم ...یعنی اگه من زمانی از دستت بدم

.دیوونه میشم... فقط من رو می‌کشه

.دوستت دارم، عشقم

.منم همینطور

چطورید؟ بفرمایید داخل. خجالت ...نکشید. خانوم، یه

!اون ردیفه، رفیق آگاوه‌ها کجان؟

،اگه منظورت تکیلاست

.اون گوشه است .معلومه

.پینت‌ها رو اینجا نگه می‌دارم واسه نیم گالن

.تخفیف گذاشتم... عوضی

!بکن

.اینقدر جون دارم که حال کنی

هی! به چی داری نگاه می‌کنی؟ ها؟

فکر کردی نمی‌بینم داری با چشم می‌کنیش؟

...باید این رو تعریف بدونی اینقدر

.وحشی دیوث نباش

الان واقعاً چنین گوهی خوردی؟ کصکش دهاتی

احمق، باید بیام اونجا و بزنم

.کله‌ی کیریت رو عن کنم

...زودباش

،باقیش مال خودت !مادرجنده

.باز هم برگردید، فهمیدی

.پشمام .امکان نداره

.باشه، الان برمی‌گردم

.عصر بخیر، پسرم علامت اتاق خالی‌تون از

.یه کازینوی لاس وگاسی هم پُرنور تره

،عصر بخیر پدر می‌تونیم بهتون بگم پدر؟ درسته؟

من از نظر بیولوژیکی و

،کاتولیکی پدر حساب نمیشم ،ولی می‌تونی بهم بگی پیشوای روحانی

یا کشیک... فقط بهم نگو ...مادرجنده

.من و خانومم واسه امشب اتاق می‌خوایم

.البته

چقدر برام خرج برمی‌داره؟

خیلی اتفاقی بهترین اتاق‌مون .خالیه

،و می‌دونید چیه ...فقط برای شما

می‌تونم یه تخفیف ویژه بدم به ازای .شبی 39 دلار

.این 50 تا و باقیش رو هم نگه دار و چطوره وقتی سر کار هستی

ممه و کون رو از ذهنت خارج کنی .پسرم

.می‌بینم داری چی‌کار می‌کنی

نمی‌دونی اون پورن اینترنتی سگ‌مذهب مخت رو به گا میده؟

.مراقب باش

،شاید فردا نیاز باشه بیدارم کنی .بهت خبر میدم

.البته پدر، کشیش .اتاق یک

پدر... می‌خواستم بدونم می‌تونید تو یه موضوعی

کمکم کنید؟

،البته پسرم چه کاری از دستم برمیاد؟

ببین من... می‌دونم شنیدن این حرف از کسی که

تازه توی یه متل دیدین عجیبه. ولی می‌دونید من و خانومم

.اواخر زیاد دعوا می‌کنیم

،اگه اوضاع عوض نشه ...از دستش میدم

.ترکم می‌کنه

میشه... برامون دعا کنید؟

می‌دونید همون‌کاری که شما آدم‌های روحانی انجام میدید؟ فقط اگه

بخوای، پدر. می‌دونید چیه، متأسفم، خیلی

زیاده روی کردم... نباید ...حرفی می‌زدم

.دستت رو بده و سرت رو خم کن، پسر ...زودباش

.اون یکی دست

پدر متعال، در زمان نومیدی به داد

این مرد برس، او و خانومش را شفا بده. بهشون خرد عمل کردن

باهمدیگه رو یاد بده. بهشون قدرت مصالحه ارزانی بده ...و

.به نام مسیح دعا می‌کنیم .آمین

!ممنون !خیلی ممنون

...اگه هرچیزی نیاز داشتید .فقط شماره‌ی صفر رو بگیرید

...ایمان داشته باش، پسرم .ایمان

جریان چی بود؟ دیدم داشتی

،با اون یارو دعا می‌کردی. بذار حدس بزنم مشکلات مالی؟

بیچاره. کاش پولدار بودیم و .می‌تونستیم به همه کمک کنیم

،آره فقط یه بدبختی بود

،که با دوست‌دخترش به مشکل خورده بود می‌خواست از خدا

.کمک بگیره. و ما هم پولدار هستیم باشه، فقط این رو

.تکرار کن .به حرف‌ها جون ببخش تا یه روز واقعی بشن

،فقط ببین و نگاه کن .فقط ببین و نگاه کن

.پولداریم - .پولداریم -

خدا لعنتش کنه عزیزم، میشه لطفاً فقط یکم

آروم‌تر بخندی؟ سعی دارم روی موعظه‌ام کارکنم. باید

.روی این لامصب تمرکز کنم. لطفاً

.خفه شو جانی تو هیچوقت نمی‌ذاری من

.خوش بگذرونم اصلاً مشکلت چیه؟

تا حالا شده حس کنی خدا داره به من هدفی میده؟

.شاید خدا یه موهبت بهم داده اون زن... روی صندلی، بلند شد

.و راه رفت بعد از اینکه بهش دست زدم همیشه فکر می‌کنم مزخرف

هستن ولی، شاید همه‌شون شفا پیداکردن. یعنی شاید

.خدا بهم... یه قدرتی داده وقتی بچه بودم فکر می‌کردم

می‌تونم حیوانات رو شفا بدم. شاید حتی مرده‌ها رو زنده کنم. بکا واقعاً

.فکرمی‌کنم خدا داره قدرتش رو بهم میده

می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟ فکرمی‌کنم زیادی از اون لعنتی

.می‌کنی تو دماغت

آره ولی گاهی انگار واسه همیشه عمر می‌کنم

و گاهی انگار مرگ نگاهش رو به من دوخته

.منتظره بپره روم

.هیچوقت انتظارش رو ندارم .ولی به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارم

شاید راست میگی، شاید دارم دیوانه میشم، ولی دیوانه‌ام

که به این چیزها اعتقاد دارم؟ فقط خدا واقعیت رو می‌دونه. اینطور نیست که من

اولین نفری باشم که قدرت رو ...می‌گیره، می‌دونی

...من رو ببین جانی من فقط یه دوست‌پسر

.نمی‌خوام. یه شوهر می‌خوام. یه خانواده چه یه فرشته بهت دست زده باشه

.یا فقط یه واعظ بی‌مواجب باشی

.برام مهم نیست

.می‌خوام سر و سامون بگیرم ،از این زندگی جاده‌ای خسته شدم

.جانی

.می‌دونم، عزیزم .به وقتش. شاهزاده خانوم، قول میدم

.همه‌چیز به وقتش

انتظار داری این گوه رو بخورم؟ مال من رو می‌خوای؟

!خفه شو! خفه شو

!هی، هی

.منم... هی، چیزی نیست منم... داری کابوس

،می‌بینی. چیزی نیست. منم. آروم باش چیزی نیست. کسی بهت

صدمه نمی‌زنه. چیزیت نیست. فقط یه کابوس بود. بذار برات

.یکم آب بیارم

...بخور، عزیزم

...چیزی نیست

.چیزی نیست

.عزیزم خواب‌های عجیبی می‌بینم

.نمی‌دونم چطوری توضیح‌شون بدم اصلاً منطقی نیست

و... یه خواب‌های دیگه هم هستن که بچگی‌هام

.و با بابامه .درک نمی‌کنم

شاید باید بری یه بیمارستان روانی یا بری دیدن

.یه روان‌پزشک

.برم دیدن روان‌پزشک شوخیت گرفته؟

اصلاً گوش میدی چی میگم؟ می‌فهمی دارم

چی میگم؟ این رؤیاها دارن دیوانه‌ام می‌کنن. و ببین تو

فقط به چی اهمیت میدی، خدا .لعنتش کنه

! ...حروم‌زاده، اون‌ها

...کل روز به آینه‌ی تخمی زل می‌زنی من به

...هیچ جات نیستم. توی عوضی - می‌دونی چیه؟ -

این رو ببین، ها؟

...تو... جنده‌ی لعنتی .به خدا قسم

حالا می‌خوای من رو بزنی، ها؟ - ...لعنت بر -

می‌خوای همونطور که پدرت قبلاً کتکت می‌زد من رو بزنی؟

!خدا لعنتش کنه... ریدم توش

...هی، هی. ببخشید .نباید این حرف رو می‌زدم

سلام کشیش، نمی‌دونم چه غلطی کردی مرد، ولی

...ممنون. دیشب بعد از اینکه کارم تموم شد من و خانوم

آشتی کردیم... درباره‌ی ازدواج کردن ،با هم حرف زدیم... آره

جالب نیست؟

پدر، خوبی؟ .رنگت یکم پریده

خوبم پسرم... مصالحه کردن رو .یادت نره، کلید کار اونه

.مراقب خودت باش

.باشه فهمیدم... فهمیدم

...بفرما، مرد. هی چی واسه‌ات بیارم، رئیس؟

.تکیلا دوبل

...تکیلا دوبل .امروز مشروب‌خوری رو زود شروع کردی

.بله، قربان

.بفرما، رئیس

اهل این اطراف نیستی، نه؟

...نه آقا فقط از اینجا رد میشم اینجا کار زیادی

.واسه کسی مثل من نیست

...می‌فهمم توی این شهر گوه‌ کوچیک واسه هیچکس

.کار زیادی نیست من 20 سال پیش واسه مشروب

...اومدم اینجا .هنوز اینجا موندم. پس مراقب باش

،آره .یه دور دیگه می‌ریزی؟ باقیش مال خودت

.آره. البته

خوبی، مرد؟

.آره مشتی، ردیفم چطوره فقط... به

کار خودت برسی. باشه؟

.زیاد حوصله‌ی حرف زدن ندارم

.حله

خب، چه خبر رفیق؟ می‌خوای بیای وسط

یا فقط وایسی ببینی دهن من

.توسط این رفیقم سرویس بشه

...نه رفیق .اون نمی‌خواد بیاد وسط

اون پیرهن زشت رو از کجا آوردی؟

،زنت خونه‌ام جاش گذاشته .عوضی

.باشه، پس اینطوریه

ببین، می‌خواستم ببینم می‌تونید کمکم کنید یا نه؟

...کمکت کنیم منظورت چیه، کمکت کنیم؟

...می‌دونید می‌تونم از کجا یکم

داستان گیر بیارم؟

پس پسر کوچولو می‌خواد ...امشب مهمونی راه بندازه

...نه، نه دقیقاً .من به اندازه‌ی ده‌تا از این‌ها می‌خوام

.اگه بدونی منظورم چیه

ببین مرد، پلیسی

چیزی هستی؟ چی باعث شده فکرکنی اینقدر داریم؟

فقط چون رنگ‌ پوست‌مون باهات فرق داره یعنی اون‌کاره‌ایم؟

یعنی فکرمی‌کنی می‌تونی همین‌جوری وارد اینجا بشی، سفارش بدی

و همین، بیارن خدمتت؟

.لابد بدجوری نئشه‌ای، مرد

.من یه پلیس دیوث نیستم

باشه، یا این کوفتی رو دارین .یا ندارین

جواب‌تون چیه؟ .وقت واسه مسخره‌بازی ندارم

.این مادرجنده یه خوکه

.می‌تونم بوش رو حس کنم هنوز عفو مشروط دارم، نمی‌خوام

.سر و صدا بشه

ببین مرد، فکرمی‌کنم .ردیف باشی

.با گذشت زمان مشخص میشه

.این یه نمه واسه تو

.شاید بتونم کمکت کنم

پولش رو داری؟

!آره

.کارت اعتباری شدنی نیست، داداش

.همه‌اش نقده .دارمش

.مستقیم از بانک اومده باشه، داداش

.آره - می‌گیری؟ -

.آره - خوبه. یه انبار قدیمی -

سه بلوک پایین‌تر هست. یه ساعت دیگه توی کوچه من رو ببین و

.چیزی که می‌خوای رو بهت میدم برای اونقدر پودر، داداش، باید

.یه هزارتایی بسلفی ،پس تمام چیزی که می‌خوام

.اینه که تراول‌ها رو یادت نره

.آره

الکی نیست، درسته؟ .خوبه

می‌تونم کمک‌تون کنم؟ ،چی نیاز داری جوون

دنبال آتیش بازی می‌گردی؟

،آره، یه نه می‌خوام .شاید یه چهل و پنج

،حروم‌زاده .بیشتر از این نمیشه تعجب کرد

.دوباره نتونستم سوراخ رو گیر بیارم

،باید پدر پیرم رو ببخشی شریک کاریمه

.و تفنگ‌ساز این‌جاست ولی راستش

...داره یکم پیر میشه می‌دونی

.شنیدم چی گفتی، کص‌مغز

،شنید ولی چند دقیقه دیگه

یادش میره. هی، ما اینجا همه‌جور اسلحه‌ای داریم. نه داریم، چهل و پنج

،داریم، اسمیت و وسون، گلاک

دزرت ایگل. اگه بهش فکرکنی ...همون رو داریم. ببین

اون کادیلاک قدیمی که باهاش اومدی... حواسم رو

...به خودش جمع کرد از کجا خریدیش؟

.مال بابام بود اون یه 1911ـه؟

میشه اون یکی رو ببینم؟

مدلش چنده؟ قبلاً

.اون قدیم‌ها یکی از اون‌ها داشتم می‌دونی، تو اون ماشین از یه

.سیخ‌زن هم بیشتر به دخترها سیخ زدم .گرفتی چی گفتم؟ سیخ‌زن

.خفه شو

این یکی چندتا خشاب اضافه داره؟

یکی با اسلحه و یکی دیگه .هم اضافه

می‌دونی، زنم مجبورم کرد مدل 67 قدیمی خودم رو .بفروشم وقتی ازدواج کردیم

چقدر؟

.از اون ماشین متنفر بود

...منظورم هزینه‌اشه .چقدر؟ نقد میدم

.کلت انتخاب خوبی برای توئه، آقا

...چهارصد دلار که به من بدی .بی‌حساب میشیم

...ولی باید یه چیزی بهت بگم این اسلحه

...از خیابون‌ به اینجا رسیده

یه آقایی اومد، حتی کارت شناسایی هم نداشت. پس، تا جایی که می‌دونم

.این حروم‌زاده ممکنه مشکل‌دار باشه حالا اون، چیزیه که بهش میگی

.بی‌پرده‌گویی کامل

سلام مرد، پول رو آوردی یا نه؟

.بهتره صد دلاری باشن، مشتی

صد دلاری نیستن، ولی .پنجاه‌تا پنجاه دلاری برات آوردم

.باشه، خوبه مشتی، قراره عاشق

این مواد بشی، مرد. از .رفیقم راد گرفتمش

.از یه جنده‌ی خوب کلمبیایی خریده‌اش

آره، اگه تو شکم یکی از اون ،جنده‌ها پاره بشه

سریع می‌میره. امیدوارم امروز نیاز نباشه .کسی سریع بمیره، رفیق

مطمئنی پلیس نیستی، پسرعمو؟

.شبیه معتادها نیستی

.همه‌مون گناهان خودمون رو داریم، برادر .گناه من شده پودر

،من رو می‌بره بهشت .حتی اگه فقط واسه یه مدت کوتاه باشه

من عجله دارم پس اگه .بشه سریع انجامش بدیم

.یا مسیح، هی، هی، بیخیال مرد

باشه مادرجنده، اون پول رو بده. همه‌اش رو. وگرنه

،اون جنده‌ای که برات اون پیرهن زشت رو خریده دیگه هیچوقت

.توئه بدبخت رو نمی‌بینه

دنبال دردسر نمی‌گردم ، فقط .اون کوفتی رو می‌خوام

،فقط کوفتی رو بدین .تا پول رو بدم

هی مشتی، می‌خوای بمیری یا نه؟

باشه. فقط پول لعنتی .رو بده

هی، پول رو می‌خوای؟

.خیلی متأسفم ،خدای متعال کمکم کن. به این مرد کمک کن

.خدایا لطفاً. این مرد جوان رو نجات بده .خواهش می‌کنم. نه، نه

نه، نه... خدایا، یا مسیح، خواهش می‌کنم ای خدا. لطفاً بذار این مرد رو

.نجات بدم. نذار این مرد بمیره، خدایا خواهش می‌کنم خواهش می‌کنم صدایم

رو بشنو، خدای مهربان. جون این مرد رو نجات بده و بابت کاری که کردم من رو

ببخش. خواهش می‌کنم خدا، هنوز .زمان مرگش نرسیده

.لطفاً خدایا، صدام رو بشنو

وای خدا. بخش 16اُم...افعی‌ها رو

خواهند برد، و آن‌ها چیزهایی که بهشون

،آسیب نمی‌زنه خواهند نوشید و دست‌ شفای خود را بر بیمارها می‌کشند

.و آن‌ها شفا پیدا می‌کنند. خواهش می‌کنم .آمین یا مسیح. خدایا خواهش می‌کنم

.به نام مسیح خواهش می‌کنم، اعتقاد دارم

.خدای متعال، دعایم را بشنو .لطفاً خدایا

.خدایا خواهش می‌کنم .وای خدا، خواهش می‌کنم

تو؟ تو؟

بکا! هی! کجایی؟ زودباش، باید وسایل‌مون رو

جمع کنیم... باید .گورمون رو از اینجا گم کنیم

جانی، می‌خوای کاری کنی سکته کنم؟

،نه، خیلی جدی‌ام بکا .زودباش

لباس بپوش. زودباش. باید .گورمون رو گم کنیم، همین الان

!زودباش .حوصله‌ی سر و کله زدن ندارم

!توی جاده توضیح میدم. زودباش می‌فهمی؟

.باید خبر مرگ‌مون همین الان بریم

...یعنی چی؟ من یکم .وقت واسه آماده شدن می‌خوام

.بس کن! غر نزن .زودباش. فقط عجله کن

!گوش میدی؟ زودباش .لباس بپوش... یا مسیح

می‌خوای بهم بگی چه خبر شده؟

،همین‌جوری میای داخل ...مثل یه تیکه گوه باهام رفتار می‌کنی

و بعدش می‌خوای فرار کنی .انگار بانک زدی

...فقط خفه شو - چه خبر شده؟ -

یه دقیقه خفه شو، باشه؟ - .نه -

یه اتفاق عجیب افتاد و من

.یه دقیقه وقت واسه فکرکردن می‌خوام باشه؟

می‌دونی چیه؟ !همین‌جوری به مسخره‌بازی‌هات ادامه بده

...چون، من با اتوبوس برمی‌گردم تگزاس .خیلی زود

سعی کردم یکم کوکائین بخرم و .آخرش به یه نفر شلیک کردم

باشه؟ .بهش شلیک کردم ولی حالش خوبه

دیوانه شدی؟ - ،من دستم رو -

گذاشتم روش و شفا پیداکرد، باشه؟ .شفاش دادم، و طرف رفت

،نمی‌دونم چطوری... ولی .واقعیت داره. فقط نگران نباش

...میریم یکم غذا می‌گیریم .همه‌چیز درست میشه

،باشه... خدا لعنتش کنه ...لعنتی

!اَه

.لعنتی

خفه شو، باشه؟

...تو خفه شو .از قیافه‌ات متنفرم

سلام، چیزی برای نوشیدن براتون بیارم؟

،من چای سرد، بدون قند .و با لیموی اضافه می‌خورم

.من آب، بدون یخ

الان با نوشیدنی‌هاتون .برمی‌گردم

.بهم نگفتی اسلحه رو از کجا آوردی

،اون هم یه معجزه‌ی الهی بود یا بهم دروغ گفتی؟

.از یه سمساری خریدمش، باشه

باشه؟

.یکم محافظت بیشتر نیاز داشتم

،حالا که صحبتش شد ،پول‌مون داره تموم میشه

،به اندازه‌ی یه هفته‌ی دیگه دارم .شاید مجبور بشم ساعتم رو بفروشم

.باید خیلی زود به یه کلیسای دیگه بریم

!سفارش آماده است

چیز خوبی توی اون روزنامه هست؟

نه در صورتی که منظورت آگهی استخدام ...واسه نقاش یا کارگر نباشه

سفیدپوست‌های این کشور .خیلی تنبل هستن

.بده من ببینم .نمی‌دونی باید کجا رو ببینی

!احمق ...حالا هرچی، جانی تعمید دهنده

.تو همه چیز رو می‌دونی

.ببین... اینجا ....دالاس بزرگ

،نیاز به کشیش، اولین کلیسای معتقدین شخصاً درخواست بدین

،و در دفتر کلیسا با مری اونیل صحبت کنید دوشنبه‌ها و

چهارشنبه‌ها ساعت 9 تا 5، خیابون اصلی .پلاک 362

!جای خودمونه، زدم به هدف .خدا سمت ماست. واقعاً هست

.امیدوارم این رو بدونی ،شاید گاهی داغون به نظر بیاد

.همیشه هوامون رو داره

متأسفانه توی جاده ...حرف‌های خوبی نزدم

جانی، حرفی که زدی، واقعاً .ذهنم رو درگیر کرد

نمی‌دونم چقدر دیگه می‌تونم .این وضع گوه رو تحمل کنم

دیگه دارم می‌ترسم، باشه؟ این خیالات مزخرف بچگانه

.دیوانگیه. دیوانگی

.عاشقتم

یه چیزی بهت میگم، یه شرطی باهات می‌بندم. یکی از آهنگ‌های دستگاه رو

می‌‌ذارم و تو میای اینجا .و باهام می‌رقصی

.هیچوقت نتونستم با دختری که عاشقشم برقصم

و شرطت چیه؟

...دو جفت چکمه .به جای یکی، اگه برقصی

فکر می‌کنی می‌ترسم؟ .نمی‌ترسم

.این دختر لاتین از هیچی نمی‌ترسه واسه اون چکمه‌ها

.لخت هم می‌رقصم

آره؟

.شاید مجبور هم باشی

.این یکی می‌تونه موقعیت بزرگی باشه، عزیزم .واقعاً نیازش داریم

.پول‌مون داره ته می‌کشه .برام آرزوی موفقیت کن

...باشه، باشه خانوم تیلور .بلافاصله براتون میارم

.خدا خیرتون بده .آره. خدافظ دیگه

.وقت بخیر خانوم، من کشیش جونز هستم من و زنم دیشب داشتیم توی بزرگ‌راه

شام می‌خوردیم و آگهی‌تون رو دیدیم

.و گفتیم یه سر بهتون بزنیم ما قراره بریه به کالیفرنیا

،تا کار خدا رو انجام بدیم یه کلیسای کوچیک شمال

.فرزنو چند روز وقت آزاد داشتیم پس گفتیم یه سر بزنیم

و ببینیم می‌تونیم به شما و مردم خوب کلیسا

کمکی کرده باشیم؟

.خدا خیرتون بده، کشیش گفتید، کشیش جونز؟

خب، خدا شما رو هم خیر بده. بله، درسته، کشیش .جانی جونز هستم

اصالتاً اهل ایالت بزرگ .تگزاس

تگزاس، ها؟ .دخترم با یه تگزاسی ازدواج کرده

.خانوم خوش شانسیه

بله کشیش جونز، کشیش ده ساله‌مون بیمار شد و ماه گذشته

.فوت شد. و الان سه هفته است که راهنمایی نداریم

.دستیار کشیش خیلی ذهنش درگیر شده اون خیلی

.جوانه .هنوز مدرسه‌ی دینیش رو هم تموم نکرده

،خب خیلی متأسفم که این رو می‌شنوم .خواهر

خیلی خوشحال میشیم که این آخر هفته شما ما رو

هدایت کنید و اگه میشه برامون دعا بخونید؟ دستیار خیلی سرش گرمه

سرزدن به بیمارهای خونگی .و انجام کار دو نفر بوده

می‌دونم خیلی خوشحال میشه که .یه استراحتی بکنه

خب با تجربه‌ای که داره نهایت تلاشش رو انجام میده، می‌دونید؟

خواهر اونیل هستید؟

.خواهش می‌کنم، مری صدام کنید، کشیش

مری، کاملاً مایه‌ی خوشحالیمه که

.این یکشنبه کلیسا رو رهبری کنم .حداقل کاریه که می‌تونیم انجام بدیم

،هرچی نباشه کلیسایی که نیازمنده .واقعاً کلیسای خداست

...ترکوندیم، عزیزم یه مشت باپتیست بدجوری

.می‌خوان با خدا تجدید عهد کنن .این یکشنبه برنامه داریم

دیگه کیف و کفش جدیدم رو می‌خری؟

.باشه، چکمه‌های لامصبت رو می‌خرم

.خدایا شکرت

...هی عزیزم، عجله کن .باید برینم

برگر دیروزی .بهم نچسبیده

.یه دقیقه دیگه

.چه عجب. خدایا شکرت .داشتم می‌ترکیدم

.چندش .خوک کثیف

هی عزیزم... چطوره یکی از بهترین لباس‌هات رو انتخاب کنی

که این یکشنبه بپوشی؟

منظورت چیه؟ .همه‌ی لباس‌هام خوشگلن

آره، می‌دونم ولی... واقعاً می‌خوام .این مردم رو تحت‌تأثیر قرار بدم

.باشه، ببینم چه کاری از دستم برمیاد

.آره، می‌تونه کار بزرگی برامون باشه

چه بوی خوبی میدی... چطوره بری یه لباس انتخاب کنی؟

.آخیش

فکرمی‌کنی باید یکشنبه کدوم رو بپوشم؟

فکرمی‌کنی یه زمانی با هم ازدواج می‌کنیم، جانی؟

.خیلی وقته باهم هستیم .من آماده‌ام

می‌خوای بچه‌دار بشیم؟

خوب بلدی شب رو به پایان برسونی، نه؟ ببین، قول میدم

،به محض اینکه واسه این‌ها آماده باشم .اول به تو میگم

هنوز کیف و چکمه‌های جدیدم رو می‌خری، درسته؟

آره، کیف و چکمه‌هات رو می‌خرم... چون

تو شاهزاده خانوم من هستی. ولی، الان .یکم ک.ش.ر. می‌خوام

ک.ش.ر. چیه؟

.کس شگفت‌انگیز ربکا

.بیا اینجا

...عزیزم

هوم؟

ماشین رو چندساعت می‌برم یه سری

.چیزهای دخترونه بگیرم چیزی نمی‌خوای؟

نه ولی، عجله کن و زود .برگرد

باید کت‌شلوارم برای یکشنبه .خشک‌شویی بشه

.باشه، اخمو .زود برمی‌گردم

.خدافظ

!مادرجنده

به جانی کوچولو گفتم نمی‌خوام اون سگ تخمی

.توی خونه باشه

.کافیه - .واقعاً باید بسته بشه -

.خفه خون بگیر

.به تخمم نیست

.ازم دور شو

.نه، برگرد اینجا جنده

.ازت متنفرم

کدوم گوری میری؟

!فقط سعی دارم ازت دور بشم

.باشه

الو؟

.سلام مامان، منم بکا

...میا .خیلی نگرانت بودم

الان دو هفته از وقتی که .زنگ زدی گذشته

کجایی، میا؟

.با جانی توی نیومکزیکو هستم

.میا، اون شیطانه

.همه‌چیز درست میشه

.فقط یکم وقت نیاز داریم

یه روز درباره‌ی ازدواج ...و بچه حرف می‌زنیم

.باشه، عزیزم... فقط مراقب خودت باش ،قول بده

اگه چیزی لازم داشتی، بهم .زنگ بزن

بله مامان، قول میدم. مامان، باید قطع کنم. می‌خوام برم

.خرید ولی، دوستت دارم، باشه؟

.باشه، عزیزم .خیلی دوستت دارم

.خدافظ مامان، دوستت دارم

.خدافظ، میا

...سلام عزیزم خواب زیبای خفته‌ات رو داشتی؟

.آره، باید لباسم رو بدم خشک‌شویی

وسایل زنونه‌ات رو گرفتی؟

.آره .همینطور چکمه‌هام رو

چی؟

.دیگه لازم نیست بری فروشگاه

آره، لازم نیست دیگه .درباره‌اش چیزی بشنوم

.با مامانم هم حرف زدم

حالش چطوره؟

.خوبه .فقط نگرانمه

.مثل هر مامانی

خدا لعنتش کنه عزیزم، مامانت رو .خیلی دوست دارم. مهربون‌ترین زن عالمه

.قلبش از همه بزرگ‌تره

فکرکنم باید از اون بخاطر شخصیت .دوست داشتنیت تشکرکنم

.و همین خودش جذابه می‌دونی خیلی‌ها دوست‌دخترشون

.چاق و عوضی هستن

خب آقا، اگه من هم عوضی و چاق و زشت بشم چی؟

.بعید می‌دونم

.از دست این لامصب

ای... فقط یکم .نوازش نیاز داره. همینه

.خسته شدم ...خسته شدم از این

آره، می‌دونی چیه؟ .منم خسته شدم

...خب فقط - !فقط حرف نزن، لعنت -

می‌دونی چیه؟ به تو هیچ ربطی نداره

.چقدر پول باقی مونده

چرا؟

یا چه غلطی باهاش کردم، باشه؟

...بهم مربوطه - .تو هیچ کاری نمی‌کنی -

وسط جاده‌ی لعنتی چی‌کار می‌کنی؟

.لعنت. گندش بزنن .بیمه هم نداریم

خب، آقای معجزه‌گر... می‌خوای حالا بهم ثابتش کنی؟

می‌خوای بامزه بازی در بیاری؟

چیه؟

...پس مزخرفاتی که

.فقط خفه شو .خفه شو

!کون لقت

.وای خدا .پدر بهشتی، این مرد رو شفا بده

.رحمت خودت رو بر پای این مرد فرود بیار .عضو شکسته‌اش رو شفا بده

.آتش مسیح را در دست‌های من قرار بده

.این مرد رو شفا بده، خدا .شفا بده

.شفا پیدا کردم

.فقط... از اینجا برو

.تو شفام دادی - .بیا، فقط برو -

تو کی هستی؟

!فقط از اینجا برو

.شفام دادی

.باورم نمیشه .دروغ نمی‌گفتی

.عاشق یه معجزه‌گر شدم .ببخشید که باورت نکردم

چطور شدم؟

خیلی شبیه مردی هستی که امروز صبح .دو بار من رو کرده

آره، خیلی شبیهش هستم، نه؟

.باشه

آماده‌ای؟

.آره، فکرکنم

.بریم

صبح بخیر، حال‌تون چطوره؟

،صبح بخیر .ممنون که اومدین

.صبح بخیر، کشیش

صبح بخیر، حال‌تون چطوره، خانوم؟

.خیلی خوبم واقعاً خوشحالیم که

.این یکشنبه شما رو داریم خانوم‌های کلیسا برای شما

.ناهار درست کردن می‌مونید دیگه، درسته؟

.خب، البته که می‌مونیم هرگز یه غذای خانگی

.خوشمزه رو رد نمی‌کنم شما و خواهران

.خیلی باملاحظه هستید .خیلی مشتاقم

من کابلر سیب ویژه‌ی خودم رو .براتون آماده کردم

شوخی می‌کنی؟ همین الان داشتم به ربکا می‌گفتم چقدر دلم

.برای کابلر سیب مادرم تنگ شده

.عالیه

صبح بخیر. چطورید؟

.صبح بخیر .خدا خیرتون بده

.صبح بخیر .ممنون که اومدین

.صبح بخیر، مردم خداپرست

.صبح بخیر

صبح پربرکت امروز داشتم به اینجا می‌اومدم و به زن دوست‌داشتنیم

ربکا گفتم، چقدر مورد مرحمت قرار گرفتیم که به چنین کلیسا و انجمن خوبی

.دعوت شدیم ولی علاوه براین، مردم اینجا چقدر

مورد مرحمت قرار گرفتن که چنین .کلیسای بزرگی رو برای این همه سال داشته‌ان

!خدایا شکرت !آمین

حالا می‌دونم کشیش مایک الان داره از بالا بهمون نگاه می‌کنه

با لبخندی بزرگ .روی صورتش

من کشیش جونز هستم و امروز با یک هدف

و تنها یک هدف به اینجا اومدم. و اون هدف به اشتراک گذاشتن شکوه

.روح مقدسه میشه یه آمین بگید؟

!آمین

حالا خیلی وقت‌ها یاد مشقت‌هایی که همه‌مون

در زندگی‌هامون باهاش روبرو میشیم فکر می‌کنم که ممکنه درد و زجر، مشکلات مالی

.یا شاید از دست دادن یه عزیزی باشن ولی خداوند

:این حرف رو می‌زنه

ابتدا به دنبال قلمروی خداوند و"

حقانیت او بگردید و همه‌چیز ".به شما روی خوش نشان دهد

بیاید به مرگ ناگهانی کشیش مایک به عنوان یه تراژدی

.نگاه نکنیم بلکه اون رو خواسته‌ی خدا بدونیم خدا برای او

.چیزهای بزرگ‌تری در نظر داشت !آمین

.آمین

حالا می‌خوام همه‌تون باب قاصد .آیه‌ی 3 10 رو باز کنید

تمام ده‌ها را به انبار ببرید، و اکنون" به من ثابت کنید

.بدین پیمان، خداوند میزبان چنین گفت اگر برای شما پنجره‌های

بهشت را باز نکنم و برای شما ".جرعه‌ای برکت نریزم

حالا می‌خوام به این آیه توجه کنید و ببیند خدا چطوری

.کار می‌کنه ببینید خدا میگه، اگه با پول‌تون

.خوشه‌ای به بار بیارید او در عوض برکت‌هایی که براتون

.کنار گذاشته رو آزاد می‌کنه میشه یه آمین بگید؟

.آمین

ببینید ما به خدای کفایت اعتقاد داریم نه به خدای

.بیهودگی .آمین

.آمین

برای دریافت برکت خدا همه‌مون باید به قول‌هاش

.ایمان داشته باشیم همه‌مون باید اون بذر رو بکاریم وقتی

قلب‌هامون رو باز می‌کنیم تا برکتی رو .به او تحویل بدیم

.آمین

.آمین

حالا همین‌که به جمعیت در این یکشنبه‌ی زیبا نگاه می‌کنم، اشک‌های

.زیادی می‌بینم. ویلچرهای زیادی می‌دونم بعضی‌هاتون

.درد دارین و می‌خواین خلاص بشین

پس از اون‌هایی که به شفا نیاز دارن درخواست می‌کنم بیان این

.جلو و بذارن براشون دعا کنم پرشی در راه

ایمان انجام بدید. زودباشید. نترسید. به افرادی که

.خودشون نمی‌تونن کمک کنید

.خجالت نکشید، خدا منتظر شماست .آمین. زودباشید

!آتش

!خدایا شکرت! مسیح را شکر .خدایا ممنون

!آنش

!خدایا شکرت

!آتش

!خدایا شکرت

پسرم اعتقاد داری که امروز خواهی دید؟

.بله. بله

به خدا باور داری؟

.صدا نمیاد - !آره -

به خدا باور داری؟

.بله. بله - .داد بزن -

.بله! بله .باور دارم

خدای متعال گفت بذار .نور به وجود آید

.خداوند گفت بذار شفا پیداکنی

!آتش

،حالا پسرم ،وقتی دست‌هام رو برداشتم

.شفا پیدا می‌کنی

به خدا باور داری؟

!آره! آره

پسرم چی‌شده؟

!می‌تونم ببینم. می‌تونم ببینم

،فیض شگفت‌انگیز .چه صدایی دل‌نشینی

.که بدبختی مثل من رو نجات داد

،زمانی خودم رو گم کرده بودم .حالا خودم رو پیداکردم

،کور بودم .حالا می‌بینم

حالا از شما می‌خوام برای خدا

.بذری در قلب‌هاتون بکارید

کمک کنید اون دیوارهایی که جلوی شفا پیدا کردن‌تون شده خراب بشن

.یا قبض‌های این ماه پرداخت بشن به خدا اعتماد کنید

.چرا که تمام نیازهاتون برطرف میشه .اون شما رو سرافکنده نمی‌کنه

ما بشقاب جمع‌آوری‌ها رو دست به دست می‌کنیم

وقتی که ارگ نواخته میشه. خدا ...خیرتون بده. خدا همه‌تون رو خیر بده

!خدایا شکرت

!خدایا شکرت

.ممنون، خواهر .ممنون

کشیش جونز، فقط می‌خوام بخاطر کاری که برای

.برادرم کردید تشکرکنم

.واقعاً یه معجزه بود .شما موهبتش رو دارید

.یعنی اون از زمان جنگ نابینا بوده

.شاید موهبت باشه .ولی، موهبت خدا به برادر شماست

.من فقط وسیله‌ی خدام

خب شما چند وقت توی شهر هستید، کشیش؟

باعث تأسفه که بگم خانوم، باید .صبح حرکت کنیم

می‌دونید، بریم کالیفرنیا که یکم بیشتر

.برای خدا کار خوب انجام بدیم

.کلیسا به زودی باز میشه

خب اسم کلیسای جدیدتون چیه؟

کلیسای همگانی کالواری .یکم خارج از فرزنو

،خانوم این کابلر من رو یا

.کابلر مامانم می‌اندازه .خوشمزه است

،شما خیلی لطف دارید کشیش .بذارید یه تیکه دیگه براتون بذارم

،هرچی نباشه .برای شما ویژه درستش کردم

!خدا خیرتون بده

.نزدیک بود، آقای جونز بهتره خوشحال باشی من اینجا بودم

.که نجاتت بدم

.آره، شوخی نمی‌کنی پیر خرفت کابلرهای

.خوشمزه‌ای درست کرده ولی ...بیا

فکرمی‌کنی یه زمانی گیر بیوفتی؟

گیر بیوفتم؟

منظورت چیه؟ .خدا طرف ماست، عزیزم

.حالا هرچی، جانی ما فقط یه بانی و کلاید

.مدرن هستیم حتی خونه‌ی بعدی‌مون

متل به درد نخور شهر .بعدیه

.خسته شدم، جانی .یه خونه می‌خوام، یه خانواده

.می‌دونم عزیزم .خیلی زود

.خیلی زود

قول میدم ولی باید یکم دیگه

باهام بمونی... دیگه چیزی نمونده به هدف برسیم. باشه؟

نرسیدیم هنوز؟

.چرا عزیزم، یه چندساعت دیگه

ببین، اون کوه‌ها رو می‌بینی؟

وقتی بزرگ‌تر شدن یعنی .داریم نزدیک میشیم

باشه؟ .فقط طاقت بیار

لعنت! این مادرجنده دیگه چی می‌خواد؟

.لعنت .خدا لعنتش کنه

بکی، کوکائین کجاست؟

.تو داشبورد

اسلحه هم همینطور؟ .لعنت

...باشه، همه‌چیز درست میشه فقط

.عادی باش، باهاش صحبت می‌کنم بیخیال‌مون بشه تا 5 دقیقه دیگه

.راه می‌افتیم

حال‌تون چطوره؟

.گواهینامه، کارت ماشین و بیمه

گواهینامه‌ام رو دارم ولی مطمئنم کارت

...بیمه‌ام رو خونه جا گذاشتم مطمئناً

.بیمه داریم، شکی درش نیست

دلیل جلوی ما رو گرفتن چیه؟

.برچسب‌هاتون منقضی شدن می‌دونی برخلاف قوانینه

که بدون کارت ماشین یه .وسیله نقلیه رو حرکت بدی

.کارت بیمه

من یه کشیش هستم و من و زنم داریم به

یه مراسم احیا میریم... امکانش نیست فقط یه هشدار بهمون بدی؟

مطمئنی کارت بیمه‌ توی داشبورد نیست؟

هرجایی؟ حتی قدیمیش؟

.کاملاً مطمئنم ندارم

چطوره یه نگاهی بندازی؟

...افسر من

قربان، نمی‌تونم اجازه بدم بدون کارت ماشین

.و کارت بیمه بری

.داشبورد رو یه نگاهی بنداز

...لعنتی! لعنتی - ...صبرکن -

!خدای من واسه چی اون‌کار رو کردی؟

...خدا لعنتش کنه

!برگرد

یعنی چی برگردم؟

.می‌تونی شفاش بدی

...برنمی‌گردم اونجا

می‌خوای بذاری بمیره؟ مشکلت چیه؟

!برگرد، جانی

!خفه شو

.باشه، سعی‌ام رو می‌کنم

...خدایا خواهش می‌منم، صدام رو بشنو الان به یه نفر شلیک کردم

...و ازت می‌خوام .نجاتش بدی، خدایا

.لطفاً صدام رو بشنو

.خواهش می‌کنم صدام رو بشنو، خدایا

.لعنتی! جواب نمیده .لعنتی، می‌تونم حسش کنم

.باید بهش دست بزنم

.باید برگردیم

.باشه. باشه، باید برگردیم - !عجله کن -

خفه شو! باشه فقط... حلش .می‌کنم. چیزی نمیشه

چرا همه‌اش گند می‌زنی، جانی؟

ازت می‌خوام خفه بشی، باشه؟

.از این وضعیت خارج‌مون می‌کنم ...وای خدا از دست این ماشین لعنتی

.چیزی‌مون نمیشه

پلیس درحال تحقیق در مورد قتل معاون کلانتر

کوئِی کانتی‌ـه. معاون دنی هرناندز، درحین یه توقف روتین

توسط یه مرد مسلح از فاصله‌ی نزدیک .مورد اصابت گلوله قرار گرفت

.فعلاً مشخص نیست حمله‌کننده کی بوده

ولی، پلیس امیدواره بعد از بازدید

تصاویر دوربین پلیس ماشین هرناندز .اطلاعات بیشتری رو به دست بیاره

!لعنت

باشه، فقط باید .به مرز برسیم

.باشه، میریم مکزیک .همه‌چیز درست میشه

.اونجا جامون امنه

فقط باید یکم بیشتر بریم تا وقتی شب بشه و

.ماشین رو یه جایی ول کنیم !لعنت

.باید به حرف مامانم گوش می‌کردم ...می‌دونستم این اتفاق می‌افته

.من رو ببین. عاشقتم .باشه، ما با هم تو این قضیه‌ایم

،متأسفم این اتفاق افتاد ولی دیگه اینجای کار جفت‌مون توی

دادگاه گناه‌کار هستیم. باشه؟ پس فقط می‌خوام یکم دیگه

.باهام بمونی

.از این وضعیت خارج‌مون می‌کنم .قول میدم

.باید ماشین رو گم و گور کنیم

باشه نابغه... بعدش چی؟

...یه شهر کوچیک حدود 5 مایلی اینجا هست تا اونجا قدم می‌زنیم، و

یه اتاق می‌گیریم... و من میرم یه ماشین

.دست دوم گیر میارم .پول کافی برای یه ماشین ارزون رو داریم

واقعاً انتظار داری پنج مایل با کفش پاشنه‌بلند قدم بزنم؟ .بیخیال

.جانی، این واسه من زیادیه .این درست نیست

،یا باید انجامش بدی .یا حبس ابد

باشه؟ سعی دارم از این .وضعیت گوه خارج‌مون کنم. نیازت دارم

باشه؟ .فقط طاقت بیار. بریم

.باشه، وسایل‌مون رو بردار .فقط چیزهای لازم رو

.شروع کن راه رفتن .من بهت می‌رسم

حالا چی جانی؟

فقط انجامش بده. باشه؟

.باشه، کفش‌های لامصبت رو بده من .درشون بیار

چی؟ - .کفش‌های تخمیت رو بده -

.فقط بدشون من

.این‌ها کفش‌های موردعلاقه‌ام هستن

.برام مهم نیست .فقط بدشون

جانی، چی‌کار می‌کنی؟

.لعنت بهشون

!احمق قراره یه روز کامل رو

.باهام توی فروشگاه بگذرونی می‌دونی؟

.کفش‌های تخمیت به یه ورم هم نیستن

.اون‌ها خیلی گرون بودن

.شاهزاده خانوم کوچولو ...برام مهم نیست. راه بیا

.کیف تخمی رو بده من

.ریدم بهش

...دارم میام

.وایسا برسم

میشه یه اتاق واسه امشب بگیرم، لطفاً؟

...البته، 50 دلار

بگو ببینم، ماشینت کجاست یا اصلاً

وسایلت؟

آره، ماشین‌مون چند مایل عقب‌تر .خراب شد

،زنگ زدم یدک‌کش بیاد ...ما رو اینجا پیاده کرد

.و فردا صبح درستش می‌کنن

زنم همراهمه، بیرون داره با مامانش حرف می‌زنه

.با تلفن

جدی؟ خب تحویل اتاق ظهره وگرنه باید پول یه روز دیگه رو هم

.بدین گرفتی؟

آره، حله. میشه لطفاً کلید رو بدی؟ خیلی خسته‌ایم

.آقا .روز سختی بوده

.خیلی ممنون

مقامات کوئی کانتی دارن در مورد قتل یکی از

خودشون تحقیق می‌کنن. معاون دنیل ام هرناندز جلوی یه ماشین رو گرفته

بخاطر برچسب‌های منقضی شده و درفاصله‌ی نزدیک مورد اصابت گلوله قرارگرفته و کشته شده

در حین توقف. شاهدین ماشین قاتل رو یه کادیلاک

خاکی تغییرپذیر مدل دهه‌ی 60 تشریح کردن. حمله‌کننده‌ها

مرد و زنی سفیدپوست اطراف 20 و خورده‌ای ساله .تشریح شدن

پلیس از مردم می‌خواد به 911 زنگ بزنه. اگه ماشین رو دیدن سعی نکنن

.به زوج نزدیک بشن اون‌ها رو مسلح و

.خطرناک در نظر گرفته‌اند معاون هرناندز توسط زن

و دو بچه‌اش به جای مونده. مراسم ختم جمعه در تالار یادبود

.رز نیث برگذار میشه بصورت زنده از کلانتری کوئی کانتی گزارش می‌کنم

.استیو اولسون

،خدایا خواهش می‌کنم کمکم کن .خدایا لطفاً من رو ببخش

نمی‌خواستم اینطوری بشه، خدایا. یه تصادف بود. بدون فکرکردن

عمل کردم، خدایا. لطفاً از حقم بگذر. خواهش می‌کنم از حق من و بکا بگذر

.خدایا، خواهش می‌کنم

!خدایاشکرت، خدایاشکرت

.ردیف شدیم، عزیزم. یه ماشین جدید خریدم .کولر و لاستیک‌های نو

.همه‌چیز .ردیفیم

بذار حدس بزنم... یه مرسدس صفر کیلومتر .برامون خریدی

.نه دقیقاً .بیا، یه نگاهی بنداز

می‌بینی، خوشگله، درسته؟

.درست شبیه قبلیه است

.شوخی می‌کنی، اون یه کلاسیکه گفتم که لاستیک‌های

.جدید داره. خوشگله هی، می‌دونی عاشقتم، درسته؟

.اوهوم

.آره

.می‌دونی اون من نبودم

به محض اینکه به مکزیک برسیم .یه شروع تازه داریم

فکرنکنم پلیس‌ها بدونن .قیافه‌مون چه شکلیه

،باورکن. یکم دیگه .از این وضع خارج‌مون می‌کنم

.خدا سمت ماست، قول میدم

گیج شدم. این... بهم بگو .همه‌چیز درست میشه

یعنی مکزیک... مامان و دوست‌هام چی میشن؟

.من رو ببین .قول میدم همه چیز درست میشه

،باشه، به محض اینکه به مکزیک برسیم ،و اونجا سر و سامون بگیریم

.می‌تونیم مامانت رو دعوت کنیم

،می‌دونی .قرار نیست واسه همیشه بشاه

.فقط تا وقتی آب‌ها از آسیبا بیوفته .سه یا شاید نهایتاً پنج سال

باشه، بهم اعتماد داری؟

...دوباره پول‌مون داره ته می‌کشه ،باید زود از اینجا بزنیم بیرون

یه راهی پیدا کنیم. باشه؟

.باشه

.می‌دونی دنبال‌مون می‌گردن .تو کل تلویزیون هست

.صبح میریم

300مایل تا مرز بریم و دیگه .مشکلی برامون پیش نمیاد

.باید به مامانم زنگ بزنم، جانی چی بهش بگم؟

فقط ردیف باش، عزیزم. فقط بگو .همه‌چیز خوبه

.بگو داریم ازدواج می‌کنیم

.اینطوری نظرش درباره‌ام عوض میشه

جدی میگی؟ جدی میگی، جانی؟

یا کوکائین باعث شده اینطوری بگی؟

.عزیزم، البته که جدی میگم به محض اینکه به مکزیک بریم، من و تو

.با هم ازدواج می‌کنیم .و به خوبی و خوشی تاابد زندگی می‌کنیم

.می‌دونی، هیچوقت رسماً ازم درخواست نکردی ولی، فکرکنم همین هم

.کافی باشه

تا چند روز دیگه، میشی .خانوم جانی جونز

دیگه نیاز نیست اداش رو در بیاریم و بالأخره می‌تونم یه حلقه

.تو دستت کنم .تا بشی زن واقعیم

،فکرمی‌کنی اگه بمیرم ...می‌تونی احیام کنی

مثل بقیه؟

خدایا، واسه چی همچین حرف‌هایی می‌زنی؟ اگه زمانی بلایی سرت بیاد

.می‌میرم .تو کل زندگی من هستی، بکا

.خودت می‌دونی

.جدی میگم، جانی - ...اینطوری حرف نزن. بیخیال، فقط -

فکر می‌کنی موهبتت فقط روی بعضی‌ها جواب میده؟

،نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه .فقط پیش میاد

حتی حرف زدن درباره‌اش .بهم حس عجیبی میده

موضوع بحث رو عوض کن، باشه؟

.باشه

...یه سؤال ازت دارم - چی؟ -

.مهم نیست .سورپرایزه

چی؟

...هفته‌ی بعد تولدته .فکرکنم بتونم بهت بگم

چیه، مامانت بالأخره ازم خوشش اومده؟

.بهتر

چی خب؟ .بگو دیگه

.کشتی من رو

.باشه

.قراره پدر بشی، کشیش جونز

شوخی می‌کنی؟

جدی میگی؟

مطمئنی؟ - !آره -

خدای من. قراره .بابایی بشم

یادته اون روزی گفتم می‌خوام برم داروخونه؟

.آره

خب، سه تا تست حاملگی گرفت .و همه‌شون مثبت بودن

!لعنتی .قراره بابا بشم

.قراره بابا بشم .پشمام. باورم نمیشه

.قرار پدر عالی‌ای بشی - .ممنون -

.خدای من

،فقط فکر کن عزیزم .چند روز دیگه توی بهشت هستیم

.بالأخره سر و سامون می‌گیریم .دیگه چرخیدن از این شهر به اون شهر کافیه

.می‌خوام یه مأموریت رو شروع کنم شاید یه

.مبلغ مذهبی بشم، نمی‌دونم .بالأخره می‌تونی بهم اسپانیایی یاد بدی

فقط من و تو، و بچه که .میشیم سه نفر

.فقط به اندازه یه توپ کوکائین مونده

.وقتی تموم بشه، دیگه نمی‌زنم .قول میدم

.ترک می‌کنم و درست زندگی می‌کنم

مکزیک چطوریه؟ ،می‌دونی فامیل‌های من

.همه اهل اونجا هستن

.خیلی شبیه این‌جاست .کوهستان و نور خورشید

.زندگی آروم‌تره .مردم خیلی خوبن

روحانی. جای خوبیه که .یه مدت بهش بگی خونه

فروشگاه دارن؟

.به خدا همیشه فقط به این فکر می‌کنی .یا مسیح

.باید واسه مردم خوشگل باشم تازه، این روش من برای مقابله با

اضطرابه. و خیلی زود به لباس‌های .بارداری نیاز دارم

وای، کاش یه راه ارزون‌تر واسه مقابله .با اضطراب پیدا می‌کردی

...بدجوری رو دستم خرج می‌ذاری

میرم یکم تنها باشم، خب؟

.یکم با خدا صحبت کنم - .آره -

تنهایی مشکلی برات پیش نمیاد؟

.اوهوم

.سلام .صبح بخیر خوابالو

.زودباش. گشنمه .پاشو. قهوه می‌خوام

...تازه 6:30 شده .ده دقیقه بیشتر

زودباش. روز طولانی‌ای در پیش داریم. باشه، باید

.به مامانم هم زنگ بزنم

.پاشو. بد اخلاق

.باشه

.باید برم بشاشم

.زودباش

چیز دیگه‌ای می‌خواید؟ .باشه

خب کجا میرید؟

.مکزیک

مکزیک؟ دیوانه‌اید؟ اون شهرهای مرزی از خاورمیانه هم

.خطرناک‌تر هستن .اونجا میدون جنگ شده

حتی یه روز هم حاضر نیستم چنین آرزویی .برای بدترین دشمنم بکنم

.خدا با ماست، آقا .من یه واعظ‌ام

.میرم اونجا برای شفا دادن ،بیمارها، فقیرها

.پیرها .میشه گفت تو مأموریت بخشش هستم

.ریدم توش. یعنی، لعنت بهش، کشیش خب، بهتره امیدوار باشی

.و دعا کنی خدا سمت تو باشه می‌دونی یه زوج چند هفته پیش

...رفتن اونجا .از اون موقع خبری ازشون نشده

.شایعه شده دزدیده شدن

.برای اخاذی نگه‌شون داشتن

.مراقب هستیم ...میشه

این رو تو پاکت بذاری؟ .سعی داریم قبل از شب شدن از اینجا بریم

.آره، میشه 23/5 دلار

هی، بیلی، بهتره .توالتت رو یه نگاه بندازی

،هربار سیفون رو می‌کشم آب برمی‌گرده

.بالا

.عزیزم، توی ماشین منتظر می‌مونم

.حالم خوب نیست

.باشه

چرا هر بار میای اینجا برینی

توالت رو خراب می‌کنی؟

حالا باید برگردم اونجا و دوباره .بازش کنم

...آره، آره، آره

میشه این رو تو پاکت بذاری؟

.بذار پول خوردت رو بدم، کشیش

.مایک، این آقا واعظه

.شوخی نکن

.آره، می‌خواد بره جنوب مرز

داشتم درباره‌ی کارتل‌های مواد و

آدم‌ربایی‌های اتفاق افتاده تو مکزیک .بهش می‌گفتم

مکزیک. آره، خب از کجا میاین

مرد واعظ؟

.تگزاس .شرمنده... آریزونا

اگه می‌خوای به مکزیک بری

چرا از نیومکزیکو اومدی؟

بکا! ربکا، مشکلت چیه؟ !بیخیال

یا مسیح. چه غلطی کردی؟ .زودباش. باید بریم

.وای خدا. زودباش

.لعنت. لعنت. آخه نمی‌فهمم، بکا نمی‌فهمم

.چی بهت غلبه کرد

.زدی ترکوندی‌شون

.متأسفم

.دهن‌مون گائیده است

.نمی‌خواستم یه مادر تنها باشم .ترسیدم، جانی

خب فقط... دفعه‌ی بعدی بذار ...من حلش کنم

باشه؟ فقط... دیگه !به مردم تیراندازی نکن. کیرم توش

...عزیزم فکرمی‌کنی بتونی تو شهر بعدی

توقف کنی؟ باید برم دستشویی و می‌خوام به مامانم

.زنگ بزنم. چیزی بهش نمیگم، قول میدم .فقط باید باهاش صحبت کنم

.حالم رو بهتر می‌کنه

.آره، فکرکنم فقط... باید این ماشین رو

.از دید خارج نگه داریم، عزیزم .حالا دیگه تحت تعقیب هستیم

.حالا دیگه فیلم‌مون رو دارن .دیگه تمومه. راه برگشتی نیست

.فقط حدود 50 مایل مونده .لعنتی

.دلم واسه مامانم تنگ شده

.لعنتی .می‌دونم، عزیزم

دیگه قاتل شدم. شدم مثل .چارلی مدسون کصکش

...منسون، عزیزم. منسون یه روانیه. تو

اصلاً شبیه اون نیستی. سعی داشتی .ازمون محافظت کنی. می‌فهمم

.درک می‌کنم. خدا تو رو می‌بخشه .من می‌بخشمت

.فقط نباید چنین کاری بکنی

قول بده بچه‌مون رو درست .بار بیاریم

نه مثل خودمون. از کارهایی که کردیم .خجالت می‌کشم

.قول میدم عزیزم .همه چیز درست میشه

.موفق میشیم

الو؟

.سلام مامان، منم بکا

میا، چرا بهم زنگ نزدی؟ .بدجوری نگرانت بودم

.ببین مامان. فقط یه لحظه وقت می‌خواستم

فقط می‌خواستم بهت زنگ بزنم و بگم .که حالم خوبه

،میا .من فقط نگرانتم

.خواهش می‌کنم بیا خونه

،ببین مامانی .من و جانی داریم میریم مکزیک

.می‌خوایم یه خانواده رو شروع کنیم

بیشتر از این نمی‌تونم بهت بگم ولی

قول میدم به محض اینکه برسم، بهت بیشتر میگم... باشه؟

خدای من میا، مکزیک باشه، خواهش می‌کنم

فقط مراق باش و وقتی رسیدی

.بهم زنگ بزن

.حتماً. قول میدم .باشه، مامان... باید برم

.ولی، دوستت دارم

.خدافظ عزیزم. منم دوستت دارم لطفاً مراقب باش، یادت نره

.زنگ بزنی... دوستت دارم

.خدافظ، مامان

.خدافظ

.چیزی نمونده .پنجاه مایل دیگه می‌رسیم

.برامون خوشحالم .مامانم بدجوری اضطرابیه

.باید به محض اینکه رسیدیم بهش زنگ بزنم نمی‌خوام بهش

.سخت بگذره .عاشقتم

.منم عاشقتم، سکسی

پس می‌دونیم اگه پسر بشه .اسمش رو می‌ذاریم جانی سوم

ولی، اگه دختر باشه چی بذاریم؟

.نمی‌دونم .توی اسامی سررشته ندارم

.فقط یه چیزی از انجیل پیدا می‌کنیم .همیشه شرط‌بندی مطمئنیه

.باشه اَبیگیل چطوره؟

.وای خدا، هرچیزی جز اون، بکا یا مسیح! اَبیگیل؟

.اسم پیرزن‌هاست

آنا چطوریه؟ .یه خاله به نام آنا دارم

.آنا، باشه. خوشم اومد

.پس می‌ذاریم آنا .ولی هنوز واسه اینکه بذاریم تری امیدوارم

تری؟ تری چیه؟ فکرکردم قراره بذاریم جانی سوم؟

آره... جان... تری یعنی .سه. فکرکنم یه چیز سفیدپوستی باشه

.خب، هرچی .قراره پس بشه. می‌تونم حسش کنم

شهروند آمریکا هستی؟ انگلیسی حرف می‌زنی؟

.انگلیسی حرف نمی‌زنم

.در رو باز کن، لطفاً

!اسلحه داره

لعنتی. چی‌شده؟ .خوب به نظر نمیاد

اونجا مرزه؟

.نه، یه ایست بازرسیه

اون چه کوفتی بود؟ .نه، نه، نه

نه! چی‌شد؟ .یا مسیح. بکا. نه، نه

.خوب میشی .خوب میشی. کیر توش

!کمک

.خوب میشی .وای خدا. وای خدا

...ربکا. وای .نه، خدایا

!کمک

خدایا، چی‌کار کنم؟ نه، نه .بکا، وای

خدایا. وای خدا. یه بار دیگه بیشتر از همیشه نیازت دارم

.خواهش می‌کنم پدر بهشتی این زنی که عاشقشم و بچه‌ی

.به دنیا نیومده‌ام رو نجات بده .خدایا خواهش می‌کنم. من رو به جاشون بکش

.خدایا خواهش می‌کنم .لطفاً من رو به جاشون ببر

.عزیزم، عزیزم .خون‌ریزی داری

.جات امنه. جات امنه

نه! عزیزم؟ - .خدایا شکرت، جات امنه -

...فقط تو و بچه مهم هستید .مراقب بچه باش

چی‌شد؟ !نه

.خدا می‌خواد من رو به خونه ببره

جانی؟ !هی عزیزم. نه، نه

.خب، اینطوری بود که من مردم .یه سری اشتباهات کردم

.اشتباهات بزرگ .خدا قدرت کمک و شفا بخشی رو بهم داد

گاهی ازش برای خوب شدن مردم استفاده می‌کنم و خیلی وقت‌ها اجازه میدم

خودخواهیم و نبود ایمانم .مداخله کنه

پدر خوب نقشه‌های .بزرگ‌تری برای من داره

.پس تصمیم گرفته من رو به خونه ببره

.حال ربکا و بچه خوب میشه

.خدا یه معجزه‌ی آخر دیگه رو برام ممکن کرد

زندگی برای عشقم و آینده .برای بچه‌ی به دنیا نیومدم

،اگه براتون سؤاله ...یه فرشته الان تو گوشم زمزمه کرد

.قراره اسمش بشه تری اگه بچه مثل من بشه

.بکا بدجوری سرش شلوغ میشه ،من که شکایتی ندارم

...با در نظر گرفتن همه چیز ،خوب و بد

...واقعاً یه مرد خوش شانس بودم

!بدرود

illusion مـترجم: اميرعلی

دانلود فيلم و سريال در کانال تلگرام ..::T.me/ANTEN_MOVIE::..

« اولين سايت پيش‌بينی ورزشی با آپشن‌های ب‌نظير » ::. BPersia.Win | بی‌پرشيا .::

::. ساب دی‌ال | مرجع دانلود زيرنويس فارسی .:: « SubDL.TV »

:کانال من در تلگرام illusion_Sub

24/Jan/2018 WEB-DL

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.