Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سایوری ایچیجو : حَشری خیس
این داستان بر گرفته از زندگی سایوری ایچیجو ... ملکه زنان رقاص لختی هست
اون در زمان اجرای نمایش به حدی حَشری میشد که تمام واژن و روناش از اب خیس میشده
ترجمه و تنظیم زیر نویس : هاریکا HARIKA
harika_alone@yahoo.com
!بسه دیگه
نمیدونستم استرپیر ها هم نودل میخورن ( استریپر= زنی که نمایش لختی اجرا میکنه)
منظورت اینه استریپرها نمیتونن برای غذا نودل بخورن ؟
استریپر ها مثل مردم عادی هستن اونام غذای معمولی میخورن
...من نخندون
...اگر خیلی عادی هستی پس چطور توی تلویزیون اجرا داشتی ؟
تماشاچی های تلویزیون ازم خواسته بودن چطوره خیلی عجیبه ؟
چرا موقع دعوا من انگولک میکنی ؟
!خوشم نمیاد یه استریپر گُنده گوزی کنه
! خانم ایهای
!اون گردن کلفت محله ، مراقب باش
- !هی تو - !چیه
اگر میخوای دعوا درست کنی بیا بریم بیرون
داریم برای صاحب مغازه مشکل درست میکنیم
سایوری ایچیجو کارش به عنوان یک استریپر رها کرده و در یک رستوران غذا بَر بیرون شده
اون به فحشا متهم شده !و اکنون منتظر محاکمه هست
سایوری ایچیجو : حَشری خیس
" ایستگاه نودا"
هارومی ، کدوم بیشتر دوست داری ، اون یا من ؟
می خوای برات چیکار کنم ؟
قبلا بهت گفتم
وقتی که اون تو زندون بود !... باهات صمیمی شدم و معشوقم بودی
البته که دوست دارم
ولی اون عشق اولم بود
میخوام شما دو تا مرد این بین خودتون حل وفصل کنید
من که نمیدونستم به این زودی آزاد میشه
با اون درگیر نمیشم کدوم یکی بیشتر دوست داری ؟
چند بار بگم ، هر دوتون دوست دارم
بخاطر همین که میخوام دوتایی !... مشکل حل و فصل کنید
همینجا صبر کن ، فهمیدی ؟
لازم نیست بگم وقتی قاطی میکنه !...چه کارائی میکنه
ولی اون اینجا جلوی روی مردم !... هیچ کاری نمیتونه بکنه
میرم داخل یه سلامی به رئیس بکنم
!سلام
سلام ، تازه رسیدم
جدا نمیدونم چطوری بخاطر استخدام ...دوباره خودم ازتون تشکر کنم
بی نهایت سپاسگزارم
بهتر کارت خوب ارائه بدی
در حال حاضر تنهائی ؟
نه ، شوهر سابقم امروز از زندون آزاد شده
دیدم اینجا اومدنش ممکنه !... دردسر ساز باشه
خودم چمدونم آوردم
!...ای احمق ترسو
یعنی فرار کرده ؟
ولی چرا؟
چیزی نشده
... قهوه ... قهوه سرد
!هارومی
! خیلی وقته ندیدمت ، هان
نگرانت کردم ؟ خیلی منتظر بودی ؟
بخاطر من داری گریه میکنی ؟
تبریک میگم ، که ازاد شدی
!... ممنونم
بخاطر همین خوشحالی ؟ به خاطر من ؟
! خیلی ممنونم
! چقدر خوبه
!آزاد بودن چقدر خوبه ... چقدر خوبه
سه سال داشتم به هیکل تو و بین پاهای خیست فکر میکردم
-! بین پاهای خیست همیشه محشره - !اینجا نمیشه ، جلوی خودت بگیر
! بذار بو کنم ! بذر اون کُس خیس حَشریت بو کنم
- ! عاشق این سینه های ورم کردتم - !بس کن ، اینجا خیلی گرمه ...حَشرت برای اتاق نگه دار
! یکی ممکنه مارو ببینه ... برو و به رئیست سلام کن
!...خودم عقلم میرسه
- داشتی دید میزدی ؟ - !اجتناب ناپذیر بود
- ! با ظرافت اونارو می پیچونی - ... خوب دیگه
!مردا همشون مثل هم هستن ، باور کن
به نظر نمیاد شبیه قاتلا باشه
... معمولا ، ملایم هست
می دونستی ؟ یه اتفاق خیلی جالبی افتاده
... اون آینه
آینه چی شده ؟
تو اون کار کردی ؟
چه کاری ؟
یه بار اومدی اینجا و رفتی ، نیومدی ؟
... خوب آره
چیزی روی آینه نوشتی ؟
چی ؟ !...من هیچ کاری نکردم
نگاه کن
به سایوری ایچیجو اعتماد نکنید !اون بهتون خیانت میکنه
"به سایوری ایچیجو اعتماد نکنید" !...چرنده
چرا باید یه همچین چیزی بنویسم آخه ؟
ولی به نظرت این حرفها در باره خانم ایچیجو درست نیست عایا؟
نمی دونم تا حالا چند بار افتادم زندون
حتی اون موقعی که توی کارگاه زندون !...درحال کار بودم به تو فکر میکردم
مجبور میشدم برم تو مستراح و بادست جلق بزنم
ولی تو زندون همه میتونن از بیرون مستراح !... ببینن داری چیکار میکنی
گوش کن ، میشه اینقدر درباره زندون حرف نزنی ؟
موضوع چیه ؟
...قبلا این حرف به هیچکس نزدم
!ولی پدرم با طناب دار اعدام شد
چی ؟
راس میگی ؟
بخاطر همین وقتی درباره زندون حرف میزنی
من یاد اون میندازی !...و نمیتونم تحمل کنم
ببخشید ، ولی وقتی به اون فکر میکنم !دیگه نمیتونم این کارو انجام بدم
دیگه نمیتونی اینکارو انجام بدی !؟
!اذیتم نکن
وقتی توی اتاق هتل تنهائیم اینجوری !...حرف زدن خیلی بی انصافیه
!...دلیلش اینه که من یاد پدرم انداختی
آخه من که در باره پدرت نمیدونستم
....یه چیز دیگه چون نمی خواستم دائم به زندون فکر کنم
- برای همین با یه مرد دیگه دوست شدم - چی ؟
خُل نشو ، به یکی احتیاج داشتم که !... بهم کمک کنه فراموش کنم
اون فقط یه جایگزین برای تو بود
!توی ذهنم ، تصور میکردم که اون تو هستی
! تو یه جنده ای
!دیونه بازی در نیار ! متاسفم ! دیوونه نشو
وقتی شنیدم تو آزاد شدی ... خیلی راحت اون ول کردم
! جنده کثافت !هرگز زن مثل تورو نمی بخشم
هر کاری که بخوای برات انجام میدم هر میلی داشته باشی برات برآورده میکنم
نمی تونستم خاطرات پدرم دوباره یاد آوری کنم
من دختر یه جنایکار اعدامی هستم
خواهش میکنم درک کن چه حسی داشتم !خواهش میکنم
! جنده خائن
!فکرشم نمیکردم
امروز بیخیالت میشم
!تو یه جنده ای
!...حال میده ، آزادی خیلی حال میده
بگو ببینم ، اون پسره چجور آدمی بود ؟
! اهمیت نداره
!تو تنها مردی هستی که برام مهم هست
نمیخواد دیگه در بارش حرف بزنی ، باشه ؟ !...عجله کن وگرنه دیرمون میشه
!سایوری
! خیلی آدم حَشری میکنی
- ! شاه کُسی هستی - ! اوووه ، اره
! کفش صندلم ! یه لنگه صندلم گم شده
- ! زود باش - ! رئیس
! بمیر کثافت
! قهرمان
وسط سرش ، پیشونی داره
وسط صورتش دماغ داره
روی پاش زانو داره
-آهان ، پس تمام این مدت پیش تو بوده - چی بوده ؟
-ادای آدمای بیگناه در نیار تو دردسر افتادی - چرا؟
! اوه دیگه بس کن ! چرا اینقدر این مخفی نگه میداری
چی شده ؟ نمیدونم درباره چی داری حرف میزنی
!... میخوام
... آبم ...دارمیاد
-مزاحم نیستم ؟ - !نه
خیلی میسوزه ، درسته ؟
- باید کمکت کنم ؟ - نه ، خیلی واجب نیست
نمایشت خیلی عالی هست
یه کتاب درباره کارت خوندم
دلم میخواد مثل تو باشم
من توی یتیم خونه بزرگ شدم
توی کتاب گفته بودی یه حموم نزدیک یتیم خونت بوده
زمانی که والدین دست بچه هاشون می گرفتن
و روزها اونارو حمام می بردن
شما از پشت حصار یتیم خونه نگاه می کردین ...و غصه میخوردین
این داستان واقعا به دلم نشست
...پیش خودم فکر کردم
ممکنه اونم توی یتیم خونه در در سیتاما که به امیا نزدیک هست بوده باشه؟
بله ، همینطوری که تو کتاب گفتم بوده ، حالا که چی ؟
اوه ، یعنی !؟
ممکنه یتیم خونه هائی که بودیم یکی بوده باشه
چرا که منم درست تجربه خاطرات مشابهی داشتم
یتیم خونه من اسمش سویفو - ان ...بود
مال تو فرق داشت ؟
نه ، منم توی سویفم - ان بودم
جدا؟
پس شما چند سال بزرگتر از من هستین
من احترام زیادی برای شما قائل هستم
...باید یه چیزی بهت بگم
شاید شنیده باشید در آینده نزدیک من باید نقش روبروی شما را ایفا کنم
ولی من مثل تو هیچی بلد نیستم راس میگم
بهت احترام میذارم
از اینکه گذشته ها رو به یاد بیارم متنفرم
!...چون نمیتونم چیزی عوض کنم ...حالا میخوام روی بدنم کارکنم پس زودتر برو
!...چقدر بی ملاحظه بودم ،ببخشید
مرسی
بیابریم بیرون یکم سرمون گرم کنیم
!زود باش
باز چه خبره ؟
!...دارم جدی میگم !... میخوام اون بُکنی و جِرش بدی
درباره کی داری حرف میزنی ؟
!...سایوری ایچیجو
چرا ؟ چی شده ؟
نمی تونم باهاش رقابت کنم
! جنده خانم چطور میتونم ؟
اون باهام مثل یه آشغال رفتار کرد !...و خجالتم داد
چیکارت کرده ؟
اون تحقیرم کرد
حالا این کسشعرا رو بیخیال شو
اگر باهاش سکس کنم و کُس و کونش جِر بدم تو حسودیت نمی شه ؟
برای اون حسودی کنم ؟ چرا باید حسودی کنم؟
!...میتونم بگم اون بکشی
میخوای گریه کنی ...!؟
گریه می کنی؟
... آره ...آره
بهم قول بده بهش تجاوز میکنی
باشه ، بهت قول میدم
آره ، جِرش بده
کاری کن درد بکشه
!...کونش پاره میکنم
!...آره ، پارش کن
" کاباره شیباتا"
" شیباتا"
" هر شب ، شیباتا"
!...همتون برین به درک
ایچیجو
سایورا
به دلیل بیماری
نمایش امشب اون در اینجا
کنسل شد
ماری ، بیا اینجا بذار به کُست دست بزنم
ازش خوشت میاد ؟
هارومی ، بیا اینجا
آبت اومد ؟
ماری ، بیا اینوری
! لعنتی !... حتما پلیسی
درست حدس زدی
!اینجا گرمه
!هان ، هان ، خیلی گرمه
گه سگ ، اینقدر کارم درسته !؟
آقای پلیس ، فکر نمیکنی اون خیلی حَشری و فان بود ؟
گوش میدی چی میگم ؟
چرا باید یه ماهی ریقوئی مثل من دستگیر کنی ؟
باید بری اون ستاره های بزرگ دستگیر کنی
گوش میدی چی میگم ؟
اینجور اتفاقات برای اون جنده نمیوفته ؟
خانم ایچیجو درست روزی که باید این !...اتفاق بیوفته مرخصی میگیره
اون مریض نبود ، درسته؟
- من ماهی طعمه بودم - !...هی جنده حرف بیخودی نزن
- ! خائن - باشه ، بیا بریم
دارم میرم
! زود باش
نباید بخاطر یه زن دیگه بهم خیانت کنی باشه ؟
...فقط تو رو میکنم
اگر یکی دیگرو بکنی ، باهات کات میکنم فهمیدی !؟
! زود باش بابا
...یه دقیقه صبر کن
داری چیکار میکنی ؟
!...یه مراسم کوچیک خوش شانسی
...اگر تمومش نکنم !... بد شانسی میاره
!زود باش
...زود تمومش میکنم
...نزدیکه آبم بیاد
اگر میخوای به صدای ناله های ... اون گوش بدی
من میرم بیرون منتظر میمونم
! زود باش
...یکم دیگه تمومه
! زود باش
!دارم میام
! دارم میام
خیلی گرمه
واقعا هوا گرمه
جدا ، خیلی گرمه
! هی
!وایسا
چرا اونا باید مارو توی یه همچین جایی بندازن ؟
شاید بخاطر اینه که با اون ! افسره بحث کردی
بعدشم بهش گفتی که از ما به عناون !...طعمه استفاده شده که خیلی کفری شد
آخه این چه طرز حرف زدن باهاش بود !؟
اگر سعی کنی با پلیس ها در گیر بشی !...همیشه بازنده هستی
اگر بخواهیم شغلمون حفظ کنیم نمیتونیم اینقدر بد با پلیس ها برخورد کنیم
می گیری ؟
تنها بخاطر اینکه ساکت هستم لازم نکرده !اینقدر برام سخنرانی و موعظه بکنی
اینقدر واسه من پرو بازی درنیار تو هم یکی مثل خانم ایچیجو هستی
چرا با پلیس اونجوری برخورد کردی ؟ معلومه خوب تو چیزی برای ازدست دادن نداری
وقت شستشو هست برین دست و صورتتون بشورید
نمی دونم چرا روبروی خانم ایچیجو جبهه گرفتی !؟
! زود باش دیگه ! دست و روت بشور
! دلم نمیخواد
-!دوباره داری همه چیز سخت میکنی - ! خفه شو
ننمیخوام با ادم نفرت انگیزی ! مثل تو شریک باشم
داری چی گه خوری میکنی؟
کی بیشتر نفرت انگیزه ؟
! اینقدر دردسر درست نکن
!بسن کنید سر چی دارید دعوا میکنید !؟
! راه بیوفت ! برو
!...توام همینطور ! زود باش
کونش گائیدن ، به نظر میاد فقط من باید 30000ین جریمه میشدم
! چقدر کیریه
دیگه نمیخوام با اون نمایش لزبین انجام بدم
چی ؟ خوب بعدش میخوای چه غلطی بکنی ؟
نمایش شمع اجرا میکنم ! اجازه نمیدم ! سایورا ایچیجو تمام نمایش مال خودش کنه
چی داری بلغور میکنی ؟
هنوز نمیدونی اگر از نمایش لزبین خارج بشی نمی تونی اون کار انجام بدی؟
اجرای نمایش لزبین برای اونائی هست ...که هیچ استعداد دیگه ای ندارند
تا حالا چیزی نگفتم و با اینموضوع کنار اومدم
ولی اون وقتی حَشری میشه و خودش خیس میکنه بوی کُسش باعث میشه عُق بزنم
از بوی کُس خودم خوشم نمیاد !...چه برسه بوی کُس اون ، متنفرم
ترجیح میدم بمیرم تا بخوام بوی اون زنکه !... کُس خیس را استنشاق کنم
چی داری گه زیادی میخوری ؟ چطور میتونی این بگی ؟
تا حالا چند بار !...نزدیک بوده از کُس بو گندوت بالا بیارم
مثل اینکه کُس دائما خیس و بد بوی !خودت فراموش کردی
بوی گند میدی باور کن راس میگم
!آروم باشین ... با دعوا کردن چیزی درست نمیشه
این حرفهای بی معنی و مزخرف تموم کنید
همه زنها مثل هم هستن وقتی خودشون خیس میکنن کُسشون بو میده
بهش اجازه نده اینجوری حرف بزنه از غذا خوردن افتادیم
اون هیچوقت به حرف من گوش نمیده !... و کار خودش میکنه
کوون گلابی ، این وظیفه تو هست که بهش !.. این چیزارو تذکر بدی
وقتی یه همچین تصمیمی میگره هیچوقت نظرش عوض نمیکنه
متوجهم
اگر بره سراغ اون کار ، دیگه اجازه نمیدم !... برگرده سر کار قبلیش
هر کاری دوست داری بکن
!حرص من در نیار ! تو گفتی سایوری مریضه
مگه نفگتی بیام کمکت ؟ چرا گه زیادی میخوری ؟
تو التماسم کردی بیام باهات لزبین نمایش بدم
نکنه یادت رفته چقدر بهم مدیونی
تو ام ازم خواهش کردی که باهاش کار کنم
!...آدمها نظرشون عوض میشه
!چطور جرات میکنی تقصیر توهست !زنکه جنده بی شرف
! اون من زد ! اون بچه کوونی کثافت من زد
!همینجوری وایسادی کتک خوردن زنت نگاه میکنی !نمیخوای هیچ کاری بکنی ؟ اون داره من میزنه
پای خودت بکش کنار اون زن باوفائی نیست
!تو نباید آدمای دیگه را کتک بزنی
!برو مرتیکه بی غیرت
!برو گم شو آشغال
- چه گهی میخوری ؟ - !این داشته باش
" می فونه "
" کلوپ میفونه "
هارومی از یک گیشا (رقاص فاحشه) بدنیا اومده بود (گیشا= فاحشه های رقاص ژاپنی)
دررون یه غار در کوه هائی که نزدیک معدن چیکوهو هستن
اون رقص از 7 یا 8 سالگی در جشنواره اوبون شروع کرده بود
وقتی 9 یا 10 ساله بود تمایلات نسبت به مردان بیدار شدو حَشری میشد
وقتی 15 ساله شد اون توی تختخواب !...میرقصید البته روی کیر مردا
اون بخاطر کاری که کرده شرمنده هست و ازم خواست ازت عذر خواهی کنم
می فهمم
نیازی بگم وقتی دیوونه میشه چه کارائی میکنه
ولی آدم خوبیه ، اون مرد صادقی هست
اون خیلی نگران زخم پات بود و ازم خواست به خوبی ازت مراقبت کنم
آفرین ، دارمت
منم تو اینکار مقصرم بخاطر همین قبول کردم اینکارو بکنم
درباره خودمون که با هم میخوابیم چیزی که بهش نگفتی !؟
!دیوونه شدی ، معلومه که نه چرا باید بگم !؟
" داروخانه شیمادا"
اونا هیچ داروئی برای سوختگی نداشتن
اونا باید داشته باشن
بچه که بودم بهش روغن وزغ میگفتن یادت نیست ؟
!اونا این نداشتن
اونا قطعا باید داشته باشن
گفتم اونا نداشتن
اونا در طول جشنواره این می فروختند
باید هنوز یه مقداری داشته باشند
پماد وزغ چطور بهتون بگم که 5-6 یا 4-6 پاداره
اون 4 تا پا در عقب و شش پا در جلو داره
این دارو از روغن اون حیوون ساخته شده
...اگر اون به پوست خودتون بمالید
نه آب جوش نه موم داغ شمع پوست ...شمارو نمی سوزونه
اماده ای ؟ میخوام شروع کنم
!میسوزه
!میسوزه
همه چی مرتبه ؟
بهم اهمیت نده بیشتر بچکون، بیشتر
...حس عجیبی داره یکم داره خوشم میاد
پائین تر بچکون
یکم پائین تر قطره بچکون
دارم حَشری میشم شهوتی شدم
بسه ، دیگه کافیه
- بهم حال بده ، بُکنم - بسیار خوب
!بکن توش !زود باش
خوشت میاد ؟
"دکه غذا خوردی آمیهیکو"
چه مسخره "آمیهیکو"
همونطوری که خواستی اومدم بیرون بگو بیینم چیکار میخوای بکنی ؟
! تو خیلی زور میگی
این قلدر بازیهارو برای استریپر ها تموم کن !...و بخز برو تو سوراخت
لازم نکرده بهم بگی باید چیکار کنم
... خوش آمدید
- دارم آتیش میگیرم و تحمل ندارم - موضوع چیه ؟
یه مرتیکه مست اون بیرون مزاحم شد !...و باهام سر شاخ شد
پس چی دیگه ؟ این فقط یکی از مواردی !... که باید انتظارش داشته باشی
نذار ناراحتت کنه
!...خیلی گرمه
من اینجام
یکم ساکی ، بهترینش بده
خوش اومدی ، قربون
گوکن ، اومدم اینجا چون اون خانمه بهم گفت میخواد یه چیزی یادم بده
بذار گوش بدیم چی میگه
چی شده ؟
همسرت گفت میخواد من ببینه پس منم اومدم اینجا
من چیزی نمیخوام اومدی اینجا دعوا راه بندازی ؟
اینی که میگی خیلی با چیزی که اون بیرون گفتی فرق داره
اون بهم گفت مثل یه بی خانمان برگردم تو سوراخم
شاید بخاطر این اینجوری رفتار میکنه چون توی تلویزیون بوده
ولی تو فقط یه فاحشه رقاص هستی
چطور جرات کردی با من !...مثل یه آشغال رفتار کنی
هان ، اگر میخوام که از اینجا برم خوب میرم
...ولی اگر لب تر کنم
یه گروه جوون دوره گرد !...جائی مثل اینجارو سه سوت داغون می کنند
من اهل لاف زدن نیستم
کُس نگو ، چطور یه استریپر میتونه ستاره بشه اونم فقط چون توی تلویزیون نمایش داده ؟
اولم خودت گفتی که یه استریپر نمیتونه نودل بخوره
چرا یه استریپر نمیتونه نودل بخوره ؟
بخاطر همین عصبانی شدم اونجور موقعیتی پیش اومد
بهم بگو چرا یه استریپر نمیتونه نودل بخوره
!زنیکه جنده !اون دهن گشادت ببند
جرات داری یه بار دیگه گه خوری کن
من به عنوان یه مشتری اومدم !... اینجا مراقب حرف زدنت باش
هان پس اینجوری توی این مغازه با مشتری رفتار میشه !؟
این رفتار توهین به مشتری نیست ؟ چطوریاست ؟
چرا سفارشم آماده نشده ؟
دادگاه عالی ازاکا دادگاه منطقه ای ازاکا
...در تاریخ 6 اگوست سایوری ایچیجو
به 6 ماه زندان به دلیل فاحشه گری محکوم شد
...حالا نگاه کن
این چطوره ؟
چیزی بیرون نمیاد
حتی یه قطره ؟
هیچی بابا
حالا چی
کارت احمقانه هست تمومش کن
از نزدیک نگاه کن حس میکنم از کُسم میاد بیرون
نه ، نه ، خوشم نمیخواد نگاه کنم بیخال شو
از نزدیک نگاه کن
! هی ! یه بار دیگه امتحان کن
جالب به نظر میاد
راس میگی ؟
ولی قیافت خیلی تخمی متالیک شده
چطور؟
اینجوری تو زور می زنی !...مثل یه ادم تریاکی موقع ریدن میمونه
...راس میگی
نمیتونی یکم حالت شهوتی به خودت بگیری ؟
لبخند بزنی مثل موقعی ...که داری ارضاء میشی و آبت میاد
!اینقدر عذابم نده
!انجام اینکار برام خیلی سخته
!از این خوشم میاد
این دقیقا قیافه ای هست ... که عاشق دیدنشم
!مزاحم کارم نشو
لطفا درک کن چه حسی دارم
من عشقم و خونم رها کردم
اولین قطار صبح سوار شدم
و به تئاتر رقاصه های لختی در نزدیکی ایستگاه نودا
...که مقصدم بود رسیدم
"خداحافظی ایچیجو سایوری" ...شنیدیم که میخوای خودت بازنشسته کنی
" تمام بلیط ها فروخته شده" تو طرفدارای زیاد ی در سراسر ژاپن داری
فقط دوست داریم بدونیم چرا میخوای خودت بازنشسته کنی !؟
خوب ، فکر کنم الان بهترین فرصت ...برای بازنشستگی باشه
بخاطر اینکه دیگه نمیخوام بیشتر از این کارای خلاف قانون انجام بدم
متوجه ام
خانم ایچیجو ، یعنی مطمئن باشیم هیچوقت نظرتون عوض نمیشه ؟
نه ، نمیخوام نظرم عوض کنم
صبح بخیر
خوشحالم که به افتخار بازنشستگی شما روی صحنه حضور دارم
مطمئنی که میخوای بازنشسته بشی ؟
هدر دادن این همه استعداد خیلی ظالمانه هست
چرا میخوای طرفدارات ناامید کنی ؟
میدونم سرت شلوغه !بعدا برمیگردم
!صبر کن
تو چیزائی رو به نمایش میذاری که زنهای عادی از نشون دادن اون خجالت میکشند
چه حسی داری وقتی این هنر به نمایش میذاری ؟
!...منم مثل بقیه خجالت میکشم
شنیدم وقتی داری اون کار میکنی یه حالت فیزیکی خاصی بهت دست میده
فکر میکنم این یکی از دلایلی باشه که چنین طرفدارای متعصبی جذب کردین
چطوری اینکاروانجام میدی ؟
این حالت همیشه واقعی و طبیعی هست ؟
یا فقط بعضی وقتها واقعی هست ؟
بله ، اون الکی نیست من همیشه به صورت واقعی و طبیعی انجام میدم
- یعنی واقعی هست ؟ - بله کاملا طبیعی و واقعی هست
اخرین نمایشم خیلی برام مهم هست اصلا بچه بازی نیست
این چیزیه که در موردم فکر میکنی ؟
متاسفم ولی درباره !...تو اشتباه میکردم
بله ، در موردم اشتباه کردی بعدا میبینمت
عکس بیشتری بگیرین
در ضمن نمایش شمع من را !... هم تقلید نکن
!دارم برات
چی شد ؟ چه خبر ؟
!این آخرین فرصته
چی شده ؟
موضوع چیه ؟
مثل سگ هار شدی
دیروز کی با همین سگ لعنتی سکس میکرد ؟
نمیدونم منظورت از این حرفا چیه ؟
دنبالم نیا خیلی آتشی هستم
!عجب جنده ای هستی ! واقعا کِ
...امروز ، برای من نمایش خداحافظی هست
شماها از کیوشو در جنوب و هوکایکدو در شمال به اینجا اومدین
و از صمیم قلب از همتون سپاسگزارم
نام من سایوری و نام خانوادگیم ایچیجو هست
و این ، اخرین اجرای من هست
و متشکرم برای دیدن من از فاصله های دور به اینجا اومدین
این آخرین نمایشم هست
اجرام ممکنه شمارو راضی نکنه
ولی لطفا صبور باشید
و به پایان اجرای من توجه کنید
فکر کنم چند نفری از شما کتاب پروفسور کمادا رو خونده باشند
و از گذشته نا خوشایند من آگاه باشید
وقتی بچه بودم پدر و مادرم از دست دادم
و در یتیم خانه بزرگ شدم
ازدواجم شکست خورد
یه بچه داشتم
و حتی سعی کردم خودکشی کنم
ولی بعدش استیج (صحنه) وارد زندگیم شد و همه چیز تغییر کرد
اینجا ادمهائی هستند که از لحاظ جسمی معلول هستند
و دیگرانی که در یتیم خانه بسر میبرند
ازتون میخوام که همگی به این صندوق اعانه کمک کنید
شما پول زیادی برای اومدن به اینجا خرج کردید
و حالا هم ازتون خواستن که کمک مالی بکنید
من خیلی متاسفم ولی این اخرین نمایش من هست
لطفا همرا من باشید
متشکرم خیلی زیاد
متشکرم ، قربان
ممنونم آقایون ممنونم خیلی زیاد
هر چیزی که تا حالا بهت گفتم دروغ بوده
گوش کن ، هیچوقت تو یتیم خونه نبودم
چرا اینکارو کردی ؟
حتی اینکه گفتم پدرم در اثر اعدام مرده هم دروغ بوده
! کاش مرده بودم
!...هی ، این مزخرفات بس کن
! دیگه کافیه
!...خودم میکشم
اون شرط بندی کرد
روی جوونی و زندگی خودش
یک گل قرمز بر روی پشت خود خالکوبی کرد
!...هوا افتضاح گرم شده
این همه کلمات احمقانه
...گوش کن ، میخوام همین الان جِرم بدی
خوبه ، جناب ؟ میتونی کُسم ببینی ؟
میتونی ؟
این آخرین نمایشم هست ... پس خوب نگاش کن
این خداحافظی هست
چطوره خوشت میاد ؟
بیا نزدیکتر ، من کُسم بهت میچسبونم
خوشت اومد ؟ باتشکر
باید برگردم
!بس کن
باید برگردم
! بس کن
اگر اجرام بیخایل بشم بعدش خیلی بهم سخت میگذره
باید این نمایش اجرا کنم
خجالت میکشم
اووووه نه ، جناب
جناب ، ببخشید
خواهش میکنم
تو به نظر خیلی تنها میای ، جناب
وقتی بچه بودم توی یتیم خونه بودم
پدرم اغلب به دیدنم می یومد
وقتی اون میرفت به نظر خیلی تنها میشدم
...وقتی صورتش یادم میاد
می خوام با ادمی که نگاه غمگین مثل تو ...داره باشم ، جناب
حس میکنی اینکارت روح پدرت آروم میکنه ؟
شاید اینطوری باشه
دوست داری این نمایش برای پدرن اجرا میکردی ؟
بله ، تحریک کننده هست
بخاطر همینه اینقدر خودت خیس کردی ؟
شاید اینطوری باشه
پدرم زنی که عاشقش بود کشت
و بخاطر همین اعدام شد
ولی یه چیزی عجیبی هست که نمیفهمم
چیزی شبیه به این باعث میشه که تو خودت خیس کنی و حَشری بشی ؟
حالت خوبه ؟
- خیالت راحت - من جلو میرم ، نمیتونم برای نمایش دیر برسم
- باشه برو - تو نمیتونی بدوی
با اون پاهای داغون نمیتونی بهم برسی
گله ای پرنده دور هم جمع میشن
همیشه عاشقانه در حال
هم در حال پرواز هستند
حالا خیلی وقته گذشته
و سوت کشتی در تاریکی فرو رفته
!تو ! تو بازداشت هستی
! بذار برم ! اذیتم نکن
! ولم کن برم
! ساکت باش
- !ادم شهوت روانی - ! جنده لاشی
یه زن لخت چیکار میتونه بکنه ؟
!خفه شو
نمی خوام که فرارکنم قایم بشم بذار یه چیزی بپوشم
کلک نزنی هان ؟
یه 30000ین دیگه حال میده ؟
!زود باش
در وسط سر ، پیشانیه
در وسط صورت ، دماغه
در وسط پا ، زانو هست
در وسط شکم ، ناف هست
چهار اینچ زیر ناف
اونجا محل سه تا معبد مقدسه
اولی جائی هست که مو داره
" بلیط تمام شده " جای دوم چوچول هست
و جای سوم یه حفره هست
سروان ، مجبور نیستی برای دستگیری بقیه صبر کنی
این نمایش خداحافظی من هست و سه روز ادامه داره
نمیتونی رقاص دیگه ای را دستگیر کنی
تنها نیستم ؟
لطفا بذار اونا برن
! صبر کنین سایوری ایچیجو را از اینجا ببر بیرون
! آزادش کنید !سایوری برگردونید
گوش کن ، سروان
" نمایش خداحافظی سایوری ایچیجو " کار پلیس اینه که برای ضعیفها گردن کلفتی کنه ؟
این تئاتر جائی هست که مخاطبش برای دیدن یه نمایش هزینه میکنه
پس باید نمایش ببینند چه شکایتی شده ؟
یه حرفی بزن اصن گوش میدی !؟
باید چیکار کنیم بعد از اینکه همه دخترا رو دستگیر کردی ؟
"سایوری ایچیجو جاودانه" باید بریم کمدی اجرا کنیم
فکر کردی به همین راحتیه ؟
میتونی ادای چیتای شوخ در بیاری ؟
- احمق فقط خوندی - کُس نگو
زود باش ، برو ور بزن
سروان اصن گوش میدی ؟
همه اونارو دستگیر نکنید
ما مجبور میشیم تئاتر ببندیم بعد در این مورد میخواهین چیکار کنید ؟
!...همشون که نه ، یکیشون در رفته
تو کمکش کردی فرار کنه ؟
! معلومه که نه
هارومی ، منم
همه چی روبراه هست ؟
باید برم دستشوئی دارم از جیش میترکم
! اونا هنوز اینجان ! خودت نگه دار ! رفتن میام سراغت
داری چه غلطی میکنی ؟ داری اینجا میشاشی ؟
چیه ؟ نتونستم خودم نگه دارم
!جائی نمیری !همینجا میمونی ، فهمیدی
کجا میری ؟ ! ...وایسا
! پلیس کله شق
چیه مگه کری ؟
! نمیتونی صدام بشنوی
! نگهش دار
! کمک ! آدم کش ، قاتل
! هارومی ! هارومی
!کمک
! این نگه دارین
به چی داری نگاه میکنی ؟
هارومی ، حالت خوبه ؟
ایستگاه پلیس کیتا - یو داگاوا
داری چیکار میکنی ؟
! آدم منحرف هرزه
! جنده دوزاری
...یه نفر چند بار باید دستگیر بشه
قبل از اینکه بیوفته زندون ...!؟
! بیا ! بیا ! الان تو اوج نمایش هست
سایوری ایچجو می شناسی ؟
!آره ، میشناسم
اون دیدی ؟
!آره
! پس نگاه کن ببین کُس کدوم یکی خیس تره مال من یا ایچیجو؟
غافلگیر شدم ! کُس تو خیلی خیس تر هست
مطمئنی ؟
خیلی خوش بختم که این ازت میشنوم
اون واقعا عالیه
! نگاه کن
Ts . By : Harika harika_alone@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.