Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سر آغاز
! مواظب باش
! درست رفتار کن ! بس کن
ببخشيدش ارباب ، بخاطر گرماست. همين
! صبح بخير اورسولا هستم من يادتون مياد ؟
اره ، صبح بخير اورسولا
مشخصه توي اين سه سال عوض شدي
!راجر - يالا ديگه ، مامانت منتظرته -
بذار بغلت کنم سفر خوش گذشت ؟
بله ، مامان - چطوري شده که شلوارت کثيف کردی ؟ -
يه دفعه اي شد ، کاره سگه بود الان يه تيکه پارچه ميارم
عوض نميشي راجر ، وقتي پاي کثافت کاري هست ، تو هميشه نفر اولي
فقط اقتضاي سنش هست - از تو که خبر نداشتم -
خودم تو این سن کثیف نبودم
بدش من ، خودم تميزش ميکنم
خلوص نيت از لباس هر شخص شروع ميشه
يادت نره ، کفشها و لباس
صبح بخير
ايشون اقاي فرانک هستن
اقاي فرانک رو يادت مياد ؟ - نه -
اون دوست پدرته
يالا ديگه ، همه چي اماده هست
بعد ها اگر وقت داشتی میتونی خیال پردازی(روی نجوم کار کنی ) هم بکنی
مثل خاله مارگریت ؟
چند بار بايد بگم تو يکي ساکت ؟
نبايد با بزرگتر از خودت شوخي کني
!سلام ، راجر - سلام -
نه ، لب گرفتن نداريم
مثل من ، چشات ببند ! جم نخور و گوش بده
شنيدي ؟ - نه -
همينطور بمون ، صداي اونارو نميشنوي ؟
اونا دو رو برمون هستن دارن زمزمه ميکنن ، گوش کن
الان اونارو مي شنوي ؟
مياي کمک دختر خانم ؟
!خانم مولر
اونارو واسه تو کنار گذاشته بوديم
نه ، اونا نشسته هستن
شوهرم
متوجه شدي که تغيير کرده ، درسته ؟
!صبح بخير ، اقاي مولر
يه لحظه صبر کن
بیا بريم
!صبح بخير ، ارباب راجر
! صاف بشين
چند بار بايد بهت بگم ؟ !دستات بذار روي ميز
چرا دائم به ما ميگي ؟
!اقاي فرانک که هميشه دستاشون زير ميزه
توي امريکا اينجوري رسم هست براي اونا اين رفتار محترمانه هست
امريکائيها که نميدونن منظور از " رفتار محترمانه " چي هست
مرسي هلنا - بابا کي مياد ؟ -
یه کوه کار ریخته سرش تا چند روز ديگه مياد
و نامزد اليسا ؟
نميدونم ، اونم باید با خودش از راه برسه
داماد آينده تون چيکاره هست ؟
ايشون ستوان دوم نيروي هوائي هستن
خطرناکه - بله -
ولي ايشون از خانواده اصل و نصب داري هستن
! هلنا
مرسي
! ببينيد اليسا برام يه عکس فرستاده
اون دو تا خيلي بهم ميان
به نظر خيلي عاشق هم هستن
ميدونم
به نظرم کارت پستال هستش
کافيه برت ! به همه شب بخير بگو و بعدشم برو توي بگير بخواب
!کيت
هنوز سر شبه مامان ، ميخوام يک کم ديگه با راجر باشم
! گفتم برو بخواب ! بحث نباشه
!کيت
اينکار عادلانه نيست
خانم - اين دختر بچه رو از اينجا ببر -
بیا عزیزم - دعات رو بخون ، بعدشم بلافاصله بگير بخواب-
البته ، خانم
! بيا بريم
خیلی خوب ، یالا - بِت صدا نکن ، اسم من برتا هستش -
دستت بگير جلوي دهنت
... خانم ، اجازه هست
اول از هر چي ، بايد قبل از حرف زدن جلوي خميازه کشيدن بگيري
باورکردني نيست ، بايد همه چيز بهش بگم
مامان ... اجازه هست برم ... خوابم گرفته ؟
بله ، به خاله ات و اقاي فرانک شب بخير بگو
تا سر حد امکان بايد با فرزندان مثل بچه ها رفتار بشه
شب بخير
شب بخير راجر - شب بخير -
شب بخير
مستقيم برو بگير بخواب
بدون اينکه تو فکر چيز ديگه اي باشي
مشاهدات خورشيدي جنابعالي چطور پيش ميره ؟
در حال حاضر اين توانائي رو داريم که انفجارت بي سابقه اي رو مشاهده کنيم
قبل از اين هرگز چنين انفجارات پياپي رو نديده بودم
مطمئن نيستم که منظور من متوجه شده باشيد
سال هائي که اخرشون عدد هفت ...يا مضربي از 7 باشه
... هميشه گرم هستند
خوابم نمياد ، تو چي ؟ - منم-
ميشه يکم اينجا بمونم ؟
ولي حرف نباشه
شب بخير ، خوب بخوابي Sleep well.
به نظر تو خاله مارگریتا خوشگله ؟
بله
اونروز ، هلن داشت دربارش حرف ميزد : ميگفت
تو سن و سال اون باکره بودن عادي نيست
اون هيچوقت نامزد نکرده ؟
نه ، اون از مردها ميترسه مامان اينجور ميگه
و اقاي فرانک ؟
يعني اقاي فرانک ...؟
!اون ادم باحاليه ولي دائم سرش تو ابرهاست
زشتم هست
هلن ... هموني خدمتکار سر ميز شام ؟
اره ، چرا ؟
فقط ميخواستم اون بشناسم
اون چيه ؟ اونجا زیر چي داري ؟
هيچي
خودم میدونم اون چيه ، ميخواي اسمش بگم ؟
!نه - کيت دربارش بهم گفته -
به انگليسي ؟ - اره ، اون جدا باحاله -
توي اين خونه زن زياد داريم - خيليم زياد ، نميتونم اونارو تحمل کنم -
اها اینجا تشریف دارن
تو با برادرت توي تخت چيکار ميکني ؟
خجالت نمی کشی !؟
به چی فکر می کنی !؟
عمرا خوابم ببره
عمرا ديگه برگردم سراغش
،برگشتم و فرار کردم شجاعانه مقاومت کردم
تو يه قهرماني
چقدر گرمه
... حداقل بگو مرسي
مرسي
شوهرت چطوره ؟ بهتر شده ؟
نمي تونه شَق کنه
با اين وضعيت مرد بودن چه فايده اي داره ؟
انگار خيلي دوسش داري - اينجوري سخته -
اگر دوستش نداشتم اينقدر عذاب نمي کشيدم
يعني با يه ادم ديگه موفق ميشي ؟
نميدونم چي بايد بگم بهش اعتقادي ندارم
الان دارن درباره چي حرف ميزنن ؟
شوهر خانم مولر
ديروز تو جنگل ديدمش
چيکار ميکرد ؟ - خاطر جم نيستم -
مجبورم نکنيد به درگاه باکره مقدس و تمام مقدسات دعا کنم
اگر نميتوني بري زيارت بايد يه جايگزين براي اون پيدا کني
نه
اينجارو نگاه کن سه تا ماه رو داريم
گريزي ، گرازيلا و گرزيولا
خانم ها دارن چيکار مي کنن ؟ اب تني ميکنن ... يا هواخوري ؟
خنک شدين ؟ - ميشه لطفا يکم شراب به منم بديد ؟ -
جواب نميدي ، خوشگله ؟
! هي
خواب رفتين ؟
بيا اينجا ، يالا
اونا اهل همين نزدکيا هستن توي کليسا ، قبلا اونارو ديدم
! هي اينجارو با شاشيدن من حال ميکني ؟
! مواظب قورباغه باش ! انگاري مُرده
اگر با يه زن پتياره مشکلي نداري ميتونم برات زندش کنم
يعني برام مهمه ؟ - من اهميتي نميدم ، شايد اورسولا بتونه -
! اورسولا
اورسولا دلش نميخواد ببينه ولي همه ما با کوونش آشنا هستيم
اين بايد حافظت تازه کنه ؟
!خودشه باباست - اون با اليسا اومده -
سلام ، بابا - فرشته خودم -
سلام بابا، سلام
هزار بار بهت گفتم اول برو دوش بگير
حتي بغلم نه ؟ - هيکلت پر از خاکه -
جلوي بچه ها نه - سلام ،راجر -
بزرگ شدي - بله پدر - عاليه -
اليسا عزيزم خيلي خوشگل به نظر مياي
سلام برتا - سلام -
صبح بخير ، اليسا
صبح بخير
خوب به نظر مياي ، مامان - درسته -
اب و هوا بهم ساخته
سفر چطور بود ؟
!...با ماشين لذت بخش
کارخونه چطور پيش ميره ؟
بد ، دوران سختي رو دارن اميدوارم هر زودتر چه از اين مقطع عبور کنند
ببين ... اين نمونه محصولات باباست
يه نگاه به محصولات رقيب بندازين کاتالوگش دارم
ميدوني ، وسايل تزئيني و مدالهائي با قيمت هاي باور نکردني ؟
نميدونم چيکار بايد کرد
يه نگاهي بنداز
... بايد توليد ببري بالا
شايدم محصولاتي با کيفيت پايين تر
شايدم حتي فروش خارج از کشور
انگار تولیدات اين کارخونه گمنام از کاترين سيهنا معروف هستش ( کاترين سيه نا - قديسه ايتاليائي که زخم هاي مسيح را در بدنش مشاهده کرد )
حتي مدالهاي آلماني - اين يه اشتباهه -
گفتن نداره ، رسن هاي تزئيني ،پيشنهاد دادم در سواره نظام ازشون استفاده بشه
يه نمونه اون توي کیف دارم
رولان ميگه در صعنت هوانوردي بيشتر بهش احتياج هست
هوانوردي يه شاخه جديد در ارتش هست
اين بازار کوچيکي هست، بدون هيچ اينده اي
اگر جنگ سريع تر شروع نشه همينجور پا در هوا ميمونم
... پس فروش- تضمين شده هست -
ناهار امادست
بفرمائيد براي ناهار
مردي که در زمان صلح مدال نظامي ميسازه به سختي نون در مياره
...اين حيوون - چرا میفرمائید این حيوون ؟ -
ایشون همون اسبیه که تنها سه هفته بعد از ازدواجم من زمین زد
ميخواستم ژنرال بشم بخاطر پام خودم بازنشسته کردم
از همون موقع سعي کردم مقام نظامي خودم باز پس بگيرم
اميدواريم که موفق بشي
همه ما اميدواريم ، الان ده ساله از زمان اون جنگي که صحبتش بود ميگذره
اين حيوون
امسال انفجار صورت میگیره و آتش از راه ميرسه
از کجا خبر داري ؟
خورشيد هرگز اشتباه نميکنه
... افرين
داری ديد ميزدي ...!؟
بهشت وجود نداره من فقط با تو خوشبختم
ميري اعتراف کني ؟ - نه ، نميرم -
من ميرم ، ولي هيچوقت همه چيز به پدر گابريل نميگم
خدا مي فهمه که دروغ ميگي
خدا
چی فکر میکنی اون به فکرم هست ؟
پدر گابريل کيه ؟
! ...کولم کن
اون يه راهب كبوشی مال یه صومعه همين نزديکاست
اون هميشه پای بدون جوراب هست حتي توي زمستون
يالا ديگه ، يه چيزي نشونت ميدم ؟ - چي بايد ببينم ؟ -
يالا ، نپرس
اين خيلي اتفاقي کشف کردم مراقب باش
رسيديم - کجا ؟ -
جايگاه اعتراف
گوش کن
ميتوني بشنوي ؟ خانم مولر داره اعتراف ميکنه
چيز ديگه اي هست ؟ حس پشیمانی دیگه ای داري ؟
نه ما خيلي کارمون زياده
هميشه ادم سرگرم ميکنه من ميرم
کجا داري ميري ؟ - ديرم شده ، دارم ميرم -
ميتوني بموني يه وقتائي خيلي خنده داره
برو به سلامت
من ببخش پدر ، گناه کردم
ايا به گناه فکر کردي يا عمل کردي ؟
فکر کردم
که اينطور - بله پدر -
حرف بزن ، گوش ميکنم
اون قويتر از منه
نميتونم خودم از تصاوير خاصي خلاص کنم
تصاويري از گناه جسماني ؟
اون تصاوير از مردان هست
اونا کارگراي مزرعه هستن
... اخرين بار
حتي تصوير يه بچه - يه بچه ؟ چه بچه اي ؟-
خواهر زاده ام
از وقتي که رسيده دائم بهش فکر ميکنم
روزهاي يکشنبه وقتی که از حمام استفاده ميکنم بهش فکر ميکنم
اب گرم منو بدجوري حَشري ميکنه
بوي بدنش
لمس کردن بدنش
يه روز اون لخت ديدم و متوجه شدم که ديگه مرد شده
روبروي من وايساده بود
... نميدونم چرا
... همديگرو در اغوش کشيديم
و بوسيديم
... بعد اون با دهنش
بعد با نااميدي فرار کردم چند روزه که اون نديدم
از اون موقع به بعد احساس ناپاکي ميکنم
بله ... ديگه چي ؟
چندين بار درحالي که لخت بودم در آينه خودم نگاه کردم
... و با دستام
هميشه تنها ؟
بله ، نه ، نه اون دايه (معلم سرخونه) رو ميشناسيد ؟
حتي اگرم بگيد هيچ لذتي بهتون دست نميده
!راجر
! اون رولانده
صبح بخير رولاند
مرسي
يالا ، بيا بريم
مامان ميتونم بيام پائين ؟ - بهت گفتم ،بعدا -
اين برادرمه ، راجر ، يه کار احمقانه کرده ، اون يه انگله
اين وقت سال اونا پر از خار هستن
! زانو بزن
! ده ضربه تازيانه
گريه نکن راجر چيزي نيست
اين کارو از شدت بي حوصلگي انجام دادن
اينجا کار ديگه اي واسه سرگرمي وجود نداره
ميتوني در مورد اعتراف خاله جونت خوب فکر کني
تو ؟
هنوز جاش مي سوزه ؟ - اره -
اگر دلت بخواد ميتونم روش پماد بزنم
نه ، بهترم
هلن ديدي ؟ - اره حيوونکي -
اون کيه ؟ - نميدونم ، اين يه رازه -
جدي ؟ - هر شب همين داستانه -
اون يه مرده ؟ - معلومه ، مطمئنم که يه مرده -
خوب اونا چکار ميکنن ؟
... اونا ... اونا
،برو بگير بخواب قبل از اينکه دوباره شَري به پا بشه برو
عذر خواهي ميکنم راجر ، بايد برم دستشوئي
به ستاره ها علاقه داري ؟
بله
هوا ابريه ، امشب نميتوني اونارو خوب ببيني
و خورشيد ؟
چيزايي که ميگي واقعيت داره ؟ - معلومه -
تئوري ميگه فعاليت خورشيدي مشخص کننده رفتارهاي ما هست
حداقل اينکه روي ما تاثير ميذاره
زماني که انفجارخورشيدي رخ ميده
يه تعداد از ادمها شبَنگي (بی پروا ) ميشن ... و در بعضي ادما تاثیر عکس داره
ما بر اين باوريم که حوادث را کنترل ميکنيم
ولي اين خورشيده که اونارو تعيين ميکنه
گناه نفساني چيه ؟ - ميتونه مواردخیلی زیادی باشه -
مثلا جنگ ؟ - بله دقيقا -
اقاي فرانک
زماني که هم سن من بوديد ، مايوس شدين ؟ - بله -
يعني فکر ميکردين همه چيز بدون استثناء بد هست ؟
در معرض خطر مجازات قرار گرفتيد ؟
راستش بخواي الان دارم حسش ميکنم
شب بخير
شب بخير
! خبر دار ! ازاد
! نزديک شو اسمت چيه سرباز ؟
لباست رو در بيار ، همونطوري !که مشکوک بودم تو يه زن هستي
اينجا چيکار ميکني ؟ - بخاطر شما اومدم ، دلم ميخواد مال شما باشم -
!پس تو يه حقه باز ناجنس تشريف داري خوب ديد زدي ؟
رفته بودم طبقه پائين تو آشپزخونه که يه ليوان آب بخورم و چي ديدم ؟
تعظيم عرض شد ارباب
وقتي پدرو مادرت اين بفهمن چي ميخواي بهشون بگي ؟
واي ، نه ، نه ! حرفي نزن
اولش که ميري اعتراف عمه ...خودت يواشکي ديد ميزني
الانم که والدين خودت استراق سمع ميکني - نه ، خواهش ميکنم -
شايد بايد باهام به کازينو بيائي ؟
نه ، لطفا حرفي نزن ، هر کار بخواي برات انجام ميدم ،جناب رومانو
حرف زدي
هر چي که بخواين ، اقاي رولاند
اینچ به اینچ ماشين حسابي برق بنداز
سلام ، ادولف
هلن - هان ؟ -
يه چيزي رفته تو موهام ببين ميتوني درش بياري ؟
نشونم بده
داري چيکار ميکني ، زده به سرت ؟ ولم کن برم ، ادولف
ديوونه اي داري چه غلطي ميکني ؟
ميخوام تو رو به ارامش برسونم
!کمک کنيد ، ارباب راجر
! زود ازادم کنيد ! من از اينجا بياريد بيرون ! سريع
! يه دقيقه صبر کن
ميشه يکم صبر کني لازم نيست عجله کني
همينجور بکن توش ، از اينجا برو بيرون
! برو بيرون ! برو بيرون
هي ... ارباب چيکارا ميکني ؟
ناخن هاي خودت مانيکور ميکني چقدر دستات قشنگه
چه دستاي زيبائي داري
از تماشاي رانندگي کردنت لذت ميبرم همه کارو عالي انجام ميدي
اونم درحالي که داري ميخوري
مثلا از مردائي که ميبينم انگشت تو دماغشون ميکنن حالم بهم ميخوره
عمرا بتونم با کسي که همچين عادتي داره ازدواج کنم
هرگز اجازه نميدم بچه هام اينکارو بکنن
امروز يکي از خدمتکارا افتاد روي يه بار پِهِن
کاملا کثيف شده بود
همه جاش ، سينه ها و موهاش بوي حال بهم زني ميداد
ببخشيد ، مامان کي بهم اجازه مي دي در باره اينجور مسائل صحبت کنم ؟
وقتي که بزرگتر شدي
راجر ، اينا تميز نشدن
پس تميز نشدن اونارو تميز نکردي
چطور ميتونم اين چکمه هارو بپوشم ؟
حق با توئه، اونا يه کم گهي شدن
راجر ! اين کلمه رو از کجا ياد گرفتي ؟
خانم ، دوست داريد بدونيد ديشب کي رو غافلگير کردم ؟
ايشون پشت در اتاق !شما گوش وايساده بودن
چي ؟ - بله ، نصف شب -
... راجر
! برو ، نميخوام ببينمت
فهميدي ؟ ! برو
ما دخترامون خوب بار اورديم ... ولي اين پسره
ادم مايوس ميکنه
نميدونم بايد چيکار کنم تنبيه کردن ديگه هيچ کمکي نميکنه
چطور از دو تا ادم مثل ما يه همچين پديده اي بوجود اومده ؟
خود منم نااميد شدم - ميدونم اون به چي احتياج داره -
بايد اون چند روزي نزد شرکای خودم ببرم
اون طعم نظم رو خواهيد چشيد
درسته ، عسلم ؟
! درسته ! دلبندم
... قلبم
... مثل برگ گل ميلرزيد
...همانطوري که زبانش
!...در سوراخ کوونم مي لغزيد
... ابم شروع کرد به امدن
واي ، ارباب راجر شما بوديد
فکر کردم کسي ديگه اي هست يالا ، يکم اب خنک میذارم روش
يه وقتهائي تو کوونت ميخوره ، يه وقتائي هم تو سرت ، زندگي اينجورياست
زنها هميشه اينقدر خشن هستن ؟ - اغلب -
اغلب مردها هم همينطوري هستن - چطور ؟ -
نميتوني حدس بزني ؟
تموم شد ، اورسولا ببين چقدر خوشگل شده
صبح بخير ارباب دوس داريد مزه کنيد ؟
کجا داري ميري ؟
صبح بخير ، ارباب
امروز بايد بشه يا امروز يا هيچوقت
! گوستاو ! گوستاو ! زين اماده شد
گوستاو ! چرا دوباره داري دعا ميکني ؟
!گوستاو
شنيدي چي گفتم ؟ توي اصطبل منتظرت بودم
کي هستي ؟
شمائيد ، ارباب
گوستاو ، هنوزم که اونجائي تمومش کن
!بيا بريم گوستاو بايد کمکم کني
اگر عجله نکني ، مجبور !ميشيم واسه خودتم دعا کنيم
!گوستاوو
چيکار ميکنيد ارباب راجر ؟
زده به سرتون ارباب ؟ ! ولم کنيد
! داريد اذيتم ميکنيد
! اونجا نه ... نه ، نه ، نه
!ميخواين چيکار کيند ! شيطون شدين ، ارباب
! صبر کنيد ... پس
... بله ، بله
! اره خودشه ، ارباب
!جنگ !... جنگ شروع شد
! آلمان اعلام جنگ کرده
! جنگ ! جنگ
!اونا جنگ شروع کردن
! اخرين اخبار تو روزنامه هست - !بذار ببينم -
منم ميخوام ببينمش - بخون -
آلمان به فرانسه اعلام جنگ کرد
راستش بگم ، وقتش بود شروع بشه
ميگن جنگ بزرگي ميشه - شوخي نکن -
اميدوارم حداقل يکسال طول بکشه
فکرش بکن - يکسال مقاومت ميکنيم -
يعني برميگرديد به کارخونه ؟ - با حداکثر سرعت -
اقاي فرانک ، شما هم احضار شديد ؟
نه ، از آسم رنج ميبرم
چقدر مايه تاسفه
بسلامتي پيروزي - بسلامتي پيروزي -
بله ، بله ولي عجله اي نيست
! بسلامتي پيروزي - ! بسلامتي پيروزي -
!بسلامتي پيروزي
شب بخير ، ارباب راجر
وحشتناکه ، ممکنه هيچوقت دوباره تو رو نبينم
منتظرم ميموني ؟ - چطور تونستي یه همچین سوالي بکني ؟ -
تا اخر دنيا منتظرت ميمونم
يه عکس از تو در کنار قلبم ميذارم
اونجا که ميري مراقب باش
ميخوام که بهم افتخار کني - بله -
احتياط کن بي خود خودت به خطر ننداز
به سلامت
... بزودی مي بينمت - خدانگهدار -
ارباب راجر ، ميشه بهم کمک کنيد
چيکار بايد بکنم ؟
مادرتون تصميم گرفته يه سري وسايل رو جابجا کنه
چرا ؟
شايد الان ترسيده باشه
مراقب باش
ارباب ... دارم کار ميکنم
منم دارم کمکت ميکنم - دروغ گو -
اصلا کمکم نميکني داري بهم تجاوز ميکني
در اوردن لباس زنها کار خيلي بغرنجيه
يه اقاي متشخص بايد براي لباس زير زنانه احترام قائل بشه
باظرافت کار کنه اينجوري
ارباب ، اين اولين باري هست که شمارو لخت ميبينم
بدک نيست اصلانم بد نيست
!صبرکن
بايد هميشه عشق بازي کنيم
چرا نبايد بکنيم اورسولا ؟ - منم از خودم اين پرسيدم -
حتي ميشه تصور کرد
عالي ميشه
اورسولا ، ميخوام باهات ازدواج کنم دوستت دارم
شروع خيلي بدي بود
چرا ؟
اگر به همه دخترها همين حرف بزني عمرا تو زندگي ارامش داشته باشي
من دوسِت دارم راس ميگم
...مادرم بهم گفته که بايد
پوستت ... دلم ميخواد همه جات لمس کنم تو خيلي شيرين هستي
مطمئنم دوست دارم
خوب پوست تو هم خلي لطيفه
تو مهربون و صادق هستي
صادق ؟ فکر ميکني صادق هستم ؟ - بله -
اولين بارت بود ؟
بله
بهت بگم که هيچوقت اولين بار خودم رو فراموش نميکنم
پيراهنت پاره شده
انجامش دادي ؟ - بله -
با کي ؟ - بهت نميگم -
اينکارو با کيت کردي ؟ - نه ، با کيت نبود -
واسه چي لفتش ميدي ؟
مامان داره با پدر گابريل صحبت ميکنه
شوهرم روياي من بوده و الان شده کابوسم
اوايل ... اون يه مرد عادي بود
ولي بعد از يه مدت ، اون کاملا ادم متفاوتي شد
بيش از حد متفاوت و افراطي شده ؟- ...نميدونم چجوري بگم -
اون يه خيالات شيطاني در سر داره مثل يه روح شده
بعدشم مجبورم ميکنه ... تو حالت هاي
درک ميکني پدر ؟ - چجور حالت هائي ؟ -
دنبال يه جور روش هاي بخصوصي هست
... خوبه
خوب ... از اينکار لذتي هم بهتون دست ميده ؟
چطوري بهتون بگم ... در يک حالت خاص ... بله
ولي راستش بگم فکر ميکنم فقط انساني هست
اگر دوباره اين اتفاق بيوفته بايد اينکارو بکنم ؟ - بله -
...برخي ار اين کارها رو نميتونم با شوهر خودم انجام بدم
...حس ميکنم خيلي تحقير آميزه احتياج هست دنبال يه متخصص باشم ؟
... نه ، ميدونيد
ببخشيد
بله ... سه تا پاسخ داريم
اولا اينکه زنا حرام هست ... اين محاله
که شوهرتون به دنبال کس ديگه اي بره و شما بايد اون ازنظر جنسي راضي نگه داريد
... و ثانيا
... بايد در مقام همسر اين
...لطف در حق شوهرتون بکنيد
و کمي بهتر هواي اون داشته باشيد
و سوم اينکه شما بايد ايشون را ببخشيد ... ...و در زمان جنگ
...آزمايش عشق و وفاداري به شوهر
باز چه خبر شده ... راجر ؟ ! راجر ! بيا اينجا
راجر ، بهت گفتم بيا اينجا
الان که فقط يک مرد داري ميخواي باهام چيکار کني ؟
غافلگيرت کردم ؟ - اره -
کردم ، ببخشيد
تا حالا هيچوقت اينجا نبودي ، خانم - ميدونم ، خوب مي ترسيدم -
الان ديگه اينجا خطري نداره - چرا نداره ؟ -
بخاطر اينکه همه مردها رفتن جنگ
از مردها مي ترسي ؟
همه زنها مي ترسن - چرا ؟ -
... چون
... بخاطر اينکه
چون
! گرفتمش تقديم به شما
حالا ... چيزاي خوبي در بارت شنيدم
کي بهت گفته ؟ - خودت ميدوني -
نه ، بهم بگو
ميگن که تو با خدمتکارها يه سري کاري محرمانه اي ميکني
يه سري کار ؟ مثلا چه کاري ؟
ميدوني واقعا چي دوست دارم ؟ - من ؟ -
ميخواي ببيني ؟
اوضاع چطوره ؟ - همه چي عالي ، همه چي عالي -
با وزير ملاقات کردم ، ما به کمي زمان احتياج داريم ، ولي موفق ميشم
چند وقت ميموني ؟ - صبح دوشنبه بايد توي کارخونه باشم -
همه کارگرهارو بسيج کردي ؟
فقط اونائي که در دسترس بودن ، به استخدام زن ها فکر ميکردم ، هزينه کمتري هم داره
در کل اينجا اوضاع چطور پيش ميره عزيزم ؟ - واااي ... شاعرانه -
نگاه کنيد ! روزنامه يه عکس از رومانو گذاشته !يه هواپيماي ديگه رو هم سرنگون کرده
با اين يکي ميشه سه تا - درسته -
اون مثل يه فرشته خوشتيپه - بله يونيفرم بهش مياد -
هوانوردي يه معجزه هست آهني که به هوا بلند ميشه
نگاه کن ! اون يه مدال که توسط بابا ساخته شده گرفته
درسته ، با وجود يه همچين مرداني جنگ خيلي زود تموم ميشه
بيائيد اميدوارم باشيم کمي بيشتر دوام بياره
مامان . چرا يه همچين جنگي شروع شد؟
... خوب
... چون
بخاطر اينکه اينجوريه ديگه
از پدرت بپرس اون ميدونه چي بهت بگه
پاپا ؟
ميتوني بهم توضيح بدي ؟
ميتوني آلمان هارو مقصر بدني - چرا، چي شده ؟ -
... زياده خواه هستن - مثلا چطوري ؟ -
فردا بهت ميگم الان دير وقته
شما ميدونيد عمه ؟ ميدونيد دليل واقعي اين جنگ چي هست ؟
نه ، کسي بهم نگفته
فکر ميکنم مردها فقط دوست دارن بجنگن و بکشن
ولي خودت ، دوست داري جنگ کني ؟
نه ، نه ، همينجا حالم خيلي عاليه
چي مي بيني ؟
اونا دارن چيکار ميکنن ؟
خودت نگاه کن بفرما
! کو کو
!راجر
اخرين در خواستت چيه ؟ والدين يا شخص ديگه اي ؟
نه - نه ، خودت تنهائي -
اين اخر خطه ، خانم
اميدوارم شجاع باشي
نشونم بده يه زن چجوري ميمره
خودت رو براي اعدام اماده کن
حالا چشم بند می زنم
نبايد ببيني چطور مرگت فرا ميرسه
!جوخه ! اماده شليک
!اماده ! واي ! راجر
! راجر - عصباني نشو مامان -
من زندگيت نجات دادم
چرا شوهر خواهرم اينجوري رفتار ميکنه ؟
بي شک ، بخاطر عشقه - و خواهرم هم راضيه -
انگار اينجوريه
اینکه چي تو سر اقايون ميگذره !... خودش يه رازه
شب بخير ، خاله جان
راجر ! توي تخت خواب من چيکار ميکني ؟
يه بوسه شب بخير خوب ميخواستم - البته ، مي بوسمت -
حالا برو
يه بوسه مثل اون وقتائي که بچه بودم رو ميخوام
فورا از اينجا برو بيرون ! وگرنه مامانت صدا ميزنم
عصباني نشو - !گفتم بيرون -
صداي پا مي شنوم
چيکار کنم ؟ نميخوام اون اينجوري من رو ببينه
بازکن مارگريت ، منم ميخوام باهات حرف بزنم
توي اين ساعت شب ، محاله - يه چيزي نوشتم -
چي ؟ - يه شعر -
اگر دوس داري ميتوني اون از همون طرف در بخوني
گوش ميدي ؟ - اره ، قول ميدم -
در بين تمام ارواحي ...که مرا متحير کرده و
کهکشانهائي که مرا غرق کرده
... مارگريت عزيزم
خاله شما هنوز باکره هستين ؟
خودم که ديگه نيستم
وقتي بچه بودم تو رو خيلي ستايش ميکردم
... واي
...خودشه بالاخره رسید
اه ... موسيقي رو دوست داري
و پزشکي
با اين عکسهاي سکسي حال ميکني ؟ خوب چطور بگم ... اره
يکم - بيشتر از خورشيد ؟ -
اين ديگه چجور سواليه ؟
وقتي بدوني که شنبه شب رو ميتوني توي يه فاحشه خونه بگذروني
... اونم توي شهر
مطمئنم که از اين جنگ قدرداني ميکني
چرا با يه زن نمي خوابي ؟ اين که خيلي آسونه
واسه تو ... بله
عجب منظره دوست داشتني ، بيا تو
ديگه اون پائين راهرو خبري نيست ؟
نه از وقتي که جنگ شروع شده
چرا که ديگه نه پدرم هست و نه اقاي فرانک
همينطور خودتون ارباب
کي ميتونه باشه ؟ - به عقيده من اقاي مولر -
اون هميشه يه همچين کير بزرگ و شقي داشته
همسرش ميگه ديگه کاري ازش بر نمياد - اونم اينکارو با معشوقه خودش ميکنه -
ولي الان همه چي ارومه
بله ارباب راجر ، الان همه چي زيادي ارومه
چرا تصميم گرفتي اين وقت شب بيايي ؟
.دليلي نداره ...فکر کردم يه مقدار چاي
خودت ميدوني چي لازم دارم نميتونم بخوابم
شب بخير ، هلن
با کيت اينکارو کردي ؟
بله
چطور بود ؟ - عالي -
خودش بهت گفت ؟
اره ، بهم گفت با اورسولا اينکارو کردي
و اورسولا بهم گفت که با هلن اينکارو کردي
راسته ؟ - اره -
پس با همه اينکارو کردي
تقريبا
و با خاله مارگريت ؟
اره، ولي نه کاملا
ولي اينکارو ميکني ؟ - کي مي دونه -
واي ، ببين کي داره مياد
پاهات داغون شده ؟ - اره ، با اين چکمه هاي تنگ -
بشين ، اونارو در ميارم - باشه -
گرمت شده ؟ - بله -
پس چرا لباست در نمياري ؟ - حق با توئه ، ميرم لباسم عوض کنم -
!نه
ميتوني همينجا ترتيبش بدي
اينجوري ميتونم کمکتم بکنم
توي انبار ؟
حتما ، چرا که نه ؟ اسبها هم لخت هستن
واقعا خيلي عوض شدي
!چي فکر کردي ؟ راجر دستت بکش ، ديوونه شدي ؟
مثل انسانهاي نخستين که روي زمين بودن
!ولي ما نخستين نيستيم - خوب اگر تو يه جزيره بي اب و علف بوديم ؟-
ما توي جزيره نيستيم ، راجر
چيکار ميکني ؟
محاله - صبر کن خودت مي بيني -
...اگر رولان متوجه بشه - کي قراره بهش بگه ؟ -
با یه شخص جديدي اينکارو کردي ديدن اين عکسها دشواره
فکر کنم کارم درسته
بعد از شما
خانم کيت
منتظر شما بودم ، ارباب راجر و خاله شون بهتون احتياج دارن
بفرمائيد
خودم به تنهائي براي کمک خدمت رسیدم
چرا اينقدر خواب آلودي ؟
چه بلائي سرت اومده ؟
توي اين سن احتياج بيشتري به خواب دارم
ميخواي يه چيزي رو بدوني ؟
فکر کنم حامله شدم
واقعا حامله شدي ؟ - منتظر يه نوزادم -
اين موضوع خيلي جديه - جالب شد -
الان بايد چيکار کنم ؟ با مامان چي بگم ؟
!رومانو هستش ! زود باش ... پاشو
! بيا قايم شيم اگر مارو ببينه ، فکراي بدي مي کنن
اون يه قهرمانه
!رومانوئه خودشه
! مثل ايکاروس که اسمانهارو به نبرد طلبيد
الان من يک سروان هستم - چقدر خوشتيپ -
ديشب ترفيع گرفتم
رومانو
تو بهتريني ، تو قهرمان من هستي
... ببين
هميشه اين با خودم دارم
اين موقع نبرد با دشمن باهام بود
توي نبرد ، اين اجتناب ناپذيره
خوب ... ميدوني اين چيه ؟
کلاه ستوانيم يه سوراخ ديگه
رومانو خودم يکدونه نو بهت ميدم با يه نشان سرواني روش
!افرين
اروم باش ، دليلي واسه ترسيدن وجود نداره
به سلامتي جناب سروان - !به سلامتي -
به نظر مياد امسال شراب خوبي داريم
رومانو ، حالا داستان هاي قشنگت برامون تعريف کن
... اواسط روز
يه سرباز اماده حمله بود
اون يه قهرمان بود وزش باد و فضاي پيش رويش
...ناگهان
براي پاهاش اتفاقي افتاد
و او درون حفره ای لغزيد
اون حفره شکم اسبی بود که چند هفته از مردنش می گذشت
بوي تعفن شديد
سرباز نتونست تعادل خودش حفظ کنه و به پشت افتاد
اون پاهاش تکون ميده تا بتونه از شر لاشه گنديده خلاص بشه
سعي ميکنه فرار کنه ... تمام نيروي خودش جمع ميکنه
نميتوني هيچ کاري بکنه
گاز اون خفه ميکنه و اون ميميره
هيچوقت اين داستان زشت رو پشت ميز غذا تعريف نميکنم
چي ميگي راجر ؟ اين جنگه جنگ چيز بي اهميتي نيست
اون بچه هست نبايدم نگران باشه
بيا شروع کنيم !بکشیدش بالا
نميدونم شايد مقاومت کنه - مطمئني ؟ -
اي چيزيه که توي بيمارستان بهمون گفتن تنها راهش اينه که از پا اويزونش کنيم
بايد کشيده بشه ؟ - تا جائي که امکان داشته باشه -
تا يکسال بايد هر روز اينکارو بکنيم بکشيدش بالا
! بيا بکش ! بالا ! بالا ! همينه !خودشه ! محکمتر
! بالاتر ! اووو بالاتر
!اووو بالاتر
از دست دادن يک پا بهتره ؟ يا يه چشم ؟
بستگي به کاري داره که ازش استفاده ميکني
خانم مولر چي شده ؟
شوهر بيچارم اون مرده
ببين چي برام فرستادن مدال و گلوله اي که اون کشته
ديگه هيچي ؟
چرا گريه ميکني؟ هميشه !ميگفتي که اينجوري براش بهتره
اون شوهرم بود ، اگر من براش گريه نکنم ، کي ميکنه ؟
... هي
!من بياريد پائين
! هلن ، اورسولا
در اوج ...شهوت
راجر ! بايد يه چيزي رو بهت بگم
من حامله شدم - تو هم ؟ -
منظورت چيه که منم ؟ - نه ، خواهرم اليزا هم شده -
و نفر بعدي کيه ؟ - حالا چه خاکي بر سر کنم ؟ -
مجبورم ازدواج کنم
با من ازدواج میکنی ؟
با تو ؟
...شايد
با ادولف - خيال نميکنم -
اونم مثل قبل از شَل شدن پاش نيست ! والنتين ؟
اون باحاله ، دوست داشتنيه - ولي يه چشم نداره -
چه بهتر ، ميتونم هر کار دلم خواست دور از چشش بکنم
اورسولا يه لطفي در حقم ميکني ؟
يه مقدار لاک ناخن داري ؟ رنگ قرمزش ؟
نه ، ولي ميتونم يکم گير بيارم - ايول -
! بايد عجله کني
! خيلي اورژانسيه
بايد باهات حرف بزنم - حتما ، بيا تو -
اين يه موضوع حساس و ناراحت کننده هست
تو منتظر بچه هستي - از کجا متوجه شدي ؟ -
الان فصلشه - چيکار ميتونم بکنم ؟ -
کاري نداره ، ازدواج کن - اونوقت با کي ؟ -
با اقاي فرانک
خوشبخت ميشي اون از زندگي خواسته هاي زيادي نداره
با اقاي فرانک ؟ - اون مرد معرکه اي هست حرفم باور کن -
با همديگه خوشبخت ميشيد
بايد کاري کنيم باورش بشه که پدر بچه هست
آوردمش - همينجا صبر کن -
يه مشکلي هست !حله
همرام بيا
نمیدونی چطور در بزنی ؟ - چند تا قطره بریز همینجا -
بیائید اغراق نکنیم
اورسولا ، داری چیکار میکنی ؟
بخاطر خودتون دارم اینکارو میکنم - زده به سرت ؟ اون بدش من -
صبر کن ، الیزا ، سعی کن از مغزت استفاده کنی
! اروم بگیر ، الیزا
نشکسته ، حالا صبر کن
اورسولا ، برگرد تو اتاقم !الان میام همونجا
این به نفع خودته
حالا برو سراغ رومانو ، بهش بگو که عاشقش هستی و بدون اون نمیتونی زندگی کنی
هرچی دلت میخواد بهش بگو تا اون ببری توی تختخواب خودت
ولی اون اصولی داره و با مرام هستش - مرام ، اسکولی ، کص مشنگ ؟ -
یه زن بلده چیکار کنه ، یادت باشه اون واسه کشور چه کارا کرده
! یالا برو بیارش ! الان میگیره میخوابه
! یالا بریم
تو همینجا بمون
یادن نره ، یک زن باید همیشه مجاب کننده باشه
کیه ؟
باز کن ... منم مارگریت
مارگریت
امشب هوا صافه بود ، هوس کردم ستاره هارو بهم نشون بدی
جنگ به این زودیا تمومی نداره ، خودتم میدونی که نمیخوام تو رو از دست بدم
الان اینکار گناه نداره پدر گابریل هم همین میگه
شرایط اینکار مثل زمان صلح نیست
بزن بریم
چی میخوای ؟ بیا تو - نه امشب کلی کار ریخته سرم -
باید یه چیزی ازت بپرسم - بفرما -
حامله هستی ؟ - نه چرا ؟ -
بخاطر اینکه امشب دارم آخریش تموم میکنم
نه ، نه ، امشب من چائی نمیخوام
چرا ؟ - ممکنه فنجونارو بشکنی -
از این پس قراره برام شانس بیاره و این همیشه در اسمانها مرا همراهی میکند
امیدوارم زیاد درد نکنه
نه ، زیاد نیست
در این لحظه از درگاه خداوند ...خواستاریم که به این زوج ها خیر و
برکت عنایت فرموده و در اسرع وقت .به ایشان اولاد مرحمت فرماید
به یاد داشته باشیم در این ...دوران دشوار این نه تنها برای
ازدیاد مسیحیت بلکه !یک وظیفه ملی میباشد
باید شهدای کشور خود را دوباره احیاء کنیم
وطن بیشتر از هر زمان دیگری ...به جوانان پر شور و کسی
!که از اون دفاع کنند احتیاج دارد
کشور مان نیازمند زندگیست
اگر پسر دار بشم اسمش راجر میذارم
خود منم داشتم به همین فکر میکردم
تو چی اورسولا ؟
اورسولا ، تو روی اون پسر چه اسمی میذاری ؟
راستش بگم فکر کنم اسمش رو راجر بذارم
چرا همتون یه جور فکر میکنید ؟ چیکار کردم که شایسته این همه افتخار باشم
! سلام برتا ، سلام کیت
! سلام - ! سلام -
خوب تو چی ؟ قصد نداری از کشور دفاع کنی ؟
نه ، چون من انگلیسی هستم
این عالیترین تعطیلات بود
به نظر میرسه دشمن درحال پیشروی هستش ، بزودی توی شهر می بینمت
بدرود ، راجر
چرا بدورد ؟
شما توی شهر زندگی میکنی
خوب والنتنیو چی ؟ - والنتینو که نشد شوهر -
ولی اون بلده چطوری به یک همسر خدمت کنه
میتونی برای دیدن من به شهر بیای - نه ، اینطور فکر نمیکنم ، راجر -
یادت باشه که میخواستم باهات ازدواج کنم
چرا که نه ؟ هیچ حسی نسبت بهم داری ؟
نمیخوام راجع بهش فکر کنم اینکارو بدون فکر کردن انجام دادم
می بینی ، هر چیزی ساخته شده تا از یاد بره
شاید یه روزی برسه که تو حتی اسم منم به یاد نیاری
همیشه به یادت خواهم بود
تو چی؟ - منم همینطور -
!راجر
دارم میرم باید ساک هام رو ببندم
میتونم کمکی بکنم ، ارباب راجر ؟ - نه ، مرسی -
...هلن ، تو ام - بله ، منم -
باید یه شوهر پیدا کنی - چرا ؟ واجب نیست -
پدرتون داره صداتون میکنه - متشکرم ، خانم -
عجله کن ، دیرمون شده
واسه تو راهتون میوه اوردم
اونارو با دستای خودم چیدم - مچکرم -
خدانگهدار
یادت نره که توی شهر چیزای وسوسه انگیز زیادی برای مردای جوون وجود داره
مخصوصا در زمان جنگ
! راجر
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.