All language subtitles for Loveless.2017.720p

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت رسانه‌ی کوچک .: LiLMeDiA.TV :.

:مترجم caped._.crusader

بچه ها، صبرکنید منم بیام

اونا اینجان تا آپارتمان رو ببینن

ریخت و پاشت رو جمع و جور کن

سلام، لطفا بیاید داخل- عصر بخیر-

من الان بهتون محافظای کفش میدم

نه، نه لطفا محض رضای خدا

اینجا محله‌ی خوبی ـه

محیط خوبی داره

یه ایستگاه مترو بزودی اینجا میزنن و فروشگاه هم همین نزدیکی هاست

یه کلیسا این اواخر اونجا ساخته شده

کلیسا چیز خوبی ـه

همسایه ها چی؟

همسایه های آروم و خوبی هستن

چرا دارید میفروشیدش؟

من و شوهرم داریم از هم جدا میشیم

...اوه من متاسفم

اشکالی نداره

بسیار خب، اونجا چی هست؟

اینجا حموم ـه

همم

و یه دستشویی هم اونجا

و اینجا چی؟

اینم اتاق خواب ـه

چند متر ـه؟

18

و اینجا؟

اتاق پذیرایی

اینجا چند متر ـه؟

25

25?

25

بعدی چیه؟

...خب اینجا هم اتاق بچه ـست

دارم میبینم

سلام کن

سلام

اون دوازده سالش ـه ولی پسر شلوغی ـه

تو یه مرد واقعی اینجا داری، دیگه چی میخوای

...یه مرد واقعی اون با کوچکترین مشکلی شروع به گریه کردن میکنه

...خب مامان- واسه من خب خب نکن، چند بار باید اینو تکرار کنم-

میشه دوباره بگی سر جمع چند متر ـه؟

85.4- درسته-

همم، متوجهم

سلام

داری استراحت میکنی؟

واسه تو چه اهمیتی داره؟

گفتم یچیزی گفته باشم

خب؟ اونا اومدن؟

گفتن راجبش فکر میکنن

باشه

و تو چی؟

راجبش فکر کردی؟

راجب چی؟

منظورت چیه؟ تو مادرشی

...من خیلی ازت خسته شدم

اون واقعا به یه مادر احتیاج داره

تو این سن و سال، اون بیشتر به یه پدر احتیاج داره

در طرف دیگه ...دونستن این که تو چجور پدری هستی

اون از اردوگاه بچه ها خوشش میاد، از مدرسه‌ی شبانه روزی هم طبیعتا خوشش میاد، اینا خیلی به هم شبیه هستن

اون یه روزی به ارتش ملحق میشه پس برای چی از الان شروع به عادت کردن نکنه

و تو چی میخواستی؟

تو میخواستی مثل همیشه باشه؟

تو میخواستی گند بزنی به همه چی و بعد اون گندکاری های تو رو جمع کنه، درسته؟

نه، نه، اینجوری اتفاق نمیوفته

من با این قضیه کنار میام و پشت سرش میزارم

در مورد تساوی چیزی شنیدی؟

اصلا میدونی که قراره بگیرنمون؟

کی قراره تورو بگیره؟ تو خودت به تنهایی میتونی همه رو بگیری

جونال

...کارگرای اجتماعی، نمیدونم روان پزشکای کودک

مامورای دولتی لعنتی

پس نگهش دار، خودت رو شکنجه نده

تو مشکل های بیشتری خواهی داشت تو مادرشی

حالا تصمیم گرفتی بهم اهمیت بدی؟

اوه، ممنونم

...جونال

جونال خیلی هم خوشحال میشه

انگاری که یه نوزاد رو از آتیش نجات دادی

خونه سوخته، خانواده سوختن، ولی بچه نجات پیدا کرده

کار شجاعانه‌ی کارمندای دولتی

...خب شاید شاید باید دوباره با مادرت صحبت کنیم؟

با مادر خودت صحبت کن روحش رو احضار کن و اینکارو بکن

من قبلا با مادرم صحبت کردم نمیخوام که دوباره باهاش حرف بزنم

...و اون مرتیکه‌ی ریشو قراره از این ماجرا خبردار بشه

اوه، الان میفهمم

من چقدر احمق بودم که فکر میکردم تو نگران بچه ای

چقدر خنده دار میشد اگه از شغل ارزشمندت اخراج میشدی، هان؟

طبیعتا، بعد این که بچه‌ی خودش رو به یتیم خونه میفرسته

این کاملا برخلاف عقاید مسیحی ـه، هان؟ اون رئیس ریشوت تاییدش نمیکنه؟

اوه خدای من، اون موقع چیکار میکنی؟ ...اون موقع من بهت میخندم

کافیه

ببین چقدر هم قاطع داره رفتار میکنه

چیه؟

داری به چی نگاه میکنی؟

دندونات رو به هم نمال

تو منو خیلی عصبانی میکنی

حرومزاده

خب کی قراره بهش درمورد این بگیم؟

ما؟

منظورت از ما چیه؟

تو باید بهش بگی

آره، هروقت که خواستی میتونی بهش بگی میتونی همین الان هم بیدارش کنی و بهش بگی

یالا، بهش بگو

حرومزاده

کافیه، تمومش کن دیگه در این مورد باهام حرف نزن

دیگه اصلا باهام حرف نزن من اصلا نمیتونم تحملت کنم

همین الان جول و پلاستو جمع کن گمشو بیرون چقدر میتونی صبر کنی

اگه خیلی طمع کاری من میتونم برات کارگر استخدام کنم

تا وسایلت رو جمع کنن

گمشو بیرون اون چیه دور گردنت؟ ازدواج ما خیلی وقته تموم شده

منم حقوق برابری با تو دارم

آره، آره، داری به هر حال هرچی که میخوای رو میگیری

لعنتی

عوضی

من دیگه گشنم نیست

بخورش، چرا باید بریزمش دور؟

من دیگه گشنم نیست

کاکائوت رو بخور

چرا اینقدر نحیف شدی؟ مریض شدی؟

من نحیف نشدم

خیلی خب بزارش کنار، من جمعش میکنم

و تشکرت چی شد؟

ممنونم

مواظب باش

عوضی

متاسفم

طبقه‌ی پنجم لطفا

ممنونم

سلام

سلام

سلام

سلام

سلام

نوش جان- ممنونم-

عصر بخیر- عصر بخیر-

دویست و پونزده روبل

هی، اگه شرایط تاهل من به عنوان کارمند این اداره عوض بشه

رئیس میفهمه؟

دیر یا زود میفهمه

اونم حین یه مهمونی اداری

چون همه باید تو اون مهمونی زن و بچه ـشون رو بیارن

و چرا داری میپرسی؟

فقط کنجکاوم

طی زمانی که اینجا کار کردم کسی رو ندیدم که طلاق بگیره

بخاطر این که این سیاست کاری ماست

خودتم اینو میدونی

آدما فقط به دلایل طبیعی از هم جدا میشن

...مثل مرگ و غیره

پس منظورت اینه که کسی تابحال طلاق نگرفته؟

مهمونی سال نو سال پیش

یکی از بچه های آی تی

یه همسر قلابی

با دو تا دختر آورد- امکان نداره-

چون از همسر واقعیش طلاق گرفته بود

اون اینجوری داشت با این موقعیت خودش رو وفق میداد

واو

...از کجا یه زن قلابی پیدا کرده

نمیدونم

شاید استخدامش کرده

ظاهرا هیچکس هنوز چیزی درموردش نفهمیده

اون هنوزم اینجا کار میکنه

شاید یبار دیگه هم ازدواج کرد

متوجهم

پس اگه طلاق بگیری و سریعا ازدواج کنی کسی متوجه نمیشه؟

آره، ولی اگه خانواده ـهاتون دوستای نزدیک نباشن

خانواده‌ی من نیست

پس کی اهمیت میده که تو چیکار میکنی

خب، آره

ببین، از کجا درمورد این یارو آی تی میدونی؟

خب، اولا

اون یکی از بچه های آی تی نیست

خودم این رو از قصد گفتم

اون از یه اداره‌ی متفاوته

ازم نپرس از کدوم

دوما

من این خبر رو از یکی دیگه شنیدم

خب، فهمیدی دیگه

در ضمن من خیلی وقته که باهاش

صحبت نکردم

ما فقط بعضی وقتا

به هم سلام میدادیم

تو به هیچ کسی نمیگی، درسته؟

درست مثل اعترافی که به پدر روحانی میکنی اینو پیش خودم راز نگه میدارم

تو چی فکر میکنی، قیامتی قراره باشه؟

مطمئنا قراره باشه

میشه یه چیزایی بهم بدی که باهاشون کار کنم؟

چیزی داری؟

خدا میگه ما باید به هم کمک کنیم

شاید یچیزی شب نصیبم بشه

این یه سود دو طرفه ـست، نگران نباش

همم

...اوه خدای من

اون خیلی نگران میشه

خوبه، بزار نگران باشه

اون بیچاره داره زجر میکشه

خوبه، اونا استاد گند زدن هستن ولی تو راست و ریست کردن اوضاع چی؟

فکر میکنی نگران بچه ـست؟

آره، درسته

اون از بانک وام گرفته، میترسه که از کارش اخراج بشه

میدونی، رئیسش خیلی آدم مذهبی ـه

یه فرد بنیاد گرا؟

همم

یه ریش بلند داره و کت و شلوار میپوشه

یه آدم جذاب؟

همینطوره

اون این عقیده ـش رو از اونجا شروع کرد

فقط درصورتی میتونی شغل داشته باشی که متاهل باشی

و همینطور غسل تعمید شده باشی

و طی تعطیلاتمون ما به همه‌ی معبد ها سر زدیم

آره، یادمه در طرف دیگه

یجورایی باحال و عجیب ـه

اوه بیخیال، خیلی خسته کنندست

پات رو خم کن

ولی اون بخاطر اینکار حقوق بالایی میگیره

پس اونجوری که من میبینم، اون واقعا داره نگران ـه

فکر میکنی اون واقعا ممکنه اخراج بشه؟

من از کجا بدونم

واقعا امیدوارم

خرجی ـت چی میشه؟

داری باهام شوخی میکنی؟

هی، فقط یکمی مونده آروم باش

دوستم یبار بهم گفت که

رئیسش به ورزش های سخت و خشن علاقه داره

واقعا؟- اره-

پس اونارو به پرش با چتر نجات یا قایق رانی

یا اسکی روی تپه میبره

اسکی روی تپه خیلی باحاله

...خب

زانوی دوست من اونجا میشکنه

و مجبور میشه برای یک سال زانوبند بپوشه

و رباط پاش پاره میشه

...سخت

پس بعضی از اون ها شروع به خرید گواهی های اینترنتی

مربوط به مشکل قلبی و فشار خون بالا کردن

و؟- اخراج شدن-

اگه مریض شدی، برو به یه بیمارستان- لعنتی-

پس این زیارت از معبد ها

و دعاهایی که میگی درمقابل اون چیزی به حساب نمیان برگرد

...خب نمیدونم، فکر کنم

تعطیلات یعنی تابستون و نور آفتاب و ساحل

...و یه هتل خوب

و دوس پسر جدیدت در این مورد چی میگه؟

اون مشکلی باهاش نداره

اون خیلی روشن فکر و امروزی ـه

خب، اون پول داره

سالم هم هست، چرا به روز نباشه؟

...بزن به تخته

نگران نباش، من چشم زخم ندارم

منم خرافاتی نیستم، این فقط یه واکنش بود

خب، اون طلاق گرفته؟ بچه ای داره؟

آره، سه سال پیش طلاق گرفته

دخترش بزرگ ـه و داره خارج از کشور تحصیل میکنه

فکر کنم تو پرتغال

و همینطور اونجا هم کار میکنه

و اون چند سالشه؟

47

جذاب ـه

اون یه تمرینات چینی انجام میده

سیگار نمیکشه و تقریبا مشروب هم نمیخوره

من حسودیم گرفت

خب، ببرش بالاتر؟- فقط یکمی-

و چه حسی درمورد پسرت داره؟

حس خاصی نداره

ظاهرا این پسر من ازم متنفره

درست مثل پدرش میمونه

حتی جدیدا بوی اون رو هم میده

نشان جنسیتی دوم اون داره بزرگ میشه

و تو میخواستی که اون برای همیشه مثل یه فرشته بمونه؟

ممکنه که شبیه یه فرشته باشه- اوه، سلام، میشه یه لحظه صبر کنی؟-

ولی خیلی موزی ـه

...اون تقریبا موقع زایمانش منو جر داد نمیخواست که بیاد بیرون

من تقریبا یه زایمان بیست و چهار ساعت داشتم

...زندگی سخته

درست مثل تایک من

هروقت که بهش نگاه میکنم به این حقیقت ناراحت کننده میرسم

که اون درست شبیه پدرشه

امیدوارم که تو کاپتونیا بمیره

ببین

...آره

ولی میدونی، اون مشروب نمیخوره

بهش گفتم که اگه بدونم مشروب میخوره بلافاصله میکشمش

اون دختر با شخصیتی ـه

ولی نه مثل پدرش بیشتر شبیه مادرش

چه جنده ای ـه

یادم رفت، دخترت چند سالش بود؟

نوزده، ولی اون واقعا احمق ـه

خب نه، اون باهوشه

اون مدرسه و امتحاناش رو تموم کرد

ولی هرکاری هم بکنی دیگه نمیخواد که درس بخونه

همه چیزی که میخواد اینه که ول بچرخه

بهش میگم: اگه حامله بشی زندگیت نابود میشه، اون موقع رو من حساب نکن

و اونم میگه که: من محتاطانه سکس میکنم

خب، حداقل اینکارو میکنه

من نمیدونم اون قراره چجوری زندگیش رو بگذرونه

نه حرفه ای داره، نه آرزویی

من بهش میگم که: میخوای چی بشی؟ یکی از اعضای پارلمان

بهش میگم که: تا وقتی زمان داری درس بخون

و اونم میگه که: برای عضویت تو پارلمان لازم نیست که درس بخونی

من چی میتونم بگم

پس دخترت باهوش ـه

بخاطر اینه که اون درست مثل منه

بله؟

ژینا، لطفا بیا طبقه‌ی پایین

همم

چرا چیزی بهش نمیگی؟

منظورت چیه؟

فروش آپارتمان چی شد خریدارها چی گفتن؟

گفتن راجبش فکر میکنن

ماشا

اگه پیشرفتی شده بود بهت میگفتم

چرا نتونستی تو این همه مدت بفروشی ـش؟

مگه تو املاک کار نمیکنی؟

تو میفهمی که اونا چیزای متفاوتی هستن، نه؟

نه، نمیفهمم

پلمنی رو برندار مامانم گفت که پلمنی رو برندارید

اون امشب کجاست؟ خونه؟

اوه

اون رفت خونه خاله ـش

من خودم هم ازش خسته شدم

امشب ما تنهاییم

خدارو شکر

چطور میتونی همچین چیزی رو بگی؟ اون مادر منه

هی، برو بروکلی رو بردار

1275 لطفا

آب

صبر کن

همه چی بین ما قراره درست بشه، درسته؟

تو مارو ترک نمیکنی، درسته؟

چی؟

...ماشا

دیوونه شدی؟

اون افکار از کجا اومدن؟

...من فقط بعضی وقتا خیلی میترسم و

من باهاتم

حتما این رو به زن قبلیت هم میگفتی

رابطه‌ی بین من و تو یچیز کاملا متفاوته

هیچکسی جز تو نمیتونه من رو اینقدر خوشحال کنه

و اون هیچکس شامل چند نفر میشد؟

بیشتر از ده تا؟

من خیلی گشنمه، تو چی؟

من این روزا همیشه گشنه ـم

در ضمن، احساس میکنم بهم توهین شده

میرم یچیزی بپزم

یه سیب برای من بیار

بگیرش

مرغ آب پز و بروکلی، هان؟

نمیخوام

من یه سالاد با خیار و گوجه میخوام

...واو، یه سالاد با خیار و گوجه

اگه تو خواب ببینی یکی داره دندونت رو درمیاره تعبیرش چی میشه؟

سلام- سلام-

چرا اینقدر زود اومدی؟

فکر میکردم یکمی بعد بیای تازه از سرکار رسیدم

دخترام نمیخواستن که از اینجا برن

هنوزم کلی مشتری هست

خب، داریم کجا میریم؟

ام؟

چرا ساکتی؟

یالا، بهم بگو این بار کجا میریم

ببین، میشه اولش یه هندونه سر راه بگیریم

خانوم جوون

میشه یه لحظه شماره ـتون رو بهم بگید؟

8-9...?

25

88

و اسمتون؟

سوفیا

من وقتی یکی اونجوری نگاهم میکنه نمیتونم غذا بخورم

متاسفم

باشه، داشتم شوخی میکردم

مدل موی جدید زدی، یا من اینجوری فکر میکنم؟

تو متوجه شدی

معلومه که متوجه شدم

من با دقت دارم نگات میکنم

هنوزم داری اینکارو میکنی؟

بعد کارایی که باهم کردیم؟

مخصوصا بعد کارایی که باهم کردیم

بعد کاری که دو روز پیش کردیم؟

یا سه روز پیش؟

...ژنیا

چیه؟

مشکل چیه؟

مشکلی پیش اومده؟

دخترا، بیاد به سلامتی عشق بنوشیم

به سلامتی عشق

شما خوشگلای من هستید

بیاید یه سلفی بگیریم

به سلامتی عشق و سلفی

هی

خوابی؟

عادلانه نیست

دوست دارم

میشنوی؟

من هیچوقت کسی رو دوست نداشتم

فقط مادرم رو دوست داشتم وقتی کوچیکتر بودم

و اون همیشه منو نادیده میگرفت

هیچوقت بهم اهمیت نمیداد

هیچوقت یه سخن محبت آمیز بهم نگفت

فقط به نظم و انضباط و تحصیل اهمیت میداد

همیشه تک و تنها بودم

اون زنده و سلامته، درسته؟

زندست

و درواقع خیلی هم سلامت ـه

ما خیلی باهم صحبت نمیکنیم

هروقت بهش زنگ میزنم آخرش به دعوا کشیده میشه

حتی بعدش هم نمیتونم بفهمم که چرا اینجوری شد

کی شروعش کرد

فقط با وجود تو من فهمیدم که دوست داشتن چجوری ـه

من شوهرم رو دوست نداشتم

و قبل اون هم کس دیگه ای رو نداشتم

و حتی با اون هم به اشتباه حامله شدم

اون خیلی خوشحال بود، پیشنهاد داد که ازدواج کنیم

همه چی مرتبه، ما با همیم

ولی من این رو نمیخواستم

من خیلی ترسیده بودم

من میترسیدم که سقط جنین کنم میترسیدم که نگهش دارم

خیلی نمیخواستمش

وقتی که داشتم زایمان میکردم فکر کردم قراره بمیرم

من رو برده بودن بخش مراقبت های ویژه

و بعدش، وقتی که آوردنش

من حتی نمیتونستم بهش نگاه کنم

انگاری که ازش چندشم میشد

من حتی شیر هم نداشتم

بعدا یجورایی بهتر شد

یه زندگی شروع به جریان کرد

یه مقدار

زندگی بدون عشق

آدم نمیتونه بدون عشق زندگی کنه

حتی الان، وقتی بهش نگاه میکنم و یا بهش فکر میکنم

مثل همین الان

انگاری که یه اشتباه نابخشودنی انجام دادم

من اون و خودم رو سرزنش میکنم

چقدر میخوام که خوشحال باشم

من یه هرزه ـم، نه؟

معلومه که هستی

تو دوست داشتنی ترین هرزه‌ی دنیایی

تو واقعا دوستم داری؟

بیا پیشم

آره، سلام

دیروز عصر الوشا رو دیدی؟

نه، دیشب خونه نیومدم، چطور؟

از مدرسه همین الان زنگ زدن

و گفتن که نه دیروز و نه امروز مدرسه نبوده

منظورت چیه؟

و کی زنگ زد؟

نماینده‌ی معلم ها

نماینده‌ی معلم ها؟

و اون چی گفت؟

که اونجا نبوده

نه امروز و نه دیروز کری چیزی هستی؟

خونه بوده؟

نمیدونم

من دیشب اومدم فکر کردم اون خواب ـه

امروز دیر بیدار شدم

فکر کردم که طبق معمول رفته مدرسه

گوشیش خاموشه، بهت زنگ زده؟

نه

...خدایا

دستپاچه نشو، اون برمیگرده چیکار میتونه بکنه جز این آخه

...ما باید به اون

به اون دوستش زنگ بزنیم

زنگ زدم، اونم ندیدتش

نه امروز و نه دیروز

متوجهم

و حالا کجایی؟

تو خونه، دیگه کجا میتونم باشم

و نمیتونی بفهمی که خونه ـست یا نه؟

نه نمیتونم

چرا؟

این که خیلی راحت ـه

پس بیا و خودت ببین

محض اینکه ندونی، من الان سرکارم

ما بیشتر از بیست و چهار ساعته که خبری ازش نداریم

اینو میفهمی یا نه؟

شاید مثلا همین الان تو آسانسور باشه

فکر میکنم دیگه داری زیادی گنده ـش میکنی

اون حتما یکاری کرده و الان هم

میترسه که اگه بیاد کتک بزنیش

...بخاطر همینه که داره یجایی ول میچرخه

پس حالا همه تقصیر ها گردن منه؟

...تو حتی

تو حتی نمیدونی که اون خونه بوده یا نه

احتمالا بوده

سلام؟

سلام؟

گوش کن

من همین الان به پلیس زنگ میزنم

و تو میتونی تو دفترکارت بشینی

و به این فکر کنی که چه اتفاقی ممکنه براش افتاده باشه

فهمیدی؟

احمق

داشا، نگاه کن

یه کارمند دفتری

یه اون یکی کارمند دفتری میگه

تو چه ماشینی داری؟

ولکسواگن پست

و اعتبار ولکسواگن هم دارم

خیلی خنده داره

ببین

...یه کارمند دفتری

...صبر کن، صبر کن، سریوژا

خنده دار بود

من تمومش کردم

خوبه، ممنونم

بگیرش

تو ماشین منتظرم بمون ما یه تماس دیگه داریم

باشه

چی میتونم بگم

من هیچ جرمی اینجا نمیبینم

چه جرمی؟

میدونی، بعضی وقتا

والدین فرزندشون رو میکشن و

بعد ادعا میکنن که بچه ـشون گم شده

تو اونجوری درمورد من فکر کردی؟

ما اول از همه در هرموردی این رو بررسی میکنیم

ما اینجا یه فراری داریم، طبق معمول

یه پسر دوازده ساله، با روحیه‌ی شورشی

که تو سن بلوغ ـه و هورمون هاش به جای مغزش تصمیم میگرین

اون یه چند روزی ول میچرخه و بعدش برمیگرده

خب، ما البته میتونیم بریم اداره‌ی پلیس

...یه چند ساعتی صرف پر کردن یه فُرم کنیم

و احتمالا امروز هم نباشه بهتره

حداقل بخاطر اینکه شوهرت هم باید اونجا حاضر باشه

و حتی اون موقع

فکر نکنم که این پرونده جلوتر از یه بررسی ساده پیش بره

تو میگی که هیچ جرمی درکار نیست

و اگه اون دزدیده شده باشه چی؟

چون اصلا نمیتونم تصور کنم که

اون الان کجا میتونه باشه

اون حتما یه جایی این اطراف داره چرخ میزنه

اون زیادی اون بیرون نمیمونه

اون راحت طلب ـه و راحتی هم چیزی ـه که اینجاست

اونا پیش خانواده هایی برمیگردن که اصلا نمیتونی تصورش هم کنی

چون که خیابون ها اصلا خونه‌ی مناسبی نیست اهمیتی نداره که خانواده ـشون چقدر مزخرف باشه

و اگه فرض کنیم دزدیده شده باشه هم

این مسئله اینجوری پیش میره

اولش باید یه بررسی میدانی انجام بشه که یعنی

با خانواده و خویشاوندان و

دوستان و شاهدان احتمالی صحبت میکنن

ما به حد کافی مامور برای اونکار نداریم

...بعلاوه‌ی این که کلی پرونده‌ی دیگه

مثل دزدی، ورود زوری و قتل اون بیرون هست

بخاطر همین، این بررسی میدانی ممکنه چند روزی طول بکشه

اگه تا اون موقع این بچه‌ی فراری به خونه برنگرده

عملیات جستجو شروع میشه

و اگه در اون حین ما مدرکی مبنی بر

قتل یا دزدیده شدن پیدا کنیم

رویه های مجرمانه اجرا میشن

ولی این توسط کمیته‌ی تحقیقات مشخص میشه

خودت که میدونی چقدر طول میکشه

نوشتن خود اون گزارش کلی زمان میبره

در اون حین بچه ها معمولا برمیگردن

و دوباره فرار میکنن

پس، تو کاری نمیکنی، درسته؟

خانوم، من دارم شرایط واقعی رو توضیح میدم

ما باید یکاری کنیم و همینکارم میکنیم

ولی در این مورد بخصوص

ما نه زمان و نه کارکنان کافی رو برای تعقیب هر نوجوونی نداریم

فهمیدم

یعنی که پرونده رو میندازین سطل آشغال، درسته؟

و من باید چیکار کنم؟

همینجا بشینم و منتظر بمونم تا برگرده؟

و اگه برنگرده چی؟

...حقایق چیزای لجبازی هستن

در بیشتر پرونده ها

فراری های نوجوون طی یه هفته

یا حداکثر ده روز برمیگردن

چیزی که من میتونم پیشنهاد بدم اینه که

اگه واقعا میخوای شروع به جستجو براش بکنی

برو به اینترنت

به سایت گروه جستجو و نجات

بهشون زنگ بزن و تمامی اطلاعات رو بهشون بگو

اونا بهت میگن که کدوم اطلاعات رو لازم دارن

اونا یه مشت داوطلب هستن، نه یه سرویس دولتی

اونا بیست و چهار ساعت ـه رایگان کار میکنن

بدون هیچ مقام مسئولی که بهشون دستور بده

الگوریتم کاری و موثری هم دارن

من از کجا میدونم؟ ما باهم خیلی نزدیک همکاری کردیم

ببین، این کارت منه

شماره تلفنت از قبل یادداشت شده

باهم در ارتباط خواهیم بود

فقط همین؟

برای الان، بله

باورنکردنی ـه

گوش کن

اگه افسر دیگه ای جای من بود

خشن ـتر رفتار میکرد و کمتر اطلاع رسانی میکرد

و این بخاطر این نیست که من آدم مهربونی هستم

بخاطر اینه که با اینکار هم وقت خودم و هم وقت اون داوطلبان و هم وقت شمارو حفظ میکنم

هرچه سریعتر باهاشون تماس بگیرید

اونا هم سریعتر شروع به جستجو براش میکنن

و نوجوون ـتون رو یه جایی تو خیابونا یا فروشگاهی جایی پیدا میکنن

و به احتمال بالا تو خونه‌‌ی دوستش

که والدینش یه چند روزی رفتن جایی و اون الان تنهاست

پس یه اقدامی کن

یا هم که صبر کن، بستگی به خودت داره

آخرین باری که باهاش حرف زدی کی بوده؟

من همین الان دیدمش که داشت از مدرسه میومد بیرون

عصر بخیر- عصر بخیر-

متاسفم، بیرون ترافیک بود

بشینید، لطفا راحت باشید اسم من ایوان ـه

من هماهنگ کننده تیم جستجو و نجات هستم

بله، همسرم پای تلفن بهم گفت

عالیه، پس بیاید شروع کنیم منظورم اینه که ادامه بدیم

خب من یبار دیگه هم میگم که سوالای کمتری پیش بیاد

حالا من قراره سوالایی درمورد پسرت بپرسم آلیوشا

درحالی که جستجوگرهای دیگه مشغول بررسی همسایه ها و شاهدای احتمالی هستن

تو خیابونا و مغازه ها و هرجایی که ممکنه بوده باشه

بله، لینا؟

همسایه ها هیچی نمیدونن

اصلا هیچی نمیدونن؟

هیچکسی اون رو ندیده، نه دیروز و نه امروز

اونا چیزی یادشون نمیاد

الان تعداد بیشتری از ما تو پارکینگ هست

خوبه- و حالا پوستر هم با خودمون داریم-

اوه، پرینتشون کردید؟ کارتون خوب بود

من به حرف زدن با همسایه ها ادامه میدم

به بررسی کردن ادامه بده

درسته

با توجه به نتایج بررسی

ما روی موضوعات و یا چیزای خاصی تمرکز میکنیم

ما کارمون رو با تو تموم میکنیم و بعدش میریم اداره‌ی پلیس

کارآگاه پرونده‌ی شما وعده داده که

با فیلمای دوربینای امنیتی بهمون کمک کنه

خیلی مهمه و ممکنه زیاد بهمون کمک کنه

بعد هم

از اونجایی که شب داره میاد اون پسر یجایی برای خوابیدن نیاز داره

الان هوا بیرون گرم نیست

راهرو هارو میگردیم

ما از همون افسر کد های در رو میگیریم امیدوارانه امتناع نمیکنه

خب، از ابتداش شروع کنیم

آلویشا اسلپتو

دوازده ساله

حدود یک و نیم متر قد

سالم، هیچ نشان خاصی نداره

رنگ مو، بلوند

یه شلوار لی آبی با یه ژاکت کلاهدار قرمز پوشیده بود

با کفشای آبی

یه کیف مدرسه‌ی آبی داشت

دیروز طبق معمول خونه رو ترک کرد و ظاهرا از اون موقع به خونه نیومده

موبایلش خاموشه ولی ما به زنگ زدن ادامه میدیم

فهمیدم، بعدی

بهم بگو که اون چجور عادت هایی داره

هر کلوب ورزشی، شاید تصمیم داره یه حرفه‌ی ورزشی ایجاد کنه

...سفر دور دنیا و غیره

نه، اصلا اینطور نیست اصلا اهل ورزش نیست

فکر کنم، اون بیشتر تو خونه میموند

فکر میکنی؟ متوجهم

اگه اینطوره، پس اون یه کامپیوتر داره؟

لبتاپ ـش روی میزه؟- بله-

...آره، ما داریم سعی میکنیم که- مخصوصا همینکارو میکنید-

ببین، میتونی بعدا نسبتت رو توضیح بدی، بسیار خب- آره، متاسفم-

به کامیپوترش دسترسی داری؟- بله-

به ایمیل و اکانت های فضای مجازیش دسترسی پیدا کن

و آدرس رفقاش و دوست دختراش رو گیر بیار

اون فقط یه دوست داره

اسمش کازنتو فکر کنم

همم

فکر کنی؟ دوباره، بسیار خب

من تمامی یوزر و پسورد هاش رو دارم

اون واقعا یه دوست داره- کازنتو-

منظورم تو زندگی واقعی ـه

...تو دنیای مجازی- آره، فهمیدم-

خیلی خب، نزدیکترین خویشاوندی که اون ممکنه اونجا بره؟

مادر بزرگ، پدربزرگ، عمه، عمو، خاله، دایی؟

شوهرم هیچ کدومشون رو نداره، من یه مادر دارم که تو مسکو زندگی میکنه

ما سه ساله که اونجا نبودیم فکر نکنم که اونبچه‌ی لوس اون رو یادش باشه

بچه‌ی لوس؟ متوجهم

امیدوارم که به مادرت زنگ زده باشی که اونم بگه که اونجا نیست

نه، نمیتونم باهاش تماس بگیرم

...میدونی ارتباطات ما خیلی

منظورت چیه که نمیتونی باهاش تماس بگیری؟

اون اولش جواب نمیداد بعد هم که غیرقابل دسترس شد

کیفیت خط تلفن اونجا خیلی پایین ـه

کیفیت خط تلفن خوبه، ولی اون زنیکه دیونست

همم، هی مادربزرگِ با روحیه-‌ همم-

به همسایه هاش زنگ زدی؟

نه، من شماره تلفنی ندارم

...خونه‌ی اونه، تو منطقه‌ی اون، همسایه هاش

...بهتره که ازش دور بمونیم یا- فرضاً اگه آلویشا ازش خواسته باشه که-

اونجا مخفیش نگه داره چی؟

نه، فکر نمیکنم

اون میتونه هرکاری کنه اون شیر زنی ـه واس خودش

کافیه

ما فقط با ماشین به اونجا میرفتیم اون چجوری میخواد به اونجا بره؟

اگه مادرتون مخفیانه باهاش در ارتباط بوده باشه چی؟

این ممکن نیست؟- مادرم اون رو دوس نداره-

اون دوستش نداره، اون فقط ازش به عنوان یه ابزار بر علیه من استفاده میکرد

ببینید، ما باید سریعا بریم پیش مادرتون

اون دقیقا کجا زندگی میکنه؟

تو یه خونه‌ی تابستونی، همیشه‌ی خدا

تو منطقه‌ی کیو

توضیحش راحت نیست

یه جاده‌ی انحرافی کوچیک از اتوبان هست

ولی شما ماشین دارید؟- بله-

تا اونجا چقدر راه هست؟

حدودا سه ساعت، شایدم دو و نیم

این کاری ـه که قراره بکنیم

تو شماره‌ی همه‌ی دوستاش و رفقاش رو بهم میدی

که شامل نماینده‌ی معلم ها هم میشه

دارینش که؟

...داریمش- عالیه، همینطور تمامی یوزر و پسورد ها-

من لبتاپش رو با خودم به مقرمون میبرم و بعدش با توجه به موقعیت رفتار میکنیم

...در همین حین شما این نماینده‌ی معلماست؟

خوبه

در همین حین شماها سوار یه ماشین میشید

و میرید پیش مادربزرگ فوق العاده‌ی داستان

لنها بهتون ملحق میشه، شما دیدینش اون جستجوگر باتجربه‌ی ماست

اون شمارو تعقیب میکنه، اون ماشین داره

تو راه، سعی کنید که با مادربزرگ تماس بگیرید

وقتی که رسیدید، همه چی رو با دقت بررسی کنید چیزی رو از قلم نندازید

و بعدش سریعا نتایج رو به من گزارش بدید اهمیتی نداره که اون نتایج چی هستن

فهمیدید؟- بله-

از عهده ـش برمیاید؟

سوالی هست؟

ما یکی رو میزاریم تو آپارتمان بمونه فقط محض اینکه شاید اون پسر برگرده

خب، شروع کنیم؟

بزن بریم

...لعنت بهش

میشه اون رو خاموش کنی، سرم درد میکنه

یه قرص سردرد تو داشبورد هست

لطفا خاموشش کن

فکر میکنی خونه‌ی مادرته؟

دیگه کجا میتونه باشه؟ در موردش فکر کن

...چه گندی زده

چه زمان بندی خوبی هم داشته، عوضی کوچولو

اگه یه اتفاق خیلی بد براش افتاده باشه چی؟- بیا اصلا اونطوری فکر نکنیم-

اون حالش کاملا خوبه

فقط صبر کن، جوری حالش رو بگیرم که

تو نمیتونی اینجا سیگار بکشی

من چجوری یادم میره

من کنار پنجره سیگار میکشم- گفتم نمیتونی-

چیکار میخوای بکنی؟ پرتم کنی تو جاده؟

خب، سرت دیگه درد نمیکنه، درسته؟

شیشه رو بده بالا

شیشه رو بده بالا

هرزه

شیشه‌ی لعنتی رو بده بالا

واو

اونا دروازه هارو بستن

باید چیکار کنیم؟ با سرعت بزنیم بهش؟

حتما اونجا سنگر هم درست کرده

اینقدر ازش بد نگو

راه دیگه ای هم برای ورود هست؟

فقط از روی حصار میشه رفت

ما کلیداش رو نداریم

فهمیدم

...اون کجا

...ممنونم

مامان

مامان، در رو باز کن، منم

مامان

مامان

اون داخله

مامان، درو باز کن آلویشا گم شده

خدایا

تقریبا یه حمله‌ی قلبی بهم دست داد

اولش نصفه‌ی شب

زنگ میزنن

بعدش میبینم که از حصار ها دارن میان بالا

...اوه خدایا، خدا همه ـمون رو نجات بده

این میتونه هرکسی رو دیوونه کنه

و مهمتر از همه، من نتونستم گوشیم رو پیدا کنم

چطور میتونم زنده بمونم

حداقل میتونستی یه هشداری بدی

من کل روز رو داشتم زنگ میزدم، نگو که نشنیدی

قسم میخورم

اولش که جواب ندادی بعدش هم که خاموشش کردی

دارم بهت میگم که نمیدونم کجاست حتما یجا گمش کردم

از صبح نمیتونم پیداش کنم خب، گندش بزنن

بهتره بهم بگی عزیزم

چرا فکر کردید که بچه ـتون تو خونه‌ی منه؟

اون اینجا نیست، انگاری که هیچوقت اینجا نبوده

ما همه چی رو بررسی میکنیم

اون داره کجا میره؟

...عوضی اسکل، خدا به همه ـمون رحم کنه

تو گفتی داری طلاق میگیری، نه؟

...تو هم زمان هم فحش میدی و هم دعا میکنی

چی؟ چه هم زمانی؟

چه هم زمانی؟

داری چی زر میزنی؟

کاملا دیوونه شدی؟

یهو باهوش شدی، هان؟

سرت رو برای من تکون نده

تو داری با مادرم حرف میزنی یکم احترام از خودت نشون بده

...و اگه از چیزی خوشت نمیاد گورت رو گم کن

من که اینجا دعوتت نکردم

...بهش نگاه کن

اصلا من کی زایمان کردم؟

فقط به خودت نگاه کن ببین الان چه شکلی شدی

چه شکلی؟- شکل یه هرزه-

...مامان- مامان و درد، شیر میخوای؟ بیا-

...مامانی، اوه مامانی

اوه؟ اوه؟

چیه، همه جارو گشتی؟ اینجا نبود؟

اصلا چطور همچین فکری به ذهنتون رسید

باطری نداره، معلومه که نداره

معلومه که باطری نداره، کجا بود؟

زیر تخت ـت

پس حتما افتاده

خدارو شکر که پیدا شد

خب، بیاید یکمی چای بخوریم پس

درضمن، من چیز شیرینی ندارم فقط عسل دارم

...با گذشت زمان سفت شده- نه ممنونم مامان-

ما میریم- اوه ببین چقدر مودب ـه-

شما دوتا بنظر خیلی ناراحت نمیاید

آلیوشا گم شده

تو داری دروغ میگی، ننه؟

تا کاری کنی من باهات همدردی کنم؟

آدم اشتباهی رو واسه اینکار انتخاب کردی

من میدونم تو چه فکری داری

گفتی که داری طلاق میگیری

تصمیم گرفتی توله‌ی حرومزاده ـت رو بدی من بزرگ کنم؟

اینو دیدی؟

قبلا هم گفتم و حالا هم میگم من ازش نگهداری نمیکنم

اصلا با کسی به جز تلویزیون هم حرف میزنی؟

و وقتی که حامله شدی، یادت هست چی بهت گفتم؟

تصمیمت رو عوض کن عزیزم، تصمیمت رو عوض کن

و تو گفتی که من چیکار کنم، یادته؟ من یادمه

من گفتم که تو برای کمک پیش من میای

ولی اون موقع خیلی دیر میشه و حالا هم تو اینجایی

حالا این مشکل توئه

یه درس خوب برای تو- مامان، داری درمورد چی حرف میزنی؟-

...خجالت بکش، یه غریبه تو اتاق ـه

بهم درس نده، چرا شروع به درس دادن به من کردی؟

چرا من باید خجالت بکشم؟ نا سلامتی تو خونه‌ی خودمم

بهم نگاه کن، داری سعی میکنی منو احمق جلوه بدی

نصفه شب اونارو درست مثل دزد ها آوردی

درست مثل دزد ها ...یه داوطلب هم با خودت آوردی

و من خونه ـم رو برای تو نمیزارم

میشنوی چی میگم؟ حتی درموردش فکر هم نکن

من همه چیز رو به خدا میدم، همین

...من هیچی ندارم که بهتون بدم تا بخورید

...تمام چیزی که من دارم حقوق بازنشستگیمه- باشه، بیاید بریم-

...تو حتی به من اهمیت هم نمیدی

باشه مامان، میریم- و من به اهمیت شما نیازی ندارم-

...بزن بریم- ...اوه خدای عزیز-

...حتی خاکسپاری من هم نمیاد- میایم، نگران نباش-

گندت بزنن

ما کجاییم؟ خیلی مونده؟

حدودا چهل دقیقه مونده تا برسیم

...خشم و دشمن پنداریش با گذشت زمان بیشتر میشه

...کلی تنفر درونش داره این دیوونه کنندست

تو فکر میکنی خودت پر از عشقی؟

چرا از اون دفاع میکنی؟

چون حق با اونه- تو چی؟-

تو این که اون میگه نمیتونی صبر کنی تا بمیره؟

مواظب حرف زدنت باش

اون تو گفتن این که من نباید خودم رو درگیر تو میکردم حق داشت

نباید زایمان میکردم، نباید اینقدر احمق میبودم

ولی من به تو گوش دادم

همه چی مرتبه، ما با هم هستیم حالا بهم توضیح بده

غاین چطور اتفاق افتاد که تو وعده‌ی عشق

و شادی میدادی

و در آخر فقط درد و نااُمیدی نصیبم شد

عوضی آشغال

من اصلا هیچوقت عاشقت نبودم

من دیگه نمیتونستم باهاش زندگی کنم

و نمیتونستم خودم رو هم از شرش خلاص کنم

ولی با تو میتونم زندگی کنم

من ازت استفاده کردم

همونطوری که فکر میکردم

در اصل تو از من استفاده کردی

تو به یه خانواده احتیاج داشتی، نه من

من میتونستم بدون وجود یه خانواده هم زندگی کنم، واقعا میگم

من فقط باید یجایی شروع به تنهایی زندگی کردن میکردم

ولی حامله شدم

اون موقع بود که افسرده شدم

من نباید بهت گوش میکردم باید سقط جنین میکردم

آره، باید همین کار رو میکردی

برای همه ـمون بهتر میشد

اوه واقعا؟ و اون موقع چی تغییر میکرد؟

تو تغییر میکردی؟

یعنی بازم یه احمق دیگه رو به این جهنم نمیاوردی؟

تو ده دوازده سال شرط میبندم اگه بازم شق میشد

دوباره همین کارو میکردی

دختره‌ی بیچاره، من دلم برات میسوزه

تو زندگی منو نابود کردی، اینو میفهمی؟

خداروشکر که من با یه مرد شریف ملاقات کردم

که چیزی از من به غیر از خودم

نیاز نداره

چه اتفاقی افتاد؟ ما باهم بهم زدیم؟- آره، بهم زدیم-

برو بیرون- نه، جدی باش-

جدی هستم، گورت رو گم کن

تا وقتی که خودم با اُردنگی ننداختمت بیرون گمشو بیرون

کارت رو بکن، بدتر از این ها سرم آوردی

فراموش نکن که پسرت گم شده عوضی

بیاین این خط رو نگه داریم

نزدیک بمون

فاکس یک، درحال صدا کردن

آلـــــــویشـــــــا

آلـــــــویشــــــا

آلـــــــویشـــــــا

فاکس یک، صدا زدن تموم شد

بیاید بریم بچه ها

همینه

میتونی یبار دیگه انجامش بدی؟

اون تو دوربینای دیگه نیست

نه دوربینای تو راه مدرسه نه دوربینای تو راه فروشگاه

نه دوربینای تو راه فروشگاه

خب، اونجا غذا هست و این خوب بنظر میرسه

نه تو راه اتوبوس و نه ایستگاه تاکسی

اگه میخواسته به سمت مترو بره و بعد با اون به سمت قطار

گزینه هامون اینجوری میشد

...یا جایی پیچیده که هیچ دوربینی وجود نداشته

...و کلی از اون مکان ها وجود داره

یا تصمیم گرفته که راه بره تا از برخورد باهاشون اجتناب کنه

که احتمالش کم ـه

یا که یکی گرفته ـتش

منظورت چیه که گرفتنش؟

دزدیده شده

داری جدی میگی؟

آدم که راجب اینجور چیزا شوخی نمیکنه

این غیر ممکنه

متاسفانه بعضی وقت ها ممکنه و شما چی دارید؟

بررسی های دیروس بدرد نخور بوده

خیلی زمان برد

تو باید یه پرونده‌ی جستجو تشکیل میدادی

شاید یه مجرمانه ـش رو هم- ببخشید-

ما پوستر هارو به مکانای اورژانسی و مغازه ها

...و کیوسک ها دادیم- سلام؟-

عزیزم، دلم برات تنگ شده بود

امشب میای؟ قول داده بودی

فکر نکنم، باید تو یه جستجو شرکت داشته باشم

و من چی؟

کارت چی؟ ...گفتی که اونا خیلی سختگیر هستن

من یه روز مرخصی گرفتم

و از منم مرخصی گرفتی؟

احمق نباش

تو خیلی خوب همه چی رو درک میکنی

من فقط خیلی احساس تنهایی میکنم

...تو اونجایی، من اینجام

همیشه که اینجوری نمیمونه، میمونه؟

مطمئنا نمیمونه

بسیار خب، خدافظ من واقعا باید برم

نه، صبر کن، صبر کن

گوشی رو قطع نکن، من میخوام گوش کنم ببینم اونجا چیکار میکنید

داری درمورد ی حرف میزنی؟

این کار درستی نیست

چرا؟

داری چیزی رو ازم مخفی میکنی؟

معلومه که نه

تو مطمئنا داری یچیزی رو ازم مخفی میکنی

زن قبلیت هم اونجاست؟

ماشا

احمق نباش

من عاشقتم

واقعا؟

آره

منم عاشقتم

ما عاشقتیم- خیلی خب، خدافظ-

خدافظ، میبوسمت و منتظرتم

اوه اون چقدر نجیبه، درست مثل یه گربه- ...مامان-

بزار کارارو خودم انجام بدم، باشه؟

باشه، محض رضای خدا

آره، خودت اینکارو بکن

این فقط چیزی ـه که مادرم به من یاد داد و منم به تو یاد دادم

اون مرد ها ماشا، میدونی

مثل بچه ها میمونن

تو خیلی زیبایی عزیزم

اینو ببین، وقتی داشتی راه میرفتی بهت نشونش دادم ولی تو متوجه نشدی

...همم، نه

سلام بابا

سلام عزیزم

خب، حالت چطوره؟

خوبم

الان پاییز ـه

و همیشه‌ی خدا اینجا مثل تابستون میمونه

به مسکو هم میای؟

اونجا چیکار دارم؟

خب، تا من رو ببینی

همین الان هم دارم میبینمت

Obrigado.

باشه بابا

باید برم، یه جلسه دارم بهت که گفتم

بدون من لطفا ناراحت نباش

خیلی میبوسمت

باشه، خدافظ میبوسمت

میبوسمت، خدافظ خدافظ

بلند شو

وقت رفتن ـه

ساعت چنده؟

ببین، اگه اشکالی نداشته باشه منم باهات میام

آره، چه اشکالی داره بیا

نمیخوای سرکار بدی؟- بعدا هم میتونم برم-

درسته

من باید بهش زنگ بزنم، اسمش چی بود

همون هماهنگ کننده

خدایا، چقدر دیر شده ...من ساعت رو کوک کرده بودم

من خاموشش کرده بودم

باید از اول کوکش میکردی

دارم گوش میدم

سلام، ایوان؟- بله-

سلام، من مادر آلویشا اسلپتاو هستم

آره، خبری ازش دارید؟

نه، شما چی؟- هنوز هیچی ازش پیدا نکردیم، به کار کردن ادامه میدیم-

باشه- چیز دیگه ای هم هست که بخوای بگی؟

ببین، من دیشب خیلی دیروقت برگشتم

...پس بخاطر همین- متاسفم، واقعا الان وقت ندارم-

متاسفم

آره، آره درک میکنم

فقط بهم بگو چیکار میتونم بکنم

من نمیتونم فقط همینجا بشینم و منتظر بمونم- گوشی رو بردار-

و بدون اینکه انتظاری داشته باشی به بیمارستان های اون منطقه زنگ بزن

و دنبال جسد بدون هویت پسر بین ده تا سیزده ساله بگرد

که توسط پلیس یا آمبولانس آورده شده

اهمیتی نداره که به شرایط ما میخوره یا

باید از نزدیک بررسی بشه

اگه کسی رو پیدا کردی، سریع بهم اطلاع بده

بهتره با اس ام اس اینکارو کنی اون موقع یه تیم میفرستم اونجا

ما خودمون میتونیم بریم اونجا، ما ماشین داریم

عالیه، ولی به هرحال به من خبر بده

به هرحال، یه جستجوگر با تجربه اونجا خواهد بود که بدونه چجوری رفتار کنه

اگه بیشتر از یه مورد باشه بهتر میشه که به چند گروه تقسیم بشیم

فقط همین، دیگه نمیتونم صحبت کنم در ارتباط خواهم بود

آخرین بار کی دیدیش؟

خب، سه روز پیش فکر کنم

نهم ماه منظورته؟

سه شنبه؟

آره- کجا؟-

همینجا، تو مدرسه

و بعد مدرسه چیکار کردید؟

هیچی، رفتیم خونه

و معمولا کجا باهم میگردید؟

تو حیاط مدرسه، نمیدونم

باشه، تو حیاط و دیگه کجا؟

هیچ جا

اوه بیخیال

احتمالا تو فروشگاه؟

نه، والدینمون اجازه نمیدن بریم اونجا

مگه بچه ـید؟ فقط تو حیاط میمونید و تو یه جعبه‌ی شنی چیزی بازی میکنید؟

چرا بچه؟ ما تو زمین هاکی فوتبال بازی میکنیم

و تو دوچرخه هم داری؟

آره

خب، معمولا با آلویشا به کجاها میرید

خب، هیچ جا

تو همین بلوک، کنار ساختمون

ببین مرد جوون

اگه میدونی که اون کجاست ولی بهمون نمیگی ...چون اون ازت خواسته

باشه، بهمون نگو

من واقعا این رو درک میکنم

مسئله‌ی اصلی اینه که مطمئن باشی دوستت زنده، سالم و در امان باشه

ما آدمای بالغی هستیم ما دنبالش میگردیم مسئله ای نیست

درست مثل قایم موشک میمونه درسته؟

میخوای یه بازی باهامون بکنی؟

من واقعا نمیدونم اون کجاست

باشه، حرفت رو باور میکنم

و اون کجا میتونه باشه؟

میدونم، شما یه اردوگاه دارید

اگه بخوام صادق باشم، من نمیدونم که کجاست ولی میدونم که وجود داره

درموردش تو برنامه‌ی وکونتاکت حرف زدید

اگه واقعا نمیدونی که آلویشا کجاست ولی فکر میکنی اونجا باشه

باید بهمون بگی که اون اردوگاه کجاست

چون ممکنه دوستت الان در خطر باشه

ببین رفیق، ما به هرحال پیداش میکنیم

ولی ممکنه دیر بشه و نتیجه‌ی غم انگیزی داشته باشه

چی برات مهمتره، یه دوست یا یه اردوگاه؟

تو بعدا میتونی اردوگاه های دیگه ای مثل اون پیدا کنی

و اگه هم درموردش سوگند خوردی

باور کن با گفتن مکانش اون رو نمیشکنی

چون جون دوستت رو نجات میدی

و اون واقعا به کمکت احتیاج داره

تو جنگل ـه

اردوگاه رو میگم

خوبه

چجور جایی؟ یه کلبه؟ یه حفره؟

نه، یه ساختمون متروکه ـست

تو زیرزمین ـه

بهتره که پیاده تا اونجا بریم یا با دوچرخه؟

راهش خیلی دوره، بهتره با دوچرخه بری

راهو بهمون نشون میدی؟

تو خیلی بهمون کمک کردی، ممنونم

پسرتون آدم خیلی خوبی ـه

بهم بگو ببینم، بازم وقت داری؟

آره، دارم

خوبه، باهامون میای؟ بهمون کمک میکنی؟

باشه

ممنونم، خدافظ- خدافظ-

خب؟ بریم؟

آره، بزن بریم

یه لحظه صبر کن

اونجاست

اون ژاکتش ـه

از پدربزرگ فیتو به ایوان، تمام

ما یه ژاکت پیدا کردیم، پدرش مطمئنه که مال اونه دریافت شد؟

دریافت شد

در این صورت ما تمام ساختمون و محیط اطرافش رو جستجو میکنیم

بازم یادآوری میکنم

محل های عجیب و غریب و ترسناک رو بخاطر بسپارید

اونارو بهمون اطلاع بدید ولی داخلش نشید

ادمای حرفه ای واسه اون کار هستن

عذابمون رو بیشتر نکنید، آسیب نبینید

اگه اتفاقی مثل این افتاد ما جستجو رو متوقف میکنیم

و رو کمک کردن به همکارمون تمرکز میکنیم

اول، با هماهنگ کننده تماس بگیرید که میشه من

کمک های پزشکی فقط توسط دکتر اعمال میشه اونجاست

تا زمانی که اون بیاد

اگه این فرد فراری به لحاظ فیزیکی آسیب دیده باشه

بهش دست نمیزنیم، باهاش صحبت میکنیم

با حرف زدن آرومش میکنیم

و منتظر دکتر میمونیم

خیلی خب، بیاید مسابقه بدیم برای پیدا کردنش

مسابقه دادن یه استعارست معنی تحت الفظی ـش رو برداشت نکنید

خیلی خب بزن بریم

از داون به ایوان

طبقه‌ی اول و زیرزمین بررسی شد

اقدامات بعدی چیه؟ دریافت شد؟

دریافت شد داون

میتونید به فاکس 1 تو ساختمون بغل کمک کنید

تمام

دریافت شد

از پدربزرگ پیتو به ایوان

پشت بوم و تمامی اتاق های طبقه‌ی دوم بررسی شد

هیچ ردی ازش نیست

دریافت شد؟ تمام

دریافت شد، به همه پیام بده

جستجو تمومه، تو هردو ساختمون

پسره پیداش نشد، ما جنگل رو میگردیم

سلام- سلام-

ما به کمکت احتیاج داریم- دارم گوش میدم-

ما از تیم جستجو و نجات هستیم داریم دنبال یه پسر میگردیم

آلویشا اسلپتو، دوازده سال ـه ایشون مادرشون هستن

اون فرار کرده و ممکنه که اسمش رو چیز دیگه ای به بقیه گفته باشه

ما میدونیم که شما یه پسر با این مشخصات داشتید

میتونیم ببینیمش؟

شما دو تا، لطفا اینجا بشینید

و شما هم با من بیاید

حالش خوبه؟

آره، خوبه فقط خسته ـست و ترسیده

از چی ترسیده؟

خب، پلیس دیشب تو خیابون پیداش کرد

اونا تا صبح نگهش داشتن بعد آوردنش اینجا

چطور میتونن اینکارو بکنن؟ اونا در این مورد میدونستن من یه گزارش مفقودی پر کرده بودم

اونا هیچی نمیدونن

یه شیفت دیگه اومد، فقط همین

یه بچه‌ی عجیب و غریب که هیچی نمیگه

اونا به بیمارستان آوردنش

یه رویه‌ی عادی

بیا تو

...هی بیدار شو

عجله نکنید

ادامه بدید

ارتباط دیداری رو باهم حفظ کنیئ

کنار هم باشید

نه، ما اینجا ندیدیمش

نمیتونیم بدون حکم و یا جواز گذر وارد اون منطقه بشیم

اونجا منطقه‌ی محافظت شدست

میتونم پوستر هارو اینجا بزارم؟

شاید اون یکی شیفت دیده باشتش؟

بله میتونید- خیلی ممنونم-

ممنونم-

فاکس یک، در حال صدا زدن

آلـــــویشـــــا

آلـــــویشـــــا

آلـــــویشـــــا

از پدربزرگ پیتو به ایوان

تا رود خونه اومدم، ردی ازش نیست

دریافت شد؟

دریافت شد، برگرد

- Roger. داخل رودخونه چی؟-

ما که دنبال مرده ها نمیگردیم

اگه دلایل مشخصی باشه پلیس اینکارو میکنه اونم تو شرایط خاص

افراد، برگردید

برگردید به پایگاه

فاکس یک، ما داریم برمیگردیم

با توجه به عدم وجود نتیجه‌ی مثبت

در جستجوی فرد فراری و همینطور شرایط بد آب و هوا

تصمیم گرفتم که وضعیت جستجو رو تغییر بدم

ما به مردم درمورد این بچه‌ی گم شده

خبر میدیم

تو همه جا پوستر پخش میکنیم

ایستگاهای اتوبوس، زیرگذرها

راهرو ها، چراغ برق ها

نیمکت ها، تابلوی اعلانات

حصارها، مغازه ها اگه صاحبشون اجازه بدن

مثل همیشه

حالا من به دوتا گروه پنج نفره

برای بررسی راهرو ها نیاز دارم

عالیه، ما حلش میکنیم

بقیه مشغول پوستر چسبوندن بشن

خیلی خب، بزن بریم

توضیحات اینجا هستن

ممنونم

از داون به ایوان، آسانسور تو طبقه‌ی سوم ایستاد دریافت شد؟

دریافت شد، ما صبر میکنیم

داره میاد پایین

اوه، عصر بخیر- ...سلام-

از داون به ایوان اون نیست

دریافت شد به نظارت ـتون ادامه بدید

...مرد جوون- ...بزن بریم-

تو؟- ...ببخشید ما باید-

احمق جون

...من تقریبا زندگی عشقی ـت رو درست کردم

آره، درسته

...هی، یارویی که سبز پوشیده

شما از کدوم سیاره ـید پسرا؟

خانوم جوون، لطفا برید

چقدر مودب

همینجا صبر کنید

سلام

اومدیم

...انتون، میتونی

سخت خواهد بود

من آماده ـم

...اون نیست

...آلویشا یه نشان مادرزادی رو سینه ـش داشت

...یه نشان مادرزادی، رو سینه ـش

...اون نیست

مطمئنی؟

...آره، اون نیست

...این دست و انگشت ها

...مو ها و همه چی ...نه اون نیست

...لطفا ببریدش

...لطفا ببریدش

درواقع ما باید ازش یه آزمایش دی ان ای بگیریم

...تا مطمئن بشیم که

اون نیستش، اینو نمیفهمید؟

...میدونی، بعضی وقتا آدما از اینکه اینو باور کنن امتناع میکنن

اون نیستش، چند بار باید تکرارش کنم؟

بهم گوش کن

این آزمایش فقط با وجود تو میتونه انجام بگیره

پلیسا هنوز یه پرونده تشکیل ندادن ...اونا بیخیالش میشن

خدایا، حتما داری باهام شوخی میکنی، نمیشنوی چی میگم؟ اون نیستش، چندبار باید این رو تکرار کنم؟

من دارم به زبان ساده تو روسی بهت میگم که اون نیست

...ژنایا- او نیست-

چرا ساکتی؟

چرا ساکتی؟

ژنایا- من هیچوقت اون رو بهت نمیدادم-

میشنوی چی میگم حرومزاده؟- ژنایا-

من هیچوقت اون رو به کسی نمیدادم

...امکان نداشت که اینکارو کنم، خدایا

...به هیشکی تو

ببریدش

خب، ما درمورد همه چی با خاله ـتون صحبت کردیم

در کل، اون از این گزینه خوشش میاد

یکمی میخوای؟- همم-

شماها چی؟ آماده ـید؟

باهاش حرف زدی؟

آره، گفت که راجبش فکر میکنم

چیزی وجود نداره که راجبش فکر کنه

فکر میکنم انتخاب عالی ـه

ماش، خودت میبینی ما اینجا کنار هم زندگی میکنیم

:مترجم caped._.crusader

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.