All language subtitles for Full Circle 2023 S01E01 Something Different 1080p x264-

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هیچ آغازی نداره و به این ترتیب پایانی هم نداره

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

[اسکیبو - در رفاه زندگی کنید]

[کویینز، نیویورک]

مترجمین: سحر و محیا مبین مقدم Mahya14, Sahar_Frb

چی شده؟

‫- همه‌ش نیست؟ ‫- خیلی بیشتره

[به یادِ کوئینسی ماهابیر]

گارمن؟

‫- گارمن ‫- نه، نه

‫- الان نه، بهت که گفتم... ‫- هر لحظه‌ای که دست روی دست بذاریم

ضعیف و سردرگم جلوه می‌کنیم، خب؟

‫مردم. مردمِ خودمون. ‫جامعه‌مون. همه دنبالِ جوابن

پلیس‌ها جلوش رو نمی‌گیرن

‫- خب حالا چی کار کنیم؟ ‫- آکد، حرف حرفِ خاله‌تـه

‫- می‌دونی که، نه؟ ‫- ولی هیچ حرفی بهم نمی‌زنه

‫ببین، من دوستش دارم ولی الان...

‫- پای خانواده در میونه. خانوادۀ خودم ‫- بسیار خب

خانم ماهابیر، تسلیت میگم. متأسفم، خانم

‫- یه چند روزی برمی‌گردم خونه ‫- میرین جورج‌تاون؟

‫- واسه چی میری گویان؟ ‫- تا به جواب برسم

خاله‌جان، ما جوابِ همۀ سوال‌ها رو داریم

‫- ادوارد چانگ برادر شوهرتون رو کشته ‫- آکد، بحثِ ادوارد چانگ نیست

قضیه مربوط به سال‌های پیشه

و می‌خوام برم و مشورت بگیرم که دقیقاً چطور به این قضیه واکنش نشون بدیم

و مطمئن باش که واکنش نشون میدم

و وقتی بخوام این کار رو بکنم بهت قول میدم که تو هم توش نقش داشته باشی

‫- بخش بزرگی ازش ‫- باشه. بهت قول میدم

خیلی وقت پیش؟ آخه چطوری؟

‫آره، چی بگم...

حق داری که اعتقاد داشته باشی بلاهایی که

داره سر خانواده‌ت میاد یه دلیلی داره

ولی من مردی که مسببِ این بلاهاست رو پیدا کردم

و مایله بهتون این امکان رو بده که سرنوشتِ خانواده‌تون رو تغییر بدین

ولی شما باید اقداماتِ خاصی رو

دقیقاً همونطوری که تعیین کرده، انجام بدین

‫- حاضرین این کار رو بکنید؟ ‫- بله

بدونید که برای متعادل کردنِ وزنِ درد و رنجش

‫و پایان دادن به چرخۀ رنجش،

رنجی که سال‌ها پیش شروع شده

و مسببش شوهر فقید شما، رَنول بوده

باید از طرفش دردِ مشابهی رو تحمیل کنید

‫- می‌دونم ‫- باشه، پس

از اینجا شروع می‌کنیم

‫- جرد، عزیزم، پونزده دقیقه دیگه مونده ‫- می‌دونم

‫کمکی از دستم برمیاد؟ چون...

‫- نه، الان میام ‫- به تست آووکادوت هم که لب نزدی

نمی‌خوام توی دوره دوم گشنه‌ت بشه

و بری از دستگاه فروش خوراکی بخری

‫مامان، قبلاً یه چیزی خوردم. از غذای هندیِ دیشب خوردم

کفش‌های استوک‌دارم رو ندیدی؟

توی کمد جدید کنارِ کفش‌های بیرونی‌تن

باید بگم که یه‌جورایی غافلگیر شدم که اون جلسه‌هه رو توی برنامه دیدم

‫- ما که قراره بهشون نه بگیم ‫- نه، هنوز مطمئن نیستم و در ضمن

بعضی‌وقتا خوبه که بدونن دلیل نپذیرفتن‌مون چیه

یه فکری دارم، چطوره پدرت خودش بیاد توی یکی از این جلسات شرکت کنه؟

‫یعنی انتظار داری واقعاً بیاد کار کنه؟!

دروغ گفت غذای هندی خورده

خیلی‌خب، آب و غذا می‌ذارم توی کوله‌ت، آب بخور

و ظرف غذا رو هم گم نکنی، باشه؟

رفیق، بعد مدرسه میام دنبالت. جایی نرو

بابا، خودم می‌دونم

خیلی‌خب، اگه می‌خوای به اتوبوس برسی باید راه بیفتی دیگه

ما یه پیش‌پرداختِ سخاوتمندانه می‌پردازیم تا مجوز استفاده از اسم و تصویر ایشون رو داشته باشیم

و فقط می‌خوایم سالی یکی دوبار توی مراسم‌های ما حضور داشته باشن

به علاوه سرآشپز جف و خانواده‌ش

همیشه یه اتاق رایگان دارن

حالا چه توی آتلانتیک سیتی

لاس وگاس

یا ماکائوی شگفت‌انگیز

‫- با ما در تماس باشید ‫- باشه

دیدی؟ یه وقتایی خوبه که توی این جلسات حضور داشته باشی

‫- خب دیگه چی مونده؟ ‫- متن پشتِ جلد، خلاصه

و ناشر هنوز ازتون می‌خواد که عکس جلد رو تأیید کنید

‫- باشه ‫- و می‌خوان بدونن

‫- مدل موی دم اسبی رو نگه می‌داره یا نه؟ ‫- این رو دیگه به خودت می‌سپارم

یادت باشه، تنها کاری که باید بکنی اینه که

می‌دونم. فقط باید خوب برخورد کنم و وسط حرفش نپرم

‫دقیقاً. فقط طرحت رو براش توضیح بده. ‫چون چیزِ خوبیه. اونا بهت نیاز دارن

باید یه سال پیش پرونده رو می‌دادن به تو

آره، تا الان دیگه به یه جایی رسیده بودم

و شغلم به خطر نمیفتاد

‫- خب... ‫- خب می‌دونم

باید تمرکزم روی زمان حال بذارم و از گذشته صحبت نکنم

الگویی از خدمتگزاری مطیعانه میشم

و هیچ‌وقت نمی‌فهمه به نظرم چقدر آدمِ خائن و آب‌زیرکاهیه

‫- که حاضره مادرِ خودش رو... ‫- مل، مل، مهربون باش

صحیح. مهربون

[سرویس بازرسی پستی ایالات متحده آمریکا]

چرا راستش رو نمیگی که واقعاً چرا پرونده رو می‌خوای؟

پیت فانگ باید بودجۀ بخش رو کاهش بده

فکر می‌کنی آسیب‌پذیری چون درجۀ بالایی نداری ولی

جفت‌مون می‌دونیم که دلیلش این نیست، مگه نه؟

شایدم واسه این نمی‌خوای پرونده رو بهم بدی

چون به جایی نرسیده

و می‌دونی که من واقعاً یه کاری براش می‌کنم

که برات وجهۀ بدی داره

و برات غیرممکن میشه که منو اخراج کنی

که ته دلت واقعاً دلت می‌خواد همچین کاری بکنی، نه؟

خب اگه راستش رو بخوای

یه‌جورایی سر و کله زدن باهات غیرممکنه، مل

در واقع مثال بارزش همینه که رئیست رو عصبانی می‌کنی

در حالی که ازش می‌خوای بهت لطف کنه... اونم دوباره

دوباره؟

پارسال با تحویل ندادنِ ارزیابی روانیت شغلِ وامونده‌م رو به خطر انداختم

‫- یادته؟ ‫- مانی

آره. آره. خیلی دوستانه ازم خواستی

بدونِ توهین - باشه، باشه -

‫ببخشید. و متوجه‌م. حق با توئه. ‫منم ازت ممنونم، باشه؟

ولی نمی‌خوام گذشته رو تکرار کنم. الان بحثِ آینده‌مه

که یعنی می‌خوام روی پروندۀ گویان کار کنم، باشه؟

‫- نمیشه، مل ‫- مانی!

‫- برو سراغ همون پروندۀ کالجِ کویینز ‫- وای خدایا!

قرار بود دو هفته پیش تحویلش بدی

صحیح. باشه. حق با توئه

چون اون سازمانِ جناییِ عظیم

به رهبری یه بچۀ خوابگاهی که

کارت‌ شناسایی جعلیِ برای بچه‌های دبیرستانی می‌فرسته

جون آدم‌های بیشتری رو به خطر میندازه

تا گانگسترهایِ واقعی‌ای که بی‌خانمان‌ها و ولگردها رو برای حق بیمه به قتل می‌رسونن

وای ببخشیدها. نکنه این پرونده اونقدرها برات جذاب نیست؟

بذار یه حقیقتی رو بهت بگم

وقتی سرکار بری، رئیست وظایفی رو بهت محول می‌کنه

منم رئیستم. اگه کاری که بهت محول کردم رو انجام ندی

‫- مانی ‫- اخراجت می‌کنم

کاری نکن اخراج بشی، مل

لعنتی

‫- خب؟ ‫- خب من قراره روی پرونده گویان کار کنم

وای خدای من! آفرین! پس باهات موافقت کرد

نه

پس یعنی واقعاً پرونده رو بهت نداد؟

‫- نه، نه. نداد. نه ‫- ولی تو که گفتی قراره روش کار کنی

آره. تو وقتِ آزادم

‫- وای، مل ‫- آره

بعدی، حاضری؟

برو بریم. آماده باش. بد... بدک نبود. دو دستی

مسیرش تا دستکش رو تماشا کن

برو بریم

برو بریم. بگیرش. یالا دیگه

تقصیر من بود. تلاشِ خوبی بود

چی؟ جدی میگی؟ دوباره گوشیش رو گم کرده؟

‫- همه‌جا رو گشتی؟ پشتِ نیمکت‌ تیم نبود؟ ‫- گشتم بابا

‫- زیر نیمکت چی؟ ‫- گفتم که گشتم

توی کفشم بود

آره. پس واقعاً گمش کرده

‫- خدایی؟ ‫- خودت دیدی درشون آوردم

دیدی که دیگه سمتِ نیمکت تیم هم نرفتم. نمی‌دونم چی شد

درست شنیدی

آره، برای هفتمین بار باهاش حرف می‌زنیم

‫- سلام ‫- سلام

چه خبرها از عکس‌ها؟ هیچ‌کدوم هم انتخاب کردی؟

خب، همه‌شون خوب بودن

خب قضیه گم کردن وسایل به کجا رسید؟

بهش گفتم این دفعه دیگه از گوشیِ جدید خبری نیست

‫- شنیدی رفیق؟ نه؟ ‫- آره

گوشیت رو ردیابی نکردی؟

گوشی باید روشن باشه تا ردیابیش کنی. حتماً الان ریستش کردن

مطمئنی؟ چون چهار ماه پیشم مطمئن بودی

وقتی که ساعتی که بابابزرگ جف بهت داد رو گم کردی

ساعتِ بابابزرگ؟ گمش کردی؟ چرا به من نگفتین؟

‫و اون سویشرته. سویشرت موردعلاقه‌ش. ‫همون که به خاطرش توی صف ایستاد

و بعد مجبور شد پول توجیبیِ چهار ماهش رو بده تا یکی دیگه بخره

‫- کجا میری؟ ‫- دوباره گوشیم رو ردیابی کنم

شام حاضر شد بهم خبر بده

‫- هنوز حرفم تموم نشده ‫- دِرک، بذار...

جرد، رفیق، بگو از این به بعد چی کار کنیم؟

هان؟ برنامه چیه؟

چه‌جور سیستمی راه بندازیم که

‫- که دیگه این اتفاقات نیفته ‫- نمی‌دونم

نظرت چیه یه سیستمی باشه که من به نحوی دیگه همه‌چیز رو گم نکنم؟

دوتا پسر نیاز دارم. ترجیحاً اهل جورج‌تاون باشن

خانم ماهابیر، چه بازۀ زمانی‌ای مدنظرتونه؟

‫- هر چه زودتر ‫- چرا جورج‌تاون؟

احتمالاً آدمایی اینجا داشته باشیم که هرکاری بخواین براتون بکنن

نه، گارمن. آدمایی رو می‌خوام که هر کاری بگیم انجام بدن

و سوالی هم نپرسن

ناتالیا، همون ماساژوره، یه برادری داره که توی جورج‌تاون توی دردسر افتاده

‫می‌خواد با رفیق صمیمیش بیاد. ‫بیا ترتیبش رو بدیم

‫سلام!

‫- ژاویر ‫- لویی

‫- چه خبرا؟ ببین، ببین ‫- همین الان؟

خداحافظ همگی، خداحافظ

‫وای لویی!

‫- خب، پس دیگه قطعیه؟ ‫- آره، رفیق

پاسپورت گرفتی؟

وقتی به جنگلِ اون طرفِ رودخونه رسیدیم

بهمون پاسپورت میدن

و می‌برنمون فرودگاه

سلام شکیلا، منم، ژاویر

رفیقم موفق شد. می‌دونم. می‌دونم

نمی‌دونم. خواهرش تریتب همه‌چیز رو داد

من و تو بالاخره می‌تونیم همدیگه رو از نزدیک ببینیم

‫برو که بریم!

می‌دونی به این زودیا دیگه نمی‌بینن‌مون

‫عمراً به این زودیا ببینن!

بزن بریم

‫- کینگستون به جورج‌تاون، داداش ‫- آره رفیق. و بعد هم پیش به سوی نیویورک

‫آره، آره، آره! نیویورک!

‫- آره، رفیق ‫- باورنکردنیه

‫سلام سلام شکیلا. منم، ژاویر. ‫دل تو دلم نیست که ببینمت

اول یه جلسۀ کوتاهی داریم

ولی بهم خبر بده مدرسه‌ت کی تموم میشه و بگو کجا بیام ببینمت

لویی، خواهرت منتظرته

جفت‌تون رو می‌بره پیش آکد

اینم یه هدیۀ کوچیک برای شروع

ممنون، آقای لن

‫- ممنون، آقا ‫- از خانم ماهابیر تشکر کنید. از طرفِ اونه

و پاسپورت‌هاتونم بدین

باشه

هی، ژاو

بذار باهات روراست باشم

اینکه بیاییم اینجا فکرِ خواهرم نبود

تو که گفتی خواهرت ترتیبِ همه‌چی رو داده

نه. رئیسِ ناتالیا ترتیب‌ِ کارها رو داد

ممکنه خواهرم از دیدن‌مون خوشحال نشه

فقط گفتم بهت هشدار داده باشم

بعد الان اینا رو به من میگی؟

آره

لویی، شنیدم علف می‌فروختی که یعنی پشت گوشی بهم دروغ گفتی

نات، گول‌مون زده بودن

مسئله اینه که می‌خواستم این دفعه من برات پول بفرستم

مسئله اینه که امیدوارم الان خوشحال باشی چون الان پات به یه قضیۀ دیگه باز شده

‫یه سلام احوالپرسی باهم نمی‌کنی؟ هی!

باشه واسه وقتی که از دستت عصبانی نبودم

ایشون ژاویره. همون دوستم که بهت گفتم

‫اونم بالایِ رودخونه‌ زندگی می‌کنه. ‫ایشون خواهرم ناتالیه

‫- خاله‌م با مامان‌تون دوسته ‫- می‌شناسمت

وقتی دبستان بودیم توپِ فوتبالم رو دزدیدی

شاید. نمی‌دونم

خب ژاویر، پا که داری. تو هم می‌تونی دنبالم بیای

بیا بریم. میای یا نه؟ الان وقتش نیست که آکد رو منتظر نگه داریم

‫چیزهایی که برای گارمن هری مهمه ایناست: ‫شماره یک، وفاداری

‫شماره دو، وفاداری و شمارۀ سه...

شماره سه چی بود؟ آهان... وفاداری

حله؟

گارمن رئیس‌مونه؟

شما گارمن رو «آقای هری» صدا می‌کنین

رئیس خانم ماهابیره

و اگر و تنها اگر خودش بهتون اجازه بده می‌تونیدخانم اِم صداش کنید

محضِ اطلاع‌تون، ساویتری ماهابیر خاله‌مه

پس اگه خواستین باهاش حرف بزنین، به من بگین

از نات بپرسین

من این کار رو واسه هیچ‌کس نمی‌کنم. هیچ‌کس

ولی ضمانت تو که برادرِ عزیزشی رو کرد

‫ولی جنابعالی...

دربارۀ تو مطمئن نیستم

ولی اگه راستش رو بگین، به کارشون میایین

چقدر بهمون پول میدن؟

جایی واسه موندن بهتون میدن و وکیل برای گرفتن گرین گارت

و یادتونم نره که هزینه‌های سفرتون رو دادن

ولی از اون چشم‌پوشی می‌کنم

با کار باید جبرانش کنید

‫- محدودیتی در کار نیست ‫- چقدر باید کار کنم؟

‫- هرکدوم‌تون یه چیزی در حد 50 هزارتا ‫- دلار؟

‫دلار؟ از این یارو خوشم میاد. خیلی باحالی. ‫آره. آره. دلار. الان آمریکاییم دیگه، جیگر

یه چند هفته دیگه یه یارویی به اسم پائول یه کار آزمایشی بهتون میده

‫سلسله مراتب به این صورته: ‫ساویتری ماهابیر، گارمن هری

پائول ترنکوئدا، من

شما

شیرفهم شدین؟

آره؟ می‌دونین قراره چی کار کنین؟

خیلی‌خب. نباید اشتباهی کنین

طرف روی ویلچره اگه بهوش باشه، حرف می‌زنه

امیدوارم قدرِ این فرصت رو بدونین

‫- بله قربان ‫- آره

‫- ممنون قربان ‫- آره

‫- ممنون آقای پائول ‫- خواهش می‌کنم

خیلی‌خب. دیگه می‌تونین برین

[آخرین مکانِ آیفونِ جرد]

[نیکی: سلام. تو جرد براونی؟]

‫نه، نه، نه، نه، رفیق. ‫پلاستیک وارد جو شده

چون فضانوردهای وامونده همه‌ش از پنجره چیزمیز پرت می‌کنن بیرون

یعنی الان پلاستیک وارد خون‌مون شده و تقصیرِ ناساست

آره، آره. توی یه کتاب نوشته بود. من همه کتاب‌ها رو می‌خونم

همه‌شون رو می‌خونم. متوجه‌ای؟ حقیقت توی کتاب‌هاست

می‌دونم که تنها راهِ گفتن حقیقت اینه که

توی یه کتاب بنویسیش

و بقیه ازش باخبر میشن. می‌گیرین چی میگم؟

حالا از کجا می‌دونین؟ چون جوهر هزینه داره

وقتم رو با این کارهای مزخرف هدر میدم

من کتاب‌خونم. کتاب می‌خونم. همینه

اونا از دستم عصبانی میشن چون من خیلی‌چیزها رو می‌دونم

هی داداش، یه هدیه‌ای برات داریم

چی؟ تو کی هستی؟

ساکت باش، رفیق

چی کار می‌کنی؟ نه، نه، خودم میرم. خودم میرم

‫- آروم باش ‫- همین‌جا وایسا. خودم میرم

یه هدیۀ کوچیکی برات دارم

رفیق، واسه کی کار می‌کنی؟

‫- واسه پائول؟ ‫- فقط یه دوستم. خب؟

‫- نه، نه، نه، وایسا ببینم ‫- صدات رو بیار پایین

‫- چی کار می‌کنی؟ ‫- دهنت رو ببند

چی کار... نه، وایسا. نه، نه، نه

نه، نه، نه، نه. من چیزی نمی‌خوام. من پاکم

‫- چیزی نمیشه ‫- نه، بخدا نمی‌خوام

نمی‌خوام. نه. ببخشید

تو رو خدا نه. چی کار می‌کنی؟

‫- یالا! تکون بخور! بیا کمکم کن، رفیق ‫- نه، نه، تو رو خدا، نکن

‫- بیا کمکم ‫- کمک رفیق. کمکم کن

‫- یالا دیگه ‫- ساکت. آروم باش

ساکت باش. شرمنده

راه بیفت! راه بیفت دیگه

ناتالیا، می‌دونستی همچین کاری می‌کنن؟

می‌دونستی؟

شاید یه تصادف جلوه‌ش بدن ولی نبود

‫نات، یارو مُرده. اون عوضی...

لویی، من سعی کردم بیام بیرون

‫- لعنتی ‫- سعی کردم

وای لعنتی

هفته‌ای دوشب توی آموزشگاه ماساژم

چهار شب توی آموزشگاه ماساژ نظافت می‌کنم

در طول روز هم برای خانم ماهابیر کار می‌کنم تا بتونم بدهیم رو بهش بدم

منم دیگه بریدم

ناتالی، هر بار که یکی‌شون می‌میره تو هم توش نقش داشتی

اون پسرهای تازه‌وارد کار نیلسون رو تموم کردن؟

دوتایی، یکی‌شون از اون یکی بهتر عمل کرد

ولی با توجه به سابقۀ مصرف مواد نیلسون تونستن سریع کار رو یکسره کنن

پیش‌بینی می‌کنیم شرکت بیمه کل مبلغ رو بده

سیصد و بیست و پنج هزار دلار

‫- عالیه. آفرین ‫- ولی تا سالِ دیگه نمیدن

امسال یه مشکل مهم‌تر داریم

مخصوصاً وقتی که سعی کردم این مشکل مالی‌ای که کوئینسی بعد مرگش درست کرده رو

‫- رفع کنم... ‫- ببین، گارمن، گارمن

بیا روی آینده تمرکز کنیم

‫منظورتون برنامه‌ی بعدی‌تونه. ‫حالا هرچی که هست

‫- همین کاری که قراره به زودی انجام بدیم ‫- آره. همون

خب تا نگین که نمی‌دونم برنامه از چه قراره

مهم‌ترین کاریه که تاحالا انجام دادیم

پای یه پسر در میونه

ولی نمی‌تونم چیز بیشتری بهت بگم چون ممکنه برامون بدبیاری بیاره

خب می‌ترسین من چشم بزنم و همه‌چی خراب بشه

ولی تا وقتی نگین چه کاریه نمی‌تونم ترتیبش رو بدم

تو نمیدی. آکد میده

خانم

شما که گفتین این مهم‌ترین کارمونه

خطرناک‌ترینش هم هست

و این‌جوری تو می‌تونی روش نظارت کنی، در امان باشی و به آکد کمک کنی

که خودش رو به کشتن نده

ناتالیا، بهت که گفتم این کار مهمیه. کار بزرگیه. پس مشکلت چیه؟

چرا دزدیدن یه پسربچه قراره جبران بلایی باشه که سرِ کوئینسی اومده؟

‫- بنا به دلایلی ‫- دلایل؟

‫- آره. بنا به دلایلی ‫- آکد

از طرف رئیس‌مون اومده

که الان عزاداره. خودت که می‌دونی

ببین، خاله‌م مسئولیتش رو داده به من

‫خب؟ مسئولیت همه‌ش با منه. ‫می‌فهمی؟

نسخۀ ششم

این یکی رو دوست دارم

یادداشت گذاری. باشه؟ خب، می‌دونی

سرآشپز جف یا هرکسی که پدر این بچه‌ست

میاد کتابخونه و بوم، میریم سراغِ مکانِ بعدی

ایستگاه مترو. نمی‌دونم. دارم از خودم در میارم

‫بوم! میرسن به کتابخونه، یه ‫پاکت رو باز می‌کنن که توش نوشته:

«تبریک میگم، اومدین کتابخونه»

«حالا باید با عجله برین روی پل»

باید هوشمندانه باشه

خب اره. آره، شکیلا. منم، ژاویر

خب آره، گفتم شاید بتونیم یه بار دیگه همدیگه رو ببینیم

این دفعه شاید شب باشه

یا اصلاً می‌دونی؟ شاید همین امشب

الان دارم میرم قدم بزنم، پس اگه مشق‌هات رو نوشتی

و می‌خوای بریم بیرون یه هوایی بخوریم

آره، بهم زنگ بزن

‫ولی...

آره، بهت زنگ می‌زنم

احیاناً تو دیشب توی اون کوچۀ پشتِ سالنِ جمینی نبودی؟

این واست آشنا نیست؟

میدونی، جنازه و ویلچر رو میگم

این ملحفه رو ما روش انداختیم

من چیزی نمیدونم - ...اوه، کنجکاوم بدونم -

،اگه اون کوچه رو برات توصیف کنم حافظه‌ت یه تکونی میخوره یا نه

...خب اونجا سالن جمینی هست

،که بغلش خشک‌شوییه ... کنار اونم یه امانت فروشیه

،اونجا هم مثل همه‌ی امانت فروشی‌ها ...دوربین مداربسته داره

،که همونطور که خودتم میدونی این روزها دوربین‌ها خیلی پیشرفته شدن

بده اونو ببینم - ...اوه، من -

شرمنده. این جزو اموال دولته

به هرحال، اسم من روی این کارت هست

و هروقت آماده بودی اسم خودت رو بهم بگی، یه زنگی بهم بزن

قراره ساعت 1:11 شب ...داخل یک حلقه

،توی پارک واشنگتن اسکوئر اتفاق بیفته

خودمون هم توی پارک هستیم تا مطمئن بشیم همه‌چیز طبق نقشه پیش میره

اونم همون دردی رو حس میکنه که من بعد از مرگِ نوه‌م، حس کردم

یک پسر در ازای یک پسر

،اونوقت تعادل دوباره برقرار میشه و همه‌چیز درست میشه

همینطوره

خب، میخوام مستقیما با خود آقای جوزف صحبت کنم

همه‌چیز درست میشه

.عالیه، عالی ممنونم، آقای محترم

.ممنون باعث افتخارمه، خانم

بهتون اطمینان میدم منم که مفتخر شدم

فردا شب شما رو توی جشن می‌بینیم

بله. فردا باید هم جشن بگیریم

الان میام اونجا، ناتالیا - بله، خانم ماهابیر -

ناتالیا، همه‌چی مرتبه؟

بله، خانم ماهابیر

شب به خیر، آقا - شب به خیر -

...ژاویر، باید بری پارک واشنگتن اسکوئر

توی منهتن جنوبی

آدرسش رو گوگل کن

...خانم ماهابیر میخواد که

،ظاهرا توی قسمت‌های مختلفی از پارک چند تا حلقه وجود داره

،میخواد اندازه هر حلقه تعداد و محلشون رو بدونه

.این توصیه رو از من داشته باش توی این یک کار، حسابی حواست رو جمع کن

شب به خیر، آقا

خیلی خب

به نظر من، اینکه ملت ...دو ساعت توی یه اتاق حرف بزنن

فیلم حساب نمیشه

خیلی خب

آخه فکر کردم از این عصبانی شدی که ...آوردمت یه فیلمی ببینی

که مجبور شدی زیرنویس بخونی

آره، خب اینم کمکی نکرد

ای بابا. واستا

.بازرس هارمونی هستم شما؟

اسم من ژاویره

،اگه بهت اطلاعات بدم میتونی منو ببری خونه؟

یعنی خونه‌ی مادرزادیت؟ گویان؟

بله - نه -

البته در یک نسبت مستقیم ...با اطلاعاتی که بهم میدی

میتونم سعی کنم زندگیت رو آسون‌تر کنم

که البته این تقسیم میشه به ... مقداری که تا الان

زندگیت رو به گا دادی

فردا شب یه خبری هست

.خب واسه قدم اول خوبه قدم دوم: مکانش کجاست؟

پارک واشنگتن اسکوئر

ساعت 4 صبحه

چرا بیدارم کردی؟

میخوان اون پسر رو بکشن

همونی که میخوان بدزدن

از زبون خانم ماهابیر شنیدم

،به هر قیمتی هم که شده میخواد پسر رو بکشه

چرا؟

فکر میکنه این جوابیه برای تمام اتفاقات بدی که اخیرا افتاده

این کجاش با عقل جور درمیاد؟ - چون اون زده به سرش -

یه دفعه انگار دیگه هیچکدوم از کارهاش با عقل جور درنمیاد

هفته پیش چند نفر رو ...از گویان آورده اینجا

و یه نقشه‌ی کامل چیده

،و ژاویر رو برای نقشه انتخاب کرده ...ولی من به ژاویر گفتم خوبه تو هم باشی

...چون به یه نفر دیگه هم نیاز داریم تا - منو واسه این کار داوطلب کردی؟ -

ساکت. ساکت، لویی - ...تو انقدر از این نقشه ناراحتی -

اونوقت رفتی منو داوطلب کردی؟ ...این دقیقا همون کاریه که

من دلم نمیخواد انجام بدم - !من یه نقشه دارم. لویی -

تو قرار نیست پسره رو بدزدی

قراره نجاتش بدی

ما نجاتش میدیم

چی؟

چرا؟ - ...چون خودت گفتی -

،اگه یه نفر بمیره منم توش نقش داشتم

دارم سعی میکنم کار درست رو انجام بدم

و تو هم باید همین کار رو بکنی - !ناتالیا. ناتالیا -

...اتفاقی که داره میفته

کی قراره اتفاق بیفته؟

آکد نگران بود که اگه ...زودتر از موعد، تیم رو تشکیل بده

،اونا نتونن جلوی زبونشون رو بگیرن ...برای همین فقط میدونیم

...گفتن به ژاویر - ناتالیا. کِی اتفاق میفته؟ -

امشب

کیر توش

امشب؟ اونوقت الان داری بهم میگی؟

باید صبر میکردم آکد خوابش ببره

نمیدونم چطوری قراره کلِ این کار رو انجام بدیم

حتی نمیدونم چطوری باید بیشترِ کار رو انجام بدیم

ولی حداقل میدونم چطوری شروع کنیم

دارم بهت پیام میدم که دوچرخه رو از کجا بگیری

باید دقیقا همون دوچرخه رخت‌شویی باشه که آکد ازش استفاده میکنه

این عکس رو می‌بینی؟

و باید این کیف مشکی هم بگیری

الان دارم بهت پیامکش میکنم، باشه؟

.یه کلاه‌گیس هم بگیر هر کلاه‌گیسی که شد

خیلی خب. الان برات یه آدرس میفرستم

باید دوچرخه رو بذاری اونجا

،بعد از کارم میرم سراغش عروسک رو میذارم توش

،باشه؟ وقتی به پارک نزدیک شدی بهم پیامک بده

باشه؟

خب قراره طبق کدوم یکی از نقشه‌های من، پیش بریم؟

نقشه‌ای که تو منتظر میمونی تا ما بهت بگیم چی کار کنی

یعنی کِی؟ - هروقت ما بهت بگیم -

.خیلی کنترل‌گر شدن حتی اجازه نمیدن واسه گوشیم رمز بذارم

میخوان بهم نشون بدن که باید مسئولیت پذیر باشم

.به هرحال هم نمیتونم برم بیرون کلاس خصوصی دارم

اگه بهت قول بدم ارزشش رو داره چی؟

...یعنی... میتونم بهت بگم

چه اتفاقی برای وسایلت افتاده

این یه معامله تجاریه

.توی ون بیشتر بهت توضیح میدم باشه؟ بریم

،کجای دزدیدن یه پسربچه میشه معامله تجاری؟

گفتم که توی ون بیشتر توضیح میدم

حالت خوبه، لویی؟

چت شده؟

خواهرت که گفت میتونی از پسش بربیای

برم از اشتباه درش بیارم؟

پس بیا بریم

!کیسن

پاشو بریم دیگه

.من الان میام بذار یه چیزی بردارم

خب چی دستت اومد؟

خانم مامور، من اشتباه گفتم

.امشب هیچ خبری نیست من اشتباه میکردم

منظورت چیه که هیچ خبری نیست؟

من گند زدم و معذرت میخوام

و نمیتونم هم این کار رو بکنم - ...چی؟ ژاویر، نمیشه که یهویی -

پا پس بکشی - ...متاسفم، مامور هامورنی -

...ژاویر، تو نمیتونی - هی -

آماده‌ای؟

آماده‌ام

همون خبرچینِ تو بود؟

آره. ژاویر بود

گفتش امشب توی پارک واشنگتن اسکوئر خبری نیست

ولی تابلوئه که یه خبری هست

فقط یه لحظه بهم فرصت بده

باشه

...سلام، مانی

گوش کن، میدونم امشب داری با دخترت وقت میگذرونی

پس امیدوارم حداقل این پیام به دستت برسه

و امیدوارم که واقعا فکر کنی ...دارم خبر خوبی بهت میدم

ولی من یکم خودجوش عمل کردم

،و از وقت آزاد خودم هم مایه گذاشتم پس نگران نباش

ولی تونستم یکی از خلافکارها رو بیارم سمت خودمون

و اون گفت که ...امشب قراره

،توی پارک واشنگتن اسکوئر یه اتفاقی بیفته

ولی بعدش گفت نه خبری نیست

که همین باعث شد فکر کنم یه خبری هست

و خبرش هم بزرگتر از ...کشتنِ ولگردها و ایناست

چون دلیلی نداره که یه ...بی‌خانمان رو

توی پارک واشنگتن اسکوئر بکشن

برای همین حس میکنم حتما باید برم اونجا

ولی نمیخوام قبل از ...اینکه تو بهم زنگ بزنی، برم

چون دارم سعی میکنم ...حرفه‌ای عمل کنم

.و به روال و اصول کاری، احترام بذارم پس، آره

،وقتی پیغامم رو گرفتی ...بهم زنگ بزن

و منم تا وقتی سرجام می‌شینم

خیلی خب. خداحافظ

خب قراره صبرکنی ...بهت تاییدیه بده یا

آره. آره. آره

صحیح

هی، جرد؟

جرد؟ - بله؟ -

.ماکروفر گیر کرده درش باز نمیشه

آها، ماکروفر. باشه

.درش گیر نکرده الان دیگه کشویی شده

کشویی؟ - آره -

آره، یه سیستم کامل داره

یه دکمه داره

خدای من

از وقتی پدرومادرت اینجا رو ...بازسازی کردن

از هیچ چیزِ این خونه سر درنمیارم

مطمئنی گرسنه نیستی؟

نه، زیاد حالم خوب نیست

امشب فقط میرم میخوابم

خب مگه قرار نیست واست معلم بیاد؟

فکر کنم جلسه رو کنسل کنم

،اگه من مریض باشم نمیخوام سارا هم مریض کنم

پس کنسل میکنم - بهش زنگ زدی؟ -

راستش موبایلم رو گم کردم

به نظرت میتونی از طرف من بهش زنگ بزنی؟

مامانم شماره‌ش رو روی یه برگه کنار تلفن، نوشته

صورتت که یکم سرخ شده

باشه عزیزم، بهش زنگ میزنم

ممنون، نانا - برات سوپ بیارم؟ -

نه، میرم بخوابم

زیاد گرسنه نیستم - باشه -

خب، امیدوارم بهتر بشی - آره -

اوه، عزیزدلم. دوستت دارم

منم دوستت دارم. شب به خیر، نانا - شب به خیر -

اونجا می‌بینیدش؟

همون دختره‌ست که معلم خصوصیه

،میاد، جلوی ساختمون وایمیسته موبایلش رو چک میکنه

.شاید میره توی اینستاگرامی چیزی نمیدونم

ولی منتظر میمونه، شاید هم به پسره زنگ بزنه. صبر کنین

آماده‌ست، بعدم دوتایی الان ...میرن اون طرفِ پارک

و میرن توی کافی‌شاپِ بین می‌شینن

تکالیف مدرسه و این مزخرفات رو انجام میدن

،وقتی دختره و پسره راه افتادن اونوقت ما وارد عمل میشیم، باشه؟

یعنی چی؟

!یعنی چی

،به لن گفتم که هر دوتا شنبه‌ی قبلی پسره رو تعقیب کنه

واستین، یه نقشه دوم دارم

این غذاهای شرکتِ فدکس رو دارم

...شاید بتونیم بریم

...در خونه‌شون رو بزنیم - هی، آکد. خودشه؟ -

اونجا، اون در؟

آره، خودشه

خودشه. کجا داره میره؟ پدرسگ کجا داره میره؟

چی؟

.اونجا که یک طرفه‌ست پیچید توی یه خیابون یک طرفه

برو. بلوک بعدی رو برو بالا

بلوک بعدی. بپیچ راست

هیچی نمی‌بینم

فکر کردم گفتی اون مرد زودتر از ما رسیده اونجا، رئیس

نه. میدونم. میدونم

خب، برو راست، همین‌جا

،اینجا بپیچ راست همین‌جا برو راست

نمیتونم هیچکدوم از حرفاش رو جدی بگیرم

فقط میتونم تصور کنم روی اون صندلی نشسته و یه کلاه آلومینیومی سرشه (کنایه از خرافاتی بودن)

.نامردی نکن دیگه ...همه که مثل تو

با موی خاکستری جذاب نمیشن - خدا خیرت بده -

ولی میدونی که منظورم چیه

سلام، مامان

هی، ممنون که بهمون خبر دادی

آره. امیدوارم ناراحت نشده باشی که سرخود تصمیم گرفتم

آره، آره. آخه اگه مریض باشه که کلاس واسش فایده‌ای نداره

شب به خیر - شب به خیر -

شب به خیر، کریس - شب به خیر، درک -

فکر کنم دنبال بهانه بوده چون نمیخواسته بره کلاس

.باشه گور باباش اینجا بپیچ چپ

اینجا. اینجا - همین‌جا؟ -

آره

خبری نیست؟

گه توش. لعنتی. لعنتی

واستا... اوناهاش

!اونجاست. اونجا

!آره، آره !ایول، کیسن

.برو، برو، برو، ژاویر !بجنب، بجنب

سلام. ممنون

حتما موبایل پسرم رو پیدا کردین

اون همیشه وسایش رو گم میکنه - راستش پسرتون پیش ماست -

چی؟ - گفتم پسرتون پیش ماست -

،و اگه به دستوراتمون عمل نکنین اونو می‌کشیم

صبرکن. صبر کن. صبر کن - باشه؟ هی خانم جان -

اینجا تو رئیس نیستی - !نه، گفتم صبر کن -

...بهتره که دهنت رو ببندی

و گوش‌هات رو باز کنی - سم؟ -

وگرنه امشب بدترین شبِ عمرت میشه. گرفتی؟

چه خبر شده؟

جرد رو گرفتن - چی؟ -

.آره، اون پیش ماست ...و این اتفاقیه که قراره بیفته

،واستا ببینم، اگه این یه شوخیه اصلا بامزه نیست. کی پشت تلفنه؟

،حالا یه عدد بهت میگم و پیشنهاد میدم یادداشتش کنی

جرد پیش توئه؟ میخوام باهاش حرف بزنم

تو کی هستی؟

کی داره با من حرف میزنه؟

314,159

...صبر کن - این عدد رو بنویس -

عدد مهمیه - صبر کن. این چه عددیه؟ -

!یک، چهار، یک... درک - انقدر پول میخوای؟ -

نه، باید یه چیزی بهمون بگی

بهمون اطلاعات بده

،کفش ورزشی سفید پوشیده روش یه چیزایی نوشته

دوچرخه کوهستانی ترک به رنگ سبز و زرد داره

...به زودی یکی باهاتون تماس میگیره

.و میگه پول رو کجا بیارید باشه؟

آره، پول نقد. اسکناس درشت‌تر از بیست دلاری توش نباشه، گرفتی؟

نمیدونم، مرد. چرا نمیری از ...پدر زنت بپرسی

که توی آتلانتیک سیتی چقدر اعتبار داره. باشه؟

درمورد این حرکت مطمئنی، کلارنس؟

شاید بهتر باشه درموردش تجدیدنظر کنی

بازم زنگ خورد. ببخشید. ببخشید - عیبی نداره -

سم، من دارم ...با دوستم شطرنج بازی میکنم

فقط...سم. آروم باش

آروم تر حرف بزن. آروم تر

چی؟

!چی

ببخشید. من باید برم

...من

بهش بگو یه مورد اضطراری پیش اومده

باید بیشتر از حداکثرِ اعتبارم، قرض بگیرم

!چون الان نمیتونم، جویی

سم به تو چیزی گفت؟ - منم همون‌قدر میدونم که تو میدونی -

ببین، به سای زنگ بزن

...اگه کف کازینو نیفتاده باشه

پس یه جای دیگه حتما بیداره

سرآشپز جف، خانم مک‌کاسکر زنگ زده

...یادتون رفت امضا کنین که - الان نه، برایس. آره، همین کار رو بکن -

دوباره بهم زنگ بزن

خدای من. خدای من - سم، کسی زنگ زد؟ -

درک؟

جویی به آدمِ من توی آتلانتیک سیتی، زنگ زد

.اونا هیچی به ما نگفتن متاسفم که پای تو هم به ماجرا باز شد

برای چی داری عذرخواهی میکنی؟

مگه کارِ تو بوده؟

پس عذرخواهی نکن

واستا ببینم، جویی؟ - صبرکن، بابا. اون گفت پلیس خبر نکنیم -

جویی دیگه پلیس نیست - من چک کردم و دیدم جرد اونجاست -

اون بهترینه - !به خدا راست میگم -

من چک کردم و دیدم جرد اونجاست - !کریس -

بله؟ - این مساله درموردِ تو نیست -

...میدونم، ولی من - میشه یه لحظه آروم بگیریم؟ -

توی اتاقش نگاه کردم و اونجا بود - ما وقتِ آروم بودن نداریم -

این یه کابوسه - کریس؟ -

کریس.کریستین - من هیچوقت... چیه؟ -

تقصیر تو نیست - میدونم -

ما از دست تو عصبانی نیستیم - ...نه -

مامان! مامان - من خوبم. خوبم -

هی، هی، هی - خدای من -

.من...من نمیتونم با اونم سروکله بزنم خیلی خب، صبر کن

.خب، چی گفتی؟ پلیس بالاخره خبر کنیم یا نه؟

جویی میگه تا وقتی جرد صحیح و سالم نیومده خونه، پلیس خبر نکنیم

و اون کیه که خبر داره من توی کازینو چقدر اعتبار دارم؟

لعنتی

بله؟ - خب، گوش کن چی میگم -

کنارِ ورودی جنوبی ...پلِ جورج واشنگتن

.یه پارکینگ هست خیلی خب؟

به پسرهات توی کازینو بگو که پول رو بیارن اونجا

وقتی پول به دست ...روی پل ایستادی

اونوقت دستور بعدی رو دریافت میکنی، باشه؟

ببین، اگه تا نیمه شب ...اونجا نباشی و تنها نباشی

،یا پلیس خبر کرده باشی پسرت کشته میشه

خواهش میکنم گوشی رو ...بده به پسرمون. گوشی رو

لعنتی

!جرد - چی!؟ -

.جرد؟ خدای من تو کجا بودی؟

،مامان این کارا چیه رفته بودم قدم بزنم

...آروم باش. چی - عزیزدلم -

تو به مادربزرگت دروغ گفتی - درک، الان که اینجاست -

درک، چیزی نشده - ...نه -

.دزدکی رفته بود بیرون به ما و مادرت، دروغ گفته

.متوجه نشدم چقدر دیر شده ببخشید

تو رو خدا به ما راستش رو بگو - آروم باشید -

باشه؟ رفته بودی دیدنِ کسی؟

دختر؟ پسر؟ مهم نیست

فقط باهامون حرف بزن. لطفا - ...پسرم، الان وقت این نیست که -

دنبال مسخره‌بازی باشی

الان وقتِ بازیگوشی نیست

الان وقتِ مسخره‌بازی نیست - نه، بابا، نه -

صبر کن. صبر کن

هی، باید باهامون حرف بزنی، رفیق

چه خبر شده؟ - ...توی دردسر نیفتادی -

ولی این مساله مهمه

جرد

با یه پسری حرف میزدم

گفت همه وسایل من دست اونه

،و اگه برم دیدنش اونا رو نشونم میده

برای همین به نانا دروغ گفتم و یواشکی رفتم بیرون

،وقتی رفتم اونجا دیدم هودیِ من رو پوشیده

هودیِ اصلیم که بعدش یکی به‌جاش خریدم

کفش‌های منم پاش بود

،از دوچرخه من خیلی خوشش اومد ...برای همین بهش اجازه دادم

باهاش یه دوری بزنه

،ولی بعدش یه ون اومد ...چند نفر ازش پریدن بیرون

و انداختنش توی ون

و منم هیچ کاری از دستم برنیومد

فقط دوچرخه‌م رو برداشتم و انقدر ...باهاش دور زدم تا بالاخره جرات پیدا کردم

که برگردم خونه

اوه، عزیزم

خدای من. حتما خیلی وحشتناک بوده

فکر کنم دنبال من بودن - چرا همچین فکری میکنی؟ -

خب اگه دو دقیقه ...زودتر اومده بودن

منو گرفته بودن

اوه، عزیزم

چرا یکی باید دنبال من باشه؟

ما نمیدونیم - ما هیچی نمیدونیم، رفیق -

درمورد این پسره چی میدونی؟ اسمش چیه؟

اسمش نیکیه

اون که چیزیش نمیشه؟

.کیسه رو باز کن. بازش کن الان بازش کن. بازش کن

آره. بیا اینجا

.بیا اینجا. بیا اینجا منو ببین. منو ببین

بلدی قرص بخوری؟ - ...رئیس قرص‌های خواب‌آورِ خرسیِ -

اون پیرمرد رو واست فرستاده؟ - خفه شو -

با تو که حرف نمیزنم

جرد، بلدی قرص بخوری؟

.سر به سرم نذار اینا رو ببین

اینا رو که بلدی بخوری، آره؟

.خیلی خب. خیلی خب، روبی برو که رفتیم

کارت درسته. عالی هستی. خیلی خب

سلام، جویی - سم. سلام -

هی، کازینو پرسید چرا ...انقدر سریع این همه پول نقد میخوای

پس میتونی زنگ بزنی کنسلش کنی - جرد اینجاست. توی اتاقشه -

سلام، جویی - حالتون چطوره، آقای براون؟ -

جرد اینجاست؟

خب اینکه خیلی خوبه. نه؟ - آره -

خونه چقدر قشنگ شده. واو

اصلا نشناختمش

چی؟

کیه؟ - درک -

لطفا بفرمایید با کی دارم صحبت میکنم؟

بابایی؟ بابا؟

کی پشت تلفنه؟ - مشکلی پیش اومده؟ -

نه قربان. مشکلی وجود نداره

فقط باید یکم اطلاعات جمع کنیم

اطلاعات جمع کنی؟

چی داری زر زر میکنی؟ ...اطلاعات

...درمورد چی حرف

الو؟

مکالمه رو بی‌صدا کردن؟

قیچی آهن‌بر

آهن‌بر رو بده من

قیچی کوفتی رو بده به من

.بیا اینجا ببینم ژاویر، ماشینو نگه دار

بزن بغل

آکد، چی کار میکنی، رفیق؟

.همین الان اینو فیلم بگیر زود باش عجله کن

...نه، من با یه تروریست

مذاکره نمیکنم - جف دست بردار -

اونا بچه‌ی یه نفر رو دزدیدن - ...خیلی خب، پس الان -

زنگ میزنیم به پلیس. درسته؟

.نمیدونم به پلیس زنگ بزنیم، جویی؟

صبرکن، از طرف اوناست؟ - آره. یه ویدئو فرستادن -

.پخشش کن

یا عیسی مسیح - !خدای من -

تکون نخور

داری بدترش میکنی، جرد

یا عیسی مسیح

خدای من

...اونا فکر میکنن

فکر میکنن جرد پیش اوناست - ولی نیست -

آره، ولی اگه بفهمن ...جرد پیش اونا نیست

چی جلوشون رو میگیره که نیان دنبالش؟

خب، چی کار کنیم؟

وانمود کنیم که اون پسره جرده یا چی؟

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

الو؟

درد داره. تو رو خدا هرکاری میگن بکنید

فقط باید یه سری جزئیات دیگه رو بدونیم

جرد، میخوام درمورد خودت حرف بزنی

به شریس زنگ بزن

نیمه شب با هم صحبت میکنیم

،اگه روی پل باشی و اگه تنها باشی

واستا. یعنی چی تنها؟

فقط یه نفر بیاد. بدون پلیس

و اگه تا راس ساعت 1:11 شب ...پول به دستم نرسه

پسر شما، نوه‌ی تو سرآشپز جف، می‌میره

جهت اطلاع از جديدترين آدرس سايت ديجي موويز را در شبکه‌هاي اجتماعي دنبال کنيد @DigiMoviez

مترجمین: سحر و محیا مبین مقدم Mahya14, Sahar_Frb

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.