Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
خب،الان کجا میریم؟
برمیگردیم به قفسه
اونجا قراره چی پیدا کنی؟
بهت میگم
هیچی پیدا نمیشه و تو این رو میدونی
باید به طرف شرق بریم به سمت ویکتوریا،مثل جک..
من به سمت شرق نمیرم, جیم تموم شد رفت!!
جیم...
جیم،پاشو. نوبت توعه نگهبانی بدی.
نوبت توعه
کجاایید؟, حرومزاده ها?
بن هال!
بیاید بیرون و خودتون رو تسلیم کنید.
ملکه رو به یاد بیارید.
هالت!
ما میدونیم که اونجایی! دیگه گیر افتادی!
لعنتی
برید دنبالش بچه ها!
من اون حرومزاده رو زدم! من به بن هال شلیک کردم!
اونجاست.
بدویید.
ویل!
ویل،اینجاا
اه،یاا خدا!
حالت خوبه؟
تیر مستقیم رفت داخل! صحیح!
لعنتی،اینجارو نگاه کن! بدجور تیر خورده نه؟
اون لعنتی ها چجوری تونستن اینقد به ما نزدیک شن بدون اینکه ما متوجه شیم؟
دستاتونو ببرید بالا!اقای گیبسون.
بنجامین؟
بعد از این سال ها خیلی خوبه که دیدمت
خوب به نظر میای هی،
من چنتا اسب و غذا و لباس تمیز نیاز دارم،الان!
امیداوارم مارو بخاطر اینکه اینجوری اومدیم ببخشید
در شرایط عادی من کاری بات نداشتم بیل
این سر مرگ و زندگی هست
چی شده که برگشتی اینجا؟
فکر میکردم شما دورو بره کارکور میچرخید.
کاروکور داشت بیش از حد برامون گرم میشد.
پس،برگشتی اینجا برای کالا و .. نه
اومدم دنبال کسی.. کی؟
یه نفری..
من ممکنه بتونم کمک کنم
من دنبال بیدی میگردم
نمیدونی اون کجاست؟
نه
بعد از اینکه ترکم کرد دیگه هیچوقت نتونستم ببینمش
الان باش چیکار داری؟
تو میدونی اون کجاست.
اون کجاست؟؟ پشیمون میشم از اینکه بت بگم؟
اگه نگی بیشتر پشیمون خواهی شد
اون توی ایستگاه مارسدون هست بیرون میکالب
بچه هاتونم اونجان..
خب،فقط یچیزی..
اون هنوز با جیم تیلور هست.
چیکار میخوای بکنی؟
اون به تو مربوط نیس.
بابت اسب ها ممنونم بیل.
من دیگه کارم تمومه لد،دارم میرم.
منظورت چیه جیم؟ منظورم اینه که...
میرم به طرف ویکتوریا به سرعت
این زندگی جنگلی به درک. هیچ فایده ای نداره.
هیچ پولی توش نیست
و من میکشم بیرون وقتی میتونم و
زندگی هرچی که ازش مونده رو ادامه میدم ولی توو قل و زنجیر نه
وقتی تنهایی زمانی هست که میگیرنت.
پس تو چرا با من به ویکتوریا نمیای؟ من به اون ویکتوریا لعنتی نمیام
ها،خودت رو جمع کن
دنبال او دختره ای؟تو باید از اون قضیه بگذری و بیخیالش بشی،ها؟
ما فرق میکنیم پیرمرد
اوه اره؟
اره هستیم
میدونی این مشکلته پسر جان
زن ها،اونا همیشه یکی بهتر از تو پیدا میکنن.
مخصوصا اون لعنتی ای که همش داری خودتو عذاب میدی بخاطرش
حرومزاده ی لعنتی
تو هیچوقت به مورای نمیرسی پیرمرد احمق
تنهایی برو طرفش
هنری!
همین الان برو توو! برو!
جات اینجا نیست بنجامین! میشنوی چی میگم؟
ازینجا بروو
تیلور کجاست؟
اینجا نیست،حالا برو
اومدم اینجا که پسرمو ببینم
اون تو رو به یاد نمیاره و نمیدونه که کی هستی بنجامین!
بگو بیاد بیرون.
دوباره ازت درخواست نمیکنم
صداش کن بیاد بیرون
هنری
لطفا بیا بیرون
همه چی مرتبه
هنری...
من رو میشناسی؟
من پدرت هستم هنری
پدرت،یادت میاد؟
این درسته
من خیلی وقته که دنبالت میگردم
بخاطر اینکه مامانت..
اون تورو از من گرفت.
هنری،ازت میخوام یه کاری برام انجام بدی..
هرچه سریعتر.
هرچی لباس و وسایلی که داری رو جمع کن.
چون با من قراره بیای. چی؟؟
برو. راجبه چی داری حرف میزنی؟
بنجامین؟
تو اونو هیچ جا نمیبری
اون پسر منه
هیچ حقی نداری اونو از من بگیری و من نمیزارم
تیلور اون رو بزرگ کرده دیگه قرار نیست بکنه
نه!نمیزارم اون رو از بگیری،لعنتی
میشنوی چی میگم؟
نه نمیزارم اونو ازم بگیری اون با من میاد...
میمونم تا تیلور بیاد و وقتی اون اومد
قسم میخورم کاری کنم که خیلی قبل باید میکردم
من کار درستی کردم که ترکت کردم
ببین تبدیل به چی شدی
پس،چی قراره بشه؟
خب،چه انتخاب هایی داریم؟ هیچی.
همونطور که خودت میخوای
کجا میخوای ببریش؟
خدایا،بن! میتونم بیام داخل؟
بله البته،زود
من نمیزارم اون تیلور حرومزاده بچمو ازم بگیره
اون یه داعم الخمرو رذل هست،تو اینو میدونی
میدونم
ولی بازم درست نیست اون رو اینجوری ازش بگیری
بدتر از کاری که اون با من کرد نیس
بن،پلیس میاد دنبالمون اگه اون اینجا بمونه.
من پدرشم
من تصمیم میگیرم اون با کی زندگی کنه نه اون پلیس لعنتی
هنری تورو اونقد نمیشناسه
اون حتما دلش میخواد که مادرشو ببینه مادرش هم قطعا دنبالش میاد
نه
اون حقی نداره که بزرگش کنه ته وقتی با تیلوره
ولی بازم اون مادرشه! اون لیاقتش رو نداره!!
بیل،من نمیتونم اون رو بزرگ کنم! ولی تو میتونی
لطفا،بیل.
دیگه هیچوقت هیچی ازت نمیخوام
من نمیتونم بمونم هنری متاسفم
ولی عمو بیل و خاله ان خانواده ی تو هستن
اونها به خوبی ازت مراقبت خواهند کرد
وی میتونم برم خونه؟
دیگه اینجا خونه ی توعه
هروقت که تونستم میام اینجا و بت سر میزنم
منتظر کسی هستی؟ نه
کی اونجاست؟
سلام میتچ
بن؟تویی؟
هاهاهاها
تو اخرین کشی هستی که تصور میکرم امشب ببینم
ببین کی اینجاست،ماری
بنجامین
خیلی فوق العادس که میبینمت خدای من،خیلی وقته که گذشته
مزاحم که نیستم؟هستم؟ اصلا،در اینجا همیشه به روت بازه
اینروزا یکم ترسناک شدم. متاسفم بخاطرش.
یچیزی برا این مرد بیار که بخوره,عشقم
این کاترینه؟ چقدر بزرگ شدید!
کاترین،ایشون یکی از دوستای قدیمی مامان بابات هستن،اقای هال
سلام،اقای هال
پدر
بن
تو همونجا بمون
صبح بخیر اقایون میتونم به شما کمی اب تعارف کنم؟
نه،خیلی ممنون مادام،ما همین الان از استریکلند اومدیم،اون پذیرایی میکنن ازمون
خب کلنل پس اجازه میدم که برید سراغش،اگر هم چیزی دیدید مطمعن باشید..
اونها هر از چند گاهی سر میزنن
چند وقت به چندوقت میان یسری سوال میپرسن
اونوقت تو به اونا چی گفتی میک؟ مثل چیزی که همیشه میگم
که چندسالی هست که ندیدمت
میدونی اون بازرس کیه؟ Ernst Sanderson.
ادم بدی نیست
سعی میکنم باهاش دوستانه برخورد کنم ، اینطوری برای ما هم راحت تره
بن،اونا میدونن که تو این اطرافی
اینجا برات امن نیست
برای هیچکدوممون
جک
تو اینجا چه غلطی میکنی؟ خب دنبال تو میگشت دیگه
میدونستم که میتونم اینجا پیدات کنم،نزدیک میک
هنوزم بدرفتاریاش برات جالبه؟ اروم تر صحبت کن
چی شد؟
فک میکردم تا الان نصف راه کانادا رو رفته باشی
نه،اون رو فراموش کن..
برای یه مدتی رفتم خونه به ویکتوریا
ولی الان اماده ام که دوباره بزنم بیرون باید...
همه ی پولم رو سر هرزه های ارزون نابود کردم
شاهکار بود
شنیدم که اون پیرمرد رو لب رودخونه گرفتن.
من بهش هشدار دادم
اه،اون کلا رو اعصاب بود به هر حال
لعنتی،تو داغون به نظر میای
تو این رو میدونی
در مقایسه با تو،همیشه اینطور بوده این واقعیته
میگن که استایل خدادادیه
بهت میگم،من تنم میخواره برای برگشت به اونجا
میدونی،روی کاغذ گفته شد که من مردم
و تو اون کسی بودی که بم شلیک کردی
نه،من میخوام اونا بدونن که من زنده ام
و دوباره سر کار ام
فک کنم باید بیخیالش بشیم
بیخیال شیم؟ بیخیال بن
۲ سال ما باهم سواری کردیم
۲ سال و اونا دستشونم به ما نرسید
اینجا داره خطرناک میشه جک
بیشتر از همیشه
مشکلی نیست،گیلبرت
Sir Fred's got the Lochland by the .balls and he's sqeezing tight.
خیله خب بریم طرف شرق مسیر ابرن
از دست لاکلند در امان باشیم
ما باید از این کشور بریم جک. چی؟؟
کجا بریم بعد؟
امریکا
چرا باید بخوای امریکا بری؟
جزیی از امپراطوری نیست
اونجا دارن جنگ داخلی میکنن
و جنگ بهترین زمان برای بی سروصدا وارد شدنه
برای عبور از اونجا یکم به شانس نیاز داریم اینو میدونی دیگه؟
پس نیازه که بریم و بدستش بیاریم
همونطور که گفتم،ما میریم طرف شرق..
میریم و بانک میزنیم همشونو میزنیم
یکی بعد اونیکی بنگ بنگ بنگ
صحیح.ما تو فقط.
چند نفر دیگه رو پیدا میکنیم
کلد اسلید،بچه های قوی
لطفا بن
بازی بدون تو لذتی نداره
ما دوباره سواری میکنیم،دوباره برای یه هدف
برای اینکه بریم،ازین کشور فرار کنیم برای چیزای بهتر،روشن شد؟
الان میخوامش
گووبنگ.همسرت چطوره؟
اینجا یکم نون و گوشت و سیب زمینی هست
تو خیلی خوبی
برای همه چی ممنون میک در اینجا همیشه به روت بازه
خانوم.همیشه خوش وقتم فعلا روز خوش
فقط منم
مهمون هم اوردم اقای کلی رو یادت میاد؟
البته،تو از همیشه بهتر به نظر میای بنجامین
اقای کلی خانم
این جان جان هست اسب سوار حرفه ای که همیشه ازش میگفتم
نوه من
خیلی خوشحالم که شما روبلاخره ملاقات کردم
به ما ملحق شید
جانی اینجا یه کار درست حسابی راه انداخته
چند سال پیش از املیا برام تلگراف کرد
چند سالته؟ تقریبا هجده
چیکار میکنی؟
اون بهترین اسب سواری هست که تو دیدی بن
به خوبی من و تو
خب ما برای شما چیکار میتونیم بکنیم اقای دان؟
همکاراش اون توی دردسر بزرگی انداختن با تله گذارا
اونا توی دردسر بزرگی انداختنش
عجب،ما ام همینطور راست میگه؟
من و همکارم دنیل رایان به یه یارویی دسبرد زدیم
بعدش گیر افتادیم
ما باید برای یه محاکمه اماده میشدم ولی من فرار کردم
برای دستگیریش جایزه گذاشتن
اگه بگیرنش اونو میندازن زندان
تو میخوای به ما ملحق شی این چیزیه که میخوای؟
بیشتر از هرچیزی
برخلاف چیزی که توی نوشته ها بهت تصور این شهامت رو میده
این زندگی ای که میخوای به اون اسونی نیست
در واقع بیشتر روزا چیزی کمتر از جهنم نیست
یه حرکت اشتباه یه قضاوت بد
میتونه بکشتت و همه چی رو نابود کنه
متوجهی
اینطور به نظر میاد تو اینجایی چون یسری تصمیم اشتباه گرفتی
مطمعنی داری یه اشتباه دیگه نمیکنی؟
خب خب نیاز نیست دوستمونو اذیت کنی
اون باید کاری که قراره دنبال کنه رو بدونه جک
ما این کارو میکنیم چون هیچ حق انتخابی نداریم
نه برای خودنمایی
و نه بخاطر اینکه اسمامون روی کاغذا بره
اون داره برا خودش حرف میزنه با ما بیا جان..
تو دیگه هیچوقت زندگی معمولی نخواهی داشت
با تمام احترام اقای هال..
زندگی من هیچوقت معمولی نبوده
به خارج خوش اومدی جانی
برو بیرون
ردش کن بیاد خانوم
من اونو بر میدارم
اونجا اقا. ها؟
دستاتو تکون بده تا مغزتو منفجر کنم
این چیزیه که دوس دارم ببینم
بهش گوش کن بهش گوش کن
متاسفانه باید بگم که خبرای بازگشت گیلبرت
حقیقت داره
اون به زمین های شکار مورد علاقش برگشته
که با خودش همکار جوان جان دان رو همراه داره
و باز هم هست
اون یه رنجر نصل جدیده کج کلاهه
جوان شجاع و با چالاکی ذاتی ببر
یک سوار چالاک و رنجر تمام ایار
چی میتونم بگم من همین الانم معروف شدم
مردم هیچوقت اینقد وحشت زده نبوده اند
یا نویسنده ها با گروهی ترسناک تر از اونا سر و کار نداشته اند
تا الان
واو چی بت بگم الان؟هان؟
در مورد دوستمون حق داشتم درسته بن؟
تو حق داشتی و یه چیز دیگه
از این به بعد
ما کسی که به پلیسا علیه ما کمک کنن یه درس حسابی میدیم
چجوری ادبشون میکنیم؟
به سادگی!ما دارایی هاشون رو میسوزونیم بره هوا
نه!اگه اینکارو کنیم این کشور دوباره برامون خطرناک میشه
اشتباه میکنی
کاری میکنم قبل از اینکه از ما بگذرن بیشتر فک کنن
کاری که میکنه اینه که باعث میشه همه ی تله گذارا بیان دنبالمون و بگیرنمون
ما یه ماهم دوام نمیاریم باشه پس فقط بهشون شلیک میکنم پس
اینکارو بکن اونوقت من میدونم با تو
من جون کسی رو نمیگیرم
قبل از اینکه اون بخواد اینکارو کنه
تو میتونی هرکی که دوس داری بکنی
یعنی به هرکسی که به تله گذارا کمک میکنن شلیک میکنم
یا هر تله گذاری که جلومون بیاد نه،اینکارو نمیکنی
سلام،لس
میتونی این رو برام باز کنی؟
واقعا دوس دارم این رو نگه دارم
چرا؟
چون که این خیلی برام با ارزشه
خیلی خاصه
خیله خب ممنون
کلاه لطفا
اون کیف..واو.. ممنون
اقای خوش لباس
به نظرم شما با جیب پر سفر میکنید
کیف پولتونو در بیارید نه
میخواید دوباره به جواب فک کنید؟
نه کارت رو بکن بم شلیک کن
نه جلوی این خانوم ها
ولی شلوارت رو پاره میکنم و به اون درخت میبندمت
و همونجا ولت میکنم تا فقط صدای نالت در بیاد
برای همه تا ببینن
جان گیلبرت.درسته؟
جک خوشحال.برای شما،قربان
حالا،کیف پولت رو در بیار!
بهتر شد
کار بهتری از اون میتونم برات داشته باشم
میتونی یه چک ۵۰ پندی بهت بدم در ازای یه هفتیر
و یک دوعل در بیست قدمی الان
خدا رحمتت بده.این بهترین پیشنهادی بود که امروز به من شده
ولی متاسفانه باید ردش کنم فک نمیکردم به اندازه در حد من باشی
چی گفتی؟
فک نمیکنم حریف من باشی جک خوشحال
من حریفت نیستم؟
چکت رو نگه دار،بت نشون میدم حریف هستم یا نه..
میخوای که مغزتو پخش زمین کنم؟
من اینکارو میکنم
منتظر چی ای پس؟
بیست قدم و برگرد جک!
اروم باش
اون کسیه که دنبال مبارزس و من با کمال میل بهش میدم
اگه یه مسابقه تیر اندازی میخوای دفعه ی بعد تفنگ خودت رو بیار
برید سر کارتون
شما دوتا.کیفاتونو در بیارید،بدویید تکون بخورید
خب،پس حالش پس کی شروع میشه؟
خیلی طول نمیکشه
اقا
کل گروه،اونجان!
هی،بندازش،بندازش یا کلتو منفجر میکنم
برگرد داخل،الان!
جک،دو تا دیگه بریم
تسلیم شید
برگردید عقب! برگردید عقب!
برو بهشون کمک میکنی،دور شو از کالسکه
تسلیم شید
نجاتت دارم رییس
تله گذارای لعنتی
اونجااا،مقاومت کنید
تسلیم شید هرگز...
عاقلانه ترین کاری که تا الان کردی بود
بیا بیرون
یوروکا،همش اینجاست اینجا یه عالمه پوله
همش رو بردا
چیشده؟ اقای هال!!
پولا همشون از نصف شدن
همه رو چک کن
چراا نصف شدن؟؟؟ گفتم چرا نصف شدن!
این روشی هست که این روزا بانکا میفرستن پول رو
تو براشون حق انتخاب کمی گذاشتی
نصف دیگه کجاست؟ دیرتر میفرستن
کی؟
هیچکس نمیدونه موضوع اصلی همینه
اقای هال،همه مثل هم هستن.
با خودمون میبریمشون ولی اینا بی ارزشن!
اگه اینارو نگیرن نصف اونا هم بی ارزشه
تو شنیدی من چی گفتم من بهش هشدار دادم
اون چیزی که حقش بود بهش رسید
هشدار دادی یا نه تو ما رو به قاتل تبدیل کردی
نصف کشور حالا میفتن دنبالمون
این چیزی هست که ما هستیم
این چیزیه که ما انجام میدیم یا جای ماست یا اونها
ارزش ما برا اونا به عنوان مرده بیشتر از زندمونه
فک میکنی چقد دوام میاریم جک؟
بازم اگه حرف تیراندازی بکنی خودم یه بلایی سرت میارم
از این منطقه خارج میشیم
مستقیم اومد سمت من و گفتم بمون بمون بمون بنگ!
یه شلیک اینجاا
افتاد رو زمین و دوستمون مرد
تا الان یه مرده رو از نزدیک ندیدم
پس حقیقت داره چه بلایی سرش اومد؟
مراقب باش بن،بهت تذکر میدم یسری میشنون
خیلیا قرار دنبالت بیفتن و شانست کم میشه
حواست رو جمع کن
به اندازه کافی فشنگ داری پسر؟
طلب امرزش کردی؟
به اندازه کافی فشنگ داری پسر؟؟
یدونه کم داری؟ اره...
یدونه بزرگ و بلند لای پات
راحت رو بکش پیر مرد لعنتی
بازگی اخرت قبل این که مغزتو بترکونم نداری؟
اروم باش پسر
اون فقط شوخی کرد بزار کارش دو بکنه هیوبرت
هیچکس دلش نمیخواد مردن کسی رو ببینه امروز.
نه البته که نه
ولی من میدونم که همه چی دوس دارن ببینن
مردونگیمو بت نشون میدم اگه جرات داری
اقایون دور بعد به حساب من
این یکی هم مسدود شده؟
سورپراز نشدم
برای تو هیچوقت نمیشه
واقعا!
ترنتور ها دست سازند
سازه ی زیباییه
بهترین تفنگ توی دنیا
دلم میخواد یدونه برا خودم داشته باشم
اقای هال،چی شد که شما یه رنجر شدید؟
چند سال پیش...
پلیس من رو به جرم اینکه با فرانک گاردنر دوست بودم گرفت
پاتینگر من رو برای یه ماه انداخت زندان
بعد از اون من برای فرار به گاردنر کمک کردم
همه چیز از اونجا شروع شد.
گیلبرت برام تعریف کرد که...
شما... اون گفت شما زن دارید..
داشتم
قبلا
داستانش طولانیه
خب،همه شب وقت داریم.
برای ۴ سال ما باهم بودیم و اون زیبا بود
بیدی..
اون یه دوستی به اسم جیم تیلور داشت
خیلی دور از ما زندگی نمیکرد
پر خور و پر حرف،موقعی که نبودم بهش سر میزد.
نسبت بهشون کنجکاو شدم،بعد
بهش هشدار دادم که ازش دور شه و بره به بیدی هم همینطور
نمیتونم بگم البته خیلی محترمانه خواستم
یه مدت بعد که من برای جمع کردن اسب وحشی رفته بودم
و وقتی نبودم اون باهاش فرار کرد
از همه بدتر پسرمم با خودش برد
تقریبا ۳ سالش بود اون موقع
تو چیکار کردی؟
همه جا دنبالش گشتم
برای یه زمان طولانی هیچ کار دیگه ای نکردم
هیچکس نمیدونست که کجا رفتن
متاسفم راجبش
قسم خوردم روزی که جیم تیلور رو پیدا کنم
یه گلوله حرومش میکنم
هیچوقت تنفر رو واقعا نمیفهمی تا وقتی که یکی واقعا زندگیتو نابود کنه
بن،هفته دیگه کریسمسه،میدونستی؟
متوجه نشدم خب هست
داشتم فکر میکردم که بریم و یکم خوش بگذرونیم توی جشن
برا عوض شدن حال و هوا
نظر تو چیه جانی؟ به نظر من عالیه
ما خیلی هم از بیندا دور نیستیم هستیم؟
چی میگی یه سر اونجا بزنیم و..
چنتا دوس قدیمی ببینیم به نظر ایده خوبی میاد
بله هست خودت اماد کن اقای دان
قراره یه کریسمس درست و حسابی داشته باشیم
بنجامین،بیا داخل کجا بودی این مدت؟
کم کم داشتم به این نتیجه میرسیدم دیگه بر نمیگردی
گفتم که میام.نگفتم؟
ولی خیلی وقته ،من رو نگران کردی فکر کردم اتفاقی افتاده
یا شایدم رفتی و واسه خودت چنتا دوکی پیدا کردی
دیگه چیزی نمونده ازشون
اینجا وسط شب قایمکی چیکار میکنی؟
من ک گیلبرت بیرون شهر با یه رفیق جدید کمپ زدیم
اومدم ببینم اگه دوس داری فردا به ما ملحق شی
البته،همراهم الن و پگی ام میارم
گیلبرت خیلی خوشحال میشه
امشب چطور؟ برمیگردی؟
مجبور نشم فکر نکنم
دلت برام تنگ شده بود؟
تو چی فکر میکنی؟
میدونی..بعضی وقتا
بنظر میاد ترجیح میدی توو سرما و بارون باشی اون بیرون تا اینجا پیش من
نمیتونم دقیقا یه زندگی معمولی داشته باشم
فک نکنم
نمیتونی بخوابی؟
نه
اینجا جات امنه بن
هیچکس نمیدونه تو اینجایی
چی شده؟مشکل چیه؟
من مشکلی ندارم تو داری
هیچوقت تورو اینطوری ندیده بودم
یسری اتفاق بد افتادن همین
مثل چی؟ دلت نمیخواد بدونی
میخوام
شاید من دلم نمیخواد که بدونی
چرا؟
بن
قبل از روشنایی باید برم
خب این پگی که میگی چه شکلیه؟
جک میگه خوشگله
به اندازه کافی خوشگل هست
اگه یکم هم شبیه خواهرش باشه حسابی شانس بت رو کرده
ووو،مراقب باش تف نکن رو من
خدای من،دیدی چقدر موهات بلند شده؟
مجبورم اینقدر بلندش کنم برای زمانایی که قراره
لباس زنونه بپوشم ،نه تو اینکارو نمیکنی
راست میگه من شاهدم
واقعا لباس زنونه میپوشی؟ بعضی وقتا
چرا؟
خب برای اینکه وقتی از یه شهر میگذرم شناخته نشم
و بیشتر من خودم میخواستم
تا وقتی از این کشور فرار میکنم زیرپوش زنونه پوشیده باشم
شرط میبندم تو زشت ترین دختری میشی که تا الان دیدم
میدونی،بعضی مردا که خوششون اومده
هفته دیگه شما همتون باید با ما به مراسم بکس بیاد
توی هتل فلگ،چی میگی بن؟
چرا که نه خوشحال شدی؟هان؟
محض رضای خدا بزار یه عصر اروم داشته باشیم
بااشه باشه ما داشتیم میرفتیم به هر حال
گلدون عسل من صدام میکنه
تو یه ادم بیشرفی گیلبرت بله
و تو عاشق ادم بیشرفی و من بیشرف ترین ادمی هستم که تو دیدی
من و بزار زمین وحشی اوه منم همین توو فکرمه
بزارم زمین
خب فک کنم زمانش رسیده که ما هم یکم خلوت کنیم
بزارم زمین
مراقب مهمونمون باش جان همینکارو میکنم
راسته که میگن رنجر ها بلدم چجوری خانوم ها رو گول بزنن؟
بهتر از ادمای عادی؟
نمیدونم
اوه،خب این چیزی هست که الن میگه
میگه که گیلبرت کارشو خیلی خوب بلده
فک کنم رنجر ها خیلی خوب بلد باشن خانومارو گول بزنن
خب نشونم بده
خب..بگو؟کردی؟
تیزیتو جایی استفاده کردی؟
خفه شو جک پس کردی
پاهاشو هوا دادی
بن،جانب کوچولومون دیگه بزرگ شده
خدا لعنتش کنه
کسی دیگه پول استفاده نمیکنه؟
الان دیگه همش این چک های بی ارزشه
اینجوری هیچوقت به اندازه کافی نخواهیم داشت
چیزی پیدا کردی؟
فک کنم اصلا دوس ندارید این رو بشنوید اقای هال
بخونش
خانوم هال همسر اقای هال رنجر
به همراهی جیم تیلور بدنام
فراخوانی الان کردند بر علیه بیل هال
برای برگرداندن قانونی پسر بیل هال
ولی خونواده ها حاضر نشدند
و فرزند پیش تیلور برگردانده شد
کسی که حالا به عنوان قیوم او شناخته میشود
جیم،جلوی هنری نه!
مشروبت رو ببر بیرون،الان
به هر حال یسری کار باید انجام بدم
Ben!
صبر کن،گوش کن به من،برو اسبت رو بیا
میریم یه دوری بزنیم
کجا؟
برو اسبت رو اماده کن یا مجبورت کنم
همینجا بمون بنجامین
برو بنجامین برو اینجا رو ترک کن
گفتم سوار اسبت شو تیلور،همین الان
نه،به پدرم شلیک نکن بن هال
بهش شلیک نکن
به پدرم شلیک نکن هنری
من پدرتم . من پدرتم هنری،یادته؟
نه
تو بهش میگی
بهش میگی که پدر واقعیش کیه
بپوشش،شاید هفت
شما لباس های زیبایی دارید خانوم موریس
ممنونم
عصر بخیر خانوم ها
به مجلس رقص میرید امش ؟ البته که میریم
هلن،داری به این فکر نمیکنی که اون لباس رو بپوشی!
قراره بپوشمش دیگه بزرگ شدم
دست از سرشون بردار ادوارد بزار این دخترا خوش بگذرونن
خب بم بگید،کدوم مردای خوش شانس قراره کناره شما باشن؟
سورپرایزه خودتون میبینید
خب،من که نمیتونم منتظر بمونم تا ببینمشون
دستا بالا اروم بشید
اروم باشید همگی اروم باشید
سلام ،خانوم مککنون ،خانوم ناوس
عصر بخیر جناب
من تورو میشناسم
جان گیلبرت خوشحالم که من رو به یاد دارید
تو هم باید بن هال باشی
خودم هستم
اسلحه ای که ندارید؟ نه
پول؟ فقط مقداری نقره دارم
فقط نقره
مردی در موقعیت شما موریس
شنیدم که شما پول هاتون رو جاهای عجیب نگه میدارید
هلن تو گفتی بهشون؟ چطور تونستی؟
من کاری نکردم خانوم موریس
شما برای امشب همراه ما خواهیدم بود
ما شما رو تا مراسم رقص همراهی میکنیم
چی از جون من میخوای؟
خیلی خطرناکه بیرون رهات کنم
پلیس بازنشسته هم هستی و چیزای دیگه
الان هم برو با همسرت که لباسش رو عوض کنه
خانوم ها و اقایون لطفا ورود خشن ما رو ببخشید
اسم من جان گیلبرت هست
و همراهم دوستانم بن هال و جان دان هستن
بدون شک شما راجبه ما شنیدید
ولی نترسید
ما هم به مون دلیلی که شما اینجا هستید اینجاییم
تا یکم خوش بگذرونیم
هیچکس بدون اجازه من حق خروج نداره
گوش بدید
و مشکلی پیش نخواهد اومد
Fiddler, شروع کن
خانوم ها و اقایون شروع کنید
بیاید بنوشیم و برقصیم
دور اول رو من حساب میکنم
جان نوبت توعه
بن،یه نوشیدنی چطوره؟
مشروب؟موریس؟
اقایون،دیوونه شدید؟
میدونید چقد جایزه براشون گذاشتن؟
25 hundred pounds!
من بهشون حمله میکنم
کسی جرات داره منو همراهی کنه؟
البته من هستم
برای همچین پولی منم هستم
خوبه
تیر اندازی میشه اینجا،زن بچه اینجان موریس...
اونا دارن مشروب میخورن
اونقد قوی نیستن
اونا مزاحمتی دارن ایجاد نمیکنن
اوه اره،اگه ما اینجا بشینیم و کاری نکنیم
شبیه چی میشیم؟؟ بزدل
ولش کن
ما منتظر زمان درست میمونیم
بزار بیشتر مشروب بخورن
شما گیلرت و دان رو بگیریرو
من میرم سراغ بن هال
مشکل چیه؟ همینجا منتظر بمون
موریس
سگ لعنتی از جات تکون نخور وگرنه بت شلیک میکنم
ما یسری زمزمه از حرفای کثیفتون شنیدیم توو این اتاق
موریس!
برای اونایی که اشتیاق دارن جون مارو بگیرن
برای پول لعنتی
شهامت داشته باشن و الان بیان جلوو
منتظر چی هستی؟
بگیرش
هرکس تشنه ی پول جایزه ی کشتن من هست بیاد جلو
با تک تک شما یکی بعد اونیکی مبارزه میکنم
ما گفتیم دیگه ننوازی؟ ادامه بده
As I was crossing over the Abercrombie mountains,
I met Sir Fredrick Pottinger and his money he was counting
I then produced my pistol to acquaint him of his danger
saying stand and deliver for I am a Beauford stranger
Now it's early the next morning about six o'clock or seven
There were troopers all around me in numbers odd and even
but Jenny had got 3 charges and she dampened them with water
Oh, the devil will take her mother or favorite sons or daughters
...on the Abercrombie mountain
but they didn't take my piss from me and I knocked down all their...
and I made up all my... to Sir Fred and all his gentry
موریس کجاست؟؟
جک،موریس فرار کرده
تکون بخورید
موریس
موریس
برگرد اینجا همین حالا
موریس،ای حرومزاده
این اخرین شانسته
چی شد؟اون کجاست؟
اون حرومزاده داشت سعی میکرد اسبامون رو رها کنه
اون رفته لعنتی
اون به زودی همه سربازای گلبرن رو با خودش میاره اینجا
خیلیه برای عصر امروز الان باید چیکار کنیم؟
من مغازشو با اتیش میکشم
همین الان همه رو اینجا نگه دار
لطفاا لطفاا خواهش میکنم
اتیش نزن اونارو مارو نابود میکنی
همسرت چیزی جز یه سگ نیست
اگه یبار دیگه ببینمش اون روز اخر زندگیش خواهد بود
لطفا این کار رو با ما نکن
هیچکس تا یه ساعت اینده اینجا رو ترک نمیکنه
انجامش بده حقش اون پست رو بزار کف دستش
اره حقش رو بزار کف دستش
اون کی میتونه باشه؟
امیدوارم اونی که فک میکنم باشه
تو کی هستی؟ چی میخوای؟
همه شما متهم هستید به همکاری و کمک کردن به گروه هال
و به حکم ارسون همتون بازداشتید
و با ما به گالبان خواهید امد
همین
هی...
من نیستم...من نبودم... من اونجا نبودم
عصر بخیر خانوم عصر بخیر اقا
خب،شما کی هستید؟ هری نلسون
خب هری نلسون تو مراقب اسب های ما خواهی بود
متوجه شد باشه
فرار کنن از دستت؟
مغزت رو میترکونم
همگی!بیاید بیرون. همین الان
سریعتر تکون بخورید
بدو ! تکون بخورید
تکون بخوریم بیاریدش اینجا
خیلی خب،همگی گوش کنید
محتوی کیفتونو خالی کنید
بزاریدش داخل کلاهتون تا من بیام ببینم
هرکسی که بخواد فرار کنه خودم خفش میکنم
متوجه شدید؟خانوم،یه قدمبیاید جلو
خیلی خب،بگید شما اول خانوم
چی داری؟چی اونجاست؟بزار ببینم
اونقدری خوب هستی که همه ی در هارو برام باز کنی؟
البته
چی شده ساموعل قسم میخورم صدای اسلحه شنیدم الان
خواب دیدی حتما اقای نلسون
اقای نلسون
توی هتل کلی چنتا رنجر هستن
هری ام همراهشون دارن
لعنتی این همه سروصدا برای جی بود جانی؟
من یه یارویی رو که داشت میو مد اینطرف فراری دادم
واقعا؟
دستخوش
تله گذارا به زودی میرسن اینجا
فک نکنم اونا الان باید توو جنگل دنبال ما باشن
تو از کجا میدونی!! من میدونم
جک،همه رو صدا کن بیان پایین
بن جانی میخواد تورو ببینه
نمیدونم خودت ازش بپرس
لطفا سم برا خودت تنهایی اونجا نرو
حداقعل منتظر بقیه بمون تا بیان
تا اون موقع دیر میشه باید بچمونو پس بگیرم لیز
لطفا سم! تنهایی اونجا نرو
ببین من رو من میرم اونجا و بهترین کارو میکنم
همینجا صبر کن
مشکل چیه جان؟
ما چیزی رو که میخواستیم گرفتیم
دیگه برای چی اینجا موندیم
جک دنبال یه جفت بووت میگرده
اقای هال ،هر تله گذاری که توی شهر باشه هرلحظه ممکنه بیاد دنبالمون
پس برو بیرون و حواست به همه چی باشه
پدر پدر!شنیدی؟
گروه هال هتل رو تصرف کردن
من دارم میرم همون سمت
اون ها برادرت رو هم گرفتن میتونم منم بات بیام؟
خیلی خب ولی فاصلت رو حفظ کن
جک،مهمون داریم
جک
یه قدم دیگه هم نزدیک نشو
همونجا بمون
برگرد وگرنه بت شلیک میکنم
پدر
پدر
بن؟
اون پدرمه
اوون پدرمه
تو به پدرم شلیک کردی حرومزاده
لعنت بهت پسر
نلسون شوهر و پدر ۸ تا بچه بوود
جان! چی شده؟
به یکی از تله گذار های لعنتی شلیک کردم اونیکی فرار کرد
بابا مرد
ا دقیقا همون چیزی که میخواستم
چیکار داری میکنه؟ چطوره؟
دیگه نمیتونم ازش استفاده کنم
این چی بود که الان اتفاق افتاد؟
نمیدونستم باید چیکار کنم متاسفم
نفهمیدم چطور اتفاق افتاد تو الان برای قتل تحت تعقیبی
یعنی هروقت که بیگیرنت دارت میزنن
به چی داشتی فکر میکردی؟
تو من رو اون پایین تنها گذاشتی! انتظار داشتی چیکار کنم؟؟
میتونستی محض رضای خدا به پاش فقط شلیک کنی
بجاش فرستادیش اون دنیا
گفتم متاسفم باشه؟
نیازی نیست متاسف باشی جانی
تو کاری رو کردی که باید میکردی تمام
میخوای کل کشور رو علیه ما شن جک؟
این چیزی هست که میخوای؟
همین الانشم هست
و اگه بیان دنبالمون
هرچقدر که بتونم با خودم اون لعنتی ها رو هم میبرم جهنم
لعنت به شما دو تا
تو به اندازه دیوونگیت احمقی
فک میکنی توی همه ی اینا تو بیگناهی؟
که دستت به خون کسی الوده نشده
شاید بی گناه نباشم ولی کسی ام نکشتم
که چی؟
به صد ها نفر از اونا شلیک کردی
میتونستی هر زمان هرکدمشون رو بکشی
ولی همیشه کس دست بودی
تا الان هیچ تیری رو که نشونه گرفتم از دست ندادم
که اینطور در این صورت پس فقط یه بزدل هستی
دوباره تکرارش کن
دوباره تکراار کن جک
گفتم،تکرارش کن
کجا داری میری؟
جان،بیا اینجاا
جان
چی شده؟
تو چیکار کردی؟
به یه نفر شلیک کردم
تله گذار؟
متاسفم
فک کنم همینجا بمونم
نه تو باید فرار کنی
جان هرچه سریعتر از این کشور فرار کن
لطفا با من بیا
میریم سمت شما یه زندگی جدید رو باهم شروع میکنیم
مراقبت میکنم ازت قسم میخورم
خواهرام چی میشن؟ اونا هم میتونن بیان
جان،نشنیدی؟
۳ هفته پیش همه ی ما رو بخاطر اتفاقات بیندا دستگیر کردن
بعد گذاشتن من برم ولی کریسی ک الان...
اون رو فرستادن سیدنی برای محاکمه
ما نمیدونستیم به اونا اسیب ممکنه بزنیم
لطفا با من بیا
نمیتونم مناسفم
این حرفت که میخوای از کشورفرار کنی
جدیه؟
یا فقط حرفه؟
نه واقعیت داره
کریستین و الن توی زندانن
فک میکردم میدونستی اینو
Three long steps I step it up to her
Though knowing her as she must be mine
i would make you as happy as any lady
If you would grant me one small rally
She said: "Stand off, you are deceiptful,
you are deceiptful and a false young man
It is you that's caused my poor heart for to wonder.
اقای هال یه گروه سرباز دارن به این سمت میان
کمتر از دو مایل فاصله دارن
خدا لعنتت کنه ما تازه رسیدیم اینجا
میتونیدم امشب رو خونه من بمونید بیاید
خدا رحمتت کنه
وقتی که ازینجا گذشتن خبرمون کن
پسر خوب
خب میتونم بگم گروهشون کمتر از ۲ ساعت اخیر اینجا بودن
و تازه رفتن
نظری دارید که کجا رفتن اقا؟
نمیتونم به شما بگم قربان کی فراریشون داد؟
اون هم نمیتونم بگم
دستگیرش کن میخوام همه اینجا بازجویی بشن
تلگرافشون هنوز اینجاست شرط میبندم
اون،همونی که اونجاس
هی تو
اسمت چیه پسر؟
Suttle. Suttle.
تو دو تا انتخاب داری اقای ساتل...
میتونی بگی اونا کجا هستن و ازاد شی که بری
بدون محکومیت
یا ۷ سال محکومیت به جرم همکار با رنجر ها
خب چی میکنی اقای ساتل؟ کجا رفتن؟
بن!
به پدر من شلیک نکن
Benjamin! Benjamin!
مراقب باش
جانی،سرت رو بدزد
مقابله کن باهاشون جانی
بدو
جک
اونا همه جا اطرافمونن
همین الان باید از اینجا خارج شیم
خودتون رو تسلیم کنید،ما محاصره کردیم شما رو
اونا محاصره کردن مارو
جفتتون بیاید بیرون
نه اون بیرون میکشنمون
مجبوریم وگرنه اینجا مثل موش تووی تله میفتیم
زود باش
برو ! الان !
دنبالم بیا
دارن فرار میکنن
برو جیم برووو
لعنتی،بن تیر خورده
اینا دیگه از کدوم گوری پیداشون شد
اون لعنتیا حتما باید مارو فروخته باشن حرومزاده ها
باید برگردیم طرف اسب ها شانسی نداریم وگرنه،بدوو
بدوو
به دوییدن ادامه بده جانی
زود باشید حرومزاده ها
من اینجا ام
فقط بدو جک بدو
محض رضای خدا ،از دستش ندید
تپه ی هیرز خیلی ازینجا دور نیست میتونیم اسب گیر بیاریم اونجا
زود باش
صبرکن بن
بن من میتونم گلوله رو احساس کنم
به استخونت خورده لعنتی
فقط این حرومزاده رو ازش در بیار
این رو گاز بگیر
اماده ای؟
اره
اوه اره عزیزم دستتو بیار جلو
این رو بهشون برگردون،باشه؟
کاراگاه جیمز پای
همون کسی هست که دنبالت اومد
اوه علاوه بر اون کسی ام هست که گاردنر رو دستگیر کرده
پارسال
یچی دیگه هم اینجاست که باید بدونی..
پارل بخاطر جرایم گناهکاران جانی
احضار میکند و فرمان میدهد که
جان گیلبرت بنجامین هال و جان دان
تسلیم شوند
خودشون رو برای محاکمه تسلیم کنن تا بری همکاریشون بخشودگی شود
برای جنایت و قتل حکم صادر شود
اگر تا زمان مشخص شده تسلیم نشوند
به عنوان یاغی اعلان میشوند
بعد از ان هر شهوندی میتوند جلوی قانون شکن را بگیرد
مرده یا زنده
بدون اینکه مسلول حمل سلاح گرم باشند
این دیگه چه معنی اس میده؟ یعنی هرکسی میتونه بکشتت
هرکسی بدون اینکه جرمی مرتکب بشه
چی به اونا این حق رو میده
اونا نمیتونن این کار رو با ما بکنن،میشنوی؟نمیتونن
خیلی ام خوب میتونن
و میکنن
اگه این تصویب بشه شما ۳۰ روز فرصت دارید
ما قرار نسیت خودمون رو تحویل بدیم. هیچکدوممون
مشخصا نه!تا وقتی اینا رو داریم.
ما باید قبل از اینکه این حکم اجرا بشه ازین کشور فرار کنیم
قبول دارم ولی با چی؟ ما همه چی رو توی بیرنز از دست دادیم
و یه عالمه دیگه نیاز داریم به چی داری فکر میکنی بن؟
به اینکه کاری رو کنیم که خیلی قبل باید میکردیم.
سرقت از کاروان حمل طلا کدوم؟
یه کاروان ارولو رو ترک میکنه هرفته در دیتونز و به طرف سیدنی میره
از کوه های ابی میگذره و به نهر های مجورز میرسه
اونجاست که مه بهش حمله میکنیم عالیه
تو که جدی نییستی؟ بگو یه ایده ی بهتر داری
ما همچین کارو رو قبلا کردیم جانی نگران نباش
اونجا دهها ادم جمع شدن
ما فقط ۳ نفریم
بازم باید ادم بهمون اضافه شه فقط یکی
کسی که بتونیم اعتماد کنیم
خب نظرت راجب دنیل رایان چطوره؟
کاملا برای این کار مناسبه میدونم که هست
میدونی کجاست؟
اخرین با اطراف برا فک کنم راجبش شنیدم
پس برو و بیارش
بن ایشون دوستم دن رایان هستم خوشوقتم اقای هال
دان به من گفتی که واسه یه کار درست حسابی پایه ای
اه هرچی بزرگتر بهتر
میدونی وارد چی قراره بشی رفیق؟
من پایه ام
به گروه خوش اومدی
خوبی رفیق؟ ازین بهتر نمیشم رفیق
بیاید این کارو هرچه سریعتر انجام بدیم به درستی
هی
مراقب باش
برو پایین
اینجاا
بجنبد ،تکون بخورید پسراا
حواستون به کلی باشه
چه جهنمی
اقای هال
دو نفر دیگه
لعنت بن دارن نزدیکتر میشن
اصلا خوب نیست برگردید طرف اسب ها
بدو رایان
نگاه کنید ما فرارشون دادیم
تکون بخور
اقای هال
خب الان به کدوم سمت میریم؟
میریم به طرف شمال اره همین درسته
تو برمیگردی به مارینبارا ببخشید؟
تو برمیگردی خونه اولین کاریه که فردا میکنی
اره منم اینکارو میکنم
ببین من برام مهم نیست چه اتفاقی در مورد اون اسکورت پیش اومد
من اومدم که همراهتون باشم سر حرفم هم هستم
جانی دان دوست من هست مثل شما و گیلبرت
من از کنار دوستام فرار نمیکنم
ببین تو نمیخوای تبدیل به چیزی شی که ما شدیم
نه میخوام برای همین اینجام برای همین اومدم
پس به روش خودت انجامش بده
من دیگه هیچ دوستی رو با خودم به جهنم نمیبرم
ما از منطقه ی هاروی عبور میکنیم
دور میزنیم ولینگتون رو تا رودخونه
از اونجا به سمت شرق میریم و بعد شمال
مستقیم به سمت کویینز لند یه سواری درست حسابی
اگه فشار بیاریم به خودمون دو هفته ای به مرز میرسیم
از اونجا راه خروج رو به بیرون میخریم با چی؟
اگه از همینجا تا کویینز لند هم همه رو غارت کنیم کافی نیست باز هم
هیچ راهی نیست ما ازین کشور باید خارج بشیم
من یه مقدا رو برای قاچاقی رد شدن دارم
چقدر؟
شاید نه به اندازه ای که بتونه ما رو خارج کنه
نمیدونم شاید
کجاست؟ توی خونه ی میک خاکش کردم
اینقد به گووبنگ میک اطمینان داری؟
اون مثل خونوادس
و هیچوقت حتی یه پنی هم ازش برنداشته
میتونستیم تا الان وسطای راه توو دریا باشیم
بخاطر اون اسکورت نزدیک بود خودمون رو به کشتن بدیم
تو هیچوقت دلت نمیخواست بری به هر حال
این تویی که دلت نمیخواد اینجارو ترک کنی
نمیتونی بیخیال بیدی شی
میتونی؟
بیا بریم جانی
تو رو قانون شکن اعلان کردن هر تای شما رو
اولین قانون شکن ها تووی این منطقه
خب به نظر این کشور دیگه ما رو داخلش نمیخواد
میتونی سرزنششون کنی؟ اون بیرون جهنم به پا کردی
دیگه نمیتونم بت کمک کنم بن
هردفعه که پیدات میشه خونوادم رو در معرض خطر قرار میدی.
برای بار اخر به کمکت نیاز دارم
بعد از اون دیگه برای همیشه اینجا رو ترک میکنم
قسم میخورم چی نیاز داری؟
قراره اینجا رو ترک کنی،نیک گفت به زودی
متاسفم جات خالی خواهد بود
چند نفر اینطوری فکر میکنن؟ من دلم تنگ میشه
مهربونت رو نشون میده
یادت هست سالها پیش عموی من پات رو که شکسته بود درمان کرد؟
یادمه روی میز اشپزخونمون دراز کشیده بودی
پای بیچارت تیکه تیکه شده بود چند سالت بود؟
۱۳ Fourteen.
نه خیلی نه
اون دوران من خیلی بهت علاقه داشتم
نمیتونی تصور کنی چقد بخاطر ازدواجد تو و بیدی گریه کردم.
خودمو منقاعد میکردم کهمن رو میبینی
یه روز وقتی بزرگ شدم...
سرنوشت نبود فک کنم
من همیشه برنامه های دیگه ای داشتم
همیشه برای بهترین ها
من هیچوقت جوری که اون قلبت رو شکست نمیکردم بات
همه چی مرتبه؟
فقط دارم یچی رو از چشش در میارم
ادامه بده
ممنون بخاطر کاری که کردی
ممنون نیک،خیلی نمیمونیم
یه هفته
در بیشترین حالت دو هفته
من باید فردا به فوربس برم
برای چی؟
بچهوها برای جابجایی یسری تدارکات به من نیاز دارن
من همرات میام نه تنهایی سریعتر میرم
هرچی نیاز داشتی به من بگو
مطمعنی نمیخوای همراهت بیایم؟
مراقب اون حرومزاده باش
نگران نباشید
میری سمت فوربس اره
من بدون چنتا خداحافظی از چنتا خانوم جوان که نمیرم
یا دوتا توو دید نباش
جلب توجه هم نکن
مراقب باش بن ما خونه ی میو منتظرتیم
مطمعنی این مرد قابل اعتماد هست جیمز؟
خب ۱۰۰% نه قربان ،ولی بله
قربان من قبلا با این نوع خبرچین ها کار کردم قبلا
بیشترشون از طرف خود گروه هستن
بیشتر برای اینکه ما رو گمراه کنند قربان من عقیده دارم که این مرد حقیقت رو میگه
من این مرد رو خیلی وقته میشناسم. خب کی هست؟
اون درخواست کرده که کاملا ناشناس باشه قربان
صحیح
سرجوخه،میشه یلحظه مارو تنها بزاری؟
Sir!
متاسفم قربان هرچه تعداد کمتری بدونن بهتره
حرف ها زود پخش میشه
ازت میخوام که یک گروه بردای و این قضیه رو دنبال کنی
اگه این رفیقت به ما دروغ گفته ما زود متوجه خواهیم شد و چیزی از دست ندادیم
ولی اگه راستش رو گفته باشه این اخرین شانسسمون هست؟ها؟
من بلافاصله جشن راه میندازم
من کاندل رو هم میخوام که توی این قضیه باشه
Sir.
تو به یه ادم مثل اون هم احتیاج خواهی داشت
خیلی خوب
جیم!
من اینجا نگهش میدارم برو برو
هنری نزدیک خونه بمون
اومدم پسرم رو ببینم
سلام هنری
سلام من رو به یاد میاری؟
تو بن هال هستی پدرم
درسته من اینجا یچیزی دارم تا بدمش به تو
این تویی ولی نه با اینقد مو
درسته
من اندازه اون مو ندارم
میخوام که داشته باشیش
تا همیشه به یاد داشته باشی پدرت کی هست
تیلور کجاست،من چیزی هست که باید راجبش صحبت کنم .با جفتتون
جفتتون
باشه
تفنگ رو اینجا بزار منم میبرمت پیشش
بیدی
بیدی صبر کن.داری چیکار میکنی...
اون فقط میخواد بات صحبت کنه همین
این همش برای هنری هست
300 pounds.
دارم میدمش به مادرش
تا در امان باشه برای اینده ی پسرم
و هیچ چیز دیگه
الان تو قسم میخوری که حتی به یک پنی هم از دست نرنی
بهش دست نمیزنم بن قسم میخورم
جون اگه از پسرم دزدی کنی بلاخره به گوشم میرسه
تو ازش نگهداری کن بیدی
بن کجاست؟
برای خداحافظی پیش پسرش رفت
چندروزی هست ندیدمش
اون گمتون میکنه اگه اونجوری کمپ بزنید
نمیخواد که کسی شما رو ببینه
فهمیدم
برای غذا ممنون اقای کانلی
همه چی مرتبه؟
تا وقتی اینجاییم حواست به همه جا باشه
من دیگه باید برم...
دیگه نمیتونم دوباره ببینمت
برای یه مدت طولانی قول بده...
وقتی بزرگ شدی بیا و پیدام کن
قول میدم
همیشه مراقبت خواهم بود
بن هرچقدر که میتونی سریع برو ازینجا
دیگه هم بر نگرد،از اینجا ام سالم خارج شو فهمید؟
بیدی
من به چیزی که تبدیل شدم افتخار نمیکنم باید این رو باور کنی
من فقط میخوام که هنری پدرش رو قبل این اتفاقا بشناسه
فقط تو میتونی بهش یاد بدی اینکارو میکنم
ممنونم بیدی
عاشقتم مرد کوچیک
بن!
من خیلی متاسفم برای کاری که کردم
سرباز بازرس دارن میان
موقعیت چیه؟انها رسیدن
ولی فقط گیلبرت و دان
پس بریم و اون حرومزاده ها رو بگیریم! نه!
منتظر بن هال میمونیم تا هر ۳ رو بگیریم
اگه اون دو تا حرومزاده اونجا هستن من میگم بریم و بگیریمشون
هال نباید خیلی دور باشه قربان
شنیدی؟منتظر میمونیم
اتیش رو خاموش کن
اونجا! اونا دیگه کی هستن؟
میدونستم،اون کانلی حرومزاده مارو فروخت
پس بن چی؟ اون توی راه اینجاست
ما اول پیداش میکنم بدو
Gilbert!
Johnny!
Gilbert!
سرباز،راسته که تو بن هال رو میشناسی؟
من اون رو به محاکمش اسکورت کردم سال ۶۲ توی اورنج
خیلی طول نکشید بعدش
اون و گاردینرو رفقاش یه چاک توب قفسه سینم به وجود اوردن
at Ugaya Rocks. لعنتی اونا تقریبا اونزوز من رو کشتن
اون رفیق بن حال تقریبا منم یبار داشت میکشت
یزوز اطراف نهر لزلی
اون و ۳ تا یارش
دنبالم اومدن بهم شلیک کردن
منم مجبور شدم از اسبم بپرم بیرون و بدوام
ولی اون یار بن هال افتاد دنبالم
من هیچ گلوله ای نداشتم پس تفنگم رو پرت کردم توی صورتش
اونم مستقیم افتاد روو زمین
بنظر میاد هممون بجور اشنایی با دشمن داشتیم جر خود من
بزودی اشنا میشید قربان شما هم
بن تو برگشتی اه
مشکلی راجبه مکانمون به وجود نیومد من چیزی ندیدم
همه چی مرتبه
بقیه ها کجان؟ هنوز ندیدمشون
عجیبه باید چند روز قبل میرسیدن
امیدوارم حالشون خوب باشه تو چرا نمیای داخل؟
به ماری میگم یه غذای خوشمزه درست کنه
فک کنم بهتر برم طرف کمپ
گیلبرت و دان رفتن؟
منظورت چیه؟کجا رفتن؟
احتمالا با پلیس ها اشتباه گرفتنشون و فرار کردن
لعنت بهش باید وقتی فرصت داشتیم میگرفتیمشون
ولی بن هال اینجاست. چی؟
تازه رسید،باید نیم مایل از اینجا فاصله داشته باشه
ما باید به سرعت هال رو بگیریم تا وقتی میتونیم
Davidson اگه هال رو اونجا به دام انداختی و گرفتیش
همونجا بهش شلیک میکنی دارم بت میگم
اگه اون رو از دست بدی
داری با زندگیت قمار میکنی
بعد اون متوجه میشه که من بودم که فروختمش متوجه میشه
بکشش
هنوز خبری از یچه ها نیست؟
فردا اول وقت یه نگاه به اطراف بنداز
نباید خیلی دور باشن
صبح میبینمت باشه؟
میک
متچکرم
اونجا،هال یجایی وسط جنگله
بریم و بگیریمش
روز نیمشه اینطوری از یه مایلی متوجه ورودمون میشه
بیلی برو
بفهم هال دقیقا کجا مستقر شده و گزارش رو مستقیم برام بیار
بی صدا و اروم برو اونجا باشه؟ موفق باشی
گوش کن به حرف من بیلی ،برو نزدیکش و اون حرومزاده رو بکش
متوجه شدی Boyle?
به دستور عمل کن
من هرچی اون بگه گوش میکنم
فک میکنی برای چی اینجایی؟
ما اینجاییم تا اونو بکشیم موقعیتش رو بدست اوردی خطا نرن
خطا نزن
پیداش کردی بله رییس
بن هال کنار اون درخت اونجا اومده کنار بوته بزرگ
به سختی باید سکوت کنید
از چهل یارد بهش نزدیکتر نمیشیم وگرنه میشنوه صدا رو
من این مرد رو دست کم نمیگیزم سرباز اینجا نه
اینجا قلمرو اونه اینجا رو خوب میشناسه
سکوت اقایون اینجا کار ما شروع میشه
این رو بگیر
تو Buckley, Coburn, Bourne Charlie رو با خودت ببر
شما درست کنارش محاصرش کنید
قسمت نی مستقر شید
حالا شما هم از جناح راست پخش شید
در صورتی که خواست از گوشه فرار کنه
شما ام فاصلتون رو حفظ کنید و نتظر بمونید
هیچکس هیچ حرکتی نمیکنه و شلیکی نمیکنه تا گفته بشه
اگه بتونیم زنده بگیریمش اینکارو میکنیم حالا حرکت کنید
پوتین ها رو در بیارید
اینطوری از یه مایلی صدامون رو میشنوه
درش بیارید
بن هال
با علامت من
هال!
ایست
Hall!
شلیک کنید
شلیک کنید بهش!!
همونجا بایست!!!
بجنبید
نه
شلیک نکنید
Halt!
نه ،من تسلیمم
من تسلیمم
شلیک نکنید
شلیک نکنید
خدای من!چی شد؟نمیتونستید رنده بگیریدش؟؟
نه قربان
مجبورمون کرد
خب پس حسابی باید مبارزه کرده باشه
اون یک تیر هم شلیک نکرد. چی؟
اون یک تیر هم شلیک نکرد قربان قربان اون داشت فراد میکرد
و مسلح...مجبور بودیم
من یه گزارش کامل از جفتتون میخوام،هرچی سریعتر
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.