Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
«آنچه گذشت»
این یارویی که هرشل رو گرفته، اسمش «کروئت»ـه.
- کی ارزشش رو داشته تا اینجا دنبالش بیاین؟ - اسمش نیگانه.
فهمیدم که کروئت یه روانی به تمام عیارـه،
که باید جلوش رو گرفت.
خورد به گوشش، بعدش هم دَر رفت.
پس اگه تو رو ببینه، میکُشتت؟
اگه میخوایم بریم پیش کروئت،
.باید از اونجا رد شیم
.اون و کروئت همدیگه رو میشناسن
.از قدیم همدیگه رو میشناسن
از قدیم هم رو میشناسن میتونه از استادیوم بِکِشتش بیرون
.بعد هم میکشیمش
میگم داداش نیگان.
آم...
به یه مشکلی برخوردیم.
تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی» :::. MichaelJon & Ayda.NDR .:::
«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان» [ فصل اول، قسمت چهارم ]
بهش گفتم ولش کنه بره.
گفتم تو دستور دادی، ولی میدونی که به حرفت گوش نمیده.
ببین، از من نشنیده بگیر.
من اصلاً اهل این حرفها نیستم، ولی
بعضیها، یعنی خیلیها....
میگن دیگه داره پاش رو از گلیمش درازتر میکنه.
بهش نشون بده کُت تن کیه! میگیری چی میگم؟ نه مثل...
موفق شدیم!
نیگان، موفق شدیم!
دختره، اعتراف کرد.
جاسوس کینگدامه، همونطور که...
بهت گفت ولش کنی بره!
شخصاً بهت دستور داد.
میدونی نیگان؟ اینطور کارها رو...
باید بذاری به روش خودم اجرا کنم، یکم زمان میبره.
روشت؟
آره سایمون، روشام!
کی جای اسلحههای مخفی شده
هیلتاپ رو پیدا کرد؟
هرخری میتونست پیداش کنه.
واقعاً؟ با غریزه بیرقیب جستجوگریات؟
با هـوش هیجانیات مثلاً؟
همهش زرت و پرت و زرت و پرت...
الان منظورم رو گرفتی نیگان؟
از این کلمات قلمبهسلمبه استفاده میکنی
تا چهره واقعیات که همهمون دیدیمش رو مخفی کنی!
مردیکه روانیِ کٌصمغز!
خدای من؛ ترجیح میدم توی این
بحثهای بچگونه شرکت نکنم.
بچه؟
بچگونه؟
ما یه قانون داریم که هیچوقت نباید زیر پاـش بذاریم.
همه هم خوب میدونیم چیه.
کافیه.
داداش، میدونم که درک میکنی.
باید خیالمون رو راحت میکردیم خب.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
همهجا رو زیر و رو کردم.
- یعنی چی؟ - یعنی همهجا رو زیر و رو کردم.
یعنی چی؟ رفته؟
دیشب دیدمش یه لحظه.
کسی دیشب لوتر رو ندیده بره بیرون؟
هنوز پیداش نشده؟
یعنی کجا میتونه رفته باشه؟
من نمیگم رفته جایی...
فقط میخوام بدونم چی شده.
والا قایم موشک بازی کردن با همچین آدمی
کار آسونی نیست.
تنها چیزی که میدونم اینه که زیاد موافق این نقشه نبود.
آره. درسته. خودشو کشیده بود کنار.
تا کی میخوایم صبر کنیم؟
هر ساعتی که بگذره امکانش بیشتره
که اون روانی بفهمه میخوایم بریم سراغش.
هی، هی. اون رو بیخیال. لوتر آدم خودشه؛ مگه نمیدونی؟
هرکاری دلش بخواد میکنه.
بذار یهچیزی بگم.
وقتی برگرده و کارهایی که کردیم رو ببینه،
میفته به پـات و ازت تشکر میکنه.
واقعاً؟
اوضاع روبهراهه.
باشه.
نه. خوبه. داره بهتر میشه.
- آمادهای؟ - آره.
میدونی چیه؟ راستش...
آماده نیستم.
و بهخاطر این هم نیست که کروئت میخواد من رو بکشه.
چیز جدیدی نیست، خیلیها میخواستن من بهگا برم.
یکم توضیح دادنش سخته، میگیری چی میگم؟
هرچقدر به کروئت نزدیک میشیم،
اون حس عجیب آشنایی دیرینهام باهاش بیشتر حس میشه.
وقتی شروع میکنه به حرف زدن، صدای خودش نیست که میشنوم
انگار یه آهنگ مزخرف قدیمی تو ذهنم پخش می شه
که اصلاً دوست ندارم بشنوم.
چی شده؟
وقتی هرشل کوچیک بود؛
حدود چهار، پنج ماه اینها
این یارو، آموس پیش ما زندگی میکرد.
آموس نصف شبها تمرین سازدهنی میکرد
و هرشل اصلاً نمیتونست درست حسابی بخوابه.
منم خیلی مودبانه ازش درخواست کردم شبها تمرین نکنه.
اونم قبول کرد.
شب شد و دوباره شروع کرد به سازدهنی زدن.
یهروز وقتی رفته بود دنبال پیدا کردن آذوقه،
یواشکی رفتم توی اتاقش و سازدهنیه رو برداشتم
بردم یه قبرستونی که نفهمه خاکش کردم.
خب...
پس اسمت رفت توی لیست بدها.
آره، ولی اگه تو بودی که از راههای خشنتری وارد عمل می شدی.
تو...
کبریتهای من رو ندیدی؟
نه.
گاز متانه!
از فاضلاب میاد.
[ ورودی مترو ]
هرشل نیست.
یه مدت اینجا میمونیم تا اون روانی پیدامون نکنه.
نیگان، کروئت رو میکشونه سمت گاراژ
یکم سرشو گرم میکنه تا تو بری ماشین رو برداری،
سریع میزنید به چاک و میاد دنبالتون،
میکشونیدش اون سر شهر،
یهجا تنها گیرش بیارید.
بعدش ما میریم سراغ خرد کردن جمجمه
و بریدن گلوی داداشیمون.
تو میرسی به بچهات و ما هم اون روانی رو میکشیم.
همهمون این وسط سود میکنیم.
اگه دنبالتون نیومد چی؟
اونجاش دیگه به خودمون مربوطه.
توروخدا گند نزنید.
فکرکردی قراره چطوری بکشونیش سمت گاراژ؟
آره، یه فکرهایی تو سرم دارم.
حس خوبی به نقشهمون دارم.
موفق میشیم، مگی.
پسرـت رو پس میگیریم.
باید یهچیزی رو بهت بگم.
میتونم توضیح بدم!
به اندازه کافی توضیحموضیح دادی.
انگار خودت تا حالا کاری نکردی که
مجبور به توضیحش باشی!
واسه این کارها وقت نداریم.
فهمیدی چطوری باهاش کار کنی؟
مطمئنی؟
دیسک رو میاری بیرون،
و دکمه رو فشار میدی.
اینطوری.
بهنظر مضطرب میای.
از من میترسی؟
نه. اصلاً.
میترسی!
میدونی؟ هنوز روزی که بهمون ملحق شدی رو یادم میاد.
با چندتا از رفیقهات توی یه...
ایستگاه آتشنشانی قایم شده بودین.
اما تو...
تو عقلت کار میکرد.
سلاحت رو انداختی.
طی این چندسال، تماشای تبدیل شدن تو
به همچین عضو...
قوی، وفادار و با اعتماد بهنفسی...
واقعاً مایه خوشحالیام بوده.
باعث افتخار من شدی!
هیچ دلیلی نداره که
از من بترسی.
باشه؟
.باشه
تو هم شنیدی؟
نیگان؟
!جینی
!جینی
!جینی
!نیگان
!نیگان
!جینی
!صبر کن
.اونا اینجا نیستن
!بزنین بریم
!خیلی زیادن
!دنبالم بیاین
!بزنین بریم
میای یا نه؟
.تو برو من میام
.آهای، وایستین
!آمایا
!آمایا
!توماسو
!توماسو
!نه
!توماسو
!نه
.مهمون داریم
.همهجا رو بگردین
!آمایا
!زود بیاین تو
.با زنجیر ببندش
!نیگان
!آهای
!اینا رو بردارین
!به خط شین! نزدیک هم بشین
.برین
!برین
آماده؟
،آرایشتون رو حفظ کنین .آرایشتون رو حفظ کنین
!آهای! نه
!نه! نه
!از این طرف .تقریباً رسیدیم
!یالا
!از این طرف! یالا
!یالا
!یالا! یالا
این یکی؟ - .نوچ -
!یالا
.هه
!چیزی برای ترسیدن نیست
.خطری تهدیدت نمیکنه، نیگان
.فقط منم
!نیگان
!برادر من
!داداشی
اوه، میبینم که سلاح مخصوص .گروهشون رو دستت گرفتی
.آتش بس موقت
نه؟
...میدونی
.شنیدم توی اون بانک چه اتفاقی افتاده
.بهنظر شاهکار جنابعالی میومد
.فکر کردی میخوام انتقام بگیرم
.تلافی کنم
پس با دوستای جدیدت .یه هدف مشترک پیدا کردی
!تو گوشم رو کَندی
!خب به درک! یکی دیگه دارم
لوسیل کجاست؟
.از بین رفته
شسکته؟
زیادی سر مردم رو باهاش ترکوندی، ها؟
...نه، من
.میفهمم
.جروم رو توی سرزمیناصلی دیدم
اون در مورد جنگی که ،با هیلتاپ
...کینگدام
.و الکساندریا داشتی بهم گفت
.من باید پیشت میبودم
حتماً بعد رفتن من .سیمون یه تنه ریده به همهچی
...هیچوقت گوش نمیکرد
.هیچوقت به حرف تو گوش نمیکرد
.اشکالی نداره
،اشکالی نداره که «سنچواری» رو از دست دادی
.چون من یه جدیدش رو ساختهم
.و همینجوری رو به جلو میریم
!یه چیز قویتر و بزرگتر میسازیم
،کل این جزیره میشه پناهگاه ما
که سوختش رو واکرهای .توی دل زمین تعمین میکنن
!خیلیخب
.اول کسب و کار، بعد تفریح
.میدونم دنبال کی هستی
.همین الآن پیش منـه
.بذار ببینمش
!البته
.آره، آره، البته
میشناسیش، نه؟
همون مأموریـه
.که خیلی سفت و سخت دنبالت بود
.اومدم دنبال بچهـه. هرشل
،آره، راست میگی .مأموره بهم گفت
.بهم گفت
...پس
.هنوز داری به اون بیوه کمک میکنی
بهت چه قولی داده؟
چی در ازای پسره میگیری؟
.فقط... اون بچه رو بده به من
.این کار یکم سخته
.لازمهش یه مکالمهست
.بیا پیش من
.بیا، بیا، بیا، بیا
.بیا، با هم صحبت میکنیم
.هنوز بهم اعتماد نداری
.درک میکنم
الآن یه کاری میکنم
تا بهت نشون بدم تمام خواستهی من .یه دوستی سادهست
.که دوتا برابر برادر واقعی باشیم
نیگان، داری چیکار میکنی؟
!آه
!برین، برین
!آه
!خیلی سنگینـه
!نه، ما میتونیم، هُل بدین
!با هم دیگه. هُل بدین
.خوبه، خوبه. خوبه
.فاضلاب
.میتونیم از فاضلاب خارج شیم
!بزنین بریم
این چیه؟
.بهت گفتم، خیلی خطرناکـه
،همهی واکرها اون پایینن ...و هواش قابل تنفس نیست
آمایا، دیگه چه انتخابی داریم؟
.مجبوریم
.یالا
...خیلیخب، پسر
،فکر کنم واسه خودمون یکم وقت خریدیم
...تا بفهمیم چه غلطی
.اصل 14، بند 2
کشتار عمدی به عنوان قتل درجه یک تلقی میشه
.و مجازاتش اعدامـه
.برای تو پنج بار
.خیلی عوضی هستی
.بیا بریم
تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی» :::. MichaelJon & Ayda.NDR .:::
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
«آنچه خواهید دید»
.هرکار میکنم نمیفهمم
.بورازیها
.اونا میدونستن
کسی دید چه بلایی سر نیگان اومد؟
.کل جزیره رو قرنطینه کرده
کجاست؟
.پیداش میکنم
.عمراً بتونن از این جزیره برن بیرون
«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان»
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.