Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
!ونسا
!باید مطمئن بشم زنده میمونی
!چی؟ - تو خواهر منی! دوستت دارم -
!اگه دوستم داری پس برگرد
باید تنهایی اینکارو بکنم
سم
برو پیداش کن
دیگه بهم نیاز نداری
خودت از پسش برمیای
قبلا تو رو دیدم
در آغاز
وقتی یه بچه بودم
اولین بار که غضبت شروع شد
از اینکار خوشت میاد؟
از ترسوندن بچهها؟
من سراغ کسانی میرم که به نظر آیندهی خوبی دارن
از چه لحاظ؟
فکر کنم توی اعماق وجودت میدونی
واقعا کی هستی و چی میخوای؟
من یه غیبگو ام
یه فرستاده
یه ندا دهنده به برگزیده
به نظرم شبیه یه الدر هستی
یا بدتر
تو با شمشیر فلزیات من رو تهدید میکنی
تو نمیتونی چیزی که در ذهن داری رو نابود کنی
و اون چیه؟
بذر عطشت
خشم
غضب
حالا اون بذر ریشه داده
با خون یک قربانی تغذیه شده
چه قربانیای؟
،تو قبلا هم خون نوشیدی و حالا به خاطرش آدم کُشتی
دوستش داشتی
این در وجودت جریان داره
دیگه تکرار نمیشه
این رو میگی ولی خون عمیقتر جاری میشه
بذر رو تغذیه میکنه
من میتونم کنترلش کنم
آره
شاید
ولی چرا؟
تاریکی رو در وجودت بپرور و بعد خودت رو پیدا میکنی
من یه ون هلسینگ هستم
این چیزیه که هستم
کسی باش که واقعا هستی
،بذر تاریکی نگهدارندهی خونش
و من آخرین توتم رو پیدا میکنم و موجود تاریک رو زنده میکنم
بله
آزادش کن
و بعد قلبش رو از سینهاش خارج میکنم و ولش میکنم تا بپوسه
ولی اینکارو میکنی؟
میتونی؟
برای نبرد با تاریکی، روشناییای برات باقی مونده؟
،یه عمل خوب میتونه تفاوت ایجاد کنه
یا تعادل همه چیز رو به هم بزنه
اگه حرفی برای گفتن داری، بگو
من مسیرت رو میبینم
مستقیم نیست
آشکار هم نیست
نامشخصـه
نامشخص
نامشخص
و آغاز میشه
هی
تکون نخور
من سریع و بدون درد کارت رو تموم میکنم
محمد؟
محمد، منم. ونسا
بهت صدمه نمیزنم
منم
منو میشناسی
ونسا
آره
فکر میکردم مُردی
میتونم کمکت کنم
میتونم سعی کنم تبدیلت کنم
!محمد
Cardinal کاری از آریـن @IST_Subs کانال زیرنویس
!محمد
!محمد
!محمد
!محمد
!محمد
فقط میخوام کمکت کنم
!وایسا
باید گازت بگیرم
نه - گوش کن -
!بلند نشو
!جلو نیا
باشه، میخوای راه سخت رو انتخاب کنی
لعنتی
به این راحتی نمیتونی قسر در بری
!فقط ثابت وایسا
!جلو نیا
!وقت برای این مزخرفات ندارم
وندی سلام رسوند
جان؟
ولی فکر کنم هیچوقت واقعا با وندی آشنا نشدی، مگه نه؟
تماشای کشته شدنش به دست اون تفنگدار
فکر نکنم خیلی به حساب بیاد
تو مُردی. من کُشتمت
باور کن یادمه
خب، یکم خودتو به دردسر انداختی
اون جاش میمونه
اینطوری گیر افتادن باید احساس عجیبی داشته باشه
ضعیف، درمونده
یجورایی انگار انسانی
من انسانم
اینطور فکر میکنی؟
...و فکر کنم شاید اون
فکر کنم اون قلاب قلبت رو خراش داده
شاید قلبت مثل بقیهی بدنت ترمیم نمیشه
اگه نظر منو بخوای خیلی با عقل جور در میاد
...بگذریم
فکر کنم نمیتونم خیلی تو رو به خاطر کاری که اون اکسل عوضی کرد، مقصر بدونم
اینکه نذاشت برم بیرون دنبال همسرم بگردم
،سعی نکرد کمک کنه فقط به سرش شلیک کرد
تصمیم خودش بود، نه من
به هر حال، تو که کمک نکردی
من آوردمش پایین
آوردمش پیش تو تا بتونی باهاش خداحافظی کنی
تو خودت رو تحویل افراد جولیوس ندادی، درسته؟
اونا فقط تو رو میخواستن
من سعی کردم
تو جلوی من رو گرفتی، یادته؟
درسته
،تو گذاشتی اون تفنگدار از کنترل خارج بشه
چون فقط به کسی که خودت دوست داشتی اهمیت میدادی
کسی که ممکن بود از دست بدی. اینو درک میکنم
چی میخوای؟
،شاید بهتره اینو از خودت بپرسی چون مطمئنم
یه توهم از ذهن رو به زوالت هستم
شایدم جلوهای از گناهانت
از شرمساری
اون ساحره تو رو فرستاده
خدا میدونه
شاید
باید بگم نمیشه مطمئن بود، درسته؟
چون من ممکنه توانایی هر کاری رو داشته باشم
،کمک بهت، صدمه زدن بهت
شایدم یکم انتقام گرفتن...ها؟
زودباش
امتحانش کن
نه
نه
فکر کنم فعلا اینکارو نکنم
شاید فقط بذارم یکم دیگه قدرتت کم بشه
همیشه یه جنتلمن هستی، جان
هنوز خونریزی داری، ها؟
میخوام بدونم واقعا همچین چیزی میتونه تو رو بکُشه یا نه
حتی خون آشامها هم میمیرن، درسته؟
من یه خون آشام نیستم، عوضی - آره، حتما -
همش همینو به خودت بگو
میدونی واقعا چی میخوام بدونم؟
دلیل اصلیای که اینجام چیه؟
چرا خیلی بیرحمانه من رو کُشتی؟
ها؟
فکر میکردم قاتل تویی
همه اینطور فکر میکردن
فکر کردی من اون دختره سینتیا رو توی راه پله حلق آویز کردم؟
فکر کردی من به اون یارو که دکی داشت روش کار میکرد، چاقو زدم؟
،فکر کردی من انگشتهاشون رو بریدم
!و گذاشتمشون توی وسایلم؟ مزخرفـه
آره، اونموقع دقیقا شهرت خیلی خوبی نداشتی، جان
اقدام به تجاوز؟
میتونه باعث بشه آدما برداشت اشتباهی داشته باشن
!من هیچ اقدامی نکردم
!من بوسیدمش، اونم منو بوسید
بعد خودش رو کشید کنار
من سعی کردم جلوش رو بگیرم و اون داد زد، باشه؟
من وحشت کردم
یکم گلوش رو فشار دادم تا خفهاش کنم
خب که چی؟
تو واقعا نمیدونی چه عوضیای هستی
ترسیدن جرمی نیست که سزاش مرگ باشه
من مست بودم
همه مست بودیم، یادته؟
...اوه
پس این یعنی میتونی هر کاری بکنی و قسر در بری؟
حرفات مثل تمام مردهاییـه که تا حالا دیدم
فکر میکنی هر بهونهای که بیاری، مشکلی نیست
واسه همین یه خنجر کردی توی گلوم
تو هیچوقت واقعا باور نکردی که من قاتلم
نه کاملا
میدونی چی فکر میکنم؟ - برام مهم نیست چه فکری میکنی -
پس اینجا چیکار میکنم؟
چون کم کم دارم تبدیل به جلوهای
از گناهانت میشم
جدی؟
چون من واقعا احساس گناهکار بودن نمیکنم، جان
دلم میخواست اونکارو بکنم
در واقع ازش لذت بردم
و دوباره هم انجامش میدم
شکی در این مورد ندارم
هیچی
چون میدونم وقتی تمامِ
،اون حرفا دربارهی نجات بشریت
و نهایت تلاش در دوران بد و همهی ،این مزخرفات رو کنار بذاری
مرکز و عمق وجودت مطلقاً سیاهـه
و به نظرم خودتم اینو میدونی
خودت رو بریز بیرون
میدونی، ممکنه کمکت کنه
هی، سرسخت. آویزون بودن چطوره؟
ببخشید، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
جولیوس
خوشحالم میبینمت
واو، این یجورایی گَنده، نه؟
آره، یکم
گوش کن، اون آدم قبلی؟
اونی که داشتی باهاش حرف میزدی؟
،نمیدونم کیه یا چه مشکلی داره
ولی دربارهی عوضی بودنش راست میگفتی
خب، من کُشتمش
و حقش بود
ولی دیگرانی هم هستن - بیخیال -
فکر میکنی داری با کی حرف میزنی؟
اگه فقط یه نفر باشه که مجبوره با
کارایی که کرده زندگی کنه، منم
این فرق داره. تو تبدیل شده بودی
تقصیر تو نیست - جدی؟ -
من قبلا کارای زیادی در قالب انسان کردم که
بهشون افتخار نمیکنم
من تو رو میشناسم، جولیوس
تو خیلی آدم خوبی هستی
تو هم همینطور
دیگه خیلی مطمئن نیستم
من هستم
اون دیگه چی بود؟
نمیدونم ولی فکر کنم وقتم در اینجا تقریبا تموم شده
گوش کن، تو نجاتم دادی
تو آدمای زیادی رو نجات دادی و میدونم که
تو قراره جون سالم به در ببری و هممون رو نجات بدی
نمیدونم
این رو میدونی
من به تو باور دارم و میدونم که تو هم به قلبت باور داری
به قلبت باور داشته باش، ونسا
اگه هنوز یکی داری
توی عمق وجودت چی هست، ونسا؟
چیزی به پوسیدگیِ عمق وجود تو نیست
خون خوشمزهی زیادی ازت خارج شده
چه حیف
بفرما بخور
یه تغییر شاید به نفعت باشه
الان همه چیز رو دربارهی خون میدونی
،اینکه چطور آزارت میده
و احساسِ نیازِ توی شکمت
در بدنت جریان پیدا میکنه
اینکه چطور تو رو سرشار از زندگی میکنه
هیچوقت از شر این نیاز خلاص نمیشی
در درونتـه و خودتم اینو میدونی
قشنگ بگرد. اونجاست
عطش
میل شدید بیشتر
هوسِ بیشتر
من دیگه علاقهای بهش ندارم
من و تو مثل همیم
هر دو قاتلهای ذاتی هستیم
جان
قبل از اون، همسرش
هنوز میتونی صدای جیغش رو بشنوی، مگه نه؟
آدمکُشیهای خودت رو گردن من ننداز
دستهات چقدر به خون آلودهان، ونسا؟
نه به اندازهی دستهای تو
آره
آره، این رو میدونیم
این رو میدونیم
...ولی آخرین قتلت
آخرین قتلت تو رو در مسیر صحیح قرار داد
تسلیم شو، ونسا
تسلیم شو
ترجیح میدم اینجا آویزون بمونم و بپوسم
و خواهی موند
تو همیشه اونی بودی که عذاب میکشه
تو عذاب کشیدن رو دوست داری
میتونستی دخترت رو نجات بدی، ولی نه
تو زیادی درد رو دوست داری
من هر کاری که میتونستم رو کردم
این دروغـه
دیلان
چرا بهم غذا ندادی، مامان؟
من فقط خون میخواستم
تو چجور مادری هستی؟
برای دختر خودت شکار نمیکنی
دیلان، من سعی کردم
نه، نکردی
متاسفم
خیلی متاسفم
هنوز میتونی بهش ملحق بشی
میتونی با اون باشی
میدونی باید چیکار کنی
دیلان
!دیلان
تاریکی داره فرا میخونه
احساس رهایی رو حس کن
!دیلان! دیلان
هرچی که از دست دادی، دوباره میتونه مال تو بشه
!برو پی کارت
دیلان
مطمئنی این برات خوبه؟
،باید بگم
وقتی خون آشام بودم چند بار از سگها تغذیه کردم، ولی خفاشها؟
این بار واقعا خودتی؟
دیگه کی میتونم باشم؟
من همینم که هستم
درست مثل تو
دیگه نمیدونم کی هستم
چرا، میدونی
من یه نفر رو به خاطر خون کُشتم
باید به این خاطر احساس بدی داشته باشی
،ولی نمیتونی بذاری این در مسیر کسی که هستی
و کاری که باید بکنی قرار بگیره
تو قویتر از این حرفایی
در این باره نمیدونم
چرا، میدونی
و الان باید تلاش کنی تا این رو هم بفهمی
این تنها راه خروجـه
تو خیلی مطمئنی
من تو رو میشناسم
عاشقتم
و عشق همیشه پیروز میشه
دروغگو
اون دروغ میگه
بهش نزدیک نشو
نه. نه
نه
بهش صدمه نزن
قبلا زدم
دوباره اینکارو نکنم؟
چرا این کارا رو کردی، سم؟
من سوزان رو کُشتم چون ضعیف بود
چون در عذاب بود
این حقیقت نداره - چرا -
اون خیلی قوی بود
نه
،اون پر از درد بود درست مثل بقیه
اون در مسیر فرد قوی قرار داشت
من کُشتمش تا مسیر رو پاک کنم
تو کُشتیش چون یه آشغال عوضی هستی
دیدی؟
ترسش رو ببین
حقیقت رو ببین
اون مثل بیشتر بشریتـه
رقت انگیز
بیانضباط
.من بهتر از این حرفام .بیشتر از این حرفام
به حرفاش گوش نده، ونسا
حرفاش رو نشنیده بگیر - من مریض یا دیوونه یا روانی نیستم -
من زندگی رو درک میکنم
من حقیقت رو میبینم
تو یه هیولایی
من؟
تو یه هیولا نیستی؟
اجازه نده روی مغزت اثر بذاره
چرا توی اون جنگل من رو نکُشتی؟
چرا بجاش من رو چلاق کردی و ولم کردی؟
چون میخواستم عذاب بکشی، سم
میخواستم به خاطر کُشتن اون آدما عذاب بکشی
به خاطر کُشتن سوزان
حقته که عذاب بکشی
دیدی؟
من از روی شفقت آدم میکُشم
من افراد ضغیف رو خلاص میکنم
مزخرفـه
تو من رو فلج کردی تا باعث درد و رنج بشی
تو اینکارو کردی - و تو نمیکنی؟ -
فلیکس چی؟
اون شکنجهای که کردیش چی؟
من فرصتی برای رشد بهش دادم و اون رشد کرد
اون بهتر شد
خدایا، واقعا این رو باور داری؟
تو نداری؟
،تنها و دیروقت در شب میل به بهتر شدن پیدا نمیکنی؟
،تا از این انسانهای ضعیف بالاتر باشی
...وقتی صدای حقیقت آروم توی گوشت میگه
دیگه وقتشـه
تو تاریکی هستی
به حرفاش گوش نده
!ساکت
انسانها شکست خوردن
دنیا دیگه مال اونا نیست
باخت حقشونـه
حیوونهای فاسدِ نادون
تو خوب این رو میدونی
تو هم باید بدونی
تو برای خون آدم میکُشی
من ضعیف بودم
تسلیم شدم
این رو قبول دارم
اوه، تو تسلیم نشدی
تو خودت رو نشون دادی
تو حقیقت رو دیدی
حقیقت زندگی
حقیقت درونت
نه
تو شک به دلت راه ندادی
تو رشد کردی
به حرفاش گوش نده، ونسا
تو هممون رو نجات میدی
کافیـه
!ولش کن
اون هیچی نیست. خودت میدونی
تو همیشه میخواستی خونش رو بخوری
نه. سوزان
از همون اول
!بهش صدمه نزن، سم
این میل شدید واقعی تو بود
!!سم
...تو زمان بیشتری میخوای
تا فکر کنی
!سوزان
!ببین واقعا کی هستی
حق با اون بود
حرفاش رو نشنیده بگیر
دیلان
باید قدرتت رو برای نبرد واقعی نگه داری
نگاش کن
بزرگ شدی
خیلی خوشگلی
دلم برات تنگ شده
من هیچوقت واقعا نرفتم
همیشه پیشِ توئم
هیچکس هیچوقت واقعاً جایی نمیره
تو این رو بهم یاد دادی
چیزی نیست، مامان
همه میمیرن، حتی من
باید سختتر تلاش میکردم
خیلی متاسفم
باید بیشتر برای زنده نگه داشتنت سعی میکردم
تقصیر تو نبود
تو نهایت تلاشت رو کردی تا نجاتم بدی و کارساز نبود
این شجاعت زیادی میخواست
ببین، میدونم توی وجودت تاریکی هست
این قبل از تمام این ماجرا هم بوده
ولی تو میتونی هرکاری بکنی، مامان
هیچی نمیتونه جلوت رو بگیره
تو توقف ناپذیری
امیدوارم حق با تو باشه
همیشه حق با منه
ببین
ببین چی داری
نگهش دار
بهش نیاز پیدا میکنی
الان میدونی باید چیکار کنی
ونسا
باید تبدیلش کنی
آره
نرو
از چیزی که ازم برات مونده استفاده کن
روشناییای که در درونت داری
یه راهی پیدا میکنی
!ونسا
میخوای من رو بخوری؟
بیا پیش مامانی
زودباش
آره
میدونم گشنهای، محمد
زودباش
زودباش
زودباش
زودباش، محمد
گُشنه نیستی؟
آره، گُشنهای
زودباش
زودباش
همینطوری بیا
زودباش، محمد
همینطوری بیا. درسته
درسته
آره
زودباش
بیا پیش مامانی
درسته
تقریبا رسیدی
آره، زودباش
زودباش
زودباش
آره
بوش خوبه؟
آره، زودباش
زودباش، عزیزم
یالا
یالا
محمد، یالا
ونسا
اوه خدای من، چه بلایی سرت اومده؟
.باید من رو بیاری پایین .صندلی
!صندلی رو بیار. صندلی
خدایا. اطراف قلاب ترمیم شدم
باید کمکم کنی
باشه، حاضری؟ - آره -
باید...باید غذا بخوری
نه
الان چارهی زیادی نداری، ونسا
،اگه غذا نخوری میمیری این رو میدونی، درسته؟
یکم خون بخور. بیا - نه. دیگه نه -
فقط من رو از اینجا ببر
باشه
خیلی خب، بیا بریم
بفرما
خیلی خب
آره
آروم
بیا. بیا
خوبی؟
آره
باشه. حالت رو بهتر میکنم
شاید یکم غذا بیارم؟
یکم آب؟
آره، یکم دیگه میریم
باشه
تو خوبی
آره. ما خوبیم
مطمئنی خوبی؟
نمیخوای یکم استراحت کنی؟
یعنی، یه استراحت به درد منم میخوره - من خوبم -
ممنون
خواهش میکنم
خب، کی تبدیل شدی؟
توی اون زمین که ولت کردم؟
نه، خیلی بعد از اون بود
...فلِش نجاتم داد و بعد از اون من رو گرفت
کی گرفت؟
سم
سم - آره -
پس هنوز زندهست
آره، همینطوره
اون گازم گرفت و ولم کرد تا بمیرم
چرا؟
چون نمیخواستم هرچی که میخواد باشم
پس من رو با یه پسر دیگه عوض کرد و
توی یه پناهگاه ولم کرد
فلیکس
من آزاد شدم و فرار کردم
،چیز زیادی یادم نیست، ولی شکار کردن رو یادمه
...غذا خوردن
واقعا نمیخوام چیزی به یاد بیارم
آره، نیار
تو برگشتی
آره، همینطوره
دوباره برگشتیم پیش هم و برگشتیم توی جاده
...محمد، تو نمیتونی با من بیای
بشین تا نیام
جایی که میرم نمیشه، باشه؟ زیادی خطرناکـه
هرجا که بری منم میام
این بار دیگه نه
خیلی خب، ببین. باید بدونم که حداقل جون یه نفر رو نجات دادم
،پس بعد از تمام کارایی که کردم
میخوای مطمئن بشی که جام امنه؟
میدونم هر کاری که کردی رو
از روی عشق به خواهرت کردی
و این رو درک میکنم
مشخص شد منم یه خواهر دارم
صبرکن، چی؟ خدایی؟ - آره -
لعنت
توی عجب دنیایی دیوونهواری زندگی میکنیم
چند نفر رو دیدم که توی جنگل اردو زده بودن
پیداشون کن
ازشون مراقبت کن
اینکارو برای من بکن
دنبالم نیا
قول بده
قول میدم
چون اگه اینکارو بکنی حسابت رو میرسم
چشم خانم
جدی گفتم
زنده بمون
تو هم همینطور
فکر کن ولت کنم
Cardinal کاری از آریـن @IST_Subs کانال زیرنویس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.