Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
(لی سونگی)
(لی هی جون)
(پارک جو هیون، کیونگ سو جین)
(موش: شکارچی)
یه روز آفتابی، هفده اکتبر
شکمِ یه خرگوشُ باز کردم
...کنجکاو بودم که
چاقه یا حاملهست
یه روز ابری، هجده اکتبر
همین الان برگرد خونه
نمیدونستم پاره کردن شکم خرگوش دلیلی واسه تنبیه شدنه
وقت غذاست
بخاطر همین توی آکواریوم آمونیاک ریختم
هیونگ اون چیه؟
آمونیاک
اگه اینو برای ماهیا بریزم میمیرن
میمیرن؟
اینکارُ نکن- برو کنار-
بابا خیلی اونو دوست داره
بخاطر همین دارم میکشمش
ماهی گناه داره
چیزی که بیشتر از این ماهیِ طلایی ...برای بابا دوستداشتنی تره
خوشحالی؟- چوکوئِه-
اونجا رو ببین
چه خبره- چیشده؟-
کی تونسته همچین کاری بکنه؟- نمیدونم-
یه روز آفتابی، نوزده اکتبر
جه مین، منو لو داد
خبرچینا باید تنبیه بشن
بخاطر همین من تنبیهش کردم
یه روز ابری، بیست اکتبر
مامانم داشت منو میکشت
گفت هیولاهایی مثل من باید بمیرن
بیستویک اکتبر، روزیکه رعدوبرق میزد
برای اولین بار توی عمرم به درگاه خدا دعا کردم
که نذاره تبدیل به یه هیولا بشم
بیستونُه اکتبر، یه روز آفتابی
...تصمیم گرفتم از امروز به بعد روی صورتم ماسک بذارم
و تظاهر کنم که بهترین و مهربونترین بچه توی دنیام
جونگ باروم، اسمیه که ازش خوشم میاد
(جونگ جه هون)
(جونگ باروم)
یازده نوامبر
خدا دعاهامُ برآورده نکرد
آخرش من یه قاتل شدم
(موش: شکارچی)
اولین قتلم ناشیانه بود
یادمه که برام زحمت زیادی داشت
...ولی حس شوق و هیجان اونروز
هیچوقت از ذهنم پاک نشد
(انجیل مقدس)
(انجیل مقدس)
حالا
تصمیم گرفتم که خودم خدا باشم
(تصمیم گرفتم که خودم خدا باشم)
آدمایی که تنبل نیستن، حریص نیستن
کساییکه طمع ندارن، متکبر نیستن
اوناییکه پرخور نیستن، عصبانی نمیشن
و اوناییکه که حسادت نمیکنن
این هفت گناهِ کبیره ایِ که من انتخاب کردم
من اینجور آدما رو مجازات میکنم
(پارک جونگ هو)
هی، هی
برای پارک جونگ هو این صرفا کافی میکسِ مورد علاقش نبود
چیزی بود که باهاش میتونست جلوی خواب آلودگیشُ بگیره
(کسی که تنبل نیست)
(پارک جونگ هو، کسی که تنبل نیست)
(کیم سونگ گیو)
(کسی که حریص نیست)
(اسم کتاب داستان: تبر طلایی، تبر نقرهای)
(ابتدای مسیر گومچون وان دونگ)
(بیون سون یونگ)
(کسی که طمع نداره)
(اسم کتاب داستان: شنل قرمزی)
من شکارچی ام
اینجوری به دنیا اومدم
قشنگ میتونی ببینی دیگه؟
یه کم دیگه ببریم، بعد استراحت کنیم
خیلی سنگینه
وقتی چرخ داره چرا باید بلندش کنیم؟
بخاطر همین چرخاشه اتفاقا
اگه بخاطر سنگای روی زمین خراب بشن
بعدا نمایش خراب میشه
معذرت میخوام- بیا یکم استراحت کنیم-
اون مَرده اس، شکارچی سر
دقیقا مثل ما به نظر میرسه
پس فکر میکردی قراره شبیه تانوس باشه؟ (تانوس: یه شخصیت خیالی خیلی شرور)
تو میگی که یه هیولا درونش زندگی میکنه
ما همدیگه رو تو کلاس دهم دیدیم؟
ما همکلاسی بودیم و روی یه نیمکت میشستیم
...از اون موقع حواسم بهت بوده
ولی تو زیادی فروتنی
هر کار خوبی که میکردی به اسمِ من تموم میشد
یعنی میگی که این موضوع داره تورو اذیت میکنه؟
خوب پس، من به اذیت کردنت ادامه میدم
از همون موقع به این مسئله فکر میکردم
به چی؟
میخوام تورو قضاوت کنم
چرا؟
آدمایی که غرور ندارن، گناهکارن پلشت
(نا چی کوک)
(آدمی بدون غرور)
(نا چی کوک)
نگاش کن- چیه؟-
چیشده؟- چه خبره؟-
دور شید- اون مُرده-
!چی کوک
!لطفا یکی بیاد کمک
بهم یه نخ و سوزن بدید
چی؟
ایش، گرفتاری شدما
چرا این یارو خودشو انداخت وسط؟
مردتیکه چقدر خوش شانسه
مادرجون، لطفا برید استراحتگاه و یکم استراحت کنید
عجله کنید، چند روزه چشم رو هم نداشتید
اشکال نداره، خودم انجامش میدم
نه، من انجام میدم.خودم اینجا میمونم
ممنونم. باروم جان
...چی کوک ممکنه اینجوری رو تخت افتاده باشه
ولی مطمئنم ازت ممنونه
دلسرد نشید
باشه
برید و یکم استراحت کنید
میام و بهتون زنگ میزنم
اینم یجورایی هیجان داره
مگه نه چی کوک؟
بهوش نیا
...بهوش نیای واست بهتره
اگه نمیخوای دوباره مثلِ بدبختا بکشمت
کارآگاه کو- چرا سر پُستت نیستی؟-
...مادر چی کوک یکم رفت استراحت کنه
واسه همین من و دونگ گو هروقت وقت کنیم میایم اینجا
میگن وقتی داشته از خودش دفاع میکرده یارو انگشتشو قطع کرده
دو تا بند انگشتش رو قطع کردن و یکی رو تونستن نگه دارن
یکیشو خیلی دیر پیدا کردیم
دیگه نمیشد پیوندش بزنن
...چرا اون باید ساعت چی کوک رو بهمون نشون بده
و اجازه بده که پلیس بهش نزدیک بشه؟
همونو بگو
...حتی تو اين لحظه هم
اون در پی شکاره، دنبال طعمه میگرده
...من تو وضعیت خوبی نیستم
واسه همین تصمیم گرفتم که امروز یه طعمه ی آسون رو انتخاب کنم
...یه طعمه با یه بدن ریزه میزه
که حتی تو یه نگاه، ضعیف به نظر میاد
این یه طعمه ی ایده آله
(چو می جونگ، آدمی بدون شکمپرستی)
(روباه و انگور ها)
دستکش های سونگ سو هو
حلقه ی بیون سون یونگ
اون مرد بیخانمان، یه کفشش نبود، درسته؟
واسه من طبیعی بود که قلبی پر از خشم و غضب داشته باشم
...ولی من مطمئنم که اون خشم و غضب
بهم قدرت ادامه دادن داد و کمک کرد که جون سالم به در ببرم
...هرچند، موقعی که تصمیم گرفتم ببخشمش
همه چی عوض شد
به خودم گفتم که به خاطر برادرکوچکترم، هرروز سخت تر زندگی میکنم
...روزی که به هان سو جون گفتم که بخشیدمش
واقعاً خیلی سبک شدم
...اولین روزی بود که
تونستم توی آرامش بخوابم
پدر کو مو وون، کسیکه ...نسبتا در سن بالا، الهیات خوند
...دادخواست داد و خواست که به هان سو جون
حکم اعدام داده نشود
بخشش، باعث نجات و رستگاری اون میشه
پدر روحانی
سلام- افسر جونگ-
چی شده؟ چرا خواستی اینجا همدیگه رو ببینیم؟
...خب
...داشتم به این فکر میکردم که یکی رو یه جای دور بفرستم
خواستم نظرِ شما رو هم بدونم
یکی رو به یه جای دور بفرستی؟
نمی دونم می ره یا نه
موندم جواب چیه
همونو بگو، وقتی هم نمونده
اگه نتونن جواب درستو پیدا نکنن قاتل بچه رو می کشه
نگفتم بچه رو میکشم
...گفتم میکشمش
ولی نگفتم بچه رو
درست حدس زدی
تویی
(خیابان گودونگ 45-356، کلیسای گودنگ بسته است)
(من قادر مطلقم)
(من قادر مطلقم)
(من قادر مطلقم)
(کو مو وون، کسی که خشمگین نبود)
هان کوک از پدرت بخاطر اینکه ولت کرده متنفر نیستی؟
نه ازش متنفر نیستم
مطمئنم بابام هم دلایل خودشو داشته
ما که نمیدونیم شاید بابات الان داره تلویزیونُ میبینه
چیزی هست که بخوای بهش بگی
بابا
دلم برات تنگ شده
عاشقتم
اگه پدرتو پیدا کنی اولین کاری که باهاش می کنی چیه؟
میرم شهربازی، می خوام باهاش برم شهربازی
خیلی خب، نفر بعدی که می خوام قضاوتش کنم تویی
هان کوک قوی بمون
070...
مامان - چی شده؟ -
می شه واسم نونِ گات من بخری؟
گشنه امه
یکم دیگه طاقت بیار
آدمای ایستگاه پخش گفتن برامون غذا می خرن
خانم، میشه یه لحظه بیاید اینجا؟
بله
همین جا بمون الان بر می گردم
"الاغِ اون کار رو کرد و زمین افتاد"
"وقتی داشت می افتاد"
"کل بدنشو کبود کرد"
خوش مزه است؟ - پسر خوب -
بازم بخور
تو می تونستی جای اون باشی
ولی اون پسر جای تورو گرفته
نظرت چیه؟ ازش متنفر نیستی؟
نمی خوای بمیره؟
بگو. اعتراف کن که بهش حسودیت می شه
یالا
از اونجایی که جواب نمی دادی آوردمش اینجا
اینکه رو در رو ببینیش چه حسی داره؟
یه پسر خوب هیچ وقت دروغ نمی گه
خیلی وحشتناک ازش متنفری، نه؟
فقط لب تر کن
تا منم از شرش خلاص شم
بهش حسودی نمی کنم
حالا لطفا زود بفرستش خونهش
...کسایی که غبطه نخوردن یا حسادت نکردن
گناهکارن
آجوشی دلم برات می سوزه
(کیم هان کوک، کسی که حسادت نکرد)
(کیم هان کوک، کسی که حسادت نکرد)
شونزده نوامبر
...ماسک زدن
خیلی آزاردهنده و روی مخه
فکر نکنم افسر جونگ مناسب این کار باشه
همینو بگو
ولی بنظرت این گربه رو همون یارو کشته؟
دندون نداره
به نظر میاد یه چندوقتی هست که مرده
افسر جونگ؟ - بله؟ -
عجبا
این جور که یه گربه مرده رو می بینی بهم می ریزی
یه جنازه ببینی که غش می کنی
متاسفم. بیشتر تلاش می کنم
این طور نمی شه
یه چندتا آگهی توی کابینت دفتر مونده
...زود باش برو اونارو
توی محله بچسبون
مثل اون حیوونه تنبل می مونی
!دِ یالا
بله قربان
هیچ نگاهِ ساعت کردی؟
گفتی میری کتابخونه ولی عوضش رفتی کامیک فروشی؟
(کامیک فروشی بیست و چهار ساعته رائون)
به تو چه
دستت چطوره؟ بهتر شده؟
چرا دستت انقد سرده؟
سرت به تنت زیادی کرده؟
اینجوری نمیشه، بیا
کجا؟
فقط بیا - کجا میبریم؟ ولم کن -
نمیشه بی سر و صدا بیای دنبالم؟
!ولم کن. عقلتو از دست دادی؟ هی
چرا نمیخوری؟ بخور دیگه
غذای گرم کمک میکنه دمای بدنت بره بالا
بخور
افسر جونگ - افسر جونگ اسم کوچیک داره بخدا-
یا همون بهم بگو اوپا باروم
من میتونم باهات ازدواج کنم افسر جونگ؟
برات زنِ خوبی میشم
....آشپزیم خوبه
خوب میشه یعنی
تمیزکردن خونه رو هم بلدم
اگه بگی برم سرِکار، پول هم درمیارم
هرچند که لایقت نیستم
تو...تو چیزیت...چیزیت شده؟
چیزی نشده. فقط سوالمو جواب بده
...تو
تو مثل یه خواهر کوچیکتری برام
زود غذاتو بخور
مزخرف ترین راه واسه رد کردن یه دختر
بونگ یی. صبر کن بونگ یی
!بونگ یی
!بونگ یی
دخترِ خُل شده
(انجمن هنرهای رزمی کره ای)
الو؟
سلام افسر جونگ باروم هستم
بله قربان
اونموقع انگشتِ قطع شده نا چیکوک رو
احیاناً تحویل ندادی؟
عاها اون، احتمالا هنوز بیمارستان دارتش
فکر کردم شاید دی ان ای متهم رو داشته باشه
واسه همین ازشون خواستم نگهش داره
...تیم بررسی شواهد میگه اون جزو مدارک حساب میشه
میخواد یه نگاهی بهش بندازه، سریع بیارش
همین الان میپرسم ازشون
ای بابا. خانوم یکم آروم تر حرکت کنید
میتونید تکون بدید؟
نه درد داره
باشه
فکر نمیکنم استخونتون شکسته باشه. به نظرم فقط کشیدگی ماهیچهس
اینجا هم زخم شده
ای بابا. اگه درمان نشه چرک میکنه
ای بابا. دارید قلبمو میشکنید
یکم میسوزه ها
بامزه نیست؟ - آره -
گات منه. خیلی معروفه
بچه ها خیلی دوسش دارن
اگه اینو بزنید
بین در و همسایه رو مد ترین آدم، میشید
چی؟ یه بز قراره منو چی چی کنه؟
گفتی مدل چی چی میشم؟
از الان به بعد من میرم
چی؟ کجا؟
روزای بارونی خودم میرم دنبال بونگ یی
پس شما فقط بمون تو خونه
ای بابا. نمیشه که بذارم این کارو بکنی
بیکار که نیستی کلی سرت شلوغه
وای نه اصلا
نگهداری از ساکنین کارِ منه
بونگ یی هم یکی از ساکنینه. شما هم همینطور
....اینطوریه؟ پس میشه لطف کنی و
تا وقتی پاهام خوب نشده زحمتشو بکشی؟
حتما
بعضی وقتا، بالبداهه میرم شکار
....مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. لطفا
قاتلی که توی تلویزیون بود رو دیدم
چیکار کنم؟
من که اینجام. راجع به کی داره حرف میزنه؟
پیرزن خرفت
شما یک پیغام صوتی دارید
چرا گوشیتو جواب نمیدی؟
...خدایا. افسر جونگ چون خودم ترسیدم
نمیتونم به پلیس زنگ بزنم
جلوی ایستگاه اتوبوس یه مغازه هست اونجا وایسادما
یه عکس دارم
عکس؟ چی میگه؟
(مغازهی اصلی فتی)
مامان بزرگ؟
خانوم؟
مامان بزرگ؟
مامان بزرگ؟
مامان بزرگ؟
خانوم؟
اینجایید؟
مامان بزرگ؟
مامان بزرگ؟
نه
پیرزن بدبخت چیزیو دید که نباید میدید
و اینطوری شد که شکارش کردم
بچه ی من
...تو دیگه
لعنتی
نباید بسوزه
باید بچمو نجات بدم
...بونگ یی من
عزیزم
باید نجاتش بدم
چیشده؟ - وای خدای من -
[WeTV Ver] E02 tvN 'Mouse - The Predator' "شکارچی، قسمت دوم" ::::::::: آيـــ(مـوش)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(خانومی هفتاد ساله در روستای گودونگ به قتل رسیده)
منو دید ولی گزارش نداد
اون کیه؟
مطمئنم منو دید
اون عکس
یعنی دیده آدمارو میکشم
کجاست؟
چیشده؟
باید وضعیت بیمار رو تثبیت کنیم
لطفا برید - برید کنار -
گفتم چیشده؟
بخاطر من بود
اگه جواب تلفنشو میدادم
به خودت بیا. منو نگاه کن
دِ میگم نگام کن
هرچیزی که دیدی با جزئیات کامل توضیح بده بهم
اینطوری میتونیم اون عوضی رو گیرش بیاریم، باشه؟
شنیدم مامان بزرگ رو دفن کردی
میتونستی جسدو بسوزونی. حتما گرون از اب دراومده
والدینم...خاکسترشونو تو دریا ریختم
پس وقتی دلم گریه میخواد جایی رو ندارم
...میترسیدی
وقتی دلتنگ مامان بزرگ بشم، جایی واسه رفتن نداشته باشم؟
الکل نمیخوره
نه
...مامان بزرگ من
عاشق شراب برنج بود
مامان بزرگ
مامانبزرگ. من.... من متاسفم
واقعا متاسفم
ببخشید
کارم اینجا تموم شد
حالا برم اون عوضی رو از لونه اش بکشم بیرون
خوشبختانه، در محل قتل آخرین قربانی قاتل
در گودونگ، که یک خانوم 70 ساله کشته شده
شاهد های عینی و فیلم های دوربین مخفی هارو داریم
که به درد تحقیقات میخورن
مطمئنی بین قربانی ها هیچ ارتباطی نیست؟
نکنه مسیر تحقیقات اشتباه باشه؟
باشه، باشه. بذارید جوابشو من بدم
(قاتل های سریالی)
ما کاملا بررسی کردیم
مطمئنم که هیچ ارتباطی بین مقتولین نیست
...هیچ ارتباطی بین مقتولین نیست. ولی
ولی چی؟
...اگه قاتل معیارهای خودشو برای انتخاب قربانی ها داشته
(!بینگو)
(پرونده های در حال بررسی درمورد قاتلین سریالی)
کاراگاه کو
تو هیچوقت ناامیدم نمیکنی
درمورد یه چیز اشتباه کردی اما در کل
کارت حرف نداشت
درسته. من معیارهای خودمو برای انتخاب قربانی ها دارم
...پس چرا
اون بچه رو انتخاب کردم؟
چی؟ - چرا اون بچه باید بمیره؟ -
اون بچه چه اشتباهی کرده بود؟
کاراگاه کو، میخوای تو یه برنامه حضور داشته باشی، اره؟
اون برنامه چی بود که میگفتی من مقتولین رو رندوم انتخاب میکنم؟
...دلیل اینکه اون بچه رو انتخاب کرده بودم
تو برنامه پیدا کن
حواستُ خیلی جمع کن
مسئله رو جدی بگیر،جون یه انسان در میونه
،اگه جواب درستُ نگی
...آخرای برنامه این بچه رو میکشم
جلوی تمام آدمای کشور که دارن میبینن
قسم میخورم
به نظرتون اینکه یه برنامه براش راه بندازیم کار مفیدیه؟
توی این وضعیت نجات جون اون بچه از همه چی مهمتره
...روان پریش هایی که مرتکب قتل های زنجیره ای میشن
خیلی دلشون میخواد راجع به جنایات ،وحشیانه شون لاف بزنن
و بذارن آدمای بیشتری به وجودشون پی ببرن
که این به نوعی عقده ی نمایش خودشونه
میخوان با اینکار نشون بدن که به اوج خودشون رسیدن
اگر همونطور که خودش میخواد، سر صحنه ی جرم برم
شانس خوبی برای گیر انداختنش دارم
مطمئنم که با یه سهل انگاری،اشتباه بزرگی میکنه
میشه منم بیام تو تیم تحقیق؟
تا حالا اصلا یه روانی دیدی؟
ببخشید؟
اونا فراتر از تصورتن
...اونا وحشتناکن و آدم خام و بی تجربه ای مثل تو
نمیتونه تصور کنه دقیقا چجورین
...یکی مثل من هیچی برای از دست دادن نداره
و کسی که وجودش پر از خشمه باید از جامعه پس زده بشه
درسته. من از اون چیزی که فکر میکنی خیلی بهترم
یه هیولای وحشتناک که آدم بی تجربه ایه و تو هیچ وقت نمیتونی تصورشُ کنی
با دقت گوش کنید
ما هنوز لباس قربانی و سلاح قتلُ پیدا نکردیم
تا الان فقط داخل زندانُ گشتیم
،ولی از امروز
...جست و جوی
تمام مناطقی که خارج از زندانه و امکان دسترسی بهشون هست رو شروع میکنیم
!بله قربان- !بله قربان-
بریم
کارآگاه،اگر اونایی که بیرونن میتونستن ،هر جور دوست دارن بیان و برن
فکر نمیکنید سلاح قتلُ از یکی از همون آدما گرفته باشه؟
...نگهبانا حسابی مراقب
چیزایی که وارد اینجا میشه بودن
پس فکر نکنم این مورد درست باشه
به احتمال زیاد هنوزم همینجاست
من میفهمم که چرا میخواید اسلحه رو پیدا کنید
ولی چرا انقدر دنبال پیدا کردن لباساش هستید؟
چون تا حالا هیچکدوم از قربانی هاش لخت نبودن
...اینکه نا چی کوک بدون لباس بوده یعنی
شواهد و مدارک اساسی تو لباساش هست
بدک نیست، کو موچی
داریم دنبال لباس آبی تیره ی قربانی، یونیفرم زندان و یه چاقو میگردیم
به چی نگاه میکنه؟
چرا هنوز اینجایی؟ مگه نگفتم جمع کن و برو
...شما گفتین قاتل
جسدُ جایی گذاشته بود که ببینینش ...و انگشتشُ هم به سمت صلیب گرفته بود
چون قاتل از خدا متنفره
ولی چی کوک اینجوری نبود
چرا یه استثنا قائل شده؟
منم نمیفهمم
مرسی که سالم نگهش داشتین
چی؟ عجیبه
افسر جونگ
کارآگاه کو
کجا با این عجله؟
این انگشت چی کوک نیست
چی؟- ،یه هفته قبل حادثه-
با همدیگه رفتیم ماهیگیری
و قلاب ماهیگیری گیر کرد تو دستش
باید جای زخمی چیزی رو انگشتش میموند ولی هیچی نیست
داری میگی این انگشت یکی دیگه است؟
پس قاتل انگشت یه نفر دیگه رو کَنده؟
پس انگشت چی کوک چی شده؟
داخل زندان، یه کلیسا هست درسته؟
بله- صلیب-
چه پسر باهوشی- !کارآگاه-
وقتمون داره تلف میشه
لعنتی
تو این شرایط کی به نقض قانون اهمیت میده آخه؟
یه نفر مرده! یه مشت آشغال جمع شدن دور هم ...دعا کردن
باعث میشه جرم و جنایتشون از بین بره؟
قراره برن بهشت؟- نمیتونید این حرفُ بزنید-
مگه چی گفتم
میشه لطفا انقدر سروصدا نکنید؟
اینجوری که هیچی حل نمیشه
باید تا اینجاییم یه نمایش حسابی راه بندازم؟
چیکار کردم مگه؟
کارآگاه کو- چیه؟-
این چیه؟
یه نردبون بیار
برو یه نرده بیار، بدو
همهی شما از این نوشیدنی خواهید نوشید
این خون من است که عهدی جدید و جاودانه است
...این خونیست که برای بخشش گناهان شما
و بسیاری دیگر ریخته شده
تا حالا باید پیداش میکرد چرا هیچی نمیگه؟
...مرا به یاد داشته باش - کاراگاه -
و همانطور که من میگویم - کارآگاه کو -
چیه؟ چیزی اونجاست؟
(نا چیکوک)
(نا چیکوک)
مجرم چپ دسته
چاقو تو ساعت 1 بعد از ظهر روی صفحه ساعت وارد شده
این زاویه ایه که یه چپ دست ایجاد کرده
آره درسته
...اما زخم های بدن چیکوک
...نه فقط برای نا چیکوک، برای
بقیهی قربانی ها هم دستاشو عوض کرد
تا پنهان کنه که چپ دسته
اگه غریزی از دست چپش استفاده کرده
یعنی چپ دسته
ببخشید موچی، من با هر دو دستم کار میکنم
فهمیدم
بالاخره فهمیدم چرا نا چیکوک برهنه شده بود
امپراتور مست، نمیدونست برهنهـست
و انجیل خودبزرگ بینیش رو به سخره گرفت
تصمیم گرفتی ضد خدا عمل کنی
از نظر تو، کسایی که اون هفت گناه رو مرتکب نشدن، گناهکارن
ببخشید که ناامیدت کردم تو نه تنها خدا بلکه انسانم نیستی
تو فقط یه هیولای پست فطرتی
یه هیولایی که هرگز نمیتونه به رستگاری برسه
(من خدام)
آخه چرا برای من شاخ و شونه میکشی
(من خدام)
از قضاوتم خوشت اومد؟
این یکی کامل تقصیر خودت بود
تماشا کن
از این به بعد چقدر آدم میکشم
(من خدام)
چاقو
ناراحت نباش
...اینجوری
میتونی زنده بمونی
بالاخره ساکت شد
(یک سال بعد)
لطفا. اگه جایی برای عذاب ابدی هست
بذار برم تا دردناکترین مجازات رو دریافت کنم
...مردم از سراسر کشور در جلوی
بیمارستان جمع شدند تا ترخیص افسر جونگ باروم رو جشن بگیرند
!دوربین - !اونجاست -
!جونگ باروم - !داره میاد بیرون -
حالت چطوره؟ - !جونگ باروم -
!اینجا - !فقط یه چیز بگو -
بیا بشین
یکم استراحت کن
میرم یکم فرنی درست کنم - باشه -
(تقدیر نامه)
(جایزه شهروند قهرمان)
حتماً آدم خوبی بودم
!اصلا این گفتن داره؟
از بچگی آدم خوبی بودی و هیچوقت مشکل ساز نبودی
خداروشکر
امروز به حوزه پیونگآن منصوب شدم
افسر جونگ باروم هستم
افسر جونگ
شنیدم که میخوای به جای من بیای
سلام قربان - سخت کار کن -
چهره حوزهمون اینجاست، افسر جونگ
بیا اینو بخور، برای مغزت مفیده
بشین و بخور - چشم قربان -
...کاری که کردم
غیر قابل بخششه
به آدمای بیگناه ظلم کردم
حتی به عزیزترین افراد زندگیم
عوضی بیشعور
افسر جونگ؟
!کارآگاه کو موچی
کارآگاه کو
...کارآگاه
اوه ببخشید - اشکال نداره -
...ببخشید که دیر کردم
و انقدر طول کشید تا تورو یادم بیاد
چر نمیری رمان بنویسی؟
به نظر بیشتر بهت میخوره
باید همین کارُ کنیم افسر جونگ؟
من بیشتر تو کار مستندم تا رمان
منم همینطور
پس نشونش بدیم؟
...دیانای که توی یخچال پیدا شد
نود و نه درصد با دیانای هونگ ناری همخونی داره
میبینی؟
حکم بازداشت دارید؟
پس برید و اول حکمُ بیارید
حالا انگار من خیلیم حکم لازم دارم، آشغال
دنبال این میگردین؟
...چی؟ کِی
وقتی تو ماشین خواب بودید فشنگارو برداشتم - پسشون بده -
همین حالا اونا رو بده به من - !نه -
گفتم بده - !راه نداره -
،شما به عنوان مظنونِ قتل کیم یونگ هی
کانگ مین جو و هونگ ناری بازداشتید
هر حرفی بزنید میتونه بر علیهتون استفاده بشه
چجوری اومدن اینجا؟
معلوم نیست؟
شما گفتید برای حکم بازداشت درخواست میدید ،اما واقعا این کارُ نکردید
پس از کارآگاه شین خواستم حکمُ بگیره
!افسر جونگِ کره خر
کارآگاه
پدر کو یه بار دیگه ازتون محافظت کرد
اوپا؟
اوپا
،بونگ یی
اتفافی واسم نمیفته درسته؟
خوب میشم مگه نه؟
معلومه
خوب میشی
هیچ اتفاقی نمیفته
چه چرت و پرتی میگی؟
دهن کثیفتُ ببند
سونگ سوهو، کیم سونگ گیو، بیون سون یونگ
چو می جونگ و مادربزرگِ بونگ یی
چرا کشتیشون؟
چی میگی؟ اونا رو سونگ یوهان کشت
دروغ نگو! تو همهشونُ کشتی
سونگ یوهانم مثل پدرت تقصیرها رو گردنش گرفت و مرد
برای اینکه گیر نیفتی تظاهر کردی سونگ یوهان این کارا رو کرده
تا فکر کنی یه نفر دیگه اونا رو کشته درسته؟ درسته؟
دروغ نگو. همهش کارِ تو بود
گردنبند پدر کو و گل سینه مادربزرگُ اونجا گذاشتی
مگه نه؟
دیوونه روانی
همه رو سونگ یوهان کشت
کار اون بود
چه بلایی سر سرم آوردی؟
چه کوفتی گذاشتی توش؟
...نکنه
مغز سونگ یوهانِ قاتلُ گذاشتی توی سرم؟
...لطفا
ازم مراقبت کن
...لطفا نذار
مثل سونگ یوهان، هیولا بشم
خواهش میکنم
خدایا ازم محافظت کن
من از خودم متنفرم و دیگه نمیتونم تحملش کنم
!نه
...خدا
...تو رو
نجات میده
...بذار
دردناک ترین مجازاتُ متحمل شم
...بچه اون حرومزاده رو
تا ابد نفرین میکنم
سونگ یوهان قاتل واقعی قتلای سریالی موجین نیست
منم، جونگ باروم
اول اون بچه رو آزاد کن
هان کوکی که زیر پاهاته
بمیر هیولا
سونگ یوهان فقط داشت سعی میکرد ...هان کوک و بونگ یی رو از دست من نجات بده
ولی اشتباهی کشته شد
...پس لطفا گناهکار دونستنِ اون و خانوادهشُ
تموم کنید
نمیدونم چجوری از قربانیها و خانوادههاشون عذرخواهی کنم
لطفا منو نبخشید
خدا
...لطفا
منو نبخش
(جونگ باروم) ::::: @Airen Team ::::::::
(کیم هان گوک، کسی که توی وجودش حسادت نبود) ::::: @Airen Team ::::::::
(من خدام) ::::: @Airen Team ::::::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.