All language subtitles for The.Walking.Dead.Dead.City.S01E03.720p

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در شهر مرده گذشت

!برای یه مرد تحت تعقیب، خوب افتادم

من یکی از مارشال‌های بابیلون جدیدم

این مرد رو دیدین؟

منهتن یکی از کانون‌های اصلی اتفاقات بود

ارتش تمامی پل‌ها و تونل‌ها رو از بین برد

به امید مهار کردنش

دنبال چی میگردین؟

چون حسابی مشخص‌ـه

که شما کله‌خر ها اهل این طرفا نیستین

کروات، پسرم پیشش‌ـه

پس میخوای بری سر وقت روانی

توی این مورد میتونیم کمکتون کنیم

اون حرومزاده‌ای بود که به طور ویژه‌ای دیوانه بود

اون دختر رو پیشنهاد میکنم

جینی، بزودی برمیگردم دنبالت

.باید حرف بزنیم حرفمو عوض میکنم

تو باید حرف بزنیم

کمک لازم داری؟

از کجا باید بفهمم اگه داد نمیزنی کمک؟

تنها کاری که برای ماه‌ها داشتم میکردم

پیدا کردن یه مکان امن برای توئه

توئم مثل یه چسب دیوانه‌ی لعنتی بهم چسبیده بودی

یه لحظه سرم رو برمیگردونم

و اون موقع‌ست که تصمیم میگیری فلنگو ببندی؟

آره

این لاشی دیشب سعی کرد بکشتمون

گمونم ما تنها کسایی نیستیم که کفری کرده

میشه حداقل بهم بگی

این بیرون داری چه غلطی میکنی؟

دایناسورت رو گم کردی لعنتی

انداختیش، ها؟

باشه خیلی خب

فقط از همون راه لعنتی‌ای که اومدیم رد پای کوفتی‌مونو دنبال میکنیم

مترجم Erfan Tabarsi | عرفان طبرسی

آيدی تلگرام جهت ارتباط @Erfan_CFSF

:چنل زيرنويس @ErfanTabarsiOfficial

[واکینگ دد] [شهر مرده]

اونجا چی داری؟

موم‌ـه

.شنیدم برای بریدگی خوبه میشه یکم بگیرم؟

نه

خیابون هشتم تا حدودای سی‌ام امنه

بعدش دور میزنیم برمیگردیم

آب که از سر بگذره فرقی نمیکنه نقشه‌ی ماه باشه

یا شهر یانکرز

به بیشتر این خیابون‌ها نباید رفت

دیوار به دیوار با گوشتالو ها پر شدن

خیابون سی و سوم چی؟

نه، کلا از 30 تا سی و نه رو پر از تله کرده

شماها چند وقته اینکارو میکنین؟

توریست که نیستیم، اینش قطعی‌ـه

فقط... وقتی اوضاع خراب شد بچه بودیم

چند هفته اول بدترینش بود

یعنی میگم، خیلی سریع فراگیر شد

از طریق مترو ها، ساختمان‌ها

اجساد از زیر زمین میومدن بالا

از آسمون سقوط میکردن

همه‌اش منتظر بودیم ارتش پیداش بشه

گندش بزنن، اصلا یه نفر بیاد

و وقتی بالاخره رسیدن اینجا

انقدر احمق بودیم که فکر کردیم اومدن نجاتمون بدن

بعد دیدیم که پل‌ها و تونل‌ها رو

منفجر کردن

ما رو توی این تله‌ی مرگ ول کردن

داشتیم ذره ذره خودمونو جمع و جور میکردیم

.تا اینکه اون پیداش شد از مردم خواست بهش ملحق بشن

پیشنهاد محافظت و امکانات رفاهی داد

از جون‌تون چی میخواد؟

که در امان نگهمون داره

پارانویا داره، یه نسخه دیوانه‌وارش

بکش یا کشته شو

هیچوقت وارد همچین داستانی نمیشدیم

ما از هیچ دهاتی خل وضعی دستور نمیگیریم

پس حالا سعی میکنه بکشتمون

ازمون دزدی کنه

گیر بندازه و شکنجه‌مون کنه

که بتونه یاد بگیره چطور بکشه و بازم دزدی کنه

فقط یکی‌مون تا حالا زنده بیرون اومده

و اونم کار هیچی جز شانس نبود

من باید برم کوچه رو چک کنم

اوه، لعنتی

...متاسفم، قصد نداشتم

نه، طوری نیست

سرسخت‌تر از چیزی‌ـه که نشون میده

و تازه سرسختی از قیافه‌اش میباره

اگه میخوای بری سر وقت کروات

فقط باید از اون رد بشیم

داشته از سرتاسر شهر گوشتالو ها رو میبرده داخل

درست سر بزنگاه

بر پدرش لعنت، امسال رژه به نظر یه خرده سخت میاد

چطور وارد میدون بشیم؟

نمیشین

فاضلاب - حرفشم نزن -

ارتش کل گوشتالو هایی که کشت رو فرو کرد تو

تا اینکه اونائم تبدیل شدن به گوشتالو

درست و حسابی مهر و مومش کرد

گفتی یکی از افرادتون اومد بیرون

...ببین، من فقط دارم قیاس میکنم اینجا، ولی

...اگه یکی از آلکاتراز دزدکی زد بیرون

.پس یه راهی برای ورود به داخل هست کی فرار کرد؟

توماسو، فقط بهمون بگو چطور اومدی بیرون

فقط همینو لازمه بدونیم

یا... میتونیم نشونشون بدیم

.نه. تصمیم از قبل گرفته شده

پس چی، فقط یه گوشه بشینیم

و عاطل و باطل با کیرمون ور بریم؟

!اون به خونه‌مون هجوم آورد !مردم‌مونو سلاخی کرد

...نمیتونیم که فقط - حق با لوتره -

اولین باری که ردش کردیم ریسک داشت

...و حالا حتی تعدادمون کمتره و من

...نمیدونم بتونم یا نه

...یعنی میگم

...برگشتن به اونجا، مثل اینه که

من آم، داره یکم بهم حس دژاوو دست میده

...دوازده، پونزده سال قبل

یه بنده خدایی بود تو جنوب کشور

یهو از ناکجا آباد پیداش شد خیلی شبیه این یارو بود

همه گله‌ای میرفتن پیشش چون میدونست چی نیاز دارن

.چی میخواستن .محافظت

پناهگاه

پس ما یه دژ خفن ساختیم

یه ارتش از روانی‌ها شکل دادیم

و ملت رو مجبور کرد بهش ملحق بشن

و اگه نمیشدن؟

پتک فرود میومد

حالا زودی بعدی، مردم، ازش خسته و بیزار شدن

پس گرد هم اومدن

و تصمیم گرفتن که وقتشه اون پتک رو برگردونن

پس چی شد؟ - جواب داد -

معلومه که جواب داد

با بقیه حرف میزنیم

!خوش اومدی

بعضا در باز میشد

و بهم پیشنهاد غذا یا دارو میداد

و فقط باید شروع میکردم به حرف زدن

چند نفرمون مونده بودیم کجا مخفی شده بودیم

ولی میدونستم به محض ...اینکه حرف بزنم، میمیرم، پس

میدونی، در همچنان باز میشد

ولی بذار فقط بگیم که دیگه غذا و دارویی در کار نبود

وقتی بچه بودم

پدربزرگم قبلا راجع کار کردن توی گروهی

که ایستگاه پن رو بازسازی کرد، حرف میزد

مردم تصور کردن ایستگاه قدیمی از بین رفته

ولی پدربزرگم نقاطی که چهارچوب رو

پشت دیوارها مخفی کردن میشناخت

پس یه شب، بورازی‌ها

به قدر کافی مهربونی کردن و سلولم رو

از اون همه خونی که اونجا ریخته بودن، تمیز کردن

و از شانس خوب من، یه گوشتالو وارد شد

من با نهایت سرعت فرار کردم

چهارچوب رو دنبال کردم و تونل‌ها رو پیدا کردم

خب وقتی وارد شدیم سلول‌ها چقدر قاصله دارن؟

نزدیکن

من باشم روی پر بودن اون سلول‌ها حساب نمیکنم

بعد از حرکت ناپدید شدنت

مردم رو باید از محل برده باشه

تو از کجا میدونی؟

اگه اون بود همین کارو میکرد

اون و کروات همدیگه رو میشناسن

رابطه‌شون به سالها قبل برمیگرده خیلی قبل

میدونه کروات چطور فکر میکنه

آها

پس رفیقن؟

بودن. بهش شلیک کرد و گوشش رو کند

میتونه براش طعمه بذاره اونو از میدون بکشه بیرون

و مجبورش میکنیم بگه پسرم کجاست

و میکشیمش

بقیه‌مون میریم سر وقت افرادش

تا نتونه دنبالتون کنه

ببخشید

گفتی شلیک کرد و گوشش رو کند، درسته؟

پس چطور میخواد براش طعمه بذاره؟

فکر نمیکنی دلش بخواد تلافی کنه؟

چشم در مقابل چشم؟ کیر در مقابل گوش؟

و اگه اشتباه کنی چی؟

اگه کار نکنه چی؟

کار میکنه

.شماها ما رو به کشتن میدین اونوقت برای چی؟

برای پسرم

که بتونم پسرم رو بدست بیارم

!پسرت الانشم مرده

فکر کنم اینو میدونی

خیلی خب، میدونی چیه؟

روز درازی بوده بیاین 5 دقیقه استراحت کنیم

اینجا سرده، مگه نه؟

!بفرما حالا شد

برای یه زندان بدک نیست، نه؟

فرض میکنم از مال تو قشنگتره

نور

گرما، موزیک

نوشیدنی

غذا

باید گرسنه باشی

پاستیکادا

قول میدم جادو نیست

فقط علم‌ـه

این حرفه‌ام بود سوخت جایگزین

پس طبیعتا، وقتی اولش رسیدم اینجا

بی اختیار از خودم میپرسیدم

فراوان‌ترین منبع طبیعی

در این جزیره چیه؟

مرگ

فاضلاب‌ها تا خرخره پر از مرگن

در حالی که اجساد متلاشی میشن متان تولید میکنن

و چون نیرو های میان مولکولی ضعیفن

در دمای معمولی میشه گاز رو با فشار بالا

به سوخت مایع تبدیل کرد

بی نظیره، مگه نه؟

چیزی که اینجا ساختیم یه پناهگاه‌ـه

و از همه پذیرایی میشه

خب، تو چرا اینجایی

و کی رو با خودت آوردی؟

درک میکنی که نمیتونم بهت پیشنهاد سرپناه بدم

تا وقتی دیگه تهدیدی به حساب نیای

چون از همه مهمتر، از همه مهمتر

در این دنیای دیو صفت و شرور

باید در امان بمونیم

گوشت رو بررسی کردی؟

گوشت فاسد میتونه میزبان همه نوع باکتری باشه

و بدون رسیدگی‌ای که زمانی میکردیم

به طور بالقوه همه‌شون کشنده‌ان

چرا باید برام گوشت فاسد سرو کنی؟

...راستش، این - !اه، اه -

ااه

ااه؟

...هی، ببخشید. من، آم

اینو پشت یکی از اون فروشگاه‌های توریستی پیدا کردم

...یادمه

یادمه هرشل قبلا یه کلاه که یه جورایی شبیه این بود میذاشت سرش

فکر کردم شاید بتونی وقتی دیدیش اینو بدی بهش

اشتباه میکنه، لوتر رو میگم اشتباه میکنه

نقشه‌ات کار میکنه

...اگه میخوای راجع بهش حرفی چیزی بزنی، من

...برخلاف باور عموم، هر از گاهی

میدونم چطور دهنم رو ببندم

...وقتی کروات جلوی دروازه‌مون پیداش شد

...به هرشل گفتم که بره تو انبار زیر زمینی

سعی کردم کاری کنم مخفی بشه

ولی بازم، اگه میگفتم برو چپ، میرفت راست

فقط واسه اینکه لج منو در بیاره

و رفت و بیلش رو با یه آجر برداشت

انگار مثلا اون کاری از پیش میبرد

من هم بهش گفتم احمق‌ـه

بهم گفت یه بار هم که شده دست از سرش بردارم

و این آخرین حرفی بود که به همدیگه زدیم

و قبل از اون بارها و بارها گند زده بودم

با اصرار ورزیدن روی ...اینکه خودمون انجامش بدیم

آدم‌های زیادی توی این دنیا نبودن

که ارزش خاصی برام داشته باشن

ولی همون‌هاییم که بودن، کافی بودن

و هر چی که از همه‌شون باقی مونده داخل این جعبه‌ست

...و من

چند سال پیش

جاشوا، آنی و من

داشتیم توی یه کابین کوچیکی بیرون از بابیلون جدید زندگی میکردیم

یه روز، آنی تصمیم گرفتم بره به شهر

که یه سری تبادلاتی انجام بده

...وقتی شب هنگام شد و نیومد خونه، من

میدونستم که یه مشکلی پیش اومده

رفتم دنبالش بگردم پیداش کردم

...و اون

...اون

...ازش سرقت شده بود، کتک خورده بود و

التماسم کرد که کار احمقانه‌ای نکنم

ولمون کن ترو خدا، منو که میشناسی پیداشون کردم

کل پنج تاشونو

توی یه خراب شده‌ای داشتن مشروب میخوردن

صادقانه بگم، فکر نکنم اصلا دلم میخواست بکشمشون

بعد اون، داشتیم فرار میکردیم و برای آنی خیلی سخت بود

پس اونا رو سوار یه واگن قطار کردم به طرف میزوری

و گفتم درست پشت سرشونم

موندم

هر روز خدا بهشون فکر میکنم

فقط امیدوارم حالشون خوب باشه

و شاید هیچ حقی ندارم که چنین امیدی داشته باشم

نمیدونم، مگی

آخه میگم، مگه دیگه چی برامون مونده؟

بجز امید

فکر کردم میدونی چطور دهنتو ببندی

نمیتونیم همه‌اش اینکارو بکنیم

کل روز داشتیم دنبال این دایناسور زپرتی میگشتیم

باید یه جای بهتر برات پیدا کنم

و تو باید صحبت کنی

...میدونی، من به تو داد میزنم، بعد تو

تو هم به من داد میزنی، باشه؟

وقتی تو دردسر افتادی، به زبون میاری

هی! میشنوی چی میگم؟

نه جینی، نمیتونی بگی نه

باشه، شاید اون قدیما

میتونستی بری پیش یه دکتر دولتی

و کمکت میکرد اتفاقات بد و وحشتناکی که

برات افتاده رو پشت سر بذاری

ولی اوضاع دیگه این شکلی نیست

پس باید کل این چرت و پرتای وفق پیدا کردن رو بذاری کنار

و مستقیما بری سراغ زنده موندن

میشنوی؟

!صدام رو میشنوی؟

هی

میدونی مشکل چیه؟

مشکل اینجاست که ما هیچ سرنخی نداریم

یا تو روحش، شاید سرنخ‌ها تماما اطرافمونن

ولی ما نمیتونیم ببینیمشون

!ما تو خونه‌ایم! ما تو خونه‌ایم

!ما تو خونه‌ایم! ما تو خونه‌ایم

!ما تو خونه‌ایم! ما تو خونه‌ایم

!ما تو خونه‌ایم! ما تو خونه‌ایم

!ما خونه‌ایم

ما خانواده‌ایم

...امشب

...امشب

برای برادر فوت شده‌مون جشن میگیریم

عزاداری نه، نه

چون مرگ پایان نیست

سوختمونه

!چون مردم یه منبعن

حرفی برای گفتن داری؟

آخرین فرصتته، دوست من

!بیاین شروع کنیم

میریم که داشته باشیم، نه؟

باید بگم

حجم عنی که من میرینم

از کل آجرهای باقی مونده‌ی توی شهر بیشتره

نمیدونم چطور انجامش میدی

با وجود قضیه بچه‌ات و اینا خودت رو جمع و جور نگه داشتی

آمایا، اون میگه داشتن یه بچه توی شهر امن نیست

...آره، نمیدونم، من فقط

آره، احتمالا راست میگه، میدونی؟

آره، راست میگه

امن نیست

پس باید به نحوی امنش کنی

به هر قیمتی که شده انجامش میدی

!توماسو

ببین کی اینجاست

!اوه، گندش بزنن

کجا بودی؟ - !اه -

اینوود؟ یک محله که در بخش منهتن) (شهر نیویورک واقع شده

اوی، هیس

چیز خوبی پیدا کردی؟

همیشه خوبه

...آم

اینو از کجا پیدا کردی؟

خیابون

کِی؟

یه دختر کوچولویی رو میشناسم که از این چیزا خوشش میاد، همین

بگیرش

این بهترین نمایشی بود که طی این سالها اینجا به خودش دیده

من از چنین وحشیگری‌ای لذت نمیبرم ولی باید انجام میشد

وقتی دنیا بی ثبات شد

من و خانواده‌ام توی اداره‌ی پست پناه گرفتیم

داشتیم گشنگی میکشیدیم پس رفتم دنبال غذا بگردم

وقتی برگشتم، بلافاصله بوش رو حس کردم

خانواده‌ام

زنم، میا

و دخترام نیکا و هانا

و پسرم فیلیپ

غذای یه

خانواده‌ی گشنه‌ی دیگه شده بودن

آشفته‌تر از این بودم که حتی به کشتن خودم فکر کنم

و زمانی که این باید به فکرم خطور میکرد

قبلش مردی رو که تبدیل به خانواده‌ی جدیدم میشد

و بهم یاد میداد چطور از چیزایی که مهم بود محافظت کنم رو پیدا کرده بودم

که برام سوال ایجاد میکنه چیه که داری توی اون چکمه

ازش محافظت میکنی

اوه

پیرلی"

.نمیدونم حتی اینو میخونی یا نه

حس میکنم احمقم که انقدر طول کشید اینو بفهمم

.شماها شماره‌هاتونو عوض کردین

موندم بقیه مردم چی فکر کردن

.وقتی پیغام‌های منو شنیدن

بدجور داشتم تلاش میکردم

.ولی برام زیادی‌ـه

.من زیادی ضعیفم و نمیتونم به تنها انجامش بدم

کمک نیاز دارم

لطفا کمکم کن

لطفا بیا پیدام کن

از جایی که هستم خوشم نمیاد

"...و فقط میخوام بیام خونه

!بس کن

فقط منم

کس دیگه‌ای نیست

دو تا همکار داشتم ولی مردن

اومدیم تا یه مرد تحت تعقیب رو بیاریم خونه

کی ارزشش رو داره که تا اینجا تعقیبش کنی؟

اسمش نیگن‌ـه

اوه لعنت، برای یه آدم گنده‌بک، خیلی ساکتی

من فقط، میدونی، دارم میبینم سلاحی هست

که بتونم برای فردا برش دارم یا نه

ببین

میدونم که طرفدار پر و پا قرص من نیستی

درک میکنم، ولی تنها چیزی که باید بدونی اینه که

ما یه سمت ایستادیم و این نقشه جواب میده

شما دو تا امشب از اینجا میرین

فکر کنم برداشت بدی ازم داشتی

واقعا؟

پس اینی که اینجاست تو نیستی؟

نوشته "اگه هر اطلاعاتی در مورد این مرد دارید

به دفتر هر مارشالی در .بابیلون جدید اطلاع بدید

".در صورت مسلح نبودن، نزدیک نشوید

ممم

از کجا، آه، اونو از کجا آوردی؟

از وسائل خودت برداشتم

لابد خیلی به خودت افتخار میکنی که پیشت نگهداشتی

جامعه ستیز، متمایل به خشونت حداکثری"

.با هوش بالاتر از حد متوسط و جذبه

".بهش اعتماد نکنید

...مسئله اینجاست

که یه سری آدم‌ها دارم که بهم تکیه کردن، لوتر

پس جسارت نباشه‌ها

ولی نه

من هیچ جا نمیرم

جسارت نباشه‌ها

مردم به من هم تکیه کردن

پس، میدونی

باشه، قضیه از این قراره

...من، آه

یه بار دیگه اینکارو امتحان میکنم

باشه، لوتر؟

و واقعا امیدوار این تبدیل به چیزی

که لازم نیست، نشه

باشه

تو احیانا

قبل از اینکه امروز صبح بریم کیفت رو چک نکردی، کردی؟

.شاید اصلا ننداختیش شاید اون لاشی

قبل از اینکه فرصت کنی بندازیش ازت دزدیدش

اوه لعنتی، صبر کن

اوه

خیلی خب، برام نگهش دار

خوبه

خیلی آروم، بپیچون

و... بفرمایید خانم

عملیات کاملا موفقیت آمیز بود

خیلی خب جریان از این قراره، جینی

ازت میخوام گوش کنی، باشه؟

اون سوتی بود که زنم لوسیل استفاده میکرد، باشه؟

مریض بود و نمیتونست از تخت بیاد بیرون

و این سوت رو میزد

و مهم نبود داشتم چیکار میکردم یا کجا بودم

بدو بدو میومدم

میتونی اینکارو بکنی؟

بی نظیر بود

اگه وقتی نیستم اینکارو بکنی، خودمو میرسونم

قبوله؟

درکل که حرف زدن به درد نخوره، بچه‌جون

حرفمو باور کن، من باید بدونم

مهم نیست مردم چی میگن

♪ Hang me, oh, hang me ♪ Hang Me oh Hang Me آهنگ) (Dave Van Ronk از

♪ I'll be dead and gone ♪

فقط مهم اینه که چیکار میکنن

مترجم Erfan Tabarsi | عرفان طبرسی

آيدی تلگرام جهت ارتباط @Erfan_CFSF

:چنل زيرنويس @ErfanTabarsiOfficial

♪ Wouldn't mind the hanging ♪

♪ But the laying in the ♪ ♪ grave so long, poor bo* ♪

♪ I've been all ♪ ♪ around this world ♪

[آنچه در قسمت بعد خواهید دید]

اینکار جواب میده، مگی [آنچه در قسمت بعد خواهید دید]

پسرت رو برمیگردونیم

تو بچه‌تو میگیری ما هم روانی رو میکشیم

خرابش نکن

!هی، بیاین دنبالم

نیگن؟

!به خط بشین

چیزی برای ترسیدن وجود نداره فقط منم

[واکینگ دد] [شهر مرده]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.