All language subtitles for Jessica.Jones.S02E07.WEBRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وب‌سایت رسانه کوچک LiLMedia.TV

ترجمه توسط کیارش .:: Ki@RaSh ::.

کانال آخرین زیرنویس های تیم ترجمه وب سایت رسانه کوچک @lilmediasub

‫همیشه از فلوریدا متنفر بودم

‫ولی مشاور ازدواجمون پیشنهاد یک سفرو داد

‫گفت فرصت مناسبیه برای ‫برقراری یک رابطه‌ی زناشویی خوب

‫در یک لحظه،

‫من همه رو از دست دادم

‫من خودم رو از دست دادم

‫اوه، به دنیا خوش برگشتی عزیزم

‫قلب قوی‌ای داری. خیلی خوبه

‫دکتر تو راهه

‫اوه عزیزم، تو باید دراز بکشی

‫بیخیال، الان خیلی دیره

‫باید استراحت کنی. ‫دستور دکتره

‫اوه خدای من...

‫سعی کن آروم باشی

‫با من چیکار کردید؟

‫چیزیت نیست. ‫همین که سرپایی هم خودش معجزه‌ست

‫حالا بیا برگرد تو تخت

‫خدای بزرگ!

‫از من دور شو!

‫آلیسا!

‫آلیسا نه. بس کن

‫نه!

‫اون جسیکا‌ـه

‫نمی‌خوای که بهش صدمه بزنی

‫من اوضاع رو بهتر می‌کنم. ‫می‌تونم درستش کنم

‫ببین چقدر پیشرفت باشه. ‫باورکردنی نیست

‫خب همین که به کسی ‫حمله نمی‌کنه، خودش پیشرفته

‫بیشتر از پیشرفته. ‫داریم راجع به یک انقلاب حرف می‌زنیم

‫البته تا وقتی که یکی عصبانیش کنه

‫- چرا همه‌اش این روندو تکرار می‌کنیم؟ ‫- چون خیلی نزدیک هستیم

‫ببین، هر کاری ریسک خودشو داره

‫وقتی یک روند دارویی ‫و درمان موثر برای رفتارش پیدا کنم،

‫اون دوباره...

‫به هوش اومدی

‫چه حسی داری؟

‫احساس ضعف شدید داری درسته؟

‫یادته من کی هستم؟

‫خوبه

‫تو مدتی بی‌هوش بودی. ‫از دست دادن بخشی از حافظه عادیه

‫من کارل مالوس هستم. ‫من دکترت هستم

‫دکتر ژنتیکی البته

‫دکتر لزلی هنسن، ‫متخصص جراحی

‫تو در یک کلینیک ژنتیکی هستی

‫تکنولوژی ژنتیکی

‫من چرا اینجام؟

‫ما جونت رو نجات دادیم

‫جای دیگه غیرممکن بود نجات پیدا کنی

‫خوش شانسی که دکتر هنسن ‫پیدات کرد و آوردت اینجا

‫با من چیکار می‌کنید؟

‫فقط جوانب احتیاط رو ‫رعایت می‌کنیم تا شرایطت ثابت شه

‫زیاد سفت که نیستن نه؟

‫دچار آتروفی عضلانی شده بودی،

‫ولی خیلی کمتر ‫از بیمارهایی که بیهوش می‌شن

‫واقعاً جالبه

‫چند وقته اینجام؟

‫مدت زیادیه

‫پنج سال

‫- ولی داری قوی‌تر... ‫- پنج سال؟

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫آلیسا...

‫یک تصادف رخ داد. ‫تو به شدت صدمه دیدی

‫اوه خدای من. بچه‌هام

‫بچه‌هام کجان؟ ‫چه بلایی سرشون اومده؟

‫- چیزی نیست. ‫- بچه‌هام کجان؟

‫دکتر هنسن، من کنترلش می‌کنم

‫- بچه‌هام کجان؟ برایان کجاست؟ ‫- من درستش می‌کنم

‫دکتر هنسن، بهم وقت بده. ‫چیزی نیست. من همه چیز رو بهت می‌گم

‫چیزی نیتس، هیچی نیست

‫بزار با خودت شروع کنیم

‫وقتی پیدات کردیم، ‫عملاً مُرده به حساب میومدی

‫بعد از هر درمان باید تو رو وارد کما می‌کردیم

‫تا عواقب بعدی رو کنترل کنیم

‫ولی روند بهبودت...

‫خارق‌العاده بود

‫چه بهبودی دقیقاً؟

‫تغییر ژنتیکی مدرن

‫سلامت رو از طریق تکثیر سلول برمی‌گردونه

‫تغییر ژنتیکی؟

‫- عوض کردن ترتیب دی‌ان‌اِی؟ ‫- آره. دقیقاً

‫سلول‌ها یک ساختار زیستی جدید به خودشون می‌گیرن

‫این کار انقلابی در علمه ‫و تو الان جزئی از اون هستی

‫ولی...

‫اگه سلول‌هام متفاوت شده باشن پس...

‫- خودم هم فرق کردم. ‫- درسته

‫از چه ناحیه‌ای آسیب دیده بودم؟

‫در کل بدنت آسیب‌های استخوانی و بافتی وجود داشت

‫البته جراحت شدیدی در صورتت داشتی

‫نشونم بده

‫بچه‌هام هنوز اون شکلی هستند؟

‫بچه‌هام کجان؟

‫من یک سری...

‫- خبر بد برات دارم. ‫- نه

‫- نه! ‫- خیلی متاسفم

‫- برایان و فیلیپ تو تصادف مُردن. ‫- نه! نه!

‫- نه، نه! ‫- جسیکا نجات پیدا کرد

‫جسیکا زنده‌ست

‫جراحت‌های اون خیلی کمتر بودن

‫مداخله‌ی زیادی هم نیاز نداشت. ‫کاملاً بهبود پیدا کرده

‫می‌خوام دخترم رو ببینم! ‫دخترم کجاست؟

‫وقتی بهتر شدی. وقتی بهتر شدی

‫اون خوبه. ‫جاش امنه ولی تو خوب نیستی

‫هنوز داریم با پیچیدگی‌های درمانت سر و کله می‌زنیم

‫تو هنوز...

‫منو نمی‌شناسی

‫ولی من کاملاً قابل اعتمادم

‫پس لطفاً بهم اعتماد کن...

‫جسیکا حالش خوبه

‫اون مشکلی نداره

‫هی، هی! ‫می‌ریم که یک کار خفن داشته باشیم!

‫با اولین نمایش از موزیک ویدیو

‫تریش با آهنگ " من تو رو دیوونه می‌خوام."

‫اوه خدای من! ترکوندی! ‫تو یک نابغه‌ای!

‫شماها بی نظیرید!

‫بوی رده‌ی پلاتینوم می‌ده. ‫قطعاً جایزه‌اش رو می‌گیری

‫خیلی خب، کی نوشیدنی می‌خواد؟

‫- آره. برو بریم. ‫- من! اوه خدای من!

‫خیلی خب

‫- عاشقش شدم! ‫- خیلی ممنون

‫ببخشید، ممنون

‫می‌دونی حداقل می‌تونی تظاهر کنی

‫که از ویدیو خوشت اومده؟

‫شنیدنش با صدای بلندِ 200 دسی‌بلی ‫کیفیت آهنگو بهتر نمی‌کنه

‫نظر خیلی خشنی بود

‫من فقط... ‫فقط بارها شنیدمش

‫خب پس اگه کلمه‌ی خوبی برای گفتن نداری...

‫منظورم اینه که هیچ حرف خوبی نداری،

‫فقط دروغ بگو

‫این آهنگ، آهنگ پتسی ‫رو از ذهنم بیرون کرد، خوب شد دیگه

‫جس، این مهمه. ‫لیبل من فکر می‌کنه جایزه‌ی بهترین موزیک ویدیو رو می‌برم

‫و مطمئنم این خیلی خوبه. فقط...

‫تو جو گیر نکن

‫نه. حرف حرف منه. کلاً

‫اگه این درست بود، ‫الان با من تو دانشکده بودی

‫باید پیشنهاد یک لیبل رو رد می‌کردم؟

‫تو قرار بود از این مزخرفات فاصله بگیری

‫جس، کلی آدم الان به خاطر من کار می‌کنن

‫و اینکه شاید شنیدن ‫یک آهنگ پاپ مسخره، باعث خشوحالی یک سری‌ها بشه

‫می‌دونم. حق با توـه

‫- و این خوبه. واقعاً خوبه. ‫- می‌دونم خوبه

‫واقعاً هم خوبه

‫هی، هی!

‫خیلی بی نظیر بود

‫بهترین مهمونی دنیا! ‫درسته جس؟ بهت خوش می‌گذره؟

‫خوش که نه ولی دارم بربن می‌خورم

‫اینو ولش کن. بیا بریم تو دستشویی

‫تریش بیخیال. ‫تو نباید دیگه بری سراغ مواد

‫چیزی نمی‌شه

‫شامپاین؟

‫از کفش خوشم نمیاد

‫اون دختر خیلی تنده

‫ازش خوشم اومد

‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

‫منتظر یک هایبال هستم. ‫و علیک سلام

‫این یک مهمونی خصوصیه

‫امکان نداره ‫تریش تو رو دعوت کرده باشه

‫اوه، محض رضای خدا

‫به اندازه کافی به زندگی من لطمه نزدی؟

‫همه‌ی لطمه‌ها رو خودت زدی

‫آره خب، اگه من نبودم، ‫پتسی امروز به اینجا نرسیده بود

‫منظورت مواد زدن تو دستشویی‌ـه؟

‫چیزیش نمی‌شه

‫من اجرای هفته قبلش رو دیدم. ‫به نظر عالی بود

‫ببین، کلی جا هست ‫که می‌تونی ازشون هایبال بگیری

‫اینجام تا از موکلم حمایت کنم

‫تو سال‌هاست دیگه مدیر برنامه‌های تریش نیستی

‫منظورم کورتنی‌ـه، ‫رقصنده‌ی زاپاسش

‫صداش مثل فرشته می‌مونه

‫البته بعد از تنظیم با دستگاه

‫خیلی آینده داره

‫کیفیت صدای پتسی رو نداره

‫ولی خب پتسی خاصه

‫لذت ببر

‫این دستبند برای اشخاص ویژه‌ست، درسته؟

‫بله. به چشمان ویژه‌ی شما هم میاد

‫به گمونم می‌دونی چجوری ‫برای یک شخص ویژه نوشیدنی بریزی

‫من مادر تریش هستم

‫هنوز با این ترفند زندگی می‌کنی، هان؟

‫گفتم شبیه بهش هستی

‫نوشیدنی رو به من بسپار

‫مایه‌ی حیات. ‫برای مهمون ویژه و زیبا

‫خیلی بهتر شد

‫ممنون

‫خدایا. مار بازی هم جزء مهارت‌هات هست؟

‫یکم نیش خوردن رو می‌تونم تحمل کنم

‫باید بدونی که اینجا کلی عوضی هست

‫نکته‌ی خوبی بود. ‫خودم یکی از عوضی‌ها هستم

‫یا اینجوری بهم گفتند

‫من شک دارم

‫آقای استرلینگ

‫یک لحظه

‫راجع به زیاد ریختن نوشیدنی چی بهت گفتم؟

‫بیشتر از هر متصدی دیگه‌ای مشروب مصرف می‌کنی

‫من به مشتری‌های وفادار حال می‌دم

‫به موردهای سکسی و پولدار حال می‌دی. ‫به اندازه بریز

‫چیه؟ مشکلی داری؟

‫فقط داشتم حفظ می‌کردم ‫که تو کلاب خودم اینکارو نکنم

‫رفیق تو حتی نمی‌تونی سر وقت بیای

‫چه برسه صاحب کار باشی

‫به اندازه بریز

‫بزار یک چیزی بهت بگم

‫یک کلمه دیگه غُر بزن ‫تا ببینی چی می‌شه

‫- منو تهدید کردی عوضی؟ ‫- دیگه تهدید نیست

‫به خاطر کار کردنم

‫هی

‫تو نمی‌تونی بزاری بری

‫عالی بودی!

‫مهمونی خونه‌ی من!

‫لعنتی

‫تو عالی بودی...

‫من صبح زود کلاس دارم

‫بپیچون. ‫با یک کلاس که نمیوفتی

‫اگه هر شب مهمونی باشم، میوفتم

‫برات معلم خصوصی می‌گیرم

‫من باید درس بخونم!

‫می‌دونی چیه جس؟

‫من امشب بر خلاف تو، ‫خیلی به خودم افتخار می‌کنم

‫می‌خوام با دوست‌هام باشم

‫فکر می‌کنی این‌ها دوستت هستند؟

‫فقط لاشخورن و دارن ازت پول و مشروب و غذا...

‫تو اینجوری نیستی؟

‫چرا خودت شهریه‌ات رو نمی‌دی؟

‫چون تو اصرار کردی

‫یا حتی اجاره‌ خونه‌ات؟ ‫به جای اینکه منو تلکه کنی

‫فکر می‌کنی من بهت نیاز دارم؟

‫فکر می‌کنی هر وقت بخوام، ‫نمی‌تونم به چیزی که می‌خوام برسم؟

‫من چیزی از تو نمی‌خوام

‫دیدی؟ تموم شد

‫عالیه. عالیه

‫- تریش فراموشش کن. بیا بریم. ‫- می‌دونی چیه؟

‫وقتی دستگیر شدی و سند خواستی به من زنگ نزن

‫و وقتی اوردوز کردی و بیمارستان لازم شدی هم بهم زنگ نزن

‫خدا لعنتت کنه

‫لعنتی

‫هی!

‫نوشیدنی مهمون من؟

‫آلیسا؟

‫دکتر مالوس آماده‌ست که تو رو ببینه

‫- من دیگه نمی‌خوام آزمایش بشم. ‫- متوجهم. جدی می‌گم

‫آزمایش پزشکی اونم اولِ صبح، ‫زیاد مورد علاقه‌ی کسی نیست

‫خیلی خب، اصلاح می‌کنم. دیگه نیستم

‫- ما هنوز کلی کار داریم. ‫- نه

‫بحث کامل کردن تکنولوژی خودته، نه سلامت من

‫نمی‌تونه جفتش باشه؟

‫تو هنوز از روند بهبود کلی عواقب داری...

‫آزمایش. بهتره با کلمات بازی نکنی

‫باشه. ولی بعضی اوقات آزمایش هم نتایج تصادفی داره

‫که باید بهشون رسیدگی بشه

‫مثل عصبانیت من

‫مثل تغییر حالِت

‫- که تو باعثش شدی. ‫- شاید

‫یا شاید هم به دلیل آسیبی بوده که به مغزت رسیده

‫یا ترکیبی از جفتش

‫ولی واکنش‌های هیجانیِ تو باعث...

‫باعث اختلال گسستگی می‌شه ‫که خودم می‌تونم کنترلش کنم

‫که می‌تونی کنترلش کنی، ‫به شرطی که من ریشه‌اش رو پیدا کنم

‫کارل! اگه همین الان بهم نگی دخترم کجاست،

‫واقعاً واکنش خیلی هیجانی‌ای نشون می‌دم

‫حق با توـه. حق با توـه. وقتشه

‫بشین

‫نمی‌خوام بشینم

‫من می‌خوام بشینی. برای بررسی علائم. ‫اینجوری می‌تونم چند کارو همزمان کنم

‫برو بریم

‫خیلی خب

‫لوانا، من ردیفش می‌کنم. ممنون

‫خیلی خب، آبی برای این چشم

‫و سفید هم برای این چشم

‫راحتی؟

‫آره. انقدر که دوست دارم یکی ‫از این‌ها رو تو خونه داشته باشم

‫امتحان مکالمه رو قبول شدم؟

‫امتحانی در کار نیست. ‫فقط دوست دارم سر به سرت بذارم

‫جسیکا

‫جسیکا

‫وقتی از اینجا رفت،

‫می‌دونستیم که بهبود تو خیلی زمان می‌بره

‫اون یک خونه لازم داشت

‫ترتیبی دادیم ‫تا یک خونواده‌ی دیگه اونو قبول کنه

‫اون یک خونواده‌ی جدید داره؟

‫آره

‫خوبه، نه، خوبه

‫و یک زندگی عادی داره درسته؟

‫تو گفتی اون مثل من نیست

‫وقتی پیش ما بود، ‫نشونه‌ای از خودش نشون نداد

‫پس چی رو ازم مخفی می‌کنی؟

‫فکر نمی‌کردیم زنده بمونی

‫آزمایش ما غیرقانونی بود

‫مجبور بودیم بگیم مُردی ‫تا بتونیم جونت رو نجات بدیم

‫جسیکا فکر می‌کنه که ‫کل خانواده‌ی زیستی‌اش تو تصادف مُردن

‫فکر می‌کنه من مُردم؟

‫نفس بکش آلیسا

‫تو بهش دروغ گفتی؟

‫برای اینکه ازش محافظت کنم

‫- چیز خطرناکی داخل توـه. ‫- نه، من می‌تونم کنترلش کنم!

‫اولین روزی که به هوش اومدی، به جسیکا حمله کردی

‫- نه! نه، من هرگز اینکارو نمی‌کنم! ‫- چرا، چرا. نزدیک بود بکشیش

‫- نه! حرفت رو باور نمی‌کنم! ‫- با من باش. با من باش

‫می‌خوام دخترم رو ببینم! ‫می‌خوام دخترم رو ببینم!

‫پیش من بمون

‫نه!

‫نه

‫متاسفم. تو نمی‌تونی جسیکا رو ببینی

‫نه با این وضعیت

‫- مری؟ ‫- نه

‫الیزابت؟

‫- جینجر؟ ‫- ناموساً؟

‫- قطعاً اسم وسط داری مگه نه؟ ‫- شخصیه

‫اگه دزدیده بشی چی می‌شه؟

‫چجوری به رسانه بگم ‫وقتی اسم وسطت رو نمی‌دونم؟

‫وقتی دزدها رو از خایه آویزون ‫کردم، خودم به رسانه خبر می‌دم

‫ایول

‫ولی اکثر دوست پسرها ‫به اینجا که برسن، اسم کامل دختره رو می‌دونن

‫الان دوست پسر دوست دختر شدیم؟

‫پس فکر می‌کنی چی هستیم؟ هم اتاقی؟

‫با یک سری روابط پنهان

‫که شامل دونستن اسم وسطت هم نمی‌شه

‫ندونستن این چیزها امنیت بیشتری داره

‫جسیکا کمپل جونز

‫امنیت زیادی هم خوب نیست

‫اسمی با همچین حروف بی‌صدای قوی‌ای رو دوست دارم

‫اسم خدمتکار مامانم بود

‫چه باحال

‫اون... اون همیشه باهاته

‫هی. می‌خوام یک چیز خاص برای هم اتاقیم بگیرم

‫سلام. چه خبر؟

‫نه

‫چرا باید اینکارو بکنم؟

‫من با اون عوضی حرف نمی‌زنم. ‫مثل آشغال باهام برخورد می‌کنه

‫اونم همینطور. ‫همه‌اش از بالا به من نگاه می‌کنه

‫و تو اون عوضی رو تشویق می‌کنی

‫آره، همینطوره. ‫منم دیگه خسته شدم

‫دیگه نباید تو این قضیه دخالت کنی

‫کلاً... کلاً خیلی بحث مزخرفیه

‫همیشه فقط می‌گی که من یک بازنده‌ام

‫نه. نه. ‫بهش نگو بهم زنگ بزنه

‫منو تنها بذارید

‫می‌خوای کسی رو لت و پار کنم؟

‫مامانم داره عصبیم می‌کنه

‫مامانت بود؟

‫می‌خواد مجبورم کنه لوله‌کش بشم

‫چه بی مناسبت

‫کار برادرمه

‫خب، راجع به کلوب‌ات بهش گفتی؟

‫رید به کل ایده

‫خانواده‌ام پول مدرک لوله‌کشی برادرم رو دادن

‫ولی فکر می‌کنی به من پول می‌دن؟

‫عمراً

‫همیشه می‌تونی وانمود کنی ‫که تو تصادف مُردن

‫لعنتی. ‫خیلی پلیدی دختر

‫بهتره که حس کنی بهت بی اعتنایی می‌شه

‫تو وانمود می‌کنی ‫تریش تو تصادف مُرده؟

‫هواپیما سقوط کرده. ‫البته فقط وقتی که دلم می‌خواد بهش زنگ بزنم

‫کورن فلیکس رو بده

‫چرا بهش زنگ نمی‌زنی؟

‫بهتره که وانمود کنی مُرده. ‫اینجوری خیلی بده

‫من اوضاعم بده. ‫فکر کردم واضحه

‫یک ماه می‌گذره که تریش رو ندیدی، درسته؟

‫منو لازم نداره که دورش باشم

‫چیزی که تو لازم داری چی پس؟

‫- کِی موضوع شد من و تریش؟ ‫- نمی‌دونم. منظورم اینه...

‫خواهرت اون سر شهر زندگی می‌کنه ‫و من تا حالا ندیدمش

‫خب، تو که منو برای شام آخر هفته دعوت نکردی

‫باشه. می‌ریم پیش خونواده‌ی من،

‫تو منو به تریش معرفی می‌کنی ‫و می‌شیم یک خونواده‌ی گنده

‫آره؟

‫آره؟

‫یالا

‫نمی‌دونم. نمی‌دونستم چیکار کنم، فقط نشستم

‫یک لحظه بهم وقت بده

‫باشه. من نوشیدنی میارم

‫می‌دونی منظورم چیه؟

‫- تو عالی بودی. عالی. ‫- درستش همینه

‫خب، من رفتم داخل

‫و صحنه خیلی خفن بود

‫بیخیال

‫جس اینجا چیکار می‌کنی؟

‫- خوبی؟ ‫- من عالی‌ام. برای تور کلوب دارم تمرین می‌کنم

‫- تو میامی شروع می‌کنیم. ‫- دیترویت

‫هر جا

‫تور آهنگ "دیوونه" می‌ترکونه

‫افتضاح شدی

‫من فقط خسته‌ام. ‫تمرین خیلی سخته

‫بارها دیدم که تا لب مرگ رفتی

‫- و خودت هم خبر نداشتی. ‫- داره بهم خوش می‌گذره. تموم شد

‫مدرسه چطوره؟

‫- اخراج شدم. ‫- چی؟

‫آره. می‌بینی ترک کردن چیزی ‫که توش خوب نیستی چقدر آسونه؟

‫منظورم اینه که فکر کردم ‫حداقل به صورت غیابی می‌تونم درس بخونم

‫- صبر کن. اون کفش‌ها مک‌کویین هستند؟ ‫- واقعاً؟

‫چند تا دستگاه خودپرداز سر راه زدی؟

‫برات مهمه مگه؟ دارم خرج خودمو می‌دم. ‫دارم کرایه خونه‌ی خودمو می‌دم

‫دارم با یکی زندگی می‌کنم ‫که فکر نمی‌کنم سر بارش هستم

‫با یکی زندگی می‌کنی؟

‫چه خبر جدیدی

‫جس، این خیلی خوبه!

‫منظورم اینه که راجع به تو می‌دونه؟

‫همه‌اش رو و...

‫- بازم اینجاست. ‫- صبر کن. اینجاست؟ واقعاً اینجاست؟

‫اوه خدای من! خب، می‌خوام ببینمش!

‫خیلی خب

‫- اون یاروـه؟ ‫- آره

‫- اوه خدای من! خیلی خوشگله! ‫- آره

‫سلام. سلام

‫سلام

‫- کریستال می‌خوری درسته؟ ‫- درسته

‫تریش، این استرلینگه

‫از دیدنت خوشحالم!

‫- چه خبر؟ آهنگت رو خیلی دوست دارم. ‫- ممنون. صبر کن. من... من تو رو می‌شناسم

‫آره. من قبلاً اینجا متصدی بار بودم. ‫ولی من و صاحبش نظرات متفاوتی داشتیم

‫منظورش اینه که صاحبش عوضی بود

‫و مدیر حواس جمعی هم نبود

‫به نظر من که کارش خوبه

‫نه باور کن. ‫اداره کردن کلاب هنره. اون نداره

‫و از کونم هم حرف نمی‌زنم

‫"کلاب خصوصی" ‫چه اسم خوبی

‫دارم یک جا تو ایست ویلج راه می‌اندازم

‫2 تا بار، میز، موسیقی عالی، مثل خودت

‫راستش الان دارم سرمایه گذار جذب می‌کنم

‫اگه خواستی برندت رو گسترش بدی، بهم زنگ بزن

‫- نقشه کسب و کارم‌ رو می‌فرستم. ‫- حتماً

‫- شاید... ‫- باید بریم. خداحافظ

‫- ولی تو تازه رسیدی. ‫- از دیدنت خوشحال شدم

‫خب چیه؟

‫برای همین می‌خواستی ببینیش؟ ‫که ازش پول بگیری؟

‫صبر کن. هی، اینطور نیست

‫همین الان به من می‌گه چتر باز

‫صدقه نخواستم که. ‫این یک فرصت کاریه

‫اینجوری بهش نگاه نمی‌کنه

‫وقتی بهش سود برسه، درست فکر می‌کنه

‫مگر اینکه فکر کنی ایده‌ی خوبی نیست

‫می‌دونم که ایده‌ی خوبیه

‫پس نباید خجالت بکشی ‫به خانواده‌ات پیشنهادش کنی

‫ما اونو لازم نداریم

‫ما می‌تونیم هر وقت بخوایم پول پیدا کنیم. ‫می‌تونیم همه چیز داشته باشیم

‫کلوب، ماشین، اسب کوچیک

‫- می‌خوای برام اسب کوچیک بدزدی؟ ‫- آره با یک اسم خیلی قشنگ

‫یالا. بریم یک اسب کوچیک پیدا کنیم

‫قبلاً همچین موردی دیده بودی؟

‫ببت، سگم

‫جلوی آدم‌های ریشو وحشی می‌شه

‫نپرس چرا. سگ نگهبانه. ‫اینجوری بزرگ شده

‫خیلی خب. ‫آماده‌ام که عوضش کنم. کلید؟

‫- کِی بهش بی‌هوشی زدی؟ ‫- نیم ساعت پیش

‫- یادداشت دکتر مالوس رو دیدی؟ ‫- 900 میلی‌گرم

‫فکر کردم اشتباه کرده

‫این اندازه برای 3 برابر اون هم زیاده

‫اگه دست من بود، ‫24 ساعت این هیولا رو بی‌هوش می‌کردم

‫بهم گفتن کلید بهم می‌دن

‫با رئیس حرف می‌زنم. ‫ای‌جی‌اچ حسابی روت زوم می‌کنه

‫خیلی خوبه که باید حواسم به یک مریض باشه

‫- تو مدرسه پرستاری خیلی سختی کشیدیم. ‫- اینز صبر کن

‫- کجاست؟ دختر کوچولوی من کجاست؟ ‫- خانواده‌ی پتسی والکر. اون‌ها قبولش کردند

‫نه!

‫2 تا مرغ پرتقالی اسنک محسوب می‌شه؟

‫بعد از نیمه شب همه چیز اسنک محسوب می‌شه

‫چی؟ اینو از خودت درآوردی

‫با غذا کجا می‌ری؟

‫آره

‫خوشت میاد؟

‫اسب کوچیک نیست ولی خوبه

‫قضیه چیه؟

‫نصف شبه مرد. ‫نمی‌تونستی تا صبح صبر کنی؟

‫تو محله بودیم

‫چیزی نیست

‫ببخشید. ‫مزاحم قرار عاشقانه‌تون شدیم؟

‫چه خبره؟

‫جس، این وایاته

‫و این‌ها هم هامپتی و دامپتی هستند؟ ‫[شخصیت‌های کارتونی]

‫هی، استرلینگ رو ببینید. ‫بالاخره تیکه‌ی خوبی پیدا کرده

‫تیکه نیتسم و قطعاً خوب هم نیستم

‫صبح میام پیشت مرد

‫نه، نه مرد. یک سال گذشته. ‫کلوب خصوصی من کوش؟

‫رفیق آروم باش. الان وقت مناسبی...

‫نه. سود عظیم سرمایه‌گذاری من کجاست؟ ‫50 درصد سود من کجاست؟

‫قرار نیست ایستگاه لیموناد بزنم که

‫- کار زمان می‌بره. ‫- وقت داشتی

‫ارزش صبر کردن رو داره

‫یک جا تو تقاطع خیابون نهم و بی پیدا کرده

‫جاش عالیه. ‫حسابی می‌ترکونه

‫هی، چند تا مشکل داشتم ولی رفیق...

‫قضیه‌ی کلوب جدیه

‫من پولم رو می‌خوام. با سودش

‫هی، بکش کنار وایات!

‫کنار نکش مرد. ‫جدی می‌گم. خیلی نزدیکیم

‫آره ولی به اندازه‌ی کافی نزدیک نیستی کونی

‫- هی! ‫- خفه شو جنده

‫اوه لعنتی. اون...

‫جنده‌ست

‫آره. بریم. بریم. بریم!

‫لعنتی. اون...

‫ممنون

‫تو الان تنها خانواده‌ی منی

‫باید ازت محافظت کنم

‫- ساعت 3 خشک شویی. ‫- چشم

‫دوروتی والکر؟

‫- شما؟ ‫- من لورا پترسون هستم

‫من... من معلم ریاضی جسیکا جونز هستم

‫من شهر بودم. ‫خواستم که دوباره باهاش در ارتباط باشم

‫با جسیکا؟

‫ارتباط با مردم زیاد بهش نمیاد

‫خب من هیچ وقت فرصت نداشتم که ‫به خاطر اتفاقی که برای خانواده‌اش

‫افتاد بهش تسلیت بگم، ‫برای همین گفتم ببینمش

‫دیگه با من زندگی نمی‌کنه

‫- الان کجاست؟ ‫- دقیقاً نمی‌دونم

‫باهاش در تماس نیستی؟

‫تماس مهرات می‌خواد که اون نداره

‫خب اون همیشه مودی بود

‫پس ایده‌ای ندارید که کجا می‌تونم پیداش کنم؟

‫خب، من شنیدم که با یک متصدی بار ریخته رو هم

‫و راستش، آدم حسابی هم نیست

‫منظورت چیه؟ داره بهش صدمه می‌زنه؟

‫عزیزم، من جات بودم ‫بیشتر نگران پسره می‌شدم

‫- خوشحالم که می‌تونه از خودش محافظت کنه. ‫- خیلی ملایم توصیفش کردی

‫می‌دونی، من بهش همه چیز دادم

‫و اون چیزی جز بی احترامی و بی ادبی تحویلم نداد

‫حتماً یک چیزی توش دیدی ‫که به فرزند خوندگی قبولش کردی

‫خب، دختر خودم دیگه باهام حرف نمی‌زنه

‫پس مسلماً با خودم گفتم، ‫مادر بهتری هستم

‫شاید بدون من موفق‌تره

‫مزخرفه. یک دختر به مادرش نیاز داره. همیشه

‫شاید یک تماس بگیرم

‫ببینم می‌تونم جسیکا رو پیدا کنم یا نه

‫هی!

‫- روشن شو. ‫- اوه، همینه!

‫لعنتی! چی شد؟

‫- یالا. ‫- هی، مراقب باشید

‫یکم بیشتر بازش کن

‫یالا

‫- اوه ببخشید خانم. ‫- خیلی گرمه، نه؟

‫- آره، داریم می‌میریم. ‫- خیلی گرمه

‫- ممنون! ‫- ممنون خانم!

‫بفرمایید

‫- چرا انقدر طول کشید؟ ‫- کلیدم رو گم کرده بودم

‫- هی. ‫- سلام

‫- چه خبر؟ ‫- یالا!

‫- زود شروع کردی؟ ‫- آره

‫آره که شروع کردی

‫- 5 تا خوردم. ‫- آره همین الان دیگه بهت حسی ندارم

‫- هنوز مست هم نشدم. ‫- اصلاً برام تعجب‌آور نیست

‫آب لطفاً

‫باید برم دستشویی خانم‌ها

‫لعنتی

‫همه چیز مرتبه؟

‫احیاناً تامپون دارید؟

‫آره. یک لحظه

‫بعضی وقت‌ها کیف دستی به درد می‌خوره

‫نداری؟

‫از 8 سالگی به بعد دیگه نداشتم

‫وقتی بندش به در گیر کرد، داشتم خفه می‌شدم

‫بیا

‫- ممنون. ‫- قابلی نداشت

‫یک نوشیدنی بهت بدهکارم

‫خوبه. من تو بار هستم

‫می‌خوام باهات حرف بزنم. ‫می‌تونیم بریم بیرون و...

‫نه، من...

‫- رفیق، دستم رو ول کن. ‫- من نمی‌خوام بزنمت

‫- خیلی خب. خیلی خب. ‫- منم همین فکرو کردم

‫دفعه قبلی که همدیگه رو دیدیم، مزاحم داشتیم

‫پولت رو می‌خوای؟ ‫متوجهم. ضرر کردی

‫هی آروم باش. خب؟ ‫کسی اینجا نمی‌خواد اذیتت کنه باشه؟

‫می‌خوام بدهی‌ات رو ببخشم

‫- در ازای چی؟ ‫- دوست دخترت

‫منظورم اینه که 3 نفر رو لت و پار کرد. اون قویه

‫دیگه چه کارهایی بلده؟ ‫سرعتش زیاده؟ پرواز می‌کنه؟

‫چون تو کارهای دیگه می‌تونم از استعدادهاش استفاده کنم

‫ببین ما... ‫ما چند تا کار داریم

‫شاید یکم اوضاع قاراشمیش بشه. پس...

‫می‌خوای جسیکا بزن بهادرت باشه؟

‫آره

‫منظورت از قاراشمیش چیه؟

‫می‌تونه کار کثیف رو تحمل کنه

‫فکر می‌کنی بتونی قانعش کنی، هان؟

‫اون عاشق منه رفیق. ‫هر کاری ازش بخوام می‌کنه

‫- رفیق خودمی! ‫- یک شرط داره

‫یک چهارم هر چی گیرتون بیاد مال منه

‫باشه، خیلی خب

‫هی، می‌دونی استرلینگ کجا رفت؟

‫- خیلی خب. ‫- بریم

‫گم شدی خانم؟

‫چی؟

‫نباید باهاش بازی کنی و بذاری بری

‫- چی داری می‌گی... ‫- جسیکا فکر می‌کنه عاشقشی

‫- داشتی گوش می‌دادی؟ ‫- جنده‌ات نیست که فقط باهاش بخوابی!

‫تو حسابی قاطی کردی

‫- داشتم اون‌ها رو رد می‌کردم. ‫- دروغ گو!

‫- تو دیگه کی هستی؟ ‫- من مادرش هستم!

‫استرلینگ!

‫استرلینگ!

‫خدایا!

‫استرلینگ!

‫استرلینگ!

‫یکی کمکمون کنه

‫استرلینگ. استرلینگ، تو...

‫یکی کمک کنه!

‫یکی بیاد!

‫یکی کمک کنه!

‫اومدی به تریش غُر بزنی؟ ‫چون الان حوصله‌اش رو نداره

‫- کجاست؟ ‫- نمی‌تونستی بهش پیام بدی؟

‫هی. یک دقیقه دیگه میاد بیرون

‫از سر راهم برو کنار

‫برو بیرون!

‫چیز مهمی نیست. ‫این یارو جنس خیلی خفنی بهمون داد

‫اینجوری نگاهم نکن

‫برای مواد اینکارو می‌کنی؟

‫- نه، اون بهم لطف کرد، پس... ‫- کَری؟ گفت گمشو بیرون

‫می‌خواستم ازش تشکر کنم

‫هی، هی، هی

‫- دست‌های نجست رو بهش نزن. ‫- داری مزاحم می‌شی

‫گاس، ولش کن

‫- تو خودت خواستی زانو بزنی. ‫- فقط برو خب؟ برو!

‫جنده

‫دوباره بهم بگو جنده. ‫با سگ مقایسه‌ام کن

‫یک حیوونی که قلاده بهش ‫می‌اندازی و بهش دستور می‌دی

‫بنال

‫جنده؟

‫کلمات رو واسه خودت دوباره تعریف کن کله کیری

‫حراست!

‫ای کاش می‌تونستم استرلینگ رو بهتر بشناسم

‫منم همینطور

‫نمی‌تونم تصویرش رو از ذهنم پاک کنم

‫منظورم اینه که می‌دونن کار کی بوده؟

‫پلیس آدم‌هایی که مزاحمش بودن رو دستگیر کرده

‫دیدن که بار رو با اون‌ها ترک کرده

‫اگه خودت می‌زدیشون، ‫حس بهتری پیدا می‌کردی

‫من حسابی زدمشون

‫شاید برای همین رفتن سراغ اون

‫جس...

‫اینکارو کردن چون قاتلن

‫و همه‌ی افراد اطراف من می‌میرن

‫من نه

‫من همیشه زنده می‌مونم

‫اگه کسی کمکت نکنه، زنده نمی‌مونی

‫من خوبم؟

‫آره؟

‫یک روز کامل بهت زنگ زدم. کجا بودی؟

‫- داشتم تمرین تور می‌کردم. ‫- نئشه بودی

‫این 2 تا چیز از هم جدا نیستند

‫ببخشید که کنارت نبودم

‫چون نئشه بودم

‫چون من یه معتادم

‫- قدم اول اینه. کلی کار مونده. ‫- بعد از تور

‫تو تور زنده نمی‌مونی

‫- کلی آدم روم حساب کردن. ‫- تو کمک می‌خوای

‫خب، تو موقیعتش رو نداری

‫می‌دونم

‫ولی مادرت داره

‫جس، نه. من...

‫الان بدون اون اوضاعت بهتره، باشه؟

‫حداقل تو رو می‌بره که ترک کنی

‫من تو رو تنها نمی‌ذارم

‫اگه بمیری بیشتر تنها می‌مونم

‫خب، می‌شه ما...

‫می‌شه ما یکم اینجا بشینیم؟

‫لعنتی

‫کارل عقب وایسا

‫مشکلی نیست. آرومه

‫- پس بیا کازلاف رو خبر کینم. ‫- نه!

‫من جزئی از این قضیه نمی‌شم

‫خیلی نگران شده بودم

‫من جسیکا رو پیدا کردم

‫حالش خوبه؟

‫باید ازش دور بمونم

‫- نمی‌تونم اینجوری زندگی کنم. ‫- چرا می‌تونی

‫یک راهی پیدا می‌کنیم

‫من آدم کشتم

‫پرستارهات

‫تقصیر تو نیست

‫من باعث شدم اینجوری باشی

‫من این کارو باهات کردم

‫همه‌اش تقصیر منه

‫ولی بهت قول می‌دم، من بهت قول می‌دم...

‫حالت رو دوباره خوب می‌کنم ‫که بتونی جسیکا رو ببینی

‫من جزء یک آزمایش دست کاری شده بودم

‫ولی این مهم نیست ‫چون تو دنیای واقعی من زنده نبودم

‫من مُرده بودم

‫تا الان

‫من خیلی متاسفم

‫راهی هست که بتونی منو ببخشی؟

‫نه

ارائه شده توسط وب‌سایت رسانه کوچک LiLMedia.TV

ترجمه توسط کیارش .:: Ki@RaSh ::.

کانال آخرین زیرنویس های تیم ترجمه وب سایت رسانه کوچک @lilmediasub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.