Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
478)}کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | animkingdom.xyz/Forum\Nآدرس تلگرام ما: @animkingdom | @animkingdomsub\Nآدرس ساب سین ما: https://subscene.com/u/1131834\Nآدرس اینستاگرام ما: https://www.instagram.com/animkingdom/\Nکپی و یا دستکاری و انتشار زیرنویس های فارسی تیم ترجمه انیم کینگدام در آپارات، نماشا و مشابه آن توسط شما حرام است و ترجمه های انیم کینگدام را بدون کسب مجوز از ما در سایتها و کانالهای خودتان قرار ندهید که حرام است\Nمترجم: liana\Nبا تشکر از تمامی شما که فقط زیرنویس اختصاصی انیم کینگدام را تماشا کردید
Utsuru sekai sorezore ni
Kataritsugareteku taisetsu na story
Towa no nagare e to mi o makasete
Garakuta nante kotoba ga kokoro o nerau sore demo
Kono mi ni yadosu kagayaki shinjite kureru anata e
Ten ni chikai yakusoku shiyou mamori tsuzukeru to
Gin no kaze ga
Itsuka no arishi hibi e to sasou
Take my hands futatabi furetara
Nozomu mirai misueru hitomi
Nerau wa haruka na kibou kizuna o tsumuide
Unmei no moto meguriai tsudoeba antique memory itsumademo
بینهایت نجیب و باشکوه
برون نازو و کوچولوی من!
بالاخره به هوش اومدی! خیلی خوشحالم!
ف-فوروساتو؟
آخ جون! برون به هوش اومده!
حال و احوالت چطوره؟
چه خبره اینجا؟
بیخیال بابا
وقتی شوگان تورو با اون وضع برگردوند\Nوقتی فوروساتو چشش بهت افتاد داشت از ترس سکته میکرد
ایه یاسو چیکار کرد...؟
ماموریتمون چیشد؟ چطور پیش رفت؟!
منظورت از "چطور پیش رفت" چیه؟
برون؟
یعنی حتی هیچ کدوم از کارایی که کردی؟
درسته! من...
آره! واقعا باشکوه و درخشان بودی!
کی فکرشو میکرد که تو اون لحظه تو بتونی \Nهمچین واکنش شگفت انگیزی از خودت نشون بدی؟
!واقعا حیرت آور بود
حالا اینقدر خودتو دسته بالا نگیر
چون خودم میتونستم اون موقعیت رو کنترل کنم
پس اون نهایت شکوه و صلابت بود؟
درواقع یعنی نشانمون تفنگداران نجیب و باشکوهه؟
چرا نریم و خبر این موفقیت\N بزرگ رو به ناپلئون و بقیه ندیم؟
سرباز جوان
تو نتنها ماموریتتو با موفقیت به اتمام رسوندی\Nبلکه نهایت شکوه و صلابتت رو هم کشف کردی؟
این برای باردیگه نشون میده که غرایز من دوراز اشتباه بودن!
و کنتاکی
من باید باردیگه ازطرف گروه مقاومت ازشماها تشکرکنم
واقعا ازتون ممنونم
به یاد دارم که بهتون گفته بودم اگه اوضاع پیچیده و از کنترلتون\N خارج شد اولویت اول اینه که حافظ جونتون باشین و سریع برگردین
میدونم که دربرابر دستورات شما ایستادم وازشون سرپیچی\N کردم، بنابراین تموم مسئولیتشو به گردن میگیرم
لطفا عذرخواهی صمیمانه ی منو رو بپذیرید
از اونجایی که به اشتباهت پی بردی\Nهمین برام کافیه
من فقط از شما میخوام درماموریت های بعدی به خوبی\N به دستوراتی که به شما داده میشه عمل کنین
از حالا به بعد من همچنان به اصول قهرمانانه ی\Nخودم پایبندم و تا ابد ادامش میدم
و حتما برای رئیسمون پیروزی رو به ارمغان میارم!
نه؟
بس کون...
خپ پس! اگه تموم این مسائل سر جوانمردی و شجاعته\Nفکر کنم باید به سادگی قبولش کنیم!
اعلحضرت!
درحالی که این خودش میتونه یه اتفاق ناخوشایند باشه
حالا که اون تونسته متوجه نهایت شکوه و صلابتش بشه
برای انگیزه ای که داریم اون الان به عنوان\N یه شخصیت کلیدی محسوب میشه
اگه اون یادنگیره که چطوری برای کنترل قدرتش\Nمحتاط نباشه اونوقت ممکنه که تو بد دردسری بیافتیم
مردان جوان
شماها به عنوان یه امید درخشان برای آینده ی این انقلابین
!پس حالا برین و استراحت کنین و به\N تجدید روحیه تون بپردازین
واوو- پسر!
میتونی ببینی با این دوش آب گرم تموم \Nاین خستگی داره تنمون درمیاد؟
!خیلی احساس خوبیه
ما مجبور بودیم با اون سرو وضع ژولیده ونامرتب\Nبیرون بیایم تازه باید با بدبختی از کوه ها هم عبور میکردیم
تازه باید بعدش خیلی خوب به اسلحه هامون یه نگاه ببندازیم
باید اینکارو کنیم
!حالا بگیر که اومد
کن چان!
بگیرش! بازم! الان کلشو روسرت خالی میکنم!
نزارین این آب گرم \Nو آرامش بخشی که نصیبمون شده هدر بدره
به این راحتیام نیست که \Nبتونن کل این آبو برامون پمپاژکنن
فهمیدیم
برون...
تو چطوری تونستی \Nمتوجه نهایت شکوه و صلابتت بشی؟
ما هممون تفنگداریم
اما ما حتی به مقدارخیلی ناچیزی هم نمیتونیم از \Nنهایت شکوه و صلابتمون اینجوری استفاده کنیم...
به خاطر همین منم میخوام نیرومو شکوفا کنم!
منم میخوام از نهایت شکوه و صلابتم استفاده کنم و برای\N بقیه ی افراد و به خصوص برای رئیسمون با جون و دل بجنگم
به منم بگو راهش چیه!
...اسپرینگ
این-
این...؟!
خودمم نمیدونم
خیلی یهویی اتفاق افتاد
تموم چیزی که به یاد دارم این بود که\N احساس میکردم دارم از درون میسوزم
مثل این بود که یه گدازه ی به شدت سوزاننده\Nاز طریق رگهام به خونم جریان پیدا کرده
با اینحال درهمون زمان احساس کردم \Nمغزم داره از سرمای شدید یخ میزنه
و دقیقا میدونستم که باید چه کاری رو انجام بدم
این تموم چیزیه که میتونم توضیح بدم
اما...
واقعا که یه سرباز بدردنخوری
من از کجا باید بدونم؟ اگه خیلی از روش من\N خوشت نمیاد پس برو خودت راهتو پیدا کن
داری منو مسخره میکنی؟!
همم؟ بس کون حالا که دارم فکرشو میکنم\Nاصلا رفتی و از ایه یاسو به خاطر کارش تشکرکنی؟
شماها دیگه چرا عین جوجه دنبال من راه افتادین؟
درسته؟
آره! در درجه ی اول باید ازشون بخوایم که نحوه ی\N دست یافتن به این نیرو رو بهمون آموزش بدن
پس...؟
هایــــی!
یوکیمورا\N"شوکوشازوتسو"اسلحه ی گرمی که توسط سانادا نبوشیگه "یوکیمارو"درمحاصره ی اوساکا ازش استفاده کرد
برون بس؟
دیگه اینقدر بزرگش نکن
توکوگاوا شوگان دوم
489)}اولین استفادت از استعدادت واقعا عالی بود
492)}ولی این کارباعث میشه که نیروی جسمی\N و ذهنی زیادی رو ازدست بدی
فقط شما دوتا اینجایین؟
شوگان این اطراف نمیبینم؟
اون-
ایه یاسو\Nاسلحه ی قدیمی و موردعلاقه ی شوگان توکوگاوا ایه یاسو
و چی شما \Nچهارتارو به اینجا کشونده؟
یوکیمورا...
من شنیدم که گویا شما سه نفر بعد اینکه \Nاز هوش رفتم برم گردوندین به اینجا
به خاطر همین من... فقط میخواستم \Nبگم که ازتون متشکرم
همش همین بود؟ هرکس دیگه ای هم بود \Nهمین کارو انجام میداد
منم از احساساتتون قدردانی میکنم
پس من اینطور برداشت میکنم که شما برای\Nیه چیزی بیشتر از اینا به اینجا اومدین
تو دوست داری بدونی چطورمیتونی قدرتتو کنترل کنی درسته؟
گفتنش سخته و این اتفاق برمیگرده به روزی که
ما برای ماموریتی رفته بودیم
نه؟
خیلی خب پس خودت برو و توضیح بده
من... فقط به عنوان یه سرباز وفادار به سرورم خدمت کردم
و درنتیجه این استعداد به من هدیه داده شده و...
اینکه دقیقا همون چیزی بود که من گفتم!
آخه من چم شده؟!
پس درواقع اینطوری بوده؟
هنوز متوجه نشدی
آره منم هنوز متوجه نشدم که این "نجابت و شکوه"در \Nاین داستان دقیقا دارن چه نقشی رو ایفا میکنن
ایه یاسو؟
خودمم خیلی دوست دارم بدونم
من خیلی درگیر این قضیه بودم که بدونم داره چه اتفاقی میافته
به سختی میتونم به یاد بیارم که چه \Nچیزی باعث شکوفا شدن استعدادم شد
به خاطر همینه که میخوام درموردش بدونم
میخوام نحوه ی استفاده کردن ازش رو یاد بگیرم
برون بس...
باید بگم من اون شخصی نیستم بخوای ازش سوالتو ازش بپرسی
پس من باید چه گلی به سرم بگیرم؟
گل پسر
روزگار بر وقف مراده؟
...هول
درسته؟
نه؟
هال\Nیک اسلحه ی گرم آمریکایی که از سفر پری به عنوان \Nهدیه برای توکوگاوا شوگان شوگوناته آورده شد
462)}من مثل یه ستاره ی درخشان میمونم!
آواره ای مثل تو الان ازمن چی میخواد؟
باشه؟
یه شخص خاصی بهم گفت که انگاری\Nیه نفر تونسته استعدادشو شکوفا کنه
خب حالا مثلا میخوای چیکار-
من فقط میخواستم این موفقیت بزرگ \Nو دوستداشتنی رو باهات جشن بگیرم!
بیا تمومش کنیم! و تاشب به آسمون\N زیبا و حیرت انگیز خیره بشیم!
من انقدر بیکارنیستم که بخوام تموم وقتمو باتو هدر بدم
پس بزار اینجوری بگم...
درسته؟
درحال حاضر اون دوتا گردن کلفتا گرفتار شدن
درسته؟
تو-
ولی بزار درنظربگیریم که اون جوونا\Nشاید و ممکنه دلیلی برای کاری که کردن داشتن
هاه؟
حالا میریم سر قسمت دوم!
بزار بگیم اون بچه ها تموم جیره ی غذایی شون حذف شده بوده\Nو هیچ خانواده ایم نداشتن که بخوان تامینشون کنن
پس چطوری تا الان زنده موندن؟
چرا داری پرت و پلا میگی؟!
جلو ی پاتو نگاه کن مردک کور!
!اصلا معلوم هس داری به کجا نگاه میکنی
شماها بودین که بهم تنه زدین
چی گفتی؟
یعنی اون پیرمرده از عمد اینکارو براشون کرد...؟
توی این دنیا خیلی چیزا \Nهس که قادر به دیدنش نیستی
اما اگه چشماتو خیلی خوب باز کنی\N و حواست به دوروبرت باشه
اون موقع این دنیا به نظرت خیلی بزرگتر\N از اون چیزی که به نظر میرسه برات جلوه نمایی میکنه
...هول
ولی این دلربایی درخشان و سوزاننده ی منو نادیده بگیر
!من توانایی این گرمای عمیق رو ندارم
اما من نمیتونم اینجا وایستمو فقط برای تو موعضه کنم\Nبه خاطر اینکه بقیه ی این جهان هستی درانتظار من هستن!
!میبینمت
من دیگه هیچ وقت نباید خودمو با گوش دادن\N به حرفای احمقانه ی اون اذیت کنم
هاه...؟
558)}نیکولا! نویل!
اینا واقعا یه گوله ی دردسرن
چرا رپه باید به خاطر اینکه یه چهارتا اسنک\Nکوچولو رو دزدکی برداشتیم بخواد اینقدر مسخره بازی دربیاره؟
نویل! چرا براش یه چاله ی عمیق حفرنکنیم و روشم\N یه تله ی باحال نزاریم تا وقتی که از روش رد شد با مغز بیافته توش؟
خیلی ایدت خفن بود!
بیا یکمیم توشو با آب گلی و لجنی پرکنیم
درست میگم؟
خب ممکنه دیگه یکم زیاده روی-
هاه؟
پس اینجایین
هم؟
گرتل
دایی جون!
من شمادوتارو ازپشت دیدم
درست همین الان
نکنه این دوتا همونان؟
این دوتا وروجک چندروز پیش\Nاز چندتا تپانچه ی دیگه اومدن
شماها کی هستین؟
428)}اسم من لئوپلد هست
لئوپلد\Nاسلحه ی چرخ دنده ای قفل دار که توسط \Nامپراتور مقدس روم لئوپلد اول نگهداری میشد
457)}مطمئنم که اولین باریه که داریم همدیگه رو میبینیم
دوقلوهای جوان و دوستداشتی
468)}و منم مارگاریتا هستم
مارگاریتا ترزا بود
496)}میدونم که اسمم به نظر دخترونه میاد
467)}اما این اسم شخصیه که برای اولین بار منو گرامی شمرد
!به خاطر همینم خیلی دوستش دارم
ما کسایی بودیم که شما دوتارو پیدا کردیم
درست مثل همینی که پیداش کردیم
!لعنتی
خب چرا ما الان اینجاییم؟
چه عطرو بویی داره این چای
خوشحال میشم اینجا بمونی تا بتونیم\N باهمدیگه از اوقاتمون لذت ببریم درست مثل خوردن این چای
ذهنتونو درگیر نکنید!
لئوپلد سان
خیلی خوشحالم که ناپلئون همچین درخواستی رو ازم کرد
خیلی درموردش فکر کرده بودم!
هنوز نتونستی چیزی درمورد این "نیرو" کشف کنی؟
نه بابا! اخه چطور باید درمورد چیزی که هیچ\N سرنخ و یا توضیحی درموردش نیست بفهمیم؟
این داستان یه معضل فلسفی به نظر میاد
لئوپلد و مارگاریتا برگرشتن؟
!خودت برو یه نگاهی بنداز
و حدس بزنین چیشده!
اونا واقعا یه چیزی هستن که هرسری\N با خودشون یه تفنگ جدید میارن
شاید این همون چیزیه که بهش میکن شکوه و صلابت
لئوپلد سان
542)}موقعیت بیرون از اینجا درچه وضعیتی قرار داره؟
574)}مثل همیشه بدون تغییر
ارتش امپراتوری جهانی هنوزم به تصاحب اندک\Nچیزهایی که مردم دارن ادامه میده
اسمشم گذاشته "صلح مطلق"
من جدیدا با اندازه گیری ها و اطلاعت\Nپیچیده و دقیقی که بدست آوردم میتونم بگم
که توان مردم درتامین پوشاک و حفظ و نگهداری\Nجیره ی غذاییشون به شدت کاهش پیدا کرده
اونها با اینکارشون به راحتی تمام اصل مقاومت\Nرو دور زدن و به ظاهر بهش میگن ایجاد"صلح"
و هرچیزی که از مردم به زور تصاحب کردن رو با خودشون به\N پایتخت میارن و با این کار جیبای خودشونو پر میکنن
انگار افسار مردم دستشون افتاده \Nو بیشترازاین دارن بهشون فشار میارن
دقیقا
من حتی نمیتونم فقط با یه کلمه بیقراری خودمو با تماشای شلوغی\N عصف بار و کارهای کثیفی که اونها انجام میدادن بیان کنم
!برون
بچه ها...
تو این موقع شب فکرکردی داری کجا میری؟
من فقط...
میدونین یادم میاد یه زمانی این اطراف\Nیه رودخانه ای بود که البته یه بندرم داشت
قیافت داره داد میزنه که داری به چی فکر میکنی
!ماهم باهات میایم
این...
فکرمیکنی مامیزاریم تو تموم این شکوه و افتخارات\Nرو نصیب خودت کنی سرباز حقه باز!
کن چان
تو فقط نمیخوای کم بیاری
آخ! آخ!
بنظرت چطوره برای اون دهن گشادت یه راه حلی پیدا کنیم؟
شکرخوردم! آخ!
درسته؟
کن چان!
به جاش فقط دنبالت راه میافتیم
متوجه شدی؟
...حالا هرچی
به نظر میرسه که دوباره دارن محموله ی \Nجدید رو برای پایتخت میبرن
پس بهتره هرچه سریعتر اونارو نابود کنیم تا نتونن باربزننشون!
فکرمیکنی این مسئله شوخیه؟
یادتون رفته؟
ما باید برگردیم و گزارش این اتفاق رو بدیم
بیاین بزاریم خود کیودو سان درمورد این تصمیم بگیره
ما باید بریم و ببینیم که داخلشون چه چیزایی هست
چی؟
بس کون!
شمادوتا دیگه اخه چرا؟
آخه چراباید اینا اینشکلی باشن؟!
واووو! همه ی اینا غذاست!
اینا همش نیست
لباس و سوخت هم اینجا هست
انگاری اونا خیلی چیزا اینجا برای خودشون مخفی کردن!
...اگه ما همه ی اینارو داشته باشیم
تو هنوز راضی نشدی؟
بیان برگردیم و گزارش اینارو بدیم
اون یکی از کشتی های باربری امپراتوریه!
اون اینجا اونم به این زودی چه غلطی میکنه؟!
چیشده
فکر میکردم وقتی برگردم یکم سرزنده تر میشم
همین الانشم خیلی دیره...
و دقیقا الان چی تغییر کرده؟
من میخوام خیلی زود برگردم و گزارش \Nکارو به امپراتور ناپلئون بدم
اون باید بدونه که من چه رشادت هایی ازخودم نشون دادم!
قطعا تاصبح که میتونی صبرکنی
ناپلئون که قرار نیست فرار کنه
درسته؟
تو یه ادم حیله گری
من علاقه ای به همچین کاری ندارم
اما چرا فقط برای امروز رو استراحت نمیکنیم؟
من واقعا خیلی خسته م...
...آروم باشین بابا
همم؟
الان دقیقا چه اتفاقی افتاده که برون و گروهش بیخوابی\Nزده به سرشون و برای شبگردی رفتن بیرون؟
دقیقا به خاطرهمین بود که باید برمیگشتیم!
باشه؟
اخه چرا باید این ناقص العقلا انقدر تو بار\Nزدن محموله هاشون عجله داشته باشن؟!
نگاه کنین!
!پس بریم تو کارش
!بدبخت شدیم
چقدر زیادن اینا!
به نظر نمیرسه که دیگه بتونیم بیشتر ازاین فرار کنیم
بگیرین که اومد!
مطمئن شین که تو این زمان حیاتی زمان \Nبیشتری رو صرفه جویی کنین!
یادتون باشه که تو هردقیقه فقط یه بار میتونیم \Nشلیک کنیم ولی نمیتونیم تنبلی کنیم!
!بگرینش لعنتیا
لعنتی! خیر سرم عنوان من یه "تفنگداره"!
ما الان اینجا فقط یه دسته جنگنده به دردنخوریم!
...کنتاکی
منو پوشش بدین
من میرم اونور
بس کون...؟
!برون
!ای احمق
!اونو پوشش بدین
نهایت... شکوه و صلابت...
اما... چرا...؟
!من... دفعه پیشم همینکارو کردم
...اگه الان نتونم ازش استفاده کنم
!کارهممون تمومه
!برون
!لعنت
!کافیه دیگه
هایـــی!
!بقیشو بسپرین به ما
بعد ازتون بازخواست میکنیم
...شما بچه ها
به نظر میرسه که اینبار خیلی دیرنکردیم
...ایه یاسو
این اون شکوه و صلابتیه که ازش حرف میزنی؟
دفعه ی پیش که کارکرد! اما الان...
من چیرو ازدست دادم؟!
قبلنم یه باربهت گفتم
من اون کسی نیستم که بخوای سوالتو ازش بپرسی
!نهایت شکوه و صلابت
دنبالم بیاین
سرورم
بعدا میتونیم امتیازاتمونو باهم مقایسه شون کنیم!
شماها همیشه باید به اعماق وجودتون نظرکنین
شکوه و صلابتی که دروجودتون هست رو ترسیمش کنین
این دقیقا همون جاییه که میتونین نهایت\N شکوه و صلابت رو پیدا کنین
و اونجاس که شما
به پیوند قدرتهاتون پی میبرید...
!روح شما سلاح شماست
اونجارو نگاه کنین...!
...خارق العاده س
شکوه و صلابتی که...دراعماق وجودم \Nهست رو ترسیمش کنم؟
فکرنکنم تا آخرعمرمون بتونیم پوست کندن اینارو تموم کنیم
این تقصیر ما بود که بدون هماهنگی رفتیم\Nبیرون و اون همه دردسر درست کردیم
این حداقل کاریه که میتونیم انجام بدیم
این توبودی که مارو دنبال خودت کشوندی\N و تو همچین دردسری انداختی
سرباز کله پوک
ما خودمونم مقصریم پس نمیتونیم به خاطر \Nاینکه دنبالش رفتیم اونو سرزنش کنیم
تو ترجیها برای اینکار خوبی\Nدرسته کنتاکی؟
با تغییر رنگت منو شگفت زده کردی
این کار شایسته ی یه تک تیرانداز نیست
ماهم به اندازه ی اونا تو کارمون ماهریم!
شگفت انگیزتر از اون چیزیه که فکرمیکردم...
چطور میتونی اینقدر بد باشی...؟
یکم دیگه براتون آوردم تا پوستشونو بکنین!
این تنبیه به اندازه کافی\Nبرای دردسری که درست کردین مناسبه
بزارین من اینکارو انجام بدم! قسم میخورم \Nبه اشتباه خودم پی بردم!
چاپلوس!
شماها فقط دارین جیرهای غذایی ارزشمندمونو هدر میدین!
!تو همش داری مارو تو این بدبختی میندازیا
ولم کنین! بزارین کارمو کنم!
ایه یاسو
من آدمی نیستم که بخوام سخنرانی کنم\Nولی اونا باید به کاری که انجام دادن خوب فکر کنن
تو درمورد اونا چی فکرمیکنی؟
اونا عاری از نظم و انضباطن
برای خودشون یه چیزی میشن
باید بشن
نمیتونم بگم که زمانش ممکنه چه وقت برسه
خودم میدونم نیاز نیست بهم یادآوری کنی
من دیگه هرگز نمیخوام دوباره ازش استفاده کنم
و همچنین رئیسمون...
478)}کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | animkingdom.xyz/Forum\Nآدرس تلگرام ما: @animkingdom | @animkingdomsub\Nآدرس ساب سین ما: https://subscene.com/u/1131834\Nآدرس اینستاگرام ما: https://www.instagram.com/animkingdom/\Nکپی و یا دستکاری و انتشار زیرنویس های فارسی تیم ترجمه انیم کینگدام در آپارات، نماشا و مشابه آن توسط شما حرام است و ترجمه های انیم کینگدام را بدون کسب مجوز از ما در سایتها و کانالهای خودتان قرار ندهید که حرام است\Nمترجم: liana\Nبا تشکر از تمامی شما که فقط زیرنویس اختصاصی انیم کینگدام را تماشا کردید
\Nagetai iro to hanakotoba ni komeru
Life is the flower for which love is the honey
\Nboku ni surudoi toge o ataetan darou
\Nbyouki bakari hakobi sugu karasou to suru
Donna hiatari no warui basho kara mo\Ntaiyou o motomeru kusagi ga nobiru you ni
Kimi ga utumuku garden chair made tsuta o karameru
Areta niwa ni sabishisou na kimi o mitsuketa
Boku wa tsuchi no shita de nemuru no o yameyou
Tatta ichirin demo sashi iro ni wa akarui iro o
Kimi no soba de tsuyoku sakitai to negau
\Noboreru hodo ai ga afureru hi demo
همونطور که گفته شد چه کسایی هستن که هنوز \Nاز کاراشون درس عبرت نگرفتن؟
خب حالا چطور باید فلکشون کنیم؟
هاه؟! تنها اهمیتی که میتونم بهشون بدم \Nاینه که بزارم سخت تنبیه بشن
ولی من نمیتونم!\Nاینجوری اونا خیلی سریع تلف میشن!
چیزی که من واقعا میخوام فوران موجی گرمای احساسه\Nبه خاطر همین عاشق اینم که گرمای لوله ی تفنگ رو لمس کنم
من به طرز عجیبی برام مه نیست و بهش اهمیت نمیدم
فقط بزار به پوست کندنشون ادامه بدن
!با شکوه و صلابت بجنگ
!نجیب و باشکوه باش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.