All language subtitles for My.Brilliant.Friend.S01E02.WEBRip.x264-eSc

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican Download
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در «دوست نابغۀ من» دیدید

شما؟

دنبال آلفونسو می‌گردید؟

نه، می‌خوایم دون آکیله رو ببینیم

می‌تونید به من بگید

باید با اون صحبت کنیم

!آکیله

کیه؟

دختر کفاشه و دختر بزرگۀ گِرِکو

اومدم

خب؟

عروسک‌ها

عروسک‌ها؟

عروسک‌های ما

بچه‌جون، عروسک‌های شما اینجا نیست

شما برداشتی‌شون، از توی سردابه

!پینوچا

تو عروسک دختر کفاشه رو برداشتی؟

نه، من برنداشتم

آلفونسو، تو برداشتی‌ـش؟

شما برداشتی‌شون

ما دیدیم‌تون

شما، کی رو؟

من رو؟ - آره -

شما برداشتی‌شون و گذاشتی‌شون توی یه ساک مشکی

پس، من عروسک‌های شما رو برداشتم و گذاشتم‌شون داخل یه ساک مشکی؟

آره - آکیله، غذا حاضره -

اومدم، یه دقیقه

واسه خودتون عروسک بخرید

...و یادتون باشه

که اونا یه هدیه از طرف دون آکیله‌ان

شب‌تون خوش، از شام‌تون لذت ببرید

ما ثروتمندیم

عروسک می‌خریم - آره... الان دیروقته -

باید مخفی‌ـش کنیم، تا ببینیم فردا چی می‌شه

چرا؟

نمی‌تونیم توی خونه نگه‌ش داریم

اگه پیداش کنن، برش‌می‌دارن

خب، کجا مخفی‌ـش کنیم؟

همراه من بیا

من کارهای زیادی توی زندگی‌ـم انجام دادم، ولی بدون اعتقاد راسخ

من همیشه نسبت به اعمالم کمی احساس بی‌علاقگی داشتم

درحالی‌که لیلا، اگرچه دائماً در جنبش، کوچک و مضطرب بود، به کارهایی که انجام می‌داد پایبند بود

باید یه چیزی پیدا کنیم که بذاریمش توش

چیزی که بیشتر از همه من رو تحت تأثیر قرار ،داد، چیزی که تمام مدت متوجه‌ش می‌شدم

قاطعیت‌ـش بود

لیلا قاطع بود

نگاه کن

عالیه

باید زیر زمین مخفی‌ـش کنیم - نه، خیس می‌شه -

پس کجا مخفی‌ـش کنیم؟

اونجا، توی اون سوراخ

کمکم کن ببندمش

فردا برمی‌گردیم و برش‌می‌داریم - آره -

« بر اساس رمانی از اِلنا فرانته »

« دوست نابغۀ من »

کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens

« بخش دوم: پول »

زمان گذشت، و ما درگیر بازی‌های دیگه شدیم

هر دفعه که یکی‌مون پیشنهاد می‌کرد بریم به تالاب‌ها

تا پول‌مون رو برداریم، ما نوبتی یک بهونه پیدا می‌کردیم که نریم

انگار که اون قوطی آهنی ما رو تنگاتنگ‌تر از هر چیزی که از قبل داشتیم با همدیگه همبسته کرد

بعدش اون روز، لیلا اومد من رو صدا کنه

و بهم گفت که باید بریم پول‌مون رو برداریم

و اینکه می‌دونست چطوری پول بیشتری دربیاریم

اینجاست

با این پول کتابی که کتاب‌فروشه داره رو می‌خریم

«زنان کوچک»

ایناهاشش

هنوز سر جاشه

اون بهم گفت زنی که اون کتاب رو نوشت، به قدری پول درآورد

که بعدش یه مقدارش رو داد به خانواده‌ش، که فقیر بودن

و ما چی‌کار می‌خوایم بکنیم؟

می‌خونیمش، یاد می‌گیریم چطوری یه کتاب می‌نویسن، و خودمونم یه کتاب می‌نویسیم

ما اونطوری ثروتمند می‌شیم، لنو

!بیا بریم

اومدید بخریدش؟ - آره -

خوبه؟

من از کجا بدونم؟ با این‌همه گرفتاری‌ای که دارم، وقت می‌کنم مطالعه کنم؟

بهتون یه تخفیف می‌دم

خدافظ، یولاندا - خدافظ -

بپّا، بچه‌جون

اون مرد همیشه همراه دون آکیله‌ست

«بازی زائر»

جو که جلوی بخاری روی فرش دراز کِشیده بود، با آزردگی «خاطر گفت: «کریسمس بدون هدیه، اصلاً کریسمس نیست

مگ به لباس‌های مندرس خود نگاه کرد «!و با حسرت گفت: «فقر خیلی بَد است

اِیمی افزود: «فکر نمی‌کنم منصفانه باشید که بعضی دخترها کُلی چیز قشنگ داشته باشند

«و بعضی دخترها هیچی نداشته باشند

تو باید بری خونه، می‌فهمی چی می‌گم؟

!می‌ری یا نه؟ کثافت

!می‌فرستمت سینۀ قبرستون

!تو، به چی نگاه می‌کنی؟ بیا، میکله، بیا

مارچلو، تو هم بیا بزن

!بیا، مارچلو

!بفرست‌ـش سینۀ قبرستون

اونا می‌کُشن‌ـش. بیا بریم

آلفردو، چی شده؟ حالا چیزی نداری بهش بگی؟

!گورت رو از اینجا گُم کن دیگه اینجا پیدات نشه

اون دون آکیلۀ کثافت می‌خواد کار من رو ازم بگیره؟

!می‌کُشمش! می‌کُشمش! می‌کُشمش

لنو، اتفاقات بد زیادی داره میوفته

،به نظرت عجیب نیست که به پدر کارملا کار دادن اونم بعد از چیزی که راجع به دون آکیله گفت؟

بیا بریم خونه

،ما برای چندین ماه «زنان کوچک» خوندیم

به قدری که کتاب چرکین، مندرس شد

ولی کتاب خودمون بود و ما خیلی دوست‌ـش داشتیم

،با آمیزه‌ای نابهنجار از جدیت و هیجان»

«!وی با صدایی بلند جواب داد: «خواهرت

«مگ که با گریه، دست از کار کِشید گفت: «تو؟

و بث دوید تا خواهرش رو در آغوش ««!بگیرد و گفت: «من خیلی سر بلندم

من رو به گریه می‌ندازه

جو هم یه داستان نوشت، و هیچ‌کس فکر نمی‌کرد اون بتونه بنویسه

ما هم باید همون‌کارو بکنیم

آره، با این تفاوت که جو یه آدم بزرگه و ما نیستیم

تو می‌خوای بزرگ بشی و بعد پول دربیاری؟

،ما اینجا توی کلّه‌مون یه سطل داریم، پُر از کلمه

که تمام چیزیه که نیاز داریم

یه کلمه رو می‌کِشی بیرون، بعدش یکی دیگه، و اونطوری کتاب رو می‌نویسیم

شاید بهتر باشه اول بریم مدرسه جایی که لاتین یاد می‌گیری

...آره، چرا که نه، وامیستیم تا لاتین یاد بگیریم

کنجکاوم بدونم مامانم با خانم معلم صحبت کرد یا نه

،واسه من اهمیتی نداره مامانم چی بگه من در هر صورت آزمون ورودی رو می‌دم

اونطوری کتاب و دفتر احتیاج پیدا می‌کنی، کی پول‌شون رو می‌ده؟

رینو ترتیب‌ـش رو می‌ده، بعدش من هرکاری که اون برام می‌کنه رو براش جبران می‌کنم

و زمانی که کتاب رو بنویسیم، اون رو ثروتمندترین پسر محله می‌کنم

جیلیولا اومد

خب؟

خانم معلم گفت که جیلیولا می‌تونه ادامه بده

و پدرمادرت؟ - اونا گفتن می‌تونه -

و تو؟

نمی‌دونم

ما مطمئنیم که می‌ریم

جیلیولا، اگه تو می‌ری، امکان نداره ما هم نریم

کارملا، دیروقته، برو به مادرت کمک کن

من باید برم

،معلم چیزی به کارملا نگفت اون به قدر کافی باهوش نیست

بیاید بریم، می‌خوام ببینم مادرم برگشته یا نه

خدافظ - خدافظ -

من رو می‌فرستن لاتین یاد بگیرم

تو واقعاً از مدرسه خوش‌ـت میاد؟ - خانم معلم می‌گه من باهوشم -

من خوشم نمیاد. من دوست دارم برم سر کار

ما خوشحالیم که آلفونسو می‌ره لاتین یاد بگیره، مگه نه، مامان؟

بهمون بگید چی لازم دارید، قربان

،من هیچ‌وقت هوش درس نداشتم

ولی خوشحالم که یکی از اعضای خانواده کتاب می‌خونه

من می‌رم خونه - منم همینطور -

!وایسا، بذار ببینم

پدر خوشحاله که آلفونسو خوب داره پیش - می‌ره - می‌تونم کمک‌تون کنم؟

آقاپسر رو می‌ذاریم سر کلاس‌های پولی

و بهتون اطمینان می‌دم که توی آزمون ورودی قبول می‌شه

ممنون، قربان

شنیدی؟ آلفونسو می‌خواد لاتین بخونه

ممنون، قربان - خدا نگه‌دار -

من می‌خوام برم خونه - وایسا، بذار بشنوم -

من به این پول احتیاج دارم

بهت که گفتم برو دنبال کارـت - حتی چند تا قطعۀ نو جایگزین کردم -

از سروته کار زدی. گدابازی درنیار

یه نوش رو می‌خرم، بهت نشون می‌دم موتورسیکلت واقعی به چی می‌گن

من باید برم

میوۀ تازه

!لنو

،کتاب امروز دست تو باشه دلم نمی‌خواد پدرم پیداش کنه

سلام - سلام، لنو -

!بفرمایید

بشین

بشین، لنو

می‌دونی معلمت چی می‌گه؟

،تو همیشه باهاش حرف می‌زنی - اونوقت بهت نگفته؟ - نه

قضیه چیه، معلمه پول می‌خواد؟

واسه آزمون به کلاس‌های فوق‌العاده احتیاج داره

چه آزمونی؟ - واسه ورود به راهنمایی -

راهنمایی؟ چرا باید بره راهنمایی؟ - می‌گه که باهوشه -

بذار ببینم درست فهمیدم: اگه باهوشه، پس چرا به - کلاس‌های فوق‌العاده احتیاج داره؟ - آزمون سختیه

پس باهوش نیست - اون توی به باد دادن پول ما باهوشه -

اون نمی‌تونه به درس‌خوندن ادامه بده

چون من کمک لازم دارم، تو هم همینطور

نمی‌ری راهنمایی

...لنو

بدون کمک معلم، از پس‌ـش برنمیای؟

سعی خودم رو می‌کنم

فکر کردی کی هستی؟

!ما جون می‌کنیم و خانم جوون تحصیل می‌کنه

مگه من کلفت‌ـتم؟

!ساکت باشید

برو به برادرها و خواهرت سر بزن، اون‌کارو بدون کلاس‌های فوق‌العاده می‌تونی انجام بدی

باید به ایتالیایی متعارف بگم؟

!زبون محلی یادت رفته؟ برو

من در هر صورت آزمون رو می‌دم

دهن دریده! - وایسا! بس کن! دیگه - !حالم از سروصدا به‌هم می‌خوره

اونا چهار نفرن، ما پولی نداریم. کی کمک‌مون می‌کنه؟ اون باید کمک‌مون کنه

تو همیشه تحقیرش می‌کنی

!کُل ریل‌ـم رو خراب کردی

!ولم کن

حق‌ـمه، متوجهی؟

حق‌ـته

چی حق‌ـته؟ - پول -

من ساعت 6 بلند می‌شم، می‌رم مغازه، تا 8 شب کار می‌کنم، طبیعیه که بخوام حقوق بگیرم

.ولی تو یه تخت‌خواب داری، غذا داری این پول رو واسه چی لازم داری؟

تا زمانی که میام سر کار، حقوق می‌خوام

به خودم مربوطه با پول‌ـش چی‌کار می‌کنم

رینو، من همین الان‌ـش دارم سخاوتمندانه بهت حقوق می‌دم، چون دارم یه کار بهت یاد می‌دم

،بزودی فقط پاشنه یا لبه پینه‌دوزی نمی‌کنی

می‌تونی یه کفش کامل درست کنی

خانم اونور خیابونیه پول رو آورد؟ - آره. یه ماه طول داد، ولی همه‌ش رو آورد -

،پدر، نمی‌خوام لج کنم

ولی اگه بهم حقوق بدی، لیلا رو می‌فرستم مدرسه

چی؟ - هزینۀ مدرسه‌ش رو می‌دم -

چی می‌گه این؟

لیلا باید بره مدرسه، اگه پدر بهم حقوق بده، من ترتیب اون رو می‌دم

مدرسه؟ چرا، من رفتم مدرسه؟

نه

تو رفتی مدرسه؟ - نه -

چرا باید خواهرت، یه دختر، بره مدرسه؟

اون باهوش‌ترین آدم محله

از معلمش بپرس

خواهرت باهوشه، ولی لزومی نداره بره مدرسه، پدرت تصمیم‌گیری کرده

و تا زمانی که زیر سقف من زندگی !می‌کنی، خبری از حقوق نیست

با معلمش صحبت کن - !بسه -

...با معلمش - !بسه -

ما با معلمش صحبت نمی‌کنیم، چون اون دیگه قرار نیست بره مدرسه! روشنه؟

روشنه، رینو؟

آره

ببخشید

بیا

ببین چی آوردم

از کجا گرفتی؟ - از اون خانمه، امروز صبح -

لیلا؟

بیا کمکم کن

اومدم

لنو، بیا

بشین

ما پول خانم اُلیویرو رو می‌دیم

یه جوری جورش می‌کنیم

ممنون

...از پدرت تشکر کن که مهربونه، اگه به من بود

ولی تو باید بهترین باشی

می‌شنوی چی می‌گم؟ خوب کافی نیست

از همه بهتر

خانم چرولو، لازمه‌ش کمی سماجت بود که شما رو بکِشونیم اینجا

،دختر شما داستان‌های قشنگی می‌نویسه

،اون با کلمات، تصاویر ایجاد می‌کنه که برای سن‌ـش تعجب‌آوره

بدون زحمت و بدون اینکه کسی رو داشته باشه که بهش یاد داده باشه

می‌دونم، می‌دونم

ما یک مسئولیتی داریم، شما ،به‌عنوان والدین و من به‌عنوان یک معلم

،که ذهنی مثل ذهن دختر شما رو ارزونی جامعه کنیم

ما نمی‌تونیم قربانی‌ـش کنیم، خانم چرولو - کی می‌خواد قربانی‌ـش کنه؟ -

...می‌دونید، خانم معلم

ما خانوادۀ پُرجمعیتی هستیم ،و روزی‌مون رو از مغازۀ شوهرم درمیاریم

که همچنین باید شکم خواهر مجرد و پدرمادرش رو هم پُر کنه

من تمام چیزهایی که می‌گید رو متوجه ...نمی‌شم، مطمئنم حق با شماست، فقط اینکه

این نقاشی‌ها رو نگاه کنید

به هاشورزنی نگاه کنید

اینا کار اونه؟ - بله -

حالا متوجه می‌شید چی می‌گم؟

دخترتون توی هر درسی وارده

بسیارخب... من باید برم

با شوهرتون صحبت کنید

متأسفم، وسع‌مون نمی‌رسه

!پس متوجه نیستید

خانم معلم، من متوجه‌ام

فکر می‌کنید من با شوهرم صحبت می‌کنم و اون نظرش عوض می‌شه؟

،فکر می‌کنید دختر من، که یه دختربچه‌ست

درحالی‌که برادرهاش می‌رن سر کار مثل یه خانم می‌ره مدرسۀ راهنمایی؟

شاید اوضاع خونۀ شما اونطوری باشه. ولی خونۀ ما اینطوری نیست

اجازه هست؟

خداحافظ

!کنگر فرنگی، سیب‌زمینی

من حتی سیب سنجدی دارم

!ببینید این گوجه چه لعبتیه

!لیلا

!لیلا

اونا اونجا چی‌کار می‌کنن؟ - پدر استفانو کاراچی براش یه موتور «وسپا» خرید -

تا باعث بشه سولاراها حسودی کنن

بیا

با اینا چی‌کار کنم؟ - بخورشون -

کال؟ - بذار برسن -

نه، نمی‌خوام‌شون - پس بندازشون دور -

!پرتقال

اِنزو معرفت به خرج داد، به نظرم دلش می‌خواد دوست‌پسرت باشه

و بهم سیب‌های کنجدی می‌ده؟ - چی‌کار باید بکنه؟ -

...نمی‌دونم، باید بگه «فردا می‌برمت دریا»

من تابحال دریا رو ندیدم

،مامانم گفت من رو برده ولی حرف‌ـش رو باور نمی‌کنم

یادم نمیاد

وایسا. می‌خوای یه کاری بکنیم؟

چی‌کار؟

فردا مدرسه رو می‌پیچونیم - شوخی نمی‌کنی؟ -

نه، بیا بریم دریا

دلم می‌خواد ببینمش

رینو می‌گه آب برق می‌زنه

نمای باشکوهیه

اگه مچ‌مون رو بگیرن، زنده نمی‌ذارن‌مون

نه، می‌گیم خانم معلم بعد از مدرسه واسه مهمونی دعوت‌مون کرد خونه‌ش

از کِی تا حالا خانم معلم ما رو به مهمونی دعوت می‌کنه؟

.به همین خاطرم می‌گیم به قدری استثنایی به نظر میاد که

هیچ‌کدوم از والدین‌مون نمی‌رن از معلم بپرسن که حقیقت داره یا نه

به‌علاوه، جیلیولا دریا بوده

ما تنها کسایی هستیم که نبودن. و انصاف نیست

!لیلا

بیا بالا، می‌ریم مغازه

وایسا، اومدم

خب؟

پدرم تا حد مرگ من رو می‌زنه - چرا اونا باید بفهمن؟ -

خب؟

باشه

همون زمان همیشگی دم دروازه می‌بینمت

!سبزیجات سالاد

!پرتقال

!گیلاس

!سبزیجات سالاد

بیاید از اِنزو اسکانو خرید کنید

اِلنا، بعداً میای پایین؟

نمی‌تونم، درس دارم

من هیچ‌وقت آپارتمان‌های سفید ،چهارطبقه رو ترک نکرده بودم

،حیاط رو، کلیسای محل رو، پارک عمومی رو

هیچ‌وقت اشتیاق‌ـش رو حس نکرده بودم که اون‌کارو بکنم

بیا عجله کنیم، اگه کسی ما رو ببینه، تمومه

بیا بذاریم‌شون این پشت

بیا بریم

قطارها مدام از اون سمت ،خارستان رد می‌شدن

ماشین‌ها و کامیون‌ها از امتداد ،خیابون بزرگ رد می‌شدن

و با این‌حال یک بار هم به یاد ندارم که :از خودم، از پدرم، از معلم‌ـم پرسیده باشم

،ماشین‌ها کجا می‌رن، کامیون‌ها، قطارها

به کدوم شهر، به کدوم جهان؟

،زمانی که به لذت آزادبودن فکر می‌کنم

به شروع اون روز فکر می‌کنم

مسئولیتی نداشتم

،لیلا دقیقاً می‌دونست چطوری به دریا برسیم

سرعت، زمانی که داشتیم به اونجا برسیم و برگردیم

من احساس شادی کردم، پذیرای نامعلوم

و درنتیجه، تسلیمش شدم

چی شده؟

بهم می‌گی چی شده؟

بیا برگردیم

و دریا؟

خیلی دورـه

و خونه؟ - اونم خیلی دورـه -

پس بیا بریم دریا

نه - منظورت چیه نه؟ چرا؟ -

.بیا بریم، هنوز وقت هست دیگه چیزی تا دریا نمونده

دلم نمی‌خواد خیس بشم

اگه بگردیمم که خیس می‌شیم

!نه

داره دنبال من می‌گرده! حالا چی‌کار کنیم؟ از کجا فهمید؟

شاید وقتی از معلم براش گفتی فهمید داری دروغ می‌گی

اهمیتی داره؟

من می‌رم

،نه، بهتره تو همینجا بمونی ممکنه از تو باخبر نشده باشن

باشه - خدافظ -

خدافظ

!زنده‌ت نمی‌ذارم

!با یه چتر اومدم مدرسه دنبال تو

دخترۀ پست، وایسا تا به پدرت !بگم، دیگه خبری از مدرسه نیست

تو هم باید کتک‌ـش بزنی، اون باید عبرت بگیره - تو به قدر کافی کتک‌ـش زدی -

همچین دختری رو می‌فرستی مدرسه؟

آره، سر همین تصمیم‌گیری کردیم

،اون تصمیم‌گیری کرد. البته !با پدر احمقی مثل تو

تو حتی بلد نیستی دخترت رو کتک بزنی

تو چجور مردی هستی؟

کجاست؟

!اِلنا

!نه

اون برات کافیه؟

!اون برات کافیه؟

بس می‌کنی؟

حالا راضی شدی؟

!اون می‌ره مدرسه. می‌ره

بسه، لنو، دیگه تموم شد

گریه هم نکن

ببخشید

،فکر نمی‌کردم گیر بیوفتیم

یا اینکه خیلی عصبانی بشن

حالا دیگه قطعاً نمی‌ذارن لاتین بخونی

نه، اجازه می‌دن آزمون رو بدم

چرا می‌پرسی؟

نه، نگران بودم

خوبه که اینطوری شد

آره

خب، پلوسو، چقدر می‌خوای طول بدی؟

بجنب دیگه

همینجوری اونجا واینستا

باید یه صفر دیگه اضافه کنی و ممیز رو برداری

چرولو، فکر می‌کنی خیلی استثنایی هستی، هان؟

فکر می‌کنی بهترینی، مگه نه؟

ولی تو هیچ‌کس نیستی

ساکت بمون و فقط زمانی که ازت سؤال شد حرف بزن، روشنه؟

...خانم - !ساکت -

!بهت گفتم ساکت باش و جواب پس نده

تو برو سر جات

حالا، قیمت یک کیلو پاستا چقدره؟

‏‏‏‏1.580تقسیم بر 12.5

یه صفر اضافه می‌کنی و ممیز رو برمی‌داری

‏‏‏158 فقط یک‌بار با 125 ساده ‏‏‏می‌شه، باقیمونده 33ـست

تو ادامه بده

...خوبه، صفر رو بیار پایین

لیلا برای مدتی ناپدید شد

،سرماخوردگی شدیدی گرفته بود اون، که هیچ‌وقت مریض نمی‌شد

شنیدم که اون رو با ظاهری خیلی رنگ‌پریده و لاغر توی خیابون دیدن

رینو

لیلا؟

لیلا امروز تب شدیدی داره

نمی‌ره مدرسه، فایده نداره منتظر بمونی

به نظرم میومد که من می‌تونستم اون تب رو درک کنم

،می‌دونستم اون داره درد می‌کِشه و از دردش خوشم نمیومد

پیزا توسط آرنو غرق شده. مرکز دانشگاه باستانی است

جایی که گالیلئو گالیله در آن تدریس می‌کرد وی در آن دانشگاه تحصیل کرد و ] [ بعدها در آن مشغول به تدریس شد

میدان کلیسای جامع یک گوهر هنری است

...با سه بنای یادبود مرمری

دلم براش تنگ شده بود، ولی جرأت‌ـش رو نداشتم که برم دنبال‌ـش

من درس می‌خوندم، ولی بدون صحبت با اون نمی‌دونستم چی دارم می‌خونم

«معلم»

،روزها به‌طور یک‌نواخت می‌گذشتن

من با جیلیولا واسه کلاس‌های فوق‌العاده می‌رفتم پیش معلم و بعدش می‌رفتم خونه

«منبع»

پیش خودم می‌گفتم حتی اگه لیلا زمانی که ازم ،خواست بریم دریا، سعی داشت بهم آسیب برسونه

،من دیگه بخشیده بودمش و طاقت نداشتم تا ببینمش

«ستوان»

جوری بود که انگار یک طرف بدنم همیشه سرد بود

جای یه چیزی خالی بود

چیه؟ - لنو اینجاست؟ -

لنو

سلام

چطوری؟ - الان خوبم -

ازت می‌خوام بخونی‌ـش

چی هست؟

یه کتاب

تو نوشتی‌ـش؟ - آره -

اسمش «پری آبی»ـه

گفتیم که با هم می‌نویسیمش

ولی تو که همه‌ش با خانم معلم کلاس داری

بخون‌ـش و نظرت رو بهم بگو

چیزی که بیشتر از هر چیزی دیگه‌ای توجه‌ام رو جلب ،کرد، چیزیه که الان می‌دونم چطوری به زبون بیارمش

ولی اون‌موقع قادر نبودم

نوشته حاوی صدای لیلا بود

اون با کلمات بغرنج خودش رو ،بروز داد، بدون اشتباهی

و با این‌حال، ترفند کلمۀ نوشته‌شده رو احساس نمی‌کردی

استثنایی بود

لیلا

لیلا

شگفت‌انگیزه

واقعاً ازش خوش‌ـت اومد؟ - اعجاب‌انگیزه -

به نظرت می‌تونم باهاش پول دربیارم؟

باید بذاری خانم معلم بخوندش، اون هنوزم می‌تونه کمک‌ـت کنه، مهمه

نه، دلم نمی‌خواد

ولی باید بذاری

لطفاً

هر کاری می‌خوای بکن

من می‌رم رخت‌ها رو بیارم، فردا می‌بینمت

ما خواهیم خواست، تو خواهی خواست، آنها خواهند خواست

اِلنا؟

«وجه اخباری، زمان گذشتۀ فعل «گریه‌کردن

من گریه کردم، تو گریه کردی، او گریه کرد

وایسا، جیلیولا، تو ادامه بده

،ما گریه کردیم، شما گریه کردید

...آنها

آنها؟

گریه کردندند؟

چی؟

گریه کردند

آره، ولی به نظر نمیاد فهمیده باشید

نمی‌تونید اشتباه کنید، وگرنه آزمون ورودی رو قبول نمی‌شید

می‌شه برم دستشویی؟ - برو دستشویی -

بعدش دست‌هات رو بشور - بله، خانم -

خانم؟ - هوم؟ -

لیلا یه کتاب اعجاب‌انگیز نوشته که دلش می‌خواد شما بخونیدش

به چرولو بگو به‌جای اینکه وقت تلف کنه، باید واسه گرفتن مدرک تحصیلی درس بخونه

اِلنا، می‌دونی «پلبی»ها چی هستن؟ [ طبقۀ پایین اجتماع ]

بله

...مردم پلبی، تریبون پلبی‌ها

گاراکی‌ها

آفرین، گاراکی‌ها

ولی من دارم راجع به الان صحبت می‌کنم [ معنای دیگر پلبی: بی‌فرهنگ ]

پلبی‌ها چیزهای خیلی ناخوشایندی هستن، اِلنا

،و هرکس که دلش می‌خواد یه پلبی بمونه، خودش بچه‌هاش و بچه‌های بچه‌هاش لایق هیچی نیستن

.بدقت گوش کن چی می‌گم، اِلنا چرولو رو فراموش کن و به فکر خودت باش

لیلا، بشین. موهات رو می‌بافم

نه، نمی‌خوام

من حتی یه روبان نو دارم

لنو، بیا اینجا، موهات رو می‌بافم

من می‌خوام - باشه -

چه روبان قشنگی، کی بهت دادش؟

اون خانمه از مغازۀ دوخت و دوز

ابریشمه؟ - مثل مخمله -

کتاب‌ـت رو دادم بهش

ولی هنوز نخوندتش

به محض اینکه وقت گیرم بیاد، یه دونه دیگه می‌نویسم، اون‌یکی به درد نمی‌خورد

اینطور نیست، اعجاب‌انگیز بود

آشغال بود - نه، کتاب‌ـت اعجاب‌انگیزه -

کدوم کتاب؟

هیچی

فردا می‌بینم‌تون

کجا می‌ری؟ - خونه -

!اه، لنو

ضمناً، به خانم اُلیویرو بگو که من آزمون ورودی رو می‌دم

!اون تصمیمیه که من گرفتم

!من می‌رم مدرسه، حتی بدون آزمون

!دیگه حرفی از این مورد نمی‌زنیم

!من می‌رم! برام مهم نیست

حالا واقعاً اون روی سگم رو بالا آوردی

!بس کن

!ولم کن

بس کن، فرناندو! عقل‌ـت رو از دست دادی؟

!صورت‌ـت رو له می‌کنم

!من می‌رم! من هر کاری بخوام می‌کنم

!لیلا - !می‌کُشمت - !فرناندو -

!ببین وادارم کردی چی‌کار کنم، پتیارۀ کوچولو

!من رو دیوونه می‌کنی

چیه، هان؟ حتی نمُردی؟

تو زاده شدی با من لج کنی

لیلا، دیگه نمی‌خوام چیزی !راجع به راهنمایی بشنوم

فهمیدی؟

تو هر کاری که من می‌گم !می‌کنی، چون من پدرتم

من آسیب ندیدم

من آسیب ندیدم

یا پیغمبر، چی شد؟

چی شد؟

بذار ببینم

چی شد؟

چی‌کار کرد؟ - هیچی، فقط خورد زمین -

چی‌کار کرد؟ - هیچی، خورد زمین -

مراقب باشید، به دست‌ـش آسیب زده

آهسته، آهسته

دختر کوچولوی من

:در آخر اتفاقی افتاد که همه رو متعجب کرد

من جفت آزمون‌ها رو قبول شدم؛ مدرک تحصیلی دبستان، و آزمون ورودی، با نمرۀ کامل

لیلا فقط واسه مدرک تحصیلی دبستان آزمون داد و همه رو نمرۀ کامل گرفت و یک 19 در حسابان

دیگه حرفی از راهنمایی توی خونه‌شون نشد

!باریکلا، لنوچا

بشین اینجا

طاقت ندارم تا برم سر کار و بگم دخترم چقدر باهوشه

!اون آزمون‌هاش رو قبول شد و داره می‌ره راهنمایی

اون بزرگ شده! بیاید یه خرده قهوه بهش بدیم

چی‌کار می‌کنی؟ - فقط یه قطره -

به منم یه خرده می‌دی؟ - نه، تو خیلی کوچکی -

من کِی می‌تونم بخورم؟ - موقعی که رفتی راهنمایی -

!حالا اونم می‌ره راهنمایی؟

،هی، نمره‌های لنوچا از دختر اسپانیولو پسر کاراچی و دختر کفاشه بهتر شد

چطوری همه رو نمرۀ کامل گرفت؟ - اون خیلی - باهوشه! اون یه دانشمنده، به پدرش رسیدگی می‌کنه

لنو، زمانی که من آشپزخونه رو تمیز می‌کنم، تو تخت‌ها رو صاف کن

امروز رو دست از سرش بردار - کُلی کار ریخته سرمون -

امروز صبح رو بیخیال لنوچا بشو، امروز روز استراحته

کیه این ساعت؟ - نمی‌دونم، می‌رم ببینم -

شما همینجا بمونید، صبحونه‌تون رو بخورید

بخورید

چی شده؟ - ویتوریو، یه مصیبت. یه چیز وحشتناک -

یه نفر کُشته شده - کی کُشته شده؟ -

از چی حرف می‌زنید؟ - اون هنوز لباس خواب تن‌ـش بود -

قابلمه هنوز روی اجاق بود

با یه چاقو کُشته شد

شما چیزی شنیدید؟ - نه، من هیچی نشنیدم -

قابلمه هنوز روی اجاق بود - اونا یه چاقو پیدا کردن -

همه‌جا خونی بود

آره، آره، منم همین رو شنیدم

!یه قتل

می‌گن ممکنه از پنجره اومده باشه داخل

چی شده؟ - یه قتل توی محله اتفاق افتاده -

کی کُشته شده؟ - هیچی -

کی فکرش رو می‌کرد یه نفر !بتونه دون آکیله رو بکُشه

دون آکیله کُشته شده؟

دون آکیله کُشته شده؟ - آره -

چطور ممکنه؟

کُشته شده، پس به این معناست که ممکنه. برو تو

چی شده؟ - دون آکیله کُشته شده -

دون آکیله کُشته شده

اون دو نفر از خارج اومدن. ببخشید

سلام، لنو - صبح‌بخیر، دون فرناندو -

!لیلا

شنیدی؟

کار کی بود؟

وایسا، الان میام پایین

،کارآگاه‌ها به صورت دمر روی زمین پیداش کردن

موقعی که از خواب بیدار شد کُشته شد

تازه پنجره رو باز کرده بود تا هوای تازه بیاد تو

با اون قصد از تخت‌خواب اومد پایین

،لباس خواب آبی روشن تن‌ـش بود

،خیلی کهنه

و این جوراب‌های زردرنگ

...زمانی که پنجره رو باز کرد

،بارون خورد به صورت‌ـش

،و ناگهان، اینجا، سمت راست گلوش

...بین فک و ترقوه‌ش

یه زخم چاقو

مس قابلمه به قدری براق بود

که خون شبیه یه لکۀ جوهر بود که یه خط مشکی ازش می‌چکید

قاتل قطعاً می‌خواست زمانی که اون توی ،تخت‌خواب بود، با چاقو فرو کنه توی قلب‌ـش

ولی اون رو بیدار پیدا کرد و چاقو رو فرو کرد توی گلوش

،اون به‌زور وارد خونه نشد با یه شاه‌کلید وارد شد

تمام این‌چیزا رو از کجا می‌دونی؟

نمی‌دونم

درِ سطل رو باز کردم و کلمات رو کِشیدم بیرون

بیا بریم خونۀ کارملا اینا بازی کنیم

می‌ریم یا نه؟

چه خبر شده؟ - نمی‌دونم -

!ولم کنید! من بی‌گناهم! کمکم کنید

!ولش کنید

!جوزپینا! کمکم کن، من کاری نکردم

...من بی‌گناهم. خانم سولارا !بهشون بگید من بی‌گناهم

!من کاری نکردم

!آلفردو

مامان، چیزی‌ـت شد؟

پدر کارملا نبود که دون آکیله رو کُشت

کی بود؟

من می‌دونم کی بود

کی؟

یه زن بود

یه زن بود، لنو

کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.