Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
انچه در "گستره" گذشت
تمام سفینههای این منطقه
یه دفعه متوقف شدن
و الان همهمون داریم به سمت
مرکز کشیده میشیم - تمام سفینهها؟
کلاریس ماو
...ملبا
اون میخواد جیمز هولدن رو بکشه
!بگو هولدن کجاست
ماشین پام رو له کرده
اوضاعمون با نبود جاذبه
بدتر شده
قرار نیست هر دوتامون بمیریم
وقتی جاذبه نیست تجهیزات پزشکی هم کارایی لازم رو ندارن
ولی الان نمیتونیم جاذبه مصنوعی درست کنیم
پس جاذبه چرخشی درست میکنیم
من برای تمام کشتیهای این منطقه
یه پیام دارم
سفینه بهیمت تونسته یه جاذبه چرخشی درست کنه
برای درمان زخمیهاتون رو به اینجا بیارین
هولدن؟
من یه چیزی دیدم، یه رویا
رویای چی؟
پایان همه چیز
فایدهای نداره
کامل بسته شدی
تو چرا اینجایی؟
تو همونجایی بودی که تیلی آسیب دیده بود
تو میتونستی نجاتش بدی
تو نباید خودت رو قاطی ماجرا میکردی
چطوری میتونی زندگی کنی؟
من آدمهای بهتری نسبت به تیلی فگان رو هم کشتم
نباید اون کار رو میکردم
مطمئنم کار خودش بوده
سفینه سونگاون رو میگم
حتماً خودش اون کار رو کرده
سعی کرد ما رو بکشه
تو برای من هیچ اهمیتی نداری
فقط دنبال هولدنی؟
انتقام پدرش
من آدمهایی مثل این رو میشناسم
نمیشه با اینها کنار اومد
میبریمش پیش توماس پرنس
اونها میتونن زندانیش کنن
من نمیذارم اون بره سفینه یوان
و تو هم به تنهایی از پس این کار بر نمیای
بهتره همینجا تمومش کنیم
!نه! نه
تو نباید، نباید اون بهش شلیک کنی
خب میتونیم بهش یه دارویی بدیم تا بمیره
اینطوری درد نمیکشه - نه -
ما نباید بکشیمش
این خانم لیاقت بخشش نداره
قضیه راجع به اون نیست
راجع به خودمونه
هنوز نمیتونیم پیام بفرستیم
میدونم، یه لحظه صبر کن
فکر کنم بالاخره یه کاری کردی
آنتن اومد
خوشحال نشو
هنوز نمیتونیم اطلاعات بفرستیم
دستگاه گیرنده کار میکنه
حداقل میتونیم بفهمیم سفینههای دیگه کجان
هولدن چی؟
قبل از این که همه چیز بهم بریزه
روی اونها هدفگذاری کردهبودیم
فکر کنم دستگاه بتونه اونها رو پیدا کنه
خیلیخب
...آره
فکر نکنم هولدن هنوز اونجا باشه
سفینه مارشنها خیلی جلو رفته
حالا که سرعتشون رو کم کردن
حتماً یه جا متوقف شدن
یا حداقل الان که سریعتر نمیرن
پس میتونیم بریم اونجا
شاید هولدن با اونها باشه
فهمیدم، همهشون دارن سمت سفینه بهیمت میرن
الان که رفتن اونجا
پس حتماً هولدن پیش دوستهاس تو هستش
به تمام سفینههایی که به کمک نیاز دارن
میتونید زخمیهاتون رو به بهیمت بیارین
اینجا جاذبه و تجهیزات پزشکی وجود داره
همچنین خودتون هم میتونین به اینجا بیاین
مخصوصاً اگر با خدمات درمانی آشنا هستین
لطفا در صورت که میتونین با خودتون ...تجهیزات و غذا هم
فکر میکردم فرمانده بهیمت درومره
بود
اینطوری به شما کمک بیشتری میکنیم
ما با تمام توانایی خودمون
آماده حمایت از شما هستیم
اگر نمیشه پیام فرستاد پس باید خودمون بریم اونجا
تو هم همینجا باش
ببیین میتونی هولدن رو پیدا کنی - خیلیخب -
با لباس فضایی میریم
ایمس و روحانی هم با خودم میبرم
پاستور
حالا هر چی
ناومی، صبر کن
تو همینجا باش تا برگردیم
آره، یعنی نه
اینطوری فایدهای نداره
من باید برم - من هم میام -
من باید خانوادهام رو برگردونم
پس همهمون میریم
همهمون
من فرمانده ساندرا لوکاس از سفینه آسکیا هستم
من مختصات اینجا رو برای نجات دادن
مارشنها فرستادم
ما دیگه توی شوزن نیستیم
و تو هم معلومه تازهکاری
من میترسم وضعیت تو تغییر بشه
که احتمالا بهتر نه، بدتر مشه
من حرفهام رو با نفر قبلی زدم
همونطور که گفتم
میخوام بدونم بقیه دوستام کجان
افراد زیادی مُردن
ما باید بدونیم برای تو چه اتفاقی افتاد
من تا وقتی بقیه دوستام رو نبینم
هیچی نمیگم
جیمز هولدن
چقدر جوونی
من کالاس آشفورد هستم
راجع بهت شنیدم
یکی از کفتارهای آندرشون داوز
بیا یکم بهتر صحبت کنیم
اگر میشه
بهم بگو توی اونجا چه اتفاقی افتاد
پس الان توی بهیمت هستیم
میخوام با ناومی ناگاتا صحبت کنم
فعلاً نمیشه - وقتی فهمیدم که -
چه بلایی سر دوستام اومده، حرف میزنم
بیا یه معامله متقابل کنیم
تو هر چیزی که میدونی بهم میگی
من هم تو رو میفرستم پیش دوستات، خوبه؟
قبلاً همه چیز رو به مارشنها گفتم
ولی اونها اهمیتی ندادن
خب این عیب ارتشیهاست
ولی من که ارتشی نیستم
فکر میکنی من دیوونهام
من راجع بهت چنین فکری نمیکنم
جوزفیوس میلر کارآگاه سِراز
همونی که توی اروس مُرد؟ - اون اومد سراغ من -
ازم خواست برم اونجا
چی؟ یه مرده اومد پیشت
گفت بری اونجا؟ مگه صدای مردهها رو میشنوی؟
تو واقعاً دیدیش؟
میخوای بقیهاش رو بشنوی یا نه؟
معذرت میخوام، لطفا ادامه بده
میلر من رو برد اونجا
همه چیز رو نشونم داد - چی نشونت داد؟ -
یه رویا
نمیدونم چطوری توصیفش کنم - لطفاً سعیت رو بکن -
انگار یه تمدن جدید
رو دیدم
میلیاردها موجود
عجیب غریب، شبیه ما
ولی انسان نبودن
مثل همونهایی که پروموتوکیول رو فرستادن؟
همونهایی که ساختنش
اونجا رو هم خودشون ساختن
و حتی این فضا
چرا دوست مردهات اینها رو نشونت داد؟
ما راجع به پروموتوکیول اشتباه میکردیم
اون یه اسلحه نیست
برای کشتن ما فرستاده نشده
فقط میخواد یه مسیر درست کنه
ولی همه افراد اروس بخاطر این مسیر مردن
اونها به ما اهمیتی نمیدن
مثل ما که وقتی یه
لونه مورچه جلومونه بهش اهمیتی نمیدیم
و حالا با ساختن حلقه کار این مسیر تموم شده
حالا حلقه میخواد ارتباط برقرار کنه
ارتباط برقرار کنه؟ با اونها؟
مهم نیست
با هر کسی ارتباط برقرار کنه اون دیگه رفته
متوجه نمیشم
یه چیزی اونها رو کشت
حالا اون داره سعی میکنه جلوش رو بگیره
اونها میتونن کل
منظومه خورشیدی رو از بین ببرن
و براشون مثل آب خوردنه
ما الان لبهی پرتگاه هستیم
باید از اینجا بریم
و دیگه هم برنگردیم
روح دیده، دیوونه شده
فرمانده لوکاس
میخواستم یادآوری کنم که
ما برای بازجویی باید زندانی رو به اُپیای ببریم
قبلاً هم گفته بودین
ولی زخمیها به این سفینه نیاز دارن
الان باید به فکر نجات خودمون باشیم
هولدن دیوونه نیست
وقتی ما اونجا بودیم اون چیز
ازش محافظت کرد
اونجا هر چی که هست فکر کنم هولدن باهاش
ارتباط برقرار کرده؟ - این کمکی به فرارمون میکنه؟ -
مطمئنم اون میتونه کمکمون کنه
ولی باید این رو قبول کنیم که
هولدن طرف ماست
من فکر نمیکنم اینهمه
اطمینان خوب باشه
وقتی که افراد نجات پیدا کردن
هولدن رو هم میفرستیم زندان
لطفاً به تیمش اجازه بدین
که همینجا بمونن به درد میخورن
همه قدمشون روی چشم ولی باید اسلحهشون رو تحویل بدن
ما این کار رو نمیکنیم
باید قوانین سفینه رو رعایت کنین
وگرنه اینجا رو ترک کنین
توی این فضای غریبه
ما همهمون باید کنار هم باشیم
به حرفش گوش کنید
هراری، اسلحه و لباس مخصوصشون رو ببر توی انبار
اونجا به اندازه کافی امن هست
بله قربان
!چه لباسی
باید همینجا استراحت کنی
اینطوری زودتر خوب میشی
فقط مرگ میتونه من رو اینجا نگر داره
من خوبم
خوب نیستی
اگر حرکت کنی، ممکنه برای همیشه آسیب ببینی
آسیب به ستون فقرات نیاز به مراقب زیادی داره
حتی اگر در مجهزترین مکان باشی
افراد من دارن میمیرن
اونوقت من اینجا بمونم و هیچکاری نکنم؟
اگر میخوای بهتر بشی، باید دقیقاً همین کار رو بکنی
برو بیرون
...فرمانده، من نباید - برو بیرون -
لطفاً به یکی از این مکانها مراجعه کنید
فرمانده کونیس، میشه یه لحظه صحبت کنیم؟
شنیدم میخوای بری بهیمت
همینطوره - ولی میخوام همینجا بمونی
تو نه زخمی هستی و
نه کار پزشکی بلدی
نیازی نیست بری - مسئله این نیست -
اگر این همین جا بمونیم میمیریم
...قربان
من نمیدونم چطوری از این مخمصه خلاص بشیم
بهیمت سفینه قدرتمندیه
از اونجا میشه با سرعت
حتی بیشتر از 100 سال نوری پیام فرستاد - حالا که چی؟ -
انقدر انرژی پیام زیاده که
از اونجا حلقه رو بشکافه
و از حلقه خارج بشه
پس درخواست کمک کنیم؟
این جادو نیست، فیزیکه
ارزش امتحان کردن رو داره
با فرمانده بهیمت صحبت میکنم
سفینهها دارن در سریعترین زمان ممکن
تجهیزات و زخمی میفرستن
ولی همه دارن به مرکز نزدیک میشن
ارتباطمون با سفینه یوان ضعیفه
افراد اونها هم خیلی صدمه دیدن
آره، از کمکی که بهمون میکنی ممنونم
دستت درد نکنه، فرمانده
فرمانده - چیه، گیریگوری؟ -
نیاز به کمک پزشکی داریم
بیشتر نصف افراد صدمه دیدن
نصف زخمی و نصف سالم هستن
ما انتظار این رو نداشتیم
من خودم وضعیت رو میدونم
بلتر بیش تر از وظیفهاش
داره کمک میکنه
فکر میکنی اونها هم کمکمون میکنن؟
ما کسی رو پس نمیفرستیم
بانک خون یه ساعت پیش تموم شد
بالاخره یه چیز به درد بخور گفتی
فرمانده صحبت میکنه
به تمام پرسنل شیفت بعدی
به علت کمبود خون برید درمانگاه و خون بدین
همین الان
ما هم بریم
نباید این کار رو بکنی
من با بقیه پرسنل فرقی ندارم
یه جای کار میلنگه
این همه کشته و زخمی هستن ولی ایشون زخمی نشده
من هم زخمی نشدم تو هم زخمی نشدی
طبقه 3، بخش 12، قسمت 50
چند نفر مردن؟ - کسی نشمرده -
با زندانی حرف نزن - تو محافظشی، گانی؟ -
...من که - تو خفه شو -
همونطور که گفتن میبریمش به بازداشتگاه
همهتون همه خفه شید
عرشه 4 تکمیل شد
عرشه 4 تکمیل شد
فقط همین رو اوردین؟
آره بچه، فقط همین رو داشتیم
این که داره بد نگاه میکنه کیه؟
باید بازداشتش کنید اون آدمهای زیادی رو کشته
ما از قبل بستیمش
نمیتونه خودش رو آزاد کنه - باشه، بسپارینش به ما -
هولدن توی این سفینهست؟
گوشکن، عوضی
میخوام با درومر صحبت کنم
آشفورد الان فرماندهست
باید اسلحهتون رو تحویل بدین
من که تحویل نمیدم
این قانونه - که چی؟ -
ایمس، خواهش میکنم
نه - خواهش میکنم -
من اینها رو میشناسم
حالا میتونین اینجا بمونید
شماها برین
ببینید میتونید به دکترها کمک کنید
تا نگی چه اتفاقی برای درومر
افتاده ما هیچجایی نمیریم
نه، تو همراه من میای تو یه فراری هستی
تو بازداشتی
پس لطفاً اسلحهام رو پس بدین
چیزی نیست
انتظار این رو داشتم
من خودم یه کاری میکنم
از این طرف
ناگاتا
نوچهات گفت من بازداشتم
آره، هراری درست گفته
ولی اگر قول بدی با ما باشی
من هم یه چیزی بهت میگم
چه اتفاقی برای درومر افتاده
زخمی شده
و الان تحت درمانه
جون من رو نجات داد
من هم جون اون رو نجات میدم
فکر کردی شورش شده؟
هولدن کجاست؟
مارشنها اوردنش اینجا؟
آره، اوردنش ولی
نمیتونی ببینیش
هر اتفاقی که اونجا افتاد
به ذهنش آسیب زده ولی ما هم هواش رو داریم
میخوام ببینمش
با شبکه مشکل پیدا کردیم
به زودی کامل از بین میره
و دیگه نمیشه کاریش کرد
من نیومدم اینجا تا سفینهات رو درست کنم
و وقتی از بین بره
همه افراد میرن توی تاریکی مطلق
حتی دوستهای تو
جیمز هولدن و درومر
همهمون
میرم ببینم چطوری شبکه رو درست کنم
و یه تیم برای تعمیرش انتخاب میکنم
خوبه
بعدش میخوام دوستهام رو ببینم
به نظرم معامله خوبیه
بخوای فرار کنی
مخت رو میترکونم
سلام
من جیم هستم تو چرا اینجایی؟
ما طول موج لیزر رو به محدوده مرئی بردیم
وقتی فرستاده شد، اطلاعات رو به بلتر بفرست
خوبه
آره، اینطوری بهتره
شارژ انجام شد
شلیک لیزر...حالا
به اندازه کافی قوی نیست
از حلقه عبور نمیکنه
فقط میتونه دمای حلقه رو بیشتر کنه
بیا اینجا
لعنتی
فکر میکردی همچین چیزی ببینی؟
اینرها و بلترها کنار هم
دارن بهم کمک میکنن
صلح کردن؟
انگار اوضاع خیلی خرابه
...آره
من مونیکا استوارت از کانال
اصلی سفینه صحبت میکنم
یه مشکل فنی - پا قدم ما -
رخ داده که از همه افراد که
در زمینه تعمیرات الکتریکی مهارت دادن درخواست کمک میشه
فرمانده آشفورد میخوان که
سریعاً پیش ایشون برین تا اطلاعات لازم رو بهتون بدن
آخ آخ آخ
چته؟ این که فرصت خوبیه
...و اما گزارشات مربوط به زخمیها
یه چیزی میخوام بخورم
میای؟ - خودم رو میرسونم -
ممنون - قابلی نداره -
خیلیخب
بیارش پایین
خوبه - تو دکتری؟ -
پرستار بودم
قبل از اینکه روحانی بشم
کارهای غیر تخصصی یه کیلینیک توی
پیترزبورگ رو انجام میدادم
اونجا آدمهای مهمی زندگی نمیکردن
آره، از اینجور آدمها خوشم میاد
آره
چرا روی سرش میخوای پارچه بذاری؟
این کار باید انجام بشه
وقتی مردم میمیرن
دیدن صورتشون خیلی ترسناکه
قبول دارم
اوهوم
چیه؟ تا حالا کسی رو ندیدی که صدمه دیده باشه؟
...گفتن تو زخمی شدی ولی من که
خوبی؟
از کمر درد شدیدی دارم
و از اون پایینتر چیزی رو حس نمیکنم
من خیلی متأسفم - متأسف نباش -
آشفورد میدونه برگشتی؟
چند ساعت پیش داشتم
کمک میکردم شبکه انرژی سفینه رو دست کنیم
مطمئنم میخواد تو رو به کارِت برگردونه
به دلایلی اومدم اینجا
این قطعه جاش اینجا نیست
دلایلی؟
هولدن اینجاست
هر اتفاقی که براش افتاد
به تمام اتفاقات الان ارتباط پیدا میکنه
...اگر بتونم باهاش صحبت کنم
شاید بتونه کمکمون کنه
فکر کردم اومدی یه سری به من بزنی
البته این هم هست
میتون این رو راه بندازم
خوشحالم که برگشتی
خوب شد
ممنون
فکر میکنی هولدن بتونه نجاتمون بده؟
نمیدونم
امیدوارم
کمکم کردی این رو تموم کنم
پس من هم باهات میام
من یه چیز جالب پیدا کردم
و سه تا سفینه دیگه هم تأیید کردن
یه نیروی فعال که در حال کم شدن هستش
بین ما و مرکز وجود داره
من نمیدونم این یعنی چی
...در فیزیک کوانتوم یعنی - خواهش میکنم -
فقط بگو از من چی میخوای
میخوام یه سفینه به مرکز
بفرستیم به همراه یه کلاهک اتمی یا یه راکتور غیر قابل کنترل
میخوام انرژی هستهای زیادی در اونجا درست کنم
آخرین باری که یه چیزی اونجا منفجر کردیم
باعث شد سفینه مارشنها از بین بره
به نظر میاد کار خیلی خطرناکیه
اون مرکزی که اونجا قرار داره
منفجر میشه
به ما هیچ آسیبی نمیرسه
اینطوری انرژی زیادی آزاد میشه
این کمکمون میکنه که از جاذبه اون خارج بشیم
واقعا کمکمون میکنه؟
راستش، نمیدونم
به هر حال با این اطلاعات
نمیشه کامل مطمئن شد
حداقل این یه شروعه
...تعداد سفینههای ما محدوده
برای همین این درخواست رو از شما میکنم فرمانده آشفورد
حتماً توی بهیمت یه چیز بهدردبخوری هست
اصلاً آسیب دیده باشه فقط بتونه تا اونجا بره
...دکتر، تو توی جایگاهی نیستی که
هی، ما باید یه کاری بکنیم
و الان حداقل یه نقشه داریم
میگردیم ببینیم چی پیدا میکنیم
ممنونم
این ریسک بزرگیه
برای نجات هم به یه ریسک بزرگ احتیاج داریم
هی، خوب میشی
دکتر، این ساموئله
به مُسکن نیاز داره
اگر پیدا کردی بهش بده
من که دیگه ندارم
پیدا کنم؟ یعنی چی؟ دکتر
...خب بگو از کجا پیدا کنم
تحمل کن ساموئل، من برمیگردم
الکس کجا رفت؟
میخواستم ازش بپرسم آشپزخونه کجاست
خیلی گرسنه هستم تو هم میای؟
من فعلاً همین جا هستم
مُرده دیگه، مگه نه؟
آره
و تو هنوز میخوای کمکش کنی؟
...نه، من فقط
داشتم باهاش صحبت میکردم
برای تو هم غذا میارم
فکر میکردی اوضاع اینطوری بشه؟
چطوری؟
ما همیشه میخواستیم گلوی اینرها رو پاره کنیم
البته قبل از اینکه اونها باهامون بجنگن
و الان داریم بهم کمک میکنیم
کدورتها از بین رفته - آره -
ولی حواست بهشون باشه
فکر کنم میخوای یه چیزی بهم بگی
تجهیزات پزشکی به طور غیر معقولی کم شده
یه دزد اینجا هستش
میدونم چیکار کنم
رییس
میخوای داستان این خانم رو بشنوی؟
ستوان دییگو هراری
من که کاری نکردم
کی قراره امنیت بخش
تجهیزات پزشکی رو تأمین کنه؟ - من، قربان -
آره، حالا چیزی گم شده؟
نمیدونم - یه سوال ساده پرسیدم -
...من نمیدونم - تجهیزات پزشکی گم شدن؟ -
نمیدونم - پس کدوم خری باید بدونه؟ -
بلترها
به من گوش کنید
ما توی دردسر افتادیم و داریم برای زندگی میجنگیم
پس نباید اشتباه کنیم
ما داریم برای
یه شانس برای زندگی میجنگیم
یه نفس بیشتر
پس یا کارِتون رو درست انجام بدین
یا همهتون رو از سفینه پرت میکنم بیرون
من حقیقت رو گفتم
گفتم که کمکت کردم
تو جای اشتباهی اومدی
من نمیخوام راجع بهشون صحبت کنم
راجع به چی؟ - خدا -
عشق
بخشش
من هم نیومدم راجع به اینها صحبت کنم
من راستش نمیخواستم صحبت کنم
جدی میگم
فقط یه دقیقه گفتم بیام اینجا
گفتم حتماً کمکم میکنه
من به تو کمک نمیکنم
تو به تیلی هم کمک نکردی
جالبه، مگه نه؟
تو آدمهای زیادی رو کشتی و من
که حتی فکرش هم نمیکردی حسابی توی دردسر انداختمت
گفتم اگر بیام و توی چشمهات نگاه کنم
شاید بتونم به عنوان یه شخص درکت کنم
که چی بشه؟ - نمیدونم -
همین عجیبه
من از هر کسی که در خطره محافظت میکنم
...وقتی ایمس خواست بکشتت
من هم باهاش موافق بودم
پس چرا نذاشتی بکشه؟
ولی دنبال یه راهی بودم تا ازت محافظت کنم
فکر کنم پدرت آدم وحشتناکی بوده
ولی خیلیها هستن که والدین وحشتناکی دارن
...و
فکر کنم خیلی شخصیتشون صدمه میبینه
اون شخص به نظرت
کی میتونه باشه؟
پس گفتم شاید
اون شخص یه تومور مغذی داره
تو تومور مغذی داری؟
نه
این برای بخشش نبود
...اوم
فقط وقت تلف کردن بود
ولی من کسی نیستم
که بخوام از یکی انتقام بگیرم
میخوای من طلب بخشش کنم؟
نه
تو یه بزدلی
باید میذاشتی من رو بکشه
قرار نیست به همین راحتی خلاص بشی
توی موقعیت قرار گرفته - خوبه -
ببینیم میتونیم از اینجا خلاص بشیم
بمب چی؟ - آماده انفجار از راه دور
فاصلهاش خوبه
منفجرش کن
الان
الان یه اتفاقی افتاد
هنوز حرکت نمیکنیم
ولی الگوها تغییر کردن
انرژی اضافی یه تغییری بوجود اورده
یکم صبر کنید کامل بررسی کنم
این همه زورمون رو زدیم
یه انفجار بزرگ درست کردیم
بازم بیگانهها متوجه نمیشن
فرمانده
ایگن - خوشحالم که شما رو سرپا میبینم
من هم از این که دیدمت خوشحالم
در رو باز کن
ببخشید، معاون گفتن باز نکنیم
و نباید اون رو تنها بذارم
اون تنها نمیمونه
اجازه دادن با سفینه روسی ارتباط برقرار کنم، ولی کسی جواب نداد
من از اونجا بردمشون حالشون خوبه
اونها هم اینجان
میترسیدم کشته شده باشین
لازم نیست بترسی
من هیچوقت باور نکردم اتفاقی که افتاد تقصیر تو بوده
اونها چیزی به من نگفتن
خیلی بده
همه دارن به سمت مرکز کشیده میشن
از اینکه این جایی خوشحالم
هیچوقت نباید ترکت میکردم
من اومدم ببینم چه اتفاقی افتاده
اگر ازم میخوای کاری بکنم
باید بگم هیچکاری از دستم بر نمیاد
گفتن که با میلر صحبت کردی
من دیدمش
همونطور که دارم تو رو میبینم
اون از من خواست برم مرکز
وقتی بهیمت بهمون حمله کرد اون جونم رو نجات داد
من سعی خودم رو کردم
اون ازم خواست برم مرکز
چیزهای وحشتناکی دیدم
کسایی که حلقه رو ساختن دیدم
اتفاقی که براشون افتاده
همهشون رو دیدم
نمیتونستم جلوش رو بگیرم
حالا دیگه تموم شده
همه اینها حتما یه معنی باید داشته باشه
وگرنه اینهمه آدم برای هیچی مردن
میلر چی بهت گفت؟
از وقتی مرکز رو ترک کردم دیگه نیومد
منظورم اینه که هنوز زمان زیادی نگذشته
ولی به هرحال نیومده - خوبه -
تو توی این ماجرا تقصیری نداری
نه، من هم مسئول هستم
میلر اومد پیش من
نه کس دیگهای
منظورم اینه که کاش اصلاً نمیومد
باید بفهمم ازم چی میخواد
این کار فقط از عهده خودم برمیاد
این طوری خودت رو به کشتن میدی
مهم نیست
من باید درستش کنم
انفجاری که رخ داد
رفتار مرکز رو تغییر داده
آها پس همین رو
میخواستیم، آره؟
ولی هنوز تغییری
در جاذبهای که درش قرار گرفتیم مشاهده نمیشه
دیگه مرکز، پالسهای مغناطیسی
مثل گذشته
منتشر نمیکنه
الان تمرکز پالسها روی حلقهست
مثل یه لونه مورچه
منظومه شمسی رو نابود میکنن
چی؟
هیچی، این رو یه آدم دیوونه بهم گفت
به نظرت تا کِی پالس میفرسته؟
داره قدرت پالسها همینطوری بیشتر میشه
تخمین میزنم 7 ساعت
...بعدش یه اتفاق
هر اتفاقی که میفته
بعد از این 7 ساعته
گزارش انفجار
انفجاری که رخ داد از قصد بود
برای یه سری دلایل عملی
ولی هنوز داریم به
سمت مرکز کشیده میشیم
ما با یوانان و امسیآرآن و اُپیان هم صحبت کردیم
اونها هم همین عقیده رو دارن
آروم باشین تا ما همینطور به کارمون ادامه بدیم
ولی یه منبع معتبر گفته که
که پالسهایی که از مرکز میان قویتر شده
و به نظر میاد بیشتر از همه روی حلقه تأثیر میذاره
ما فکر میکردیم که فهمیدیم باید چیکار کنیم
قوانین رو فهمیدیم ولی قوانین تغییر کرد
و افراد زیادی کشته شدن
و حالا دوباره قوانین تغییر کردن
از بقیه میخوایم که آروم باشن
ما هیچ گزینه دیگهای نداریم
ولی همینجا که هستم
مردم زیادی ترسیدهان
امیدواریم که سریعتر نجات پیدا کنیم
مونیکا استوارت از بهیمت
فکر میکنی این اتفاق یعنی چی؟
نظری ندارم
الان ما لونه زنبور رو زدیم
حالا فهمیدیم داخلش پر از زنبوره
اینکه همه سفینهها یه دفعه وایسادن برای شما کافی نبود؟
این که نشون بده مرکز از خودش محافظت میکنه بله
ولی معلوم نبود که یه تهدیده
که باعث بشه جون همه انسانها به خطر بیفته
اون موقع معلوم نبود ولی الان مشخص شد
هولدن به من گفتش که به
وسیله اون حلقه، منظومه شمسی
از بین میره
اون فکر میکنه مرکز میخواد یه
مسیر درست کنه
حالا که ما اون بمب رو منفجر کردیم
برای مرکز یه تهدید محسوب میشیم
و نه فقط سفینههای ما
همه
تمام انسانها
در هر دو طرف حلقه
یاخدا
ولی به هرحال خوشحالم که بمب رو منفجر کردیم
بهمون نشون داد که واقعاً اون مرکز برای چیه
و اینکه هنوز وقت داریم
میخوای چیکار کنی؟
یکی قبلاً تونست قسمتی از مرکز رو منفجر کنه
قبل از اینکه مرکز بکشتش
پس میدونیم مرکز آسیب پذیره
میخوای منفجرش کنی؟
هنوز کلی کلاهک اتمی داریم ...میتونیم از اونها
آره، آره این فکر خوبیه
ولی حتی اگر منفجرش کنیم
بازهم با حلقه ارتباط داره
یعنی این که مرکز باز هم
میتونه یه تهدید برای ما باشه
اون حلقه تنها راه برگشتمونه
ولی بردن کلاهکهای اتمی تا اونجا ماهها طول میکشه
اون بیرون رو نگاه کردین؟
فوتونها هنوز با سرعت نور حرکت میکردن
پس مرکز روی سرعت اونها نمیتونه تأثیر بذاره
پس یه اسلحه لیزری...؟
لیزر ارتباطی سفینه بهیمت
قدرتمندترین لیزر ساختهشدهست
و فکر کنم بتونیم قدرتمندتر هم بکنیمش
و بعد حلقه رو باهاش هدف بگیریم
و نابودش کنیم
و دیگه مرکز نمیتونه با منظومه شمسی ارتباط برقرار کنه
و ما هم برای همیشه اینجا بمونیم
هیچکس اون طرف حلقه نمیفهمه ما چیکار کردیم
اینطوری از بقیه انسانها جدا میشیم
مرگ بدی هم نیست
تو به من مدیونی
هر کاری خواستی انجام دادم
هر کاری
حالا من بهت نیاز پیدا کردم، میلر
اگر میخوای جبران کنی
الان زمان خوبیه
هنوز نمیفهمم چه انتظاری ازش داری
میلر، با من صحبت کن
خواهش میکنم
همه پرسنل آماده هستن
من هم به زودی میام
گریگوری
انرژی شبکه رو گزارش بده
و به ناگاتا هم بگو بیاد اینجا
چشم، فرمانده
گانی
کاری که خواستین انجام دادم - همراهم بیا -
به یه نقشه نیاز داریم
که از فرماندهی مراقبت کنیم
جمعیت رو کنترل کنیم -
قراره اتفاقی بیفته؟ - ممکنه -
لیست وسایل و افرادی رو که لازم داری برام بفرست
و تا یه ساعت دیگه آماده محافظت از سفینه شو
قربان؟
بهتره بدونیم که میخوایم در برابر چی از سفینه محافظت کنیم
میتونم روت حساب کنم
بله، قربان
لعنت به همه چیز
چه اتفاقی برای مرکز افتاده؟
تقصیر من بود؟
من فعالش کردم؟
چه میدونم چرا بازداشتم کردن؟
از آخرین باری که دیدمت تا الان توی بازداشتم
قراره چند نفر سر چند نفر دیگه رو ببرن
منظورت از این جمله چیه؟
خیلیخب
به نظر خیلی بده
پس حالا ما چیکار کنیم؟
ها؟
خیلیخب
آهان
فهمیدم چیکار کنم
آشفورد
درومر هستم
کامینا
خوشحالم که صدات رو میشنوم
من هم خوشحالم
میخواستم بیام ببینمت
من با هولدن صحبت کردم
اون میدونه چطوری ما رو از اینجا
نجات بده
پس پیش هولدن هستی
ولی آخرین بار که دیدمت نمیتونستی راه بری
آره، ناومی کمکم کرد
پس ناگاتا هم اونجاست
کجایین؟ توی بازداشتگاه؟
درومر هنوز فرمانده سفینهست
بله
هولدن گفت چیکار کنیم؟
اون میگه میتونه مرکز رو متقاعد کنه
که ما براش یه تهدید نیستیم
مرکز تعداد زیادی از ما رو
بدون دلیل گشت
و اون موقع تهدید هم نبودیم
ولی شاید هولدن باشه
باید رو در رو صحبت کنیم
موافقم
الان میام اونجا
بیارشون پیش من
و اجازه نده کسی جلوت رو بگیره
اطاعات فرمانده
ایگن
اسلحهت رو بده - اطاعت فرمانده -
آشفورد داره میاد سراغمون
به ما اجازه نمیده کاری کنیم
تو اگر بخوای میتونیم ببندیمت
هیچکس نمیفهمه به ما کمک کردی
نیازی نیست، من با شمام
اروس، گانیمد
همهمون با شماییم
مرکز فکر میکنه ما یه تهدید هستیم
خب حالا چی میشه؟
من ماریان رو دیدم که وقتی نارنجک انداخت
مرکز چه بلایی سرش اورد همون بلا رو
سر ما میاره
سر همهمون
پس الان میلر کمکت کرد
تا بفهمی چیکار باید بکنی؟ - اگر بریم به مرکز
من میتونم متقاعدش کنم که تهدید نیستیم
حالا ما باید چیکار کنیم؟
تا به مرکز برسیم شما هم
باید کاری کنید که تا اون موقع
مرکز واکنشی از بهیمت دریافت نکنه باید تمام
راکتورها خاموش بشه تا نتونن کاری کنن
همین؟ - وگرنه قبل از اینکه -
برشیم اونجا همهمون از بین میریم
دیگه چی؟ - مونیکا استوارت رو پیدا کنین
و هر چیزی بهتون گفتم رو بهشون بگین
اونها میتونن از کانال ارتباطی سفینه
به بقیه اطلاع بدن
وقتی وارد عمل بشین
آشفورد سعی میکنه جلوتون رو بگیره
من مکان راکتورها رو براتون میفرستم
اینطوری وقتی خاموششون کنین
اونها نمیتونن
کار دیگهای بکنن ولی اینطوری که ما رو
شناسایی میکنن
نمیتونیم قایم بشیم - میدونم -
اون افرادش رو میفرسته دنبالتون
به اسلحه نیاز داریم - من رمز اسلحهخونه اون
طبقه رو بهتون میدم
ببین
اینطوری مردم خیلی میترسن
اگر همه چیز رو خاموش کنیم
شاید اوضاع بدتر بشه
پس برو یه راه پیدا کن
تا متقاعدشون کنی
ما به اندازه کافی برای رفتن
بهیمت، مشکل داریم
حتی باز هم با این کارات
خوشحالم که برگشتی
موفق باشی، فرمانده
شما هم همینطور
ما به کمکت نیاز داریم
ولی باید اینجا پرستاری کنم
مهم نیست اینجا چیکار میکنی
موافق نیستم - مگر اینکه مردم
رو متقاعد کنیم کاری که نمیخوان
انجام بدن رو انجام بدن
همه ممکنه بمیرن
فرمانده
هولدن بازداشتگاه نیست
درومر و ناگاتا هم نیستن
معلوم نیست کجا رفتن
پیداشون کن
اطاعت فرمانده
خیالتون راحت
به کمک نیاز داریم
چقدر طول میکشه درستش کنی؟
خیلی
پرسنل کافی هم نداریم
اگر افراد دیگهای بیاریم
ممکنه آسیب ببینن
پس چند نفر پیدا کن که
کارشون رو بلد باشن - فرمانده -
الان برای استفاده از لیزر
انرژی کافی نداریم
فکر میکنین این تصادفیه؟
نه
اون مرکز خیلی از آدمها رو کشته
و میخواد بیشتر هم بکشه
ما هم باید بجنگیم
میرم چند نفر پیدا کنم
و از وقتی که فرمانده آشفورد
امنیت بهیمت رو تأمین کردن اوضاع سفینه
بهتر شده، مسئولین تلاش میکنن
تا شبکه انرژی رو ترمیم کنن ولی
توضیحی برای خرابی غیر منتظره شبکه وجود نداره
ما یه کاری میخوایم
برامون انجام بدی
هر چی که هست، انجام نمیدم
چرا شما اسلحه دارین؟
جلیقه هم تو راهه
کوهن کجاست؟ به کمکش نیاز داریم
کوهن مرده
توی شوزن دو تیکه شد
بخاطر ما
...میدونم ناراحتی
دوربین رو پس بده و برو به جهنم
...من باید - میدونم چقدر سختی کشیدی -
میدونم احساس بدی نسبت به من داری و عصبانی هستی
میخوای از اینکه کوهن مُرد من احساس گناه کنم
ولی احساس گناه ندارم
و هیچوقت هم نخواهم داشت
پس لطفا کمکمون کن
چی میخوای؟ - مرکز میخواد -
ما رو نابود کنه، همهمون رو
هولدن میدونه چیکار کنه
تو جواب میخوای
ما هم بهت جواب میدیم
و ما نجات پیدا میکنیم
تو باید کمکمون کنی
از پسش برمیام
نباید اجازه بدیم کسی به راکتورها نزدیک بشه
کسی اونجا هست که بتونی بهش اعتماد کنی؟
بله، فرمانده
یکی رو میشناسم
اگر با دشمن روبهرو بشیم معلوم نیست چی بشه
ببخشید که تو رو هم اوردم توی ماجرا
ما لحظات با هم بودن زیادی رو از دست دادیم
من به اختیار خودم اومدم
و دیگه ترکت نمیکنم
پیش هم برای همیشه
فقط تو؟
فقط من اینجا نگهبانی میدم
از اونجا میتونیم راکتور رو کنترل کنیم
چقدر طول میکشه تا از بین ببریمش؟
حداقل زمان برای اینکه آسیب نبینیم 20 دقیقه
بعدش انرژی شبکه رو هروقت بخوایم
میتونیم خاموش کنیم
از دستگاه فاصله بگیر
میتونی از اینجا ارتباط برقرار کنی؟
فکر کنم، یه دقیقه صبر کن
الکس - بله -
کمکش کن
ما حواسمون به اطراف هست
باشه
خیلیخب، ببینم میتونیم وصل بشیم
فکر میکنه وقتی آشفورد
بفهمه، چیکار میکنه؟
اون یه دزده
معلومه چیکار میکنه
تا قبل از اینکه اجازه ندی ملبا رو بکشم
خیلی به مرگ فکر نکردهبودم
اگر کسی رو میخواستم بکشم، درجا میکشتمش
باید این کار رو انجام میدادم
و انجام دادی
فکر میکنی اینجا بمیریم؟
الان باید به چیزهای مهمتری فکر کنیم
اوهوم
...من
خیلیها به کمک من نیاز داشتن
و بعدش من اومدم اینجا
اگر بمیریم، دیگه فرصت نمیکنم
بهشون بگم چرا مجبور شدم برم
امیدوارم این اتفاق نیفته
یهعالمه حرف نگفته دارم
همه وقتی میمیرن خیلی کارهای نکرده دارن
دلیل مرگ هم همینه
تو چی؟
من هم باید برم یه عوضی رو بکشم
چرا انقدر ازش بدت میاد؟
من هرگز ندیدمش
یعنی میخوای یه نفر
رو که نمیشناسیش و
اون طرف حلقهست بکشی؟ - اون چند نفر رو فرستاد
من رو بکشن
همیشه دلایلی وجود داره تا
مردم از هم متنفر نباشن
هر کسی فکر میکنه داره کار درست رو انجام میده
همیشه همینطوری بوده
ولی اگر دیدگاهمون رو عوض کنیم
اونوقت همدیگر رو درک میکنیم
اون موقع دلیلهای هم دیگه رو میفهمیم
این تنها راهیه که میتونیم
نفرت رو از بین ببریم
تنفر خیلی سنگینه
نباید تنفر رو با خودت حمل کنی
من هیچوقت نمیذارم کسی بهت آسیبی بزنه
الان به فرستنده رادیویی متصل میشن
به زودی کارشون تموم میشه
قبل از اینکه سفینهها خاموش بشن
باید انجامش بدن
انجام میشه
حالت خوبه؟
ممنون که باورم کردی
من برای تو اینجا نیستم
ناومی تو رو باور داره
اون حاضره برای تو بمیره
و من هم اینجام تا نذارم اون اتفاق بیفته
تو اینجا
تو هم اینجا
تویی که گواهی داری برو اونجا
تو، لباس رو بپوش
تو برو بیرون
کنترل راکتور، جواب بده
ایوای - مشکل چیه؟
هشدار تمام راکتورها روشن شده
حتماً یکی داره خاموششون میکنه
به دستور کی؟ - نمیدونم -
جوابی هم نمیدن
هراری! اونها توی قسمت راکتورها هستن
این دیگه چیه؟
مشکلی هست؟
یکی داره اسلحه لیزری
رو روشن میکنه - میخوان حلقه رو هدف بگیرن -
قبلاً سعی کرده بودن از طریق حلقه پیام بفرستن
شاید الان میخوان بازم تلاش کنن
ولی با اینهمه انرژی
...حتماً میخوان
میخوان حلقه رو از بین ببرن
میخوان چیکار کنن؟ - اهمیتی نداره -
اینطوری برای مرکز مشخص میشه
که ما واقعاً یه تهدید هستیم
بعدش تمام انسان در دو طرف حلقه
رو از بین میبره
آشفورد
ما میدونیم میخوای چیکار کنی
نمیتونی حلقه رو نابود کنی
تو دیگه فرمانده سفینه نیستی
لازم نیست اینکار رو بکنی
یه راه دیگه هست که همه رو نجات بدیم
ما قصدمون این نیست
حتی اگر مرکز ما رو نکشه
بعدش افراد دیگهای از حلقه میان
این سرشت ماست
نمیتونیم جلوش رو بگیریم
هر کسی که بچه داشته باشه میفهمه که
از بین بردن ارتباط با این دنیا
مهمترین کاریه که باید انجام بشه
حتی اگر از این ماجرا
نجات پیدا کنیم
به زودی یه نفر دیگه میاد و گند به میزنه به همهچیز
اگر هولدن درست بگه
این تو هستی که همهچیز رو از بین میبری
کامینا، تو یه بلتر واقعی هستی
تو من رو نجات دادی تا برای
یه هدف خوب بمیری
هنوز زندهام
زودباشین
برگردین سر کارِتون
الان خوبه
یکم اینطرف، یکم اینطرف
من مونیکا استورات، گزارشگر بخش
روابط عمومی، یه پیام اضطراری دارم
برای هر کسی که توی سفینه هستش
من اینجا به همراه آنا ولودوف هیسم
بعضیها باید بشناسنش
همون کسی که در نمایان کردن
خیانت افراد یوان موثر بود
و کمک کرد جنگ تموم بشه
لطفاً به حرفاش به دقت گوش کنید
قضیه مرگ و زندگیه
من متوجه هستم که
که الان شم
چه احساسی دارین
شما ترسیدین
مرکز داره کاری میکنه
که شما متوجه نمیشین
و هیچکس به سوالهای شما جواب نمیده
ولی من جواب میدم
مرکز فکر میکنه
که ما یه تهدید هستیم
فکر میکنه سفینههای بمب هستن
مثل سفینه قبلی که منفجر شد
و الان مرکز میخواد از خودش محافظت کنه
ولی ما میتونیم جلوش رو بگیریم
ما باید تمام راکتورها
رو خاموش کنیم
تمام کشتیها
این گام اول برای اینه که
بگیم ما تهدید نیستیم
و مرکز میذاره ما بریم
الان زمانش رسیده که - گفتم جلوش رو بگیر -
نمیشه فرمانده
حتماً از طبقههای پایین ارتباط برقرار کردن
من جواب میخوام
چیزی که میگه درسته؟
وقت برای تلف کردن نداریم
اگر این شانس وجود داره
باید امتحانش کنیم
ما نباید اینجا بمیریم
...گفتم
داریم زمان رو از دست میدیم
اگر لفتش بدیم
شانس اینکه انسانها رو نجات بدیم
از دست میره
خونههامون نابود میشه
ما میدونیم باید چیکار کنیم
حالا
کسی دیگهای نمیخواد وقت رو تلف کنه؟
کاری که قراره انجام بدیم
رو سریعتر انجام میدیم
افراد من مراقب هستن
دراپر میشنوی؟
آماده شو
لباس جنگی ندارن
به لباس جنگی نیاز نداریم
میدونین که باید چیکار کنین
من با توام گانی
چقدر مونده؟
الان دیگه فرار میکنیم
انرژی شبکه داره کم میشه
ولی یه مدت زمان میبره
...تا همهی
فرار کنین
!لعنتی
این کجا میره؟
آسانسور خارجی
مستقیماً به اتاق فرمان میره
لعنتی
خاموشش کردن
اگر یه جوری از اینجا خارج بشیم
شاید بتونیم جلوی آشفورد رو بگیریم
میتونی بیای؟
آره
قرار نیست من رو تنها بذارین
لباسها رو بپوش
مثل این هستش که
توی یه تله افتادیم
از شما میخوام
چراغها رو خاموش کنید
اینطوری
سریعتر جواب میگیریم
از شما میخوام که شجاع باشین
...متوجه هستم که
...من
چه جوری اسلحه گیر اوردن
گروهبان رابرتی دراپا هستم
از مارشنها
من مأموریت دارم جلوی شما رو بگیرم
اسلحههاتون رو بذارین زمین و تسلیم بشین
دستهاتون بالا باشه
بابی؟
الکس؟
خدایا
میخوام الان به طور کامل
کنترل لیزر رو داشته باشم
اطاعت، فرمانده
توی این کابل برقه
مراقب باش
ببخشید
حالت خوبه؟ - بخاطر محافظمه -
اعصابم رو خرد میکنه
پس تو کسی هستی که
میخواستی هولدن رو بکشی
تو توی بازداشتگاه بودی، درسته؟
اینجا چیکار میکنی؟
اوردنم اینجا
از کارهای الکتریکی سر در میارم
اگر محافظ رو بردارم
باعث میشه بیشتر تمرکز کنی؟
فکر میکنی کار خوبی
که الان داری انجام میدی
باعث میشه کارهای کثیفی که
کردی، پاک بشن؟
امیدوارم این اتفاق بیفته
آره
حداقل امیدوارم
شما این پایین چه غلطی میکنین؟
اسلحههاتون رو بندازین
این کار رو نمیکنیم
آنا ادامه بده
بگو میدونی چه احساسی دارن
من... من متوجه هستم که
جنگیدن برای یکی دیگه
یعنی چی
من خودم این کار رو زیاد کردم
و از طرفی میدونم بعضی وقتها
این کار چه فاجعهای به بار میاره
الکس! به من گوش کن
باید همین الان تسلیم بشین
اگر ادامه بدی
ممکنه کسی صدمه ببینه
خیلیخب - اینکار رو نکن -
اسلحهام رو گذاشتم زمین
الان خودم میام
فقط میخوام یه چیزی بگم
خیلیخب - چیکار میکنین؟ -
شما چرا رفتین طرف این عوضیها؟
اهمیتی نمیدم که اون دوستته
اگر بخواد جلومون رو بگیره من هم شلیک میکنم
من هم ترسیدم
ولی دارم سعی میکنم
...اجازه ندم که
نمیخوام بهت آسیب بزنم
مجبورم نکن - راستش -
من اومدم تا یه وقت آنگس بهت آسیب نزنه
دارین یه آشوب درست میکنین
باید خاموشش کنید -
این کار رو نمیکنیم گانی
هولدن گفتش
مرکز همه ما رو نابود میکنه
مگر این که ما این کار رو انجام بدیم
من طرف هولدن هستم
ولی یه اتفاقی برای اون افتاده
اون دیگه هولدن قبلی نیست
اون الان میخواد
با به خطر انداختن جونش ما رو نجات بده
این همون هولدنه
جلوشون رو بگیر
!بس کنید
لعنتی! بس کنید
!شلیک نکن
الکس؟
من خوبم
خوبم
چندتا موندن
دیگه امنه
لعنتی
اسلحه رو بذار اینجا
گانی! خوبی؟
گانی! تیر خورده
اونها به زودی چند نفر دیگه
هم میفرستن سراغتون
سریع تمومش کنید
چیکار میکنی؟
واینسا، ما الان میایم
نمیشه ازشون فرار کرد
تو برو
من جلوی هراری رو میگیرم
نه، نمیتونی
نارنجکها رو بده
ببخشید که سعی کردم بکشمت
...نیازی نیست - به ناومی هم بگو -
باشه
چی شده؟
درومر
ما هنوز یه شانس داریم
ولی باید کنار هم باشیم
ذهنهای اشتباه
راه اشتباه رو نشونتون دادن
دکتر، الان وقت نداریم
فرمانده، لطفاً گوش بده
فکر کنم این تقصیر ماست
یعنی تقصیر من
اگر حق با آشفورد باشه
خاموش کردن سفینهها فایدهای نداره
ولی اگر اشتباه کنه چی؟
درومر؟
!درومر
بگو که نمردی
حالا میفهمم چرا با خودتون اسلحه نمیبرین
واقعاً ایده خوبی بود
خوبی؟
هنوز زندهام
بهتره بدون من برین
فرمانده، سفینه توماس
تمام راکتورها رو خاموش کرده
بقیه سفینهها هم همینطور
پس لیزر چی شد؟
الان تموم میشه فقط باید انرژی رو بررسی کنم
خوبه - کنترل لیزر -
روی هدف قفل کن - اطاعت فرمانده -
در حال شارژ
آماده - شلیک کنین -
چی شد؟ - خطا رفت -
تنظیمات لیزر بهم خورده - چطوری؟ -
سیستم هدف گیری صدمه دیده
الان درستش میکنم
باید دوباره شلیک کنیم
!حالا
الان وقتمون تموم میشه
ادامه بده
من...من نمیدونم چقدر
دیگه میتونیم اینجا دووم بیاریم
تونستین دوباره هدف بگیرین؟
الان انجام میشه
دوستت دارم
ما اسلحه نداریم
شلیک نکنین
داریم میایم بیرون
میدونم
میخواین جون بقیه رو نجات بدین
من هم همین کار رو میخوام بکنم
ولی الان دارین اشتباه میکنین
چون نمیتونین حلقه رو نابود کنین
متوجه نیستین
ما ترسیدیم، صدمه دیدیم
و الان فشار زیادی رومونه
چون نمیدونیم چیکار کنیم
ولی همین دفعه
میتونیم یه راه دیگه رو انتخاب کنیم
آشفورد، تو من رو میشناسی
من خیلی وقت پیش تعصبات احمقانهی زیادی داشتم
بکشینشون
فکر کنم موفق شدیم
تو با من روراست نبودی میلر
یه چیزی رو بهم نگفتی
جدی؟
بعد از اینهمه سختی بالاخره آزاد شدی
و ما هم نجات پیدا کردیم
همینطوری
تلاش خوبی بود
فکر کنم تو میخواستی حلقههای بیشتری
نسبت به گذشته باز بشه
نقشهات این بود
و الان میخوام این رو بدونم که
...آیا ما
یعنی بشر
قسمتی از این نقشه هستیم؟
من اصلاً باور نمیکنم
توی قلب تو مهربونی باشه
این راجع به کمک کردن نیست
ما میدونیم توی چه گروهی هستیم
دشمنهامون رو میشناسیم
وقتی ما رو نجات دادی
اونها یه دفعه ناپدید نشدن
تو به ما یه مرز جدید رو نشون دادی
هزار و سیصد مکان قابل سکونت جدید
در پشت اون حلقهها
تو میدونی که ما میریم
نمیتونیم جلوی خودمون رو بگیریم
حتماً این یه جستوجوی خطرناک دیگه خواهدبود
یعنی من ترسیدهام؟
آره، تو درست میگی، من ترسیدهام
و فکر کنم تو دلیلش رو بدونی
وقتی نزدیک مرکز پیشم اومدی
یه چیزی دیدم
تمدن سازندههای حلقهها از بین رفته
دیگه وجود ندارن
یعنی چی اونها رو نابود کرده؟
من هم همین رو میخوام بدونم
باید بیشتر بگردیم
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــديم مـــيکند
ما را در تلگرام دنبــــال کنيد .:: T.me/SubOne_Team ::.
Maryam:مترجم MJBN:هماهنگي توسط
Sub#One enjoy...!
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.