All language subtitles for Van.Helsing.S03E08.Crooked.Steps.AMZN.WEB-DL.AJP69-ION10.by.Cardinal

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

،از وقتی الدر گازم گرفته میل شدیدی به خون دارم

،اگه یه وقت شروع کردم به تبدیل شدن می‌دونی باید چیکار کنی، درسته؟

کتاب خانوادگی

،جواب‌ها اونجان فقط نتونستم پیداشون کنم

تک تک کلمات رو خوندم

دلم برات تنگ میشه

سالم برش گردون

آره، یه خراش هم روش نمیفته

،هر الدر یه چیزی داره، یه توتم

که به موجود تاریک منتهی میشه

،الدرها رو می‌کشیم، توتم‌هاشون رو برمی‌داریم

و خودمون موجود تاریک رو زنده می‌کنیم

و یه بار برای همیشه به این ماجرا خاتمه میدیم

این خطه چیه؟

نمی‌دونم، شبیه یه مارپیچی چیزیـه

اصلا دنبال چی می‌گردیم؟

نمی‌دونم

توی کلمات نیست، درسته؟

ما باید دنبال سرنخ‌های پنهانی یا همچین چیزی باشیم؟

آره، اونم همین رو گفت، درسته؟

چیزی هست؟

نه

نگران نباش. ازش سر در میاریم

آره، فقط امیدوارم وقتی پیداش کنیم که تفاوتی ایجاد بکنه

!سرتو بدزد. الان

یا خدا

Cardinal کاری از آریـن @IST_Subs کانال زیرنویس

!هی

!هی! اون قایق منه

خوبی؟

آره، عالیم

همین الان با شاتگان به پشتم شلیک شد

،خوب شد به جای اینکه قایق رو بیاریم اینجا

تمام اون کوهستان‌ها رو قدم زدیم

طبق نقشه باید نزدیک باشیم

آره، بر فرض اینکه نقشه‌ی درستی رو دنبال می‌کردیم

اصلا دنبال چی هستیم؟

شاید اون

چیز دیگه‌ای اونجا هست؟

یعنی به جز یه مرد مُرده بدونِ

صورتی که خودش ترکونده؟

فکر نکنم الدر باشه

نه، به نظر انسانـه

به نظر میاد این یارو باشه

چاک تنر

،فکر کنم وقتی این جریان شروع شده ...اینجا نگهبان بوده، پس

،منم اگه دو هفته روی این جزیره می‌بودم

احتمالا همین کار رو می‌کردم

پسر، اینجا چه چیزای خوبی هست

حس می‌کنم بعد از قیام اینجا دست نخورده باقی مونده

آره، اینطور به نظر میاد

هی، دارم از گشنگی می‌میرم

بیا غذا بخوریم

یه جای دیگه؟

آره

وقتی با مامان تنها بودی چیزی دیگه‌ای

درباره‌ی ون هلسینگ بودن نگفت؟

یا دوران بچگی‌مون؟

چرا درگیر این کار شدیم؟

فقط چیزایی که الانش هم می‌دونی

درباره‌ی حاضر به فداکاری بودن و

چیزایی درباره‌ی سرنوشت‌مون

بعدشم گردنبند با خونِ داخلش

نگفت باید باهاش چیکار کنیم؟

نه

واسه همین یکمش رو دادم به دکی

تا ببینه می‌تونه کاری باهاش بکنه یا نه

ببخشید، کاش جواب‌های بهتری داشتم

شاید اشتباه برداشت کردیم

شاید توی جزیره‌ی اشتباهی هستیم

شاید

شایدم نه

من این رو دیدم

اون داخل

اون دیگه چیه؟

مسلما قدیمی که هست

کمکم کن

بذاریمش روی میز پشتی؟ - آره -

برداشتم

واو، مواظب باش

همینجا

باحالـه

نمی‌دونم با این چیکار کنم

کتاب رو میارم

یه فیتیله هست

هنوز یکم نفت چراغ هم داره

اونجا چی نوشته؟

نمی‌دونم، زبانش رو نمی‌فهمم

خدای من. چرا همه چی معمائیه؟

نمیشه یه بار یه چیزی به انگلیسی واضح باشه؟

اونطوری که خوش نمی‌گذره

درواقع خیلی هم می‌گذره

انگار...یجور چراغه، می‌دونی؟

...یه فانوس یا

زدیم تو خال

ببینیم می‌تونیم روشنش کنیم

دنبال کبریت بگردیم؟

آها. خوبه

ببین این دور و بر اسلایدی چیزی هست

صبرکن

فکر کنم اینجا یه چیزی دیدم

این پشت هیچی نیست

اینجا هم چیزی نیست

،یه سری نقشه‌ی قدیمی هست ولی نمی‌دونم به چه دردی می‌خورن

این یه نقشه از جزیره در حالت فعلیشـه

با این دستگاه تطابق نداره

باید از این نقشه استفاده کنیم

انگار این رو باید بندازیم روی دیوار

...یعنی راهی هست که بتونیم

ونسا - بله؟ -

دقیقا

خیلی خب

می‌بینی؟

این خط رو می‌بینی؟

اهممم

فقط روی این نقشه هست

این یکی رو قطع می‌کنه

روی جزیره همدیگه رو قطع کردن؟

مطمئنا آره

اینجا برجِ فانوسـه

انگار...یه ساحل فاصله داره

بریم بررسیش کنیم

هی، واو، واو، واو، وایسا

بیا اینجا. توتم‌ها رو بده

چی؟ چرا؟

،اگه به الدری برخورد کنیم، دلمون نمی‌خواد توتم‌ها دستمون باشه و

بعد اون راهی به جهنم یا ...همچین چیزی رو باز کنه

آره، نه، فکر خوبیه

بیا بذاریم‌شون همینجا

خیلی خب، بیا بریم

خیلی خب

خب، انگار نقشه اشتباه نمی‌کرده

یه چیزی هست

اوه، لعنتی

چیه؟

قبلا اینا رو دیدم

توی غار با الدر اول

این قراره ضدحال باشه

بیا

اون دیگه چی بود؟

تنها راه ورودمون

خوبی؟ - آره -

برو

لعنت

اون دیگه چیه؟

پس زمانش فرا رسیده

بیاید. ساکت نباشید، عزیزانِ من

اگه نتونیم آزادانه با هم حرف بزنیم، این دنیا

چه معنایی داره؟

کسی جلوت رو نگرفته

همینطوری حرف بزن

مطمئنا شما هم ون هلسینگ هستید

باید باشید

عملا می‌تونم بوش رو روی شما حس کنم

همینطور شباهت‌تون رو

این یه تصادف نیست

می‌دونستم این روز فرا می‌رسه

تو یه ون هلسینگ هستی؟

دقیقا

،جیکوب ون هلسینگ ،برادر بزرگترین ون هلسینگ

آبراهام

ولی تو یه الدری

اوه، این هم درسته

خب، اگه مسئله همینه پس می‌دونی برای چی اینجاییم

به گمونم تا من رو بکُشید

آره، حدس خیلی خوبی زدی

...ولی عزیزم، این

میشه بپرسم اسم شما چیه؟

اسکارلت

اسکارلت - این هم ونساست -

ونسا

البته، درست مثل مادر مادر مادر مادربزرگتون

...ونسا

اینکه به این زودی من رو بکُشی، اشتباه بزرگیـه

چیزای زیادی هست که می‌تونی از امثالِ من یاد بگیری

ما فقط برای گرفتن توتم اینجاییم

بقیه‌اش به خودت بستگی داره

اوه، یعنی خودم می‌تونم بین زندگی و مرگ انتخاب کنم؟

نه

،مثلا می‌تونی نحوه‌ی مرگت رو انتخاب کنی و اینکه قبل مرگت

چه چیزایی بهمون میگی

خب، چه بلایی سرت اومده؟

کسی تبدیلت کرده؟

البته

خود تاریکی

من و آبراهام اون حرومزاده رو در سراسر اروپا

تا انگلستان دنبال کردیم و *در نهایت تا اینجا در برِ جدید (قاره‌ی آمریکا)

من در آخرین نبرد با اون ،موجود خبیث در بیرون هزارتو

آسیب دیدم، در حالی که اون و آبراهام

،وارد درگاه و فراتر از اون شدن

که مطمئنم تا امروز همچنان داخلشن

چه هزارتویی؟ کجا؟

اوه، خودتون می‌دونید

در زیر آشوب

تحت حفاظت متصرفانِ نور

الدر چهارم چی؟

تا حالا باهاش روبرو شدی؟

فقط یه بار

و درگاه...دقیقا می‌دونی کجاست؟

البته

شما هم همینطور

ولی الان این سفر شماست

بله

یا مال تو

باشه، خب تو رو گاز گرفت و بعد چی؟

چطوری تبدیل به یه الدر شدی؟

من برگزیده شدم که الدر بعدی باشم

مثل یه دختر جوان من رو اغوا کرد

به خیال خودم داشتم در منزل رنفیلد

استراحت می‌کردم

نیروی قوی‌ای من رو جذب خودش کرد

...اغوا

فرصتی برای جاودانگی

من خیلی ضعیف بودم

من خون می‌خوام

شما خون دارید؟

...من

،من بهت خون میدم ولی قبلش باید کمک‌مون کنی

باشه؟ - آره -

خوبه

توتم کجاست؟

اول توتم، بعد خون

خیلی نزدیکـه

میشه دقیق‌تر بگی؟

خیلی خیلی نزدیکـه

ولی این رو بدونید

فقط یکی از شما به پایان راه می‌رسید

یکی. هرگز جفت‌تون نمی‌رسید

نه

،و وقتی زمان مناسب فرا برسه ،هر دو می‌فهمید

،چه اتفاقی باید بیفته سرنوشت‌هاتون قراره چطور باشه

خب، کجاست؟

چی کجاست؟

بازی در نیار

توتم

بهت گفتم. خیلی نزدیکـه

اوه خدای من. وقت بازی تمومه

کجاست؟

شما الانش هم اونو در اختیار دارید

اونجا

دور گردنت

اون توتم منه که وقتی اینجا زندانی شدم ازم گرفته شد

مال منه

نه، نه، نه

صبرکن، صبرکن، صبرکن

آره

اوه، خورشید

هیچی مثل خورشید نمیشه

،خیلی وقته که تابشش رو...حس نکردم

...گرماش رو

،تمام عمرم نمی‌تونستم این رو تحمل کنم

ولی حس معرکه‌ای داره

،کی فکرش رو می‌کرد که تو و تو

یه دوقلو به هم ملحق می‌شید تا...چی؟

دنیا رو نجات بدید؟

بعد اینکه آخرالزمان همونطور که آبراهام

،همیشه پیش‌بینی می‌کرد، فرا رسید

سرنوشت این دنیا

دوباره باری بر دوش ون هلسینگ‌هاست

آره

و اوضاع بالاخره همونطوریه که باید باشه

اینطور فکر نمی‌کنی؟

تو

آره، حرف زدن درباره‌ی ما بسه

ببین، فقط می‌خوام خطرات چیزی که

باهاش مواجه هستیم و اینکه

چرا انقدر مهمه که بهمون کمک کنی رو بدونی

می‌دونم

می‌دونم، چون مثل تو هستم

مثل تو بودم

من می‌فهمم

خوبه

...پس کمکمون کن، و ما ...ما

شما چی؟

شما چی؟ تنهایی روی این جزیره ولم می‌کنید؟

من رو برمی‌گردونید توی اون سلول و روی اون صندلی؟

نه

نه، می‌خواستم بگم یه مرگ سریع و بدون درد بهت می‌دیم

ببین جیکوب، نمی‌تونیم اینجا ولت کنیم

...و از این بابت متاسفم، ولی

هرچی الدرهای کمتری توی دنیا باشن، بهتره

نه نه نه نه

گوش کن

می‌تونم کنترلش کنم

،بیماری رو...می‌تونم کنترلش کنم ...حتی اگه نخوام می‌تونم کنترلش کنم

روشش رو یاد گرفتم

بهم اعتماد کن

متاسفم

پس تبدیلم کن

دوباره من رو تبدیل به انسان کن

،اگه چیزایی که درباره‌ی خودتون می‌گید حقیقت دارن پس چرا نه؟

چرا دوباره تبدیلم نمی‌کنید؟

دوباره من رو انسان کنید، باشه؟

آره

یا حداقل سعی کنید

،یعنی، شاید تبدیل به غبار بشم

و اینطوری خواسته‌ی خداوند

محقق میشه ولی لطفا فقط سعی کنید

به عنوان یه ون هلسینگ باید اینکارو بکنید

لطفا

یا اینکارو بکنید، یا بهم غذا بدید

حداقل بهم غذا بدید

فقط قبل از مرگم بهم غذا بدید

باید قبل از مرگم یه بار دیگه مزه‌ی خون رو بچشم

.فقط یه بار دیگه فقط یه بار دیگه. لطفا؟

باید یه بار دیگه مزه‌ی خون رو بچشم

تو یه قولی بهم دادی، یادته؟

ونسا

ببین، من...می‌فهمم یه الدره ولی خانواده‌ی ما هم هست

شاید باید امتحان کنیم

،اون الدر که توی بلک تک گازم گرفت

تبدیل نشد

فکر نکنم تفاوتی ایجاد کنه

باشه، خب، شاید تغییرش نده ولی حداقل سعی‌مون رو کردیم

فوقش چی میشه؟

می‌دونم خیلی اینکارو نکردی

،هربار این کار رو می‌کنم

...یه چیزی در درونم صرفنظر از نتیجه‌اش یه بهایی داره

و نمی‌دونم این چه معنایی داره

من امتحان می‌کنم - نه -

صبرکن، تو الان گفتی خیلی اینکارو نکردم

شاید به من صدمه نزنه

.نمی‌دونم .ممکنه برای اون تفاوتی ایجاد کنه

نه، نمی‌تونیم گازش بگیریم

ولی می‌تونیم بهش غذا بدیم

باشه

خون می‌خوای؟

آره، آره، می‌خوام

زودباش

اون می‌تونه توتم‌ها رو حس کنه

یه جای دیگه قایم‌شون کن

در این حین یکم خون بهش میدم و

برای خودمون یکم زمان می‌خرم

پس همینه؟

لحظه‌ی حقیقت؟

کی قراره اینکارو بکنه؟ تو؟

یا تو؟

کدوم یکی از شما دخترای زیبا قراره فرشته‌ی مرگ من باشید؟

هیچکدوم - نه؟ -

قرار نیست گازت بگیریم

ولی به قولی که بهت دادم عمل می‌کنم

قراره بهت خون بدم - چی؟ -

تو؟

می‌تونی یکم بخوری و ببینی چی میشه

باشه

تو خودت نیازهات رو تامین می‌کردی؟

من اینطور بودم

قبل اینکه تبدیل بشم

در این باره چی می‌دونی؟

هیچی

من مثل الانِ توئم

قبل اینکه تبدیل به یه الدر بشم...آره

داری نزدیک‌تر میشی، عزیزم

آره

خیلی نزدیک

نزدیک‌تر به چی؟

طرفِ دیگه

لطفا - خفه شو و بخور -

آره

خیلی نوشین

خیلی پاک

ولی یه چیز دیگه هم هست که حسش می‌کنم

یه قدرت دیگه توی خونِت هست

به نظر تغییر نمی‌کنی

وقتی گفتی فقط یکی از ما ،به پایان کار می‌رسه

منظورت چی بود؟

برای من و آبراهام هم همینطور بود

برای تو و خواهرت هم همینطوره

تو به اندازه‌ی من به این نیاز داری

تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی

،اگه یه ون هلسینگ هستی پس این فرصت توئه

انتخاب کن

اسکارلت

!اسکارلت

یه لحظه روم رو برگردوندم و اون نیستش - چی میگی؟ -

اون رفته - کجا...؟ -

ممکنه هر جایی رفته باشه

خیلی خب، سریع‌ترین راه برای قایم شدن رفتن داخل اون جنگلـه

باید از اون طرف بریم - به نظرم بهتره جدا بشیم -

نه، باید با هم بمونیم

اینطوری خیلی قوی‌تریم

آره، ولی اگه جدا بشیم جاهای بیشتری رو پوشش میدیم

،تو برو به جنگل

من سریع یه نگاهی و به اون پایین میندازم و میام پیشت

...فکر کنم بهتره - فقط بهم اعتماد کن -

باشه

هی

پیداش کردی؟

نه، اون پایین رو دیدم ولی چیزی نبود

باشه

خب، پس فکر کنم به گشتن ادامه میدیم

نه، نه، نه، نه، اسکارلت

اونی که باید ازش بترسی من نیستم

ونسا کجاست؟

ونسا؟

اوه، تو فکر می‌کنی اون قوی‌تره

ولی من قدرت خیلی بیشتری رو در تو حس می‌کنم

درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

تاریخ دوباره و دوباره خودش رو تکرار می‌کنه

همونطور که برای من و برادرم اینکار رو کرد

همونطور که برای همنوعان ما در آینده اینکار رو می‌کنه

یکی قوی‌تر از دیگری

،فکر کنم می‌دونیم تو کدومشی

از اونجایی که تاریکی اغوات کرد

همچین عقیده‌ای داری؟

خودت توی سلول بهمون گفتی

من برای بیرون اومدن از اون سلول هر چیزی بهتون می‌گفتم

،نیروی قوی‌ای من رو جذب خودش کرد

من اغوا شدم، اوه، خیلی ضعیف بودم

ببین به چه حال و روزی افتادی

به چه حال و روزی افتادم؟

تو هیچی نمی‌دونی

،فکر می‌کنی چون اینطوری منو می‌بینی حقیقت رو می‌دونی

تو خیلی ساده لوحی

پس روشنم کن

،درست مثل تو و خواهرت

من و برادرم هم اتفاق نظر داشتیم

پایان ظلم و ستم خون آشام‌ها

نابود کردن موجود تاریک، آره؟

کاش به همین راحتی بود

سرنوشت‌مون ما رو وارد مسیری مشابهِ

مسیر فعلی تو و خواهرت کرد

ببین عزیزم، من اغوا نشدم

من کاری رو کردم که لازم بود

،من فهمیدم کی بودم ،چی بودم

،و سرنوشتم چی بود و این سرنوشت منه

و مسلما سرنوشت تو هم به زودی ،هر وقت حاضر شدی

خودش رو نشون میده

فقط یکی می‌تونه به پایان برسه

اگه فکر می‌کنی قراره به خواهرم صدمه بزنم، دیوونه‌ای

و من سرنوشت خودم رو تعیین می‌کنم

تو حاضر نیستی

حرومزاده

اطراف برج فانوس چیزی نبود

چیکار می‌کنی؟

اومد این طرف

حسابم رو رسید

فقط با یه ضربه

،خونی که بهش دادی، تبدیلش نکرد

بهش انرژی داد

خب، الان چی؟

اگه جای اون بودی چیکار می‌کردی؟

مبارزه یا فرار

اگه بیشتر از 100 سال روی ،این جزیره گیر افتاده بودم

می‌خواستم گورم رو از اینجا گم کنم

قایق

!زودتر رسیدیم !قایق هنوز اونجاست

یه جای کار می‌لنگه

اسکارلت یه چیزی رو حس می‌کنم

!هی

!از اون دور شو - !جلو نیا -

تو درک نمی‌کنی

خون تو با تمام چیزایی که

تا حالا چشیدم فرق داره

من بیشتر می‌خوام

اوه، خیلی بیشتر

پس منو بچرخون تا باهات رو در رو بشم

خوبی؟

اون تصمیمش رو گرفت

باید از اینجا بریم

آره...درباره‌ی اتفاقی که الان افتاد حرف می‌زنیم؟

درباره‌ی چیش؟

اتفاقی که الان افتاد دقیقا همون اتفاقی بود که می‌خواستیم بیفته

قبل اینکه الدر ما رو بکُشه اون رو کُشتیم

درسته، ولی تو درست مثل یه حیوون رفتار کردی

گاهی اینکار لازمه

واقعا به این باور داری؟ - کاملا -

ونسا، من دقیقا نگران همینم

من خوبم، تو خوبی

اون مُرده - درواقع من خوب نیستم -

و فکر نکنم تو هم خوب باشی

یعنی، هرچی می‌خوای بگو ولی هر دو باری که

،خونت رو خورد حضور داشتم و یه خبری بود

انگار اون داشت...اغوات می‌کرد

بیخیال

اسکارلت، داشتم گولش می‌زدم - مزخرفه -

فکر می‌کنی چرا رومو برگردوندم؟

چی بهت گفت؟

توی گوشِت چی گفت؟

نگرانش نباش

نگرانش نباشم؟ - هیچی نبود -

مشخصا نگرانم. هیچی نبود؟ اگه هیچی نبود پس بهم بگو

"گفت "با ما حکمرانی کن

"به منزل رنفیلد برگرد و با ما حکمرانی کن"

فکر می‌کنی این هیچی نیست؟

اون یارو، اون جونور که ،پیداش کردیم و معلوم شد

،از فامیل‌هامونـه صد ساله که اونجا بوده و

بالاخره فرصتی نصیبش میشه تا ،آزادیش رو به دست بیاره

،بعد از ما دور میشه و تصمیم می‌گیره برگرده

،تا بتونه یه بار دیگه خون تو رو بچشه

و بعد میگه می‌خواد همراه تو باشه و

پیشنهاد میده باهاش حکمرانی کنی؟

فکر می‌کنی این مهم نیست؟

نه. به نظرم مسخره‌ست

زودباش، باید بریم - نه -

...بیا بریم توتم‌ها و وسایل‌مون رو

حالم خوب نیست

چی شده؟

حالم خیلی خوب نیست

چی شده؟

.چیزی نیست، فقط یکم سرم گیج میره .مشکلی نیست

.خیلی خب، ببین .همینجا بشین و استراحت کن

من میرم توتم‌ها رو میارم

.15دقیقه بعد برمی‌گردم .همینجا بمون

اسکارلت؟

ممنون

،می‌دونم همیشه کار راحتی نبوده

ولی خوبه که کنارم بودی

من بهت نیاز داشتم

ممنون

البته

ما توی این ماجرا با همیم

برو استراحت کن

یکم دیگه برمی‌گردم

به نظرم بهتره جدا بشیم

،تو برو به جنگل

من سریع یه نگاهی و به اون پایین میندازم و میام پیشت

...بهتره که - فقط بهم اعتماد کن -

...اگه شروع کردم به تبدیل شدن

می‌دونی باید چیکار کنی، درسته؟

نه نه نه نه نه

!ونسا

!ونسا

چیکار می‌کنی؟

!برگرد

!الدر گفت فقط یکی از ما زنده می‌مونه

!باید مطمئن بشم اون یه نفر تویی، اسکارلت

!نه، درواقع لازم نیست

!ما یه تیمیم

!لطفا برگرد

!اینجا تنهام نذار

!باید مطمئن بشم زنده می‌مونی

!چی؟

!تو باید زنده بمونی

!تو خواهرمی !من دوستت دارم

!اگه دوستم داری پس برگرد

!لطفا اینکارو نکن

تو باید زنده بمونی

به اکسل قول دادم مراقبت هستم

!نمی‌تونی چنین تصمیمی بگیری

!این کار تو نیست

!زودباش. خواهش می‌کنم، ونسا

!برگرد

!متاسفم

!باید خودم اینکارو بکنم

!ونسا، اینکارو نکن

!خواهش می‌کنم

!ونسا

!ونسا

!وایسا

!ونسا، خواهش می‌کنم

!ونسا

تو رئیس نیستی

لعنتی

!هی

Cardinal کاری از آریـن @IST_Subs کانال زیرنویس

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.