Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کاری از پرشین گیک پدیا و سافت انیمیشن
::. سافت انیمیشن در تلگرام .:: @Soft_Animations
پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
ویدئوی بررسی فیلم و سریال ها در Youtube : Persian Geek Pedia
اخبار دنیای سینما و کامیک و همچنین زیرنویس های دیگه Tel: @newpersiangeekpedia
[دریای برینگ] (دریایی حاشیهای در شمال اقیانوس آرام)
[58° 31'00.8" شمالی] [176° 13' 12.6" غربی]
[بیست و نهم فوریه، 12:01 به وقت آنادیر] (شهری در روسیه)
گزارش ماموریت
زیردریایی فدراسیون روسیه K599 سواستوپل
"اسم رمز عملیات "نعل اسب
روز 74 ام
سیستم دفاعی خودآموزی که در حال آزمایش آن هستیم
همچنان بی نقص عمل میکند
حتی ممکن است آن را معجزه بدانید
به وسیله موقعیت یاب دریایی، در حال حرکت در زیر یخهای قطب شمال هستیم
و 5 روز از خانه فاصله داریم
بعد از گذراندن 25 هزار مایل دریایی
سواستوپول بصورت عمد به تمام ناوگانهای دنیا نزدیک شد
و کاملا ناشناخته باقی ماند
پوشش رادارگریز "نعل اسب" فراتر از انتظارات ما پیش رفت
...اکنون ما یک اثر هنریِ
جنگی هستیم
این خوفناکترین ماشین کشتار است که به دست بشر ساخته شده
و پیدا کردن ما غیر ممکن است
کاپیتان، یک زیردریایی به نام سمیون-83 رو شناسایی کردیم
که از صداش بنظر میاد یک زیردریایی کلاس ویرجینیای آمریکاییه
در موقعیت 130 درجه، داره به سمتمون میاد
افسر نگهبانی، وارد حالت نبرد مخفی بشید
زیردریایی در چه موقعیتیه؟
در عمق 50 متری هستیم و 72 متر با کف فاصله داریم
فاصله تا یخ 21 متر
فاصلهمون تا آبهای عمیق چقدره؟ - دو کیلومتر -
تا تنگه آلیوتی 6 دقیقه فاصله داریم (جزایر آلیوتی جزایر بین آمریکا و روسیه در شمال اقیانوس آرام هستند)
مانور دور برد رو شروع کنید سکاندار، 15 درجه به چپ
در موقعیت 100 درجه ثابت بمونید
به آرومی سرعت رو کم کنید
دستورات کاپیتان رو انجام بدید - بله، قربان -
به موقعیت 100 درجه نزدیک میشیم
در موقعیت 100 درجه ثابتیم
افسر تسلیحات، فاصلمون چقدره؟
سیستم میگه بیش از 15000 متر فاصل داریم
قربان، با عقل جور در نمیاد امواج صدا خیلی واضحن
باید نزدیکتر باشه
کاپیتان، سیستم نشون میده که فاصله به طور ناگهانی به 10000 تغییر کرد
هیچ چیزی انقدر سریع نیست
همهی دادهها با هم همخوانی دارن فاصلهمون درسته
سکاندار، 270 درجه به سمت راست بپیچ
در حال چرخش 270 درجهای بله، قربان
پس همینطوری راهمون رو میکشیم و میریم به آبهای عمیق
زیردریایی در موقعیت 160 درجه قرار گرفته
روبروی ما قرار گرفته؟
آره، داره میاد دنبالمون
میتونن ما رو ببینن
امکان نداره. ما نامرئی هستیم
افسر تسلیحات، رادار و سیستم رو عیبیابی کن یه جای کار میلنگه
کاپیتان، اونا اژدرهاشون رو فعال کردن
پذیرش بخش اژدرها همهی پرتاب کنندهها رو آماده کنید
بله قربان
!پرتاب کنندهها رو بررسی کنید - !پرتاب کنندههای جلویی مشکلی ندارن -
پرتاب کنندههای پشتی مشکلی ندارن. اژدرها رو وارد کنید - در حال پر کردن -
اژدرها آمادهن
دریچههای جلوییشون رو باز کردن
افسر تسلیحات، لولههای 1 تا 4 رو آماده و دریچهها رو باز کنید
لوله 2 رو آماده پرتاب کنید
بله قربان، در حال آماده کردن پرتاب کنندهی شماره 2
کاپیتان، اونا میخوان ما رو تحریک کنن
دنبال بهانهان که ما رو بزنن
اژدر دشمن پرتاب شد در موقعیت 200 درجه در فاصله 1000 متری در حال نزدیک شدنه
سکاندار، با تمام قوا به چپ بپیچ
سکان سمت چپ فعال شد با تمام قوا پیش میریم
طعمهها رو پرتاب کنید - در حال پرتاب -
حالا اژدر 2 رو پرتاب کنید - در حال پرتاب اژدر شماره 2 -
اژدرمون پرتاب شد داره سریع پیش میره
اژدر دشمن همچنان در حال نزدیک شدنه در فاصله 800 متریمونه
اژدر از طعمهها عبور کرد
سکاندار، به سمت راست بپیچ - به سمت راست، بله، قربان -
ششصد متر
افسر برنامه، برای رهاسازی مخازن ماسه آماده باش
چهارصد متر
افسر نگهبانی، برای هشدار برخورد آماده باش
دویست متر
کاپیتان صحبت میکنه آمادهی برخورد باشید
اژدر دشمن داره بهمون برخورد میکنه
...در پنج... چهار
...سه... دو
یک
!حالا
چه اتفاقی افتاد؟ - ناپدید شد -
خطا رفت؟ - خیر -
کاملا ناپدید شد. انگار اصلا وجود نداشته
افسر ردیابی، زیردریایی دشمن کجاست؟
در موقعیت 330 درجه و در فاصله 4000 متری سمت راستمونه
اژدر ما داره همینطور پیش میره
...در حال برخورد به زیردریایی دشمن در
...سه... دو... یک
پس برخورد چی شد؟
کاپیتان، زیردریایی دشمن ناپدید شد
غیب شده، قربان
متوجه نمیشم
اصلا وجود نداشته
داشتیم یک شبح رو دنبال میکردیم
درست همونجا بود ادوات دروغ نمیگن
امروز بهمون گفتن
افسر تسلیحات، اژدرمون رو غیرفعال کن - بله، قربان -
در حال غیرفعال کردن اژدر
از حالت نبرد خارج میشیم
بخاطر همینه که آزمایشات رو انجام میدیم
یه ایرادی در سیستم هست
یک روح درون سیستمه
وقتشه که بریم خونه - کاپیتان -
اژدرمون به فرمانمون پاسخی نمیده داره مستقیم برمیگرده سمتمون
اژدر خودمون در فاصله 400 متری داره بهمون نزدیک میشه - اوه خدایا -
فورا سلاحمون رو غیرفعال کنید
اژدرمون همچنان در حال نزدیک شدنه در فاصله 200 متریه
مخازن ماسه رو رها کنید ...هشدا برخورد رو به صدا
آمستردام
غذاتونو آوردم
!سلام
رمز رو بگو
آروم باش
آروم باش
رمز رو بگو
ایندیا-زولو-254
براوو-اکو-11
هنوز نه
اول باید سوال امنیتی رو ازم بپرسی
اوه، آره. ببخشید
سوگندت چیه؟
...ما در سایهها زندگی میکنیم و میمیریم
بخاطر کسانی که به ما نزدیکند
و کسانی که هیچگاه ملاقاتشان نمیکنیم
میتونی بذاریش رو میز
هی
به آی.ام.اف خوش اومدی
تصمیم درستی گرفتی
قربان
عصر بخیر، آقای هانت
زمان زیادی گذشته
...زندگیمون، نتیجهی انتخابهامونه
و نمیتونیم از گذشته فرار کنیم
سی سال پیش به تو پیشنهادی داده شد
که به آی.ام.اف بپیوندی یا عمرت رو در زندان بگذرونی
بابت استعدادهای منحصربهفردت دولت شما، تو رو بخشید
اما هیچوقت فراموش نمیکنیم
همونطور که تو مرگی رو فراموش نمیکنی
که در اون زمان تو رو به پیش ما آورد
این بخاطر اینه که بهت یادآوری بکنیم چه تعهدی به ما داری
خطرات این ماموریت از همیشه بیشتره
رفتار سرکشانه همیشگیت قابل پذیرش نیست
اگر تصمیم داری که ماموریت رو قبول کنی الزامیه که به ادامهی فایل گوش بدی
دولت شما به دنبال یک کلید میگرده
کاری که این کلید میکنه برای ما بسیار حیاتی و مهمه
و نیازی نیست دربارهاش چیزی بدونی و نگرانش باشی
چیزی که باید بابتش نگران باشی حضور دوستت السا فاوست در این ماموریته
[تحت تعقیب] [پنجاه میلیون دلار]
در استانبول یک پیک رو کشت
و ما معتقدیم که اون پیک، نیمهی کلیدی که دنبالشیم رو داشته
دلیلش برای دخالت در چنین مسئلهای همچنان برامون سواله
و همینطور نمیدونیم که کجاست
چیزی که ازش مطمئنیم اینه که دولت شما برای سرش جایزه تعیین کرده
و این جایزهبگیرها به راه افتادن که اون جایزه رو بدست بیارن
اونا هیچوقت فراریها رو زنده برنمیگردونن
و به ندرت پیش میاد که فراری تکه پاره نشده باشه
ما معتقدیم که به دنبال دوستت، راهیِ صحرای شنی روب الخالی در عربستان شدن (صحرایی بزرگ در جنوب شرقی شبه جزیره عربستان)
جایزهبگیرها رو پیدا کن و شاید اون موقع بتونی السا رو هم پیدا کنی
ماموریت تو، اگر قبولش کنی اینه که
کلید رو بدست بیاری و اون رو به ما تحویل بدی
اتفاقی که بعد از اون برای السا میافته به خودت بستگی داره
مثل همیشه، اگه هر یک از اعضای تیمت اسیر یا کشته بشن
مسئول ما داشتن هرگونه اطلاعی درباره عملیات شما رو انکار میکنه
این پیام 5 ثانیه دیگه نابود میشه
موفق باشی، ایتن
صحرای لوب الخالی در نزدیکی مرزهای یمن
پاشو
ایتن
خب، ما با چی روبروییم؟
این "موجودیت" چندین هویت داره ...گاهی اوقات مثل یک ویروس کامپیوتری
نشست اطلاعاتی واشنگتون
یا یک کرمنواری یا یه باتنت عمل میکنه (باتنت یک شبکه از کامپیوترهای شخصی آلوده به بدافزار است)
با هر اطلاعات دیجیتالی که تماس برقرار کنه تغییرشون میده
وقتی که چیزی رو آلوده کنه
هیچ اطلاعات دیجیتال ثبت شده، ذخیره شده یا ارسال شدهای، قابل اعتماد نخواهد بود
اول روی شبکههای خبری و شبکههای اجتماعی متمرکز شده بود
که خیلی نگرانش نبودیم، چون در جهت اهدافمون بود - تا 6 ماه پیش -
که این "موجودیت" به اداره اطلاعات عربستان سعودی نفوذ کرد
و هوش مصنوعی خودآموز فوقسریشون رو به خودش جذب کرد
و بعدش به کلی ناپدید شد
بعد از اون، حملات یک شبه 10هزار برابر شدن
و داره بصورت تصاعدی گسترش پیدا میکنه
...که این نشون میده "موجودیت" از اون زمان
زندهتر شده
بهم میگید که قدرت تفکر خودشو داره؟
تنها در سه هفتهی اخیر
به مخابرات ماهوارهای ما، به بانک مرکزی
به بازار سهام و شبکهی برق ملی ما دسترسی پیدا کرده
همینطور به اف.ای.ای، ناسا و شاخههای نظامیمون (اف.ای.ای: ادارهی هوانوردی فدرال)
و ما تنها نیستیم. به بانکهای مرکزی جهان و اروپا هم نفوذ کرده
به سیستمهای اصلی دفاعی مالی و زیرساختی
روسیه، هند، اسرائیل، استرالیا و کل اروپا هم وارد شده
و دقیقا با این سیستمها چکار میکنه؟
هیچی
هیچی؟
فقط وارد میشه و بعد خارج میشه
آثاری از خودش به جا میذاره که ...به راحتی پیدا بشه و
یک پیام کاملا واضح میفرسته
"باز خواهم گشت"
هر هدفی که داشته باشه ما قدرتی برای متوقف کردنش نداریم
در حال حاضر تمام قدرتش روی یک هدف متمرکز شده
شبکهی اطلاعاتی جهان
حقیقتی که ما ازش آگاهیم
کل جامعهی اطلاعاتی در حال تهیهی نسخهی فیزیکی از
اطلاعات مفید پایگاه دانشمون هستن
قبل از اینکه به امنترین پایگاه دادههامون نفوذ بشه و اطلاعات خراب بشن
که دیر یا زود اتفاق میافته
موجودیت" دقیقا میدونه"
چطور تمام نقاط قوتمون رو تضعیف و چطور از تمام نقاط ضعفمون استفاده کنه
که چطور متحدینمون رو به دشمنانمون تبدیل کنه
و چطور دشمنانمون رو به مهاجم تبدیل کنه
چرا سیستمهای اطلاعاتیمون رو به کلی از همه جا قطع نمیکنیم؟
همین الانش هم اینکار رو کردیم
اما انسانها باید از سرورها مراقبت کنن
و انسانها هم ضعیفترین حلقه در زنجیرهی امنیتی هستن
مخصوصا در مقابل یک دشمن بیخدای بیوطن که هیچ حد و مرزی نمیشناسه
دشمنی که صبورانه در حال گوش دادن، خوندن و تماشا کردن ما بوده
برای سالها شخصیترین رازهای ما رو جمع آوری کرده
میتونه در آن واحد فریب بده، باج گیری کنه رشوه بده یا به هر کسی تبدیل بشه
و میتونه ذهن ما رو بر اساس اعتمادمون به یک واقعیت دیجیتالی
که با دقت ساخته شده، دستکاری کنه
...دشمنی که همه جا هست
...و هیچجا نیست
و هیچ مرکزی نداره
خیلی خب. پس چیزی که میگید اینه که
که بزرگترین و قویترین سازمان اطلاعاتی و تاکتیکی روی زمین
اصلا نمیتونه اینو از بین ببره؟
ما نمیخوایم اونو از بین ببریم، قربان
میخوایم کنترلش کنیم
و چطور قراره اینکار رو بکنیم، آقای کیتریج؟
مامور سیای ما در کرملین بهمون اطلاع داده که
روسها بیشتر فعالیتهای اطلاعاتیشون رو
روی بدست آوردن دو نیمهی یک کلید صلیب شکل متمرکز کردن
و این کلید چی رو باز میکنه؟
دقیقا نمیدونیم
اما بنظر میاد که روسها، بر این باورن که این کلید میتونه به شکلی
دشمن مرموزمون رو غیرفعال کنه
...هرچند، اولویتشون اینه که
کنترلش کنن. ازش استفاده کنن
این حرفو باور میکنی، کیتریج؟
چیزی که مهمه اینه که باقی دنیا این حرفا رو باور میکنن
ژاپن، هند، آلمان و بریتانیا باورش میکنن اما هیچکس
نه حتی نزدیکترین متحدینمون یک کلمه هم دربارهاش بهمون نگفتن
که این نشون میده که یک رقابت جهانی برای
بدست آوردن دو نیمهی این کلید شکل گرفته
هر کشوری که در این رقابت شرکت داره قصد نداره که اونو نابود کنه، قربان
بلکه میخوان مسلحش کنن
و با انجام اینکار، یک شکل جدید
و غیرقابل انکاری از سلطهی جهانی رو شکل میدن
چطور ما این کلید رو قبل از اونا پیدا کنیم؟ - تنها چیزی که میدونیم اینه که یک خریدار داره -
و قراره از منطقهی خاورمیانه در 72 ساعت آینده، گذر کنه
و معتقدیم که اون در حال حاضر یکی از نیمههای کلید رو داره
معتقدی؟
خب در حال حاضر مطمئن نیستیم که تقلبیه یا اصل
چطور میشه مطمئن شد؟
تنها چیزی که میتونه نیمهی اصلی رو تشخیص بده
نیمهی دوم اصلی کلیده در اصل مکملشه
فکر میکنیم که این کار اصلا خطا نداشته باشه
نیمهی دوم رو چطور پیدا کنیم؟
ما معتقدیم که نیمهی دیگر کلید
پیش این زنه
اون کیه؟ - السا فاوست -
جاسوس سابق بریتانیا
الان کجاست؟ - مُرده، قربان -
اون... ببخشید
به دست مزدورانی که به دنبال گرفتن جایزهی روی سرش بودن، کشته شد
و کی رو سرش جایزه گذاشته بود؟
با توجه به شرایط کاریش ممکنه کار هر کسی باشه
پس هر کسی ممکنه نیمهی دیگهی کلید رو داشته باشه؟
نه هر کسی
مردی رو فرستادم که پیداش کنه تنها مردی که
نیمهی دیگهی کلید رو بهش میسپرد
نیمهی کلید رو بدست آورده، کیتریج؟
خب، در حال حاضر اطلاعی ندارم، قربان از پاسخ دادن امتناع میکنه
امتناع میکنه؟
این یارو اصلا کیه؟
محرمانهاس
ناسلامتی رئیس سازمان اطلاعات ملی کوفتیم
چیه که نباید دربارهاش بدونم؟
سازمان آی.ام.اف - !آقای کیتریج -
بانک جهانی؟ - خیر، اون صندوق بینالمللی مالیه - (در واقعیت، آی.ام.اف مخفف همین سازمانه)
!آقای کیتریج - اون یکی آی.ام.اف رو میگم. آی.ام.اف خودمونو -
مخفف چیه؟
نیروی ماموریت غیر ممکن
جدی نمیگی - متاسفانه جدیه -
و این سازمان دقیقا چکار میکنه؟
دقیقا همون چیزی که تو اسمش مشخصه کاری که بقیهی ما قادر به انجامش نیستیم
و کی رئیسشه؟
اونها افرادی نیستن که خیلی از کسی دستور ...بگیرن. ما کم و بیش
براشون پیغامی میذاریم
پیغامی میذارید
آقای کیتریج
آی.ام.اف به طور مستقل فعالیت میکنه و مستقیما به شخص رئیس جمهور پاسخگوئه
خب بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه
وقتی ماموریتی وجود داره که هیچ کدوم از شما نمیتونید از پسش بربیاید
برای یک مرد بینام و نشون پیغام میذارید
و امیدوار میشینید تا کار رو انجام بده، همینه؟
که البته باید تصمیم بگیره که ماموریت رو قبول میکنه یا نه
چطور میتونه انتخاب کنه که کدوم دستورات رو بپذیره و کدوما رو نه؟
آی.ام.اف دقیقا به این دلیل تشکیل شد
که جلوی عواقب ناخوشایند رو بگیره
مامورین اگر نتونن نتیجه مطلوب ماموریت رو بدست بیارن
این حق رو دارن که ماموریت رو نپذیرن
درک میکنم
که ناراحتی
من ناراحت نیستم، کیتریج
میخواستی حرفات شنیده بشه
من الان اینجام که بشنومشون
خیلی خب
خودم برای السا جایزه تعیین کردم
و همینطور هم بهت گفتم چطور پیداش کنی
من ازش نخواسته بودم که کلید رو بدزده ...این کار رو بخاطر دلایل خودش کرد اما
اما همیشه همین الگو بوده، نه؟
تو همیشه از دردسر میکشیش بیرون و اونم یه راهی پیدا میکنه و دوباره میافته تو دردسر
صبر کن، السا
السا، وایستا، صبر کن منم
منم
مشکلی نیست
گوش کن ببین چی میگم تو مُردی و مُرده هم باقی میمونی
ایتن وایسا
من قرار نیست ازت معذرت خواهی کنم، هانت
این شغل منه که ازت استفاده کنم
همونطور که شغل تو اینه که استفاده بشی
ماموریتت رو به سرانجام رسوندی، یا نه؟
...هر جایی که نیمهی دیگهی این هست
...هر چیزی که کلید کامل باز میکنه
رو پیدا میکنم
و بعدش چی؟
نباید به هیچکس قدرت کنترل "موجودیت" داده بشه
میخوام از بین ببرمش
...ایتن
جنگ جهانی بعدی قرار نیست یه جنگ سرد باشه قراره یه جنگ آتشین باشه
قراره یک جنگ موشکی باشه سر اکوسیستم در حال کوچک شدنمون باشه
قراره جنگی برسر یک ذره انرژی باقی مونده
آب آشامیدنی و هوای تمیزمون باشه
هر کسی که "موجودیت" رو کنترل کنه حقیقت رو کنترل میکنه
مفهوم درست و غلط رو
میشه برای همه تا قرنها بعد بصورت واضح و شفاف تعریف کرد
اصلا میفهمی داری چی میگی؟
...دوران مبارزهات برای به اصطلاح هدف والاتر
به سر اومدن
باید طرف خودت رو مشخص کنی
من همون طرفیم که همیشه بودم
سر راهم نیا
نمیتونم اینکارو بکنم
ما میایم دنبالت دنیا میاد دنبالت
و به هر صورتی که شده، این ماموریتت
برات سنگین تموم میشه
اگه اون تلفن رو جواب ندم خیلی زود برامون مهمون میاد
بله؟
لطفا گوشی رو بدید به رئیس دنلینگر
رئیس در حال حاضر در دسترس نیستن چطور میتونم کمکتون کنم؟
شما کی هستید؟ - رئیس سیا، یوجین کیتریج -
رمز؟ - نوت بم"، همه با حروف کوچک و به هم چسبیده" -
قربان، یک مشکلی پیش اومده - واقعا؟ -
ده دقیقه پیش دستیار شما رو بیهوش تو خونهاش پیدا کردیم
بنظر میاد چیزی بهش خورونده شده
متوجهم
بعید میدونم، قربان مامورین امنیتی دیدن که ایشون
پانزده دقیقه پیش وارد مجموعه شده - متوجه شدم، ممنون -
امکان این رو دارید که آزادانه صحبت کنید؟
نه، ممنونم - تیم امنیتی تو راهن -
اگه جونتون در خطره قبل از اینکه تا 5 بشمارم، تلفن رو قطع کنید
...یک، دو
خب، حالا چطوری میخوای از اینجا بری بیرون؟
البته
ماموریت غیر ممکن: ردیابی دریایی بخش اول
فرودگاه الظفره امارات متحده عربی
همگی گوش بدید
یک مامور آمریکایی که از کشورش کینه به دل داره
ناپدید شده و داره سرخود کار میکنه
فرد موردنظر یک تهدید برای منافع ملی ماست
و باید به هر قیمتی، خنثی بشه
هر چیزی که این مرد به همراه خودش داره بسیار با ارزش و مهمه
و باید فورا ازش گرفته بشه
زنده یا مردهی این مرد برامون فرقی نداره اما نباید اونو دستکم گرفت
در نفوذ کردن، فریب دادن، خرابکاری و جنگ روانی تخصص داره
در یک کلام بخوام خلاصه کنم خانمها و آقایون
اون یک ذهنخوان تغییرشکل دهندهاس که تجسمی از هرج و مرجه
پس بخاطر امنیت خودتون و کسانی که پیشتون هستن
به هیچوجه اون رو بیخطر فرض نکنید
مگر اینکه یه تکه چوب فرو کرده باشید تو قلبش
این یک تمرین نیست
...یه انگل حقیقتخوار دیجیتالی
...خودآگاه، خودآموز
که قراره به کل فضای سایبری حمله کنه
خب بالاخره این اتفاق میافتاد
و دو نیمهی این کلید
این امکان رو بهت میدن که این "موجودیت" رو کنترل کنی
که یعنی هر کشوری برای بدست آوردن اون کلید حاضره ما رو بکشه
از جمله کشور خودمون
دقیقا - این ماموریت ثبت نشدهای که داخلشیم -
قبل از اینکه شروع بشه، غیرقانونی شده
که یعنی همین گفتگو هم از نظر فنی بعنوان یک خیانت تلقی میشه
که ما دوست داریم بهش بگیم دوشنبه
خب حالا نقشه چیه؟
خریدار داره با پرواز 746 از آمستردام میاد اینجا. که نیم ساعت دیگه میرسه
و قصد داره این نیمهی کلید رو بخره
و قاعدتا این خریدار باید نیمهی دیگهی کلید رو هم داشته باشه
و با اون نیمه، میتونی واقعی بودن نیمهی خودمون رو بسنجی
خب حالا چطوری خریدار رو تشخیص بدیم؟
این دستگاه گایگر، امواج مخصوص کلید خریدار رو شناسایی میکنه
واقعیت افزودهای که داخل این عینک هست
بهمون این اجازه رو میده که پیداش کنیم
واقعا هوشمندانهاس
پس خریدار رو شناسایی میکنی، جیبشو میزنی و همه چی ردیف میشه
نه - نه، معلومه که نه -
ببین، اگر ندونیم کلید چی رو باز میکنه این کلید هیچ ارزشی برامون نداره
پس میخوای نیمهی خودمون رو به خریدار بفروشی
در حالی که ما اینجا قراره پرواز برگشت خریدار رو پیدا کنیم
و تو همون پرواز برات یک جا رزرو کنیم
اینطوری میتونی هر جایی که کلید میره دنبالش بری
که امیدواری تو رو برسونه به کسی که میدونه این کلید چی رو باز میکنه
...دقیقا. پیدا کردن کلید کامل شده
فقط شروع ماجراست
...سرنوشت دنیا به پیدا کردنِ
چیزی وابستهاس که این کلید بازش میکنه
این یارو رو میشناسی؟
شخصا نه
اما موضوع شخصیه
هی اون چیه؟ - چی؟ -
هشدار امنیتی یک کیف مشکوک به مقصد ونیز
خب هیچی. هشدار رفت حتما خطایی رخ داده بود
دیدهبان، تیم عملیاتی صحبت میکنه اون کجاست؟
تیم عملیاتی، دیدهبان صحبت میکنه پیداش کردم
ترمینال بی، دروازهی 15 داره میره سمت جنوب
من هم میتونم - نه نمیتونی
ایتن میشه زحمت بکشی و به رفیقمون، تکاور اینترنتی بگی که
من هم مثل خودش میتونم کد بزنم؟
نظری ندارم
اوه، پس فکر میکنی این جناب هکر کاربلد تنهایی میتونه "موجودیت" رو از پا دربیاره
در حالی که من اینجا هیچ کاری نمیکنم؟
احتمالا - قطعا -
!از سر راه برید کنار
بهم بگو دقیقا کجاست؟ کدوم گوریه؟
کتشلوار آبی پوشیده درست روبروته
تو کی هستی؟ ولم کن، فکر کنم اشتباه گرفتی
چرا داری صورتمو دست مالی میکنی؟ بس کن، بس کن
دیوونهای چیزی هستی، عوضی؟
اون نیست - خودشه -
دارم بهت میگم اون نیست
...و منم دارم بهت میگم تطابق چهره کاملا
چطور این کارو کردی؟
هیچکس از دست این هکر کاربلد در امان نیست
پیداش کردم - کجاست؟ -
ترمینال ای، دروازهی 5
لعنت بهش، اون که اون طرف فرودگاهه
ایتن، رفتن سمت ترمینال ای این سمت فرودگاه کاملا دست خودته
ممنون لوثر. دارم خریدار رو میبینم
دیدمش. اسم خریدار اوتو ون بورک ئه اهل سوئیسه
تا 30 دقیقهی دیگه با پرواز 1031 میره به ونیز
بنجی، برام یک جا تو اون پرواز بگیر
حله، پرواز 1031 به ونیز یکم صبر کن
چی؟
ایتن، چی شد؟
زدنش - زدنش؟ یعنی چی که زدنش؟ -
اون زنه جیبشو زد. روش قفل کنید بهم بگید کیه
لوثر، صدامونو قطع کن
چی شده؟ - اون کیفه که تو پرواز 1031 بود
کدوم کیف؟
چند دقیقه پیش یک هشدار برای یک کیف مشکوک به صدا در اومده بود
خب چیه مگه؟
تو پرواز 1031 بود به ونیز
پرواز خریداره پرواز ایتنه
لوثر صدامو داری؟ این زنه کیه؟
اگه یک هشدار اشتباه نبوده چی؟
اگه یک نفر سعی داره بمب رو یواشکی وارد هواپیما کنه چی؟
و اگه این چیزی باشه که "موجودیت" میخواد بهش فکر کنیم چی؟
که نذاریم ایتن وارد اون پرواز بشه
لوثر، چه خبره؟ - بهتر نیست بهش خبر بدیم؟ -
نه - بچهها، بچهها، صدامو دارین؟ -
اون کیفو پیدا کن. من راهنماییت میکنم برو
لوثر، باهام صحبت کن اتفاق بدی افتاده؟
چیزی نیست که نگرانش باشی همه چیز تحت کنترله
شناساییش کردم الان اطلاعاتش در میاد
واو
هر کی که هست، جاسوس نیست
دزده
کجا برم لوثر؟
بنجی، یک در سمت چپته
الان برات بازش میکنم
[ورود ممنوع] [فقط کارکنان]
کیفی که دنبالشی تو ظرف 01833 ئه
داره میره سمت شمال غربی ساختمون
دریافت شد
سلام
سلام
اوه، متوجه شدم
فکر کردی یک نفر دیگهام
از این کارا خوشم نمیاد
بهم یک فرصت بده
جیغ میکشما
لطفا بکش
چی میخوای؟
...این کلید
...که از جیب اون مرده زدیش...
...بدون این یکی کلید...
بیارزشه...
...اما وقتی با همن
اندازهی 4 میلیون به ارز دیجیتالی که تو یه فلش تو جیب اون مرد بود، میارزید
خب درمورد اون فلش چیزی نمیدونم
پس این چرا تو جیبت بود؟
تو کی هستی؟
با کسی کار میکنی؟
هیچوقت. کاملا تنهایی کار میکنم
اما امروز یه همکار داری
اون مردی که این رو ازش دزدیدی، باید تراکنش رو تکمیل کنه و با این دوتا از اینجا بره
...و اصلا متوجه نشه که جیبش رو زدن تا اینکه تا
هفت دقیقه دیگه - هفت دقیقه دیگه سوار هواپیماش بشه -
هردومون میدونیم که جیببر خوبی هستی
بذار ببینیم چجور جیببری هستی
انتظار داری که کلید رو دوباره بذارم تو جیبش؟
اوه، میدونم که اینکار رو میکنی
تو یه دزدی. پول رو میخوای و منم میتونم پولو بهت بدم
تصمیم با خودته
هستی یا نه؟
خیلی خب
نقشه چیه؟
واقعا امیدوارم بدونی داری چکار میکنی
اول شما
اوه، این خیلی به درد من نمیخوره
آخه سیگاری نیستم
دست خودت باشه. یادگار از طرف من
ایتن، آلیاژ کلیدی که از جیب خریدار زده با کلید اصلی مطابقت نداره
تقلبیه
غیر از این هم انتظار نمیرفت
ولی این موضوع رو عوض نمیکنه خریدار باید با هر دو کلید از اینجا بره
باهام صحبت کن، لوثر باید کجا برم؟
بنجی، از پلههایی که روبروته برو پایین کیف دقیقا همونجاست
خیلی خب. رسیدم، رسیدم
خودشه
دقیقا روبروته
هی، هی، ببخشید فکر کردیم یک نفر دیگهای
هانت داره بازیمون میده
همگی گوش کنید. به تیمهای دو نفره تقسیم و پخش شید
ایتن، دوستای آمریکاییمون دارن هوشمندانه عمل میکنن
دارن پخش میشن تا فرودگاه رو کامل بگردن
حواست به همه جا باشه
خب، چی صدات کنم؟
گریس چطوره؟ و تو؟
ببین چی میگم گریس
باید بدونی ما تنها گروهی نیستیم که دنبال این کلیدهاست
وقتی بهت گفتم بدو، باید بدوئی
بدوئم؟
داره هیجان انگیز میشه
بنجی، کیف رو پیدا کردی؟
!پیداش کردم! پیداش کردم
داخلش یک دستگاه استوانهای هست میخوام درش بیارم
اوضاعمون چطوره، لوثر؟
ایتن، خریدار تو بخش انتظار بالا سرتونه
بالای پله برقی
تمام واحدها دارن میان سمت تو
هر لحظه ممکنه اونجا پر مامور بشه
هر چی که هست، همین الان فعالش کردم
بنظر میاد 5 دقیقه زمان داریم
و همینطور بنظر میاد که این بمبه، هستهایه
چقدر بزرگه؟ - حدس میزنم به اندازهای هست که کل فرودگار رو بترکونه -
میتونی غیر فعالش کنی؟ - خب من الان هیچ ابزاری ندارم -
پس ابزار پیدا کن - ...خب آخه از کجا -
الان وقت دویدنه؟
هنوز نه
بنجی، اوضاع اون بمبه چطوره؟
بجنب، زود باش، یالا
بازش کردم
یه رمزنگارهی استوانهایه هشت تا حلقه داره
بنظر میاد رو هر حلقه 14 تا حرف هست
یک و نیم میلیارد ترکیب محتمل رو میسازه
همین حدودا
اوه خدای من
دیگه چی شده؟
روی حلقهها یک پیامی نوشته
تو دان هستی (یا به معنی دیگه: کارت تمومه)
امکان نداره هنوز وقت داریم
نه، نه، لوثر ننوشته کارت تمومه
نوشته دان
فامیلی من رو نوشته
میدونه من کیام
وایستا، یه پیامی رو روی نمایشگرش نوشته
بدون دهان صحبت میکنم، بدون بال در هوا" "پرواز میکنم. من چی هستم؟
داری منو دست میاندازی؟ خب بگو چیه؟
نه، یه معماست. حدس میزنم بعد از اینکه جواب رو بگم با صدا فعال میشه
"...در هوا پرواز میکنم"
جواب میشه اکو
درسته، همینه، همینه
خیلی خب، پیام جدید
"از مرگ میترسی؟"
این دیگه چه مدل معماییه - معما نیست -
یه آزمون روانشناختیه
هر چی بیشتر سوالا رو جواب بدی بیشتر دربارهی تو یاد میگیره
"از مرگ میترسی؟" !خب نه
کار کرد؟ - دروغ گفتم. میدونه -
حقیقتو بهش بگو فقط بگو
"از مرگ میترسی؟" آره دیگه! کی نمیترسه؟
خیلی خب "چیه که همیشه داره نزدیک میشه، ولی هیچوقت نمیرسه؟"
وایسا، وایسا این یکی رو میدونم
وقتمون داره تموم میشه لوثر
خیلی اهل معما نیستم، بنجی چکار میتونم بکنم؟
وقتمون داره تموم میشه
اونجاست
زیادی آسون بود
ببخشید مزاحمت میشم، ایتن
احیانا نمیدونی، اون چیه که همیشه در حال نزدیک شدنه
ولی هیچوقت نمیرسه؟
چیه که همیشه داره نزدیک میشه ولی هیچوقت نمیرسه؟
فردا
چی؟
چیزی که همیشه در حال نزدیک شدنه ولی هیچوقت نمیرسه. فرداست
فرداست درسته - فردا -
فردا، فردا، فردا
آره، خب سوال بعدی
کلیدا رو بده
حواسم بهت هست - یعنی بهم اعتماد نداری؟ -
لوثر داستان چیه؟
چیزی نیست که نگرانش باشی همه چیز تحت کنترله
هی سوال بعدی رو نوشت
چی یا چه کسی، از همه چیز" "برات مهم تره؟
بگو - ...نمیتونم، اگه بگم -
چارهی دیگهای نداریم. بگو
دوستانم
ای حرومزاده
...اون - آره، مُرده -
پول و کلیدا رو بده بهم
خب، خب "اون چیه که هر چی بیشتر "ازش برمیداری، بزرگتر میشه؟
سوراخ - سوراخ، احسنت، هوشمندانه بود -
سوالا تموم شدن ولی هنوز یه حلقه مونده
اگه سوالی در کار نباشه چطور باید جوابشو بگم؟
حتما آزمون نهاییته
چهل و پنج ثانیه فرصت دارم
خب حالا چی؟
دارم فکر میکنم. حرکت نکن
لوثر، منو محاصره کردن. یه راه خروج میخوام باید کجا برم؟
یه مشکل بزرگتر داریم ایتن. ممکنه هیچکس نتونه از اینجا خارج بشه
چی؟
یک بمب تو بخش بارها هست یه بمب هستهای
سوالی که ازت پرسیدم بخشی از کد غیرفعال کردن بود
وایسا، وایسا، بس کن
چرا اینو بهم نگفتی؟
کلی کار سرت ریخته بود نخواستیم مزاحمت بشیم
گوش کن ببین چی میگم. بمب هستهای چیزیه که فوری باید بهم بگی
چقدر وقت داریم؟ - بیست ثانیه -
بیست ثانیه؟
وایسا، یه معما مونده که دارم روش کار میکنم پانزده ثانیه
آروم باش، آروم باش معما چیه؟
تا من بخوام توضیح بدم، هممون مُردیم
بجنب، بنجی
چرا همیشه تو همچین موقعیتایی گیر میکنیم؟
ده ثانیه
...نه، هشت
...هفت، شش، پنج
[موفق باشـ]
اوه خدای من
چی شده؟
خالیه - یعنی چی خالیه؟ -
هیچی داخلش نیست
کلید رو دزدید - کدوم کلید رو؟ -
کلید ما رو. کلید اصلی - چی؟ -
لوثر، پیداش کن
پیداش کردم. داره میره سمت ترمینال اي
امکان نداره
چی شده؟
لوثر، بنجی، ماموریت تمومه برید بیرون
کجا همدیگه رو ببینیم؟ - نمیبینیم -
این ماموریت دیگه تموم شد همین الان برید بیرون
هانت، همونجا وایستا، هی
کجا غیبش زد؟ میبینیش؟
ببخشید، ببخشید
معذرت، ببخشید، متاسفم
[رم]
برید کنار
باید همین طرفا باشه
ای لعنت بهش
ما اینجا بیسیمهای موجکوتاه
ضبط کنندههای آهنربایی و مانیتورهای اشعهی کاتُدی داریم
دیگه خبری از صفر و یک نیست
اینجا یک اتاق امن، کاملا آنالوگ و آفلاینه
که در مقابل این "موجودیت" دیجیتالیمون محافظت میشه
این اطلاعات از کجا تامین میشه؟
یکی از ماهوارههای جاسوسیمون از دوران جنگ سرد
اصلا خبر نداشتم که هنوزم از اونا استفاده میکنیم
نه خب، استفاده نمیکردیم
بیست سال پیش این ماهوارهها رو دادیم به سازمان ملی هواشناسی
این آخرین ماهوارهایه که هنوز کار میکنه
خب، این کمکمون میکنه که مامور بینام آی.ام.اف تون رو پیدا کنیم؟
هیچی نمیتونه پیداش کنه، قربان
اما برامون این امکان رو فراهم کرده که حواسمون به این زن باشه
ایشون همراه مردی که دنبالشیم در فرودگاه ابوظبی، دیده شده
و ایشون کیه؟
و الان کجاست؟
شما بخاطر این اینجایید که ...یک پیام ناشناس برای پلیس ایتالیا اومد
با این مضمون که خانمی با ظاهر شما
با پروازی از ابوظبی، امروز بعدازظهر به اینجا میرسه
و این زن، چندین پاسپورت داره
این خانم، تو سنت پترزبورگ به جرم کلاهبرداری تحت تعقیبه
دزدی جواهر در آنتورپ (شهری در بلژیک) دزدی آثار هنری در موناکو
اختلاس در میلان اخاذی تو بمبئی
اما این یکی، اونیه که ازش خوشم میاد
مقاومت در برابر بازداشت در ریو
که این سوال رو برام پیش میاره
که شما کدوم یکی از این خانمها هستید؟
من تو عمرم اینا رو ندیده بودم
اینا تو کیف شما بودن
و تصویر شما داخل تمام پاسپورتاست
میتونم ببینمشون؟ - خواهش میکنم -
بله، به شکل عجیبی شبیه منه
اما من نیستم
همونطور که قبلتر هم بهتون گفتم
من یک معلم مدرسه از برایتون هستم که به تعطیلات اومدم
تو هر کاری که وارد شدید
مشخصه که دشمنان قدرتمندی برای خودتون تراشیدید
بله؟
بسیار خب
وکیلشون اومده
وکیل من؟
آقای اسپتزی
ببخشید شما؟
از اینترپل اومدم
بابت خانمی که از ابوظبی اومد و بازداشتش کردید، اومدم
وسایلی که زمانی که دستگیرش کردید در کیفش بوده رو میخوام
میشه اول کارتتون رو ببینم؟
پس بقیهاش کو؟
بهتون تضمین میدم که این تمام وسایلشونه
اسمتون چی بود؟
این خانم، وقتی ابوظبی رو ترک کرد یک کلید همراهش بود
کلیدی در وسایلشون نبود
یک کلید غیرعادی بود
کلیدی که ممکنه به اشتباه فکر کنید یک آویز ئه
یک مدل آویز که شما رو وسوسه میکنه بندازیدش تو یه زنجیر
و بندازیدش گردن امیلیا
امیلیا؟
همسرتون
مادر دختر دوست داشتنیتون، سرینا
تو از طرف اینترپل نیومدی
اگه بخوام میتونم مامور اینترپل باشم
میتونم هر چیزی و هر کسی باشم و همه چیز رو میدونم
میدونم این اولین باری نبوده که نتونستی برای دزدی جلوی خودت رو بگیری
یک دستبند کارتیه (نام شرکت تولید و ساخت جواهرات)
از اتهام تبرئه شدی، اما هردوی ما میدونیم که اون رو به معشوقهات، ولریا دادی
در تاریخ 21 ام آگوست در تولد 29 سالگیش
تو کی هستی؟
من باید بگردمت
تا مطمئن بشم
منشیات دیگه پیشمون نیست
ممنون، افسر
لطفا بشینید
شما میتونید بیرون منتظر بمونید ممنونم
تو
کار تو بود
به پلیس زنگ زدم، اما درمورد گذشتهی رنگارنگت بهشون چیزی نگفتم
اون دیگه تقصیر خودت بود
قبل از اینکه دستگیر بشی، کلید رو داخل جیب یک مسافر دیگه گذاشتی
یک سری اطلاعات جابجا کردی و یه قرار ترتیب دادی تا بعدا ببینیش
در حال حاضر، یک نفر اون بیرونه که روحشم خبر نداره که کلید دستشه
یک پیک ناخواسته همدست عالی
حدس میزنم یک مرد میانساله
مردی که کل عمرش رو منتظر این بوده که زنی مثل تو بهش توجه کنه
یه یتیمی
بسیار باهوشی، ذاتا زیرکی
تو فقر بزرگ شدن، عقدهی چیزهای بهتر رو تو دلت انداخته
در اصل داراییهای مردم رو
یکی پتانسیل تو رو دید و بهت کمک کرد که مهارتهات رو ارتقا بدی
مهارتهایی که زندگیای رو برات فراهم کرد که فکر میکردی میخواستی
لباسای خوب، غذاهای لذیذ هتلهای باکلاس
مهارتهایی که تو رو یک قدم از قانون جلوتر نگه داشت
تا الان
نمیتونی دختری که میخواد یک زندگی دغلبازانه داشته باشه رو سرزنش کنی
روحتم خبر نداشت که داری چی رو میدزدی وگرنه عمرا بهش دست میزدی
بذار یه چیزی بهت بگم
منو از اینجا ببر بیرون و منم مستقیم میبرمت پیش کلید
من فکر بهتری دارم
تو همه چیزو برام میگی
و بعدش به این فکر میکنم که ببرمت بیرون یا نه
از کسی که تو رو استخدام کرده شروع میکنیم
و بهم دروغ نگو چون متوجه میشم
اصلا نمیدونم کی منو استخدام کرده
ارتباطم با مشتری تقریبا کاملا الکترونیکی بود
با ایمیل؟ - پیامک -
رمزنگاری شده بود؟ - طبیعتا -
تقریبا؟ - ببخشید چی؟ -
گفتی ارتباط با مشتری تقریبا کاملا الکترونیکی بود
یک مکان مخفی تو یک کافه تو لوکسامبورگ هست. اونجا یک پاکت نامه بود
تو پاکت چی بود؟ - بلیط به ابوظبی -
...و
یک عکس از تو
بهم گفت که تو فرودگاه دنبالت کنم
و تو هدفی رو بهم نشون میدی که یک کلید و رمز ارز به ارزش 4 میلیون همراهشه
راستی، اون فلش به درد نخوره خالیه
تنها امیدم برای گرفتن دستمزدم این بود که نیمهی کلیدی که دست تو بود رو تحویل بدم
و بهت گفت که کلید رو کجا تحویل بدی؟
ونیز. یک مهمونی تو قصر دوکالی فردا نیمهشب
منتظر کسی هستی؟
...اون دوستات که تو فرودگاه بودن
چند دقیقه پیش تو راهرو دیدمشون
میتونستی زودتر بهم بگی
خب اونا دنبال تو بودن، نه من
ای مردک منحرف
نه، گریس، گریس
نه، نه، نه ...اون
اون موکل منه
خواهش میکنم
گریس
خیلی خب، خیلی خب
نه، نه، نه، نه برید کنار، حرکت کنید
معذرت میخوام
کی آخه اونطوری ماشین پارک میکنه؟
گریس، باید بزنی کنار
گریس، بزن کنار
گوش کن، دارم سعی میکنم کمکت کنم، گریس
زنه رو برام بیار
حالت خوبه؟ خوبی؟
نه، نه، ما خوبیم مشکلی نیست
دستتو بده بهم
آروم، آروم، یواش مشکلی نیست
آروم بیا
جاییت شکسته؟ خوبی؟
حالت خوبه؟ - هانت -
دیگه تمومه
دختره رو ول کن بره
این دستبند رو بزن به دستت
زودباش، بزن به دستت، یالا
اون به تو شلیک نمیکنه
اسلحههاتونو بندازید، همین حالا
نیروی عملیات ویژهایم اون به جرم عملیات تروریستی تحت تعقیبه
خدا لعنتت کنه، دگا اون زنها رو دست به سر کن
هانت به من گوش بده، ببین چی میگم
بذار دختره بره و دستبند رو بزن به دستت
!سلاحاتونو بذارید زمین، حالا
همه چیز تحت کنترله
مشکلی نیست
باشه، مشکلی نیست
!همگی بخوابید زمین، همین حالا !بخوابید
بخوابید زمین - پناه بگیرید، پناه بگیرید -
تو میرونی - چی؟ -
نه، نه، نه، نه
برو، برو، برو بزن رو پدال گاز
برو، برو، برو، برو
برو، برو، برو، برو
!سوار شو
همینطور برو، ادامه بده
اصلا توقف نکن
مراقب ماشینا باش
اشکال نداره، ماشینو خلاص کن و استارت بزن
وایسا ببینم
داری چکار میکنی؟ - دیگه نمیتونم. این کارو نمیکنم -
دنبالمونن
بله که دنبالمونن. تو میرونی. حالا بجنب
اون دیگه کیه؟
روحم هم خبر نداره
حالت خوبه؟
وقتی این ماجراها تموم شه خوبم
آه، مرد
مشکلی نیست، همه چی ردیفه
اصلا کسی هست که دنبالمون نباشه؟
باید از شر این ماشین خلاص بشیم
موتورهای مسخره
داری چکار میکنی؟ [خانهی امن- قایق امن- ماشین امن]
برای خودمون یک ماشین جدید پیدا میکنم
خیلی خب
چند لحظه - باشه -
ممنونم. خب؟ - خب -
آمادهای؟ - آمادهام -
حالت خوبه؟ - آره -
...ببین، متاسفم، این
اشکالی نداره - نه این ماشینه... جوری که -
اشکالی نداره - ...جوری که درستشون میکنن... فقط -
بریم، بریم - طول میکشه بهشون عادت کنم -
دوربین کنترل سرعت، چهرهی زنی که دنبالشیم رو شناسایی کرده
الان سوار یک فیات 500 زرده
واحدها در حال تعقیبش هستن
دیگه گرفتمت
بنظر میاد گمشون کردیم
خیلی خب. برید کنار حرکت کنید
!بچه اونجاست !بچه! بچه
وایستا ببینم، چی شد؟
اوه، نه، نه، نه
برو، برو، برو
مسقیم برو
گاز رو فشار نده. نه، نه، نه - ماشین آتیش گرفته -
دود لاستیکهاست. فقط سعی کن مستقیم بری
...دست نگه دار، وایستا. فقط - چرا همش میچرخه؟ -
خوبه، خوبه، خوبه
دستم اومد. گرفتم. حله فهمیدم
بپیچ راست، بپیچ راست از اونجا برو
یالا
باید بری راست !بپیچ راست
آخرش کی برونه؟ - تو میرونی -
برو، برو، برو فقط مستقیم برو
برو، برو، برو
فقط همینطوری مستقیم برو
یا میتونی بپیچی چپ. برو، برو کارت خوبه
پلیس، پلیس یه عالمه پلیس دارن میان
فرمونو بگیر. فرمونو بگیر
باشه، باشه، باشه
خیلی خب، فرمون دست خودت باشه
مستقیم برم؟ - نه بپیچ راست، راست -
حله
الان کدوم طرف؟ - چپ، چپ، چپ، چپ -
خیلی خب، کارت خوبه خوبه
مواظب باش
مراقب ماشینا باش - خودم میبینمشون -
بزن رو گاز
محکم بشین
چه اتفاقی داره میافته؟ داریم کجا میریم؟ - نمیدونم -
ترمز کن. ترمز کن
از من متنفر نباش
گریس. گریس
لعنتی. زود باش
ایتن
ایتن
خب، بجنب دیگه
خیلی خب، میدونیم گریس نیمهی کلید رو داره
و همینطور میدونیم که نیمه شب به قصر دوکالی میره
و حالا تقریبا میدونیم که چه کسی اونجا منتظرشه
میزبان این رویداد کسی نیست جز قاچاقچی اسلحه و بازار سیاه بینالمللی مورد علاقهمون
آلنا میتسوپلیس
بیوهی سفید
میدونه واقعا کی هستی؟
یا هنوزم فکر میکنه تو قتل عام کنندهی بدنام جهانی، جان لارکی؟ (اشاره به داستان فیلم قبلی)
کی میگه جان لارک نیستم؟
تو پاریس برای سرت جایزه تعیین نکرده بود؟
چرا کرده بود. ولی اون و ایتن حلش کردن
البته هیچوقت بهم نگفت چطوری - میشه ادامه بدیم، لطفا؟ -
صحیح. پس با فرض اینکه امشب کلید کامل رو به دست میاریم
هنوز نمیدونیم چی رو باز میکنه
پس باید کسی رو پیدا کنیم که میدونه
سوال اینه که از کجا شروع کنیم به گشتن؟
متوجه شدیم که بمب خودش پا نداره بیاد اونجا یکی گذاشته بودش تو فرودگاه
کسی که برای "موجودیت" کار میکنه
این تمام چیزیه که از دوربینهای امنیتی فرودگاه ضبط کردم
تا لحظهای که همه چیز خراب شد
و اینم تصویریه که از عینک تو ضبط شده
من داشتم چهرهی هر کسی که تو فرودگاه بود رو شناسایی میکردم
که ببینم چیز عجیبی پیدا میکنم یا نه
مثل یک روحه
ارواح انعکاس تصویری ندارن
تنها شخصی که تو فرودگاه بود و هویتی نداشت
تنها مردی که نمیشه هیچ جای دیگهی فرودگاه پیداش کرد
جز این انعکاس
تصویرش پاک میشده
در لحظه اینکار انجام میشد
"موجودیت"
داره ازش محافظت میکنه
تو دیدیش، مگه نه؟
مطمئن نبودم
خب، اون کیه؟
...کسی که فکر میکردم
خیلی وقت پیش مُرده
تو زندگی قبلیم
قبل از ورود به آی.ام.اف
قبل اینکه بهم پیشنهاد بدن
...به معنای واقعی کلمه
اون منو به کسی که الان هستم تبدیل کرد
اسمی هم داره؟
اسم خودشو گذاشته گابریل
تو میشناسیش
هیچ شناختنی در کار نیست
هیچ گذشتهی ثبت شدهای نداره
موجودیت" پاکشون کرده"
اون یک مسیحای تاریکه (مسیحا در ادیان ابراهیمی، به معنی رهبر است) (در معنی لغوی، یعنی کسی که مسح شده است)
موجودیت" اون رو به عنوان پیامآور خودش" انتخاب کرده
...و اون، مرگ رو
به عنوان موهبتی میبینه که میخواد اون رو با تمام دنیا شریک بشه
اینها رو از کجا میدونی؟
هنوز چندتا دوست توی ام.آی6 دارم
دوستانی که میترسن که دولت بریتانیا کنترل "موجودیت" رو به دست بگیره
و هر اقدامی برای جلوگیری از این اتفاق به عنوان خیانت تلقی میشه
و بخاطر اینکه از ام.آی6 اخراج شدی ...دوستانت
از تو کمک خواستن
میدونستن که گابریل به "موجودیت" خدمت میکنه
میدونستن که داره به استانبول میره
تا نیمهی یک کلید صلیب شکل رو بدست بیاره
...پس
من زودتر کلید رو بدست آوردم
و وقتی کیتریج برای سرت جایزه تعیین کرد
به صحرا رفتی تا مخفی بشی
اما یک جوری به هر حال جایزهبگیرها پیدات کردن
درسته
خب، احیانا این دوستانت نگفتن که این کلید چی رو باز میکنه؟
ام.آی6 فکر میکنه این کلید یک جوری ما رو به کد اصلی"موجودیت" میرسونه
کد اصلی
کی قرار بود اینو بهم بگی؟
خب الان دارم بهت میگم
چطوری اون دوستانت از ام.آی6 باهات ارتباط گرفتن؟ شخصا باهات ملاقات کردن؟
من اخراج شدم
نمیتونستن خودشون رو به خطر بندازن و شخصا ...باهام ملاقات کنن، پس تمام راههای ارتباطیمون
الکترونیکی بودن. دیجیتال بودن
نمیتونیم مطمئن باشیم که کار "موجودیت" بوده
نمیتونیم مطمئن باشیم که نبوده
تنها چیزی که ازش مطمئنیم همین گفتگوی الانمونه
هیچکدومتون نباید اینجا باشید
...ایتن - نه، تو گابریل رو نمیشناسی، من میشناسم -
اون از کشتن لذت نمیبره
اون رنج و عذابی که بوجود میاره براش لذت بخشه
و اون میدونه بهترین راه برای رسیدن به من چیه
از طریق شما
...و اگه گابریل منو میشناسه - موجودیت" هم میشناسه" -
یه دلیلی داره که میخواد اینجا باشم ...یه دلیلی
یه دلیلی داره که میخواد شما اینجا باشید
موجودیت" میخواد که اینجا باشید"
چی یا چه کسی، از همه چیز" "برات مهم تره؟
هی، باید برید همتون باید برید
ایتن، اگه خودش بخواد که بریم چی؟ - مثل وقتی که گفتی از فرودگاه بریم -
اگه بخواد امشب تنهایی به اون مهمونی بری چی؟
پس تنها میرم، اینطوری دیگه نگران شماها نیستم
این دقیقا دلیلیه که نمیخواستم بهت بگم
ایتن، تو داری با یک الگوریتم شطرنج چهاربُعدی بازی میکنی
موجودیت" ما رو میشناسه"
هر حرکتی که بکنیم، احتمالا مدنظر قرار داده
هر کاری که قراره بکنیم، باید فرض کنیم که داره رومون حساب میکنه که اون کارو میکنیم
اگه بخوای شکستش بدی باید مثل خودش فکر کنی
سرد، منطقی، بدون احساس
اگه اون کلید، واقعا بتونه "موجودیت" رو کنترل کنه
گابریل باید آخرین نفری باشه که دستش به اون میرسه
حق با السائه، ایتن
اون کلید نباید بیوفته دست گابریل
...و جون هیچکدوم از ماها هم نباید مهم تر از
این ماموریت باشه
نمیتونم اینو بپذیرم
اولین باره که اومدم ونیز
منم همینطور
نوشیدنی مهمونتون کنم؟
منتظر کسی هستم - منم همینطور -
میتونیم با هم منتظر بمونیم گابریل هستم
پس که اینطور
و شما هم گریس هستی
کلید همراهم نیست - انتظار هم نداشتم که همراهت باشه -
برای کلید نیومدم اینجا
چی میخوای؟
با خودم فکر کردم حالا که منتظریم یک داستان کوتاه برات بگم
خب، مشخصا تو شخصی نیستی که برای ملاقات باهاش به اینجا اومدم
داستان خودته، گریس
میدونم چطور تموم میشه
اجازه بده برات یه نوشیدنی بگیرم شاید بتونی پایانشو تغییر بدی
بیا بریم به این مهمونی
ببخشید، قربان
لطفا دنبالم بیاید
مهمه که بدونی، تو منحصر به فرد نیستی
سی سال پیش، زنی به اسم ماری بود
یکی از اولین زنهایی که به دوست مشترک ما اعتماد کرد
زنهایی که همگی چیزی رو داشتن که اون میخواست
زنهایی خیلی کاری از دستشون بر نمیاومد یا حداقل چیزی که بهشون میگه
بنظرت آشنا نیست؟ - چه اتفاقی برای ماری افتاد؟ -
همون اتفاقی که برای تمام زنانی که ازشون استفاده میکنه، میافته
و همینطور هر کسی که به اون کلید دست پیدا کنه
براش اهمیتی نداره که مردم زنده میمونن یا میمیرن
فقط به هدف خودش اهمیت میده
و در حال حاضر تنها چیزی که سر راهش قرار داره
تویی
چرا باید حرفت رو باور کنم
نباید باور کنی وارد دنیایی از دروغها شدی، گریس
تمام چیزایی که میگن راست نیست
فقط اینو به خاطر بسپار بهت قول میده که ازت محافظت میکنه
گریس
خیلی وقته ندیدمت، ایتن
وقتی فرصتشو داشتی، باید منو میکشتی
عصر همگی بخیر
ببین کی اومده. جان لارک
البته در واقع جان لارک نیست
اما تا وقتی که اسم واقعیت رو بهم بگی همین لارک صدات میکنم
از دیدنت خوشحالم، آلنا
و فکر کنم تو هم گابریل باشی
خیلی کم دربارهات شنیدم
واقعا از نزدیک که دارم میبینمت خیلی خوشتیپ تری
خیلی هم شخص محترمی هستی
و تو هم باید گریس باشی
من باید تو رو بشناسم؟
فکر کنم یک چیزی برای من داری
تو منو استخدام کردی
خودم شخصا تو رو انتخاب کردم
این کارو نکن
خودت این کارو نکن
کلید پیشش نیست
کلید کجاست؟
آخرین جایی که به فکرت خطور میکنه که دنبالش بگردی
چرا نرید بالا و یک نوشیدنی ننوشیم؟
هی، دارید کجا میرید؟
اینجا یک مهمونی خصوصیه نمیتونید وارد بشید
تف بهش
همونطور که بیشترتون میدونید من فقط یک دلال هستم
خریدار و فروشنده رو به هم میرسونم
گاهی اوقات در ازای پول، گاهی در ازای اطلاعات ...و بیشتر اوقات
برای تشکیل دوستیها
و فقط میخوام که همه با هم آشنا بشن
مخصوصا با خودم
اما دنیا در حال تغییره
حقیقت در حال محو شدنه
و جنگ در راهه
و کلید سلطه به دنیا، واقعا یک کلیده
کلیدی که قدرت کنترل "موجودیت" رو داره
کلیدی که تمام کشورهای دنیا، حاضرن یک عالمه پول بابت داشتنش بدن
و برخی از عزیزترین دوستانم که از قضا تمامی ابرقدرتهای هستهای و تعدادی از کوچکترهاشون هستن
ازم خواستن که کلید رو بهشون بدم
...البته
اگر کلید رو پیدا کنی، مجبور میشی با یک دوراهی غیرممکن روبرو بشی
کسی که کلید رو بهش دادی تا ابد مدیونت خواهد بود
ولی برای باقی دنیا یک دشمن خواهی بود
اوه ازش خوشم میاد
با اون چه رابطهای داری؟
گابریل نمایندهی یک گروه مشتاق دیگهاس
در واقع، این مهمونی
توسط اون گروه ترتیب داده شده
در واقع میتونید اینطور بگید که این مهمونی در اصل خود اون گروه مشتاقه
...این
موجودیت" ئه"
داره هیجان انگیز میشه
کلید رو به یکی از دوستان قدیمی خودم بدم ...یا
کلید و سرنوشتم رو بسپارم به گابریل و دستگاه شیطانیش؟
از کجا انقدر مطمئنی که کلید کامل رو بدست میاری؟
تو فقط نصفش رو داری
...و اون میدونه
نیمهی دومش کجاست
...با فرض این که دستت بهش میرسه
چرا کلید و تمام اون قدرت رو برای خودت نگه نمیداری؟
چون بیشتر از ما در مورد چیزی که کلید بازش میکنه خبر نداره
پس چه بخوای چه نخوای باید کلید رو بدی به کس دیگه
به روش نامناسبی بیانش کردی، لارک ولی درسته
البته که من میدونم چی رو باز میکنه
و گابریل در ازای کلید چه چیزی رو پیشنهاد میده؟
همونطور که قبلتر برای گریس هم توضیح دادم من بخاطر کلید نیومدم اینجا
فردا هر دو نیمه رو به دست میارم
چی باعث میشه انقدر مطمئن باشی؟
تو اصلا نمیدونی چه قدرتی داره
هزاران کوادتریلیون محاسبه رو در عرض چند میلیثانیه انجام میده
به طرز ماهرانهای ذهن میلیاردها نفر رو دستکاری میکنه
در حالی که هر علت و معلول ممکنی و هر سناریویی که هر چند غیرممکن باشه رو
در یک نقشهی بسیار واقعی از محتملترین حالت بعدی، تجزیه و تحلیل میکنه
...و با چندتا تغییر کوچک در حال حاضر
آینده کاملا تضمین شده خواهد بود
کلید به دستم میرسه
فردا
در قطار اورینت اکسپرس تو شهر اینسبروک (شهری در اتریش)
اینسبروک؟
...میدونه
میدونه که الان هم تصمیم گرفتی کلید رو به کی بدی
میدونه دو نیمهی کلید رو به قصد کنترل بدست میاری
...هر چند به من قول داده شده که کلید کامل
بهم میرسه
...به شرطی که یک نفر
امشب بمیره
کی؟ - اون -
یا اون
و تو شاهدش خواهی بود، ایتن
کلید برای من خواهد شد و من میرم
مثل دودی در طوفان
اما فقط بعد از این که کسی که برای تو مهمه، بمیره
این داستان از قبل نوشته شده
میفهمید داستان از چه قراره
مگه نه؟
گابریل ترسیده
موجودیت" ترسیده"
یکجوری میدونه نزدیکیم
در غیر این صورت برای چی باید به اینجا میاومد؟
کمکم کن، کمکم کن کلید رو تکمیل کنم و این دستگاه رو از بین میبرم
تمام رازهات رو میدونه، آلنا
به حرف این متعصب دیوانه گوش نده
بهش کمک کن و تو هم میمیری
به اون کمک کنی، همه میمیرن
فردا میبینمت
آلنا
سرنوشت ایتن نوشته شده
سرنوشت تو رو هم بنویسیم؟
آلنا
متاسفم، لارک
بخاطر ایام قدیم، اجازه میدم خودت انتخاب کنی که کدوم یکیشون بمیره
السا یا گریس
بکشش ،زولا. بکشش همینجا بکشش
پس تصمیمش با خودته، آلنا
بهت یادآوری میکنم که گریس میدونه نیمهی دوم کلید کجاست
...اگر یه تار مو از سر هرکدومشون کم بشه
هیچ جایی روی زمین نیست که بتونی مخفی بشی و دستم بهت نرسه
جایی وجود نداره که نتونم بیام و بکشمت این داستان نوشته شده
از دیدنت خوشحال شدم، دوست قدیمی
بزودی میبینمت
تو اشتباه خیلی بدی کردی
زندگیم در خطره
فردا باید خودمو به اون قطار برسونم
و باید اون نیمهی کلید رو هم داشته باشم
و برام مهم نیست که چطور بدست میارمش
از جات تکون نخور
تا جایی که میتونی از اینجا دور شو
...یعنی چ
گریس، گریس
گریس
لوثر، بنجی، اگه صدامو دارید راهنماییتون رو نیاز دارم
گریس داره با پای پیاده فرار میکنه کلید هم دستشه
ما اینجاییم. راه بیوفت - باید پیداش کنید. کجاست؟ -
لعنتی! تصویر رو از دست دادم یه ماهوارهی دیگه نیاز دارم
دارم ماهوارهی جاسوسی روسی زینث-4 رو هک میکنم
خیلی بدرد بخور نیست ولی کارمونو راه میندازه
از این طرف
کجا باید برم؟ از کدوم طرف باید برم؟ بجنبید، یالا
دست نگه دار - فقط عجله کنید، زودتر
سمت شمالِ توئه و داره از پل رد میشه - دوباره بگو، بنجی، دوباره بگو -
برو سمت شمال، ایتن. داره از رو پل رد میشه
ایتن، از مسیر سمت راستت برو
دیدمش - آخر اون کوچهی باریک، بپیچ چپ -
دوباره تصویر رو از دست دادم - دنبال یک ماهوارهی دیگه میگردم -
موجودیت" داره سریعتر از اون که ماهوارهها رو" هک کنم، اونا رو از دسترس خارج میکنه
بنجی، نمیبینمش. کجاست؟
آخر اون کوچه رو بپیچ سمت چپ - باشه، دریافت شد -
بپیچ راست. ببخشید، اشتباه کردم منظورم چپ بود، بازم بپیچ چپ
خدای من! ایتن، به ارتباطمون نفوذ کرده تو داری با "موجودیت" حرف میزنی
بپیچ چپ. حالا راست
از پل سمت چپت رد شو
ایتن، اون من نیستم. صدامو داری؟
ایتن، جواب بده
وارد کوچهی سمت چپ شو. برو چپ
بپیچ سمت راست
سعی کن ارتباط رو از نو برقرار کنی
وایستا، داری کجا میری؟ - میرم ایتن، رو پیدا کنم -
آخر همین کوچه بپیچ سمت راست
ایتن، گریس تقریبا 800 متر جلوتره از همون طرف برو
وایسا، وایسا، از اون طرف نه - پس از کدوم طرف؟ -
کدوم طرف؟ کدوم؟
چپ یا راست؟ - مهم نیست -
چی... یعنی چی مهم نیست؟ کجاست؟
...داره میره سمت پل مینیچ
گابریل اونجا منتظرشه
سر وقت به اونجا نمیرسی
اما تو میتونی، السا
میدونم چی برات بیشتر از هر چیزی اهمیت داره، ایتن
این صدای بنجی نیست
نه، نیست
اما کارت تمومه
بیا تمومش کنیم
امیدوار بودم که بیای
متاسفم
اسمت رو فراموش کردم - لوثر -
بنجی
و اسم اون زنه چی بود؟
السا
به هم نزدیک بودید؟
شماها و السا؟
از هر نظر
من دلیل مردنشم
نه
اون دلیل زنده بودنته
و این حقیقته
نمیدونم دربارهاش چه حسی داشته باشم
احتمالا هیچوقت ندونی
خیلی متاسفم
...کمکی از دست من برمیاد
این چیزیه که میخوایم دربارهاش باهات صحبت کنیم
...تا 3 ساعت دیگه
انتظار میره بیوهی سفید سوار قطار اورینت اکسپرس به سمت اینسبورک بشه
جایی که خریدار منتظره تا کلید کامل و تایید شده رو دریافت کنه
اما اون که کلید کامل رو نداره
اون بیوه، کلید کامل رو نداره
اما بیوهی ما میتونه داشته باشه
اون دیگه چیه؟
فرصتی که شخص دیگهای باشی
متوجه نمیشم
ما قرار نیست بهت دروغ بگیم، گریس
کلی مشکل داشتی
دیگه پاسپورتهای تقلبی تو رو از این یکی دردسر بیرون نمیبرن
دولتها میدونن کی هستی
بیوهی سفید هم میدونه
و همینطور "موجودیت" میدونه
آیندهات تو سه تا گزینه خلاصه میشه
زندان
مرگ
یا اون انتخاب
اون انتخاب؟
زمانی هر کدوم ما هم در همین شرایط تو بودیم
و به هر کدوممون هم حق انتخاب دادن
همون انتخابی که ما داریم بهت میدیم
که چیه؟
که با ما بیای
و تبدیل به یک روح بشی
صبر کن، صبر کن وایستا، یک لحظه
جدی که نمیگید؟
خب، خودت گفتی هر کمکی از دستت بر میاد میکنی
و تو همراه کلید، از قطار میپری بیرون؟
بله
تو
نه دوتامون
آره
و چه اتفاقی برای من میافته؟
تو توسط سرویس مخفی، بازداشت میشی
احتمالا همون افرادی که از ابوظبی دنبالم هستن
کمی بعدش یک مرد به دیدنت میاد
اسمش یوجین کیتریجه
بهش میگی من تو رو فرستادم
بعد من بهت یک حق انتخاب دادم و تو تصمیم گرفتی که قبولش کنی
و تو به این یارو کیتریج اعتماد داری؟
به این باور دارم که اون متوجه ارزش تو میشه
اون میخواد ازت استفاده کنه
و بعدش چی میشه؟
این؟
کِی زندگیم رو پس میگیرم؟
کدوم زندگی؟
!جدی میگم گریس
کدوم زندگی؟
من هم همچین زندگیای داشتم
هممون همینطور بودیم
هیچکس ما رو مجبور به انجام این کار نکرده، گریس
ما اینجاییم چون میخوایم اینجا باشیم
ببینین چی میگم، کمکتون میکنم
من کمکتون میکنم کلید رو پیدا کنین و رفیقاتون کارنامه منو پاک میکنن
اسم جدید، با یکم پول
اونطوری زنده نمیمونی
بدون تیم زندگیت چند سال یا حتی چند ماه هم طول نمیکشه
فقط چند ساعت طول میکشه
ولی اگه اینجا بمونم، در امانم
شما ازم مراقبت میکنین، نه؟
همینطوره - نه -
نمیتونم همچین قولی بدم
هیچ کدوممون نمیتونیم
...اما قسم میخورم
زندگی تو همیشه برام بیشتر از زندگی خودم ارزش داره
حتی منو نمیشناسی
چه فرقی داره؟
برات یک چتر، و اسپیدوینگ گذاشتم (یک نوع چتر نجات کوچکتر)
بسته به اینکه لازم بود چطور قطار رو ترک کنی
و بیسیمهامونو جوری تنظیم کردم که از امواج رادیویی اسکای استفاده کنیم (امواجی که از جو زمین خارج نمیشن)
به اندازهی ماهواره قابل اعتماد نیست ولی کاملا آنالوگه و در برابر "موجودیت" امنه
متوجه شدم
من دیگه از اینجا به بعدشو همراهت نیستم
این درایو لپتاپیه که دیشب داشتم استفاده میکردم
اگه حتی ذرهای رد کد "موجودیت" توش باشه، پیداش میکنم
ولی قراره بابتش هرچی که دارم رو از دست بدم
باید کاملا آفلاین باشم و برم یه جایی که "موجودیت" نتونه پیدام کنه
باید برم
متوجهم
حالا
باید سوالی ازت بپرسم
نه عنوان همکارت، بلکه به عنوان دوستت
هدفت چیه؟
"نابود کردن "موجودیت
کشتن گابریل چی؟
اون میدونه کلید چی رو باز میکنه
ما اون رو زنده میخوایم و اون قضیه رو فراموش نکردم
اون موقعی که داری تو چشماش نگاه میکنی هم، این حرف یادت میمونه؟
بهش فکر کن
چه دلیل دیگهای داره که "موجودیت" ازش بخواد کسی که برات مهمه رو بکشه؟
همه فکر میکنن میتونن "موجودیت" رو کنترل کنن
فقط تو میخوای نابودش کنی
تو یک آیندهی محتمل
تو رو میبینه که میخوای نابودش کنی، ایتن
و ترسیده
اون میترسه گابریل رو زنده نگه داری
و مجبورش کنی بهت بگه کلید چی رو باز میکنه
به نظرم روی یکی از دو تا واقعهی محتمل حساب کرده
...در یک احتمال
تو توی اون قطار میمیری
در احتمال دیگه، گابریل رو میکشی
در هر دو صورت، "موجودیت" برنده میشه
لوثر
گمونم حق با توئه
کلید رو بگیر
و زنده از قطار بزن بیرون
گابریل رو نکش
...و نقشه رو
تکرار میکنم،نقشه رو تغییر نده
!ایتن
!ایتن
چیه؟ چیه؟ چی شده؟
دستگاه از کار افتاده - منظورت چیه از کار افتاده؟ -
منظورم اینه که سوخته تونستم برای گریس ماسک بیوه رو درست کنم
ولی وسط ساختن ماسک تو خراب شد
میتونی درستش کنی؟
کاملا خراب شده
اگه یک هفته وقت داشتم میتونستم درستش کنم
قطار تا یه ساعت دیگه حرکت میکنه
ایتن، باید بدون ماسک بری
این که اصلا شدنی نیست
اونا توی ایستگاه دنبال گریس و ایتن میگردن
اون ماسک بلیطش برای ورود به قطار بود
خب این یعنی چی؟
گریس باید بدون من بره
چکار کنه؟ - باید چکار کنم؟ -
یه راه دیگه برام پیدا کن تا سوار اون قطار بشم
باید وقتی که سرعتش به اندازه کافی کم شد بپرم روش
وایستا، صبر کن، صبر کن
تو که توقع نداری تنهایی برم؟
نه، تنهایی انجامش نمیدی
همه چیز رو درست همونجوری که برنامه ریختیم انجام میدی
تو اون نیمهی کلید بیوه رو میگیری
و با مال ما تطبیقش میدی
ولی به تنهایی هیچ ارزشی نداره
ما هنوزم باید با خریدار ملاقات کنیم و به روشی
مجبورش کنیم بهمون بگه کلید چی رو باز میکنه
چطوری؟
چطور؟ - یه کاریش میکنیم -
من به چند تا جزئیات دیگه هم نیاز دارم
آره، جزئیات همیشه مانع آدم میشن
تو از پسش بر میای، گریس
فقط کلید رو بگیر و صبر کن
من میام دنبالت
ایتن، اگه گریس قراره سوار اون قطار بشه
باید اون ماسک رو بپوشه و همین الان بره
بهم قول بده که سوار اون قطار میشی
میام
هر جوری که شده
[اتریش، رشته کوه آلپ]
چهار نفر رو گذاشتیم که مراقب اول و آخر قطار باشن
گریس نمیتونه بدون مطلع شدن ما از ونیز خارج بشه
باهام حرف بزن، بنجی
نیاز نیست نگران باشی، ایتن
قطار طبق برنامه اومده و تو چند دقیقه زود رسیدی، پس یه عالمه وقت داریم
مطمئنی؟ - آره، همین الان دارم به قطار نگاه میکنم -
باید تا دو دقیقهی دیگه سر پیچ سرعتش رو کم کنه
فقط هر چی شد من رو در جریان زمان و مکانش قرار بده
حله، حتما
سر قرار میبینمت
خیلی خب ایتن، اون قطار ماست
آره، دارم میبینمش
دیگه الانا باید به پیچ نزدیک بشه
بنظر نمیرسه که سرعتش کم شده باشه
از کجا مطمئنی اون اینجاست؟
چون دختره اینجاست
اگه دلیل خوبی برای کارش داشته باشه چی؟
کی؟ - هانت -
اگه برای سرکشی کردنش دلیل خوبی داشته باشه چی؟
اون همیشه سرکشی میکنه
اون و دوستای دغل باز و دیوونهش
کار همیشگیشونه
و اگه همیشه دلیل خوبی داشته باشن چی؟
تو اگه اون کلید رو داشتی چکار میکردی؟
کلیدی که دنیا رو به زانو درمیاره
من... میدادمش به رئیسم
به این فکر کن که با اون قدرت میتونستی چه کارایی بکنی
یه لحظه هم درنگ نمیکردی، حتی یه لحظه؟
نه - چرا؟ -
چون چنین قدرتی برای یک آدم زیادیه
دقیقا
این قدرت برای هر کسی زیادیه
و شاید هانت داره به این فکر میکنه
میدونی، کم کم دارم به این فکر میکنم که تو طرف کی هستی، دگا
وقتی صحبت از پایان دنیا میشه
فکر کنم طرف همه باشم
به قطار نرسیدم
به قطار نرسیدی؟ چطوری به قطار نرسیدی؟
خودت چی فکر میکنی؟
گابریل، عالی شد خب الان چیکار کنیم؟
نترس من میرم دنباش
تو فقط یه کاری کن به اون قطار برسم
آخه چجوری باید برسونمت به اون قطار؟
رانندگی خودکار فعال شد
لطفا تا قبل از جلسه مزاحمم نشو
کجایی، ایتن؟ - آلنا -
همه چی مرتبه؟
آلنا، خوبی؟
آلنا؟
آلنا؟
آلنا؟
لباستو عوض کردی
و تو هم همیشه یه لباس میپوشی
آقای کیتریج
کیتریج
تو آلنا میتسوپلیس نیستی
امکان نداره باشی
آلنایی که من یادم میاد، انقدر بود
و داشت توی پارک تویلری با مامانش شکلات داغ میخورد (پارکی بین موزهی لوور و میدان کنکورد پاریس)
پاریس
خودشه
پاریس
بریم سر کارمون؟ - آره -
باهام حرف بزن، بنجی
فقط... فقط مستقیم برو، منم راهنماییت میکنم
دریافت شد
خب از طرف دولتم من مشتاقانه حاضرم پیشنهادتون رو
در ازای کلید کامل و تایید شده قبول کنم
بله، در اون مورد باید بگم که
میدونم که ما قبول کرده بودیم کلید کامل رو بهتون بدیم
یک مشکل... کوچیک برامون پیش اومد
نه، مشکلی نداریم
فقط... پیشنهادم، تغییر کرده
مقداری
مشخصا من باید توافقم با مادر مرحومتون رو یادتون بیارم
این توافق بود که باعث شد توی زندان نمیره
و فقط چند تا امپراطوری خانوادگی تونستن
به شرط کار در راستای منافعمون به کار ادامه بدن
خب، وقتی کلید رو بهتون بدیم، هر قدرت دیگهای تبدیل به دشمن ما میشن
و به همین خاطر من یک چیز دیگه هم برای شخص خودم، از شما میخوام
گوشم باهاته
زولا، میشه لطفا توی بار منتظرم بمونی؟
این دختره
میشناسیش؟
بذار اینطور بگم که نمیشه نادیده گرفتش
خب، پس میدونی که یک سری مهارتهای خوب هم داره
خیلی خب چه چیزی راجع بهش هست که نمیدونم؟
...خب، من یه کاری اون یه کاری برام انجام داد
و... و من ازت میخوام که ازش محافظت کنی
در برابر کی ازش محافظت کنم؟
در برابر همه
که شامل خود من هم میشه
و هیچکس نباید بفهمه که من دارم ازش محافظت میکنم
نه حتی زولا
در واقع... دفعهی بعد که همو دیدیم من حتی این مکالمه رو به یاد نمیارم
تو باید همونی باشی که بهش میگن پاریس
پیام داده بودی که کلید پیش توئه
گفتم کلید توی این قطاره
و همین الان که داریم صحبت میکنیم در حال معاملهاش هستن
میدونیم - پس، میدونید که مردی که کلید رو داره -
خیلی سرسخت و سمجه
هیچکس انقدر سرسخت و سمج نیست
ممکنه فکر کنی که میدونی کلید چی رو باز میکنه
ولی نمیدونی که قفل کجاست، دقیقا نمیدونی
و اگه بلایی سر من بیاد اون کلید کاملا بیارزشه
و اینجاست که داستان رو برام تعریف میکنی
قطار کجاست؟
داری مسیر درستی رو میری ولی قطعا باید سریعتر بری
دارم با آخرین سرعت ممکن میرم
کی باید برم پایین؟
دیگه چیزی نمونده
زمانی که اون هوش مصنوعیای که ماموران ما دزدیدنش، مسلح بشه
میتونه به وسیلهی ماهوارهها به هرجای دنیا منتقل بشه
میتونه هر کاری رو بصورت نامرئی در هر شبکهای انجام بده
و خودش رو بدون هیچ ردی نابود کنه
یک مامور مخفی بینقص
ما تونستیم یک نسخهی اولیه از هوش مصنوعی رو
به یکی از جدیدترین زیردریاییهای روسیه منتقل کنیم
زیردریایی فوق سری کلاس آکولا (از زیردریاییهای تهاجمی با قابلیت حمل موشکهای اتمی)
بهش میگفتن سواستوپل
عملیات صرفا برای این بود که قابلیتهای رادارگریزی سواستوپل رو از بین ببریم
تا بتونیم مخفیانه ردش رو بزنیم
هدف این بود که هوش مصنوعی به قلب سیستم دفاعیشون یعنی سیستم ردیابی نفوذ کنه
...به دلایلی که به طور کامل متوجه نمیشیم
...هوش مصنوعی سرکشی کرد و
بیش از حد کار کرد
اجساد یخزدهی خدمه در بهار سال بعد پیدا شد
دو نیمهی کلید به طرز مرموزی ناپدید شدن
سواستوپل گم شد
و هیچکس نمیدونه کجاست
من دقیقا میدونم کجاست
مطمئن شدم که تنها آدم روی زمین باشم که میدونه کجاست
همچنین این رو هم میدونم که هرچی برای کنترل کردن هوش مصنوعی تلاش شد
فقط باعث شد کنترلش سختتر بشه
سرکشی کرد، خودشو بازنویسی کرد و به "موجودیت" تکامل پیدا کرد
"و فقط با استفاده از کد اصلی "موجودیت
میشه کنترل یا نابودش کرد
و این چه ربطی به ما داره؟
اگه بهتون مربوط نبود که اینجا نمیاومدین پس بیاید با هم روراست باشیم، میشه؟
هر دوی ما میدونیم کلید چی رو باز میکنه و هردومون هم راز کنترل "موجودیت" رو میدونیم
که توی اعماق حافظهی سواستوپل قرار داره
البته به همراه مدارکی که نشون میده شما با غرق شدن اون زیردریایی در اتباط بودین
و از اونجایی که هیچکدوممون نمیخوایم کس دیگهای پیداش کنه
گفتم، چرا با هم متحد نشیم؟
متحد؟
تصور کن "تواناییهای عالی محاسباتی "موجودیت
که با قدرت محضِ مجموعهی صنعتی ارتش آمریکا ترکیب شده
قبل تامله
طبیعتا، یک سری افرادی در دولت هستن که افکاری قدیمی از ملیگرایی دارن
...که باید
حذف بشن
...محض شفاف سازی میپرسم
...میخوای با "موجودیت" اتحاد برقرار کنی
دولت رو از افرادی که افکار قدیمی دارن ...پاکسازی کن
و یک اَبَردولت نو بنا کنی
تا به دنیا حکومت کنی
...اما میدونی
برای هدف والاتره
و مطمئنی که تو تنها ...آدم روی زمینی که میدونه
سواستوپل کجاست؟
تنها کسی هستم که میدونه
بعدا بهمون خیانت میکنی
و هرچیزی که فهمیدی رو به ایتن هانت میگی
بخاطر اینکه از جونت گذشت
پس به توافق رسیدیم
هویت جدید و تامین محافظت گریس به قراردادمون اضافه شد
تنها کاری که باید بکنی
اینه که اطلاعات بانکیت رو وارد کنی
[انتقال صد میلیون دلار]
[رمز گشایی بلاکچین]
کارمون تمومه؟
آره
زمان فهمیدن حقیقته
پس، واقعا خودشه
تصمیم درستی گرفتی
...این کلید
قراره دنیا رو عوض کنه
...بنجی فکر کنم من
حتما یه جایی رو اشتباهی پیچیدم
نه، نه، خودشه خودشه
چی؟ چطوری این خودشه؟
خب، تو میتونی قطار رو ببینی، نه؟
آره. قطار رو میبینم چیکارش کنم؟
و چتر نجات داری
چتر نجات دارم
انتظار داری چکار کنم؟
خب، فقط... میدونی، بپر
فقط بپرم؟
آره - بنجی، اینجوری نمیشه -
من به اندازه کافی ارتفاع ندارم
یه عالمه سنگ و درخت اینجا هست
تا قبل از اینکه چتر باز بشه میخورم بهشون
بنجی، حتی اگه بتونم چتر رو باز کنم
فکر نکنم بتونم از یه دره بگذرم
و برم به سلامت روی قطار در حال حرکت فرود بیام
میشنوی چی میگم؟ - !آره -
!میشنوم چی میگی
ببین، من فقط دارم سعی میکنم کمکت کنم، خب؟
ازت میخوام یه قدم بیای عقب و خودت رو جمع و جور کنی
چون من الان خیلی تحت فشارم
...خیلی خب، فقط انجامش بده، فقط
باید چکار کنم؟
باید از این کوه فاصله بگیرم
موفق شدی؟ روبراهی؟
دارم تلاش میکنم از این کوه فاصله بگیرم
[کامل شد] قبول - رد
آلنا
الان یه احساس عجیبی بهم دست داد
با اینکارم فقط کلید رو نمیفروختم
متوجه نمیشم
وقتی بدونم دست آدمای خوبیه، وجدانم راحت تره
بدرود، آقای کیتریج
خیلی خوشحال شدم که دوباره دیدمتون
همچنین
چشم ازش بر ندار
تا به ایستگاه میرسیم ازش محافظت کن
آلنا
نگران من نباش، زولا
آلنا؟ - پس فکر کردی کی میتونه باشه؟ -
کلید
کلید کجاست؟
کلید دست اونه - کی؟ -
!اون یکی
[توقف اضطراری]
حرکت کنید !از سر راه برید کنار
برگرد - لطفا، لطفا -
خیلی خب
خیلی خب - !همه برن بیرون -
!همین حالا
!قطار رو میبینم
!فکر نکنم بتونم موفق بشم
!کلید
!کلید
گلولهی بعدی وسط چشماته
بذارش روی میز
بکشش
ایتن - گریس -
!ایتن
حالت خوبه؟
تو خوبی؟
کلید
بگو که کلید دستته
کلید کجاست؟ الان همینجا بود
قطار ترمز بریده - میدونم -
من میرم دنبالش
تو، تو قطار رو متوقف کن
باشه، باشه چی؟
نه، نه، وایسا، وایسا
چطوری اینکارو بکنم؟
یه کاریش بکن
چی؟
ببخشید، یه مردی همین الان اینجا بود
یه مردی اینجا بود
آقای کیتریج؟
قربان، شما اینجا چیکار میکنید؟
من اینجا نیستم
ولی شماها هستین
و اگه دلتون نمیخواد فردا توی دفتر پستی کار کنید، دقیقا کاری که بهتون میگم رو بکنید
من میدونم کلید چی رو باز میکنه، ایتن
من تنها کسیام که میدونه
!هانت
!هانت
!هانت
!اینکارو نکن
!چاقو رو بنداز
!بندازش زمین
!گفتم بندازش
!بندازش
!بلند شو وایستا
باشه
اون چاقوی لعنتی رو بنداز
همهچی مرتبه
همهچی مرتبه
!فقط اونو ببرین
به اون نشونه برید تفنگتونو به سمت اون بگیرید
شما دنبال اونین
دگا - حله، حله -
اون همونیه که دنبالشید
!اون برام مهم نیست، هانت
!من تو رو میخوام
!نه
!چیزی نیست
!چیزی نیست
ببین چی میگم
هر کسی که توی این قطاره قراره بمیره
مگه اینکه تو دقیق به حرفای من عمل کنی
همگی، من رو ببخشید
!همه برن بیرون
!برین انتهای قطار
گریس
نتونستم متوقفش کنم
هیچ کس نمیتونه
بجنب
ایتن، کلید
گریس، اشکالی نداره - تقصیر منه -
...اگه اتفاقی برای
گیرش آوردم
ما گیرش آوردیم
!ایــــتـــن
منظورت چیه کلید رو گم کردی؟
!تکون بخور
!تکون بخورید
!همه از جاشون تکون بخورن
کل وزن باید بره انتهای قطار
!کل وزن باید بره انتهای قطار
صبر کن، صبر کن، صبر کن داستان چیه؟
از اونجایی که شما واقعا اینجا نیستین، قربان چیزی نیست که بابتش نگران باشید
!کل وزن باید بره انتهای قطار
!ایتن
!گریس
!گریس! گریس
!باید بپریم - بپریم؟ -
!بدو! بدو! بدو
!وای خدای من
!آتیش گرفتم - ثابت بمون -
خاموش شد، خاموش شد
بیا بریم
سفت بگیر
بجنب، بجنب، بجنب گریس سریع باش
سفت بچسب
دارمت
دارمت
به پایین نگاه نکن. به پایین نگاه نکن به من نگاه کن
حالا، من میپرم و تو همینجا منتظر میمونی
گریس گریس، باید ولم کنی
گریس باید بذاری برم
باید بذاری بپرم و گرنه میمیریم
بهم اعتماد داری؟ - نه -
بهم اعتماد میکنی یا نه؟
باید بهم اعتماد کنی
خیلی خب
یالا گریس
دستت رو بده به من باید بپری
نگاه به بالا نکن. منو ببین. منو ببین بهم اعتماد کن
نمیذارم بیوفتی قول میدم
تقریبا رسیدیم یالا
نمیذارم بیوفتی
!بپر، گریس، بپر
باید بهم اعتماد کنی !بپر لطفا
به پایین نگاه نکن
با دقت گوش کن. میخوام بکشمت بالا - باشه -
گریس
چیزی نیست
چیزی نیست
از من برو بالا
ممنونم، لوثر
اون چیه؟ - اسپیدوینگه -
بلیط پیاده شدنمون از این قطاره
اوه
ایتن
!ایتن
درسته
...بهم گفته بود
که بهش خیانت میکنم
...چرا
چرا... از جونم گذشتی؟
نمیدونم نه، نه... با من بمون
میدونی این چیه؟
میدونی چیه؟
چی رو باز میکنه؟
چی رو باز میکنه؟
سواستوپل
سواستوپل؟
شهر سواستوپول تو کریمه (شهری بندری در جنوب غربی کریمه) (شبهجزیرهای در شمال دریای سیاه و جنوب اوکراین)
کجاش؟
کجای سواستپول؟
زیردریایی
زیردریایی؟
...زیر دریاییه
سواستوپول" ئـه"
موفق باشی
دارن میان، ایتن
ممنونم
چی شده؟
چیه؟
فقط یه نفر رو میتونه حمل کنه
متوجهم
گریس - ایتن، اشکالی نداره -
برنامه همین بود
کلید دست توئه باید بری
گریس
!هانت
!برو - !هانت -
!برو - !هانت -
!نه، نه، هانت
!از سر راهم برو کنار، برو کنار
!نه، نه... هی
نبض داره، نبض داره
زودباش، با من بمون
اینجوری بهتره، مگه نه؟
بدون ماسک با هم روبرو شدیم
آقای کیتریج
ایتن هانت، بهم گفته شما مردی هستین که میتونم بهش اعتماد کنم
جدی؟
همینطور گفت که شما یه انتخاب به من میدین
جالب شد
تصمیم گرفتم که قبولش کنم
ما نمیتونیم از گذشته فرار کنیم
بعضی از ما محکوم به تکرارش هستیم
گریس ممکنه باور داشته باشه که تو از سرنوشتش نجاتش دادی
ولی من و تو جفتمون میدونیم که فقط براش زمان خریدی
اما الگو همینه، مگه نه؟
چیزیه که مجبوری تحملش کنی
هر چقدر که یه نفر بهت نزدیک تر بشه
زنده نگه داشتنشون هم سختتر میشه
خداروشکر
یه روز جدید، بار جدیدی رو با خودش میاره
و کلید، تنها شروع راهه
به هر جایی که هدایتت کنه
و هر چیزی که برای رسیدن بهش لازم بشه
باید تک و تنها انجامش بدی
اگه توی ماموریتت شکست بخوری موجودیت" برنده میشه"
گابریل برنده میشه
و جهان بهای نهاییش رو میپردازه
اگه هر یک از اعضای تیمت اسیر یا کشته بشن
فداکاری اونها بیهوده باقی میمونه
پس عجله کن
وقت زیادی نمونده
جهان ازش بیخبره
ولی اونا روی تو حساب میکنن
:مترجمین The Hunter & Amir JM
کاری از پرشین گیک پدیا و سافت انیمیشن
پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
YouTube: Persian Geek Pedia Telegram: @newpersiangeekpedia
::. سافت انیمیشن در تلگرام .:: @Soft_Animations
موفق باشی، ایتن
ماموریت غیر ممکن: ردیابی دریایی
پایان بخش اول
Mission Impossible: Dead Reckoning Part One [2023] Web-DL HC Farsi_persian ver 2 08/07/1402
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.