Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيم ترجمه بارکد براي دريافت زيرنويس فارسي اين سريال به کانال تیم ترجمه بارکد ملحق شويد @barcodesubtitle
مترجمین: Hamzeh٬ Mahya٬ Saba ٬Nasi
منشی کیم
بله
یکم پیش
گفتی که احساساتتو به بازی نگیرم
...خب اون
...خب من
میخوام یکم باهاش بازی کنم
چی؟
...اون
لطفا اینکارو نکن
بچه جون
ببین منو
نه
منشی کیم
منشی کیم،توضیح میدم
میتونم توضیح بدم
...این- همین الان یادم اومد-
یادم اومد که شما کی و چطور آدمی هستین
چی داری میگی؟
خودشیفته ای که فقط عاشق خودشه
فکر میکنین که بقیه مهم نیستن
:پیش خودتون فکر کردین که چطور جرات کرده منو صاحب شه
واسه این پَرتم کردین نه؟
منشی کیم،داری اشتباه میکنی،اونجوریا که میگی نیس
رئیس لی میدونین چیه؟
اگه یکی ازم بپرسه اولین بوسه ام کِی بوده،
باید بین اون زمانی که پسری به اسم سانگ چول تو مهدکودک برا مسخره بازی
منو بوسید و حالا یکیو انتخاب کنم
منشی کیم
رئیس لی- بله؟-
میشه فردا رو مرخصی بگیرم
چی؟- ....فکر نمیکنم-
بتونم ریختتونو تحمل کنم
پس میرم
وایسا منشی کیم
بهرحال کار امروزم تموم شده
جرات داری بیا دنبالم
خوبه که هیچی دربارش نمیدونه
من که اصلا خوشحال نیستم
نباید اینجوری میشد
(قسمت۶)
بمحض اینکه لباتو لمس کرد پرتت کرد؟
...آره،واسه همین من
تو اینترنت خوندم ،نمیتونم باورش کنم
نظری ندارین که چرا اونکارو کرد؟
من دارم،بنظر اختلال برقراری رابطه جنسی داره
چی؟اختلال چی چی؟
جای تعجب نداره
خیلی از مردای جوونی که این اختلالو دارن میان کلینیک ما
...خیلی استرس دارن که
بدنشون اونو قبول نکنه،یه همچین چیزی (نتونن رابطه جنسی برقرار کنن)
مسخره بازی درنیار
جدی میگم،اختلال جنسی که جرم نیس
بنظرم مشکل روانی داره
چی؟- ...اون-
یه همچین واکنش شدیدیُ درست قبل بوسیدن نشون داد
فکر کنم با دیدن خانوما یا بوسیدنشون دچار شوک روانی میشه
و باعث میشه که همچین علائمی نشون بده
شوک روانی؟
یه دور دیگه بریم؟
بریم
بسه دخترا،من همینجا تمومش میکنم
چی؟باید بازم بریم بخوریم
خواهشا منو معاف کنین،فردا روز مرخصیمه
واسه همین باید تا جونت دربره بخوری
کی دیگه همچین شانسی گیرت میاد؟
نه،نمیخوام روز عزیزمو با کسالت خماری بگذرونم
میخوام فردا رو خوش بگذرونم
خب دیگه میرم
داری میری مراقب خودت باش
از اون داستانی که میسو تو نت خونده اطلاع داری؟
فکر کنم راجع به میسو و رئیس لیِ
میسو و رئیس لی؟
داری میگی که اون بچه مایه دار اختلال جنسی داره؟
یه بچه مایه دار نمیتونه اختلال جنسی داشته باشه؟
تمومش کن
نکته اش این نیس ،هس؟
نکته اینه که داره یه اتفاقایی بینشون میفته
یه همچین واکنش شدیدیُ درست قبل بوسیدن نشون داد
فکر کنم با دیدن خانوما یا بوسیدنشون دچار شوک روانی میشه
...شاید
دلیلی داشته باشه
اگه دلیلی داشته باشه چی؟
خدای من،خیلی مسخره ای
...منشی کیم میبایست
خیلی از بوسیدن من ذوق مرگ شده باشی
ازاونجا که خیلی منتظرش بودی،باید خیلی نا امید شده باشی
(...منشی کیم میبایست)
منشی کیم عذر میخوام
(منشی کیم عذر میخوام)
هرچی ساده تر بهتر
همیشه اولین قدم سخت تره،بعدش راحت میشه
الان دیگه عذرخواهی کردن خیلی سخت نیس
(منشی کیم،عذرمیخوام)
عذرخواهی؟چیزی بین ما اتفاق افتاده؟
نمیدونم بابت چی دارین عذرخواهی میکنین
اتفاقی بین ما افتاده؟
میخواد اون لحظه شیرین و پرشورُ فراموش کنه؟
تفسیر این جمله خیلی سخته
چی بگم؟
منشیتون اینجاس
چی؟چرا وقتی مرخصیه اومده اینجا؟
احتمالا حس ناخوشایندی بهش دست داده
منشی یانگ صبح به این زودی اینجا چیکار میکنی؟
معمولا بیرون واینمیسی؟
بله قربان
اما منشی کیم به من گفتن که امروزو نمیتونن بیان سرکار
...و از من خواست که
کرواتتونو براتون ببندم
چی؟- ...بهم گفت که-
اگه نباشه کسی نیس که کرواتتونو ببنده
نه،همونجا وایسا
نیا نزدیک- خوب میبندم-
نه
تکون نخور
قربان من انجامش میدم
(لیست کارهایی که باید امروز انجام بدم)
مطمئن میشم که تک تک لحظه های امروزو خوش بگذرونم
...اولین جایی که باید برم شهربازیه
رئیس لی
ازاونجا که تمام مدت مدت مث یه گاو سخت کار کردی
یه گاو عروسکی بهت میدم
اسمش گاوِ سخت کوشِ
هی گاوِ سخت کوش
بیا امروزو بیخیال هم شیم
چون همش منو یاد یکی میندازی
ای وای
چرا چشمامو بستم؟چرا؟
چه خجالت آور
عذر میخوام دیر رسیدم
خدای من
دقیقا۱۴دقیقه تاخیر داشتی
عذرمیخوام
...هی همین الانشم داری وقت تلف میکنی
واسه اینه که منشی کیم نیستش؟
نه اونجوری نیس
خونوادم هفته پیش اسباب کشی کردن یانگ پیونگ
واسه همین راهم خیلی دور شده
هی
نمیخواد مسایل خونوادگیتو اینجا شرح بدی
...کسی به این حرفا مشتاق نیس
به کارت برس
بله
فردا میرم بنگاه که یه جای جدید پیدا کنم
تو فکر اینم که بیام یه جایی همین دور و بر
اگه اینجوری بشه دیگه هیچوقت دیر نمیکنم
...این بحثو تمومش کن
جدا علاقه ای به شنیدنش نداریم
به کارت برس
بله
از این حرفا گذشته منشی کیم چرا امروزو مرخصی گرفت؟
نمیدونم،لابد طوریش شده
هیچیش نشده
سلام قربان
لازم نکرده راجع به کسی که اینجا نیس حرف بزنین
بجاش بیشتر تلاش کنین که نبودش جبران شه
بله قربان- بله قربان،نگران نباشین-
میرم دیگه- بفرمایید-
از سَر راهم برو کنار
سلام
خیلی حوصلم سر رفته
جی این داری چیکار میکنی؟
اگه وقت داری بیا امروز همو ببینیم
تو پیش دبستانی جلسه داری؟
...امروزُ چیکاره ای ایون مین؟اگه وقتت آزاده بیا
آه،رفتی پاکسازی پوست؟
باشه،ایشالا که خوب درمیاد
وقتی سرکار نیستم چیکار کنم؟
سلام،کیم میسو ام،همون که آخرین بار باهم قرار گذاشتیم
عذر میخوام اما درباره اون بچه دزدی سال۱۹۹۴
که گفتم پیگیریش کنین
میشه بپرسم چی شد؟
(خبرنگار پارک بیونگ هون)
آره،اول سعی میکنم اون پسرو پیدا کنم
سلام
میشه بپرسم کی هستین؟
همونی هستین که آخرین بار اومدین که رئیسو ملاقات کنین مگه نه؟
بله
(نویسنده لی سانگ یون،برنامه کنسرت کتاب)
شما همون نویسنده این که قراره تو کنسرت کتاب باشه؟
بله
آقای مورفس
خدای من
آره- سلام-
من از هواداراتونم آقای مورفس
باعث افتخاره که شخصا شمارو اینجوری ملاقات میکنم
چه خبره اینجا؟
خب دیگه من میرم
باشه- البته-
چه باوقار
بالاخره فهمیدم چرا این همه مدت قیافشو مخفی میکرد
باید دلیلش این بوده باشه که بیش از حد خوشگله
...به محض اینکه خودشو نشون بده
ای وای،ضربان قلبم رفت بالا
خیلی باحاله
دقیقا شبیه اون نویسنده پر فروشا نیس؟
من که رماناشو نمیخونم
اغلب برا خانوما نمینویسه؟
چی داری میگی؟
چون همه کتاباشو دوس دارن نویسنده پر فروشیه
آره درسته، کتاباش جوریه که
وقتی میخونی اصلا گذر زمانو حس نمیکنی
از اینا گذشته،آقای مورفس روزای قبل و امروز اومده شرکت
شاید به رئیس نزدیکه
فکر نمیکنم
یه جورایی جو سنگین نیس؟
شاید
یعنی اون دوتا چه رابطه ای دارن؟
...من
راز بزرگشونو میدونم
...خب میدونین،اون دوتا
برادرن
چی؟ چی؟
نویسنده مورفس
فرزند ارشد مدیرعامل شرکت یومیونگه
برای جلسه با گروه برنامه ریزی اومدم
یه نگاهی به برنامه شون انداختم کانسپتش به نظر بد نبود
نیازی ینست این چیزارو به من گزارش بدی
چون اون فقط یکی از چندین پروژه زیرنظر شرکته
واقعا باید ایننطوری حرف بزنی؟
دارم حقیقتو میگم
خب باشه
مطمئنا این چیزا برات اهمیت نداره چون توخیلی عالی و سطح بالا هستی
ولی فکر کنم پدرومادر نظرشون فرق داره
اونا هردوشون خیلی خوشحالن که
ما باهم کار میکنیم
برای همین اومدم
بهت بگم الان که اونا فکر میکنن ما اشتی کردیم و به خاطرش خوشحالن
الکی همه چیو شلوغش نکن و دعوا راه ننداز
نباید اینو به خودت بگی؟
چی؟
چون من نیستم که دعوا راه میندازم
منشی کیم می سو جایی رفته؟
ایشون امروز مرخصی هستن
اهان
من مورفسین هستم و عضو کلوپ طرفداراتون
نام کاربریمم "عاشق مورفس" هست
احیانا منو اونجا ندیدید؟
یه عالمه پست تو کافه طرفدارا گذاشتم
ببخشید از حالا به بعد حتما خاطرم میمونه
منم همیشه یادم میمونه
اقای نویسنده
ممکنه یه امضا بهمون بدید؟
برای بونگ سه را - و لی یونگ اوک-
منم ...منم لطفا
منم لطفا
بعد از ظهر نا اشنا
لطفا برای منم امضا بدید
وای خدا کی خریدینش؟
حتی پلاستیکشم درنیاوردید
بونگ سه را- لی یونگ اوک-
عاشق مورفس
یه لحظه- برو کنار-
لطفا بهم یه امضا بدید
خوبه که منشی کیم امروز مرخصی رفته
بله منشی کیم؟
بله من برنامه کاریشونو تنظیم میکنم
بله
راستی شما روز تعطیلتونو چیکار میکنین؟
چی؟ چرا خونه موندید؟
آهان باشه
چیزی نیاز داشتید بهم زنگ بزنید.. باشه . خدافظ
باید همچین روزیو بره بیرون با کسی بگذرونه
چیزی نیاز دارید؟
همه برنامه امروزمو کنسل کن.. یه کار ضروری برام پیش اومده
چشم
کسی جواب پیاممو نمیده.. منم کاری ندارم انجام بدم
وقتی بهش فکر میکنم من کسیو ندارم تو همچین روزی باهاش برم بیرون و
هیچ برنامه خاصیم ندارم و همشم تقصیر اون معاون رییسه
برای اینکه مجبورم همه چی رو تو زندگیم با اون تنظیم کنم
وای از دست معاون رییس
درباره من حرف میزنی؟
وای شما
یعنی اینجا چیکار میکنین؟
فکر یمکردم مثل الان داری به من فکر میکنی برای همین
اومدم با چشای خودم ببینم
میخوای امروز باهم بگذرونیم؟
چی؟- من امروز کارامو تعطیل کردم
تا با تو باشم
نیازی به اینکار نیست
من سرم شلوغه
به نظر که فقط این اطراف ول میچرخی کجا سرت شلوغه؟
سرم با ول چرخیدن شلوغه
چی؟
از کجا میدونستین خونم؟
وقتی جی آه باهات حرف میزد شنیدم
راستشو بگو ...میخواستی به دیدنت بیام مگه نه؟
شما همه جوره عالی هستین
حتی تو فکرای اشتباه کردنم عالی هستین
درسته من همه جوره عالیم... پس بهم اعتماد کن و روزتو بامن بگذرون
من امروز سرگرمت میکنم
سرم شلوغه
تصمیم گرفتم حالا از اینجا یه جایی دوری برم
با این لباسا؟
یه شانس بهم بده جبران کنم
مخصوصا برای تو هم
من برنامه خاصی در نظر دارم
توی یه رستوران درجه یک سنتی غذا میخوریم
درحالیکه به یه اجرای اکستر گوش میدیم
بعد سوار یه قایق تفریحی میشیم تا یکم تو دریا بگردیم
بعد فورا از کنار رودخونه با هلی کوپتر میریم به فرودگاه
با هواپیمای شخصیم میریم ژاپن
برای شاممون سوشی میخوریم و برمیگردیم
وایستین
من اصلا نمیخوام این کارارو بکنم
چرا؟
امروز تعطیلم
هرجور خودم بخوام روزمو میگذرونم
نه اونطور که شما میخواید
پس من کاری که تو بگیو انجام میدم
نمیتونی- میتونم-
نمیکنی اینکارو- میکنم-
خب پس
میخوای با اتوبوس بری سفر؟- آره-
سفر به اروپا یا سواحل مدیترانه نه بلکه
سفری که اتوبوس بگیری و اطراف شهرو بگردی؟
منظورت اینطور سفریه؟- بله-
منشی کیم
سعی نکن برعکس سبک زندگی من بری جلو . فقط کاری که دلت میخوادو انجام بده
دلم واقعا همینو میخواد
من همیشه تو مسیر کارم سوار اتوبوسای شلوغ مشم
همیشه دلم میخواست با اتوبوس تا ایستگاه آخرش برم
توی روز روشن و بدون مشغله فکری
ولی برای شما باید سخت باشه
چون بدتون میاد سوار وسیله ای بشید که یه غریبه میروندش
برای همین همیشه وقتی مینوشید از من میخواید بیام براتون رانندگی کنم
انجام اینکار براتون سخته مگه نه؟
بریم
واقعا میخواید سوارش بشید؟
بهت گفتم امروز هرکاری بخوای میکنم
واقعا؟
من پرداخت میکنم
برای دو نفر لطفا
موجودی کافی نیست
همچین خبر تحقیر آمیزیم اطلاع میده؟
من میدم
بفرمایید
موقع طراحیش قدبلندایی مثل منو در نظر نگرفتن
اینو بگیرید
بیا بشین
نه شسما باید بشینید
بیخیال خودم میشینم
دیدی؟ وای خدا پاهاش چه ضعیف بودن
اگه میخواستید اینطوری کنید بهتر بود از اول خودتون بشینید اینجا
انگار پاهاش هیچ زوری ندارن
آفتاب هنوز اون بالاس
آره
هوا گرمه چرا نریم یکم مرغ و آبجو بخوریم؟
من نمیتونم
باید برم پیش بنگاهی دنبال یه خونه جدید بگردم
فردا میبینمتون- باشه خدافظ-
شما میای؟
مرغ و آبجو به یه ورم
وای آقای کو
ما میخوایم یکم مرغ و آبجو بخوریم شمام میاید؟
الان گفتید نمیاید
کی گفتم؟
شمام باهامون میاید؟
بریم استرس کار امروزو از تنمون بدر کنیم
به نظرم کار کردن بهترین راه تخلیه استرسه
وقتی میخواید استرستون رو از بین ببرید
هیچی بهتر از تموم کردن کارتون نیست
پس خوش بگذره بهتون
شاید دفعه بعد
پس فعلا
بزن بریم برا مرغ و آبجو بزنیم تو رگ
من نمیام
همین الان گفتید میخوای بری که یکم استرس بدر کنی
گفتم میخوام با اقای کو برم
نه با شما
شما یکم کم هوشید.. وای
اا فقط میخواستم اگه تونستم ضربه پیشونی بزنم بهش
اگه شد
تمیز و خوبه
میتونم فورا اسباب کشی کنم اینجا؟- البته؟-
اوه درسته میخواید پشت بومم چک کنید؟
منظره قشنگی داره
میتونم پشت بومم ببینم؟
البته برای استفاده همگانیه
یه مرد جوان تو اتاق پشت بوم زندگی میکنه
و اونجا یه باغچه کوچیک درست کرده برای کاشت کاهو و گوجه گیلاسی
باید خیلی سخت کوش باشه
سخت کوش و صرفه جوئه
خیلی پر شور و سرزنده ست
اجارش ماهی پونصد دلار با ودیعه ده هزار دلاریه
صاحبخونه رو به سختی متقاعد کرد و اجاره رو 420دلار کرد
واقعا؟
برید پشت بوم رو ببینید اول ..من بعد این تماس دنبالتون میام
باشه
بازم درومد
کت و شلوارم همش پاره پوره میشه چون کت و شلوار دیگه ای ندارم
چه بدبختی ای
آقای کو
شما
اینجا چیکار میکنید؟ تعقیبم کردین؟
چی؟ نه اینطور نیست
درسته من فقط یک دست کت و شلوار دارم
چی کنجکاوتون کرد که به خاطرش تا اینجا دنبالم اومدین؟
من دنبالتون نیومدم
برای کرایه خونه اومدم
قراره تو یکی از اتاقای اینجا زندگی کنم
چی؟
خب خدافظ
واستید
مردم فکر میکنن من سخت کوش و جذابم
و من جذابترین کارمند توی شرکت یومیونگم
اگه این وجهه منو خراب کنید
نمیتونم از پسش بربیام
نگران نباش
میشه یه چیزی ازتون بخوام؟
اون دکمه چی شد؟
مطمئنم اون موقع دکمه رو انداختید
محض احتیاط
از قبل یه عالمه دکمه خریده بودم
چه غذای معرکه ای میخوای بخوری که
مجبور شدیم براش اینهمه راهو بیایم؟
داریم به رستوران مورد علاقم میریم
اونجاست
گو اسکین (اسکین:پوست)
گو اسکین؟
باعث میشه واقعا بخوام برم خونه
پس برو خونه
هرجا بری منم میام
گفتم امروز هرکاری بخوای میکنم
ببخشید دو پرس پوست خوک میخوایم
باشه
یکم بخور
برای دریافت زیر نویس به کانال تیم ترجمه بارکد ملحق شوید " -♥مترجمین: Hamzeh٬ Mahya٬ Saba ٬Nasi ♥-
برای اینکه اون تیکه رو بهت ندادم کوبیدی بهش؟
البته که نه، سوءتفاهم شده برات
حالا بیخیال، اینجارو دوست داری؟
نه که دوستش داشته باشم عادت کردم بیام اینجا
هروقت میخواستیم غذا بخوریم با خواهرامو بابام میومدم اینجا
خونوادهی من قرض و قوله زیاد داشتن
واسه همین نمیتونستیم بریم رستورانای گرون استیک بخوریم
اوهوم
پدرت چجور آدمیه؟
برعکس روزای دیگه سوال زیاد میپرسی ازم
اون یه راک استاره
چی؟
اون گیتاریست یه گروهه
قبلا بهت گفته بودم که ازش کلاهبرداری شد
اونموقعی که یه مغازه ابزار فروشی توی *ناگ وون آرکید داشت *مرکز فروش آلات و ابزار موسیقی
گفته بودی
گفتی که بخاطر همین توی سن جوونی شروع کردی به کار کردن
درسته
بعد از اون، واسه خاطر جمع کردن پول برای شهریه خواهرم
اون تمام تلاش خودشو کرد که توی ساخت و ساز کارگری کنه و مجروح شد
اون حتی از یه مزدور نزول گرفت که یه تغییراتی ایجاد کنه
که اون خودش به یه مشکل دیگه تبدیل شد
اینا همش به خاطر این اتفاق افتاد که خودشو مجبور به انجام کارایی کرد که اصلا بهش نمیومد
الان، داره کاری که دوست داره رو انجام میده
و خواهرام هم به آرزو هاشون رسیدن پس همه چی خوبه
به خاطر خانوادت احساس نا عادلانه ای نداری؟
نه، اینجوری نیست که از قصد اینکارارو کردن
از قدیم گفتن که وقتی خودتو بخاطر
خانوادت قربانی کنه ارزشمنده
ولی درواقع نیست
فقط خودتو میبازی
با عذاب کشیدن و قربانی کردن خودت
توی هر موقعیتی مهم ترین چیز
خودتی
هرگز نباید فراموش کنی که بیشترین ارزش و بیشترین اولویت با خودته
هرگز فراموش نکن
چرا میخندی؟
فکر میکنم که نه سال گذشته خیلی سخت بوده
با دیدن این همه خودشیفتگی هایی که داشتی
الان داری منو آروم میکنی
منظورت چیه از خودشیفته؟ بی ادب
بخور
بده به من، من کبابشون میکنم
چی؟
امروز توی مرخصی ای، منم دارم سعی میکنم خودمو با تو اخت بدم
پس اینکارم امتحان میکنم
دیگه چیکار میخوای بکنی؟
نمیدونم
بامزه ان
هنوزم از این عروسکا دوست داری؟
بهتون گفته بودم که عروسک دوست دارم؟
توی ارزیابیت نوشته بودی
که دوست داری یه عروسک گنده از کسی که دوسش داری بگیری
آها راست میگی گفته بودم
میتونم امتحانش کنم؟
البته
بزن بریم
خوبه
خب دفعه اول بود طبیعیه
من امروز باید تورو بگیرم
نزدیک بودا، دستام چقد دیر گرم میشه امروز
ایندفعه دیگه میگیرمش
بکش کنار منشی کیم
خسته شدم انقد که تو بازی کردی
از چیزی که فکرشو کنی سخت تره، به این راحتیا نمیتونی انجامش بدی
قاعده شو با دیدن به دست اوردم
زاویه
و زمانبندی چیزای مهمی هستن مثل این
فکر کنم فهمیدن قاعده و بازی کردن خیلی با همدیگه فرق دارن
نتونستم تمرکز کنم چونکه داشتم توضیح میدادم
زاویه دقیق و زمانبندی درست
همین حالا
ایندفه دیگه میتونم
لطفا
وای جون ننت
فقط یه دور دیگه
دیگه باید گرفته باشمش
بله نزدیک بود
این دستگاه چقد پولشه؟ رئیس
بیا بریم دیگه این چقده؟
بیا یکم دیگه پول بگیریمو بریم
نه بسته دیگه
فردا میای سرکار نه؟
البته
من دوباره برمیگردم که زندگی رو از نگاه شما تجربه کنم
پس، فردا میبینمتون
خدافظ
خسته نباشی گاو جونیم، خوب مراقب خونه باشیا
چطورین آقای بیون هون؟
سلام میسو خانوم
سرحال و سر زنده ام
دیروز یکم سرم شلوغ بود بخاطر همین امروز بهتون زنگ زدم
متاسفم، و راجع به اون پرونده سرقت بچه
که سری پیش بهش اشاره کردید بله دارم گوش میدم
مثل چیزی که دنبالش میگشتی نبود
ولی پسر رئیس گروه یومیونگ
برای چهار روز تو سال ۱۹۹۴ دزدیده شد
این اتفاق توی زمین خرابه اتفاق افتاد که الان زمین یومیونگه
توی زمین خرابه؟؟
بله، شرکت جلوی تمام گزارشگر ها رو برای پیگیری پرونده گرفت
بخاطر همین هیچ گزارشی نیست که اونموقع کلاس چهارم بوده
گشتم
و فهمیدم که پسر بزرگتر اونموقع کلاس چهارم بوده
وقتی کلاس چهارم بودم اوضاع درست و حسابی نبود
ببخشید ولی ۹ سالگی
ینی که شما کلاس دوم بودین من کلاس چهارم بودم
انقدر باهوش بودم که دو سال جهشی خوندم
با داداشم توی یه کلاس بودم
نه، رئیس لی هم کلاس چهارم بودن
منشی کیم
به چی فکر میکنی؟
سلام بشین دیگه
خیلی خب بزن بریم
خب، آقای پارک
چی؟ بچه دزدی؟
بله
چیزی راجبش از رئیس لی شنیدی؟
یونگ جون و من خیلی وقته با هم دوستیم
ولی اون هیچوقت همچین چیزی رو به من نگفته
و همینطور راجب بچگیاش مرموزانه صحبت میکنه.
پس هیچ چیزی راجبش نمیدونی
بله
ولی میتونم بپرسم چی باعث شده که
دنبال این پرونده باشی؟
دقیقا یادم نمیاد
ولی فکر میکنم
برای یه روز تو یه خونه محفوظ شده بودم
چی؟
اونجا یه اوپا کنارم بود
و فکر میکنم که اون رئیس لی بوده
خب تو گفتی که هم داداشش و هم خودش کلاس چهارم بودن
اون پسره اسمی از خودش بهت نگفت؟
گفت ولی یادم نمیاد
چرا فکر میکنی که ممکنه اون یونگ جون باشه
منشی کیم
بله
تو گفتی که از عنکبوتا میترسی و ازشون وحشت داری
منم همین حسو راجب بست ها دارم
پس لطفا ازشون داخل دفتر من استفاده نکن
لطفا، باشه؟
یه چیزی هست، بذار ببینم نه
فقط
حدس زدم
چرا مستقیم ازش نمیپرسی؟
راجبش فکر کردم، حتما
ولی
اگر راجبش حرفی نزده باشه
شاید دلیلی داشته
هیجان انگیز نیست، میدونی
باید ازش ترس داشته باشه
بخاطر همین نمیتونم بپرسم
فقط خوشحال میشم که دوست بچگیم رو پیدا میکنم
و
لطفا جوری رفتار کنید که چیزی راجبش نشنیدید
عَییی خِداا نگران نباش
همونطور که گفتی
باید یه دلیلی داشته باشه که طی نه سال
چیزی راجبش نگفته
منشی کیم
دیروز خوب استراحت کردی؟
بله کردم
"معاون رییس لی یونگ جون"
رییس لی امروز زود اومدن
گفتن که چون دیروز نبودن کارای زیادی دارن
چرا اونجوری بهم زول زده؟
مجذوب چهره جذابم شده؟
خب، اگر چهرم جذاب نبود که
مردم جذبم نمیشدن
کارم داشتین؟
آره منشی کیم، خیلی کتابا هست که باید بخونم
میخوام از شر کتابایی که نمیخوام بخونم خلاص شم
میتونی کمکم کنی؟ البته رییس
کی وقت داری؟ هروقت شما بخواین
پس امشب چطوره؟ خیلی خوبه
چرا یهویی حس همکاریت زده بالا؟
شما بهم قدرتی که میخوام رو میدین
پس میخوام هرطور که میتونم کمکتون کنم
چی؟
رییس
چیزی هست که میخوای بهم بگی؟
خیلی ذوق مرگ شدم که دوباره همو دیدیم
منم
مرخص میشم دیگه
دیشب همدیگه رو دیدیم
حالا چون منو دوباره امروز دیده ذوق مرگ شده؟
نکنه رو من نظر داره؟
جدی؟
چقد مسخره چخبره؟
به چی دارن میخندن؟
وای چقد بدم میاااد
حالت تهوع گرفتم راجب من حرف میزنن؟
شاید باورت نشه ولی فقط یه دونهس
خانم کیم یا اسطوقدوس
میشه یه لحظه وقتتو بگیرم؟ جان؟
چرا... چیشده مگه؟
اون دوتا
داشتی راجب من حرف میزدی آره؟
ببخشید؟؟ نخیرم
تو روم دروغ نگو خودم شنیدم
شاید باورت نشه
ولی فقط یه دونهس، اینا چیزاییه که گفتی
داشتی بهشون میگفتی که من یه دونه کت شلوار دارم
نه نخیرم
انترنمون میگفت که
چقد کافه مون خوبه
منم داشتم بهشون میگفتم
که این تنها کافهی کشوره که آشپزی داره
که توی رستوران هتل کار میکرده
پس
واس چی نگا نگا کردی و خندیدی؟؟
خب من چهرهی خندانی دارم.. اینجوری
حالا هرچی، بهتره حواستو جمع کنی
چهار چشمی میپامت
چی چیشده چخبره؟
شما دوتا راجب چی حرف میزدین؟
چیز مهمی نبود به نفعته که بهم بگی
...جی آه احیانا داری با
آقای کو لاس می زنی؟
لاس زدن چیه دیگه. خونم از دستش به جوش میاد
درباره چی حرف می زنی؟خون من به جوش میاد
خدای من
داره چی کار می کنه؟
دارید برای نهار کاری می رید بیرون؟
ماشین آمادست
درباره کار نیست
پس لازم نیست بیای.از نهارت لذت ببر
بله
یه لحظه لطفا
فقط می خواستم کراواتتون رو درست کنم
متاسفم که زودتر شما رو نشناختم
چی؟
درباره کراواتتون صحبت می کردم
منشی کیم چشه؟
امروز عجیب و غریب رفتار می کنه
...به نظر میاد احساساتش نسبت به من
تقریبا سه برابر عمیق تر شده
به خاطر اینکه باهاش خیلی خوب بودم تحت تاثیر قرار گرفته؟
ایندفعه می گیریمش
اگه دیشب براش یه عروسک می بردم حسابی امروز توی دردسر میفتادم
اگه این طوری شده بود احساساتش نسبت به من 10 برابر بیشتر می شد
گرفتمش. اوه نه
گرفتمش.من گرفتمش
....خواهش می کنم
خیلی کارش بده
الآن چی گفتی؟ - توی این بازی افتضاحی -
بزن کنار آقای بیکار
چی؟ بیکار؟
آره. مامانم گفت کسایی که نمی رم سرکار بیکارن
شمابچه ها اینو می گین چون منو نمی شناسین
...شرط می بندم حداقل یکی دوتا از وسایل خونتون
...یا اسباب بازیاتون
ساخت شرکت منه
به عبارت ساده تر
من پولدارم
اگه پولداری چرا داری با ماشین شانسی بازی می کنی تا اسباب بازی ببری؟
دقیقا. مگه نمی تونی 100 تا از اونا بخری؟
اشتباهه. چون اون موقع منصفانه نیست
اسباب بازی مثل این وقتی ارزشمنده که برنده بشیش
بچه ها
من لازمه که تمر کز کنم
خیلی خب بزن بریم
خدای من داره میاد بالا
منشی کیم
یه مهمون داری؟ - بله؟ -
می خواستم ازت بابت اینکه باعث شدی از روز تعطیلم لذت ببرم تشکر کنم
"اسمش هست"من رو به یادبیار
...اوه، این
متاسفم که شما رو به یاد نیاوردم
،می فهمم که تحت تاثیر قرار گرفتی
اما اون فقط یه عروسک اسباب بازیه. چرا داری گریه می کنی؟
منشی کیم
ماداریم می ریم بیرون قهوه بگیریم. شما هم یکی می خواید؟
منم یکی می خوام
راستش من می رم می گیرمشون
زود برمی گردم
چشماش پر از اشک شد. انقدر تحت تاثیر قرار گرفت؟
3تا لاته و 3 تا آمریکانو لطفا
حتما
اوپا من می خوام برم خونه
گریه نکن می سو
اگه گریه نکنی یه چیز خوشمزه بهت می دم
یه چیز خوشمزه؟
بگیر، شیرینی کاراملی
اینو بخور و گریه نکن
قول می دی؟
نوش جونت
اوه منشی کیم. خیلی بدشد. من باید می رفتم
شیرینی کاراملی هم خریدی؟
می خوام بدمش به کسی
کی؟ اونی که می بینیش؟
هی اینو می گی
فقط یکی که می خوام ازش تشکر کنم
...منو به یاد نمیاره اما بازم
راستی شنیدی؟
یه پیام از دوستم که عضو کلوب طرفدارای مورفس هست گرفتم
ظاهرا، مورفس رو وقتی بچه بود دزدیدن
چی؟
توی پستی که قبل مشهورشدنش توی وبلاگ گذاشته نوشته
بلافاصله بعد ازانتشارش پاکش کرد اما بعضی از طرفدارا هنوز اسکرین شاتش رو دارن
غیرممکنه
می تونم ببینمش
(داستانی از خیلی قبل نوشته مورفس)
در خیابانهای خالی یک منطقه در حال بازسازی
همیشه می تونم صدای خرد شدن سیمان رو بشنوم
...درآهنی سیاه هر وقت باز می شد
صدای ترسناکی می داد
(داخل نشوید)
...نمی شد که
از پنجره مات بیرون رو دید
درحالی که به طنابهایی که توی اتاق پذیرایی بودن نگاه می کردم دعا می کردم
...که ای کاش میشد از اونا رد بشم و از این اتاق فرار کنم
مثل عروسک بونی رها شده در اونجا
منم رها شده بودم و به تدریج روح سرزندگیم رو از دست می دادم
اوپا - تو احمقی مگه نه؟ -
من احمق نیستم
من فقط 5 سالمه
ولی بهتر از خواهر بزرگترم مال هی می تونم کتاب بخونم
اوپا خیلی زود میاد به دیدنت
واقعا؟ تو خیلی زود میای به دیدنم مگه نه؟
آره - من هیچ وقت اسم اوپا رو فراموش نمی کنم -
...اسم اوپا هست...لی
...لی - نادون دوباره فراموش کردی -
دوباره اسمم رو بهت می گم
...من لی سونگ
خودشه
...لی سونگ
اسمش لی سونگ یونه
خودشه
...لی سونگ
اسمش لی سونگ یونه
درسته اون هیونگ من بود
اونی که دزدیده شد هیونگ بود
پس می تونم یه چیزی بپرسم؟
اون زخم روی مچ پاتون از کجا اومده؟
چرا یهو درباره اون می پرسی؟
به نظر می رسید که خاطره بدی داشته باشید که می خواید ...فراموشش کنید
و همین طور به خاطر جای زخم روی مچ پاتون
...فکر کردم که شما - ...اون زخم -
به یه دلیلی وقتی بچه بودم به وجود اومد
به خاطر این بود؟
بله؟
...به خاطر این کل روز به من زل زده بودی چون
فکر می کردی من پسری هستم که تموم این سالها دنبالش بودی؟
معذرت می خوام . اشتباه گرفتم
اوضاع و احوالت خوبه؟
اومدم قرارداد امضا کنم و گفتم یه سری هم بزنم
دیروزم امده بودم اما تو نبودی
روز مرخصیم بود
که این طور
فکر کردم بهت زنگ بزنم
اما فکر کردم بهتره حضوری باهات صحبت کنم
به خاطر همین اومدم
...می خواستم عذر خواهی کنم که نگفتم
من و یونگ جون برادریم
خانم می سو، چی شده؟
مشکلی پیش اومده؟
...پس داری می گی که
ما اونجا باهمدیگه گیر افتاده بودیم درسته؟
...واقعا هیچ خاطره ای از
اینکه باهم اونجا بودیم نداری؟
...راستش بخشهایی از حافظم رو به خاطر شوک
دزدیده شدن از دست دادم
چقدر رو به یاد میاری پس؟
می خوای هرچی می دونم بهت بگم؟
بله
...من و اون
از بچه گیمون باهم بد بودیم
چی؟
منظورم یونگ جونه
دقیقا مثل الآن اون خیلی خودشیفته بود
تو همه چیز از من بهتر بود
و همش هم با من مقایسه می شد
وقتی که من کلاس چهارم بودم
یونگ جون دو سال جهشی خوند و ما توی یه کلاس افتادیم
...اون پسر باهوش
خیلی زود همه دوستام رو جذب خودش کرد
بعدش اون طرف اونا رفت و من رو اذیت می کرد
به خاطر اینکه ازش ضعیف تر بودم من رو مسخره می کرد
بله؟
من خیلی با دوستای برادرم دعوا کردم
می گفتن من بی ادبم و باهام دعوا می کردن
اما فکر کنم مشکلی نداشتید چون با برادرتون بودید
نه
اون بدتر بود
اون بدترینشون بود
یه روز یونگ جون من رو برد به یه منطقه درحال بازسازی
گفت می ره و نوشیدنی می خره و بهم گفت اونجا منتظرش بمونم
یونگ جون برنگشت
و وقتی که منتظرش بودم
من رو دزدیدن
رئیس
خیلی خوشحالم که دوباره می بینمتون
متاسفم که شما رو انقدر دیر شناختم
رئیس من اومدم
اول برو اتاق مطالعه
...بله. من اول اونایی رو مرتب می کنم که
اصلاح شده و تجدید چاپ میشن
(متقاضیان سمت منشی آقای لی یونگ جون)
(رزومه)
چرا من انقدر شبیه ادمای دست و پا چلفتی بودم؟
چرا اینا رو نوشتم؟
...می خواستی پز بدی که نمره های کالجت
خیلی عالی بودن؟
این خیلی خجالت آوره
(رزومه)
(فارغ التحصیل کمبریج)
(منشی حرفه ای)
(رزومه)
(رزومه)
(منشی حرفه ای)
چرابه جای اینا من رو انتخاب کرد؟
...کنجکاوی که
چرا اون موقع تو رو استخدام کردم؟
بله؟
بله
چون تو می سویی
چون تو کیم می سویی
(منشی کیم چشه؟)
چه قرار ملاقاتی داری؟
من کیم؟
چی کار می کنی؟
تصادف؟
شما هم دیگه رو دوست دارین اما هنوز قرار نمی ذارین
به جای تلاش برای برگردوندن خاطراتش
باید با من خاطراتش رو بسازه
دلیل ایتکه من اینجا اومدم
همکاری و اتحاده
نه من اومدم تا احساساتمون رو
به رابطه تبدیل کنم بله؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.