All language subtitles for Whats.Wrong.With.Secretary.Kim.E04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati Download
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تيم ترجمه بارکد براي دريافت زيرنويس فارسي اين سريال به کانال تیم ترجمه بارکد ملحق شويد @barcodesubtitle

مترجمین: Hamzeh٬ Mahya٬ Saba ٬Nasi اوه درسته بخاطر برد

مشکلی نداری اینقدر به یه مرد غریبه نزدیک باشی؟

البته،بهتر از بازنده بودنه

درسته ،تاوقتی که میبری

اهمیت نمیدی به کی دست میزنی

درسته

حتی اگه اینقدر بهت نزدیک بشه؟

البته

این چی؟

رو من اثر نداره

این چی؟

میرم یه کیسه یخ بیارم

...اوه

به این زودی خوابش برد؟

هی بچه جان

میشه کمکم کنی؟

بیا اینجا

بیا

!نه- رئیس-

!رئیس

خوبین؟

یخورده چای میل کنین

الان بهترین؟

آره،ممنون

خیلی کابوس میبینین؟

نمیدونم

نمیخوام...امشب تنها باشم

منشی کیم- بله قربان-

...نمیشه اینجا بخوابی

فقط یه امشبو؟

عذر میخوام؟

امشب اینجا بخواب

چی؟

منظورتون چیه؟

...میدونم این ترس طبیعیه

بعد اینکه از خواب میپرین

اما شما که بچه نیستین،چطور همچین چیزی از من میخواین؟

جدی گفتین؟

دارم میگم چون دیروقته تو اتاق مهمون بخواب

چیه...چرا اینقدر دستپاچه شدی؟

چی؟

خیلی وقتا وقتی تا دیر وقت کار میکردی اینجا میخوابیدی

درست میگین.حق با شماست

چه مرگمه؟

انتظار چی رو داشتی؟

منظورتون چیه؟من انتظاری نداشتم

بله؟

باشه

متاسفانه فکر نمیکنم امشبو بتونی اینجا بخوابی

ببخش که ناامیدت کردم

منظورتون چیه که میگین ناامیدت کردم؟

اصلا قصد نداشتم که اینجا بخوابم

قربان فکر کنم دیگه حالتون بهتر شده،پس من دیگه میرم خونه

با اجازه

موندم کی زنگ زد بهش

خیلی خوشحال نشد

(قسمت چهارم)

اوه چیکار میکنی

خیلی عذر میخوام

باید بیشتر دقت کنی

بنظر که صفحه اش سالمه

اونو نمیگم

مشکلی نیس

اگه این شکلی اینور و اونور بری که زمین میخوری

خودم میتونم

ممنون

بفرمایید- باشه خب،خداحافظ-

چه آدم دلنشینی بود

کاملا عکس اون شخص خاصی که من میشناسم

حتی تعارفم نمیکنی که بشینم؟

این موقع از شب چی میخوای؟

یه برادر بزرگتر برا رفتن به خونه داداش کوچیکترش نیاز به دلیل داره؟

ماه پیش که رمان جدیدم منتشر شد برگشتم

...بدون اطلاع قبلی اومدم

و فهمیدم که پدر و مادر جزیره ججو ان

...حسش نبود که برم تو یه خونه خالی

گفتم خوبه که یه سر به تو بزنم

...وحقیقتو بهت بگم

اومدم اینجا چون میخواستم ببخشمت

...هنوزم برام سخته

چون هنوزم نتونستم اون حادثه رو فراموش کنم

...اما متنفر و دلخور بودن از تو

فقط دردمو بیشتر میکنه

...واسه همین فهمیدم که

دیگه بخشیدمت

میشه باهم مشروب بزنیم؟

وقتی فرانسه بودم تو سه مورد به خودم سخت میگرفتم

نوشتن،زنها

و مشروب- بهتره همین الان بری-

چی؟- خسته م-

شرشونو کم کردم قربان

خوب هستین؟- چی بود اون؟-

چون مربوط به خیلی وقت پیش میشه فراموش کردم

عذر میخوام

مشکل برطرف شد قربان

رئیس حالتون خوبه؟

کیم میسو

بله قربان

گفتی که بشدت از عنکبوت میترسی

بله قربان

گیره کابل هم برا من همون شکلیه

پس دیگه ازش استفاده نکن

خواهش میکنم

بله قربان،متوجه شدم

اون اولین روزی بود که رئیس،که تو همه چی بی عیب و نقصه

جلو من مث یه فرد معمولی رفتار کرد

آخ میسوزه

شاید بخاطر مسابقه زیادی سفت بستمش

چرا مدام میگین مشکلی نیس؟- نه-

اون زخم روی مچ پاش برا چیه؟

قبلنا چه اتفاقی براش افتاده؟

مچ پاتون خوبه؟

همه برنامه این هفته تونو کنسل کردم پس میتونین استراحت کنین

از خانم شین خواستم یخورده حوله داغ برا پاتون آماده کنه

شبتون بخیر

بازم غر میزنه

خیلی خسته کنندس

عذر میخوام که دیر کردم منشی کیم

مشکلی نیس،اما دیگه از فردا زود بیا

باشه.

اوه مچ پای رئیس خوبه؟

مشکلشون جدی نیس،اما فکر کنم بهتره یخورده استراحت کنن

واسه همین برنامه امروزشونو کنسل کردم

لطفا قرارای کنسل شده رو از نو تنظیم کن

باشه

بزارین من انجام میدم

چیکار کنیم؟- باید سریعا گزارش بدیم-

اه حواسمو پرت میکنین- موقعیت اوژانسیه-

چه خبره؟- ...خب-

...مرکز هنر گروه یو کی روز افتتاحیشو جلو انداخته

انداخته اول آگوست- چی؟-

مشکلش چیه؟

نمیدونی چه خبره نه؟

برنامه ریزی شده که مرکز هنرمون ۲۰آگوست افتتاح بشه

عمدا برنامشونو جلو انداختن

برا جلب افکار عمومی باید ما اول افتتاح کنیم

...رئیس خیلی نگران این مسئله س

چون تاریخ افتتاحیه بهم نزدیکه

...قبل از اینکه برسن بیاین بررسیش کنیم- فقط یه راه داریم-

سلام

افتتاحیه رو بندازیم جولای

اون که ماه بعده

فقط چند روز دیگه مونده

باشه ما کارارو روبراه میکنیم

چی؟- چی؟-

اینجارو،اینو از تیم برنامه ریزی گرفتم

الو،از دفتر معاون رئیس تماس میگیرم

ایشون دارن میان به مرکز هنر

میخوان روز افتتاحیه رو بندازن جولای

دارم اطلاعات مربوط به مراسم افتتاحیه رو پرینت میگیرم.

آمادشون کن که بتونه تو راه بخونشون.

میتونیم ماه آینده بدون هیچ مشکلی موزه رو بازگشایی کنیم؟

خب، متاسفانه،

بخش اصلی هنر نمایشگاه بیرونی هنوز کامل نشده.

جابه جایی و نصب قطعات به زمان بیشتری نیاز داره.

هنرمندارو حمایت کنین...

اینطوری اونا میتونن اول مصالحو به اینجا منتقل کنن و بعد قطعه رو اینجا کامل کنن.

باشه.

میتونیم سالن کنسرتو ماه آینده بدون هیچ مشکلی بازگشایی کنیم؟

خب، متاسفانه،

میتونیم ماه آینده کتاب خونه رو بدون هیچ مشکلی بازگشایی کنیم؟

...خب- ...این-

متاسفانه اینام هنوز آماده نیستن؟- عذر میخوام.-

هنوز به مورد کپی رایت رسیدگی نکردم

درباره ویدیو ایدز مث فیلم و مستند.

ازنظر کپی رایت اگه فییلم رو نمایش ندیم مشکلی پیش نمیاد

میتونید نمایش فیلمهاررو به ترتیب برای

فیلمهایی انجام بدید که شکل کپی رایتشون حل شده

...میدونم به خاطر تغییر ناگهانی برنامه عصبی و دستپاچه شدی

اما خواهش میکنم همه چیو بدون هیچگونه اشتباهی آماده کن.

بله رئیس.

بیا بیشتر اطراف کتابخونه قدم بزنیم.

بله، رئیس.

به طرز فوق العاده ای طراحی شده.

میخوام تمام روزو اینجا کتاب بخونم.

این یه موفقیته چون اولین برداشت از اینجاست

خدایا.

تماس میگیرم و موقعیتو بررسی میکنم.

بله، سلام.

ساختمان داخلی قدرتشو از دست داده.

نه، تو نباید بیای اینجا.

خواهشا اول سیستمو بازیابی کنین.

بله.

نمیتونم اینو باورکنم.

این مربوط به زمانی نمیشه که اونا معامله رو تموم کرده ن بدون درظر گرفتن مشکلات؟

خدایا.

تماس میگیرم و موقعیتو بررسی میکنم.

بله، سلام.

ساختمان داخلی قدرتشو از دست داده؟

نه، تو نباید بیای اینجا.

خواهشا اول سیستمو بازیابی کنین.

بله.

نمیتونم اینو باور کنم.

این مربوط به زمانی نمیشه که معامله ساختمان بدون در نظر گرفتن مشکلات،تموم شد؟

ترسوندیم.

عذر میخوام.داشتم سعی میکردم چراغ قوه رو واستون روشن کنم.

مطمئنی به خاطر من بود؟

البته.

حالت چهره ت تو این لحظه یه خورده بامزه به نظر میرسه.

خدایا.

منشی کیم.من بامزه نیستم،به طرز کشنده ای جذابم.

اشتباه از من بود.

از این طرف.

...خب

این یکی از کتابای مورد علاقه منه

("هر لحظه تو بودی")

همه‌ی فانتزیای رمانتیک قرار گذاشتنم این توئه

(شما باید با همچین کسی قرار بذارید.)

مخصوصا این قسمتو دوست دارم

"من میخوام تو رابطه ای باشم"

"که فقط با یکبار بقل کردنت"

"تمام خستگی روزم رو بشوره ببره"

"حتی اگر باعث نشی که قلبم"

"برات بال بال بزن"

خوب نیست؟

بچگانس

حمام کلاس اول من

مجهز به سیستم آنیون، ویتامین و استریلیزاسیون بود

همین کافیه تا خستگی تمام روزم از بین بره

این معنیش این نیست که

شاید فکر کنی بچگانه باشه

ولی این عشقیه که من همیشه آرزوشو دارم

تا حالا بهت گفته بودم چقد خوشگلی؟

چی؟

نه

خب، البته که نه، چون هیچوقت احساس نکرده بودم که خوشگلی

دیگه دارن خیلی لفتش میدن که

دوباره زنگ میزنم بهشون

بیخیال، بیا بریم بیرون

اینجا یه ذره خفه‌س

اوکی

از اینور

رییس، خروج از اینوره

تو مکانیزم ساختمونا رو نمیشناسی

خروج از این طرفه

خب. باشه

به جای مکانیزم

چرا با کسی که اکثر اوقات اینجائه مشورت نمیکنی؟

خروج اونجاییه که من گفتم

درواقع این یه معماری جهانیه که توسط خودم انتخاب شده

طراحی نوآورانه‌س مکانیزم ساختمون رو از بین میبره

یادم باشه که از این برای استراتژی مارکتینگ‌مون استفاده کنن

دنبالم بیا

عطر زدی به خودت احتمالا؟

نه من از عطر استفاده نمیکنم

بوی عطر مرکبات میدی

پس باید عطر شامپوم باشه

اینو خریدم چونکه یکی بخر دوتا ببر بود

یکی بخر دوتا ببر؟

همیشه انقد تند راه میری؟

انقد تند راه رفتم که کنارتون قدم بردارم عادتم شده

پس بازم، قدم های من دوبرابر بقیه بلنده

باید سخت بوده باشه که کنار من راه بری

الان دیگه کاملا بهش عادت کردم

چرا زودتر متوجه سرعت قدم هات نشدم حالا؟

میگن که حستون توی تاریکی دو برابر میشه

پس بخاطر همین چیزایی رو متوجه میشه که معمولا نمیفهمی

چیکار میکنی؟ ممکنه پات به جایی گیر کنه اگر عقب بمونی

راست میگی

راجب احساس من

که تیز تر شده

گفتی نباید عقب بمونم

برقا اومد

ماشینو اماده میکنم باشه

تو زحمت افتادین واقعا شرمنده

نه بابا چه زحمتی

منشی کیم بله؟

تو کتابخونه برنامه های دیگه ای بغیر نمایش فیلم نیست؟

نه، موزیکال و نمایشگاه ها برنامه ریزی شده

ولی کتابخونه خیلی ام بد نبود

بهشون بگو برنامه افتتاحیه رو هم توی کتابخونه برگذار کنن

به گوششون میرسونم

منم راجب مراسم افتتاحیه فکر میکنم

واقعا؟

بله، وقتمون داره تموم میشه

و این چیزیه که شما خیلی نگرانشید

الان

فوق العاده‌س

توی کباب کردن پوست خوک مهارت خاصی داری آره بابا پس چی

اگه پنج ثانیه دیر تر برش گردونین رنگش اشتها آور تر میشه

وا کن

به چی فکر میکنی؟

یه ایده برای مراسم افتتاحیه کتابخونه میخوام

اینم جزئی از کارته؟

توکه قراره بیای بیرون پس چرا به خودت زحمت میدی

درسته از دیدگاه یه روانپزشک

رفتارت نشونه های توافق داره

به اصطلاح شرم آوره

نه فقط دارم تا تهش بهترین تلاشمو میکنم

تو داری سخت داری تلاش میکنی

ولی این رئیست تا لحظه آخر ولت نمیکنه

ازش شنیدم

شنیدم که این حس مالکیتش رو تو غیر قابل باوره

دهن لقی کردی؟؟

نباید برش گردونی؟ استاد پوست خوک؟

هنوز نه، چهل ثانیه بعد

راستی

فکر کنم داره تلاش میکنه تا

نظرمو عوض کنه، این بخاطر حس مالیکتش نیست

شاید اون واقعا به من نیاز داره

چی؟؟ میگم

همش این فکرا میاد تو ذهنم که

وقتی من دورو برش نباشم چه اتفاقی براش میوفته

نگو که عاشقش شدی

چی میگی تو؟ چرت و پرت نگو

داستان نکن بابا

پس اگه اینطوری نیست، الان که توشی، تمیز ازش در بیا

وگرنه میگیره غرقت میکنه

و از اون به بعدش چاره‌ی دیگه ای جز برده‌ش شدن نداری

خودم اینو بهتر از همه میدونم

برش گردن دیگه باو خفه‌مون کردی

خدا

فکر کردم تو استاد کباب کردنی

چیشده؟

هی

گرد و خاکه، چیزی نیست

ابجی

راجب فوبیا

امکانش هست که یه روز بتونی باهاش کنار بیای؟

البته

هر دفعه که باهاش روبه رو بشی بهتر میشی

یه بار بعد کارت بیا ویزیتت کنم

نه

راجب من نیست

پس راجب کیه؟

هیچی بابا

منشی کیم چیکار میکنه الان

("هر لحظه با تو")

باورم نمیشه این چیزای بچگونه رو میخونه

(توی این زندگی گیج کننده و سنگین)

"توی این زندگی گیج کننده و سنگین"

"چرا با کارت سر و کله میزنی"

"به این فکر میکنی که چیکار میکنه، و ناگهان"

"فکر میکنی که اون آدم کنارته"

"یک نفر برات کافیه تا اسمشو عشق بذاری"

مشخصه که من دارم به این فکر میکنم که منشیم راجب کارش چیکار میکنه

عشق؟ این دیگه چیه بابا

مورفیه

ببخشید

مقاله های زیادی راجب

مورفی و تاریخ انتشار کتاب جدیدش هست

بی صبرانه منتظر خوندن کتاب جدیدشم

عنوانش چی بود؟ "یکبار توی زندگی"

تازه، من نسخه آمریکاییش رو خوندم

راجب یه داستان غم انگیز عشقه

که فقط یکبار توی زندگی آدم اتفاق میوفته

کل شب داشتم گریه میکردم

انقد عمگینه ینی؟ اره

راستی، واسه چی فکر میکنی اون هیچوقت خودشو تو اجتماع نشون نمیده؟

اگر خودشو نشون بده، اخبار بزرگی میشه

میشه نقل زبون کل شهر میدونی؟

بله میدونم

کنسرت کتاب؟

بله رییس فکر میکنم که ایده‌ی خوبیه

که یه نویسنده مشهور رو دعوت کنیم

و یه کنسرت کتاب رو برای افتتاحیه برگذار کنیم

یه نویسنده رو دعوت کنیم

که تو دهن همه بیوفته

پس چطوره که جوآن رولینگ نویسنده "هری پاتر" رو دعوت کنیم؟

اون شخص خوبیه برای دعوت کردن

ولی فکر میکنم مور..

اگر نتونم بعد معرفیش به رئیس لی

مورفی رو پیدا کنم چی؟

مور کی؟

مطمئن نیستم کی بهتر باشه

یه برنامه بدون جزئیات؟

اصن بهت نمیاد

لطفا یکم بهم وقت بدید نا امیدتون نمیکنم رییس

چرا میخندی؟ خندیدم؟

ها؟

من توی لابی ام چند دقیقه دیگه بالام

منشی کیم بله رییس

میدونستی که مغز ربع کالری ای که روزانه دریافت میکنیم رو مصرف میکنه؟

بله؟

گرسنمه چونکه از مغزم کار کشیدم

یکم تنقلات براتون آماده میکنم رییس

نه، میدونم که چی میخوام بخورم

برو ساندویچی

و دوتا از گرون ترین ساندویچ های اونجا رو بگیر

بهمراه دوتا از سیب زمینی های تازه ‌شون

مطمئن شو که همون موقع سرخشون کنن

بله؟ و تو راه برگشتت

یه آمریکانو با یه قاشق اضافی اسپرسو بگیر

و همچنین یه لاته با دو قاشق اضافه اسپرسو

عجله نکن، وقت هست

دو بسته شکر و دوتا نی

و مطمئن شو پنج تا دستمال بپیچن دورش

ولی یهویی چرا اخه فقط کاری که گفتم رو انجام بده

ببخشید؟

بله رییس

از اسانسور استفاده نکن، از پله ها برو

جان؟ برو دیگه

چشم رییس

چرا سعی میکنه منو از شرکت بندازه بیرون؟

♥تیم ترجمه ی بارکد ♥ "برای حمایت ما زیر نویس از کانالمون دانلود کنید @barcodesubtitle" -♥ مترجمین: Hamzeh٬ Mahya٬ Saba ٬Nasi ♥-

"معاون رئیس لی یونگ جون"

تو این شرکت مثل یه آدم دیگه ای

فکر میکردم که تا آخرش برادر کوچیکترم میمونی

چی کشوندت اینجا؟

فکر کردم که بهت خوش آمد گفتم و سلام علیک کردم

فقط خواستم ببینمت

واسه کتاب جدیدم با انتشاراتم ملاقات داشتم

و گفتم یه سری بهت بزنم

آها بله

چندتا کپی از کتاب جدیدم بهم دادن

یکیشو میخوای؟

راستی

به هر حال تو نمیخونیش

داستانش عاشقانه ست و تو علاقه ای به این موضوعات نداری

یونگ جون توهم باید قرار بذاری

باید معنی عشق رو بفهمی تا

جهانت رو درک کنی

خیلی چیزای دیگه هست که باید یاد بگیرم

خیلی باهام سرد رفتار میکنی

میخوام که بری

میبینی که الان سرم خیلی شلوغه

باشه ... به نظر سرت شلوغ میاد

بعدا میبینمت

ممنون

بند کفشی

بله

خوبه که دوباره دیدمتون

بله از دیدنتون خوشحالم... باید برم

پشیمون بودم که اون موقع شمارتونو نگرفتم

اینکه دوباره اینطوری همو دیدیم

فکر میکنم قسمت بوده ببینیم همو

ببخشید ولی الان سرم خیلی شلوغه

منم سرم شلوغه

فکر اینکه دوباره شانس گرفتن شمارتونو از دست بدم

نگران و عصبیم میکنه

کیم می سو

فعلا

چی؟

این که به نظر الکی میاد

اون پسره چقدر گیر بود

حالا اگه مورفی بود شاید شمارمو بهش میدادم

رییس بفرمایید.. همبرگر و قهوه ای که خواستین تهیه کنم

نمیخوامشون- بله؟-

چند دقیقه پیش گفتین برم و اینارو بگیرم

چند ثانیه پپیش نظرم عوض شد

باشه خب

نایب رییس لی یونگ جون

نمیدونستم منم باید توی جلسه حضور داشته باشم

این یه موقعیت اضطراریه میدونی که

توی جلسه خنگ بازی درنیاریا باشه؟

باید بهترین رفتارو نشون بدی

بله حواسم هست

میترسم یه اشتباهی ازم سر بزنه قلبم داره تند میزنه

وای من.. قلب منم داره تند تند میزنه

چی؟

وای اقای کو به نظر خسته میاد

یعنی این روزا به خاطر کار زیاد استرس داره؟

اوه درسته مگه نگفتی اون خیلی خوره کاره؟

آره تعریف نکنم بهتره

آقای کو میخواید یه قهوه باهم بخوریم؟

یکم سر حالمون میکنه

فکر میکنم کار کردن بیشتر از هرچیزی منو سرحال میکنه

هیچی به اندازه یه کار و وظیفه جدید

ذهن منو سر شوق و انرژی نمیاره

اوکی؟

بچه ها بیاین امشب برای نوشیدنی بریم بیرون

کمک میکنه استرسمون کمتر بشه

عالیه- شمام میاید آقای کو؟-

من با کار کردن استرسمو کاهش میدم نه با نوشیدن

هیچی به اندازه ناقص موندن کارام و

تموم نکردن لیست کاری روزانه م بهم استرس نمیده

وای خدا من براش خیلی احترام قایلم

صب کن بازم هست

شنیدم ده دست کت و شلوار عین هم خریده

و چیز دیگه ای نمیپوشه

برای اینکه ترجیح میده اون وقتی که برای انتخاب لباس میذاره

کارشو تموم کنه

چه تاثیر گذار

ارزو میکنم

به جای کارش درگیر من بود

وای کی زنگ میزنه... کیونگ مون

ببخشید یه چیزی روی.

پسرم

گفتین هفته دیگه برمیاید چرا اینقدر زود برگشتین؟

بعد سه سال دوری برگشتی کشور

معلومه که با عجله برمیگشتم

وای که چقدر خوشتیپ تر شدی

شما خودت خیلی خوشگل تر شدی مامان

بایدم خوشگل میشد

یه تن پول خرجش کردم

ببین عزیزم

فقط ااونایی که ذاتا زیبا باشن اون محصولات روشون تاثیر داره

صورت تو حتی اگه همه پولتم خرچ کنی فرقی نمیکنه

اوه راستی تونستی یونگ جون رو ببینی؟

بله هنوزم ازم متنفره

وای اون ازت متنفر نیست

اون اخلاقش همینطوری سرده... میدونی که

فکر نمیکنم بخواد با من دوستانه رفتار کنه

اون از خیلی جهات خیلی بهتر از منه

بله؟ کیم می سو هستم

به خاطر پیامی که گذاشتین تماس گرفتم

از آژانس مورفی تماس میگیرم

اوه بله- ببخشید-

ولی ایشون در هیچ حالت تمایلی به شرکت در فعالیت های عمومی ندارن

ممکنه بازم شما پیشنهاد مارو با ایشون درمیون بذارید؟

چه بد... بله ممنونم

منشی کیم نظرتون درباره غذای ایتالیایی چیه؟

ببخشید

ولی امروز کاملا سرم با برنامه افتتاحیه کتابخانه شلوغه

من ازت نخواستم با من غذا بخوری

فقط میگفتم اگه غذای ایتالیایی دوست داری بری نهارتو بخوری و

بذاریش رو حساب کارت شرکت

ممنونم رییس

راحت باش

با مورفی مصاحبه کردم؟ آره سال گذشته

شخصا مصاحبه کردی؟

نه با ایمیل بود

سوالهارو براش ایمیل کردم و اون جوابشون رو برام فرستاد

پس میتونم آدرس ایمیلشون رو داشته باشم؟

نه به هیچ وجه

قول دادم هیچوقت آدرس ایمیلشو به کسی نمیدم

باید سر قولم بمونم

برای اینکه اخلاقیات برام مهمه

متوجهی که؟

بله البته

ولی

یادته چطور به خاطر کنکاش تو زندگی شخصی رییسم متهم شدی؟

کمکت کردم طوری جمعش کنی تا به دادگاه و شکایت نکشه

یادت که نرفته ؟

بله؟- اخلاقیات حکم میکنه همیشه-

خوبی های بقیه رو جبران کنی

متوجهی که؟

بله

کجا نوشته بودم آدرس ایمیلشو؟

اینجاس

اینکه فقط اسمشه... خودمم میتونستم حدس بزنم

خب همه مهارتامو بکار بندازم

منشی نایب رییس شرکت یومیونگ،کیم می سو هستم

عالیه

از ویسکی که من انتخاب کردم خوشت اومده؟

نه از انعکاس تصویرم روی شیشه خوشم اومد

هرچقدر میخوای تعریف کن ازش

شنیدم افتتحایه بزرگ مرکز هنر رو جلو انداختی

چطور همیشه اینقدر سخت کوش و کاری هستی؟

وقتی برا ماموریت کاری رفته بودم اتفاق افتاده

و شنیدم اونجا برق قطع شده

حتما برات دلهره آور بوده- دلهره آور؟-

نه راستش خیلیم باحال بود

باحال بود؟

خب

فکر نمیکنم دیگه تو مرکز هنر قطع برق رخ بده

مطمئن میشم دیگه هرگز این اتفاق نمیفته

بهم اعتماد کن

ممنون

لطفا درست انجام بده

چرا وقتی تو از اسناد کپی میگیری همش بریده بریده میشه؟

به خاطر تو کم مونده من

اشکال نداره

اگه چیزی باعث استرس و ناراحتیت شد بدون معطلی به من بگو جی آه

بفرمایید- اوه بله-

این ارائه پیشنهادی برای برنامه افتتاحیه هست

بله ممنون

مطمئن میشم به دست منشی کیم برسه

متشکرم

وای خدا آقای کو

صبح ها خوشتیپ تر به نظر میاد

راستی من شنیدم اون ده دست کت و شلوار عین هم داره و

هر روز یکیشو میپوشه درسته؟

منم همینو شنیدم

ترجیح میده جای فکر کردن به اینکه چی بپوشه کار کنه

فکر نمیکنم درست باشه

فکر کنم همون کت و شلوار دیروزی تنش بود

همون تیکه برنجی که- چطور جرئت میکنی پشت سرش حرف بزنی-

باید ادبت کنم؟

ببخشید

برگرد سر کارت

از سر رام برو کنار بینم

این ارائه پیشنهادی از طرف بخش برنامه ریزی برای افتتاحیه هست قربان

چیز جدید و جالبی نداره

چیز جدیدی درباره کنسرت کتابی که گفتی؟

هنوز پیگیرشم ... متاسفم رییس

رییس ببخشید ...اجازه بدید کراواتتون رو براتون درست کنم

اشکال نداره.. امروز خودم انجامش میدم

اوه البته

رییس لطفا یه دقیقه منو ببخشید- البته-

قلبم چش شده؟

باید زود برم دیدن دکترم

حتما قلبم مشکلی پیدا کرده

منشی کیم ببخشید که ازتون خواستم توی روز کاری و پرمشغله تون ملاقات کنیم

نه مشکلی ینست برای چی میخواستید منو ببینید خانوم؟

میخواستم اینو بهتون بدم

بفرمایید این برای شماست

نیازی به این نبود خانوم- قبولش کن-

وقتی بیرون برای خودم خرید میکردم خریدمش

راستی یونگ جون امروز

سرش شلوغه؟

به خاطر اینکه افتتاحیه مرکز هنر زودتر از موعد قراره برگزار شه سرشون خیلی شلوغه

پس احتمالا شرایط روحیشم زیاد نباید خوب باشه

اگه ازش بخوام امروز با من شام بخوره احتمالا

ناراحت میشه درسته؟

نه ناراحت نمیشن

عصر هم برنامشون خالیه

واقعا؟

دارید میرید خونه خانوم؟ میخواید ماشین رو براتون اماده کنم؟

نه

از روی چیزی که الان بهم گفتی فکر میکنم بتونم الان برم و یونگ جون رو ببینم

ممنون منشی کیم

خب یونگ جون

نظرت چیه

امشب کل خونواده برای شام دور هم جمع شه

نمیتونم- چرا نه؟-

منشی کیم گفت تو برای امروز عصر برنامه ای نداری

بازم با اون ملاقات کردی؟

ازش خواستم ملاقات کنیم چون هدیه ای براش خریده بودم

به منشی کیم حسودیم میشه

هدیه گرفته... منم هدیه میخوام

یونگ جون میشه هدیه ای که میخوامو بهم بدی؟

دوست دارم همه خونوادمون، همراه تو

...باهم شام بخوریم - نه نمی تونم این کار رو بکنم -

ببین، می دونم که اصلا نشون نمی ده صورتم

ولی من دارم پیر می شم

تو و سونگ یون تنهابچه های منید

و خانوادمون به خاطراینکه اون خارج زندگی می کنه خیلی کم باهم هستیم

نمی دونم چندبار دیگه قبل مردنم می تونیم دور هم جمع بشیم

بیا باهم شام بخوریم، باشه؟ خواهش می کنم یونگ جون

متاسفم

صحبتاتون خوب پیش نرفت؟ - نه -

این اتفاقی نیست که اونو هیجان زده کنه

به نظر می رسه هرچقدرم تلاش کنم که قانعش کنم نظرش عوض نمیشه

هیچ راهی ندارم

....خدای من، تازه فهمیدم که

کفشام خاکی شدن

چیزی می خواید که تمیزشون کنید؟

...بفرمایــ

بدون کیفش کجارفت؟

...بله خانم، کیفتون رو اینجا جا گذاشتید

بله؟

....می دونم. به یونگ جون بگو که امروز

بعدازظهر بیاردش خونه

بله خانم. فهمیدم

خداحافظ

به آقای یانگ بگو برسوندش

نمی تونم این کار رو بکنم رئیس

خانم چوی بهم گفتن مطمئن بشم که شما می بریدش

کی رئیسته؟

چیزی که مادرم می خواد برای تو مهمتره؟

نه. البته که نه رئیس

شمابرای من مهمترید

به خاطرهمینه که اینو بهتون می گم

شما به خاطر مادرتون اذیت میشید

نمی دونم چرا انقدر لج می کنید

اما کاری نکنید که بعدا افسوسش رو بخورید

من می رم

اینم بخورید

من خوبم

بهم نگید که می خواید یه جمله کلیشه ای مثل

من سیر می شم وقتی غذاخوردن تو رو می بینم، رو بگید

نه.نه. مادرت این روزها توی رژیمه

بعدازظهر خیلی کم غذا می خوره

آره

نمی تونی این هیکل رو بدون سخت کوشی این طوری نگه داری

یونگ جون، من باید می سو رو هم دعوت می کردم، درسته؟

می سو؟ - آره -

اون منشی یونگ جونه

...اون تنها کسیه که

یونگ جون بهش اعتماد داره

...من خیلی خوشحالم که

اون کنارشه

حتی اسمشم قشنگه

صورتشم خوشگله

...قبل از اینکه برگردی، بیا دعوتش کنیم اینجا و

باهم غذا بخوریم - ...خبر داشتید که -

ما مرکز هنری رو زودتر از موعد افتتاح می کنیم، درسته؟

آره آره. شنیدم این تصمیم رو به خاطر گروه یو کی گرفتی

آفرین

روحیه رقابت طلبیت رو از من به ارث بردی

اما اگه خیلی سریع ببریش جلو

باعث نمیشه خیلی سرت شلوغ بشه؟

نگرانم که خیلی خسته بشی

آره. خیلی مواظب خودت باش

سلامتیه تو برای شرکت ما خیلی مهمه

بله. نگران نباشید

اینم امتحان کن، عزیزم

چرا فقط برنج می خوری؟ بگیر

این گالبی رو هم امتحان کن. خوشمزه است

قهوه اتو بخور

بعدا می خورم. الآن کار دارم

...راستی درباره منشیت

خیلی دربارش کنجکاو شدم

چطور می تونه نه سال تموم باتو کار کنه

چه شکلیه؟

از اونجایی که هی می خوای منو ازش دورنگه داری

به نظرمی رسه که عمدا داری از من قایمش می کنی

...چرا؟ می ترسی که وقتی دیدمش

باهاش قرار بذارم؟

گمشو

واقعا نمی تونم درکت کنم

من دارم همه تلاشم رو برای دوستی باهات می کنم

نباید ممنون باشی؟

چرا باید ازتو ممنون باشم؟

تو هنوزم خودخواهی

نمی دونی چرا؟

گفتم دارم می بخشمت

...دلم می خواد گذشته رو فراموش کنم و

وانمود کنم که اتفاقی نیفتاده

برای کسی که داره تلاش می کنه منو ببخشه

به نظرت خیلی ساده از روی قضیه رد نمیشی؟

...این چیزیِ که بیست سال پیش

اتفاق افتاده و من اصلا یادم هم نمیاد

یونگ جون

چرا انقدر ازم متنفری؟

ازت متنفر نیستم

...من فقط

حالم ازت بهم می خوره

انقدر بی رحم نباش

اگه به خاطر کاری که توکردی نبود

الآن من به جای تو بودم

واقعا این طور فکر می کنی؟

چی؟

تو ضعیف و بی لیاقتی

برای مراقبت از خودت

بقیه رو شکنجه می کنی

حتی اگه اون اتفاقم نمیفتاد

هیچ وقت نمی تونستی اینفدر پیشرفت کنی

عوضی

چی کار می کنید؟

تمومش کنید

بس کنید خواهش می کنم

بس کن

خواهش می کنم بس کن

بس کن

بله؟

نویسنده، من پیشنهاد چاپ بعدی انتشارات رو براتون ایمیل می کنم

فوریه، پس لطفا همین الآن چکش کنید

باشه. فهمیدم

(پیشنهاد چاپ بعدی)

(کیم می سو، منشی معاون گروه یومیونگ)

!خدای من

رئیس لی

به چی داشتی انقدر عمیق فکر می کردی

که حتی آدمی که جلوت واستاده رو ندیدی؟

چی شمارو اینجا کشونده رئیس لی؟

تمام تخم مرغ ها به غیر از یکی شکستن

...چرا یهو پریدید جلوی

صورتتون چی شده؟

هیچی

از خونه پدرومادرتون نمیاید؟

توی راه اتفاقی افتاد؟ - از خونه دارم میام -

بیشتر از این ازم نپرس - بیاید اول ضدعفونیش کنیم -

اگه نکنیم ممکنه جاش بمونه

صبر کنید. 30 ثانیه بهم وقت بدید. نه 1 دقیقه

30ثانیه؟

رئیس لی

خونه من یکم داغونه مگه نه؟

نه

خیلی داغونه

بفرمایید تو

خوبم

از نظرمن خوب نیستید

توی موقعیت های زیادی باید عکس بندازید

اگه مشکلی پیش بیاد، من رو سرزنش می کنن، می دونید؟

دنبالم بیاید

ببخشید اما میشه یکم بیاید نزدیکتر؟

روی صورتم باند زخم نزن

فکر نمی کنی که باندزخم یه بار مصرف به صورتم نمیاد؟

پس نمی ذارم

اما چی شد که آسیب دیدید؟

زخمتون اتفاقی نیست

باکسی دعوا کردید؟

نگفتم که بیشتر ازم سوال نپرس؟

متاسفم. نمی دونستم نباید بپرسم

...یکم

نودل می خورید؟

نودل؟

...وقتی که احساس بدی دارید

...یه کاسه نودل تند

بلافاصله سرحالتون میاره

...اون تخم مرغی که نشکست رو

برای شما می ذارم

(من از مدیرارشد لی متنفرم)

تکلیف. اینو به قیمت زندگیت حفظ کن

من از مدیرارشد لی متنفرم

(همه لحظاتم تو بودی)

این کتاب مسخره هم که اینجاست

شما چی می دونید؟

شما حتی عشق رو نمی شناسید

پس تو عشق رو می شناسی؟

تو تمام عمرت تنها بودی

دربارش خیلی توی کتابها خوندم

این عالیه

آب باید جوش اومده باشه

چرا این دمر افتاده؟

!نه نه! اون کار رو نکنید

فقط یکم

یکم بذار این طوری بمونم

از حالا به بعد می خوام

دیوونه وار عاشقت بشم

(از لی دویون برای حضور ویژش ممنونیم)

(منشی کیم چشه؟)

قرار؟ - اره -

...این که ازت خواست برای نودل بمونی یعنی

"...مثل این می مونه که بگی"وقتی نودل می خوری

به خاطر نودل ممنونم

بامن قرار می ذاری

اون کیه؟ - دوست پسرته؟ -

شما خیلی حساسید چون یه نویسنده اید

کدوم رستوران این روزا معروف تره؟

...برای اعتراف کردن

منشی کیم تبریک می گم

کی این اتفاق افتاد؟

فقط این کار رو نکن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.