Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه و زيرنويس از تيم ترجمه فيلم و سريال هاي ژاپني @Jdrama_Team
من دخترت رو دزدیدم
دخترم دزدیده شده
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
مقدار پولی که آدم ربا میخواست زیاد نبود
اما محلی که برای مبادله گفتن خیلی دشواره
فقط پرسنل مجاز وارد نشوید
اون مکان شب ها معمولا پر از سگ و گراز وحشیه
همینطور تو اون منطقه تله حیوانات زیادی هم هست
نمیشه به راحتی تفنگ ساچمه ای رو کنار گذاشت، چون منطقه خطرناکیه
Hashem:مترجم @Jdrama_Team @Japanese_singer
من پول رو داخل گاو صندوق معدن گذاشتم
چون نمیتونم به بانک اعتماد کنم
این چیزیه که تو یادداشت آدم ربایی نوشته
نه ژانویه ساعت دو بامداد
... ده میلیون ین بیار
به محل مجسمه سگ سیاه در قبرستان خانواده هاسوکابه
فقط پدر میتونه بیاد
برای همچین پول کمی
منو احضار کردن به جزیره
!من اینجام
...من آماده بودم
که با همین دستای خودم بگیرمشون
بنابراین
...درحالی که خودمو برای مبارزه آماده میکردم
...آماده بشید، حالا گوش کن
!صبرکنید
یه لحظه صبرکنید- چیه؟ -
حالتون خوبه؟ (هاشم: دکتر گان زاده)
میشه یادداشت آدم ربایی رو دوباره نشونم بدید؟
من دخترت رو دزدیدم. نه ژانویه، ساعت دو بامداد ده میلیون ین بیار به مجسمه سگ سیاه در قبرستان خانواده هاسوکابه. فقط پدر میتونه بیاد
این برای یک ماه پیشه درسته؟
دخترتون هنوز برنگشته؟
دخترم صحیح و سالم برگشت
پس میخواید پول آدم ربایی رو برگردونید؟
نه نه، هیچکس برای گرفتن پول نیومد
هان؟
پس...میخوای برات چیکار کنم؟
آدم ربا نیومد، با پولا برگشتم
اما دخترم آزاد شد، به نظرت عجیب نیست؟
...این
فقط با همسر و دخترتون توی خونه خانوادگیتون زندگی میکنید؟
یه خدمتکارم هست
پس دلیل اینکه آدم ربا ...از توکیو باهاتون تماس گرفته
من تنها کسی ام که کلید گاو صندوق رو داره
شاید آدم ربا همون باشه آخه کی میدونه که این کلیدا رو دارم
که اینطور
به پلیس خبر دادید؟
چطور بهشون اعتماد کنم؟ پس فایده تماس با تو چیه؟
درضمن پیش پرداختم آماده کردم
سریع برامون ارسالش کن
کسی دیگه ام اونجاست؟- ...اوه نه -
من رئیسشم
شما اول باید پیش پرداختو بپردازی
اونجایی که هستین خیلی مکان عالیه
درحال حاضر داری برای خودت اسم و رسم جمع میکنی اونم به عنوان کسی که پزشک نیست؟
مبلغ به حساب شما واریز شد
خیلی ممنون
میتونیم راجع به جزئیات بیشتر صحبت کنیم؟- میشه پول بیشتری بریزی؟ -
اول باید برم دست به آب
انگار داره میمیره - !اینطور نگو -
خب، چطور این پیرمرد پولدارو میشناسی؟
نه سال پیش برای تحصیلات پسرش به توکیو اومدن منم دکتر شخصیشون بودم
بعدش ازم خواست به عنوان یه دکتر به پسرش آموزش بدم. منم اینکارو کردم
راه بدی برای کسب درآمد نیست
پس، پسرش دکتر شد؟
...یه بار امتحان داد
و وارد برنامه داروسازی دانشگاه پزشکی میکو شد
هان؟
...مثل تو تقلب کرد
!یه روز قطعاً خفه ات میکنم
آقای هاسوکابه؟
صداشو زیاد کن
آقای هاسوکابه؟
آقای هاسوکابه؟
من برگشتم
سنری؟
سنری؟ این پسرشه؟ -
چه اتفاقی افتاد سنری؟
...بابا
سنری؟ سنری؟
چه اتفاقی افتاد؟ سنری؟
چه اتفاقی افتاده سنری؟
...بابام...بابام
مرد؟
علت مرگ چیه؟ اینجا من سوال میپرسم -
...تو آخرین نفری بودی
که با هاسوکابه قبل از مرگش صحبت کردی، درسته؟
این فقط یک مکالمه از راه دور بود
معلومه پسرش از همه مشکوک تره،مگه نه؟
این امکانم وجود داره
تو از طریق برنامه داروسازی میتونی داروی زیادی وارد کنی، درسته؟
دارو؟ (داروی مخدر)- فقط یه فرضه -
یه قتل بوده؟- علت مرگ چیه؟ -
!من کسی ام که سوال میپرسه
مرحوم راجع به آدم ربایی تو جزیره کاسومی با شما صحبت کرد، درسته؟
من موظف نیستم جوابتو بدم - به نظر شما ربطی به این حادثه داره؟ -
میبینم در این مورد خیلی علاقه داری
قرار نیست راجع به دزدیدن دخترش تحقیق کنیم
چون مشتری فوت شد معامله هم لغو میشه
چی؟ اما رئیست گفت که قراره انجامش بده
اون فقط نمیخواد پول پیش پرداختو پس بده به هر حال این کار رو نمی کنم
واکامیا جان، شیشیو گفت که به کمکت نیاز داره
!چرت نگو
!تو خیلی سریعی از عمد فرستادمت دستشویی دور
خیلی واضح میتونستم افکارتو بخونم
سریع بهش نشون بده
این زخم پای هاسوکابه است
احتمالا مال یک ماه پیشه
این علت مرگ هاسوکابه چیزو عه
به گفته پسرش مثل اینکه از آب میترسیده
مشکوک به هاری
هاری؟
...غیرممکنه، وجود هاری اونم تو ژاپن
پس باید بریم جزیره کاسومی؟
من درمورد این اقدام هیچ اختیاری ندارم
اگه سرنخ هایی از پرونده پیدا کردی بهم بگو
حواسم بهته ،درست کارتو بکن
من از همه بهترم
چرا انقدر به این قضیه علاقه داره؟
حتی پرونده زیرنظر اونم نیست
به خاطر اینه که اهل کاسومی عه
و مثل اینکه چند نفر رو تو ایستگاه پلیس اونجا میشناسه
خیلی خب، شما دوتا میتونید برید
هان؟
مکان متروکه پرطرفدار کانال سرادن
این جاده ای که من قبلا ازش عبور کردم
اوه آره خودشه
مکان متروکه امروز - جزیره کاسومی
درخت های اقاقیا رو به یاد دارم که اونجا شکوفه میدن
!دن دن دن دن این سارادنه
!امروز ما اینجاییم
فقط پرسنل مجاز وارد نشوید
جزیره کاسومی - معدن هاسوکابه
!محل معدن متروکه جزیره کاسومی
در جزیره کاسومی، در دریای داخلی ستو یک معدن متروکه وجود داره
معدنی بود که خانواده هاسوکابه تمام ثروتشون رو از اونجا به دست آوردن
و در جایی از این معدن یک گاو صندوق وجود داره
گفت نمیتونم به بانک ها اعتماد کنم درسته؟
باید مقدار پول مشکوک باشه
بله، بعضیا میگن این پول از فرار مالیات به دست اومده
بعد از مرگ هاسوکابه چیزو، کی این ثروت رو به ارث میبره؟
صبرکن
همسرش ایرا، سنری
و دخترش بنی که قبلا دزدیده شده بود
پس این سه نفر الان تو جزیره کاسومی هستن؟
داره هیجان انگیز میشه
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
!هوی حداقل کیف خودتو بیار
!واکامیا
!سنری
تشییع جنازه پدرت خوب گذشت؟
خوشبختانه بله
پس تو چرا هنوز اینجایی؟
چی میگین؟ ناسلامتی زادگاهمه
وقت برگزاری مراسم تدفینم خرید می کنی؟
انگار خیلی دل سردی؟ - انقدر بی ادبی نکن -
چه اشکالی داره؟ ...یه لنگه کفشم گم شده پس
کفش پیاده روی؟ قصد داری بری معدن؟
...چه گرونه
درواقع ما نتونستیم کلیدهای گاو صندوق پدرمو پیدا کنیم
وقتیداشتیم انلاین حرف میزدیم کلیدها رو داشت
میخوای ما رو گول بزنی؟
جونم؟
لازم نیست مخفیش کنی
تو حق داری ارث ببری
اگه سعی کنی مخفیش کنی ممکنه مظنون قتل پدرت بشی
قتل پدرم؟
میدونی که اون تو خونه فوت شد؟
علاوه بر این دقیقا چیو مخفی میکنم؟
میتونم کلید رو ببینم
کلید اینجاست
اما بعد از اینکه به گاو صندوق رسیدی میخوای چیکار کنی؟
!میخوای همه دارایی هارو بالا بکشی- !البته که نه -
وصیت بابام تو گاو صندوقه
و اگه کشته شده، شاید قاتل دلش بخواد ونو تغییر بده، مگه نه؟
تو کسی نیستی که میخوای تغییرش بدی؟
!پاتو از گلیمت دراز کردی- ...صبرکن -
شما اومدین اینجا راجع به پرونده آدم ربایی تحقیق کنید، درسته؟
خوش اومدین- ماشینو میسپرم بهت -
خوش اومدین
تسلیت میگم،غم آخرتون باشه- خیلی ممنون -
اجازه بدید کمکتون کنم - نه مشکلی نیست -
آقای بابا
هنوز اینجاست؟
کی؟ مهمون دارین؟
بله، یه آدمی که ازش خوشم نمیاد
اقای سنری کفشتون رو پیدا کردم
چی؟ تازه یه جفت نو خریدم
چطوری انقدر پاره پوره شده؟
راستش تو خونه ویل پیداش کردم
ویل؟
حالتون خوبه؟ - اروم باش ویل -
متاسفم حالتون خوبه؟ -
خون میاد، سگتون واکسیناسیون شده؟
بله البته
میشه اول زخم رو تمیز کنم؟
لطفا از این طرف
لطفا این طرف
ببخشید
من واقعا متاسفم
بیاین بریم دکتر
اشکالی نداره فقط یه خراشه
اون سگ هروقت برای اولین بار کسی رو میبینه بهش حمله میکنه
وقتی اولین بار اومدم اینجا حتی به منم حمله کرد
اما اون هیچ وقت گاز نمیگیره
درواقع نادره که کسیو گاز بگیره
اونو گاز نگرفت
فقط به سمت کفش مورد علاقش هجوم آورد
ببخشید، ضدعفونی کننده دارین؟
ببخشید یهو همه اش رو تموم کردیم
پس فقط از همین استفاده میکنم
بابا لطفا براشون کمی چایی حاضر کنید
چشم بانو
پس برای منم بیار - استاد -
خیلی ممنون بابت امروز- تو همچین روزایی من باید کمک کنم -
فقط اگه کاری از دستم برمیومد بهم خبر بدید
دخترت کی به خونه میاد؟
...نمیدونم
توی همچین موقعیتی
زیاده روی نیست که بیش از دو ساعت بمونی؟
یا اینکه استاد ها وقت اضافه زیاد دارن؟
همدیگه رو میشناسین؟- نخیر -
بعد از دیدن فنجون خشکم نتیجه گرفت که دو ساعته اینجام
و اسمم رو هم از نوشته دوخته شده لباسم گفت
سوتی
و حرفه ام رو از سن ظاهریم و همونطور که بقیه منو «سنسی» صدا میزنن فهمید
درسته؟
همونطور که از یه کارآگاه خصوصی از توکیو انتظار میره
و اون یکی
باید یه دکتر معروف باشه
50 امتیاز
فنجون دلیل خوبی برای حدس زدن زمان نیست
من بر این اساس نتیجه گرفتم ...دو ساعت موندی که
...زمان چاپ شده رسید کفش سنری رو دیدم
وقتی که از حضورت شکایت کرد
البته که زیردستم هم قبلا دکتر بود با یه تقلب
بنابراین اون اصلا معروف نیست
اینطوره؟- ...اوه نه -
جوری که زخمش رو درمان کرد با اون روش میتونم بگم که یه دکتره
اما کی فکرشو میکرد که تقلب کرده باشه؟
اگر اینقدر فهیمی، باید متوجه شده باشی که از اینجا بودنت خسته شدن
البته که میتونم اینو بفهمم
و همینطور میتونم بگم تو به من علاقه داری
دوباره برمیگردم
لازم نیست منو بفرستی پی کارم
ببخشید - بله؟ -
احساس بدی برات دارم، اما
اونا به زودی نقل مکان میکنن و خونه رو بازسازی نمیکنن
بیانیه حاضره؟
بله
بفرمایید بیانیه امروز و فرم سفارشه
ببخشید که این موقع مزاحمت شدم
اشکالی نداره، تو همیشه خیلی به من کمک میکنی
خیلی زود تموم میشه
راجع به اتاق دخترتون باید چیکار کنیم؟
خب، یه زن بلاخره ازدواج میکنه و به خانواده دیگه میره
اما مطمئنم اون موقع خیلی تنها میشید
در واقع، بعد از کلی تلاش برای بزرگ کردن بچه هام
اکمیدوارم اونا به زودی مستقل بشن
واقعا اینطوره؟
ببخشید، اینجا یه اتاق هست که مایلم ببینیدش
حتما دنبالم بیاید -
اون پیمانکار ساخت و ساز قبلا هم چندبار اومده اینجا؟
بله
این خونه خیلی بزرگه
پس اون بارها برای بیانیه اومده
...میگم
با اون پرفسوری که اینجا بود چه ارتباطی دارین؟
وقتی پسرم ابتدایی بود اون معلمش بود
الان توی دانشگاه نانکای پروفسوره
و درمورد پیش بینی زلزله تحقیق میکنه
او بین سرزمین اصلی و موسسات تحقیقاتی این جزیره درحال سفره
اون گفت قراره اینجا یه زلزله بزرگ بیاد
پس خطرناکه که توی این خونه بمونیم
زلزله بزرگ؟
هر دفعه با این اطلاعات میاد اینجا
من برگشتم - خوش اومدین خانوم -
فکر میکنم اون فقط میخواد به خواهرت نزدیک بشه
پس اینطوره؟
کی میدونه؟
ما مهمانانی از توکیو داریم
خوش اومدی
ببخشید باعث شدم منتظر بمونید
سلام ببخشید مزاحم شدیم
!درد داره
بزارید کیفتونو ببرم
باعث میشه تو هم بخوای بهش نزدیک بشی
من دخترت رو دزدیدم. نه ژانویه، ساعت دو بامداد ده میلیون ین بیار به مجسمه سگ سیاه در قبرستان خانواده هاسوکابه. فقط پدر میتونه بیاد
اون روز تقریبا ساعت یازده شب
تنهایی داشتم توی ساحل قدم میزدم
یهو یه نفر از پشت چشمامو گرفت
چرا اون موقع شب بیرون بودید؟
از سر کار نیمه وقتم تو راه خونه بودم
لطفا منو ببخشید
صورت آدم ربا رو دیدید؟
نه چون تمام مدت چشمام بسته بود
نمیدونم چند روز از اون زمان گذشت
اما بعد از خوردن آبی که بهم دادن
یهو خوابم گرفت
و وقتی که بهوش اومدم از قبل جلوی در خونه بودم
قیافه هاشون رو ندیدید، صداشون چطور؟
اگه صداشون رو به یاد داشته باشید میتونید جنسیت و سن تقریبیشون رو بگید
خیلی خوب صداشون رو یادم نمیاد
میشه فعلا این موضوع رو کنار بزاریم؟
من میخوام درمورد علت مرگ پدرم بیشتر بدونم
میزان بیمه رو هم در نظر بگیرید - سنری -
لطفاً منو ببخشید
اما این خیلی مهمه
پدرت از بیماری هاری مرده
شوخی میکنی! ژاپن که بیماری هاری نداره
اون حدود یک ماه روی مچ پاش یه اثر گازگرفتی داشت
ما این عکسو از تو گالری گوشیس پیدا کردیم
...این
قبرستون خانوادگیمون؟
این چیه؟
پدرت اینجا بوده، مگه نه؟
برای تحویل دادن پول آدم ربایی
صحبتش شد وقتی از کوه اومد پایین
مچ پاش خونریزی داشت
اون موقع گازش گرفته بوده؟
خانوم حالتون خوبه؟
...سگ شیطانی بوده
نفرین سگ سیاه
نفرین سگ سیاه؟
هیچی
این یه افسانه است که از قدیم تو این جزیره رواج داشته
مردم معتقد بودن که اولین کسی که ... به قبرستون های جزیره وارد بشه
...میشده نگهبان قبرستون
و نمیتونه تو جسم دیگه ای تناسخ کنه
بنابراین اونا سگ سیاه رو به جای خودشون محافظ قبرستون کردن
به خاطر این خرافات بسیاری از سگ های سیاه کشته شدن
...سگ های سیاه از خودخواهی انسان ها قاتل شدن
نمیتونه در آرامش باشه و سرگردونه
و در نیمه شب، اونها از زمین بیرون میان و به انسان ها حمله میکنن
چیزیه که افسانه ها میگن
بیخیال! هیچ مبنای علمی برای اون به اصطلاح نفرین وجود نداره
آقای بابا
در واقع از پاییز گذشته
یه نفر چیزهای عجیبی اینجا ارسال کرده
اونا اینجان
چت شد تو؟
دستکش ها رو بپوش- همه چیز اوکی -
"اگه فوراً خارج نشی، توسط سگ سیاه مجازات میشی"
"اگه نمیخوای توسط سگ های سیاه نفرین بشی
در اسرع وقت باید اسباب کشی کنی
...اینا که
مشابه یادداشت های آدم رباست، درسته؟
اوه پس اینطوره
متوجه چیزی شدین؟
اون شخص به زورگویی برای اینکه اسباب کشی کنید ادامه داد
اما وقتی دید که تهدید هاشو نادیده میگرین
برای اتمام حجت خانوم بنی رو دزدید
پول نگرفتن چون اونها فقط می خواستن که شما اسباب کشی کنید
...بنابراین آدم ربا باید استاد سوتی باشه
!اون هیچ وقت همچین کاری نمیکنه
توجه ای به حرفای زیردستم نکنید بهش نمره صفر میدم
!هیچم صفر نیست
این نامه های تهدیدآمیز احتمالا از شخص دیگه ای هستن
...این یادداشت آدم ربایی
من دخترت رو دزدیدم. نه ژانویه، ساعت دو بامداد ده میلیون ین بیار به مجسمه سگ سیاه در قبرستان خانواده هاسوکابه. فقط پدر میتونه بیاد
این نامه تهدید آمیز خروج هم تقلید شده
اگه نمیخوای توسط سگ سیاه نفرین بشی باید در اسرع وقت اسباب کشی کنی
از کجا میدونی؟
اگه اونها رو با هم مقایسه کنی متوجه میشی فونت ها کاملا متفاوتن
واقعا؟
سعی کن دوتا کلمه «نو» روی هم بندازی
اما به هرحال
چرا اونها تو این دوره زمونه کلمه های توی روزنامه رو بریدن گذاشتن؟
واقعا راه رفتن با کفش های چرمیتویتپه سخته
جوری که راه میری اشتباهه
لیز خوردی؟
لیز خوردی مگه نه؟
فقط پرسنل مجاز وارد نشوید
مراقب جلویپات باش
!پشمام ریخت
گاوصندوق اینجاست؟
!هی بازش نکن
!بهت گفتم بازش نکن
چرا آدم ربا این محل رو برای دریافت پول انتخاب کرد؟
همه جای قبرستان خانواده هاسوکابه تله ی حیوانات وجود داره
برای یه آدم ربا خیلی خطرناکه
علاوه بر این بدون اینکه پول رو بگیرن دختره رو آزاد کردن
هدف آدم ربا کشوندن هاسوکابه به اینجا بوده
حدس بدی نبود
مشکل چیه؟ هیچی -
خاک واقعا خوبیه
چیبود؟
تو ادامه بده و خودتو از صفر بکش بالاتر
من یه سری کار برای انجام دادن دارم
چه کاری؟ - چیه؟ از تنها بودن می ترسی؟ -
نه، به هر حال خرافاته - مواظب باش چی میگی-
تو که نمیخوای نفرین سگ سیاه رو دست کم بگیری
کسی رو تنها نزار
چه مرگشه؟
...این جاده ای که قبلا داخلش قدم گذاشتم
...دن دن دن دن این سرادنه
...اخ
!هی
جدی هستی؟ دست از سر و کله زدن با من بردار
!هی
این بار کفشمو کجا بردی؟
چی شده؟
دوباره گم شدن؟
!سگ احمق
!کفشمو پس بده - !بهش آسیب نزن -
رقت انگیز
...جوری که اینقدر مودب جلوی مهمونا رفتار میکنی
تو باید حرف بزنی
!شغل نیمه وقتت به یه ورم
کاملا واضح خونه رو ترک کردی !رفتی بار هاست شدی
چند لحظه پیش جلو یه مرد خوشتیپ ادای خوب بودن در میاوردی
!تو تنها کسی هستی که وانمود به خوببودن میکنی
!کافیه
متأسفم
کفشتون رو داخل خونه ویل پیدا نکردم
این یعنی که امشب نباید به کوه بری، سنری
اما الان وقت خوبیه،مه از قبل پاک شده
من فقط کفشای چرمیخودمو میپوشم
بهتره حداقل تا سحر صبرکنی
اگه بعد طلوع آفتاب برم ممکنه کسی منو ببینه
اخیرا افرادی با دوربین های پهپادی توی منطقه ان
ببخشید میشه یه لحظه مزاحمت بشم؟
موضوع چیه؟
...فقط میخواستم بپرسم
سنری قراره که به کوه بره؟
سعی کردم منصرفش کنم نره
آقای واکامیا لطفاً بهم کمک کنید منصرفش کنم
...کفشای چرمی
نمیدونم باید با این پسر چیکار کنم
همیشه در مورد ارث صحبت میکنه
چیزیجز پول توی سرش نمیگذره
این اخلاقش به کی رفته؟
!ویل بیا بریم
خیلی خوب نقاشی میکشید
واقعا که دانشجوی هنرید
این چیه؟
این دیدگاه خیالی منه
برای تکالیفمه
اوه فهمیدم، این یه نمای تخیلیه
به نظر خیلی شاده
متأسفم که مجبور شدید دیشب اون صحنه های شرم آور رو ببینید
نه اصلا
خیالم راحت شد که دیدم خانوادتون از چیزی که فکر میکردم عادی ترن
فکر میکنی عادی ان؟
بله
و...اونم همینطور
چی؟
...خب چطور بگم
اینطور نیست که فکرکنم این یه مشکله
...اما من فقط
...کنجکاوم
...درمورد چیزی که دیروز گفتید
درمورد هاست
هاست توی بار؟
دیگه نمیرم، برای سرگرمی میرفتم
...میدونستم
اما فکر میکنم بهتره که اینجور کارها رو انجام ندید
شما هم داری نصیحتم میکنی
...نه اصلا قصد نصیحت نداشتم
من از آدمایی که عاشق نصیحت کردنن متنفرم نیستم
...خب
پسرخوب
...ویل
آقای واکامیا شما به نفرین اعتقاد دارین؟
نه من به چیزی که با چشمای خودم ندیدم باور ندارم
منم همینطور
اما در واقع
چیزی که واقعا ترسناکه انسانه
چی؟
آقای واکامیا براتون یکم دیگه شراب بریزم؟
نه کافیه
تو واقعاً میخوای بری؟
امشب باید برم
کفشامم پیدا کردم
مثل اینکه امشب هوا کم کم داره مه میشه
من مشکلی ندارم نگران نباش
پس منم همراهش میرم
!خطرناکه- میشه ازتون بخوام اینکارو بکنید؟ -
حتما- صبرکن -
...فکر نمیکنم ایده ی خوبی باشه
آقای واکامیا نگو که تو هم چشمت دنبال مال و اموال خانواده ی ماست؟
هست؟
!نه که نیست
خب من فقط میخوام بیشتر درمورد پدرم بدونم
این چه کوفتیه؟
!آخ
!آخ
چرا وصل نمیشه؟
جهش در حیوانات از طریق دستکاری های ژنتیکی در افزایش حجم و اندازه عضلانی موفق شد
!!!نه
!خانوم
!لطفاً بس کنید
!ولم کن
!!!سنری نه - خانوم -
!سنری
به نظر میرسه که تله عمیقاً فرورفته و قابل درآوردن نیست
بر آثر یخ زدگی فوت کرده
گوشیش چشمای سگ شیطانی رو گرفته، مثل پدرش
چرا تنهاش گذاشتی؟
...برنامه ریزی کردم باهاش برم اما
تا صبح خوابیدی؟
هان؟
...اره
کفش جدیدش گم شد؟
بلافاصله پیدا شد
چطور اینو میدونی؟
کفش پاره شده از قبل بوی کرم خاکی میداد
تقریبا بوی اون گیاهی که گربه جذبش میشه میداد
اشکالی نداره،ایشون آشناست
چی میشه اگه کفش جدیدم اینطوری دستکاری شده باشه؟
بعدش توسط سگ وحشی گاز گرفته میشه
یه سگ شیطانی
هاری نداشته؟
این چه معنی ای میده؟
!اگه چیزی میدونی بهم بگو
الان کدوم گورستونی هستی؟
بار هنوز باز نشده
خیلی پر انرژی هستیا
آیری جان
چرا همچین عکسی گرفتی؟
گوگولی نیست؟
خودت واقعیت خیلی خوشگل تری
کارآگاه؟ از توکیو؟
شینجوکو؟ یا شیبویا؟
لطفا یکم دیگه بهم توتیا دریایی بده - خیلی خب -
من با کینشیچو هم خوبم
میدونی، من دنبال دو نفر میگردم
تو؟ - آره، این دختره رو میشناسی؟ -
بریل جان؟
چند وقت پیش استعفا داد
استعفا داد؟ چرا؟
نمیدونم، به نظر میومد از شغلش داره لذت میبره
مشتری رو مخی هم براش اومده بود؟
همه کسایی که میان رو مخن
...یه مرده ام بود نصیحت میکرد
که بهش میگفت میخواد پدرش باشه و بهش میگفت کارتو رها کن
یه مرد پولدار؟ - نه اصلا به نظر کثیفم میومد -
تازه بدتر اینه که محاکمه شد که اینطوری تو لباس اونو نگاه کرد
متوجه شدم بگیر بشین
...باشه
عجب منحرفی
دقیقا
از همه چیز این مشتری های بد اخلاق خسته شدم
تو این روستای لعنتی واقعا مشتری خوبی وجود نداره
و باید با این حقوق کم سرگرمشونم بکنم
چرا زندگی من اینطوری شد؟
حدس میزنم سرنوشته
لطفا بهم کمی ماهی گلو سیاه و آلفونسینوی عالی بدید
!خیلی خب
به هرحال میشه منو استخدام کنی؟
...به اندازه کافی تازه نیست
منظورت چیه؟ - سوشی رو میگم -
نانو رول نخوردی؟
اینم سهم من
پول آبجو
ممنون بابت غذا - صبرکن -
!صبرکن
!گفتم صبرکن
بعد از اینکه گفتی میخوای منو ببینی فکر میکنی راحت میذارم بری احمق؟
صبرکن تماس تلفنی دارم
اوه پلیسه
جواب میدم
الو ببند بابا دهنتو -
چطور پیش میره؟
!رئیس
چیزی پیدا کردی؟
یادگرفتم که فقط روستایی احمق تو این جزیره وجود داره
چی گفتی، احمق؟
با کسی دچار مشکل شدی؟
این جونورای وحشی دارن دیوونه میشن من باید برم
اگه هر مشکلی برات پیش اومد با اداره پلیس کاسومی تماس بگیر
...اگه اسم منو بگی
الو؟
چه غلطی داری میکنی؟
! اشتباه رفتی! اصلش اینوریه
!دفاع از خود بود، احمق !اونا اول به من مشت زدن
یک بار مشت زدن اما تو هوا ام زدن پونزده بار مشت زدن دفاع از خود نیست احمق
!چهارتا مشت بهم زدن نه یکی
!هرچی که هست، فقط از اینجا برو
من نمیخوام با تو صحبت کنم رئیس ایستگاه پلیس رو بیار
!برای لاتی مثل تو وقت نداره
!فقط بهش بگو من آشنای اِتو از ام پیدی ام
اِتو کدوم خریه؟
چطور ممکنه اونو نشناسی وقتی اینطوری به نظر میرسی؟
چطوری به نظر میام؟
!همین جا بایست
دقیقاً منظورت چی بود؟
خیلی خوب میشناسمش
من مدت طولانی رو تحت نظر پدر اِتو بودم
اِتو ماسایوشی
خب،چی به اینجا کشوندتت؟
فکر نمیکنم اینجا جایی باشه که خیلی اتفاقی ازش سر در بیاری
دارم سعی میکنم یه چیزی رو بررسی کنم
درمورد آدم ربایی که توی این جزیره اتفاق افتاد
...مامان لطفا یکمی دیگه چیزی بخور
اگه اول غذا بخورم نسبت به سنری عذاب وجدان میگیرم
...خیلی دیر کرده
خانوم بنی
مادر درحال حاضر تو غم عمیقیه
لطفا اول یه چیزی بخور
بنی هم خیلی اوضاع اش داغونه
این حرفا رو ولش کن میخوام درمورد چیزی برام تحقیق کنی
منطورت از این حرفا رو ولش کن چیه؟
درضمن چرا قیافه ات اینطوره؟ این لباسا چیه؟
حمام کردم چون امروز خیلی عرق کردم
تو هم باید بری حموم یکم عوض بشی
یا بهتره بگم...برو یه نگاهی بنداز
در مورد چی صحبت میکنی؟ - کی به ذهنت خطور کرد؟ -
...خب
!برای خودت علاف نباش - نیستم -
خیلی خب گوش کن
زلزله؟
بیا تو
...صدای اون قدم ها
میدونستم خودتی
گوش های تیزی داری - چی میخوای؟ -
سر و صدای زیادی اومد فهمیدم
میبینم دوره شکل موج تو اینجا خیلی طولانیه
با فرکانس پایینم لرزش رخ میده؟
گپ زدن با منو تموم کن
فقط برو سر اصل مطلب
دزدیدن بنی، مرگ پدرش، و نامه های تهدیدآمیز خروج
میدونم اون سه تا توسط یه رشته ی مشترک بهم متصل میشن
شما چه فکری میکنی، استاد سوتی؟
جالبه
سعی داری بگی تمام این کارا زیر سر منه؟
من فقط نگران زلزله بودم و اونها رو متقاعد کردم که خارج بشن
اعتراف میکنم که دست خطم متفاوته
اما به عنوان کسی که قبلا معلم سنری بوده دست خط منو میشناسن
برای همین از کلمات داخل روزنامه استفاده کردم که واضح نباشه
پس این نتیجه ای که بهش رسیدی؟
"در این صورت، بهتر نیست از کامپیوتر استفاده کنم؟" این چیزیه که میخوای بگی
"اگر اینجا تیکه های روزنامه باشه میشه ازشون به عنوان مدرک استفاده کرد"
این چیزیه که بهش فکر میکنی
این واقعا همون فونت استفاده شده تو نامه های تهدید آمیزه
پنجاه امتیاز
تو امتیاز گرفتن کارت بد نیست
اما اون یه فونت رایجه اصلا میشه به عنوان مدرک ازش استفاده کرد؟
من تمام تلاشمو میکنم
غیرممکنه
!ببخشید، واقعا ببخشید (هاشم: چشمت دربیاد مثل بز نباش)
!از عمد اینکارو نکردم
...منظورم اینه، راستش
چه اتفاقی افتاد؟
همه چیز رو به راهه؟
لطفاً بی ادبی منو ببخش
کی برمیگردی؟
قبل از شام
اگر تا اون موقع برنگشتم کمکم کن وسایلمو تو اتاقم بذارم
!متوجه شدم
!برو خونه
!برو خونه
!از اینجا برو
همه چیز رو به راهه؟
!الان مرده
...مامان
...درباره تشییع جنازه سنری - بابا -
غذای سنری آماده است؟
الان دارم حاضرش میکنم
صبح بخیر - صبح بخیر -
سریعا صبحانه تون رو آماده میکنم
ممنون
...آقای واکامیا
چیزی رو از ما مخفی میکنی؟
سنری واقعا از یخ زدن مرد؟
اونم به خاطر هاری مرده، مگه نه؟
واقعا از یخ زدگی مرد- ...اما -
هاری هم گرفته مگه نه؟
خانوم حالتون خوبه؟
آسیب دیدین؟
...سگ شیطانی
باید به اتاقتون برید و کمی استراحت کنید
!فرار کن سنری
سگ شیطانی اینجاست...فرار کن
بزارید کمک کنم
...آقای واکامیا
من حالم خوب میشه؟
مرگ... سنری
نفر بعدی کیه؟
مثل اینکه واقعاً بهم علاقه داری
تا حدی که داری تعقیبم میکنی
گفتی تعقیب؟
تو حرفه ما بهش میگن سرنخ
اگه من بفهمم که دیگه سرنخ نیست
چی میخوای؟
تو کسی هستی که این نامه رو نوشتی تا اونها رو وادار به نقل مکان کنه
اگه نمیخوای گرفتار نفرین سگ سیاه بشی باید ذر اسرع وقت اینجا رو ترک کنی
از روزنامه های دانشگاه استفاده کردی
و تو همه اینکار رو برای بنی کردی
اشتباه کردم؟
نمیدونم داری راجع به چی حرف میزنی
این سر نخت بود؟
آره،ساده است
هروقت بنی صحبت میکنه سرخ و سفید میشی
چه نا امید کننده، الان این مدرکته؟
فقط شوخی بود
اما برای کسی که میتونه زلزله تجزیه و تحلیل کنه
مطمئنا تو تجزیه و تحلیلات خیلی ترسناکی
حتی میتونم با این قیافه پوکری که گرفتی هم همه چیزو ببینم نیاز به خودداری نیست
صد ین در روز
وقتی اینو لمس کردم به نظر خیلی مضطرب شدی
...فکر میکنم این حاوی
بقایای روزنامه هایی که برای حروف تهدیدآمیز استفاده شده
خیلی نا امیدم کردی
این سرنخ یه کارآگاه که همش ظن و گمانه؟
اما من نسبت به سکه های موجود در صندوق پس انداز چیز دیگه ای شنیدم
تو همیشه به بنی علاقه مند بودی
اما با دیدن اینکه این روزا سرد رفتار میکنه نگران شدی
پس برای همین یه سری برنامه ریختی
از نامه های تهدیدآمیز استفاده کردی تا اونو وادار به نقل مکان کنی
و وقتی خونه بر اثر زلزله فرو میریزه
اون سپاسگزار اون نامه ها میشه
بعدش تو میگی
در واقع، من کسی ام که اون نامه ها رو نوشته
ببین، اینجا یه شکاف وجود داره
و اینجوری توجه اش رو به خودت جلب میکنی
اشتباه میکنم؟
خیلی بچگانه است مگه نه؟
تقریبا احمقانه است
من طرفدار له شدن اینطوری آدمای ساده ام
راه به جایی نمیبرم
اون به وضوح از من دوری میکنه
فکر میکنم دلیلی برای این کارش داره
تو چیزی میدونی؟
چه دلیلی؟ - دیر یا زود متوجه میشی -
با این حال فقط حدس منه
تا اون موقع یه جنایتکار میشم
من به خاطر تهدید و ترسوندن دستگیر میشم
من پلیس نیستم
و این نامه ها هم تهدید کننده نیستن، درسته؟
استاد، زیاد وقت نداری
قتل، سرقت، آدم ربایی و چیزای مثل این
من فقط به این پیام ها جواب میدم چون هیجان زده ام میکنه
الو
...من باید چیکار
چشم های قرمز !مشاهده سگ شیطان
نرخ مرگ و میر ناشی از هاری: نزدیک به 100٪ دوره نهفتگی ویروس: 1-3 ماه
برای محافظت از بنی باید چیکار کنم؟
...فکر نمیکنم من
!لعنت
چی شده؟
واقعا میخوای تنهایی بری بالای کوه؟
آره
پس لطفاً از این طرف
لطفاً جلوی پاتون رو نگاه کنید
ممنون
به کوچیکی اتاق توجهی نکنید
بفرمایید
اتاق شماست؟
پلیس حتما تمام تله ها رو برداشته
اما برای اینکه در امان بمونید لطفاً نقشه رو بردارید
ممنون
این چیه؟
خیلی خب
Hashem:مترجم @Jdrama_Team @Japanese_singer
منم باهاتون میام
...اکه اتفاقی برای شما بیوفته
متاسفم
نگران نباش من بهترین دوستو با خودم دارم
پاسخ همه سوالا باید تو کوهستان باشه
!بیا بریم ویل
این جایه ای که قبلا ازش رد شدم
اره خودشه
ویل بیا اینجا
ویل
حتما مراقب قدم هایی که برمیداری باش
باشه؟
...این جاده
که قبلا ازش گذشتم
اره خودشه
...این سگ شیطانی
!برگرد ویل
!برو تو
کدوم طرف؟
کدوم طرفیه؟
!میکشمت عوضی
واکامیا جون،واقعا قوی تر شدی
!بیا بیرون
!همین الان تمومش کن
!عمو و خاله
سیگنالو دزدیدم. برو خونه
فکر کردی سگ شیطانی بهت حمله کرده؟
همش ساختگی بود
غیرممکنه
مغز یه انسان که از شرایط نا امید شده ...رو به راحتی میشه فریب داد
...اکه شرایط فراهم باشه
!لعنت بهت
مجبورم کردی بیام اینجا که این کارو بکنی؟
موضوع شخصی نیست
من این کار رو برای فریب عاملای اصلی انجام دادم
پیمانکاره؟ - درسته -
همراه با شوهرش و صاحب "کانال "مکان متروک
من سرا دنجیرو هستم
کانال سرادن؟
!دن دن دن دن این سرادنه
چی میخوای؟ - اینو باز کن -
چرا من؟
!خیلی خب بازش میکنم
این وحشتناکه کاملاً مرده
...منم میخوام بمیرم
حدس می زنم آموزش این کار به آماتور ها باید سخت باشه
خیلی ناراحتم
اون نور قرمز چیه؟
باشه - !جواب بده -
برای چیه؟
نمیدونم، تازه قرضش گرفتم
قبلا برای دیدن اینجا نیومدی؟
نمیتونستم رد کنم
عموم بهم گفت که منم الان یه همدست به حساب میام
نگران نباش من پلیسم
میتونم اتهامات رو کاهش بدم
شایدحس کنی بهت خیانت شده ولی لطفا اونو ببخش
احساس عدالت برادرزادتون بیدار شده
داری دستم میندازی؟
اما چرا این کارو کردن؟
حتی اگه آقای هاسوکابه و سنری رو کشته باشن
اونا نتونستن سهمی از ارث ببرن
باید بتونیم سرنخ ها رو توی گاو صندوق پیدا کنیم
ای کاش تو این خانواده به دنیا میومدم
چیکار داری میکنی؟ این جرمه
آخرین وصیت نامه ی من
من، هاسوکابه چیزو، آخرین وصیت زندگیم رو به شرح زیر مینویسم
در اول
...همه املاکم رو میدم
...به همسرم هاسوکابه ایرا و پسرم، هاسوکابه سنری
با سهمی مساوی
دوم
...تمام دارایی های دیگه ای که متعلق به منه
به یونیسف اهدا بشه
همش همین
همش همین؟ - همش همین؟ -
موضوع چیه؟
یعنی واقعا اسم بنی رو نیاورده؟
این چه معنی میده؟
پرونده آدم ربایی به این مربوطه
یکی اینکه ماجرای آدم ربایی هاسوکابه بنی ماه گذشته است
...و یکی دیگه این که
دارم سعی میکنم یه چیزی رو بررسی کنم
در مورد آدم ربایی که تو این جزیره اتفاق افتاد
بیست سال پیش
اسم بچه ای که دزدیده شده بود فوراکو آئومی بود
ما دنبال فوراکو نائومی جان میگردیم سن فعلی: شش
این بزرگترین پرونده پلیس کاسومی بود
و خود رئیس اتو مسئولش بود
...که اینطور
کودک گم شده اون موقع یک ساله بود
و دختر صاحب ساختمان فوراکو بود
جستجو برای اطلاعات در مورد مورد فوراکو آئومی جان
دختر اونها بود
ساختمان سازی فوراکو
بزاق موجود بر روی تمبر روی پاکت آدم ربا
مورد آزمایش دی ان ای قرار گرفت
و معلوم شد که فرستنده والد بیولوژیکی بنی بوده
والد بیولوژیکی؟ منظورت چیه؟
بنی فرزند خانواده هاسوکابه نیست
...نگو که بنی
....افرادی که از پهپاد استفاده کردن
!روشنش نکن
...تو لباس سگ شیطانی، چیزو و سنری رو کشتن
..ما - ...و اتفاق افتاد -
...تو اولین تولد نائومی
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
تو خواب عمیقی فرو رفته
تو هم میتونی بخوابی
فقط یکم با آئومی استراحت کن
یه سری خرید سریع انجام میدم
سریع؟
!بله سریع
خیلی خب، راحت باش
بعدا میبینمت
از اونجایی که آئومی خیلی آروم خوابیده بود
من و اون روی نیمکت منتظر موندیم
...اما
به دلیل خستگی زیاد
!مرسی که منتظر موندی ببخشید که خیلی طول کشید
یهویی خوابم برد
!رایتا، رایتا
آئومی کجاست؟
آئومی کجاست؟
ببخشید یه بچه ندیدین؟
...نمیدونم
!آئومی
!آئومی
!آئومی، آئومی
!من قبلا به این سوال پاسخ دادم
ما به اظهارات شما نیاز داریم ....همه چیز خوب یادت هست
...فقط دو هفته بعد از اون
!خیلی متاسفیم - !ما به عذرخواهی شما نیاز نداریم -
پسر نداری؟
!باید بفهمی حس پدر و مادر بودن یعنی چی
!عذرخواهی نکن! فقط سریع پیداش کن
بعد از دو هفته تحقیقات متوقف شد
!ماخیلی متأسفیم
و رئیس ایستگاه پلیس استعفا داد انگار داشت فرار می کرد
!ما خیلی متاسفیم
دختر ما
آئومی
هیچ وقت پیدا نشد
!ما دنبال دخترمون می گردیم !لطفا به ما کمک کنید
!ببخشید ما دنبال دخترمون می گردیم - !لطفا به ما کمک کنید -
ما دنبال دخترمون میگردیم
اما ما از جستجوی اون دست برنداشتیم
لطفاً به ما کمک کنید
لطفا به ما کمک کنید
خیلی ممنون
چه زمانی اتفاق افتاد؟
سال گذشته تو مرکز خرید
سرنخی چیزی دارین؟
براتون آرزوی موفقیت دارم
حتما تموم دندون های شیریش در اومدن
...گونه هاشم دیگه فکرنمیکنم اینطوری باشه
باید یکمی استراحت کنی
بیا فقط تسلیم بشیم
روکو
!روکو، روکو بس کن
!ادامه دادن فایده ای نداره
!همه چی خوب میشه، روکو
!روکو
!ولم کن
!متوجه شدم، الان آروم باش
حالت خوبه؟
هرسال سنش یک سال بیشتر میشد
تابلوی اعلانات روستای کانو
اما عکس ثابت از کودکی یک ساله بود
...خیلی دردناک بود
هرچی بیشتر میگذشت نا آشنا تر میشد
...اما هنوزم امید داشتیم
سن فعلی: یازده
موقع تولدش پشتش یه چیزی حالت سگ داشت
که ما به اون چسبیدیم و به جستجو ادامه دادیم
اما در پایان، حتی بعد از 10 سال جستجو
هیچ نتیجه ای نداشت
پس چطور اونو پیدا کردی؟
اتفاقی تو خیابون
اما اون باید قیافه اش کاملا متفاوت از زمانی که یک سال بوده باشه
چشماش
چشم؟
...شنیدم اندازه چشم ها
تنها چیزیه که تو بدن انسان از بدو تولد تغییر نمیکنه
...این
سریع کمکم کن
ادامه بده
چشم تو چشم شدیم
ببخشید شما اول استفاده کنید
!پیداش کردم
!اون اینجاست
!اینجاست
درمورد چی صحبت میکنی؟
!آئومی اینجاست
علامت که از تولد داره رو دیدی؟
چشماش
اونا چشمای آئومی بود
اونه؟
باید چیکار کنیم؟
کیف پولمو بده
تازه کارت تموم شده؟
...بله
چرا همچین کاری انجام میدی؟
به نظرت چرا اینکارو میکنم؟
!برای من پوله
!ممنون که منتظر موندید اقا
!ستاره ما، آیری جان، اینجاست
!من آیری ام از دیدنتون خوشبختم
...چطور
این پیرمرد--یعنی من تبدیل بشم
به پدرت؟
من پدرت میشم
ما بابا داریم! خیلی خوشحالم
پس میشه لطفا این کار رو رها کنی؟
!شما مثل یک پدر و مادر واقعی به نظر می رسید - ...در مورد اون چیزی نمیدونم -
...تو هنوز خیلی جوونی اما
تو خیلی پشتتو داری نشون میدی
!بس کن
!سرما میخوری - ...احتمال اینکه بگیرم بیشتره -
!من برگشتم
من برگشتم
باید به پلیس بگیم؟
اونا به ما خیانت کردن، یادت هست؟
...پس
مستقیما بهش بگیم؟
که ما والدین بیولوژیکیش هستیم؟
وقتی هیچ مدرکی نداریم؟
پس باید چیکار کنیم؟
اون خونه خیلی قدیمی به نظر میرسه، مگه نه؟
!ویل ساکت باش
ببخشید وقتی سرتون شلوغه مزاحم شدم
از دیدنتون خوشبختم
من برای بازسازی جزیره کار میکنم
آیشیما واکای
ببخشید اشکالی نداره -
از اون لحظه
ما اسم شرکت و اسم روی کارت ویزیتمون رو تغییر دادیم
پس میشه بهم قرارداد رو بدین؟
خیلی ممنون
لطفا ببخشید
فکر کنم محبور باشم چندبار دیگه هم بیام اینجا
ببخشید این خونه خیلی بزرگه
نه اصلا مشکلی نیست
سلام صبح بخیر
خانوم! میشه لطفا بی حرکت بایستید؟
موهات توی زیپ گیر کرده
تکون نخور
ببخشید
مشکلی پیش اومده؟
...دارم کمکشون میکنم موهاشون رو در بیارن
ببخشید - ممنون -
الان میرم دستشویی رو اندازه بگیرم
خانوم اجازه بدید برسونمتون بندر
نتونستم تایید کنم که علامت مادرزادی رو داره یا نه
...اما
ما نتایج آزمایش دی ان ای پدری رو دریافت کردیم
حدود ده روز بعد
!خدایا شکرت
!اره
!ایول
پس اسم اون سنگ قیمتی چیه؟
پریدوت! رنگ سبز زیبایی داره
از کجا میدونی؟
شما همیشه در مورد موضوعات جالبی صحبت میکنی بنابراین من چیزای زیادی یاد گرفتم
پس، سوال بعدی
زلزله ای که توسط جزر و مد ایجاد شده ....اخ
حالت خوبه؟ - خوبم -
بیا یه روز دیگه انجامش بدیم
هان؟
بنی؟
برای کار اینجایی؟
چند لحظه پیش کارمون تموم شد
اگه دوست داشته باشی میتونیم برسونیمت خونه
...اما من
سلام
شوهرمه
هان؟
قبلا همدیگه رو دیدیم؟
یا فقط فکر میکنم همو دیدیم؟
اشکالی نداره، اون در این مورد میدونه
تنها چیزی که داریم اکه دوست داری امتحانش کن
چی میخواستین به من بگین؟
...خب راستش
یه چیزی هست که دوست داریم نشونت بدیم
ما به دنبال این بچه هستیم
...این
ما دنبال فوراکو آئومی هستیم سن فعلی : دو
ما دنبال فوراکو آئومی جان هستیم سن فعلی : سه
بفرمایید داخل
ما اونو اینطوری تنظیم کردیم تا تو بتونی هر زمانی برگردی
درسته؟
ما میدونیم که خانواده الانت حتما میتونه ....چیزای بهتری برات بخره
این به این معنی نیست که تو فورا باید برگردی پیش ما
...ببخشید
ما نمی خواستیم بهت آسیب بزنیم
...میشه
برای یه لحظه تنهام بزارین؟
...پس
...پس ما نقشه ای چیدیم که آئومی
ثروت خانواده هاسوکابه رو به ارث ببره قبل از اینکه بخواد با ما زندگی کنه
سی امیتاز
تقریبا تحسین برانگیز بود
اما مهم ترین قسمت داستان رو نگفتین
شما اول از نامه تهدید نقل مکان تقلید کردین
و به هاسوکابه چیزو گفتین برگرده توکیو
اگه نمیخوای توسط سگ سیاه نفرین بشی سریعا نقل مکان کن
همنطور که انتظار میرفت به پلیس چیزی نگفت و خودش اومد
چون نمیخواست آدم ربایی گذشته فاش بشه
!لعنتی، آخ
چطور؟
دقیقا مکان تله ها رو ثبت کرده بود
بنابراین فقط با حرکت دادن اونها به اطراف به راحتی میتونست گرفتار بشه
با این حال، اگه اونجا مرده بود، میشد ردیابی کرد
پس تصمیم گرفتی از هاری استفاده کنی
با استفاده از افسانه سگ سیاه با یه پهپاد سگ شیطانی رو بازسازی کردین
و در این زمان، بنی برگشت خونه
!بنی
حالت خوبه؟
!خانوم بنی اینجا هستن
!بنی به هوش بیا
در طول اون زمان واقعا نیاز بود که برگرده
...چون
چون مجبور بود ویروس هاری رو بذاره تو بطری ضدعفونی کننده
اون فقط برگشت تا اونو به چیزو بده
آقا؟ - عزیزم -
حالت خوبه؟ - !جعبه کمک های اولیه رو بیار -
چی تو اینجایی؟
...جلوی درخونه افتاده بودن
!عزیزم، عزیزم
!دستتو بکش
غیرممکنه که اون اینکارو بکنه (هاشم: دلم سوخت برات گانی)
اصلا
اون ازکجا ویروس رو پیدا کرد؟
اونو از دارت مور سفارش دادن
دارت مور؟
به اصطلاح یه سایت غیرقانونیه
دارک وبی که توش میتونید مواد مخدر بخرید و بفروشید شناسنامه های جعلی و سایر موارد غیرقانونی انجام بدید
سعی کردم سفارش بدم چند روز بعد ارسال شد
هاری؟
هاری؟ - درسته -
احتمالا از یه وب سایت غیرقانونی خریدی
و وقتی که بنی از آدم ربایی ساختگی رها شد، اونو بهش دادی
بعد سنری که از مرگ چیزو همه چیزو یاد گرفته بود
از هاری میترسید و ممکنه واکسن زده باشه
پس تصمیم گرفتی مرگشو از یخ زدگی تا سر حد مرگ جلوه بدی
!اخ
چرا وصل نمیشه؟
...کفش سنری رو بهش بوی کرم خاکی دادی
تا ویل رو به جونش بندازی
تا توی تاریکی شب گمش نکنی
!ویل بس کن
اخ، لعنت بهت
حالت خوبه؟ - خداروشکر -
این لعنتی
محل تله ها تغییر کرده
...خیلی سفته
بده به من
عجله کن
...خون
...خونریزی داری
این خون هاسوکابه است
راجع به چی حرف میزنی؟ سریع بازش کن
برای چی؟
انداختنت به این تله آسون نبود
داری چه غلطی میکنی؟
!هوی
داری چیکار میکنی؟
!بنی
!درد داره
داری چیکار میکنی؟
هی، داری چیکار میکنی؟
!اینو در بیار
!اینو از من باز کن
!هی
!ویل ساکت باش
!هی
بریم
!هی
شماها کی هستید؟
کمکم کنید
!لطفاً کمکم کنید
!کمکم کن
!هی
صدامو میشنوی؟
!هی
!بنی
من اشتباه کردم ...لطفا نجاتم بده
!التماست میکنم
!هی
!نرو - بیا اینجا ویل -
!لطفاً صبرکن
لعنتی! من داغون شدم
درد داره.....بابا
...بابا، واقعا درد داره
...بنابراین اونها یه سازه از سگ شیطانی درست کردن
فقط برای مطابقت با افسانه اصلی؟
تو این جزیره سگ های سیاه زیادی هستن که به خاطر افکار پوچ انسان ها مردن
...احتمالا خودشون رو تو اون سگ های سیاه دیدن
که سرنوشتشون به دست دیگران بازیچه شده
...برای کسایی که خانواده هاسوکابه رو نمیشناسن سخته
که حرکت نامه تهدید آمیز رو تقلید کنن
یا الکوی رفتاری خانواده رو بشناسین
شخصی که همه اینا رو برنامه ریزی کرده بنیه
و با قتل مادرش همه این جنایات تموم میشه
لطفا بزار ما بریم
...باید سریع بریم وگرنه آئومی- نگران نباشید -
اون درحال حاضر راحت خوابیده
همه جواب تا باید توی کوهستان باشه
اما قبل از رفتن به کوه، تو باید بنی رو بخوابونی
هان؟
چرا؟
باید یه قرض خواب آور قوی توی جعبه کمک های اولیه باشه
این همون چیزی که قبلا باعث شد تا صبح بخوابی
و؟ باید چیکار کنم؟
این راه محافظت از اونه
وقتی واکامیا جان به کوه رفت
اون حواس خدمتکار رو پرت می کنه تا مادرش رو بکشه
بعدش چشمای سگ شیطانی رو بهش نشون بده و وادارش کنه که افسانه سگ سیاه رو گسترش بده
اینطوری با یه تیر دو نشون میزنه
بیاید بشنویم بعد از اون چه اتفاقی براش افتاده
!همه چیزایی که گفتی برگرفته از ذهنته
شنیدی
این یکی نمرده
...هرچی دیده
ثبت شده
چرا...؟
چرا دنبال جوابی؟
چون کشتن کسیخوب نیست
دارم میام داخل
...پس من هیچ کار اشتباهی نکردم
تو اون خونه
اونا همه توجهشون به سنریه
چه بازی توی مدرسه باشه
چه معلم خصوصی
آزمون ورودی مدرسه راهنمایی باشه
شهریه دانشگاه، همه چیز،فقط سهم سنری بود
حتی مدادرنگی هایی که داشتم هم از باقی مونده های اون بود
پس برای حمایت از خودت توی اون کلوپ مهمونداری کار میکردی؟
فکر می کردم به اندازه کافی خوب نیستم
فکر میکردم راه روش زندگی و حرف زدنم همش بده
...هیچ
چیز بدی توی تو نیست آئومی
ما متأسفیم
ما متأسفیم
...اگه
...اگه فقط
مهم نیست آئومی
...دوست داری با ما زندگی کنی
از حالا به بعد؟
ممنون
بیا با هم خوشبخت زندگی کنیم
و ثروتمند بشیم
...میگم
هرکاری که بگم انجام میدین؟
!صبرکن، التماس میکنم
...لطفاً
لطفاً بزارما مقصر بشیم
اول از همه تقصیر منه که خوابم برد
فقط برای یک بارم شده بزار !وظیفه والد بودنم رو به جا بیارم
وظیفه والدی هرچی که هست از این به بعد انجامش بده
اینکه مقصر بشی وظیفه والدی نیست
گاهی وقتا حق میگی
آقای بابا برای بنی مثل پدره
حتی زوج هاسوکابه هرگز یک بارم اونو به اسمش صدا نزدن
شما دوتا در آینده بیشتر باید به اسم صداش بزنید
اون بهت گفته که خدمتکار براش مثل پدر بوده؟
نه من یه نقاشی تو اتاقش دیدم
این هدیه بنی سان برای روز پدر بود، چون من بچه ندارم
اون از وقتی کوچیک بوده نقاشی میکشید
اون واقعا دختر خوبیه
پس کسی که صفر گرفته منم؟
!هی
مشکل چیه؟
!شیشیو
مشکل چیه؟
!بریم
!مراقب تله ها باش
چه مرگش شده؟
اینطوری نگاهم نکن جواب نمیده
!درو باز کن
!درو باز کن
قفلو بشکن
!هی اینوری نه، اونور
بنی
داری چیکار میکنی؟
چیزی نیست فقط خوابیده
!آئومی
هیش! اون فقط خوابیده
شیشیو کجاست؟ با اون نبودی؟
مامانه کجاست؟
!برو نجاتش بده
...آقای بابا
اینجا، من تموم رازهایی رو که از بیست سال گذشته نگه داشتم به شما میگیم
بیست سال پیش
من به عنوان منشی برای آقا کار میکردم
ببخشید
اون موقع
چون آقا سرشون با کار خیلی شلوغ بود
بانوی جوان تحت مراقبت خانوم بود
...یه روز که خانوم یهو خوابش برد
بنی؟
!بنی
!بنی جان
!بنی
!بنی
باید چیکار کنم؟
به زودی میرسیم بیمارستان
...خیلی دیر شده
...باید چیکار کنم
...بنی
...باید چیکار کنم
...همسرم عصبانی میشه
...از دست من خیلی عصبانی میشه
آقا تو یه سفر کاری بودن
و خانوم هرشب عکس بنی رو براشون میفرستادن
...به هرحال بریم
اول بریم بیمارستان
....اون داشت به سمت نوزادی میرفت
انگار اونجا شیطون گولش زد
خانوم ایرا- هوا داره سرد میشه -
بریم خونه، بنی
من اومدم ببخشید منتظر موندید
امیدوارم که همه چیز تو محل کارت به خوبی پیش رفته باشه، بنی امروز خیلی بازی کرد الان مثل یه عروسک گرفته خوابیده
پیام ارسال شد
بازش کن
وقتی خوابه مثل همیشه خیلی نازه
تصمیمو گرفتم که این موضوع رو با خودم به گور ببرم
اما سال بعد سنری به دنیا اومد
خفه شو! سنری حتی نمیتونه بخوابه
چرا انقدر بلند داد میزنی؟
خوش برگشتی
قراره کل جزیره صدات رو بشنون
بیا بیا
من انجامش میدم
چقدر کثیف شدی
لباساشو عوض میکنم - خیلی خب -
بزار انجامش بدم - نه اشکالی نداره -
برای اینکه شوهرش نفهمه
خانوم مراقب همه چیز بود
از حمام کردن تا تعویض لباس
!تو کسی هستی که همیشه دردسر میسازه
!نه مامان، کار سنری بود
!حرف بیخود نزن اون هیچ وقت همچین کاری نمیکنه
!من نمیخوام اینجا باشم
!امروز اینجا میخوابی
!متاسفم
خانوم
میشه یکمی بیشتر به بنی علاقه داشته باشین؟
نمیتونم
میتونی منو بفهمی مگه نه؟
اون بچه ی یه نفر دیگه است
منظورت چیه؟
!رئیس
ما دنبال فوراکو آئومی هستیم سن فعلی: شش
آقا قبلا همه چیزو فهمیده بود
خانوم تموم اتفاقی که افتاده بود رو بهش گفت
جای تعجب نداره که بنی اصلا ناز نیست
جرأت نداری به کسی بگی
این برای خانواده هاسوکابه رسوایی بزرگی میشه
بعد من و خانوم رو تنبیه کرد
!پاشو نشونه بگیر
بس کن سنری
داری به ویل صدمه میزنی
جوری حرف نزن که میدونی
ویل هم داره لذت میبره
خانوم آزادی حرکتشو از دست داد
درحالی که من آزادی ذهنیم رو از دست دادم
حتی بانوی جوانی که هیچ اشتباهی نکرده بود
مجبور شد که تنهایی رو تجربه کنه
خیلی خوب نقاشی میکشی
...منم برای مراقبت
از اون تنها بودم
یه چیزی هست که میخوام به شما بگم
...اون تموم نقشه اش رو به من گفت
چون از ته قلبش به من احترام میزاشت
اما
تا لحظه آخر هم نتونستم حقیقت رو بهش بگم
...اینکه من و مادرش کسایی بودیم
که بیست سال پیش زندگیش رو تباه کردیم
من هیچ وقت خانواده هاسوکابه رو نمیبخشم
اگه اونو تنها میزاشتم
دستای اون آغشته به انتقام نمیشد
پس با در نظر گرفتن این موضوع
...تموم نقشه هاش رو
من انجام دادم
من با بنی مثل دختر خودم رفتار کردم
و نمیتونستم بزارم دخترم یه قاتل بشه
...من با جونم کفاره میدم
...به خاطر قتل اون سه نفر
و برای پرونده آدم ربایی بیست سال پیش
ممکنه بنی بتونه بقیه زندگیش رو با عنوان آئومی با خوشبختی بگذرونه
بابا موریو
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
چه نامه خداحافظی زیبایی
یا بهتر است بگیم به زیبایی آراسته شده
...پسکسی که واقعا هاسوکابه و سنری رو کشت
به من مربوط نیست قاتل کیه
بقیه اش رو به پلیس میسپارم
لطفا صبرکن
...میشه ما
حداقل صبرکنیم تا آئومی بیدار بشه؟
وقتی بیدارشد حتما خودمون رو تحویل پلیس میدیم
تقریبا الاناست که بیدار بشه
پس برای انجام این کار دیر نمیشه
هرجور که دوست دارین
مزاحم اونها نشو ویل
بیا بریم
من گول خوردم
تو بهم دروغ گفتی
پس تو پلیس نیستی؟
!هی- ما رو ببر بندر -
!ویل
حتما خیلی درد کشیده
...مدام در حال تقلا کردن
...آره
...اما
اون زنده موند
...اینو قبلا میخواستم بگم
هر چند که میگن چشمای ما از بدو تولد به همون اندازه باقی میمونه
...حقیقت اینه که کره چشم ها - حدود 17 میلی متر در بدو تولده -
و 23 میلی متر در بزرگسالی یعنی 35 درصد رشد می کنه
پس تو از قبل میدونی؟
به همین دلیل بهت میگم شارلاتان
یه دکتر شارلاتان
!میبینمت، ویل - این چیزا دیگه استفاده نمیشه -
برای من بندازش دور
!هی نمیتونی اینو بگیری
هان؟ خالیه؟
-این چیه...؟ چیزی که واقعا تو گاو صندوق بود -
پس توزیع واقعی ارث چی؟ - از کجا بدونم؟ -
به من ربطی نداره
مشکل چیه؟
هیچی
حالا بریم؟ - آره -
!میدونستم میای
!هی مزاحم! الان نمیتونی دور و برش بری
مزاحم؟
برای من، این یه "دوست پسر بالقوه" است
عالیه! این راه درسته
من نیومدم اینجا چون تو هلم دادی
من خودم تصمیم گرفتم
صد امتیاز - تو طرف کی هستی؟ -
مطمئنی که این ایده خوبیه؟
بهتره کسی رو داشته باشه که منتظرشه
اما اون کسیه که نامه های تهدید امیز فرستاد
اونها نامه تهدید آمیز نبودن
اما نامه ی عاشقانه بودن
مشکل چیه ویل؟
هشدار اولیه زلزله
زلزله؟
داره میاد
زلزله؟
آئومی
!بیدارشو !بیدارشو آئومی
اومد
!استاد
!سریع سوار شو
!برگرد
!عجله کن - نمیتونم -
...واقعا اومد
!سریع سوار شو
!خطرناکه
!بیا دیگه عجله کن -
!دیگه نمیتونم صبرکنم
!برگرد
!ویل
!بنی
!بنی
!آئومی
!بیدارشو آئومی - آئومی -
!بیدارشو آئومی - آئومی -
!آئومی
!برگرد، ماشینو نگه دار
!نمیتونم - تنهایی برمیگردم -
!میتونم تنها برم، لطفا اینجا پیاده ام کنید
!لطفا التماس میکنم
!آئومی یالا بیدارشو
!آئومی بیدارشو
!آئومی
!آئومی
!رایتا
...بابا
...مامان
...آئومی
!وایسا
لعنتی
احساس گناه میکنی؟
...اگه فقط بلافاصله به پلیس زنگ میزدیم
اما حداقل این سه نفر باهم بودن
و خودش به سرنوشتش به عنوان یه سگ شیطانی پایان داد
لازم نیست دیگه رنج بکشه
Hashem:مترجم @Jdrama_Team @Japanese_singer
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
جزیره کاسومی نان بخارپز
جای بسیار خوبیه
شرط میبندم که اونجا فقط وسایل روستایی دارن
فقط خودت برو ببین همه چیز چه زمانی حل میشه
خیلی خوبه که کلوپ مهمونداری هم داره
پدرم فرار کرد
درحالی که زیر بار مسئولیت پذیری و این چیزا بود
نمیخوام دوباره به یاد بیارمش
اون از مسئولیت پذیری استعفا نداد
رئیس اتو بلافاصله شروع به پیگیری خانواده هاسوکابه کرد
...اما
...ستاد
از ادامه تحقیقات درمورد ...اون خانواده امتناع کرد، بر این اساس که
تعادل جزیره میتونه به کل نابود بشه
...رئیس
...به میل خودش استعفا داد
تا بتونه تحقیقات رو به تنهایی ادامه بده
فکر کنم به این دلیل بود که ...اون جزیره رو دوست داشت
این نتیجه کار به سبک مقاومت پدرت بود
اما اون تا آخر همچنان میدوید
!لطفا به ما کمک کنید
!همکی لطفاً به ما کمک کنید
!لطفا به ما کمک کنید
ما درخواست کمک های مالی داریم برای قربانیان زلزله بزرگ جزیره کاسومی
!لطفا به ما کمک کنید
!از لطفت شما خیلی ممنونیم
!لطفا به ما کمک کنید
!لطفا به ما کمک کنید
متاسفم
ممنون
اومدم دنبال شما
لطفا عجله کنید
کنفرانس مطبوعاتی الان شروع میشه
خیلی خب
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.