Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Czech
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
بهت گفته بودم انجامش میدم
...کاش اینجا پیشم بودی، ولی
میخوام انجامش بدم
پنج لحظهی حقیقت
نگاه نکن نگاه نکن
یالا. بسته شو. یالا. بسته شو یالا! بسته شو
خیلیخب برمیگردیم به طبقه اول
!وای خدا داره میره بالا
چی بود؟
!یالا !یالا، یالا، یالا
!یالا، یالا
نه، نه، نه، نه نه، نه، نه، نه، نه
کجا داری میری؟
«مترجم: «فهیمه داوری، علیرضا نورزاده .:: MrLightborn11 & Fahime90 ::.
به "کابوس در خیابان جرئت"خوش اومدید
!من میزبان شما، کریس روسو هستم
و مثل همیشه همراهم، کلویی یانگ رو میبینید
!مـ مـ مـ متی دیویس
!درنهایت، ایزی سیمپسون
ایزی، روبراهیم؟ ایول
کلویی، میخوای به رفقای توی خونه همه چی رو در مورد بازی امروز بگی؟
،امروز، سه پادشاه رو بازی میکنیم
که اگه درست بازیش کنیم ...بهمون اجازه میده
...با روح یه پادشاه مُرده حرف بزنیم
اون هم با کمک این آینه
آهان !حرف زدن با یه پادشاه مُرده، پشمام
میخوای به رفقای توی خونه بگی ...که چطوری میخوایم
روی این پسر بد یه کم چاشنی هیجان بپاشیم؟
با بازی کردن تو خونهی متروکهی یه قاتل سریالی
یعنی لستر دیگبی کینگ
اوووه! دیدید اونجا چیکار کردیم؟
متی، سرت به چی گرمه؟
دارم یه دایرهی محافظتی از نمک درست میکنم
هیچوقت بدون یکی از این دایرهها با یه مُرده همکلام نشید
این نمک اتاق استراحت دفتر نیست؟
یه هفتهی دیگه رو هم .باید با غذای بینمک سر کنیم
...آره، خب، وقتی اوضاع خیط بشه
...و همهمون از ترس اینجا به هم بچسبیم
سیبزمینی سرخکردهی بینمک دیگه به هیچجات نیست
میشه دایرهی نمک رو یه کمی بزرگتر درست کنی؟
تا مجبور نباشیم خیلی صمیمانه به هم بچسبیم؟
...یادتون نره که حامی این قسمت
!یه چیز سبز، نوشیدنی گیاهیه
!ماچ
خیلیخب، کی میتونه ایراد این تیکه رو بهم بگه؟
روی پیرهنت سه تا لکهی قهوهس؟
نه. روی صفحهی فیلم منظورم روی صفحهی فیلم بود
کریس شبیه یه اُسکله؟
بخورش ایز - ماچ -
وقتی اسم حامی رو میبریم باید محصولش رو هم نشون بدیم
همونجاس
اونجا نیس
آره
میبینی؟ همینجاس
انصافاً اون یه آیس لاتهس
به هر جهت، کریس تو باید تو دستت نگهش داری
کریس نمیتونه آیس لاتهی من رو بخوره
...من
کم کم باید هزینههای رفت و آمد رو تحت پوشش قرار بدیم؟
هزینههای رفت و آمد؟ - تا اینجا با اتوبوس اومدم -
اگه متی واسه هزینهی اتوبوس ...تحتپوشش قرار میگیره
اونوقت منم باید واسه هزینههای بنزین تحتپوشش قرار بگیرم
واسه اینکار بودجهای درنظر نداریم
تحتپوشش قرارگرفتن غذا و نوشیدنی سر صحنهی فیلمبرداری چطور؟
بودجهش رو نداریم ...ولی با خیال راحت میتونید
یکی از نمونههای یه چیز سبز رو بخورید
...اَیی! مزهی هویج پلاسیدهای رو میده
که با ماشین چمنزنی یه سکس خشن داشته
درسته، ولی وقتی روی آنتن هستیم بیاید از شعار تبلیغاتیشون استفاده کنیم
"!مزهی سلامت"
خیلیخب ببینید
!رفیق دوباره؟
باز میخوای یه سخنرانی کسلکنندهی دیگه تحویلمون بدی؟
شرط میبندم همینه
بچهها، بذارید حرفش رو بزنه
ممنون، ایزی
به قدرکافی شنیدم
آره. منم همینطور
!همگی، گوش بدید
وقتی تو دبیرستان بودیم
این برنامه رو محض تفریح شروع کردیم، درسته؟
ولی همچنین گفتیم هدف اصلیمون اینه که اینکار رو حرفهای انجام بدیم
متی، والدینت دیگه الان ازت اجاره میگیرن، درسته؟
از روزی که فارغالتحصیل شدم
کلویی، مامانت بهت گفته بود برو دانشگاه یا یه کار پیدا کن
کریس، واقعاً دلت میخواد ...طبق خواستهی بابات
بری به دانشکدهی دندونپزشکی؟
همینالان از فکر اینکه دست کریس .تو دهنم میره بالا میارم
...و ایزی
راستش نمیدونم والدینت !ازت میخوان با زندگیت چیکار کنی
...اوه، والدینم آدمای محشر و حمایتگری هستن
که تشویقم میکنن برم دنبال آرزوهام
ولی تازه به خونهی خودت نقلمکان کردی، درسته؟
آره. اولش باحال بود
ولی بعدش معلوم شد بزرگسالی مزخرفه
...پس لطفاً میشه همهمون روی
رضایتمندی کامل حامیها توافق کنیم
تا مجبور نشیم برنامه رو متوقف کنیم؟
آره - آره، معلومه -
خیلیخب عالیه
دستور کار بعدی معرفی عضو جدید تیممونه
چی؟ - شوخی میکنی؟ -
نمیتونی بودجهی غذا و نوشیدنیمون رو بدی
ولی همکار جدید میتونی بیاری؟
اون که مجری رسانهای چیزی نیست، نه؟
نه، مجری رسانه نیست .و بهش حقوقی هم نمیدم
اون طرفدار برنامهمونه که داوطلب شده بهمون کمک کنه
پس از اونجایی که اهل اینجاس ...پیش خودم فکر کردم
پس یعنی یه کارآموزه؟
از نظر فنی، نه هنوز دبیرستانیه
...پس بیشتر شبیه به - میتونیم کارآموز بگیریم؟ -
!به این میگن برگ برنده من هم یه کارآموز میخوام
چه اطلاعاتی از این یارو داری؟
بهمون ایمیل زده و گفته کمکمون میکنه
...مطمئنی یه جور قاتل سریالی نیست
که میخواد انگشتامون رو قطع کنه
و به عنوان گردنبند بندازه گردنش؟
اون بیرون آدمای دیوونه زیادن
ظاهراً این تو هم کم نیستن
اون قاتل سریالی نیست، متی
صبر کن، صبر کن، صبر کن
همون یاروئهس که قیافهی عجیب و غریب داشت و تو راه اینجا دیدمش؟
اشکالی نداره. بیبروبرگرد جنم جلوی دوربین رفتن رو نداره
میخوام بیارمش داخل
هی، رایان، میشه بیای داخل لطفاً؟
آره - ممنون -
...خیلیخب
همگی ایشون رایان کیتون هستن
سلام، بچهها محشره که میتونم بینتون باشم
میشه برامون چیز میز ببره و بیاره؟
رایان اینجاس تا هر کمکی نیاز داشتیم بهمون برسونه
...اگه - تا وقتی که کمک مناسبی باشه -
...و اگه - و قانونی باشه -
!به جمعمون خوش اومدی، رایان
خیلیخب، چطوره ...یه صندلی واسه خودت برداری
و به کارمون ادامه بدیم؟
ممنون - ...خیلیخب، پس -
برای قسمت بعدی کسی ایدهای داره؟
هیچی؟
با خیال راحت ایدههاتون رو بریزید بیرون
یه هتل تسخیرشده در سندای ژاپن هست
میتونیم با هیتوری کاکورنبو بازی کنیم
...واسه سفرخارج از کشور بودجه نداریم
همچنین واسه هر سفری که خارج از منطقهی سه ایالتی باشه
اینجوری انتخاب زیادی واسهمون نمیمونه
خب، چطوره تو خونهی من احضار روح انتقامجو تو حموم رو راه بندازیم؟
مگه تو اون بازی نباید همهمون بچپیم داخل یه وان حموم؟
...آخه
چه چندش
...چطـ
بله؟ رایان؟
بازی آسانسور چطوره؟
هنوز این یکی رو بازی نکردید
همون بازی که یه آسانسور رو ...بالا و پایین میکنیم
تا یه درگاه رو باز کنیم و یه سری روح رو احضار کنیم؟
خودشه - زن طبقهی پنجم -
ظاهراً اون یه درگاهی رو به سوی دنیای مُردگان باز میکنه
ولی اگه بازی رو درست انجام ندیم
اون تیکه و پارهمون میکنه، درسته؟
پارسال کریس مطرحش کرد
آره، بعدش تصمیم گرفتیم که ...هیچکس نمیخواد 20 دقه ما رو
در حال بالا و پایین کردن یه آسانسور تماشا کنه
ولی فیلمبرداریش آسون به نظر میرسه
هر جایی میشه بازیش کرد
تا وقتی که اون ساختمونه ده طبقه باشه
خب، یعنی تو این ساختمون نمیتونیم
...خب، فکر نکنم پیدا کردن یه آسانسور
مشکلی باشه - ولی برنامهی ما به اینصورت نیست -
ما تو جاهای ترسناک بازیهای ترسناک میکنیم
حالا کسی آسانسور تسخیرشدهای میشناسه؟
...ولی - آسانسورهای تسخیرشدهی محلی -
آفرین
یکی هست
یه ساختمون هست که به گمونم چندتا تقاطع از اینجا فاصله داره
یه داستان تو اینترنت خوندم در مورد .دختری که اونجا مفقود شده
میگن در حین اون بازی گُم شده
میگن؟
گروههای چت و پستهای سایت ردیت
پس، شایعات اینترنتیِ بیاساسه
مگه کُل اینترنت همین نیست؟
خب، تازه فهمیدم اون محلی بوده
لااقل اهل حومهی شهر بوده
اونموقع یه دانشآموز اول دبیرستانی بوده
پلیس به عنوان فراری در نظرش گرفته ولی همونطور که گفتم
شایعهها میگن کار زن طبقهی پنجمه
اسمش رو میدونی؟
بکی...یه چیزی
میشه عملیش کنیم؟
هر چیزی رو میتونیم عملی کنیم
سوال اینجاس که ملت میخوان ...بیست دقه ما رو
در حال بالا و پایین کردن آسانسور ببینن؟
آره هیچی نشده کسل شدم
پس یعنی نه؟
هیچکس؟
خیلیخب، پیشنهاد معرکهای بود رایان شاید یه دفعه دیگه بریم سراغش
وای نه! آقای کلاینه باید جوابش رو بدم
آقای کلاین کیه؟ - همون حامیهس -
!سلام، آقای کلاین میخواستم بهتون زنگ بزنم
آره، نه کاملاً متوجهم
...خاطرجمع میشیم به طوربرحسته
تو قسمت بعدی نشونش بدیم
بیا این دور و بر رو نشونت میدم
اینجا دفتر کارمونه اینا میزهامون هستن
اون استودیوی مجللمونه
اینجا یه اتاق استراحت کاملاً مجهزه
و اونجا دفتر کوینه
جلسهی معارفهت تموم شد به جمعمون خوش اومدی
اوه
!آخه چهجوری همهش رو یادم بمونه
!اوه !داشت یادم میرفت
وایسا تا فضای تندرستی رو نشونت بدم
خوشگله
کسی عروسک من رو تکون داده یا خودش خود به خود تکون خورده؟
بعضیوقتا فرار لازم میشی
ممنون بهمون کمک کردی
بذار گوشیت رو ببینم
...محض اینکه یه وقت سوالاتی داشتی
این اطلاعات تماس منه
«کلوییِ خارقالعاده»
ممنون
خوب به نظر نمیرسه - چی شده؟ -
فکر کنم همینالان حامیمون رو از دست دادیم
بله، گوشم با توئه ...ولی گوش دادن بهت سخته
اون هم وقتی که با این لحن صدا حرف میزنی
الو؟ الو؟
...خب،حامیِ مالیِ بدجور عصبانیمون
همینالان حسابی از خجالت دهن من دراومد
...اگه آقای کلاین قسمت جدیدی
تا آخر هفته گیرش نیاد بودجهمون رو قطع میکنه
یه برنامهی کامل در عرض یک هفته؟ غیرممکنه
خب، اگه انجامش ندیم همه چی رو از دست میدیم
هر چیزی که واسش زحمت کشیدیم پس، مجبوریم انجامش بدیم
حداقل یه هفته واسه ویرایشش زمان میخوام
دیگه از مدتزمان فیلمبرداری نگم براتون
...خیلیخب، خب پیشنهاد رایان رو عملی میکنیم
همون آسانسوره
میتونیم فیلمبرداریش کنیم یه لوکیشن بیشتر نمیخواد
لازم نیست خیلی اینور اونور بریم
واسه صرفهجویی تو زمان میتونیم گرافیکها رو از قبل بارگذاری کنیم
...و همین امشب فیلمبرداریش میکنیم
چی؟ - امشب؟ -
!امکان نداره - ساختمونی که بهش اشاره کردی -
یه ساختمون اداریه، درسته؟
آره، آره
خیلیخب، یه ساختمون اداری تو غروب شنبه
کاملاً متروکهس - گُل گفتی -
باز هم مشکلمون رو برطرف نمیکنه
اینکه باید به مدت 20 دقیقه تو یه جعبه بالا و پایین بشیم
...مجبوریم میدونی، نه
لازمه اینکار رو بکنیم
...آره، باز هم نمیدونم
چطوری قراره ازش یه چیز جذاب دربیاریم
گفته باشم
یه دعوت به مبارزهس؟
اون داره ما رو به مبارزه میطلبه؟
به گمونم
من عاشق مبارزهم - منم همینطور -
به نظرم باید انجامش بدیم
از سر لجِ شکی که به مهارتمون شد؟
بهترین دلیل دنیاس
به نظر من که ردیفه
...عالیه، بیاید خیلهخب، بیاید یه تکونی به خودمون بدیم، آره
من در مورد سوابقش تحقیق میکنم
من به قوانینش یه نگاهی میندازم - ...وقتی آماده شدن -
بفرستشون واسه من من هم گرافیکها رو بارگذاری میکنم
همینه - آره -
چه کاری از من برمیاد؟
میتونی تو بردن تجهیزات کمکم کنی
باشه
کی آمادهی دستگیری واسه ورود بیاجازهس؟
اگه کسی جلومون رو گرفت فقط وانمود میکنیم توریستیم و گُم شدیم
با چندتا کیف از تجهیزات فیلمبرداری گُم شدیم
میتونم لهجه بگیرم - خواهشاً، نگیر -
هی! هی! خیلیخب این تیشرتها رو داشته باشید
کُل مسیر تا اینجا رو دویدی؟
آره آقای کلاین اینا رو فرستاده
میخواد اینا رو بپوشید
تو کار سبز نیستم
!بچهها تو این لباس محشر شدم
همه یه جور لباس بپوشیم؟
نمیخواد نگران از دست دادن مقبولیتمون باشیم؟
الان من مقبول به نظر نمیرسم؟
نمیشه فقط ایزی تنش کنه؟
باشه. قبول. فقط خاطرجمع بشید که تو تصویر میفته، باشه؟
میرم یه قهوه بگیرم
کسی اینجا قهوه میخواد؟
آیس لاته
خیلیخب بریم تو کارش
این منظرهی فیلمبرداری از پشت خیلی خفن به نظر میاد
میخوای فیلم بگیری؟ - نه، بعداً میگیرم -
وسایل رو بذار اینجا - باشه -
کریس، میکروفن یقهایت رو این دفعه یادت نره
و ازم نخواه تو پنهان کردن سیمش بهت کمک کنم
یه بار گولم زدی بسه. خیلیخب اون کیف رو بردار و دنبالم بیا
باشه
اول تو برو
فضای کافی واسه نورپردازی اینجا نیست
ولی یه کاریش میکنیم
یه دستی میرسونی؟
آره، دارمش - قهرمان منی -
!اوخ
کاملاً آمادهایم، بچهها
کُل برنامه رو با اون تبلت کوچولو مدیریت میکنی؟
تبلت کوچولو؟ این مرکز فرماندهی سیاره
با همین تبلت کوچولو میتونم چندتا موشک پرتاب کنم
خوششانسی که من بانوی سازشم
خیلیخب
مزاحم شدم؟
...نه، نه، فقط دارم یادداشتهام رو
در مورد زن طبقهی پنجم یه مروری میکنم
چیز خوبی پیدا کردی؟
تا الان فهمیدم که اون یه روح انتقامجوئه
که جاهایی رو تسخیر میکنه که بهش میگن جهانهای سرخ
و خوشش میاد ملت رو تیکه و پاره کنه
عالی به نظر میرسه - یه خوشگذرونی حسابیه -
بهتره در عرض پنج ثانیهی دیگه روشن بشی
!وگرنه پرتت میکنم اونور اتاق
همیشه این مدلیه؟
...شبحی تهدیدگر از عذاب ماورالطبیعهی بالقوه
که با فروپاشی کامل مالی همراه شده؟
آره، واسه ما طبیعیه
خب، همهتون به نظر خیلی خوب دارید از پسش برمیاید
اوه! دوشاخهش وصل نبود
اوه، ما کاملاً حرفهای اینکاریم
حالا چی تو رو به این روحبازی کشونده؟
،بخوام معمولی جواب بدم
جالبه، هیجانانگیزه، خطرناکه
فرصت کار کردن با همهی دوستام رو بهم میده
ولی حقیقتش ...یعنی همون جواب کسلکننده
من بدجور خورهی کارای تحقیقاتیم
خوشم میاد از چیزایی سردربیارم که هیچکس راجع بهشون نمیدونه
میدونستی تو دههی 1920 ...واسه اولینبار شروع به
پخش کردن موسیقی تو آسانسور کردن تا اولین کسایی که سوار میشدن رو آروم کنن؟
نمیدونستم
یا اگه الیشا اوتیس ترمز ایمنی رو ...اختراع نمیکرد
ما الان اصلاً آسانسور نداشتیم
و بدون ترمز ایمنی آسانسورهای امروزی در کار نبود
و بدون آسانسورهای امروزی آسمانخراشها در کار نبودن
و بدون آسمونخراشها شهرهای امروزی در کار نبودن
همهی اینا رو میدونم
ولی در مورد زن طبقهی پنجم هیچ کوفتی نمیدونم
و واقعاً دلم میخواد راجع بهش بدونم
باید یه داستانی پشتش باشه، درسته؟
امیدوارم
....درضمن الیشا اوتیس
فِر نان چرخون رو هم اختراع کرده
وای من عاشق نون تازهم
بهترینه، نه؟ - آره -
خیلیخب همه چی آمادهس؟
بهش نمیخوره آیس لاته باشه
خیلیخب، بیا. بهت نشون میدم چطوری از این احمقها فیلمبرداری کنی
دوربین رو بگیر و دستت رو از اینجا رد کن
از زیر ببر. همینه بعد مانیتور رو برگردون
خیلیخب، بعد روبروی خودت بگیرش
بعدش دکمهی روشنش رو بزن یالا، یالا، یالا
همه جلوی آسانسور برای معرفی جمع بشید، لطفاً
خیلیخب، آره - آره -
آره، فقط قاب تصویر رو عریضتر کن
خیلیخب !حرکت
کریس، یادت باشه ...قبل از اینکه به مخاطبها بگی
دکمهی مشترک شدن رو درهم بکوبن
بدون اون دکمه به پایین صفحه گوشهی سمت راست منتقل شده، باشه؟
آره، آره، آره، فهمیدم
خیلیخب !این دفعه دیگه واقعاً حرکت
به کابوس در خیابان جرئت خوش اومدید
من میزبان شما، کریسم
...و امروز میخوایم دست و پنجه نرم کنیم
با داستان افسانهای ترسناکی که ...تو اینترنت پُر شده و بهش میگن
بازی آسانسور
حالا، چندین سال با خودمون فکر میکردیم
"آیا فراتر از این زندگی هم هست؟"
...خب، امشب، بازی آسانسور
ممکنه بالاخره جواب این سوال رو بده
ولی با بازی آسانسور
ما فقط ارواح رو احضار نمیکنیم
نه، نه، نه، نه، نه، نه
ما داریم دری رو به سوی قلمروی شبحزده و نفرین شده باز میکنیم
البته با کمک زن طبقهی پنجم
کلویی؟
اون تو سرزمین مُردگان محرمانهی خودش زندگی میکنه
که بهش میگن دنیای سرخ
ولی اگه بازی رو درست پیش ببریم
اون یه در باز میکنه و ما رو با خودش میبره
متی؟
خیلیخب بازی اینجوری پیش میره
به ترتیبی که میگم وارد طبقات میشیم
چهار، دو، شش، دو، ده، پنج و یک
خیلیخب به نظر که خیلی ساده میاد
ولی صبر کنید باز هم هست
وقتی به طبقهی پنجم میرسید
درها باز میشن و اون زن میاد داخل
اون میاد داخل و پشتتون میایسته
حالا نه میتونید روتون رو برگردونید و نگاهش کنید و نه میتونید باهاش حرف بزنید
یادتون باشه، وقتی به طبقهی پنجم رسیدید
باید چشمهاتون رو ببندید و دهنتون رو هم بسته نگهدارید
هر کاری میکنید، برنگردید و بهش نگاه نکنید
ولی اگه بهش نگاه کنیم چی میشه؟
خب، کریس، اگه نگاهش کنی ...یا باهاش حرف بزنی
تیکه و پارهت میکنه
جفتشون رو تو تصویر بگیر - اگه قبل از پایان بازی پشت سرت رو نگاه کنی -
با حضورش نفرینت میکنه
مثل یه کابوس تو بیداری تسخیرت میکنه
و وقتی دیگه ازت سیر شد تیکه تیکهت میکنه
هم جسمت رو و هم روحت رو
!لعنت بهش - خیلیخب -
...ام
آره، آره، آره پهنش کن، ممنون
...قسمت امروز رو
یه چیز سبز، نوشیدنی گیاهی براتون به ارمغان آورده
از کد تبلیغ خیابانجرئت استفاده کنید و ده درصد روی اولین سفارشتون تخفیف بگیرید
!اوه «مزهی سلامت»
خیلیخب، حاضرید یه جهان دیگه رو ببینید یا نه؟
من حاضرم - من خیلی مطمئن نیستم -
قابلقبول نیست، متی - باشه -
خیلیخب قدم اول، رفتن داخل آسانسور
خیال کردم گفتی ساختمون خالیه
خوش و بش آسانسوری بکنیم؟ آب و هوا چطوره؟
بازی دیشب رو دیدی؟
...موندم آیا زندگی فقط یه حلقهی بیپایان
از آفرینش و نابودیه؟ ...و جهنم، درکی برای اینه که
بدونیم ما قدرتی برای تغییر مسیر نداریم؟
خوبه، رسید - خیلیخب -
خیلیخب اول میریم طبقهی چهارم
صبر کن، طبقهی چهارم اولی بود؟ - طبقهی چهارم اولیه -
...نه، اولین طبقه - ...نه، طبقهی چهارم اولیه -
چهار رو فشار بده - اشتباه میکردم -
این خود جهنمه
تو جهان دیگه میبینمتون
خب، انگار طبق استاندارد پیش رفتیم
خیلیخب
باید به اون دختر اشارهای کنیم؟
کی؟ - همون که اسمش بکی بود -
میدونی، همونی که ناپدید شد
آره، البته این گوی و این میدون
خیلیخب
ایستگاه بعدی طبقهی دومه
حالا چیزی که قسمت امروز رو خاصتر میکنه
اینه که ما مدرکی مبنی بر واقعی و کارساز بودن بازی داریم
اسم اون دختر، بکی بود ...و ظاهراً
قربانی اخیرِ زن طبقهی پنجم بوده
و طبق تحقیقاتی که کردیم
این همون آسانسوریه که توش ناپدید شده
برید به سایت کابوس در خیابان جرئت
اونجا همهی اطلاعاتی که گردآوری کردیم رو پیدا میکنید
و حالا که اونجایید ...ممکنه دست به کار بشید و
دکمهی مشترک شدن رو درهم بکوبید
که اون پایین، گوشهی سمت چپ صفحهتونه
!راست! گوشهی سمت راست
تو پست درستش میکنم
کسی نبود سکس رو بزنه؟ «sex و six بازی با کلمات»
خیلی نمکدونی
حالت روبراهه؟
آره، خوبم چطور؟
هیچی، معمولاً جلوی دوربین بیشتر از این حرفا فک میزنی
نمیدونم
راستش حس میکنم به قدرکافی تو این قسمت حرف زدم
از کی تا حالا همچینچیزی رو مدنظر قرار میدی؟
بیاید فقط تمومش کنیم، باشه؟
آره
و حالا برمیگردیم به طبقهی دوم
دوباره
!نه، نه، نه !الان نقص فنی پیدا نکن
یالا، ایز
هیچ جای نگرانی نیست فقط یه کم پارازایت بود
...خب، طبقهی دوم دقیقاً
مثل چند دقیقهی پیش به نظر میرسه
آهای؟ کسی اونجا هس؟
میخوای یه کاری کنی یکی زنگ بزنه پلیس؟
!آروم باش بابا دارم سعی میکنم یه چندتا روح رو تحریک کنم
هنوز نشونی از زن طبقهی پنجم نیست
احتمالاً به خاطر اینه که هنوز به طبقهی پنجم نرسیدیم
خیلیخب
!پشمام! آره! آره دقیقاً همین رو میخوام
!هی وای من
من از پلهها میرم
چی؟ نه، نه، نه
همه وقتی از آسانسور خارج میشن ...که بازی تموم شده باشه وگرنه
وگرنه چی؟
نفرین میشی، روحت تیکه تیکه میشه و قسمت برنامهمون رو هم از دست میدیم
اصلاً جای نگرانی نیست
میبینید؟ همه چی روبراهه
...خب
وقت لحظهی حقیقته
بالاخره وقتشه بریم به طبقهی پنجم
یه زن وارد آسانسور خواهد شد
بهش نگاه نکنید و باهاش حرف نزنید
چون اون انسان نیست و تیکه و پارهتون میکنه
و جسم و روحتون رو تیکه تیکه میکنه
یعنی شما دوست ندارید یه نگاه یواشکی بندازید؟
رفیق، جرئت اینکار رو به خودت نده
وای، بیخیال، رفیق فقط یه نگاه دزدکی کوچولو، چطوره؟
داره بهتر میشه
بهش دست نزن، مرد
باشه - بهم اعتماد کن -
ایزی در مورد اینجور چیزا به کم سختگیره
بالاخره یاد میگیره
تصویرشون خوبه واقعاً خوبه
تا وقتی که ثابت بمونه آره - ...آره، به نظرم -
ایز، حراست - قایم شید، قایم شید، قایم شید -
کجا قایم شیم؟ - همون گوشه -
...همه چی این بیرون امن و امانه
وای، نه. عزیزدلم - نه -
خیلیخب، آره - هیس -
ساکت باشید
میخوام نگاه کنم - بس کن، کریس -
رفیق، اینجوری این قسمتمون ...از اینی که هست
خیلی جالبتر میشه - دکمهی توقف رو میزنم -
به خدا همین الان میزنمش - خیلیخب، جفتتون بس کنید -
متی، فقط داره شوخی میکنه، باشه؟
کریس، فقط داری شوخی میکنی بگو
فقط دارم شوخی میکنم، متی نگاه نمیکنم
قسم بخور - باشه، بیخیال، قبول -
به خدا قسم نگاه نمیکنم
خیلیخب چشمهاتون رو ببندید
داره چیکار میکنه؟
داره با تلفنش حرف میزنه
خیلیخب آخرین مرحله، باید طبقهی یک رو فشار بدیم
اگه درست انجامش داده باشیم آسانسور باید بره بالا به طبقهی دهم
!وای، داریم میریم بالا !محاله ممکنه
الان داره چیکار میکنه؟
رفتش، رفتش
!وای، نه، نه، نه، نه
چیه؟ چیه؟ چیه؟
نمیدونم چه اتفاقی داره میفته - چرا هیچ تصویری نداریم؟ -
نمیدونم خودم هم میخوام از همین سردربیارم
رفیق، اصلاً کارت بانمک نیست دکمهی طبقهی ده رو زدی، مگه نه؟
آروم باش من هیچکاری نکردم، متی
وای خدای من داره ما رو میبره بالا
شاید هم فقط یه جور کُد تعمیر و نگهداری باشه
!نه، نه. باید پیاده شیم باید پیاده شیم
!نه، متی! نه - سرجات وایسا -
!نه
چرا تو طبقهی نُه وایسادیم؟ - یه جای کار میلنگه -
خب، شاید زن طبقهی پنجمه
نه، بهش بگو مدارک اداری رو امضا نکنه
شما دیگه چهجوری اومدید تو ساختمون؟
...ام
پرونده دست منه
نه، نه، نه، نه، واسم مهم نیست
بچهها مال خودش خونه مال من
آره، خب، میتونی بهش بگی ...که پنجاه درصد
هیجانِ پشت سر هم - شروع نکن، کریس -
خب کامون تموم شد؟ - فیلم چطور شد؟ -
...خب - چی شد؟ -
نمیدونم از دیوارهای قطور آسانسور بود
یا لولههای سربی یا یه سری پارازیت عجیب و غریب
خب، منظور؟
منظور اینکه یه بخش عمدهی مطلوبی از فیلم رو از دست دادیم
چی؟ چقدرش رو از دست دادیم؟
از «ایزی» بپرس - چقدرش رو از دست دادیم؟ -
تقریبا نصف آخرش - عالیه -
...نیازی نبود عجله کنیم اگر
خب الان چی کار کنیم؟
کلویی، نکن
شنیدین؟ - چی رو؟ -
هیچی، بیخیال
یهبار دیگه
یهبار دیگه
...ولی
این دفعه تمام وسایل رو بذارید توی آسانسور
.نه، نمیشه باید برم خونه
من هم همینطور - اوهوم -
فیلم بهدرد بخوری مونده؟
میرم دفتر چک میکنم
شاید بتونم یه چیزی سرهم کنم
خیلیخب، باهات میام - ارزشش رو داره؟ -
...مگر اینکه تو بتونی
کریس میترسه که این قضایا پاش رو به قضیهی بکی باز کنه
همون دخترهست که گم شد
کریس میشناستش، درسته؟
طرفدار پروپاقرصِ برنامه بود و باهاش ریخت رو هم
از کجا میدونی؟
چون من برادرِ دخترهم
پیامهایی که بهش داده بودی رو توی لپتاپتش دیدم
بهت گفته بود که عاشق برنامهست
بعدش باهاش سکس کردی
یه هفته بعدش، گم شد
میدونی، سنی نداشت
حقیقت داره؟
بیخیال پسر
اون موقع دبیرستانی بودم
دبیرستان که مال یه ماه پیشه
با بکی ریخیتن رو هم ...و بعد دیگه بهش محل ندادی
ولی قبلش همهچیز رو درباره «بازی آسانسور» بهش گفته بودی
بهش گفتی این بازی رو بازی کنه و جنابعالی فیلمش رو گرفتی
و گفتی توی اینترنت پخش و معروفش میکنی
وقتی دیگه جوابش رو ندادی
ترجیح داد که تنهایی بازیش کنه
تا توی کیری رو تحت تاثیر قرار بده
خیلی کارت چندشه - چه کاری؟ -
میدونستی طرفدارته
و با همین قضیه ازش سوء استفاده کردی
اینکه باید بشینیم برات چندش بودنش رو توضیح بدیم
چندشآمیزترش میکنه - میدونی، قبلا هم -
کارهای چندشآمیزی کرده بودی، کریس ولی اینکه بهش
...وعدهی معروف شدن دادی
این میتونه تموم چیزهایی که براش زحمت کشیدیم رو نابود کنه
خب، من که مسئولِ
گم شدنش نیستم - نه -
ولی باید کمک کنید پیداش کنم
به به
به و به و به
عجب آدم رقت انگیزی هستی
میدونستی؟
یعنی واقعا فکر میکنی
که توی «دنیای سرخ» گم شده؟
هان؟
خیلی مضحکی
پس بذار جوری برات توضیح بدم
که توی مخ کوچولوت بگنحه
باشه؟
خواهر بیعرضهت فرار کرده
هی بچهها - بچهها -
بس کن
کون لقت، کون لقت، کون لقت
کون لقت، باشه؟
!این قضیه به من ربطی نداره هیچ ربطی نداره! من میرم
.نباید اینجا باشید باید فوراً برید
باشه - چشم قربان -
.خیلیخب، زود باشید همگی برید
باشه بابا باشه
یالا زودتر
یالا، برگردیم دفتر
باشه
یالا، زود باشید
دیگه نبینم برگردید اینجا
هی کلویی
متاسفم که زودتر نگفتم
نه، متاسف نیستی
کریس آدم آشغالیه ...و لایق این رفتاره، ولی
تو دروغ گفتی و از همهمون سوء استفاده کردی
تا به این لحظه برسی، درسته؟
لعنتی. ببخشید
باشه
و واقعا بابت خواهرت متاسفم
امیدوارم صحیح و سالم برگرده
"کریس"
واقعا الان چه حرفی برای گفتن داری؟
خیلیخب، ببین الان من باید چی کار کنم؟
داری از من میپرسی؟ چون هنوز احساساتم رو
پردازش نکردم و از جوابم خوشت نمیاد
کلویی، پشت خطی؟ ...کلو
آره، پشت خطم
...خیلیخب
ببین، تقریبا رسیدم خونه
...باشه؟ فقط
فقط میخوام صحبت کنیم، همین
فردا صحبت میکنیم، باشه؟
کریس؟
کلویی؟
کلویی؟
آهای؟
باورم نمیشه همچین کاری کرده
آره، ولی سالهاست که میشناسیمش
...امکان نداره
باید انتظارش رو میکشیدم
این کار ازش برمیاد ...ولی عوق
...میدونم، صرفا فکر نمیکردم
پس دیگه نباید کریس رو توی برنامهمون راه بدیم
موافقم
بهگمونم بتونیم از دوشنبه ...تست بگیریم
...و یه سری
وای نه - آمار متقاضیها دربیاریم -
چیه؟ - تو دوربین رو -
از توی آسانسور برنداشتی؟
نه
پس دوربین رو توی آسانسور جا گذاشتم
کدوم یکیش؟
همونی که گوشه گذاشته بودیمش
و فیلمِ ورود غیرقانونیمون رو ضبط کرده
میخوای برگردم بیارمش، نه؟
دقیقا همینطوره
تنهایی؟
این وقت شب؟
بیا بریم - ممنون -
باشه - ولی باید عجله کنیم -
باید فیلم رو چک کنم - آره، میدونم -
خیلیخب
خیلیخب
طبقه پنجم
یا خدا
بکی؟
آهای؟
امنه
ممنون آقای باند
هی، میشه کمکم کنی؟
دستهام نمیرسه
میدونی؟
بهتر شد
.وقتی لبخند میزنی خوشگل میشی بیشتر لبخند بزن
چی کار میکنی؟
خوش میگذرونم - وقت این کارها رو نداریم -
واسه عشق و حال همیشه وقت هست
بهگمونم باید بریم طبقه دو
چرا اینقدر پکری؟
ساکت و ناراحتی
مشخصاً صرفا بهخاطرِ شکست استارتاپمون نیست
یالا، یالا
یالا، بگو دیگه کو
یادته پولِ جلوی دفتر رو دادم
و گفتم به اندازه یکی دو ماه
پولِ کافی رو داریم؟
آره، دروغ گفته بودی؟
نه، مشکل جاییه که پول رو ازش آوردم
از نزولخوارهایی که بزنبهادر میفرستن
سراغ آدم، قرض نگرفتی که؟
.ایکاش اونجوری بود اون پول رو از حساب پساندازم برداشت کردم
و قرار بود باهاش شهریهی سال اول دانشگاهم رو بدم
وای خدا، جدی میگی؟
آره
بابات هم فهمیده، درسته؟
آره
خب، هنوز زندهای
نشونه خوبیه
درسته
ولی از موقعی که فهمیده توی دفتر خوابیدم
تا وقتی مشکلت با پدر و مادرت نشده
میتونی بیای خونهی من
ممنون
خیلیخب
میشه دیگه برگردیم دفتر؟
میخوام قبل از خوابیدن به چندتا اسپانسر بالقوه
...زنگ بزنم، پس
حتما
ولی کلا یه طبقه دیگه مونده
میخوای بازی رو تموم کنیم؟
باشه
میتونیم فیلم بیشتری بگیریم
خیلیخب
طبقه پنجم
آهای؟
زن طبقه پنجم؟
وایسا، نباید نگاه میکردم
خیلیخب
خب، عشق و حالمون رو کردیم
یالا
بسته شو دیگه
بسته شو
بسته شو لعنتی
"کلوییِ خارقالعاده"
« بازیِ آسانسور »
دختر محلی، پس از پیگیریِ یک بازی مخوف، گم شد
"این لینک رو چک کنید، ظاهراً بار اول نیست"
چی میخوای؟
خیلیخب، تو و دوستهات در خطرید
چی؟
بازیه واقعیه، کلویی
...من
باید باهات صحبت کنم
کلویی؟
کیر توش
خیلیخب، میتونی تا یه ربع دیگه بیای دفتر؟
بیا فضای تندرستی - باشه -
"ایزی - تماس ناموفق"
اَه، چهخبره؟ [ کِو - تماس ناموفق ]
آهای؟
کسی نیست؟
یالا
زود باش دیگه
آهای
نه
با مرکز کمکرسانیِ
خط واحد تماس گرفتهاید
به دلیل میزان تماسِ بالا
به مدت 55 دقیقه پشت خط خواهید بود
کیر توش
لعنتی
کیر توش
پشمهام
لعنتی، امکان نداره
.در رو باز کردیم حالا اومده سراغمون
حالا چی کار کنیم؟
کلویی، به کلویی زنگ میزنم
...هی متی، بهت زنگ زده بودم
حرف نزن، بیا دفتر ببینمت
چیه؟
لعنتی، لعنتی
متی، حالت خوبه؟
...الان توی دفترم، من
.خیلیخب، عالیه الان میام
نه
نمک، باید نمک پیدا کنم
خیلیخب، از اینجا میشه گیر آورد
کمکی ازم برمیاد؟
نه، ردیفم
ایشون اونجا منتظرمن
راستش به این نیاز دارم
.خیلیخب، یه در باز شده جز این توجیهی نداره
.یه پورتاله تنها توجیهش همینه
سلام، شرمنده - ببخشید؟ -
...و یا بختکه
یا یه کابوسِ زندهست ...که بین دنیاها گیر کرده و
این رو لازم ندارین؟ ممنون
نمکپاشی نداری که سوراخهاش کلفتتر باشن؟
الان زنگ میزنم پلیس
آره، حتما زنگ بزن
خیلیخب، خیلیخب
خیلیخب متی
حالا باید بفهمیم که چطور در رو ببندیم
معلومه که باید در رو ببندیم ولی چطور؟
بینگو
بله؟ الو، یه پسره ...اومده داخل و
گم شو اونور
حاجی گم شو برو بیرون
باشه، ایرادی نداره
چون کلویی از تحقیق کردن خوشش میاد
در رو میبنده - باید یه کاری بکنید -
یه راهی واسه بستن در پیدا میکنه
عالی شد - هی -
هی
آره، بابت شب قشنگی که رقم زدید ممنون
بهتون پنج ستاره میدم
نباید این رو یادم بره
بهشدت متاسفم
الو؟ الو؟
اسپری فلفل دارم
...و اگه کار عجیبی بکنی
پرتت میکنم پایین
حالا حرفت رو بزن
جواب داد
...اونجا بودم
توی دنیاش بودم
بازیه جواب داد
چی میگی واسه خودت؟
باید میفهمیدم
باید میدیدم که خواهرم اونجاست یا نه
برگشتم به اون ساختمون و تنهایی بازی کردم
اونجا بودم
این دیوانهواره
نه واقعیه، کلویی
دنیای سرخ، زن طبقه پنجم
کل اون بازی لعنتی، واقعیه
خیلیخب، برو دیگه
...خب این رو
کفِ آسانسور پیدا کردم
فکرکنم یه اتفاقی برای ایزی و کوین افتاده
فقط نگاهش کن
باید به بچهها زنگ بزنم
باید این رو ببریم بدیم پلیس
پلیس کمکی ازش برنمیاد، کلویی
ببین، من نه میشناسمت نه بهت اعتماد دارم
کلویی، بابت این اتفاقات متاسفم
جدی میگم
ولی پلیس، بیخیالِ پیدا کردن بکی شد
حتی والدینم هم بیخیالش شدن
ولی من نمیتونم بیخیال بشم
میدونم آدمی نیست که بخواد فرار کنه
ببین، اگه تو یکی از عزیزانت رو از دست بدی
برای پیدا کردنش، هرکاری نمیکنی؟
ببین، به کمکت نیاز داشتم
و نمیخواستم فکر کنی که دیوونهم
نه
این تقصیر کریسه
...و کارش وحشتناک بوده، اما
الان بیشتر نگرانِ
حال رفیقهامم
اینا چی ان؟
.این قبلا اینجا نبود ...من
آخ، چه گهی میخوری کلویی؟
ببخشید، ببخشید - چرا زدی خب؟ -
الان عصبیام، باشه؟
این یارو هم که برگشته
امروز هم ریدی به برنامهی بقیه؟
به حلقه دست نزن
اینا چیه؟
مواد مغذی. شب طولانیای در پیش داریم
جوابِ سوالم رو ندادی، متی
.بیاید توی حلقه همهچیز رو توضیح میدم
چرا موقع راه رفتن پات رو میکشی روی زمین؟
خیلیخب، قضیه از این قراره
وقتی داشتیم بازی میکردیم یه اتفاقی افتاد
یه قانونی رو شکستیم
مگه بازیه رو یاروئه خراب نکرد؟
من هم همین فکر رو میکردم
ولی بعدش بهش فکر کردم
و کریس دکمه آخر رو زد
.یکی از دکمهها رو زد ولی بعدش رفتیم بالا
پس واقعا در رو باز کردین
دقیقا
باید بهش آب اضافه کنی
منطقیه
بعدش پشت سرت رو نگاه کردی؟
پشت سرم رو نگاه کردم چون کلویی، پشت سرش رو نگاه کرد
واقعا دارین میندازین گردنِ من؟
الان جفتتون ادعا میکنید که طلسم شدید؟
این چطوری طلسم شده؟
برگشته و تنهایی بازی کرده
کار احمقانهایه
ببین، من شبم رو
توی یه حلقهی نمکی و شمعی سپری نمیکنم
وقتی بازی کردی، چی شد؟
امکان نداره حاجی
دنیای سرخ رو دیدی، درسته؟
واردش شدی؟
آره - پشمهام، چه باحال -
...وای خدا، چه شکـ
این احمقانهترین کار ممکنه
چرا رفتی توش؟
گفته شاید خواهرش رو اونجا پیدا کنه
اوه، حالا باید یه راهی برای بستن در پیدا کنیم
خیلیخب، باید بریم سراغ پلیس
نمیتونی واسه یه روح پلیس خبر کنی، کلویی
واقعا فکر میکنم اتفاق بدی
برای کوین و ایزی افتاده
اونا هم بازی کردن؟
فکرکنم آره و ممکنه یه چیزی ترسونده باشتشون
...آره - اگه بگی -
یه زن روحیِ کیری بهشون حمله کرده ...به خدا میزنم
توی تحقیقاتت، چیز دیگهای پیدا نکردی؟
چی پیدا کردی، کلو؟
این بازی، چند دهه پیش خبرساز شده بوده
حین یه جشن انجمن خواهری اتفاق افتاده
یکی از دخترها رو بردن توی یه ساختمون
و توی چاهک آسانسور حبسش کردن
اسمش الی مککورمک بوده
.بیخیال بچهها بچهها؟
گفتن یه ساعت دیگه میان دنبالش
ولی ظاهرا برگشتن محل انجمن
مست شدن و فراموشش کردن
درم بیارید
کل آخرهفته رو اونجا تنها مونده
و کمکم دیوونه شده
دوشنبه، وقتی ملت اومدن سرکار
همچنان اون پایین بوده
آسانسور، لهش کرده بود و ستوان فقراتش خرد شدن
ولی به این دلیل نمرده
طبق گزارش پزشکی قانونی
درنهایت بدنش به چرخدندههای آسانسور گیر کرده
و آرومآروم تیکهتیکه شده
تا چند روز بعدش، جسدش رو پیدا نکردن
پس روح انتقامجوئه
نه متی، یه دختر بدبخته که چند دهه پیش مُرده
و اونقدر ترسیدین که فکر کردین این قضایا واقعی هستن
بعد از این همه سال فعالیتمون هنوز باورش نکردی؟
چون هیچوقت این جریانات واقعی نیستن
صرفا داستانهایی هستن که ملت از خودشون درمیارن
چون از قطعیت مرگ، میترسن
عجب حرف دارکی زدی
خیلیخب
...گوش کنید، بچهها
...بیاید فرض کنیم واقعیه
چون هست
باید چی کار کنیم؟
...من
نمیدونم...
ببینید، کل اینترنت رو گشتم
ولی قوانینش، فقط درباره
چگونگیِ باز کردن دره، نه بستنش
بهتون پنج دقیقه دیگه وقت میدم
و بعدش میرم سراغ پلیس
باشه، یه چندتا منبع دیگه هست که باید چک کنم
باورم نمیشه دارم اجازه میدم این جنون، ادامه پیدا کنه
خودت فیلمِ دوربین رو دیدی
...به این معنی نیست که
این چه آهنگیه
کدوم آهنگ؟
تازه داشتی یه آهنگی زمزمه میکردی
آره، بهگمونم
نمیدونم، احتمالا یه جایی شنیدمش
رفته تو مغزم
.من هم شنیدمش وقتی اونجا بودم
زنه زمزمهش میکرد
...خیلی
خیلی آشناست
آسانسور میره بالا
باز برمیگرده پایین
آهنگِ آسانسوره
یه آهنگ لالاییه که قبلا مامانم برام میخوند
تو هم قبلا شنیدیش، آره؟
نه
مامانِ من آهنگ لالایی نمیخوند
معمولا فحش میداد و دمپایی پرت میکرد
آسانسور میره بالا
باز برمیگرده پایین
درهاش باز و بسته میشن
بیاید دوباره سوارش شیم - همین رو داشت زمزمه میکرد -
.یه آهنگ بچهگونهست مطمئنم قبلاً شنیدیش
ببخشید
درهاش بسته میشن
و دوباره سوارش میشیم
بازی رو تموم نکردیم
تمومش نکردیم
باید دوباره بازیش کنیم
باید بریم توی دنیاش
و دوباره سوارش بشیم
اینجوری در بسته میشه
آره - خودشه -
ایول
چی کار میکنی؟
زنگ میزنم پلیس
خیلیخب - باید یه برنامهای بچینیم -
باید برگردیم توی آسانسور
و باید دوباره بازی کنیم
صحیح - ...و بعدش -
.کلویی دیگه نخون فهمیدیم
من نخوندم
آهای؟
آره، هیولائه رو صدا کن بیاد سراغمون
کلویی، برگرد توی حلقه
کلویی - کلویی -
الی؟
خیلیخب، خوبه
خوبه
شاید ترجیح بده آلیس صداش کنن
حلقه نمکیت تاثیری داره؟
طبق چیزی که خوندم آره
لطفا موثر باش
پشمهام
خیلیخب
خیلیخب، عالیه
نمیتونه رد بشه
متی
میتونی؟
متی
نه، جدی میگم
اینترنت درباره این چیزها دروغ نمیگه
متی، نه
متی
خیلیخب، خیلیخب
فرار کن - خیلیخب -
برو، برو - برو -
یالا، یالا
یالا، یالا - یالا، یالا -
یالا، یالا
مگه بهتون نگفتم برگردین؟
...نه، باید بریم بالا - نمیخوام بشنوم -
گم شید برید
.باهاتون شوخی ندارم یالا برید
یالا، برید - باشه -
باشه، باشه
کلویی - تموم شد، رایان -
میریم. باشه
خیلیخب، تصمیم عاقلانهایه
نه، نمیریم - میدونی چیه؟ -
یه بار بهتون فرصت دادم
زنگ میزنم پلیس
اوه - ببخشید -
عذر میخوام
وای خدا
پس واقعا اسپری فلفل داشتی
معلومه که داشتم
اگه تاثیری نداشته باشه، چی؟
باید داشته باشه
خیلیخب
تا همین یه ربع پیش
اصلا به واقعی بودنِ این چیزها ایمانی نداشتم
الان فقط به این ایمان دارم که باید این کارمون، موثر باشه
فقط باید از قوانینش پیروی کنیم
در اینصورت، مشکلی برامون پیش نمیاد
گوش کن
اگه تاثیری نداشت مثل سگ فرار میکنیم
و پشت سرمون هم نگاه نمیکنیم
هیچوقت، کلویی
یه راهی برای شکستن این طلسم یا کشتنش، پیدا میکنیم
ولی موثر خواهد بود
آره
وایسا
داریم دعوتش میکنیم اینجا
میدونم
هی
یادت باشه، هرچی شد
نه نگاهش کن نه باهاش حرف بزن
باشه؟ - باشه -
نگاه نکن، نگاه نکن
نگاه نکن، نگاه نکن
بسته شو، بسته شو
خیلیخب، بزن
جواب داد
خیلیخب - داره جواب میده -
...اینجا
واقعیه...
...همهش
واقعیه
رایان، زود باش
رایان
.رایان، بیا بریم لطفا
خودشه
بکیه
رایان، زود باش
میدونستم اینجا پیدات میکنم
نه، حقهست
لطفا
رایان، بکی مُرده
میدونم عذابآوره، باشه؟ ولی مُرده
.من میترسم لطفا، بیا بریم
پس الان باید برگردیم طبقه یک، درسته؟
و همهش تموم میشه؟
آره
آره - باشه -
چرا طبقه 5 ایستاد؟
بیخیال نمیشه
چی؟ - ولمون نمیکنه -
چشمهات رو ببند
اینجاست؟ - آره -
کجا میری؟
کلویی، باز نکن
تنهام نذار، رایان
اینجا خیلی ترسناکه
رایان؟
« مترجمان: علیرضا نورزاده و فهیمه داوری » ::. Fahime90 & MrLightborn11 .::
.سلام دخترها حدس بزنید چی شده؟
بالاخره پیداش کردم
آسانسورِ واقعی داستان رو پیدا کردم
خیلیخب، کلویی و دوستهاش
چند سال پیش، قبل از اینکه
ناپدید بشن، همهشون بازی آسانسور رو بازی کردن
طبق شایعات، پلیس هیچوقت جسدشون رو پیدا نکرده
یا نکنه زن طبقه پنجم بردتشون؟
حدس بزنید میخوام چی کار کنم
میخوام بازی آسانسور رو توی این آسانسور، بازی کنم
خب دوستانِ اینترنتی، کی برای دیدن زن طبقه پنجم، آمادهست؟
من که آمادهم
بیاید با رفتن به طبقه پنج شروع کنیم
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.