All language subtitles for Game.Of.Thrones.S06E02.BluRay (SubSub)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ایران فیلم و نایت مووی با افتخار تقدیم می‌کنند IranFilm.Net, NightMovie.Net

بزرگترین فروشگاه آرشیو فیلم و سریال ارائه بر روی هارد و دیسک درب منزل Movilaa.Com

مترجمین : نیــما و کیـــانوش :: Dark Assassin & Kianoosh_93 ::

:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه ای بلوری ...:::Www.IranFilm.Net:::...

‏یکی دیگه بزن، ند

‏اون پدرمه

‏اونم عمو بنجینه

‏سرت رو بالا بگیر ‏وگرنه خوردش می‌کنم

‏همه‌شون خوشحال بودن

‏تو هم یه زمان بودی

‏انقدر خودنمایی نکن

!‏لیانا

!‏عمه لیانا

‏مجسمه‌ش رو توی سرداب دیده بودم

‏پدرم هیچوقت در مورد حرف نزد

‏میشه اینجا نایستی؟ ‏داریم مبارزه می‌کنیم

‏وقتی ند به آیری بره ‏می‌خوای با کی مبارزه کنی؟

‏نمی‌دونم

‏اون چطور؟

‏ویلیس، بیا اینجا

‏هودور؟

‏خون غول‌ها تو رگشه

‏و تو تمرین دیده‌ای ‏مسابقه‌ی عادلانه‌ایه

‏بنجن همیشه قبل حمله کردن ‏چونه‌ش رو می‌گیره بالا

‏و موقع جا خالی میاردش پایین

‏هودور حرف میزنه؟

‏تو بذار این لردهای جوان مبارزه کنن، ویلیس

‏بیا ببینم، اینجا جای تو نیست

‏جثه‌ش رو نگاه کن

‏اگه یاد بگیره مبارزه کنه، توقف ناپذیر میشه

‏خب، اون هیچوقت یاد نمی‌گیره ‏چون کارگر طویله‌ست

‏پس به حال خودش ولش کنید

‏وقت رفتنه

‏خواهش می‌کنم، یه کم بیشتر

‏بالاخره چیزی رو نشون دادی ‏که برام مهمه

‏و بعد سریع من رو می‌بری یبرون

..‏اعماق دریا زیباست

‏اما اگه بخوای زیاد اونجا بمونی، غرق میشی

‏من غرق نمیشدم

‏تو خونه‌م بودم

‏ویلیس

‏هودور

‏بچگیات رو دیدم

‏می‌تونستی حرف بزنی

‏چه اتفاقی افتاد؟

‏هودور؟

‏میرا کجاست؟

‏هودور

‏

‏تو نباید اینجا باشی

‏بیرون غار امن نیست

‏هیچ جا امن نیست

‏دیدم که هودور همیشه اینطوری نبوده

‏- هودور ‏- اسم واقعیش ویلیسه

‏و می‌تونسته حرف بزنه و بجنگه

‏چی شده؟

‏کلاغ سه چشم ‏میگه جنگی در راهه

‏ما می‌خوایم درش بجنگیم؟

‏برندن استارک بهت نیاز داره

..‏برای چی؟ من اینجا نشستم

‏و تصور کردناش رو دیدم ‏اما هیچ اتفاقی نیفتاد

‏تا ابد که نمی‌خواد بمونه اینجا

‏و اون بیرون بهت نیاز داره

‏وقتشه، سر داووس

..‏در رو باز کن تا افراد داخل

‏در صلح به برادرنشون بپیوندن

‏گرگ رو هم شمال دیوار به جایی ‏که تعلق داره برمی‌گردونیم

‏لازم نیست امشب کسی بمیره

‏هیچوقت جنگجوی فوق‌العاده‌ای نبودم

‏دیگه به بزرگی خودتون ببخشید

‏بیا

‏حمله

!‏بجنگید، بزدل‌ها

‏خائن لعنتی

..‏تنها خائن اینجا کسیه که

‏-چاقوش رو تو قلب لرد فرمانده کرد

..‏هزاران سال نگهبانان شب

‏از کسل بلک در برابر وحشی‌ها دفاع کردن

‏تا فرماندهی تو

‏بندازیدشون داخل سلول‌هایی که ‏لیاقتشو دارن

‏ضربات زیادی خورده

‏به افرادم میگم برای ‏آتش چوب جمع کنن

‏تا جسدش رو بسوزونیم

‏هی

‏آقا ملکه سرسی جلوم وایساده

‏با کون و سینه‌های برهنه

‏و یه دفعه به من نگاه می‌کنه

‏یه لبخندی میزنه که نشان از رضایتش داره

‏به هر حال، شما هم می‌دونید ‏که من خجالتی نیستم

‏و کیر نازنینم رو براش درمیارم

‏سرسی هم که تا حالا چنین چیزی ندیده

‏طبق گفته‌ی مردم کیر جیمی رو زیاد دیده

‏اما مال اون در حد هسته‌ی خرماست

‏وقتی کیر من رو دید، به خدا قسم لب‌هاش رو لیس زد

‏خب، همه‌تون که من رو می‌شناسید

‏می‌دونید که در این مورد دروغ نمیگم

‏از سر راهم برید کنار

‏دستور پادشاهه، سرورم

‏دستور پادشاه چیه؟

‏به خاطر امنیت خودتون ‏ازتون خواسته

‏در ردکیپ بمونید، سرورم

‏داری من رو از حضور در مراسم تدفین دخترم ‏منع می‌کنی؟

‏ببخشید، سرورم ‏به خاطر فرمان شاه، نمی‌تونم اجازه بدم رد بشید

‏می‌خوام با پسرم صحبت کنم

‏ایشون ردکیپ رو ترک کرده، سرورم

‏

‏بزرگ شده بود

‏تقریبا

‏قاتل شاهزاده تریستن رو پیدا کردید؟

‏حدس میزنم کار مادر باشه

‏مادرت چنین کاری نمی‌کنه

‏چرا، می‌کنه

‏از دست مادرت عصبانی هستی؟

‏- معلومه که نه ‏- پس چرا اجازه ندادی بیاد؟

‏حق داشت اینجا باشه

‏بهم گفتن اجازه نداره وارد عبادت گاه بشه

..‏- اگه میومد ممکن بود دوباره ‏- هیچکس دیگه نمی‌تونه مادرت رو زندونی کنه

‏نه تا وقتی من اینجام

‏چرا نرفتی ببینیش؟

‏هر چی تحمل کرده، به خاطر تو بوده

‏فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟

‏ببخشید

‏اما نمی‌تونم

‏چرا؟

‏چون وقتی سپاه ایمان ‏مادرم و مارجری رو گرفت

‏من چیکار کردم؟

‏وقتی مجبورش کردن مثل یه فاحشه ..‏تو خیابون رژه بره

‏چیکار کردم؟

‏همه‌مون گاهی اوقات شکست می‌خوریم

‏پادشاه باید محافظ یک قلمرو باشه

‏من که حتی نمی‌تونم از همسرم و مادرم ‏محافظت کنم، چطور پادشاهیم؟

‏برو مادرت رو ببین و ازش بخواه تو رو ببخشه

‏سرورم

‏لرد فرمانده

‏می‌خوام همسرم رو ببینم

..‏خدایان منتظر اعتراف ملکه مارجری

‏و طلب بخشش از خدایان هستن

‏پادشاه هم باید صبر کنن

‏برو مادرت رو ببین، تامن

‏تو مرد جسوری هستی

‏بر عکس

‏خیلی هم ترسوئم

‏پدر، مادر

‏مبارز

‏می‌دونی چرا از این سنگ‌ها استفاده می‌کنیم؟

‏تا یادآور این باشن که از مرگ نترسیم

‏که مرگ یعنی چشمامون رو در این دنیا می‌بندیم ‏و در دنیایی دیگر باز می‌کنیم

‏حتما خیلی منتظر زندگی بعدی هستی

‏راستش من ازش می‌ترسم

‏تو خواهرم رو زندانی و خوار کردی

..‏خواهرت از خدایان بابت گناهانش

‏طلب بخشش کرد و تاوانش رو داد

‏گناهان من چی میشن؟

‏وقتی پیمان مقدسم رو شکستم ‏و از پشت به پادشاه خنجر زدم

‏وقتی پسر عموی خودم رو کشتم

..‏وقتی که خدایان برادرم رو گناهکار شناختند

‏از دست عدالت فراریش دادم

‏من لایق چه تاوانی هستم؟

خدایان مشکلی ندارن

اون‌ها بیشتر از همه ما آدم کشتن

خیلی‌خب، کارت رو بکن

حقمه، حق همه ماست

ما موجوداتی ضعیف و پست هستیم

فقط به لطف مادر زنده‌ایم

اگه میخوای نجاتت بدن باید نزدیکتر باشن

نه، نمیخوام نجاتم بدن

امکان نداره قبل از ضربه تو به دادم برسن

توی شرایط بدتر از این هم مبارزه کردم

شکی نیست که خیلی‌هامون شکست میخوریم

ولی خب، ما کی هستیم؟

نه اسمی داریم، نه خونواده‌ای

تک تکمون فقیر و ضعیف هستیم

ولی باهم

میتونیم یک امپراطوری رو به زیر بکشیم

مادر

لباس قرمز تنش کردن یا طلایی؟

طلایی

خوبه، بیشتر بهش میاد

ببخشید که اینجا نگه‌ت داشتم

... نباید این کار رو میکردم ولی

نمیخواستم دوباره از دست بدمت

متوجه‌ام

خوشحالم می‌بینمت

میدونم باید زوتر میومدم

دلم میخواست. ولش اشتباه میکردم

اشکالی نداره

نه، خیلی هم اشکال داره

باید همه‌شون رو اعدام میکردم

باید قبل از این که اجازه بدم اون کار رو با شما بکنن

سپت رو روی سر اسپارو اعظم خراب میکردم

همونطور که شما این کار رو برای من میکردین

شما من رو طوری بزرگ کردین که قوی باشم

و نبودم

ولی میخوام قوی باشم

کمکم کن

همیشه

من اگه کیر نداشتم صبح تا شب شراب میخوردم

البته منظوری ندارم

اون راجع به کوتوله‌ها جوک میگه من هم درباره خواجه‌ها

من کسی رو مسخره نکردم

بهش فکر که میکنی

خب، کشتی‌ها سوختن

دنبال عوامل این ماجرا هستیم ولی هیچکس چیزی ندیده

مطمئناً میشه یه خبر خوبی پیدا کرد

آزتاپور و یونکای دیگه از ما تقاضای کمک نمیکنن

شاید بتونن راز موفقیت‌شون رو به ما هم بگن

ارباب‌ها دوباره هردوی اون شهرها رو گرفتن

خارج از میرین تمام خلیج برده‌گان دوباره افتاده دست برده‌دارها

اژدهاها چی؟ دوتاشون زیر این هرم هستن

غذا نمیخورن

از وقتی ملکه دنریس رفته لب به غذا نزدن

دنریس ملکه اژدهاهاست

پر واضحه که نمیتونیم بذاریم از گشنگی بمیرن

وقتی یک اژدها نمیخواد چیزی بخوره چطوری مجبورش کنیم؟

دوست ندارن ببندینشون

تو از کجا میدونی؟ - خب، این کار منه -

مشروب میخورم و اطلاعات دارم

اژدهایانی که اگون برای فتح وستروس استفاده کرده بود

چندصد کیلومتر پرواز میکردن

بعدش اجداد دنریس

شروع کردن اون‌ها رو غل و زنجیر کردن

چند نسل بعد

اژدهایان آخر، فرق آنچنانی با گربه نداشتن

باید باز باشن، وگرنه از دست میرن

میساندی

تا به حال چند بار پیش این اژدهاها بودی؟

خیلی وقت‌ها - بهت صدمه‌ای هم زدن؟ -

نه، هیچوقت

اون‌ها باهوشن

به گفته بعضی اساتید حتی باهوش‌تر از انسان‌ها

نسبت به دوستانشون بامحبت

و در برابر دشمنان خشمگین هستن

من دوستشونم - اون‌ها هم این رو میدونن؟ -

به زودی میفهمن وقت شامشونه

من از دوستان مادرتون هستم

و اومدم بهتون کمک کنم

خواهش میکنم من رو نخور

وقتی بچه بودم

یکی از دایی‌هام پرسید برای تولد چی میخوام

ازش خواهش کردم یک اژدها بهم بده

"بهش گفتم "بزرگ نباشه هم اشکالی نداره

"میتونه مثل خودم کوچولو باشه"

ملت جوری زدن زیر خنده انگار تا به حال چیزی به این بامزگی نشنیده بودن

بعدش پدرم گفت

آخرین اژدها یک قرن پیش مُـرده

اون شب کلی گریه کردم تا خوابم برد

ولی شما وجود دارین

دفعه بعدی که همچین فکری به سرم زد

با مشت بزن توی صورتم

اسمت چیه؟

گفتم اسمت چیه؟

هیچ کس - باور نمیکنم -

خودت هم باور نداری

تو کی هستی؟

هیچ کس

اگه دختر اسمش رو بگه

مرد بهش اجازه میده امشب زیر یک سقف بخوابه

دختر اسمی نداره

اگه دختر اسمش رو بگه

مرد امشب بهش غذا میده

دختر اسمی نداره

اگه دختر اسمش رو بگه

مرد چشم‌هاش رو بهش برمیگردونه

دختر اسمی نداره

بیا

ولش کن

دختر دیگه گدا نیست

سر راهمون این جنازه‌ها رو پیدا کردیم

شش نفر؟ بهترین شکارچی‌هات؟

مشخصه یکی بهشون کمک کرده

فکر نمیکنم بانو سانسا همه‌شون رو تنهایی کشته باشه

ممنون بابت گزارشتون، لرد کاراستارک

میدونیم داره کجا میره

برادرش در کسل بلکـه

آخرین پسر ند استارک؟

جان اسنو یک حرومزاده‌ست، نه استارک

من هم یک حرومزاده بودم، پدر

تا وقتی حتی یک استارک زنده باشه

نمیتونی با اطمینان بر شمال حکومت کنی

بخش جنوبی کسل بلک ساختار دفاعی مناسبی نداره

و به اون چند نفری هم که موندن نمیشه گفت مرد یک مشت کشاورز و دزدن

با یک ارتش کوچیک میتونیم به قلعه حمله کنیم ... جان اسنو رو بکشیم

قتل لرد فرمانده نگهبانان شب؟

با این کار، تمام خاندان‌های شمال علیه‌مون متحد میشن

نیازی نیست همه‌شون از ما حمایت کنن

ارتش آمبرها، ماندرل‌ها و کاراستارک‌ها

بیشتر از تمام خاندان‌های دیگه روی هم هست

با پشتیبانی اون‌ها، هیچکس نمیتونه با ما دربیوفته

استارک‌ها روزی حمایت ما رو از دست دادن که پادشاه راب سر پدرم رو زد

وقتش رسیده که خون تازه‌ای در رگ‌هاش شمال جاری بشه

اگه دنبال این هستی که به عنوان ... یک سگ هار شهرت پیدا کنی

مردم هم همونطور باهات رفتار میکنن

می‌برنت پشت انبار، سرت رو میبرن و غذای خوک‌ها بخورنت

اربابان

بانو والدا زایمان کردن

بچه پسره

یه پسر کاکل زری و سالم

تبریک میگم لرد بولتن

تبریک میگم، پدر

منتظر دیدن برادر جدیدم هستم

تو همیشه جانشین من خواهی بود

ممنون که این حرف رو زدین

خیلی واسم ارزش داره

استاد ولکان

به تمام خاندان‌های شمال خبر بدین روس بولتن فوت کرده

به دست دشمنان مسموم شده

چطوری مُـرد؟

به دست دشمنانشون مسموم شدن

داری با اربابت صحبت میکنی احترام بذار

عذر میخوام، سرورم

بانو والدا و بچه رو بیارین اینجا

دارن استراحت میکنن، سرورم

الساعه، سرورم

ببینمش

خوشگل نیست؟

میشه بغلش کنم؟

البته

داداش کوچولو

لرد بولتن میخواستن ما رو ببینن

شما ندیدینش؟

چرا، دنبالم بیاین، مادر

لرد بولتن کجان؟

بشینین

چیزی نیست، هیس

رمزی اینجا خیلی سرده باید به بچه غذا بدم

رمزی، پدرت کجاست؟

رمزی

لرد بولتن کجاست؟

من لرد بولتن هستم

رمزی

رمزی، خواهش میکنم

از وینترفل میرم برمیگردم ریورلندز

خواهش میکنم

رمزی

اون برادرته

ترجیح میدم تک بچه باشم

همراه یک مرد بود

فکر نمیکنم بهش آسیبی بزنه

نه آریا میخواست ازش جدا بشه و نه اون

نمیدونی کدوم طرفی رفت؟

سه روز همه جا رو دنبالش گشتم

آب شد رفت توی زمین

سر و وضعش چطور بود؟

خوب بود

مثل یک خانم لباس نپوشیده بود

آره، از اول هم اینطور نبود

توی وینترفل چه اتفاقی افتاد؟

باید همون موقع که فرصتش رو داشتم همراهت میومدم

تصمیم سختی بود، بانوی من

همه‌مون مجبور به انتخاب‌های سخت شدیم

نباید آتش روشن کنیم

اینجا امن نیست

اون دست بردار نخواهد بود

فقط باید خودمون رو به کسل بلک برسونیم

وقتی بریم پیش جان رمزی نمیتونه بهمون آسیبی برسونه

به محض این که پام رو داخل قلعه بذارم جان دستور اعدامم رو میده

من نمیذارم

حقیقت رو در مورد برن و ریکان بهش میگم

و اون بچه‌های کشاورزی که به جای اون‌ها کشتم

و سر رادریکی که گردنش رو زدم

و راب که بهش خیانت کردم

وقتی لباس سیاه رو تنت کنی تمام گناهانت بخشیده میشه

نمیخوام من رو ببخشن

هیچوقت نمیتونیم کارهایی که با خونواده‌ت کردم

رو جبران کنم

جات پیش اون‌ها امن‌تر از منه

تو باهامون نمیای؟

حاضرم تا خود دیوار ببرمت

حاضرم توی این راه جونم رو بدم

میشه یکی از اسب‌ها رو ببرم؟

کجا میری؟

خونه

گلاورها دیپ‌وود موته رو پس گرفتن

زاده آهنی که والی اونجا بوده، چی؟

توی جنگ کشته شدن

آنچه مرده است، هرگز نمي ميرد

آنچه مرده است، هرگز نمي ميرد

ولی اون‌ها مُـردن

همونطور که تهاجم ما همراهشون از بین رفت

دیپ‌وود موته آخرین سنگر‌مون روی خشکی بود

پس شهرهای بیشتری رو تصرف میکنیم

چرا؟ واسه یه مشت سنگ و کاج؟

چون من دستور میدم

ما میتونیم هرکسی رو توی دریا شکست بدیم

ولی هیچوقت نمیتونیم از زمین‌ها و قلعه‌هامون در برابر

ارتش‌های زمینی دفاع کنیم

اگه فرماندهان از دستورات من سرپیچی نکنن

سر پست‌هاشون بمونن و افرادمون رو سر ماموریت‌های مسخره قربانی نکنن، خوب هم میتونیم

واسه تلاش برای نجات جون تیون عذرخواهی نمیکنم

حالا کجا هست؟

قلمرو شما کجاست؟

ما اون قلعه‌ها رو گرفتیم چون شمالی‌ها درگیر جنگ بودن

جنگ تموم شده

آخرین باری که بیش از حد عصبانی‌شون کردیم

از اون پنجره دیدم که از دیوارهامون رد شدن

و برج‌هامون رو آوردن پایین

اون روز دوتا از برادرهام رو از دست دادم

و من هم سه‌تا از پسرهام

بهش لقب جنگ پنج پادشاه رو دادن

خب، اون چهارتای دیگه مردن

وقتی حاکم جزایر آیرون شدی میتونی هرچه‌قدر دلت میخواد صلح برقرار کنی

ولی تا اون موقع، دهنت رو ببند و از دستوراتم اطاعت کن

وگرنه یک وارث دیگه درست میکنم که این کار رو بکنه

بذار رد بشم

ای احمق، از سر راه پادشاهت برو کنار

مگه همیشه این کار رو نکردم، برادر؟

فکر میکردم تا الان کف دریاهای بیگانه پوسیده باشی

آنچه مرده است، هرگز نمي ميرد

این مدت که نبودم رسم و رسوم عوض شده؟

مگه تو نباید حرفم رو تکرار کنی؟

بدون کمک من هم میتونی خدامون رو به سُخره بگیری

من خدای مغروق رو مسخره نکردم

خودم خدای مغروقم

از اولدتاون تا کارث

وقتی کشتی‌های من رو می‌بینن، دست به دعا میشن

تو دیگه پیر شدی برادر

دوره تو به سر اومده

بذار یکی دیگه حکومت کنه

شنیدم توی یک طوفان

در دریای جید عقلت رو از دست دادی

افرادت مجبور شدن واسه این که نپری بیرون به دکل ببندنت

آره

و وقتی طوفان تموم شده، زبونشون رو بریدی

به سکوت احتیاج داشتم

کدوم زاده آهنی

توی طوفان کنترلش رو از دست میده؟

برادر، من خودِ طوفانم

اولین و آخرین طوفان

و تو سر راهم قرار داری

خدایا، خادمت بالن را به زیر امواج ببر

باشد که موجودات قلمروت از گوشت و خونش تغذیه کنند

استخوان‌هایش را به اعماقت ببر

تا در کنار اجداد و فرزندانش آرام گیرد

آنچه مرده است، هرگز نمي ميرد

قاتلش رو پیدا میکنم

و میدم کوسه‌ها زنده زنده بخورنش

به تخت سالت قسم میخورم

تخت سالت مال تو نیست که بهش قسم بخوری

مگر این که کینگزموت انتخابت کنه [مراسمی سنتی که ناخداها حاکم بعدی رو انتخاب میکنن]

پدرم میخواست من جانشینش باشم

پدرت حق انتخاب نداره قانون واضحه

شاید برنده شدی

شاید اولین زنی تبدیل شدی که به این قلمرو حکومت میکنه

شاید هم نشدی

بیا داخل

عذر میخوام بانوی من نمیخواستم مزاحمتون بشم

مزاحم چیزی نشدی

حدس میزنم میدونین برای چی اومدم

نه تا وقتی چیزی نگفتی

در مورد لرد فرمانده‌ست

لرد فرمانده سابق

چاره دیگه‌ای نداره؟

منظورت چیه؟

شما جادویی بلد نیستین

که بتونه بهش کمک کنه؟

و برش گردونه؟

اگه میخوای بهش کمک کنی بذار همینطوری بمونه

امکانش هست؟

افرادی هستن که همچین قدرتی دارن

چطور؟ - نمیدونم -

به چشم خودتون دیدین؟

یه نفر رو دیدم که از مرگ برگشته بود

... ولی کشیشی که این کار رو کرده بود

نباید ممکن می‌بود

ولی بود. الان هم امکانش هست

واسه من نه

منظورتون چیه؟

دیدم سمی رو خوردین که قاعدتا باید می‌کشتتون

دیدم شیطانی از سایه‌ها درست کردین

... تمام باورهام

پیروزی بزرگی که در شعله‌ها دیده بودم

همه‌ش دروغ بود

تمام مدت حق با تو بود

خداوند هیچوقت با من صحبت نکرد

پس کون لقش

کون لق همه‌شون

مشخصه که من آدم دینداری نیستم

هفت خدا، خدایان مغروق خدایان درست، همه‌ش یکیه

من از خدای نور درخواست کمک نکردم

به زنی میگم، که بهم نشون معجزه وجود داره

من هیچوقت این موهبت رو نداشتم

تا به حال امتحان کردی؟

خواهش میکنم

:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه ای بلوری ...:::Www.IranFilm.Net:::...

بزرگترین فروشگاه آرشیو فیلم و سریال ارائه بر روی هارد و دیسک درب منزل Movilaa.Com

دانلود فیلم و سریال زبان اصلی و دوبله بدون محدودیت NightMovie.Net

تیم ترجمه‌ی ایران فیلم IranFilm.Net

مترجمین : نیــما و کیـــانوش :: Dark Assassin & Kianoosh_93 ::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.