Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
_____Red_Line_____
:اطلاع از آخرین زیرنویس ها در کانال تلگرام @Red_LineMt
Gmail:Redboyz696969z@gmail.com
:مترجم RedBoy ( مبین کالیگولیا )
گل رُز آهنی ( قبرستان مردگان زنده )
:با درخشش فرانسوا پاسکال
هوگاس آستر
:همچنین با هنرنمایی ناتالی پری دیلی دارجنت مایکل دلسال
:نویسندگان ژان رولین موریس لماتر تریستان کوربییر
:آهنگساز پیر راف
:کارگردان ژان رولین
به فروش میرسد
چطور اومدی اینجا؟ چی، ببخشید؟
چطوری اومدی اینجا؟ با هواپیما-
برام نوشیدنی میریزی ؟
رفتیم کافه یک نفر بهم گفت براش (شراب) بریزم بعد من دو تا ریختم
وقتی که رفت عصبانی نشدی که ؟
بزار برات بگم، اون ظاهرش خیلی هم بد نبود
یکم خجالت میکشم اما میخوام براتون شعر کوچیکی بخونم
او در خواب میمیرد او در رویاهای خود زندگی می کرد
رویاهایش در حال افزایش بودند در اطراف (دنیا) جریان داشت
جریان وقتی به حداکثر رسید
به هم نگاهی کردند
آنها دیگر زنده نبودند
ما دیگه با همدیگه نبودیم
تو به فکر من بودی منم زندگیم فدای تو میکنم
همش همین بود
هنوز با مامان و بابات زندگی میکنی ؟
چرا وقتی داشتی شعرت میخوندی به من نگاه میکردی ؟
چون راه دیگه ای پیدا نکردم که باهات صحبت کنم
برای زندگی کردن (امرار و معاش) چیکار میکنی؟ برای زندگی ؟
خود زندگی رو میکنم مترجم: تشابه وجود داشت و از موقعیت استفاده کرد، منظور به این بود که کارت چیه... و جواب پسره این بود که کارم زندگی کردنه نه مثل ما ایرانیا که دقیقاً داستان برعکسه زندگی داره ما رو میکنه، اونم از پشت
تو چطور ؟
تدریس رقص میدم- رقص مدرن ؟ مترجم: رقص مدرن: مثل رقص آزاد، رقص اکسپرسیونیستی و پیشامدرن رقص رادیکال که از پذیرش اَشکال و جنبههای مختلف باله کلاسیک امتناع کرد و حرکتهای منظم و مدون و ساختار روایی باله را کنار گذاشت
نه کلاسیک مترجم: رقص کلاسیک: مثل باله و انواع رقص ها که قدیمی و با توجه به آداب و ملیت هر کشور متفاوت است
یکشنبه ها چی کار میکنی ؟
بستگی داره- من دوچرخه سواری می کنم، و عاشقشم-
فردا یکشنبهست میخوای باهام بیای ؟
آره- ساعت یازده صبح تو ایستگاه قدیمی هم میبینیم، باشه؟
باشه، پس اونجا میبینمت
خسته شدی ؟ یکمی-
میخوای استراحت کنیم ؟ آره-
من از این شهر خسته شدم
بیا بریم داخل- اینجا؟ اما اینجا یک قبرستونه-
هیچ جای دیگه ای آرامش بخش تر (از اینجا) نیست
تاحالا اینجا بودی ؟ از کنارش رد شده بودم، اما هرگز داخلش نیومدم-
نمیدونستم انقدر جای بزرگیه دوست دارم اینجا تنها باشم
این غمی که این (مکان) دارم نمیترسونتت ؟
من واقعا نمیترسم
اما معمولاً توی یک گورستان معمولی میتونی جاده ها و خونه ها رو دور و بر ببینی
تنها چیزی که اینجا میتونی ببینی مقبره هست هیچ چیز دیگهای وجود نداره
من هم قبلا اینجا نرفته بودم
قبرستون اینجا خیلی آرام بخشه- آرامش بخشه ؟
آره، انگار تو روستایی
درختها و فضای باز زیادی داره
اما هنوزم چند تا اتاقِ (مقبره) جا دارن
حالا بریم ؟ چرا؟ اینجا عالی نیست ؟
نه ماشینی، نه زباله نه کسی که مزاحممون بشه
واقعا میخوای اینجا بمونی ؟ چرا که نه ؟
من میرم وسایلمون بیارم
صبر کن منم باهات میام
!شرط میبندم نمیتونی منو بگیری
مطمئنی دوباره میخوای به اونجا برگردی ؟
هرکس وارد اینجا شود تمام امید خود را از دست میدهد
!نباید این چیزا رو مسخره کنی چرا؟ میترسی؟
نه، فقط یکم مکان متروکه ای هست
نه نیست، ببین
نمیتونستن محکم تر بزارنش- برگردونش-
اینو عوض میکنم
نگران نباش، اونها خیلی تو عمق پایین تری دفن شدن
از هرتز عبور می کنند و به یاد حضرت عیسی هستند- آره، درسته-
شکلات ؟ حتماً-
ممنون
حالا یک تیکه ازش گاز بزن
!دیوونه ای ؟ نه تو این مکان
تصور کن چقدر برای این کار پول خرج کردند وقتی میتونستن فراعنه بکننش
صحبت از فراعنه شد اونها میدونستم چطور اجساد مومیایی کنن
به زندگی برگردوندنش
چرا مردن از به دنیا اومدن باید سخت تر باشه ؟ مترجم: عجب حرفی زد... وقتی خدا میتونه یک موجودی به دنیا بیاره، چرا براش سخته که اون دوباره به زندگی برگردونه
خوب برای من که فرقی نداره وقتی مردم کجا دفنم کنن
فکر میکنی روح بعد از مرگ میتونه بدن ترک کنه ؟
اصلاً چیزی به نام روح باور داری ؟
فکر نکنم بعد از مرگ جسمانی ما چیزی ازمون باقی بمونه
به هر حال انقدر پول خرج کردن برای یک قبر دیوونگیه
بعضی ها برای عشق این کار انجام میدن
من عشق ورزیدن زندگان (در هنگام زندگی) به عشق مردگان (بعد مرگ) ترجیح میدم !مترجم: خسته ام از جماعت زنده کش مُرده پرست
ببین، این بازه. بیا بریم داخلش ببینیم چجوریه
!نه، نمیتونیم اینکار بکنیم
چرا ؟ میترسی ؟
هیچ چیزی برای ترسیدن وجود نداره
داری میای؟ !نه، نباید این کار بکنی
ببین بهت گفتم آدم های زیادی این اطراف هستن
بیچارهنازنازکم، ترسیدی ؟
گوش کن، بیا بریم توی (قبر) اونجا کسی مزاحممون نمیشه، باشه ؟
نمیخوای؟ نه-
حیف شد، خودم تنها میرم
برام اهمیتی نداره
نه منتظرم باش
اینجا دماش پایینه
اگه دماش پایین نباشه اجساد دیگه پوسیده نمیشن
درست شبیه بیابان
ببین اینجا بدک نیست
ما از صدا ها در امان هستیم
یکم شبیه مقبره رومی هاست
بیا اینجا پیشم لطفاً بیا اینجا پیشم
کافه - سِیوک
چرا اون بالا انقدر تاریکه ؟
چیزی نیست، خورشید فقط غروب کرده همین
گفته میشه ستارگان " خدایانی " هستند .که برای ما " نشانههایی " میفرستند
بیا بریم روی دوچرخهام چراغ ندارم
دیگه راهی نمیبینم
بذار برم بالا و یه نگاهی بندازم
دیگه این مکان نمیشناسم
بیا بریم، فکر کنم بتونم از پیش بر بیام
...ببین حق با من بود
مطمئنم این جاده باید ما رو به جاده اصلی برسونه
به نظرت در ها بسته شدن ؟
میدونی ساعت چنده ؟ !ساعتم
توی مقبره زیرزمینی جا گذاشتمش، میرم بیارمش
نه برنگرد اونجا. تنهام نزار من نمیخوام دوباره به اونجا برگردم
هر چی تو بگی
فکر کنم راهِ اشتباهی رو اومدیم
جاده اصلی باید اون طرف باشه
ادامه دادن فایده نداره تا فردا صبح هم بدوئیم نتیجه ای نداره
بجنب باید مستقیم به قبر بریم
! دوباره برگشتیم همون جای " مکان " قبلی
خوب حداقل میتونم ساعتم بگیرم
نه بس کن !من میخوام از اینجا برم
نمیخواد وحشت کنی، از اینجا میریم- بیا با هم داد بزنیم تا یکی بیاد-
آره ؟
!عجله کن برام صبر کن-
دیگه نمیتونم دنبالت کنم- !بیا دیگه
!بیا از این طرف
!اون چیه اونجا ؟ اونجا
چیه ؟
شبیه دفتر یا همچین چیزی... میمونه
امیدوارم یک نفر اینجا باشه
لطفا منو از اینجا بیرون ببر- نگران نباش، میریم بیرون-
فکر میکنی چقدر دیگه مونده ؟
بنظرم اینجا رو میشناسم
از جایی که بودیم دور شدیم
وقتی رسیدیم بهت میگم، چشماتو ببند
الان رسیدیم، بهم بگو ؟
الان میتونم چشمامو باز کنم ؟
نه هنوز، یکم دیگه صبر کن
الان داریم تو امتداد حصار راه میریم
چشماتو باز نکن
میخوام میله ها رو لمس کنم
هرگز دیگه (حرفات) باور نمیکنم
!تو تمام مدت داشتی بهم دروغ میگفتی
!دیگه بسه !از این کارهای احمقانه خسته شدم
تو رو اینجا میزارم و میرمُ !صدام میشنوی؟ تمامش کن
گوش کن
یکم پیاده روی می کنیم حداقل ما رو گرم میکنه
بعد از همه چی ما توی قبرستون شهر هستیم نه جنگل
سردته ؟
آره
نه
خودت چی فکر میکنی ؟
نمیدونم
نمیدونم دیگه چیزی نمیدونم، گم شدم
قبرستون لعنتی- ...یک چیزی درباره مرده ها بهم بگو
خواهش میکنم عصبانی نشو- این چیزهای قدیمی تو رو میترسونه، مگه نه ؟
ببین چطور باهاشون رفتار میکنم
!بس کن! اینکار نکن
حرکت نمیکنه کسی که زیرش هست حتما باید نگهش داشته باشه
یالا بهتره قدم بزنیم راه خروج پیدا میکنیم
من این درخت میشناسم پنجاه سال عمر می کنه وقتی شکوفا بشه، میمیره
چی میگی تو ؟ فقط یک بار-
حالت خوبه ؟ میخوای دیگه راه نریم ؟ آره-
بیا پس
روز اول نوامبر
کل دنیای مردگان .با دنیای زندگان ملاقات می کنند
مشکلت چیه ؟ بلند شو و بیا بریم
من اینجا خوشحالم
بزار بمونم
!تو دیوونه ای
همین الان باید بلند بشی
وگرنه ما تمام شبُ اینجا می گذرونیم
نه، بهت التماس میکنم
خودت جم و جور کن (به خودت بیا)
تو اون دنیا دیگه میشناسی (دنیای زیر زمین)
صدای منو میشنوی ؟
اوه دوست من جوابمو بده
...با صلیب هایشان، پشت نرده ها
تو رو حَبس کردند...
تو نمرده ای (تو جاودانه ای)
آنها مرده اند (مرگ فقط برای آنهاست)
...در قلعه بستند .قلعه بلورین
:اطلاع از آخرین زیرنویس ها در کانال تلگرام @Red_LineMt
چی رو قایم میکنی ؟
مشکلی نیست- !خفه شو
مرده ها دوستان ما هستن اونها هیچ آزاری بهمون نمیرسونن
اینجا ما میتونیم راه پیدا کنیم و فقط اینجا
...بیا بریم سمت دیوار بیرونی
بعدش در پیدا میکنیم
میشنوی ؟
جادهست
!دیوار
بیا، بیا بریم
میله ها رو فراموش کن این راه راحت تره
چرا ناراحتی ؟
چرا میخوای پیش اونها برگردی ؟
اونها هیچ چیزی از خوشبختی واقعی نمیدونن
تنها چیزی که بهش فکر میکنن تخریبه (تخریب حیثیت، آبرو، خود شخص، مال و اموال)
اونها در نحثی و آلودهگی زندگی میکنن
اونها همدیگر مثل ما دوست ندارن (از عشق ورزیدن طفره میرن)
اگر عشق ما به یکدیگه ...به اندازه کافی قوی باشه
اونها در برابر ما ناتوان خواهند بود همه شون هم میمیرن (در مقابل ما بازنده به حساب میان)
!دیگه بسه می آیی یا نه ؟
دیگه برنگرد
امید
تازه نیمه شب شد
گل رز کریستالی بهمون راه نشون میده
میخوای باهاش چیکار کنم ؟
باید دیوونه شده باشی
چرا باید از مرگ ناراحت باشی در حالی که ما در این باغ شگفت انگیز هستیم ؟
.... گل های زیبا و سمفونی ها
...خونه کوچیک، مثل خونه میمونه برامون
مجسمه های سنگی که تو باغ ما هستند ازمون محافظت میکنن
!اگه میتونی منو بگیر
!کجا داری میری! صبر کن
فکر خوبیه. یک نفر شعله های آتیش میبینه
آتیش سوزی در گورستان توجه نگهبانان به خودش جلب میکنه
راه بهمون نشون بده
مراقب آتیش باش من برم ساعتم بیارم
.ما الان دیگه در امانیم
!بازش کن
مشکلت چیه ؟ این خنده دار نیست، منو آزاد کن
...برو عشقم
که دیگه راه برگشتی در کار نیست
اینطوری ما زندگی واقعیمون شروع میکنیم
همه خوشبختی های دنیا... میتونه برای ما باشه
!کجا هستی ؟ بزار بیام بیرون از اینجا ...به دنبالم بگرد عشقم
.در زمین زیری بیشتر دنبالم بگرد
با هم برای همیشه و تا ابد
اهریمنان و شیطان ها ما رو احاطه کردن
اونها دیگه نمیتونن بهمون صدمه ای بزنن
شَر در حال ترک کردن ما هست
با پرنده طلایی وارد اون در بشو
وارد شو، راه برو
نه خشونت ها رو فراموش کن
و قوی باش عشقم قوی برای ما دو نفر
...این همه عطر باغ های از طریق باد میوزه
...آغوشش به روی ما باز میکنه
شبیه پرستوها به سمت نور پرواز می کند
.آغوش گرمش دور سرم است
...حالا قلعه کریستالی باز هست
...شب و روز ...هم سَحَر
که به بزرگی آسمان و کل کره خاکی (زمین) هست
اونها منتظرمون هستند عشق من
راه برو .به صدای موسیقی (دلنواز) پرندگان گوش کن
تمام بوسه های تو روی لب های من هست
اوه بله دوستت دارم
مزارع به ماه تابستان رسیدند
.دور از باد، فراتر از مرگ
.به سرعت، که تا حد امکان آبی بشن
مواظب باش
جرقه خورشید روی ماست
حس میکنم که نترسیده باشی
برو پایین در عمق
گلها میرقصند
گرمی دست هات، دست های منو میسوزونن
در حالی که من میتونم نفس هات احساس کنم
...دست هام بگیر
و بیا برای همیشه با هم باشیم
بازش کن !بزار بیام بیرون
!یالا بزار بیام بیرون، لطفاً
!دیگه نمیتونم نفس بکشم !بزار بیام بیرون
!دارم خفه... خفه میشم
!عجله کن
!خواهش میکنم !برگرد
کافه - سِیوک
اونجایی عشقم ؟
منتظرم باش
بزودی تا ابد برای هم میشیم
منتظرم باش
پیش تو تا همیشه میمونم
دستت به من بده، لطفاً
بهم " دستت " بده
همه شون مرده اند
.ما زنده هستیم
:) (: امیدوارم از دیدن این فیلم لذت برده باشید
:مترجم RedBoy ( مبین کالیگولیا )
:اطلاع از آخرین زیرنویس ها در کانال تلگرام @Red_LineMt
Gmail:Redboyz696969z@gmail.com
MT 1401/01/22 s.t:20:35
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.