Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ببخشید...
- بادبادکتو میخوای؟ - بله
- بیا بردار - ممنون
چیز دیگه ای هم میخوای؟
::. دستهای آلوده .::
لوئیز، میخوام با جف مارل آشنات کنم اون نویسنده ست
یه خونه ی آبی کوچک اجاره کرده و یه بادبادک رو پرواز میده
بله، امروز دیدمت که شنا می کردی
من زیاد شنا می کنم
آره، مطمئنم اینکارو می کنی
نوشیدنی میخوای؟
- دارم، ممنون - باشه
خب، یکی برای خودم می ریزم فکر می کنم که
زنِ جذاب من بهت گفته زیاد می خورم
به سلامتی
بد مزه ست
چرا می خندید؟
چرا نخندم؟
نمی تونی تصور کنی... چه احساسی داره
انگار یکدفعه قلبت منفجر میشه
و بعدش در سیاهی فرو میره
و تو می میری
خب، چرا انقدر میخوری، معقولانه نیست
نه، نه، انجام هیچ کاری معقولانه نیست و
...یا هوشمندانه...
اما برای یه چیز خوبه
درد
بهرحال
به زودی می برم
زنِ حیرت آورم رو
یه جایی، هرجایی
به آمریکا یا مارتینیک، خواهیم دید
بیا اینجا، بیا بیا، بیا، بیا
بیا بیا، نزدیکتر
بیا اینجا، خواهش می کنم
گوش کن، چندتا سئوال دارم ازت جولی
اول: چرا دیگه عشق بازی نمی کنیم؟
بعدش، چرا تو هرگز منو نمی بوسی؟
بعدش، چرا نمیذاری بهت دست بزنم؟
از من متنفر هستی؟
دیگه مشروب نخور
خیلی احمقانه ست
لوئیز خواهش می کنم
چرا خودت رو در چنین موقعیتی قرار میدی؟
سئوال خوبیه
چیزی که من بهش میگم یه سئوال خیلی خوب
- همیشه اینطوریه؟ - آره
کمکم کن، میخوام ببرمش توی رختخواب
دیوانه ست
نه. به اون دست نزن
به کمربند دست نزن، کمکم کن
چی شده؟
هیچی، لوئیز
برو بخواب
- چطور می تونی تحمل کنی؟ - نمی تونم
به اندازه کافی تحمل کردم
از وقتی دچار حمله قلبی شده بهم دست نزده
همه چیزو فروخت و اومدیم اینجا مستقر شدیم
حالا میخواد بریم مارتینیک
احتمالا میخواد ویسکی رو جایگزین عرق کنه
زنده نمی مونه
با این روش زیاد دوام نمیاره
چرا باهاش ازدواج کردی؟ حداقل 15 سال ازت پیرتره
هیجده سال
خیلی با من مهربون بود
قرار بود یه فیلم کار کنم و اونم حمایت مالی کنه
تو یه بازیگری؟
تصمیمش رو داشتم خیلی هم دلم نمی خواست. بهرحال
اون خیلی خوب بود
در رختخواب عالی نبود، اما خوب بود
خب در مورد تو صحبت کنیم چرا بادبادک هوا می کنی؟
- چیزای مزخرف می نویسم - چی؟
من یه نویسنده ام
تایپ می کنم چون نمی تونم دست خطم رو بخونم
استعداد ندارم، خنگم
خیلی ساده دلسرد میشم
حرومزاده
خیلی ساده دلسرد میشم اما تو منو تحریک می کنی
حرومزاده
خیلی دور و برت نخواهد بود
اون خیلی دوام نمیاری
" سه هفته بعد "
- خانم وُرمسر؟ - بله
- ماشینتون اینجاست - میخواهید ببینید؟
اما مطمئنید، اشتباه نکردید؟
نه، آقای وُرمسر امروز سفارش داده
- کمی دیرم شده. امیدوارم خوشتون بیاد - خداحافظ، ممنون
- دیوونه ای. این ماشین - دوستش داری؟
البته که دوستش دارم. رویای من بود
- ممنون - نه نه نه
ممنون... ممنون که منو انتخاب کردی
این برای جبرانه
برو، برو سوار شو
امروز نه، خیلی ترافیکه فقط میخوام نگاهش کنم
سزاوار اونی منم سزاوار یه لیوان مشروب
تکون نخور. برات میارم
دوستت دارم
ممنون
این اواخر خیلی بی قرار بودم
و می خوام حرکت کنم
- می فهمی؟ - بله
درسته، من خیلی مشروب می خورم
گذشته از اون خیلی احساسِ
خستگی دارم
خیلی
ببخشید
خیلی حرف می زنم بهتره برم بخوابم، شب بخیر
شب بخیر
شب بخیر، لوئیز
شب بخیر، جولی
پیرمرد رفت بخوابه
جف، خواهش می کنم، جف، بمون نرو، التماس می کنم
التماس می کنم، نرو خواهشا تنهام نذار
- نه، باید طبق برنامه عمل کنیم - جف
نه، ما نمی تونیم برای 3 یا 4 روز همدیگرو ببینیم
هرگزم نباید تلفن بزنیم
شاید چندین روز همدیگرو نبینیم، تا اینکه
این اتفاق عادی بشه،ها؟
نگران نباش، آروم باش
تو واقعا...
آره، آره. امکان داره بیدار بشه
به کاری که میخواهیم انجام بدیم فکر کن
مجبورم تمام شب رو باهاش تنها باشم
نمی تونی زودتر برگردی؟
می دونی که نمی تونیم
ما مجبوریم برای مادر شووینه یه دلیل داشته باشیم
اینجوری کسی به ما مشکوک نمیشه
ساعت یازده و نیمه ظرف 2 ساعت، ظرف 2 ساعت
اون گوشه ی میزشه
دارم میرم می بینمت
کشتمش
ماشین
عزیزم، من ماشین رو برداشتم
بعد از اون شب بی پایان
من جرأت اینکه یک مرتبه با پلیس روبرو بشم، ندارم
ماشینو 2،3 روزه برمی گردونم تو فقط بهشون توضیح بده
که من برای تحقیق در مورد داستانم مجبور شدم برم به ایتالیا
و چون پول نداشتم لوئیز اصرار کرد که
ماشینو قرض بگیرم
همه چیز طبق نقشه پیش رفته
من مطمئنم مادر شووینه حاضر قسم بخوره که
من خونه رو ترک کردم و تمام شبو مشغول کار بودم
اگر خواستی به من ملحق بشی به آدرسم در منتون نامه بنویس
من فردا صندوق رو چک می کنم و همچنین روزهای بعد
من قبل از اینکه کسی برای تحقیق بیاد برمی گردم
اما گذشته از این حرفا ما با هم هستیم
- پلیس دریایی؟ - بله
خانم ورمسر ما قصد داشتیم برای تحقیق بیاییم
خبری نشد؟
ما تصمیم داریم با هلی کوپتر بیاییم
من نگران هیچی نیستم ولی اون خیلی وقت شناسه
ممنون
عجب هواییه، بدنم خارش گرفته
آره
- خانم - آقایون
خانم ورمسر؟ من بازرس ویون هستم از دراگینیو
- بفرمایید - ببخشید، خانم
ما همدیگرو در شهرداری ندیدیم؟
بله، بذارید معرفی کنم بازرس لامی از پاریس
وقتشون آزاد بود ازشون خواستم منو همراهی کنه
امیدوارم مزاحم نباشم، خانم
من برای تعطیلات اینجا هستم ویون هم دانشگاهیم ازم درخواست کرد
- لطفا بشینید آقایون - ممنون خانم
خب، خانم ورمسر
ما یه تماس از پلیس دریایی داشتیم
بله؟
اونا قایق آقای ورمسر رو پیدا کردن
اما کسی اونجا نبوده
چی؟
اوه نه
غواصان بیشتر از یک ساعت جستجوی بی نتیجه داشتن
شما فکر می کنید...
ببخشید نوشیدنی میل دارید؟
- نه - ممنون خانم
لطفا
ما حال شما رو درک می کنیم، خانم
خیلی وحشت زده ام
خانم ورمسر شاید با یک قایق دیگه رفته
تا دوستی رو ببینه
اوه، این خیلی بعیده خانم
ما داریم می ریم قایق رو بررسی کنیم اگر بخواهید
شما هم می تونید با ما بیایید
خب، نمی دونم...من
شما ترجیح میدید اینجا منتظر شوهرتون باشید
تا تلفنی بهتون خبر بدن؟
می دونید
احساسِ ترس اومده به سراغم
ما احساس شما رو درک می کنیم، خانم
شاید این ناپدید شدن یه توضیح ساده داشته باشه
اما همکارم با پرسیدن چندتا سئوال
می تونه به شما کمک کنه
نمی دونم چطور می تونم به شما آقایون کمک کنم
اما هرچی که بخواهید بدونید به شما میگم
خوبه آیا شوهر شما دشمنی داره، خانم؟
دشمن؟ نه، قطعا نه
اون مرد مهربونیه و خیلی آروم
اون بازنشسته ست می خواهیم اینجا زندگی کنیم
شما قایق تون رو کجا میذارید؟
کدوم بندرگاه؟
نه... ما خودمون یه لنگرگاه پای صخره داریم
- می تونم یه لیوان آب داشته باشم؟ - البته
- بلند نشید - از این طرف
ببخشید
- روی سینک لیوان هست - ممنون
از لنگرگاه تا اینجا یه صعود کامله، اینطور نیست؟
دلیلش اینه که ما به حرکت خیلی اهمیت میدیم
در سنت تروپه می مونید؟
نمی دونم. شوهرم در نظر داشت بریم به آنتی
شنیدم جای حیرت انگیزیه
می دونید، یه تصمیم جدی نبود
شما همسایه ها رو زیاد می بینید؟
نه...اما دیشب یه مهمون داشتیم جف مارل
اون اغلب میاد برای دیدن لوئیز دیشب شام اومده بود
همسایه ست؟
بله، دوتا خونه اونور تر زندگی می کنه
نویسنده ست
اونا خیلی به روابط دوستانه اهمیت میدن
پس می تونسته قایق شوهر شما رو ببینه؟
خب، بریم یه سری بهش بزنیم
فکر نکنم بتونید
اون دیشب به ما گفت میخواد بره ایتالیا
قرار بود صبح خیلی زود بره
ما میریم مطمئن بشیم
من مطمئنم اون رفته با ماشین ما رفت
قرض گرفت؟
بله، از شوهرم
آقای مارل ماشین نداره و ما می دونستیم که استطاعت مالی نداره
سفرشم دو سه روز بیشتر طول نمی کشه
می خواست در مورد کتاب جدیدش تحقیق کنه
بنابراین شوهرم ماشینو بهش قرض داد تا پولشو پس انداز کنه
و اونم قبول کرد؟
آره، لوئیز اصرار کرد
گفتید آقای مارل دوتا خونه اونور تر زندگی می کنه؟
مالکش کیه؟
خانم شووینه، یه خانم مسن
اخیرا اونو ملاقات کردید؟
نه، من بندرت می بینمش
می ترسم
از چی خانم؟
فکر می کنم لوئیز دوباره دچار حمله قلبی شده
و در دریا افتاده باشه
اون پارسال حمله قلبی داشت
بله، ممکنه
بله، امکانش زیاده
آخرین سئوال خانم اگر اجازه بدید
آیا شوهر شما پول زیادی با خودش حمل می کنه
یا پولی در قایق داره؟
آره، خیلی جالب شد
پول زیادی با خودش حمل می کنه؟
نه، فکر نکنم، نه
مطمئنم که نه
- خب؟ - اجازه بده
طبق حرفای خانم شووینه
به نظر میرسه تمام شب خونه بوده و تایپ می کرده
با توجه به اینکه کمی خوابیده پس نمی تونه یه دلیل کامل باشه
همچنین آقای ورمسر رو دیده که با یک کیف بزرگ خارج شده
حول و حوش ساعت پنج
این زن باید تمام عمرشو پای پنجره گذرونده باشه
بی خوابی داره فکر می کنم مشروبم خیلی میخوره
تا اندازه ای هم خنده داره
روی قایق نمی تونید سیگار بکشید، بازرس
گفتی مشروب
فکر نکنم ورمسرها کم مشروب بخورن
سطل آشغالشون پُر از بطری ویسکی بود
از کجا می دونی؟
وقتی تشنه م شد رفتم آشپزخانه
همه چیزو چک کردیم چیز مشکوکی نیست
خب، بذار ببینیم
این تو چیه؟
خیلی قایق تر و تمیزیه انگار استفاده نشده
آره، انگار ورمسر زیاد ماهیگیری نمی کرده
- طعمه ای نیست - شاید در لنگرگاه باشه
افسر اونجا طعمه ای نبود؟
طعمه؟ نه، طعمه ای نبود
- الکساندر، می تونی بیایی ببینی؟ - چی رو؟
- یک لکه ی خون، بیا ببین - آره
باید آزمایشش کنیم
خب، فکر نکنم چیز دیگه ای پیدا کنیم
با یه لیوان مشروب که مشکل نداری
فکر کنم داستان حمله قلبی رو تایید می کنه
چی؟ لکه خون؟
بله تصمیم می گیره ماهیگیری کنه
لنگرو میکشه، بعدشم حمله قلبی
می اُفته، سرش ضربه میخوره و سقوط می کنه توی دریا
خیلی پیچیده نیست
آره، ولی چندتا چیز منو به شک میندازه
نبود طعمه، بطری ها ویسکی
زن جوان و زیبا
همسایه ای که ماشینو قرض می گیره
فکر کنم یه چیزایی فهمیدی
حرفات منو به فکر انداخت
ورمسر یه الکی بود
زنش با اون مَرده مستش می کنن
بعد اونو می زنن تا با پول های اون خوشبخت زندگی کنند
آره، اما چرا نویسنده باید ماشین رو قرض بگیره؟
باهوش نبوده
شاید فقط ترسیده باشه
باید این مارل رو پیدا کنیم ازش بازجویی کنیم
می خوام برم به ایستگاه پلیس زنگ بزنم
بعدش میریم مشروب می زنیم
جولی عزیز، احمقانه ست که فراموش کردم در مورد پول کمربند بهت بگم
اون پر از اسکناس و جواهر بود
اونو در یه جای امن مخفی کردم تا اینکه یکی دو روزه برگردم
همه چی خوب پیش رفت، همونطور که گفتم
روی قایق باعث خونریزی بینی ام شد
تنها کاری که می تونست بکنه
هر وقت تونستی جواب بده و همه چیزو برام بگو
دوستت دارم
جف، عشق من، عزیزم
همه چیز خوب پیش رفت پلیسا به دیدن من اومدن
اما به چیزی مشکوک نشدن
زودتر برگردد بدون تو دارم دیوونه میشم
دوستت دارم، دوستت دارم، جولی
سلام آقا
- بفرمایید - ممنون
مایل هستم که یک تعادلی در حساب شوهرم آقای ورمسر ایجاد کنم
حتما خانم ورمسر آیا یک حساب مشترکه؟
نه، به نام شوهرمه
ما فقط می تونیم اطلاعات رو به صاحب حساب بدیم
البته، می فهمم
اما...اتفاق وحشتناکی افتاده
بله می دونم خبرها خیلی زود میرسه
فکر می کنم بتونیم کمی انعطاف به قانون بدیم
فکر کنم همسرتون اخیرا برداشت داشتن. ببخشید
بله، دقیقا دیروز
چه مقدار؟
نسبتا مبلغ زیادی. 1/5 میلیون
صد و پنجا میلیون فرانک قدیم
اما غیرممکنه
ما هم تعجب کردیم اما حقیقت داره
چقدر توی حساب مونده؟
نود و دو فرانک
این مقدار هم قابل برداشت نبود باید در حساب می موند
حالتون خوبه، خانم؟
- بله، متأسفم - روز بخیر خانم ورمسر
خانم ورمسر
- سلام خانم ورمسر - آقایون
چه تصادف خوشایندی خانم
اجازه ی باز کردن جعبه سپرده همسرتون رو دریافت کردیم
خواهش می کنم به ما ملحق شید
من در اختیار شما هستم
شما لطف دارید، خانم تشکر می کنم
آقای ورمسر اخیرا اینجا بوده
ظاهرا همه چیزو برداشته
خوشحالم که اینجایی، جولی
می بینی خیلی بهم ریخته ام
از دیروز احساس می کنم در یک کابوس هستم
جولی بیچاره این واقعا درک نکردنیه
جورج، فکر کردم شاید لوئیز نقشه شو برای تو گفته
رابطه ات با اون بیشتر از یک مشاور مالی بود
این مربوط به گذشته میشه، جولی
گذشته؟
متأسفم که در این موقعیت می بینمت
می دونی که من به هر دوی شما علاقه مند هستم
من مطمئن هستم همه چیز روشن میشه غذاتو بخور
- واقعا گرسنه نیستم - بهرحال بخور
برای دسر سوفله سفارش بدیم؟
امروز صبح پلیس به دفترم اومد
اونا همون سئوالهایی رو پرسیدن که تو می پرسی
من بهشون گفتم هیچی نمی دونم
نمی خوام چیزای تکراری بگم
اون اصرار داشت به زودی به آنتی بره
تمام برنامه ریزی هاشو کرده بود
پس تو فکر می کنی رفته اونجا؟
بدون تو نه، جولی اون تو رو می پرستید
اما نمی دونم چرا خونه رو برای فروش گذاشت
خونه رو برای فروش گذاشت؟
یه خونه در مارتینیک پیدا کرده بود، فکر کنم
می خواست تو رو سورپرایز کنه
چرا با فعل گذشته در مورد اون حرف می زنی
من نگرانم که اینجا تنها هستی، جولی
تو خیلی خوبی جورج، ممنون
خیلی کار دارم که باید انجام بدم
اگر چیزی احتیاج داشتی زنگ بزن
می تونی رو من حساب کنی
ممنون می دونم که می تونم روت حساب کنم
تو خیلی زیبایی، جولی
خانم ورمسر
ببخشید بدون اجازه وارد شدیم
آقایون
- آقای توهن شما رو رسوند؟ - بله
ماشین شو دیدیم
فکر کنم با شما در مورد ملاقات امروزمون حرف زد؟
بله، حرف زد
خوبه ما چندتا خبر مهم داریم خانم
ما با دکتر آقای ورمسر ملاقات کردیم
اون چیزای شگفت انگیزی رو افشاء کرد
دکتر فاوار؟ چی می تونه به شما گفته باشه؟
خب، اون به ما گفت که همسرتون از حمله قلبی رنج نمی برده
منظورتون چیه؟
درسته، اون یه بازی بوده
آقای ورمسر از یک بیماریِ تحقیرآمیز دیگر رنج می برده
طبق گفته های دکتر اون ناتوان بوده
خب توجیه ای بوده برای کمبود احساس نسبت به شما
که از خودش درآورده
اون داستان حمله قلبی رو خودش ساخته
حقیقت نداره باور نمی کنم
یعنی رابطه اون با شما یک رابطه ی معمولی بوده؟
رابطه جنسی
نه
پس حرفهای دکتر درست بوده
ما چندتا خبر دیگه برای شما داریم
که گفتنش شما رو سورپرایز می کنه
لطفا بشینید
ممنون. ایستاده راحتم
اوه نه، بازرس ویون درست میگه بهتره که بشینید
ما ماشینِ شما رو پیدا کردیم
نزدیک منتون از دره سقوط کرده
جسد و زخمی داخل ماشین پیدا نشده
فکر می کنیم راننده پرتاب شده
و آب اونو برده
عقب ماشین یه کت اسپرت پیدا کردیم
که داخلش کارت شناسایی جوزف مارل بود
نویسنده، که در سنت تروپه زندگی میکنه
خدای من
این یه چیز خیلی نادره
ما خونه ی جوزف مارل رو بررسی کردیم و اینو پیدا کردیم
در اتاق نشیمن، زیر کوسن
برای شماست، مگه نه؟
اما من هرگز به خانه ی آقای مارل نرفتم هرگز
بازجویی رسمی برای ناپدید شدن همسر شما آغاز شده
خانم ورمسر
قاضی خیلی مشتاقِ
که با شما بعنوان شاهد اصلی صحبت کنه
وکیل شما معذرت خواهی کرده اون کمی دیر میرسه
برای اون غیرعادی نیست
نمی شناسمش
هنوز ایشون رو ندیدید؟
یکی از دوستان شوهرم اونو پیشنهاد داد
با توجه به چیزایی که ازش دیدم خیلی با استعداده
نگران نباشید، استعداد داره
من نگران نیستم قربان
ولی فکر کنم باید نگران باشید
شما در مظان اتهام قرار دارید
بدون وکیلم دیگه به این بحث ادامه نمیدم
حق با شماست، خانم
به من سیگار تعارف نمی کنید؟
ممنون سیگار خودمو ترجیح میدم
اعصاب شما فولادیست، آفرین
امیدوارم همینجور بتونید ادامه بدید
بابت تأخیر متأسفم
خانم ورمسر اونا شما رو دچار مشکل کردن، ها؟
نگران نباشید، من اینجام که از شما دفاع کنم
من آلبرت لِگال هستم بهترین اسم برای یک وکیل، نه؟
می دونم آشفته اید
خب با احترام می دونم آزار زنان زیبا رو دوست دارید
اما مجبورم ازتون درخواست کنم چند دقیقه دست نگه دارید
چون هنوز با موکلم تنها صحبت نکردم
جایی هست که بتونیم صحبت کنیم؟ قول میدم بیشتر از ده دقیقه نشه
من تحت تأثیر قرار نگرفتم اما به شما وقت میدم
لطفا آقای لگال و موکلشون رو راهنمایی کنید
خیلی ممنون سپاسگزارم
شما یک زن فوق العاده هستید
بله، خوبه لطفا کنار در نایستید
لطفا بشینید
شما خیلی از همسرتون جوانترید
این موضوع کمکی نمی کنه
من کمی دیر کردم چون رفته بودم بعضی ها رو ببینم
بانکدار همسرتون همسایه تون، و همچنین
آژانس املاکی که به خونه تون رسیدگی می کنه و البته گاراژ
خب حالا پلیس مطمئنه که همسرتون رو کشتید
با اون مرد شروع کنیم اسمش چیه؟
جف مارل
آره، همین بود
مثل رمان ها بگم بیشتر از یک دوست بود؟
نه، نبود
شما اسمش رو مثل یک دوست ساده نگفتید
مراقب باشید
چند بار ملاقاتش کردید؟
اونا دوست داشتن حرف بزنن
اونا با هم مشروب می خوردن
اینطور نگید لوئیز مثل یه ماهی می نوشید
شاید وقتی قلبش درد می گرفت کمی کمش می کرد
به محض اینکه حالش خوب میشد دوباره مشروب می خورد
اما این مشکلی نبود
شما زندگی عادی داشتید منظورم بعنوان زن و شوهره؟
ما رختخوابمون جدا بود
در مورد اون گوشواره بگید، مال شماست؟
بله
شما هرگز به خونه اش نرفتید؟
چرا، یکبار
دروغ گفتن کمکی نمی کنه
تمام داستان رو به من بگید
چند هفته پیش بود مدتی بود ازش خبری نبود
لوئیز ازم خواست که برم ببینمش
در باز بود و من رفتم داخل
کسی خونه نبود
سیگار کشیدم و منتظر بودم اما خبری ازش نشد
چند روز بعد، فهمیدیم که اون چند روزیه که ایتالیاست
می دونم، تو این قضیه شکی نیست اون این هفته برگشته
ما نمی تونیم قاضی رو منتظر بذاریم
اجازه بده مراقب همه چیز باشم
اینو با خودت تکرار کن "تمام تله ها رو می بندیم"
گرفتی، جولی؟
گرفتم، آقای لگال
اگر به حرفام خوب گوش بدید خوش شانسی
وگرنه مثل ته سیگار میندازمتون اونور
خیلی که طول نکشید؟
لطفا وکیل مدافع رقص و آوازتو شروع نکن
چون در نهایت میرید روی اعصاب من
احساس نکنید پرونده ی ساده ایه تنها قصد من اجرای عدالته
اوه بشینید منو گیج کردید
لطفا خانم ورمسر، بشینید
- چندتا سئوال دارم که ازتون بپرسم - بله
در مورد چی؟
آقای ورمسر و البته ناپدید شدنشون
ببخشید پلیس که گزارش کاملی به شما داده
بله، پلیس گزارش کرده که
آقای ورمسر دزدیده و کشته شده، وکیل مدافع
این چیزیه که خانم ورمسر به آن متهم شدن
این گزارش مدعی شده که قتل با همکاری جوزف مارل انجام شده
خانم جولی ورمسر متولد شومان
خب، اینو که ما می دونستیم
پلیس یک تئوری هم مطرح کرده
لوئیس ورمسر مرده یا بیهوش شده در قایقش دوشنبه صبح
اون روز صبح همسایه شون، خانم شووینه دیده که
مردی یک کیسه بزرگ به سمت ساحل حمل می کرده
پلیس احتمال میده که اون
جسد لوئیز ورمسر بوده که توسط جوزف مارل حمل میشده
مارلو جسد رو به دریا پرتاب می کنه و بعدش
با شنا به ساحل بر می گرده
بعدش بر میگرده و تایپ کردن رو تمام شب ادامه میده
منو ببخشید خانم ورمسر یه لیوان آب احتیاج داره
- اینجا؟ - بله
- بهترید؟ - بله
خوبید؟
بله، من خوبم
لطفا ادامه بدید
شما خیلی مهربون هستین
مارل پول رو برمیداره و بقیه اش هم از قایق پیدا می کنه
شایدم هرگز همراه جسد پولی نبوده
چیزی در حدود 2 میلیون فرانک
دویست میلیون فرانک قدیم
و بعد ماشین داتسون جدید خانم ورمسر رو برمیداره
فرار میکنه و قرار میشه که خانم ورمسر بعدا به او ملحق بشه
پلیس گزارش کرده اونا عاشق هم هستن
اما هرگز موفق به دیدار هم نمیشن چون او در یک تصادف کشته میشه
خب
من فقط می تونم از دلایل پلیس تعریف کنم
با اشکال میشه قبول کرد که مارل، لوئیز ورمسرو کشته
خب، من خوشحالم که توافق داریم
بله، چیزی که من فهمیدم
جف مارل از دوستی با آقای ورمسر دست میکشه
اون تقریبا ورشکسته بوده
فکر می کنم این خودش دلیل خوبی برای اثبات گناهش باشه
البته خودرو به سرقت رفته
خانم ورمسرگفته همسرشون ماشینو قرض داده به مارل
حتی اصرار هم کرده
بین ما خیلی اختلاف هست
خیلی خب، خوبه خوبه. دیگه چی؟
لکه ی خون در قایق
خون؟ قضیه ش چیه؟
مدارک افزوده
مطمئن شدیم وقتی گزارش پلیس کامل شد
- یه تله ست، مگه نه؟ - خواهش میکنم
داریم در مورد یک لکه ی خونِ کوچک در قایق صحبت می کنیم
قبل از کشته شدن آقای ورمسر با قاتلش درگیری داشته
گروه خونی مشابه با گروه خونی مارل
که ثابت می کنه مارل اونجا بوده
چه گروهی خونی؟
O متفاوت با خانم ورمسر
خیلی خب
دیگه چی؟
نامه ی مارلو
که از منتون برای خانم ورمسر فرستاده
نامه رو دارید؟
نه، اما می دونیم خانم ورمسر اونو دریافت کرده
در روز مرگِ مارل
بازرس مطمئنه پستچی نامه ای که مهره منتون خورده بود رو یادشه
یعنی چی؟ کی مهر منتون یادش می مونه
ماداسگار نه، تاهیتی نه اما منتون آره. اوه نه
حالتون خوبه آقای وکیل؟
این واضحه که پستچی خبر ناپدید شدن آقای ورمسرو شنیده
این طبیعیه که در مورد نامه های همسرش کنجکاو باشه
خب، اما هیچ دلیلی نیست که اون از طرف مارل بوده
نظر دیگه ای ندارید؟
نه، نامه قطعا از طرف مارل بوده
خانم ورمسر در مورد نامه با من صحبت کرده بود
مارل گفته که روزنامه ها رو دیده و داره بر می گرده
چون پلیس ناپدید شدن ماشین رو مطرح کرده
آقای وکیل خوش شانس نیستید
چون ماشین در مسیر عکس در حال حرکت بوده هنگام تصادف
البته، مارل در نامه دروغ گفته
اون می خواسته خانم ورمسر رو آروم کنه
برای خودش زمان بخره و به حرکتش ادامه بده
شما می گید که تنها هدفش آروم کردن خانم بوده
چطور اینو توضیح می دید؟
این در کت اسپرت به جا مانده در ماشین پیدا شده
دست خط خانم ورمسره بررسی کردیم
آفرین کارتون خوبه
گمان کنم یه نامه داری
دست خط شماست، درسته؟
فکر می کردم نامه دارید؟
نه، اما منطقی به نظر میرسه که نامه رو توی جیب شلوارش قرار داده
منطقیه
بله، منطقیه اما خیلی بد
این نامه ممکنه بی گناهی خانم ورمسرو اثبات کنه
چطور ممکنه؟
خیلی ساده، خانم ورمسر به من گفته بود که او یه نامه نوشته
حاضر اونو تکرار کنه
خیلی ساده...او التماس کرده بود به جوزف مارل که فورا برگرده
مردی که وانمود می کرد یه دوسته نمی تونست خیانت کنه
خب اون مشکوک شد پلیس هم تایید کرده
دلیلش هم اینه که حساب مالی شوهرش رو چک کرده
آقای وکیل، خانم ورمسر خودش می تونه همه چیزو بگه
بله البته، می فهمم، اما
بهش نامه نوشت و التماس کرد که خودش رو مبری کنه
اون مطمئن بود ولی باز نامه رو نوشت
خودتون بگید
دقیقا همینطوره
بازرس ویون رفت به محل اقامت مارل
و اینو روی تخت پیدا کرد
و دومین گوشواره رو توی کمد لباس پیدا کرد
تعجب کردی؟
چطور ممکنه؟
داستانش طولانیه
نگران نباش، نمی خوام بکشمت
باید بکشمت ولی اینکارو نمی کنم
هیچ کسی به من مضنون نشد
از وقتی من مُردم خوش میگذره، نه؟
چه اتفاقی افتاد؟
تو یه دختر زیبا هستی
بیا اینجا
بیا اینجا
باید چشماتو باز کنی
شگفت آوره
تو حتی نمی ترسی
البته که می ترسم
بهم بگو چه اتفاقی افتاد
خیلی ساده ست
نقشه ات بر آب شد
از اول همه چی رو می دونستم
یک شب که حالم خوب نبود بیدار شدم احتیاج به هوای تازه داشتم
تو و جف رو اون شب دیدم
از اون شب به بعد تصمیم گرفتم دیگه مشروب نخورم، و صداتو شنیدم
از اون شب به بعد و خیلی شب های دیگه
شنیدم، شنیدم، شنیدم...
تا یک شب شنیدم که جف در مورد کشتن من حرف میزنه
و بازی شروع شد
البته برای من بیشتر از یک بازی بود
میخوای چکار کنی جف؟ میخوای بکشیش؟
میخوای بکشیش؟
دوست داری در مورد اون شبی که منو کشتی بهت بگم؟
رفتم به رختخواب
فکر کردی که من خوابم
اما نبودم
صبر کردم تا جف بره خونه
بعد زدمش
میخوای بدونی با چی زدمش؟
درست با همون چماقی که بعدش استفاده کردی
بعد اونو بردم به اتاق
و گذاشتمش روی رختخوابم
بعدش خیلی ساده ست من نقشه ی شما رو انجام دادم
رفتم خونه ی جف و تایپ کردم
تا 5 صبح
اومدم خونه از در پشتی
اگر رفته بودم طبقه ی بالا داخل اتاقت چی؟
خب، جسد جف رو می دیدی
و بعد باید توجیه می کردم که تو اینکارو کردی
و باید با همدیگر باشیم
بعدش شاید تو التماس می کردی که کمکش کنم
منم باید می گفتم "بله، البته عزیزم".
اما برگردیم به اون شب شگفت انگیز
وقتی که روی دریا بودیم
مجبورش کردم تا ویسکی بخوره تا کامل به هوش بیاد
اونو بیدار کردی؟ چرا؟
برای لذت بردن می خواستم خودش رو ببینه
اونو مجبور کردم که بنویسه یه اعتراف کامل
اون گفت که تو همدستش بودی
اون نوشت؟
البته، انتخابی نداشت یا باید می نوشت یا می مُرد
نوشت و بعدش امضاء کرد
بعدش چکار کردی؟
زدمش
کشیدمش سمت دیگر قایق
سرش رو بردم زیر آب تا خفه بشه
و اجازه دادم دریا اونو ببره
فکر نمی کردی از پسش بربیام؟
فهمیدنش آسونه
این اولین بار بود که زنم می خواست منو بکشه
وقتی یک مرد متوجه میشه که زنش نقشه ی کشتن اون داره، به هر کاری تواناست
تو مریضی لوئیز، تو دیوانه ای
نه، مریض نیستم، خیلی هم سالمم
و تمام نشدم، عزیزم
نامه هایی که از طرف جف می رسید، من می نوشتم
تصادف ماشین کار من بود و پاکتو من توی جیبش گذاشتم
و گوشواره های داخل خانه ش
و جواهرات را در یک جای امن گذاشتم همه ش رو من انجام دادم، من تنها
تو چکار تونستی بکنی؟ هیچی
عاشقی نداری، جواهری نداری
هیچی نداری و این چیزیه که من بهش میگم عدالت
اینطور فکر می کنی؟
مضحکه اینجا با جف عشق بازی کردی
حالا میخوای با من انجام بدی
می دونم یک مرد کافی برات نبودم
چی میخوای؟
چیو میخوای ثابت کنی؟
نمی خوام چیزی رو ثابت کنم
از الان، ما یک رابطه ی کامل و جدید داریم
اوه بله
یک رابطه کامل جدید؟ این که برای تو غیرممکنه
حتی اگر بخوای
می بینیم
لوئیز شوخی می کنی
نه شوخی نمی کنم
تو دقیقا اون کاری رو که من می خوام انجام میدی یا میرم پیش پلیس
باشه، بریم توی رختخواب
نه، همین جا
جایی که تو باهاش عشق بازی کردی
همین الان
مادر به خطا
تو یه حرومزاده ای
مشروب میخوای لوئیز؟
نه، ممنون. دیگه مشروب نمی خورم
- خورشیدت - ممنون
اینو کنار پولی که گذاشته بودی پیدا کردم
این به رابطه ی جدیدمون معنی میده؟
آره همینطوره
پانصد فرانک. پولِ بدی نیست برای بودن با شوهر عوضیم. ممنون
فراموش نکن شوهرت مرده
فکر می کنی چقدر می تونه داوم بیاره، لوئیز؟
خدا می دونه
نفرت انگیزه؟
تنفره؟ یا چیزه دیگه؟
پذیرش تنفر
شاید بعدش خوشبختی بیاد سراغمون
خوشبختی
چطور تو با زنی زندگی می کنی که سعی کرده تو رو بکشه؟ چطور؟
میلیون ها زن وجود داره که آرزوی کشتن شوهرشون رو دارن
و میلیون ها شوهر که آرزوی کشتن زنشون رو دارن
فقط فرقش اینه که تو تلاشت رو کردی
نه اینطور نیست من واقعا می خواستم تو رو بکشم، لوئیز
آره، به خوبی می فهمم، و حالا
من واقعا سعی می کنم که تو رو ببخشم
تو فکر می کنی من می تونستم چیزی جز نفرت نسبت به تو داشته باشم؟
حتی بعد از دیشب؟
دیشب فرق داره
چی تو رو خوب کرد؟
دیدن تو و جف با همدیگه
هر بار که می دیدم فکر می کردم دیگه نمی تونم
ممکن بود ترک کنم
اما بر می گشتم و دوباره تماشا می کردم
شب های متوالی
نگاه کردم، و سرانجام
یک روز، احساسم عوض شد
تقریبا تبدیل به اون شدم
بعدش دوباره یک مرد بودم
و تمام تشویشم ناپدید شد
کابوس ها از بین رفت
خنده داره، ازت ممنونم دوباره احساس زندگی دارم
عاشق زندگی هستم
مطمئنی لوئیز؟
اشتباه می کنم؟
واقعا هیچ پولی نداری؟
واقعا حتی به سختی خودمو سیر می کنم
لوئیز همه چیزو برای خودش کرد
همه پسندازمون، همه سهام مون. همه چیز
خب و تو...
ببین، خیلی متأسفم، نمی دونستم
در این مدت من می تونم بهت پول قرض بدم
در این مدت؟ نمی دونم چطور بهت برگردونم
نگران نباش، یه راهی پیدا می کنیم
نه، ممکن نیست
فکر کرده بودم که لوئیز هیچ بیمه ای نداره؟
البته که داره پنجاه میلیون فرانک قدیم، فکر کنم
نمی تونم اونو بعنوان وام بگیرم؟
ده میلیون رو می تونی بگیری
بیشتر نه؟
چقدر میخوای؟
سی یا چهل تا احتیاج دارم
تو این همه پولو میخوای چکار، جولی؟
جورج من هیچی ندارم
لوئیز خونه رو فروخت من احتیاج به جایی دارم که زندگی کنم
و میخوام اینجارو ترک کنم می خوام همه چی رو فراموش کنم
خب دیگه چیزی نیست که بخواد تو رو اذیت کنه
باید درک کنی فرایند ارث و میراث کمی طولانیه
مرگ لوئیز باید رسمی بشه و احتیاج داریم قانونیش کنیم
ممکنه یک سال طول بکشه
با شانس، شاید بتونم درآمد ماهیانه کوچکی ردیف کنم
اما نه اونقدری که تو میخوای
من می خوام بهت کمک کنم هرچقدر که بتونم، اینو بدون
اگر نمی دونی که کجا بری من می تونم درستش کنم
اگر هیچی نداری بخوری من می تونم غذامو شریک بشم
اما اون پولی رو که میخوای نمی تونم ردیف کنم
تو نباید بری، جولی
بد نبود، ها؟
عالی بود با توجه به باد
خیلی بده که بزودی داری میری می تونستی بیشتر بمونی
- داشتم به پرونده ورمسر فکر می کردم - آره؟
از عملکردمون متعجبم؟
چطور؟
پرونده رو باید باز کنیم
ما یکی رو که کلید پرونده ست نادیده گرفتیم
کی؟
- لوئیز ورمسر - نوبت توئه، فرناند
طوری صحبت می کنی که انگار زنده ست
چرا نباید زنده باشه؟
ما باید به کارهایی که لوئیز ورمسر قبل از جنایت کرده فکر کنیم
اون همه ی پولشو برداشت کرده
خونه شو برای فروش گذاشته و هیچی به زنش نگفته
بعد از ده سال که ازدواج کردن
جولی زیبا خودش رو تنها و داغون می بینه
وقتی که اون ناپدید شد و البته مضنون
می تونه تنبیه ای برای او باشه
که سزاوارش هم هست
باور کن اون یه فاحشه ی واقعیه
چیزی که می مونه اینه که تصادفی بوده یا برنامه ریزی شده؟
تو فکر می کنی ورمسر قبل از ناپدید شدن همه چیزو برنامه ریزی کرده؟
بله، این چیزیه که فکر می کنم
اون می دونست که زنش با مارل خوابیده
دلیل کافی برای تنبیه ی اون نداشته؟
شاید می دونسته اون دوتا کبوتر عاشق نقشه ی کشتنش رو داشتن
آره، اما اونا وقت کافی نداشتن، نه؟
نه، اینطور فکر نمی کنم دسر میخوای؟
نه، ممنون، فقط قهوه
مشروب ندارید؟ آب زردآلو یا چیز دیگه؟
ما کنیاک محلی داریم
عالیه دوتا کنیاک و سیگار لطفا
یه چیزی همیشه در مورد گوشواره ها منو اذیت میکرد
نمی تونی اونارو بهمون راحتی گم کنی و بهش توجه نکنی
بنظرم گوشواره ها برنامه ریزی شده اونجا قرار گرفته تا جولی مضنون بشه
و مارل انگیزه ای نداشته اما ورمسر قطعا داشته
درسته
فکر می کنم این اولین کار ورمسر بوده
و در جاهای مختلف خونه ی مارل میذاره
بعد اونو در قایق میکشه اونم خون مارل بود، درسته؟
خون ورمسر نبود
بعد ماشین رو می دزده
و اون نامه ها رو می نویسه
تصادف ماشین چی؟
- بازم کنیاک میخوای؟ - با کمال میل
تصادف؟ خیلی ساده ست
ورمسر مدارک مارل رو قبل از اینکه پرتش کنه توی دریا برمیداره
و همچنین کتش
و پاکت نامه ای که جولی فرستاده بود
ورمسر هوشمندانه عمل کرده
محتویات نامه شامل چیزهایی بوده که ثابت میکرده
جولی تلاش برای قتل همسرش داشته
سرانجام، ناپدید شدن پاکت
و این قضایا برای پلیس اثبات می کنه که مارل قاتل بوده
مارو سرکار گذاشت، حرومزاده
مارل نباید پاکت رو جا میگذاشت اگر تصادف جعلی بوده
ورمسر قطعا کارش خوب بوده به هرچی خواست رسید
زنشو پرت کرد توی خیابون عاشقش رو کشت
پولشم حفظ کرد
می دونی خیلی باهوشی چطور فهمیدی
هوش نیست، پشتکاره
فکر می کنی ورمسر کجا پنهان شده؟
توقعت زیاده اما اگر من بودم
می رفتم پیش مشاور مالی
کی؟ جورج توهن؟
بله توهن بهترین دوستشه
اون مطمئنا دیر یا زود باهاش تماس می گیره
اگر جای تو بودم تحت نظر می گرفتمش
چرا انقدر عجیب غریب شدی، لوئیز؟
چون از اینکه مثل یه دزد رفت و آمد کنم خسته شدم
- مجبور نیستی - نه
- نه، خیلی ساده برو پیش پلیس - خوبه
- بهشون بگم فراموشی دارم - آره
هرگز باور نمی کنن
- لوئیز - صبر کن
فرض کن من برم پیش پلیس توضیح بدم البته شوخی می کنم
تو باید چکار کنی؟
من کنارت می مونم
هیچ سئوالی نمی پرسن
اگر من باهات باشم اونا هیچی نمی پرسن
ما به زندگیمون بر می گردیم؟
من تلاش می کنم، بهرحال
تو عوض شدی لوئیز منم عوض شدم
نمی تونم باور کنم
لوئیز خواهش می کنم
خواهش میکنم، بیا سعی کنیم
سعی، اما چطور حتی اگر 20 سال باهم زندگی کنیم
من همیشه بهش فکر می کنم به دلیل اعترافت
بریزش دور ما می تونیم همه چیزو فراموش کنیم
خیلی خوبه تبریک میگم
چی داری میگی؟
خیلی واضحه
بهت میگم دقیقا چی فکر می کنم
ازم میخوای اون اعتراف رو فراموش کنم تو میخوای جف برگرده
جواهرات و خانه و همه چیز برگرده تو عاشقم نیستی
- من دیوونه نیستم، من احمق نیستم - لوئیز
- شب بخیر خانم ورمسر - شب بخیر آقایون
شب بخیر خانم
خوشحالم شما رو اینجا می بینم
بدون لطف شما نمیشد
خانم پلیس وظیفه ش بوده
بعضی وقتها مجبوریم فضولی کنیم
اونو بر علیه بازرس استفاده نکنید می تونیم صحبت کنیم؟
این ساعت؟
خب، آقایون شما خیلی خوش شانسید که هنوز بیدارم
بله، می دونم لطفا مارو ببخشید
اما به نتایج جالبی رسیدیم که خواستیم بهتون بگیم
بله و مایلم یه سئوال کوچک ازتون بپرسم
شما هیچ خبری از شوهرتون ندارید؟
البته که نه، بهتون گفته بودم
بدون شک
چرا این سئوال احمقانه رو می پرسید؟
اوه، احمقانه نیست خانم
امکانش هست که هنوز همسرتون زنده باشه
اوه خواهش می کنم، شما حق ندارید با اعصاب مردم بازی کنید
شما مرگ شوهر منو به تمسخر گرفتید
ما بازی نمی کنیم این یک بازی نیست
ما بیکار نیستیم ما دنبال حقیقتیم
حقیقت؟ حقیقت انواع زیادی داره
بازرس من گزارش پلیس رو فراموش نکردم
سه روز پیش من مطمئنا قاتل همسرم بودم
و شریک جرم
خب، فکر می کنم حقایق می تونه از راه دیگه ای هم تفسیر بشه
راستی؟ فکر نکنم شما توانایی فکر کردن داشته باشید بازرس؟
این یه تهدیده؟
گوش کن خانم امکانش هست که شوهر شما زنده باشه
اگر اون زنده بود باید می اومد اینجا
نه، شاید از ضربه ای که به سرش خورده رنج میبره
و حافظه شو از دست داده
چرا بازرس باید ازتون بپرسه اگر خودش خبر داره
نه من هیچ خبری ازش ندارم
خب، دیگه بیشتر از این نمی خواهیم وقتتون رو بگیریم
مطمئنم اگر شوهرتون رو دیدید با ما تماس می گیرید؟
بازرس، اگر اونو ببینم خودمو میندازم تو بغلش
میخوام بخوابم
تو خیلی خوبی من یه احمقم
منو ببخش
برای آرامش تو خیلی کمه
آره، ما مجبوریم بریم من نمی تونم تمام عمرم مخفی بشم
منظورت چیه؟
چرا نمی خوای من عاشقت باشم؟
حتما، می خوام عاشقم باشی
کاری که می کنیم اینه
من بهت اعتماد می کنم اگر تو بهم اعتماد کنی
من تو رو می بخشم همونطور که تو منو می بخشی
باشه؟
باشه
اونا رفتن
ماشین داری؟
سوار شو
جورج در مورد من و جف می دونه؟
جورج همه چیزو می دونه
چرا اومدید اینجا؟ دیوانه ای
نه، نه. بی خیال
پلیس اومده بود خونه مون فکر می کنن من زنده ام
جولی تنهایی اونا رو دست به سر کرد خیلی عالی
همه ی چیزی که میخواد اینه که اعتراف شو پس بگیره
می بینی بعدش چه سریع نظرش رو عوض می کنه
منزجر کننده ست
اون میخواد هر طوری شده پولت رو بگیره
امروز صبح بهم نشون داد برای بدست آوردن نان به هر کاری تن میده
چرا از من متنفری؟
من مثل این زن نیستم دوست عزیز
اون سعی کرد تو رو بکشه و پولتو صاحب بشه
و مدتی با اون جف احمق بود
اگر می تونست طلاهاتو هم می دزدید حالا بهش اعتماد می کنی؟
و تصمیم داری باهاش ادامه بدی؟
آره درسته
تو واقعا بچه ای
بچه نیستم من عاشقشم
و میخوام باهاش بمونم
چیزی که احتیاج داری اینه که اعترافات جف بدی به پلیس
می تونی یه زندگی جدید داشته باشی تو لیاقتشو داری
نه، من اینکارو باهاش نمی کنم
- باشه، تو خیلی احمقی - جورج
ببخشید اما جولی زن منه
و تو باید با احترام باهاش صحبت کنی
سعی می کنم، خیلی سعی می کنم
کافیه
این مسخره بازی باید تموم بشه دیگه کافیه
دست از سرم بردار می دونی که هیچی برای از دست دادن ندارم
خفه شو، زن احمق
نه، خفه نمیشم
تو نمی تونی خفه ام کنی تو حق نداری
لوئیز منو ببخشیده
ما دوباره شروع کردیم و تو نمی تونی خفه ام کنی
اعتراف جف و پول لوئیز یه جای امن در خونه ی منه
جورج، لطفا تمومش کن
- خوبه، همه چیز ردیفه - جف
بله حالا همه ی مرده ها زنده شدن
مطمئنم اون یه آشی پخته
فاحشه بیشتر از چیزی که به ما گفت، می دونست
تو یه زن ستیزی، پیرمرد
نمی دونم، اما می ترسم زنهایی مثل اون شلوارمو در بیارن
اون احتیاجی به در آوردن شلوار من نداره
تو فکر می کنی که شوهرشو دیده؟
شک ندارم
خنده داره. منم تا یه تئوری میدم تو دوتا پایی میپری روش
بهرحال، چیزی نداریم که ثابت کنیم که ورمسر زنده است
تو اونو بهم ثابت کردی
اگر اونو دیده می دونه که فاسقش رو کشته
چرا نباید نظرش عوض بشه؟
نمی تونه. چون آقای ورمسر اونو توی دستش داره مارل سعی کرده بود اونو بکشه
یکی به نفع تو حق باتوست
ساندویچت خیلی خوبه
کره و ژامبون بیشتری بذار
خدایا من احمق بودم. باید شب و روز ویلا رو تحت نظر می گرفتم
به جای تحت نظر گرفتن مشاور مالی
تلویزیونت کار می کنه؟
آره، کار می کنه. اما باید بزنی تو سرش
ولی دیگه ساعت یازده و نیمه
تو می دونستی اون زنده ست؟
البته که می دونست تمام این مدت سرکار بودی
جولی باید قدرش رو بدونی
یالا لوئیز کمی از طرح هوشمندانه ت بگو
چی میخوای؟
بهت میگم چی میخوام
دختر پول و جواهرات
و همه شون بدست میارم
اون بهت گفته بودم که من مُردم؟
آره...گفته بود
من هرگز نمی تونستم کسی رو بکشم
بهش بگو، بهش بگو چه اتفاقی افتاد
ما روی قایق بودیم
تفنگم به سمتش بود
بهش گفتم میخوام بکشمت
گفتم که همه چیزو می دونستم
اون گریه کرد و گفت ببخشمش
شروع کرد به گریه
مراقب باش، حالا من اسلحه دارم
اسلحه دیگه الان نمی تونه چیزیو عوض کنه
بعدش، من اونو مجبور کردم که اعترافشو بنویسه و امضاء کنه
بهش 50،000 هزار فرانک جدید پیشنهاد دادم
و اونم گرفت
من میخواستم پول بیشتری بهش بدم
بازنده ی بدبخت، اون همه ی پولت بود
کی برگشتی؟
همون موقع که اون برگشت من عشق بازی شما رو دیدم
کارتو کردی، ها؟
آره
تو خفه شو دارم با اون حرف می زنم
من همیشه بهت فکر می کردم، جف
جولی
با من میای
ما بقیه پولو می خواهیم همچنین جواهرات و اعتراف من
مراقبش باش نیم ساعته بر می گردم
جف! بذار من با اون باشم لطفا
خیلی مراقبش باش
تو به من دروغ گفتی
ساکت باش
اونا رفتن
لوئیز
چی شده؟
حرف بزن، لوئیز
خودت می دونی یه کلک بود نه بیشتر
کلک، هم بعضی موقع ها آدمو می کشه
اگرم بهش فکر نکنیم بالاخره یه روز اتفاق می افته
طاقت بیار طاقت بیار، تکون نخور
طاقت بیار، من زود برمیگردم
خوبه، همین جا بمون
لعنت
درست به موقع
سلام بله، خودمم
- خودشه؟ - صبر کن
بهش بگو توهن با یه مرده اومد که می تونه جف مارل باشه
توهن با یه مرده اومد که می تونه جف مارل باشه
مطمئنی؟
توهن با یه مرده وارد خونه اش شده که می تونه جف مارل باشه
چی؟
- چکار کنیم؟ - یه لحظه صبر کن
الو، یه لحظه صبر کن اجازه بده فکر کنیم
بهشون بگو صبر کنن اگر کسی بیرون اومد، مخفیانه تعقیبش کنن
آماده باشید اگر کسی اومد بیرون، تعقیبش کنید
میگه صبر کنید اگر کسی اومد بیرون تعقیبش کنید
بگو داریم میاییم
- الو، همه چی ردیفه - خیلی خوبه، بازرس
چه افتضاحی
اینجا چکار می کنی؟
لوئیز داره می میره، عجله کن
جولی
چی شد؟ بهش شلیک کردی؟
داره می میره
قلبش درد می کنه
عجله کن
نه، نه! نایست
چرا؟ همه چیز ردیفه
نایست، اون داره می میره
دویست تا از توهن گرفتم و اعترافم رو سوزوندم
جورج کجاست؟
نگرانش نباش
اونو کشتی؟
مهم نیست، اگر شوهرت بمیره به چیزی که می خواهیم می رسیم
همه چیز به خوبی پیش رفته، ها؟
من نمی تونم اینجوری ولش کنم داره درد می کشه
قراره اشکمو در بیاری
بیا از اینجا بریم ناپدید بشیم
ما آزاد و پولداریم، پولدار
من نمی خوام با تو بیام
تو فقط عاشق پولی
میخوای مثل یه تیکه گُه منو دفع کنی؟ فاحشه
مال منی می شنوی، مال منی
مال منی میخوام کارتو بسازم، آشغال
جوری داد بزنی که تا حالا نزده باشی مال منی
- نه جف - بهم بگو چی میخوای، دوباره بگو
- نه، دوباره بگو - نه
- دوباره بگو - نه
جولی، جولی
باید شوهرمو نجات بدیم
باید شوهرمو نجات بدیم
باید شوهرمو نجات بدیم
همسرتون فوت کرد خانم
موکلتون در دفتر سبز منتظره
- کجاست؟ - دنبالم بیایید
ممنون
به نظر خوب نیستید
نمی خواهید با من حرف بزنید؟ درسته فایده ای نداره ولی خوبه
خب، نمی خوای حرف بزنی
گفته بودم که دچار آسیب روانی شدی قابل فهمه
وضعیتِ تو می تونست بدتر باشه
ما قراره دوست پسرت رو گیر بندازیم
شرط می بندم ده تا پانزده سال بهش میخوره
همانطور برای شما عزیزم
من میخوام برات عفو بگیرم
فوقش یک سال، یک سال با عفو مشروط بهت بخوره
قابل تحمل نیست
میخوای چی بگم؟
نمی دونم، می تونستی تشکر کنی
ممنون
هر چی بخوای می تونی داشته باشی
تو پولداری، و شوهرت مرده
لطفا ساکت باش
یه وکیل هیچ وقت ساکت نمیشه اینو باید بدونی
حاضرم همه چیزمو بدم لوئیز زنده بشه
زن دمدمی مزاج
احساس می کنم ازم متنفری
نه، اصلا
چیه؟
عجیبه. زمانیکه تصمیم گرفتم شوهرمو بکشم هیچ اتفاقی برام نافتاد
حالا که سعی دارم نجاتش بدم دارم مجازات میشم
خانم زیبا این پازل عدالته
حقیقت اینه که مردم هر چیو بخوان باور می کنن
و فراموش نکن که دنیا، دنیای مردانه ست
با قوانینی ساخته شده توسط مردها برای مردها
عدالت مردانه
هرگز نخواستید حرفمو بفهمید
قانون لعنتی قابل فهم نیست
قاضی منتظره
جولی
جولی
جولی
جولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.