Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
>>>>FARDADL >>>>تقدیم به نگاه دوستان خوش سلیقه
>>>>DSGN : برگردان از
-درود بر اتا -درود
-کشور آزاد باسک -درود
-درود بر کشور آزاد باسک -درود
تا پیروزی
ایستاده ایم تا پیروزی
ایستاده ایم تا پیروزی
ایستاده ایم تا پیروزی
-ایستاده ایم تا پیروزی -پلیسها قاتلند
پلیسها قاتلند
پلیسها قاتلند
پلیسها قاتلند
ایستاده ایم تا پیروزی
ایستاده ایم تا پیروزی
درود بر اتا
درود بر اتا
درود بر اتا
درود بر اتا
من از دستورالعمل هاشون اطلاع دارم چیزی که اتا به اعضای غیر رسمی خود ابلاغ کرده
اونها هرگز خودشون رو نمیکشن
...اونها دستور دارند که از هم همواره دفاع کنند
...خوانی داره برای آرامش روحش دعا میکنه، اما
...اونها محاصره شدن و نمیتونن
...خوزتسو افسرده شده
از تخت خوابش بیرون نمیاد
بالاخره که باید مغازه رو باز کنند امروز
باید بری بهش سر بزنی و روحیه بدی
خوانی به من گفت که اگه تو بری یه سر بزنی و بغلش کنی
- اون شاید به خودش بیاد - ...بی خیال، بی خیال
- ...اگه نمیتونی این کا رو در حق یه دوست انجام بدی - خوزتسو که دوست من نیست
باشه، حالا هر چی اگه دوست نداری نرو
باشه، من به خوانی میگم تو نمیری
باشه بابا، لعنتی، باشه فقط ساکت شو باشه، ساکت شو
لعنت بهشون، جوزتسو
خدا لعنتشون کنه
حدث میزدم که بیای
بیشتر به خاطر زن تو . خودمه
نمیدونم باید چی بگم
بالاخره یکی وجودشو داره که دروغ نگه
بیا اینور
اگه گشنه هستی هرچی خواستی میتونی از کانتر بر داری
- فقط من نون ندارم - زحمت نکش
همشون دروغ میگن خوسین
...پلیس ها، ناسیونالیست های چپی
همشون
هیچ موقع حقیقت رو نمیگن
...پلیس فرانسه یکی از روسای اتا را گرفته
و کلی اطلاعات بدست آورده
کلی آدم دستگیر کردن
جوکین فکر می کرد که میان می گیرنش
...دچار پارانوئید شده بود
و خوش رو کشت
مراسم خاکسپاری باید به روشی که آنها میگن باشه
...اونا پسرم رو گرفتن
و تبدیلش کردن به یه شماره میهنی دیگه
مرگ اون خیلی براشون مفید بود
تا اهداف سیاسی خودشون رو پیگیری کنن
مثل همه کشته های دیگه ازش سوء استفاده کردند
گوسفند دم تیغ، این چیزیه که اونها دنبالشن
واقعا ساده لوحانست
خوزه ماری هم همینطور
اول شستشوی مغزیشون میدن، بعد هم تفنگ میدن دستشون
و میگن حالا برو بکش
اون احمق ها هم فکر میکنن حالا که اسلحه دارن دیگه قهرمان شدن
...اونها کارشون، خانوادشون و دوستانشون رو ترک میکنن
و همه کار میکنن به خاطر چی، اون استثمارگرهای لعنتی
هرجا میرن پشت سرشون پر میشه از بیوه و یتیم
- این حرفها رو اینجا به این راحتی نگو - من هرچی دلم بخواد میگم
- به تکستو نگاه کن، هیچ کس باهاش حرف نمیزنه - تو باید بزنی، تو رفیقشی
- اونوقت همینکار رو با من میکنن - چه کشوری، پر از دروغگو و ترسو
جوسیان ، به من گوش کن و برو پسرت را پیدا کن
به این راحتیا هم نیست
اگر من میدونستم جوکین کجاست
میرفتم به پلیس میگفتم و الان یه پسر داشتم
زندانیش میکردن
و برام مهم نبود اگر نمیخواست با من صحبت کنه
تو زندان میشه زنده موند ولی تو قبر نه
عصر بخیر همانطور که انتظار می رفت،
خود کشی دیروزِ تروریست جوکین اتکسبسته بورگوس
امروز منجر به حوادثی در کشور باسک شده است
...و اعتراضات چپی های ناسیونالیست باسک
شما اونو کشتید ، حرومزاده ها
زود برگشتی
تو نستی حال جوستسو رو خوب کنی ؟
نه حتی یه ذره، ولی اون حال منم بد کرد
دیگه از من نخواه که برم ببینمش
من نمیتونم اینطوری ادامه بدم و منتظر باشم تا پلیس خوزه ماری رو بگیره
نمی توانم از دعای به درگاه سان ایگناسیو دست بردارم
که پلیس اونو بگیره
لبته فرانسویه نه اسپانیاییه (منظورش سان ایگناسیو هست، تو دعاشم نژاد پرسته)
...اینطوری حداقل یه مدتی میفته زندان و از دردسر دور میشه
و بعدش برمیگرد پیش خودمون
اگه من اینو میگفتم تو عصبانی میشدی
تو از احساس یه مادر چی میدونی ؟
تو از احساس پدر چی ؟
هدف باید از خونش دور باشه
بعد از این ماموریت، شما به زندگی نرمالتون بر میگردید
- نمیشه مهمات رو تو خونه نگه داریم - نه
باید حتما در جنگل باشه
که اگه ما رو دستگیر کردن بقیه رفقا بتونن ازش استفاده کنن
بیا بگیرش
و حالا ... ضربه محکمی بهشون میزنیم
سلام، دوتا لاته
بفرما اینم از این
ممنون
چی شد ؟ لعنتی، یه ماشین بیرون منفجر شد
نرو بیرون
داخل بمونید ممکنه دوباره منفجر بشه
همین جا بمون
آمبولانس یکی زنک بزنه به آمبولانس
- یکی زنگ بزنه برای آمبولانس - ای مادر به خطا ها
مادر به خطا
مادر به خطا
مادر به خطا
تو اینجا چیکار میکنی ؟
چراغ روشن نیست و سکه هم تو صندوق نیست
بزن بریم
- چه مشکلی داری ؟ - قلنج کلیه، اگه حرکت کنم بدتر میشه
کجا بودید ؟
- چراغ رو چرا روشن نکردی ؟ - چون خودمم به زور رسوندم خونه
کجات درد میکنه ؟
ما نمیتونیم بزاریم دکتری بیاد اینجا
ریسکشم زیاده اگه ببریمش بیرون
یه کار باید بکنیم. اگه بمیره که بدتره
یالا تکسوپو تحمل کن
بازش کن
بزن بریم
یالا
- یخ میزنه ؟ گوه نخور - برگرد به آپارتمان، یالا
اونجا بیمارستانه ؟
یه دختری اینجاست که داره از درد به خودش میپیچه
من نمیدونم، رو یه نیم کت توی باغ ساحلیه اونداررتا
عجله کنید
با دوچرخه کجا داری میری ؟ گفتن که احتمالا بارون میاد
میدونم، به خاطر همین اینو پوشیدم
تو دیگه 30 ساله نیستیا
پدر تو آدم شجاعی هستی
چیزی که امروز در مورد ما میگن به زودی در مورد شما هم خواهند گفت
اونها مرده اند
من یکم گل میخوام
اینایی که اینجاست
- بفرما - ممنونم
چه وعضشه بابا
- نگرانش نباش خوسین - چی ؟
تو نمیتونی سوار دوچرخت بشی داخل ولی میتونی دستت بگیریش
مطمئنی ؟ من که قفلم رو تو خونه گذاشتم
مشکلی نیست یالا بیا بریم
مطمئن نبودم که میایی
خوب حالا که اینجام
تو مرده قولتی
تو و دخترم قرار گذاشتید منم به قولم عمل کردم
منم امیدوارم تو هم به قولت عمل کنی و حرفی به میرن نزنی
میتونی مطمئن باشی
دخترت همیشه میگه که تو قلب مهربونی داری
تکستو از این گلها خوشش میاد
- ...خیله خوب، خیله خوب - و اون حسودیش خواهد شد
- از اینکه داری دوچرخه سواری میکنی - بس کن
اوه ، من فکر کردم این رو به عنوان ادای احترام آوردی
...سالها منتظر بودم که اون به شهر خودمون منتقل بشه ، اما
اما جرات نکردیم چون ممکن بود دوباره ازون نوشته ها رو قبرش بنویسن
نمیخوای اونچه که به من تو راه گفتی رو براش بگی ؟
فکر کردم برای همین اومدی
- میشه یه لحظه به من اجازه بدی، لطفا ؟ - بله
در 58 سالگی مرد
- من دیگه باید برم - الان ؟ چه زود ؟
اوکی، اوکی، باشه مشکلی نیست
خوسیان، واقعا برای من خیلی تفاوت داشت که تو اومدی
سرطان دهانه رحم، از نوع پیشرفته
چقدر دیگه زمان داره ؟
طبق گفته دکتر آروآبارارنا ماکزیمم سه ماه
خودش میدونه ؟
آروآبارارنا هنوز باهاش حرف نزده
اون فکر میکنه اگر ما بهش بگیم بهتره
من باید بیشتر اصرار میکردم که اون زودتر معاینه بشه
نمیخواد خودتو شکنجه کنی. من مطمئنم مامان بیشتر از اونچه که نشون میده میدونه
من روز تشییع جنازه به پدر قول داده بودم
اما نتونستم انجامش بدم
به زودی همه یادشون میره چه اتفاقاتی افتاده
رسم روزگار همینه
- در آخر هممون فراموش میشیم - میدونم
اما ما نباید یادمون بره
ما نه
تروریستهایی به نام جوزه ماریا گارمندیا اوزکودون
و کارلوس واسکز تیزیرو به اسم مستعار پاتسو از گالیسیا
با یک عضو دیگر سازمانی تشکیل داده اند
که معروف به نام کماندوهای اوریو شده
از دیروز آنها در لیست تحت تعقیب ترین تروریستها قرار گرفته اند
- که نیروهای انتظامی به دنبال آنها هستند - خدای من
این گروه عاملان چند حمله
از جمله تاجری به نام رامیرو گوارا اورتیز
که در میخانه خود به ضرب گلوله کشته شد وکسی که اتا را متهم به قاچاق مواد مخدر کرد
و همچنین افسر گارد ملی خوزه مانوئل رودریگز سانچز ،
که توسط بمب گذاری در ماشین خودش کشته شد
همچنین کماندو های اوریو مسئول قتل
خسوس ماری لرتکسوندی آلتونا (تکستو و همچنین سرقت های مختلف وسایل نقلیه
و سرقت بانک در تابستان قبل از رنتاریا خواهند بود
- بله ؟ - سلام پدر منم گوشی رو بده مامان
آرانتسزا
دروغه، همش دروغه
پلیسها و دولت اسپانیا دارن دروغ میگن
و تلویزیون هم همینطور چون تلویزیون اونهاست
- تمام این خبرها دروغه - مامان، به من گوش کن
بابا چطوره ؟ خودت چطوری ؟
چطور میخوای باشیم ؟
من پسرم رو میشناسم
و میدونم که خوزه ماری قاتل نیست (آره جون عمت)
دروغه، دروغه، عوضیا
حالا میخوان اونو بگیرن، بعدشم اونو میکشن
چون همه تقصیرها رو انداختن گردن اون
اونو میکشن میندازن کنار جاده مثل اون یکی پسره دروغگو های عوضی
قاتلهای فاشیست، اونها رو میکشن
- مامان - آره، آره منم دیدم
برای همینم زنگ زدم ...نمیتونم باور کنم که پدر
- که اون این کار رو کرده باشه - میدونم، میدونم
فکر میکنی خواهرت هم اینو دیده ؟ نمیدونم تلویزیون داره یا نه
اون احتمالا دیده اما اون الان امتحان داره
باشه، من با مغازه زیر خونش تماس میگیرم و بلافاصله بهش میگم
آره، زنگ بزن
ببینم آیا تو زن دیگه ای رو مثل من تو آلمان دوست داشتی اینطوری ؟
نمیفهمم
مهم نیست
تو خیلی داغی
من خیلی خوش شانسم
خیلی خوش شانس
چقدر بده که مجبوری برگردی
میای به من سر بزنی ؟
معلومه عشقم، نمیزارم از دستم دربری
به محظ اینکه امتحاناتم تموم بشه
آره، بیا
من به خدا ایمان میشم
دارم، تو گفتی میشم
من به ... خدا ... ایمان دارم
و تو چی ؟
من نمیدونم، ولی از اونجا که میخوام بیام آلمان زندگی کنم
مثل تو لوتری خواهم بود
بیا ببینم
- تبریک میگم - ممنونم
- خیلی خوشحال شدم ممنونم ازت - قابلت رو نداره
...گلها برای تولدت هست اما این
به خاطر بارداریته
- من بالاخره قراره دایی بشم - بله
- مبارکه - مررسی
کی بهت گفت ؟
باباف مامان البته خوب
خیلی دهن لقن بهشون گفتم میخوام خودم بگم بهت
- یالا بازش کن - به هر حال ... اوکی
کتاب خودته ؟
- خیلی ممنونم، هیجان زده شدم - چقدر خوب
تقدیمش کن به خواهر زادت من میرم گلها رو بزارم تو آب
اوکی، اما چجوری ؟ اسمی مگه انتخاب کردی براش ؟
- آره، "پس دادن - بیخیال، جدی
اندیکا یا آیتور یکی ازین دوتا
- من اندیکا رو بیشتر دوست دارم - واقعا ؟
- آره - ...اوکی
- پس شد اندیکا هان ؟ - آره دیگه اندیکا
- من دارم مینویسم برای اندیکا - ادامه بده
تازه این اولین تقدیم کتابم هست
بزار ببینم
خبرهای در مورد خوزه ماری رو شنیدی ؟
نمیدونم چنتا قتل رو انداختن گردنش، از جملخ تکستو رو
تکستو رو
امیدوارم بگیرنش تا دیگه درگیر جنایات دیگه ای نشه
فکر کنم درگیر کارهای زیادی شده بشه
یه زن از شهر زنگ زده بود به من تبریک میگفت بابتش
منم هرچی فحش بود بهش دادم
- من بلافاصله با مامان و بابا تماس گرفتم - و ؟
...مامان خیلی عصبانی بود و کلی چرت و پرت گفت
همه اون بنرها و تبلیغاتشون رو حفظ کرده
اون از پسرش دفاع میکنه
منم جاش بودم شاید همین کار رو میکردم
- بابا هم که ساکت بود، مثل همیشه - معلومه البته
حداقل دور و بر خوزه ماری نیست و میتونه روزنامه باسک رو بخونه
- برای من نامه مینویسی ؟ - بی وقفه
به محظ اینکه امتحاناتم تموم بشه و مدرکم رو بگیرم، میام میبینمت
...دوست دارم خیلی خیلی زیاد
کلاوس
- کلاوس بجنب عجله کن - نرو
نه، نه، نه نرو
دوست دارم
چه خبر ، "آراگونیت"؟ میدونستی چشات سگ داره
سلام خوزه کارلوس
مشغول چه کاری هستی ؟
درگیر امتحانات
باشه، ولی باید یکمم استراحت بدی به خودت درسته ؟
بریم با هم یکم وقت بگذرونیم ؟
امشب رو با هم بچرخیم
دلم برات تنگ شده
من میخوام تو بقلم لِهِش کنم
میخوام لِهِش کنم
- هی، قبول شدی ؟ - آره، لعنتی فارغ التحصیل شدم
- بعدا میبینمت - موفق باشی
پدر، همون کاری رو که خواستی رو انجام دادم
الان دیگه آزادم
این دیگه آخریشه
- بدش به من - بفرما
در رو باز کن
مامان خیلی نگرانت بود که هنوز برنگشتی
قبل از اینکه برگردم باید چنتا کار رو ردیف میکردم
فهمیدم، کارهای دانشگاهی
کارهای قلبی، کوله پشتی رو بده به من
من نمیخوام تو سن سباستین بمونم
دارم میرم آلمان
نمیای
مامان میدونه
...فغلا فقط تو میدونی
من نگرانم چون مامان خیلی تنهاست
بهت گفته بودم که اون شروع کرده به رفتن به قبرستان و صحبت با قبر بابا
برای این میره که اونجا هزینه ای نداره
اون خیلی هیجان زدست که تو داری یه وکیل میشی. بهت گفته ؟
از قانون متنفرم
خوب ، منم برای تفریح به بیمارستان نمی رم.
- ما باید از یجایی پول درآریم - آره ولی چه ربطی داره
در ضمن من آینده ام رو دور از اینجا میبینم ...من با یه کسی آشنا شدم
من میخوام سعیم رو بکنم که ببینم آیا با اون میشه
- به نظر خیلی خوشحال میای - این اذیتت میکنه ؟
به هیچ وجه
من فقط میگم سعی کن به فکر مامان هم باشی اون زمان سختی رو داره پشت سر میزاره
میتونم یه سوال ازت بپرسم ؟
البته
- ...از وقتی پدر مرده - اون نمرده بلکه کشتنش
- چه فرقی داره - برای من خیلی فرق میکنه
از وقتی اون کشته شد تو اصلا خندیدی ؟
شاید، یادم نیست
چرا داری از خوشبختی فرار میکنی ؟
من نمیدونم خوشبختی چیه
شاید این علمیه که تو بدستش آوردی به نظر که متخصص میای
اما من نه، من فقط روی زنده موندن تمرکز دارم
من کارم رو انجام میدم و مواظب مامان هستم
- تو نمیتونی از حرف زدن در مورد مامان دست برداری - من فقط نگرانم
چه پسر خوبی من اما برخلاف تو خیلی خوب نیستم
- داری میگی که من اهمیت نمیدم ؟ - نه، نه
کسی طلبکار نیست
یا مجبورت نکرده، بابت این چیزا هم نگران نباش
کمی قبل از ساعت 10 صبح ، صد گارد مدنی
خیابان مورلانز را بستند
و تپه های اطراف آن را
همسایه ها گزارش کردند حدود ساعت 5 صبح
صدای شلیک ومسلسل به گوش رسیده است
این عملیات همچنان امه درد ...به گفته منابع نزدیک
- چی شده ؟ - ساکت باش
...ساختمان سه طبقه ای را محاصره کردند
شماره 53 در خیابان تولارکس
گارد مدنی تأیید کرده است
سه عضو اتا با عنوان فرماندهیه دونستی
که هویت آنان نا شناخته است
بعد از یک درگیری مسلحانه با مأموران گارد مدنی
در محله مورلان کشته شده اند
که بیش از چهار ساعت طول کشید.
خدا لعنتتون کنه
- آونها سراغ ما هم میان - ما با اونها کاری نداشتیم
ما اصلا همدیگر رو نمیشناختیم ما که پشتیبان اونها نیستیم
- چی ؟ - من چیزی نمیبینم
ممکنه که یه لینک مشترک داشتیم
ما در کوه ایگِلدو پنهان خواهیم شد تکسوپو تو بمون، ما فردا بر میگردیم
- چرا باید بمونه ؟ - چون اونا چیزی در موردش نمیدونن
- اما ما میریم و اون میتونه ما رو مطلع کنه - فکر خوبیه
- اگه دوباره قلنج کلیه کنه چی ؟ - چرا چرت و پرت میگی
بجنب
من مطمئن هستم که گارد مدنی سعی میکنه که به ما برسه.
تو مبتلا به پرانویا شدی ؟
امروز یه پسر رو برای بار دوم تو آسانسور دیدم
من به تصادف اعتقادی ندارم
به مورلانز نگاه کن
شرط می بندم که همه چی به صورت اتفاقی شروع شده و حالا نتیجش رو ببین
اونها اینطوری این کا ر رو انجام میدن، پاتسو دیگه نمیخواد در موردش فکر کنی
لعنتی، چقدر قشنگه
اگر باد دود رو از بین ببره ما بهتر میتونیم آون رو ببینیم
...چقدر بده که اینقدر دود هست کاشکی باد ببردشون
- من میرم تو تخت - نمیخوای تا آخرش بمونی ؟
مامان
من دارم میرم، مامان
خداحافظ
قطار به مقصد برلین حرکت ساعت 4 بعد از ظهر
سکوی شماره 2
سلام
واگن شماره 2
اسمش چیه ؟
کلاوس دیاتر
کلاوس دیاتر ؟
...قطار به مقصد برلین، حرکت ساعته
کاشکی میزاشتی بهش بگم که دارم میرم آلمان
نباید چیزی بهش بگی،میخوام خودم براش بنویسم
دفعه بعد اصلا به من نگو، دوست ندارم چیزی رو از مامان پنهان کنم
منو بد جلوه دادی
دیشب خیلی بحث کردیم ، اون حتی باهام خداحافظی هم نکرد
من به اندازه کافی بزرگ شدم
من کاملا می دونم کجا دارم میرم و چرا
من اینجا هیچ دوستی ندارم، میخوای من چی کار کنم ؟ تنهایی بپوسم ؟
با مامان زندگی کنم ؟
روزهای یکشنبه مرغ سوخاری بوخوریم و کمی اشک برای دسر؟
دیگه بی انصافی نکن
تو باید بری ببین چه چیزی رو پشت سرت داری میزاری ؟
یه خانواده از هم پاشیده، یه پدر کشته شده
تو و مامان اینجا بمونید
اما بابا نه، من پدرم رو هرجا برم با خودم میبرم
- کسی دنبالت میاد اونور تو ایستگاه - البته
یه نامه بفرست که ما هم آدرست رو داشته باشیم
و اگه به هر چیزی احتیاج داشتی، یا مدارکی خواستی، به خودم بگو
نِرِآ نوشتن نامه برای مادر رو فراموش نکنی و یه زنگ هم به او بزن
خدافظ خواهر کوچولو
خدافظ
قطار به مقصد برلین
ساعت 4 بعد از ظهر سکوی شماره 2 را ترک میکند
اوه لعنتی
پاسپورت
کلاوس دیاتر
کلاوس
اون دوست پسر منه و تو کی هستی ؟
فکر کردم که اون دوست پسر منه
متاسفم
به ولفگانگ زنگ میزنم
اون یه اتاق برای تو داره، اوکی ؟ وایسا
تو میتونی همش روبرای خودت نگه داری، دختر کلا مال تو
... پدر
پدر
سر سازمان تروریستی ایتا از بدن جدا شد
امروز عصر ، نزدیک بیاریتز پلیس طی یک عملیات بی سابقه
توانست فرد شماره یک اتا را دستگیر کند
همچنین سه نفر از نزدیکترین همکارانش دستگیر شدند
عصر بخیر طبق ادعای پلیس فرانسه
آنها توانسته اند طی یک عملیات بزرگ
تعداد ده شبه نظامی گروه اتا را دستگیر کنند
به گفته وزیر امور داخلی فرانسه
این دستگیری ها یک موفقیت بزرگ برای پلیس فرانسه
در آستانه بازیهای المپیک بارسلونا است
...اما وزیر امور داخلی اسپانیا
اتا دیگر هرگز مانند گذشته نخواهد بود
...من دو هفته رو در کشور باسک فرانسه گذروندم و
- الان چه کسی مسئول هست ؟ - چند نفر از آونها ، اما هیچکدوم موافق نمیشن
- اونها به تو دستور عملی دادن ؟ - اونها کاملا باختن
چه مرگت شده ؟
پدرم خیلی مریض شده
فکر نکنم خیلی دووم بیاره
از کجا شنیدی ؟
نشنیدم، رفتم دیدنش
خدا لعنتت کنه تو یه احمق کودنی
-مگه چی کار کردم، اون پدرمه ؟ - تو کودنی مگه ؟
- منظورت اینه که من نباید ...؟ - اگه تعقیبت کرده باشن چی ؟
- بی حرکت - همه بخوابید رو زمین
- ارو زمین - گفتم بخواب لعنتی
تکون نخور
>>>>FARDADL fdlhd.site
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.