Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اسپرینگ و کنتاکی دوباره شروع کردن؟
اونا جدیدا خیلی سخت دارن تمرین میکنن، نه؟
باور دارم که اونا حس میکنن چیزی در برشون میگیره
"شما همیشه باید عمیقا به درون خودتون نگاه کنین\Nو بعد از اون نهایت شکوه و صلابت رو درخودتون مجسم کنین"
"این دقیقا جاییه که شما میتونین نهایت\N شکوه و صلابت رو پیدا کنین" این بود نه؟
خب چه زمانی میتونیم ازش استفاده کنیم؟
نمیدونم چقدر قراره طول بکشه
اما من نمیخوام دوباره راه گذشتمو تکرار کنم
پس قصد دارم به هر طریقی که شده تمرین کنم
تا به اندازه ی کافی به یه تفنگدار قدرتمند تبدیل بشم که\N میتونه جون کسایی رو که دوست داره نجات بده!
آره، به نظر منم این کار از هر چیزی واجب تره
این واقعیت که اونها خودشونو مانع صعودشون میبین\Nبه این معنیه که اون دیگه بزرگ شدن
آره، دقیقا، فقط امیدوارم که بیش از حد\N به خودشون سخت نگیرن
اگه به خودشون سخت نگیرن پس جوونی برای چیه؟
خب! گوش کردن به تو که سعی \Nداری مثل پیرمردا حرف بزنی!
نه، منظورم این نبود!
...هی
شما یه سنگ تو رخت شویی پیدا نکردین، نه؟
رنگش آبی درخشان بود
منظورت اینی که اینجاست؟
!آره خودشه
اوه، خدارو شکر
این یه سنگ بسیار زیباست
درسته؟
برنامه داریم که اینو بدیمش به امپراتور
که اینطور؟
اگه خالص و بیگناه باشی پس جوونی برای چیه؟
چیه؟ به چی خیره شدین؟
521.334)}کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | animkingdom.xyz/Forum\Nآدرس تلگرام ما: @animkingdom | @animkingdomsub\Nآدرس ساب سین ما: https://subscene.com/u/1131834\Nآدرس اینستاگرام ما: https://www.instagram.com/animkingdom/\Nکپی و یا دستکاری و انتشار زیرنویس های فارسی تیم ترجمه انیم کینگدام در آپارات، نماشا و مشابه آن توسط شما حرام است و ترجمه های انیم کینگدام را بدون کسب مجوز از ما در سایتها و کانالهای خودتان قرار ندهید که حرام است\Nمترجم: liana\Nتفاوت و قدرت ترجمه این انیمه رو با زیرنویس ما احساس کنید
Utsuru sekai sorezore ni
Kataritsugareteku taisetsu na story
Towa no nagare e to mi o makasete
Garakuta nante kotoba ga kokoro o nerau sore demo
Kono mi ni yadosu kagayaki shinjite kureru anata e
Ten ni chikai yakusoku shiyou mamori tsuzukeru to
Gin no kaze ga
Itsuka no arishi hibi e to sasou
Take my hands futatabi furetara
Nozomu mirai misueru hitomi
Nerau wa haruka na kibou kizuna o tsumuide
Unmei no moto meguriai tsudoeba antique memory itsumademo
588)}لبخند
از دست تو
چرا باید اون بچه های بیچاره رو اینجوری بترسونی؟
گور\Nیک اسلحه ی قهرمان که در دوره ی ادو ساخته شده
اطرافتو نمیبینی همه دارن کار میکنن
دقیقا
به من ربطی نداره، فقط تنهام بزارین
اتفاقی افتاده؟
تو نبودی که میخواستی امروز بری\Nآشپزخانه و به اونا کمک کنی؟
اون بدرد اونجا هم نمیخوره
اون تموم بشقابارو شکست و کلی دردسر درست کرد
اون خیلی دستپاچه و-
میخوای دوباره تکرارش کنی؟!
و نمیتونه اصلا خودشو کنترل کنه!
اون خیلی بیمصرفه و اصلا باهاش خوش نمیگذره
!قبل اینکه دندوناتون خورد نکردم دهنتونو ببندین
اعلحضرت امپراتور حتما این حرفتو میشنوه!
همونجایی که هستین وایستین کوچولو های بیمصرف!
نمیخوای تمومش کنی؟
اونا فقط یه بچه ان
سرت به کار خودت باشه، باشه؟
اوه خیلی خب، حتما، متاسفم که آدم بیمصرفی\N مثل من براتون دردسر درست کرد
اوه، نگران نباش
تو تازه به یه تفنگدار تبدیل شدی
همه چیزو آسون بگیر تا بتونی انجامشون بدی
چی داری میگی
انگاری چیزی جز کنترل کردن من نداری، نه؟
نه، من هرگز-
دیگه با اون قیافه ی به ظاهر دلسوزانه بهم نگاه نکن!
صبرکن، گور!
اوه گور چان!
گور، شنیدم که از انجام وظایفت اجتناب کردی
ما تفنگداران عضوی از مقاومت هستیم\Nمن ازت قدردانی میکنم که اگه وظایفتو انجام بدی
آدم بیمصرفی مثل من فقط جلوی دست و پارو میگیره
هیچکدوم از ما در ابتدا کارامونو به خوبی انجام نمیدادیم
ایستادگی کردن و یاد گرفتن\Nو تجربه کسب کردن بخشی از کارته
!خب من هیچوقت چیزی رو یاد نمیگیرم
فکر کنم باید خیلی احمق باشم
کار دیگه ای نیست که به جاش انجام بدم؟
"یه کار دیگه؟"
پس هرچیزی، حالا میخوای چیکار کنی؟
کاری که من میخوام انجام بدم...؟
اگه کاری رو تو ذهنت داری\Nمیتونیم با کیودو درمیونش بزاریم
ازینا گذشته، تو اینجایی چون مثل \Nبقیه ی ما توسط رئیسمون بیدار شدی
خب چیزی تو ذهنم نیست
من دقیقا باید چه غلطی کنم؟!
وقتتونو با آدمی مثل من تلف کردین!
!فقط تنهام بزارین
یه دردسرساز سختگیر، نه؟
خب، پس، نقشتون چیه؟
...قطعا یه دردسرساز سختگیره
روز هردوتان بخیر، دوستای قدیمی سامورایی من
هول! مدت زیادیه که ندیدمت!
باز دوباره با اون دخترا بیرون رفته بودی؟
خب معلومه چون من یه ستاره ام!
نمیتونم طرفدارامو منتظر بزارم
نگاش کن
تو اصلا تغییر نکردی، نه؟
خب پس، چرا قیافه هاتون درهمه؟
اوه، بخاطر یه تفنگدار جدیده-
واوو، نیازی به بقیه ی جزئیاتش ندارم
ستاره ای مثل من برای اینجور کارا خیلی سرش شلوغه
خیلی خب پس! با همچین هوای خوبی\Nشاید برم زیر نور خورشید یکمی چرت بزنم
اون واقعا برای خودش یه چیزیه
هم بعنوان یه اسلحه بیمصرفم\Nهم بعنوان یه تفنگدار...
چرا حتی من...
خب! انگاری یکی دیگه ام اینجاست
مهم نیست
امیدوارم بهم توجه نکنی
و تو دیگه کی هستی؟
نمیدونی من کیم؟
چرا من باید-
من ستاره ای هستم زندگی مردم رو درخشان میکنه
اسمم هول هست!
با من سر و سری داری؟
از اینجا دورشو، نمیشی؟
آه، به این میگن زندگی
الان داری منو نادیده میگیری!
پس، شنیدی که چی گفتم؟
چیرو شنیدم؟
همون چیزی که وقتی تو سر و کله ت اینجا پیدا شد
چیزی گفتی؟
اگه چیزی داری که میخوای بهم بگی\Nمن گوشم الان با توئه
نخیر چیزی ندارم
چرا من باید با آدم مسخره ای مثل تو حرف بزنم؟
حتی تظاهر به گوش کردنم نمیکنی، نه؟
اصلا برای چی اینجایی؟
برای چرت زدن، مگه توهم برای اینکار نیومدی؟
مطمئنی که میتونی کارتو ول کنی\Nبرای چرت زدن بیای اینجا؟
اوه آره، مشکلی نیست
بقیه ی بچه ها کارا رو انجام میدن
چه باشم چه نباشم چیزی تغییر نمیکنه
اگه خیلی نگرانی، میتونی به جای من بری و کار کنی
کی میگه من نگرانم؟
حتی اگرم باشم فقط همه چیزو خرابتر میکنم
شرط میبندم همه ی اونا هم-
هول چجوریه؟
اون واقعا به سختی میاد اینورا
فکر کنم شاید بهتر باشه بهش بگی "ستاره ی درخشان؟"
حالا اصلا معنی این چرت و پرتا چی هس؟
چه میدونم
!لعنتی
میدونی چیه؟ خودم نصفشون میکنم
برو بقیشونو برام بیار
!کیودو سان
حالتون خوبه؟!
انگاری به یه...چیزی گیر کردم؟
منظورم! مقصر خودم بودم که حواسم جمع نبود\Nو پاهام به جایی گیر کرد!
شما باید بیشتر مراقب باشین
شاید بیش از حد کار کردین؟
شاید اینطور باشه
بقیشو به ما بسپرین و یکمی برین استراحت کنین
اوه نه، نمیتونم...
پس این منم که فقط بیفایده ام و\N کسی حتی روم حساب نمیکنه
دوباره اون؟
قطعا برای انجام ماموریت اینجا نیست
چیکار داره میکنه؟
!هول
سلام گربه ی ملوسم
میخوای یکم چای بنوشی؟
تازه شیرینی هامونو از فر درآوردیم!
فکر نکنم مشکلی باشه!
داره میره داخل؟
نکنه درواقع این یه نوع ماموریت باشه؟!
خیلی خوشمزه بود
قطعا دوباره برمیگردم، گربه ی ملوسم!
منتظرت هستیم!
دفعه ی بعد با یه چیزی بهتر!
اون فقط برای یه چای ایستاد؟
خب، اگه هول نباشه
تو میتونی برای مدتی بمونی، نه؟
باشه، عزیزم
این لباس واقعا برازنده ی توئه
خجالتم نده
اما اون واقعا دوستداشتنیه، نه؟
شما هردوتان خیلی زیبا و بامزه این
!هول ساما
اوه هول ساما!
دوباره برمیگردم، عشقولیای من!
وای خدا جون، این پسر واقعا\Nفقط با دخترای شهر وقتشو میگذرونه؟
مسخره س، وقتمو تلف کردم
صبرکن، اینجا که به سمت خرابه های شهر میره!
کسی نباید تو این مکان زندگی کنه
اون داره چیکار میکنه؟
آهای بچه ها! امروز چیکارا کردین؟
هوراا! هول اومد!
هول!
هول! برگشتی؟
همتون خوب به نظر میرسین
من یه ستاره ی درخشنده ام که جهان\N رو به خودش خیره میکنه
!و من فقط برای شماها اینجام
"فقط برای شماها اینجام؟!"
بفرمایین، یکمی خوراکی براتون آوردم
!هوراا
!ممنونم
کارلو، هنوزم میری سر کار؟
آره، میرم
و تو، یوهان؟
برای پیرمردا و سالخورده ها غذا میبری، نه؟
میتونیم از این مسئله بگذریم؟
این ولگرد اینروزا خیلی سخت کار میکنه!
به کی میگی "ولگرد؟"
!ولگرد
!ازش تقلید نکن
چیکار میکنن اینا
اون جوری حرف میزد که انگار هیچکس بهش اهمیت نمیده\Nاما حالا ببینش
انگاری من فقط به درد هیچ کاری نمیخورم
چیزی شده، جان؟
کی اونجاست؟!
اوه نه، مشکلی نیست
اون با منه
پس میدونستی که دارم دنبالت میکنم؟
ما ستاره ها همیشه باید\Nحواسمون به دور و برمون باشه
تو قرار نیست با این قیافه درهم جایی بری
ببند!
من نمیتونم عین تو در تموم مدت\Nاینجا بشینم و تظاهر کنم
"تظاهر؟"
مطلب و کلا اشتباه برداشت کردی
من دارم کاری رو میکنم که هرستاره ای باید انجام بده
هاه؟
وقتی که توهم مثل من یه ستاره بشی\Nمیتونی در هر مکانی طرفدارای خودتو داشته باشی
پس باید مطمئن بشی به هرکی که میرسی از کوچیک\N تا بزرگ بهشون لبخند هدیه کنی، اینجوری باحاله
چرت و پرت زیاد میگه
هی، مراقب باش!
دقت کن که داری اون لعنتی رو کجا پرتاب مبکنی!
...وای خدا
کوتوله...! مگه بهت نگفتم مراقب باش، نادون!
چرا تو...!
لعنتی! همونجایی که هستی وایستا!
تو هیچوقت نمیتونی اونو بگیری
اون اینجا کوچیکترین بچه س\Nاما از هممون بهتره
ممنون که الان بهم گفتی، احمق
تو انگاری یه احمق واقعی هستی، نه؟
آره، و بدرد هیچ چیزی نمیخورم
بعدا میبینمت
تو دوباره برمیگردی، درسته؟
اوه، پس چی که برمیگردم
فکر کردی قراره اجازه بدم که پیروز بشی؟
هی
امروز بیرون نرفتی؟
کجای بیرون، دقیقا؟
پیش اون بچه های نچسب
خیلی خب پس، گل پسر!
اینجوری، فکر میکنی؟
هنوز خیلی بزرگه...
!هول
گورم اومده!
واقعا برگشتی، نه؟
مرد پای قولشه
اینبار برای شکست خوردن نیومدم اینجا!
اون کجاست؟
اگه منظورت جانه، رفته سرکار
"سرکار؟"
بچه ای مثل اون میره سرکار؟
حتی کوچیکترینمون هم باید برای خودش به نوعی نون دربیاره
ما عادت کردیم که از طریق سرقت کردن و اینجور چیزا\Nزنده بمونیم ولی این چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی
و اگه نتونیم رو بزرگترا برای مراقبت از ما حساب کنبم\Nمجبوریم خودمون از خودمون مراقبت کنیم، درسته؟
شماها همتون واقعا خشنین
من اینجا چه غلطی میکنم؟\Nشماها همتون واقعا خشنین
پسر، از دست اونا هیچ کمکی برنمیاد
این بچه ها فقط برای اینکه زنده بمونن\N چسبیدن به اینجا و کار میکنن
و من اینجا به فکر پیروزیم
قیافتو درست کن
داری چه غلطی میکنی؟\Nاصلا به قیافه ی خودت نگاه کردی؟!
بفرما، حالا شبیه خودت شدی
میخوای چیکار کنی؟\Nکاری نکن که این بچه ها بیشتر از این نگران بشن
بازی!\Nکاری نکن که این بچه ها بیشتر از این نگران بشن
میخواین بازی کنین؟
بخاطر همینه که تو همیشه لبخند میزنی؟
اوه نه، من این کارو به راحتی انجام میدم چون یه ستاره ام!
این دیگه چه کوفتی بود که گفتی؟
اوه، نمیدونستی؟
یه لبخند رو به لبخند های بیشمار تبدیل کنی!
!این کاریه که یه ستاره ی واقعی انجام میده
تو باید سعی کنی برای یه تغییر لبخند بزنی
اینجوری...؟
وحشتناکه!
ترسناکه!
!خیلی ترسناکه
چرا تو! چرا دهنتو نمیبندی!
داری چیکار میکنی؟
!ه-هیچی
که اینطور؟
هی، چرا فکرمیکنی هول\Nهمیشه اینجوری بیخیاله؟
بیخیال، واقعا؟
میدونی، اون همیشه این لبخند آرومشو نداشته
اونم یه روزی برای خودش، دردسر ساز بوده
اون روحیه ای آتشی و غمگینی داشت
بیشتر شبیه الانشه
شاید، آره
اما اون الان یکم تغییر کرده
مطمئنم که میدونم باید از کی تشکر کنم
از کی؟
خب مطمئنم که میتونی به خوبی از پسش بربیای
پس، موفق باشی
به تمرین اون لبخندا ادامه بده
پس داشت تماشام میکرد!
ما یه ماموریت ناگهانی رو دریافت کردیم که قراره یه\N کاروان راه خودشو از طریق شهر راه اندازی کنه
در سپیده دم فردا
ماموریت ما اینه که نابودشون کنیم\Nو تجهیزاتشونو ضبط کنیم
ما دوتیم رو در طول مسیر پنهان میکنیم
نقشه اینه که یه تیم در جلو قرار بگیره\Nو از پیشروی اونها جلوگیری کنه
ویه تیم دیگه که از عقب\Nحمله کنه و گاردشونو نابود کنه
امیدوارم که همتون به بهترین شکل انجامش بدین
ترس نداره، امروز شانس بهمون رو کرده!
حالا که فکرشو میکنم، این اولین ماموریتیه \Nکه باهم دیگه داریم انجامش میدیم، درسته؟
البته که اولیشه، چون من هرگز\Nتو یه ماموریت نبودم
از اینا گذشته، تو یکمی دردسر سازی!
منم یه چیزایی میشنوم، که توهم بودی
فروساتو درموردش خیلی چیزا گفته
زیادی خاله زنکی نیست؟
مشکلی پیش اومده؟
چطوری تغییر کردی؟
خیلی خب
بهت میگم، اونم فقط به تو
من فقط به تو میگم که چطوری به یه\N ستاره ی واقعی تبدیل شدم
من به عنوان یه تفنگدار به این دنیا احضار شدم
به معنای دیگه بعنوان یه ستاره متولد شدم
اما یه ستاره ی واقعی نبودم
اما یه روزی، یکبار\Nیه شخص خاصی یه چیزی رو بهم گفت
اونا بهم گفتن که لبخند من مردم رو به وجد میاره
از اون موقع بود که به شخصی که امروز هستم تبدیل شدم
وقتی که به هول تبدیل شدم، شدم ستاره ی موردعلاقه ی همه
پس از اون موقع تغییر کردی؟
بیشتر شبیه این بود که خودمو شناختم
فهمیدم که من یه ستاره ی درخشانم
هنوزم همینجوری بهش فکر میکنم
درمقایسه با یه لبخند زیبا\Nنهایت شکوه و صلابت چیز مهمی نیست
صبرکن، اینجور چیزا اینجا بدردمون نمیخوره!
بزار فقط بین خودمون باشه، باشه؟
اونا اومدن!
دنبالم بیا
تو هنوز نمیتونی از نهایت شکوه و صلابتت استفاده کنی، درسته؟
تو میتونی؟!
فکر نمیکنی این درست باشه که یه ستاره\Nدرمورد چیزایی که اصلا مهم نیستن حرف بزنه
اما خب انگاری باید ازش استفاده کرد؟
نهایت شکوه و صلابت!
بزن بریم، گل پسر!
ب-باشه!
هی بچه ها! باخودم یه چیزایی آوردم!
هول!
هدیه س؟!
!هول اینجاست
من اول دیدمش!
منصفانه نیست!
دعوا نکنین، برای همتون آوردم!
تو چی آوردی؟
حتما چیزی آوردی دیگه، نه؟
...آره
اینجوری نیست که برام مهم باشه از تو یا اون چیزی بخوام
!هی
!گرفتمش
حالا کدوم یکیشون دوباره بچه شده؟
هرچند، دیگه قیافش ترسناک به نظر نمیرسه!
خیلی خب! من امروز گور رو اینجا\Nباشما تنها میزارم، خوب بازی کنین!
!هاه
بیخیال، من که نمیتونم عشقولیامو منتظر بزارم
پس اینبار به تو میسپارمش
!هی
فکر کنم چاره ی دیگه ای نداریم، نه؟
!شاید تو داشته باشی
!همیشه نمیتونی هرچی میخوای رو داشته باشی
پس، میتونی باهامون بازی کنی
زودباش بیا
خیلی خب! حالا که اینطور میخوای!
!قیافه ی ترسناکش برگشت
521.334)}کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | animkingdom.xyz/Forum\Nآدرس تلگرام ما: @animkingdom | @animkingdomsub\Nآدرس ساب سین ما: https://subscene.com/u/1131834\Nآدرس اینستاگرام ما: https://www.instagram.com/animkingdom/\Nکپی و یا دستکاری و انتشار زیرنویس های فارسی تیم ترجمه انیم کینگدام در آپارات، نماشا و مشابه آن توسط شما حرام است و ترجمه های انیم کینگدام را بدون کسب مجوز از ما در سایتها و کانالهای خودتان قرار ندهید که حرام است\Nمترجم: liana\Nتفاوت و قدرت ترجمه این انیمه رو با زیرنویس ما احساس کنید
agetai iro to hanakotoba ni komeru
Life is the flower for which love is the honey
\Nboku ni surudoi toge o ataetan darou
\Nbyouki bakari hakobi sugu karasou to suru
Donna hiatari no warui basho kara mo\Ntaiyou o motomeru kusagi ga nobiru you ni
Kimi ga utumuku garden chair made tsuta o karameru
Areta niwa ni sabishisou na kimi o mitsuketa
Boku wa tsuchi no shita de nemuru no o yameyou
Tatta ichirin demo sashi iro ni wa akarui iro o
Kimi no soba de tsuyoku sakitai to negau
\Noboreru hodo ai ga afureru hi demo
برای چند روز دیگه که میخوایم تدارکات رو انتقال بدیم\N به شما پسرا برای کمک به گارد احتیاج دارم
برون بس رهبری رو به عهده میگیره
میتونی جزئیات رو از مقر انتقال دریافت کنی
!بله قربان
پس من کنار گذاشته شدم، هاه...
بدترین قسمتش اینه که تقریبا\N احساس سرافکندگی میکنم...
ناپلئون سان؟!
خیلی خب، وقت چای خوردن دیگه تمومه!
کارایی داریم که باید انجام بدیم!
جانم...؟
آخ من چقدر از این بچه های فضول متنفرم
کاش میتونستیم مثل زباله پرتشون کنیم تو باقالیا
همیشه هم دادو فریاد و گریه میکنن
هیچوقت یادم نمیاد که ما باچیزی موافق باشیم
از اینکه همه چیزو باهات شریکم نمیتونم بگم\Nاز خوشحالی دارم بال درمیارم
اوه بهم اعتماد کن، منم همینطور
داری سعی میکنی باهام در بیافتی؟
"با" تو؟
!با صلابت بجنگ
!با شکوه و نجیب باش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.