Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
خدای من! این همون مردیه که از اون تفنگی که اونجاست متولد شد!
عذرخواهی منو بپذیر، من نباید هیچوقت بهت شک میکردم
معلومه که نباید شک میکردی رئیسمون هیچوقت دروغ نمیگه
ر...ئیس...
پس، تو کی هستی؟
من... من...
!من ناپلئون بزرگ هستم
تو بودی که منو به اینجا احضار کردی؟
پس اجازه بده این قول رو بهت بدم که
!من راهتو برای رسیدن به شکوه و صلابت هموار میکنم
خیلی خب پس، اون دوتا تفنگدار برامون آورد
"تفنگدار؟"
من بهت میفهمونم که داری به امپراتور خدمت میکنی، پسر
راست میگی، پس بزار اینجوری صدات کنیم، "اعلحضرت"
من برون بس هستم
اولین تفنگدار رئیسمون
!و اولین شوالیه ی ایشون
کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | animkingdom.xyz/Forum آدرس تلگرام ما: @animkingdom | @animkingdomsub آدرس ساب سین ما: https://subscene.com/u/1131834 آدرس اینستاگرام ما: https://www.instagram.com/animkingdom/ کپی و یا دستکاری و انتشار زیرنویس های فارسی تیم ترجمه انیم کینگدام در آپارات، نماشا و مشابه آن توسط شما حرام است و ترجمه های انیم کینگدام را بدون کسب مجوز از ما در سایتها و کانالهای خودتان قرار ندهید که حرام است مترجم: liana تفاوت و قدرت ترجمه این انیمه رو با زیرنویس ما احساس کنید انتشار ترجمه توسط شما به هر نحو حرام است. لذا بینندگان عزیز اگر زیرنویس انیم کینگدام را از سایت دیگری به جز انیم کینگدام دریافت کرده اید حرام است
دنیایی که هممون میبینمش خیلی متفاوته
این داستان ارزشمند به سرانجام میرسه
خودت رو به ابدیت بسپار
هدف این دنیای بی ارزش احساساته, اما هنوز
تو, کسی هستی که به درخشندگی من ایمان داری
من به تموم آسمانها قسم خوردم, که همیشه از تو دفاع کنم
ای بادهای نقره ای
منو برای روزهای ازدست رفته احضار کنین
دستهای منو بگیر, باید دوباره بهم نزدیک بشیم
چشم ها برآینده ی ما دلالت دارن
هدفی که ما به دنبالش هستیم امیده, که موفقیت رو به ارمغان میاره
اگه بتونیم از سرنوشت شانس بیاریم میتونیم خاطرات ارزشمندمونو حفظ کنیم
سرنوشت
افراد مقاومت، کارتون رو
برای جلوگیری از استبداد امپراتوری جهانی عالی انجام دادین
اما دیگه قرار نیست تحملش کنین
چون از این به بعد شماها منو در کنارتون دارین!
زیاد به خودت سخت نگیر، ایه یاسو
من هنوز چیزی بدست نیاوردم که بخوام ازش استفاده کنم
کشتی ارتشی که رهبر اون یه شیر باشه،ترسناک تر از یه ارتش شیره که توسط کشتی رهبری میشه
ناپلئون در اولین ماموریتش تونست از نهایت شکوه و صلابتش استفاده کنه
من باید عجله کنم تا به اندازه ی کافی قدرتمند بشم و رئیسمونو از بیدار کردن من ناامید نکنم
ناپلئون ناپلئونه، تو هم تویی، ایه یاسو
از اینا گذشته هرکاری که تا الان انجام دادی خیلی مهمن، درسته؟
منظورت چیه؟
یه روزی میفهمی
تو بالاخره... نیروی نهایت شکوه و صلابت خودتو پیدا میکنی
این بهترین چای نیست، اما...
اوه نه، ممنونم
من باید عذرخواهی کنم
اگه من گیر نیافتاده بودم و خیلی زود برمیگشتم
ماموریتمون هیچوقت اینجوری تموم نمیشد...
همچین بی مسئولیتی، واقعا غیرقابل بخششه
تو اشتباه نکردی
...درسته
تو میگی بی مسئولیتی، درسته؟
اما شاید بعضی ها اون رو به عنوان یه احتیاط ببینن
کسی که با کمی احتیاط عمل میکنه به هیج کسی آسیب نمیرسونه
برون، قربان...
این چای واقعا وحشتناکه، نه؟
برون چان! منو پوشش بده!
صبرکن! فوروساتو!
هی! همونجایی که هستی وایستا!
!نگاه کنین
!این کامیون پر از تدارکاته
بانو فوروساتو، این گرسنگی بود که باعث شد یهویی همچین کاری رو کنین؟
اصلا اینطور نیست!
اما حالا رئیسمون از اعضای مقاومته
و کل مردم و بچه های شهر حداقل میتونن غذا بخورن
هنوزم، ایندفه یکم زیاده روی کردی
میدونی، ما به سختی با توانایی قدرت امپراتوری مقابله میکنیم
...متاسفم
اما اشتیاق شما نشون میده که قدرت زیادی رو بدست آوردین
تو با قدرتت مبارزه رو برای متحدانمون ترسیم میکنی، فوروساتو
...برون چان
دقیقا، بانو فوروساتو، شما مثل یه مادربزرگ برای هممون هستین!
خیلی خب دیگه، با من مثل یه پیرزن رفتار نکن!
هیچ نشونه ای نبود؟
سر راهم چیزی به چشمم نخورد
اینجا هم چیزی نیست
از وقتی که اون به عنوان یه تفنگدار بیدار شده مدت زمان زیادی نمیگذره
...ما باید قبل از اینکه اتفاقی بیافته اونو پیداش کنیم
خوشحال باشین، دوستان من
در این اطراف یه مغازه ی شیک با نوشیدنی های با ارزش وجود داره
سلام به گربه های چکمه پوش کوچولوی خودم
چرا شما به این ستاره ی درخشان اجازه نمیدین که تموم نگرانی هاتونو از بین ببره؟
!اوه
هول ساما، شما بی نظیرین!
بیاین این خستگی و رنج رو با نگاه کردن به چهره ی درخشان من از بین ببرین
به لبخند زیبا و درخشان من نگاه کنین و بزارین-
!آخ آخ
اوه، هول ساما!
فکر میکنی داری چیکار میکنی اونم درست وسط یه ماموریت شناسایی، هول؟
آخه چرا اینقدر لوس بازی در میاری؟
خب، منظورم شماها هم چهره هاشونو دیدین؟
من فقط میخواستم برای یک لحظه هم که شده شادی رو براشون به ارمغان بیارم
با این لبخند مکش مرگم، دیدین؟
آخه ما باید با تو چیکار کنیم؟
فکر کنم شما رو کلی عصبانی کردم نه؟
!متاسفم
چرا فقط برای لحظه
تو کی تونستی کاری کنی که اونا بتونن از اعماق قلبشون بخندن؟
چ...؟
لبخند یه ستاره ی واقعی میتونه اینکار رو کنه، درسته هول؟
تو میخوای به اسلحه خونه ی امپراتوری حمله کنی؟
این یه اختلاف عظیم تو تدارکاته که اونا رو بسیار قدرتمند تر از مقاومت میکنه
و سرقت اسلحه های امپراتوری باعث تقویت روحیه ی سربازانمون میشه
و همچنین اونا رو ضعیف تر میکنه، درسته؟
با اینحال تجهیزات نظامی مثل اینا میتونه...
میفهمم که چرا احساس اضطراب میکنین
صادقانه بگم منم همچین احساسی رو دارم
اما امپراتوری هنوز ما رو به عنوان یه تهدید واقعی در نظر نگرفته، و این بهترین فرصت برای ماست
حمله به نقاط ضعف دشمن بخشی از جنگه
همه ی مایی که اینجا هستیم در طول ماموریتمون برای همچین روزی آموزش دیدم
من تموم اعتمادمو روی نقشه ی برون بس میزارم
و چه فرصتی از این بهتر که بهشون نشون بدیم درخشندگی یه ستاره ی واقعی چطوریه؟
جایه ترس نیست، کیودو!
من، ناپلئون بزرگ، اینجا و در کنار شماها هستم!
ما فقط ازت میخوایم که یکمی بهمون اعتماد کنی، کیودو
به ما تفنگدارانی که رئیسمون احضارمون کرده!
خیلی خب، من پیشنهاد شما رو به مرکز فرماندهی ابلاغ میکنم
تفنگداران شما واقعا کارشون محشره
بیخیال، هیچکی بهم نگفته بود که قراره اینجوری بشه...
فکر میکنم که امپراتوری ... همچین کاری رو کرده باشه
...برون چان
!ناپلئون
!بیاین یکبار دیگه تلاش کنیم
!یک کلمه دیگه نگو
!سلاح روحانی
!سلاح روحانی اونا
اصلا خوب نیست، این بهترین چیزیه که ما داریم
...امکان نداره
اما چطوری؟ مثل اینکه اون باید...
!یه تفنگدار باشه
!آماده باشین
!لعنت
!رئیس
!غلط زیادی نکن
!رئیس
من سرگرمش میکنم
!برون بس
الان همه چیز تو دستای توئه، ناپلئون
...برون بس
همه تون، عقب نشینی کنین
ناپلئون سان، نکنه...
برای نجات دادن اینا به کمکتون نیاز دارم
تا میتونین سربازایی که باقی موندن !رو به خونه برگردونین
...برون چان
میخواین اونو رها کنین؟
!این یه دستور بود
!یوکیمورا
!ای موش کثیف
هیدتادا، دوست من، میتونم روت حساب کنم؟
!بله قربان
!سلاح روحانی
!به اندازه ی کافی در تیر راسه
فوروساتو! داری چیکار میکنی؟ اون باید متوقف بشه!
ناپلئون...؟
!نمیتونم تحمل کنم
شماها نمیتونین دیگه هیچوقت دوباره برون بس رو از ما بگیرین!
پس من... اون...؟
!چطور جرئت میکنی
!ای پلید و شرور
!چرا تو
هیچ غلطی نمیتونی کنی
میخوام یکمی به این هیولا احترام بزارم
!لطفا شونه هاتو بهم قرض بده
!مهمون من باش
هرکسی که برای الک گردن کلفتی کنه با من طرفه!
اون کجا رفت؟!
!اکاترینا
!ولم کن
!کاتجا
رپه!
!بگیر که اومد حیوان
راهی برای رد شدن ازت نیست، نه؟!
!اما این چیزی بود که من انتظار داشتم
هیچ چیزی اندوهگین تر از جنگ نیست
اما دستای من دیگه اختیارشونو از دست دادن
اگه نزدیک تر بود الان کارش تموم بود
کاری که ماحموت کرد آدمو برای زنده بودن تحریک میکنه
اگه واقعا اینطوری احساس میکنی، پس باید به تماشای لحظه های بعدی بشینی
!الان بهترین فرصت برای ماست
کارت عالی بود، دوست من!
!این دیگه آخر کارته
علی پاشا! کینبه!
!دورایز
!کینبه
...اون از اون چیزی که تصورشو میکردم خیلی قوی تره
این قدرت واقعیه یه تفنگدار امپراتوریه؟
!من حریف بعدیتم
ناپلئون! ایه یاسو!
!دیگه کافیه
این ناقص العلق دیگه کارش تمومه!
هول! الکساندر!
مشکلشون چیه؟ چرا اونا از سلاح روحانی استفاده نمیکنن؟!
اطمینان ندارم که حتی بتونن
سلاح روحانی همبستگی و پیوند نهایت شکوه و صلابت تفنگداران رو شامل میشه
این چیزی نیست که اونا بتونن تو همچین وضعیت غیر متعارفی ازش استفاده کنن
...اینجا
!فرا تر از خرد و عقلانیته
!هردوی شما، از اینجا دور شین
!فوروساتو
فکر میکنی میزارم دوباره شماها اونو از ما بگیرین؟!
!فوروساتو
...منو ول کنین
...فرار کنین
اون چیه؟!
اون روشنایی...
تفنگدار دشمن به پایگاهمون حمله کرده...
یعنی!
اونا شکستش دادن؟
برگرد به پایگاه، برون بس
چرا؟
تنها توضیح برای این موقعیت اینه که کسی که نیروی نهایت شکوه و صلابت رو داره به پایگاه برگرده
تو باید درکنار اونها مبارزه کنی تا بتونی از رئیسمون محافظت کنی
وظیفه ی تو الان به عنوان تنها کسی !که اینجا باقی مونده همینه
هی، گوش کن چی میگم
به عنوان آخرین نفر نباید از من بگذری
چون من هرگز این موضوع رو اینجا تموم نمیکنم من باید به مکان های بیشتری برم، برای بررسی
!به منظور سقوط امپراتوری
صبرکن! ممکنه تو این نبرد شکست بخوری
اما اگه با بقیه برای محافظت از رئیسمون دوباره همگروه بشی، به این معنیه که ما هنوز پیروزیم!
آخه چرا متوجه نمیشی؟!
اوه واقعا، شرط میبندم این همون پیروزی منطقیه که تو میخوای
اگه میدونی پس چرا اینکار رو میکنی؟!
...بهت میگم چرا
چون نقشه ت شامل خودت و کسایی که زنده موندن نمیشه!
من میگم، همچین پیروزی اصلا یه پیروزی واقعی نیست!
من به خوبی هم برای رئیسمون !و هم برای همتون میجنگم
!این همت دلیرانه ی منه
...برون
تو... نمیتونی...
...برون چان
لعنت! اگه میتونستم حرکت کنم...
نه... صبر کن
چرا؟
چرا؟
تو اینجا چیکار میکنی؟!
!شارلویل
از لحظه ای که من به این جهان متولد شدم
من قسم خوردم از هر طریقی که بتونم در کنار رئیسمون باشم و ازش محافظت کنم
و از اونجایی که هرگز نمیتونستم درک کنم که چرا تعداد زیادی از ما انتخاب کردن
که رئسمونو ترک کنن و با امپراتوری بجنگن
فکر میکردم نیازی نیست کاری انجام بدم جز اینکه عمرمو درکنار رئیسم با محافظت کردن ازش سپری کنم
اما این دنیا هرگز اینقدر مهربون نیست که اجازه ی همچین کاری رو بهم بده
برای بدست آوردن چیزایی که میخواستم باید براش میجنگیدم
اسپرینگ! کنتاکی!
شارلویل...
تو اینجا چیکار میکنی؟
فکر کنم بهت گفتیم که به جای ما از رئیسمون محافظت کنی؟
شما دوتا کسایی نیستین که باید واقعا ازش محافظت کنین؟
از دست تو، چی داری میگی
این فقط ما نیستیم
بلکه شامل همه ی ما میشه، درسته؟
درسته... درسته، حق با شماست
همه ی شما تفنگدار رئیسمونین
تفنگدارانی که برای رئیسمون میجنگن و زندگی میکنن
فکر میکردم من فقط تنها کسیم داره به رئیسمون اهمیت میده...
اما وقتی به خودم اومدم، دیدم من تنها کسیم که براش هیچکاری نکرده
خل شدی؟
ما هنوز کارمون اینجا تموم نشده
چی؟
اگه برون و بقیه هنوز اون بیرون باشن، میتونم بگم این معنی رو میده که هنوز چیزی تموم نشده، درسته؟
...شارلویل
کنتاکی... اسپرینگ...
به نظرت این به تنهایی کافی نیست که تو مایلی فقط برای رئیسمون مبارزه کنی؟
تو ممکنه نسبت به بقیه ما واقعا یه تفنگدار واقعی باشی، شارلویل
این تموم چیزیه که درش خلاصه میشه
...تنها اون
...خودشه
درسته، این برای من...
...بهترینه
!نهایت شکوه و صلابت
بلند شو، میتونی، بس کون؟
یا اینکه مشکلی نداری من خودم دخلشو بیارم؟
معلومه که نه، قسم میخورم که خودم به هلاکت برسونمش!
خب خب، به نظر میرسه حملات قدرتمندت نمتونه نابودش کنه
خب شاید به همون ندازه که حرف میزنی بتونی شلیک کنی شاید بتونی شکستش بدی...
ستاره ای مثل من باید چیکار کنه وقتی اونا دارن به این اندازه میدرخشن؟
اما این دقیقا همون چیزیه که ما ما هممون همیشه به دنبالش هستیم
دقیقا، درخشیدن مثالی از نهایت شکوه و صلابته
من تقریبا داره حسودیم میشه
رویای همه ی ما هم این بود که کاش یه روزی میتونستیم اینجوری درکنار هم بجنگیم
هنوزم شانس باهاتون یاره، سربازان من!
!شارلویل
گرفتم، بس کون!
کار نکرد؟!
!یکبار دیگه
بس کون؟!
هیچوت تصورشو نمیکردم که نهایت شکوه و صلابت همچین عوارضی برای بدن داشته باشه...
اون چیه...؟
امیدوارم ناراحت نشین که اگه بهتون ملحق بشیم
الان وقتشه
!نهایت شکوه و صلابت
ما... پیروز شدیم؟
با وجود اون همه سرباز؟
ناپلئون
وقتی گفتین که "شما هیچوقت نمیتونین دوباره برون بس رو از ما بگیرین" منظورتون چی بود؟
...بزار برات یه داستان تعریف کنم
یکی از داستانای مربوط به رفیق عزیزمون
کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | animkingdom.xyz/Forum آدرس تلگرام ما: @animkingdom | @animkingdomsub آدرس ساب سین ما: https://subscene.com/u/1131834 آدرس اینستاگرام ما: https://www.instagram.com/animkingdom/ کپی و یا دستکاری و انتشار زیرنویس های فارسی تیم ترجمه انیم کینگدام در آپارات، نماشا و مشابه آن توسط شما حرام است و ترجمه های انیم کینگدام را بدون کسب مجوز از ما در سایتها و کانالهای خودتان قرار ندهید که حرام است مترجم: liana تفاوت و قدرت ترجمه این انیمه رو با زیرنویس ما احساس کنید انتشار ترجمه توسط شما به هر نحو حرام است. لذا بینندگان عزیز اگر زیرنویس انیم کینگدام را از سایت دیگری به جز انیم کینگدام دریافت کرده اید حرام است
درنهایت گلها شکوفه میکنند در رنگ ها و اشکال زیبا و درخشان خودنمایی میکنن
زندگی مانند گل زیباست و عشق مانند عسل شیرین است
وظیفه ی من در مراقبت از تو خلاصه میشه و من تموم خارهای تیز و برنده رو نابود میکنم
این دنیای نحس گذشته, نتنها بدبختی رو به ارمغان میاره بلکه سعی میکنه منو هم نابود کنه
درست همونطور که گیاهان و درختان در زیر درخشش خورشید درحال رشد هستند حتی اگه در زیر سایه باشند
انگورهای من در داخل باغی که درآن استراحت میکنم قرار دارن
زمانی که داشتی به تنهایی به باغ نظاره میکردی پیدات کردم
بزار زمین رو از خفتگی بیدار کنم
بزار حداقل گلی که با دستای خودم رنگش کردم رو تقدیمت کنم
من با تمام وجودم میخوام که درکنار تو شکوفا بشم
حتی اگه مدتی بهم توجه نکنی یا مدتی بهم عشق نورزی
اوه؟ بیا و بهمون ملحق شو، دوست داری، اینس؟
هم؟ اوه، اف، ما کجاییم؟
این واقعا منو حرص میده
به هرحال، تو اینورا چیکار میکنی؟
فکر کنم جایه توضیح داره
شاید یه روزی دوباره بیدار بشیم اما الان فعلا چسبیدیم به اینجا
امپراتوری جهانی قدرتمند
!با صلابت بجنگ
!باشکوه و نجیب باش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.