All language subtitles for Happy.S01E08.I.Am.The.Future.AMZN.1080p.5.1.HEVC.x265.10bit-Bearfish

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آلت‌‌های بزرگ و گنده و کثیف

...گذشت آنچه

کسی حرفم رو باور نمی‌‌کنه - ما باور می‌‌کنیم -

گلوله خوردی - آره، ولی سکته‌‌ای که الان کردم -

بیشتر توجهم رو به خودش جلب کرد

،باید برم کلاس ورزش بیشتر کلم بخورم

آماندا، منم. کجایی؟

.اون گرفش کار خودشه

کی گرفتش؟ - سانی شاین -

آماندا مثل یه پیت‌‌بول لعنتی می‌‌مونه

می‌‌تونه مراقب خودش باشه

کسی که دنبالش هستید

من رو یاد دوستی که همه می‌‌شناختیم می‌‌اندازه

آخرش خودش رو دار زد

یه بچه داشت

آخرش کارش به تیمارستان کشیده شد

،بعضی شب‌‌ها فکر می‌‌کنم اون پسر کوچولو کجاست؟

می‌‌دونم کی شیطونه و کی مؤدب

می‌‌خوای پیشم بمونی، نه؟

پیش بقیه‌‌ی بچه‌‌های مؤدبم

تا وقتی باورم نداشته باشی نمی‌‌تونی بهم دست بزنی

من چه کوفتی‌‌ام؟

پادوی روانی‌‌هام

،ولی وقتی دستم به اون رمزعبور برسه اون روزها تموم میشن

اگه به بلو برسیم، به بچه‌‌ات هم می‌‌رسیم

شاید الان لحظه‌‌ایه که می‌‌تونم واسه چیزی به جز خودم

ایستادگی کنم

!نیک، زودباش

!هیلی - خیلی دیر شده. اون رفته -

"،باشه، مصاحبه‌‌ی دوم "شلوار میمونی

روز 16 آگوست

.باشه، شروع کن بگو

بنی پیترز، در دسترس برای کار

...قدم 165 و دارم مصاحبه می‌‌کنم برای

واقعاً؟ فکرمی‌‌کنی باید شلوار میمونی‌‌مون رو پامون کنیم؟

به نظر باحاله

می‌‌دونی معنیش چیه وقتی شلوار میمونی‌‌مون رو می‌‌پوشیم

!یعنی وقت رقص میمونیه

!آره

.لنی دانلی، قد 170 ...مصاحبه می‌‌کنم برای

!یعنی وقت رقص میمونی رسیده

!وقت میمونی

ببخشید؟

شما؟

شاین‌‌برگ، لوئیس، جی

...اسم شما توی

ببخشید، کی شما رو معرفی کرده؟

آقای شاین‌‌برگ بودین؟

!نگهبان

متـرجم: مریم ، امیرعلی illusion , careless whisper

!نه! نه

!هی

!مرواریدهام تو حلقت، گراز

!این آینده است

!من... آینده‌‌ام

ارائه‌ای مشترک از iMovie-DL.Co & TakMovie.Co

بچه‌‌ها رفتن، آقای شاین

همه‌‌شون؟ - همه‌‌شون -

ببین چه آوازی سر دادی

تو یه جنده‌‌ی تمام‌‌عیار عادی هستی

♪ صدای زنگ میاد ♪

♪ با چاقو می‌‌زنم تو شکم مادرت ♪

♪ تو شکمش می‌‌چرخونمش ♪

چی نالیدی؟ هوم؟

می‌‌کشمش، مری

قراره مردنش رو تماشا کنی

فکر نکنم

ولی یه چیزی بهت میگم

مطمئنم میشم واسه مراسم ختمش به سلولت در زندان رایکرز

یه دعوت‌‌نامه بفرستم

،البته نمی‌‌تونی بیای

ولی می‌‌تونی گل بفرستی

درسته

اهرم فشاری که نسبت به من داشتی

با آرامش همراه یه کیسه جسد توی بخش خوابیده

بدترین کریسمس بود، نه؟

تقصیر من بود

به من ایمان داشت و من ناامیدش کردم

.من رو ببینید دارم محو میشم

من... رنگم، کتم

قبلاً مثل بستنی بلوبری آبی بودم

...و حالا شدم - هنوز هم خیلی آبی هستی -

!یا خدا

میشه سریع تمومش کنیم؟

می‌‌خوام تا صبح کریسمس خونه‌‌ام باشم

جلوی یه آتیش جلز و ولز کن

کجاست؟ - نیک قدیس -

بابا روانی، باید بهم بگی کجاست

وگرنه مثل بوقلمون روز کریسمس‌‌ام باهات رفتار می‌‌کنم

کامل با پودینگ شُل

اون رو برده. نه؟

.خب، اون یه جمع‌‌کننده است سال‌‌ها این رو می‌‌دونستم

احتمالاً باید یه عمر

قبض‌‌های جلسه‌‌های درمانی .روانی-جنسی پرداخت کنی

...البته

درصورتی که زنده بمونه

.نیک، نه نه

نیک، یه چیزی فهمیدم

فکرکنم بدونم چطوری بابانوئل رو پیداکنم

نیک، نقشه‌‌ام توش شکنجه هم داره

زمانی یه پسر کوچولوی تنها بود

...که با یه جوراب حرف می‌‌زد

و یه دوست خیالی به وجود اومد

ولی تو اون پسر کوچولو رو ترک کردی. چرا؟

نمی‌‌‌‌دونم منظورت چیه

داری وقتت رو هدر میدی؟

جدی؟

!خواهش می‌‌کنم، نه

:دارم بهت نگاه می‌‌کنم، و این فکر تو سرم افتاد

پا حساس‌‌ترین جا برای قلقلک دادنه

می‌‌خوام ببینم این موضوع درباره‌‌ی جوراب‌‌های بوگندو هم صدق می‌‌کنه یا نه

...یا جوونی‌‌های مسیح

نه، خواهش می‌‌کنم

!خواهش می‌‌کنم - به اندازه‌‌ای که برای من خوب بود -

برای تو هم خوب بود؟ - تو دیگه چطور هیولایی هستی؟ -

من یه دوست خیالی‌‌ام

همه‌‌مون هستیم

انجمنی از برادران و خواهران روکش کیک توت‌‌فرنگی و رؤیاها

و تو یه جوراب خیلی بد بودی

نه - دوستت رو وقتی بیشتر از همیشه -

بهت نیاز داشت رها کردی

رهاش کردی با تنها

،یکم نخ ،چندتا دکمه

و افکار درب و داغون توی ذهنش

مگه نه؟

خیلی خجالت می‌‌کشم

اون چیزهایی ‌‌دید

چیزهایی که هیچ بچه‌‌ای نباید می‌‌دید

،بهش دارو می‌‌زدن زندانیش می‌‌کردن

فقط من رو داشت

ولی واسه همیشه زندانی نموند

،همه‌‌اش فکر می‌‌کردم

بزرگ میشه، من رو فراموش می‌‌کنه

ولی هیچقوت این اتفاق نیوفتاد

نمی‌‌خواست بزرگ بشه

هیچوقت

و بعدش شروع کرد صدمه زدن به مردم

نمی‌‌تونستم تحمل کنم باهاشون چی‌‌کار می‌‌کرد

واسه همین فرارکردم

می‌‌دونم همه‌‌تون احساس تنهایی و رها شدن می‌‌کنید

روزی می‌‌رسه که دوست‌‌هامون دیگه نیاز‌‌مون ندارن

،ولی الان یه نفر بهتون نیاز داره

الان فرصت انجام کاری رو دارید

که هدفی داشته باشید شاید برای آخرین بار

،شاید دوست‌‌هامون رو از دست داده باشیم ولی همدیگه رو پیدا کردیم

باهمدیگه، می‌‌تونیم کارهایی بکنیم

که هیچکس هیچوقت انجام نداده

فقط باید باور داشته باشیم

بهت باور داریم، هپی

باورت داریم

حالا بهمون بگو کجاست

خب، اوضاع ،بدجوری قاراش میش شد

درست میگم؟

قراره یه مشت کمپر لعنتی بدجوری ناراحت بشن

وقتی اون بسته‌‌ها صبح کریسمس بهشون تحویل داده نشه

امیدوارم از خودت راضی باشی

و واقعاً، دخترت چیه مگه؟

یه دختر کوچولو مگه چیه؟

قراره صدها نفر درست مثل اون

امشب بین تماشاگرها باشه

یعنی، واقعاً ارزش این همه کار رو داشت؟

فکرکنم فقط موضوع نوع چشم‌‌اندازه

تو پاک میشی

این آینده است و تو بخشی ازش نیستی

من آینده‌‌ام

...بچه‌‌ها

...بچه

.بچه‌‌ها آینده‌‌ان خیلی خوبه

اون... درست میگی

آره، بخت باهات یاره

و خیلی زود قراره

تو یه چاله باشی

یه هدیه از سلطان یه جاییه

میرم لباس بپوشم

یادته؟ قراره رؤیاانگیز شروع بشه

امشبه

حدقل یکی‌‌مون کاری داره که براش مشتاق باشه

این چیزهای زشت رو پاک کن

،می‌‌خوان شبیه بزرگ‌‌ها به نظر بیاین

ولی بزرگ نیستید

...کوچیک هستید همون‌‌طور که باید باشید

آره

...بزرگ‌‌ها

...سعی می‌‌کنن همه چیز رو بدزدن

اون تو رو ویژه می‌‌کنه

بدجوری عصبیم می‌‌کنه

...باعث میشه

...باعث میشه بخوام

خیلی متأسفم

متأسفم

متأسفم

باید بریم

و دوباره اومدیم اینجا

زودباش نیک، از این طرف

،می‌‌خوام بهت یادآوری کنم بخاطر حرفی که یه

...عروسک جورابی زده اومدیم اینجا. یعنی

کل این جریان به نظر من یکم مشکوکه

...منظورم اینه که، این

،به اصطلاح منبع اطلاعاتت

مطمئنی راستش رو گفته

و فقط ایسگات رو نگرفته؟

.باورکن، نیک بدجوری انگیزه داشت که واقعیت رو بگه

همینه

باشه

نشونم بده

پس داری بهم میگی این در به یه

لونه‌‌ی زیرزمینی تاریک می‌‌رسه

درست زیر برادران گیمبل

،جاییه که بابانوئل عنو که می‌‌خوام گردنش رو بشکونم

،وقتی اون حروم‌‌زاده رو پیداکنم بچه‌‌ام رو برده؟

و کاملاً می‌‌دونم دارم با یه ،تک‌‌شاخ صحبت می‌‌کنم

،ولی باید بهت بگم

حتی ساده‌‌لوحیم هم یه محدودیت‌‌هایی داره

خیلی‌‌خب پس

کجا میریم؟

سرزمین اسباب‌‌بازی‌‌ها

سرزمین اسباب‌‌بازی‌‌ها

سرزمین اسباب‌‌بازی‌‌ها

قبلاً یه دوست وانمودی داشتم

مثل تو

ولی حالا دوست‌‌های جدید دارم

کلی دوست جدید

...آقای شاین - !یا خدا -

شبیه یه کشتی مسافرتی شدی که با جسد لیبراچی

زیر بار موشک قرار گرفتی

نمی‌‌دونم کی هستی

ولی علاقه ندارم

کی گذاشته بیای اینجا؟

کارت عبور به پشت‌‌صحنه دارم

پس پلیس هستی

می‌‌خواستم اون جریمه‌‌های پارکینگ رو پرداخت کنم

همین الان از استودیوت اومدم، شاین‌‌برگ

لازم نیست بهت بگم اونجا چی‌‌ پیداکردیم

همه جا ساختمون دارم

وقتی درحال تولید نیستم ،اجاره‌‌شون میدم

که الان هم نیستم

،روسیه‌‌ای‌‌ها

چینی‌‌ها، سعودی‌‌ها

فقط خدا می‌‌دونه روی اون استیج‌‌ها چی‌‌کار می‌‌کنن

قبلاً هم پلیس داشتم

منظورم جنسیه

دیگه تمومه

ببخشید؟ - همه‌‌ی این‌‌ها -

کسی که کریسمس رو بوجود آورد

آدمی که سه تا آرزو رو برآورده می‌‌کنه

از پا درت آوردم

چقدر بانمک

می‌‌تونم کمک دیگه‌‌ای بهت بکنم؟

آره

آماندا هنسون

موضوع اون زن توهمیه است

که امروز اومده بود دفترم؟

آره، به نظر از یه جور حمله‌‌ی توهمی اسکیزوفرنیک

.رنج می‌‌برد

آره، احتمالاً بخاطر چیزی بوده که توی تلویزیون دیده

من دکتر نیستم

توی پای اشتباهی کردمش

کجاست؟

می‌‌فهمم

دست‌‌نیافتنی هستی

احتمالاً از هر آدم گنده‌‌ای به ترتیب

زنجیره‌‌ی قدرت و نفوذ آتو داری

مثل یه رآکتور هسته‌‌ای هستی

اگه بگیرنت، همه رو لو میدی

باید تا چند دقیقه‌‌ی دیگه روی استیج باشم

برنامه‌‌ی آرزوانگیز سانی شاین‌‌ـه

مطمئنم ازش شنیدی

میلیون‌‌ها دلار برای بچه‌‌های با شرایط نامساعد جمع می‌‌کنیم

،می‌‌تونی بری روی استیج

کونت رو بجنبونی و انگشت‌‌های پات رو برای

تمام طرفدارهای نازت بچرخونی

‫و بعدش منم قراره با دستبند ‫تو برنامه زنده بکِشمت پایین،

‫به گُهی همون وقتیه که به دوربینا نگاه می‌کنی

‫و به کل دنیا میگی اصلا بابانوئلی در کار نیست

‫میدونم قبل از اینکه جوهر گزارش دستگیریت خشک بشه،

‫میای بیرون، ‫اما از اون خراب شده‌ای که

‫بطور رسمی شغلته، ‫میای بیرون

‫این زنه هنسون،

‫واقعا فقط همینو میخوای؟

‫فعلا

‫باید یه سر بری دم قلعه‌م

‫ممکنه اونجا پیداش کنی

‫نمی‌تونم چیزی حالیش کنم

‫باشه، راه اینجا رو پیدا کردی، ‫حالا خودت راه خروج رو پیدا کن

‫نیک؟

‫حله. خودم می‌تونم

‫ـ نیک ‫ـ چیه؟

‫ببین

‫چشمای تیزی داری

‫نیک، ببین

‫ماله هیلی ـه ‫داریم درست...

‫این دیگه...؟

‫اسباب‌بازیه، نیک

‫میدونم چیه

‫میخواد بازی کنه

‫این بزرگترین بچه‌اییه که به عمرم دیدم

‫بچه کجا بود

‫مرد، یه سر برو مطب دندونپزشکی

‫نیشگون می‌گیره

‫فقط یه کوچولو

‫تا ابد می‌تونی کوچیک بمونی

‫مثل بقیه دوستام

‫اوه، نیک!

‫نیک!

‫هیلی

‫هیلی رو پیدا کن

‫گندش بزنن

‫نه ممنونم

‫نمی‌تونی همچین بلایی سر مردم بیاری

‫آماندا، خوبی؟

‫این پلیدیه

‫مری

‫ـ اونا... ‫ـ میدونم

‫نمی‌تونن قسر در برن

‫می‌تونن

‫اما نه واسه همیشه ‫خب؟

‫نیک هیلی رو پیدا کرده

‫زود باش

‫چرا با یکی هم قد خودت در نمی‌افتی؟

‫هپی، تو برگشتی

‫فرار کن!

‫هی!

‫همش مرزهای جدید به گا رفتن رو کشف می‌کنم

‫نه. نه، نه، نه

‫دست نگه دار!

‫نه!

‫ولم کن!

‫نعنایی

‫لطفا کمک کنید!

‫داره میاد ‫کمک!

‫کمک

‫کمک کنید!

‫نترس

‫نترس

‫وقتی بابام رفت

‫اونا مجبورم کردن بزرگ بشم

‫بهم دارو دادن

‫من نمیخواستم... من نمی‌خواستم...

‫نمیخواستم ترسناک باشم

‫مجبور نیستی باشی

‫نه، نه، دیگه خیلی دیر شده

‫اما می‌تونم تو رو نجات بدم

‫می‌تونم نجاتت بدم

‫مجبور بودم بزرگ بشم، ‫اما تو مجبور نیستی

‫مجبور نیستی هیچ وقت بزرگ بشی

‫دستم رو بگیر

‫و با همدیگه پرواز می‌کنیم

‫قبل از اینکه پلیسا بیان

‫قبل از اینکه ببینن چیکار کردم

‫زود باش ‫دستم رو بگیر

‫دستم رو

‫بگیرش

‫نه

‫چیزی نیست

‫من...

‫من...

‫خب، من...

‫هپی منو فرستاده

‫بابایی؟

‫بابایی!

‫من روح کریسمس هستم

‫خیلی وقته

‫از بالای سقف‌ها رد میشم

‫تنها چیزی که می‌تونه بهم آسیب بزنه ‫جادو ـه

‫اجی مجی، مادرجنده

‫الان نه

‫نه دوباره

‫تو جادویی نیستی

‫اونا میبینن

‫حتی نمی‌تونی پرواز کنی

‫شاید نه ‫اما من می‌تونم

‫و بچه ‌محلا اومدن

‫نصفش کن، تَرکه جون

‫برید کیک میوه‌ای رو از نو کادو کنید

‫بابا، خوبی؟

‫قرصام

‫جیبم... قرصام

‫هی

‫هی، نه، ولش کن ‫مراقب باش

‫نه!

‫مراقب باشید! ‫وای خدا!

‫بابانوئل داره میاد! ‫بابانوئل داره میاد!

‫نمیخوام کریسمست رو خراب کنم،

‫اما یه زمانی میرسه وقتی هر بچه‌ای

‫مجبوره با حقیقت روبرو بشه

‫هیچ بابانوئل لامصبی وجود نداره

‫چی؟

‫به سانی شاین گفتم ‫فقط یه آرزو دارم

‫میخواستم با پدرم آشنا بشم

‫هیلی

‫ـ هیلی ‫ـ مامانی

‫وای خدا جون

‫حالت خوبه؟

‫راست می‌گفتی

‫در مورد گذاشتن یه جوراب دیگه رو شومینه

‫حق با تو بود

‫شاید یه آخر هفته...

‫در موردش حرف میزنیم

‫خوشحال میشم

‫حقت بود یه چرتی بزنی، رفیق

‫موفق شدیم، نیک

‫همیشه بهت ایمان داشتم

‫منم همینطور

‫اما چرت نزدم

‫وقت خداحافظیه

‫منظورت چیه؟ ‫نه، نیک

‫نیک، ما بُردیم

‫آره، بردیم

‫به لطف تو

‫همکار

‫حالا موسیقی

‫و

‫صفحه سیاه میشه

‫میدونی، داشتم عادت می‌کردم که مُردی

‫آره، همیشه خیال می‌کردم مرگ رو ترجیح میدم،

‫اما الان...

‫ممکنه این دور ورا بمونم، ‫ببینم چی میشه

‫خبرای خوبی واسه تو و خانواده‌ دارم

‫ـ خب؟ ‫ـ شایعه شده

‫وقتی نیک ساکس مرد،

‫پسورد بلو رو با خودشو به گور برد

‫شایعه شده؟

‫قلبت واسه هشت دقیقه وایساد

‫تاثیربرانگیزه

‫فکر کردم من...

‫فکر کردم بالاخره از شرت خلاص شدم

‫بگذریم

‫میدونی، اگه جات بودم، ‫از شهرت جدیدم سوءاستفاده می‌کردم

‫واسه یه مدت آفتابی نمیشدم

‫شنیدم کالیفرنیا خیلی قشنگه

‫کالیفرنیا؟

‫تو نخش نیستم

‫تازه از آواکادو بدم میاد

‫بچه‌ات در چه حاله؟

‫حالش خوب میشه

‫سرسخته

‫عین مامانش

‫میدونی، این دنیا ممکنه زرق و برقدار نباشه،

‫اما یه چند نفری توش هستن ‫که قابل تحملش می‌کنن

‫تو یکی از اونایی

‫میدونی چیکار کردی، درسته؟

‫دخترم رو بهم دادی، مر

‫قهرمان منی

‫این حرفت رو نباید پس بگیری

‫ـ نمیخوام پس بگیرم ‫ـ خوبه. چون من نمیدمش

‫ـ خیله خب، نده ‫ـ باشه

‫باشه، این دور و ورا می‌بینمت

‫ـ کجا میری؟ ‫ـ قرار دارم

‫میخوام...

‫نمیدونم، برم جزیره "کُنی"

‫ـ بستنی بخرم ‫ـ زمستونه

‫آره، پدر بودن واسم تازگی داره ‫چی میدونم آخه؟

‫خیله خب، اگه مسئله اینه،

‫بهتره یه کم کرم بعد از اصلاح بزنی به صورتت

‫انگار زدی یه زن بدکاره رو کُشتی

‫اینقدر معلومه؟

‫ممنون

‫نیک درست میگفت

‫قیافه‌م خیلی مسخره‌س

‫یعنی دماغم اینقدر بزرگه؟

‫بامزه‌ترین و نازترین دماغیه که تا حالا دیدم

‫فقط میخواستم بگم خیلی خوشحالم ‫که این فرصت نصیبم شد

‫که دوست خیالی تو باشم، هیلی

‫اصلا نمیدونستم اینقدر فاز میده،

‫و ترسناکم هست

‫هپی، عوض شدی

‫چطور می‌تونم تو بدنت رو ببینم؟

‫چون

‫داری بزرگ میشی

‫و الان بابات رو داری

‫و یه روز همه چیو در مورد این اسب اسکول فراموش می‌کنی

‫اما تو بهترین دوستمی

‫حتی اگه خیالی هستی

‫چرا مجبوری بری؟

‫خب دوستای خیالی اینطورن دیگه

‫نمیشه تا ابد بمونیم

‫در غیر اینصورت، ممکنه یه کوچولو...

‫عجیب و غریب به نظر بیای

‫کجا میری

‫اگه دیگه کسی بهت نیاز نداره؟

‫نمیدونم، یه جای باحال

‫امیدوارم ‫و کی میدونه

‫شاید یکی یه جایی بهم نیاز پیدا کنه

‫حالا که فکرشو می‌کنم

‫بهتره آهنگم رو تمرین کنم

‫♪ من هپی هستم ♪

‫♪ هپی اسبه، اسبه، اسبه ♪

‫♪ البته که خیلی باحالم، باحالم ♪

‫♪ شاد بودن خیلی حال میده ♪

‫♪ هپی ♪

‫♪ هپی اسبه، اسبه، اسبه ♪

‫♪ البته که خیلی باحالم ♪

‫♪ باحالم ♪

‫هیچ وقت فراموشت نمی‌کنم

‫زود باش، عزیز دلم

‫بریم دیدن بابات

‫ای بابا، ساکس ‫تو می‌تونی

‫فقط یه فیلمه ‫تو...

‫فقط میشینی و...

‫حتی مجبور نیستی حرف بزنی

‫اوه، پسر ‫از اونی که فکر می‌کردم بدتره

‫ـ چه مرگته؟ ‫ـ با خودت حرف میزنی، رفیق؟

‫ملت خیال میکنن سیمات بدجور قاطیه

‫ـ چرا اینجایی؟ ‫ـ نیک، نمی‌تونم تو تاریک‌ترین لحظه عمرت

‫ولت کنم ‫پس همکارا به چه دردی می‌خورن؟

‫چی میگی...

‫منظورت... چی؟

‫"تاریک‌ترین لحظه عمرم؟" ‫خودت گفتی

‫ما بُردیم ‫آدم بده رو کشتیم. بچه رو نجات دادیم

‫مشغول چی بودی ‫شربت قهوه سر کشیدی

‫تا حالا تو زندگیم به این محکمی و مصممی نبودم

‫من

‫من یه پا "رویال فلاش" هستم ‫(دست ورق برنده در پوکر)

‫من شب سپید‌ بی‌خوابی ـم

‫من

‫من اون قهرمانیم که هیلی همیشه فکر می‌کرد بودم

‫وحشت کردم، مرد ‫نمیدونم دارم چیکار...

‫نمیدونم دارم چیکار می‌کنم

‫حتی نمیدونم چطور باهاش حرف بزنم

‫همینجا رفیق ‫من هواتو دارم

‫من همه چی در مورد هیلی میدونم ‫همه‌ی امیدهای مخفیش

‫ـ آرزوهاش... ‫ـ آره، تو همه چیو میدونی

‫همه چیو میدونی! ‫من هیچی نمیدونم!

‫اصلا نمیدونم پدر بودن چطوریه

‫ذاتا تو وجودت هست

‫ذاتا تو وجودم هست

‫قطع عضو ذاتا تو وجودمه

‫چیکار می‌کنی؟ ‫تو رفیق کوچیکه هیلی هستی

‫ـ برو رو مخ اون ‫ـ اما... در مورد این مسئله

‫ـ ببین... ‫ـ وای مرد

‫ببین، قلق دوست خیالی بودن اینه که

‫یه جورایی باید پیش کسی باشیم

‫که بیشتر از همه بهمون نیاز داره

‫چی؟

‫یعنی تو

‫تو...

‫اون چیزی که تو فکرمه میخوای بگی؟

‫داره میاد

‫ـ آره، همینه ‫ـ فازش شروع شد

‫ـ اوه، پسر، شروع شد ‫ـ حاضری؟

‫به گمونم یکی یه خرده شهامت عرق سگی لازمه

‫شایدم یه نموره کوکائین ‫درست نمیگم؟

‫مایکل آنجلو

‫دیگه داشتم فکر می‌کردم اگه باز دوباره می‌بینمت

‫بلو

‫بگو ببینم

‫بالاخره اون چیزی که ماله منه رو برام آوردی؟

ارائه‌ای مشترک از iMovie-DL.Co & TakMovie.Co

‫آقای اسکاراموچی؟

‫حالتون خوبه؟

متـرجم: مریم ، امیرعلی illusion, careless whisper

‫گشنمه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.