Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co
:مترجمین Zaaraa90 & Highbury زهرا و داود
.قبلنا هر تابستون میومدیم اینجا
بعد از مرگشون، به این فکر میکردم .که برگردم اینجا
چون میدونستم هیچکس حتی نمیتونه .یه جنازه رو اینجا پیدا کنه
.میتونستم...ناپدید بشم
.هیچوقت بهم نگفته بودی
.خب، هیچوقت این کارو نکردم
پس همین الان یه جنازه رو توی جایی که تعطیلات .دوران بچگیت رو توش میگذروندی، دفن کردیم
.اونقدرا هم تعطیلات حساب نمیشد
یه خواهر و برادر بودیم که باید روی یه تخت .میخوابیدیم و با هم سر و کله میزدیم
اونم به خاطر اینکه چند متر .اون طرفتر با آب فاصله داشته باشیم
.به نظر که خوش میگذشته
ما تنها کسایی هستیم که .میدونیم "سیمپسون" مرده
.اون هیچ خانوادهای نداشت
.نمونه خونشو داره IGH خب
.متاسفم که این اتفاق براش افتاد .بیشتر از همه عصبانی هم هستم
اما نمیتونم از یه سلول .برم IGH توی زندان دنبال
.میدونم
و اگه پلیسا یه بار دیگه با یه جسد .پیدام کنن، یه راست میندازنم توی زندان
.اون خودش درک میکنه. فقط همه چیز خیلی مزخرفه
باید ماشینشو تمیز کنیم .و از شرش خلاص بشیم
.میدونی، حتی ماشین به اسمشم نبوده .شاید دزدیده بودتش
سیمپسون" حسابی میخواسته" .از خودش محافظت کنه
.کلی مهمات داشته
.آره. میدونسته قراره با چی روبرو بشه
.هی. نه. نگهشون میداریم
چی؟
.منم میدونم باید با چی روبرو بشیم .و تا جایی که میشه باید از خودم دفاع کنم
...خب
وقتشه که یه سری خاطراتمو .از مغزم بکشم بیرون
چطوری؟
باید به هر پروندهای که از .داری، یه نگاه بندازم IGH
.نگاه کردن بهشون، برات سخته
.آره. گذشتهام داره باعث مرگ ملت میشه .پس حق انتخابای زیادی ندارم
.شاید من یه دونه داشته باشم
همراهش الکل هم سرو میشه؟
.یه نفس عمیق دیگه
...از طریق بینیت
.و از دهان بده بیرون
با هر نفسی که میکشی، بیشتر .و بیشتر احساس آرامش میکنی
میشه یه بالشت دیگه داشته باشم؟
.هفت تا بالشت گرفتی
،میدونم کار سختیه
،اما وقتی در مقابل حرفام مقاومت کنی
دسترسی به منطقهی .هیپنوتیزمی سختتر میشه
.آخه با روانشناسا سابقهی خوبی ندارم
.ما روانشناسی نمیکنیم. داریم بسطت میدیم
.خیلهخب، برگردیم به همون نفس کشیدنمون
...بده داخل
،و همینطور که نفستو میدی بیرون .میخوام مکان امنت رو تصور کنی
.یه جای آرامشبخش، ساکت
.توی مکان امنت، یه در وجود داره
.اون در رو تصور کن
.به سمتش برو
.حالا بازش کن
.بازش کن و به سمت خاطراتت برو
.من مکان امنی ندارم
.بیمارا اغلب کنار دریا رو انتخاب میکنن
.آره، اصلاً - .یا خونهی دوران بچگیشون -
.اوه اوه - خیلهخب. برای اینکه آروم بشی، کجاها میری؟ -
.بار رودی. بین خیابون نهم و چهل و پنجم .الکل خالص دارن و هات داگ مجانی میدن
.جس"، فقط بهش بگو که چیا یادت میاد"
اون یه خاطراتی از یه موجودی داره .که صورتش گوشتیه
.خاطره نیست .موجودای صورت گوشتی، اصلاً وجود ندارن
خب، حتی اگه ذهنت همچین چیزی رو از خودش .ساخته باشه، بازم میتونه کمکت کنه تا درو باز کنی
.از اول شروع کن
.دکتر "تیبالد"، خیلی متاسفم
.جس"، گفتی میخوای سعیتو بکنی"
تا یادم بیاد، آره. نه اینکه با یه .روانشناس قلابی، روی مشکلاتم کار کنم
.میدونی، هر چیزی که روت جواب میده، بده .فقط بهم بگو که چطوری میتونم بهت کمک کنم
.برو سراغ بقیهی ایمیلای طرفدارات
شاید "ویزر" تنها کسی نبوده .که میخواسته بهت دسترسی پیدا کنه
.پس پیداش کردی - .یادم رفت بهت زنگ بزنم -
.آره، توی به آخر رسوندن کارا، گند میزنی
.ایستگاه رادیو گفت مریضی
.متاسفم
پیداش کردی؟
اون داستان لعنتی رو پیدا کردی؟
.جس"، بهتره دیگه بری"
چقدر رابطهها قشنگن، نه؟
.باید صبرکنن .خودم از زمان اطلاع دارم
بهم اعتماد نداشتین که خودمو به اتاق کنفرانس برسونم؟
نه. فکر کردیم بهتر باشه جلسمون رو .محدود به شرکای اصلی بکنیم
.پس خودمون اومدیم پیشت
."به نظر حالت خوبه، "جری
از کجا فهمیدین؟
اوه، مهم نیست. توام همون .قراردادی رو امضا کردی که ما کردیم
،با هم همدردیم
اما بند افشای پزشکی نیازمند اینه که هر تشخیص بالقوهای رو که
ممکنه روی عملکرد کاریت .تاثیر بذاره، افشا کنی
.من خوبم
.البته فعلاً
.ما سهام زیادی رو کنار هم داریم
آره. قضیه دادخواست "پم" هست. درسته؟
من حلش کردم. دیگه چی میخواین؟ - .یه کم اخلاقیات -
.اوه، خواهشاً - بذار بحثمون رو حرفهای ادامه بدیم، باشه؟ -
مگه اینکه از روی نعش من .رد بشین تا اسممو از روی در بردارین
.و به این زودیا هم این اتفاق نمیافته .حتی مهم نیست چقدر آرزوی این اتفاقو دارید
."مسئولیتش با تو بوده، "جری .این دفعه شانس آوردیم
."لیندا"! ببین، "جری" .من، به شخصه، خیلی متاسفم
.همچین چیزی رو واسه هیچکسی نمیخوام
اما برای محافظت از شرکت .وظیفه داریم وفادار باشیم
یه کانال استاندارد برای مذاکره .در خصوص شرایط جداییت خواهی داشت
.هیچ مذاکرهای در کار نیست .هیچ جداییای در کار نیست
.چون من از اینجا نمیرم
...خواهش میکنم تجدید نظر کن
.وگرنه مجبوریم بیرونت کنیم
.رسماً به فنا رفتیم
بیرونم کردن؟ کی گفته؟
مدیر ساختمون. میدونستی داشتن یه کسب و کار تجاری
توی ملک مسکونی یه کار غیرقانونیه؟
.البته که میدونستم
اصلاً "تریش" رو پیدا کردی؟ - .آره -
حالش خوبه؟
آره، تو حال خودش بود و یادش رفته بود .جواب تلفنا رو بده. همش همین
به نظر میرسه یه اتفاقایی .داره براش میافته
.لاشی
میخوای چیکار کنی؟ - .میخوام حلش کنم -
اگه یه مشت حوالهی صورتش کنی .هیچوقت باهات راه نمیاد
.تجربهام که اینو نمیگه
.وقتشه که رزومه رو آپدیت کنم
این چه گوهیه؟
!وووا - .بابا، اون گفت گوه -
.وقتی بچم هست، حواست به حرف زدنت باشه
اوه، گویا این بابای متعصب الگوی اخلاقیـه قشنگیه؟
.تو داری قانونو نقض میکنی
همینطور لبخندزنان داشتی .همسایهها رو چک میکردی
.تا اینکه فهمیدی با بقیه فرق دارم
.به این میگن تعصب
.قرار نیست واسه تو تبعیض قائل بشم
مردم این ساختمون میخوان .خانوادشونو توی امنیت بزرگ کنن
.من مث سگ امنم - هان؟ -
قدرتای ماورایی؟ مرگای اتفاقی؟ پلیسا؟
من و مستاجرام میخوایم .از همهی این چیزا دور باشیم
پلیسا؟ همش به خاطر همینه؟
.همش به خاطر توئه .پس باید از اینجا بری بیرون
،شاید بخوام اول یه صحبتی با صاحبخونه داشته باشم
.چون دوست داره این دور و اطراف باشم .به نظرش از سرمایهاش محافظت میکنم
.شاید قبل از جنازهها اینطوری بوده
چون اونم الان با من موافقه .که تو به اینجا تعلق نداری
.سی روز وقت داری
.بدون پشتیبان دنبال یه سرنخ خطرناک رفتی
.مواظب بودم - !احمق بودی -
!اینجوری خودتو به کشتن میدی - !هی، بکش عقب -
".مردم دارن میمیرن" .حرف خودته، نه من
،نمیدونم پات به چه قضیهای باز شده .اما داری بدون فکر راهتو پیش میبری
.همش مزخرفای جنسیتیه
.مث این بود که بگی توی سوریه، بمبی نمیزنن - .خدا لعنتت کنه! من نگرانت بودم -
.مرد، کارما چه چیز گندیه
منظورت چیه؟ - ."سرجین" -
رابطهی قبلیت؟
.بعد از سه ماه ماموریت برگشتم خونه
.و اونم گذاشته بود رفته بود .کلاً رفته بود. بدون اینکه چیزی بگه
.گفتی از لحاظ روحی ثبات نداشت ...به خاطر همین این
...اون بی ثبات نبود. فقط از اینکه
همیشه نگران بود و نادیده .گرفته میشد، خسته شده بود
.دیشب، منم همینطور بودم
.واقعاً متاسفم
عزیزم، کسی تورو هدف قرار داده؟ - .نه -
.خب، نمیدونم. شاید تو هدف باشی
...گوش کن
...این چیز، یعنی منو تو
رسانهها عاشق همچین چیزین
یه خبرنگار جایزهدار با کسی که" ."تو بچگیش ستاره بوده، دوست شده
.از نظر من تیتر رسانهها این نیست
منظورم اینه که همه میدونن .من به تو اهمیت میدم
به نظرم بهتره که فاصله بگیری .تا من و "جس" این پرونده رو ببندیم
.همچین اتفاقی نمیافته - .خب، باید بیافته -
چطوره هر دومون دیگه بهم دستور ندیم که چیکار باید بکنیم؟
.میدونی چیه؟ میخوام برم
.یه کم زمان لازم دارم
."جری" - ."الان وقتش نیست، "فرانکلین -
.پیشنهاد خرید سهام
.چاو" مجبورم کرد آمادش کنم" .هیچ راه چارهای نداشتم
نمیدونم قضیه چیه اما اون !بند افشای پزشکی، مزخرفه
.فرانکلین"! باشه"
.بس کن
تو مریضی. نذار به خاطر این مسئله .واست تبعیض قائل بشن
.بذار یه کاری بکنم. بذار کمکت کنم
میخوای کمکم کنی؟ - .میتونیم در مقابلش بجنگیم -
فکر میکنی ما با هم دوستیم؟
ببخشید؟ - فکر میکنی -
چون پشت یه میز بودیم ،و چند بار توی یه دادگاه حاضر شدیم
حق اینو داری که خودتو قاطی مسائل زندگیم کنی؟
تو مشکلاتم؟ مشکلات یه شریک؟ مشکلات رئیس لعنتیت؟
...منظورم این نبود - .نمیتونی کمکم کنی -
.نمیتونی هیچ کاری جز شغلت انجام بدی
پس یه کم احتیاط کردن رو تمرین .و سرتو لای برفا فرو کن
.چون کلهات متعلق به همونجاست .نمیخواد سرتو تو ماتحت من فرو کنی
.تو به نیرو نیاز داری
هیچکس تنهایی وارد .همچین مسئلهای نمیشه
.خب، بذار اولین نفری باشم که امتحان میکنه
.چیزای بدتر از مرگ هم وجود داره
.به محض اینکه غذای کرما میشی، تموم میشه
.هیچ دردی نیست
.ساکت
،در حالی که بقیمون توی شرایط سختی هستیم
قطعهها رو میچینیم .تا همه چیز رو به یاد بیارم
.یا نمیدونم، سعیمونو میکنیم تا اینکارو بکنیم
.جس"؟ یه چیزی پیدا کردم"
.واو. داشتی کار میکردی
.منم همینطور
چی میخوای؟ صدای طبل؟
.حق با تو بود
.مدیر ساختمونمون، یه گذشتهای داره
.گند کاری کرده بوده
".جعل اسناد"
از کجا میدونستی سابقهی جرم داشته؟
،ملت معمولاً وقتی از اسم پلیس میترسن
که یه بار روی صندلی عقب .ماشین پلیس نشسته باشن
پس صاحبخونمون خیلی اتفاقی این یارو رو جایگزین "آلفردو" کرده؟
آلفردو" دیگه کیه؟" - .مدیر قبلی. آدم خوبی بود -
.همسرش یکشنبهها پاستا درست میکرد
.توی ساختمون پخش میکرد
.البته فکر کنم به تو نمیداده
."از معدود لحظاتی که یه چیزی یادت میدم"مالکوم
اگه مدیر قبلی همچین نازنینی بوده ...که بارها پاستا پخش میکرده
...اما اخراج شده
.اسکار" یه نقطهضعفی از صاحبخونمون داره" - .یه ملاقات جور کن تا ببینیم قضیه چیه -
.و خوشاخلاق باش
.هرچی خوشاخلاقتر، بهتر .یوجین آدم عوضیایه
دکتر "لزلی هنسن" دههی 90 توی بیمارستان
.مترو جنرال کار میکرده و بعد غیبش زده
.بیست سال سابقه یه دفعه پاک شده
.و این کار خیلی سختیه
.زود باش بگو
".بهت گفته بودم"
حتی باید اعتراف کنم که .دکتر هیپنوتیزمیه یه حرکتی زد
."درو باز کن"
.بهت گفته بودم
گریفین" چقدر عصبانی بود؟"
.فقط عصبانی نبود. نگران بود - .بایدم باشه -
چون من یه خبرنگار رادیویی کوچولوی بیتجربهام
که حتی نمیتونم از یه ساختمون بپرم؟
.چون داریم نزدیک میشیم .و همه چیز داره خطرناکتر میشه
بهش گفتم تا وقتی قضیه .تموم نشده، ازم فاصله بگیره
شرط میبندم کسی که منطقهی جنگی رو .با چشم خودش دیده، ذاتاً این حرفو قبول میکنه
.آره
.عاشقشم، میدونی
احتمالاً معنیش اینه که به پورن اعتیاد داره
.یا یه خانوادهی مرموز توی آیوا داره
آیوا؟
آره، خانوادههای مرموز همیشه .اون طرف کشور هستن
.اون اینطوری نیست
.من چکش کردم
بعضی وقتا باید تورو از دست .واژنت نجات داد
هیچی پیدا نکردی؟
.اوه، یه سری چیزا پیدا کردم
...یارو یه زندگیای داشته اما
.واقعاً آدم کار درستیه
.لعنتی - .آره -
.نباید بذاریم عاقبتش مثل "سیمپسون" بشه
از کجا آدرس "هنسون" رو پیدا کردی؟ - .از روی وام دانشکده پزشکیش -
رد پرداختیاشو تا این ساختمون گرفتم .که سال 1939 ساخته شده
هیچکس توی نیویورک بیخیال .یه آپارتمان کنترل اجارهای نمیشه. عمراً
.آره
!غذای چینی
دکتر"هنسن"؟
آهای؟
.شاید رفته فروشگاهی چیزی
.اینجا زیادی تمیزه
.شاید آدم منظمیه
.خیلهخب، شاید یه کم وسواس فکری داره
.شاید از اون آدمای احساساتی نیست
منم احساساتی نیستم .اما آشغال زیاد دارم
.حق با توئه. زیادی تمیزه
داره ردشو میپوشونه .یا یکی داره رد اونو میپوشونه
.خدا لعنتش کنه - .ردشو پیدا میکنیم -
دلم برای روزایی که نمیخواستم .از چیزی خبر داشته باشم، تنگ شده
.همش تقصیر توئه
.موافقم
.این آپارتمان دوباره اجاره داده شد
.به هرحال ازش خوشتون نمیاد .چون آسانسور نداره
مستأجرش کی اثاث کشی کرد؟
هفتهی پیش یه خانومی رو دیدم .که جعبهها رو میبرد زیرزمین
.اما برادرزادهام میخواد اینجا رو بگیره
لزلی هنسون"؟" خودش اینجا رو تمیز کرد؟
از کجا بدونم؟ بدون حرف زدن با همسایهها .به اندازهی کافی هم مشکلات دارم
.بریم زیرزمین رو چک کنیم
.ممنونیم
متوجه این بو میشی؟
.انگار کپکه. یا یه چیز سمی
.انگار از این چیزه میاد
فکر کردم از دهه 90 به بعد .از همین چیزی استفاده نمیکنن
آره، مطمئن نیستم دلم بخواد .توشو نگاه کنم
.داغ نیست ولی بوش انگار تازه اس
اگر منم روی یه کپه مدارک مربوط به ،آزمایشای انسانی غیرقانونی نشسته بودم
.میسوزوندمش
فکر میکنی چیزی باقی مونده باشه؟
.یه چیزی هست
!اوه، خدای من
!اوه، خدای من
!اوه، خدای من
...ممکنه
دکتر "لزلی هنسن" باشه؟
.نمیدونم
.باید هویتشو پیدا کنیم
.بهش دستم نمیزنیم
میتونم کمکتون کنم؟
.امیدوارم قربان .من توی ساختمونتون که توی خیابون 46ام غربیه زندگی میکنم
اگه مشکلی هست .ترجیح میدم با مدیر ساختمون حلش کنین
.متاسفانه، مشکل خود مدیره
...من برای کارآگاه خصوصی کار میکنم - چی؟ ببخشید... تو واسه اون کار میکنی؟ -
.برای "جسیکا جونز"، بله .و آقای "اروچو" داره سعی میکنه که بیرونش کنه
.شنیدم شما آدم منطقیای هستین
کی گفته من منطقیم؟
.شما شهرت زیادی دارین، قربان .توی ساختمون
.خانم "جونز" که نمیگه من منطقیام
اون گفت که من" یه صاحب .زاغه نشین دیوونم". حرف خودشه
.خب، مطمئنم منظورش این نبوده
.چون، مشخصه که شما آدم خوبی هستین
اون فرستادتت اینجا، درسته؟
.اوه، خیلی هوشمندانه بود
...آره، اون کاملاً عالی از جذابیته در حالی که تو
.تو اینطوری نیستی
.من فقط اینجام تا راجب شرایطمون حرف بزنم
.روزای صحبت کردن من به سر رسیده
.دیگه در دسترس نیستم - .نه، رفیق. شما متوجه نیستین -
.نه تو متوجه نیستی
.میبینی، این دوست پسرم، "کیو" هست
.بالاخره از کامبوج به اینجا نقل مکان میکنه
.متاسفم که وقتتو هدر داده
.مدیر جدیدتون داره متعصبانه رفتار میکنه - .نه، از نظر من مدیر جدیدم خیلیم خوبه -
،و اگه میخواد خانم "جونز" رو بیرون کنه .پس باید بره بیرون
."مائوری تاتلبام"
حداقل یه نفر هست .که بیشتر از من جنازه دیده باشه
.اما هرکدوم یه داستانی تعریف میکنن
.امیدوارم، "مائوری" داستان تورو بهم بگه
.اوه، لعنتی
.خوبه
."ممنونم، "مائوری
سلام، "مائوری". منو یادت میاد؟ - .مطمئناً. خوراک اردک -
.این دفعه توصیه میکنم "سیرد فوی گرس" بخوری
.یه لطف دیگه میخوام
.- تازه شروع کردم به گوش دادن به برنامهت - اوه؟
با اون داستانت در مورد .اون سرآشپز در بیروت حسابی غافلگیرم کردی
میخوای چیزای بیشتری در .مورد بیروت بشنوی؟ حله
.- باید بیشتر روی اینجور داستانها کار کنی .- دیگه نمیخوام در مورد سبک زندگی حرف بزنم
.گوش کن، دارم بهت پیشنهاد کمک میکنم قبول میکنی؟
در عوض چی؟
."اون جریان قطع عضو در خیابون "اورچرد .میخوام بدونم کار کی بوده
قطع عضو؟ .امروز چنین چیزی نداشتیم
.یه پلیس بهم خبرشو داد ."با این شماره ثبت شده "دی-بی-2-3-5-9-7
سر انسان ناشناس؟
.اوه، خدایا. دیشب زیادی مشروب خوردم
.""موری
وقتی هویتش مشخص شد .میخوام بهم زنگ بزنی
چی میخوای؟
.بیروت
.الان نباید بیای سر کار
نمیخوای بدونی که جریان صاحبخونه چی شد؟
.امشب نه، نمیخوام
دفعهی بعد که میخوای .دست رد به سینهم بزنی حداقل اول بهم بگو
راستش هیچکس اینطوری .دست رد به سینهی کسی نمیزنه
.خب، گاز نگرفت
یه دوستپسر کامبوجی داره که .داره میاد اینجا
حتی یه نقاشی از اون .رو درست جلوی چشم گذاشته
- نقاشی؟ .- آره، هوای "اسکار" رو داره
.عاشق یارو ـه
گفتش که رفتارش باهاش خوب بوده .اما زیاد وارد جزییات نشد
چه کار میکنی؟
.متصدی تعمیرات رو خبر میکنم
.هی، ببخشید که اینقدر دیر زنگ زدم .خودم نتونستم از پسش بربیام
.از این طرفه
.اونجاس
.آره، این ماه شدت خیلی زیاد بوده
.تنهات میذارم
."سلام "ویدو
چی شده؟ مگه فردا مدرسه نداری که تا این وقت بیدار موندی؟
بابام کجاست؟
طبقهی پایین. اما میدونی چیه؟ .بهم گفت که حواسم به تو باشه
.بابام از تو خوشش نمیاد
اما تو میاد درسته؟
...خب
تو اتاقت اسباببازی باحالی داری که بخوای نشونم بدی؟
کاپیتان آمریکا رو میشناسی؟
.مجسمهشو هم دارم
اما سپرش از گم کردم پس .یکی دیگه براش ساختم
.خودم تنهایی ساختمش
فقط یه آهنربا بهش چسبوندم تا .به نظر شبیه سپر واقعی بیاد
و بعدش رنگش کردم اما .سپر خود کاپیتان باحالتره
اما این یکی مجبور نیست دخل .موجودات فضایی رو بیاره، پس همینم خوبه
خانم باحال، داری میای؟
.الان میام
.بابایی
میشه کنارم بمونه و برام قصه بخونه تا خوابم ببره؟
نه، رفیق، دیروقته، باشه؟
.باید بری تو اتاقت، برو تو تختت
...- اما بابایی .- "استویدو"، کاری رو که گفتم بکن
.برو بیرون
قبل یا بعد از اینکه برای دوستپسر صاحبخونه گذرنامه جعل کنی نقاشیشو کشیدی؟
.فقط کافی یه تماس بگیرم تا بندازنت زندان
.این من نیستم که عفو مشروط دارم
داشتی جاسوسی منو میکردی؟
."آژانس کارآگاهی "ایلیاس
.درست جلوی در دفترم اینو نوشته
واقعا داری با دم شیر بازی میکنی، میدونی؟
.جعل کردن "گرین کارت" خیلی سخته .حتما باید کارت خوب باشه
ببین، اصلا برام مهم نیست .تو این بالا چه غلطی میکنی
.فقط حکم تخلیهی منو پاره کن
.ثابتش کن
اینا برای یه کارت شناسایی .جعلی گرفته شدن
اونا بخشی از یه کار .هنری هستن که میتونم ثابتش کنم
.اما زود باش، منو تحویل بده
.هی
وقتی پلیسها رو اینجا اوردم نمیدونستم که عفو مشروط داری. باشه؟
.عوضی نیستم
نیستی؟ کدوم آدمی از ...رویاهای یه بچه کوچولو سو استفاده میکنه
تا وارد آپارتمان یکی بشه؟
.فکر کردم خوابیده
بهانهت اینه؟
.اون بچه خیلی برام مهمه .باشه؟ دلیل زنده بودن منه
باشه، تو همچین کسی رو داری که چنین حسی رو بهت بده؟
یا همگی از دستت فرار کردن؟
شاید فکر کنی من دیوانهم، اما ...زمانی طبیعی بودم
...تولد 18 سالگیم بود. مست کرده بودم
...و توی بیمارستان بیدار شدم
کی تو رو فرستاده؟
چه غلطی میکنی "تریش"؟
..."گریفین"؟ چی
اوه، خدایا. تو اینجا چه کار میکنی؟
.- گفتی به زمان نیاز داری .- منظورم چند ساعت بود
.چند ساعت
چرا اینجا اینقدر تاریکه؟
.داشتم تحقیق میکردم
.گذر زمان رو از دست دادم
جریان اسلحه چیه؟
- چرا اصلا اسلحه داری؟ .- اسلحه دوست دارم
.حتما
.باشه
.خواروبار هم خریدی
.آره، برای تاسکباب رژیمی گرفتمشون
برام بامیه خریدی .و من به جاش کتکت زدم
.یکم داری گندهش میکنی .از این گذشته اسلحهی کمری قشنگیه
- بلدی خوب باهاش کار کنی؟ - حالا ازم میپرسی چقدر باهاش تمرین میکنم؟
...باشه. من
.اومدم تا مطمئن بشم حالت خوبه
خب، نیستم. و تنها کاری که .از دستم برمیاد اینه که منتظر زنگ تلفن بمونم
.به نظر نمیاد که منتظر باشی
این یارو یه سرنخه؟
.ممکنه باشه
ای کاش ایمیلهای .طرفدارها رو گوش میکردم
.راست میگفتی. زیادهروی کردم
هی، زیادهروی .دقیقا همون کاری ـه که باید بکنی
.تمام روزنامهنگارها میخوانت .روی یه سکو وایستادی
.این یارو باهات تماس گرفته
چند نفر دیگه دارن گوش میکنن؟
تمام اون جایزهها رو به خاطر هیچی نبردی، نه؟
.هی
میدونی، این همه مدت زنده موندم .بدون اینکه به آلتم تیری بخوره
.خب، میذارمش روی ضامن
.بعدش بامیه
- منظورت از بامیه سکس ـه؟ .- اوه، آره
.خدایا، لعنت خدا بهت
تا حالا هیچوقت .به محل کارت نیومده بودم
.یکی از آرزوهات براورده شد
امیدوارم بودم که این ...اومدنم از اون سر شهر
و سوار اون آسانسور کثافت شدن رو .به عنوان نشانهی صلح فرض کنی
علاقهای ندارم کاری که .از طرف تو میاد رو قبول کنم
.این یه شکایت قانونی ـه
اولین قدم در تنظیم .کردن یه کیفرخواست علیه تو
"پرایس چنگ" ازم شکایت کرده؟
.احمق
- و تو شدی وکیلش. چرا؟ .- میخواستم برگردی تو گله
- و فکر کردی این باعث میشه برگردم؟ .- درسته
...و بعدش
اتفاقی افتاد، و دارم .یه روش متفاوت رو امتحان میکنم
.الان دارم روی یه پرونده کار میکنم
...درست اینجا توی ذهن کوچیکم
و هیچ جایی برای تو .یا مزخرفاتت نیست
.مزخرف نیست
...من
.بهم پنج دقیقه وقت بده. خواهش میکنم
.باشه
.تصور میکردم که دفترت دقیقا همین شکلی باشه
.پنج دقیقه وقت داری
- بهتر نیست بشینیم؟ .- فقط بگو چرا اومدی اینجا
.به کمکت نیاز دارم
در مورد؟
پیدا کردن اهرم نفوذ در برابر شرکام تا .نذارم اونا منو از شرکت بندازن بیرون
- بر چه اساسی بندازن بیرون؟ .- قراردادی
- قانونی ـه؟ .- بله
ازت چی دارن؟
.بالاخره که میفهمم
."ای.ال.اس" دارم
.یه بیماری پیشرفته و مخرب دستگاه عصبی ـه
.میدونم
به شرکام این فرصت رو میده .تا از شرط مشکل پزشکی استفاده کنن
.حتی علائم شروع هم نشده
.گاهیاوقات گرفتگی عضله دارم
.بیشتر از هر چیزی آزاردهندهس
ممکنه هشت سال .طول بکشه تا منو بکُشه
.یا دو سال
.هیچکس نمیدونه
مسخرهس نه؟
تمام زندگیم رو صرف ...جمع کردن این قدرت و کنترل کردم
فکر میکردم یه جورایی ازم .محافظت میکنه
......اگر به خدا باور میداشتم
.میگفتم حس شوخ طبعی افتضاحی داره
...در مورد بازخرید کردن خودم فکر کردم
برم تو یه جزیره زندگی کنم ...عرق نیشکر بخورم با زنان زیبا عشقبازی کنم
هیچ کاری نکنم به جز .فکر کردن به آیندهم
آیندهم چیزی به .جز یه فیلم وحشتناک لعنتی نیست
.تنهام
.از خانوادهم دور شدم
...تنها کسانی که دارم موکلام هستن
...شرکتم
.و احترام همکارام
تنها چیزی که از خودم .به جا میذارم اسمم روی اون دره
.و کلی پول
قصد دارم قبل از مرگم .تا آخرین سکهشو خرج کنم
...""چاو" و "بنویتز
.بیعیب نیستن .حتما کثافتکاریهایی داشتن
.کثافتکاری همه جا پیدا میشه
.فقط باید بدونی کجا رو بگردی
.و اینم از برنامهی ما .ممنون که به "تریش تاک" گوش کردین
...اما قبل از اینکه برنامه رو تموم کنیم
میخوام در مورد مجموعهای حرف بزنم .که بزودی پخش میشه و برای همهمون مهمه
اسمشو گذاشتیم: قهرمانهای .ستایشنشدهی پزشکی
اولین قهرمانمون یک ...دکتر خلاق در زمینهی آسیبهای روانی ـه
که تحقیقاتش باعث .موفقیتهای بیسابقهای شده
.اسمش دکتر "لسلی هنسن" ـه
،حالا، میخوام به حرفهای دوستان .بیماران و همکاران دکتر "هنسن" گوش کنم
پس تماس بگیرین و در .یک برنامهی ویژهی "تریش تاک" شرکت کنین
ترجیح میدین از گرمای تابستون لذت ببرین تا ازش عذاب بکشین؟
آیا ماه جولای در "کابو" بهتر از ماه جولای در مترو ـه؟
...اعتماد
باشه، فقط تمام ...تماسها رو به گوشیم بفرست یا بهم پیام بده
یا ایمیل کن یا فکس کن .یا با کبوتر بفرست
.باشه، حتما
.ممنون
..."تریش تاک" من
.لطفا گوشی دستتون باشه
لطفا بگو یکی ـه که .دکتر "هنسن" رو میشناسه
.نه، خود دکتر "هنسن" ـه
."تریش واکر" هستم
.دکتر "لسلی هنسن" هستم .فکر کم بهتره حرف بزنیم
پس گفت امشب بیا دیدنم و تنها بیا؟ از این واضحتر میتونسته منظورشو برسونه؟
یعنی، نباید به خاطر .محتاط بودن سرزنشش کنی. افرادی مُردن
.آره، یکی از اونا تو زیرزمینشه
اما اگر واقعا کسی که میگه پس اونکه تو کورهس کیه؟
"موری" وقتی هویتش رو .پیدا کنه زنگ میزنه
تا اون موقع، میرم به ملاقات کسی .که میگه دکتر "هنسن" ـه
.- نه، نمیری .- به اجازهی تو نیازی ندارم
.دیدی که برای "سیمپسون" چه اتفاقی افتاد
.این پروندهی ماست
پس باید در موردش ...صحبت میکردیم که عاقلانهس بری روی آنتن و بگی
.سلام "آی.جی.اچ"، من اینجام. بیا منو بکش
تو هم به اندازهی من نمیدونی .داری وارد چه جریانی میشی
.با قدرت واردش میشم
.صدای من از رادیو پخش شده .میخواد منو ببینه
.- راست میگی .- ممنون
چه کار میکنی؟
"جس"، چه کار میکنی؟
"شبکهی "تی.ام.زی" عزیز، "پتسی .و "گریفین" رفتن بیرون. حواستون باشه
.خدا لعنتت کنه
نمیتونی یواشکی بری .اونجا وقتی پاپاراتزیها دنبالت افتادن
"گریفین" تمام تلاشش .رو کرد تا باهات خوب باشه
.درک میکنه
."سلام "ملکولم .بیا خونهی "تریش" و مراقبش باش
"کازمو". به نظر نمیاد .زیاد اهل خوردن مشروب قهوهای باشی
...قرار بود با "تریش واکر" حرف بزنم
.- غلط کردی. با من حرف میزنی .- امکان نداره
.بذار یه طور دیگه بگم
...با من حرف میزنی
.یا از تو گوشت ستون فقراتت رو میکشم بیرون
.میدونی که میتونم
چرا با "تریش" تماس گرفتی؟
.داره شایعهپراکنی میکنه
و تو میخوای چه کار کنی، بکشیش؟
.- میخواستم بهش حقیقت رو بگم .- خب، پس بیا همین کار رو بکنیم
.من به جات شروع میکنم .تو در بیمارستان "مترو جنرال" پزشک اورژانس بودی
.همینطور بیمارها رو به "آی.جی.اچ" میفرستادی
...هفده سال قبل
...یه دختر یتیم و مصدوم اومد و فکر کردی
.نمونهی عالی برای شکنجه دادن میشه
.نه
نه، پزشک اورژانس نبودی؟ یا این کار رو با من نکردی؟
چه کار کردم؟ زندگیتو نجات دادم؟
شوخی میکنی؟
.در مورد "آی.جی.اچ" اشتباه میکنی
"هر چیزی که دوستت "تریش .در مورد اونا گفته اشتباه ـه
- اونا کین؟ .آدمهای خوب -
همون آدمهای خوب یه جسد ."تو زیرزمینت گذاشتن، "لس
.همون آدمهای خوب خونه رو تمیز میکنن
شاید دارن از .اعتبار و میراثشون محافظت میکنن
دارن دفنش میکنن چون میدونن .کاری که کردن شنیع بوده
."حرف بزن "لس
به اندازهی 17 سال .سوال دارم و سوالات عمیقی هستن
.تو زنده موندی. و فقط همین مهمه
.برای "رابرت کولمن" هم اهمیت داشت
."و برای "کازلاو
."و "سیمپسون
.اونا مثل تو نیستن
چون مُردن؟
من بعدیم؟
"تریش" بعدیه؟
دیگه چی رو داری قایم میکنی؟
.مهم نیست
...یه بار دیگه اینو بگی
.میکشمت
.به من نگاه کن
"در بیمارستان "مترو-جنرال ...پزشک اورژانس بودی
.و بیماران رو به "آی.جی.اچ" میفرستادی
.ادامه بده
."خدایا، "ملکولم ...درم از فولاد تقویت شده ساخته شده
.و آپارتمانم پر از دوربینهای دوربرد ـه
.پس میتونی بری
.نه اگر میخوام شغلمو نگه دارم
.- باشه، بیا تو .- ممنون
."مریلین"، مسئول تبلیغاتی
کارت اینه که از بین ببریش .پس یه کاری کن از بین بره
"ببین، متاسفم "جس .مجبورت کرده این کار رو بکنی
.نه، اشکالی نداره
بعد از اون روز دیگه .به پیامهام جواب ندادی
.حرفی برای گفتن نداشتم
- میخوای از اون فیلم استفاده کنی؟ .- امیدوارم مجبور نشم
...تو
"جس" اون بیرون دنبال یه سرنخ .حسابی ـه و من اینجا گیر کردم
.دوست نداره همکار داشته باشه
..."مریلین"، به خدا قسم
"موری"، چی پیدا کردی؟
.هویت اون جسد جزغالهتو ."دکتر "لسلی هنسن
.فکر کنم توی همون ساختمون زندگی میکرده
- خب، چی شده؟ .- به "جسیکا" زنگ بزن
.بهم بگو چی شده
."آژانس تحقیقاتی "ایلیاس .پیام بذارین
...بهم گوش کن - !یا عیسی مسیح -
.بیرون ساختمون پر از پاپاراتزی ـه
...- میدونم آزاردهندهان .- نه، کمکم کن یواشکی از کنارشون رد بشم
.باشه
ببین، "جسیکا" شاید یه همکار نخواد .اما امشب به یه همکار نیاز داره
- هی، کسی اونجا حرفی هم زد؟ .- نه، مرد، متاسفم
.صبر کن، وایستا. هر چی میدونی بگو .میذارم اولین عکس رو تو بگیری و 200 دلار بهت میدم
"پذیرش گفتش که "پتسی ."رفته خونهی "گریفین". خیابون دهم و "گرینویچ
!بریم! بریم! بریم
!زود باشین
یه فناوری پیشرفته در .زمینهی دستکاری ژنتیکی بود
.- داشتیم جون خیلیها رو نجات میدادیم - با قدرت به مردم؟
.نه، قدرتها اثر جانبی بودن .در اثر یه واکنش نادر با دی.ان.ای خاص بوجود اومدن
.- خوش به حال من .- دقیقا راست میگی
.تو از مرگ برگردونده شدی
.واقعا میگم. تو مُرده بودی
.بدنت از کار افتاده بود .هیچکس فکر نمیکرد بتونی زنده بشی
.یه معجزه بود
.- باید میذاشتی بمیرم - چی؟
باید میذاشتی همونطور که .قرار بود با خانوادهم بمیرم
.چطور جرات میکنی اینو بگی
.من هیچکس نبودم
.زندگیتو داشتی. تواناییهای خودتو داشتی
!- به یه دلیلی زنده موندی .- به چه دلیلی؟ تو بهم بگو
.باید سپاسگزار باشی .باید از ستارههای لعنتیت سپاسگزار باشی
میدونی، فکر میکنم .به یه دلیل زنده موندم
تا مطمئن بشم هرگز .کاری که باهام کردی رو تکرار نکنی
...چقدر ناسپاسی
خوبی؟
تو کسی هستی؟
ملکولم"! خدای من. خوبی؟"
این دوستپسر جدیدته؟
اسمش چیه؟
اسمش چیه "پتس"؟
حالت خوبه؟
.هی، آزادی مطبوعات پس چی میشه
.هی، فقط دارم کارمو میکنم .لطفا نشکنش
.گیرت اوردم
:مترجمین Zaaraa90 & Highbury
تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.