All language subtitles for Velvet.Buzzsaw.2019.720p.NF.WEB-DL.DDP5.1.x264-NTG

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تـرجـمه و زیـرنویـس از Ali.N «EmJay» و Azin.S

Ali1EmJay@gmail.com

قطعا یه اشتباهی رخ داده

به ما اطلاع داده شده بود که مجوزهامون به اسممون حاضر شده

ببخشید، ولی این درست نیست

مورف واندولت" از آرت‌وب" - ... نه امروزه -

سلام مورف

باشه،لطفا میخوام با یک مسئول صحبت کنم

خوشحالم دوباره میبینمت - مسخره هست -

ما ماه پیش، کار "دنیای ماورا"ـی "شاگران" رو خریدیم

تا به حال احساس نامرئی بودن داشتی؟

یک زمانی، من یک راه آهن ساختم

اونجاست.مورف - کلودیو -

مال "کنجی" هست، احتمالا بشناسی اسمش "مرد ولگرد" هست

واکنش مخاطبان بهش معرکه هست

شاید بشه گفت "نقطه قوت برنامه" هست

ولفسون؛ اون شخصیت زن چهارسال پیش داشتیم

نه این جدیده کاملاً تم های متفاوتی دارن

این یک دوباره‌کاری هست

به نظر من، نه اصالتی داره و نه شجاعتی

خب من قطعاً به قدرت و حرفه ای بودن دیدگاه هات احترام میذارم

اما این یک مقیاس جهانی رو در برمیگیره

یک احساس تازگی میده که میتونی حسش کنی

و با پاپ و سینما و اقتصاد هم مرتبطه

میتونی به نوعی ازش قریب‌الوقوع بودن آخرالزمان رو احساس کنی

نمیتونم نجاتت بدم

ما یک سرمایه گذار و خریدار بالقوه چهارمیلیون دلاری توی "شانگهای" داریم

امروز قراره نقدت رو بنویسی؟

سلام - یک دقیقه وقت داری؟ -

نه، دارم الان میرم داخل

باید یه چیزی در مورد "ریکی" بهت بگم - چی؟ -

جوزفینا، اون داره بهت خیانت میکنه - جدی میگی؟ -

با یک دختره دیدمش - کی؟ -

دیشب توی بـار

چی؟ - جفتشون خیلی مَست بودن -

چی...کی؟ - نمیدونم...ده؟ -

خیلی به هم دیگه چسبیده بودن و باهم ور میرفتن - توی بـار لامصب -

خیلی متاسفم، جوزفینا - مطمئنی خودش بود؟ -

درست کنار من ایستاده بودن

من باید برم

کاری از دستم بر میاد؟ - نه -

مرسی، جدی میگم !خداحافظ

چطوری، مورف؟ - سلام جان -

عجب چیزیه.نه؟

پیرز" با "دوروثی" میخوابه؟"

مطمئنم که باید اینو از خودش بپرسی

ببخشید

مورف، عشقم - گرچن -

برای موزه به مزایده گذاشتیمش جان" به قیمت 3.7میلیون میخوادش"

رودورا" زیر 5 به "پیرز" نمیفروشه"

پس فرصت عالی برای ما هست

خیلی کنجکاوم بدونم نظر تو چیه

فکرمیکنم دوری از الکل براش خوب نبوده

خب، این 15سال پیش کشیده شده

در اون زمان "پیرز" در اوج اعتیاد به الکل بوده

دقیقاً

پس میگی که برای موزه خوبه خریداری بشه؟

ببخشید

جوزفینا

خوبی؟

میشه گفت بدترین روز زندگیمه

!آرایشت

خدای من، دیرم شده اونا بیست بار پیام دادن

منم دارم میرم اونجا

! خدای من...آدمای آشغال

کی؟ - همه -

پیرز" داره گالری عوض میکنه؟"

من تلفن جواب میدم و قهوه میگیرم اگه قرار باشه خبردار بشم، آخرین نفرم

خیلی دیر کردی..."رودورا" قهوه‌ش رو گرفته

تو همونجایی که میخوای باشی؟

من به کسشرای یه مسئول نصب گوش نمیدم

نظرت چیه؟

چندساله چنین حسی بهم دست نداده بود

مورف اینجاست - مرسی..ببخشید -

خب؟

رنگ...زندگی

عاشقشم

از فضاهای سفید حالم بهم میخوره

خیلی عجیبه

اخیراً به سمت غرفه‌هایی جذب میشم که از لحاظ کار و رنگ آمیزی جسورانه‌تر عمل میکنن

این یعنی پای‌بندی به نمایش مکعب های تک‌رنگ و ملال انگیز

تنبلی ـه. من میخواستم یک "جاکستاپوزیشن" راه بندازم (کنار هم قراردادن دو یا چند آیتم هنری برای مقایسه)

من در واقع... منظورم همین الانه...دارم یه چیزی دقیقاً در همین مورد مینویسم

این توی کاتالوگ نبود

کار "مینکینز" هست

اسمش "سپهر" هست

این احساسِ منحصر به فرد رو بوجود میاره

که بسته به هرشخص و سوراخی که تصمیم میگیرن توش کاوش کنن، متفاوته

درست مثل زندگی

از انواع و اقسام حسگر ها و ابزارها استفاده میکنه

!اه

در مورد انتخاب،تمایلات و سکس هست

! همه چیز با مخلفاتش

حرکت نو و شگفت انگیزی ـه- میتونی بقاپیش -

ده دقیقه پیش ازش رونمایی شد

من یک نقد منتشر میکنم قیمتش چقدره؟

صحبت کردن در مورد پول آسون‌تر ازصحبت در مورد هنره

! جالبه

حرفش شد... "پیرز" داره تو رو ترک میکنه بره با "جان دان‌دان" باشه؟

من هفده ساله نماینده "پیرز" هستم

این که نشد جواب

خب، چرا دستت رو نمیبری داخل؟

ببینی چی حسی بهت دست میده

فقط ارزش سرمایه‌گذاری منو نداره - اشتباه میکنی -

این قراره یک تجربه نادر باشه

لازم نیست به انگیزه مالیاتیش هم اشاره کنیم

آب توی "میامی" هست؟ - توی بـار، قربان -

نمیدونم - لعنتی -

میتونم سِمَتت رو به عنوان رییس تضمین ...ببخشید

!پیرز

من داشتم توی اقیانوس غوطه میخوردم .... و یک لحظه شگفت انگیز

این حس رو میداد که انگار به یک هشیاری ابتدایی برخوردم

یک نوع ارتباط با دنیا در خالص‌ترین شکلش

ریکی" هنوز انکارش میکنه"

"خواهش میکنم، عزیزم! بذار توضیح بدم" به خدا قسم، میخوام بلایی سرش بیارم

شاید باعث بشه برای تجربه چیزهای جدید آزاد و رها بشی

این خودش یه چیز جدید بود تازه اسباب‌کشی کرده بود اومده بود پیشم

باید بگم من خودمم شک و تردیدهای بزرگی در مورد "اد" دارم

واقعا فانتزی داره که ما باهم ازدواج کنیم

من دیگه با آرتیست ها قرار نمیذارم

اونا خودشون توی یه رابطه هستن

ببین، دمریش

وبسایتت حس معیاربودن و بافت‌داشتن رو نمیده

اما وقتی حضوراً کارهات رو ...توی نمایشگاه هنرمندان جدید دیدم

با خودم گفتم : "اه خدای من"

به سمت آدم یورش میبره،میدره و می‌بلعه

شش ماه پیش من داشتم توی خیابون زندگی میکردم

و کارهام رو توی پیاده‌رو نشون میدادم پس این جایی هست که من ازش میام.خب؟

بذار در جریانت بذارم

همه اینا...فقط یک سفر برای شکار چیزِ جدید بعدی هست تا خورده بشه

من شنیدم تو کسی هستی که باید حواسش بهت بود

من مثل آب خوردنم

من راستش یه "پوسی‌کت" هستم (زنی جذاب که خودش رو سنگین میگیره)

من همه چیز رو در مورد تو میدونم اون زمونا که فاز پانک (موزیگ پانک-راک) داشتی

اووف... مال چند قرن پیشه

"اره مخملی" اره خب اسمش باحال و قشنگ بود -

اره، کارهای اول عالی بود

بعدش تبدیل شد به ...چی میگن..."خود-نقیضه"؟ *تقلید طنزگونه از کار هنری خود*

... منظورم اینه بعد از رفتن پالی

چرا از هم جدا شدین؟

کی بین اون همه مواد و مشروب یادشه؟

...اما منظورم اینه که

از یک آنارشیست (آشوب طلب) تبدیل شدم به "تهیه‌کننده‌ی سبک و طعم خوب"

پس خودم این جوک رو میفهمم

هیچکدوم از اینا جدید نیست .... همه اینکارا از وقتی شروع شد که

یکی برای نشون دادن اولین نقاشی توی غار واسه یه استخون پول گرفت

بفرما

پس..مرسی

چه غاری رو نشون میدی؟

من و دوستام یک نمایشِ مشترک راه انداختیم

!خب ، به سلامتی

خب کی میدونه؟ من عاشق وفاداریم

ولی برای نشون دادن کارهات حاضرم آدم بکشم

من تازه پیشنهاد "جان دان‌دان" رو برای یک نمایش کامل رد کردم

! اووف..هی همینکارو میکنه

اون الان داخل سعی داره "پیرز" رو تور کنه

میدونی من کجام، دمریش؟

اینجا دارم با تو شات میزنم

کلاب سودا لیمو

بازار همیشه برای تو صف میکشه، پیرز

گوش کن، آستانه تحملم برای کسشرات تو صفره

حرفام خوشه کسشر نیست

ببین، "رودورا" قیمت زیادی بهت گفت

دیوونه شده !کاملاً عقلش رو از دست داده

من "کرینیال" رو امروز به قیمت 3.7 فروختم

دقیقاً همون چیزی که گفتم میگیرم

اگه با من بیای .... گالری ما تکنولوژی تجزیه و تحلیل پیشرفته‌ای داره

که میتونه جریان معاملاتی و تقاضای جهانی رو به حداکثر برسونه

من دارم برای خلق کردن

افشاکردن و میلیاردها سال انرژی که توی مغز ما جرقه میزنه، میجنگم

من مسخره بازی در نمیارم بخوام دنبال شکار بلیت فروش کوفتی باشم

در "اقصاد توجه" ، معروفیت خودش یک قالب هنری ـه (محوریت توجه مخاطب به رسانه‌ و اطلاعات در اقتصاد رسانه)

میفهمی که من فقط سفارش کار جدید میدم؟

نسخه های مخصوص بازتولید، پرینت و نسخه های کلیشه همه‌ش با برند خودم به بازار میره

برادر، من بسیار سرمست و خوشحال میشم از اینکه توی کارهای آیندت باهات به صورت انحصاری همکاری کنم

شنیدم که رودورا ، کار "سپهر" رو به قیمت 7 میلیون فروخته

پسر، جاذبه گردشگری شده

معرکه هست

نباید هیچوقت دست از مشروب خوردن برمیداشتم

جوزفینا

SLS به میری؟

من به یک "ستلایت شو" بیرون از شهر میرم

خب منم میام

تو چت شده؟

منظورت چیه؟

تو "مورف واندولت" هستی

با من چرا داری به یک شوی اهدایی میای؟

من دوست دارم باهات باشم

رابطه‌ی خاصی داریم

اون توباکو هست؟

روغن حشیش

شاید یک پُک بزنم

خب این بدترین شویی بود که تو این چندسال دیدم

و اون یاروی عصبانی وقتی که رفتیم، کی بود؟ - نمیدونی؟ -

ایملدوس وندرهورست" بود" پارسال با خاک یکسانش کردی

دوتا "تیتو" از فریزر بیار

میدونی، تو بدنت خیلی بهتر از "ریکی" هست

من زیاد پیلاتس و پلوتون (دوچرخه‌سواری جاده ای) انجام میدم

بدنت رو یادمه

منم مال تو رو یادمه

از "برلین" به بعد همیشه در مورد تو فکر میکنم

ما مَست بودیم

هی همینو به خودم میگم

پوستت

یک ترکیب بسیار زیبا از رنگ بادوم و قهوه‌ای سَدِل هست

من حشریت میکنم.آره؟

منو گیج میکنی

وضعیت ذهنی سختی برای یک منتقده

دیشب دیروقت به لس آنجلس رسیدم و به آمار و ارقام نگاه انداختم

خدای من

... به جز فروش معرکه "مینکینز"

میامی واقعا بازار موفق و خیلی عالی ای نیست

برگردیم به اصل قضیه، سراغ "روبک" نرفتیم

میدونم دفتر لندن روش قفلی زده ... اما به نظر من

چیزی که نیاز نداریم روش وقتمون رو هدر بدیم فروختن یک اثر احیاکننده "پاپ-آرت" هست

پاپ آرت (یک جنبش هنری)

پاپ آرت (یک جنبش هنری)

!لعنت بهش

!سلام

Go-Proستاره‌ی بخش "نوا" ، مهدکودک از "مرتیلا اسپلود" بود

یک مقاله‌ی الهام گرفته از تجربیات عصر ابتدایی ...

!همم

خب، الهام بگیر و بعد به من تو استخر ملحق شو

اون حالش خوبه؟

به 911 زنگ بزن

کی قرار بود اینجا باشه؟

جوزفینا دیرکرده...دوباره

تو "روکوکو" ، میز پذیرش با تو هست

در واقع...اسمم "کوکو" هست ...اووم

گالری "هیز" . میتونم کمکتون کنم؟

الو؟

قطع کرد،درسته؟ آره، پولدارها بی‌صبرن

من واقعا یک هنرمندم میدونی؟

با من بود Bandini's Froot Loop Hippo کار تبلیغ (نوعی کورن‌فلکس) میدونستی؟

هارو خودم سرهم کردم Froot Loop همه

آره

توی "برود" هست

براد" رو نمیگم. مردم با "براد" اشتباهش میگیرن" (موزه‌ی هنرهای معاصر)

برود،آره - درسته -

اگه بخوای میتونم بلیت بگیرم

اونا منو اونجا میشناسن

کی برگشتی؟ - دیشب -

میتونم با مدرک تایید کنم که "پیرز" تو رو ترک کرده پیش "جان دان‌دان" بره

الانه که حوصلم سر بره

این برای من چیز بزرگیه چرا باید ترک کنه؟

چرا؟چرا؟ چرا اصلاً؟

شاید خودم میخواستم ترکم کنه

در عین حال، دارم با استعداد جدیدی قرارداد میبندم

شنیدم که "دمریش" رو آوردی کارش درسته

"و امروز صبح "مرتیلا اسپلود

قسم میخورم ما باهم هماهنگ هستیم

قراره بترکونه Go-Pro مهدکودک - خدا از دهنت بشنوه -

صبر کن توی دنیای ما تـو خدایی

و دیرم شده باید برم

باشه

ببخشید

یک آدمی همینجوری توی ساختمونم مُرد

من واقعاً تعجب کردم

رودورا" ، شوخی نمیکنم"

یک همسایه واقعا مُرد من جسدش رو پیدا کردم

برایسون" منو در جریان همه اتفاقاتی که اینجا میفته" میذاره

... دیراومدن همیشگی تو

... برایسون" اعصابش خُرده"

چونکه اومد بهم درخواست دوستی بده و من ردش کردم

یک موذی به تمام معنا هست

خب میتونم بگم که علاقه ام نسبت به تو کمرنگ شده

فکرمیکردم دارم یک شاگرد تربیت میکنم

اون همه صحبت های طولانی‌مون در مورد مشکلاتت و جاه طلبی های بزرگت

و بعد به شعور من توهین میکنی از تیم اصلی خطت میزنم

تا وقتی که کیفیت عملکردت رو افزایش ندی خبری از تماس مستقیم با مشتری ها نیست

صبح بخیر - صبح بخیر -

برلین" رو داریم؟" سنگاپور؟ لندن؟ داریم

خب من دوتا هنرمند موردعلاقه و جدید دارم که خیلی خوشحالم در موردشون بهتون بگم

من از "پرلک" هستم

ما صاحب ساختمونیم

میشناختیش؟

مردی که مُرد؟

گمونم یه جور هنرمند بود

نه

من جسدش رو پیدا کردم

دوست داشت کسی مزاحم خلوتش نشه

یه گربه داشت - اون بالاست. فردا پیداش میکنیم -

... خدای من! چیزای داخل

و همش هم دور انداخته میشه پیرمرد خدابیامرز میخواست همش دور ریخته بشه

طبق دستوراتش میخواست هیچ ردی به جا نمونه

... به نظر میومد خودش شروع کرده بود به انجام دادنش

اما قبل از اینکه کار رو تموم کنه، مُرد

خب، شب بخیر

هی، کیتی،کیتی

سلام کوچولو

سلام

سلام

خوشحالم که زنگ زدی

میخوام بغل کنم اما خیلی عرق کردم

عاشق پلیوورتم این رنگ ذرتی بهت میاد

میامی" باعث شد یه چیزی به روم روشن بشه"

بذار با این شروع کنم

نمیدونم با بقیه چیزهای توی زندگیم در چه مرحله ایم ... به جز این، احساس میکنم

با تو در وضع خوبی هستم

خیلی بهتر و چیزی اونور خوب

من یه چیزی پیدا کردم

منم منظورم همینه

اینا کار کی هست؟

نظرت در موردشون چیه؟

رویاگرایانه هستن

... مسحورکننده، شگفت انگیز به طور مطلق

ترکیبی از رنگ های متعادل

من مسحور شدم

فکرمیکنی براش بازاری هست؟ - یک بازار بزرگ -

!فراتر از اون

کی نماینده این کارها هست؟

من

من دارم از شدت بلاتکلیفی و کنجکاوی میمیرم

کی نمایندشون هست؟

جک‌پاتِ امشب 400میلیون دلاره

برای بُردن این جایزه بزرگ باید این پنج توپ سفید رو نگاه کنید

اولین شماره برنده امشب 54 هست که بعدش 32 میاد

بعدش 52 داریم شماره بعدی 34هست

توپ سفید آخری این جمعه شب 25 هست

... اگه هیچکس پنج شماره رو

توی "بینال" خیلی برون‌نمای واضح‌تری داشت

این دقیقاً همون نورپردازی هست؟

گمونم

خب، برو مشخصات رو چک کن

من مدیر گالری مشترکی هستم که متعلق به "دمریش"ـه

فکرنمیکردم که گالری های گروهی هم مسئول دارن

این مگه ناقض کل هدف گالری نیست؟

من نمایندش هستم

!قبلاً بودی

ما داریم یه چیزی به دور از این کسشرای بازاری میسازیم

فقط قضیه پول نیست

دزدیدن "دمریش" از ما باعث شکست خوردن ما میشه

باشه، خب میدونی چیه؟ بچه که نیست

تصمیم اونه، نه من

فکرمیکنی تموم شد رفت؟ - !گمشو عقب -

سعی کردم جلوش رو بگیرم

خب، نتونستی

!باورنکردنیه

دیگه...دوباره اتفاق نمیفته - برو -

کوکو! تو بهم نگفتی که میخوای یک گربه بگیری؟

... اووم

میشه بعدا در موردش صحبت کنیم؟

البته

!هی

فکرمیکنی چی غلطی داری میکنی؟ - این چیه؟ مال کیه؟ -

زیر میزم بود

من دنبال نوار بودم و اینو دیدم

این آزاره - بهم بگو آرتیست ـش کیه -

تو چتـه؟ - من کارهای بیشتری از بسته بندی و نگهداری انجام میدم -

من فقط یک آدم با توانایی انجام کارهای ابتدایی نیستم

این ...باهام حرف میزنه

هی، تو...شنیدم که داری میای

دارم در مورد نمایش "پرلفوی" ـت نقد مینویسم

مهربون باشی ها عضویت‌مون داره کم میشه

یه چیزی بهم بگو تا به حال اسم آرتیستی به اسم "وتریل دیس" شنیدی؟

د-ی-س

نه

میتونی چک کنی؟

نه، توی سوابق ما که نیست و ما هم همه رو داریم

... مورف عزیزم

میخوام گوش ـت رو درد بیارم

من دارم اینجا رو ترک میکنم تا مشاور هنری بشم

میدونم.میدونم .نمیتونم بگم برای کی

اما اونقدر پول در میارم تا بتونم یک ماشین و یک باغ دوست داشتنی بخرم

سلام، مورف

سلام جیم

ببین من تو کار موزه اومدم

چونکه میخواستم دنیارو از طریق هنر تغییر بدم

اما قشر پولدار همه چیز رو بالا میکشن به جز چیزهای کوچیک

بهترین کارها رو فقط عده‌ی کمی ازش لذت میبرن

و اونام چیزی که بهشون گفته میشه رو میخرن پس چرا به جشن ملحق نشد؟

بحث پول، همه جا مطرحه

... پیش از این حرکتم

به صورت فعال دنبال خریدهایی برای موکل جدیدم هستم

... احتمالاً خوشحال بشی بدونی

که میتونم یه پیشنهاد سخاوتمندانه و غیرقابل ردیابی

در ازای هر چیزی بهت بدم که باعث بشه

من توی دنیای دست کم گرفته‌شده‌ی نقد پیشرفت کنم

من اینکارو نمیکنم

پس چه قراری با "رودورا" داری؟

هیچی

پس خریدهایی که قبل از نقدهای مثبتت میکنه کاملاً از روی عالم غیبه؟

این زندگی منه

اینکه چطور با یک عالم روحانی در حال ارتباط برقرار میکنم

البته

به دور از علاقه و احترام کارها رو ارزیابی و نقد میکنم

دنیایی که توش تحلیل میکنم رو ارتقا میدم

...ببخشید

!لعنتی

!بوس

هی، چه خبره؟

تو بهم بگو

اینجا چیکار میکنی؟

! جلل خالق

کار "برایسون" ـه

معرکه هست - ازت میخوام که بری -

حتی اگه تفنگ هم داشتی، نمیرفتم

به تو ربطی نداره

در واقع داره

تو یک قرارداد عدمِ رقابت امضا کردی ... که اگه خونده باشی، یادت میاد که

خیلی بیشتر و وسیع‌تر از اون بود

در مورد "وتریل دیس" بهم بگو

اسمش مثل پولک روی درخت کریسمس پر زرق و برقه

کاری نکن یه جور بازجویی شدید ازت کنم

الان، فقط من و تو هستیم

با همه این رفاقت صمیمی و عشقمون نسبت به هم دیگه

حالا بگو چطور همه اینارو گیر آوردی؟

یک یارویی طبقه بالا مُرد

و تو هم اونارو برداشتی؟

اون نه دوستی داشت نه خانواده ای

خب، من زحمت نمیدم سوالات واضح ازت بپرسم

اما احتمالا نقشه های بزرگی داشته باشی

من خودم روش "خودت انجامش بده" رو اختراع کردم

و عزیزم، این کار خیلی از سطح تو بیشتره

تو باید ادعای مالکیت رو ثابت کنی و کارهارو آرشیو و کاتالوگ کنی

و تبدیل به پول کنی

من حاضرم همه اینکارارو با یه درصد معقول انجام بدم

میتونی منو وادار کنی درگیر یک شکایت تموم نشدنی کنی ...یا

میتونی

پولدار،موفق و معروف بشی

که هردومون میدونیم چیزی هست که همیشه میخواستی

هممم؟

میتونیم ادعا کنیم که ملک متروکه بوده اگه بگه توی آشغالدونی پیداش کرده

و دنبال این گشته تا صاحب اصلیش رو پیدا کنه - خب گزارشات اولیه میگن که وارثی نداشته -

اون فقط یک ساکن هست میتونه مالک ساختمون ادعای مالکیت کنه؟

مسئول قراضه ها گفت که همه چیز رو قرار بود دور بریزن

چندساعت طول کشید تا همش رو به آپارتمانم حمل کنم بیارم

خیلی زیاد بود

نه، تو کارهای هنری رو توی آشغالی پیدا کردی نه توی آپارتمانش

این خیلی مهمه

حالا دوباره به یاد بیاد توی آشغالدونی پیداش کردی

مگه این اتفاق نیفتاد؟

!آشغالدونی

آره، الان یادم اومد

نقـد خیلی از لحاظ عاطفی آدم رو فرسوده و محدود میکنه

من همیشه میخواستم یک کار موشکافانه و فراتر از عقاید شخصی انجام بدم

پا بذارم توی کاوش در دنیای اصل و ذات

دگرگونی و تبدیل معنویت به واقعیت

تا به الان... ابزارش رو نشنیدم

یک آرتیست که در خفا و خلوت کار میکنه

و بعد از مرگش شناخته میشه میخوام فوراً شروع به تحقیق کنم

خب زمان‌بندی هم هست...در کنار ...برنامه های گسترده‌ی بازاریابی‌مون

که هنوز بهش نرسیدیم

خب من حاضرم بروشور نمایشگاه رو بنویسم

این به ارزش نمایشگاه اضافه میکنه

و در اِزایش ... حق انحصاری نوشتن یک کتاب

و چندین مقاله میخوام

خب این عالی به نظر میاد

سلام رودورا

خب من دارم کارهاش رو آرشیو میکنم و بعد روی نقاشی هاش طیف سنجی میکنم

و خیلی به نظر کار نفرین‌شده ای هست

نمیدونم چطور در موردش توضیح بدم

نتونستم یک تخمین غیبی هم بزنم

گالری هیز، لطفا نگه دارین

گالری هیز، لطفا نگه دارین

گالری هیز، لطفا نگه دارین

آره، جوزفینا فعلا در دسترس نیست اما میتونم پیام براش بذارم

باشه منتظر باشین

گالری هیز

آره، رودورا از جلسه خبرداره اما الان پای تماس تلفنه

مطمئنی همون "دیس" هست؟

آره - خب چطور میتونی مطمئن باشی؟ -

به موسسه سر زدم سوابقش رو پیدا کردم

خدای من من باشم نگران نمیشم -

پرونده اش اونقدر قدیمی ـه که چیزی برای تصدیق و پشتیبانی ش نیست. تنها نسخه رو گرفتم

باشه بفرستش و رد پات رو هم پاک کن

و یک صفر هم به دستمزدت اضافه کن - مرسی -

وتریل دیس" اولین بار توی سرشماری سال 1930توی" لس آنجلس اسمش ظاهر میشه

توی یک خانوار کم درآمد با پدر،مادر و خواهرکوچیکترش زندگی میکرده

نه سال بعد ... اسم "ویتریل" در کنار پدرش

به عنوان تنها بازماندگان آتش‌سوزی مشکوکی که خونه‌شون رو خراب کرد، دیده میشه

مدت کوتاهی بعد از آتش سوی اسم "وتریل" توی یک مدرک دادگاهی دیده میشه

که توش به ستمکاری فراتر از حدومرزهای بشریت اشاره میشه

سرویس های صیانت از کودکان، "ویتریل" رو از پدر سواستفاده‌گرش جدا میکنن

و اون رو به یتیم‌خونه‌ی "معبدیون نیک" در «سوث وایخو» میسپرن

سرگذشت اون در اونجا مبهم ـه

تنها مدرکی که به جا مونده از خروجش از اونجا در سن 18سالگی هست

اما ابهام و معمای واقعی در ادامه هست

دیس" سه دهه غیبش میزنه" و مثل یک روح ناپدید میشه

یه دفعه اسمش توی لیست حقوق بگیرانِ اداره‌ى امور سربازان‌ پيشين‌ "ساوتل" ظاهر میشه

که به مدت 42سال اونجا به عنوان سرایدار استخدام بوده

دیس" تنها و منزوی زندگی میکرد"

و با استفاده از هنرش در اعماق روح و روان خودش کاوش میکرد

این هنرمند چندین دهه با شیاطین درونش در نبرد بود

و نتیجه اش یک حماسه‌ی بزرگ از خشونت و جنون هست

ناله‌ای برای جواب و علاجی که هیچوقت از راه نرسید

دوست پسر سابقم "ریکی" جمعه یک نمایشی داره

آدم مزدور و دورویی هست

یک قیافه‌گیر رشوی پایین شهری

میدونی در تمام طول زندگیش تا به حال یک ایده‌ی اصل هم نداشته

به علاوه، از همه هم دزدی میکنه

اما تو اینو میدونی درسته؟

با کارهاش خیلی آشنایی دارم

باید به نمایشش بری

خودت شخصاً ببینی چقدر کارهاش داغونه

و بعد کاری که همیشه میکنی رو انجام بده - جدی میگی؟ -

برای من

سلام، مورف

درسته

معاصره؟

همه مزخرفات رو میذاره کنار و به احساس واقعی قالب خاصی میده

چی میگه؟ - خودت چی حس میکنی ؟ -

اونا از تجهیزات به یک شیوه کاملا جدید استفاده میکنن

هدف اینه که دنبال پلتفرمی بگردیم که همه انواع رسانه رو شامل بشه

الان همه چیز مُخل شده

اون از وسط ناکجاآباد اومد هیچکس رو نمیشناخت

و اگه "جوزفینا"ـی باهوش ما اینقدر حواسش جمع نبود و متوجه نمیشد

کارهای نابغه‌ی اون دور انداخته میشد

و اون به باد فراموشی سپرده میشد

جای یه چراغ قرمز کنار یک آشغالدونی دیدمش

حدوداً چند عدد کار اینجا هست؟

خب متاسفانه

بازده کارهای آقای "دیس" اونجور نبود که بشه ایشون رو "پُرکار" نامید

و قطعا هم ایشون دیگه کاری خلق نمیکنن

یکی هست که خیلی بهش علاقه داریم

فقط بدونین که تقاضا برای کارها خیلی زیاده

!آره

گرفتمت

قبل از رسیدن به کارهای بزرگ بدن آدم به لرزه میفته

خب با این قیمت ها در موزه ات روی آدم بسته میشه

خب من دیروز از موزه بیرون اومدم پس میتونم آزادانه صحبت کنم

من مشاور یک خریدار خصوصی هستم - کی؟ -

همون دوستی که کار "سپهر" رو خرید

! خب خوشا به حالت

... در این رابطه

حواسم روی چندتا کار بزرگ هست تا براش بخرم

خب مسئولین فروش خیلی پُرکار بودن

همه چیز رزرو شده

شاید مبلغ بالاتری بدیم

این کار رو راه نمیندازه - پس چی کوفتی راه میندازه؟ -

... اگه ماه آینده توی افتتاحیه کارهای دَمریش

سه تا کار بخری، دوتا از کارهای "دیس" رو بهت میفروشم

اگه موکلم از کارهای "دمریش" خوشش نیاد، چی؟

خب تو مشاوری بهش مشاوره بده

!سلام

!لعنتی

ماه بعد ، نمایش تو هست

من باید برم

باشه

آدم رو سر کیف نمیاره که یه چیز قوی ببینی؟

البته منظورم به جز هنرمندای تاتوی معروف

و بالن های نقاشی هست دارم یک کتاب در موردش مینویسم

از نقد دیروزت در مورد "ریکی بلین" به شدت بدم اومد

به نظر من که کارهاش الهام‌بخش بودن

خب گمونم من درکشون نکردم

حس میکنم که ما به دوتا نمایشگاه کاملاً مختلف رفتیم

یک نقد بد بهتر از اینه که توی یک چیز پر از بی اصالتی غرق بشی

این جوک بود؟

گمون نکنم والا

ریکی" دیشب مَست کرد" و با ماشینش تصادف کرد

توی کُما هست

شنیدم که لِه و داغون شده بود

توسط ماشینش؟

به خاطر نقد تو !عوضی

منظورت چیه که "برایسون" داره بعضی از کارهای هنری رو میبره توی انبار؟

... خب اگه "دبیرز" همه کارهای بزرگشون رو رو کرده باشن

خیلی ارزون و مُفت میشن

مگه اینو بهت توی دانشکده هنر یاد ندادن؟

میخوایم بگیم چند تا کار ساخته؟

خب ارزششون به کمیاب بودنشون هست پس در اصل چیزی نیست که ما میگیم..واقعیته

واقعیت اینه که بیش از هزارتا کار بالا توی انبار داریم

خب این حرف مزخرفه

شک دارم حتی نصف این رقم هم باشه

تو چیکار کردی؟

از دور کنارشون گذاشتم برای روز مبادا نگهشون میدارم

!لعنتی

!لعنتی

!لعنتی

!لعنتی !لعنتی

!لعنتی

سلام؟

چطوری؟ "دان دان" هستم

آروم باش ، پسر !هنوز نه

سر زدن به استودیو !هیجان زدم

نمیتونم "ذوق مرگ داشتن" و "کیف کردنت" رو تحمل کنم

من احمق نیستم یادت باشه

هی، من باعث افتخارمه که نماینده جدیدت باشه

و ببینم روی چی کار میکردی

شرط میبندم همینطوره

اینجا سحروجادو اتفاق میفته؟

این یک جوکه؟

ببخشید؟

اینجا کارهای نسخه مادر و کپی برداری انجام میشه

استودیو طبقه بالاست

روپرت، بیا بالا

این واقعا شگفت انگیزه

!اونکه کار هنری نیست

خب؟

... خب

دارم هضمش میکنیم دیدن یک کار در حال پیشرفت هیجان انگیزه

فقط نظر صادقانه ات رو در مورد چیزی که داری بهش نگاه میکنی، بهم بگو

میتونم یک خط با بدنه کاری تو ببینم ... پس

یعنی دارم از خودم تقلید میکنم؟

اگه اثر خودت باشه، تقلید حساب نمیشه

فکرمیکردم استودیوت مرکز شهره

عامل اعتیاد زیاد اونجا هست

پارسال اینجا کار کردم - ... خب -

خیلی دوست دارم همه کارهای جدیدی که از وقت اومدن انجام دادی رو ببینم

چونکه تیم مجهز و اماده هست تا هر اثری که داری رو بفروشه

درسته

!البته

نه...تو در حال پرورش ایده بودی

پروراندن به تولد اشاره داره

ایده ها میان اما به محض اینکه ظاهر میشن خودشون رو از بین میبرن و میکُشن

اینجا یک کُشتارگاهه

خوش اومدی

وقتی تماس باهامون گرفته شد چندروز طول کشید تا پیداتون کنیم

ما سرمون شلوغ بوده

حالا به نظر میادبه این گوشه پمپ بنزین

در جنگل ملی انجلس زده

چندین ساله اونجا بسته هست

چی باعث تصادف شده؟

نمیدونیم

فکرمیکنیم سرش ضربه خورده و راه افتاده رفته

گم شدن اونجا خیلی راحته

چیزی پیدا نشد؟

خب مما هرچی بود عقب گذاشت

فکرمیکنیم وسیله نقلیه قبل از اینکه پیداش کنیم تخریب شده بوده

یک کمپ مخصوص بی‌خانمان ها این نزدیکه

اگه اول دست اونا بهش رسیده باشه احتمالاً همه چی رو بُردن

فکر میکنین چیز باارزشی درون ماشین بوده؟

نه

نه تا جاییکه من میدونم

اینا تنها چیزی ـه که پیدا کردین؟

نه

اینم بود

اون کجا رفته؟

کارهای هنری کجاست؟

چرا اصلاً باید بهش اعتماد کنی؟

من بهش نگفتم چی توی جعبه ها هست

فقط بایداونارو به یک انبار توی "لنکستر" میرسوند

این ماجرا ممکنه به یه سمت بره و همین الان رُک بهت میگم

من میگم که همش ایده خودت بوده و من تو این ماجرا دخالتی نداشتم

این گوشی "برایسون" هست معلومه که تلفن رو جواب ندادم

برایسون، منم

کدوم گوری هستی؟

سعی داری ازم باج بگیری خودت بری اونارو تبدیل به پول کنی؟چی؟

سر به سر من نذار، برایسون بهم زنگ بزن

به موقع اومدم

نه،نه.الان نه

خیلی کارها دارم باید انجام بدم

برای سه ساعت که نیست - همونقدر طول میکشه آماده بشم -

فقط یک مراسم گردآوری کمک مالی هست

قراره عکس گرفته بشه

اولین باره باهم بیرون دیده میشیم خیلی برام مهمه

میخوام خوشتیپ به نظر بیام

یک لباس محشر پیدا کردم

این مبل با توجه به ارتفاع سقف خیلی کوچیکه

اصلا اینجا دیده نمیشه

خب من داشتم برای کتاب از نقشه ها فهرست در میاوردم

یه چیزی با عقل جور در نمیاد

چیه؟

تقریباً هیچ طرح اولیه یا آزمایشی نیست به نظر گم شدن

همینطور بین دوره های زمانی کارهاش اختلاف زیادی هست

اون براشون تاریخ گذاشته بود

نه، هرچیزی که پیدا کردم همونجاست

باور کن اگه بود، من میدونستم

هی، من یکم شامپاین عالی توی یخچال دارم

تا وقتی آماده میشیم، بازش کن

قبل از اینکه بری ،یه سر پیشم بیاد (به ایتالیایی)

طرف قرارملاقات ساعت 3 شما اومده مصاحبه برای سِمَت مسئول آرشیو

تو خیلی جوونی

...امم

بيست‌ودو سالمه

اين شغل نيازمند کسي با سال‌ها تجربه است

وقتي چهل سالت شد برگرد،باشه؟

همين؟

همين

براي "رودورا" کار ميکردي؟

فقط چند هفته

پس قرارداد عدم رقابت در موردش اِعمال نمیشه

اخراجت کرد؟- ...رفته بودم براي استراحت که-

يک مردي اومد تو و همينجوري رفت باهاش حرف زد اونم هيچوقت بيخيال اين قضيه نشد

موقع افتتاحيه "ديس" اونجا بودي؟

غلغله بود- ميدوني چقدر فروخت؟-

مبلغ‌ها رو ديدم- ليست خريدارها؟-

اسم همشون رو ديدم

.مشتري تو دوتا خريد

چه مبتکر

ياد گرفتم که بايد اينطوري باشي

رودورا" يک پرونده درباره "ديس" داشت که" توي کشوي فقل‌دار نگهش ميداشت

...يک روز يک کليد پيدا کردم

پرونده جالبي بود

ميدوني چيه؟ شايد يک شغلي برات داشته باشم

بيا تو دفترم و بگو ديگه چي شنيدي

دلم براي اينجا تنگ شده

...براي اون حس رفاقت،خلوص نيت

میت لوفِ سه شنبه ها و نگاه کردن به آسفالت ها در حین خوردن قهوه

"خب، بريم سراغ "وتريل ديس

در اتحادیه‌ی عالم هستی

شک دارم درحال حاضر هنرمند جنجال‌افرين‌تري نسبت بهش باشه

ميدوني، از زمان افتتاحيه نمايشگاه،

علاقه داريم بهش نشون بدیم

داريم درباره چندتا اثر صحبت ميکنيم؟

من ميتونم دوتاشون رو که متعلق به مشتريم هستن تهيه کنم

و ده‌تا ديگه رو از گالري "هيز" قرض ميگيريم

ابعاد و عکس‌ها رو براي گروه بفرست يک‌جا براش توي فصل بعد درنظر ميگيريم

.ميخوام هرچه زودتر نمايش داده بشن

تو سالن اصلي، بخش جديد

بازاریابی - میدونی این کار پروسه خودش رو داره، گرچن -

و منم این فکر محشر رو داشتم از کارفرمای سابقم

و موزه‌ی به قول معروف "فوق العاده‌ی" هنرهای معاصر لس آنجلس

با رونمایی اولیه از کارهای "دیس" ، حمایت کنم

..از قصدت قدرداني ميکنيم

ولي مشکل فضا داريم

خب کار "کیر اسب" بانیو یا "واژن گرانبها" رو بردار

اصلا برام مهم نیست اون یکی رو بکن تو اون یکی دیگه

مشکل ماليات هست و مشتري من ميخواد نقاشي‌هاي ديس" اش فورا نمايش داده بشن"

...حالا، براي جبران پيشنهاد بسيار سخاوتمندانه من

ميخوام که کره سپهرِ "مينکين" هم نمايش داده بشه

بیخیال گرچن اینجا که چهارشنبه بازار نیست

نه، يک معادله است با يک راه‌حل

...و اگه نميتوني قبولش کني

بهت اطمينان ميدم موزه‌هاي ديگه‌‌اي هستن که اينکار رو ميکنن

بوس

اداره‌ى امور سربازان‌ پيشين‌ ساوتل

!اوه

ببخشيد

نديدمتون

سلام.من"مورف وندرولت" هستم

اومدم اينجا تا درباره "وتريل ديس" تحقيق کنم

دارم...يک کتاب دربارش مينويسم- براي چي؟-

هنرمند مشهوري شده در مکتب بیگانه

باهاش کار ميکردي؟

هيجده سال

...خب، خيلي کمک بزرگيه اگه بتونيم

زماني رو مشخص کنيم تا با جزئيات دربارش حرف بزنيم

ميدوني، سوال هاي زيادي دارم و افراد خيلي کمي هستن که اون رو ميشناختن

يک دامپزشک بود که ميتونستي باهاش حرف بزني

يک دهن گشاد داشت با چندتا مدال

دوست داشت سربه‌سر بقيه بذاره "مخصوصا "ديس

اخرشم مرده توي يک مزرعه پيداش کردن

دستاش بسته شده بود

هيچوقت نفهميدن کي اينکار رو کرده

داري ميگي "ديس" اينکار رو کرده؟

!لعنتي- اوه-

دارم ميگم بهتره بيخيالش بشي

ببين، چيز بيشتري براي گفتن ندارم

و اين رو ميتوني به اون يکي ديگه هم بگي

کي؟

هموني که ديروز اومد اينجا

نميدونم درباره کي حرف ميزني

بيا

...ما 20 سال حبس "ديس" رو بوسيله

...مدارک دادگاه، سوابق پليس

و تاريخچه کاري تاييد کرديم

.ديس" يتيم‌خونه "معبدیون نیک" رو در 18 سالگي ترک کرد"

.اسمش توي قرعه‌کشي براي اعزام به جنگ دراومد دوسال توي ارتش خدمت کرد

...و وقتي از ارتش اومد بيرون

دچار يک نوع بيماري رواني شد

...در اون زمان

پدر بدرفتارش رو رديابي کرد و قتل رسوند

..درجا نکشتش

...روزها کشش داد

شکنجه‌اش داد و بعد زنده سوزوندش

ديس" دو دهه رو در بيمارستان رواني مخصوص" جنايت‌کاران سپري کرد

اين بيمارستان از بيماران براي ازمايشات دارويي استفاده ميکرد

...مثل تزريقات، شوک دادن

و خدا ميدونه چه چيزهاي ديگه

موش‌هاي ازمايشگاهي انساني بودن

.وقتي دادگاه اونجا رو بست، "ديس" مرخص شد

...ديس" از اونجا به لس‌انجلس رفت"

و يک شغل تو خونه سربازاي پيشين پيدا کرد و به دور از دید زندگی میکرد

.بدون حساب بانکي،ماشين و گواهينامه

حتي نتونستيم يک عکس بدرد بخور پيدا کنيم

و همه اينها اثبات شدن؟ مطمئني؟

همه بررسي شدن

.واقعي هستن

خيلي‌خب، فردا اينها رو منتشر ميکنم ...و ميخوام که

...با خبرنگارها صحبت کني و به اعتبار نامه‌تون

...به صحت چيزهايي که توي پرونده هست و

و به طبيعت زننده و ناراحت‌کننده چيزهايي که پيدا کردي و غيره و غيره شهادت بدي

فکر کردم اينجور چيزها ارزش کارهاش رو بالا ميبره

اوه، نه نه

اين يک چيز ديگه است

شب خوبي داشته باشي- شب‌بخير-

با "مورف" تماس گرفتيد. پيام بذاريد

اوضاع چطوره"مورف"؟ "جان" هستم

هرچه سريع‌تر باهام تماس بگير يک چيزي در رابطه با"ديس" دارم

فکر ميکنم خيلي برات جالب باشه

سلام؟

سلام؟

اين ديگه چيه؟

جان؟

جان؟

اوه، اينجا گير افتاديم. مگه نه؟

اين موسيقي اُرگ بدردنخور ديگه چيه؟

و اون تابوت. اين ديگه چه رنگيه؟

نارنجي دودي؟ تو حراج خريدتش؟

انقدر بلند نگو

جدي ميگم، تصور کن تا ابد توي همچين چيزي باشي

خدايا هيچوقت از چيزي راضي نيستي

خب، اين شغلمه. من سخت‌پسندم

اصلا داري چي ميگي؟

سليقه و استاندارد رو بريزم دور؟

حقيقت رو آروم پچ پچ کنم؟

عجب دنياي فاجعه‌آميزي ميشه

سلام

من "جوزفينا" هستم

با "رودورا" کار ميکنم يکي از شريک‌هاي گالري هستم

اوه اره. "دمريش" هستم- البته-

شديدا طرفدار کاراتم- متشکرم-

کلکسيون "ديس" به عهده منه

خارق‌العاده است

متشکرم- نقدت درباره "مرد ولگرد" فروشش رو خراب کرد-

به جاي ديده شدن داره گوشه انبار خاک ميخوره

من وکيل مدافع تو نيستم

خدايا

سر همه چيز رقابت ميکرديم

ولي واقعا از اينکه براي اينکار اينجا باشم متنفرم

اخه چه مشکلي داشته که هچنين کاري کرده؟

آخرین باری که باهم صحبت کردیم همون آدم سطحی همیشگی بود

دوباره شروع به مشروب خوردن کردم

اوه روزهاي خوش

اينجا فقط براي خانواده و دوستانه

هومم

...خب،"جان" کارش رو از گالري من شروع کرد پس

اگه اينجا نشينم کجا بشينم؟

خانم‌ها و اقايان، مراسم رو شروع ميکنيم

قرص "ویاگرا" چیزی خوردی؟ - نزدیکه -

نه. من برميگردم رو پشتم

نه- نميتونم اينجوري بمونم-

!اره،اره،اره

چشم‌هات رو باز کن

من اين پايينم

اوه لعنتي

يک مشکلي هست

!مشکل کوفتی (گاییدن) داریم به معنی واقعی کلمه

...يک چيزايي ميبينم

اشيا حرکت ميکنن

جدي ميگم، واقعا ميترسم

...شور و اشتياقت و گوش دادن به ذهن باهوشت بود

...که من رو تحريک ميکرد

و الان تبديل شد چيزي که حتي نميدونم چيه

نقدهات ضعیف شده

و هنوز به"اد " احساس داري قبول کن

من به "اد" حسي ندارم

گرچن" اتفاقي ديدتش و اون گفته که شما دوتا" دارين صحبت ميکنين تا اوضاع رو درست کنيد

اد" يک دروغگوي بزرگه"

!و "گرچن" عوضيه

تلفنت رو چک کردم. شيش تا تماس باهاش داشتي- داشت از خونه ميرفت. داشتيم هماهنگ ميکرديم-

منظورت چیه نقدهام ضعیف شدن؟

راست ميگي

شور و اشتياقت... با عقل جور درمياد

تو نميدوني چي دوست داري يا حتي چي ميخواي

بهت ميگم چي رو دوست داشتم

نمايش"ريکي بلين" رو

ولي تو من رو مجبور کردي نابودش کنم

نندازش گردن من

.يکجوري ميگي انگار اولين نقد بدت بوده دست از سرم بردار

نميگم که تو رو مقصر ميدونم

ميگم که از کارم پشيمونم

...هي

..."فکر کنم زيادي به نقاشي‌هاي "ديس

زل زدم

ميرم...چشم‌هام رو چک ميکنم اين جريان ميگذره

هي

به ذهن باهوش من گوش بده

خب؟

جذبش نشدم

...قدم کوچيکيه در راستاي يک چيزي، اما

بيا صادقانه حرف بزنيم

از چي ميترسي؟

ما خيلي وقته همديگه رو ميشناسيم

ميخوام يک چيزي رو بهت نشون بدم

وابستگی ، خلاقیت رو از بین میبره

خلاقيت با ناشناخته‌ها درگيره

..هيچ استراتژي‌اي نيست که بتونه قلمرو بي‌پايان

نويافته‌ها رو احاطه کنه

...تنها اعتماد داشتن به خودت

...ميتونه تو رو از ترس‌هات و

.و چيزهاي شناخته شده عبور بده

این از "پالی آنا" هست..مال سال 1983 (رمانی نوشته النور پورتر)

وقتی اوردوز کرد و داشتم آپارتمانش رو جمع میکردم، پیداش کردم

من خیلی وقته بیخیال هنرمند بودن شدم

اما میدونم روند کار چطوره

دنیای هنر رو فراموش کن

باید از اینجا و همه این ماجراها دور بشی استراحتی کن

از خونه ساحلی من استفاده کن ... و اونجا بمون

تا وقتی یکاری انجام میده که فقط مختص خودته نه هیچکس دیگه

کدوم یکی بهتره؟ یک

دو - دو -

خیلی خب، دو یک..بهتره...بدتره؟ یا فرقی نداره؟

فرقی نداره

خیلی خب برو ببینیم

خیلی خب

از اخرین تجویزت تیزبینی ـت پیشرفت کرده

امیدوار بودم بتونی با یه چیزی اتفاقاتی که میفته رو توضیح بدی

حرکت های روح مانند؟

فکر میکنم سندروم "چارلز بونت" دارم

توهم، خیالات چیزهای در حال حرکت

تو زیاد تو اینترنت بودی

در غیاب عوامل دیگه به شدت نامعلومه

اما بیا یک قرار ملاقات دیگه برای این هفته بذاریم

مردمک چشمات رو گشاد کردم پس باید یه چندساعتی اینارو بزنی

اینا خیلی افتضاحن

!لعنتی

!لعنتی

بله؟ شما؟

منم - چه زیرکانه. شمارت رو بلاک کردی -

چونکه جواب تماس هام رو نمیدی

خب بعد از پیام صوتی ناخوشایندی که دیروز برام گذاشتی تعجب میکنی؟

... چی

اینکه به جوزفینا گفتی من هنوز با "اد" هستم؟

این جرم منه؟ - ما باهم بهم زدیم -

من در مورد رفتنش داشتم باهاش هماهنگ میکردم

صادقانه بگم انتظار یک معذرت خواهی داشتم

اد" گفت که جریان بیشتر از این بوده" من فقط نقل قول کردم

! شوخیت گرفته

! تو اصلا هیچ آبرو اعتباری نداری

جدی؟ خب، گمونم در این صورت ... پس به هیچ وجه اینکه دوست عزیزت، جوزفینا

الان داره با "دمریش" می‌پلکه، واقعیت نداره

لازم به ذکره که قراره باهم برن در زیر غروب آفتاب محو بشن

گیتا؟

اره - سلام -

... من مورف - واندرولت -

آره - البته. چندساله کارهات رو خوندم -

آره

اونا عینک های جدید "پرسولز" هست؟

آره.درسته

همم

اون "فروید" هست (عصب‌شناس و بنیانگذار روان‌کاوی)

اره خودشه - قبلا اون یکی رو ندیده بودم -

از سال 92 توی انبار بوده

و قراره باز دوباره برگرده همونجا

من خیلی بروشور نمایشگاه "دیس" رو که نوشتی دوست داشتم

مرسی

همونجور که پای تلفن گفتم، دارم به یک کتاب تبدیلش میکنم

خب به اندازه کافی چیزی هست که ازش یک کتاب نوشت

تو کلکسیون پیش‌فروش رو فهرست نویسی کردی

نه، کاتالوگ نشده

هدف اصلی و تمرکزم روی "روش تحلیل خاصِ دیس" بود

سه هفته رو صرف شناسایی رسوم،گردش کار و طبقه بندی کردم

توصیف و شرح تمایز بین مواد کاری

و لوازم شخصی تقریباً غیرممکن بود

راستش رو بگم، خوشحال بودم که تمومش کردم

همم

خب من خبردار نبودم که به جز چیزهایی که در اختیار من بود

لوازم شخصی هم وجود داشت

به معنی عام کلمه نه

منظورم بافت هست

کاغذ؟

شاید بهتر باشه با "رودورا" صحبت کنی

... رودورا

اسپانسر کتاب هست

البته که پشتیبانی و اعتماد کاملش رو دارم

بافت توی پلاسمای خون منظورم هست

خون هنرمندش، گمونم

از اون برای خلق سایه ها و رنگ های سیاه مایل به قرمز استفاده کرده بود

توی هر اثری که روش کار کردیم، بود

این یک درخواست گستاخانه هست حتی با اینکه از طرف تو هست

من هدفتون رو از پس زدنِ ایده‌ی

ترتیب دادن نمایشگاه بازنگری کارهای "مینکینز" از بین همه کارهای بزرگش توی پاییز درک نمیکنم

ما الانش هم موافقت کردیم که "سپهر" رو

در ازای آوردن دوازده تا اثر "دیس" قرار بدیم

جدی میگم، گرچن... هم زشته هم احمقانه ... اگه میخواستی اینقدر

چیزمیزهای کلکسیونرت رو به خورد ما بدی تا ارزششون رو زیاد کنی

باید قبل از بسته‌شدن قرارداد "دیس" اینکارو میکردی

نه شب قبل از افتتاحیه نمایشگاه

من شنیدم که تو بازاریابی امیدزیادی به سیارکردن یک کلکسیون از "دیس" هست

حتی برآورد هم کردن

پس گمونم "اهرم فشارم" که در راهه چیز قابل توجهی هست

همم

قطعاً توی پاییز هیچ فضایی برای نمایش کارهای "مینکینز" نیست

... خب من قراره فردا با هیئت مدیرتون دیدار کنم

و پیشنهاد کاهش (بودجه) توی نمایشگاه آرتیست های نوظهور رو بدم

اونا بهرحال بلیتی نمیفروشن

مگه از روی جسدم رد بشی

گرچن؟

درست شده PR نسخه چاپی

و وسایل الکترونیکی هم نیمه‌شب فرستاده میشن

زود اینجا باشی

و منو هم مطلع کنی آدم مشهوری یا ستاره هنری چیزی اومد

اگه اشکال نداره، میخوام برم خونه

و چندساعتی بخوابم؟

نورپردازی "سپهر" درست شده؟

اره نورهای جانبی درست شده بهشون گفتم که روشن بذارنش

تا وقتی میخوای بری، ببینیشون

پس برو

!شب بخیر

! کمک

! کمک

الو

نه

کی؟

امروز صبح

یه جوری توش گیر کرده بود

یه جور عیب و نقص فنی داشت ... و گمونم

دستش رو کامل قطع کرد و اونم تا حد مرگ خونریزی کرد

وحشتناک بود

مسئولین حراست فکرمیکردن جزء دکوراسیون جدید هست

برای همین هم نمایشگاه رو باز کردن و گذاشتن مردم بیان داخل

تبلیغ "دیس" دیشب حسابی سروصدا راه انداخت

برای همین هم همه به اونجا رفتن

مردم همینجوری رد میشدن انگار اون جزوی از نمایشگاهه

بعد یک گروه از مدرسه اومدن

بچه ها فکر میکردن خون مصنوعی ـه

برای همین هم پا روش گذاشتن ... و اینور اونور پخشش کردن و

... کی میدونه این روند تا کی ادامه داشته

تا وقتیکه "کوکو" اومد تا برای نمایشگاه "دیز" با مطبوعات صحبت کنه

و بعد "گرچن" رو دید ! و از این رو به اون رو شد

هنوز پشت تلفنی؟

رودورا؟

من نمیفهمم

اول "برایسون" و بعد "جان" ... حالا هم گرچن

اینجا چه خبره؟

نمیدونم

ما تازه دیشب دیدیمش

... اونا در موزه رو بستن اما

شنیدم که نمایشگاه "دیس" حسابی سروصدا راه انداخته

هی..برو

اسم ما توی برنامه‌های "مومنتز" و "اینستاگرام" میدرخشه !حسابی سروصدا کرده

رودورا، هنوز اونجایی؟

شنیدی چی گفتم؟

آره

نمایشگاه "دیس" داره میترکونه

یکی دم در خونه ام هست باید برم

... تو

در مورد "گرچن" شنیدی؟

آره

! خدای من

باورت میشه؟ - باید بری -

نمیتونی همینجوری سر زده بیای اینجا

خب الان لازمه با یکی باشم فکرکنم تو هم همینطور باشی

چه خبره؟

شوخیت گرفته؟

من به وضوح گفتم که ما دیگه باهم تو رابطه نیستیم

گفتی قراره یه "استراحت" بدی به خودت

... حس تحسینی که نسبت به کارهات داشتم

کاملاً از بین رفت

هی، پسر من قصد نداشتم پا توی رابطه شما کنم.باشه؟

اون خودش گفت شما باهم بهم زدین

آره؟آره؟

حالا معلومه که چیز واقعی بین‌مون نیست

من هیچوقت واقعاً علاقه ام بهت شدید نبود

!اه

ما دیروز انتظارتون رو داشتیم

حتی نصف روز نمایشگاه رو به هوای شما تعطیل کردیم

فکرمیکردم "آرت‌وب" توی زمان‌بندی خیلی دقیق هستن

میدونم.ببخشید تقصیر منه

میدونم که مال قبل رونمایی هست

فقط درگیر یک سری مشکلات شخصی بودم

البته به خصوص مرگ "گرچن" در امروز صبح

... اگه وقت خوبی نیست - نه خوبه -

تموم شده

من نقدم رو مینویسم و امروز منتشرش میکنم

لیلیث ونلندینگهام" داره"

دنیا رو با نمایش های صوتی عظیمش به تسخیر در میاره

اون پارسال جایزه‌ی "نام جون پیک" رو بُرد اسم آخرین کارش "میستیکت" هست

همونجور که صحبت کردیم ما ترتیب دیدیم تا شما تنهایی نمایش رو تجربه کنید

اون رو ببین اونجا وایستاده

فقط چیزی که میدونه رو قبول میکنه

بدون شک یکی از بدترین نمایشگاه های تاریخ هنر معاصره

اثر به اثر، بعد از تایتانیک بزرگترین اتلافِ فولاد متعلق به اینه

این نمایشگاه دردناک باید با بولدوزر خراب بشه

از هایپ و تبلیغات پیرامون کار صرفنظر کنید و آخرین اثر اون به شدت کسل آوره

جدی میگم آقای میناتی من دارم با شما صحبت میکنم

به نظر هیچکس اطرافت نیست تا اینو بهت بگه بس کن

خرابش کن

این نمایش هیچ خصلت آبرومندی نداره ... هیچی به جز مایه ننگ

بهترین نکته نمایش گل رز فرانسوی هست که داده میشه

اثر بسیار زشتی هست و حتی کمی تهوع آوره

... از مرز حماقت و معصومیت گذشته

! برای زدن این حرف تا ابد ازت متنفرم

به طرز تنبلی، مخفی شده - بدجنس! فریب کار

! فریب کار

! مورف

قضاوت باید انجام بشه

این یک شکست تاریخی ـه

! مورف

ریکی بلین

نمونه‌ی بارز یک آدم ژستو هست که خودش رو پیشرفته جلوه میده

برای تاخیر عذر میخوام کامپیوتر ما خراب شده

الان شروع میکنیم

من چی شنیدم؟

هیچی این اتاق عایق صدا هست

... صد

صداها

من نمیدونم والا

میستیکت" یک سمفونی از آهنگ اصوات نهنگ هاست"

که در عمق 20هزارپایی زیر دریا در درازگودالِ "ماریانا" ضبط شده

آماده این؟

من یه چیزایی میبینم

یه چیزایی میشنوم

چیزهای غیرقابل توضیح

چیزهای غیر ممکن

... و اعتراف به این ماجرا سخته

از اونجاییکه من آدم معتقد و پای‌بند به زمان حال و این (دنیا) هستم

و اعتقادات بچه‌گونه رو انکار میکنم

اما واقعاً یه چیز خیلی عجیب داره اتفاق میفته

چه اتفاقی سر "برایسون" افتاد؟

به گفته‌ی پلیس ... اون یک تصادف داشته

و به سمت بیابون راه افتاده رفته گم شده

من با پلیس صحبت کردم

اونا ویدیوی دوربین مخفی از شبی که "برایسون" گم شد رو دارن

اون داشته چندین جعبه کار هنری توی وانت ـش میذاشته

باشه

چی توی اون جعبه ها بوده؟

و همه این قضایا چه ربطی به هم داره؟

! دیس

وضعیت ذهنی اون که عوض شده روح زجرکشیده اش، اون حالات ماه کوفتی

! نمیدونم چطور

این مرگ ها

گم شدن

... هر اتفاقی که الان داره میفته

همش مرتبط با کار هنری اونه

... یک روحی توش القا شده

از یک آرمان حیاتی بوجود اومده

یکم شبیه سبک "باروک" هست. فکرنمیکنی؟ *سبکی در معماری*

من اومدم اینجا تا بهت هشدار بدم - باشه -

میدونی چیه؟ این چندهفته خیلی گُه بوده

! اما به حرفای خودت گوش بده

من با مالکین ساختمون صحبت کردم تحقیق کردم

تعجب کردن

وقتی شنیدن کارهای "دیس" فروخته میشه

...ظاهراً

اون دستورالعمل واضح و پوست‌کنده ای داده که همه کارهاش نابود بشه

چی داری میگی؟ - کارهای "دیس" رو نفروش -

... یک کلکسیون با ارزش 8رقمی هست (ده میلیون دلار به بالا)

و میخوای به خاطر یک روح من اونارو نفروشم؟

من دارم یک مقاله در این مورد مینویسم

در مورد "دیس" ، گذشته‌اش، روش هاش هراتفاقی که افتاده

خب با این کار ، کار خودت رو نابود میکنی - بندازشون دور -

همش رو جمع کن

این کاری هست که من میکنم

همه چیزهای هنری خطرناک هستن، مورف

از زمان رونمایی خیلی وضع آشفته بازاری بوده

چیزی که تغییر کرده اینه که ما سنجش و ارزیابی جدیدی انجام دادیم و

فهمیدیم که خیلی در عرضه قیمت بالایی پیشنهاد دادیم

من براتون شش تا عکس از آثار "دیس" فرستادم *JPEG فرمت*

همشون موجود هستن و میتونین فوراً با قیمت ذکر شده خریداریشون کنید

و مطمئنیم که به شدت مورد تحسین شما واقع میشن

همشون...خب، عالیه

من مدارک رو میفرستم

باشه

توی "بازل" میبینمتون

چه خبره؟

مرحله اول فروش "دیس" رو بستیم چرا بیشتر داریم میفروشیم؟

مورف" منحرف شده و مصمم هست تا یک مقاله" بنویسه

...داره گم‌شدن بریسون

و مرگ "گرچن" و "جان" رو به کارهای "دیس" ربط میده

فکر میکنه اون نقاشی ها ... یه جور

روح رو انتقال میدن

روح؟

چه نوع روحی؟

من انواعش رو نمیدونم

خب یک داستان و مقاله مسخره بنویسه کی اهمیت میده؟

کالاهای پایدار که نمیفروشیم کار انتزاعی و هنری دلالی میکنیم

! خیلی ظریفه

به خریدارهات زنگ بزن ... قبل از اینکه نقدی منتشر کنه، هرچقدر میتونی کارهای "دیس" رو بفروش

نفر بعدی کیه؟ - روکسی" تو خط یک هست" -

هی عزیزم... برای این مزاحمت میشم که شاید دنبال کارهای با کیفیت موزه‌ای "دیس" باشی

ترجـمه از Ali.N EmJay & Azin.S

عزیزم اون ابریشم خام هست کفشاتو بردار

اینو باز کن

دست‌هاي قوي‌اي داري

تا حالا به اين نقاشي نگاه کردي؟

تا حالا متوجه چيزي درباره اين نقاشي شدي؟

اگه به طولاني بهش نگاه کني، حرکت ميکنه

زنده هست

همين الان فروختمش- چي؟من ميخريدمش-

پولش رو نداشتي

.اين نقاشي نباشه بهتره بهم اعتماد کن، دارم بهت لطف ميکنم

"بايد برم به خيابون "ترکشن

فکر کردم قراره امشب رو تو خونه باشیم- اره-

يک مشکلي پيش امده و من بايد همين امشب بهش رسيدگي کنم

داري من رو ميپيچوني

ميخوام تو هم باهام بياي

چرا مدام بهم زنگ ميزني؟

چرا؟

ما باهم بهم زديم، و تو رفتي يک مقاله نوشتي تا کاملا راه امرار معاش من رو نابود کني

من اينکار رو نکردم تا تلافي کنم

مشکل نقاشي‌هاي "ديس" ـه. فکر کنم هرکدوممون که ازشون سود برده در خطره

پس تو هم همينطوري يهو منتشرش کردي؟

خدايا. الان دارم ميخونمش

خبر داري که کاملا عقلت رو از دست دادي؟

ارزش دوست‌ها رو تا وقتي که نرفتن، نميفهميم

"هنوزم تو رو دوست خودم ميدونم "جوزفينا

!برو بمير و شماره منم گم کن

خيلي‌خب. باشه

سلام؟

مورف" هستم"

اوه سلام

جدول زماني افتاده جلو

دارم يک سري نقاشي رو ميبرم انبار و ميخوام فورا شهر رو ترک ميکنم

تا وقتي که نيستم يک دستيار پاره وقت اينجا لازم دارم

خب من در دسترسم- اره. ميتوني از امشب شروع کني؟-

اره فکر کنم بتونم. حتما

بايد کليد خونه و انبارم رو بهت بدم

يک چشم‌انداز در "مالهولند" هست "درست بعد از "کوهينگو

ميدونم کجاست- خوبه. اونجا ميبينمت-

اقاي "وندرولت" سلام

"منتشرش کردم، "کوکو

...و با اين مقاله من...من

دارم رو خودم بنزين ميريزم و کبريت روشن ميکنم

انتخاب ديگه‌اي ندارم

...براي من آشکار شده که

...يک قدرت بزرگتر وجود داره

يک موجوديتي که عهد بسته .. تا درکارهای ما

چطور عهد بسته؟

...تا

...نقض کنه

!قوانين نقض نشده رو

من ديوونه شدم؟

اوه نه از نظر من

من هر دوتا جسد رو پيدا کردم

با چراغ روشن ميخوابم

و علاوه بر اون اگه يک شغل ثابت پيدا نکنم

"بايد برگردم به "ميشيگان

بايد يک چيزي بهت بگم

چی؟

من دستيار شخصي "رودورا" بودم درسته؟ چک‌هاش رو ميديدم، تماس‌ها رو بهش وصل ميکردم

و فکر کنم بعضي‌وقتا فراموش ميکرد که منم روي خط هستم

بگو

...دوست‌پسر سابقت "اد"،امم

.براش کار ميکرد

ورزشش ميداد اون مربي شخصيه

نه

...نه، منظورم اينه

رودورا" به "اد" پول ميداد تا درباره نقدهات قبل از" انتشارشون بهش بگه

بهش ميگفت تو چي دوست داري قبل از اينکه نقدت رو ....منتشر کني

و اون براساس اونها خريد ميکرد

هنوزم کارم سرجاشه؟

اين کليد انبارم هست ميخوام هرچيزي که اونجاست فهرست بشه

باشه

ماشينم اون بيرون امنه؟

من از کجا بدونم؟

کجا رفتي؟

اين "بن"ـه کارهاي گروهي قبليم رو اداره ميکرد

سلام

خوبه. ميشه بريم؟

من ميمونم

اما من از اينجا خوشم نمياد

اره،دارم زمان موندنم رو تمدید میکنم

دارم گالري "رودورا" رو ترک ميکنم

نه اينکار رو نميکني

نميتونم اونجا باشم

ما برنامه يک نمايش مهم رو داريم تو چتي. بيا بريم

جدي ميگم

قراره حسابي موفق بشي

داريم هنرت رو جهاني ميکنيم

ميخواي بيخيال همچين چيزي بشي؟براي چي؟

براي وقت تلف کردن روي نقاشي‌هاي ديواري تو يک گاراژ غمگين؟

خدايا! هدف هنر چيه اگه کسي نبينتش؟

لعنتي

اره، يک ماشين راه ماشين من رو بسته ميخوام با يدک‌کش برده بشه

نميدونم

صبر کنيد

خيابان هفتم شماره 2057

منتظرم

سلام؟

من فقط منتظر ماشين يدک‌کش هستم

اوه خدا رو شکر

کسی هست؟

دمريش" داره ميره"

.عرضه‌کننده قبليش رو توي بار ديد و بهم گفت که داره برميگرده کار تمومه

خوش به حالش

منظورت چيه که خوش به حالش؟ داري درباره چي حرف ميزني؟

جوزفينا" خبر داري که "ديس" خواسته که تمام تمام اثارش" از بين بره؟

اين موضوع چيزي رو عوض ميکرد؟

ايا من از بين ميبردمشون؟

نه

اون استاد بود

"اوه خدايا. گوشي رو نگه دار "جوزفينا

"استلا"

استلا.استلا

استلا. لعنتي

تا حالا احساس نامرئي بودن داشتي؟

يکبار، من راه‌آهن ساختم

رودورا"؟"

رودورا"؟"

"بيا "استلا بيا

استلا" بيا"

بيا دختر خوب

بيا،استلا! لعنتي

!استلا

استلا

رودورا"؟"

اوه خداي من

اوه...

!اوه

نه نه! من متوجهم

من متوجهم

من نميتونم نجاتت بدم

خدايا باورم نميشه الان چه اتفاقي افتاد

جوزفينا؟الو؟

اوه

...کجا

! اه لعنتی

چي؟

چطور؟

تو انباري؟

فکر ميکنن چه اتفاقي افتاده؟

نه. من نميام

بايد برم

تلفن رو بردار

سلام. اره گرفتيمش

اثري از صاحبش نيست

ميبريمش مرکز

اره

همه چيز جمع شد

همه‌چيز؟

...همه عکس‌ها،نقاشي‌ها، کارت پستال‌ها

هر اثر هنري‌اي؟

اوهوم

بگو- کاملا خاليه-

چهل و هفت قطعه. همه چيز رو برديم

متشکرم

فرودگاه "لکس" .ترمينال پنج- باشه-

خيلي قشنگه- اره-

قيمتش چقدره؟

نميدونم. پنج دلار

اره

متشکرم

بفرماييد

مرسي- مراقب خودتون باشيد-

تـرجـمه و زیـرنویس از Ali.N EmJay & Azin.S

Ali1EmJay@gmail.com Telegram@Ali_EmJay

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.